‫﻿۱
00:00:01,933 --> 00:00:04,268
‫خلاصه اینجوری بود که از
‫زندانِ فضایی‌ها فرار کردم

2
00:00:04,270 --> 00:00:05,536
‫عجب جای ترسناکی بود

3
00:00:05,538 --> 00:00:08,105
‫وای ریک! عجب ماجرای خفنی

4
00:00:08,107 --> 00:00:10,241
‫- ای‌کاش می‌تونستم اونجا باشم و ببینم
‫- بی‌خیال

5
00:00:10,243 --> 00:00:13,210
‫کی دلش می‌خواد یه دانشمند دیوانه رو ببینه که
‫با استفاده از ابزارِ علمی‌تخیلیِ دست‌ساز

6
00:00:13,212 --> 00:00:15,179
‫نگهبانان تعلیم‌دیده فضایی رو کُشته

7
00:00:15,181 --> 00:00:17,214
‫"درحالی که می‌تونیم توی "شونی
‫کنار خونواده‌مون بشینیم؟

8
00:00:17,216 --> 00:00:20,117
‫،بابا، خیلی خوبه که تو برگشتی
‫مهم نیست کجا باشیم

9
00:00:20,119 --> 00:00:21,819
‫ولی دوست نداری برگردی خونه؟

10
00:00:21,821 --> 00:00:24,021
‫،سخنرانی احساساتی بود عزیزم
‫ولی شونی خونه‌ی منه

11
00:00:24,023 --> 00:00:25,389
‫آره، ولی تو تازه از زندان فرار کردی

12
00:00:25,391 --> 00:00:27,892
‫آخه اینجا با اون زندان چه فرقی داره...

13
00:00:27,894 --> 00:00:29,660
‫جری، بلند شو و لباساتو در بیار

14
00:00:29,662 --> 00:00:30,861
‫و ۱۲ مرتبه پیچ بخور

15
00:00:30,863 --> 00:00:32,329
‫رو چشام

16
00:00:32,331 --> 00:00:34,832


17
00:00:37,570 --> 00:00:39,036
‫۶تا پیچ، ها؟

18
00:00:39,038 --> 00:00:40,905
‫شما منو به یه دستگاه سری ۹۰۰۰ وصل کردین؟

19
00:00:40,907 --> 00:00:44,974
‫شما حشراتِ کیری درپیت فکر نمی‌کردین که
‫من ارزشِ بهترین تجهیزات‌تونو داشته باشم؟

20
00:00:44,976 --> 00:00:46,844
‫منم به این حشراتِ پولکی گفتم

21
00:00:46,846 --> 00:00:48,913
‫می‌دونین این یارو کیه دیگه، نه؟"

22
00:00:48,915 --> 00:00:50,948
‫اگه می‌خواین از باهوش‌ترین پستاندارِ کهکشان"

23
00:00:50,950 --> 00:00:53,784
‫،اطلاعات بیرون بکشم
‫"باید یه آنالیزورِ مغز خوب بهم بدین

24
00:00:53,786 --> 00:00:55,486
‫،بهتره یکم پنکیک هم سفارش بدی

25
00:00:55,488 --> 00:00:57,721
‫چون دلیلی نمی‌بینم که
‫از این قسمتِ مغزم خارج بشم

26
00:00:57,723 --> 00:00:59,156
‫چرا فکر می‌کنم باید خارج شی

27
00:00:59,158 --> 00:01:01,292
‫درنهایت باید مخچه‌تو آروم کنی...

28
00:01:01,294 --> 00:01:04,361
‫- اسمش شونی ـه
‫- مگرنه سری ۹۰۰۰ مغزتو از کار میندازه

29
00:01:04,363 --> 00:01:06,697
‫به اندازه کافی آروم شدم؟

30
00:01:06,699 --> 00:01:07,898
‫من تحسین‌ـت می‌کنم ریک

31
00:01:07,900 --> 00:01:09,099


32
00:01:09,101 --> 00:01:10,401
‫وقتی من...

33
00:01:10,403 --> 00:01:11,569


34
00:01:11,571 --> 00:01:12,803
‫ریک، این چه کاریه...

35
00:01:12,805 --> 00:01:14,138


36
00:01:15,374 --> 00:01:16,707
‫چی شده؟

37
00:01:16,709 --> 00:01:18,876
‫گفتنش سخته، ممکنه یه جور باسن تولید کرده باشه

38
00:01:18,878 --> 00:01:20,110
‫می‌تونه همچین کاری کنه؟

39
00:01:20,112 --> 00:01:23,247
‫اون باهوش‌ترین موجود جهان ـه

40
00:01:23,249 --> 00:01:27,500
‫تــرجــمــه از: امـــیــن و سـارا
‫<font color=Crimson>Miss Harley</font> & <font color=Rosybrown>AminGeneral</font>
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[ TvWorld.info ]</font>

42
00:02:00,224 --> 00:02:02,925
‫،دارم بهتون میگم، اینکه فدراسیونِ کهکشانی
‫زمین رو تصاحب کرده

43
00:02:02,927 --> 00:02:04,927
‫بهترین اتفاقیه که تاحالا واسه این خونواده افتاده

44
00:02:04,929 --> 00:02:06,829
‫،امروز ششمین ترفیع‌مو توی این هفته گرفتم

45
00:02:06,831 --> 00:02:08,064
‫و هنوزم نمی‌دونم چیکار می‌کنم

46
00:02:08,066 --> 00:02:09,799
‫چه اهمیتی داره چقدر ترفیع گرفتی؟

47
00:02:09,801 --> 00:02:11,334
‫بجای پول به همه قرص میدن

48
00:02:11,336 --> 00:02:13,336
‫،هرموقع خودتم نفهمیدی شغلت چیه

49
00:02:13,338 --> 00:02:14,770
‫می‌تونی با قواعد خودت زندگی کنی

50
00:02:14,772 --> 00:02:16,973
‫سامر، احترامِ پدرتو نگه دار

51
00:02:16,975 --> 00:02:20,375
‫اون درآمدش به قرصِ جویدنی ۶ رنگ رسیده

52
00:02:20,377 --> 00:02:20,643


53
00:02:20,645 --> 00:02:22,411
‫همین الان جمعش می‌کنم.
‫قرص‌های همگی چطوره؟

54
00:02:22,413 --> 00:02:24,413
‫اوه مورتی، تو که به قرص‌هات دست نزدی

55
00:02:24,415 --> 00:02:26,449
‫،واسه نهار قرص‌های بزرگی خوردم

56
00:02:26,451 --> 00:02:28,618
‫نمی‌خواستم دیگه قرص بخورم!

57
00:02:28,620 --> 00:02:29,819


58
00:02:29,821 --> 00:02:31,053
‫متشکرم کانروی

59
00:02:31,055 --> 00:02:32,321
‫داری لوس‌مون می‌کنی کانروی

60
00:02:32,323 --> 00:02:34,123
‫بابابزرگ ریک این وضعو تحمل نمی‌کرد!

61
00:02:34,125 --> 00:02:36,792
‫دیگه اسمشو جلو من نیار!
‫اون مارو ترک کرد

62
00:02:36,794 --> 00:02:38,327
‫ویلم دفو!
‫[ بازیگر ]

63
00:02:38,329 --> 00:02:40,363
‫امروز صبح هرچی فکر می‌کردم
‫اسمش یادم نمی‌اومد

64
00:02:40,365 --> 00:02:41,864
‫اشتباهِ منو نکن سامر

65
00:02:41,866 --> 00:02:43,633
‫به آدمایی که ترکت می‌کنن فکر نکن

66
00:02:43,635 --> 00:02:46,936
‫آخرت میشه یه جراح اسب توی دنیایی که
‫فضایی‌ها اداره‌ش می‌کنن

67
00:02:46,938 --> 00:02:48,838
‫که داروهاشون همه‌ی اسب‌ها رو

68
00:02:48,840 --> 00:02:50,439
‫واسه همیشه سالم نگه می‌داره

69
00:02:50,441 --> 00:02:52,375
‫الان اسب‌ها بیشتر از لاک‌پشت عمر می‌کنن

70
00:02:52,377 --> 00:02:53,976
‫تو اینو واسه خودت می‌خوای؟

71
00:02:53,978 --> 00:02:57,079
‫شاید فقط اینو بخوام که وقتی با داد رفتم تو اتاقم
‫واست مهم باشه!

72
00:02:57,081 --> 00:02:59,614
‫کی واسه قرصِ سوخاری جا داره؟

73
00:02:59,616 --> 00:03:00,182
‫اووووه!

74
00:03:00,184 --> 00:03:02,652
‫فهمیدم چرا این رستوران خونوادگی رو به عنوان

75
00:03:02,654 --> 00:03:04,120
‫مخچه‌ت قرار دادی

76
00:03:04,122 --> 00:03:07,356
‫،خیلی امن و راحته
‫خیلی "شونی" ـه

77
00:03:07,358 --> 00:03:10,626
‫ولی قبول کن ریک، اگه اینجا گیر بیوفتی
‫دیوونه میشی

78
00:03:10,628 --> 00:03:11,961
‫بریم سراغِ خاطرات ـت

79
00:03:11,963 --> 00:03:13,162
‫اوه چیزی مَدِ نظر نداری؟

80
00:03:13,164 --> 00:03:14,897
‫اولین باری که شَق کردم رو می‌خوای ببینی؟

81
00:03:14,899 --> 00:03:16,032
‫یا مستقیم بریم سراغِ وقتی که

82
00:03:16,034 --> 00:03:17,800
‫اولین بار سفرِ میان‌بُعدی رو کشف کردم؟

83
00:03:17,802 --> 00:03:20,369
‫اوه، خرطوم‌های شُل‌ و ول ـت حرکت کردن

84
00:03:20,371 --> 00:03:22,471
‫این یعنی تحریک شدی؟
‫یا بهت خبر دادن که

85
00:03:22,473 --> 00:03:24,006
‫یکی از دوستات یه درخت انگور پیدا کرده؟

86
00:03:24,008 --> 00:03:25,307
‫تحریک شدم

87
00:03:25,309 --> 00:03:27,209
‫بله، خیلی دوست دارم اون خاطره رو ببینم

88
00:03:27,211 --> 00:03:28,477
‫که تفنگ پورتالی‌ـت رو اختراع کردی

89
00:03:28,479 --> 00:03:31,347
‫آره خب به همین خیال باش
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">از اصطلاحی استفاده می‌کنه که ]
‫[ معنی لغویش نوک پستان هست</font>

90
00:03:31,349 --> 00:03:33,849
‫اگه از نظر روانی تسلیم بشی چاره‌ای نداری، ریک

91
00:03:33,851 --> 00:03:38,087
‫،خب بستگی داره کی اول تسلیم بشه
‫من یا پستونات

92
00:03:39,957 --> 00:03:41,357
‫تو رو یادِ کسی نمیندازه؟

93
00:03:41,359 --> 00:03:43,292
‫خاطره‌ی تو از دخترت همینه؟

94
00:03:43,294 --> 00:03:44,960
‫بین حادثه‌ی ۱۱ سپتامبر

95
00:03:44,962 --> 00:03:46,696
‫و سوتی ورزشیِ مورد علاقه‌ات؟

96
00:03:46,698 --> 00:03:48,664


97
00:03:48,666 --> 00:03:52,435
‫،اگه اینجا بمونیم تو می‌میری
‫همراه با همه‌ی خاطراتت

98
00:03:52,437 --> 00:03:54,403
‫ولی اگه منو جایی ببری که می‌خوام...

99
00:03:54,405 --> 00:03:56,205
‫دخترت هم اونجاست، مگه نه؟

100
00:03:56,207 --> 00:03:59,308
‫روزی که تفنگ پورتالی رو اختراع کردم
‫همون روزی بود که اونو از دست دادم

101
00:03:59,310 --> 00:04:00,876
‫اوه چه خوب

102
00:04:00,878 --> 00:04:03,845
‫،من به چیزی که می‌خوام می‌رسم
‫و تو هم می‌تونی باهاش خداحافظی کنی

103
00:04:03,847 --> 00:04:05,614
‫باشه، ولی من می‌رونم

104
00:04:05,616 --> 00:04:07,583
‫۱۱سپتامبر بهونه‌ای میشه
‫برای گرفتن آزادی‌مون

105
00:04:10,521 --> 00:04:12,488
‫ها؟ داری چیکار می‌کنی؟

106
00:04:12,490 --> 00:04:15,224
‫بابابزرگ ریک حتما یه آزمایشگاه مخفی داره، نه؟

107
00:04:15,226 --> 00:04:18,027
‫که تفنگ لیزری و کوله‌پشتی جِتی
‫و تانک فضایی توشه!

108
00:04:18,029 --> 00:04:19,628
‫و می‌تونیم از زندان فراریش بدیم!

109
00:04:19,630 --> 00:04:20,996
‫این مگس‌های مُرده رو ببین!

110
00:04:20,998 --> 00:04:22,364
‫،شاید اگه به ترتیب خاصی بچینیم‌شون

111
00:04:22,366 --> 00:04:24,200
‫یه تصویر سه‌بُعدی پخش کنه
‫یا یه دری باز شه!

112
00:04:24,202 --> 00:04:25,768
‫سامر، داری منو می‌ترسونی

113
00:04:25,770 --> 00:04:28,104
‫می‌دونم اوضاع خیلی تغییر کرده و
‫،دلت واسه ریک تنگ شده

114
00:04:28,106 --> 00:04:30,106
‫ولی برگردوندنِ اون اوضاع رو بهتر نمی‌کنه

115
00:04:30,108 --> 00:04:31,674
‫الان اوضاعمون خیلی هم بد نیست

116
00:04:31,676 --> 00:04:33,175
‫ما خیلی بدبختیم مورتی!

117
00:04:33,177 --> 00:04:36,378
‫،الان حکومت نظامی داریم
‫،با تقویم مسخره‌شون من الان ۴۷ سالمه

118
00:04:36,380 --> 00:04:38,280
‫و برج ایفل رو مسلح کردن!

119
00:04:38,282 --> 00:04:40,883
‫،من که دوست دارم ۳۵ سالم باشه
‫الان می‌تونم ماشین کرایه کنم

120
00:04:40,885 --> 00:04:42,218
‫واسه اینکه تو بدبختی!

121
00:04:42,220 --> 00:04:43,552
‫از موقعی که بابابزرگ ریک دستگیر شد

122
00:04:43,554 --> 00:04:45,454
‫تو هیچی نگفتی، ولی حقیقت اینه که

123
00:04:45,456 --> 00:04:47,523
‫تو از اینکه ترکش کردی داری منفجر میشی

124
00:04:47,525 --> 00:04:48,924
‫اون همه رو ترک کرد!

125
00:04:48,926 --> 00:04:50,593
‫اون وقتی مامان بچه بود ترکش کرد!

126
00:04:50,595 --> 00:04:52,328
‫اون سیاره کوچیک هم ترک کرد!

127
00:04:52,330 --> 00:04:53,963
‫،و اگه تا حالا بهت نگفته بودم سامر

128
00:04:53,965 --> 00:04:55,364
‫اون تو هم ترک کرد

129
00:04:55,366 --> 00:04:57,032
‫توی دنیایی که خودش خراب کرد
‫تنهات گذاشت تا بمیری

130
00:04:57,034 --> 00:04:58,300
‫چون اون اهمیت نمیده!

131
00:04:58,302 --> 00:05:00,002
‫،چون هیچکس براش مهم نیست سامر

132
00:05:00,004 --> 00:05:01,537
‫حتی خودش

133
00:05:01,539 --> 00:05:03,606
‫پس اگه واقعاً می‌خوای بابابزرگ برگرده
‫یه بیل بردار

134
00:05:03,608 --> 00:05:06,442
‫چون تنها کسی که نااُمیدت نمی‌کنه
‫توی حیاط پشتی دفن شده!

135
00:05:06,444 --> 00:05:07,409
‫راست میگی!

136
00:05:07,411 --> 00:05:09,178
‫چی؟ نه راست نمیگم

137
00:05:09,180 --> 00:05:11,280
‫فقط جوگیر شدم!

138
00:05:11,282 --> 00:05:12,748
‫جوگیر شدم سامر!

139
00:05:12,750 --> 00:05:13,916


140
00:05:13,918 --> 00:05:16,018


141
00:05:16,020 --> 00:05:18,621
‫وای خدایا!

142
00:05:18,623 --> 00:05:19,288
‫وای!

143
00:05:19,290 --> 00:05:21,123


144
00:05:22,293 --> 00:05:23,559
‫کجا داریم میریم؟

145
00:05:23,561 --> 00:05:25,427
‫به روزی که همه چی شروع شد...
‫و تموم شد

146
00:05:25,429 --> 00:05:27,663
‫لحظه‌ای که همه چی رو تغییر داد

147
00:05:28,900 --> 00:05:31,100
‫به فست‌فود مک‌دونالد خوش‌آمدید.
‫سفارش‌تون؟

148
00:05:31,102 --> 00:05:32,835
‫یه مک‌ناگت ۱۰ تکه

149
00:05:32,837 --> 00:05:34,503
‫"همراه با یه عالمه سُس "سشوان

150
00:05:34,505 --> 00:05:36,305
‫هرچقدر اجازه داشتی سُس بده

151
00:05:36,307 --> 00:05:39,175
‫،"سال ۱۹۹۸، واسه فیلم شرکت دیزنی "مولان

152
00:05:39,177 --> 00:05:40,509
‫اونا...

153
00:05:40,511 --> 00:05:42,378
‫یه سُس جدید واسه مک‌ناگت درست کردن

154
00:05:42,380 --> 00:05:44,747
‫،به اسم سُس سشوان
‫و خیلی خوشمزه‌س!

155
00:05:44,749 --> 00:05:46,816
‫،و بعدش دیگه تولید نکردن
‫حالام دیگه نیست

156
00:05:46,818 --> 00:05:48,684
‫الان تنها جایی که می‌تونیم بخوریم
‫توی خاطرات منه

157
00:05:48,686 --> 00:05:50,820
‫ریک، الان مغزت داره ذوب میشه
‫بعد تو داری این کارا رو می‌کنی

158
00:05:50,822 --> 00:05:52,454
‫باشه خیلی خب، باشه

159
00:05:55,693 --> 00:05:57,560
‫- اون...
‫- منم

160
00:05:57,562 --> 00:05:59,495
‫قبلاً شلوار آبی می‌پوشیدم

161
00:06:04,368 --> 00:06:06,502
‫کِی سفرِ میان‌بُعدی رو کشف کردی؟

162
00:06:06,504 --> 00:06:08,237
‫من نکردم.
‫مــن کردم.

163
00:06:08,239 --> 00:06:10,840
‫بَه بَه بَه.

164
00:06:10,842 --> 00:06:12,441
‫ما رو نگاه کن.

165
00:06:12,443 --> 00:06:14,276
‫می‌دونی بدترین قسمتِ اختارع تـلپورت، کجاشه؟

166
00:06:14,278 --> 00:06:15,878
‫،یهویی می‌بینی می‌تونی تمام کهکشان رو سفر کنی

167
00:06:15,880 --> 00:06:17,213
‫،و اولین چیزی که یاد می‌گیری اینه که

168
00:06:17,215 --> 00:06:18,914
‫تو آخرین کسی هستی که تـلپورت رو اختراع می‌کنه.

169
00:06:18,916 --> 00:06:22,518
‫خوشبختانـه تو قراره
‫یه چیزِ خیلی خیلی قوی‌تری رو اختراع کنی.

170
00:06:22,520 --> 00:06:23,719


171
00:06:23,721 --> 00:06:25,120
‫چـی؟

172
00:06:26,824 --> 00:06:28,224


173
00:06:31,662 --> 00:06:33,662
‫سامـر، کسی لازم نیست چیزی درمورد این بدونه.

174
00:06:33,664 --> 00:06:36,031
‫،می‌تونیم بذاریمـش سرجاش و وانمود کنیم اصلاً ندیدیمـش

175
00:06:36,033 --> 00:06:37,499
‫مثه همون کاری که با پای مانکنـی که بابا داره کردیم.

176
00:06:37,501 --> 00:06:39,869
‫باشه بابا، همینجا بمونم.
‫خودم بابابزرگ رو نجات میدم.

177
00:06:39,871 --> 00:06:41,904
‫- و چجوری قراره این کار رو بکنی؟
‫- خودمم هنوز نمی‌دونم.

178
00:06:41,906 --> 00:06:43,105
‫همینجوری که جلو میرم یه کاریش می‌کنم.

179
00:06:43,107 --> 00:06:44,340
‫بابابزرگ ریک هم همین کار رو می‌کنه.

180
00:06:44,342 --> 00:06:45,608
‫قهرمان‌ها این کار رو می‌کنن.

181
00:06:45,610 --> 00:06:47,476
‫مـ می‌خوای ببینی ریک عجب قهرمانیـه؟

182
00:06:47,478 --> 00:06:49,278
‫مـ می‌برمت یه جایی سامـر.

183
00:06:49,280 --> 00:06:51,914
‫خدا بگم چیکارتون نکنه بچه‌ها.

184
00:06:52,783 --> 00:06:54,650
‫تکنولوژی غیرقانونی رو رها کنین

185
00:06:54,652 --> 00:06:56,852
‫تا نزدیک‌ترین نماینده‌ی کهکشان بهش رسیدگی کنه.

186
00:06:56,854 --> 00:06:59,321
‫بعدش باهم "بالدردَش" بازی می‌کنیم.

187
00:07:00,324 --> 00:07:02,758


188
00:07:04,996 --> 00:07:06,395


189
00:07:09,033 --> 00:07:10,766


190
00:07:10,768 --> 00:07:15,137


191
00:07:15,139 --> 00:07:17,773
‫وواای یا خدا!
‫وااای وااای، یا خـ...

192
00:07:17,775 --> 00:07:19,341


193
00:07:21,012 --> 00:07:23,045
‫وای خدایا.

194
00:07:23,047 --> 00:07:25,314
‫منم دقیقاً همین تاپ رو دارم.

195
00:07:25,316 --> 00:07:26,749
‫اینجا دیگه کجاست؟

196
00:07:26,751 --> 00:07:28,584
‫قضیه سامـرِ "عطش مبارزه"‌ای چیه؟

197
00:07:28,586 --> 00:07:32,554
‫اون خواهر منـه.
‫اینجا قبلاً خونه‌ی من بود.

198
00:07:32,556 --> 00:07:34,056
‫،فرض کن هرکاری دوست داشته باشی بکنی

199
00:07:34,058 --> 00:07:36,358
‫بعدش بری یه خط زمانی‌ای که
‫توش هیچ‌وقت اون کارا رو نکرده باشی.

200
00:07:36,360 --> 00:07:37,993
‫فرض کن هرجایی بخوای هروقتی که بخوای، بری

201
00:07:37,995 --> 00:07:39,561
‫هیچکی هم نتونـه جلوت رو بگیره.

202
00:07:39,563 --> 00:07:41,163
‫چه تنها.

203
00:07:41,165 --> 00:07:42,932
‫تنها؟ بابا فرض کن خودت رو داری...

204
00:07:42,934 --> 00:07:44,166
‫خودهای بی‌نهایت‌ات رو.

205
00:07:44,168 --> 00:07:45,701
‫یه‌جور مهمونیِ بی‌توقفـه که همه مهمونا

206
00:07:45,703 --> 00:07:47,369
‫تنها کسی هستن که ما ازش خوشمون میاد.

207
00:07:47,371 --> 00:07:49,004
‫،فک می‌کنی باحالـه باهوش‌ترین آدم روی زمین باشی

208
00:07:49,006 --> 00:07:50,606
‫،ولی این تکنولوژی رو که بهت بدیم

209
00:07:50,608 --> 00:07:53,409
‫میشی باهوش‌ترین موجود
‫توی تمام جهان‌های قابل‌تصور...

210
00:07:53,411 --> 00:07:56,011
‫ریـکِ بی‌نهایت، خودِ خدا.

211
00:07:56,013 --> 00:07:57,379
‫اِه، نمی‌خوام.

212
00:07:57,381 --> 00:08:00,115
‫می‌بخشید؟
‫داداش، ریـک‌ها این رو رَد نمی‌کنن.

213
00:08:00,117 --> 00:08:01,283
‫تو فک می‌کنی کی هستی؟

214
00:08:01,285 --> 00:08:03,419
‫،یه‌جور ریـک متفاوت
‫فک کنم.

215
00:08:03,421 --> 00:08:06,088
‫خب حالا می‌بینیم چقد طول می‌کشه.

216
00:08:08,192 --> 00:08:10,125
‫صداهای فضایی شنیدم.

217
00:08:10,127 --> 00:08:11,694
‫به جایی رسیدی؟

218
00:08:11,696 --> 00:08:12,695
‫یه جورایی.

219
00:08:12,697 --> 00:08:14,396
‫،یه نگاه طولانی به خودم انداختم

220
00:08:14,398 --> 00:08:17,032
‫و فک نمی‌کنم این قضیه علوم و اینا جواب بده.

221
00:08:17,034 --> 00:08:20,536
‫خب نظرت چیه برم بِـث رو بیارم و بریم بستنی بخوریم؟

222
00:08:20,538 --> 00:08:22,638
‫،اینی که گفتی دایان
‫آخرین ایده‌ی خوبیـه که

223
00:08:22,640 --> 00:08:25,140
‫توی این گاراژ به ذهن کسی می‌رسه.

224
00:08:25,142 --> 00:08:28,110


225
00:08:28,112 --> 00:08:30,946
‫خب فک کنم کرونِنـبرگِ کباب شده‌ی خوبیـه.

226
00:08:30,948 --> 00:08:34,450
‫مامان تو هم مثه... وحشیا شدی.

227
00:08:35,386 --> 00:08:36,852
‫باورم نمیشه ریـک اینکار رو کرده باشه.

228
00:08:36,854 --> 00:08:38,454
‫اینا اون قسمت‌هایی از ماجراجویی‌های ریـک هستن

229
00:08:38,456 --> 00:08:41,090
‫که تو نمی‌بینی...
‫اون قسمت‌هایی که باقی‌شون می‌ذاره.

230
00:08:41,092 --> 00:08:42,925
‫،خیلی‌خب
‫خیلی خوش گذشت بچه‌ها.

231
00:08:42,927 --> 00:08:46,095
‫واقعیتـش فقط می‌خواستم یه "دیدی بهت گفتم"ـی گفته باشم.

232
00:08:46,097 --> 00:08:48,063
‫- پس، خب...
‫- دنبال این می‌گردی؟

233
00:08:48,065 --> 00:08:49,264
‫اون دستِ شما چیکار می‌کنه؟!

234
00:08:49,266 --> 00:08:51,433
‫بویِ گندِ ریـک رو میده.

235
00:08:51,435 --> 00:08:53,669
‫نه! چرا؟!
‫آخه چرا اینجوری کردی؟!

236
00:08:53,671 --> 00:08:55,404
‫شـ شـ شما ملت چتـونه؟

237
00:08:55,406 --> 00:08:58,907
‫تـو نمی‌تونی تشریف ببری.
‫اون نمی‌تونه بمونـه.

238
00:08:58,909 --> 00:09:00,209
‫اون بوی گندِ ریـک رو میده.

239
00:09:00,878 --> 00:09:03,712


240
00:09:07,714 --> 00:09:09,180
‫شلیک نکنین!
‫شلیک نکنین!

241
00:09:09,182 --> 00:09:11,049
‫من مورتی سی-۱۳۷ هستم.

242
00:09:11,785 --> 00:09:14,552
‫ما یه تفنگِ پورتالی در معرض خطر رو شناسایی کردیم.
‫ریـکِ شما کجاست؟

243
00:09:14,554 --> 00:09:15,820
‫- تو زندانـه.
‫- سامـر.

244
00:09:15,822 --> 00:09:17,489
‫فدراسیون دستگیرش کرد

245
00:09:17,491 --> 00:09:18,923
‫و ما می‌خواستیم نجاتـش بدیم.

246
00:09:18,925 --> 00:09:21,326
‫چه مشکل‌ساز.
‫ما نمی‌تونیم ریسک کنیم و اطلاعات محرمانه‌ی

247
00:09:21,328 --> 00:09:22,794
‫قلعه‌ی نظامی رو در دستان فدراسیون قرار بدیم.

248
00:09:22,796 --> 00:09:24,896
‫تیم هوایی، زمینی و دریاییِ ریـک‌ها رو فوراً اعزام می‌کنیم

249
00:09:24,898 --> 00:09:26,965
‫تا وارد زندانی که سی-۱۳۷ توش نگه داشته میشه بشن.

250
00:09:26,967 --> 00:09:29,267
‫- ایوووووول.
‫- و به قتل برسوننـش.

251
00:09:29,269 --> 00:09:31,169
‫- نَیــووول؟

252
00:09:31,171 --> 00:09:34,973
‫بدویین دخترا!
‫بستنی آب میشه ها.

253
00:09:34,975 --> 00:09:36,941


254
00:09:36,943 --> 00:09:39,310


255
00:09:39,312 --> 00:09:41,246


256
00:09:45,619 --> 00:09:49,354
‫نـــــــــــــــه!

257
00:09:49,356 --> 00:09:52,190
‫اووووه.
‫این سُس لعنتی فوقالعادست.

258
00:09:52,192 --> 00:09:53,658
‫گفتـی واسه تبلیفاتِ یه فیلم بوده؟

259
00:09:53,660 --> 00:09:55,126


260
00:09:57,154 --> 00:09:59,688
‫سه رو کم می کنیم، بعلاوه دو.

261
00:09:59,690 --> 00:10:02,558
‫درست شد.
‫لعنتی درست شد.

262
00:10:02,560 --> 00:10:05,027
‫اووووه.
‫هـ همینـه؟ تفنگ پورتالی؟

263
00:10:05,029 --> 00:10:07,129
‫آره.
‫این همون سه خط ریاضیاتیـه که

264
00:10:07,131 --> 00:10:10,499
‫زندگی من به عنوان یه انسان رو از
‫زندگیم به عنوان یه روحِ بی‌احساس جدا می‌کنه.

265
00:10:10,501 --> 00:10:11,934
‫خیلی هم خوب و قشنگ.

266
00:10:11,936 --> 00:10:13,335


267
00:10:13,337 --> 00:10:14,770
‫واحد کنترل مأموریت، دریافت می‌کنی؟

268
00:10:14,772 --> 00:10:17,539
‫آره که می‌کنم!
‫آره، گرفتیمـش، همینـه!

269
00:10:17,541 --> 00:10:20,509
‫ممنون ریـک، سعی می‌کنم یادم بمونه که
‫آنالیزور مغزی رو خاموش کنم.

270
00:10:20,511 --> 00:10:22,911
‫اتفاقاً فک کنم خودش خود به خود خاموش بشه

271
00:10:22,913 --> 00:10:24,313
‫وقتی مغزت کامل ذوب بشه.

272
00:10:24,315 --> 00:10:25,514
‫نمی‌دونم والا، مهم هم نیست.

273
00:10:25,516 --> 00:10:27,416
‫من رو بکشین بیرون.

274
00:10:27,418 --> 00:10:29,251
‫هوی، من رو بکشین بیرون.
‫می‌شنوین؟

275
00:10:29,253 --> 00:10:31,186
‫- نه خیر، نمی‌شنون.
‫- چرا خب؟

276
00:10:31,188 --> 00:10:34,022
‫،چون کُدی رو که آپلود کردی فرمولِ تفنگ پورتالی من نبود

277
00:10:34,024 --> 00:10:36,859
‫یه ویروس بود که کنترل آنالیزور مغزی رو داد به من.

278
00:10:36,861 --> 00:10:38,627
‫چی میگی؟ این یه خاطره‌ست.

279
00:10:38,629 --> 00:10:40,529
‫نـ نمیشه جزئیات خاطره‌ها رو عوض کرد.

280
00:10:40,531 --> 00:10:42,731
‫درسته، ولی خب میشه هرچی که بخوای رو

281
00:10:42,733 --> 00:10:45,167
‫درمورد داستان اصل و نسبِ کاملاً ساختگی‌ات دست‌کاری کنی.

282
00:10:45,736 --> 00:10:47,870
‫تله ست آقا! کنسل کنین!
‫من هنوز تو "شونیـز" ساختگی‌اش ام!

283
00:10:47,872 --> 00:10:49,838
‫دوباره تکرار می‌کنم، ما اصلاً "شونیز" رو ترک نکردیم!

284
00:10:49,840 --> 00:10:52,140
‫مأموریت موفقیت‌آمیز بود بچه‌ها، من رو بیرون بکشین.

285
00:10:52,142 --> 00:10:53,375
‫دریافت شد.

286
00:10:53,377 --> 00:10:54,576
‫خیلی خب، خوش بگذره تو هرچی که از مغزم مونده.

287
00:10:54,578 --> 00:10:55,944
‫من برم تو مغزِ تو.

288
00:10:55,946 --> 00:10:57,946
‫،اوه، جا واسه همه‌ی نبوغِ من نیست

289
00:10:57,948 --> 00:10:59,982
‫،پس ترسم از مبلمان بد

290
00:10:59,984 --> 00:11:01,483
‫،علاقه‌ام به نواختن شیپور

291
00:11:01,485 --> 00:11:02,985
‫،نقشه‌های غیرقطعیـم واسه خرید کلاه

292
00:11:02,987 --> 00:11:04,653
‫و شش سال کلاس‌های کمدی بداهه‌ام رو می‌ذارم واسه تو.

293
00:11:04,655 --> 00:11:06,021
‫کمدی مضربِ سه هست.

294
00:11:06,023 --> 00:11:07,623
‫تله ست! کنسل کنین...
‫اصلاً از...

295
00:11:07,625 --> 00:11:09,958


296
00:11:09,960 --> 00:11:11,894
‫نـه!

297
00:11:14,632 --> 00:11:15,864
‫روز از نو، روزی از نو.

298
00:11:15,866 --> 00:11:17,466
‫خدایی عجب جوونور حشره‌ایی هستم، نه؟!

299
00:11:17,468 --> 00:11:18,634
‫تبریک می‌گیم، مأمور.

300
00:11:18,636 --> 00:11:20,269
‫حسابی ازتون تقدیر خواهد شد.

301
00:11:20,271 --> 00:11:22,337
‫همیشه صب کن بهت اجازه بدن بعد احساس کن به جایی رسیدی.

302
00:11:22,339 --> 00:11:24,740
‫شعارم همینـه.
‫یه چیزی منو درگیر خودش کرده...

303
00:11:24,742 --> 00:11:26,542
‫آخه چرا ریـک سنچـز باید خودش رو تسلیم کنه؟

304
00:11:26,544 --> 00:11:29,011
‫،خب من که یه حشره‌ی اوشکولم
‫ولی امکانش هست که ریک می‌دونسته

305
00:11:29,013 --> 00:11:30,779
‫،قراره اینجا ازش بازجویی بشه

306
00:11:30,781 --> 00:11:32,548
‫،جایی که ما نه تنها افراد تحت تعقیب‌مون

307
00:11:32,550 --> 00:11:34,016
‫بلکه حساس‌ترین اطلاعات‌مون رو هم نگه می‌داریم.

308
00:11:34,018 --> 00:11:35,817
‫هرکی که قابلیت دست‌یابی‌اش ۹ باشه می‌تونه

309
00:11:35,819 --> 00:11:37,553
‫چمیدونم والا، مثلاً یه دولت رو از پا بندازه.

310
00:11:37,555 --> 00:11:38,954
‫من یه سَر برم دسشویی.

311
00:11:38,956 --> 00:11:41,023
‫اشکال نداره از دست‌شویی سطح ۹ استفاده کنم؟

312
00:11:41,025 --> 00:11:43,458
‫کـ کـ کُد دسترسی سطح ۹ چی بودش؟

313
00:11:43,460 --> 00:11:45,994
‫اوه، آسونـه که...
‫۸-۳...

314
00:11:45,996 --> 00:11:47,029
‫آرررره!

315
00:11:47,031 --> 00:11:48,697
‫تیم هوایی، زمینی، آبی ریـک‌ها اومدن خدمت‌تون!

316
00:11:48,699 --> 00:11:51,066


317
00:11:51,068 --> 00:11:52,267
‫سلام علیک، ریک.

318
00:11:52,269 --> 00:11:53,702
‫خدا به همراهت، ریک.

319
00:11:57,608 --> 00:11:59,241
‫دی-۹۹، حالت خوبـه؟

320
00:11:59,243 --> 00:12:00,676


321
00:12:01,579 --> 00:12:03,979
‫حالم گرفت نتونستم آلت حشره‌ایـش رو یه امتحانی بکنم.

322
00:12:03,981 --> 00:12:05,881
‫صب کن، صب کن، صب کن، صب کن!
‫شورای ریـک‌ها ما رو فرستاده.

323
00:12:05,883 --> 00:12:07,082
‫سامـر و مورتـی‌ات پیش ما هستن.

324
00:12:07,084 --> 00:12:08,584
‫تو قلعه زندانی شدن.

325
00:12:08,586 --> 00:12:09,918
‫چه عالی!

326
00:12:09,920 --> 00:12:12,220
‫۶۷۵۵ شکاف امنیتی در اتاق

327
00:12:12,222 --> 00:12:14,656
‫،چقد خوب، نقشه‌ام که به فنا رفت هیچی

328
00:12:14,658 --> 00:12:16,158
‫یادمم رفته چجوری بداهه کار کنم.

329
00:12:16,160 --> 00:12:18,126
‫همه‌ی افراد امنیتی حمله کنن.

330
00:12:18,128 --> 00:12:19,261
‫شکاف امنیتی.

331
00:12:26,537 --> 00:12:28,103
‫شهر بابابزرگ‌ها؟

332
00:12:28,105 --> 00:12:29,838
‫قلعه‌ی ریک‌هاست.

333
00:12:29,840 --> 00:12:31,640
‫همه‌ی ریک‌های مختلف از هستی‌های مختلف

334
00:12:31,642 --> 00:12:33,308
‫اینجا دورِ هم جمع شدن که از دولت قایم بشن.

335
00:12:33,310 --> 00:12:35,077
‫،ولی اگه همه‌ی ریک‌ها از دولت متنفرن

336
00:12:35,079 --> 00:12:36,545
‫چرا از بابابزرگ بدشون میاد؟

337
00:12:36,547 --> 00:12:38,547
‫چون ریـک‌ها بیشتر از همه خودشون بدشون میاد.

338
00:12:38,549 --> 00:12:41,249
‫و ریـکِ ما هم بیشتر از همه... خودشـه.

339
00:12:41,251 --> 00:12:42,551
‫دیگه اینجوری نیست داداش.

340
00:12:42,553 --> 00:12:43,986
‫تیمِ هوایی، زمینی، دریاییِ ریـک‌ها با گلوله زدن

341
00:12:43,988 --> 00:12:46,421
‫وسط ابروهای پیوسته‌اش و کردنش دوتا ابرو جدا.

342
00:12:46,423 --> 00:12:47,689


343
00:12:47,691 --> 00:12:50,492
‫ریـک‌تون مُرده!
‫ریـک‌تون مُرده!

344
00:12:50,494 --> 00:12:52,694


345
00:12:52,696 --> 00:12:56,064
‫قربان ریکِ دی-۹۹ داره تنها از مأموریت برمیگرده.

346
00:12:56,066 --> 00:12:59,134
‫ظاهراً تیمِ هوایی، زمینی، دریایی، خیلی صدمه دیده.

347
00:12:59,136 --> 00:13:00,402
‫بیارینش داخل.

348
00:13:00,404 --> 00:13:03,271
‫میگه فقط با یه ریـکِ مرتبه بالا صحبت می‌کنه.

349
00:13:03,273 --> 00:13:05,007
‫برو بابا.
‫بدش به من ببینم.

350
00:13:05,009 --> 00:13:08,543
‫دی-۹۹ رئیس گروه نظامی قلعه صحبت می‌کنه.

351
00:13:08,545 --> 00:13:10,646
‫خو...خوبه.

352
00:13:12,149 --> 00:13:15,150
‫یارو جاسوسـه، منفجرش کنین.
‫من میرم برینـم.

353
00:13:15,152 --> 00:13:17,419
‫،استفاده از یه تفنگ پورتالی ثبت نشده

354
00:13:17,421 --> 00:13:18,987
‫،رادیکالیزه کردن یک سامـر

355
00:13:18,989 --> 00:13:20,656
‫هم‌پیمانـی با یک ریـکِ خائن.

356
00:13:20,658 --> 00:13:21,857
‫آیا ادعای بی‌گناهی می‌کنین؟

357
00:13:21,859 --> 00:13:23,291
‫آخه این چجور محاکمه‌ی منصفانه‌ایـه؟

358
00:13:23,293 --> 00:13:24,793
‫و وکیل‌مون یه مورتـی ـه.

359
00:13:24,795 --> 00:13:27,095
‫منصفانه نیست، شما هیچ حقی ندارین و اونم وکیل نیست.

360
00:13:27,097 --> 00:13:28,830
‫اونجا گذاشتیمش چون باحالـه.

361
00:13:28,832 --> 00:13:30,232
‫نگاه کن چیکار می‌کنه.

362
00:13:30,234 --> 00:13:31,366
‫هارهار، آررره!

363
00:13:31,368 --> 00:13:33,902
‫مدارا می‌کنیم اگه ریـک‌تون رو واگذار کنین.

364
00:13:33,904 --> 00:13:35,337
‫تو چه می‌گویی، سامـر؟

365
00:13:35,339 --> 00:13:36,538
‫من میگم گاییدمت!

366
00:13:36,540 --> 00:13:38,140
‫بابابزرگ من قهرمان بود.

367
00:13:38,142 --> 00:13:39,975
‫شما کُشتینـش چون بهش حسودی‌تون میشد.

368
00:13:39,977 --> 00:13:41,643
‫کاملاً از مدل موهاتون معلومـه.

369
00:13:41,645 --> 00:13:43,945
‫،پس هرکاری می‌خواین با من بکنین
‫ولی بذارین داداشم بره.

370
00:13:43,947 --> 00:13:45,580
‫اون خودش ریـک رو واگذار کرده بود.

371
00:13:45,582 --> 00:13:46,748
‫مـورتی؟

372
00:13:46,750 --> 00:13:48,183
‫چـی؟

373
00:13:48,185 --> 00:13:50,786
‫نـ نه خیر، نمی‌خوام برچسب‌هات رو ببینم.

374
00:13:50,788 --> 00:13:53,155
‫من ریـک رو واگذار نمی‌کنم و نکردم.

375
00:13:53,157 --> 00:13:55,657
‫فقط سعی داشتم از خواهرم مراقبت کنم.

376
00:13:55,659 --> 00:13:57,325
‫می‌خواستم زندگی عادی‌ای داشته باشی.

377
00:13:57,327 --> 00:13:59,294
‫همچین چیزی باوجود ریـک ممکن نیست.

378
00:13:59,296 --> 00:14:02,097
‫هرچی واقعیـه غیرواقعی میشـه.
‫هرچی درستـه غلط میشـه.

379
00:14:02,099 --> 00:14:04,866
‫تمام چیزی که می‌دونی اینه که تو
‫چیزی نمی‌دونی و اون همه‌چی رو می‌دونه.

380
00:14:04,868 --> 00:14:07,636
‫،و خب... خب
‫اون آدم بده نیست سامـر

381
00:14:07,638 --> 00:14:09,371
‫ولی نبایدم قهرمانـت باشه.

382
00:14:09,373 --> 00:14:12,708
‫بیشتر شبیه یه شیطانه یا یه خدای خیلی بگا رفتـه.

383
00:14:12,710 --> 00:14:14,976
‫حالا دیگه نمی خواد روحش رو بیش از حد
‫مورد عنایت قرار بدین.

384
00:14:14,978 --> 00:14:16,511
‫یارو تروریست بود، حالا هم که مُرده.

385
00:14:16,513 --> 00:14:18,480
‫،اینجوریاست؟ اگه فک می‌کنین ریـکِ من مُرده
‫نه خیر زنده ست.

386
00:14:18,482 --> 00:14:20,649
‫،و اگه فک کردین جاتون امنـه
‫میاد سراغ‌تون!

387
00:14:20,651 --> 00:14:22,751


388
00:14:25,456 --> 00:14:26,922


389
00:14:26,924 --> 00:14:28,457
‫هِی، اوه، اووه!
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

390
00:14:28,459 --> 00:14:30,959
‫این منظقه واسه تلپـورت کردنِ کلِ قلعه

391
00:14:30,961 --> 00:14:33,595
‫به یه جای دیگه فقط با استفاده از یه‌سری دکمه و شماره‌ست.

392
00:14:33,597 --> 00:14:35,230
‫آره خب، پس ایده‌ی خوبی نیست

393
00:14:35,232 --> 00:14:38,200
‫که اینجوری طراحیـش کردین، نه؟

394
00:14:38,202 --> 00:14:41,069


395
00:14:43,207 --> 00:14:45,140
‫چه گهی؟

396
00:14:45,142 --> 00:14:47,709
‫همین الآن تلپـورت شدیم به یه زندان فدرالی.

397
00:14:47,711 --> 00:14:50,212
‫من برم برینـم.

398
00:14:50,214 --> 00:14:51,646
‫نظم دادگاه رو رعایت کنین!

399
00:14:51,648 --> 00:14:53,448
‫وااای! چی شد؟!
‫وای خدایا!

400
00:14:53,450 --> 00:14:55,283


401
00:14:57,121 --> 00:14:58,987
‫صب کن، صب کن، صب کن، صب کن!
‫نه، نه، نه!

402
00:15:01,558 --> 00:15:04,626
‫وااااو!

403
00:15:04,628 --> 00:15:06,128
‫واااااااااو!

404
00:15:12,736 --> 00:15:16,872
‫قلعه به فضای فدراسیون تلپورت شده.

405
00:15:16,874 --> 00:15:19,407
‫دخلـش اومده.
‫حتماً کار سی-۱۳۷ـه بچه ها.

406
00:15:19,409 --> 00:15:21,143
‫چیکار کنیم حالا؟!
‫می‌دونیم داره میاد سراغ‌مون.

407
00:15:21,145 --> 00:15:23,378
‫خیلی خب، آروم باشین!
‫ما سامـرش رو به عنوان گروگان داریم.

408
00:15:23,380 --> 00:15:24,513
‫تابلوـه که پیش من می‌مونـه.

409
00:15:24,515 --> 00:15:27,048
‫شما با هم ریک، لیزر، قیچی بازی کنین
‫ببینین مورتیـش گیر کی میاد.

410
00:15:28,552 --> 00:15:30,118
‫این چـ چـ چـیه دیگه؟

411
00:15:30,120 --> 00:15:31,653
‫تلافـی.

412
00:15:32,756 --> 00:15:34,222


413
00:15:34,224 --> 00:15:35,757
‫بابابزرگ ریـک!

414
00:15:35,759 --> 00:15:37,359
‫- نه پس!
‫- زنده‌این!

415
00:15:37,361 --> 00:15:39,661
‫- ریـک!
‫- مورتـی این رو داشته باش، بعداً لازمت میشه.

416
00:15:39,663 --> 00:15:43,999


417
00:15:44,001 --> 00:15:45,901
‫صب کن ببینم، صب کن.
‫واااو!

418
00:15:45,903 --> 00:15:47,536
‫بسه، ریـک.

419
00:15:47,538 --> 00:15:49,304
‫بـا با این کارا به چی می‌رسی؟

420
00:15:49,306 --> 00:15:51,306
‫ما که بی‌نهایت نوه داریم.

421
00:15:51,308 --> 00:15:53,275
‫مثل اینه که بخوای از پولای دیزنی‌ورلد تو قصر سزار استفاده کنی.

422
00:15:53,277 --> 00:15:55,877
‫بلوفـه.
‫داره بلوف می‌زنه قربان، من رو دوست داره.

423
00:15:55,879 --> 00:15:58,413
‫تو یه ریـکِ سرکشـی...
‫غیرمنطقی، بااحساس.

424
00:15:58,415 --> 00:16:01,116
‫عاشق نوه‌هاتـی.
‫اومدی نجات‌شون بدی.

425
00:16:01,118 --> 00:16:02,951
‫داداش اومدم تو رو بکُشم.

426
00:16:02,953 --> 00:16:04,486
‫اون اصلاً سامـر اصلیـم هم نیست.

427
00:16:04,488 --> 00:16:06,321
‫وای خدایا، بلوف نمی‌زنه.
‫بلوف نمی‌زنه!

428
00:16:06,323 --> 00:16:08,290
‫ریـک؟
‫چرا شلیک نمی‌کنی از وسط سامـر رَد شه؟

429
00:16:08,292 --> 00:16:10,559
‫،بیست متر فاصله، هفت‌تیر پلاسمای ۹تایی

430
00:16:10,561 --> 00:16:12,994
‫،اولین شلیکـم بدنش رو ذوب می‌کنه و به تو آسیب میزنه

431
00:16:12,996 --> 00:16:14,663
‫شلیک دوم باعث لگد زدن میشه.

432
00:16:14,665 --> 00:16:16,865
‫،خطرش واسه من کمتر میشه اگه صب کنم تو بهش شلیک کنی

433
00:16:16,867 --> 00:16:18,266
‫که ترغیبـت می‌کنم این کار رو انجام بدی.

434
00:16:18,268 --> 00:16:19,835
‫- چه کسشعری میگی؟!
‫- ،یا می‌تونی ولش کنی بره

435
00:16:19,837 --> 00:16:21,603
‫که اگه بکنی درعوض بهت مرگ سریع‌تری رو پاداش میدم.

436
00:16:21,605 --> 00:16:23,205
‫چون دوستـش داری!

437
00:16:23,207 --> 00:16:25,941
‫،چون به نفعتـه اگه بذاری شلیک‌ام تمیزتر باشه

438
00:16:25,943 --> 00:16:27,609
‫که باعث میشه دردناک بودن مرگت‌ات کمترین حالت باشه.

439
00:16:27,611 --> 00:16:30,111
‫ولی اگه دوست داری آروم بمیری، من که پایه‌ام.

440
00:16:30,113 --> 00:16:32,113
‫و تنها کاری که کافیه بکنی که همه‌چی رو
‫شروع کنی اینه که دختره رو بکُشی.

441
00:16:32,115 --> 00:16:34,482
‫- ازت متنفرم!
‫- اشکالی نداره عزیزم.

442
00:16:34,484 --> 00:16:36,351
‫بسه دیگه!
‫اسلحه‌ات رو بنداز ریـک!

443
00:16:36,353 --> 00:16:38,220
‫،مورتـی می‌دونم احمقی نمی‌فهمی

444
00:16:38,222 --> 00:16:39,888
‫ولی واقعاً داری همه‌چی رو بگا میدی.

445
00:16:39,890 --> 00:16:42,424
‫نمی‌ذارم بذاری خواهرم بمیره!
‫اسلحه رو بنداز!

446
00:16:42,426 --> 00:16:44,426
‫نمی‌خواستم بذارم بمیره، اِی احمق کیری

447
00:16:44,428 --> 00:16:45,594
‫هاها!

448
00:16:45,596 --> 00:16:47,262
‫نکته اینه که فک می‌کرد می‌خوام بذارم.

449
00:16:47,264 --> 00:16:48,663
‫آره واقعاً فک کردم.

450
00:16:48,665 --> 00:16:50,131
‫تو یه احمق کیری به تمام معنایی، مورتـی.

451
00:16:50,133 --> 00:16:51,433
‫مورتیِ تو یه احمق بگایی هستی!

452
00:16:51,435 --> 00:16:53,134
‫بدجوری عامل بگایی مورتی احمق!

453
00:16:53,136 --> 00:16:54,703
‫اساساً میشه گفت به کُشتن‌مون دادی!

454
00:16:54,705 --> 00:16:56,338
‫خیلی بدی!
‫به کودنـی یه گونی ماسه‌ای.

455
00:16:56,340 --> 00:17:00,675


456
00:17:00,677 --> 00:17:02,244


457
00:17:02,246 --> 00:17:03,879
‫،حالا کی احمقـه
‫بی‌شعور؟!

458
00:17:03,881 --> 00:17:05,914
‫مورتـی، تازه برگشته بود پیش‌مون!

459
00:17:05,916 --> 00:17:07,249


460
00:17:07,251 --> 00:17:08,650
‫عالی بود، مورتی.

461
00:17:08,652 --> 00:17:10,018
‫وای خدایا.
‫اوووه.

462
00:17:10,020 --> 00:17:11,353
‫خیلی خب دیگه جمعش کنیم...

463
00:17:13,056 --> 00:17:14,756
‫کارت خوب بود، مورتی.
‫بریم بچه‌ها.

464
00:17:14,758 --> 00:17:16,091
‫چی؟!
‫چی شد؟

465
00:17:16,093 --> 00:17:17,826
‫قدیمی‌ترین حقه‌ی ریـکِ موجود.

466
00:17:17,828 --> 00:17:19,928
‫"تفنگ الکی، وقتی اوضاع یکسان بود بهم شلیک کن"

467
00:17:19,930 --> 00:17:21,196
‫- نابغه ست.
‫- هاها، آره بابا.

468
00:17:21,198 --> 00:17:23,732
‫خـ خوب شد دیدم نوشته رو.

469
00:17:23,734 --> 00:17:26,768


470
00:17:29,907 --> 00:17:31,773
‫نمیشه با پورتال بریم خونه؟

471
00:17:31,775 --> 00:17:33,508
‫نه تا وقتی که کاری که شروع کردم رو تموم نکردم.

472
00:17:33,510 --> 00:17:36,444
‫و اینجوری آدم دست‌رسی سطح ۹ رو به دست میاره

473
00:17:36,446 --> 00:17:37,946
‫اونم بدون رمز.

474
00:17:37,948 --> 00:17:39,681
‫تکون نخورین!

475
00:17:39,683 --> 00:17:41,549
‫،کارمند ماه بود
‫خانوم‌ها و آقایون.

476
00:17:41,551 --> 00:17:43,652
‫حالا با دست‌رسی سطح ۹ چیکار می‌خوای بکنی؟

477
00:17:43,654 --> 00:17:46,454
‫- دولت کهکشانی رو از بین ببرم.
‫- ایول، اوووه، چه خفن!

478
00:17:46,456 --> 00:17:48,523
‫می‌خوای همه‌ی موشک‌های هسته‌ای‌شون رو
‫به سمت همدیگه نشونه بگیری؟

479
00:17:48,525 --> 00:17:50,325
‫اوووه یا... یا پورتال‌های نظامی‌شون رو جوری برنامه‌ریزی کنی که

480
00:17:50,327 --> 00:17:51,993
‫همه‌ی ناوگان‌های فضایی‌شون از هم بپاشه؟

481
00:17:51,995 --> 00:17:54,029
‫ایده‌های خوبی بودن بچه‌ها.
‫میشه گفت تقریباً بهتون افتخار می‌کنم.

482
00:17:54,031 --> 00:17:56,331
‫ولی نگاه‌ کنین ببینین بابابزرگ چجوری

483
00:17:56,333 --> 00:17:59,567
‫با تغییر یک به صفر، یه فرمانروایی رو واژگون می‌کنه.

484
00:18:02,472 --> 00:18:05,073
‫جناب رئیس‌جمهور ارزش بلم‌فلارک همین الآن به صفر سقوط کرد.

485
00:18:05,075 --> 00:18:08,410
‫- منظورت چیه؟
‫- منظورم اینه که واحد پول متمرکز کهکشانی‌مون

486
00:18:08,412 --> 00:18:12,213
‫همین الآن ارزشش از یکی در مبنای خودش
‫به هیچی در مبنای خودش رسید.

487
00:18:12,215 --> 00:18:14,082
‫آروم باشین ملت.

488
00:18:14,084 --> 00:18:16,451
‫ارتش کهکشانی رو مستقر کن
‫و حکومت نظامی اعلام کن.

489
00:18:16,453 --> 00:18:17,452
‫بله قربان.

490
00:18:17,454 --> 00:18:19,321
‫آه، بهشون با چی حقوق بدم؟

491
00:18:19,323 --> 00:18:22,223
‫حقوق‌شون افتخاریـه که نصیب‌شون میشه وقتی به کشورشون خدمـ...

492
00:18:22,225 --> 00:18:24,225
‫صب کن ببینم، کی بهم پول میده که سَر این یارو داد بزنم؟

493
00:18:24,227 --> 00:18:26,661
‫می تونم جوابت رو بدم...
‫اگه پولش رو بدی.

494
00:18:26,663 --> 00:18:28,163
‫فکرشم نمی‌کردم همچین روزی رو ببینم.

495
00:18:28,165 --> 00:18:29,531
‫آقایون، آقایون، آقایون!

496
00:18:29,533 --> 00:18:32,000
‫یه راه حلی وجود داره که نمی‌بینین.

497
00:18:35,405 --> 00:18:37,205
‫کت‌ات رو بده من!
‫شلوارت رو بده من!

498
00:18:37,207 --> 00:18:39,541


499
00:18:40,110 --> 00:18:43,011


500
00:18:43,013 --> 00:18:45,246
‫آدم ثروتمند یا فقیری وجود نداره!

501
00:18:45,248 --> 00:18:46,982
‫من کت‌های بیشتری می‌خوام!

502
00:18:46,984 --> 00:18:49,684
‫اونی که کنترل شلوارها دستشـه، کنترل کهکشان دستشـه!

503
00:18:49,686 --> 00:18:52,087


504
00:18:54,491 --> 00:18:55,924


505
00:18:58,829 --> 00:19:00,462


506
00:19:03,767 --> 00:19:08,103
‫دیگه حشرات بر سطح جهان تسلط ندارن!

507
00:19:14,678 --> 00:19:15,977


508
00:19:15,979 --> 00:19:18,279
‫جِری، چه اتفاقی داره میوفتـه؟!

509
00:19:18,281 --> 00:19:20,382
‫دولت کهکشانی از هم پاشید.

510
00:19:20,384 --> 00:19:21,616
‫حالت خوبـه؟

511
00:19:21,618 --> 00:19:23,284
‫،ببین، افتخار نمی‌کنم وقتی این رو میگم ولی واقعیتش اینه که

512
00:19:23,286 --> 00:19:25,053
‫،من هِی خزیدم اومدم
‫هِی جواب می‌داد.

513
00:19:25,055 --> 00:19:26,855
‫خوشحالم که خوبـی.

514
00:19:26,857 --> 00:19:30,925
‫یعنی میشه یه روزی دیگه تقاص راه اومدن با بابات رو ندیم؟

515
00:19:30,927 --> 00:19:33,828
‫بچه‌هامون، سیاره‌مون، شغل‌مون؟

516
00:19:33,830 --> 00:19:35,296
‫چیزی مونده که بخوایم از دست بدیم؟

517
00:19:35,298 --> 00:19:37,665
‫فقط همدیگه.
‫و من هیچوقت نمی‌ذارم از پیشم بری.

518
00:19:37,667 --> 00:19:40,769
‫و متأسفم که این کار رو با رابطه‌مون کردم.

519
00:19:41,338 --> 00:19:43,638
‫حدس بزنین کی دولت رو نابود کرد؟

520
00:19:43,640 --> 00:19:45,607
‫- تو رو خدا دیگه من رو ترک نکن.
‫- هیچوقت نمی‌کنم، عزیزم.

521
00:19:45,609 --> 00:19:47,575
‫درست گفتم.
‫خودش رو از عمد تسلیم کرده بود.

522
00:19:47,577 --> 00:19:48,977
‫همه‌اش نقشه‌اش بود!

523
00:19:48,979 --> 00:19:50,545
‫جِری، آبجو سبک چیزی مونده؟

524
00:19:50,547 --> 00:19:52,313
‫خیلی چیزا رو آدم وقتی تو زندانـه از دست میده.

525
00:19:52,315 --> 00:19:54,315
‫آم... اوکی.
‫نه.

526
00:19:54,317 --> 00:19:56,418
‫نه، نه، نه.
‫دیگه وقتشـه یه حرفی بزنم.

527
00:19:56,420 --> 00:19:58,019
‫نه، درست میگی.
‫ودکا کجاست؟

528
00:19:58,021 --> 00:20:00,255
‫بـث، یا من، یا اون!

529
00:20:03,627 --> 00:20:06,127
‫انگار شما یکم خلوت لازم دارین.

530
00:20:06,129 --> 00:20:08,430
‫من، آه... من تو گاراژم اگه کاری داشتین.

531
00:20:10,400 --> 00:20:13,868
‫چه گهی؟!
‫اصن کار درستی نیست، جِری!

532
00:20:13,870 --> 00:20:17,672
‫گاراژ یه مرد مثه قلعه‌اشـه.

533
00:20:17,674 --> 00:20:18,573


534
00:20:23,313 --> 00:20:25,013
‫جِری می‌خواد...

535
00:20:25,015 --> 00:20:27,082
‫یکم تنهایی وقتشو...

536
00:20:27,084 --> 00:20:28,349
‫با طلاق بگذرونـه.

537
00:20:28,351 --> 00:20:30,051
‫اوه، مـ متأسفم عزیزم.

538
00:20:30,053 --> 00:20:31,453
‫امیدوارم بخاطر من نبوده باشه.

539
00:20:31,455 --> 00:20:34,222
‫اوه، خدایا، بابا، نه اصن ربطی به شما نداره.

540
00:20:34,224 --> 00:20:37,058
‫خیلی حس بدی دارم که بد قضاوت‌تون کردم.

541
00:20:37,060 --> 00:20:38,860
‫این به نفع جِری ـه.

542
00:20:38,862 --> 00:20:40,795
‫- به نفع همه ست.
‫- به نفع همه ست.

543
00:20:40,797 --> 00:20:42,030


544
00:20:42,032 --> 00:20:43,965
‫من برم به جِری برسم

545
00:20:43,967 --> 00:20:46,601
‫قبل از این که نظرش رو عوض کنه و از اینجا نره.

546
00:20:46,603 --> 00:20:48,970
‫می‌ذارم شما به ماجراجویی‌هاتون برسین.

547
00:20:48,972 --> 00:20:50,672
‫خدایا، نانسی میگه

548
00:20:50,674 --> 00:20:53,174
‫،دارن آدم فضایی‌ها رو تو حیاط مدرسه اذیت می‌کنن

549
00:20:53,176 --> 00:20:55,477
‫و خب اساساً وطن‌پرستی حساب میشه.

550
00:20:55,479 --> 00:20:58,413
‫خدایا! مامان بابام واقعاً می‌خوان طلاق بگیرن؟

551
00:20:58,415 --> 00:20:59,848
‫خیلی خب ریک، من برم دیگه...

552
00:20:59,850 --> 00:21:01,683
‫نه به این سرعت، مورتی، شنیدی مامانت چی گفت.

553
00:21:01,685 --> 00:21:04,252
‫،باید بریم ماجراجویی کنیم مورتی
‫فقط من و تو...

554
00:21:04,254 --> 00:21:06,321
‫،و بعضی وقتا خواهرت
‫،بعضی وقتا مامانت

555
00:21:06,323 --> 00:21:07,822
‫ولی عمراً بابات.

556
00:21:07,824 --> 00:21:09,324
‫می‌خوای بدونی چرا مورتی؟
‫چون بهم خیانت کرد.

557
00:21:09,326 --> 00:21:11,159
‫باشه بابا، آروم، ریک.
‫خیلی تیره بود حرفت.

558
00:21:11,161 --> 00:21:12,627
‫اوه تیره‌ترم میشه مورتی.

559
00:21:12,629 --> 00:21:14,596
‫به تیره‌ترین سالِ ماجراجویی من خوش اومدی.

560
00:21:14,598 --> 00:21:17,132
‫- اولین چیزی که قراره فرق کنه... دیگه بابایی درکار نیست.
‫- وای یا خدا.

561
00:21:17,134 --> 00:21:18,666
‫،تهدید کرد من رو تحویل دولت میده

562
00:21:18,668 --> 00:21:20,735
‫پس کاری کردم خودش و دولت برن کنار.

563
00:21:20,737 --> 00:21:22,003
‫اوه لعنت!

564
00:21:22,005 --> 00:21:24,372
‫کاری کردم که دیگه

565
00:21:24,374 --> 00:21:26,107
‫رئیس خانواده و دنیا نیستن.

566
00:21:26,109 --> 00:21:28,009
‫- مامانت من رو قبول نمی‌کرد اگه بدون...
‫- وای پسر.

567
00:21:28,011 --> 00:21:29,577
‫،تو و خواهرت برمی‌گشتم خونه...

568
00:21:29,579 --> 00:21:31,412
‫پس حالا واقعاً دلیل این که شما رو نجات دادم رو می‌دونی.

569
00:21:31,414 --> 00:21:32,981
‫کنترل خانواده رو من به عهده گرفتم و اگه به مامانت...

570
00:21:32,983 --> 00:21:35,116
‫- وای پسر.
‫- یا خواهرت چیزی بگی، همه رو انکار می‌کنم....

571
00:21:35,118 --> 00:21:36,651
‫- انکار می‌کنین.
‫- و اونا هم از من طرفداری می‌کنن چون من قهرمانم، مورتی....

572
00:21:36,653 --> 00:21:38,153
‫و حالا دیگه باید بری...

573
00:21:38,155 --> 00:21:39,821
‫و هرکاری که من میگم رو بکنی، تا ابد، مورتی!

574
00:21:39,823 --> 00:21:41,723
‫و منم، منم میرم
‫و یکم از اون سُس

575
00:21:41,725 --> 00:21:44,826
‫سشوانِ مولان تریاکی رو پیدا می‌کنم.

576
00:21:44,828 --> 00:21:47,228
‫- چی میگی؟
‫- چون هـ همه‌اش درمورد همینـه، مورتی.

577
00:21:47,230 --> 00:21:48,830
‫- سشوان؟
‫- مرد تک دستـه من همینـه!

578
00:21:48,832 --> 00:21:50,965
‫من که انتقامِ خانواده‌ی مُرده‌ام رو گرفتن واسم مهم نیست!

579
00:21:50,967 --> 00:21:52,267
‫اون الکی بود.

580
00:21:52,269 --> 00:21:53,801
‫مـ مـ من فقط برام مهمـه که سُس مک‌ناگت‌ام رو پیدا کنم.

581
00:21:53,803 --> 00:21:56,104
‫- مک‌ناگت؟
‫- من اون سُس مولانِ مک‌ناگت رو می‌خوام، مورتی!

582
00:21:56,106 --> 00:21:57,405
‫- داستان اصلیم همینه، مورتی.
‫- چی میگه این؟

583
00:21:57,407 --> 00:21:59,707
‫،حتی اگه ۹ فصل طول بکشه

584
00:21:59,709 --> 00:22:02,343
‫- من سُس سشوانِ مولانِ مک‌ناگت‌ام رو می‌خوام، مورتی.
‫- چی میگی تو ای‌بابا، ریک؟

585
00:22:02,345 --> 00:22:04,279
‫- حتی اگه تا آخرش طول بکشه، مورتی.
‫- چی میگی تو؟!

586
00:22:04,281 --> 00:22:05,880
‫فصل... ۹ تا فصل دیگه، مورتی.

587
00:22:05,882 --> 00:22:08,316
‫نُه تا فصل دیگه تا من اون سُس سشوان رو گیر بیارم.

588
00:22:08,318 --> 00:22:10,285
‫- چی هست اصن؟!
‫- میشه ۹۷ سال دیگه، مورتی!

589
00:22:10,287 --> 00:22:11,486
‫چی میگی تو اصن؟!

590
00:22:11,488 --> 00:22:13,154
‫من سُس مک‌ناگت‌ام رو می‌خوام، مورتی!

591
00:22:13,156 --> 00:22:15,757
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">
‫[بعد از تیتراژ ادامه داره]
‫</font>

592
00:22:48,358 --> 00:22:49,557
‫آماده شده؟

593
00:22:49,559 --> 00:22:51,125
‫بله.
‫می‌تونیم روشن‌اش کنیم.

594
00:22:51,127 --> 00:22:52,527
‫بکنین.

595
00:22:55,865 --> 00:22:58,633
‫من فردِ فونیکسی هستم.

596
00:22:58,635 --> 00:23:00,668
‫فردِ فونیکسی؟
‫مگه قرار شد این باشه؟

597
00:23:00,670 --> 00:23:02,670
‫فک کردم قبول کردیم پرنده‌ی سایبری باشه.

598
00:23:02,672 --> 00:23:04,372
‫گفتین براتون مهم نیست اسمش چی باشه

599
00:23:04,374 --> 00:23:05,907
‫تا زمانی که برش گردونیم.

600
00:23:05,909 --> 00:23:07,375
‫آره، ولی خب آخه فرد فونیکسی؟

601
00:23:07,377 --> 00:23:08,977
‫باشه بابا به تخمم.

602
00:23:08,979 --> 00:23:12,180
‫<font color="red">©</font> TvWorld.info

