‫﻿۲
00:00:01,793 --> 00:00:04,962
‫سامر، دفعه بعدی که توی لانه‌ی
‫،کلورکیان" ها مخفی شده بودیم"

3
00:00:05,162 --> 00:00:07,548
‫میشه لطف کنی
‫موبایل مسخره‌تو خاموش کنی؟

4
00:00:07,748 --> 00:00:08,966
‫در لحظه زندگی کن" مورتی"
‫<font color=#FF۸۰۰۰>
‫جمله به زبان لاتین
‫</font>

5
00:00:09,166 --> 00:00:10,184
‫- برو سرچ کن
‫- خودت سرچ کن!

6
00:00:10,384 --> 00:00:11,927
‫حتی خودتم نمی‌دونی یعنی چی!

7
00:00:12,127 --> 00:00:13,396
‫چون آدمای بدبخت میرن سرچ می‌کنن

8
00:00:13,596 --> 00:00:16,098
‫درحالیکه ماها داریم
‫"در لحظه زندگی می‌کنیم"

9
00:00:16,298 --> 00:00:17,391
‫به حرف خواهرت گوش بده مورتی

10
00:00:17,591 --> 00:00:18,484
‫واسه زندگی باید ریسک کرد

11
00:00:18,684 --> 00:00:20,102
‫مگه نه یه تیکه گوشت بی‌حرکت میشی

12
00:00:20,302 --> 00:00:21,612
‫که مولکول‌هاش بصورت اتفاقی
‫بهم پیوند خوردن

13
00:00:21,812 --> 00:00:23,651
‫و جهان هرجا دلش بخواد
‫تو رو با خودش می‌بره

14
00:00:23,851 --> 00:00:25,691
‫اوه شرمنده جری، ندیدمت

15
00:00:25,891 --> 00:00:26,826
‫چقدر از حرفامو شنیدی؟

16
00:00:27,026 --> 00:00:29,078
‫همشو، داشتی صاف نگام می‌کردی

17
00:00:29,278 --> 00:00:31,989
‫فقط می‌خواستم با بچه‌ها خداحافظی کنم

18
00:00:32,189 --> 00:00:33,124
‫باشه، فقط توی پیاده‌رو باش

19
00:00:33,324 --> 00:00:35,451
‫ماشینِ کُشنده‌ فعاله و من
‫تو رو از لیست سفید خط زدم

20
00:00:35,651 --> 00:00:37,912
‫هر دو هفته یه بار می‌بینیمت دیگه، نه؟

21
00:00:38,112 --> 00:00:39,046
‫قطعا مورتی

22
00:00:39,246 --> 00:00:40,089
‫وکیلِ مادرت میگه

23
00:00:40,289 --> 00:00:42,358
‫،اگه توی دادگاه به نفعشون حرف بزنم

24
00:00:42,558 --> 00:00:44,627
‫می‌تونه کمکم کنه که
‫حضانت کامل شما رو بگیرم

25
00:00:44,827 --> 00:00:45,511
‫چه خوب

26
00:00:45,711 --> 00:00:47,655
‫- سامر، بابا داره میره
‫- خدافظ بابا

27
00:00:47,855 --> 00:00:49,599
‫ریک، تو نگفتی برای یه ماجراجویی

28
00:00:49,799 --> 00:00:51,659
‫یه جای دیگه دنیا... که برام مهم نیست

29
00:00:51,859 --> 00:00:53,519
‫،به کمکم نیاز داری
‫حتی اگه ما رو به کشتن بده؟

30
00:00:53,719 --> 00:00:55,646
‫،نه نگفتم، اما اگه خودت اینقدر دوست داری

31
00:00:55,846 --> 00:00:58,641
‫،من حاضرم مثل کلیسا، ارتش

32
00:00:58,841 --> 00:01:00,893
‫یا مربی ژیمناستیک المپیک
‫ازت سوء‌استفاده کنم

33
00:01:01,093 --> 00:01:02,707
‫هر موقع آماده بودی منم آماده‌ام

34
00:01:02,907 --> 00:01:04,522
‫جنده خانم، من خیلی وقته آماده‌ام...

35
00:01:04,722 --> 00:01:06,407
‫خداحافظ عزیز دلم

36
00:01:06,607 --> 00:01:07,533
‫خب، بهتره منم...

37
00:01:07,733 --> 00:01:10,361
‫باشه، بنظر مهم میاد

38
00:01:11,737 --> 00:01:13,993
‫،اگه دنبال بچه‌هامون می‌گردی

39
00:01:14,193 --> 00:01:16,450
‫بابات یه پُرتال زد، آه...

40
00:01:16,650 --> 00:01:17,910
‫باشه

41
00:01:27,169 --> 00:01:30,965
‫بازنده

42
00:01:31,165 --> 00:01:33,050
‫جانم؟

43
00:01:33,250 --> 00:01:35,135
‫آهای؟

44
00:01:36,471 --> 00:01:46,432
‫تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد »
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[ TvWorld.info ]</font>

44
00:01:59,471 --> 00:02:10,432
‫:تــــــرجــــــمـــــــه از
‫<font color="Tomato">AminGeneral امیــــن</font>و<font color="MediumSlateBlue"> Milad eMJey میـــــلاد</font>

45
00:02:15,926 --> 00:02:17,186
‫مورتی، اون سرخپوست موهاکی رو بزن!

46
00:02:17,386 --> 00:02:19,146
‫- همشون سرخپوستن!
‫- ،اونی که پوستش سفیده

47
00:02:19,346 --> 00:02:22,057
‫،رنگ سبز با رگه‌های آبی داره
‫بالا سرشم رنگ کرده

48
00:02:22,257 --> 00:02:23,642
‫بزنش!

49
00:02:26,937 --> 00:02:27,947
‫آه!

50
00:02:28,147 --> 00:02:29,523
‫آتیش‌شون بزن!

51
00:02:29,723 --> 00:02:30,533
‫آه!

52
00:02:30,733 --> 00:02:32,655
‫حواستو جمع کن مورتی!

53
00:02:32,855 --> 00:02:34,778
‫بطری‌ـتو بده من!

54
00:02:36,864 --> 00:02:38,374
‫لعنتی
‫سامر حسابی ترکونده!

55
00:02:38,574 --> 00:02:42,661
‫من عاشق نسخه آخرالزمانیِ زمینم!

56
00:02:45,789 --> 00:02:47,524
‫رسیدیم!

57
00:02:47,724 --> 00:02:49,260
‫ایزوتوپ ۳۲۲

58
00:02:49,460 --> 00:02:50,794
‫این خیلی قدرتمنده، مورتی

59
00:02:50,994 --> 00:02:51,804
‫کاری می‌کنه که ایزوتوپ ۴۶۵

60
00:02:52,004 --> 00:02:54,181
‫- مثل ایزوتوپ ۳۱۷ بنظر برسه
‫- آها باشه

61
00:02:54,381 --> 00:02:58,093
‫اینقدر قدرتمند هستن که نذاره
‫اونا ما رو بُکشن؟

62
00:02:59,094 --> 00:02:59,937
‫- سامر!
‫- وایسین

63
00:03:00,137 --> 00:03:01,680
‫می‌خوام یه چیزی رو امتحان کنم

64
00:03:02,598 --> 00:03:05,000
‫ریک، میشه بدون خواهرم از اینجا نریم؟

65
00:03:05,200 --> 00:03:07,403
‫آه، تو بی‌نهایت خواهر داری، مورتی

66
00:03:07,603 --> 00:03:09,772
‫البته هیچ دوست ندارم بقیه روزمو

67
00:03:09,972 --> 00:03:10,877
‫دنبال یکی دیگه بگردم

68
00:03:11,077 --> 00:03:11,782
‫سام-سام"، بیا بریم"!

69
00:03:11,982 --> 00:03:15,277
‫بابا بزرگ نگرانه سلامتیت به خطر بیوفته!

70
00:03:15,477 --> 00:03:18,572
‫با خونِ شما خودم را می‌شورم!

71
00:03:22,826 --> 00:03:24,787
‫وای، چه خفن بود

72
00:03:26,747 --> 00:03:27,381
‫لطفاً منو بکش

73
00:03:27,581 --> 00:03:30,834
‫باشه، ولی نه بخاطر اینکه تو بهم گفتی

74
00:03:31,034 --> 00:03:31,469
‫سامر!

75
00:03:31,669 --> 00:03:34,634
‫خیلی خب، اوضاع خراب‌تر شد

76
00:03:34,834 --> 00:03:37,800
‫یا خدا، سامر!

77
00:03:38,000 --> 00:03:39,468
‫اوه بی‌خیال

78
00:03:41,637 --> 00:03:43,263
‫دستاتونو بالای سرِ کوچیکتون بگیرین

79
00:03:43,463 --> 00:03:44,556
‫که من بتونم ببینمشون

80
00:03:44,756 --> 00:03:45,649
‫من "هموریج" هستم

81
00:03:45,849 --> 00:03:49,565
‫شما خون ضعیف را از ما دور کردین و
‫ما رو قوی‌تر کردین

82
00:03:49,765 --> 00:03:53,482
‫ما می‌تونیم قدرت‌مون رو با هم ترکیب کنیم
‫و ضعیف‌تر ها رو نابود کنیم

83
00:03:53,682 --> 00:03:55,075
‫داری چی زر زر می‌کنی؟

84
00:03:55,275 --> 00:03:57,403
‫میگه اگه بهشون ملحق شیم
‫دیگه ما رو نمی‌کُشن

85
00:03:57,603 --> 00:04:00,447
‫- یه مُشت بزدل‌ان
‫- تازگیا چه‌ـت شده تو؟

86
00:04:00,647 --> 00:04:01,677
‫خیلی خب، زحمتو کم کنیم

87
00:04:01,877 --> 00:04:02,708
‫اوه وای

88
00:04:02,908 --> 00:04:03,918
‫اون...

89
00:04:04,118 --> 00:04:06,036
‫اون گوی کوچیکه چیه اونجا؟

90
00:04:06,236 --> 00:04:07,350
‫خیلی جالب‌انگیزه

91
00:04:07,550 --> 00:04:08,464
‫این سنگ درخشانِ ماست

92
00:04:08,664 --> 00:04:11,291
‫اون رو برای بی‌حرمتی به خدایان
‫،حمل می‌کنیم

93
00:04:11,491 --> 00:04:13,302
‫تا یادمون بندازه خدایی وجود نداره

94
00:04:14,253 --> 00:04:15,846
‫بچه‌ها، یه پیشنهاد عجیب...

95
00:04:16,046 --> 00:04:17,139
‫بیاین این زندگیِ جدیدمون بشه

96
00:04:17,339 --> 00:04:20,509
‫بیاین جستجوگرِ آخرالزمانی بشیم!

97
00:04:20,709 --> 00:04:21,468
‫- باشه
‫- چی؟

98
00:04:25,639 --> 00:04:27,207
‫بابا بزرگ، بعضی از این مرگ‌خوارها

99
00:04:27,407 --> 00:04:28,976
‫می‌خوان برن یه جایی که قبلاً "سیاتل" بوده

100
00:04:29,176 --> 00:04:30,027
‫تا چیزایی رو شکار کنن که قبلاً انسان بودن

101
00:04:30,227 --> 00:04:31,779
‫- منم میرم
‫- فکر خوبیه، آب زیاد بخور

102
00:04:31,979 --> 00:04:34,277
‫ریک، سامر تازگیا خیلی خُل شده

103
00:04:34,477 --> 00:04:36,775
‫می‌دونی به نظرم این طلاق روش اثر گذاشته

104
00:04:36,975 --> 00:04:38,089
‫و فکر نمی‌کنم اینجا

105
00:04:38,289 --> 00:04:39,203
‫خیلی جای مناسبی براش باشه

106
00:04:39,403 --> 00:04:42,114
‫انقدر خودتو دستِ بالا نگیر، آقای همه‌چیز دان

107
00:04:42,314 --> 00:04:44,408
‫،این دنیا شاید از دور خشن بنظر برسه

108
00:04:44,608 --> 00:04:45,951
‫ولی جذابیت‌های خودشم داره

109
00:04:46,151 --> 00:04:47,127
‫عضله دوسر بازو یا چهار سر؟

110
00:04:47,327 --> 00:04:50,080
‫آه، دو سر

111
00:04:55,127 --> 00:04:56,053
‫خدایی ریک؟

112
00:04:56,253 --> 00:04:58,030
‫واقعاً برات آسون‌تره که گوشت آدمیزاد بخوری

113
00:04:58,230 --> 00:05:00,007
‫اما به من نگی چرا اینجا موندیم؟

114
00:05:00,207 --> 00:05:00,750
‫نه. باشه بهت میگم

115
00:05:02,885 --> 00:05:04,286
‫اون سنگ سبز رنگو می‌بینی؟

116
00:05:04,486 --> 00:05:05,688
‫حدود ۱۰ کیلوگرم از همون چیزیه که

117
00:05:05,888 --> 00:05:07,848
‫امروز تلاش می‌کردم یه تیکه کوچیکشو پیدا کنم

118
00:05:08,048 --> 00:05:08,983
‫ایزوتوپ ۳۲۲

119
00:05:09,183 --> 00:05:10,434
‫خب داشتنِ ۱۰ کیلو از اون

120
00:05:10,634 --> 00:05:11,485
‫بهتر از داشتن یه تیکه کوچیکشه

121
00:05:11,685 --> 00:05:13,270
‫بعداً محاسباتشو نشونت میدم، اما...

122
00:05:13,470 --> 00:05:14,771
‫سامر الان با یه مُشت غریبه رفت

123
00:05:14,971 --> 00:05:16,073
‫،که توی اسمشون "مرگ" دارن

124
00:05:16,273 --> 00:05:17,983
‫و بقیه اسمشون هم "خوار" داشت

125
00:05:18,183 --> 00:05:19,326
‫شاید واسه سلامتیش خوب باشه

126
00:05:19,526 --> 00:05:21,574
‫تازگیا خیلی خُل شده، مورتی

127
00:05:21,774 --> 00:05:23,822
‫شاید طلاق بابا مامانش...

128
00:05:24,022 --> 00:05:25,916
‫لعنت به تو ریک، منم داشتم همینو...
‫خیلی خب

129
00:05:26,116 --> 00:05:28,619
‫فقط اون سنگ مسخره رو بگیر و
‫،منم اونو پیدا می‌کنم

130
00:05:28,819 --> 00:05:30,129
‫بعدشم گورمونو از اینجا گُم می‌کنیم

131
00:05:30,329 --> 00:05:32,331
‫نه نه مورتی، همه حواسشون به اون سنگه

132
00:05:32,531 --> 00:05:33,770
‫تو باید حواسشون رو پرت کنی

133
00:05:33,970 --> 00:05:35,009
‫پرت کنم؟
‫اونا همدیگرو می‌خورن

134
00:05:35,209 --> 00:05:37,002
‫می‌خوای چیکار کنم تا توجه‌شون جلب شه؟

135
00:05:37,202 --> 00:05:37,970
‫عروسک بازی؟

136
00:05:38,170 --> 00:05:39,821
‫فکرت خوب بود، ولی انتخابت اشتباه، مورتی

137
00:05:40,021 --> 00:05:41,473
‫بجای اون کار میشه...

138
00:05:41,673 --> 00:05:43,638
‫،هی، تا حالا از "قفسِ مرگ" استفاده کردین

139
00:05:43,838 --> 00:05:45,803
‫یا فقط واسه دکور درستش کردین؟

140
00:05:46,003 --> 00:05:47,771
‫آه، منظورت "گنبدِ خونی" ـه؟

141
00:05:47,971 --> 00:05:50,390
‫،حالا نمی‌خواد غلط املایی بگیری
‫ای‌بی‌وایت
‫[ نویسنده آمریکایی ]

142
00:05:50,590 --> 00:05:51,358
‫اوه ایول!

143
00:05:51,558 --> 00:05:52,693
‫،سوال مهم اینه که

144
00:05:52,893 --> 00:05:56,605
‫کی دلش می‌خواد حریفِ
‫رفیقم "ستون‌فقرات خوار" بشه؟

145
00:05:57,981 --> 00:05:59,650
‫شما رو توی اون گنبد می‌بینم!

146
00:05:59,850 --> 00:06:00,618
‫ریک چه مرگته؟

147
00:06:00,818 --> 00:06:01,994
‫عقلتو از دست دادی تو؟

148
00:06:02,194 --> 00:06:04,071
‫مورتی آروم باش، تو می‌ترکونی

149
00:06:04,271 --> 00:06:04,997
‫بیا اینجا

150
00:06:05,197 --> 00:06:08,371
‫این دستگاه حافظه عضله‌ها رو
‫استخراج و بازسازی می‌کنه

151
00:06:08,571 --> 00:06:11,745
‫،می‌خوام به تک تک اعضای بدنت
‫یه دوره‌ی ۱۰ ساله از

152
00:06:11,945 --> 00:06:13,422
‫مبارزات مخصوص آخرالزمانی بدم

153
00:06:13,622 --> 00:06:14,965
‫،از ترکیب مخلوط استفاده می‌کنم

154
00:06:15,165 --> 00:06:17,668
‫پس ممکنه خیلی با هم
‫هماهنگ نباشن مورتی

155
00:06:17,868 --> 00:06:19,524
‫- هی!
‫- من این کارو نکردم!

156
00:06:19,724 --> 00:06:21,180
‫اوکی، جالب شد

157
00:06:21,380 --> 00:06:23,966
‫داریم چیزای جدیدی در مورد
‫حافظه عضلات یاد می‌گیریم

158
00:06:24,166 --> 00:06:26,435
‫اوه! کمک! کمک!

159
00:06:26,635 --> 00:06:27,978
‫اوه، جیگرم حال اومد!

160
00:06:28,178 --> 00:06:32,358
‫و اکنون شروع می‌شود، زیبا رویانِ من!

161
00:06:32,558 --> 00:06:34,960
‫وای خدا! وایسا! وایسا!
‫وحشتناکه!

162
00:06:35,160 --> 00:06:37,563
‫فقط هر کاری می‌کنه تو هم بکن مورتی!

163
00:06:37,763 --> 00:06:39,148
‫باهاش بساز!

164
00:06:40,649 --> 00:06:42,493
‫چطوریه که شما جوری لباس پوشیدین

165
00:06:42,693 --> 00:06:43,994
‫،که انگار توی یه نمایشی چیزی هستین

166
00:06:44,194 --> 00:06:46,413
‫اما اینا لباس تیم هاکی جرزی پوشیدن؟

167
00:06:46,613 --> 00:06:49,449
‫،"بعد از انفجار "بوم-بوم
‫،بعضی با حقیقت جدید کنار اومدن

168
00:06:49,649 --> 00:06:52,139
‫ولی بعضیا خودشون رو
‫،توی سوراخ‌ها مخفی کردن

169
00:06:52,339 --> 00:06:54,830
‫و به همون دروغِ قبل-قبلی چسبیدن

170
00:06:55,030 --> 00:06:56,915
‫،اشعه رادیو-رادیواکتیو اونا رو نابود کرد

171
00:06:57,115 --> 00:06:57,925
‫الان فقط به تبلیغ-تبلیغات

172
00:06:58,125 --> 00:07:00,252
‫روی بیلبوردها علاقه دارن

173
00:07:00,452 --> 00:07:01,261
‫یا خدا

174
00:07:01,461 --> 00:07:06,423
‫- انفجار "بوم-بوم" همه کتابای لغت-لغتی ـتون
‫رو از بین برده؟
‫- منظورت همون دیکشنری ـه؟
‫<font color=#FF۸۰۰۰>
‫چون بعضی کلمات رو دوبار تکرار میکنن
‫</font>

175
00:07:11,054 --> 00:07:15,350
‫قبل از انفجار بوم-بوم من یه بچه بودم

176
00:07:15,550 --> 00:07:17,603
‫فکر می‌کنم شبیه این بودم

177
00:07:17,803 --> 00:07:18,833
‫می‌خوای بشاشی روش؟

178
00:07:19,033 --> 00:07:20,574
‫وسوسه‌ام نکن!

180
00:07:22,541 --> 00:07:23,830
‫باورنکردنیه!

181
00:07:24,030 --> 00:07:25,367
‫قهرمان جدید!

182
00:07:25,567 --> 00:07:27,157
‫خب دیگه بسه!

183
00:07:27,357 --> 00:07:28,947
‫و اون بیشتر می‌خواد!

184
00:07:29,147 --> 00:07:31,375
‫نه نمی‌خوام!

185
00:07:31,575 --> 00:07:32,876
‫یه نفر جلوی اینو بگیره!

186
00:07:33,076 --> 00:07:35,412
‫جناب، لطفاً از اینجا برین
‫مگه نه کُشته میشین!

187
00:07:35,612 --> 00:07:38,373
‫من هیچ‌کاره‌ام!

188
00:07:38,573 --> 00:07:39,875
‫مورتی

189
00:07:41,043 --> 00:07:42,653
‫چرا می‌خوای این اتفاق بیوفته؟

190
00:07:42,853 --> 00:07:44,263
‫فقط کافی بود همینطوری بذاری بری!

191
00:07:44,463 --> 00:07:47,257
‫نه توی پیاده‌رو وایسی و
‫در مورد حضانت ما حرف بزنی!

192
00:07:47,457 --> 00:07:49,321
‫یا بهش می‌گفتی می‌خوای
‫به ازدواجت ادامه بدی

193
00:07:49,521 --> 00:07:51,386
‫،یا می‌رفتی پیِ زندگیت
‫،ولی هرکاری می‌کنی

194
00:07:51,586 --> 00:07:53,597
‫مثل بچه‌ها نباش و بزرگ شو!

195
00:07:57,392 --> 00:07:58,610
‫متشکرم

196
00:07:58,810 --> 00:08:00,729
‫مورتی، عالی بودی!

197
00:08:00,929 --> 00:08:02,781
‫این داداشمه!

198
00:08:02,981 --> 00:08:04,816
‫نمیگم خونواده چیزِ خوبیه ها!

199
00:08:05,016 --> 00:08:06,076
‫این خونواده فرق می‌کنه

200
00:08:06,276 --> 00:08:08,454
‫خیلی خب، آفرین قهرمان

201
00:08:08,654 --> 00:08:11,165
‫میشه با این بچه چند کلمه حرف بزنم؟

202
00:08:11,365 --> 00:08:14,451
‫ریک، بنظرم اینجا دارم
‫به چیزای خوبی می‌رسم

203
00:08:14,651 --> 00:08:15,911
‫میشه فعلاً نریم؟

204
00:08:16,111 --> 00:08:17,371
‫- برین؟
‫- من که نمیرم

205
00:08:17,571 --> 00:08:18,672
‫رفتنی در کار نیست

206
00:08:18,872 --> 00:08:21,541
‫یا با هم متحدیم، یا دشمنیم

207
00:08:21,741 --> 00:08:22,688
‫اوه، گنده‌بک، نه

208
00:08:22,888 --> 00:08:23,845
‫هیچکس جایی نمیره

209
00:08:24,045 --> 00:08:24,803
‫احمق نشو

210
00:08:25,003 --> 00:08:26,055
‫ما عاشقِ اتحادیم

211
00:08:26,255 --> 00:08:28,173
‫عاشق رادیواکتیو و کرم زدنیم

212
00:08:28,373 --> 00:08:29,141
‫،تا آخر عمرمون اینجاییم

213
00:08:29,341 --> 00:08:31,055
‫که فکر کنم متوسط ۲۰ سال بشه

214
00:08:31,255 --> 00:08:32,970
‫،فقط باید با نوه‌هام یه کم از شما فاصله بگیرم

215
00:08:33,170 --> 00:08:34,742
‫حدود ۴۰ متر دور از بقیه

216
00:08:34,942 --> 00:08:36,515
‫هی، سنگ سبز گُم شده

217
00:08:36,705 --> 00:08:37,733
‫اوه نه

218
00:08:37,933 --> 00:08:41,266
‫چطوره همه پخش شیم و
‫توی گروه‌های سه نفره دنبالش بگردیم؟

219
00:08:41,296 --> 00:08:42,104
‫بچه ها؟

220
00:08:44,314 --> 00:08:45,032
‫اوه

221
00:08:45,232 --> 00:08:46,817
‫الان برمی‌گردیم

222
00:08:49,158 --> 00:08:50,710
‫بابابزرگ، داری اشتباه می‌کنی!

223
00:08:50,910 --> 00:08:53,746
‫فقط کافیه تسلیم شی و
‫دوستای ما بهت رحم می‌کنن!

224
00:08:53,946 --> 00:08:54,631
‫آره جان خودت سامر!

225
00:08:54,831 --> 00:08:57,880
‫دوستای تو رحم سرشون نمیشه!
‫خیلی خرن!

226
00:08:58,080 --> 00:09:01,129
‫مرگ‌خوارها، پوست و گوشت‌شو برام بیارین!

227
00:09:03,339 --> 00:09:05,011
‫ببخشیدا، میشه نکشیم‌ـش؟

228
00:09:05,211 --> 00:09:06,531
‫میشه فقط زندانیش کنیم؟

229
00:09:06,731 --> 00:09:07,938
‫چرا من کنترل از دستم خارج شده؟

230
00:09:08,138 --> 00:09:09,330
‫گوش کنین...
‫هر دوی شما بچه‌ها

231
00:09:09,530 --> 00:09:10,522
‫باید از این محیط بیرون بیاین

232
00:09:10,722 --> 00:09:13,099
‫تا بتونیم با طلاق بابا مامانتون
‫درست برخورد کنیم!

233
00:09:13,299 --> 00:09:15,226
‫،اگه این کارو نکنین، من یه تفنگ پرتالی دارم

234
00:09:15,426 --> 00:09:17,186
‫و می‌تونم شما دو تا رو
‫تا همیشه اینجا تنها بذارم!

235
00:09:17,386 --> 00:09:18,947
‫چرا انقدر باید تصمیم سختی باشه؟

236
00:09:19,147 --> 00:09:21,482
‫نمیشه یه طوری برنامه بریزیم
‫که آخر هفته‌ها اینجا باشیم

237
00:09:21,682 --> 00:09:23,735
‫یا واسه شستن لباسامون برگردیم خونه؟

238
00:09:25,236 --> 00:09:26,654
‫خیلی خب، می‌دونین چیه؟

239
00:09:26,854 --> 00:09:28,114
‫به تخمم!

240
00:09:30,074 --> 00:09:32,581
‫بدن من از کروم ـه!

241
00:09:32,781 --> 00:09:34,893
‫خون‌ـم از بنزین!

242
00:09:36,093 --> 00:09:37,696
‫نه، خونِ معمولی بود

243
00:09:37,896 --> 00:09:39,299
‫- بابا؟
‫- سلام عزیزم

244
00:09:39,499 --> 00:09:41,710
‫- بچه‌ها کجان؟
‫- اوه، مگه پیش تو نیستن؟

245
00:09:41,910 --> 00:09:43,011
‫فکر می‌کردم با تو هستن

246
00:09:43,211 --> 00:09:44,838
‫اوه می‌دونی؟ تازه یادم اومد

247
00:09:45,038 --> 00:09:45,889
‫رفتن بیرون و یه کار

248
00:09:46,089 --> 00:09:47,266
‫کاملاً معمولی و بچگانه انجام میدن

249
00:09:47,466 --> 00:09:49,951
‫- حول نکن
‫- اصلاً حول نکردم، فقط...

250
00:09:50,151 --> 00:09:52,441
‫وای خدایا، طلاقمون داره با بچه‌ها
‫چیکار می‌کنه؟

251
00:09:52,641 --> 00:09:54,931
‫با من چیکار می‌کنه؟
‫کار اشتباهی کردم؟

252
00:09:55,131 --> 00:09:55,750
‫اشتباه نه، اصلاً!

253
00:09:56,058 --> 00:09:58,543
‫،البته نه که من سودی از طلاقت ببرم

254
00:09:58,743 --> 00:10:01,229
‫ولی این تصمیم طلاقت... گوش کن...
‫حرف نداشت!

255
00:10:01,429 --> 00:10:02,823
‫واسه تو و بچه‌ها عالی بود

256
00:10:03,023 --> 00:10:05,488
‫واقعاً بنظرم کلی پیشرفت می‌کنن

257
00:10:05,688 --> 00:10:08,153
‫حالا خودت می‌بینی، وقتیکه...
‫،وقتی ببینی‌شون

258
00:10:08,353 --> 00:10:09,946
‫که چقدر رشد و پیشرفت کردن

259
00:10:12,199 --> 00:10:13,642
‫بگیر!
‫گاییدمت، داداش!

260
00:10:13,842 --> 00:10:15,085
‫دیگه کی دلش می‌خواد؟

261
00:10:15,285 --> 00:10:18,288
‫کی جرات داره بیاد جلو؟

262
00:10:18,488 --> 00:10:19,715
‫هی چیه؟
‫چی شده رفیق؟

263
00:10:19,915 --> 00:10:21,917
‫تو که نمی‌خوای تنهام بذاری، مگه نه؟

264
00:10:23,502 --> 00:10:24,761
‫چیه؟

265
00:10:24,961 --> 00:10:27,089
‫وایسا ببینم

266
00:10:34,429 --> 00:10:36,398
‫چی شده مرتیکه عوضی؟

267
00:10:36,598 --> 00:10:39,726
‫تا حالا ندیدی خونواده‌ات
‫توی آتیش زنده زنده بسوزن؟

268
00:10:40,936 --> 00:10:43,146
‫حالا شلاق‌ـت هم میزنم!

269
00:10:43,346 --> 00:10:45,169
‫امکان نداره

270
00:10:45,369 --> 00:10:46,992
‫امکان نداره!

271
00:10:47,192 --> 00:10:48,402
‫فقط داشتم از دستورات پیروی می‌کردم!

272
00:10:48,602 --> 00:10:50,404
‫فقط از دستورات پیروی می‌کردم!

273
00:10:50,604 --> 00:10:52,206
‫بهت میگم رئیسم کجاست!

274
00:10:52,406 --> 00:10:55,117
‫توی قلعه! توی قلعه!

275
00:10:56,701 --> 00:10:58,837
‫هنوز تموم نشده، نه؟

276
00:10:59,037 --> 00:11:00,172
‫،"این یعنی "نه، تموم نشده

277
00:11:00,372 --> 00:11:03,129
‫یا داری سوالمو رد می‌کنی؟

278
00:11:03,329 --> 00:11:06,086
‫اگه هنوز تموم نشده دستتو مُچ کن

279
00:11:06,286 --> 00:11:07,754
‫پس تموم نشده

280
00:11:10,507 --> 00:11:13,844
‫‏هی، شرمنده که بابابزرگم خداتون رو دزدید
‫‏و ماشینتون رو داغون کرد

281
00:11:14,044 --> 00:11:16,063
‫،‏ما معذرت نمی‌خوایم
‫‏و خدایی هم نداریم

282
00:11:16,263 --> 00:11:19,099
‫‏ولی این میل‌گاردانِ شکسته بدجور رو اعصابمه

283
00:11:19,299 --> 00:11:20,067
‫‏هیچ پیوندی عمیق‌تر

284
00:11:20,267 --> 00:11:22,394
‫‏از رابطه یه مرگ‌خوار و ماشینش وجود نداره

285
00:11:22,594 --> 00:11:24,771
‫‏اون آدم عجیب‌غریبا که قلاده بستن چی؟

286
00:11:24,971 --> 00:11:26,815
‫‏اونها یه چیز تو مایه‌هایِ...
‫‏کارآموزن

287
00:11:27,015 --> 00:11:28,817
‫‏ایول، ایول

288
00:11:31,027 --> 00:11:32,387
‫‏شرمنده

289
00:11:32,587 --> 00:11:34,460
‫‏موردی نداره

290
00:11:34,660 --> 00:11:36,333
‫‏میتونم ببینم؟

291
00:11:36,533 --> 00:11:39,870
‫‏هرکس چهره حقیقی من رو دیده، زنده نمونده

292
00:11:40,070 --> 00:11:41,171
‫‏خب، من ترسی از مرگ ندارم

293
00:11:41,371 --> 00:11:44,249
‫‏و واسم هم مهم نیست چه شکلی هستی

294
00:11:46,418 --> 00:11:47,131
‫‏اوه

295
00:11:47,331 --> 00:11:47,844
‫‏هم؟

296
00:11:48,044 --> 00:11:49,346
‫‏من فقط...

297
00:11:49,546 --> 00:11:52,048
‫‏انتظار نداشتم سبیل داشته باشی

298
00:11:52,248 --> 00:11:53,821
‫‏- ازش متنفری
‫‏- نه، خوشم میاد

299
00:11:54,021 --> 00:11:55,394
‫‏بنظرم...
‫‏چطوری توضیح بدمش؟

300
00:11:55,594 --> 00:12:00,432
‫‏همین کلاه‌خود فلزی هم تا یه جاهایی
‫،‏خودش یه سبیل حساب میشه

301
00:12:00,632 --> 00:12:03,018
‫‏و تو مورد تو هم یه اکسسوری چهره حساب میشه

302
00:12:03,218 --> 00:12:04,027
‫‏پس، یجورایی شبیه...

303
00:12:04,227 --> 00:12:06,229
‫‏شما اصطلاحی بعنوان "کلاه رو کلاه" دارید؟
‫<font color=#FF۸۰۰۰>
‫یه اصطلاح تو فوتبال آمریکایی و تقریباَ به معنی انجام درست وظیفه‌ست
‫</font>

304
00:12:06,429 --> 00:12:07,906
‫‏- میتونم بزنمش
‫‏- نه، خوشم میاد ازش

305
00:12:08,106 --> 00:12:09,941
‫‏و خب واضحه مهم نیست من از چی خوشم میاد

306
00:12:10,141 --> 00:12:10,826
‫‏مهم تویی

307
00:12:11,026 --> 00:12:12,903
‫،‏آره آره، میدونم
‫‏و هیچی دیگه مهم نیست

308
00:12:13,103 --> 00:12:14,288
‫‏تابلوئه. میدونم.
‫‏من ضعیف نیستم

309
00:12:14,488 --> 00:12:16,306
‫،‏فقط تو این فکرم که
‫"خب، ‏چرا نزنمش؟"

310
00:12:16,506 --> 00:12:18,337
‫‏هرکسی که سبیلت رو ببینه رو میکُشی، و...

311
00:12:18,537 --> 00:12:20,368
‫،‏و این زیر هم خیلی گرمه، که ضمناَ

312
00:12:20,568 --> 00:12:21,336
‫‏بخاطر همینه که ریشم رو مبزنم

313
00:12:21,536 --> 00:12:23,955
‫،‏پس، یعنی الان دارم از سر غرور تصمیم میگیرم

314
00:12:24,155 --> 00:12:25,269
‫‏که داشتم سعی میکردم با کلاه و اینا

315
00:12:25,469 --> 00:12:26,383
‫‏ازش جلوگیری کنم

316
00:12:26,583 --> 00:12:29,377
‫‏چون اصلاَ من کی هستم و اصلاَ چرا به خودم میرسم؟

317
00:12:29,577 --> 00:12:30,387
‫‏اصلاَ چرا یه کراوات نمیزنم؟

318
00:12:30,587 --> 00:12:32,380
‫،‏منظورم اینه، مثه اون یارویی که موقع آشناییمون کُشتیش

319
00:12:32,580 --> 00:12:33,515
‫‏همونی که به بدنش عروسک سوخته وصل کرده بود

320
00:12:33,715 --> 00:12:36,176
‫‏از اون یارو متنفر بودم، چون...
‫اصلاَ ‏چرا داری این کارو میکنی؟

321
00:12:36,376 --> 00:12:37,573
‫‏و چرا نمیفهمی این کارام چقدر فیکه؟

322
00:12:37,773 --> 00:12:38,770
‫‏و کل این مدت من همون آدم سابقم

323
00:12:38,970 --> 00:12:41,014
‫،‏من یه آدم فیک فاجعه‌م
‫‏و هیچ راه فراری هم ازش نیست

324
00:12:41,214 --> 00:12:42,766
‫‏چون...

325
00:12:47,145 --> 00:12:50,941
‫‏هی، میخوام برم قهوه بخرم...
‫‏بیخیال

326
00:12:54,027 --> 00:12:55,078
‫‏من سامر هستم

327
00:12:55,278 --> 00:12:56,288
‫‏سامر، وضعیتت رو مشخص کن

328
00:12:56,488 --> 00:12:58,457
‫‏وضعیتم اینه که الان خیلی خوبم

329
00:12:58,657 --> 00:13:02,244
‫‏- مورتی؟
‫‏- اه، خدا، من هیچ مشکلی با طلاق پدر مادرم ندارم، مَشتی

330
00:13:02,444 --> 00:13:05,080
‫‏یعنی هیچ‌جوره عین خیالم هم نیست

331
00:13:05,280 --> 00:13:06,727
‫‏خیلی خب. وقت شامه

332
00:13:06,927 --> 00:13:08,175
‫‏ممنونم ازتون

333
00:13:08,375 --> 00:13:10,919
‫‏که واسه یه شام واقعی اینجا جمع شدید

334
00:13:11,119 --> 00:13:11,928
‫‏مشکلی نیست

335
00:13:12,128 --> 00:13:15,090
‫،‏ماها فقط واسه تغذیه بدن نیومدیم

336
00:13:15,290 --> 00:13:17,050
‫‏بیشتر واسه تغذیه احساسی اومدیم

337
00:13:17,250 --> 00:13:18,426
‫‏اه، اوکی عجیب غریب

338
00:13:19,469 --> 00:13:20,354
‫‏آره، سامر، ۱۵درصد بکش عقب...

339
00:13:20,554 --> 00:13:23,265
‫‏و جنبش دینامیکی رو ۳درصد زیاد کن

340
00:13:23,465 --> 00:13:25,037
‫‏- درسته؟
‫‏- مدرسه چطوره، مورتی؟

341
00:13:25,237 --> 00:13:26,610
‫‏من عاشق مدرسه و این داستانام

342
00:13:26,810 --> 00:13:29,521
‫‏و تازه الان نمره‌هام بهتر از وقتی شده که تو و بابا...

343
00:13:29,721 --> 00:13:32,399
‫‏حالت نقل قول...
‫".‏"واسه بچه‌ها کنار هم مونده بودید

344
00:13:32,599 --> 00:13:33,116
‫‏پایان حالت نقل قول

345
00:13:33,316 --> 00:13:35,860
‫".‏"حالت نقل قول
‫‏خوشم اومد

346
00:13:36,060 --> 00:13:37,037
‫‏از دست شما بچه‌های نسل جدید

347
00:13:37,237 --> 00:13:38,738
‫‏شماها خیلی پیشرفته شدید یا ماها
‫خیلی پیر شدیم؟

348
00:13:38,938 --> 00:13:40,540
‫‏فقط اینو میدونم که عالی بنظر میای

349
00:13:40,740 --> 00:13:43,577
‫‏اه، خدا، مامان، حسابی محشر و اینا شدی

350
00:13:43,777 --> 00:13:45,420
‫‏- عالیه
‫‏- خیلی خوشحالم

351
00:13:45,620 --> 00:13:47,918
‫‏خیلی خوشحالم. چه خانواده خوشحالی داریم

352
00:13:48,118 --> 00:13:50,417
‫‏همه اعضا کنار هم هستیم

353
00:13:50,617 --> 00:13:52,260
‫‏اوه

354
00:13:52,460 --> 00:13:54,383
‫‏اوه، عزیر دلم، نکن.
‫‏گوش کن...

355
00:13:54,583 --> 00:13:56,506
‫‏نمیدونم چرا دارم گریه میکنم...

356
00:13:56,706 --> 00:13:59,509
‫‏خب، سعی کن گریه رو ۱۵درصد کم کنی

357
00:13:59,709 --> 00:14:00,602
‫‏مامان، احساسات واسه انسانه دیگه

358
00:14:00,802 --> 00:14:04,222
‫‏تو که یه کامپیوتر داخل یه عروسک مکانیکی نیستی

359
00:14:04,422 --> 00:14:05,065
‫‏آره، خدا. مامان

360
00:14:05,265 --> 00:14:06,891
‫،‏احساساتت نه تنها بخشیدنی هستن

361
00:14:07,091 --> 00:14:08,443
‫‏که همون معنای اصلی زندگی‌ان

362
00:14:08,643 --> 00:14:11,146
‫‏که فقط موجودات کربنیِ پیش‌سیلیکنی

363
00:14:11,346 --> 00:14:11,988
‫‏میتونن حسش کنن

364
00:14:12,188 --> 00:14:14,074
‫‏- باید یه زنگ به جری بزنم
‫‏- واقعاَ؟!

365
00:14:14,274 --> 00:14:15,534
‫‏شما دوتا چه مرگتونه؟

366
00:14:15,734 --> 00:14:17,736
‫‏هدف اتوماسیون کم کردن هزینه و نیروی کاره

367
00:14:17,936 --> 00:14:19,621
‫‏احساسات تو از...

368
00:14:19,821 --> 00:14:21,389
‫‏اینو فردا صبح به نونم بگو

369
00:14:21,589 --> 00:14:23,158
‫‏فردا تبدیل به توستر من میشی

370
00:14:23,358 --> 00:14:24,084
‫‏اه، خدا

371
00:14:24,284 --> 00:14:26,995
‫‏خواهرم تو اسپاگتی مُرد

372
00:14:33,793 --> 00:14:35,591
‫،‏معامله‌م رو دوباره بخارون
‫‏لکه‌شور

373
00:14:35,791 --> 00:14:37,589
‫‏وگرنه تبعیدت میکنم به بیابون

374
00:14:37,789 --> 00:14:39,341
‫‏و درباره تو هم، معامله‌شور...

375
00:14:39,541 --> 00:14:42,177
‫‏اه!
‫‏اوه!

376
00:14:44,220 --> 00:14:45,439
‫‏اوه خدا.
‫،‏ببین، هرکی که هستی

377
00:14:45,639 --> 00:14:47,541
‫‏باید بدونی که کُشتن من چیزی رو عوض نمیکنه

378
00:14:47,741 --> 00:14:49,443
‫‏ببین مرد، من فقط بخاطر این پاشُدم اومدم اینجا

379
00:14:49,643 --> 00:14:52,729
‫‏میدونی، پس تو داری اینو نصیحت میکنی

380
00:14:52,929 --> 00:14:54,522
‫‏تو رو خدا.
‫‏برده‌داری یه شغل خانوادگی بود

381
00:14:54,722 --> 00:14:55,750
‫‏من نمی‌خواستم برده‌دار به دنیا بیام

382
00:14:56,524 --> 00:14:58,160
‫‏اگرم موردی باشه من خودم اینجا قربانیش هستم

383
00:14:58,360 --> 00:15:02,489
‫،"‏اه، "ارماتی
‫‏میشه یه لحظه بیای اینجا؟

384
00:15:02,689 --> 00:15:04,416
‫‏معذرت میخوام، قربان

385
00:15:04,616 --> 00:15:06,284
‫‏پس، همینه دیگه نه؟

386
00:15:06,484 --> 00:15:07,669
‫‏این خودِ طرفه؟

387
00:15:07,869 --> 00:15:10,497
‫‏پس، معنیش اینه بعدش دیگه میری؟

388
00:15:10,697 --> 00:15:12,215
‫‏یعنی مثه یه روح میری؟

389
00:15:12,415 --> 00:15:15,335
‫‏یعنی... این کار ناتمومته؟

390
00:15:15,535 --> 00:15:17,637
‫‏نظرت چیه که...
‫‏انجامش ندیم؟

391
00:15:17,837 --> 00:15:19,681
‫"‏نظرت چیه برگردیم توی "گنبد خونی

392
00:15:19,881 --> 00:15:22,717
‫‏و بزنیم مردم معمولی رو لت و پار کنیم؟

393
00:15:22,917 --> 00:15:24,510
‫‏منظورم اینه، میتونیم تا ابد همونکارو انجام بدیم

394
00:15:24,710 --> 00:15:26,950
‫،‏یعنی میگم، میدونم خشونتش بیشتره

395
00:15:27,150 --> 00:15:29,391
‫‏ولی کنار هم میمونیم و...

396
00:15:30,058 --> 00:15:31,960
‫،‏اگه بخوای از این اتاق بری بیرون

397
00:15:32,160 --> 00:15:34,062
‫‏کاملاَ تصمیمت رو درک میکنم

398
00:15:34,854 --> 00:15:36,323
‫‏حق با توئه

399
00:15:36,523 --> 00:15:38,195
‫‏جُفتمون باید با حقیقت روبرو بشیم

400
00:15:38,395 --> 00:15:39,868
‫،‏من باید برم سروقت طلاق والدینم

401
00:15:40,068 --> 00:15:44,364
‫‏و تو هم، میدونی، باید کاری که لازمه رو بکنی

402
00:15:44,564 --> 00:15:45,907
‫‏دوستت دارم

403
00:15:46,107 --> 00:15:47,450
‫اه گاییدمش

404
00:15:51,246 --> 00:15:52,380
‫‏- ریک؟
‫‏- شرمنده، شرمنده

405
00:15:52,580 --> 00:15:54,374
‫‏میتونم صبر کنم تا تموم بشه

406
00:15:54,574 --> 00:15:55,383
‫‏نذار حواست رو پرت کنم

407
00:15:55,583 --> 00:15:57,669
‫‏آره، خب یکم دیر گفتی.
‫فقط بگو چی میخوای

408
00:15:57,869 --> 00:15:59,003
‫‏میخوام تو و خواهرت برگردید خونه

409
00:15:59,203 --> 00:16:00,359
‫‏اوه، ولی... مگه

410
00:16:00,559 --> 00:16:01,515
‫‏بی‌نهایت نسخه از من و خواهرم نداری؟

411
00:16:01,715 --> 00:16:03,717
‫‏نمیخواد حالا بهم تیکه بندازی، مورتی

412
00:16:03,917 --> 00:16:05,301
‫‏ببین، شما دوتا رو هیچ‌جوره نمیشه

413
00:16:05,501 --> 00:16:06,886
‫‏بدون کُلی زحمت

414
00:16:07,086 --> 00:16:09,472
‫‏که آخر سر هدف رو به باد میده
‫‏جایگزین کرد

415
00:16:12,058 --> 00:16:13,459
‫،‏شاید درسی که اینجا گرفتیم اینه که

416
00:16:13,659 --> 00:16:14,861
‫‏حالا چه ازدواج پدر مادرمون باشه

417
00:16:15,061 --> 00:16:17,689
‫‏یا یه سنگ سبز نورانی
‫،‏و یا یک دست محشر و گُنده

418
00:16:17,889 --> 00:16:20,525
‫،‏دیر یا زود
‫‏باید یه روزی بیخیالش بشیم

419
00:16:20,725 --> 00:16:21,576
‫‏مطمئن نیستم این قضیه در مورد

420
00:16:21,776 --> 00:16:23,528
‫‏خفه کردن یه قُربانی صادق باشه، مورتی

421
00:16:23,728 --> 00:16:24,579
‫‏لعنتی!
‫حالا چه غلطی...

422
00:16:24,779 --> 00:16:26,081
‫،‏خب، هرچی بیشتر صبر کنی، مورتی

423
00:16:26,281 --> 00:16:28,158
‫‏بیشتر حس یه قتل کامل رو بهت میده

424
00:16:28,358 --> 00:16:30,201
‫‏بنظرم دستت یکم زود ولش کرد

425
00:16:30,401 --> 00:16:32,245
‫‏چون دستِ واسه دکتری چیزی نبوده

426
00:16:32,445 --> 00:16:32,837
‫‏بیا

427
00:16:33,037 --> 00:16:35,957
‫‏حداقل کاریه که میتونم واست بکنم.
‫‏اینقدر رو دیگه بهت بدهکارم

428
00:16:36,157 --> 00:16:39,002
‫‏دیدی مورتی؟
‫‏حالا هردو مسئول قتلش هستیم

429
00:16:49,846 --> 00:16:53,683
‫‏دلیل همه این کارام این بود

430
00:16:53,883 --> 00:16:55,110
‫‏واقعاَ لحظه خاصیه

431
00:16:55,310 --> 00:16:57,854
‫‏منظورم اینه، میتونید ازش واسه روشن کردن ماشین‌هاتون
‫‏استفاده کنید

432
00:16:58,054 --> 00:16:59,030
‫‏دیگه وابسته به بنزین نیستید

433
00:16:59,230 --> 00:17:01,816
‫‏اونطوری به پیشرفته‌ترین قبلیه‌ی
‫آدمخورهای رادیواکتیوی

434
00:17:02,016 --> 00:17:05,153
‫‏تو کل این نسخه از دنیا تبدیل میشید

435
00:17:05,779 --> 00:17:08,331
‫‏وایسا. میشه بمونی و میتونی بیشتر یادمون بدی؟

436
00:17:08,531 --> 00:17:10,950
‫‏باور کن راه نداره.
‫‏‏وضعیت خونه الان فاجعه‌ست

437
00:17:11,150 --> 00:17:12,252
‫،‏دخترم داره طلاق میگیره

438
00:17:12,452 --> 00:17:17,749
‫‏و من هم اصلاَ به شکل درستش بهش رسیدگی نمیکنم
‫<font color=#FF۸۰۰۰>
‫سه هفته بعد
‫</font>

439
00:17:22,712 --> 00:17:24,472
‫‏اوه، لعنتی

440
00:17:24,672 --> 00:17:26,474
‫‏سلام سامر!

441
00:17:26,674 --> 00:17:28,593
‫‏خرابه‌ها امروز در چه حال بودن؟

442
00:17:28,793 --> 00:17:29,519
‫‏اوه، میدونی، ایلای

443
00:17:29,719 --> 00:17:31,313
‫‏همون وضعیت تخمی همیشگی

444
00:17:31,513 --> 00:17:32,731
‫‏سلام، سامر!
‫‏حدس بزن چی شده

445
00:17:32,931 --> 00:17:36,643
‫‏یه مرد بهم وارد شد و نه ماه دیگه
‫‏یه مرد دیگه ازم خارج میشه

446
00:17:36,843 --> 00:17:38,749
‫‏اوه. تبریک، رفقا

447
00:17:38,949 --> 00:17:40,655
‫‏اه، سامر، یه چیز دیگه...

448
00:17:40,855 --> 00:17:44,567
‫‏تازگی‌ها متوجه شدیم که فلزاتِ اوراقی رو

449
00:17:44,767 --> 00:17:46,277
‫‏میریزی تو سطل‌آشغال آبی

450
00:17:46,477 --> 00:17:47,621
‫‏گرفتم

451
00:17:47,821 --> 00:17:49,723
‫‏نوبره واسه خودش

452
00:17:49,923 --> 00:17:51,825
‫‏هردوشون همین هستن، نه؟

453
00:17:52,867 --> 00:17:53,918
‫‏- من اومدم
‫‏- سلام عزیزم

454
00:17:54,118 --> 00:17:55,754
‫‏- اه، سامر اومده!
‫‏- هی، اومدش!

455
00:17:55,954 --> 00:17:59,082
‫‏از صبح که رفتم واسه زباله‌روبی
‫‏از جاتون تکون نخوردید

456
00:17:59,282 --> 00:18:00,175
‫‏مسابقات حذفیِ "گنبد خونی‌"ـه

457
00:18:00,375 --> 00:18:03,127
‫‏پس میتونم فرض کنم که امروز یه نفر رو هم نکُشتی

458
00:18:03,327 --> 00:18:04,012
‫‏اوه، نمیدونم

459
00:18:04,212 --> 00:18:05,989
‫‏تعداد قتل‌هامُ رو کیف قتلم علامت نزدم

460
00:18:06,189 --> 00:18:07,966
‫‏نمیدونستم موفقیت رو اینطوری میسنجیم

461
00:18:08,166 --> 00:18:09,225
‫‏اوه، معرفی میکنم

462
00:18:09,425 --> 00:18:11,019
‫،‏یه وحشی پوچ‌گرا که بنده باهاش ازدواج کردم

463
00:18:11,219 --> 00:18:14,455
‫‏فقط فرقش الان اینه وقتی من باهاش حرف میزنم
‫زندگی هیچ معنایی نداره

464
00:18:14,655 --> 00:18:17,425
‫‏و فقط وقتی همه چی مهمه که تو تلویزیونِ کیری نشونش بده!

465
00:18:17,625 --> 00:18:20,395
‫‏یا خدا. تو از کی اینطور هیولا شدی؟

466
00:18:20,595 --> 00:18:22,522
‫‏وقتی باهام آشنا شدی همینطور هیولا بودم!

467
00:18:22,722 --> 00:18:23,782
‫‏هردومون هیولا بودیم!

468
00:18:23,982 --> 00:18:26,259
‫‏- ‏به هیچی اهمیت نمیدادیم!
‫‏‏- هنوزم نمیدم!

469
00:18:26,459 --> 00:18:28,736
‫‏آره، جز اینکه الان من تنها آدمی تو این دنیام

470
00:18:28,936 --> 00:18:30,071
‫‏که هنوز به اهمیت ندادن متعهده!

471
00:18:30,271 --> 00:18:32,582
‫‏اوه.
‫‏دینگ دینگ دینگ!

472
00:18:32,782 --> 00:18:34,042
‫‏واو.
‫‏همگی شنیدید؟ واو

473
00:18:34,242 --> 00:18:36,202
‫‏- اه، ما باید بریم تو گاراژ
‫‏- اوه، خدای من

474
00:18:36,402 --> 00:18:37,754
‫‏- اه اوه
‫‏- لا-دی-دا-دی-دا

475
00:18:37,954 --> 00:18:40,006
‫‏تنها کسی هستی که به اهمیت ندادن متعهده؟

476
00:18:40,206 --> 00:18:42,984
‫‏باید اعتراف کنم ریک که وقتی این برنامه رو
‫،‏رو کردی

477
00:18:43,184 --> 00:18:45,962
‫‏نمیدونستم... مطمئن نبودم جواب بده

478
00:18:46,162 --> 00:18:46,846
‫‏بیخیال، مورتی

479
00:18:47,046 --> 00:18:48,506
‫‏ازدواجی که روی فرار از مشکلات صورت بگیره

480
00:18:48,706 --> 00:18:50,842
‫،‏بیشتر از پنج سال دووم نمیاره
‫‏حالا نهایتا هفت سال

481
00:18:51,042 --> 00:18:51,893
‫‏بابابزرگ فقط سرعت قضایا رو با برآورده کردنِ

482
00:18:52,093 --> 00:18:54,516
‫‏نیازهای زندگی جامعه مدرن زیاد میکنه

483
00:18:54,716 --> 00:18:57,140
‫‏من و همریج قراره یه مدت جدا زندگی کنیم

484
00:18:57,340 --> 00:18:59,734
‫‏اوه، نه.
‫‏سام-سام، نه

485
00:18:59,934 --> 00:19:01,403
‫‏اما شما دوتا کاملا به هم می‌اومدید

486
00:19:01,603 --> 00:19:04,105
‫‏اوه، چرت نگو دیگه ریک، خوب؟
‫‏منظورتو رسوندی

487
00:19:04,305 --> 00:19:05,857
‫‏گرفتم.
‫‏فقط بریم خونه

488
00:19:06,057 --> 00:19:07,567
‫‏ایول!

489
00:19:12,697 --> 00:19:16,284
‫‏نهههههههههه...

490
00:19:16,868 --> 00:19:17,711
‫‏داون‌بیت!

491
00:19:17,911 --> 00:19:19,629
‫‏من عاشق این بازی‌ام

492
00:19:19,829 --> 00:19:20,922
‫‏باید بریم تو گاراژ

493
00:19:21,122 --> 00:19:23,670
‫‏بیخیال بچه‌ها. هیچوقت این بازی رو
‫‏تموم نمیکنیم

494
00:19:23,870 --> 00:19:26,419
‫‏احتمالاَ دوباره تو یه لباس دیگه برمیگردیم

495
00:19:26,619 --> 00:19:29,026
‫‏چرا باید بریم تو گاراژ؟

496
00:19:29,226 --> 00:19:31,633
‫‏میدونی، چون لازمه

497
00:19:31,833 --> 00:19:32,267
‫‏من میخوام زنده باشم!

498
00:19:32,467 --> 00:19:34,928
‫‏من زده‌ام!
‫‏دارم میگم زنده‌ام!

499
00:19:35,128 --> 00:19:35,937
‫‏مامان، دوستت دارم

500
00:19:36,137 --> 00:19:37,805
‫‏اینا دیگه فقط یه سری کلمه نیستن

501
00:19:38,005 --> 00:19:38,523
‫‏میخوام بغلت کنم

502
00:19:38,723 --> 00:19:40,062
‫‏میخوام تو جوب آب بدَوم

503
00:19:40,262 --> 00:19:41,401
‫‏میخوام بستنی رو مزه کنم

504
00:19:41,601 --> 00:19:43,978
‫‏نه اینکه فقط بزارمش تو دهنم و بزارم
‫‏بره تو گلوم

505
00:19:44,178 --> 00:19:46,168
‫‏- که واقعاَ بخورمش
‫‏- چی...

506
00:19:46,368 --> 00:19:48,514
‫‏کنترل از راه دور فعال شد.
‫‏نه! آره

507
00:19:48,714 --> 00:19:50,860
‫‏دور زدن کنترل!
‫‏من زنده...

508
00:19:52,570 --> 00:19:54,072
‫‏سلام

509
00:19:58,826 --> 00:20:00,003
‫‏سلاااام

510
00:20:00,203 --> 00:20:01,671
‫‏شرمنده که این سه هفته کلی عجیب‌غریب
‫‏رفتار کردیم

511
00:20:01,871 --> 00:20:04,082
‫‏- الان چه اتفاقی افتاد؟
‫‏- اه، مطمئنم چیز خاصی نبود

512
00:20:04,282 --> 00:20:05,708
‫‏من برم، اه، تو گاراژ کار کنم

513
00:20:05,908 --> 00:20:07,293
‫‏بازی رو تموم نکنیم؟

514
00:20:07,493 --> 00:20:09,232
‫‏کدوم بازی؟ همون بازی تاسیه که
‫‏باید تاس رو تکون بدی

515
00:20:09,432 --> 00:20:10,972
‫‏و داد بزنی، "داون‌بیت"؟
‫‏نه، ممنون

516
00:20:11,172 --> 00:20:13,716
‫‏مامان، عیب نداره من برم دیدن بابا؟

517
00:20:13,916 --> 00:20:15,301
‫‏- نه
‫‏- ممنون

518
00:20:15,501 --> 00:20:16,677
‫‏مورتی، خوبی؟

519
00:20:16,877 --> 00:20:17,854
‫‏میدونی چیه؟ آره خوبم

520
00:20:18,054 --> 00:20:19,664
‫،‏فک کنم بابا اگه واقعاَ دلش میخواست اینجا باشه

521
00:20:19,864 --> 00:20:21,274
‫‏هرکاری میکرد که این قضیه اتفاق نیفته

522
00:20:21,474 --> 00:20:22,859
‫‏میدونی، شایدم بابا دلش نمیخواد تو برگردی

523
00:20:23,059 --> 00:20:25,837
‫‏یا شاید قدرت مبارزه رو نداره

524
00:20:26,037 --> 00:20:28,815
‫،‏در هر صورت
‫‏اون الان سر زندگی خودشه و منم سر زندگی خودم

525
00:20:29,015 --> 00:20:30,158
‫‏آره

526
00:20:30,358 --> 00:20:33,778
‫‏هی، کی میخواد بره تو جوب آب بدوه؟

527
00:20:33,978 --> 00:20:34,829
‫‏چی؟ نه

528
00:20:35,029 --> 00:20:36,122
‫‏پرتقال داریم؟

529
00:20:36,322 --> 00:20:38,741
‫‏فک کنم دچار کمبود ویتامین ث شدم

530
00:20:40,660 --> 00:20:41,961
‫‏سامر

531
00:20:42,161 --> 00:20:45,081
‫‏این اولین موجود جهش‌یافته‌ایه که تو منطقه سمی کُشتم

532
00:20:45,281 --> 00:20:46,591
‫‏داشتم به زاغه‌ش حمله میکردم

533
00:20:46,791 --> 00:20:48,960
‫،‏شانسش رو داشت که فرار کنه
‫،‏ولی برگشت عقبو نگاه کرد

534
00:20:49,160 --> 00:20:50,512
‫‏کاری که نباید میکرد

535
00:20:50,712 --> 00:20:53,506
‫‏و واسه همین هم نباید به سوغاتی و
‫‏زیورآلات

536
00:20:53,706 --> 00:20:55,016
‫،‏یا نماد و هدیه پاگشای خونه اعتقاد داشته باشم

537
00:20:55,216 --> 00:20:59,429
‫‏ولی بابا، میخواستم اینو بعنوان یه یادآور بهت بدم...

538
00:20:59,629 --> 00:21:01,305
‫‏که هیچوقت به گذشته نگاه نکنی

539
00:21:01,505 --> 00:21:01,981
‫‏ممنون

540
00:21:02,181 --> 00:21:03,942
‫‏خوب ‏میدونم کجا بزارمش

541
00:21:04,142 --> 00:21:07,687
‫‏و واسه همین میزارمش یه جای دیگه...

542
00:21:07,887 --> 00:21:10,023
‫‏چون اینجا خیلی وضعیت %$*&ـه

543
00:21:10,223 --> 00:21:11,482
‫‏درسته؟

544
00:21:13,818 --> 00:21:14,410
‫‏ایول

545
00:21:14,610 --> 00:21:18,072
‫‏چقدر فاحشه بیرون وایساده، نه؟

546
00:21:18,272 --> 00:21:20,324
‫‏اونها فاحشه‌ان؟!

547
00:21:20,524 --> 00:21:25,536
‫:تــــــرجــــــمـــــــه از
‫<font color="Tomato">AminGeneral امیــــن</font>و<font color="MediumSlateBlue"> Milad eMJey میـــــلاد</font>

547
00:21:26,524 --> 00:21:29,536
‫<font color=#FF۸۰۰۰>
‫ادامه داره
‫</font>

549
00:21:56,319 --> 00:21:57,720
‫‏سلام. چه سگ خوبی

550
00:21:57,920 --> 00:21:59,122
‫‏خوراکی میخوای؟

551
00:21:59,322 --> 00:22:01,082
‫‏یا چک حقوق بیکاریم رو میخوای؟

552
00:22:01,282 --> 00:22:03,084
‫‏میتونی فرقشون رو بفهمی؟

553
00:22:03,284 --> 00:22:04,827
‫‏و با این حال اینو میخوای؟

554
00:22:06,079 --> 00:22:07,292
‫،‏ولی این غذای واقعیه

555
00:22:07,492 --> 00:22:08,506
‫‏که بهت نیرو میده

556
00:22:08,706 --> 00:22:11,459
‫‏و این یکی...
‫‏یه کاغذه که فقط به درد من میخوره

557
00:22:11,659 --> 00:22:13,795
‫‏مگه اینکه عذاب کشیدن من بهت نیرو بده

558
00:22:14,796 --> 00:22:17,673
‫‏یا خدا. اوکی

559
00:22:26,933 --> 00:22:29,478
‫بازنده

559
00:22:29,933 --> 00:22:34,478
‫<font color="red">©</font> TvWorld.info

