1
00:00:01,233 --> 00:00:03,668
‫مورتـی نذار هیچ‌کدوم‌شون درَ برن.

2
00:00:03,703 --> 00:00:05,114
‫،اگه دی‌ان‌ای‌شون وارد زنجیره‌ غذایی زمین بشـه

3
00:00:05,138 --> 00:00:06,615
‫کل گونه‌ی انسانـی ممکنه عقیـم شه.

4
00:00:06,639 --> 00:00:08,139
‫پس چرا نمی‌کشیم‌شون؟

5
00:00:08,174 --> 00:00:09,785
‫آره خب، دفعه‌ی بعد که خواسـم یکی از
‫،گونه‌های موجودات رو عقیـم کنم

6
00:00:09,809 --> 00:00:11,242
‫کی برام عقیـم می‌کنه، جناب‌عالی؟

7
00:00:11,277 --> 00:00:12,677
‫اوووف! ریـک!

8
00:00:12,712 --> 00:00:14,479
‫عـه، چراغ ویندی‌نشانـه؟

9
00:00:14,514 --> 00:00:16,614
‫ویندیکیتور‌ها دارن ما رو واسه گردهمایی فرامی‌خونن!
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[دادخواه؛ این گروه شوخی با دنیای ابرقهرمان‌هاست]</font>

10
00:00:16,649 --> 00:00:18,594
‫مورتـی، من ندای ماجراجویی به صورت تماس تلفنـی رو نمی‌پذیرم.

11
00:00:18,618 --> 00:00:20,418
‫- بذار بره رو پیغام‌گیر.
‫- ،ریـک

12
00:00:20,453 --> 00:00:23,121
‫ویندیِکیتورها فقط وقتی تماس می‌گیرن که خود دنیا در خطر باشه.

13
00:00:23,156 --> 00:00:24,667
‫اونا اولین خط دفاعـی دربرابر شرارت هستن.

14
00:00:24,691 --> 00:00:26,290
‫اونا محافظان حفاظت‌نشده‌ها هستن!

15
00:00:26,326 --> 00:00:28,437
‫اونا خودشون اعلامیه‌های مطبوعاتی‌شون رو می‌نویسن، مورتـی.

16
00:00:28,461 --> 00:00:30,673
‫یه مشت استادِ زمینـه‌ی ملودرام‌ان
‫که وقتـی انفجار داره رخ میـده

17
00:00:30,697 --> 00:00:32,663
‫یه ساعت می‌شینن صحبت می‌کنن
‫و بیست دقیقه اینور و اونور می‌پرن.

18
00:00:32,699 --> 00:00:34,399
‫یه فازی هستن واسه خودشون.

19
00:00:34,434 --> 00:00:36,834
‫،برنده شدیم درستـه، بزرگترین رویدادی بود که اون تابستون داشتیم
‫بذا تموم شه بره دیگه.

20
00:00:36,870 --> 00:00:39,137
‫،من، مورتـی اسمیـت
‫استدعا می‌کنم که از حق قانونیـم واسه

21
00:00:39,172 --> 00:00:41,639
‫انتخاب یکی از ۱۰ ماجراجویی ریک و مورتی، استفاده کنم.

22
00:00:41,674 --> 00:00:43,674
‫- ای تو روحِ *$@!&ـت!
‫- شرمنـده بابت خبر بد.

23
00:00:43,710 --> 00:00:46,310
‫باشه بابا. ولی نگی بهت اخطار ندادم.

24
00:00:46,346 --> 00:00:49,447
‫بله! مرکز فرماندهی ویندیکیتور...
‫پیام‌تون دریافت شد.

25
00:00:49,482 --> 00:00:52,683
‫داریـم ویندیکیتور شماره‌ی ۲ رو به عمل میاریــــــــــــــــــــــم!

26
00:00:52,719 --> 00:00:54,252
‫آخ آخ.

27
00:00:54,287 --> 00:00:57,155
‫آه، مورتـی، شاید بهتر باشه یکم اسپرم فریز کنی.

27
00:00:57,171 --> 00:01:05,942
‫تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد »
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[ TvWorld.info ]</font>

27
00:01:24,900 --> 00:01:28,885
‫:تــــــرجــــــمـــــــه از
‫<font color="Tomato">AminGeneral امیــــن</font> و<font color="MediumSlateBlue"> Milad eMJey میـــــلاد</font> و<font color="HotPink"> Miss Harley ســـارا</font>

28
00:01:28,888 --> 00:01:30,154
‫ویندیکیتورها.

29
00:01:30,190 --> 00:01:31,456
‫،ورلداِندر برگشتـه
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[پایان‌دهنده‌ی دنیا]</font>

30
00:01:31,491 --> 00:01:33,791
‫و این دفعه اومده که به چیزهایی فراتر از دنیا پایان ببخشـه.

31
00:01:33,827 --> 00:01:36,727
‫شواهدی داریم که نشون میدن موقعیت دژ دفاعیـش روی...

32
00:01:36,763 --> 00:01:37,795
‫- تخم‌های من قرار داره.
‫- ریـک!

33
00:01:37,831 --> 00:01:39,497
‫منظومـه‌ی ترانیـوس.

34
00:01:39,532 --> 00:01:43,101
‫هر وقت در محدوده قرار بگیره، میلیون مورچه‌ای
‫واسه دریافت فرومون ناحیه رو اسکن می‌کنه
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[فرومون: پیام دهنده‌ی شیمیایی در جانوران]</font>

35
00:01:43,136 --> 00:01:45,269
‫که این کار باید ما رو به موقعیت پایگاه ‌برسونه.

36
00:01:45,305 --> 00:01:47,371
‫اوه پس میلیون‌تا مورچه هست.

37
00:01:47,407 --> 00:01:49,373
‫،من از اینجا مورچه‌ها رو نمی‌دیدم

38
00:01:49,442 --> 00:01:50,586
‫،خودم فک کردم که، آه
‫،مرد گهـی باشه

39
00:01:50,610 --> 00:01:52,510
‫مرد گهـیِ لرزون.

40
00:01:52,545 --> 00:01:55,346
‫- ریـک، بس کن!
‫- ریـک، صحبتـی داری که جلسه اضافه کنـی؟

41
00:01:55,381 --> 00:01:57,515
‫،آه، چرا
‫یه سری نکته‌ی دیگه درمورد طراحی و اینا...

42
00:01:57,550 --> 00:02:00,384
‫،آم، ایشون
‫جناب آه... آه...

43
00:02:00,420 --> 00:02:02,120
‫کروکوبات هستـم.
‫[ترکیب کروکودیل و ربات]

44
00:02:02,155 --> 00:02:03,788
‫درستـه، کروکوبات.

45
00:02:03,823 --> 00:02:06,724
‫،پس یه نیمه‌ات خزنده‌ی خون‌سرد
‫،و بی‌احساسـه

46
00:02:06,759 --> 00:02:08,359
‫نیمـه دیگه هم
‫یه تیکه دستگاهِ بازم خون‌سرد...

47
00:02:08,394 --> 00:02:10,394
‫- و به همون اندازه بی‌احساسـه؟
‫- بله.

48
00:02:10,430 --> 00:02:12,263
‫اوووف. خب پس داستان بوجود اومدنت چی هست؟

49
00:02:12,298 --> 00:02:14,398
‫افـ افتادی تو یه خمره‌ی پر از حشـو؟

50
00:02:14,434 --> 00:02:16,367
‫اااااای بابا!

51
00:02:16,402 --> 00:02:18,136
‫،نوب نوب
‫جلسه داره برگزار میشـه.

52
00:02:18,171 --> 00:02:19,537
‫اگه اجازه بدی ادامه بدم، ریـک.

53
00:02:19,572 --> 00:02:21,806
‫من تمهیدات امنیتـی پیچیده‌ای رو در انتظار دارم.

54
00:02:21,841 --> 00:02:23,875
‫اطمینان دارم شما می‌تونین کمکی باشین.

55
00:02:23,910 --> 00:02:26,210
‫خب، بذار من لیست قدرت‌ها و ضعف‌هام رو یه چکـی بکنم.

56
00:02:26,246 --> 00:02:28,613
‫قدرت انجام هرکاری...
‫ولی فقط هروقت خودم بخوام...

57
00:02:28,648 --> 00:02:30,481
‫آره، انگار کاری هست که بتونم انجام بدم.

58
00:02:30,517 --> 00:02:33,184
‫کاش این قدرت رو داشت که رفتارش رو یه بررسی بکنـه.

59
00:02:33,219 --> 00:02:34,752
‫،آلن ریـلز (ریل خط آهن)
‫خانوم‌ها و آقایون.

60
00:02:34,787 --> 00:02:36,532
‫،بعد از مرگ غم‌انگیز والدینـش در یک حادثه‌ی راه ‌آهن

61
00:02:36,556 --> 00:02:38,523
‫این قدرت رو به دست آورد که بتونه ارواح قطاری رو احضار کنه.

62
00:02:38,558 --> 00:02:40,424
‫،ولی خب این قضیه همـش هم بدی نداره

63
00:02:40,460 --> 00:02:42,805
‫بهشون این اجازه داده شد که نخوان روزی رو ببینن
‫که بچه‌ی بالغ‌شون سوت بندازه گردنـش.

64
00:02:42,829 --> 00:02:44,729
‫ای بااااباااا!

65
00:02:44,764 --> 00:02:46,597
‫قربونـت، نوب نوب.
‫بچه‌ی فهیمیـه.

66
00:02:49,669 --> 00:02:52,236
‫،ونـس ماکسیموس
‫سرباز یاغیِ ستاره‌ای...

67
00:02:53,540 --> 00:02:55,206
‫شرمنده دیر کردم.
‫مشروبات الکلی تخفیف خورده بود.

68
00:02:55,241 --> 00:02:57,408
‫وقت تخفیف مشروبات الکلی.

69
00:02:57,443 --> 00:02:59,477
‫آه، ببخشیدا منم بخاطر مشروب خوردن دیر رسیدم

70
00:02:59,512 --> 00:03:01,279
‫و بهش هم اشاره کردم ولی هیچکی واسم دست نزد.

71
00:03:01,314 --> 00:03:03,447
‫ریـک سانچـز.
‫تعمیرکارِ ترور.

72
00:03:03,483 --> 00:03:04,715
‫پسر، گفتنـش چقد سختـه.

73
00:03:04,751 --> 00:03:06,584
‫و... مورتـی، درست میگم؟

74
00:03:06,619 --> 00:03:08,653
‫- اووف، آره!
‫- هیچ‌وقت بچه‌ها رو از یاد نمی‌برم.

75
00:03:08,688 --> 00:03:10,933
‫،چی می‌گین، ویندیکیتورها
‫بریم که سه‌تا مأموریت موفقیت‌آمیز داشته باشیم؟

76
00:03:10,957 --> 00:03:12,256
‫- هاها!
‫- آره!

77
00:03:12,292 --> 00:03:13,724
‫گفت "سه‌تا"؟

78
00:03:13,760 --> 00:03:15,593
‫گفت هیچ وقت بچه‌ای رو فراموش نمی‌کنه؟

79
00:03:15,628 --> 00:03:17,328
‫،منظورتون دوتا مأموریت موفقیت‌آمیزه دیگه
‫مگه نه، ونـس؟

80
00:03:19,265 --> 00:03:22,934
‫واقعیتـش، تابستون قبل واسه بار دوم، دور هم جمع شدیم

81
00:03:22,969 --> 00:03:24,802
‫که با دوومنامیتوران مبارزه کنیم.

82
00:03:24,837 --> 00:03:27,572
‫پس این...
‫ویندیکیتور شماره‌ی ۳ هست؟

83
00:03:27,607 --> 00:03:32,510
‫و شما ویندیکیتور شماره‌ی ۲ رو... بدون ما رفتین؟

84
00:03:32,545 --> 00:03:35,513
‫تزلزل احساس... می‌کنم.

85
00:03:35,548 --> 00:03:37,648
‫مطمئنی اطراف پیک نیک راه ننداختن؟

86
00:03:38,918 --> 00:03:40,418
‫فک کنم آدمایی که باهاشون جوره رو پیدا کرد.

87
00:03:40,453 --> 00:03:42,486
‫خیلی بیهوده و غیرمؤثر بود دوستان.

88
00:03:45,558 --> 00:03:47,636
‫امیدوارم با ماجراجوییـت تا اینجای کار حال کنی، مورتـی.

89
00:03:47,660 --> 00:03:49,694
‫اینا دیگه از دفعه‌ی قبل هم بیشتر ریدن.

90
00:03:49,729 --> 00:03:51,596
‫،دفعه‌ی قبل ما اینجا نبودیـم
‫یادتـه؟

91
00:03:51,631 --> 00:03:53,598
‫یه ویندیکیتور کامل بدون ما رفتن.

92
00:03:53,633 --> 00:03:55,399
‫یه سری‌شون هم کشتـه شدن.

93
00:03:55,435 --> 00:03:58,736
‫،بانو کاتانا رو از دست دادن
‫کالیپسو، دیابلو ورده...

94
00:03:58,771 --> 00:04:01,606
‫اوووه. آره، گفتـم یکم تنوع کمتر بود.

95
00:04:01,641 --> 00:04:04,709
‫این مقاله نوشته دلیل این که ما نقشی نداشتیم...

96
00:04:04,744 --> 00:04:06,244
‫درگیری‌های شخصیتی" بوده".

97
00:04:06,279 --> 00:04:08,346
‫نگران نباش مورتـی، دوستت دارن.

98
00:04:08,381 --> 00:04:10,248
‫ابرقهرمان‌ها یکی رو می‌خوان که چشماش از تعجب همیشه گشاد شده باشه

99
00:04:10,283 --> 00:04:11,393
‫که بهشون بپیونـده و به همه‌چی جوری واکنش نشون بده

100
00:04:11,417 --> 00:04:12,817
‫که انگار فوق‌العاده خفنـه.

101
00:04:12,852 --> 00:04:16,354
‫فـ... فک کنم منظورشون از درگیری شخصیتـی...

102
00:04:16,389 --> 00:04:17,622
‫تو بوده؟

103
00:04:17,657 --> 00:04:20,291
‫ای خدا...

104
00:04:20,360 --> 00:04:21,759
‫چقد خفن آخـه؟

105
00:04:21,794 --> 00:04:23,527
‫منظورم اینه که، انقد می‌خواستن به من احتیاج نداشته باشن

106
00:04:23,563 --> 00:04:25,396
‫سه ‌تا قهرمان بی‌گناه از نژادهای مختلف رو به قتل رسوندن

107
00:04:25,431 --> 00:04:26,831
‫و با این حال، بازم مجبور شدن من رو برگردونن؟

108
00:04:26,866 --> 00:04:28,833
‫،ریـک، از اونجایی که این ماجراجویی منـه و اینا

109
00:04:28,868 --> 00:04:30,468
‫میشه که لطفی در حقـم بکنی؟

110
00:04:30,503 --> 00:04:32,903
‫آه، ماجراجوییـه خودش لطفـه، مورتـی.

111
00:04:32,939 --> 00:04:35,006
‫این که رو این ملافه‌ها می‌خوابم خودش لطفـه.

112
00:04:35,041 --> 00:04:37,875
‫منظورم اینه که، چـ چـ چی... رو داریم دادخواهی می‌کنیم؟ راحتی و آرامش؟

113
00:04:37,910 --> 00:04:39,543
‫ریـک، خیلی حالم رو گرفت.

114
00:04:39,579 --> 00:04:42,280
‫فهمیدن این که اینا از ما خوش‌شون نمیاد، خجالت‌آوره.

115
00:04:42,315 --> 00:04:43,914
‫چرا خب؟ مورتـی من هر هفته

116
00:04:43,950 --> 00:04:45,983
‫اوشکولایی قوی‌تر از اینا رو شکست میدم.

117
00:04:46,019 --> 00:04:47,785
‫آره، ولی قهرمان که نه.

118
00:04:47,820 --> 00:04:49,999
‫برو بابا، اینا فقط اسم خودشون رو گذاشتن قهرمان که بتونن...

119
00:04:50,023 --> 00:04:53,791
‫من بهشون میگم قهرمان، ریـک!
‫اونا قهرمان من‌ان. من!

120
00:04:55,795 --> 00:04:58,763
‫هوووم، سلیقه‌ها متفاوتـه دیگه.

121
00:04:58,798 --> 00:05:00,564
‫من میرم یه نوشیدنی بگیرم.

122
00:05:08,341 --> 00:05:09,874
‫صبح بخیر. ویندیکیتور‌ها.

123
00:05:09,942 --> 00:05:12,043
‫سفینـه به منظومه‌ی ترانیـوس رسیده.

124
00:05:12,078 --> 00:05:15,680
‫همه‌ی ویندیکیتورها به اتاق جلسات، گزارش بدن.

125
00:05:15,715 --> 00:05:18,015
‫همون... اتاقه که، آه... همون...

126
00:05:18,051 --> 00:05:19,950
‫آه، همونه که...
‫فرق داره با اتاق...

127
00:05:19,986 --> 00:05:21,652
‫با اتاق کنفرانس فرق داره.

128
00:05:21,688 --> 00:05:24,088
‫شرمنده، امروز اولین روز کاریـم به عنوان منشی سیستم صوتی عمومی هست.

129
00:05:24,123 --> 00:05:26,724
‫استرس روز اول کاره.

130
00:05:29,028 --> 00:05:30,795
‫اوه خدایا.

131
00:05:30,830 --> 00:05:33,331
‫صبح بخیر. انگار پدربزرگ‌تون شب بلندی رو پشت سر گذاشته.

132
00:05:33,366 --> 00:05:35,900
‫کروکوبات، چرا آقای سنچـز رو همراهی نمی‌کنی

133
00:05:35,935 --> 00:05:38,769
‫و به یه جای راحت‌تر ببری تای یکی بتونـه...

134
00:05:38,805 --> 00:05:41,539
‫اسهالـش رو تمیز کنه.

135
00:05:41,574 --> 00:05:44,342
‫اوووه، خیلی واسه اولین مأموریتـم استرس دارم!

136
00:05:44,377 --> 00:05:46,744
‫،اتفاقاً نوب نوب
‫یه مأموریت جدید داری.

137
00:05:46,779 --> 00:05:50,548
‫- ااااای بابا.
‫- ویندیکیتورها واسه ورود آماده بشین.

138
00:05:50,583 --> 00:05:53,117
‫،مورتـی، من و گروه ویندیکیتور امروز صبح با هم یه صحبتی داشتیم

139
00:05:53,152 --> 00:05:55,720
‫و متأسفانه باید یه تغییراتی ایجاد کنیم.

140
00:05:55,755 --> 00:05:58,723
‫کـ کاملاً می‌فهمم.
‫مـ متأسفم.

141
00:05:58,758 --> 00:05:59,957
‫باید هم باشی.

142
00:05:59,992 --> 00:06:01,036
‫وقتی با یه تی‌شرت زرد می‌گردی

143
00:06:01,060 --> 00:06:02,360
‫انگار یکی از ما نیستی.

144
00:06:02,395 --> 00:06:05,629
‫- مایه‌ی ننگـه.
‫- مـ مـ من که ابرقهرمان نیستم.

145
00:06:05,665 --> 00:06:06,831
‫بفرما بشین فرمانده.

146
00:06:06,866 --> 00:06:08,733
‫همه توی دنیا قهرمان‌ان.

147
00:06:08,768 --> 00:06:10,746
‫،فقط لازمـه فرق بین خوب و بد رو بدونـی

148
00:06:10,770 --> 00:06:12,103
‫و خوب رو انتخاب کنـی.

149
00:06:12,138 --> 00:06:14,672
‫ریـک میگه خوب و بد مفاهیم ساختگی هستن.

150
00:06:14,707 --> 00:06:16,941
‫،آره خب
‫این حس رو دارم که...

151
00:06:16,976 --> 00:06:19,377
‫خودش لازم داره همچین چیزی باشه.

152
00:06:19,412 --> 00:06:20,678
‫نمیای نوب نوب؟

153
00:06:20,713 --> 00:06:25,449
‫اوووه! نه، آه
‫اینجا کار دارم که انجام بدم.

154
00:06:31,924 --> 00:06:34,058
‫هواپیماهای امنیتی وارد شین.

155
00:06:34,093 --> 00:06:36,927
‫،مادر ستاره‌ای
‫خشمـت رو به من ببخش.

156
00:06:40,032 --> 00:06:42,566
‫همه سوار شین!

157
00:06:54,647 --> 00:06:56,881
‫- برجک شلیک اسلحه.
‫- حالت خوبـه؟

158
00:06:56,916 --> 00:06:58,783
‫بله. فقط ۴۰۰ مورچه از دست دادم.

159
00:06:58,818 --> 00:07:00,651
‫ملکه‌ام داره تخم‌های بیشتری می‌ذاره.

160
00:07:00,686 --> 00:07:03,521
‫برگشتم به... یک میلیون مورچه.

161
00:07:03,556 --> 00:07:04,889
‫یکی سنچـز رو بیدار کنه.

162
00:07:07,026 --> 00:07:08,793
‫آه! اوه، خدایا.

163
00:07:08,828 --> 00:07:10,594
‫- ریـک. بیدار شدی.
‫- به زور.

164
00:07:10,630 --> 00:07:12,430
‫از سمت یه برجک اتوماتیک داره بهمون شلیک میشه.

165
00:07:12,465 --> 00:07:13,798
‫- می‌تونی خاموشش کنی؟
‫- آها.

166
00:07:23,109 --> 00:07:25,609
‫- آه، خدایا، بهتر شد.
‫- ریـک!

167
00:07:25,645 --> 00:07:27,445
‫هِی، اگه چیزی نبینم، نمی‌تونم کمکی کنم.

168
00:07:47,066 --> 00:07:48,899
‫خب می‌تونستم از یه قطار روحـی استفاده کنم.

169
00:07:48,935 --> 00:07:51,602
‫جداً؟ نه بابا.
‫تو از قطار روحی استفاده کنـی؟

170
00:07:51,637 --> 00:07:53,771
‫هِی همگی، یارویی که کارش قطار ارواحـه

171
00:07:53,806 --> 00:07:55,706
‫می‌خواست از قطار روحی استفاده کنـه.

172
00:07:55,741 --> 00:07:57,541
‫- پسر، *@$%!#$ات.
‫- قهوه هم هست؟

173
00:07:57,577 --> 00:07:58,843
‫،هی مورتـی، میشه یه رفاقتـی کنی

174
00:07:58,878 --> 00:08:00,611
‫،پدربزرگ قهوه‌سازش رو تو سفینه جا گذاشت

175
00:08:00,646 --> 00:08:01,579
‫می‌دونی، همون فرانسویـه رو میگم...

176
00:08:01,614 --> 00:08:02,813
‫خودت بیارش.

177
00:08:06,118 --> 00:08:08,652
‫امروز صبح یکم بداخلاق‌تر شدی، ها؟

178
00:08:08,688 --> 00:08:10,554
‫،فقط رو مأموریت تمرکز کن
‫باشه؟

179
00:08:10,590 --> 00:08:12,456
‫،اوه اوه اوه، ببخشید
‫اوه، تو درست میگی.

180
00:08:12,492 --> 00:08:16,660
‫اوووه، چقد جدی.
‫باید خیلی جدیـش بگیریم، ها؟

181
00:08:16,696 --> 00:08:19,964
‫یا حضرت موتور بخار.
‫همه‌شون مردن.

182
00:08:19,999 --> 00:08:23,033
‫آخه چرا ورلداِندر باید همچین کاری با افراد خودش بکنه...

183
00:08:23,069 --> 00:08:25,536
‫- و خب چندتا زن؟
‫- خب اون ورلد-اندر ـه

184
00:08:25,571 --> 00:08:27,738
‫،جهان رو پایان میده
‫مدلشه دیگه

185
00:08:27,773 --> 00:08:30,808
‫،اوه، چقدر ترسیدم
‫،چقدر اوضاع #$@# ـه اینجا

186
00:08:30,843 --> 00:08:33,043
‫خیلی خطرناکه

187
00:08:33,079 --> 00:08:35,145
‫مواظب باش!

188
00:08:35,181 --> 00:08:36,580
‫این چه کوفتیه؟

189
00:08:36,616 --> 00:08:38,649
‫ورلد-اندر ـه!
‫چه بلایی سرش اومده؟

190
00:08:39,886 --> 00:08:42,152
‫حس می‌کنم حیات‌ـش داره از بین میره

191
00:08:42,188 --> 00:08:44,054
‫میلیون‌مورچه‌ای هستن، خانوما و آقایون

192
00:08:44,090 --> 00:08:47,004
‫کلونیِ مورچه با قدرت دو چشم بشری

193
00:08:47,827 --> 00:08:50,194
‫خیلی خب، ماموریتِ کوتاه و خوبی بود

194
00:08:50,229 --> 00:08:52,630
‫یادتونه آلن می‌خواست از
‫شبح قطار استفاده کنه؟

195
00:08:52,665 --> 00:08:55,633
‫- توی "ویندکیتور ۴" می‌بینمتون. مورتی؟
‫- ریک، هرکی این کارو کرده

196
00:08:55,668 --> 00:08:57,179
‫یه خطرِ بزرگ‌تر از ورلد-اندر ـه

197
00:08:57,203 --> 00:08:58,602
‫نمی‌تونیم الان بریم

198
00:08:58,638 --> 00:09:01,005
‫راست میگه، هنوز خیلی مونده

199
00:09:01,040 --> 00:09:02,640
‫،خب خوش بگذره

200
00:09:02,675 --> 00:09:04,553
‫ولی من و مورتی باید تا یه ساعت دیگه
‫،"زنِ ستاره‌ای"

201
00:09:04,577 --> 00:09:06,644
‫"مرد مونوریلی"، "دو احمق"
‫و یه "تمساحِ کامل" رو ببینم

202
00:09:19,959 --> 00:09:21,025
‫تف

203
00:09:21,060 --> 00:09:22,693
‫من حضورِ یک نیروی

204
00:09:22,728 --> 00:09:24,228
‫شیطانی بزرگ‌تر رو حس میکنم

205
00:09:24,263 --> 00:09:27,598
‫چک میشه، یک دو

206
00:09:27,633 --> 00:09:30,634
‫داره ضبط میشه؟
‫خوبه

207
00:09:30,670 --> 00:09:32,036
‫سلام ویندکیتورها

208
00:09:32,071 --> 00:09:34,438
‫به روزِ جزا خوش اومدین، عشــــقا!

209
00:09:34,740 --> 00:09:37,074
‫خب، همش راسته

210
00:09:37,109 --> 00:09:39,176
‫من دیشب خیلی مست کردم

211
00:09:40,714 --> 00:09:44,614
‫دارین نگاه می‌کنین؟
‫می‌دونین، شما ویندکیتورها هستین

212
00:09:44,650 --> 00:09:47,684
‫ریک، قضیه چیه رفیق؟

213
00:09:47,719 --> 00:09:50,687
‫مشخصه که دیشب وقتی
‫سگ‌مست بودم اومدم اینجا

214
00:09:50,722 --> 00:09:52,289
‫مشخصه"؟"

215
00:09:52,324 --> 00:09:54,491
‫تو اومدی اینجا و
‫دشمنِ شیطانیِ ما رو کُشتی...

216
00:09:54,526 --> 00:09:56,593
‫درحالیکه انقدر مست بودی که یادت نمیاد؟

217
00:09:56,628 --> 00:09:58,829
‫این واسه تو "مشخص" ـه؟

218
00:09:58,864 --> 00:10:00,875
‫،ببین، من یه ذره از شما پیچیده‌ترم

219
00:10:00,899 --> 00:10:02,632
‫،توهین نباشه ها
‫اما همیشه فکر می‌کردم

220
00:10:02,668 --> 00:10:04,012
‫خیلی از کارهایی که شما توی یه سال

221
00:10:04,036 --> 00:10:05,769
‫انجام میدین
‫میشه توی دو ساعت انجام داد

222
00:10:05,804 --> 00:10:08,505
‫پس فکر کردم چطوره کار شما رو
‫،واستون انجام بدم

223
00:10:08,540 --> 00:10:10,440
‫تا یه بازی سرگرم‌کننده داشته باشیم

224
00:10:12,644 --> 00:10:14,611
‫ریک، این مثل فیلم "اَره" ـست؟

225
00:10:14,646 --> 00:10:16,847
‫جداً می‌خوای بلای اَره رو
‫سر ویندکیتورها بیاری؟

226
00:10:16,882 --> 00:10:18,982
‫،مورتی، من مستم
‫احمق که نیستم

227
00:10:19,017 --> 00:10:21,751
‫،اگه قوانین رو زیر پا بذارین
‫،یا بخواین فرار کنین

228
00:10:21,787 --> 00:10:22,819
‫خواهید مُرد

229
00:10:22,855 --> 00:10:25,055
‫"مثل فیلم "اَرهههههههه

230
00:10:25,090 --> 00:10:26,590
‫خب، به اندازه کافی دیدیم

231
00:10:26,625 --> 00:10:27,969
‫الان یه راهی پیدا می‌کنم که قطعش کنیم

232
00:10:27,993 --> 00:10:29,626
‫،خب شروع کنیم
‫،قانون شماره یک

233
00:10:29,661 --> 00:10:31,372
‫ویندکیتورها در سراسرِ کهکشان
‫شناخته‌شده‌ان

234
00:10:31,396 --> 00:10:33,997
‫اما آیا اونا خودشون رو میشناسن؟

235
00:10:34,032 --> 00:10:36,867
‫اون چیزا رو... چی میگن...
‫اون برچسب‌ها رو

236
00:10:36,902 --> 00:10:40,103
‫،با چهره‌تون جُفت کنین
‫می‌دونین دیگه، مثه جورچین ـه

237
00:10:40,172 --> 00:10:43,907
‫توی سه دقیقه انجامش بدین
‫مگه نه می‌میرین

238
00:10:45,444 --> 00:10:46,788
‫،گور باباش
‫من بازی اونو انجام نمیدم

239
00:10:46,812 --> 00:10:48,156
‫یه راهی پیدا می‌کنم که فرار کنیم

240
00:10:48,180 --> 00:10:49,579
‫یه لحظه صبر کن ونس

241
00:10:49,648 --> 00:10:51,059
‫اون گفت اگه بخواین فرار کنین می‌میرین

242
00:10:51,083 --> 00:10:52,482
‫این یعنی تله هست

243
00:10:52,518 --> 00:10:54,851
‫چرا یه طوری رفتار می‌کنی
‫انگار اون، تو نیستی؟

244
00:10:54,887 --> 00:10:56,431
‫کدوم قسمت "سگ‌مست" رو
‫متوجه نمیشی؟

245
00:10:56,455 --> 00:10:57,687
‫فکر می‌کردم تو هم مشروب می‌خوری

246
00:10:57,723 --> 00:11:00,357
‫مشروب به اندازه!
‫مشروب سکسی!

247
00:11:00,392 --> 00:11:02,592
‫نه مثل این کارای روان‌پریشانه!

248
00:11:02,628 --> 00:11:04,461
‫ونس، آروم باش...

249
00:11:04,496 --> 00:11:06,374
‫چون بهت لباس دادیم
‫حالا رهبرمون شدی؟

250
00:11:06,398 --> 00:11:08,798
‫تو بچه عقب‌افتاده‌ای هستی که باهاش
‫عکس می‌گیریم

251
00:11:08,834 --> 00:11:10,567
‫- باشه، اما...
‫- خیلی خب...

252
00:11:10,602 --> 00:11:13,603
‫،اینجا داره اذیتم می‌کنه
‫باید برم

253
00:11:13,639 --> 00:11:17,474
‫باید از اینجا دور شم!

254
00:11:40,165 --> 00:11:41,865
‫یک دلیل بهم بده

255
00:11:41,900 --> 00:11:43,833
‫که خرخره ـتو از حلقت نکشم بیرون

256
00:11:43,869 --> 00:11:46,903
‫چون پوستم آغشته به
‫حفاظ دفاعیِ نانوفایبر ـه...

257
00:11:46,939 --> 00:11:49,206
‫و چون همونطور که گفتم
‫دیشب رو یادم نمیاد

258
00:11:49,241 --> 00:11:51,841
‫بهت گفتم دوباره این
‫مادر $#$@ مومیایی رو نیاری

259
00:11:51,877 --> 00:11:53,521
‫،آلن، منم از این اتفاق‌ها خوشم نمیاد

260
00:11:53,545 --> 00:11:54,945
‫،اما اگه یه بار دیگه توهین کنی

261
00:11:54,980 --> 00:11:56,524
‫یه مسافرِ دیگه به
‫قطار شبح ـت اضافه میشه

262
00:11:56,548 --> 00:11:59,549
‫بچه‌ها! حلش کردم

263
00:11:59,585 --> 00:12:02,152
‫تبریک! موفق شدین!

264
00:12:02,187 --> 00:12:05,589
‫خیلی آسون بود، همه توصیفاتش
‫از اول مطابق بودن

265
00:12:05,624 --> 00:12:07,090
‫ریکِ مست می‌خواست بگه

266
00:12:07,125 --> 00:12:08,603
‫که هیچکدوم شما استثنایی
‫یا متفاوت نیستین

267
00:12:08,627 --> 00:12:10,660
‫همیشه منظورش همینه

268
00:12:10,696 --> 00:12:12,762
‫بیاین هرچه زودتر تمومش کنیم

269
00:12:12,798 --> 00:12:14,764
‫بعدش به حساب شما دوتا می‌رسیم

270
00:12:14,800 --> 00:12:17,567
‫ما دوتا؟
‫اُمیدوارم به خودت افتخار کنی

271
00:12:17,603 --> 00:12:19,769
‫،یه جورایی افتخار می‌کنم
‫جهان تخمی رو نجات دادم

272
00:12:19,805 --> 00:12:21,104
‫مشکل اون نیست ریک!

273
00:12:21,139 --> 00:12:23,673
‫خب اگه نجات نمی‌دادم مشکل این میشد

274
00:12:23,709 --> 00:12:25,075
‫ویندکیتورها میگن که کارشون

275
00:12:25,110 --> 00:12:27,043
‫جنگیدن با نیروهای شیطانی ـه
‫،هرجا که مخفی شده باشن

276
00:12:27,079 --> 00:12:30,046
‫اما اونا...
‫هیچوقت موقعیتشون رو انتخاب نمی‌کنن...

277
00:12:30,082 --> 00:12:32,916
‫،اونا هیچوقت نمیگن کجان

278
00:12:32,951 --> 00:12:36,052
‫چون برای جنگیدن با تاریکی
‫باید با خودتون بجنگید

279
00:12:36,088 --> 00:12:38,054
‫اوه من اینو بلدم!
‫"دوریون ۵"

280
00:12:38,090 --> 00:12:39,222
‫کروکوبات، نه!

281
00:12:39,258 --> 00:12:41,725
‫هیچ جواب دیگه‌‌ای نداره

282
00:12:41,760 --> 00:12:45,128
‫منطق مکانیکی و خزنده‌ای من مطمئنه

283
00:12:45,163 --> 00:12:46,663
‫اوه!

284
00:12:46,698 --> 00:12:48,798
‫ها، الان بیشتر کروکودیل می‌بینم تا روبات

285
00:12:48,834 --> 00:12:50,166
‫خدا لعنتش کنه!

286
00:12:50,202 --> 00:12:52,102
‫- توی "دوریون ۵" چه اتفاقی افتاد؟
‫- هیچی!

287
00:12:52,137 --> 00:12:55,839
‫هیچی؟ ما یه سیاره رو منهدم کردیم

288
00:12:55,874 --> 00:12:57,173
‫وایسا ببینم، چی؟

289
00:12:57,242 --> 00:12:59,943
‫دومنامیتران" اونجا مخفی شده بود"!
‫اون تغییرشکل دهنده‌ست

290
00:12:59,978 --> 00:13:02,979
‫نابود کردن دوریون ۵ تنها راهِ کشتنش بود

291
00:13:03,015 --> 00:13:04,547
‫،یالا بچه‌ها
‫همه فکر کنین

292
00:13:04,583 --> 00:13:05,749
‫مجبور...

293
00:13:05,784 --> 00:13:06,784
‫مجبورم نکنین خودم بگم

294
00:13:06,818 --> 00:13:08,218
‫اوه باشه، بازم از این

295
00:13:08,253 --> 00:13:10,520
‫می‌دونی، من می‌تونستم
‫یه دستگاه بسازم

296
00:13:10,555 --> 00:13:13,223
‫که مثه آب خوردن دومنامیتران رو پیدا کنین

297
00:13:13,258 --> 00:13:16,126
‫،من نبودم که نمی‌خواستم تو برگردی
‫آلن بود

298
00:13:16,161 --> 00:13:19,729
‫اگه یه بار دیگه مرگِ اونا رو بندازی گردن من...

299
00:13:19,765 --> 00:13:21,898
‫اونو تهدید نکن

300
00:13:21,933 --> 00:13:24,234
‫تبریک موفق شدین

301
00:13:24,269 --> 00:13:26,269
‫اسرائیل" دیگه چه کوفتیه؟"

302
00:13:26,305 --> 00:13:28,238
‫یه چیزیه که ریک وقتی سگ‌مست می‌کنه

303
00:13:28,273 --> 00:13:29,572
‫در موردش حرف می‌زنه

304
00:13:29,608 --> 00:13:30,840
‫چی؟ واقعاً؟

305
00:13:30,876 --> 00:13:32,842
‫از چه لحاظ؟
‫منظورم چیه؟

306
00:13:32,878 --> 00:13:34,711
‫،هیچ منظوری نداری

307
00:13:34,746 --> 00:13:35,990
‫فقط در مورد بودجه دفاعی و سازمان ملل

308
00:13:36,014 --> 00:13:37,280
‫وِر می‌زنی و از هوش میری

309
00:13:37,316 --> 00:13:39,949
‫،فقط واسه شفاف‌سازی
‫بعضی وقتا درمورد

310
00:13:39,985 --> 00:13:42,986
‫مشکلات سیاسی-جغرافیایی
‫حرف می‌زنم...

311
00:13:43,021 --> 00:13:45,288
‫و اصلاً قصد توهین به یهودیا رو ندارم

312
00:13:45,324 --> 00:13:47,023
‫نمی‌خوام در این مورد چیزی بشنوم...

313
00:13:47,059 --> 00:13:48,903
‫،منم علاقه‌ای ندارم
‫فقط دارم میگم که

314
00:13:48,927 --> 00:13:50,972
‫نسخه مست‌وخرابِ من
‫احتمالا خیلی حامیِ اسرائیله

315
00:13:50,996 --> 00:13:52,307
‫بهترین ها رو واسه اسرائیل می‌خواد و...

316
00:13:52,331 --> 00:13:55,899
‫،هی مرد، منو قاطیِ اینا نکن
‫خودت می‌دونی

317
00:13:58,303 --> 00:14:01,771
‫الوها... به زبان هاوایی میشه
‫سلام و خدافظ

318
00:14:01,807 --> 00:14:05,175
‫اما، الوها یعنی...

319
00:14:05,210 --> 00:14:07,010
‫هیچ ربطی به این اتاق نداره البته

320
00:14:07,045 --> 00:14:09,612
‫وای خیلی مستم

321
00:14:09,648 --> 00:14:11,047
‫خیلی خب، قضیه اینه

322
00:14:11,083 --> 00:14:12,882
‫،من یه کم به چشمام استراحت میدم

323
00:14:12,918 --> 00:14:14,284
‫من...
‫،نمی‌خوابما

324
00:14:14,319 --> 00:14:16,086
‫،فقط... فقط باید چشمامو ببندم

325
00:14:16,121 --> 00:14:17,921
‫پس این یکی رو آسون می‌کنیم...

326
00:14:17,956 --> 00:14:19,923
‫فقط... سه امتیازی بزنید

327
00:14:19,991 --> 00:14:22,726
‫مثلا... ۵ تا سه امتیازی بزنین

328
00:14:22,761 --> 00:14:24,761
‫توی... ۵ دقیقه... مگرنه...
‫،چه می‌دونم

329
00:14:24,796 --> 00:14:26,741
‫کل اونجا... کل سیاره با بمب نیترونی

330
00:14:26,765 --> 00:14:28,565
‫منفجر میشه

331
00:14:28,600 --> 00:14:30,800
‫و سعی کنید با اینکار درس بگیرید... که...

332
00:14:30,836 --> 00:14:32,602
‫که چقدر خودخواهین...

333
00:14:32,637 --> 00:14:33,837
‫یا از همین چیزا

334
00:14:33,872 --> 00:14:35,739
‫و همینطور هاوایی

335
00:14:35,774 --> 00:14:37,240
‫،شما پرتاب کنید

336
00:14:37,275 --> 00:14:39,876
‫منم این بمب نیترونی که
‫یه مست دیوونه ساخته رو از کار میندازم

337
00:14:39,911 --> 00:14:41,878
‫،یه ۴۰ درصدی امکان داره که این تله باشه

338
00:14:41,913 --> 00:14:43,680
‫اما بهتره شما عقب وایسین

339
00:14:43,715 --> 00:14:44,726
‫مورتی، چندتا از این بمب‌ها رو...

340
00:14:44,750 --> 00:14:46,249
‫خیلی زیاد ریک، خیلی!

341
00:14:46,284 --> 00:14:49,719
‫پسر، امروز چقدر دارم
‫از خود گذشتی می‌کنم

342
00:14:52,424 --> 00:14:54,090
‫این یه ۳ امتیازی

343
00:14:54,126 --> 00:14:55,825
‫- آفرین
‫- مرسی

344
00:14:55,861 --> 00:14:57,727
‫شما دوتا عجب تیمی هستین

345
00:14:57,763 --> 00:14:59,662
‫هممون هستیم

346
00:14:59,698 --> 00:15:00,864
‫آره به گمانم...

347
00:15:00,899 --> 00:15:02,298
‫اینم یه ۳ امتیازی دیگه

348
00:15:02,334 --> 00:15:06,569
‫اما شما دوتا همیشه باهم
‫یه رابطه مخفی داشتین

349
00:15:06,605 --> 00:15:09,305
‫یعنی، خیلی مخفی

350
00:15:09,341 --> 00:15:13,109
‫در حدِ "بیا به شوهرم نگیم" مخفی

351
00:15:14,913 --> 00:15:17,647
‫ما دیگه زن و شوهر نیستیم الن

352
00:15:17,682 --> 00:15:19,282
‫آره، ولی اون موقع زن و شوهر بودیم که

353
00:15:19,317 --> 00:15:23,319
‫"شما دو نفر سه روز توی "دلفای ۶
‫الکی مثلاً گیر کرده بودین؟

354
00:15:23,355 --> 00:15:27,957
‫چون وقتی برگشتی یه چیز عجیبی حس کردم...

355
00:15:27,993 --> 00:15:30,193
‫اما مگه من در مورد احساس چی می‌دونم؟

356
00:15:30,228 --> 00:15:32,362
‫من فقط یه راننده قطار شبحی‌ام

357
00:15:32,397 --> 00:15:35,732
‫تو اون یه‌مُشت حشره معمولی بودی
‫که ترتیب زنمو میداد!

358
00:15:35,767 --> 00:15:38,168
‫اینم یه ۳ امتیازی دیگه

359
00:15:38,203 --> 00:15:39,769
‫سیم اصلیش کدوم گوریه؟

360
00:15:39,805 --> 00:15:41,315
‫تو همیشه عجیب‌ترین جا میذاریش

361
00:15:41,339 --> 00:15:42,739
‫آه، شاید اینجا؟

362
00:15:42,774 --> 00:15:44,218
‫وای خدا، عجب بمب نیترونی مسخره‌ای

363
00:15:44,242 --> 00:15:46,142
‫معجزه‌ست که تاحالا چیزی رو نابود نکردم

364
00:15:46,178 --> 00:15:47,710
‫،اوه چه می‌دونم

365
00:15:47,746 --> 00:15:49,056
‫امروز موفق شدی
‫تقریباً همه چیو نابود کنی

366
00:15:49,080 --> 00:15:50,413
‫‏آدم بدها، قهرمان ها

367
00:15:50,449 --> 00:15:52,081
‫،‏خط وسطشون
‫‏کودکیِ من رو...

368
00:15:52,117 --> 00:15:53,783
‫‏ممنوووووون.
‫‏لطف داری مورتی

369
00:15:53,819 --> 00:15:55,196
‫‏میدونم داشتی حسابی واسه

370
00:15:55,220 --> 00:15:56,686
‫‏ویندیکیتورها میمالوندی

371
00:15:56,721 --> 00:15:58,132
‫‏پس اعتراف به این حقیقت که درباره‌ی اونها

372
00:15:58,156 --> 00:15:59,656
‫‏حق با من بود، باید واست سخت باشه

373
00:15:59,691 --> 00:16:01,090
‫‏آره، سخته.
‫‏میدونی چرا ریک؟

374
00:16:01,126 --> 00:16:02,358
‫،‏چون وقتی عوضی‌بازی درمیاری

375
00:16:02,394 --> 00:16:03,960
‫،‏حالا هر چقدر هم که حق با توئه

376
00:16:03,995 --> 00:16:05,728
‫‏هیچکس دلش نمیخواد با اعترافش تو رو خوشحال کنی

377
00:16:05,764 --> 00:16:07,931
‫‏میدونم. همه میخوان حق با کسایی باشه
‫‏که دوستشون دارن

378
00:16:07,966 --> 00:16:09,933
‫‏واسه همینه که آدم‌های پرطرفدار احمق هستن

379
00:16:09,968 --> 00:16:11,734
‫‏و واسه همینه که دوست‌های پرادعایِ

380
00:16:11,770 --> 00:16:13,036
‫‏کم عمقِ ‏بودجه بالات

381
00:16:13,071 --> 00:16:14,737
‫‏میتونن یه ساندویچ عن دوبل بخورن

382
00:16:14,773 --> 00:16:16,072
‫‏خنثی شد

383
00:16:16,107 --> 00:16:18,374
‫‏یا خدا.
‫‏تو حسودیت میشه

384
00:16:18,410 --> 00:16:20,343
‫‏آره!
‫‏همین رو میخوای بشنوی؟

385
00:16:20,378 --> 00:16:21,845
‫‏حس خوبی داشت شنیدنش؟

386
00:16:21,880 --> 00:16:24,314
‫‏شش میلیون ‏پایِ وول خورِ اون رو

387
00:16:24,349 --> 00:16:26,249
‫‏از معامله ضرب‌خورده‌یِ

388
00:16:26,284 --> 00:16:29,118
‫‏نیمه‌روحِ نیمه‌ورم کرده‌ی من بیشتر دوست داری؟!
‫‏- بچه‌ها، بس کنید!

389
00:16:29,154 --> 00:16:31,821
‫‏اینطوری دارید حرف بابابزرگِ لاشی منو ثابت میکنید!

390
00:16:31,857 --> 00:16:34,958
‫‏خیلی دوست داشتی قضیه درباره سکس بود!
‫‏ولی ‏ما عاشق همدیگه بودیم!

391
00:16:34,993 --> 00:16:37,126
‫‏- ‏باهم بچه داشتیم!
‫‏- ‏چی؟!

392
00:16:37,162 --> 00:16:41,064
‫‏من از میلیون‌مورچه باردار شدم و
‫‏اون بچه تو شکمم مُرد

393
00:16:41,099 --> 00:16:45,201
‫‏چون نصفش میلیون‌مورچه بود و نصف دیگه‌ش
‫‏هم ستاره درحال فروپاشی!

394
00:16:45,237 --> 00:16:49,138
‫‏و آره.
‫کارش ‏از تو بهتر بود

395
00:16:49,174 --> 00:16:50,273
‫‏آره؟

396
00:16:50,308 --> 00:16:52,008
‫‏یک... میلیون... بار... بهتر

397
00:16:52,043 --> 00:16:55,144
‫‏همه سوار شید، مادر@#%ها!

398
00:16:55,180 --> 00:16:56,946
‫‏بس کنید!

399
00:16:59,284 --> 00:17:01,918
‫‏اوف!
‫‏انتظارش رو نداشتم

400
00:17:01,953 --> 00:17:03,319
‫‏طعنه زدی؟

401
00:17:03,355 --> 00:17:05,455
‫‏نمیخوام وقتی همه چی تمومه غیبت بزنه

402
00:17:05,490 --> 00:17:07,257
‫‏مسئولیت همه این مرگ‌ها با توئه

403
00:17:07,292 --> 00:17:08,892
‫،‏اوکی، بیخیال
‫‏نهایتاَ چندتاشون

404
00:17:08,927 --> 00:17:10,171
‫‏ولی مطمئناَ مرد قطاری جزوشون نیست

405
00:17:10,195 --> 00:17:11,195
‫‏- ‏اوف!
‫‏- همه‌شون

406
00:17:11,229 --> 00:17:12,695
‫‏اوووکی

407
00:17:12,731 --> 00:17:15,131
‫‏تبریک. موفق شدید

408
00:17:15,166 --> 00:17:18,768
‫‏خیلی خب، تا الان کاملاَ منظورم رسوندم

409
00:17:18,803 --> 00:17:21,104
‫‏که بنظرم ویندیکیتورها سرتا پا مزخرفن

410
00:17:21,172 --> 00:17:23,973
‫‏ولی... شماها یه چیزی دارید که من هرگز نخواهم داشت

411
00:17:24,009 --> 00:17:25,820
‫‏و اون تنها قسمتی از ویندیکیتورهاست که

412
00:17:25,844 --> 00:17:27,377
‫‏واسه من ارزش داره

413
00:17:27,412 --> 00:17:30,046
‫‏اگه میدونید چیه، بزاریدش رو پلتفورم

414
00:17:30,081 --> 00:17:32,215
‫‏اشتباه حدس بزنید، سیاره منفجر میشه

415
00:17:32,250 --> 00:17:34,050
‫،‏و احتمالاَ منظومه شمسی هم همینطور

416
00:17:34,085 --> 00:17:35,763
‫‏چون یجورایی بمب‌های نوترینو رو سر این قضیه

417
00:17:35,787 --> 00:17:37,420
‫‏تنظیم کردم

418
00:17:37,455 --> 00:17:41,057
‫‏ترفند این قسمت چیه؟
‫‏مورتی، ‏تو متخصص ریکِ مستی

419
00:17:41,092 --> 00:17:45,128
‫‏بنظرم...
‫هرچی بزاریم رو پلتفروم، بازم میمیریم

420
00:17:45,163 --> 00:17:47,730
‫‏گفت یه قسمت از ویندیکیتورها که
‫‏واسش مهمه

421
00:17:47,799 --> 00:17:48,865
‫‏منظورش اینه هیچیشون مهم نیست

422
00:17:48,900 --> 00:17:50,199
‫‏میخواد آخرین لحظه زنده بودنمون رو

423
00:17:50,235 --> 00:17:51,946
‫‏صرف دونستن این بکنیم که
‫هیچی به تُ@#ـش هم نیست

424
00:17:51,970 --> 00:17:54,504
‫،‏خدا! اوکی
‫نظر دیگه‌ای اگه دارید بگید

425
00:17:54,539 --> 00:17:56,039
‫‏ممکنه...
‫‏ممکنه مورتی باشه

426
00:17:56,074 --> 00:17:57,307
‫‏- ‏چی؟
‫‏- ‏هی، نمیدونم

427
00:17:57,342 --> 00:17:58,908
‫،‏یعنی میگم ببین
‫،‏من وقتی مست میشم

428
00:17:58,944 --> 00:18:01,144
‫‏احمق و احساسی میشم
‫‏و کارهام هیچ منطقی ندارن

429
00:18:01,179 --> 00:18:03,379
‫،‏مثه اینه که
‫یعنی ممکنه اونقدر مست کرده باشم

430
00:18:03,415 --> 00:18:06,049
‫‏که حس میکردم دارم مورتی رو به ویندیکیتورها میبازم

431
00:18:06,084 --> 00:18:08,217
‫،‏و شاید با این روش میخواستم بگم، "اوکی

432
00:18:08,253 --> 00:18:10,787
‫‏میتونید داشته باشیدش فقط به شرطی که
‫،قدرش رو بدونید

433
00:18:10,822 --> 00:18:11,955
‫"‏"در غیر اینصورت میکشمتون

434
00:18:11,990 --> 00:18:14,490
‫‏این...
‫‏حدس خیلی دقیقی بود

435
00:18:14,526 --> 00:18:17,193
‫‏ببینید، من...
‫‏تو اتاق فقط ماییم

436
00:18:17,228 --> 00:18:19,095
‫‏فقط دارم از منطقم واسه
‫،‏وصل کردن یه سری سرنخ استفاده میکنم

437
00:18:19,130 --> 00:18:20,396
‫‏بهترین حدسی که میتونم بزنم همینه

438
00:18:20,432 --> 00:18:22,532
‫‏ولی داری با این حدس رو زندگیمون شرط میبندی

439
00:18:22,567 --> 00:18:25,034
‫‏من شرط رو قبول میکنم.
‫میگیرم چی میگه

440
00:18:25,070 --> 00:18:27,036
‫‏خب مورتی، حس میکنم دلیل لبخند مضحک رو صورتت اینه که

441
00:18:27,072 --> 00:18:28,805
‫‏لحظه رو اشتباه تفسیر کردی

442
00:18:28,840 --> 00:18:31,007
‫‏بخاطر یه عشق مخفی نسبت به تو
‫همیطور بیکار نمیشینم

443
00:18:31,042 --> 00:18:33,509
‫‏میخوام واضح مشخص بشه که کسی
‫‏حدس بهتری داری یا نه

444
00:18:33,545 --> 00:18:35,912
‫‏مثلاَ، دیشب بهتون طلسمی چیزی دادم یا نه، یا...

445
00:18:37,082 --> 00:18:38,915
‫‏پوف

446
00:18:40,552 --> 00:18:41,584
‫‏اوه، لعنتی

447
00:18:44,255 --> 00:18:46,823
‫‏شرمنده.
‫‏تو خداحافظی تخصص ندارم

448
00:18:46,858 --> 00:18:49,359
‫،‏و... الان هم مستم
‫‏پس، میدونی، فقط...

449
00:18:49,394 --> 00:18:51,828
‫‏بنظر میاد دیگه هیچوقت همدیگه رو نخواهیم دید

450
00:18:51,863 --> 00:18:53,896
‫‏من جداَ نمیتونم با قهرمان جماعت تا کنم

451
00:18:53,932 --> 00:18:56,232
‫‏و نمیخوام...
‫‏یعنی اونها نمیخوان من اینجا باشم

452
00:18:56,267 --> 00:18:59,535
‫‏ولی میخوام بدونم حتی اگه بصورت
‫،‏واضح بهت نشون ندادم

453
00:18:59,571 --> 00:19:02,238
‫‏ازت ‏ممنونم که کنارم موندی

454
00:19:02,273 --> 00:19:06,175
‫‏لعنتی، چرا دارم گریه میکنم؟
‫‏با عقل جور درنمیاد

455
00:19:06,211 --> 00:19:07,977
‫‏اوه، تو...
‫احتمالاَ چون همدیگه

456
00:19:08,013 --> 00:19:09,445
‫،‏رو خیلی کم میشناسیم، گیج شدی

457
00:19:09,481 --> 00:19:11,280
‫‏ولی وقتی تو اتاق کنفرانس

458
00:19:11,316 --> 00:19:12,426
‫‏به شوخی‌های معرکه‌ام میخندیدی و پشتم درومدی

459
00:19:12,450 --> 00:19:14,250
‫‏حسابی ریسک کردی

460
00:19:14,285 --> 00:19:16,853
‫‏اونجا همه داشتن حسابی واسه همدیگه میمالوندن

461
00:19:16,921 --> 00:19:18,388
‫،‏حتی نوه خودم میگفت

462
00:19:18,423 --> 00:19:20,356
‫"‏"اوه، ویندیکیتورها خیلی باحالن

463
00:19:20,392 --> 00:19:23,493
‫،‏منظورم اینه، اون یه احمقه
‫‏اصلاَ همه‌شون احمقن

464
00:19:23,528 --> 00:19:25,128
‫،‏ولی تو فرق داری
‫‏نوب نوب

465
00:19:25,163 --> 00:19:27,030
‫%$#@ ‏مادر!

466
00:19:27,065 --> 00:19:29,365
‫‏خیلی باحالی.
‫‏و باهوش هم هستی

467
00:19:29,401 --> 00:19:31,968
‫‏و مطمئنم میتونیم باهم رفاقت کنیم و اینا

468
00:19:32,003 --> 00:19:34,203
‫‏و امیدوارم یه روزی یه ویندیکیتورِ بالغ بشی

469
00:19:34,239 --> 00:19:35,972
‫،‏و... و یه لطفی بهم بکن

470
00:19:36,007 --> 00:19:38,107
‫‏نذار بفهمن که احساساتی شدم

471
00:19:38,143 --> 00:19:39,976
‫‏ولی میتونی یه چیزی رو بهشون بگی

472
00:19:40,011 --> 00:19:41,911
‫‏بگو من گفتم...

473
00:19:41,946 --> 00:19:45,448
‫‏اوه اوکی، الان ریدم به خورم
‫‏اوکی، فعلاَ

474
00:19:50,588 --> 00:19:52,955
‫‏- ‏رفیق، مورتی، چی شد...
‫- ‏‏خفه شو

475
00:19:54,993 --> 00:19:57,060
‫‏حس میکنم معنیش اینه قرار نیست بمیریم

476
00:19:57,095 --> 00:19:58,361
‫‏نه همه‌مون

477
00:19:58,396 --> 00:19:59,929
‫‏عزیز دلم

478
00:19:59,964 --> 00:20:01,631
‫،‏بزار لوبیا ممه‌ای کارش رو بکنه
‫‏دماغو

479
00:20:01,666 --> 00:20:02,965
‫‏بخاطر یه هدف بزرگ‌تره

480
00:20:03,034 --> 00:20:04,000
‫‏هدف بزرگ‌تر؟
‫‏لوبیا ممه‌ای؟

481
00:20:04,035 --> 00:20:05,535
‫‏همونی که تو گفتی، مورتی

482
00:20:05,570 --> 00:20:07,670
‫‏- ‏درست و غلطی وجود نداره...
‫‏- ‏هیچوقت همچین چیزی نگفتم

483
00:20:07,706 --> 00:20:10,606
‫‏ ‏ایمانِ کهکشان به ویندیکیتورهاست

484
00:20:10,642 --> 00:20:12,942
‫‏که اینجا رو امن نگه داشته

485
00:20:12,977 --> 00:20:14,343
‫‏آره، هیچی نشده احساس امنیت میکنم

486
00:20:14,379 --> 00:20:16,446
‫،‏شکی توش نیست
‫هزینه رو با کی باید حساب کنیم؟!

487
00:20:16,481 --> 00:20:18,448
‫‏از نظر من حالا که داریم از خفگی میمیریم

488
00:20:18,483 --> 00:20:20,116
‫‏حسابی هم داریم واسشون میمالیم، نه؟

489
00:20:20,151 --> 00:20:21,684
‫‏لوبیا ممه‌ای.
‫‏گوش کن چی میگم

490
00:20:21,720 --> 00:20:23,052
‫،‏وقتی اومدی پیش من

491
00:20:23,088 --> 00:20:25,321
‫‏من یه کلونی احساسی از مورچه‌ها بودم

492
00:20:25,356 --> 00:20:28,591
‫‏ایمان و ‏عدالت جوییِ تو بود که...

493
00:20:28,626 --> 00:20:30,359
‫‏بهم مرد بودن رو یاد داد

494
00:20:31,596 --> 00:20:33,396
‫‏کی اوضاع اینقدر پیچیده شد؟

495
00:20:33,431 --> 00:20:36,099
‫‏کی میدونه.
‫‏ولی میتونیم دوباره ساده کنیمش

496
00:20:36,134 --> 00:20:38,034
‫‏تو همیشه رومانتیک بودی

497
00:20:38,069 --> 00:20:40,136
‫‏واسه همینه که تو هم نمیتونی زنده خارج بشی

498
00:20:44,008 --> 00:20:46,109
‫‏معذرت میخوام، عشقم

499
00:20:46,144 --> 00:20:48,745
‫‏لعنتی!
‫‏به دماغو هم خیانت کرد!

500
00:20:48,780 --> 00:20:51,647
‫‏ساکت!
‫میخوام لذتش رو ببرم...

501
00:20:51,683 --> 00:20:54,484
‫‏بزنید کف قشنگه رو به افتخار ریک سانچز که

502
00:20:54,519 --> 00:20:56,764
‫‏زد "ورلداندرها" رو نابود و این مهمونی محشر
‫‏رو به راه کرد

503
00:20:56,788 --> 00:21:00,223
‫‏و یکی از سکسی‌ترین استعدادهای موجود رو
‫‏دعوت کرد

504
00:21:00,258 --> 00:21:04,026
‫‏- لاجیک!
‫‏- او، آره

505
00:21:04,062 --> 00:21:05,361
‫‏نگاه چی کردم

506
00:21:05,396 --> 00:21:07,029
‫‏خدایا، باید یه مهمونی کامل رو برنامه ریزی کرده باشم

507
00:21:07,065 --> 00:21:08,676
‫‏- لاجیک، دوستان
‫- کُلی هم آدم دعوت کردم

508
00:21:08,700 --> 00:21:10,177
‫‏- بد نبود. ریکِ مست، بد نبود
‫‏- به سلامتی رفیقم خودم، ریک

509
00:21:10,201 --> 00:21:12,068
‫‏آماده اید؟

510
00:21:16,141 --> 00:21:18,574
‫‏- ریک،  "ابر اختر" داره فرار میکنه
‫- به ما چه؟

511
00:21:18,610 --> 00:21:20,309
‫‏ولی... سعی کرد ما رو بکشه

512
00:21:20,345 --> 00:21:21,989
‫‏مورتی، هفته‌ای بیست نفر سعی میکنن من رو بکشن

513
00:21:22,013 --> 00:21:23,357
‫‏آخر کار با نصفشون رفیق میشم و
‫‏مست میکنم

514
00:21:23,381 --> 00:21:25,348
‫‏منظورم اینه، یه نگاه بنداز.
‫‏"کله چرخی" اینجاست

515
00:21:26,751 --> 00:21:28,229
‫‏هم. الان مثه برق وارد بدنم میشه

516
00:21:28,253 --> 00:21:30,186
‫‏مورتی، تو پیرهن ویندیکیتوری پوشیدی

517
00:21:30,221 --> 00:21:32,088
‫‏الان مقادیری ابرقهرمان شدی خودت؟

518
00:21:32,123 --> 00:21:34,056
‫‏تو جهان همه یه قهرمان هستن، مامان

519
00:21:34,092 --> 00:21:35,436
‫‏واسه همین نیازی به پیرهن نداریم

520
00:21:35,460 --> 00:21:37,260
‫‏و من مطمئنم که نیازی به ویندیکیتورها نداریم

521
00:21:37,295 --> 00:21:39,162
‫‏بدم نمیاد داشته باشمش

522
00:21:39,197 --> 00:21:41,597
‫‏- ‏سلام به همه!
‫‏- ‏ببینید کی ویندیکیتور شده!

523
00:21:41,633 --> 00:21:45,234
‫‏- پسر، بابابزرگ ریک حتماَ سگ مست کرده بوده
‫‏- ببند سامر

523
00:21:53,579 --> 00:21:55,126
‫نوب نوب کدوم #@$&ایـه؟

524
00:21:56,848 --> 00:21:58,681
‫‏هی، باز هم لاجیک اومده بود

525
00:21:58,716 --> 00:22:00,149
‫‏اسمش رو یادتون نره

526
00:22:00,185 --> 00:22:01,517
‫‏مطمئن شید که سالم میرسید خونه

527
00:22:01,553 --> 00:22:03,164
‫‏و، مرد، باید یه دست بزنیم به افتخار ریک

528
00:22:03,188 --> 00:22:04,732
‫‏چون منظورم اینه، آخه کدوم مادر @$%ای

529
00:22:04,756 --> 00:22:07,256
‫‏وقتی حسابی بد مست کرده

530
00:22:07,292 --> 00:22:09,292
‫‏یه همچین فستیوالی راه میندازه، مرد؟

531
00:22:09,327 --> 00:22:12,728
‫‏همه اون حرف‌هایی که درباره "ونس" زدم الکی بودن

532
00:22:12,764 --> 00:22:15,798
‫‏اون یارو ونس ریده!

533
00:22:15,834 --> 00:22:18,534
‫‏وهو!

534
00:22:18,570 --> 00:22:20,369
‫‏آره!

535
00:22:20,405 --> 00:22:22,538
‫‏هی...

536
00:22:22,574 --> 00:22:25,741
‫‏پولمو ندادید هنوز؟
‫‏وهو!

537
00:22:27,812 --> 00:22:30,580
‫‏باورم نمیشه داریم با یه ویندیکیتور
‫‏بستنی چرخی میخوریم

538
00:22:30,615 --> 00:22:34,684
‫‏شما دخترها تو کالج چرخی درس میخونید یا...

539
00:22:34,719 --> 00:22:37,186
‫‏بیگانه ها ‏حمله تروریستی کردن!

540
00:22:37,222 --> 00:22:41,357
‫‏اوکی، بنظر میاد کار پیش اومده واسم

541
00:22:41,392 --> 00:22:44,660
‫‏بهتره وارد اون یکی شخصیتم بشم

542
00:22:44,696 --> 00:22:46,562
‫‏- ‏چه باحال
‫- ‏‏میدونم

543
00:22:46,598 --> 00:22:48,497
‫‏وایسا. کدوم یکی شخصیت؟

544
00:22:48,533 --> 00:22:50,299
‫‏پیرهنه که تنش بود

545
00:22:52,637 --> 00:22:54,136
‫‏باید بدونی کی باید بغلشون کنی و...

546
00:22:54,172 --> 00:22:55,172
‫‏ااااهههه!

546
00:22:55,816 --> 00:22:58,609
‫<font color="red">©</font> TvWorld.info

