‫﻿۱
00:00:01,735 --> 00:00:03,034
‫مورتـی، عجله کن!

2
00:00:03,036 --> 00:00:04,836
‫لاک‌پشتِ حقیقت رو برگردونین!

3
00:00:04,838 --> 00:00:07,238
‫،مورتـی هر کاری می‌کنی
‫فقط لاک‌پشت حقیقت از دستـت نیوفتـه!

4
00:00:07,240 --> 00:00:08,539
‫،و خب این هم خیلی مهمـه که

5
00:00:08,541 --> 00:00:10,141
‫،هر کاری می‌کنی
‫فقط تو چشم‌هاش نگاه نکن!

6
00:00:10,143 --> 00:00:12,844
‫من... خب من بهش نگاه کردم، ریـک!
‫داشتم بهش نگاه می‌کردم!

7
00:00:12,846 --> 00:00:14,579
‫حالا همه چیز رو خواهی دونست، مورتـی!

8
00:00:14,581 --> 00:00:16,481
‫کارت درستـه! مشالا!
‫گه می‌زنـی تو همه‌چی!

9
00:00:18,218 --> 00:00:20,651
‫رفتـه تو ذهنـم!

10
00:00:25,759 --> 00:00:28,559
‫وای، خدایا، نـ... نمی‌تونم لاکپشتِ حقیقت رو
‫از ذهنم بیرون کنم.

11
00:00:28,561 --> 00:00:30,561
‫آره، بهت که گفتم تو چشم‌هاش نگاه نکنی.

12
00:00:30,563 --> 00:00:32,663
‫هِی، مورتـی، بیا یکم تلویزیون میان‌بُعدی تماشا کنیم.

13
00:00:32,665 --> 00:00:34,232
‫یادتـه قبلنا چقد این کار رو می‌کردیم؟

14
00:00:34,234 --> 00:00:36,000
‫ریـک، نمی‌تونم...
‫نمی‌تونم ادامه بدم.

15
00:00:36,002 --> 00:00:38,336
‫نـ نمی‌تونم اینجوری، با
‫چرت و پرت‌های لاک‌پشتِ حقیقت توی سَرم ادامه بدم.

16
00:00:38,338 --> 00:00:39,604
‫کـ کاش می‌شد فقط...

17
00:00:39,606 --> 00:00:41,739
‫حافظه رو از ذهنـت پاک کنم؟

18
00:00:41,741 --> 00:00:43,741
‫از کجا می‌دونستی این رو می‌خوام بگم؟

19
00:00:43,743 --> 00:00:45,443
‫بیا، مورتـی. با من بیا.

20
00:00:45,445 --> 00:00:48,546
‫اول شما بفرمایید.

21
00:00:48,548 --> 00:00:50,381
‫این دیگه چه کوفتیـه؟!

22
00:00:50,383 --> 00:00:51,983
‫این، مورتـی، آرشیوی هست

23
00:00:51,985 --> 00:00:54,719
‫از تمامِ تجربه‌هایی که التماس کردی

24
00:00:54,721 --> 00:00:56,754
‫،از زندگیـت حذف‌شون کنم
‫که یه وقت روانی نشی.

25
00:00:56,756 --> 00:01:00,324
‫و من بهشون می‌گم
‫مغزترکون‌های مورتـی.

26
00:01:00,326 --> 00:01:03,061
‫و خب به‌ جای تلویزیون میان‌بُعدی امروز این رو داریم.

27
00:01:03,063 --> 00:01:11,800
‫تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد »
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[ TvWorld.info ]</font>

28
00:01:30,700 --> 00:01:34,726
‫:تــــــرجــــــمـــــــه از
‫<font color="Tomato">AminGeneral امیــــن</font> و<font color="MediumSlateBlue"> Milad eMJey میـــــلاد</font> و<font color="HotPink"> Miss Harley ســـارا</font>

30
00:01:34,727 --> 00:01:36,961
‫چقد وقتـه که ازت می‌خوام حافظه‌ام رو برداری؟

31
00:01:36,963 --> 00:01:39,297
‫از وقتـی که واسه اولین بار مغزت ترکید.

32
00:01:39,299 --> 00:01:40,665
‫ایناهاش.

33
00:01:40,667 --> 00:01:42,266
‫عجب چیز کلاسیکـی.

34
00:01:42,268 --> 00:01:43,634
‫گرد و خاک هم روش نیست چون

35
00:01:43,636 --> 00:01:45,069
‫این اولین باری نیست که این کار رو می‌کنیم.

36
00:01:45,071 --> 00:01:49,240
‫- چـی؟!
‫- "‌اسم این یکی رو گذاشتم "توطئه‌ی ماه‌طوری!

37
00:01:54,647 --> 00:01:57,515
‫اوووف.
‫فوق‌العاده‌ست.

38
00:01:58,952 --> 00:02:01,619
‫چطور شد؟

39
00:02:01,621 --> 00:02:03,621
‫مورتـی، می‌فهمی چه مسخره‌ست حرفـت؟

40
00:02:03,623 --> 00:02:05,223
‫آره بابا، خیلی داستان جنون‌آمیزیـه مورتـی.

41
00:02:05,225 --> 00:02:06,724
‫واقعاً جدی می‌گین؟

42
00:02:06,726 --> 00:02:08,726
‫،این همه چرت و پرت تا الآن دیدیم
‫و فک می‌کنین این دیوونه‌بازیـه؟

43
00:02:08,728 --> 00:02:10,595
‫،من تاحالا به ۳۰۰ نسخه از ماهِ کره‌ی زمین سفر کردم

44
00:02:10,597 --> 00:02:12,597
‫،شامل این هم میشه
‫و هیچ‌وقت اثری از

45
00:02:12,599 --> 00:02:14,432
‫یه "یاروی کاملاً عادی" همون‌جوری
‫که خودت توصیف‌ش می‌کنی

46
00:02:14,434 --> 00:02:15,700
‫اون‌جا در حال چرخ زدن واسه خودش ندیدم.

47
00:02:15,702 --> 00:02:17,935
‫احتمالاً لکه‌ای چیزی روی لنز افتاده بوده.

48
00:02:17,937 --> 00:02:21,038
‫لکه‌ای چیزی روی دوربین؟
‫لکه‌ای چیزی روی دوربین؟!

49
00:02:21,040 --> 00:02:23,474
‫من فرق یه آدم که داره تهدیدم می‌کنـه

50
00:02:23,476 --> 00:02:25,409
‫و یه لکه روی لنزِ از خدا بی‌خبر رو می‌دونم، سامِـر!

51
00:02:25,411 --> 00:02:27,345
‫مورتـی، آروم باش!
‫حالت خوبـه؟

52
00:02:27,347 --> 00:02:29,280
‫خوبـم!

53
00:02:29,282 --> 00:02:30,748
‫چقد که حساسـه این پسر.

54
00:02:32,752 --> 00:02:34,652
‫بچه‌ها، دوست دارم همه‌تون رو با

55
00:02:34,654 --> 00:02:37,655
‫مشاور جدیدمون آشنا کنم، .این شما و این هم، آقای لوناس.
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[لونا در لاتین به معنای ماه هست]</font>

56
00:02:37,657 --> 00:02:40,291
‫من مشتاق هستم که به همه‌تون کمک کنم تا

57
00:02:40,293 --> 00:02:42,460
‫به سمت آینده‌ای درخشان‌تر رهبری بشید.

58
00:02:42,462 --> 00:02:45,096
‫من اعتقاد دارم هر دانش‌آموزی باید...

59
00:02:45,098 --> 00:02:47,331
‫به سمت ماه هدف بگیره.
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[به این معنی که والا هدف‌ش رو انتخاب کنه]</font>

60
00:02:47,333 --> 00:02:51,369


61
00:02:51,371 --> 00:02:53,704
‫دیگه گیرت آوردم، عنترِ عوضی.

62
00:02:57,076 --> 00:02:58,142
‫این چیـه؟

63
00:02:58,144 --> 00:03:00,811
‫مدارکی که اثبات می‌کنه آقای لوناس اون آدمی که میگه نیست!

64
00:03:00,813 --> 00:03:02,680
‫یعنی مشاور نیست؟

65
00:03:02,682 --> 00:03:04,916
‫فـ... فک کنم واسه مشاور بودن
‫واجد شرایط هست، آخه بگو کی نیست؟

66
00:03:04,918 --> 00:03:08,186
‫ولی خب روی کره‌ی ماه هم زندگی می‌کنه.

67
00:03:08,188 --> 00:03:09,787
‫اوکی.

68
00:03:11,057 --> 00:03:12,456
‫همین؟

69
00:03:12,458 --> 00:03:14,192
‫کاری کرده که به کسی صدمه زده باشه؟

70
00:03:14,194 --> 00:03:15,993
‫اوه، یه چیزایی در سَر داره.

71
00:03:15,995 --> 00:03:18,129
‫فک کنم می‌فهمم.

72
00:03:18,131 --> 00:03:20,364
‫"یه چیزایی در سَر داره"
‫"روی کره‌ی ماه زندگی می‌کنه".

73
00:03:20,366 --> 00:03:22,266
‫باشه، باهاش صحبت می‌کنم.

74
00:03:33,446 --> 00:03:34,845
‫چی گفت؟

75
00:03:34,847 --> 00:03:36,781
‫،قضیه‌ی ماه و اینا رو تکذیب کرد
‫،ولی بچه‌بازها کارشون همینه

76
00:03:36,783 --> 00:03:38,416
‫،تکذیب می‌کنن
‫نون شب‌شون همینـه.

77
00:03:38,418 --> 00:03:39,717
‫- بچه‌باز؟
‫- اینجوری فک نمی‌کنی؟

78
00:03:39,719 --> 00:03:41,719
‫فک کردم ماه و این‌ها رو به صورت رمزی داری به کار می‌بری.

79
00:03:41,721 --> 00:03:43,321
‫نه بابا، یارو به معنای واقعی کلمه از ماهـه!

80
00:03:43,323 --> 00:03:44,655
‫خب، واکنش‌ش رو که دیدی.

81
00:03:44,657 --> 00:03:47,058
‫،از ماه باشه یا نه
‫یارو با جوون‌هاش حال می‌کنه.

82
00:03:52,932 --> 00:03:54,966
‫گوردون لوناس، از نیروهای خوب دریایی بود.

83
00:03:54,968 --> 00:03:57,468
‫،نمی‌دونیم چی باعث شد که خودش رو بُکشـه

84
00:03:57,470 --> 00:03:59,570
‫ولی می‌خوایم چیزهای خوب رو به یاد بیاریم.

85
00:03:59,572 --> 00:04:01,339
‫،مثلاً این که چجوری، از یه سری زوایای خاص

86
00:04:01,341 --> 00:04:04,175
‫ملت می‌گفتن شبیه لکـه می‌شه.

87
00:04:09,315 --> 00:04:11,015
‫وای خدایا، چیکار کردم؟

88
00:04:11,017 --> 00:04:12,116
‫چـیکار کردم؟

89
00:04:12,118 --> 00:04:15,386
‫خدایا، کاری کردم یارو خودش رو بکشـه!

90
00:04:15,388 --> 00:04:16,821
‫فقط به معنای واقعی کلمـه.

91
00:04:16,823 --> 00:04:19,023
‫اینم یکی که من بهش می‌گم
‫"کلکسیون جانورانِ مورتـی".

92
00:04:19,025 --> 00:04:21,025
‫ولی خب همه‌شون رو عنوان‌گذاری نکردم.

93
00:04:21,027 --> 00:04:23,160
‫،اپیزود مخصوص هالووین "سیمپسون‌ها" که نیست

94
00:04:23,162 --> 00:04:26,097
‫بیشتر میشه گفت نمایش کلیپ‌هایی هست
‫که هیچ‌وقت تو عمرت ندیدی!

95
00:04:27,033 --> 00:04:29,066
‫باورم نمیشه افتادیم تو یه کلکسیون جانوران زنده.

96
00:04:29,068 --> 00:04:30,635
‫پس این یارو موجودات زنده رو جمع‌آوری می‌کنه؟

97
00:04:30,637 --> 00:04:32,370
‫،آره دیگه، مثه پلاک‌های یادبودی

98
00:04:32,372 --> 00:04:33,871
‫ولی خب آدم رو خیلی بهم نمی‌ریزه.

99
00:04:33,873 --> 00:04:36,707
‫وقتی چهل سالت شد و هنوز
‫به صورت فعال قرار می‌ذاشتی، درک می‌کنی.

100
00:04:36,709 --> 00:04:38,342
‫،حالا هِی با بی‌تفاوتی و خون‌سردی بیا این رو دید بزن

101
00:04:38,344 --> 00:04:39,610
‫نکبتِ کله لوبیایی!

102
00:04:39,612 --> 00:04:41,479
‫هِی، سر و صدا نکنین انقد!

103
00:04:41,481 --> 00:04:43,080
‫اینم شانس ما، دقیقاً زیرِ

104
00:04:43,082 --> 00:04:45,149
‫آدم‌های تختـه سنگی از گرانیتـور هفت، افتادیم.

105
00:04:45,151 --> 00:04:46,751
‫دیگه نمی‌کِشم، ریـک!

106
00:04:46,753 --> 00:04:48,252
‫آروم باش، مورتـی!

107
00:04:48,254 --> 00:04:50,321
‫نمی‌تونم آروم باشم! ر ر ریـک، ما باید...
‫باید از اینجا دَر بریم!

108
00:04:50,323 --> 00:04:52,256
‫واسم مهم نیست چی لازمـه!
‫هرچـی باشه!

109
00:04:52,258 --> 00:04:53,724
‫- هرچی؟
‫- هرچی!

110
00:04:53,726 --> 00:04:55,626
‫خیلی خب، باشه، باید تی‌شرت‌ت رو دربیاری.

111
00:04:55,628 --> 00:04:57,561
‫فعلاً نه.
‫بهت می‌گم کِی.

112
00:05:02,468 --> 00:05:04,302
‫خدایا.

113
00:05:04,304 --> 00:05:05,803
‫چیـه؟

114
00:05:05,805 --> 00:05:07,972
‫معلوم شد که سیگنال...

115
00:05:07,974 --> 00:05:10,508
‫نمیشه جور دیگه‌ای گفت...

116
00:05:10,510 --> 00:05:11,976
‫- دستورالعمل بود.
‫- واسه؟

117
00:05:11,978 --> 00:05:14,979
‫،یه وسیله‌ی نقلیه قربان
‫یه وسیله‌ی نقلیه‌ی میان ستاره‌ای.

118
00:05:14,981 --> 00:05:17,982
‫یه خلبان لازم داریم.
‫موندم کسی هست داوطلب بشه.

119
00:05:19,185 --> 00:05:22,053
‫اوه، نقشه‌ جایگاه یه خلبان دوم کوچک رو هم مشخص کرده.

120
00:05:22,055 --> 00:05:24,155
‫منظورم اینـه که، واقعاً کوچیک تعیین شده.

121
00:05:24,157 --> 00:05:26,691
‫باید دقیقاً ۱.۶ متر باشن.

122
00:05:26,693 --> 00:05:29,193
‫چَنـگ، ممکنـه تخصصـت در زمینـه‌ی علوم مقدماتی باشه

123
00:05:29,195 --> 00:05:31,796
‫ولی بنظرم قراره تاریخ‌ساز بشی.

124
00:05:33,933 --> 00:05:35,633
‫سیستم اولیه، چک شد.

125
00:05:35,635 --> 00:05:37,368
‫سیستم کمکی، چک شد.

126
00:05:37,370 --> 00:05:38,903
‫به زودی می‌بینیم‌تون.

127
00:05:41,708 --> 00:05:44,709
‫خب، حالا.

128
00:05:44,711 --> 00:05:46,610
‫سلام و درود.

129
00:05:46,612 --> 00:05:48,012
‫شما...
‫شما شبیه...

130
00:05:48,014 --> 00:05:50,314
‫ما ظاهری رو اختیار کردیم که ذهن شما بتونـه قبول کنه.

131
00:05:50,316 --> 00:05:52,683
‫بفرمایید لباس‌هایی مرسوم به عنوان هدیه برای شما.

132
00:05:52,685 --> 00:05:54,418
‫لطفاً اون‌ها رو بَر تن کنید.

133
00:05:54,420 --> 00:05:56,620
‫- اجازه هست؟
‫- البته، بله.

134
00:05:56,622 --> 00:05:58,089
‫ما طبق دستورات شما عمل کردیم.

135
00:05:58,091 --> 00:06:00,858
‫خیلی چیزا هست که باید ازتون یاد بگیریم.

136
00:06:00,860 --> 00:06:03,494
‫می‌دونم بابا، مگه نه؟

137
00:06:08,434 --> 00:06:11,135
‫هِی، پس چجوری منم تونستم خاطره‌ی اونا رو ببینم؟

138
00:06:11,137 --> 00:06:13,037
‫من... من که وقتی اتفاق می‌افتادن حضور نداشتم.

139
00:06:13,039 --> 00:06:15,039
‫آره، بعضی وقتا لازم میشه یکم ادیت‌شون کنم، مورتـی.

140
00:06:15,041 --> 00:06:16,307
‫کمک می‌کنه مغز ترکون‌ها

141
00:06:16,309 --> 00:06:18,342
‫وقتی بازبینـی می‌شن بهتر پخش بشن.

142
00:06:18,344 --> 00:06:20,811
‫"اسم این یکی رو گذاشتم، "ایچـالادای دست نخورده
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[یه جور غذای مکزیکی شبیه به لازانیا]</font>

143
00:06:20,813 --> 00:06:23,748
‫بیا مورتـی، این ادرارت رو قابل خوردن می‌کنه.

144
00:06:23,750 --> 00:06:25,549
‫حالا دیگه میشه به خریدمون ادامه بدیم؟

145
00:06:25,551 --> 00:06:27,251
‫من زیک‌زاک هستم.

146
00:06:27,253 --> 00:06:29,787
‫ای گه توش، مورتـی، برو پشت من.
‫یارو از این کله گنده‌های آدم‌فضایی‌هاست!

147
00:06:29,789 --> 00:06:31,622
‫چیزی نیست.
‫بفرمایید.

148
00:06:31,624 --> 00:06:32,990
‫اوه، اشتباه برداشت کردم.

149
00:06:32,992 --> 00:06:35,493
‫".من فلوپ فلوپ‌زاده هستم. لطفاً من رو بُکشید"
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[.من تو رو بَرمی‌گزینم، جنگ‌جوی بزرگ...]</font>

150
00:06:35,495 --> 00:06:37,128
‫درستـه، مورتـی.

151
00:06:37,130 --> 00:06:39,830
‫فلوپ‌زاده‌ها وقتی کشته بشن
‫،به یک ارگاسمِ ابدی پس از مرگ دست پیدا می‌کنن

152
00:06:39,832 --> 00:06:41,899
‫تا زمانی که به دست یک جنگ‌جوی بزرگ کشته بشن.

153
00:06:41,901 --> 00:06:43,801
‫در ضمن، شرمنده می‌فرمایید.
‫خیلی ممنونم.

154
00:06:43,803 --> 00:06:45,169
‫پس می‌کُشین‌ش؟

155
00:06:45,171 --> 00:06:47,138
‫اول بریم ناهار بگیریم.

156
00:06:49,108 --> 00:06:51,275


157
00:06:51,277 --> 00:06:53,244
‫خب پس، می‌خوای به سرت شلیک کنم، یا...

158
00:06:53,246 --> 00:06:54,812
‫،خب تا زمانی که باعث مرگـم بشه

159
00:06:54,814 --> 00:06:56,280
‫خیلی برام مهم نیست کجا شلیک می‌کنی.

160
00:06:56,282 --> 00:06:58,282
‫ایول.
‫من سریع برم برینم بیام.

161
00:06:58,284 --> 00:07:00,618
‫خب، این رو باید بگم.
‫می‌دونی، یکم حسودیـم میشه.

162
00:07:00,620 --> 00:07:02,653
‫گونه‌ی شما واقعاً رستاخیز داره.

163
00:07:02,655 --> 00:07:04,288
‫حتماً خیلی خوبـه.

164
00:07:04,290 --> 00:07:05,656
‫منـ منظورت چیه؟

165
00:07:05,658 --> 00:07:08,092
‫،خب، می‌دونی، اینجا توی زمین
‫مـ ما نمی‌دونیم چه خبره.

166
00:07:08,094 --> 00:07:10,127
‫،احتمالاً خیلی خوبـه که
‫می‌دونی، این که...

167
00:07:10,129 --> 00:07:12,296
‫،این که خب قبلاً تجربه شده و مدرکـش هست
‫می‌دونی شواهد و مدارک موجود رو می‌گم.

168
00:07:13,866 --> 00:07:17,468
‫شواهد و مدارک؟
‫مگه قراره شواهد و مدارکـی باشه؟

169
00:07:17,470 --> 00:07:19,937
‫آم، خب آره...

170
00:07:19,939 --> 00:07:23,974
‫در غیر این صورت، از کجا می‌دونی واقعیت داره؟

171
00:07:26,279 --> 00:07:28,546
‫صب کن ببینم، نمی...

172
00:07:28,548 --> 00:07:31,682
‫خیلی خب، پس می‌خوای اینجا انجامش بدیم یا بیرون؟

173
00:07:33,486 --> 00:07:34,752
‫فرار کن!

174
00:07:36,255 --> 00:07:37,621
‫من نمی‌خوام بمیرم!

175
00:07:42,161 --> 00:07:44,395
‫اوه، خدایا، همش حقیقت داشت!
‫اوه، درد داره!

176
00:07:44,397 --> 00:07:45,963
‫اوه، نباید بهش شک می‌کردم!

177
00:07:45,965 --> 00:07:48,199
‫نباید می‌داشتم شما من رو به شک بندازین!

178
00:07:48,201 --> 00:07:51,235
‫آآآآه!!!
‫من شما رو مقصر می‌دونم، تقصیر شماـه!

179
00:07:51,237 --> 00:07:53,137
‫ولی گفت مدرکی وجود نداره!

180
00:07:53,139 --> 00:07:54,572
‫خب این که خودش کلی مدرک بود!

181
00:07:54,574 --> 00:07:55,773
‫خب، حالا یه خوبی هم داره.

182
00:07:55,775 --> 00:07:57,208
‫حالا دیگه می‌دونم دین و مذهب‌شون واقعیـه.

183
00:07:57,210 --> 00:07:59,143
‫،واقعاً جهنم دارن
‫و خب اصلاً جالب هم به نظر نمی‌رسه.

184
00:07:59,145 --> 00:08:01,212
‫،انگار چیمی‌چانگات رو تموم نکردی
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[یه نوع غذای مکزیکی]</font>

185
00:08:01,214 --> 00:08:03,714
‫،حالا دیگه یکم واس‌ش جا دارم
‫اگه می‌دونی منظورم چیـه.

186
00:08:03,716 --> 00:08:05,182
‫ای تو روحـش!

187
00:08:05,184 --> 00:08:07,685
‫چنتای اینا فقط اشتباهات وحشتـناکِ من هستن؟

188
00:08:07,687 --> 00:08:09,386
‫منظورم اینـه که، شاید دیگه انقد اشتباه نمی‌کردم

189
00:08:09,388 --> 00:08:11,155
‫اگه به خودم اجازه می‌دادم ازشون درس بگیرم!

190
00:08:11,157 --> 00:08:13,057
‫نمی‌خواد انقد به خودت فشار بیاری
‫که درس زندگی بدی، مورتـی.

191
00:08:13,059 --> 00:08:14,391
‫این اپیزود یه گلچین و برداشت آزاد ـه.

192
00:08:14,393 --> 00:08:16,260
‫دیگه داره می‌ره رو اعصابـم که نمی‌گیری.

193
00:08:16,262 --> 00:08:18,062
‫،همون‌جوری که در اطرافم دیده میشه
‫مغز شما بی‌شمار دفعه

194
00:08:18,064 --> 00:08:21,565
‫،پخش شده رو در و دیوار
‫و خب همیشه هم کار خودت نبوده.

195
00:08:21,567 --> 00:08:23,133
‫،ای بگم خدا چیکارش نکنه
‫یعنی دیگه...

196
00:08:23,135 --> 00:08:24,668
‫خدا کنه یکی از خوباش نبوده باشه.

197
00:08:24,670 --> 00:08:25,936
‫چی بود حالا؟

198
00:08:25,938 --> 00:08:27,838
‫"خیلی هم عالی، "ایدزِ مف‌دماغی.
‫"مف دماغِ ایدزی".

199
00:08:27,840 --> 00:08:29,406
‫باید از عنواین جدی واسه فایل‌هام استفاده کنم.

200
00:08:29,408 --> 00:08:31,108
‫،در همین حال
‫از یه سری مغز ترکون‌های ناشناس

201
00:08:31,110 --> 00:08:35,346
‫که من اسمـش رو گذاشتم "ایدز گهی_کپی" لذت ببر.

202
00:08:35,348 --> 00:08:37,581
‫من که بی‌منطق نیستـم، بـث اسمیـت.

203
00:08:37,583 --> 00:08:40,117
‫می‌دونم فرزندان یک پستان‌دار همه چیزش هستن.

204
00:08:40,119 --> 00:08:41,952
‫من از زندگی یکی‌شون می‌گذرم.

205
00:08:41,954 --> 00:08:44,722
‫فقط کافیـه انتخاب کنـی.

206
00:08:44,724 --> 00:08:47,191
‫سامـر!
‫سامـر.

207
00:08:48,427 --> 00:08:50,895


208
00:08:50,897 --> 00:08:52,296
‫باورتون نمیـشه.

209
00:08:52,298 --> 00:08:53,931
‫جای این که برم تیتان رفتم فیبـی.

210
00:08:53,933 --> 00:08:56,166
‫،آخه یکی نیست بگه زحل جان بعد از ۱۰تا قمری که داشتی

211
00:08:56,168 --> 00:08:58,869
‫وقتشـه دیگه اسم نذاری روشون و فقط شماره گذاری‌شون کنی؟
‫می‌دونی؟

212
00:08:58,871 --> 00:09:01,105
‫شما... شما عنترا دیگه چتون شده؟

213
00:09:01,107 --> 00:09:03,440
‫مورتـی، تو رو خدا، این کار رو نکن.

214
00:09:04,577 --> 00:09:06,877
‫مورتـی شما رفتـه!

215
00:09:06,879 --> 00:09:08,846
‫،من ولتامترون هستـم
‫نابودکننده‌ی دنیاها!

216
00:09:08,848 --> 00:09:11,415
‫بابابزرگ ریـک، باید یه راه علمـی واسه نجات دادن‌ش باشه!

217
00:09:11,417 --> 00:09:13,484
‫علمـی نیست، ولی ممکنه یه راهـی باشه.

218
00:09:13,486 --> 00:09:15,953
‫مورتـی، می‌دونم اون تویی.
‫منم، بابابزرگـت.

219
00:09:15,955 --> 00:09:17,955
‫،می‌دونم ممکنه بدجنس باشم
‫ولی دوستـت دارم، مورتـی.

220
00:09:17,957 --> 00:09:19,423
‫همه‌مون دوستـت داریم.
‫باید باهاش مبارزه کنـی.

221
00:09:19,425 --> 00:09:21,325
‫می‌دونم می‌تونی.
‫تو از همه‌مون قوی‌تری!

222
00:09:21,327 --> 00:09:23,527
‫،مورتـی مامانـی هستم! خیلی دوستـت داریم
‫باید باهاش بجنگـی!

223
00:09:23,529 --> 00:09:26,130
‫یالا، مورتـی!
‫با اون چیز کِرمـی مسخره مبارزه کن!

224
00:09:26,132 --> 00:09:27,598
‫دوستـت داریم!

225
00:09:27,600 --> 00:09:28,933
‫خیلی خیلی دوستـت داریم!

226
00:09:28,935 --> 00:09:30,334
‫،آره مورتـی، یالا
‫داری از پسـش برمیای!

227
00:09:30,336 --> 00:09:32,937
‫داری از پسـش برمیای!
‫داری از پسـش برمیای!

228
00:09:34,774 --> 00:09:36,273
‫بکشیمـش بیرون؟

229
00:09:36,275 --> 00:09:38,943
‫نه، بهش دست نزنین.
‫فقط به مورتـی عشق بورزین!

230
00:09:38,945 --> 00:09:41,312
‫هنوزم دوستـت داریم.

231
00:09:41,314 --> 00:09:42,980
‫ولی خب ساعت ۶ یه برنامه‌ای دارمـا.

232
00:09:42,982 --> 00:09:44,615
‫وای یا خدا، لازمـه نگاه کنم؟

233
00:09:44,617 --> 00:09:46,884
‫،ای بابا مورتـی، بدو دیگه
‫فشارش بده بیرون تموم شه بره!

234
00:09:49,188 --> 00:09:52,056
‫،نکن! اوه خدایا، شرمنده مورتـی
‫دوستـت دارم!

235
00:09:53,559 --> 00:09:55,426
‫خدایا، وقفه هم داریم؟

236
00:09:55,428 --> 00:09:57,561
‫می‌بخشید، ولی من کِرم گنـده‌ی شرور فضایی رو سفارش داده بودم.

237
00:09:57,563 --> 00:09:59,496
‫،می‌دونم، انگار اینجوریـه که
‫این حلزونـه شروره که

238
00:09:59,498 --> 00:10:01,265
‫،تو شکمـت وول می‌خوره
‫یا خودتـی که خوشحالـی...

239
00:10:01,267 --> 00:10:03,334
‫ببخشید!

240
00:10:03,336 --> 00:10:05,970
‫خب، فک کنم خوبـه که بدونم خانوادگی اساساً ریدیم!

241
00:10:05,972 --> 00:10:07,504
‫،پس اگه آبی‌ها تقصیر منـه

242
00:10:07,506 --> 00:10:10,274
‫و بنفش‌ها تقصیر خانواده، قرمزها کار کیـه؟

243
00:10:10,276 --> 00:10:12,876
‫آره، دیگه بهش شاخ و برگ نده، مورتـی!

244
00:10:15,748 --> 00:10:18,182
‫ای تو روحـش. باید قبل از غروب پناهگاه پیدا کنیم، مورتـی.

245
00:10:18,184 --> 00:10:20,684
‫ون‌زن‌یولانِ ۹، دمای شب‌ش به ۳۰۰ درجه زیر ۰ می‌رسه!

246
00:10:20,686 --> 00:10:23,220
‫یخ می‌زنیم، مورتـی!
‫دو ثانیه نشده می‌میریم!

247
00:10:23,222 --> 00:10:25,022
‫فـ... فک کنم یه غار اونجا دیدم.

248
00:10:25,024 --> 00:10:26,557
‫مورتـی زیادی فیلم دیدیـا.

249
00:10:26,559 --> 00:10:29,226
‫غار که به جایی نمی‌رسه.
‫باید از بیـبو استفاده کنیم.

250
00:10:29,228 --> 00:10:31,428
‫‏بیبو ما رو به آب رسوند!
‫‏اون دوستمونه!

251
00:10:31,430 --> 00:10:33,697
‫‏- اصلاَ هیچی حس نمیکنه!
‫‏- اوه نه!

252
00:10:36,268 --> 00:10:39,069
‫‏میخوای بمیری مورتی؟
‫‏بیا تو بیبو!

253
00:10:39,071 --> 00:10:41,839
‫‏اوه نه!

254
00:10:41,841 --> 00:10:44,008
‫‏واسه محدوده یخی آماده باش

255
00:10:44,010 --> 00:10:46,577
‫‏برو که رفتیم!

256
00:10:49,281 --> 00:10:53,250
‫‏وایسا، الان تو ون‌زن‌یولانِ نه هستیم یا هفت؟

257
00:10:53,252 --> 00:10:56,220
‫‏یه لحظه وایسا، چرا باید بخوام این حذف بشه؟

258
00:10:56,222 --> 00:10:58,555
‫‏قرمزها اونایی هستن که تو می‌خواستی حذف بشن؟

259
00:10:58,557 --> 00:11:01,191
‫،‏اوه، هوشمندانه بود مورتی
‫ولی واسه مرتب کردن اوضاع از رنگ‌ استفاده نمیکنم

260
00:11:01,193 --> 00:11:03,360
‫‏چون از این موش‌های کتاب درسی بچه‌های اروپایی نیستم

261
00:11:03,362 --> 00:11:05,529
‫‏پس چرا اون صورتی‌ها رو گذاشتی کنار مشروب؟!

262
00:11:05,531 --> 00:11:07,097
‫‏مشروب؟

263
00:11:14,373 --> 00:11:16,507
‫‏- ‏لعنتی، نزدیک بودا.
‫‏- ‏کاپیتان اسکای رو از دست دادیم

264
00:11:16,509 --> 00:11:18,275
‫‏زندگیش رو فدای قیام کرد

265
00:11:18,277 --> 00:11:20,344
‫‏آره. آدمو به فکر می‌ندازه، نه مورتی؟

266
00:11:20,346 --> 00:11:22,312
‫‏زندگی گوهرِ گرانیت، باید قدرش رو بدونیم

267
00:11:22,314 --> 00:11:24,014
‫‏- چی؟
‫- دارم میگم زندگی کوتاهه‏

268
00:11:24,016 --> 00:11:25,549
‫‏زندگی گوهرِ گرانیت
‫<Font color="#f۲۶۵۲۲">[granite: سنگ خارا، گرانیت Take for granted: قدر ندونستن]</font>

269
00:11:25,551 --> 00:11:27,818
‫‏- داری میگی "گرانیت"؟
‫‏- خب آره

270
00:11:27,820 --> 00:11:29,520
‫،‏گرانی‌ست درسته
‫"‏با "س

271
00:11:29,522 --> 00:11:32,423
‫‏زندگی گوهرِ گرانی‌ است.
‫‏واقعاً فک می‌کردی...

272
00:11:32,425 --> 00:11:34,091
‫‏یا خدا، ریک

273
00:11:34,093 --> 00:11:36,126
‫‏تو چه جنسی داری؟ سنگ دانه‌ای هستی؟
‫‏یه مرد سنگی؟

274
00:11:36,128 --> 00:11:38,162
‫‏از کی اینطوری اشتباه می‌گفتی؟

275
00:11:38,164 --> 00:11:39,463
‫‏اوه، خوشت اومد؟

276
00:11:39,465 --> 00:11:41,231
‫‏شرط میبندم حسابی کف کردی

277
00:11:41,233 --> 00:11:42,666
‫،‏منظورم اینه آره
‫‏یجورایی عالیه

278
00:11:42,668 --> 00:11:45,069
‫‏- میخوای پاکش کنم؟
‫‏- چی؟ مگه می‌تونی؟

279
00:11:45,071 --> 00:11:47,671
‫#@&*^@ آآآآآه...

280
00:11:47,673 --> 00:11:49,673
‫،‏می‌دونستم
‫‏مرتیکه @#%ـی

281
00:11:49,675 --> 00:11:52,176
‫‏ای... ای...
‫‏تو یه عوضیِ @#$ هستـی، ریک!

282
00:11:52,178 --> 00:11:53,644
‫‏سخت نگیر مورتی، بیخیال.
‫‏آروم باش

283
00:11:53,646 --> 00:11:55,379
‫‏نه، ریلکس میلکس خبری نیست!
‫‏بیا اینجا!

284
00:11:55,381 --> 00:11:57,014
‫‏ولم کن هرزه کوچولو!

285
00:11:57,016 --> 00:11:58,949
‫‏- ‏الان از پس گردنت میگیرم...
‫‏- ‏بگیرش!

286
00:12:00,720 --> 00:12:02,419


287
00:12:02,421 --> 00:12:03,887
‫‏- چه...
‫‏- چه خبره؟

288
00:12:03,889 --> 00:12:05,155
‫‏- من کجام؟
‫‏- ما کی هستیم؟

289
00:12:05,157 --> 00:12:06,356
‫‏من کی ام؟

290
00:12:06,358 --> 00:12:08,325
‫‏فک کنم یه پسر نوجوون‌ام

291
00:12:08,327 --> 00:12:10,627
‫‏و من هم یه پیرمردم

292
00:12:10,629 --> 00:12:15,065
‫‏و بنظر الان تو یه جور فضای بسته‌ی مرموزیم

293
00:12:15,067 --> 00:12:15,766
‫‏آره، ام...

294
00:12:16,535 --> 00:12:18,168
‫‏اینطوری نگام نکن

295
00:12:18,170 --> 00:12:20,170
‫‏تنها چیزی که میدونیم اینه که ممکنه تو اون
‫‏آدم عجیب غریبه باشی

296
00:12:22,041 --> 00:12:23,707
‫،‏مشخصه که این چیزها واحدهای ذخیره سازی‌ان

297
00:12:23,709 --> 00:12:25,676
‫‏و از اونجایی که یادمون نمیاد چه مشکلی
‫،‏پیش اومد

298
00:12:25,678 --> 00:12:28,545
‫،‏حدسم اینه این فناوری به حافظه مربوطه

299
00:12:28,547 --> 00:12:31,749
‫‏و این چیزی که رو سرته واسه این طراحی شده که...

300
00:12:31,751 --> 00:12:33,450
‫‏کد رو بهمون بگو، دیوس!

301
00:12:35,054 --> 00:12:36,487
‫‏فایده‌ای نداره.
‫‏باهامون همکاری نمیکنه

302
00:12:36,489 --> 00:12:38,589
‫،‏ریک، اگه اون واکسن‌ها رو باز نکنی
‫‏زمین از بین میره!

303
00:12:38,591 --> 00:12:40,691
‫‏میدونی، شاید وقتش باشه که بازجوییت رو
‫‏یه قدم ببری جلو!

304
00:12:40,693 --> 00:12:42,359
‫‏مطمئن نیستم چی رو میخوای برسونی، مورتی

305
00:12:42,361 --> 00:12:44,194
‫‏ولی من یه سری خط قرمز دارم واسه خودم

306
00:12:44,196 --> 00:12:46,029
‫،‏آره خب
‫وقتی این حرومزاده سعی کرد جسیکا رو بکشه

307
00:12:46,031 --> 00:12:48,398
‫‏من تمام خط قرمزهای زندگیم رو رد کردم

308
00:12:50,336 --> 00:12:54,004
‫‏اوکی، اون دوتا گلوله‌ی گوشتالو زیر چونه‌اش رو میبینی، مورتی؟

309
00:12:54,006 --> 00:12:56,106
‫‏بگیرشون

310
00:12:56,108 --> 00:12:58,008
‫‏الان کدها رو یادت میاد؟

311
00:12:58,010 --> 00:12:59,443
‫‏بچرخون!

312
00:13:00,713 --> 00:13:03,380
‫‏کدها رو بهمون بده مرد!
‫‏تندتر بچرخون مورتی!

313
00:13:03,382 --> 00:13:05,349
‫‏محکم تر!

314
00:13:05,351 --> 00:13:07,618
‫،‏اوکی، ول کن، ول کن
‫‏بزار نفس بکشه

315
00:13:09,255 --> 00:13:10,621
‫‏میخواد معامله کنه

316
00:13:10,623 --> 00:13:12,723
‫،‏نصف کدها الان
‫‏نصفش بعد از اینکه کارت تموم شد

317
00:13:12,725 --> 00:13:14,925
‫‏ولی میتونیم اعتماد کنیم...
‫‏وایسا، چی؟

318
00:13:14,927 --> 00:13:16,126
‫‏چی تموم شد؟

319
00:13:16,128 --> 00:13:17,327
‫‏میدونی...

320
00:13:17,329 --> 00:13:18,862
‫‏فکر کردم دارم شکنجه میدمش!

321
00:13:18,864 --> 00:13:20,230
‫‏اوه، یعنی الان ناامید شدی؟

322
00:13:20,232 --> 00:13:22,132
‫‏یعنی بهش بگم معامله‌ای در کار نیست، مورتی؟

323
00:13:22,134 --> 00:13:23,767
‫،‏چون اگه بتونیم دشمن‌هامون رو بکشیم

324
00:13:23,769 --> 00:13:26,270
‫،‏ولی نتونیم واسه‌شون جق بزنیم
‫‏پس چه برتری نسبت بهشون داریم؟

325
00:13:26,272 --> 00:13:28,238
‫‏خب، چی فهمیدی؟

326
00:13:28,240 --> 00:13:29,973
‫‏بنظرم ما شریکیم

327
00:13:29,975 --> 00:13:32,242
‫،‏و با بیگانه‌ها میجنگیم
‫‏مثه "مردان سیاه‌پوش"؟

328
00:13:32,244 --> 00:13:34,111
‫"‏"مردان سیاه‌پوش.
‫"‏"مردان سیاه‌پوش

329
00:13:34,113 --> 00:13:36,013
‫‏اینجا "مردان سیاه‌پوش ۲" رو داریم

330
00:13:36,015 --> 00:13:37,514
‫‏پس... پس منظورم کُلیم رو گرفتی

331
00:13:37,516 --> 00:13:38,949
‫‏نه کاملاَ

332
00:13:38,951 --> 00:13:41,552
‫‏در اصل یه رشته بی‌پایان از یادآوری‌هاست به...

333
00:13:41,554 --> 00:13:44,755
‫‏خیلی خب، اینا رو بزار واسه یوتیوب.
‫‏من بازم دنبال سرنخ میگردم

334
00:13:48,027 --> 00:13:49,259
‫‏چیکار میکنی؟

335
00:13:49,261 --> 00:13:50,928
‫‏میخوای قفسه رو هم‌سطح کنی یا نه؟

336
00:13:50,930 --> 00:13:53,664
‫‏و اگه بگم آره، میخوای این رو بدی دستم؟

337
00:13:53,666 --> 00:13:54,765
‫‏آره، اون حباب رو میبینی؟

338
00:13:54,767 --> 00:13:56,366
‫‏با حباب آشنام، مورتی

339
00:13:56,368 --> 00:13:58,335
‫‏همینطور چشمی هم دقتم خیلی بالاست

340
00:13:58,337 --> 00:14:00,270
‫‏و اگه فکر میکنی میتونی با این

341
00:14:00,272 --> 00:14:01,905
‫‏تخم‌چشم‌های غم‌زده‌ی عریانِ غارنشین‌یت

342
00:14:01,907 --> 00:14:04,608
‫،‏و یه حباب هوای لعنتی، ذره‌ای بهم نزدیک بشی
‫‏باید بدونی تو دلیل اینی که نوع بشر

343
00:14:04,610 --> 00:14:06,577
‫‏یه شکست کامله
‫‏‏و این منو عصبی میکنه!

344
00:14:06,579 --> 00:14:07,778
‫‏تو مستی

345
00:14:07,780 --> 00:14:09,413
‫،‏میخوای قفسه بسازی
‫‏خوب بساز

346
00:14:09,415 --> 00:14:11,615
‫‏میخوای هم‌سطحی واقعی رو تجربه کنی؟

347
00:14:11,617 --> 00:14:14,451
‫‏-- ‏میخوای؟
‫‏- ‏آره

348
00:14:23,162 --> 00:14:25,996
‫‏خیلی خب، یالا

349
00:14:32,638 --> 00:14:34,137
‫‏واو، این خیلی...

350
00:14:34,139 --> 00:14:38,375
‫،‏اوه خدای من
‫‏او خدا، اووووه

351
00:14:38,377 --> 00:14:40,944
‫‏اوه، آره، سطح واقعی هرزه

352
00:14:40,946 --> 00:14:43,413
‫،‏مورتی، یالا
‫ما رفتیم مدرسه

353
00:14:43,415 --> 00:14:45,649
‫‏اوه، همه چی یه کلکه!
‫‏واقعیت مثه سم میمونه!

354
00:14:45,651 --> 00:14:47,384
‫‏میخوام برگردم!
‫‏از این وضع متنفرم!

355
00:14:47,386 --> 00:14:48,785
‫‏- ‏چشه؟
‫‏- ‏اینطوری که نمیشه زندگی کرد!

356
00:14:48,787 --> 00:14:50,420
‫‏هیس مورتی، مورتی، مورتی

357
00:14:50,422 --> 00:14:52,322
‫‏برو مدرسه سامر.
‫‏من میرم تو حافظه مورتی

358
00:14:52,324 --> 00:14:53,757
‫‏و یکم...

359
00:14:53,759 --> 00:14:56,126
‫‏همه‌مون گوشت قربونی‌ کیهان هستیم!

360
00:14:56,128 --> 00:14:57,561
‫‏خب؟

361
00:14:57,563 --> 00:15:01,031
‫‏بنظر تو مسؤول چیزایی هستی که اجازه دارم به یاد داشته باشم

362
00:15:01,033 --> 00:15:02,232
‫‏چرا؟

363
00:15:02,234 --> 00:15:03,834
‫‏سوال خوبیه

364
00:15:03,836 --> 00:15:06,570
‫‏مورتی، به تاریکی نیاز دارم که بتونم القاگرهای
‫‏بصری رو دستکاری کنم

365
00:15:06,572 --> 00:15:08,906
‫‏اون کلید برق چپیه کنار در رو بزن

366
00:15:08,908 --> 00:15:10,173
‫‏چپی

367
00:15:17,349 --> 00:15:19,116
‫‏اوکی، روشن کن

368
00:15:20,719 --> 00:15:23,487
‫‏الان صدای سه تا کلید برق مختلف رو شنیدم؟

369
00:15:23,489 --> 00:15:24,988
‫‏منظورت چیه؟

370
00:15:24,990 --> 00:15:27,691
‫‏حس میکنم دلیل اون سه تا صدایی که شنیدم

371
00:15:27,693 --> 00:15:30,294
‫‏چرخش شدید اولیه‌ی یه کلید برق تو سمت راست بود

372
00:15:30,296 --> 00:15:32,162
‫‏که همراه شد با چرخش اصلاحی و عجولانه‌ی

373
00:15:32,164 --> 00:15:33,797
‫‏کلید درخواستی

374
00:15:33,799 --> 00:15:36,066
‫،‏بعدش هم تو مدت سکوت و تاریکی حاصله
‫،یه کلید سومی زده شد

375
00:15:36,068 --> 00:15:39,036
‫‏کلیدی که بصورت شرم‌آوری کلید اولی رو دوباره زد بالا

376
00:15:39,038 --> 00:15:40,771
‫‏ارزیابیم درسته؟

377
00:15:40,773 --> 00:15:44,074
‫‏آره... اساساَ وضعیت همینه که گفتی

378
00:15:44,076 --> 00:15:45,309
‫‏شرمنده

379
00:15:45,311 --> 00:15:47,544
‫‏خیلی خب، یالا

380
00:15:47,546 --> 00:15:50,480
‫‏- ‏چی؟!
‫‏- ‏یالا!

381
00:16:03,162 --> 00:16:05,662
‫‏یه بیل بردار

382
00:16:05,664 --> 00:16:07,464
‫‏چی...

383
00:16:07,466 --> 00:16:09,833
‫‏بیل بردار!

384
00:16:11,170 --> 00:16:12,769
‫‏این چی بود؟

385
00:16:14,606 --> 00:16:17,607
‫‏هیچ‌جا نمیتونم یه کابل گره بی‌صاحاب پیدا کنم

386
00:16:17,609 --> 00:16:20,043
‫‏خیلی خب، گور باباش

387
00:16:24,650 --> 00:16:26,917
‫‏کابل گره

388
00:16:43,369 --> 00:16:45,135
‫‏چرا باز داری مجبورم میکنی اینکارو بکنم؟

389
00:16:45,137 --> 00:16:47,704
‫‏کی آرزوش این نیست که با حیوون‌ها حرف بزنه، ریک؟

390
00:16:47,706 --> 00:16:48,805
‫‏بیشتر آدم‌ها!

391
00:16:48,807 --> 00:16:50,841
‫،‏بیا، تموم شد
‫‏فقط خودتو باز تو دردسر ننداز!

392
00:16:52,277 --> 00:16:53,844
‫‏باید بریم.
‫‏نمیتونیم صبر کنیم

393
00:16:53,846 --> 00:16:55,879
‫،‏بالا، پایین، پایین، بالا، بالا، بالا
‫‏ پایین، بالا، ایست، پایین

394
00:16:55,881 --> 00:16:57,914
‫‏ملکه غذا میخواد.
‫‏بچه‌ها غذا میخوان

395
00:16:57,916 --> 00:17:00,050
‫‏ملکه بچه میزاد

396
00:17:00,052 --> 00:17:01,585
‫‏آسایش فعلی کشور آرژانتین

397
00:17:01,587 --> 00:17:03,286
‫‏کمتر از مقدار پیشبینی شده‌ست

398
00:17:03,288 --> 00:17:05,389
‫،‏باید این اقتصاد رو دوباره بی‌ثبات کنیم

399
00:17:05,391 --> 00:17:07,724
‫،‏تمرکزمون رو از بالا تا پایین بزاریم رو خشم طبقه کارگر

400
00:17:07,726 --> 00:17:10,160
‫‏یه کودتا ترتیب بدیم و یه رژیم مطیع رو بیاریم سر کار

401
00:17:10,162 --> 00:17:11,361
‫‏مثه گواتمالا؟

402
00:17:11,363 --> 00:17:12,529
‫‏آره، ولی باید سریع انجامش بدیم

403
00:17:12,531 --> 00:17:14,031
‫‏یه گروه نخبه می‌خوایم که بتونن یه
‫،‏پاپ جدید انتخاب کنن

404
00:17:14,033 --> 00:17:16,099
‫‏واسه وقتی که وضعیتی شبیه اکسان/مونسانتو تو افریقا پیش بیاد

405
00:17:16,101 --> 00:17:18,635
‫‏چرا از پسدمه استفاده نکنیم؟
‫‏یا سقف کاذب بزاریم رو اوگاندا

406
00:17:18,637 --> 00:17:20,637
‫‏این‌ها وظیفه تحریکِ...
‫‏چی؟

407
00:17:20,639 --> 00:17:22,406
‫‏پسره داره نگامون میکنه

408
00:17:22,408 --> 00:17:24,574
‫‏ما سنجابیم، اون یه پسره

409
00:17:24,576 --> 00:17:27,377
‫‏جوری داره نگامون میکنه که انگار میفهمه
‫‏چی میگیم

410
00:17:27,379 --> 00:17:29,946
‫‏هی بچه جون. مرد جوان؟
‫‏بیا اینجا پسر کوچولو

411
00:17:29,948 --> 00:17:32,949
‫‏به دفنی بگو یه وضعیت مشکوک پیش اومده

412
00:17:32,951 --> 00:17:34,117
‫‏پسر کوچولو!

413
00:17:34,119 --> 00:17:35,919
‫‏اگه صدامون رو میشنوی میتونیم آرزوت رو برآورده کنیم!

414
00:17:35,921 --> 00:17:38,021
‫‏میتونیم یکاری کنیم پرواز کنی
‫‏یا آبنبات گیرت بیاد

415
00:17:45,597 --> 00:17:48,398
‫‏اوه، لعنتی، اوه لعنتی!
‫‏به #$% رفتم!

416
00:17:48,400 --> 00:17:50,801
‫‏ریک!

417
00:17:50,803 --> 00:17:53,236
‫‏مورتی چه غلطی کردی؟

418
00:17:58,610 --> 00:18:00,143
‫،‏خیلی خب مورتی
‫‏وسایلت رو جمع کن!

419
00:18:00,145 --> 00:18:02,012
‫‏اینطوری فقط یکم معطل میشن، مورتی!

420
00:18:02,014 --> 00:18:03,580
‫‏با سنجاب‌ها در افتادی، مورتی!

421
00:18:03,582 --> 00:18:04,981
‫‏تا نزدن پدرمون رو درنیاوردن

422
00:18:04,983 --> 00:18:06,783
‫‏کلاَ پنج دقیقه وقت داریم مورتی!

423
00:18:06,785 --> 00:18:09,086
‫‏باید جمع کنیم بریم تو یه واقعیت جدید، مورتی!

424
00:18:09,088 --> 00:18:11,455
‫‏بهت گفته بودم فقط میتونیم چندبار این کارو بکنیم!

425
00:18:11,457 --> 00:18:14,724
‫‏بخاطر این سنجاب‌های لعنتی اینجا به @#% رفتیم، مورتی!

426
00:18:14,726 --> 00:18:16,726
‫،‏نمیدونم عکس‌العملم چی باید باشه

427
00:18:16,728 --> 00:18:18,895
‫‏ولی بنظرم دارم بهت شک میکنم

428
00:18:18,897 --> 00:18:21,998
‫‏- خب حالا چیکار میخوای بکنی؟
‫‏- الان همه چی یادم میاد!

429
00:18:22,000 --> 00:18:24,101
‫‏همه چی!

430
00:18:30,776 --> 00:18:32,876
‫‏آره!

431
00:18:32,878 --> 00:18:36,880


432
00:18:46,191 --> 00:18:53,096


433
00:18:53,098 --> 00:18:54,898
‫‏خب چی فهمیدی؟

434
00:18:54,900 --> 00:18:56,967
‫‏وهو، میخوای چیکار کنی، منو بکشی؟

435
00:18:56,969 --> 00:18:59,803
‫‏نه. نمیخوام بکشمت.
‫‏میخوام خودم رو بکشم!

436
00:18:59,805 --> 00:19:01,671
‫‏همه اون خاطرات پاک شدن!

437
00:19:01,673 --> 00:19:03,740
‫‏توی این اتاق خاک می‌خورن

438
00:19:03,742 --> 00:19:06,743
‫‏خب فایده ادامه دادن چیه اگه

439
00:19:06,745 --> 00:19:09,346
‫‏عاقبت اکثر چیزها خاک خوردن تو این اتاق باشه؟

440
00:19:09,348 --> 00:19:11,348
‫‏خیلی خب بچه

441
00:19:11,350 --> 00:19:14,117
‫‏جدا از این حقیقت که "مردان سیاه‌پوش ۲" یه

442
00:19:14,119 --> 00:19:16,853
‫،‏جیب خالی‌کن مسخره بود چیز زیادی نمیدونم
‫‏ولی این رو مطمئنم که

443
00:19:16,855 --> 00:19:19,289
‫‏هر توطئه‌ای که داشتی تو اون مغز کوچیکت میکردی
‫‏واقعاَ باهات در ارتباطه

444
00:19:19,291 --> 00:19:20,824
‫،‏نمیتونم انکارش کنم

445
00:19:20,826 --> 00:19:23,260
‫‏و این رو هم انکار نمیکنم که
‫من هم تحت تاثیر شور و اشتیاق توام

446
00:19:23,262 --> 00:19:24,995
‫‏منم میخوام باشم.
‫‏پیمان خودکشی!

447
00:19:24,997 --> 00:19:26,930
‫‏آره، آره، بیا انجامش بدیم!

448
00:19:26,932 --> 00:19:29,933
‫‏با همدیگه، حرومزاده پیر!
‫‏با شماره سه!

449
00:19:29,935 --> 00:19:31,134
‫‏یک...

450
00:19:31,136 --> 00:19:32,302
‫‏دو...

451
00:19:32,304 --> 00:19:35,172
‫‏دارید مغزترکون‌های مورتی رو انجام میدید؟

452
00:19:35,174 --> 00:19:37,140
‫‏مغزترکون‌های مورتی؟

453
00:19:37,142 --> 00:19:39,676
‫،‏بابابزرگ
‫‏سناریوی شماره سه‌ست؟

454
00:19:39,678 --> 00:19:42,245
‫‏اون چیه و تو کی هستی؟

455
00:19:42,247 --> 00:19:45,115
‫‏اوه مرد، سناریوی چهاره

456
00:20:01,633 --> 00:20:03,900
‫‏لعنتی!

457
00:20:03,902 --> 00:20:06,736
‫‏واسه این لعنتی پول کافی بهم نمیدن!

458
00:20:06,738 --> 00:20:10,407
‫‏یه استادکار همین نزدیکی‌هاست.
‫‏بوش رو حس میکنم

459
00:20:10,409 --> 00:20:12,409
‫‏وهو، چه...

460
00:20:12,411 --> 00:20:14,044
‫‏کمکی ازم برمیاد؟

461
00:20:14,046 --> 00:20:15,912
‫‏چطور وسط تماشای تلویزیون میان‌بعدی خوابمون برد؟

462
00:20:15,914 --> 00:20:17,647
‫‏- آره، این چه وضعشه سامر؟
‫‏- سامر، ای هرزه احمق!

463
00:20:17,649 --> 00:20:19,349
‫‏چه مدت بیهوش بودیم هرزه خرفت؟

464
00:20:19,351 --> 00:20:21,184
‫‏چندتا برنامه میان‌بعدی رو از دست دادیم، هرزه نفهم؟

465
00:20:21,186 --> 00:20:23,286
‫‏چندتا برنامه کمدی رو با تبلیغات‌هاشون
‫‏از دست دادیم، سامر؟

466
00:20:23,288 --> 00:20:25,088
‫‏چرا گذاشتی خوابمون ببره؟
‫‏هرزه بیشعور! هرزه احمق!

467
00:20:25,090 --> 00:20:26,690
‫،‏خیلی خب مورتی
‫‏گور بابای این وضع

468
00:20:26,692 --> 00:20:28,258
‫‏پاشو بریم بیرون سروقت یه

469
00:20:28,260 --> 00:20:30,460
‫‏ماجراجویی کلاسیک ریک و مورتی
‫‏- آره، درسته ریک. من پایه‌ام

470
00:20:30,462 --> 00:20:32,395
‫‏تعجبی نداره همینطور باهمدیگه

471
00:20:32,397 --> 00:20:34,264
‫‏دعوا میکنید و از برنامه عقبید

472
00:20:34,266 --> 00:20:35,999
‫‏- چی؟
‫‏- هیچی

473
00:20:36,001 --> 00:20:46,009


474
00:20:46,011 --> 00:20:56,019


475
00:20:56,021 --> 00:21:03,226


476
00:21:04,228 --> 00:21:05,561
‫‏ریک؟
‫‏سلام!

477
00:21:05,563 --> 00:21:07,296
‫‏اومدم دنبال دسته گلفم

478
00:21:07,298 --> 00:21:10,532
‫‏مغزترکون‌های جری؟

479
00:21:10,534 --> 00:21:13,802


480
00:21:13,804 --> 00:21:16,071
‫‏برو دنبال پسرها!

481
00:21:16,073 --> 00:21:19,975


482
00:21:19,977 --> 00:21:21,810
‫‏شارژ شدیم و به سمت ستاره آلفا سنتاری هدفگیری کردیم

483
00:21:21,812 --> 00:21:23,746
‫‏و آماده‌ی انتقالیم

484
00:21:23,748 --> 00:21:26,448
‫‏گول خوردن!
‫‏بیاید گوبو رو بفرستیم خونه!

485
00:21:26,450 --> 00:21:27,850
‫‏خیلی خب

486
00:21:27,852 --> 00:21:29,652
‫‏- بابا کجاست؟
‫‏- الآنا دیگه میاد

487
00:21:29,654 --> 00:21:31,820
‫،‏خیلی بامزه‌ست
‫،‏جری کل عمرش دنبال جلب توجه بود

488
00:21:31,822 --> 00:21:34,223
‫‏ولی دست آخر، نادیده گرفته شدنِ غریزیش
‫توسط انسان‌ها

489
00:21:34,225 --> 00:21:35,624
‫‏زندگی یه بیگانه فضایی رو نجات داد

490
00:21:35,626 --> 00:21:37,459
‫‏میدونه کجا باید بره دیگه، نه؟

491
00:21:37,461 --> 00:21:39,295
‫‏آره، الآن میاد

492
00:21:43,267 --> 00:21:45,134
‫‏جواب داد؟
‫‏گوبو رو فرستادید خونه؟

493
00:21:45,136 --> 00:21:47,836
‫‏گوبو اینجاست که!
‫‏قرار بود بفرستیدش بره!

494
00:21:47,838 --> 00:21:49,605
‫‏چرت نگو.
‫‏تو سبد تو بود

495
00:21:49,607 --> 00:21:51,373
‫‏تو ماشین تو بود!

496
00:21:55,646 --> 00:21:56,845
‫‏اوه!

497
00:21:56,847 --> 00:21:59,014
‫‏اوف!
‫وسایل‌ش واسه من، من زودتر گفتم.

498
00:22:00,451 --> 00:22:02,051
‫<font color="red">©</font> TvWorld.info

