1
00:00:00,713 --> 00:00:02,713
‫لابد قراره این شکلی
‫تموم بشه دیگه.

2
00:00:02,782 --> 00:00:04,515
‫خیال نمی‌کردم چنین کار حقیرانه‌ای کنم.

3
00:00:04,517 --> 00:00:07,251
‫وقتی تو فضا گیر افتادیم،
‫داستان رو دراماتیک روایت می‌کنم؟

4
00:00:07,320 --> 00:00:08,786
‫لابد وقتی آدم رو به موته،

5
00:00:08,855 --> 00:00:11,455
‫اول از همه خلاقیتش ته می‌کشه.

6
00:00:11,524 --> 00:00:13,524
‫سیتادل نابود شده...

7
00:00:13,526 --> 00:00:15,994
‫و برق بشقاب‌پرنده‌ای که باهاش
‫فرار کردیم هم قطع شده.

8
00:00:16,062 --> 00:00:17,395
‫وای پسر، اینجا خیلی می‌ترسم.

9
00:00:17,464 --> 00:00:19,129
‫باقی مورتی‌ها رم کردن.

10
00:00:20,533 --> 00:00:23,001
‫چه بدونم، یه سری مشکلات
‫خود به خود حل می‌شن دیگه.

11
00:00:23,069 --> 00:00:24,402
‫اخیرا کلی...

12
00:00:24,470 --> 00:00:26,337
‫مورتی!
‫من که بهت گفته بودم حرف‌هام رو بنویس!

13
00:00:26,339 --> 00:00:29,340
‫من که عین اون یارو تو «انتقام‌جویان»
‫کلاه‌خود ندارم.

14
00:00:29,342 --> 00:00:31,209
‫اخیرا کلی از شاش خودم خوردم.

15
00:00:31,277 --> 00:00:33,277
‫سلاح دریچه‌سازم هنوز خرابه.

16
00:00:33,346 --> 00:00:35,279
‫لابد نقشه مورتی خبیث
‫کل این وقایع رو شامل می‌شد دیگه.

17
00:00:35,348 --> 00:00:37,482
‫باز گفت «مورتی خبیث».
‫می‌شه این‌قدر بهش عظمت نبخشیم؟

18
00:00:37,550 --> 00:00:39,617
‫«نقشه‌اش» از این قرار بود
‫که یه مونولوگ بگه و بزنه به چاک.

19
00:00:39,686 --> 00:00:41,019
‫عین این‌هایی می‌موند
‫که کلی گریه و زاری می‌کنن...

20
00:00:41,087 --> 00:00:42,821
‫و تهش می‌گن می‌خوان از «توییتر» برن.

21
00:00:42,889 --> 00:00:45,356
‫کسی که از «توییتر» نمی‌ره.

22
00:00:45,358 --> 00:00:47,225
‫راستی، یادته همین یه لحظه پیش...

23
00:00:47,293 --> 00:00:49,560
‫الکی وانمود کردی اسم
‫«مرد آهنی» رو بلد نیستی؟

24
00:00:49,629 --> 00:00:52,363
‫- می‌خواستی کی رو گول بزنی؟
‫- هیس، هیس، هیس مورتی.

25
00:00:52,432 --> 00:00:54,899
‫قراره این شکلی بمیریم.
‫مثل آدم قبول کن.

26
00:00:54,967 --> 00:00:57,352
‫طناب نخاعی عزیزم،
‫اول دکسترومتورفان آزاد کن،

27
00:00:57,376 --> 00:00:59,037
‫بعدش هم هرچی خواستی اضافه کن.

28
00:01:09,315 --> 00:01:10,715
‫- مامان!
‫- شاید بث باشه!

29
00:01:11,784 --> 00:01:13,518
‫داره سعی می‌کنه چیزی بگه؟

30
00:01:13,586 --> 00:01:15,253
‫صدات رو نمی‌شنویم!

31
00:01:15,321 --> 00:01:17,922
‫آخه چقدر احمقـ...
‫بث، الان تو خلأ هستی!

32
00:01:17,990 --> 00:01:19,323
‫صدا با هوا منتقل می‌شه!

33
00:01:19,392 --> 00:01:21,226
‫واسه چی دارم داد می‌زنم؟

34
00:01:21,400 --> 00:01:23,650
‫مهمونیتون خصوصیه
‫یا من هم می‌تونم بیام؟

35
00:01:23,730 --> 00:01:24,995
‫- وای، چه عالی.
‫- آره، خیلی...

36
00:01:25,065 --> 00:01:26,264
‫وای، واقعا می‌ارزید
‫این همه تایپ کنی.

37
00:01:26,332 --> 00:01:27,866
‫اصلا به تایپ کردنش نمی‌ارزید!

38
00:01:27,934 --> 00:01:28,999
‫خیلی مسخره بود.

39
00:01:29,001 --> 00:01:30,201
‫خیلی مسخره‌ای.

40
00:01:30,270 --> 00:01:32,670
‫داریم از گرسنگی تلف می‌شیم!

41
00:01:32,739 --> 00:01:34,472
‫- وای خدایا. این‌قدر توضیح نده.
‫- [اولش گمون نمی‌کردم...]

42
00:01:34,541 --> 00:01:35,499
‫این‌قدر توضیح نده!

43
00:01:35,523 --> 00:01:37,208
‫- حرفت تموم شد؟
‫- [شوخیم رو زیر ذره‌بین بذارین.]

44
00:01:37,277 --> 00:01:39,410
‫- حرفش تموم نشده.
‫- [شاید نجاتتون ندم.]

45
00:01:39,479 --> 00:01:41,746
‫- وای، چقدر تو بالغی، چقدر باشعوری.
‫- وای، چه خوب.

46
00:01:42,000 --> 00:01:49,000
 

47
00:01:49,200 --> 00:01:56,200
 

48
00:01:58,800 --> 00:02:08,800
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»
‫در تلگرام: realKiarashNg@

49
00:02:09,000 --> 00:02:13,150
‫«ریک و مورتی»

50
00:02:13,200 --> 00:02:16,000
‫«فصل ششم، قسمت یکم»
‫«ریک‌های شمسی»

51
00:02:16,249 --> 00:02:17,648
‫شوخی بامزه‌ای بود عزیز دلم.

52
00:02:17,717 --> 00:02:19,383
‫لزومی نداره خوب باشه.
‫نظرتون برام مهم نیست.

53
00:02:19,452 --> 00:02:21,852
‫وای خدایا، پیداتون کرد.
‫بیاین، بخورین، بخورین، بخورین.

54
00:02:21,854 --> 00:02:23,321
‫- وای، ایول!
‫- وایستا رفیق،

55
00:02:23,389 --> 00:02:25,256
‫ممکنه بدنمون با خوردن
‫غذای جامد شوکه بشه.

56
00:02:25,325 --> 00:02:27,926
‫«ربات هضم»، به مواد مغذی تبدیلش کن.

57
00:02:36,937 --> 00:02:38,536
‫من ریسک می‌کنم.
‫هوم.

58
00:02:38,605 --> 00:02:41,071
‫مگه شما هم تو فضا گیر می‌افتین؟

59
00:02:41,141 --> 00:02:42,273
‫راستی، ممنون.

60
00:02:42,275 --> 00:02:43,141
‫چیزی نمونده بود
‫همون‌جا ولشون کنم.

61
00:02:43,209 --> 00:02:44,342
‫سفر دریچه‌ایمون خراب شده.

62
00:02:44,411 --> 00:02:46,344
‫هوم، گوجه‌فرنگی دستکاری‌نشده است؟

63
00:02:46,412 --> 00:02:47,946
‫«ربات هضم»، یه‌دونه بخور.

64
00:02:48,014 --> 00:02:48,519
‫به‌به.

65
00:02:48,543 --> 00:02:50,080
‫پس دیگه نمی‌تونین
‫از این دنیا به اون دنیا برین.

66
00:02:50,082 --> 00:02:52,082
‫یعنی بالاخره مجبور می‌شی
‫روپوشت رو بشوری؟

67
00:02:52,152 --> 00:02:54,919
‫نکته خوبی بود، باید سریعا
‫محتویات دریچه‌ای رو از نو راه‌اندازی کنم.

68
00:02:56,022 --> 00:02:58,356
‫در واقع، خود مایعش رو
‫به کل ریست می‌کنم.

69
00:02:58,424 --> 00:03:01,359
‫یه جایی رو نگه دارین،
‫الان زمین کمی می‌لرزه.

70
00:03:11,037 --> 00:03:12,503
‫اِم...

71
00:03:12,572 --> 00:03:14,172
‫- وای!
‫- وای، خاک بر سرم.

72
00:03:14,240 --> 00:03:15,573
‫وایستا ببینم، چیه؟
‫جریان چیه؟

73
00:03:15,642 --> 00:03:16,775
‫گمون کنم جای ریست کردن
‫سفر دریچه‌ای،

74
00:03:16,843 --> 00:03:19,444
‫مسافران دریچه‌ای رو ریست کردم.

75
00:03:19,512 --> 00:03:20,911
‫دیگه کار از عذرخواهی گذشته.

76
00:03:20,913 --> 00:03:23,114
‫ریک، واسه چی هی سبز می‌شم؟

77
00:03:23,183 --> 00:03:25,450
‫ضمنا، نگو نمی‌دونی،
‫آخه خودت هم هی داری سبز می‌شی.

78
00:03:25,518 --> 00:03:26,851
‫ریک، قراره بمیریم؟

79
00:03:26,919 --> 00:03:28,519
‫نه، به زودی از این هستی ناپدید می‌شیم.

80
00:03:28,588 --> 00:03:30,388
‫- یعنی می‌میریم دیگه!
‫- نه‌خیر، فرق می‌کنه.

81
00:03:30,456 --> 00:03:32,123
‫کل مسافرین این هستی
‫به هستی اصلی...

82
00:03:32,192 --> 00:03:33,391
‫خودشون برمی‌گردن.

83
00:03:33,459 --> 00:03:35,125
‫برمی‌گردیم دنیای اصلی خودمون؟

84
00:03:35,127 --> 00:03:37,462
‫خودم خوب توضیح دادم مورتی.
‫توضیحت در حکم بادمجون واکس زدن بود!

85
00:03:37,530 --> 00:03:39,730
‫- سامر کجاست؟
‫- عه، ایول، برگشتین.

86
00:03:39,799 --> 00:03:40,354
‫وای.

87
00:03:40,378 --> 00:03:42,066
‫سامر. ما سه‌تا قراره بریم
‫یه دنیای دیگه و راه برگشتی نداریم.

88
00:03:42,134 --> 00:03:44,335
‫باید کمکمون کنی برگردیم.
‫روندش رو تو سرور وظایفت...

89
00:03:44,404 --> 00:03:46,404
‫ذخیره کردم. اسم فایلش
‫«عن‌دماغ ایدزی»ـه.

90
00:03:46,472 --> 00:03:47,805
‫اسم کل فایل‌هاش
‫«عن‌دماغ ایدزی»ـه‌ها!

91
00:03:47,874 --> 00:03:50,274
‫از نام‌گذاری متنفرم!
‫کافیه عباراتی چون...

92
00:03:50,343 --> 00:03:52,343
‫«سفر میان‌دنیایی یک‌طرفه،
‫ریست کردن مسیریاب» رو سرچ کنی.

93
00:03:52,412 --> 00:03:53,812
‫چرا من هم «هستی اصلی» دارم؟

94
00:03:53,880 --> 00:03:55,279
‫فرصت نداریم توضیح بدم جری!

95
00:03:55,348 --> 00:03:57,148
‫سامر، بهت تکیه کردم‌ها!
‫روند مسیریابی...

96
00:03:57,217 --> 00:03:58,282
‫سفر میان‌دنیایی یه‌طرفه رو پیدا کن!

97
00:03:58,351 --> 00:04:01,952
‫برو که رفتیم!

98
00:04:04,557 --> 00:04:05,824
‫پس فرصت داشتیم توضیح بدی.

99
00:04:05,892 --> 00:04:07,291
‫لحظات باقی‌مونده ارزشمندمون رو...

100
00:04:07,360 --> 00:04:08,759
‫با حقارتت تلف نکن جری!

101
00:04:08,761 --> 00:04:10,161
‫- سامر، بیا مرور کنیم...
‫- مسیریابی...

102
00:04:10,230 --> 00:04:11,962
‫سفر میان‌دنیایی یه‌طرفه
‫با اسم «عن‌دماغ ایدزی».

103
00:04:11,964 --> 00:04:14,032
‫ایول.

104
00:04:14,100 --> 00:04:16,634
‫- وای.
‫- کلی فرصت داشتیم توضیح بدی!

105
00:04:16,703 --> 00:04:18,369
‫باشه! قبوله، درک و شعورت خیلی زیاده!

106
00:04:18,438 --> 00:04:19,904
‫آخه مگه ناپدید شدن آدم
‫هم این‌قدر طول می‌کشه؟

107
00:04:19,972 --> 00:04:22,306
‫چی شد که من تو دنیای خودم نیستم؟!

108
00:04:22,375 --> 00:04:23,908
‫وای خدایا.
‫«مهد جری»!

109
00:04:23,976 --> 00:04:26,244
‫- آها، «مهد جری».
‫- آها، «مهد جری».

110
00:04:26,312 --> 00:04:28,913
‫قدر اون قسمت رو نمی‌دونن.

111
00:04:28,981 --> 00:04:32,050
‫وایستا ببینم، پس بابا و مورتی
‫واقعی خودمون کجان؟

112
00:04:32,118 --> 00:04:33,451
‫تو حیاط پشتیمون خاکشون کردن!

113
00:04:33,520 --> 00:04:35,820
‫پس صاریغ‌ها می‌خوان قبر اون‌ها رو بکنن.

114
00:04:39,125 --> 00:04:41,259
‫بابا پای تو رو هم به کسب و کار
‫خانوادگیمون باز کرده، مگه نه؟

115
00:04:41,327 --> 00:04:45,996
‫آره، مورتی راحت گول می‌خوره،
‫ولی ریک به من با چیزهای خفنی دستمزد می‌ده.

116
00:04:46,066 --> 00:04:47,532
‫مثلا بهم چنگال «ولورین» داده.

117
00:04:47,600 --> 00:04:48,799
‫خب، ظاهرا از پسش برمیای.

118
00:04:48,801 --> 00:04:50,801
‫احتمالا دو سال دیگه می‌بینمتون؟

119
00:04:50,871 --> 00:04:52,937
‫یا شاید بد نباشه این دفعه بمونی؟

120
00:04:53,005 --> 00:04:55,005
‫ظاهرا پای سیتادل چندش
‫بابابزرگ وسطه.

121
00:04:55,007 --> 00:04:57,275
‫می‌تونیم کلی چیز بشکونیم
‫و غارت کنیم.

122
00:04:57,343 --> 00:04:59,944
‫احتمالا بهتر باشه برگردم سر کارم...

123
00:05:00,012 --> 00:05:01,212
‫و کهکشان رو نجات بدم.

124
00:05:01,281 --> 00:05:02,613
‫خواهش می‌کنم!

125
00:05:02,682 --> 00:05:04,482
‫اِم... گمون کنم کمی غارت کردن بد نباشه.

126
00:05:04,551 --> 00:05:05,816
‫قبوله، باشه، خیلی‌خب،
‫زودتر تمومش کنیم.

127
00:05:05,886 --> 00:05:07,818
‫ایول، من تا حالا نرفتم اونجا.
‫بریم تو کارش.

128
00:05:07,820 --> 00:05:09,687
‫خیلی‌خب، خانوادگی ماجراجویی می‌کنیم!
‫یوهو!

129
00:05:09,756 --> 00:05:12,891
‫اِم، خیلی‌خب.

130
00:05:17,000 --> 00:05:18,200
‫کیر توش.

131
00:05:24,036 --> 00:05:27,439
‫جانم؟
‫داداش، ریک‌ها اجازه چنین کاری نمی‌دن.

132
00:05:29,709 --> 00:05:31,976
‫ریک؟ خودتی؟

133
00:05:32,044 --> 00:05:33,578
‫آره دایان.

134
00:05:33,646 --> 00:05:35,379
‫خیلی وقت بود که نبودی.

135
00:05:35,448 --> 00:05:37,047
‫قاتل دخترمون رو پیدا کردی؟

136
00:05:37,049 --> 00:05:39,049
‫هنوز نه، شرمنده.
‫هنوز دنبالشم.

137
00:05:39,119 --> 00:05:41,586
‫پیداش می‌کنی.
‫تو همیشه...

138
00:05:41,654 --> 00:05:43,454
‫به کل اهدافت می‌رسی.

139
00:05:43,456 --> 00:05:45,189
‫البته نمی‌تونی خانواده‌ات رو
‫زنده نگه داری.

140
00:05:45,258 --> 00:05:46,925
‫ولی اون اتفاق که زیاد تقصیر خودت نبود!

141
00:05:46,993 --> 00:05:48,058
‫صدات رو قطع کن.

142
00:05:48,060 --> 00:05:49,860
‫اگه صدام قطع می‌شد
‫که نمی‌تونستم...

143
00:05:49,930 --> 00:05:51,329
‫به این خوبی بدبختی‌هات رو به یادت بیارم،

144
00:05:51,397 --> 00:05:52,997
‫مگه نه آقا خرسه‌ی بی‌ادب؟

145
00:05:53,065 --> 00:05:55,333
‫آره، یادم رفته بود
‫می‌خوام بدبختی‌هام رو به یاد بیارم.

146
00:05:55,401 --> 00:05:56,867
‫لابد پیش‌بینی کرده بودی
‫که ممکنه یادت بره.

147
00:05:56,937 --> 00:05:59,137
‫یادآوری بدبختی همین مواقع
‫به درد می‌خوره دیگه، نه؟

148
00:05:59,205 --> 00:06:01,139
‫نکته خیلی خوبی بود عزیز دلم.

149
00:06:07,814 --> 00:06:09,213
‫ریک؟

150
00:06:12,419 --> 00:06:14,619
‫آهای؟ خانواده اصلی؟

151
00:06:14,687 --> 00:06:16,220
‫بابت دفعه پیش عذر می‌خوام.

152
00:06:16,289 --> 00:06:18,289
‫ریک تو زندان فضایی گیر افتاده بود.

153
00:06:18,358 --> 00:06:20,291
‫نمی‌تونستیم همین‌طوری...
‫کسی خونه نیست؟

154
00:06:29,235 --> 00:06:31,035
‫ای وای.

155
00:06:48,521 --> 00:06:51,055
‫وای.

156
00:06:52,325 --> 00:06:53,858
‫آخ، پشم‌هام،

157
00:06:53,926 --> 00:06:56,461
‫امان از دستت مورتی،
‫ما که دیگه دکتر نداریم.

158
00:06:56,529 --> 00:06:57,662
‫بابا؟

159
00:07:00,933 --> 00:07:03,133
‫منطقیه همین یه بار که من میام اینجا،
‫این‌قدر برهوت باشه.

160
00:07:03,135 --> 00:07:05,003
‫آره، شرمنده،
‫معمولا ریک و مورتی‌های...

161
00:07:05,071 --> 00:07:07,137
‫کابوی و این‌جور چیزها اینجا هستن.

162
00:07:07,139 --> 00:07:08,473
‫وای، ظاهرا بد نیست
‫چندتا ریک و مورتی...

163
00:07:08,541 --> 00:07:10,941
‫تعمیرکار هم داشته باشن، مگه نه؟

164
00:07:11,011 --> 00:07:12,877
‫عه، ایول، زباله‌گردهای کوچولو اومدن!

165
00:07:12,945 --> 00:07:15,213
‫اگه بهمون شلیک کنن،
‫حق دارم...

166
00:07:16,082 --> 00:07:17,148
‫چنین کاری کنم.

167
00:07:17,217 --> 00:07:18,983
‫ایول بابا!

168
00:07:21,087 --> 00:07:23,154
‫مامان فضایی، تو هم بیا وسط!

169
00:07:26,559 --> 00:07:27,826
‫چه مامان خفنی!

170
00:07:27,894 --> 00:07:30,761
‫حرکت کنیم.
‫من که تا شب وقت ندارم.

171
00:07:30,763 --> 00:07:32,296
‫من می‌کشمش!

172
00:07:33,766 --> 00:07:35,500
‫من می‌کشمش!
‫من می‌کشمش!

173
00:07:35,568 --> 00:07:37,368
‫ببخشید!

174
00:07:37,437 --> 00:07:38,502
‫ببخشید!

175
00:07:38,571 --> 00:07:41,039
‫الان می‌کشمش. ببخشید!

176
00:07:42,375 --> 00:07:43,842
‫خودم داشتم می‌کشتمش.

177
00:07:43,910 --> 00:07:46,577
‫آخ. امان از دست زمینی‌ها، مگه نه؟

178
00:07:46,646 --> 00:07:48,779
‫تو که نبودی، باز هم داشتم جست و جو می‌کردم.

179
00:07:48,849 --> 00:07:50,915
‫می‌خوای فهرست
‫مکان‌های احتمالی رو بهت بدم؟

180
00:07:50,983 --> 00:07:53,518
‫همیشه انگار تو اتاق بغلی هستی، مگه نه؟

181
00:07:53,586 --> 00:07:54,919
‫آره، اِم، یادت نمیاد؟

182
00:07:54,987 --> 00:07:56,855
‫با خودت گفته بودی احتمالا
‫اگه بتونی من رو ببینی...

183
00:07:56,923 --> 00:07:59,323
‫یا لمسم کنی، ممکنه کمی
‫آسایش خاطر پیدا کنی.

184
00:07:59,392 --> 00:08:01,125
‫درسته. نباید آسایش داشته باشم.

185
00:08:01,194 --> 00:08:02,192
‫بجنب دیگه سامر.

186
00:08:02,194 --> 00:08:04,395
‫سامر کیه؟
‫بهش حسودی کنم؟

187
00:08:04,464 --> 00:08:07,866
‫امیدوارم سامر بدونه چه بلایی
‫سر عزیزانت میاد!

188
00:08:12,539 --> 00:08:13,604
‫سلام ریک!

189
00:08:13,606 --> 00:08:15,740
‫سلام آقای گلدمن‌باخ‌ماژوریان.

190
00:08:15,808 --> 00:08:17,408
‫هنوز زنده‌ای، ها؟
‫چه خبر؟

191
00:08:17,477 --> 00:08:20,344
‫می‌خواستم ببینم می‌تونی
‫کمکم کنی بفهمم این یادداشتی...

192
00:08:20,413 --> 00:08:22,213
‫که امروز صبح پیدا کردم یعنی چی یا نه؟

193
00:08:22,215 --> 00:08:25,216
‫نویسنده‌اش ادعا می‌کنه خودمه.

194
00:08:25,218 --> 00:08:28,219
‫نوشته ذهنم تو چرخه‌ای زمانی گیر افتاده...

195
00:08:28,221 --> 00:08:30,288
‫و فرد به شدت باهوشی
‫که زجر دیده بود،

196
00:08:30,356 --> 00:08:32,690
‫تو روز واقعه دردناکی
‫اسیرم کرده.

197
00:08:32,759 --> 00:08:35,093
‫ولی نوشته کسی که اسیرم کرده،
‫حواسش به پیر شدنم نبوده...

198
00:08:35,161 --> 00:08:38,028
‫و بدنم داره فاسد می‌شه
‫و دلش می‌خواد بمیره،

199
00:08:38,098 --> 00:08:40,431
‫ولی روحم همچنان سر جاش باقی مونده...

200
00:08:40,500 --> 00:08:42,433
‫و عین مگسی تو کهربا گیر افتادم.

201
00:08:42,502 --> 00:08:44,702
‫درسته.
‫قبلا خیلی بیشتر مشروب می‌خوردم.

202
00:08:44,771 --> 00:08:46,837
‫- اِم، اصلا نفهمیدم چی به چیه رفیق.
‫- اشکالی نداره.

203
00:08:46,907 --> 00:08:48,907
‫تو سطل زباله هم کلی یادداشت
‫این شکلی پیدا کردم.

204
00:08:48,975 --> 00:08:50,909
‫ای بدبخت.
‫دلم براش می‌سوزه.

205
00:08:50,977 --> 00:08:52,710
‫کاش می‌تونست بی‌خیال بشه
‫و به زندگیش برسه.

206
00:08:52,779 --> 00:08:54,813
‫- ظاهرا به نفع سلامت روانشه.
‫- قطعا همین‌طوره!

207
00:08:57,383 --> 00:08:58,583
‫وای!

208
00:08:58,651 --> 00:09:00,718
‫سلام بر مرگ شیرین.

209
00:09:00,787 --> 00:09:02,253
‫این کارت نمادین بود؟

210
00:09:02,322 --> 00:09:03,654
‫واقعا داری بی‌خیال می‌شی؟

211
00:09:03,723 --> 00:09:05,924
‫درک می‌کنم عزیز دلم.
‫می‌بخشمت...

212
00:09:05,992 --> 00:09:07,926
‫تو حق نداری چنین حرفی بزنی!
‫تو که خودش نیستی.

213
00:09:07,994 --> 00:09:10,261
‫خودم تو رو ساختم
‫که خودم رو شکنجه کنم.

214
00:09:10,263 --> 00:09:12,396
‫این خط زمانی تخمی
‫کلا نفرین شده.

215
00:09:12,465 --> 00:09:13,531
‫باید از اینجا برم.

216
00:09:13,600 --> 00:09:15,266
‫آخه می‌خوای فراموش کنی.

217
00:09:15,335 --> 00:09:16,400
‫چون فراموش نکردم.

218
00:09:16,469 --> 00:09:18,336
‫ولی مجبورم بکنم.

219
00:09:18,404 --> 00:09:20,070
‫تصادفی برگشتم.

220
00:09:20,072 --> 00:09:21,539
‫کسی که دنبالشم رو...

221
00:09:21,608 --> 00:09:24,275
‫نمی‌شه پیدا کردن دایان.

222
00:09:24,344 --> 00:09:26,811
‫الان با نسخه‌ای از بث زندگی می‌کنم.

223
00:09:26,879 --> 00:09:28,813
‫ظاهرا نسخه قشنگیه.

224
00:09:28,881 --> 00:09:29,948
‫نوه هم داریم.

225
00:09:30,016 --> 00:09:31,015
‫سامر نوه‌مونه.

226
00:09:31,083 --> 00:09:32,817
‫قراره از اینجا نجاتم بده.

227
00:09:32,885 --> 00:09:34,218
‫با دیدنش یاد تو می‌افتم.

228
00:09:34,287 --> 00:09:37,221
‫عه، واقعا؟
‫مگه اون هم مُرده؟

229
00:09:37,290 --> 00:09:38,289
‫خداحافظ دایان.

230
00:09:38,291 --> 00:09:39,824
‫تو که واقعا نمی‌خوای بدون مختصات،

231
00:09:39,892 --> 00:09:41,826
‫تو دل شکافه پرواز کنی، ها؟

232
00:09:41,894 --> 00:09:43,494
‫بی‌خیالمون نشو ریک!

233
00:09:43,563 --> 00:09:44,763
‫من که قوانین رو تعیین نکردم.

234
00:09:44,831 --> 00:09:47,632
‫وظیفه‌ام یادآوری بدبختی‌هاته دیگه!

235
00:09:52,238 --> 00:09:54,839
‫عزیزم؟
‫داری خودکشی می‌کنی؟

236
00:09:54,907 --> 00:09:58,176
‫در واقع دارم قبول می‌کنم
‫به خطر انداختم جونم نتیجه «برد برد» داره.

237
00:10:07,387 --> 00:10:08,586
‫مامان و سامر کجان؟

238
00:10:08,655 --> 00:10:09,788
‫وای، اون‌ها فوت شدن.

239
00:10:09,856 --> 00:10:12,122
‫- تسلیت می‌گم مورتی.
‫- واقعا فوت شدن؟

240
00:10:12,124 --> 00:10:14,192
‫مدت زیادی یخ بسته بودیم.

241
00:10:14,260 --> 00:10:17,928
‫جهش‌یافته نجیبی لیسش زد و نجاتمون داد،
‫ولی بث مریض شد، یخ سامر هم...

242
00:10:17,998 --> 00:10:20,264
‫درست آب نشد.

243
00:10:20,333 --> 00:10:23,734
‫بعدش که دیگه نمی‌تونستم کس دیگه‌ای رو
‫مقصر بدونم، مجبور شدم با خودم کنار بیام.

244
00:10:23,803 --> 00:10:25,670
‫تو کتاب‌فروشی «بارنز اند نوبل»
‫با سوگم کنار اومدم.

245
00:10:25,738 --> 00:10:27,338
‫«چهار میثاق»،
‫«بخور، عبادت کن، عشق بورز»...

246
00:10:27,407 --> 00:10:29,607
‫و «بازگشت شوالیه تاریکی»
‫اثر فرانک میلر رو خوندم.

247
00:10:29,676 --> 00:10:31,342
‫یاد گرفتم شرایط رو همون‌جوری قبول کنم.

248
00:10:32,879 --> 00:10:35,480
‫مغز بعضی‌هاشون هنوز سالم و سلامته.

249
00:10:35,548 --> 00:10:37,748
‫آدم به فکر می‌افته که یعنی
‫عده‌ای هنوز آگاه بودن...

250
00:10:37,818 --> 00:10:39,617
‫و تو این شرایط وحشتناک
‫اسیر شده بودن یا نه.

251
00:10:39,686 --> 00:10:41,285
‫بگذریم، کلی پروتئین داره.

252
00:10:41,354 --> 00:10:42,420
‫خیلی متأسفم بابا.

253
00:10:42,489 --> 00:10:46,357
‫ولی بابای اصلی و واقعی خودم
‫آخرالزمان رو شکست داده.

254
00:10:46,359 --> 00:10:48,959
‫گمون کنم همه‌مون
‫دست کم گرفته بودیمت.

255
00:10:49,029 --> 00:10:51,029
‫راستی، اون بازیه که همیشه خانوادگی...

256
00:10:51,097 --> 00:10:53,631
‫بازی می‌کردیم و اصلا
‫تمومش نکرده بودیم چی بود؟

257
00:10:53,700 --> 00:10:55,633
‫- «داون‌بیت» بود.
‫- ایول! بیا «داون‌بیت» بازی کنیم.

258
00:10:55,702 --> 00:10:57,902
‫مطمئنم می‌تونم پیداش کنم!
‫الان دیگه می‌تونیم تمومش کنیم.

259
00:10:57,970 --> 00:11:01,172
‫آره، حتما برو پیداش کن.

260
00:11:04,310 --> 00:11:06,177
‫عه، آره، ایول، پیداش کردم!

261
00:11:06,246 --> 00:11:08,513
‫«داون‌بیت» بازی می‌کنیم،
‫امشب همین‌جا...

262
00:11:08,581 --> 00:11:10,515
‫مستقر می‌شیم
‫و بعدش خونه‌مون رو بازسازی می‌کنیم.

263
00:11:10,583 --> 00:11:12,917
‫ما که غذا و آب تمیز داریم،

264
00:11:12,985 --> 00:11:14,785
‫جمع خانواده‌مون هم که جمعه.

265
00:11:14,787 --> 00:11:16,388
‫این دیگه چه کسشعریه؟

266
00:11:17,524 --> 00:11:19,524
‫سلام مورتی. اگه داری با خودت می‌گی
‫چطوری این‌قدر سریع رفتم،

267
00:11:19,592 --> 00:11:21,526
‫باید بگم این یادداشت رو از قبل نوشته بودم.

268
00:11:21,594 --> 00:11:23,327
‫قصد دارم صبر کنم
‫تا حواست بهم نباشه،

269
00:11:23,396 --> 00:11:25,396
‫بعدش کل وسایلت رو می‌قاپم
‫و می‌زنم به چاک.

270
00:11:25,398 --> 00:11:27,197
‫نمی‌دونم چقدر تو اتاق بودی،

271
00:11:27,199 --> 00:11:29,734
‫ولی احتمالا داری با خودت می‌گی
‫امکان نداره زیاد دور شده باشم...

272
00:11:29,802 --> 00:11:32,270
‫و می‌خوای بری دنبالـ...

273
00:11:33,740 --> 00:11:35,473
‫مورتی، این یکی رو خیلی سریع نوشتم،
‫آخه باید تله می‌ذاشتم.

274
00:11:35,542 --> 00:11:36,941
‫خیال می‌کردم وسایل خفن‌تری داشته باشه.
‫اون یکی یادداشتم رو کامل بخون، خداحافظ.

275
00:11:36,943 --> 00:11:37,842
‫ای مادرجنده!

276
00:11:39,678 --> 00:11:41,479
‫عه، عه!
‫آروم‌تر برو! آروم‌تر برو!

277
00:11:42,014 --> 00:11:43,681
‫اصلا کار قشنگی نیست! آخ!

278
00:11:43,750 --> 00:11:44,883
‫این دیگه چه کاری بود بابا؟

279
00:11:44,951 --> 00:11:46,217
‫فرض نکن باهات خصومت داشتم مورتی.

280
00:11:46,286 --> 00:11:47,552
‫یکی از «چهار میثاق» همینه.

281
00:11:47,620 --> 00:11:49,287
‫سه میثاق دیگه رو یادم نمیاد،
‫ولی در این حد می‌دونم.

282
00:11:49,355 --> 00:11:51,489
‫که کمیسر گوردون با بی‌خیال شدن
‫بتمن مشکلی نداشت.

283
00:11:51,558 --> 00:11:53,424
‫بتمن که ملت رو تنها نمی‌ذاره.

284
00:11:53,493 --> 00:11:54,959
‫تو که ما رو تنها گذاشتی.

285
00:11:55,027 --> 00:11:57,295
‫این حرفت حقم بود.
‫ولی...

286
00:11:57,363 --> 00:11:58,362
‫این‌جوری ارتقا پیدا کردی.

287
00:11:58,431 --> 00:12:00,498
‫عه، الان دیگه به نظرت
‫آدم باحالی هستم؟

288
00:12:00,567 --> 00:12:01,766
‫خب، چه کار راحتی بود.

289
00:12:01,834 --> 00:12:03,902
‫کافی بود کل دار و ندارم رو به گا بدم.

290
00:12:03,970 --> 00:12:06,036
‫- وای، ببین، اِم...
‫- وقتی برگشتی، جوری ازمون می‌گفتی...

291
00:12:06,038 --> 00:12:07,772
‫که انگار آدم نیستیم مورتی!

292
00:12:07,840 --> 00:12:09,640
‫بعدش زدی به چاک و ولمون کردی
‫که یخ بزنیم!

293
00:12:09,642 --> 00:12:11,442
‫امروز داشتم بابت همون کارم
‫عذرخواهی می‌کردم...

294
00:12:11,444 --> 00:12:14,178
‫مامانت و خواهرت جون دادن مورتی!

295
00:12:14,247 --> 00:12:16,847
‫من هم بی‌خیال شدن.

296
00:12:16,917 --> 00:12:18,182
‫بی‌خیال اهمیت دادن شدم.

297
00:12:18,251 --> 00:12:20,719
‫شرایط بهتری گیرت نمیاد.

298
00:12:20,787 --> 00:12:22,853
‫- پس قبول کن.
‫- خواهش می‌کنم نرو.

299
00:12:22,855 --> 00:12:25,990
‫اگه ریک برگرده، می‌تونیم
‫هستی جدیدی برات پیدا کنیم.

300
00:12:26,058 --> 00:12:28,793
‫برات مامان جدید، سامر جدید
‫و کار پیدا می‌کنیم!

301
00:12:28,861 --> 00:12:30,128
‫وای، اصلا درک نمی‌کنی بچه.

302
00:12:30,196 --> 00:12:32,530
‫زندگی من بدون در نظر گرفتن
‫این مکالمه، بی‌نقصه.

303
00:12:32,599 --> 00:12:36,601
‫ریک از اولش هم درست می‌گفت.
‫همه باید بی‌خیال بشن.

304
00:12:41,274 --> 00:12:42,741
‫آخی، برگشتی.

305
00:12:42,809 --> 00:12:44,809
‫لابد واقعا صمیمی شدیم.

306
00:12:44,877 --> 00:12:46,144
‫آخ! عه، بس کن!

307
00:12:46,212 --> 00:12:48,546
‫ازم دور شو ببینم!
‫نه، کمک کنین!

308
00:12:48,615 --> 00:12:51,081
‫خیلی‌خب، مختصات رو مشخص کردن بابابزرگ!

309
00:12:51,151 --> 00:12:52,683
‫بیا دنبالمون.

310
00:12:54,220 --> 00:12:56,287
‫یالا، یالا، یالا!

311
00:12:56,289 --> 00:12:58,689
‫عزیزم؟
‫مسئله‌ای رو به خاطر داشته باش:

312
00:12:58,691 --> 00:13:01,091
‫نمی‌دونم چی شده بود،
‫ولی اگه تو برگشتی خونه،

313
00:13:01,093 --> 00:13:03,561
‫به احتمال زیاد هدفمون هم برگشته.

314
00:13:03,630 --> 00:13:08,366
‫ضمنا، به احتمال زیاد اون هم عین خودت
‫تو ترک این دنیا به مشکل خورده.

315
00:13:08,435 --> 00:13:10,768
‫گیر افتاده.

316
00:13:11,838 --> 00:13:12,770
‫بابابزرگ!

317
00:13:12,839 --> 00:13:14,572
‫وای، ایول!

318
00:13:18,311 --> 00:13:19,710
‫بابابـ...
‫... ـابزرگ؟

319
00:13:19,712 --> 00:13:21,912
‫سلام سامر! احسنت به تو،
‫همیشه بهت باور داشتم.

320
00:13:21,982 --> 00:13:23,514
‫- حالا بخش دشوار ماجرا شروع می‌شه.
‫- بخش دشوارش؟

321
00:13:23,516 --> 00:13:25,449
‫موجوداتی خیلی بدتر از من هم
‫می‌تونن مختصاتتون رو ببینن.

322
00:13:25,518 --> 00:13:27,318
‫پناه بگیرین و تا می‌رم دنبال مورتی،
‫ازش محافظت کنین.

323
00:13:27,387 --> 00:13:29,453
‫ریک، تمام!
‫سعی کنین زنده بمونین!

324
00:13:29,522 --> 00:13:30,855
‫وای، پشم‌هام.

325
00:13:30,923 --> 00:13:32,390
‫شاید بهتر باشه مامان خونگیم قایم بشه؟

326
00:13:32,459 --> 00:13:33,391
‫«مامان خونگی»؟

327
00:13:33,460 --> 00:13:35,193
‫خب، اون یکی مامان فضایی و خفنمه دیگه.

328
00:13:35,261 --> 00:13:37,996
‫ببینین، من نمی‌خوام
‫تو این بحث شرکت کنم.

329
00:13:38,064 --> 00:13:39,664
‫شاید بهتر باشه جفتتون قایم بشین
‫و سنگ‌هاتون رو وا بکنین.

330
00:13:39,732 --> 00:13:40,931
‫وای، این‌قدر تحقیرم نکن!

331
00:13:41,001 --> 00:13:43,001
‫من هم خودتم، فقط صبرم
‫واسه لباس شستن بیشتره.

332
00:13:43,069 --> 00:13:45,069
‫مامان، این‌قدر به صمیمیتمون حسودی نکن!

333
00:13:45,137 --> 00:13:47,538
‫اون از تصمیماتمون فرار کرد.
‫من مجبورم براشون مادری کنم.

334
00:13:47,607 --> 00:13:50,675
‫این‌طوری نبود که برام مهم نباشه.
‫واسه همین کلونه رو ساخت دیگه.

335
00:13:50,743 --> 00:13:51,810
‫آخ!

336
00:13:51,878 --> 00:13:53,211
‫مامان‌ها!

337
00:14:06,426 --> 00:14:07,492
‫سلام |مورتی!

338
00:14:07,560 --> 00:14:08,426
‫تویی ریک؟
‫می‌دونستم!

339
00:14:08,495 --> 00:14:09,894
‫می‌دونستم تنهام نمی‌ذاری!

340
00:14:09,962 --> 00:14:11,562
‫آخ! این دیگه چه کار کسشعری بود؟

341
00:14:11,564 --> 00:14:13,364
‫مورتی، اینجا ریک دیگه‌ای ندیدی؟

342
00:14:13,433 --> 00:14:15,433
‫مدل موش خیلی ساده است
‫و کت علمی‌تخیلی می‌پوشه.

343
00:14:15,502 --> 00:14:17,902
‫ای بابا، معلومه که ندیدیش،
‫در اون صورت مُرده بودی.

344
00:14:17,970 --> 00:14:19,504
‫یا شاید هم بمبت می‌کرد.

345
00:14:19,572 --> 00:14:21,105
‫حس می‌کنی بمب شده باشی؟

346
00:14:21,174 --> 00:14:22,907
‫نه بابا، در اون صورت
‫تا الان منفجر شده بودی.

347
00:14:22,975 --> 00:14:24,042
‫مگه ریکِ اینجا نمرده بود؟

348
00:14:24,110 --> 00:14:25,910
‫دلیل انتخاب دنیات همینه دیگه، نه؟

349
00:14:25,978 --> 00:14:28,446
‫اِم، خب، ریک شما، اِم...

350
00:14:28,515 --> 00:14:30,648
‫آره، نمرده، در واقع
‫باهاتون کاری نداره.

351
00:14:30,717 --> 00:14:33,384
‫وقتی باهاتون آشنا شدم،
‫تا حدی امیدوار بودم روزی پیداش بشه.

352
00:14:33,453 --> 00:14:35,520
‫ای حرومزاده!
‫گیرت انداختم!

353
00:14:35,588 --> 00:14:37,121
‫داریم کجا می‌ریم؟

354
00:14:37,190 --> 00:14:39,057
‫می‌ریم بابابزرگت رو بکشیم رفیق کوچولو.

355
00:14:39,125 --> 00:14:40,391
‫وایستا ببینم، چی؟

356
00:14:40,393 --> 00:14:41,459
‫متوجه نمی‌شم.

357
00:14:41,528 --> 00:14:43,728
‫ریک اصلی من خانواده‌ات رو کشته بود؟

358
00:14:43,796 --> 00:14:45,396
‫تو هم منتظر بودی برگرده؟

359
00:14:45,398 --> 00:14:46,865
‫ظاهرا کاملا متوجه شدی مورتی.

360
00:14:46,933 --> 00:14:48,666
‫توضیح واضحاتت حرف نداشت.

361
00:14:48,735 --> 00:14:51,469
‫رسیدیم.

362
00:14:51,538 --> 00:14:53,404
‫مورتی، طرف اصلا خوشش نمیاد
‫پیداش کنن،

363
00:14:53,473 --> 00:14:55,073
‫ولی عاشق ساختن
‫کسشعرهای استادانه است.

364
00:14:55,141 --> 00:14:56,607
‫عین این می‌مونه
‫که کلی «ماینکرفت» بازی کنه،

365
00:14:56,609 --> 00:14:57,942
‫ولی کلا رو سرور خصوصی بازی می‌کنه.

366
00:14:58,010 --> 00:14:59,810
‫انگار رفتم تو خلسه.

367
00:14:59,880 --> 00:15:01,813
‫جریان چیه؟

368
00:15:04,016 --> 00:15:07,418
‫وای، هه‌هه، پیدام کردی.

369
00:15:07,487 --> 00:15:09,153
‫من هم اگه جات بودم،
‫به اولین صفحه نمایش شلیک می‌کردم.

370
00:15:09,222 --> 00:15:10,955
‫ببین، من اینجا نیستم.

371
00:15:11,023 --> 00:15:12,891
‫شاید هم باشم؟

372
00:15:12,959 --> 00:15:14,425
‫کلونی که پیدا کردی اونجاست.

373
00:15:14,427 --> 00:15:15,760
‫شاید هم خودمم که لخت شدم!

374
00:15:15,828 --> 00:15:17,428
‫کمی کایزر شوزه بازی دربیارم.

375
00:15:17,497 --> 00:15:19,363
‫واسه چی باید اعتراف کنم
‫که خودم نیستم؟

376
00:15:19,432 --> 00:15:20,498
‫ای وای، ایول!
‫اینجا رو باش!

377
00:15:20,567 --> 00:15:22,166
‫ببین چه تلاشی می‌کنه،
‫ببین چه کوششی می‌کنه.

378
00:15:22,235 --> 00:15:24,502
‫شاید هم خودم باشم.
‫تکرار می‌کنم، ممکنه خودم باشم...

379
00:15:24,571 --> 00:15:26,971
‫و عین «اره» عمل کرده باشم.
‫من خیلی آب زیر کاهم.

380
00:15:27,039 --> 00:15:28,639
‫حالا تا می‌خوای فکر کنی
‫و بفهمی چی به چیه،

381
00:15:28,641 --> 00:15:31,342
‫بیا با این ربات‌های کشنده مقابله کن.

382
00:15:34,514 --> 00:15:36,781
‫مسلما نمی‌دونم الان مخاطبم کیه.

383
00:15:36,849 --> 00:15:38,783
‫همه‌چی رو از قبل ضبط کردم.

384
00:15:39,786 --> 00:15:41,119
‫ولی احتمالا اگه تا الان زنده مونده باشی،

385
00:15:41,187 --> 00:15:43,053
‫با خودت خیال می‌کنی خیلی خاصی.

386
00:15:43,123 --> 00:15:44,255
‫ببین چی می‌گم...

387
00:15:44,324 --> 00:15:45,389
‫وای! فرار کرد!

388
00:15:45,458 --> 00:15:46,991
‫شاید واقعا خودم بودم!

389
00:15:47,059 --> 00:15:48,192
‫اگه دنبالش بری همون پایین،

390
00:15:48,261 --> 00:15:49,393
‫می‌تونیم مبارزه بزرگی رقم بزنیم.

391
00:15:49,462 --> 00:15:51,796
‫پنجاه درصد احتمال داره دروغ نگم.

392
00:15:53,199 --> 00:15:54,933
‫تو دردسر افتادیم کسکش خان!

393
00:15:55,001 --> 00:15:56,334
‫من که نباید التماس کنم.

394
00:15:56,402 --> 00:15:57,401
‫وایستا ببینم، مامان‌هام تو دردسر افتادن؟

395
00:15:57,470 --> 00:15:59,069
‫اون نسخه‌هاشون تو دردسر افتادن.

396
00:15:59,071 --> 00:16:01,406
‫باید نجاتشون بدیم!
‫ریک، معلومه برات تله گذاشته.

397
00:16:01,474 --> 00:16:03,808
‫اگه بری پایین،
‫خیلی راحت می‌کشدت.

398
00:16:03,876 --> 00:16:05,577
‫- خوبه!
‫- چی؟

399
00:16:06,546 --> 00:16:07,946
‫دیگه چی شده؟!

400
00:16:08,014 --> 00:16:10,415
‫مرگ خودت برات مهم نیست،
‫چرا مرگ من هم برات مهم نیست؟

401
00:16:10,483 --> 00:16:12,016
‫بس کن!
‫از اینجا برو!

402
00:16:12,084 --> 00:16:14,885
‫فصل قبل هم همین کار رو کرده بودی!
‫عین بمب‌گذارهای انتحاری می‌مونی!

403
00:16:14,955 --> 00:16:16,154
‫دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه.

404
00:16:16,222 --> 00:16:18,156
‫باشه، خب، از اون به ارث بردی،
‫از من که نبردی.

405
00:16:18,224 --> 00:16:21,559
‫من که اون رو نمی‌شناسم.
‫بابابزرگ من تویی ریک.

406
00:16:21,628 --> 00:16:23,628
‫ما ریک و مورتی هستیم.
‫صد سال ادامه می‌دیم.

407
00:16:23,696 --> 00:16:25,696
‫راستی، کاملا احتمالش هست
‫اینجا منفجر بشه.

408
00:16:25,765 --> 00:16:27,498
‫یه سری شمارش معکوس برات می‌ذارم.

409
00:16:27,500 --> 00:16:30,701
‫احتمالا یکیشون درست باشه.

410
00:16:30,770 --> 00:16:34,038
‫آخ، امان از اسید معده پنج‌بعدی مسخره.

411
00:16:34,106 --> 00:16:35,706
‫عذر می‌خوام که عین
‫سریال‌های کمدی موقعیت دعوا کردیم...

412
00:16:35,708 --> 00:16:37,308
‫و باعث شدم احتمالا هضم بشیم.

413
00:16:37,310 --> 00:16:38,509
‫واقعا زمان‌بندیت حرف نداره.

414
00:16:38,578 --> 00:16:40,111
‫وای، سلیطه‌بازی درنیار.
‫من مادری می‌کنم‌ها.

415
00:16:40,180 --> 00:16:41,512
‫منطقیه که متوجه نمی‌شی.

416
00:16:41,514 --> 00:16:42,981
‫چند وقتیه چنین کاری نکردی.

417
00:16:43,049 --> 00:16:44,449
‫خوبه!
‫خوشحالم تو رو دارن!

418
00:16:44,517 --> 00:16:46,384
‫خودم هم نمی‌خوام «مامان فضایی» باشم.

419
00:16:46,452 --> 00:16:47,452
‫قبلا هم نشون دادی نمی‌خوای.

420
00:16:47,520 --> 00:16:48,786
‫فقط نذار سامر پس زدن خودش رو...

421
00:16:48,855 --> 00:16:50,521
‫با خوش‌سلیقه بودنت اشتباه بگیره.

422
00:16:50,590 --> 00:16:53,191
‫من که چنین قصدی ندارم.
‫همه‌اش برداشت خودشه!

423
00:16:56,863 --> 00:16:59,397
‫ای خدا! اگه بیشتر بهمون
‫سر می‌زدی، بهتر می‌شد.

424
00:16:59,465 --> 00:17:00,665
‫من که نمی‌خوام باهات ازدواج کنم.

425
00:17:00,733 --> 00:17:03,401
‫هفده ساله هستم‌ها.
‫علایقم زودگذر هستن.

426
00:17:03,469 --> 00:17:05,870
‫سعی نکنین واسه علاقه من رقابت کنین.

427
00:17:05,938 --> 00:17:08,272
‫تک‌تک حرف‌هاتون رو از تو کلاه‌خودم شنیدم.

428
00:17:08,341 --> 00:17:10,208
‫خدا رو شکر که صرفا
‫مجبور شدم اکثرشون رو بکشم.

429
00:17:10,276 --> 00:17:12,543
‫ای خدا، واقعا کار از کار گذشته.

430
00:17:17,684 --> 00:17:21,286
‫حالا غذا می‌خوریم!

431
00:17:25,225 --> 00:17:26,957
‫وضعیت اضطراریتون رو
‫الکی گنده کرده بودین.

432
00:17:26,959 --> 00:17:28,092
‫- سلام بابابزرگ!
‫- سلام مورتی!

433
00:17:28,160 --> 00:17:29,760
‫سلام مامان‌ها! وایستا ببینم،
‫اگه این‌ها باید...

434
00:17:29,830 --> 00:17:30,451
‫کلاه‌خود بپوشن...

435
00:17:30,475 --> 00:17:32,363
‫وقتی تو خوابی، تجهیزات محافظت
‫از کودکان می‌سازم.

436
00:17:32,432 --> 00:17:33,631
‫چرا واسه بابا تجهیزات
‫محافظت از کودکان نمی‌سازی؟

437
00:17:33,700 --> 00:17:34,965
‫- عه، نکته خوبی رو یادآوری کردی.
‫- وایستین ببینم!

438
00:17:35,035 --> 00:17:36,501
‫- وقتشه بریم دنبال جری.
‫- آخ.

439
00:17:36,569 --> 00:17:38,503
‫شاید اگه شوهرم...

440
00:17:38,571 --> 00:17:40,839
‫آدم به شدت ترسوی بیکاری نبود،

441
00:17:40,907 --> 00:17:42,573
‫این‌قدر عصبانی نمی‌بودم!

442
00:17:42,575 --> 00:17:44,375
‫بابا، کار پیدا کن دیگه،
‫ده سال گذشته‌ها.

443
00:17:44,444 --> 00:17:45,510
‫پوف.
‫بدجوری سوزوندت جر.

444
00:17:45,578 --> 00:17:47,045
‫اگه می‌خوای خودکشی کنی،

445
00:17:47,113 --> 00:17:48,312
‫پارک تمساح خوبی بلدم.

446
00:17:48,381 --> 00:17:49,980
‫من امروز اخراج شدم.

447
00:17:49,982 --> 00:17:51,649
‫- این دیگه چه کاریه مورتی؟
‫- وای نه، اخراج شدی.

448
00:17:51,718 --> 00:17:53,183
‫- ای وای، چه وحشتناک.
‫- خیلی احمقی!

449
00:17:53,185 --> 00:17:54,585
‫- خیلی حیف شد مورتی.
‫- سلام عزیزم.

450
00:17:54,654 --> 00:17:57,255
‫پوف، جو خونه‌شون
‫عین فصل دومه،

451
00:17:57,323 --> 00:17:58,523
‫متوجه منظورم هستین؟

452
00:17:58,591 --> 00:18:00,258
‫راستش، اصلا خیال نمی‌کردم
‫چنین حرفی بزنم،

453
00:18:00,326 --> 00:18:03,794
‫ولی گمون کنم خوشحالم
‫که اون مدت رو طلاق گرفته بودیم.

454
00:18:03,796 --> 00:18:06,531
‫- اِم، یه لحظه وایستین.
‫- تو حیاط‌پشتی تاب و سرسره می‌سازم!

455
00:18:06,599 --> 00:18:08,933
‫راستش، شاید از نظر فنی
‫اهل اینجا باشم.

456
00:18:09,001 --> 00:18:11,602
‫ولی الان دیگه مسافر
‫میان‌دنیایی محسوب می‌شم.

457
00:18:11,604 --> 00:18:14,805
‫شماها هم اصلا به تخمم نیستین،
‫چون علمی‌تخیلی شدم.

458
00:18:14,806 --> 00:18:20,212
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»
‫در تلگرام: realKiarashNg@

459
00:18:20,213 --> 00:18:22,881
‫همیشه خنده‌ام می‌گیره.

460
00:18:22,949 --> 00:18:25,483
‫وای، عجب جوک بامزه‌ای تعریف کردم.

461
00:18:25,552 --> 00:18:27,418
‫ضمنا، چه ماجراجویی خفنی داشتیم.

462
00:18:27,487 --> 00:18:29,353
‫راستش، به نظرم اگه کنار هم باشیم،

463
00:18:29,422 --> 00:18:30,555
‫مهم نیست اهل کجاییم، مگه نه؟

464
00:18:30,623 --> 00:18:32,423
‫درس اخلاقی خوبی گرفتیم.

465
00:18:32,425 --> 00:18:34,358
‫الان دیگه «دنیای اصلی» همه‌مون همین‌جاست.

466
00:18:34,427 --> 00:18:35,826
‫خیلی خوب داستان رو بستین بچه‌ها.

467
00:18:35,896 --> 00:18:38,429
‫- ای بابا، برگشتین.
‫- پشم‌هام، جری فصل دومه!

468
00:18:38,498 --> 00:18:39,830
‫ببین، تا بهم نتوپیدین،

469
00:18:39,832 --> 00:18:41,299
‫می‌شه یکی دوشمون رو درست کنه؟

470
00:18:41,367 --> 00:18:43,434
‫آبش از بث تو شب سالگردمون هم سردتره.

471
00:18:43,436 --> 00:18:45,636
‫ضمنا، ببینین تو اتاق ریک
‫کی رو پیدا کردم.

472
00:18:45,638 --> 00:18:47,438
‫هوم، بنده جناب خشتک هستم!

473
00:18:47,507 --> 00:18:48,773
‫ناز بودنش اصلا برام مهم نیست.

474
00:18:48,841 --> 00:18:50,508
‫توافق کرده بودیم
‫این جونورها رو تو خونه نیاری.

475
00:18:50,577 --> 00:18:52,243
‫وایستا جری فصل دوم، نه!

476
00:18:52,312 --> 00:18:54,112
‫- وای!
‫- جناب خشتک!

477
00:18:54,180 --> 00:18:55,446
‫همه سوار ماشین بشین.

478
00:18:55,515 --> 00:18:57,582
‫هوم، بنده جناب خشتک هستم!

479
00:18:57,650 --> 00:18:59,450
‫وایستا ببینم، ولی مگه جناب خشتک ایشون نبود؟

480
00:18:59,519 --> 00:19:01,452
‫همه سوار ماشین بشین!
‫زود باشین!

481
00:19:01,454 --> 00:19:03,654
‫هام!
‫هوم، بنده جناب خشتک هستم!

482
00:19:08,595 --> 00:19:09,928
‫این دیگه چه کار کسشعری بود بابا؟!

483
00:19:09,996 --> 00:19:11,796
‫آخه واسه چی باید اون موجود رو
‫بیاری خونه‌مون؟

484
00:19:11,864 --> 00:19:13,397
‫ناز بود دیگه!
‫کیرم توش!

485
00:19:13,466 --> 00:19:14,665
‫حالا باید خط زمانی جدیدی پیدا کنیم!

486
00:19:14,734 --> 00:19:16,734
‫می‌دونین چنین کاری
‫بدون دریچه چقدر دشواره؟

487
00:19:16,803 --> 00:19:19,337
‫باید دوباره همون شکلی مختصات تعیین کنیم
‫و بریم وسط شکافه!

488
00:19:19,405 --> 00:19:21,539
‫باید کل این قسمت تخمی رو
‫از اول تکرار کنیم!

489
00:19:21,608 --> 00:19:23,541
‫ماشین، چندتا پلاستیک استفراغ درست کن.

490
00:19:23,610 --> 00:19:25,676
‫نمی‌شه برگردیم و درستش کنیم؟

491
00:19:25,678 --> 00:19:30,882
‫هوم، بنده جناب خشتک هستم!

492
00:19:33,085 --> 00:19:35,886
‫باورم نمی‌شه سفر دریچه‌ای خراب شده.

493
00:19:35,888 --> 00:19:37,155
‫به وقتش درستش می‌کنم دیگه.

494
00:19:37,223 --> 00:19:38,423
‫با زانو بلندش کن مامان.

495
00:19:38,491 --> 00:19:40,558
‫چند بار چنین کاری کردین؟

496
00:19:41,628 --> 00:19:43,561
‫وای خدا.

497
00:19:43,630 --> 00:19:46,096
‫یعنی قسم می‌خوری
‫به مرگ طبیعی مردن؟

498
00:19:46,166 --> 00:19:47,498
‫اوهوم، آره.

499
00:19:47,500 --> 00:19:49,367
‫همه‌چی عین خط زمانی قبلیمونه؟

500
00:19:49,435 --> 00:19:51,169
‫- حتی وقایع من هم یکسانه؟
‫- راستش، کمی عجولانه شد،

501
00:19:51,237 --> 00:19:53,304
‫واسه همین «پارمیجانو» رو
‫غیرعادی تلفظ می‌کنن.

502
00:19:53,373 --> 00:19:55,105
‫- چطوری تلفظش می‌کـ...
‫- می‌گن «پارمیزیان».

503
00:19:55,107 --> 00:19:56,441
‫- ایشه.
‫- ای خدا.

504
00:19:56,509 --> 00:19:58,176
‫می‌تونستم ولتون کنم‌ها بچه‌ها!
‫خیال کردین مفهوم خانواده...

505
00:19:58,244 --> 00:20:00,845
‫برام اهمیتی داره؟
‫من که حتی ریک شما نیستم!

506
00:20:00,913 --> 00:20:01,980
‫- آها.
‫- «من ریک در انکار هستم!»

507
00:20:02,048 --> 00:20:03,648
‫تو خونه می‌بینمت بابا.

508
00:20:03,716 --> 00:20:06,250
‫شرمنده که این‌قدر سر سامر
‫بازی درآوردم.

509
00:20:06,319 --> 00:20:07,251
‫بالاخره دختر تو هم هست.

510
00:20:07,320 --> 00:20:08,586
‫نه، حد و مرز مفیده.

511
00:20:08,655 --> 00:20:11,922
‫ولی حالا که حرفش شد،
‫شاید من زیادی حد و مرز تعیین کرده باشم.

512
00:20:11,992 --> 00:20:14,058
‫اشکالی نداره گاهی اوقات
‫بهتون سر بزنم؟

513
00:20:14,126 --> 00:20:15,393
‫قشنگ می‌شه.

514
00:20:15,462 --> 00:20:18,630
‫- لباست چه نازه.
‫- همیشه همین رو می‌پوشیم دیگه.

515
00:20:22,535 --> 00:20:25,269
‫وای، چیه مورتی؟

516
00:20:25,338 --> 00:20:27,071
‫قول می‌دی من رو طعمه نکردی؟

517
00:20:27,139 --> 00:20:29,007
‫- که مثلا اون ریکه برگرده؟
‫- چی؟

518
00:20:29,075 --> 00:20:31,075
‫مورتی، باید واسه طرف
‫عزیز باشی که بخوام...

519
00:20:31,143 --> 00:20:34,646
‫طعمه‌ات کنم.
‫واقعا به تخمش هم نیستی.

520
00:20:36,282 --> 00:20:38,483
‫کارش درسته.

521
00:20:39,486 --> 00:20:42,286
‫- «پارمیسان.»
‫- «پارمیزیان.»

522
00:20:42,355 --> 00:20:43,954
‫«پارمیزیان.»

523
00:20:43,956 --> 00:20:46,024
‫- «پارمیزیان.»
‫- «پارمیزیان.»

524
00:20:46,092 --> 00:20:47,826
‫- چه چندش. از تلفظش متنفرم.
‫- آره.

525
00:20:48,026 --> 00:20:52,026
‫«بعد از تیتراژ رو از دست ندین»

526
00:20:52,226 --> 00:20:59,226
 

527
00:20:59,426 --> 00:21:06,426
 

528
00:21:22,995 --> 00:21:24,529
‫کی اینجاست؟ مورتی؟

529
00:21:24,597 --> 00:21:25,663
‫همون موش گنده‌ای؟

530
00:21:25,732 --> 00:21:26,997
‫- وای، چه پیشرفت داستانی جالی.
‫- وای!

531
00:21:27,067 --> 00:21:28,999
‫هیس.
‫عه، عه، عه، عه،

532
00:21:29,001 --> 00:21:30,601
‫آروم باش کوچولو.
‫جری هستی، درسته؟

533
00:21:30,670 --> 00:21:32,270
‫اصلا با مفهوم جری‌ها
‫حال نمی‌کردم.

534
00:21:32,338 --> 00:21:34,138
‫وای، واقعا چه قوس شخصیتی خفنی داشتی.

535
00:21:34,207 --> 00:21:35,606
‫داشتی شلوار می‌پوشیدی؟

536
00:21:35,675 --> 00:21:37,208
‫چی؟
‫آها، آره، نه، لخت شده بودم...

537
00:21:37,277 --> 00:21:40,411
‫که یکی رو گیر بیارم.
‫حالا که حرفش شد، تو اینجا...

538
00:21:40,413 --> 00:21:42,146
‫با خودم یا یه بچه کوچولو صحبت نکردی؟

539
00:21:42,215 --> 00:21:43,414
‫شاید کرده باشم. چطور مگه؟

540
00:21:43,483 --> 00:21:45,683
‫آخه اگه تو هم ازشون متنفری،

541
00:21:45,752 --> 00:21:47,285
‫می‌تونم باهات همکاری کنم.

542
00:21:47,353 --> 00:21:48,819
‫ای بابا، من دیگه «همکاری» نمی‌کنم.

543
00:21:48,889 --> 00:21:50,889
‫سر آدم با مدیریت ملت درد می‌گیره.

544
00:21:50,957 --> 00:21:52,156
‫آخ!

545
00:21:52,225 --> 00:21:53,291
‫«فتالیتی» زدم...

546
00:21:53,359 --> 00:21:55,359
‫جری پیروز شد.

547
00:21:59,832 --> 00:22:01,432
‫وای، پشم‌هام پسر.

548
00:22:01,501 --> 00:22:02,967
‫چه خفن بود!

549
00:22:05,572 --> 00:22:07,037
‫واسه چی اومدی اینجا؟

550
00:22:07,107 --> 00:22:12,043
‫رفیق، من هم دارم مدام
‫همین سوال رو از خودم می‌پرسم.

