1
00:00:05,131 --> 00:00:07,633
‫نمی‌تونم جلوشون رو بگیرم ریک!
‫تعدادشون خیلی زیاده!

2
00:00:12,221 --> 00:00:15,975
‫ریچارد! مرجان‌ها و صدف‌های آب‌های شور رو
‫با ساخت دژت هدر دادی.

3
00:00:16,058 --> 00:00:17,143
‫زود باش ولش کن!

4
00:00:24,025 --> 00:00:27,487
‫- تسلیم شو کسکش‌ترین فرد قاره.
‫- فکر بهتری دارم.

5
00:00:28,738 --> 00:00:30,072
‫وای پشم‌هام، وای پشم‌هام.

6
00:00:35,244 --> 00:00:36,954
‫- خوشحال شدی؟
‫- معلومه که خوشحال شدم،

7
00:00:37,038 --> 00:00:39,665
‫ادای برنده‌ها رو در میاری،
‫ولی من دنبال همین بودم.

8
00:00:39,749 --> 00:00:41,918
‫بنده «آقای نیمبوس» هستم!

9
00:00:42,668 --> 00:00:44,045
‫خب حالا. بیا مورتی.

10
00:00:44,712 --> 00:00:48,007
‫- وای، چقدر سخت بود.
‫- آره، آفرین رفیق.

11
00:00:48,090 --> 00:00:49,926
‫شرمنده که مجبور شدم
‫پناهگاهت رو منفجر کنم.

12
00:00:50,009 --> 00:00:55,890
‫این‌قدر عجله نکن سانچز.
‫منم، «مگنیتو کلوچه‌ای».

13
00:00:55,973 --> 00:00:57,016
‫این دیگه چه کسشعریه؟

14
00:00:57,099 --> 00:01:00,228
‫- با این بابا درگیر نمی‌شم.
‫- دست خودت نیست ریک.

15
00:01:00,311 --> 00:01:03,231
‫ببخشید، چیزهایی که ملت توافق کردن
‫کلوچه محسوب می‌شن رو کنترل می‌کنین؟

16
00:01:03,314 --> 00:01:05,775
‫- درسته.
‫- خیلی‌خب، ولی کلوچه که ماده خاصی نیست،

17
00:01:05,858 --> 00:01:08,528
‫- در واقع چیزهایی رو کلوچه خطاب می‌کنیم...
‫- که تحت کنترل من هستن.

18
00:01:08,611 --> 00:01:11,864
‫مواد اولیه کلوچه هم تحت کنترل شماست؟
‫آخه به نظرم اون‌جوری خطرناک می‌شه،

19
00:01:11,948 --> 00:01:16,285
‫- بالاخره هر چیزی قند داره دیگه.
‫- باهام مبارزه کن تا بفهمی...

20
00:01:16,619 --> 00:01:18,955
‫- امان از دستت ریک!
‫- شرمنده مورتی، خودم می‌دونم می‌خوای بگی...

21
00:01:19,038 --> 00:01:21,541
‫ضعیف‌کشی کردم، ولی نمی‌تونم
‫باز هم با این شخصیت‌های خبیث...

22
00:01:21,624 --> 00:01:23,918
‫خبیث دهه نودی مبارزه کنم،
‫من که خیر سرم «تیک» نیستم،

23
00:01:24,001 --> 00:01:25,753
‫- خسته‌ام.
‫- خیلی‌خب، ولی...

24
00:01:25,837 --> 00:01:28,673
‫اگه واقعا کلی از این افراد
‫به خونت تشنه‌ان، شاید بهتر باشه...

25
00:01:28,756 --> 00:01:31,551
‫- ببینی داری چیکار می‌کنی که...
‫- از این حرف‌های چرت نزن مورتی.

26
00:01:31,634 --> 00:01:33,803
‫من کاری نمی‌کنم
‫که این عوضی‌ها بخوان بیان سراغم.

27
00:01:34,220 --> 00:01:36,180
‫بنده «آقای کالوپسو» هستم.

28
00:01:36,597 --> 00:01:41,352
‫باهام مبارزه کن آشغال عوضی دائم‌الخمر زشت.

29
00:01:42,603 --> 00:01:43,980
‫خیلی‌خب، شاید بررسی کردم.

30
00:01:45,000 --> 00:01:52,000
 

31
00:01:52,200 --> 00:01:59,200
 

32
00:02:12,350 --> 00:02:13,450
‫«ریک و مورتی»

33
00:02:13,500 --> 00:02:16,550
‫«فصل ششم، قسمت هشتم»
‫«تحلیل شاش»

34
00:02:17,597 --> 00:02:20,099
‫- نظرت چیه که بشینی؟
‫- آخه نیومدم جلسه تراپی،

35
00:02:20,182 --> 00:02:22,268
‫صرفا دارم می‌پرسم نظر خودت و همکارانت...

36
00:02:22,351 --> 00:02:24,770
‫راجع به حل چنین مشکلی چیه؟

37
00:02:24,854 --> 00:02:27,398
‫قبلش ازت می‌خوایم
‫مشکلت رو تعریف کنی.

38
00:02:27,481 --> 00:02:30,067
‫سیل بی‌پایانی
‫از خوره‌های عصبانی افتادن دنبالم...

39
00:02:30,151 --> 00:02:31,944
‫و خیال می‌کنن
‫مبارزه با من یه جور، چه بدونم،

40
00:02:32,320 --> 00:02:34,614
‫تریبون محسوب می‌شه؟
‫آخه این بابا رو داشته باش.

41
00:02:34,697 --> 00:02:36,282
‫پیداش شد و من رو «دائم‌الخمر زشت» خطاب کرد.

42
00:02:36,365 --> 00:02:38,951
‫آخه معلومه کارم با چنین حمله‌ای
‫تموم می‌شه، مگه نه؟

43
00:02:39,285 --> 00:02:42,204
‫با خود بتمن که به نشان بتمنش حمله نمی‌کنن.

44
00:02:42,288 --> 00:02:44,540
‫خب، به نظرت حبس کردن این فرد تو یه محفظه...

45
00:02:44,624 --> 00:02:47,627
‫و استخراج مایعات کیهانیش
‫مشکلت رو حل می‌کنه؟

46
00:02:47,710 --> 00:02:51,422
‫به نظرم بهترین روش سود بردن از این مشکل
‫و احتمالا درس عبرت کردنش همینه.

47
00:02:51,505 --> 00:02:55,134
‫ولی تو بارها ملت رو درس عبرت کردی،
‫اما مشکلت رفع نشده.

48
00:02:55,217 --> 00:02:57,345
‫آره، الان بهم می‌گی
‫نادیده بگیرمشون،

49
00:02:57,428 --> 00:03:00,723
‫- ولی اگه گفتی چی شده؟ خودشون دنبال همینن.
‫- خب، واسه چی باید بخوان نادیده بگیریشون؟

50
00:03:00,806 --> 00:03:02,642
‫واقعا خیال کردی اگه بذارم چنین شخصی...

51
00:03:02,725 --> 00:03:04,936
‫هر کاری خواست بکنه،
‫حوصله‌اش سر بره و غیبش بزنه؟

52
00:03:05,019 --> 00:03:07,647
‫ریک، مشتاقی ثابت کنی اشتباه می‌کنم؟

53
00:03:08,064 --> 00:03:09,857
‫- آره.
‫- پس با داده بیا سراغم.

54
00:03:09,941 --> 00:03:11,984
‫یه هفته نادیده‌شون بگیر
‫و ببین چی می‌شه.

55
00:03:12,443 --> 00:03:13,986
‫قبوله زنیکه.

56
00:03:14,820 --> 00:03:16,072
‫طرف مُرده؟

57
00:03:16,864 --> 00:03:18,658
‫کل حرف‌هامون محرمانه است؟

58
00:03:18,741 --> 00:03:20,242
‫- هر حرفی جز قتل محرمانه است.
‫- پس حالش خوبه.

59
00:03:21,869 --> 00:03:23,579
‫خب، به نظر من کار خیلی مهمیه.

60
00:03:24,080 --> 00:03:25,331
‫قدم بزرگی برداشتی.

61
00:03:25,414 --> 00:03:28,042
‫- آره بابا، تحت تأثیر قرار گرفتم.
‫- می‌شه بزرگش نکنیم؟

62
00:03:28,125 --> 00:03:29,543
‫می‌ارزه جشن بگیریم ریک.

63
00:03:29,627 --> 00:03:31,170
‫بدون این که خودت رو به خیارشور...

64
00:03:31,253 --> 00:03:33,756
‫یا مگس خونگی تبدیل کنی،
‫مفهوم تراپی رو قبول کردی.

65
00:03:33,839 --> 00:03:36,968
‫جری، امان از دستت، مگسی که اون روز
‫تو دفترش بود، مگس عادی بود.

66
00:03:37,051 --> 00:03:39,220
‫- این دیگه چیه؟
‫- ریک!

67
00:03:39,303 --> 00:03:41,097
‫یه کوچولو شاش نمی‌خوای؟

68
00:03:41,180 --> 00:03:43,557
‫ریک، واسه چی یکی داره تو حیاطمون...

69
00:03:43,641 --> 00:03:45,351
‫- شاش شلیک می‌کنه؟
‫- مطمئن خودش بهت می‌گه.

70
00:03:45,434 --> 00:03:51,482
‫بنده «شاش خان» هستم!
‫اومدم سیفون مستراح ریک سانچز رو بکشم.

71
00:03:52,066 --> 00:03:55,695
‫داره رو بوته اسطوخودوسم می‌شاشه.
‫زنبورهام به اسطوخودوسه نیاز دارن.

72
00:03:55,778 --> 00:03:58,531
‫یادتونه پنج ثانیه پیش
‫از تغییر کردنم خوشحال بودین،

73
00:03:58,614 --> 00:04:00,282
‫چون این‌جوری احساس برتری می‌کردین؟

74
00:04:00,366 --> 00:04:03,411
‫کل خانواده‌ات هستن.
‫اون مو قرمزه کیه؟

75
00:04:03,494 --> 00:04:05,621
‫بدم نمیاد روش بشاشم.

76
00:04:05,705 --> 00:04:07,164
‫- وای خدایا، چی؟
‫- آهای!

77
00:04:07,248 --> 00:04:09,208
‫- خیلی‌خب، دیگه بسه!
‫- جری، لطفا بیشتر فکر کن،

78
00:04:09,291 --> 00:04:11,002
‫اگه باهاش مبارزه کنی،
‫چه کمکت کنم،

79
00:04:11,085 --> 00:04:12,670
‫چه کمکت نکنم،
‫بی‌شعور محسوب می‌شم.

80
00:04:12,753 --> 00:04:16,590
‫همین الان دخترم رو با عبارات پورن خطاب کرد،
‫من هم هر طور که بخوام جوابش رو می‌دم.

81
00:04:16,674 --> 00:04:17,591
‫- وایستا بابا، نه.
‫- عزیزم.

82
00:04:18,342 --> 00:04:20,636
‫- آهای.
‫- می‌خوای شاش‌بازی کنی؟

83
00:04:20,720 --> 00:04:24,223
‫اگه منظورت از این حرف زشت و احمقانه
‫مبارزه با خودته، مبارزه می‌کنم.

84
00:04:24,306 --> 00:04:27,143
‫- حمله کن بی‌خایه.
‫- با من این‌جوری حرف نزن،

85
00:04:27,226 --> 00:04:28,310
‫- برو پی کارت.
‫- مجبورم کن برم.

86
00:04:28,394 --> 00:04:30,021
‫برو پی کارت.

87
00:04:33,149 --> 00:04:34,066
‫مواظب باش عزیزم!

88
00:04:35,000 --> 00:04:43,000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»
‫در تلگرام: realKiarashNg@

89
00:04:44,201 --> 00:04:45,411
‫بلند نشو دیگه.

90
00:04:45,494 --> 00:04:48,039
‫- من که اصلا نمی‌شناسمت.
‫- آره، من رو نمی‌شناسی.

91
00:04:48,122 --> 00:04:50,916
‫ولی خودم قراره با کونت آشنا بشم کثافت.

92
00:04:55,963 --> 00:04:58,049
‫- آهای، از این کارها نکنین. بسه دیگه.
‫- جمعش کنین بچه‌ها.

93
00:05:04,221 --> 00:05:06,182
‫بیا ببینم کثافت مادرجنده.

94
00:05:11,854 --> 00:05:12,980
‫نه! نه!

95
00:05:18,194 --> 00:05:19,111
‫بس کن!

96
00:05:21,238 --> 00:05:24,366
‫عمو! رحم کن! رحم کن!
‫بس کن! تسلیم می‌شم!

97
00:05:24,950 --> 00:05:27,661
‫- از دخترم عذرخواهی کن.
‫- بابت چی؟

98
00:05:28,079 --> 00:05:29,455
‫خودت می‌دونی بابت چی!

99
00:05:29,538 --> 00:05:35,711
‫ببخشید! ببخشید که بهت حرف جنسی زدم!
‫اشتباه بیان کرده بودم!

100
00:05:36,754 --> 00:05:39,507
‫بابای خودمه‌ها. بابای خفن خودمه!

101
00:05:42,301 --> 00:05:44,178
‫عزیزم، خیلی بهت افتخار می‌کنم.

102
00:05:45,387 --> 00:05:48,015
‫- وای، ببخشید.
‫- ممنون ریک.

103
00:05:50,476 --> 00:05:52,853
‫وای، هشتگ «بابای فلامینگویی»
‫همه‌جا پخش شده!

104
00:05:52,937 --> 00:05:56,649
‫«بازفید» فهرستی با تعدادی فرد
‫از مشاهدات ملت از خودت نوشته...

105
00:05:56,732 --> 00:05:58,818
‫و طی واکنش سفیدپوستان «توییتر»
‫به سیاه‌پوستان «توییتر»،

106
00:05:58,901 --> 00:06:00,861
‫کلی ایموجی تشویق دریافت کردی.

107
00:06:00,945 --> 00:06:04,323
‫«جزبل» بابت مدرک اثبات بدجنس بودنت
‫جایزه نقدی گذاشته.

108
00:06:04,406 --> 00:06:07,368
‫- بهترین جایزه‌شون همینه!
‫- پس مشهور بودن چنین حسی داره.

109
00:06:07,785 --> 00:06:08,744
‫حس خوبی داره.

110
00:06:08,828 --> 00:06:10,121
‫- چنین حسی حقمه.
‫- فقط حواست باشه که دیگه...

111
00:06:10,204 --> 00:06:12,123
‫یه مشت بی‌شعور دیگه می‌فهمن
‫می‌تونن با شکست دادنت ترفیع بگیرن.

112
00:06:13,457 --> 00:06:16,335
‫- ریک، بذار یه روز خوش باشه دیگه.
‫- دارم می‌ذارم. دارم می‌ذارم.

113
00:06:19,296 --> 00:06:20,422
‫گوی هستن؟

114
00:06:20,965 --> 00:06:22,216
‫منظورم همین بود.

115
00:06:22,299 --> 00:06:24,595
‫چه باورتون بشه، چه نشه،
‫بی‌شعوری مبارزه‌شون رو دید...

116
00:06:24,619 --> 00:06:25,761
‫و به «شاش خان» حسودیش شد.

117
00:06:29,223 --> 00:06:32,227
‫بنده «بلاگنار جاودان» هستم.
‫دنبال زمینی‌ای هستیم...

118
00:06:32,251 --> 00:06:33,686
‫که «شاش خان» رو کتک زد.

119
00:06:33,769 --> 00:06:35,187
‫بابام، جری اسمیت، کتکش زده بود!

120
00:06:35,271 --> 00:06:40,109
‫سلام جری اسمیت. «انجمن گوی کیهانی» ما
‫مشتاق اجرای عدالت و عاملان اجراشه.

121
00:06:40,192 --> 00:06:41,360
‫- وایستین ببینم، چی؟
‫- انجمن بلندپایه ما...

122
00:06:41,443 --> 00:06:46,031
‫می‌خواد این گوی نقره‌ای رو تقدیمت کنه.
‫اگه قبولش کنی، عضو خودمون می‌شی.

123
00:06:46,699 --> 00:06:48,701
‫- چسبناکه.
‫- آره.

124
00:06:48,784 --> 00:06:51,245
‫یعنی قلب پاکی پیدا کرده
‫که می‌خواد باهاش عجین بشه.

125
00:06:51,328 --> 00:06:54,206
‫دامادم رو تو اخبار دیدین
‫و بهش گوی چسبناک دادین،

126
00:06:54,290 --> 00:06:56,125
‫دنبال چی هستین؟
‫ما که خنگول نیستیم.

127
00:06:56,208 --> 00:06:59,003
‫آره، از قدرتت تو حوزه استحفاظیمون
‫خبر داریم ریک سانچز،

128
00:06:59,086 --> 00:07:02,590
‫اصلا جای تعجب نداره که گوی‌هامون
‫واسه تو چسبناک نمی‌شن.

129
00:07:02,673 --> 00:07:05,118
‫وای نه، اول از برنامه
‫«نکست‌دور» انداختنم بیرون،

130
00:07:05,142 --> 00:07:06,385
‫الان هم که این‌جوری شد.

131
00:07:06,468 --> 00:07:08,929
‫عضویت تو تشکیلاتتون مایه افتخارمه.

132
00:07:09,013 --> 00:07:13,184
‫خب، باید چیکار کنم؟ وقتی شاهد جنایتی بودم،
‫گوی رو بمالم یا عین اسفناج بخورمش؟

133
00:07:13,267 --> 00:07:17,188
‫اون گوی قدرت خالصه.
‫به حرف دلت اعتماد کن جری.

134
00:07:17,563 --> 00:07:18,772
‫خودش می‌فهمه چیکار کنه.

135
00:07:24,653 --> 00:07:28,616
‫- مایکروویو رو روشن کردی؟
‫- نه؟ شاید؟ می‌خواستم پرواز کنم.

136
00:07:30,618 --> 00:07:32,119
‫- چیه؟
‫- اذیت نکن دیگه ریک.

137
00:07:32,494 --> 00:07:35,915
‫- گوی و جام خوراک خودته.
‫- گوی و جام.

138
00:07:35,998 --> 00:07:39,543
‫منظورم اینه که متخصص گوی خانواده‌مون خودتی.
‫می‌شه لطفا کمکم کنی؟

139
00:07:39,627 --> 00:07:42,213
‫جری، اگه بهت قدرت خالص بدم،
‫آخرش عین خودم سیاه‌بخت می‌شی.

140
00:07:42,296 --> 00:07:44,119
‫از من بشنو، کمک نکردنم،
‫کمک کردن محسوب می‌شه.

141
00:07:44,143 --> 00:07:45,049
‫شوخی نمی‌کنی ریک؟

142
00:07:45,132 --> 00:07:48,427
‫چه مرگته بابابزرگ؟ یه عوض می‌خواست
‫رو ممه‌هام بشاشه، ولی کاری نکردی،

143
00:07:48,510 --> 00:07:51,263
‫الان هم می‌خوای دست رو دست بذاری
‫و نذاری بابامون قهرمان باشه؟

144
00:07:51,347 --> 00:07:53,933
‫- واقعا این‌قدر حقیری؟
‫- خیلی‌خب، اصلا قبوله!

145
00:07:54,308 --> 00:07:55,851
‫بیا. این هم از لباس تخمیت.

146
00:07:55,935 --> 00:07:58,229
‫طوری طراحیش کردم
‫که انرژی بی‌پایان گوی واردش بشه.

147
00:07:58,896 --> 00:08:00,272
‫این سلاح گرمش باحاله.

148
00:08:00,356 --> 00:08:03,817
‫این «سلاح گرمش» مختل‌کننده‌ای هسته‌ای
‫که می‌شه باهاش سیارات رو منفجر کرد.

149
00:08:03,901 --> 00:08:05,319
‫- چه خفن.
‫- چه جذاب.

150
00:08:05,402 --> 00:08:09,823
‫خیلی‌خب، اعمال خبیثانه
‫سراسر کهکشان رو نشونم بده.

151
00:08:10,366 --> 00:08:15,412
‫هیتلرهای فضایی؟ «هیتلرهای فضایی
‫تو «زپلار پرایم» جلسه گذاشتن.»

152
00:08:15,496 --> 00:08:17,790
‫خدایا، هر کدومشون
‫واسه خودشون هیتلرن.

153
00:08:17,873 --> 00:08:19,250
‫- آره، مشکل مهمیه.
‫- پشم‌هام، همین رو انتخاب کن.

154
00:08:19,833 --> 00:08:21,293
‫- آخی، بچه‌ها.
‫- والدین خودمن‌ها.

155
00:08:23,837 --> 00:08:27,591
‫خب خانواده عزیزم، ظاهرا اولین ماموریت گوی
‫جری اسمیت شروع شده.

156
00:08:27,967 --> 00:08:29,969
‫فلامینگوی حیاط!

157
00:08:31,512 --> 00:08:33,472
‫یادتون بندازم که خودتون خواسته بودین.

158
00:08:34,390 --> 00:08:38,352
‫ارتش هیتلرهامون به زودی
‫نظام کهکشانی جدیدی حاکم می‌کنه.

159
00:08:38,727 --> 00:08:41,272
‫- می‌شه گفت رایشی حاکم می‌شه.
‫- معمام رو حل کنین هیتلرها.

160
00:08:41,647 --> 00:08:44,066
‫ببخشید، الان دیگه کل هیتلرها رو راه می‌دیم؟

161
00:08:44,817 --> 00:08:48,529
‫- به سلامت آدم‌های بد!
‫- بکشینش!

162
00:08:48,612 --> 00:08:51,240
‫پشم‌هام، وای خدا.
‫یکی یکی حمله کنین!

163
00:08:53,701 --> 00:08:54,827
‫وای خدایا!

164
00:09:00,833 --> 00:09:02,751
‫امیدوارم کس دیگه‌ای
‫ساکن اون سیاره نبوده باشه.

165
00:09:03,252 --> 00:09:06,672
‫کس دیگه‌ای هم ساکن اون سیاره نبوده.
‫فقط هیتلرها ساکنش بودن.

166
00:09:06,755 --> 00:09:09,008
‫هر کدومشون آماده بودن
‫که هولوکاست خودشون رو راه بندازن،

167
00:09:09,091 --> 00:09:12,761
‫یعنی تقریبا جون سی میلیارد نفر
‫با یه شلیک نجات داده شد.

168
00:09:13,095 --> 00:09:16,974
‫کهکشان هم چنین امری رو مدیون جری اسمیته.
‫هشتگ «بابای فلامینگویی».

169
00:09:17,474 --> 00:09:20,978
‫- حتما شوخیتون گرفته.
‫- خبر بعدیمون، عه، خبری نداریم.

170
00:09:21,061 --> 00:09:22,896
‫لابد قراره باز هم از جری اسمیت بگیم.

171
00:09:24,440 --> 00:09:27,638
‫چه بدونم، انگار کم‌کم
‫تراپی به درد نمی‌خوره.

172
00:09:27,662 --> 00:09:29,069
‫مشکلات زیادی دارم!

173
00:09:30,195 --> 00:09:32,197
‫- باید صحبت کنیم.
‫- آهای. نه‌خیر.

174
00:09:32,656 --> 00:09:35,445
‫اگه واسه خودم
‫و درمان‌جوهام احترام قائل نباشی،

175
00:09:35,469 --> 00:09:36,702
‫باهات صحبت نمی‌کنم.

176
00:09:39,788 --> 00:09:44,293
‫وای خدا. مگس شده بودم!
‫سبک شده بودم، شرمی نداشتم!

177
00:09:44,376 --> 00:09:45,544
‫خب، دیگه رسما درمان شدم!

178
00:09:46,045 --> 00:09:48,547
‫بیا. این هم از داده‌ای که می‌خواستی.
‫مدرک موثق آوردم که خدا ازم متنفره.

179
00:09:49,006 --> 00:09:51,008
‫ترولی رو نادیده گرفتم
‫و جری به خدمتش رسید.

180
00:09:51,091 --> 00:09:54,011
‫حالا گویی به دست آورده
‫و داره با قدرتی که خودم بهش دادم،

181
00:09:54,094 --> 00:09:56,930
‫سیارات هیتلرها رو نابود می‌کنه
‫و همه دارن شامپاین باز می‌کنن.

182
00:09:57,348 --> 00:10:00,726
‫ریک، چون می‌خواستی شرایط تغییر کنه،
‫اومده بودی اینجا، شرایط هم رو به تغییره.

183
00:10:00,809 --> 00:10:01,810
‫داره اثر می‌کنه.

184
00:10:01,894 --> 00:10:05,481
‫یعنی اگه داماد روانی احمقم ملت رو کتک بزنه،
‫«داره اثر می‌کنه»،

185
00:10:05,564 --> 00:10:07,441
‫ولی اگه خودم کتکشون بزنم،
‫دارم از قدرت کیهانیم سواستفاده می‌کنم؟

186
00:10:07,775 --> 00:10:09,109
‫ریک، ببین چی می‌گی.

187
00:10:09,193 --> 00:10:12,488
‫شاکی هستی که باید حواست
‫به قدرت هنگفتت باشه...

188
00:10:12,571 --> 00:10:16,158
‫و هیتلرها مرده‌ان.
‫هر چی گفتی مثبت بوده.

189
00:10:17,284 --> 00:10:20,537
‫پشم‌هام، واقعا با واکنش نشون ندادن
‫دخل همه‌شون رو میارم؟

190
00:10:20,621 --> 00:10:23,207
‫نمی‌دونم حتما باید استعاره کشتار
‫به کار ببریم یا نه،

191
00:10:23,290 --> 00:10:24,917
‫ولی آره، همین‌طور ادامه بده.

192
00:10:25,250 --> 00:10:28,253
‫- خیلی‌خب، ممنون.
‫- خب، الان تراپی انجام دادیم،

193
00:10:28,337 --> 00:10:30,005
‫اگه خواستی باز هم ادامه بدیم،

194
00:10:30,089 --> 00:10:32,424
‫از جودی دم مطب وقت بگیر.

195
00:10:33,384 --> 00:10:35,636
‫ممنون، ممنون «خانواده فلامینگویی».

196
00:10:36,011 --> 00:10:38,597
‫راستش، وقتی ازم پرسیدن
‫می‌خوام اولین انسانی باشم...

197
00:10:38,680 --> 00:10:42,434
‫که میتسوبیشی لانسر فضایی سوار می‌شه،
‫با خودم گفتم چه بدونم،

198
00:10:42,518 --> 00:10:45,979
‫سرعت همین لباسم خیلی زیاده.
‫ولی می‌دونین واسه چی قبول کردم؟

199
00:10:47,898 --> 00:10:50,150
‫انجمن گفت می‌تونم
‫خدمه خودم رو انتخاب کنم.

200
00:10:50,234 --> 00:10:52,778
‫مورتی، سامر، بث، نظرتون چیه؟

201
00:10:52,861 --> 00:10:56,448
‫- چی؟ جدی می‌گی؟
‫- ایول بابا، من عاشق میتسوبیشی‌ام!

202
00:10:56,532 --> 00:10:58,450
‫- من هم همین‌طور! اسمش به گوشم آشناست!
‫- خیلی هیجان‌انگیزه!

203
00:10:58,534 --> 00:11:00,035
‫وای خدایا، خیلی خفنه!

204
00:11:00,119 --> 00:11:02,371
‫خیلی‌خب بچه‌ها، حرکت گوییم!

205
00:11:09,253 --> 00:11:13,173
‫ای وای، ای وای، یعنی ممکنه؟
‫یه آشغال عوض جلوی چشممه؟

206
00:11:16,510 --> 00:11:19,972
‫بنده «آقای لوبیا سبز» هستم!
‫طاقت نمیاره کسی جلو قافیه‌های قشنگم!

207
00:11:20,055 --> 00:11:22,141
‫آهای عوضی خان، نظرت چیه بری کنار؟

208
00:11:22,850 --> 00:11:25,394
‫- این بی‌شعور دیگه کیه؟
‫- بنده «دکتر سگک» هستم!

209
00:11:25,477 --> 00:11:27,396
‫اومدم با نظراتت مخالفت کنم!

210
00:11:28,689 --> 00:11:30,482
‫می‌خوای «لوبیا» رو عصبانی کنی؟

211
00:11:34,236 --> 00:11:36,155
‫پشم‌هام. ما رفتیم.

212
00:11:37,448 --> 00:11:38,407
‫ما رفتیم.

213
00:11:41,952 --> 00:11:42,911
‫ما رفتیم.

214
00:11:43,412 --> 00:11:46,748
‫وای خدایا، داره بدجوری
‫شاشوئه رو می‌زنه.

215
00:11:47,541 --> 00:11:50,502
‫داشته باش، سعی کرد بره زیر ماشین.
‫چقدر بدبخت.

216
00:11:50,586 --> 00:11:52,629
‫- عه، دارین فیلم «شاش خان» رو می‌بینین؟
‫- آره.

217
00:11:52,713 --> 00:11:55,591
‫حتما عوضی‌ترین آدم کهکشانه، مگه نه؟

218
00:11:56,008 --> 00:11:59,303
‫شک نکنین.
‫کی می‌تونه این همه عوضی بودن رو درک کنه؟

219
00:12:35,047 --> 00:12:35,964
‫امان از دستت.

220
00:12:37,549 --> 00:12:42,304
‫پشم‌هام، کیر توش، اذیت نکن دیگه.
‫پشم‌هام، کجاست؟ پشم‌هام، پشم‌هام.

221
00:12:45,849 --> 00:12:46,767
‫پشم‌هام!

222
00:12:48,852 --> 00:12:50,395
‫یالا «شاش خان»، یالا.

223
00:12:57,653 --> 00:12:58,570
‫ای بابا.

224
00:13:06,161 --> 00:13:09,623
‫منم. خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم باز کن.

225
00:13:10,332 --> 00:13:13,010
‫بابا؟ مامان بهم گفت
‫جواب تماس‌هاش رو نمی‌دی،

226
00:13:13,034 --> 00:13:14,211
‫من هم نگرانتم، خب؟

227
00:13:14,628 --> 00:13:17,005
‫خودم می‌دونم تو پادکستم
‫خیلی ازت بد گفتم،

228
00:13:17,089 --> 00:13:19,341
‫آخه خیلی از دستت کلافه شده بودم.

229
00:13:19,841 --> 00:13:23,011
‫ببین، اگه بخوای کاری بکنی،
‫تا ابد خودم رو مقصر می‌دونم.

230
00:13:23,345 --> 00:13:24,304
‫خواهش می‌کنم.

231
00:13:24,388 --> 00:13:26,723
‫- خواهش می‌کنم بگو حالت خوبه.
‫- امان از دستت.

232
00:13:29,685 --> 00:13:32,604
‫- حالم خوبه عزیزم، مشکلی نیست.
‫- خیال می‌کردم بلایی سرت اومده.

233
00:13:32,980 --> 00:13:35,107
‫با اطمینان بهت می‌گم،
‫اگه بلایی سرم بیاد،

234
00:13:35,190 --> 00:13:37,693
‫به هیچ وجه تقصیر تو نیست،
‫تصمیم خودم بوده.

235
00:13:38,443 --> 00:13:40,779
‫انگار هنوز هم می‌خوای
‫کار بدی بکنی.

236
00:13:41,613 --> 00:13:43,448
‫بهم قول بده نمی‌کنی، خب؟

237
00:13:44,408 --> 00:13:47,452
‫- خیلی‌خب، باشه. قول می‌دم.
‫- خیلی دوستت دارم بابا.

238
00:13:52,207 --> 00:13:53,125
‫پشم‌هام.

239
00:14:01,717 --> 00:14:07,014
‫خب، تموم شد. به خاطر جری اسمیت،
‫همون زمینیه، خودکشی می‌کنم.

240
00:14:07,431 --> 00:14:09,531
‫به خاطر «بابای فلامینگویی»
‫خودکشی می‌کنم.

241
00:14:09,555 --> 00:14:12,394
‫وقتی دیدم همه‌شون کتک خوردنم رو
‫تشویق کردن، فهمیدم...

242
00:14:12,811 --> 00:14:19,192
‫ملت فقط می‌خوان شاهد شکستم باشن.
‫کل عمرم فقط می‌خواستم خلافش رو ثابت کنم.

243
00:14:34,916 --> 00:14:35,834
‫کمک کنین!

244
00:14:38,712 --> 00:14:40,047
‫وایستا ببینم! تو کی هستی؟

245
00:14:40,422 --> 00:14:44,384
‫«شاش خان» هستم. حتما به همه بگو
‫«شاش خان» نجاتت داد.

246
00:14:44,760 --> 00:14:47,429
‫ضمنا، موشک عادی شلیک نکردم،
‫شاش‌موشک حرارتی بود.

247
00:14:47,512 --> 00:14:49,306
‫آها، خیلی‌خب.

248
00:14:49,681 --> 00:14:50,682
‫آماده شاش‌بازی هستین؟

249
00:14:51,350 --> 00:14:53,379
‫آهای! «شاش خان»!
‫داری اون گربه رو نجات می‌دی...

250
00:14:53,403 --> 00:14:54,811
‫که ملت یادشون بره چقدر افتضاحی؟

251
00:14:54,895 --> 00:14:56,480
‫نچ، صرفا دارم نجاتش می‌دم.

252
00:14:56,813 --> 00:14:57,773
‫خیلی‌خب، چیزی دستگیرمون نشد.

253
00:14:59,100 --> 00:15:02,150
‫[بیمارستان اطفال]

254
00:15:02,200 --> 00:15:03,600
‫[«نیوزویک»: معجزه‌ای روی یخ
‫پیست شاش جدید در بخش مرکزی]

255
00:15:03,650 --> 00:15:04,403
‫[«تایمز»: آیا «شاش خان» خدایی طلایی است؟]

256
00:15:04,404 --> 00:15:10,535
‫♪ شاش! جیش! ادرار! حرف نداره! ♪

257
00:15:11,495 --> 00:15:17,000
‫- ♪ جیش، جیش! شاش! جیش، جیش! ♪
‫- اونجا رو، «شاش خان»ـه!

258
00:15:20,087 --> 00:15:21,088
‫سلام دکتر وانگ، چه خبر؟

259
00:15:21,421 --> 00:15:24,049
‫- سلام ریک، به موقع نیومدی سر جلسه.
‫- لغوش کن. از حسابم کم کن. مشکلی ندارم.

260
00:15:24,633 --> 00:15:25,676
‫مشکلی نداری؟

261
00:15:25,759 --> 00:15:28,387
‫آره، لباس دشمنم رو پوشیدم
‫و دارم عشق می‌کنم.

262
00:15:28,470 --> 00:15:30,597
‫الان می‌خوام بمب بزرگی بسازم،
‫تو شهری کار بذارمش...

263
00:15:30,681 --> 00:15:33,058
‫و بعدش لباسش بمبه رو
‫به طور خودکار ببره تو فضا.

264
00:15:33,141 --> 00:15:36,144
‫منفجر می‌شه و همه خیال می‌کنن
‫«شاش خان» جانفشانی کرده.

265
00:15:36,228 --> 00:15:37,477
‫با مرگش قهرمان می‌شه،

266
00:15:37,501 --> 00:15:40,190
‫پیروزی‌ای که نصیب خودم نمی‌شد
‫هم نصیبم می‌شه.

267
00:15:40,565 --> 00:15:44,903
‫مشتاقم خیلی از حرف‌هات رو زیر سوال ببرم،
‫ولی گمون کنم احتمالا موفق بشی.

268
00:15:44,986 --> 00:15:47,531
‫- چی؟
‫- اگه خرجی نداره و حال می‌ده، برو تو کارش.

269
00:15:47,614 --> 00:15:48,657
‫ظاهرا به نفع سلامت روانته.

270
00:15:48,740 --> 00:15:51,618
‫چنین هدفی نداشتم، ولی خوب شد گفتی.
‫پشم‌هام، باید قطع کنم.

271
00:16:02,796 --> 00:16:04,840
‫نه، دقیقا.
‫ضمنا، شنیدم زنجیر بردگان...

272
00:16:04,923 --> 00:16:07,634
‫سیاره بردگان رو با شاش خالص
‫از هم گسیخته، اینه که...

273
00:16:10,137 --> 00:16:13,098
‫سلام بچه‌ها، شرمنده که دیر رسیدم،
‫گوی‌راه خیلی شلوغ بود.

274
00:16:13,181 --> 00:16:17,686
‫بشین جری. داشتیم پیشرفت شرافتمندانه
‫«شاش خان» رو بررسی می‌کردیم.

275
00:16:17,769 --> 00:16:18,937
‫آخه چه فرقی می‌کنه، ها؟

276
00:16:19,271 --> 00:16:22,941
‫اسمش سر زبون‌ها افتاده.
‫داره محبوب می‌شه. حتی داره آدم خوبی می‌شه.

277
00:16:23,024 --> 00:16:25,819
‫- ولی «شاش خان»ـه‌ها.
‫- ملت عوض می‌شن جری.

278
00:16:25,902 --> 00:16:27,529
‫همه عاشق روایات موفقیت مجدد هستن.

279
00:16:27,612 --> 00:16:28,572
‫- آره.
‫- موافقم.

280
00:16:28,655 --> 00:16:30,683
‫چه کسانی موافقن
‫به یوجین مایکل پیس...

281
00:16:30,707 --> 00:16:33,910
‫یا همون «شاش خان»،
‫پیشنهاد عضویت تو انجمن گوی بدیم؟

282
00:16:33,994 --> 00:16:35,036
‫- گوی‌موافقم.
‫- گوی‌موافقم.

283
00:16:35,120 --> 00:16:37,914
‫- چه کسانی مخالفن؟
‫- معلومه که گوی‌مخالفم.

284
00:16:37,998 --> 00:16:39,124
‫انجمن گوی تصمیمش رو گرفت.

285
00:16:41,334 --> 00:16:43,837
‫می‌دونی چیه جری؟
‫شاید همین برات آزمون مناسبی باشه.

286
00:16:44,254 --> 00:16:47,382
‫اگه نتونی مسائل جزئی رو ول کنی
‫و «شاش خان» رو دعوت کنی،

287
00:16:47,716 --> 00:16:53,764
‫شاید اصلا لیاقت گویت رو نداشته باشی.
‫ضمنا، جری، بدون «شاش خان» برنگرد.

288
00:16:54,514 --> 00:16:56,426
‫همه‌جا به هم ریخته!
‫کسی نمی‌دونه چه کسی...

289
00:16:56,450 --> 00:16:58,643
‫بمبه رو کار گذاشته،
‫ولی از این بابت مطمئنیم...

290
00:16:58,727 --> 00:17:04,149
‫که «جزیره یتیم‌ها» که کل ساکنینش یتیم هستن،
‫محکوم به فناست.

291
00:17:04,232 --> 00:17:07,569
‫جوخه خنثی‌سازی بمب «جزیره یتیم‌ها»
‫همین الان دارن سعی می‌کنن خنثی کننش.

292
00:17:08,904 --> 00:17:12,783
‫مسئله خیلی مهمیه، من هشت ساله‌ام
‫و اصلا نمی‌فهمم دارم چیکار می‌کنم!

293
00:17:12,866 --> 00:17:14,868
‫اونجا رو! «شاش خان»ـه!

294
00:17:15,368 --> 00:17:18,455
‫وای نه، فرصت نداریم خنثی کنیمش!
‫بیاین، اینجا در امان نیستین.

295
00:17:20,373 --> 00:17:21,875
‫شاش‌نبات نمی‌خورین؟
‫شاش‌نبات؟ شاش‌نبات؟

296
00:17:23,543 --> 00:17:25,879
‫- سلام «شاش خان».
‫- جری، تو واسه چی اومدی اینجا؟

297
00:17:26,713 --> 00:17:30,842
‫یوجین مایکل پیس. انجمن بلند پایه‌مون
‫طبق حکم مارپیچی آندرومدا،

298
00:17:30,926 --> 00:17:33,178
‫این گوی رو بهت تقدیم می‌کنه
‫و باید قبولش کنی.

299
00:17:33,261 --> 00:17:35,138
‫بزن به چاک جری.
‫الان کار دارم.

300
00:17:35,222 --> 00:17:38,475
‫جانم؟ به عمرت چنین افتخار بزرگی
‫نصیبت نمی‌شه‌ها.

301
00:17:38,558 --> 00:17:40,310
‫- نمی‌خوامش!
‫- خب، باید قبولش کنی.

302
00:17:40,644 --> 00:17:42,187
‫ای بابا، بزن به چاک ببینم!

303
00:17:44,689 --> 00:17:47,651
‫داره می‌بردش فضا!
‫می‌خواد خودش رو فدا کنه!

304
00:17:49,402 --> 00:17:51,655
‫برگرد اینجا ببینم آشغال نمک‌نشناس!

305
00:17:51,738 --> 00:17:52,864
‫دردت چیه؟

306
00:17:52,948 --> 00:17:55,242
‫- داری مرگ قهرمانانه‌ام رو خراب می‌کنی!
‫- خوبه!

307
00:17:55,325 --> 00:17:58,912
‫«بابای فلامینگویی» می‌خواد منفجر بشیم؟
‫از کی تا حالا بدجنس شده؟

308
00:17:59,371 --> 00:18:00,705
‫دنیا چه زود عوض می‌شه.

309
00:18:00,789 --> 00:18:03,834
‫- وای بابا! ملت دارم فیلم می‌گیرن‌ها!
‫- آره، شاید بهتر باشه آروم‌تر پیش بری؟

310
00:18:12,092 --> 00:18:13,468
‫- ریک؟
‫- لباس شاشی!

311
00:18:13,552 --> 00:18:15,387
‫- بارمون رو خودکار ببر!
‫- تأیید شد.

312
00:18:16,000 --> 00:18:25,000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»
‫در تلگرام: realKiarashNg@

313
00:18:26,500 --> 00:18:28,450
‫[جانفشانی «شاش خان»!]

314
00:18:28,483 --> 00:18:30,026
‫بابای خفن خودمه‌ها.

315
00:18:35,740 --> 00:18:37,075
‫- جری؟
‫- بابا، حالت خوبه؟

316
00:18:37,158 --> 00:18:39,786
‫پدرت «شاش خان»ـه!

317
00:18:40,161 --> 00:18:41,580
‫بابابزرگ؟ این دیگه چه کاریه؟

318
00:18:43,665 --> 00:18:46,585
‫جری، جریان چیه؟
‫ملت می‌گن بدجنس شدی؟

319
00:18:46,668 --> 00:18:50,338
‫خب، ظاهرا پدرزنم «شاش خان»ـه،
‫چطوره از خودش بپرسین؟

320
00:18:50,422 --> 00:18:54,885
‫چی؟ ریک سانچز «شاش خان»ـه؟
‫خیلی‌خب، اصلا جلوه خوبی نداره.

321
00:18:55,427 --> 00:18:56,678
‫امان از دست این خانواده.

322
00:18:56,761 --> 00:18:59,472
‫ببینین، نمی‌دونم شما دو نفر
‫دارین چه غلطی می‌کنین،

323
00:18:59,556 --> 00:19:01,725
‫ولی اصلا چسبناک کننده نیست.
‫ما دیگه می‌ریم.

324
00:19:02,183 --> 00:19:06,855
‫ولی من خبر نداشتم! من آدم خوبی‌ام،
‫کاری کردم همه‌تون مشهور بشین!

325
00:19:06,938 --> 00:19:08,231
‫من هزار ساله‌ام.

326
00:19:08,565 --> 00:19:11,123
‫می‌دونی چندتا «بابای فلامینگویی»
‫به عمرم دیدم؟

327
00:19:11,147 --> 00:19:12,277
‫ما رو گوی گیر نیار.

328
00:19:15,030 --> 00:19:18,158
‫نمی‌فهمم.
‫از اولش خودت «شاش خان» بودی؟

329
00:19:18,241 --> 00:19:21,286
‫معلومه که نه جری،
‫بعد از این که «شاش خان» خودکشـ...

330
00:19:22,454 --> 00:19:23,455
‫وقتی تو کاری کردی...

331
00:19:25,624 --> 00:19:27,667
‫آره. از اولش خودم «شاش خان» بودم.

332
00:19:28,251 --> 00:19:31,421
‫در این صورت، یعنی گذاشتی بابام
‫کتکت بزنه که بتونه...

333
00:19:32,005 --> 00:19:33,256
‫اعتماد به نفس بیشتری داشته باشه؟

334
00:19:34,049 --> 00:19:35,634
‫- وای ریک.
‫- آره، کارت خارق‌العاده بود.

335
00:19:35,717 --> 00:19:40,472
‫وایستین ببینم، همه به راحتی قبول کردین؟
‫مگه «شاش خان» فضایی نبود؟

336
00:19:40,555 --> 00:19:42,223
‫- معلومه که رفته بود تو کالبدش.
‫- احتمالا ربات بوده.

337
00:19:42,307 --> 00:19:43,683
‫ولی واسه چی؟
‫اصلا چرا ریک باید...

338
00:19:43,767 --> 00:19:45,435
‫- اینش کلی کمکم کنه؟
‫- امان از دستت جری.

339
00:19:45,518 --> 00:19:48,980
‫ریک واسه یه بار که شده، کار قشنگی کرد، خب؟
‫معلومه که داره سعی می‌کنه عوض بشه.

340
00:19:51,983 --> 00:19:54,110
‫دیگه لیاقت میتسوبیشی رو ندارین.

341
00:19:56,237 --> 00:19:59,574
‫مایه افتخارمی بابا.
‫یا شاید بهتر باشه «شاش خان» خطابت کنم.

342
00:20:00,116 --> 00:20:01,868
‫آره بابابزرگ، ببخشید که سرت داد زدم.

343
00:20:02,410 --> 00:20:04,329
‫من هم عذر می‌خوام که سعی کردم...

344
00:20:04,412 --> 00:20:06,957
‫نذارم با یه بمب هسته‌ای خودکشی کنی، آخه...

345
00:20:07,874 --> 00:20:09,417
‫خیلی از گوی داشتن
‫خوشم می‌اومد.

346
00:20:09,501 --> 00:20:11,836
‫ناراحت نباش جر.
‫شاشیه که ریخته.

347
00:20:13,171 --> 00:20:14,923
‫وای، لابد تراپی جواب داد، مگه نه؟

348
00:20:15,006 --> 00:20:17,550
‫سفره دلت رو باز کردی و اون همه زحمت کشیدی
‫که بابام حس خوبی پیدا کنه.

349
00:20:17,634 --> 00:20:18,677
‫واقعا خیلی لطف کردی ریک.

350
00:20:19,052 --> 00:20:21,179
‫آره، درسته مورتی. درسته.

351
00:20:21,763 --> 00:20:23,431
‫وایستا مورتی، باید قول بدی به کسی نگی،

352
00:20:23,515 --> 00:20:25,266
‫ولی بابات کاری کرد
‫«شاش خان» خودکشی کنه.

353
00:20:25,350 --> 00:20:27,435
‫- وای پسر، چی؟
‫- آره، جسدش رو پیدا کردم...

354
00:20:27,519 --> 00:20:30,855
‫و لباسش رو پوشیدم، ولی این رو بخون،
‫خودش بابات رو مقصر می‌دونسته.

355
00:20:31,439 --> 00:20:32,565
‫پشم‌هام.

356
00:20:33,191 --> 00:20:34,859
‫وایستا ببینم، نامه خودکشیش رو نگه داشتی؟

357
00:20:34,943 --> 00:20:36,569
‫- این کارت خیلی زشته!
‫- خودم می‌دونم، ولی...

358
00:20:36,653 --> 00:20:37,821
‫باید به یکی می‌گفتم مورتی،

359
00:20:37,904 --> 00:20:39,698
‫- نمی‌تونستم به کسی نگم.
‫- اون‌وقت انتظار داری من نگم؟

360
00:20:39,781 --> 00:20:40,907
‫مورتی، نه! چیکار می‌کنی؟

361
00:20:43,076 --> 00:20:46,246
‫- این دیگه چیه؟ خودکشی کرده بود؟
‫- امان از دستت بابا، باید بهمون می‌گفتی!

362
00:20:46,329 --> 00:20:48,748
‫- مخصوصا اگه جری قاتلش بود!
‫- وایستا، این‌جوری نگو،

363
00:20:48,832 --> 00:20:50,625
‫- من که قتل نکردم!
‫- عه، به نظر خودم که نگفتنش...

364
00:20:50,709 --> 00:20:52,752
‫- کار خیلی خفنی بود.
‫- ولی تو که گفتی!

365
00:20:52,836 --> 00:20:54,879
‫- نامه‌اش دستت بود!
‫- آره بابابزرگ، باید به کسی نگی...

366
00:20:54,963 --> 00:20:56,631
‫و فداکاری بزرگی بکنی،

367
00:20:56,715 --> 00:20:59,050
‫- اون‌جوری خفن می‌شه.
‫- آخه واسه چی من باید آدم بدی باشم؟

368
00:20:59,134 --> 00:21:00,218
‫خودش رومون شاشیده بود!
‫همه‌تون تشویقم کرده بودین!

369
00:21:00,302 --> 00:21:02,178
‫- همه‌تون تشویقم کرده بودین!
‫- پای ما رو وسط نکش.

370
00:21:02,262 --> 00:21:03,888
‫- طرف از دنیا رفته بابا.
‫- باز هم می‌گم، نمی‌خواستم بگم،

371
00:21:03,972 --> 00:21:05,223
‫- ولی بهتون گفته بودم همین‌طوری می‌شه.
‫- این‌قدر خودبرتربین نباش.

372
00:21:05,306 --> 00:21:06,933
‫- واقعا مایه افتخار دکتر وانگی.
‫- راحت باشین، من رو هو کنین،

373
00:21:07,017 --> 00:21:08,815
‫داشتم شاش تنفس می‌کردم،
‫خیال کردین برام مهمه؟

374
00:21:08,839 --> 00:21:10,061
‫مشهور بودن چنین حسی داره؟

375
00:21:10,145 --> 00:21:13,857
‫خیلی وحشتناکه، بهتر بود می‌ذاشتم
‫رو دخترم بشاشه!

376
00:21:14,357 --> 00:21:15,275
‫این دیگه چه حرفیه بابا؟

377
00:21:16,000 --> 00:21:19,000
‫«پس از تیتراژ رو از دست ندین.»

378
00:21:19,200 --> 00:21:26,200
 

379
00:21:26,400 --> 00:21:33,400
 

380
00:21:47,474 --> 00:21:52,228
‫جک میلر یا همون «جک‌ماشین» چطوره؟
‫ماشینی رو از روی غریبه‌ای بلند کرده بود.

381
00:21:52,312 --> 00:21:54,064
‫- بریم سراغ نفر بعدی.
‫- گوی‌مخالفم.

382
00:21:54,147 --> 00:21:56,024
‫تازه یه بابا و یه شاشو رو از دست دادیم.

383
00:21:56,107 --> 00:21:58,318
‫شاید بهتر باشه کسی رو بیاریم
‫که خودش قدرتمند باشه؟

384
00:21:58,401 --> 00:22:00,445
‫باید گزینه‌هامون رو واقع‌گرایانه بسنجیم.

385
00:22:00,779 --> 00:22:03,198
‫- من پیشنهادی دارم.
‫- اسکارلت جوهانسون رو نمیاریم.

386
00:22:03,656 --> 00:22:08,161
‫نفر بعدی «آقای نیمبوس»، ارباب اقیانوس‌هاست.

387
00:22:08,244 --> 00:22:09,829
‫شنیدم پلیس‌ها تحت کنترلشن.

388
00:22:09,913 --> 00:22:11,331
‫- پلیس‌ها؟
‫- گوی‌موافقم.

389
00:22:11,414 --> 00:22:15,293
‫بچه‌ها، خودم بررسی کردم،
‫نماینده‌اش می‌گه الان سرش خیلی شلوغه.

390
00:22:15,376 --> 00:22:17,629
‫- همه همین رو می‌گن.
‫- یعنی سر خودمون شلوغ نیست؟

