﻿1
00:00:08,076 --> 00:00:09,620
<i>...آنچه در "ریوردیل" گذشت</i>

2
00:00:09,621 --> 00:00:11,920
تال‌بوی، ما می‌دونیم که تو واسۀ
.هایرام کار می‌کنی

3
00:00:11,920 --> 00:00:13,790
<i>چرا هایرام می‌خواست
شهر قرنطینه بشه؟</i>

4
00:00:13,870 --> 00:00:15,390
.ظاهراً، یه تشنج دسته‌جمعی بوده

5
00:00:15,460 --> 00:00:17,250
<i>.تشنج‌ها که واگیردار نیستن</i>

6
00:00:17,330 --> 00:00:18,410
<i>خب، که چی؟</i>

7
00:00:18,410 --> 00:00:19,720
.جایی نیست که اون دنبالم نیاد

8
00:00:19,800 --> 00:00:21,070
رابطه‌مون تموم شده، مگه‌نه؟

9
00:00:21,080 --> 00:00:25,010
تو به هر دری می‌زنی
.تا دوباره منو توی چنگ‌‍ت بگیری

10
00:00:25,090 --> 00:00:27,220
.فقط دلم یکم اوقات پدر- دختری می‌خواست

11
00:00:27,230 --> 00:00:28,595
<i>...کلادیوس بلاسم</i>

12
00:00:28,596 --> 00:00:31,100
<i>شاید تو مرد سیاه‌پوش نباشی
.ولی بوی گندش ازت میاد</i>

13
00:00:31,180 --> 00:00:33,690
جسد کلانتر مینتا دیشب توی
.مرداب پیدا شده

14
00:00:33,760 --> 00:00:35,025
.سرش از تنش جدا شده بود

15
00:00:35,027 --> 00:00:36,950
تال‌بوی داشت سعی می‌کرد فرار کنه

16
00:00:36,951 --> 00:00:38,504
...و نمی‌دونم
.یه اتفاق تصادفی بود

17
00:00:38,560 --> 00:00:40,540
،تا جایی‌که همه می‌دونن
.تال‌بوی تبعید شده بود

18
00:00:40,564 --> 00:00:45,564
<font color="#ff0000">«: مـتـرجـمـیـن: آریـا و غـزل :»</font>
<font color="#ff8000">.:: Violet , Ariya ::.</font>

19
00:00:46,630 --> 00:00:50,540
<i>ریوردیل. شهری که یه‌روزی یه مکان
،امن و مناسب و عاری‌از گناه بود</i>

20
00:00:50,610 --> 00:00:52,090
<i>،الان به‌ یه‌شهر سیاهِ جنائی تبدیل شده بود</i>

21
00:00:52,170 --> 00:00:54,170
"مثل پیش‌زمینۀ یکی از داستان‌های "ریموند چندلر
<font color="#ff8000">[یکی‌از نویسندگان مشهور رمان‌های جنائی]</font>

22
00:00:54,240 --> 00:00:56,000
<i>پُر از زنانی که بخاطرشون
،آدم می‌کُشن</i>
<font color="#ff8000">[اشاره به فیلم شهرگناه محصول 2005]</font>

23
00:00:56,080 --> 00:00:58,150
<i>پستچی‌هایی که دوست دارن
دوبار زنگ بزنن</i>
<font color="#ff8000">[اشاره به رمان و فیلم پستچی همیشه دو بار زنگ می‌زند]</font>

24
00:00:58,160 --> 00:01:02,630
و گانگسترهای بیشتری نسبت‌به
.فیلم‌های "اسکورسیزی" داشت
<font color="#ff8000">[کارگردان مشهور مارتین اسکورسیزی]</font>

25
00:01:02,710 --> 00:01:04,340
<i>،شهرمون پُر بود از آدم‌های ناامید و درمونده</i>

26
00:01:04,420 --> 00:01:06,270
<i>،تک‌تک‌مون با شیاطین سروکله‌ می‌زدیم</i>

27
00:01:06,350 --> 00:01:08,770
<i>تک‌تک‌مون رازهایی داشتیم
.که سعی می‌کردیم مخفی‌شون کنیم</i>

28
00:01:08,850 --> 00:01:11,610
<i>،راز من خیلی بزرگ بود</i>

29
00:01:11,690 --> 00:01:13,440
<i>.دقیق بخوام بگم 2 متر قدش بود</i>

30
00:01:13,520 --> 00:01:14,780
.یه‌بار دیگه واسم توضیح بده

31
00:01:14,850 --> 00:01:17,110
به‌زور اسلحه بردیمش
.توی ایستگاه اتوبوس

32
00:01:17,190 --> 00:01:18,280
و سوار یکی از اتوبوس‌ها به‌مقصد
.خارج‌از شهر کردیمش

33
00:01:18,360 --> 00:01:20,010
!اون خواکین رو کُشته بود

34
00:01:20,010 --> 00:01:22,120
و تو فکر کردی گذاشتنش توی یه
اتوبوس، مجازات کافی‌ای‌ واسه‌شه؟

35
00:01:22,200 --> 00:01:23,190
.من که توی کَتم نمی‌ره

36
00:01:23,210 --> 00:01:24,770
.ببین، من یه تصمیمی گرفتم

37
00:01:24,850 --> 00:01:26,210
،شرمنده که تو باهاش موافق نیستی
.ولی اون دیگه رفته

38
00:01:27,980 --> 00:01:31,450
فعلاً جوری وانمود می‌کنم که انگار
.مزخرفاتت رو باور کردم

39
00:01:31,460 --> 00:01:34,380
الان سرم بخاطر پیدا کردن
.قاتل احتمالی هایرام شلوغه

40
00:01:35,620 --> 00:01:38,840
،دفعۀ بعد که منو می‌بینی
.داستان بهتری واسه گفتن داشته باش

41
00:01:40,460 --> 00:01:42,970
<i>داشتم مرگِ یه مرد خبیث‌رو
.لاپوشونی می‌کردم</i>

42
00:01:43,050 --> 00:01:46,630
<i>ولی جسد تال‌بوی پیتی تنها جسد
.تازه‌ توی این شهر سیاه نبود</i>

43
00:01:46,650 --> 00:01:48,970
<i>کلادیوس بلاسم، به خواب
،عمیقی فرو رفته بود</i>

44
00:01:48,980 --> 00:01:51,820
<i>و دوست‌دخترم بتی کوپر
.توی فکر این قتل بود</i>

45
00:01:51,890 --> 00:01:53,730
<i>و قاتل‌های زیادی
،توی دنیای بتی بودن</i>

46
00:01:53,800 --> 00:01:55,560
<i>که باید به‌سزای
.اعمال‌شون می‌رسیدن</i>

47
00:01:55,640 --> 00:01:57,500
.واقعاً کُفر آدم‌رو درمیاره، بابا

48
00:01:57,580 --> 00:02:00,990
"به گفته‌ی "لاج لجر
.مرگِ کلادیوس بلاسم، خودکشی بوده

49
00:02:01,070 --> 00:02:02,490
.ولی به‌نظر من به‌قتل رسیده

50
00:02:02,570 --> 00:02:04,570
...ولی اگه سیانور خورده بوده

51
00:02:04,650 --> 00:02:06,820
ولی آخه توی زندان
چجوری سیانور گیر آورده؟

52
00:02:06,830 --> 00:02:10,170
گمونم یه هدیه از طرف شریک‌جرم
سابقش پنه‌لوپه، مگه‌نه؟

53
00:02:10,240 --> 00:02:12,000
استفاده از سَم واقعاً
.برازنده‌ی پنه‌لوپه‌ست

54
00:02:12,080 --> 00:02:14,000
.کوچیک، کارآمد

55
00:02:14,010 --> 00:02:17,790
ولی اگه هیچ‌کس دیگه‌ای
،درباره‌ی مرگِ کلادیوس نمی‌پرسه

56
00:02:17,870 --> 00:02:19,010
چرا تو می‌پرسی؟

57
00:02:19,090 --> 00:02:23,180
.چون مبهم و گول‌زننده‌ست، بابا

58
00:02:23,260 --> 00:02:25,680
سال‌هاست که پنه‌لوپه
،آدم می‌کُشه

59
00:02:25,760 --> 00:02:27,850
و واقعاً هم تونسته از
،زیر اون قتل‌ها قسر در بره

60
00:02:27,930 --> 00:02:29,970
دریل دویلی" هم با"
،خرزهره مسموم شده بود

61
00:02:30,050 --> 00:02:32,520
که این گل رو فقط بلاسم‌ها
.پرورش می‌دن

62
00:02:32,600 --> 00:02:36,020
.فدرهِد مسموم شده بود
.راهبه‌ها هم مسموم شده بودن

63
00:02:36,030 --> 00:02:37,270
.و حالا هم که کلادیوس

64
00:02:37,350 --> 00:02:39,100
فقط نمی‌تونم هیچ‌کدوم
.از این‌ها رو ثابت کنم

65
00:02:39,180 --> 00:02:42,150
مثل این می‌مونه که اون
.یه قتل بی‌عیب و نقص مرتکب شده

66
00:02:42,230 --> 00:02:43,980
،تو قبلاً الگو رو پیدا کردی

67
00:02:44,060 --> 00:02:46,940
قتل‌هایی که به‌شکل خودکشی
.جلوه داده می‌شن

68
00:02:47,020 --> 00:02:49,540
از نزدیکان پنه‌لوپه
دیگه کی بخاطر خودکشی مُرد؟

69
00:02:49,620 --> 00:02:50,990
.الان بهش فکر کن

70
00:02:51,070 --> 00:02:52,380
.کلیفورد

71
00:02:52,450 --> 00:02:54,200
.ولی اون خودش رو حلق‌آویز کرده بود

72
00:02:54,210 --> 00:02:58,010
شاید. واسم سؤاله، اگه
.این کل داستان باشه

73
00:02:59,130 --> 00:03:00,340
اون‌شب کی اون‌جا بود؟

74
00:03:01,960 --> 00:03:06,560
.پنه‌لوپه.... و شرل

75
00:03:06,630 --> 00:03:10,480
،اگه شاهدی وجود داشته باشه
.پس یه قتل بی‌عیب‌و نقص نیست

76
00:03:12,560 --> 00:03:17,400
<i>توی همین‌حین، آرچی اندروز دیگه حس نمی‌کرد
.که توسط هایرام لاج عذاب می‌کِشه</i>

77
00:03:17,480 --> 00:03:19,100
<i>.ولی اون هنوز عذاب می‌کِشید</i>

78
00:03:19,180 --> 00:03:21,560
<i>توی اون دوراهی
،گیر افتاده بود</i>

79
00:03:21,570 --> 00:03:24,410
<i>و داشت از سرنوشتش که رویارویی
،با مرد سیاهپوش بود فرار می‌کرد</i>

80
00:03:24,480 --> 00:03:27,530
<i>،آرچی با خودش کلنجار می‌رفت
.دنبال یه‌هدف واسه زندگیش بود</i>

81
00:03:27,600 --> 00:03:28,820
قضیه چیه، پسرم؟

82
00:03:28,900 --> 00:03:30,570
بخاطر به‌هم‌زدنت با ورونیکاست؟

83
00:03:30,580 --> 00:03:32,290
...نه، بابا، قضیه این نیست

84
00:03:35,110 --> 00:03:36,380
.داشتم فکر می‌کردم

85
00:03:37,500 --> 00:03:40,580
.شاید دانشگاه به‌درد من نمی‌خوره

86
00:03:40,590 --> 00:03:42,090
شاید بتونم دوباره کار کردن با تو

87
00:03:42,170 --> 00:03:43,590
.توی شرکت ساخت‌وساز رو امتحان کنم

88
00:03:43,670 --> 00:03:46,000
خب، سخت‌کوشی که
.خجالت نداره، پسرم

89
00:03:46,080 --> 00:03:48,210
ولی این‌حرفت از کجا دراومده؟

90
00:03:48,290 --> 00:03:50,600
بعد از این اتفاقات مزخرفی
،که این چندماه پشت‌سر گذاشتم

91
00:03:50,680 --> 00:03:52,600
.فقط می‌خوام از ذهنم پاک‌شون کنم

92
00:03:52,680 --> 00:03:54,600
.با دست‌هام کار کنم

93
00:03:54,680 --> 00:03:56,470
.سعی کنم اوضاع‌رو روبه‌راه کنم

94
00:03:56,550 --> 00:03:59,930
خب، اگه قصدت جدی‌‍ه، پس بهتره
.دست از تنبلی برداری و بجنبی

95
00:03:59,950 --> 00:04:01,240
.حدود یه‌ساعت دیگه شیفت‌‍ت شروع می‌شه

96
00:04:02,810 --> 00:04:04,900
<i>تنها چیزی که آرچی
،یقیناً می‌دونست</i>

97
00:04:04,970 --> 00:04:06,520
<i>.این بود که عصبانی‌‍ه</i>

98
00:04:06,600 --> 00:04:08,280
<i>و ضربه زدن به چیزای دیگه
.حالش رو بهتر می‌کرد</i>

99
00:04:13,150 --> 00:04:15,080
!وقت استراحت و غذاست، بچه‌ها

100
00:04:16,950 --> 00:04:18,450
!اندروز

101
00:04:18,460 --> 00:04:20,620
.تیم ما، یه تیم متحد و هماهنگ‌‍ه

102
00:04:20,630 --> 00:04:22,920
باید وقتی برای استراحت بهت
.دستور داده می‌شه، گوش کنی

103
00:04:22,990 --> 00:04:23,930
.و دست از کار بکشی

104
00:04:29,270 --> 00:04:31,800
وقتی می‌گم دست نگه‌دار، باید
.دست نگه‌داری

105
00:04:31,810 --> 00:04:33,590
!برو کنار
.من استراحت نمی‌خوام

106
00:04:33,670 --> 00:04:35,150
.از این کارت پشیمون می‌شی، بچه‌چون

107
00:04:35,220 --> 00:04:37,020
.من خیلی ازت گُنده‌ترم

108
00:04:43,430 --> 00:04:45,770
کافیه دیگه! واسم مهم نیست
،که بچه‌ی فرد هستی

109
00:04:45,850 --> 00:04:46,990
!تو از تیم من اخراجی

110
00:04:47,070 --> 00:04:49,110
!غلط کردی که اخراجم

111
00:04:49,190 --> 00:04:50,900
<i>حالا که هایرام توی بیمارستان خوابیده
،بود و واسه زنده‌موندن تلاش می‌کرد</i>

112
00:04:50,980 --> 00:04:52,600
<i>باعث شده بود خون به
.مشام خیلی‌ها برسه</i>

113
00:04:52,680 --> 00:04:54,910
<i>و کوسه‌ها هم داشتن به
،دختر آقای گانگستر، ورونیکا لاج</i>

114
00:04:54,980 --> 00:04:56,500
<i>.نزدیک می‌شدن </i>

115
00:04:56,580 --> 00:04:59,000
.از طرفِ خانواده‌ی من به‌خانواده‌ی شما

116
00:04:59,080 --> 00:05:02,170
درسته که از رفتارهای
باوقارانه خوشم میاد، الیو

117
00:05:02,250 --> 00:05:04,420
،ولی بهترین دوست دخترها
.الماس‌ها هستن

118
00:05:04,490 --> 00:05:05,570
.اینا ماله بابات‌‍ه

119
00:05:05,570 --> 00:05:06,830
شنیدم اون هنوز توی بیمارستان‌‍ه

120
00:05:06,910 --> 00:05:09,000
و می‌خواستم شخصاً
،بیام این‌جا

121
00:05:09,080 --> 00:05:10,460
تا بهت بگم که من برای بهبودی‌اش
.دعا می‌کنم

122
00:05:10,540 --> 00:05:16,680
،"به‌قول "ساموئل کلمنز
.گزارش‌های مرگش خیلی اغراق‌آمیز بوده
<font color="#ff8000">نویسندۀ مشهور که این جمله نقل‌قولی از]
[کتاب زندگینامه‌اش "تاریکی در قلمرو" بود</font>

123
00:05:13,520 --> 00:05:16,680


124
00:05:16,690 --> 00:05:18,970
.لاشخورها دارن جمع می‌شن، ورونیکا

125
00:05:18,980 --> 00:05:21,020
بی‌صبرانه مشتاق‌اند که
.وارد قلمروی بابات بشن

126
00:05:21,100 --> 00:05:22,480
داری راجع‌به خودت حرف می‌زنی؟

127
00:05:22,550 --> 00:05:24,890
دارم یه توصیه‌ی دوستانه
.بهت می‌کنم

128
00:05:24,970 --> 00:05:27,020
کارهایی مثل کُشتن بابات؟

129
00:05:27,030 --> 00:05:29,359
.خیلی بعیده که ناتموم باقی بمونه

130
00:05:29,700 --> 00:05:32,040
<i>آره، همه‌مون مشکلات
.خودمون‌ُ داریم</i>

131
00:05:32,110 --> 00:05:33,540
<i>.شهر غرقِ در همین مشکلات‌‍ه</i>

132
00:05:33,610 --> 00:05:34,850
<i>،و از بین این مشکلات
خفن‌ترینش</i>

133
00:05:34,930 --> 00:05:36,250
<i>داشت از پُشت در
.می‌اومد سراغم</i>

134
00:05:40,620 --> 00:05:45,250
."کلاه قشنگی‌‍ه، "باکال
<font color="#ff8000">اشاره به لورن باکال بازیگر، که به‌همراه همفری بوگارت]
[در فیلم جنائی "خواب ابدی"  براساس رمان ریموند چندلر بازی کرده بود</font>

135
00:05:45,290 --> 00:05:46,930
<i>.یه کار واسه‌ت دارم، جونز</i>

136
00:05:48,130 --> 00:05:52,430
می‌خوام بفهمی کی به‌بابام
.شلیک کرده

137
00:05:54,970 --> 00:05:58,372
نصفِ دیگه‌شو وقتی می‌گیری
.که اسم یا اسم‌هاشون رو بهم بدی

138
00:05:58,750 --> 00:06:00,100
.این کار بزرگی‌‍ه

139
00:06:01,810 --> 00:06:03,380
گمونم نصفِ آدم‌های این شهر

140
00:06:03,460 --> 00:06:06,520
می‌خوان ببینن که بابات توی بشکه‌های
.شیرۀ افرا خفه می‌شه، بهت برنخوره

141
00:06:06,600 --> 00:06:07,570
.بهم برنخورد

142
00:06:07,650 --> 00:06:10,280
خودم اولین مظنون
.رو بهت معرفی می‌کنم

143
00:06:11,990 --> 00:06:13,430
.مامانم

144
00:06:13,430 --> 00:06:15,860
چند هفته پیش، اتفاقی شنیدم که
.مامان و بابام دعوا می‌کردن

145
00:06:15,940 --> 00:06:18,860
،دست قبل از قرنطینه بود
.بعد از این‌که بهم تشنج دست داده بود

146
00:06:18,940 --> 00:06:22,030
!نه، من حمایتت می‌کنم
تو واسم قسم خوردی

147
00:06:22,110 --> 00:06:23,920
.که همچین اتفاقی نمی‌افته -
چه خبره؟ -

148
00:06:24,000 --> 00:06:25,870
<i>مامانم داشت بابام‌رو
،سرزنش می‌کرد</i>

149
00:06:25,950 --> 00:06:27,760
.یه‌چیزی راجع‌به شکستن یه‌قول بود

150
00:06:30,790 --> 00:06:32,170
اگه چیزایی که بفهمم
به مزاج‌‍ت خوش نیاد چی؟

151
00:06:32,250 --> 00:06:34,720
.من دیگه دختر بزرگی‌ام
.می‌تونم باهاش کنار بیام

152
00:06:35,540 --> 00:06:37,600
،خیلی‌خب، پس

153
00:06:37,680 --> 00:06:40,470
.دیگه منو "فیلیپ مارلو"ی خودت فرض کن
<font color="#ff8000">[یک کاراکتر کاراگاه در رمان‌های چندلر]</font>

154
00:06:40,480 --> 00:06:42,350
<i>من با بازی کردن نقش کاراگاه
،مشکلی ندارم</i>

155
00:06:42,420 --> 00:06:44,460
<i>مخصوصاً وقتی پای
،این همه پول درمیونه</i>

156
00:06:44,460 --> 00:06:47,940
<i>ولی اگه همون‌جا و همون‌موقع می‌دونستم که
،این تحقیقات منو به کجاها می‌کِشونه</i>

157
00:06:48,020 --> 00:06:49,650
<i>.هیچ‌وقت اون پول‌رو قبول نمی‌کردم</i>

158
00:06:49,651 --> 00:06:53,651
<font color="#cb351b">.::ارائه‌ای اختصاصی از وبسایتِ::.
|-| Film2Movie.WS |-|</font>

159
00:06:53,652 --> 00:06:56,734
<font color="#b8b8dc">.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:.</font>
<font color="#0080ff">*|*|*|*  @MyFilm2Movie  *|*|*|*</font>

160
00:06:56,735 --> 00:06:58,325
این افتخار رو مدیون چی هستم؟

161
00:06:58,335 --> 00:07:00,415
،سریع می‌رم سر اصل مطلب
.خانم شهردار

162
00:07:00,985 --> 00:07:02,205
شما به شوهرتون شلیک کردین؟

163
00:07:02,215 --> 00:07:03,745
ببخشید؟

164
00:07:03,825 --> 00:07:05,005
.من عاشقِ شوهرم‌ام

165
00:07:05,085 --> 00:07:06,675
ولی بهش شلیک کردین؟

166
00:07:06,745 --> 00:07:08,675
طبق چیزایی که شنیدم، اوضاع توی
.پمبروک اون‌قدرها هم خوب نبوده

167
00:07:08,755 --> 00:07:10,755
همون‌طور گزارشات و شاهدها
،حرفم‌ رو تصدیق می‌کنن

168
00:07:10,825 --> 00:07:12,845
وقتی هایرام تیر خورد من پشت
.تلفن داشتم باهاش حرف می‌زدم

169
00:07:12,925 --> 00:07:15,515
داشتم توی رستوران پاپ
.سفارش ناهارم رو تحویل می‌گرفتم

170
00:07:15,595 --> 00:07:17,135
،وقتی ورونیکا دچار تشنج شد
شما و هایرام

171
00:07:17,205 --> 00:07:18,345
راجع‌به چی بحث می‌کردین؟

172
00:07:18,355 --> 00:07:21,185
،خب، آقای جونز
،اگه لازمه بدونین

173
00:07:21,265 --> 00:07:24,095
داشتیم دعوا می‌کردیم چون فهمیدم هایرام
.با نفر دیگه داره بهم خیانت می‌کنه

174
00:07:24,105 --> 00:07:26,355
یه‌‌مدت بود که بهش
،مشکوک شده بودم

175
00:07:26,435 --> 00:07:29,015
واسه‌همین به کلانتر مینتا گفتم
.که تعقیبش کنه

176
00:07:29,035 --> 00:07:31,285
البته این قضیه ماله قبل‌از
.این بود که کلانتر سلاخی بشه

177
00:07:32,685 --> 00:07:36,325
.و اون... اینارو بهم داد

178
00:07:40,565 --> 00:07:42,785
،خب حالا، نمی‌دونم این کی هست

179
00:07:42,855 --> 00:07:45,035
ولی هایرام مرتباً  توی
.هتل "پنج فصل" می‌رفت دیدنش

180
00:07:45,045 --> 00:07:47,495
یه‌زن دیگه توی زندگی هایرام، انگیزه‌ی
.خیلی خوبی واسه کُشتن‌‍ش بهتون می‌ده

181
00:07:47,575 --> 00:07:49,285
.نه، این‌طور نیست

182
00:07:49,365 --> 00:07:51,625
فقط ازش خواستم که این‌ رابطه‌رو
.تموم کنه، و این‌کارو کرد

183
00:07:51,705 --> 00:07:52,715
خب حالا، من اینا رو بهتون گفتم

184
00:07:52,795 --> 00:07:54,425
.چون هیچی واسه قایم کردن ندارم

185
00:07:55,895 --> 00:07:57,055
.اونا پیشِ خودت باشه

186
00:07:57,135 --> 00:07:58,175
یعنی میگم، از کجا معلوم؟

187
00:07:58,255 --> 00:08:00,005
شاید وقتی هایرام رابطه‌رو تموم کرده

188
00:08:00,085 --> 00:08:01,205
.خانوم معشوقه، عصبانی شده

189
00:08:01,285 --> 00:08:03,145
خودت که می‌دونی خانم‌های بلوند
.می‌تونن چقدر خطرناک باشن

190
00:08:06,675 --> 00:08:07,905
.اوه، نه، نه

191
00:08:07,975 --> 00:08:09,515
امروز قرار نیست
.به محل کار بری

192
00:08:09,595 --> 00:08:12,355
نه وقتی‌که دیروز یه‌دعوا
.راه ‌انداختی

193
00:08:12,435 --> 00:08:15,065
،فقط داشتم کارم‌رو انجام می‌دادم
...تقصیر من نبود، و بعدش ویک

194
00:08:15,075 --> 00:08:18,445
ویک؟ ویک مدت زیادی‌‍ه که
.داره واسه من کار می‌کنه

195
00:08:18,525 --> 00:08:21,415
.کسی که کارش رو خوب بلده -
.باشه، حالاهرچی -

196
00:08:21,495 --> 00:08:23,365
،اوه، نه، نه، کارمون تموم نشده
.مرد جوون

197
00:08:23,445 --> 00:08:26,755
نمی‌خوای بهمم توضیح بدی که
چرا این‌رو توی اتاق جنابعالی پیدا کردم؟

198
00:08:26,825 --> 00:08:28,285
چیه، فکر کردی تو
اولین بچه‌ای هستی

199
00:08:28,365 --> 00:08:30,295
که توی دوران دبیرستان مشروب می‌خوره؟
.نخیر

200
00:08:30,375 --> 00:08:31,755
.این‌ مشکلاتت رو حل نمی‌کنه

201
00:08:31,835 --> 00:08:32,925
.من می‌رم

202
00:08:33,005 --> 00:08:35,165
.باشه، یه قدمی بزن، آرچی
.یه‌هوایی بخور

203
00:08:35,245 --> 00:08:36,595
،وقتی بیرون قدم می‌زنی

204
00:08:36,675 --> 00:08:38,345
به‌این فکر کن که چقدر
.لازمه رفتارت رو درست کنی

205
00:08:41,175 --> 00:08:43,055
،ما امروز این‌جا جمع شدیم

206
00:08:43,125 --> 00:08:46,275
.تا برای مرگ یکی‌از عزیزان‌مون عزاداری کنیم

207
00:08:48,605 --> 00:08:49,935
!بتی

208
00:08:49,945 --> 00:08:51,435
.بتی مهربون و عزیزم

209
00:08:51,445 --> 00:08:53,615
.تو هم اومدی ادای احترام کنی

210
00:08:53,685 --> 00:08:57,395
خب، عمو کلادیوس عضو
...خانواده‌مون بود، واسه‌همین

211
00:08:57,475 --> 00:08:58,995
.بیا با ما عزاداری کن، دختر دایی

212
00:09:02,985 --> 00:09:05,535
به‌طرز غم‌انگیزی، مردم حق‌نشناس این شهر

213
00:09:05,605 --> 00:09:08,865
.هیچ‌وقت استقبال درستی از کلادیوس نکردن

214
00:09:08,945 --> 00:09:10,165
به‌نظرم بخاطر همین

215
00:09:10,235 --> 00:09:13,255
،مرتکب بزرگ‌ترین گناه شد

216
00:09:14,205 --> 00:09:16,515
.و خودکشی کرد

217
00:09:17,375 --> 00:09:19,515
.داره اشک تمساح می‌ریزه

218
00:09:25,465 --> 00:09:27,985
با وجود اینکه ازت ممنونم
،که تشریف آوردی

219
00:09:28,055 --> 00:09:30,475
بهم بگو، واقعاً دلیل
اومدت به‌اینجا چیه، بتی؟

220
00:09:30,555 --> 00:09:31,985
اون‌هم توی مراسم ختم عموم؟

221
00:09:32,065 --> 00:09:34,065
.اومدم که باهات صحبت کنم

222
00:09:34,135 --> 00:09:36,365
شرل، آدم‌هایی که با مامانت
در ارتباط بودن

223
00:09:36,445 --> 00:09:39,155
مرتباً دارن به‌وسیله‌ی مسمویت

224
00:09:39,235 --> 00:09:41,495
یا خودکشی‌های عجیب می‌میرن

225
00:09:41,575 --> 00:09:44,025
.از جمله بابای خودت

226
00:09:44,105 --> 00:09:49,615
بابام توی انبار خودش‌رو
.حلق‌آویز کرده بود، بتی

227
00:09:49,695 --> 00:09:51,625
یه‌طناب بسته بود
دورِ گردنش

228
00:09:51,695 --> 00:09:53,635
و بعدش‌هم یه بُشکه‌ی شیره‌ی افرا
.رو از زیر پای خودش هُل داده بود

229
00:09:55,155 --> 00:09:56,915
.ختم داستان

230
00:09:56,995 --> 00:09:58,665
همه‌چی روبه‌راهه؟

231
00:09:58,745 --> 00:10:01,215
بتی طبق معمول عین پشه
.وز وز می‌کرد، تی‌تی

232
00:10:01,285 --> 00:10:03,175
و می‌ترسم که دیگه نتونم
.صبر و تحملش رو داشته باشم

233
00:10:03,185 --> 00:10:06,435
.از این‌جا برو، بتی
.روز سختی داشتیم

234
00:10:09,095 --> 00:10:11,185
سوئیت‌پی، فنگز، چرا
گفتین بیام این پائین؟

235
00:10:11,195 --> 00:10:12,235
می‌دونین که دارم روی
.یه‌پرونده کار می‌کنم

236
00:10:12,305 --> 00:10:14,355
شنیدم که دارو دستۀ گارگویل
.خیلی عصبانی‌اند

237
00:10:14,365 --> 00:10:15,525
.دارن دنبال تال‌بوی می‌گردن

238
00:10:15,605 --> 00:10:17,695
و تا وقتی‌که جسدش
،این پائین باشه

239
00:10:17,775 --> 00:10:19,055
!واسه ما عین یه بمب ساعتی‌‍ه

240
00:10:19,055 --> 00:10:21,025
آره، خب، الان خیلی گرمه
.که بخوایم جابه‌جاش کنیم

241
00:10:21,035 --> 00:10:22,115
!هی

242
00:10:23,855 --> 00:10:26,485
بیاین خونسردی‌مون
رو حفظ کنیم، باشه؟

243
00:10:26,565 --> 00:10:28,375
فنگز، می‌خوام که این‌جا
،پیشِ تال‌بوی بمونی

244
00:10:28,455 --> 00:10:29,825
و می‌خوام درب این‌جا رو
.قفل کنی

245
00:10:29,905 --> 00:10:31,205
.جدی می‌گم

246
00:10:31,215 --> 00:10:33,925
سوئیت‌پی، باید یه‌نفر
.رو واسم تعقیب کنی

247
00:10:38,625 --> 00:10:40,045
<i>...نیکو، لئو</i>

248
00:10:40,055 --> 00:10:41,675
.ما الان توی یه بحرانی هستیم

249
00:10:41,745 --> 00:10:43,885
اشخاصی از دنیای تبهکارها
،بوی خون به مشام‌شون رسیده

250
00:10:43,965 --> 00:10:45,595
و ما هم باید وضعیت‌رو
،عوض کنیم

251
00:10:45,665 --> 00:10:48,065
باید این حقیقت رو که بابام
وضعیتش خرابه رو پنهان کنیم

252
00:10:48,135 --> 00:10:50,555
.و یه جبهه‌ی قوی تشکیل بدیم

253
00:10:50,565 --> 00:10:51,725
.واسه‌ی این‌کار خیلی دیر شده

254
00:10:51,735 --> 00:10:52,945
.مردم دارن درباره‌ش حرف می‌زنن

255
00:10:53,025 --> 00:10:54,645
اخیراً هیشکی
مرد سیاهپوش رو ندیده

256
00:10:54,655 --> 00:10:56,355
.و هیچ‌کس هم پول‌ها رو جمع نکرده -
چی؟ -

257
00:10:56,365 --> 00:10:58,235
آخه چرا نه؟
باید بریم و

258
00:10:58,315 --> 00:11:00,105
.و شروع به جمع‌کردن پول‌ها کنیم
.خیلی زود

259
00:11:00,185 --> 00:11:02,395
نیکو و من داشتیم راجع‌به راه‌حل‌های
.روبرومون صحبت می‌کردیم

260
00:11:02,415 --> 00:11:04,235
این احتمالاً به نفع خانواده‌ت باشه

261
00:11:04,245 --> 00:11:05,865
.که با خانواده‌ی "گرانده" همکاری کنی

262
00:11:05,935 --> 00:11:07,735
منظورت خانواده‌ی "ایلو"‌‍ه؟

263
00:11:07,815 --> 00:11:09,325
.همچین اتفاقی نمی‌افته

264
00:11:09,395 --> 00:11:11,745
تیری که بابات خورد، 5 سانتی‌متر
.با قلب‌‍ش فاصله داشت

265
00:11:11,755 --> 00:11:12,915
،اگه محتاط نباشیم

266
00:11:12,995 --> 00:11:14,205
.حرکت بعدی‌مون ممکنه حرکت آخرمون باشه

267
00:11:14,275 --> 00:11:16,585
لازم نکرده که تو واسه‌ی من
توضیح بدی

268
00:11:16,665 --> 00:11:18,165
.که چی به‌نفع خانواده‌مه

269
00:11:18,245 --> 00:11:21,295
،با تمام احترام
.شما واقع‌بین نیستین

270
00:11:21,305 --> 00:11:23,975
.با تمام احترام، شما اخراجین

271
00:11:24,955 --> 00:11:25,935
.هردوتون

272
00:11:26,005 --> 00:11:27,415
جدی می‌گی؟

273
00:11:27,495 --> 00:11:29,265
داری از دست تنها محافظ‌های مافیایی
که برات مونده خلاص می‌شی؟

274
00:11:29,345 --> 00:11:30,545
منظورت همون دوتا دلقکی‌‍ه

275
00:11:30,545 --> 00:11:32,725
که نتونستین از بابام
محافظت کنین که تیر نخوره؟

276
00:11:32,795 --> 00:11:33,985
.آره، نه ما لازم‌تون نداریم

277
00:11:39,805 --> 00:11:41,615
من هردوی شما رو
.جزء نزدیکانم به‌حساب میارم

278
00:11:41,695 --> 00:11:44,115
...اسمیترز، که قبلاً دربان خونه‌مون بود

279
00:11:44,195 --> 00:11:48,115
و رجی که مرد همه‌کاره
.و همه‌فن حریفِ منه

280
00:11:48,125 --> 00:11:50,945
ازتون خواستم بیاین این‌جا، چون به
.آدم‌های قابل‌اعتماد احتیاج دارم

281
00:11:51,025 --> 00:11:53,245
دشمن‌هامون ضعف مارو حس کردن

282
00:11:53,315 --> 00:11:55,075
و ما باید قدرت‌مون رو بهشون
.نشون بدیم

283
00:11:55,155 --> 00:11:56,415
.خیلی‌خب، اجازه هست

284
00:11:56,425 --> 00:11:58,705
زمان جنگ، توی سنگرها
،یه موقعی بود

285
00:11:58,715 --> 00:12:01,585
که تعداد افرادمون
.خیلی کم شده بود

286
00:12:01,665 --> 00:12:05,425
و ما اینو می‌دونستیم که دشمن
.ممکنه هرلحظه سنگرمون رو نابود کنه

287
00:12:05,495 --> 00:12:07,135
من کلاه‌های سربازهای
،مُرده‌مون رو جمع کردم

288
00:12:07,215 --> 00:12:09,095
،و اونا رو روی سرنیزه‌ی تفنگ‌ها گذاشتم

289
00:12:09,165 --> 00:12:10,645
و اونقدر بالا بردم‌شون تا

290
00:12:10,715 --> 00:12:13,845
دشمن بتونه ببینه و
.باعث شه اونا دست‌ نگه‌دارن

291
00:12:13,855 --> 00:12:17,345
بعضی‌وقتا، اوضاع جوری که
،واقعاً هست به‌نظر نمیاد

292
00:12:17,425 --> 00:12:19,685
ظاهر هرچی بگه
.همون‌جور هم به‌نظر میاد

293
00:12:21,475 --> 00:12:23,985
تو الان یه فکری توی
.سرم انداختی،‌ اسمیترز

294
00:12:24,065 --> 00:12:26,365
کلاه مخصوص راننده‌ی اوتوبوست
.لازم‌مون می‌شه

295
00:12:30,815 --> 00:12:33,825
خب، این آتیش‌پاره‌ی بلوندی که داری
تعقیبش می‌کنی، کی هست؟

296
00:12:33,835 --> 00:12:35,335
.معشوقه‌ی هایرام

297
00:12:35,415 --> 00:12:37,665
،هایرام باهاش به‌هم زده
.واسه‌همین ممکنه به فکر انتقام بوده باشه

298
00:12:37,745 --> 00:12:39,995
دربان راجع‌به این طبقه
بهم اطلاعات داد

299
00:12:40,005 --> 00:12:42,585
ولی کاش بهم شماره‌ی اتاقش
.رو داده بود

300
00:12:42,655 --> 00:12:45,345
خب، شاید شماره‌ی اتاقی
.نبوده که بخواد بهت بده

301
00:12:49,205 --> 00:12:50,345
.راستی، ممنون که باهام اومدی

302
00:12:50,425 --> 00:12:52,095
.باعث افتخارم بود

303
00:12:52,165 --> 00:12:55,595
فعلاً تحقیقاتم معلق شده تا وقتی‌که
.دکتر کوردل جونیور خبرم کنه

304
00:12:55,675 --> 00:12:59,195
کاشف به‌عمل اومده که
.کلادیوس اصلاً کالبدشکافی نشده

305
00:12:59,265 --> 00:13:02,525
پنه‌لوپه قبل از کالبدشکافی
.جسدش رو سوزونده

306
00:13:02,605 --> 00:13:03,695
ولی امیدوارم که یه‌چیز به‌دردبخور

307
00:13:03,775 --> 00:13:06,075
توی گزارش کالبدشکافی
.کلیفورد بلاسم پیدا بشه

308
00:13:07,105 --> 00:13:09,525
هیشکی خونه نیست
.بیا بیخیال شیم

309
00:13:09,535 --> 00:13:11,365
مگه "همفری بوگارت" بی‌خیال می‌شد؟
<font color="#ff8000">[بازیگر مشهور که در فیلم‌های جنائی هم بازی کرده]</font>

310
00:13:11,375 --> 00:13:12,625
.بیا فقط یه‌امتحانی بکنیم

311
00:13:14,525 --> 00:13:16,495
آخه کدوم اتاق هتلی هست
که درش قفل نباشه؟

312
00:13:26,965 --> 00:13:32,385
و حالا، ظاهراً یه کلوپ سکسیِ
.نه‌چندان مخفی توی ریوردیل وجود داره

313
00:13:41,765 --> 00:13:42,865
.ببخشید

314
00:13:47,055 --> 00:13:48,615
این‌جا دیگه چه‌جور جائی‌‍ه؟

315
00:13:49,655 --> 00:13:51,245
.این‌جا "کلوپ افرا" ست

316
00:13:51,325 --> 00:13:54,455
یه‌جای امن، البته اگه
.کلمه‌ی رمز رو بلد باشین

317
00:13:56,985 --> 00:13:58,785
این زن رو دیدین؟
تاحالا اینجا اومده؟

318
00:13:58,795 --> 00:14:01,465
تو همین‌الان یکی‌از
.مشتری‌های منو ترسوندی

319
00:14:12,965 --> 00:14:15,645
،اون این‌جا کار نمی‌کنه
.ولی این‌ اطراف دیدمش

320
00:14:16,805 --> 00:14:18,775
.اتاق 311 رو چک کنین
<font color="#ff8000">شماره‌ی اتاق از شماره این قسمت از این فصل]
[سریال گرفته شده" فصل 3 قسمت 11</font>

321
00:14:18,845 --> 00:14:21,565
"لارا، چرا آقای "آرکلایت
با همچین عجله‌ای گذاشت رفت؟

322
00:14:23,515 --> 00:14:25,475
شما دوتا این‌جا چیکار می‌کنین؟

323
00:14:25,485 --> 00:14:27,775
خودتون می‌دونین که این‌جا
.یه کلوپ خصوصی‌‍ه. برین بیرون

324
00:14:27,855 --> 00:14:29,945
منظورت یه فاحشه‌خونه‌است؟

325
00:14:29,955 --> 00:14:31,615
،راستی
کلانتر جدید می‌دونه

326
00:14:31,695 --> 00:14:33,995
که یه منطقه‌ی مخصوص فحشا
توی ریوردیل وجود داره؟

327
00:14:36,365 --> 00:14:40,295
وقت من باارزشه، بچه‌ها
خب، چی می‌خواین؟

328
00:14:40,365 --> 00:14:42,795
،می‌دونستم که خودت فاحشه‌ای
،عمه‌جون

329
00:14:42,875 --> 00:14:45,125
ولی الان داری از زن‌های دیگه‌هم
سوءاستفاده می‌کنی؟

330
00:14:46,825 --> 00:14:50,125
.این زن‌ها قربانی نیستن، بتی

331
00:14:50,135 --> 00:14:53,975
،"توی کلوپِ "افرا
.این آقایون هستن که زجر می‌کِشن

332
00:14:54,045 --> 00:14:56,265
ما توی تسلط بر مردان
.تخصص داریم

333
00:14:56,345 --> 00:14:58,595
و این‌ خانم‌ها هم اون‌قدری پول درمیارن
.که یه‌زندگی جدید شروع کنن

334
00:14:58,675 --> 00:15:01,305
اوه، بس کن، تو فقط
.داری به‌خودت کمک می‌کنی

335
00:15:01,315 --> 00:15:02,605
و چرا این‌کارو نکنم؟

336
00:15:03,635 --> 00:15:05,145
.هیچ‌وقت هیشکی کمکم نکرد

337
00:15:05,155 --> 00:15:07,305
،وقتی 8 سالم بود

338
00:15:07,375 --> 00:15:09,985
<i>خانواده‌ی بلاسم اومدن و منو  از
.آسایشگاه خواهران بخشنده بُردن</i>

339
00:15:10,065 --> 00:15:11,605
،برای همین خواهرها رو مسموم کردی

340
00:15:11,685 --> 00:15:12,995
بخاطر این‌که تو رو
به بلاسم‌ها فروختن؟

341
00:15:13,065 --> 00:15:15,945
،من اون راهبه‌ها رو نکُشتم
...و درضمن

342
00:15:16,025 --> 00:15:19,495
و اونی که منو به بلاسم‌ها فروخت، خواهرها نبودن
.یه‌نفر بود که به "مونسن‌یور" معروف بود

343
00:15:19,575 --> 00:15:22,165
باشه، تو اون راهبه‌های
.قلابی رو نکُشتی

344
00:15:22,245 --> 00:15:23,495
تو کلادیوس رو کُشتی؟

345
00:15:23,505 --> 00:15:26,175
،اون‌طور که به‌من گفتن
.اون خودکشی کرده

346
00:15:26,245 --> 00:15:27,745
،خیلی پیش‌پا افتاده‌ست
به‌نظرتون این‌طور نیست؟

347
00:15:27,825 --> 00:15:31,425
،به‌هرحال، وقتی اون مرد بیچاره مُرد
.من این‌جا بودم

348
00:15:32,085 --> 00:15:34,675
از هرکدوم از دخترهام
.که میخواین بپرسین

349
00:15:34,685 --> 00:15:35,965
<i>،نکته‌ی جالب امروز</i>

350
00:15:36,045 --> 00:15:38,005
<i>.پنه‌لوپه، خانم رئیس یه کلوپ شهوانی‌‍ه</i>

351
00:15:38,015 --> 00:15:39,805
آره، قصه‌ی غمناک‌‍ش
این واقعیت که اون

352
00:15:39,875 --> 00:15:42,475
.که اون یه قاتل بی‌رحمه رو عوض نمی‌کنه

353
00:15:42,545 --> 00:15:44,305
می‌خوای اتاق 311 رو چک کنی؟

354
00:15:44,385 --> 00:15:46,355
.می‌تونم از یکی‌از گیره‌های سرت استفاده کنم

355
00:15:47,435 --> 00:15:48,865
.دکتر کوردل‌‍ه

356
00:15:48,935 --> 00:15:51,605
شاید اون گزارش کالبدشکافی
کلیفورد رو پیدا کرده؟

357
00:15:51,685 --> 00:15:54,525
و به‌همین راحتی
.شما برمی‌گردی سراغ پرونده‌ات

358
00:15:54,535 --> 00:15:58,507
.برای گناهکاران آرامشی نیست -
.توی شهر آدم‌های گناهکار اینطور نیست -

359
00:15:59,035 --> 00:16:00,455
.بعداً می‌بینمت

360
00:16:04,416 --> 00:16:08,231
<font color="#ff8000">"Sooner or Later" آهنگِ]
[خواننده‌ی اصلی: مدونا</font>

361
00:16:25,515 --> 00:16:26,815
.رجی

362
00:16:31,155 --> 00:16:33,395
.فکر کنم به‌اندازه‌ی کافی خوردی، رفیق

363
00:16:33,405 --> 00:16:34,935
.بزار واسه‌ت یه تاکسی بگیرم

364
00:16:35,015 --> 00:16:37,245
.من یه مشتری دست‌به نقدم، رجی

365
00:16:37,315 --> 00:16:38,445
.وقتی از‌ اینجا می‌رم که دلم بخواد

366
00:16:38,525 --> 00:16:41,365
رفیق، ورونیکا به‌اندازه‌ی کافی
.مشکلات داره

367
00:16:41,435 --> 00:16:44,155
اون نمیخواد که تو
.مهلکه به‌پا کنی

368
00:16:44,235 --> 00:16:46,455
می‌شه یه متصدی بارِ دیگه
بهم سرویس بده، لطفاً؟

369
00:16:46,465 --> 00:16:48,015
!یه متصدی بارِ دیگه
.به‌من دست نزن

370
00:16:50,035 --> 00:16:51,915
!توبی، توبی

371
00:16:51,925 --> 00:16:53,465
.اشکال نداره، اونو می‌شناسم

372
00:16:54,455 --> 00:16:55,425
.دوست‌مونه

373
00:16:55,505 --> 00:16:57,925
.مشکلی نیست. من می‌رم

374
00:16:59,175 --> 00:17:00,145
 .من می‌رم

375
00:17:00,215 --> 00:17:02,605
.من حواسم بهش هست
.چیزی نیست

376
00:17:07,465 --> 00:17:09,145
...جوسی

377
00:17:09,215 --> 00:17:12,975
نمی‌تونی راجع‌به این قضیه
.به ورونیکا چیزی بگی

378
00:17:12,985 --> 00:17:15,615
.گوش کن، اندروز

379
00:17:15,695 --> 00:17:18,775
تو داری به‌فنا می‌ری
.و من نمی‌تونم اینو تحمل کنم

380
00:17:18,855 --> 00:17:22,655
وقت یه دوش آب‌سردِ
.واقعی و سازنده‌است

381
00:17:22,665 --> 00:17:25,045
...وایسا... وایسا، جوسی! نکن

382
00:17:29,200 --> 00:17:31,550
<i>توی بندرگاه، یه حُقه‌ی کلاسیک
.درحال انجام بود</i>

383
00:17:31,560 --> 00:17:33,140
<i>یه هیاهوی فریبنده که
.کار یه دختر خوشگل بود</i>

384
00:17:33,220 --> 00:17:34,810
.اومدم پول لاج رو بگیرم

385
00:17:36,810 --> 00:17:38,980
نیکو و لئو کجان؟ -
.دیگه کارمندمون نیستن -

386
00:17:39,630 --> 00:17:41,220
.من ورونیکام

387
00:17:41,300 --> 00:17:44,030
مطمئنم بابام‌رو می‌شناسین، هایرام لاج؟

388
00:17:47,820 --> 00:17:49,980
،اون خوشش نمیاد منتظر بمونه

389
00:17:49,990 --> 00:17:51,370
.و منم خوشم نمیاد

390
00:17:56,070 --> 00:17:57,540
.هفته‌ی دیگه می‌بینمت

391
00:18:02,510 --> 00:18:04,460
.کارتون عالی بود، خانم ورونیکا

392
00:18:04,530 --> 00:18:06,500
.ممنون، اسمیترز

393
00:18:06,510 --> 00:18:09,340
.و تو هم همینطور، مرد سیاه‌پوش

394
00:18:09,420 --> 00:18:11,960
،بابت تأخیر عذر می‌خوام
،خانم کوپر

395
00:18:12,040 --> 00:18:14,350
.ولی این‌یکی به یکم تحقیق نیاز داشت

396
00:18:14,430 --> 00:18:17,890
همسر کلیفورد بلاسم درخواست کرده بوده
.که هیچ کالبدشکافی‌ای صورت نگیره

397
00:18:17,970 --> 00:18:20,760
.ولی بابای من آدم خیلی کنجکاوی بود

398
00:18:20,840 --> 00:18:23,900
،پس، بزار حدس بزنم
اون درهرصورت انجامش داده؟

399
00:18:24,530 --> 00:18:25,810
نتیجه‌اش چی بوده؟

400
00:18:25,890 --> 00:18:28,190
که اون بخاطر حلق‌آویز شدن
دچار خفگی شده بوده؟

401
00:18:28,200 --> 00:18:30,480
کبودی‌هایی کنار لولۀ مری‌‌‍ش
،وجود داشته

402
00:18:30,560 --> 00:18:33,280
که با یه قربانی که حلق‌آویز شده باشه
.جور در میاد

403
00:18:33,350 --> 00:18:35,820
‫ولی با این‌حال،

404
00:18:35,900 --> 00:18:39,200
توی جریان خون‌‍ش تترودوتاكسين
.دیده شده، سمِ ماهی بادکنکی

405
00:18:39,210 --> 00:18:40,780
،در رابطه‌با کلیفورد

406
00:18:40,860 --> 00:18:43,040
دوزی که این سم استفاده شده
.به‌احتمال‌زیاد کُشنده بوده

407
00:18:43,050 --> 00:18:47,120
پس، داری می‌گی که کلیفورد ممکنه
،بخاطر حلق‌آویز شدن نمرده باشه

408
00:18:47,200 --> 00:18:48,880
بلکه بخاطر مسمومیت مُرده؟

409
00:18:48,960 --> 00:18:50,560
من دارم می‌گم که

410
00:18:50,640 --> 00:18:54,510
کلیفورد بلاسم قبل‌از اینکه
.حلق‌آویز بشه مُرده بوده

411
00:18:54,580 --> 00:18:57,520
:و بتی کوپر با خودش گفت
."گیرت انداختم"

412
00:19:01,970 --> 00:19:03,140
این چیه؟

413
00:19:03,220 --> 00:19:05,190
.ام، لیمو، زنجبیل و فلفل هندی

414
00:19:10,820 --> 00:19:12,240
بابات کجاست؟

415
00:19:12,320 --> 00:19:14,270
.سرِ کاره

416
00:19:14,350 --> 00:19:15,900
.روز اول کارم اخراج شدم

417
00:19:15,910 --> 00:19:17,950
واسه همین، رفتم تا غم‌هام‌رو
.فراموش کنم

418
00:19:19,440 --> 00:19:21,870
،ببین، ‌آرچی

419
00:19:21,940 --> 00:19:24,090
می‌دونم که پارسال زیاد باهم
،صحبت نکردیم

420
00:19:24,160 --> 00:19:28,370
و حتی نمی‌تونم حدس بزنم که
.چه اوضاع وحشتناکی‌رو پشت‌سر گذاشتی

421
00:19:28,450 --> 00:19:30,540
و شاید تنها کاری که
الان می‌تونی بکنی

422
00:19:30,620 --> 00:19:33,420
اینه‌که تا خرخره مشروب بخوری
.و دعوا راه بندازی

423
00:19:33,430 --> 00:19:35,170
ولی شخصاً چی فکر می‌کنم؟

424
00:19:35,250 --> 00:19:38,600
به‌نظرم باید عصبانیتت رو روی
.یه‌چیز سازنده خالی کنی

425
00:19:38,680 --> 00:19:41,440
.مثل موسیقی، شاید

426
00:19:41,510 --> 00:19:43,100
...جوسی

427
00:19:43,180 --> 00:19:46,730
،یا اگه حس و حال مُشت زدن داری

428
00:19:48,090 --> 00:19:50,730
.بابای کوین توی باشگاه بوکس‌ کار می‌کنه

429
00:19:50,800 --> 00:19:54,160
در غیراین‌صورت، باید بی‌درنگ
.با اهریمن‌های درونت روبرو بشی

430
00:19:56,790 --> 00:19:58,070
.فکر می‌کردم این‌کارو کردم

431
00:19:58,150 --> 00:19:59,450
<i>،توی اون کلبه</i>

432
00:19:59,530 --> 00:20:01,610
<i>،فکر کردم با اهریمن‌های درونم روبرو شدم</i>

433
00:20:01,620 --> 00:20:02,790
.و کُشتم‌شون

434
00:20:06,950 --> 00:20:08,200
.و همینطور خودم‌رو

435
00:20:08,210 --> 00:20:10,290
.آه، متوجه نمی‌شم

436
00:20:10,300 --> 00:20:11,510
،حق با توئه، جوسی

437
00:20:12,380 --> 00:20:13,510
.باید بدون درنگ باهاش رو به رو شم

438
00:20:15,550 --> 00:20:17,750
و یه‌نفر هست که از موقعی

439
00:20:17,830 --> 00:20:19,520
.که برگشتم ریوردیل، هنوز ندیدمش

440
00:20:19,590 --> 00:20:21,060
آرچی، داری کجا می‌ری؟

441
00:20:21,670 --> 00:20:23,390
،می‌رم تا با آخرین اهریمن درونم

442
00:20:23,460 --> 00:20:25,270
.روبه‌رو شم و بکشمش

443
00:20:27,760 --> 00:20:30,390
<i>مهم‌ترین چیز درموردِ سردسته‌ی
،خلافکارا بودن این‌‍ه که</i>

444
00:20:30,470 --> 00:20:33,310
<i>یاد می‌گیری هیچ‌وقت
.ردپایی به‌جا نذاری</i>

445
00:20:33,390 --> 00:20:36,700
<i>،اما هرماینی لاج، ظاهراً
.ناشی بود</i>

446
00:20:38,160 --> 00:20:39,780
این دیگه چیه، مامان؟

447
00:20:39,850 --> 00:20:41,240
داشتم سود امروز رو توی دفترکُل

448
00:20:41,310 --> 00:20:42,820
بابا وارد می‌کردم که متوجه وصول

449
00:20:42,830 --> 00:20:45,570
،مشکوکی از فاکتورها و رسیدها شدم

450
00:20:45,650 --> 00:20:47,710
،پس یکم بیش‌تر کندوکاو کردم

451
00:20:49,360 --> 00:20:51,300
و امپراطوری فیزل‌راکسِ بابا؟

452
00:20:52,750 --> 00:20:54,220
.تو هم جزئی ازشی، مامان

453
00:20:55,160 --> 00:20:56,680
.نه

454
00:20:56,750 --> 00:20:58,140
،تو دستور قرنطینه‌رو دادی

455
00:20:58,210 --> 00:20:59,760
.تو این فاکتورها رو پرداخت کردی

456
00:20:59,830 --> 00:21:03,720
.این اسم توئه با جوهر قرمز خونی -
.نه، ورونیکا -

457
00:21:03,730 --> 00:21:06,520
متوجه شدم پدرت و کلادیوس

458
00:21:06,600 --> 00:21:08,860
دارن توی زندانِ جدید و کارخونه‌ی شیره‌ی

459
00:21:08,930 --> 00:21:10,970
.افرای بلاسم، مواد مخدر درست می‌کنن

460
00:21:11,050 --> 00:21:13,440
.پس، بهش گفتم تعطیلش کنه

461
00:21:13,510 --> 00:21:16,400
حتی بهش کمک کردم یه‌
عامل حواس‌پرتی ایجاد کنه

462
00:21:16,410 --> 00:21:18,370
.تا بتونه سریع و به‌کُل انجامش بده

463
00:21:18,440 --> 00:21:21,910
...قرنطینه
.محض حواس‌ پرت‌کنی بود

464
00:21:21,990 --> 00:21:24,490
اما بعدش، طبق معمول
.پدرت بهم دروغ گفت

465
00:21:24,570 --> 00:21:26,210
،و درعوض تعطیل کردنش

466
00:21:26,280 --> 00:21:28,120
.هردو جا رو درقالب زندان یکی کرد

467
00:21:28,190 --> 00:21:31,590
،حرفم‌رو باور کن، ورونیکا
.نمی‌خوام جزئی از این ماجرا باشم

468
00:21:33,720 --> 00:21:35,500
.پس باهم توافق نظر داریم

469
00:21:35,580 --> 00:21:37,380
.بیا به این کابوس پایان بدیم

470
00:21:37,390 --> 00:21:39,890
مواد مخدر و روش‌های
.تولیدش‌رو از بین ببریم

471
00:21:39,960 --> 00:21:41,130
،با خاک یکی‌‍شون کنیم

472
00:21:41,210 --> 00:21:42,880
اونم درحالی‌که بابا برای متوقف کردن‌‍مون
.نمی‌تونه یه‌انگشتش‌رو هم تکون بده

473
00:21:42,890 --> 00:21:45,980
.حالا این یکی از گزینه‌هاست، آره

474
00:21:46,050 --> 00:21:48,850
.یا این‌که، می‌تونیم بفروشیم‌‍ش

475
00:21:48,920 --> 00:21:52,020
،همین‌الانشم یه‌خریدار حاضر و آماده دارم
.هزینه‌رو تماماً نقد پرداخت می‌کنه

476
00:21:52,090 --> 00:21:55,150
حاضره مواد مخدر، آزمایشگاه
.و همه‌چیز رو بخره

477
00:21:57,100 --> 00:21:59,240
یعنی، چرا نباید چیزی در ازای این همه

478
00:21:59,320 --> 00:22:00,700
دردی که باعث شد بکشیم، بگیریم؟

479
00:22:02,910 --> 00:22:05,400
.تموم شده، عمه بلاسم

480
00:22:05,410 --> 00:22:06,990
.می‌دونم چی‌کار کردی

481
00:22:07,070 --> 00:22:08,990
.می‌دونم توی انبار چه اتفاقی افتاده

482
00:22:09,070 --> 00:22:12,240
که چطور صحنه‌ی حلق آویز شدن کلیفورد
.رو الکی ساختی و به پلیس دروغ گفتی

483
00:22:12,260 --> 00:22:16,760
و شاهدت کی‌‍ه؟
شرل؟

484
00:22:16,830 --> 00:22:20,210
مدرک این‌که کلیفورد رو با سَم
.ماهی بادکنکی مسموم کردی

485
00:22:20,290 --> 00:22:21,750
.به خاطر این‌کارت می‌ری زندان

486
00:22:21,820 --> 00:22:23,760
عدالت برای تک‌تک کسائی
،که کشتی برقرار نمی‌شه

487
00:22:23,840 --> 00:22:25,720
.اما شروع خوبی‌‍ه

488
00:22:27,510 --> 00:22:30,010
،فکر می‌کنی می‌دونی چی‌کار کردم

489
00:22:30,090 --> 00:22:32,650
اما یه‌لحظه پیش خودت
فکر کردی که چرا؟

490
00:22:34,300 --> 00:22:36,280
،چون تو یه‌قاتل زنجیره‌ای هست

491
00:22:36,350 --> 00:22:37,610
.یه بیوه‌ی سیاه

492
00:22:37,690 --> 00:22:40,360
،بهتره بهت بگم
."کوکبِ قرمز"
<font color="#ff8000">یا دالیای قرمز اشاره به فیلم کوکب آبی]
[ به نویسندگی ریموند چندلر</font>

493
00:22:40,430 --> 00:22:41,990
.افراد رو مسموم می‌کنی

494
00:22:42,950 --> 00:22:44,410
...افراد رو نه، بتی

495
00:22:46,200 --> 00:22:47,700
.مَردها رو

496
00:22:47,770 --> 00:22:51,410
،من به چیزی اعتراف نمی‌کنم
.اما سَم واقعی اونان

497
00:22:51,490 --> 00:22:53,290
.کلیفورد پسرم‌رو کُشت

498
00:22:53,300 --> 00:22:55,150
دریل یه‌آدم خائن بود

499
00:22:55,160 --> 00:22:59,250
و کلادیوس... خب، متعجبم که
.به‌خاطرش ازم تشکر نمی‌کنی

500
00:22:59,330 --> 00:23:00,880
چرا باید ازت تشکر کنم؟

501
00:23:00,950 --> 00:23:02,640
.چون اون دلیل تشنجت بود

502
00:23:02,710 --> 00:23:05,260
.دلیل تشنج‌های همه بود

503
00:23:05,330 --> 00:23:08,550
کلادیوس داشت توی
کارخونه‌ی شیره‌ی افرامون

504
00:23:08,630 --> 00:23:11,260
که یه‌زمانی سرزبونا بوده
.فیزل راکس" تولید می‌کرد"

505
00:23:11,340 --> 00:23:14,310
و هرزآب رو توی دریاچه‌ی
.سوئیت‌واتر تخلیه می‌کرد

506
00:23:14,320 --> 00:23:16,980
فیزل راکس" دلیل تشنج‌ها بوده؟"

507
00:23:17,060 --> 00:23:20,490
نه، بتی. هرزآب ناشی
.از ساخت مواد مخدر

508
00:23:20,560 --> 00:23:21,660
.نه خودِ مواد مخدر به‌تنهایی

509
00:23:21,730 --> 00:23:23,820
چرا فقط روی دخترها تأثیر می‌ذاشته؟

510
00:23:25,240 --> 00:23:29,160
من یه گیاه‌شناسم
.بتی، نه یه‌دکتر

511
00:23:29,240 --> 00:23:34,080
دستور آزمایشاتِ روی آب شیرین
.آب‌انبار داده و نتایج دستکاری شد

512
00:23:34,150 --> 00:23:36,660
اما کلادیوس عزم‌‍ش رو جمع کرده بود

513
00:23:36,670 --> 00:23:40,040
تا به مسموم کردن شهر
.با مواد مخدر ادامه بده

514
00:23:40,120 --> 00:23:43,670
پس، شایسته بود که
.سم کار خودش ‌رو یکسره کنه

515
00:23:43,750 --> 00:23:45,800
فقط چون یکی آدم وحشتناکی‌‍ه

516
00:23:45,870 --> 00:23:48,630
این حق‌رو بهت نمی‌ده
.که بکشی‌‍شون

517
00:23:48,710 --> 00:23:50,410
جداً؟

518
00:23:50,410 --> 00:23:53,350
با اون سمی که خونه‌ات رو
،مسموم کرده بود این‌کار رو نکردی

519
00:23:53,360 --> 00:23:54,610
چیک" دغل‌باز؟"

520
00:23:55,970 --> 00:23:57,850
.هال" همه‌چیز رو به منم گفته"

521
00:23:57,860 --> 00:24:00,480
،وقتی‌که "چیک" رو به کلاه‌دار تحویل دادی

522
00:24:00,550 --> 00:24:02,770
.به کام مرگ فرستادی‌‍ش

523
00:24:02,850 --> 00:24:04,870
.خیلی بی‌‌گناه نیستی، بتی

524
00:24:04,940 --> 00:24:08,370
،و اگه اصرار داری که لوم بدی

525
00:24:08,450 --> 00:24:10,660
منم با کمال میل همین
.‌کار رو باهات می‌کنم

526
00:24:12,210 --> 00:24:14,880
<i>،و این وقتی بود که بتی متوجه شد</i>

527
00:24:14,950 --> 00:24:16,920
<i>توی شهر جرم و جنایت
.هیچ‌کس بی‌گناه نیست</i>

528
00:24:18,260 --> 00:24:21,170
<i>.مخصوصاً معشوقه‌ی مرموز هایرام لاج</i>

529
00:24:33,300 --> 00:24:35,650
توی اتاقم چی‌کار می‌کنی؟

530
00:24:36,920 --> 00:24:38,480
.سؤال خوبی‌‍ه

531
00:24:39,590 --> 00:24:41,520
.اینم یه‌سؤال دیگه

532
00:24:41,600 --> 00:24:43,520
چرا یه‌بازرس آب
تفنگ حمل می‌کنه؟

533
00:24:44,620 --> 00:24:46,190
،فقط می‌خوام صحبت کنم
.خانم مولری

534
00:24:46,270 --> 00:24:48,530
تو دیگه کدوم خری‌ای و
چطور اسم من‌رو می‌دونی؟

535
00:24:48,600 --> 00:24:50,450
این یه‌تخم‌مرغ گلمرژی‌‍ه، درسته؟

536
00:24:51,440 --> 00:24:52,960
،اگه بهم شلیک کنی
.می‌ندازم‌‍ش

537
00:24:56,590 --> 00:24:58,750
،می‌دونی
.قبلاً یکی از اینا رو دیدم

538
00:24:58,830 --> 00:25:00,450
هایرام لاج دوست داره
،از اینا هدیه بده

539
00:25:00,530 --> 00:25:01,790
یا شاید، درموردِ تو، وجه پرداختی؟

540
00:25:01,870 --> 00:25:04,540
و بیش‌تر از حدی که توی
.کُل‌‍ه عمرت دربیاری میارزه

541
00:25:04,620 --> 00:25:08,130
.پس، بذارش زمین تا نشکوندی‌‍ش

542
00:25:08,140 --> 00:25:09,880
،براساس چیزهائی که توی اتاقت پیدا کردم

543
00:25:09,960 --> 00:25:11,920
.اینُ درموردت فهمیدم

544
00:25:12,000 --> 00:25:13,730
.تو یه‌بازرس سلامت و بهداشتِ فاضلابی

545
00:25:13,800 --> 00:25:16,850
اون‌قدر پول درنمیاری که از پس هزینه‌ی
.یه اتاق توی هتل پنج فصل بربیای

546
00:25:18,220 --> 00:25:19,350
.مگر این‌که هایرام برات جا جور کرده باشه

547
00:25:19,420 --> 00:25:21,350
.اما من معشوقه‌ی کسی نیستم

548
00:25:21,430 --> 00:25:24,230
.در ازای انجام کارم، پول می‌گیرم

549
00:25:24,300 --> 00:25:27,450
طبق گزارش تو برای بررسی
،منبع آب ریوردیل فرستاده شدی

550
00:25:27,520 --> 00:25:31,280
مخصوصاً دریاچه‌ی
سوئیت‌واتر و آب‌انبار، چرا؟

551
00:25:31,290 --> 00:25:34,240
زن‌ها جوون توی شهر
.تشنج می‌کردن

552
00:25:34,310 --> 00:25:35,570
.برای کمک فرستاده شدم

553
00:25:35,650 --> 00:25:37,290
.به درخواست هایرام لاج

554
00:25:37,370 --> 00:25:39,910
همین‌طورم مجبورت کرد اون نامه
،رو برای فرماندار دویلی بنویسی

555
00:25:39,990 --> 00:25:42,660
بهش توصیه کنی تا از
قرنطینه‌ی کُل شهر حمایت کنه؟

556
00:25:42,740 --> 00:25:44,060
.ببین، گیج شدم

557
00:25:44,070 --> 00:25:45,970
چون اون نامه می‌گه که
آب کثیف هستش اما

558
00:25:46,040 --> 00:25:47,670
.گزارش می‌گه آب تمیزه

559
00:25:47,740 --> 00:25:48,960
پس یا به فرماندار دروغ گفتی

560
00:25:48,970 --> 00:25:50,680
...یا اون گزارش‌ الکی بوده

561
00:25:52,290 --> 00:25:53,310
.یا جفت‌‍ش

562
00:25:53,380 --> 00:25:55,310
می‌دونی چی‌‍ه؟

563
00:25:55,390 --> 00:25:58,720
،اگه می‌خوای اون تخم‌مرغ رو بشکون
.واسم مهم نیست

564
00:25:58,800 --> 00:26:01,770
فقط از اتاقم گمشو بیرون قبل
.از این‌که به نگهبانی زنگ بزنم

565
00:26:07,560 --> 00:26:10,230
<i>چرا هایرام گزارشاتِ آزمایش
آب‌رو  دستکاری می‌کرد؟</i>

566
00:26:10,310 --> 00:26:13,240
<i>داشته چیُ قایم می‌کرده؟ و این ماجراها چه
ربطی به کسی که بهش شلیک کرده داشته؟</i>

567
00:26:15,480 --> 00:26:16,830
بله؟

568
00:26:16,910 --> 00:26:18,910
<i>همون‌طور که خواسته بود
.هرماینی لاج‌رو تعقیب کردم</i>

569
00:26:18,980 --> 00:26:20,210
<i>.بهتر بیای این‌جا</i>

570
00:26:21,650 --> 00:26:24,050
.سرت‌رو بگیر پایین و ساکت بمون

571
00:26:30,250 --> 00:26:31,550
...اون

572
00:26:32,260 --> 00:26:33,220
...نمی‌تونه

573
00:26:35,350 --> 00:26:37,510
کلانتر مینتا زنده‌ست؟

574
00:26:37,520 --> 00:26:39,190
.فکر می‌کردم سرش از تنش جدا شده -
.نه -

575
00:26:39,260 --> 00:26:40,520
،از چیزی‌که به‌نظر میاد

576
00:26:40,600 --> 00:26:42,020
اون و هرماینی لاج ماه‌هاست

577
00:26:42,100 --> 00:26:43,520
.رابطه‌ی نامشروع داشتن -
!وایستا، گوش کن -

578
00:26:43,600 --> 00:26:46,850
،خیلیا هستن که پیگیر می‌شن

579
00:26:46,860 --> 00:26:49,770
که یعنی باید به مشکل
،حل نشده‌ی کوچیک‌‍مون

580
00:26:49,850 --> 00:26:52,320
.امشب رسیدگی کنی

581
00:26:52,390 --> 00:26:54,080
،همه‌چیز رو آماده کردم

582
00:26:55,780 --> 00:26:57,250
و از تفنگ قدیمی زمان
.کلانتر بودنت استفاده کن

583
00:26:58,370 --> 00:27:00,530
بعدش همه‌ی انگشت‌ها به
.سمتِ اِف‌پی نشونه می‌ره

584
00:27:00,540 --> 00:27:03,700
.دارن درموردِ پاپوش درست کردن برای بابام صحبت می‌کنن -
برای چی؟ -

585
00:27:03,710 --> 00:27:05,670
.باید ازش سردربیارم و به پدرم خبر بدم

586
00:27:28,220 --> 00:27:30,900
<i>رفتن به بیمارستان عمومی
،متروک مخوف ریوردیل</i>

587
00:27:30,980 --> 00:27:33,570
<i>،آرچی آندروز مأموریتی داشت</i>

588
00:27:33,580 --> 00:27:36,120
<i>توی مسیری که با سرنوشتِ
.تاریک‌‍ش گره خورده بود</i>

589
00:27:40,270 --> 00:27:43,670
<i>بعد از ماه‌ها شکنجه توی
،دست‌های مَرد سیاه‌پوش</i>

590
00:27:46,330 --> 00:27:49,630
<i>سعی داشت به یه‌فصل غم‌انگیز
،توی زندگی‌‍ش پایان بده</i>

591
00:27:50,580 --> 00:27:52,130
<i>.به تنها روشی که می‌شناخت</i>

592
00:28:01,785 --> 00:28:02,925
.بابا، باید باهات صحبت کنم

593
00:28:02,935 --> 00:28:04,295
.یه‌چیزی تو بیمارستان‌‍ه

594
00:28:04,305 --> 00:28:05,795
.نه، نمی‌تونی بری اون‌جا

595
00:28:05,875 --> 00:28:06,925
.یه تله‌ست

596
00:28:08,125 --> 00:28:10,675
...هرماینی و مینتا
.بابا، مینتا زنده‌ست

597
00:28:10,755 --> 00:28:12,935
دوتاشون باهم نقشه
.کشیدن تا هایرام لاج‌رو بکشن

598
00:28:13,015 --> 00:28:14,595
چی؟ -
.آره -

599
00:28:14,665 --> 00:28:16,555
می‌خوان کار رو امشب یه‌سره
.کنن و بندازن گردن تو

600
00:28:16,635 --> 00:28:17,765
مینتا زنده‌ست؟

601
00:28:17,835 --> 00:28:19,105
.بابا، خیلی چیزها هست که باید بدونی

602
00:28:19,115 --> 00:28:20,945
.تازه از دفتر پزشکی قانونی برگشتم

603
00:28:23,065 --> 00:28:26,815
یه‌هفته‌ی پیش، جسد مایکل مینتا
.بدون دست و سرش پیدا شد

604
00:28:26,895 --> 00:28:29,735
.ولی کلانتر مینتا نبوده، چون الان دیدیمش

605
00:28:29,815 --> 00:28:30,945
.حی و حاضر

606
00:28:30,955 --> 00:28:32,125
.اوه، خدای من

607
00:28:32,205 --> 00:28:34,285
احتمالاً یکی یه‌اشتباه
.بزرگ مرتکب شده

608
00:28:34,295 --> 00:28:35,335
.سرخودت شیره بمال، جونیور

609
00:28:35,415 --> 00:28:37,505
کی ازت خواست مدرک جعلی
برای مرگِ مینتا بدی؟

610
00:28:39,615 --> 00:28:41,355
.هرماینی لاج

611
00:28:41,365 --> 00:28:44,975
مینتا رو با هرماینی توی یه‌کلبه‌ی مخفی
.سمتِ شمال درحال عشق‌بازی دیدم

612
00:28:45,045 --> 00:28:48,145
شنیدم دارن درموردِ پاپوش
.درست کردن برات صحبت می‌کنن

613
00:28:48,215 --> 00:28:50,675
می‌خواد سعی کنه تیرخوردن
.هایرام‌رو بندازه گردن تو

614
00:28:50,685 --> 00:28:52,135
.باید دستگیرشون کنی

615
00:28:52,145 --> 00:28:54,315
.نمی‌تونم این‌کار رو بکنم

616
00:28:54,395 --> 00:28:57,015
،چرا می‌تونی
.تو کلانتری

617
00:28:57,095 --> 00:28:59,315
مشخصاً سعی می‌کردن
.هایرام لاج‌رو به قتل برسونن

618
00:28:59,325 --> 00:29:00,775
...نه

619
00:29:01,735 --> 00:29:02,985
.نه، این‌کار رو نکردن

620
00:29:05,065 --> 00:29:06,525
.من به هایرام شلیک کردم

621
00:29:06,605 --> 00:29:07,615
چی؟

622
00:29:07,625 --> 00:29:08,665
.هرماینی اومد پیشم

623
00:29:08,735 --> 00:29:10,585
...می‌خواست کارش‌رو تموم کنه، و من

624
00:29:12,245 --> 00:29:13,565
.من‌هم انتقام می‌خواستم

625
00:29:13,565 --> 00:29:16,505
واقعاً فکر می‌کنی شبِ
شورش‌رو فراموش کردم؟

626
00:29:16,575 --> 00:29:18,285
<i>وقتی‌که اون حروم‌زاده
،تا حدِ کشتن تو</i>

627
00:29:18,365 --> 00:29:19,375
پیش رفته بود؟

628
00:29:19,385 --> 00:29:20,795
،دست روی دست گذاشته بودم

629
00:29:20,865 --> 00:29:24,175
.منتظر فرصت عالی بودم

630
00:29:24,255 --> 00:29:26,345
اما اگه تو هرماینی ،سعی
،کردین هایرام‌رو بکشین

631
00:29:26,425 --> 00:29:28,795
چرا تو رو به‌عنوان کلانتر منصوب کرد؟

632
00:29:28,875 --> 00:29:30,855
.پاداش، پاداشم بود

633
00:29:30,925 --> 00:29:32,355
و ساده‌لوحانه‌ بود که فکر می‌کردم

634
00:29:32,425 --> 00:29:34,025
مقام کلانتر ازم محافظت
می‌کنه درصورتی‌که

635
00:29:34,095 --> 00:29:36,395
.هرماینی هوس کنه بهم نارو بزنه

636
00:29:36,475 --> 00:29:38,035
.به‌گمونم اشتباه می‌کردم

637
00:29:39,695 --> 00:29:42,115
خب، فکر کنم شانس آوردی
.که من‌رو طرفت داری

638
00:29:44,195 --> 00:29:45,905
باید درموردِ تال‌بوی

639
00:29:46,805 --> 00:29:48,595
.یه‌اعترافی بکنم

640
00:29:48,595 --> 00:29:52,285
شاید راهی باشه که بتونم
.مشکل جفت‌‍مونُ حل کنم

641
00:29:52,355 --> 00:29:54,085
اما به کمک خانم
.کوپر نیاز داریم

642
00:29:56,115 --> 00:29:58,545
<i>.اومدم این‌جا تا داستان‌‍مونُ تموم کنم</i>

643
00:29:58,625 --> 00:30:01,165
<i>وقتی‌که اولین بار هم‌رو دیدیم
،و من یه‌بچه‌ی ترسو بودم</i>

644
00:30:01,245 --> 00:30:04,165
<i>می‌ترسیدم که ممکنه
،همه‌چیز رو از دست بدم</i>

645
00:30:04,245 --> 00:30:05,915
<i>،من‌رو زیر پر و بالت گرفتی</i>

646
00:30:05,995 --> 00:30:08,055
<i>بهم یاد دادی که از ترس
.به‌عنوان سلاح استفاده کنم</i>

647
00:30:08,135 --> 00:30:10,555
.و تا یه‌مدت، جواب داد

648
00:30:10,635 --> 00:30:12,715
.اما به افراد هم صدمه زد

649
00:30:12,725 --> 00:30:14,965
از بین تموم کارهای
،وحشتناکی که انجام دادی

650
00:30:15,045 --> 00:30:17,265
می‌دونی چی من‌رو از همه
بیش‌تر خشمگین می‌کنه؟

651
00:30:17,345 --> 00:30:20,395
که بعد از این‌که کلاه‌دار به پدرم شلیک کرد‌

652
00:30:20,405 --> 00:30:22,565
،و تقریباً توی دست‌هام مُرد

653
00:30:22,575 --> 00:30:25,355
یه‌سری دست نشونده استخدام کردی

654
00:30:25,435 --> 00:30:28,035
،تا یه‌گلوله‌ی دیگه نثارش کنن
.اونم توی خونه‌مون

655
00:30:32,065 --> 00:30:34,495
.شاید وقتش‌‍ه بی‌حساب شیم

656
00:30:43,215 --> 00:30:44,505
.‌گلوله در برابر گلوله

657
00:31:25,305 --> 00:31:26,305
...اِف‌پی

658
00:31:27,045 --> 00:31:28,515
.آلیس -
.هرماینی -

659
00:31:28,595 --> 00:31:30,055
این‌جا چه خبره؟

660
00:31:30,135 --> 00:31:31,885
.عجب زمان‌بندی‌ای
.الان داشتیم مصاحبه‌رو شروع می‌کردیم

661
00:31:31,965 --> 00:31:34,095
،خیلی‌خب، اِف‌پی
.بیا تنظیمات‌رو چک کنیم

662
00:31:34,175 --> 00:31:36,055
.می‌خوای الان، آه، شروع به صحبت کنم -
.آره -

663
00:31:36,075 --> 00:31:38,975
،خب، خانم شهردار
مفتخرم اعلام کنم

664
00:31:39,055 --> 00:31:40,865
که مَردی که به شوهرتون
.شلیک کرده‌رو دستگیر کردیم

665
00:31:44,015 --> 00:31:44,955
جداً؟

666
00:31:45,375 --> 00:31:46,865
.اوهوم

667
00:31:46,935 --> 00:31:49,205
کی بوده؟ -
.جرالد پتیت -

668
00:31:49,285 --> 00:31:51,905
اما احتمالاً به اسم
.تال‌بوی بشناسینش

669
00:31:51,985 --> 00:31:53,665
به‌نظر میاد که هایرام
توی یه‌کلبه‌ی مخفی

670
00:31:53,735 --> 00:31:55,215
.سمتِ شمال، اونُ زنده نگه داشته

671
00:31:55,285 --> 00:31:58,215
.تا کارهای جورواجور براش انجام بده

672
00:32:00,995 --> 00:32:02,215
می‌تونین تصورش کنین؟

673
00:32:03,385 --> 00:32:04,725
،تال‌بوی موقع بازداشت مقاومت کرد

674
00:32:04,795 --> 00:32:06,845
،درگیر شد و متأسفانه

675
00:32:06,915 --> 00:32:09,845
.مجبور شدم هفت‌تیر بکشم

676
00:32:09,925 --> 00:32:12,475
.توی راهِ بیمارستان مُرد

677
00:32:14,175 --> 00:32:16,515
.خب، خداروشکر که تموم شده

678
00:32:17,965 --> 00:32:20,275
.و همین‌طورم به‌سادگی

679
00:32:20,345 --> 00:32:22,935
می‌دونی، دوست دارم بعدش
.باهات مصاحبه کنم، هرماینی

680
00:32:23,015 --> 00:32:27,865
دیدت‌رو به‌عنوان شهردار و
.البته، همسر قربانی بدونم

681
00:32:27,935 --> 00:32:29,825
.فکر محشری‌‍ه، آلیس

682
00:32:29,895 --> 00:32:31,325
مهم‌‍ه که هم شهردار و هم من

683
00:32:31,395 --> 00:32:33,205
درموردِ اتفاقی که افتاده
.مصاحبه کنیم

684
00:32:33,275 --> 00:32:35,115
.یه‌جنبه‌ی متحد رو ارائه بدیم

685
00:32:35,195 --> 00:32:37,075
موافق نیستی، خانم شهردار؟

686
00:32:37,155 --> 00:32:39,085
که باید طرفِ هم باشیم؟

687
00:32:39,165 --> 00:32:40,345
.چرا

688
00:32:42,115 --> 00:32:44,005
.فکر کنم هستیم

689
00:32:44,075 --> 00:32:45,255
فکر کنم مامانم

690
00:32:45,265 --> 00:32:47,095
احتمالاً یکی‌رو استخدام
کرده تا به پدرم شلیک کنه

691
00:32:47,175 --> 00:32:50,715
تا بتونه از فروش این دم و دستگاهِ
.موادِ مخدر یه‌سودی به جیب بزنه

692
00:32:50,795 --> 00:32:52,265
.لعنتی -
.همینُ بگو -

693
00:32:52,345 --> 00:32:53,925
.پس، باید سریع عمل کنیم

694
00:32:53,935 --> 00:32:56,275
امشب، می‌خواییم یواشکی
،واردِ زندان بشیم

695
00:32:56,355 --> 00:32:57,515
موادِ مخدر رو پیدا کنیم

696
00:32:57,525 --> 00:32:59,445
،و نابودشون کنیم
،همین‌طور تجهیزات‌رو

697
00:32:59,525 --> 00:33:01,225
.قبل از این‌که مامانم همه‌چیز رو بفروشه

698
00:33:01,305 --> 00:33:03,655
خیلی شبیه داستانِ فیلم
.پسران بَد 2 به‌نظر میاد
<font color="#ff8000">[.پسران بد 2: فیلمی به کارگردانی مایکل بی محصول سال ۲۰۰۳ آمریکا]</font>

699
00:33:05,155 --> 00:33:06,815
.پایه‌ام، رونی

700
00:33:06,895 --> 00:33:08,785
...اما چرا؟ اگه داره اونا رو می‌فروشه

701
00:33:08,865 --> 00:33:11,985
اگه بذارم مامانم واسه به‌واسطه‌ی جرم‌هاش
.پول هم به‌جیب بزنه، اسمم ورونیکا نیست

702
00:33:17,275 --> 00:33:19,175
آرچی؟ چی‌شده؟

703
00:33:23,965 --> 00:33:25,375
.باید برم

704
00:33:25,455 --> 00:33:27,975
تا آرچی‌رو ببینی؟ -
.چیزی‌که فکر می‌کنی نیست -

705
00:33:28,045 --> 00:33:31,295
اما می‌تونی خودت تنهایی از
پس دزدی‌‍مون بربیای، پسر بد؟

706
00:33:31,315 --> 00:33:32,305
.آره

707
00:33:49,165 --> 00:33:50,325
حالش چطوره؟

708
00:33:50,405 --> 00:33:52,825
.زنده‌ست
.به لطفِ تو

709
00:33:52,835 --> 00:33:54,915
،اما، آرچی
این‌جا چی‌کار می‌کردی؟

710
00:33:56,665 --> 00:33:59,925
.من... اومده بودم دنبال تو بگردم

711
00:34:02,745 --> 00:34:05,505
رجی ممکنه بهت گفته باشه توی
،کلوپ چه اتفاقی افتاده

712
00:34:05,585 --> 00:34:07,465
.که چطور عین یه‌عوضی برخورد کردم

713
00:34:07,535 --> 00:34:10,055
.می‌خواستم عذرخواهی کنم
.شبیه خودم نبودم

714
00:34:11,255 --> 00:34:12,685
.یه‌مدت‌‍ه که خودم نبودم

715
00:34:12,755 --> 00:34:15,175
.من‌هم متأسفم

716
00:34:15,185 --> 00:34:18,185
که حتی برای یه‌لحظه‌هم فکر
.کردم که تو به بابام شلیک کردی

717
00:34:18,265 --> 00:34:22,355
،آره، یه‌جاهایی
.ممکن بود بهش شلیک کنم

718
00:34:22,435 --> 00:34:24,985
،اما دیگه ازش متنفر نیستم
.ورونیکا

719
00:34:28,865 --> 00:34:31,035
،به‌هوش اومده

720
00:34:31,115 --> 00:34:32,205
.و می‌خواد تو رو ببینه

721
00:34:36,695 --> 00:34:38,255
،و آرچی

722
00:34:39,375 --> 00:34:41,465
...اگه برای دردو دل نیاز به دوستی داشتی

723
00:34:55,505 --> 00:34:56,895
...آرچی آندروز

724
00:34:58,895 --> 00:35:00,685
.ورونیکا بهم گفت که چه اتفاقی افتاده

725
00:35:02,145 --> 00:35:04,485
که چطور تو رو داشتم تا
.برای زنده بودن ازت تشکر کنم

726
00:35:13,435 --> 00:35:16,405
تا الان به‌اندازه‌ی کافی
باهام درگیر بودیم، هوم؟

727
00:35:16,415 --> 00:35:18,995
هیچ‌وقت نخواستم
.دشمن‌تون باشم، آقای لاج

728
00:35:20,485 --> 00:35:23,335
تنها چیزی‌که می‌خواستم این بود که
.درآرامش توی ریوردیل زندگی کنم

729
00:35:24,615 --> 00:35:26,085
،خب

730
00:35:26,165 --> 00:35:29,095
دلیلی نمی‌بینم که به
.دعوا کردن ادامه بدیم

731
00:35:29,165 --> 00:35:32,055
،پس، از امشب به‌بعد

732
00:35:32,915 --> 00:35:34,965
.پیشنهادِ آتش‌بس دارم

733
00:35:35,045 --> 00:35:37,135
،تو حرکتی علیه من نزن

734
00:35:37,145 --> 00:35:38,965
و من‌هم حرکتی علیه
.تو انجام نمی‌دم

735
00:35:39,045 --> 00:35:40,725
.زندگی درازای زندگی

736
00:35:55,525 --> 00:35:57,735
می‌خوای به مامان و بابات چی بگی؟

737
00:35:57,815 --> 00:35:59,405
.چمیدونم

738
00:35:59,485 --> 00:36:00,995
...شاید حقیقت

739
00:36:02,945 --> 00:36:04,675
.اما شایدم نه

740
00:36:14,295 --> 00:36:16,285
،ضمناً
،درصورتی‌که فراموش کردین

741
00:36:16,355 --> 00:36:18,565
<i>برخوردِ بتی با پنه‌لوپه ،دیدش
،نسبت به همه‌چی رو عوض کرد</i>

742
00:36:18,635 --> 00:36:21,015
<i>و فقط یه‌نفر بود که می‌تونست
.باهاش دراون مورد صحبت کنه</i>

743
00:36:21,385 --> 00:36:25,035
پنه‌لوپه گناه‌کاره. مدرکی پیدا کردم
.که کلیفورد رو مسموم کرده بود

744
00:36:25,105 --> 00:36:27,365
.دختر باهوشم

745
00:36:27,435 --> 00:36:28,985
خب، برنامه داری بعدش چی‌کار کنی؟

746
00:36:29,065 --> 00:36:30,495
.مطمئن نیستم

747
00:36:32,195 --> 00:36:34,375
،فکر می‌کردم اگه دستش‌رو رو کنم
.می‌تونم تحویلش بدم

748
00:36:34,455 --> 00:36:36,125
،اما شنیدن حرف‌هاش

749
00:36:36,205 --> 00:36:38,885
،دیدن این‌که چه‌طور زندگی‌‍ می‌کنه

750
00:36:38,955 --> 00:36:40,705
...که چه چیزهایی رو پشت سرگذاشته

751
00:36:40,715 --> 00:36:42,885
...چمیدونم، عملاً حس

752
00:36:42,965 --> 00:36:44,795
براش تأسف خوردی؟

753
00:36:44,875 --> 00:36:47,585
پنه‌لوپه و من، ثمره‌ی
،محیطی که توش بودیم هستیم

754
00:36:47,595 --> 00:36:51,505
توسطِ کسائی بزرگ شدیم که بهمون
.برداشتِ عجیبی از درست از غلط رو یاد دادن

755
00:36:51,585 --> 00:36:55,395
هنوز فکر می‌کنی که یه‌هیولاست
که سزاوار این‌جا بودن هستش؟

756
00:36:55,475 --> 00:36:59,225
شاید هر قاتلی گناه‌کار نباشه

757
00:36:59,235 --> 00:37:01,895
و شاید هر قربانی‌ای
.بی‌گناه نباشه

758
00:37:01,905 --> 00:37:03,855
.شاید همه‌چی واضح و مبهم نباشه

759
00:37:03,935 --> 00:37:08,985
،موندم، اگه یه‌روز
یه‌زمانی بتونی من‌رو

760
00:37:08,995 --> 00:37:11,875
.با همون حسِ همدردی ببینی

761
00:37:16,495 --> 00:37:17,755
.همم

762
00:37:18,735 --> 00:37:20,925
خب، چه‌طورایی، موقرمزی؟

763
00:37:20,995 --> 00:37:22,285
.بهترم

764
00:37:22,365 --> 00:37:23,335
.چه خوب

765
00:37:23,405 --> 00:37:26,095
ممنون، برای این‌که مراقبم بودی

766
00:37:26,175 --> 00:37:28,335
.و درست راهنماییم کردی

767
00:37:28,415 --> 00:37:30,475
بعضی‌وقتا همه‌مون به یکم
.عشق سفت و سخت نیاز داریم

768
00:37:32,085 --> 00:37:33,885
داشتم به نصیحتت فکر می‌کردم

769
00:37:33,965 --> 00:37:36,225
.که یه‌کار سازنده انجام بدم

770
00:37:36,305 --> 00:37:38,355
فکر می‌کنی آقای کلر درموردِ
بوکس باهام صحبت می‌کنه؟

771
00:37:38,435 --> 00:37:40,305
.البته که صحبت می‌کنه

772
00:37:40,385 --> 00:37:41,945
،و آه، داشتم فکر می‌کردم

773
00:37:42,015 --> 00:37:45,575
شاید بتونیم... چمیدونم، اگه بخوای
بعضی‌وقتا آهنگ بخونیم؟

774
00:37:47,025 --> 00:37:48,395
عین قدیما؟

775
00:37:48,475 --> 00:37:49,865
.آره

776
00:37:52,455 --> 00:37:53,865
.البته، آره

777
00:37:53,935 --> 00:37:54,945
.بیا انجامش بدیم

778
00:37:54,955 --> 00:37:56,875
.اما تو هم‌خونی می‌کنی

779
00:37:57,865 --> 00:37:59,365
.باشه -
.باشه -

780
00:38:00,905 --> 00:38:03,135
چی‌کار کردی، دختر جون؟

781
00:38:03,205 --> 00:38:04,795
چه غلطی کردی؟

782
00:38:04,805 --> 00:38:07,635
فرض می‌کنم داری درموردِ
.موادمخدر صحبت می‌کنی

783
00:38:07,715 --> 00:38:10,715
رجی و من دیشب سوزوندیم‌‍شون
.به‌همراهِ تجهیزات

784
00:38:10,785 --> 00:38:14,095
اما بهت که گفتم، یه‌فروشنده منتظر
.دارم، پیش‌پیش هزینه‌رو پرداخت کردن

785
00:38:14,165 --> 00:38:17,145
پس از دلال مواد مخدر
.شدن نجاتت دادم، مامان

786
00:38:17,225 --> 00:38:18,815
می‌شه توصیه کنم بهشون
پیشنهادِ بازپرداخت بدی؟

787
00:38:18,895 --> 00:38:20,805
.نمی‌تونم، ورونیکا

788
00:38:20,815 --> 00:38:23,605
پول نقد فروش‌‍شون رو به
فرماندار دویلی دادم تا

789
00:38:23,615 --> 00:38:24,985
.تا برچسب اتهام‌ بهمون نخوره

790
00:38:25,065 --> 00:38:26,325
،و حالا خریدارم داره میاد
،ورونیکا

791
00:38:26,395 --> 00:38:28,195
.و خون به‌پا می‌کنن

792
00:38:29,355 --> 00:38:30,825
اصلاً نمی‌دونی الان
.چی‌کار کردی

793
00:38:30,905 --> 00:38:33,445
،دقیقاً می‌دونم چی‌کار کردم

794
00:38:33,525 --> 00:38:35,785
.و می‌دونمم تو چی‌کار کردی، مامان

795
00:38:35,865 --> 00:38:37,995
.و مشکل‌‍ت فقط من نیستم

796
00:38:42,025 --> 00:38:45,165
فکر می‌کنی واقعاً باهوشی، مگه نه؟

797
00:38:45,175 --> 00:38:46,845
.همه‌ی جواب‌ها رو داری

798
00:38:46,915 --> 00:38:49,795
می‌دونم معشوقه‌ی هایرام برای
اداره‌ی آب و فاضلاب کار می‌کنه

799
00:38:49,875 --> 00:38:52,515
و برای شوهرت توی گزارشاتِ
.آب آلوده دست برده

800
00:38:52,595 --> 00:38:53,895
.که این‌طور

801
00:38:54,765 --> 00:38:56,105
همه‌اش همین؟

802
00:38:56,175 --> 00:38:57,315
.نه

803
00:38:58,545 --> 00:39:00,425
.نه به هیچ‌وجه

804
00:39:00,505 --> 00:39:02,355
"بتی درموردِ هرزآب "فیزل راکس

805
00:39:02,435 --> 00:39:04,975
که توی کارخونه‌ی شیره‌ی افرای
.بلاسم درست می‌شده، گفت

806
00:39:05,055 --> 00:39:08,865
که چطور آب دریاچه‌ی سوئیت‌واتر رو
.مسموم کرده و باعث تشنج همه شده

807
00:39:08,945 --> 00:39:11,195
واسه‌ی همین هایرام ،مجبور
،بود توی اون گزارشات دست ببره

808
00:39:11,205 --> 00:39:12,535
.تا کاری که کرده‌رو لاپوشونی کنه

809
00:39:12,615 --> 00:39:15,655
همین‌طورم به همین دلیل آزمایشگاهِ
،مواد مخدرش‌رو به زندان منتقل کرد

810
00:39:15,725 --> 00:39:17,115
.دور از منبع آب

811
00:39:17,125 --> 00:39:19,995
حالا، حدسم این‌‍ه که از

812
00:39:20,065 --> 00:39:21,375
ماجرای آزمایشگاهِ مواد
مخدرش و کاری که با همه‌ی

813
00:39:21,455 --> 00:39:24,375
.دخترای شهر کرد، عصبانی بودی

814
00:39:24,445 --> 00:39:27,285
بعدش، پدرم‌رو استخدام کردی

815
00:39:27,365 --> 00:39:28,885
.تا به هایرام لاج شلیک کنه

816
00:39:28,965 --> 00:39:30,245
،و وقتی‌که عملی نشد

817
00:39:30,245 --> 00:39:31,915
،سعی کردی کار رو توی بیمارستان تموم کنی

818
00:39:31,935 --> 00:39:34,225
توسطِ مینتا و یه‌هفت تیر
،متعلق به کلانتری

819
00:39:34,295 --> 00:39:37,175
تا بتونی همه‌چیزا رو
.بندازی تقصیر بابام

820
00:39:37,255 --> 00:39:39,645
اوه، و همین‌طورم می‌دونم
.چرا این‌کار رو کردی

821
00:39:40,305 --> 00:39:41,725
...ورونیکا

822
00:39:41,805 --> 00:39:44,395
می‌دونستی که تشنج‌هاش
.تقصیره هایرام هستش

823
00:39:44,475 --> 00:39:46,905
.آفرین، آقای جونز

824
00:39:46,975 --> 00:39:48,315
.جز این‌که یه‌چیز رو فراموش کردی

825
00:39:49,985 --> 00:39:51,405
،پارسال

826
00:39:51,485 --> 00:39:53,785
<i>هایرام تال‌بوی رو استخدام
کرد تا بهم شلیک کنه</i>

827
00:39:53,855 --> 00:39:56,865
،موقع مناظره‌ی مربوط به شهرداری
.تقریباً من‌رو به کشتن داد

828
00:39:56,935 --> 00:40:00,085
پس، موضوع این‌‍ه؟
انتقام؟

829
00:40:00,155 --> 00:40:02,865
تا که بتونی با مینتا فرار کنی

830
00:40:02,945 --> 00:40:04,915
و به خوبی خوشی تا
آخر عمرتون زندگی کنین؟

831
00:40:04,995 --> 00:40:07,705
نمی‌تونی درموردِ این ماجرا
.لام تا کام حرف بزنی

832
00:40:07,785 --> 00:40:09,595
.نه ورونیکا، نه هیچ‌کس دیگه‌ای

833
00:40:09,665 --> 00:40:11,425
،چون اگه من نابود شم

834
00:40:12,285 --> 00:40:13,965
.پدرت‌هم نابود می‌شه

835
00:40:14,035 --> 00:40:15,095
.و اینُ بهت قول می‌دم

836
00:40:15,175 --> 00:40:16,935
پس، فکر می‌کنم

837
00:40:18,545 --> 00:40:20,145
باید توافق کنیم

838
00:40:21,015 --> 00:40:22,565
،تا رازهای هم‌رو نگه داریم

839
00:40:23,945 --> 00:40:24,985
این‌طور فکر نمی‌کنی؟

840
00:40:30,135 --> 00:40:32,445
<i>،پس پای من و هرماینی گیر بود</i>

841
00:40:32,525 --> 00:40:34,145
<i>.توی یه‌ بن‌بست</i>

842
00:40:34,225 --> 00:40:36,235
<i>.خیلی شبیه هایرام و آرچی</i>

843
00:40:36,315 --> 00:40:37,865
<i>.و بتی و پنه‌لوپه</i>

844
00:40:38,865 --> 00:40:40,785
<i>،همین‌طورم مینتا</i>

845
00:40:40,865 --> 00:40:43,285
<i>تصور نمی‌کردم خیلی
.جای نگرانی داشته باشه</i>

846
00:40:43,295 --> 00:40:44,705
یه‌سیگار برام بیار، می‌شه؟

847
00:40:45,945 --> 00:40:47,375
.البته، مایکل

848
00:40:49,375 --> 00:40:52,875
باید صحبت کنیم درموردِ این‌که با
.اِف‌پی و پسرش چی‌کار کنیم

849
00:40:52,955 --> 00:40:55,885
شوهرت همیشه یه‌روش
.ساده برای تموم کردن کارا داره

850
00:40:58,145 --> 00:40:59,305
همین‌طوره، مگه نه؟

851
00:41:06,645 --> 00:41:08,135
<i>،به‌گمونم توی ریوردیل</i>

852
00:41:08,205 --> 00:41:09,435
<i>برنده شدن بهترین چیزی نیست آدم
،می‌تونه بهش امید داشته باشه</i>

853
00:41:09,515 --> 00:41:12,975
<i>بهترین چیز این‌‍ه که حرکت خودت
.رو انجام بدی و دعا کنی نبازی</i>

854
00:41:12,985 --> 00:41:14,575
.می‌بینم که تا دیروقت کار می‌کنی

855
00:41:17,735 --> 00:41:19,945
به‌گمونم اینجایی تا
بفهمی کار کی بوده؟

856
00:41:20,025 --> 00:41:21,495
،بعد از این‌که پدرم به‌هوش اومد

857
00:41:21,575 --> 00:41:24,285
.اولین چیزی بود که پرسید

858
00:41:24,295 --> 00:41:25,615
،بهش گفتم کار تال‌بوی بوده

859
00:41:25,695 --> 00:41:26,795
حرفت‌رو باور کرد؟

860
00:41:26,865 --> 00:41:28,165
.فکر کنم

861
00:41:29,825 --> 00:41:31,505
اگه برای پدرم به‌اندازه‌ی
،کافی قانع کننده بوده

862
00:41:31,585 --> 00:41:33,045
،پس برای من‌هم خوبه

863
00:41:35,345 --> 00:41:37,055
.مابقی دستمزدت

864
00:41:43,645 --> 00:41:45,515
نمی‌خوای بدونی واقعاً کار کی بوده؟

865
00:41:50,435 --> 00:41:52,275
.فراموشش کن، جاگ‌هد

866
00:41:54,015 --> 00:41:55,525
.این‌جا ریوردیل‌‍ه

867
00:41:55,549 --> 00:42:00,661
<font color="#ff0000">«: مـتـرجـمـیـن: آریـا و غـزل :»</font>
<font color="#ff8000">.:: Violet , Ariya ::.</font>

868
00:42:00,661 --> 00:42:08,385
<font color="#cb351b">.::ارائه‌ای اختصاصی از وبسایتِ::.
|-| Film2Movie.WS |-|</font>

869
00:42:08,428 --> 00:42:16,236
<font color="#b8b8dc">.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:.</font>
<font color="#0080ff">*|*|*|*  @MyFilm2Movie  *|*|*|*</font>

