﻿1
00:00:08,510 --> 00:00:09,860
<i>...آنچه در ریوردیل گذشت</i>

2
00:00:09,868 --> 00:00:12,524
<i>مامانت که نمی‌تونه بدون یه‌آزمایشگاه
.مواد تولید کنه و معامله کنه</i>

3
00:00:12,525 --> 00:00:14,145
من و مامانت داریم ازهمدیگه
.جدا می‌شیم

4
00:00:14,215 --> 00:00:15,315
،خودت همیشه می‌گفتی

5
00:00:15,385 --> 00:00:18,145
".خانواده مهم‌ترین چیزه"

6
00:00:18,225 --> 00:00:19,535
.دیگه خانواده‌ای وجود نداره

7
00:00:19,605 --> 00:00:21,865
امروز، افعی‌ها فصل جدیدی
.از زندگی‌شونُ شروع می‌کنن

8
00:00:21,945 --> 00:00:24,655
،شما دیگه قانون‌شکن نیستین
،شما مأمورانِ محافظ قانون‌اید

9
00:00:24,725 --> 00:00:25,523
تو "کورتز" هستی؟

10
00:00:25,525 --> 00:00:27,615
شماها همه‌تون می‌خواین فیزل‌راکس
.تولید و معامله کنین

11
00:00:27,695 --> 00:00:29,355
.فقط کسی که لایق باشه صعود می‌کنه

12
00:00:29,435 --> 00:00:32,205
آقای لاج لیست جاهایی که دلال‌ها
،قبلاً به‌اون‌جا می‌رفتنُ بهم داده

13
00:00:32,215 --> 00:00:33,455
جایی که بازیکن‌های جی‌اندجی
.دورهم جمع می‌شن

14
00:00:33,525 --> 00:00:35,245
من یه‌نفر رو می‌شناسم
.که می‌تونه کمکت کنه

15
00:00:35,325 --> 00:00:36,955
یکی‌از دوستایی که از
.مرزعه می‌شناسمش

16
00:00:36,964 --> 00:00:41,085
<i>گروه‌هایی مثل مزرعه، آدم‌های آسیب‌پذیر رو
.از لحاظ احساسی طعمۀ خودشون می‌کنن</i>

17
00:00:41,165 --> 00:00:43,375
تو واقعاً داری اون مزخرفاتی‌ که
یه آدم دغلکار

18
00:00:43,395 --> 00:00:46,545
به‌اسم ادگار اونور توی اون مزرعه
 به‌خوردت می‌ده رو باور می‌کنی؟

19
00:00:46,565 --> 00:00:48,435
همین‌جوری که نمی‌شه
.ادگار رو ملاقات کرد

20
00:00:51,305 --> 00:00:52,725
.می‌دونستم بابام خوشش میاد

21
00:00:57,925 --> 00:00:59,905
.محیط امن‌‍ه‌‍

22
00:00:59,985 --> 00:01:01,155
.حرکت می‌کنیم

23
00:01:01,179 --> 00:01:06,179
<font color="#ff0000">«: مـتـرجـمـیـن: آریـا و غـزل :»</font>
<font color="#ff8000">.:: Violet , Ariya ::.</font>

24
00:01:26,345 --> 00:01:28,005
!سوئیت‌پی، سرت رو بدزد -
!بنگ، بنگ -

25
00:01:28,085 --> 00:01:29,095
.جفت‌تون دیگه مُردین

26
00:01:29,105 --> 00:01:30,555
همیشه باید حواس‌تون
.به‌پشت‌سرتون باشه، مأمورها

27
00:01:30,625 --> 00:01:32,575
.این یه‌اشتباه مرگبار‌‍ه

28
00:01:32,575 --> 00:01:34,435
این فقط یه‌تمرین آزمایشی‌‍ه، ولی توی
.خیابون‌ها فرصت دوباره‌ای درکار نیست

29
00:01:34,515 --> 00:01:37,605
که این بیشتر مشخص می‌کنه که
.شما پسرا واسه‌شون آمادگی ندارین

30
00:01:37,685 --> 00:01:40,935
مگه نمی‌خواین جلوی اون گارگویل‌های
.سرکش رو بگیرین؟ پس عین یه‌تیم کار کنین

31
00:01:40,945 --> 00:01:42,605
تا وقتی‌که ثابت نکنین
،که از پس این‌کار برمیاین

32
00:01:42,615 --> 00:01:43,945
بهتون اجازه نمی‌دم
.برین بیرون

33
00:01:44,025 --> 00:01:45,035
.دوباره انجامش بدین

34
00:01:47,775 --> 00:01:48,705
.یالا، جاگ

35
00:01:51,045 --> 00:01:55,365
راهی هست که بتونی به‌این
طلاق به‌چشم خوب نگاه کنی؟

36
00:01:55,445 --> 00:01:58,965
دارم سعی می‌کنم که نیمۀ
...پُر لیوان رو ببینم، ولی

37
00:02:00,375 --> 00:02:01,855
مامان‌بابام منو با این باور
بزرگ کردن

38
00:02:01,865 --> 00:02:04,585
.که خانواده، مهم‌ترین چیز توی زندگی‌‍ه

39
00:02:04,665 --> 00:02:06,335
.خیلی‌ متأسفم، وی

40
00:02:10,965 --> 00:02:13,595
ورونیکا، سلام. اشکال نداره
که چندتا آگهی نصب کنم؟

41
00:02:13,675 --> 00:02:15,135
.مزرعه فردا یه پذیرایی همگانی داره

42
00:02:15,145 --> 00:02:16,375
یه پذیرایی همگانی؟

43
00:02:16,375 --> 00:02:18,555
آره، داریم درب‌های مزرعه‌رو
.به‌روی بازدیدکننده‌ها باز می‌کنیم

44
00:02:18,635 --> 00:02:21,105
از هرکسی که بخواد از ساختمان بازسازی
،شده‌مون دیدن کنه استقبال می‌شه

45
00:02:21,175 --> 00:02:23,985
می‌تونه با پیشکسوت‌های مزرعه آشنا بشه
.و با ارزش‌ها و رسومات‌مون آشنایی پیدا کنه

46
00:02:24,895 --> 00:02:26,115
.بفرما راحت باش، اِولین

47
00:02:26,685 --> 00:02:27,615
.ممنون

48
00:02:31,575 --> 00:02:32,995
.معلومه که منم باهات میام

49
00:02:36,575 --> 00:02:37,755
.سلام، عزیزم

50
00:02:38,495 --> 00:02:40,505
چرا ناراحتی؟

51
00:02:40,585 --> 00:02:43,835
یکی‌از مأمورهام تریلر
...قدیمی‌مون رو پیدا کرده

52
00:02:43,845 --> 00:02:46,095
.یاهر چیزی که ازش مونده بود
.جزغاله شده بود

53
00:02:47,585 --> 00:02:50,225
داخلش مواد اولیه برای
.ساخت مخدر پیدا شده

54
00:02:51,045 --> 00:02:52,105
.وای، خدای من

55
00:02:53,305 --> 00:02:54,675
توی تریلر خودمون؟

56
00:02:54,685 --> 00:02:57,135
انگار این شهر کوچولومون
.نمی‌تونه یه‌نفس راحت بکشه

57
00:02:57,215 --> 00:02:59,525
،یه‌علف هرز رو می‌کَنی
.یکی دیگه جاش درمیاد

58
00:03:01,555 --> 00:03:05,535
زودباش، بابا، وگرنه کارتون‌های
.صبحِ شنبه رو از دست می‌دیم

59
00:03:06,805 --> 00:03:07,745
.باشه

60
00:03:13,285 --> 00:03:15,115
تو واقعاً فکر کردی

61
00:03:15,195 --> 00:03:18,955
،با نابود کردن اون تریلر قراضه
چیزی عوض می‌شه؟

62
00:03:19,025 --> 00:03:20,705
اوه، تا وقتی جنابعالی

63
00:03:20,785 --> 00:03:24,375
،از ریوردیل نری بیرون
.من دست‌بردار نیستم

64
00:03:24,385 --> 00:03:26,335
خب، پس بهتره
،کمرت رو سفت ببندی

65
00:03:26,415 --> 00:03:27,635
.چون من هیچ‌جایی نمی‌رم

66
00:03:32,705 --> 00:03:34,605
.و بذار یه‌نصیحتی بهت بکنم

67
00:03:35,545 --> 00:03:37,105
.دیگه پا روی دُمم نذار

68
00:03:45,225 --> 00:03:47,055
،اگه از این‌طرف بیاین

69
00:03:47,135 --> 00:03:50,565
دوتا از اعضای هنرمندمون رو می‌بینین
.که دارن هنرنمائی می‌کنن

70
00:03:50,645 --> 00:03:52,745
.سلام، مگان. سلام گرت -
.سلام -

71
00:03:52,825 --> 00:03:56,655
ما دوست داریم توی مزرعه استعدادهای
.منحصر به‌فرد افراد رو رشد بدیم

72
00:03:57,755 --> 00:04:00,865
.مثل اینه که "هاکنی" با فرقه‌ی "دروازۀ بهشت" آشنا بشه
<font color="#ff8000">هاکنی نام هنرمند نقاش و دروازۀ بهشت فرقۀ مذهبی است که]
[تمامی اعضای آن بخاطر باورشان خودکشی کردند. درواقع این دو تضاد دارند</font>

73
00:04:00,945 --> 00:04:03,665
خب حالا، کسی دلش میخواد حدس بزنه
که این اتاق واسۀ چی استفاده می‌شه؟

74
00:04:03,735 --> 00:04:05,255
غرق کردن‌های تشریفاتی؟

75
00:04:05,335 --> 00:04:06,955
ببخشید. بتی
.صداتُ نشنیدم

76
00:04:07,035 --> 00:04:08,045
هی، اون پُشت چیه؟

77
00:04:08,115 --> 00:04:10,475
چیزی نیست، فقط
.کمد سرایدار‌‍ه

78
00:04:10,545 --> 00:04:13,055
خب حالا، اگه همه دنبال بیاین
.می‌خوام باغ رو بهتون نشون بدم

79
00:04:17,275 --> 00:04:19,775
!بتی -
.مامان -

80
00:04:19,845 --> 00:04:21,985
.تو برو، وی
.یکم دیگه میام پیشت‌‍

81
00:04:23,635 --> 00:04:25,515
.فکر نمی‌کردم که بیای

82
00:04:25,595 --> 00:04:27,655
...خب، درب به‌روی همه باز بود، پس

83
00:04:29,695 --> 00:04:32,365
.خب، از بقیۀ گردش‌‍ت لذت ببر

84
00:04:33,765 --> 00:04:34,915
.صبر کن

85
00:04:35,645 --> 00:04:36,695
همین بود؟

86
00:04:36,775 --> 00:04:39,365
،خیلی‌وقت بود که صحبت نکرده بودیم

87
00:04:39,445 --> 00:04:40,615
و حالا فقط همین نسیبم می‌شه؟

88
00:04:40,695 --> 00:04:42,205
از بقیۀ گردش‌‍ت لذت ببر"؟"

89
00:04:42,275 --> 00:04:44,785
،این تویی که منو ول کردی، بتی

90
00:04:44,795 --> 00:04:46,705
.فکر نکنم من تو رو ول کرده باشم

91
00:04:47,365 --> 00:04:48,595
.پس اگه بهم اجازه بدی من برم

92
00:04:52,665 --> 00:04:53,765
.سلام

93
00:04:55,795 --> 00:04:58,765
مایل هستی که یه مصاحبۀ
راحت و سریع داشته باشی؟

94
00:05:00,385 --> 00:05:02,315
.اه، آره. فکر خوبی به‌نظر میاد

95
00:05:02,395 --> 00:05:03,485
.پس اگه دوست داری دنبالم بیا

96
00:05:07,515 --> 00:05:11,815
بتی. این مصاحبه‌ها برای کسایی‌‍ه
.که مایل هستن به مزرعه ملحق بشن

97
00:05:11,825 --> 00:05:13,805
خب، بیا فرض کنیم
.که منم می‌خوام ملحق شم

98
00:05:15,235 --> 00:05:16,655
راستی، بابات کجاست؟

99
00:05:16,665 --> 00:05:17,875
.همین اطراف‌‍ه

100
00:05:20,355 --> 00:05:21,795
،خب، پس بیا شروع کنیم
می‌شه؟

101
00:05:23,195 --> 00:05:24,125
اسم؟

102
00:05:25,405 --> 00:05:26,585
.بتی کوپر

103
00:05:28,195 --> 00:05:30,715
شغل؟ -
.محصل -

104
00:05:33,755 --> 00:05:35,135
تاحالا ناخن‌های دستت رو خوردی؟

105
00:05:35,845 --> 00:05:37,055
.بعضی‌وقتا آره

106
00:05:38,045 --> 00:05:39,225
تا حالا احساس استرس داشتی؟

107
00:05:39,795 --> 00:05:41,105
.معلومه

108
00:05:41,175 --> 00:05:42,645
کسی هست که نداشته باشه؟

109
00:05:47,715 --> 00:05:50,155
به‌نظر خودت، آدم خون‌سردی هستی؟

110
00:05:51,595 --> 00:05:52,575
.نه

111
00:05:56,115 --> 00:05:57,535
.خیلی‌خب

112
00:05:57,615 --> 00:05:59,775
.عالیه. ممنون

113
00:05:59,855 --> 00:06:02,545
همین؟ نمی‌خوای راجع‌به
رازهام ازم سؤال کنی؟

114
00:06:02,615 --> 00:06:04,545
.نه، فعلاً همینا بسنده می‌کنه. ممنون

115
00:06:04,615 --> 00:06:05,755
.بهت زنگ می‌کنیم

116
00:06:10,905 --> 00:06:13,845
نه، من باید اونجا باشم
.حتی اگه فقط برای حفظ ظاهر باشه

117
00:06:15,915 --> 00:06:17,135
!لعنت بهت، هایرام

118
00:06:19,055 --> 00:06:20,475
.مامان

119
00:06:20,555 --> 00:06:23,555
بابات بالاخره داره اون زندان
.لعنتی‌شو باز می‌کنه

120
00:06:23,625 --> 00:06:27,015
قراره یه‌مراسم بازگشائی با بریدن
."روبان باشه، با حضور فرماندار "دولی

121
00:06:27,095 --> 00:06:32,395
و اون با خودخواهیِ تمام، تصمیم گرفت
.منو که ناسلامتی شهردارم رو دعوت نکنه

122
00:06:32,405 --> 00:06:36,745
خب، تو دوبار سعی کردی
.که اونو بکُشی

123
00:06:36,815 --> 00:06:39,365
فقط یه مراسمه که خبرنگارا عکس
.می‌گیرن، نمی‌خواد قاطی کنی

124
00:06:39,435 --> 00:06:42,905
،نه، ورونیکا
.تو نمی‌فهمی

125
00:06:42,915 --> 00:06:46,405
فقط دیر و زود داره که
.دشمن‌هامون از طلاق‌مون بو ببرن

126
00:06:46,415 --> 00:06:48,255
،اگه حمایت هایرام نباشه

127
00:06:48,325 --> 00:06:50,255
ممکنه زندگیِ من
.توی خطر باشه

128
00:06:50,335 --> 00:06:52,795
چرا باید بیان سراغ تو؟

129
00:06:52,865 --> 00:06:55,765
من یه‌کارهایی کردم. آدم‌هایی
.هستن که ازم کینه به‌دل دارن

130
00:06:55,835 --> 00:06:57,175
،توی این شغلی که من دارم

131
00:06:57,935 --> 00:07:00,215
،وقتی یه‌ازدواج از هم می‌پاشه

132
00:07:00,295 --> 00:07:02,895
اغلب همسر رئیس مافیا
...به‌راحتی

133
00:07:03,795 --> 00:07:04,935
.غیب‌‍ش می‌زنه

134
00:07:09,255 --> 00:07:10,645
یکی از مزایای همسایۀ شما
بودن اینه که

135
00:07:10,655 --> 00:07:12,615
می‌تونم هم از آخور بخورم
.هم از توبره

136
00:07:13,925 --> 00:07:15,735
.آره، نگران نباش، جاگ

137
00:07:15,805 --> 00:07:17,065
اوضاع با مامانت چطور پیش‌میره؟

138
00:07:17,145 --> 00:07:18,805
.عین جنگ سرد‌‍ه

139
00:07:18,805 --> 00:07:21,525
یعنی، بدترین گزینه اینه‌که
.به‌بابام همه‌چی رو بگم

140
00:07:21,605 --> 00:07:24,125
ولی قطعاً یه‌نابودی متقابل
.رو به‌همراه داره

141
00:07:24,195 --> 00:07:27,745
پس به‌جاش، من و افعی‌ها داریم ذره‌ذره
.سفره‌ی کاسبی موادمخدرش رو جمع می‌کنیم

142
00:07:27,755 --> 00:07:30,373
قدم بعدی هم، اینه‌که
می‌خوایم گارگویل‌ها و کورتز

143
00:07:30,398 --> 00:07:33,069
که واسش مواد تولید میکنه
.رو از شهر بندازیم بیرون

144
00:07:33,125 --> 00:07:38,165
می‌خوام ریوردیل رو به‌ یه‌جای کاملاً
.ناخوشایند واسۀ گلادیس جونز تبدیل کنم

145
00:07:38,245 --> 00:07:40,225
و اگه اون بره، چه بلائی
سرِ جلی‌بین میاد؟

146
00:07:41,165 --> 00:07:42,965
.هنوز باید روی این قضیه فکر کنم

147
00:07:48,315 --> 00:07:49,725
.الو

148
00:07:49,795 --> 00:07:51,395
<i>مایل هستین که هزینه‌ی تماس</i>

149
00:07:51,465 --> 00:07:53,525
<i>"از زندان نوجوانان "لئوپولد و لوب
رو قبول کنین؟</i>

150
00:07:54,655 --> 00:07:55,975
.اه... بله حتماً

151
00:07:57,655 --> 00:07:59,535
<i>."آرچی. منم "مدداگ‌‍ -</i>
مدداگ"؟" -

152
00:08:00,665 --> 00:08:03,565
رفیق، چه خبر؟ -
<i>.به کمکت احتیاج دارم -</i>

153
00:08:03,645 --> 00:08:07,995
کارو کاسبی موادمخدر، دوباره چهره‌ی زشت
.خودش رو به‌ریوردیل نشون داده

154
00:08:08,075 --> 00:08:09,825
خب حالا، به‌نظر بابام
.ما آماده نیستیم

155
00:08:09,835 --> 00:08:12,175
ولی ما قراره که سازمان غیررسمی
.مبارزه‌با مواد مخدرِ ریوردیل باشیم

156
00:08:12,245 --> 00:08:14,455
این یعنی این‌که قراره زندگی
رو به‌کام گارگویل‌ها زهر کنیم

157
00:08:14,535 --> 00:08:15,915
.و اونا رو از شهر بیرون کنیم

158
00:08:15,995 --> 00:08:17,635
،ولی اول از همه

159
00:08:17,715 --> 00:08:19,345
.به پاتوق‌ها سر می‌زنیم

160
00:08:19,425 --> 00:08:22,255
تا مطمئن بشیم که گلادیس از زیرساخت‌های
.قدیمی هایرام استفاده می‌کنه یا نه

161
00:08:23,795 --> 00:08:25,425
مدداگ، قضیه چیه؟

162
00:08:25,435 --> 00:08:27,005
اونا بالاخره می‌خوان
.این‌جا رو تعطیل کنن

163
00:08:27,085 --> 00:08:28,165
.این‌که عالیه

164
00:08:28,245 --> 00:08:29,595
بخاطر اتفاقی که واسۀ رئیس نورتون افتاد؟

165
00:08:29,675 --> 00:08:30,985
.خودشون همین‌رو می‌گن
ولی درواقع، بخاطر

166
00:08:31,055 --> 00:08:32,515
اینه که دارن یه‌زندان جدید
.توی جنوب‌شهر باز می‌کنن

167
00:08:32,595 --> 00:08:33,855
.زنان خصوصیِ هایرام لاج

168
00:08:35,385 --> 00:08:36,855
.ولی واسه نوجوون‌ها نیست

169
00:08:36,865 --> 00:08:38,085
ظاهراً یه‌بخشی ازش
.ماله نوجوون‌هاست

170
00:08:38,165 --> 00:08:39,655
قراره همه‌مون به‌اون‌جا
.منتقل شیم، قرمزی

171
00:08:39,735 --> 00:08:41,945
و نگهبان‌های این‌جا که ما رو
...مجبور به‌مبارزه می‌کردن

172
00:08:43,355 --> 00:08:44,515
قراره که همه‌شون
.بیان و اون‌جا کار کنن

173
00:08:44,595 --> 00:08:46,525
می‌خوان دوباره یه‌باشگاه مُشت‌زنی
راه‌بندازن؟

174
00:08:46,605 --> 00:08:48,985
دادگاه آزادیِ مشروطم
.یهویی و بی‌خبر لغو شد

175
00:08:49,005 --> 00:08:50,865
.دادگاهِ "بیبی‌تیث" و "تامبر" هم همین‌طور

176
00:08:50,875 --> 00:08:52,285
دارن هرکاری لازم باشه می‌کنن

177
00:08:52,365 --> 00:08:54,545
تا زندانِ لاج، توی روز بازگشائی‌‌‍ش
.پُر باشه

178
00:08:56,335 --> 00:08:57,845
،سعی کردم با خانواده‌ام تماس بگیرم

179
00:08:59,035 --> 00:09:00,665
.ولی هیشکی جوابم رو نمی‌ده

180
00:09:00,745 --> 00:09:02,225
.خب، مدداگ، بهم گوش کن

181
00:09:02,295 --> 00:09:05,795
.توی برای فرارِ من، جونت رو به‌خطر انداختی

182
00:09:05,875 --> 00:09:09,605
باور کن که نمی‌ذارم پات به
.زندان هایرام برسه

183
00:09:09,629 --> 00:09:12,629
<font color="#cb351b">.::ارائه‌ای اختصاصی از وبسایتِ::.
|-| Film2Movie.WS |-|</font>

184
00:09:12,653 --> 00:09:16,423
<font color="#b8b8dc">.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:.</font>
<font color="#0080ff">*|*|*|*  @MyFilm2Movie  *|*|*|*</font>

185
00:09:16,725 --> 00:09:19,595
.چه‌جای خفنی، آرچی

186
00:09:19,675 --> 00:09:21,845
پس بابام همین‌جوری این
باشگاه‌رو داد به تو؟

187
00:09:21,925 --> 00:09:23,525
.خب، داستانش درازه

188
00:09:25,925 --> 00:09:29,645
رانی، مدداگ و بقیۀ زندانی‌ها
.نباید به زندانِ بابات منتقل بشن

189
00:09:29,725 --> 00:09:31,275
.اون نگهبان‌ها سادیسمی‌اند

190
00:09:31,355 --> 00:09:33,156
تو واسه بیرون آوردنِ من
.خیلی تلاش کردی

191
00:09:33,157 --> 00:09:34,775
فراری‌‍ت دادم؟ یادته؟

192
00:09:34,855 --> 00:09:36,144
.آره، ولی قبل از اون

193
00:09:36,145 --> 00:09:38,605
با پروژۀ بی‌گناهان کار می‌کردی
.تا به فرماندار درخواست تجدیدنظر بدی

194
00:09:39,715 --> 00:09:41,155
،راستش رو بخوای

195
00:09:41,235 --> 00:09:44,375
اتفاقاً می‌دونم که
.فرماندار "دولی" توی شهره

196
00:09:44,445 --> 00:09:47,005
.شاید یه‌درخواست رودر رو بتونه کارساز باشه

197
00:09:48,865 --> 00:09:50,925
امیدوارم ترافیک زیاد اذیت‌تون نکرده باشه
."فرماندار "دولی

198
00:09:51,625 --> 00:09:52,595
.از این‌طرف بفرمائین

199
00:09:57,085 --> 00:09:58,965
این کارا دیگه چیه؟

200
00:09:59,045 --> 00:10:01,175
.فکر کردم قراره پدرت رو ببینم

201
00:10:01,255 --> 00:10:03,725
نه. اون یه‌دروغ بود که باهاش
.شما رو بکِشونم این‌جا

202
00:10:03,735 --> 00:10:06,265
.این دوست‌پسر سابقم‌‍ه، آرچی اندروز

203
00:10:06,345 --> 00:10:08,695
جناب فرماندار، باید باهاتون
راجع‌به انتقال زندانی‌های

204
00:10:08,775 --> 00:10:12,825
"زندان نوجوانان "لئوپولد و لوب
.به‌زندان هایرام لاج صحبت کنم

205
00:10:13,915 --> 00:10:15,025
.نباید اجازه‌ی این‌کارو بدین

206
00:10:15,035 --> 00:10:16,205
،نمی‌دونم شماها کی هستین

207
00:10:16,285 --> 00:10:18,355
ولی من واسۀ این حرفا
.این‌جا نمی‌مونم

208
00:10:18,435 --> 00:10:22,755
شما برین منم می‌رم و داستانم رو
برای تمام شبکه‌های خبری و
.روزنامه‌های سه‌ایالت تعریف می‌کنم

209
00:10:22,825 --> 00:10:24,805
چه داستانی؟

210
00:10:24,805 --> 00:10:29,095
وقتی من و دوستام مجبور بودیم واسۀ باشگاه
،مشت‌زنی غیرقانونیِ زندان مبارزه کنیم

211
00:10:29,165 --> 00:10:33,085
شما و رئیس نورتون توی مراسم‌های جمع‌آوری
.اعانه داشتین خرچنگ میل می‌کردین

212
00:10:33,165 --> 00:10:36,005
و 5تا زندانی دیگه هستن
که حاضرن قسم بخورن

213
00:10:36,085 --> 00:10:38,105
که شما هم به‌همراه رئیس نورتون
بعنوان مهمان شخصی‌شون

214
00:10:38,175 --> 00:10:40,435
 توی این مبارزات حضور داشتین

215
00:10:40,515 --> 00:10:42,105
.اونا حاضرن توی دادگاه شهادت بدن

216
00:10:43,295 --> 00:10:45,935
دقیقاً انتظار دارین
که من چیکار کنم؟

217
00:10:45,945 --> 00:10:48,235
ناسلامتی شما فرماندارین، نه؟

218
00:10:49,355 --> 00:10:51,365
.همین امروز، اونا رو عفو کنین

219
00:10:58,775 --> 00:11:01,285
.ممنون که قبول کردی کمکم کنی، شرل

220
00:11:01,295 --> 00:11:02,665
من هنوز هیچی‌رو
.قبول نکردم

221
00:11:04,275 --> 00:11:05,865
...می‌خوای توی مزرعه نفوذ کنی

222
00:11:05,945 --> 00:11:07,915
مگه سرت واسه
همین‌کارها درد نمی‌کنه؟

223
00:11:07,985 --> 00:11:10,915
.قبلاً سعیم‌رو کردم
.ولی اِولین به‌من اعتماد نداره

224
00:11:10,995 --> 00:11:14,475
ولی کاملاً مشخص بود که می‌خواست حین
.برنامۀ موزیکال تو رو هم اغوا کنه

225
00:11:14,545 --> 00:11:16,085
مشکلت با مزرعه چیه؟

226
00:11:16,165 --> 00:11:17,585
آره، با الهام از روز کارگر
،سفید می‌پوشن

227
00:11:17,665 --> 00:11:18,885
ولی غیر از اون، واقعاً
این‌قدر بد اند؟

228
00:11:18,955 --> 00:11:20,585
.اونا یه‌فرقه‌اند، شرل

229
00:11:20,665 --> 00:11:23,315
و هدف‌شون فقط من و
.دوستام نیستن

230
00:11:23,385 --> 00:11:25,315
."بچه‌های داداشت، "جونیپر" و "دگ‌وود

231
00:11:25,395 --> 00:11:27,555
دارن به‌عنوان کودکانِ
.اهل مزرعه بزرگ می‌شن

232
00:11:27,635 --> 00:11:30,315
و دفعۀ آخری که دیدم‌شون کاملاً خوشحال
.و سالم به‌نظر می‌رسیدن

233
00:11:32,635 --> 00:11:33,735
جیسون چی؟

234
00:11:35,305 --> 00:11:38,405
اون به پالی گفته بود که می‌خوان
.فرار کنن و برن به‌مزرعه

235
00:11:38,475 --> 00:11:40,325
نمی‌خوای دلیلش رو بدونی؟

236
00:11:40,395 --> 00:11:42,195
تو رو خدا، شرل
.حرفم رو باور کن

237
00:11:42,205 --> 00:11:44,295
اگه می‌تونستم مخفیانه
.واردشون بشم، این‌کارو می‌کردم

238
00:11:50,655 --> 00:11:51,465
سلام؟

239
00:11:54,845 --> 00:11:56,425
همه‌چی مرتبه؟

240
00:12:08,505 --> 00:12:09,485
.اوه، شرل

241
00:12:10,715 --> 00:12:12,525
چی شده؟ کاری از دستِ من برمیاد؟

242
00:12:12,605 --> 00:12:13,945
.تموم شد

243
00:12:15,895 --> 00:12:17,695
.من و تونی دوباره به‌هم زدیم

244
00:12:18,855 --> 00:12:20,205
.این‌دفعه واسۀ همیشه

245
00:12:21,205 --> 00:12:23,945
.دیگه نمی‌دونم چیکار کنم

246
00:12:24,025 --> 00:12:26,545
می‌دونی، شاید صحبت کردن راجع‌بهش
.با یه‌دوست بهت کمک کنه

247
00:12:31,535 --> 00:12:32,585
.وارد شدم، دختر عمو

248
00:12:42,965 --> 00:12:43,805
.سلام، پسر

249
00:12:44,435 --> 00:12:45,895
می‌تونم کمکت کنم؟

250
00:12:45,975 --> 00:12:47,685
آره. می‌تونی بهم یکم
...از اون چیزا بدی

251
00:12:48,305 --> 00:12:50,537
یه‌چیزی برای بالابردن هیجان بازی؟

252
00:12:53,885 --> 00:12:56,115
.این نسخۀ چاپ محدود‌‍ه

253
00:12:57,525 --> 00:12:58,615
.می‌شه 50 دلار

254
00:13:02,525 --> 00:13:03,945
همه‌چی ردیفه؟

255
00:13:03,955 --> 00:13:04,955
.برای تو نه

256
00:13:07,915 --> 00:13:10,365
سلام، منو یادته؟

257
00:13:10,375 --> 00:13:12,535
دفعۀ قبل من با شوالیۀ سرخ
.اومدم این‌جا

258
00:13:12,615 --> 00:13:14,715
.و اون‌روز توی فاز مهربونی بودم

259
00:13:15,455 --> 00:13:16,695
...ولی امروز

260
00:13:16,695 --> 00:13:18,545
.توی فاز نامهربونی‌ام...

261
00:13:18,625 --> 00:13:20,375
ولی اگه بهم بگی اون موادها
از کجا میان

262
00:13:20,455 --> 00:13:21,715
می‌تونی کمکم کنی
.دوباره مهربون بشم

263
00:13:21,795 --> 00:13:23,045
گارگویل‌ها دوباره دارن
.مواد معامله می‌کنن

264
00:13:23,125 --> 00:13:24,345
کجا دارن می‌فروشن؟

265
00:13:24,415 --> 00:13:25,595
.ما به‌تمام پاتوق‌ها سر زدیم

266
00:13:25,605 --> 00:13:28,215
نه، به‌روش قدیمی دارن کار می‌کنن
.توی گوشۀ خیابون‌ها

267
00:13:28,295 --> 00:13:31,912
ولی با مجسمه‌های گارگویل‌هایی که از
.سیم‌های تلفن آویزونن می‌تونین مکانش بفهمین

268
00:13:32,225 --> 00:13:34,225
این زری که زدی
یعنی چی؟

269
00:13:34,305 --> 00:13:36,935
توی بعضی‌ شهرها، اگه از سیم‌های تلفن
توی خیابون یه‌جفت کفش آویزون باشه

270
00:13:36,945 --> 00:13:39,395
به‌این معنی‌‍ه که یه‌دلال مواد اون
...نزدیکی‌هاست. ولی منظور اون اینه‌که

271
00:13:39,475 --> 00:13:40,945
به‌جای کفش، دنبالِ
.مجسمه‌های گارگویل بگردین

272
00:13:41,025 --> 00:13:42,155
.خیلی‌خب

273
00:13:42,165 --> 00:13:43,615
.این‌جا رو بگردین

274
00:13:43,695 --> 00:13:46,075
هرچی مواد یا وسیله‌ی بازی و قاچاق هست
.رو مصادره کنین

275
00:13:46,085 --> 00:13:48,655
کاری نکن دوباره
.برگردم این‌جا

276
00:13:48,665 --> 00:13:51,205
و دقیقاً چه‌جوری این
دستگاه شنود رو گیرآوردی؟

277
00:13:51,275 --> 00:13:53,785
بتیِ جاسوس؟ -
مامانم یه جعبه از وسائلی داشت -

278
00:13:53,795 --> 00:13:56,295
که ماله زمانی بود که توی
.روزنامۀ ریوردیل کار می‌کرد

279
00:13:56,375 --> 00:13:57,745
.تموم شد

280
00:13:57,825 --> 00:13:59,875
خب حالا تنها کاری که باید بکنی
اینه‌که بری اون‌جا

281
00:13:59,955 --> 00:14:02,125
<i>.و خودت باشی</i>

282
00:14:02,135 --> 00:14:03,885
<i>.بذار گفتگو ادامه‌دار باشه</i>

283
00:14:03,955 --> 00:14:06,925
<i>صادقانه به‌تمام
سؤالات‌شون جواب بده، باشه؟</i>

284
00:14:10,725 --> 00:14:11,815
رنگ موردعلاقه‌ت چیه؟

285
00:14:11,895 --> 00:14:14,225
.معلومه. قرمز
،ولی اگه بخوای دقیق‌تر بگم

286
00:14:14,305 --> 00:14:16,975
.می‌گم رنگِ قرمز روشن

287
00:14:16,985 --> 00:14:19,475
تاحالا شده که موقع استرس ناخن‌ها
یا گوشت اطراف ناخن‌هات رو بخوری؟

288
00:14:19,495 --> 00:14:20,735
.نه

289
00:14:20,745 --> 00:14:22,245
<i>.مانیکوریست‌‍م می‌کُشدم</i>

290
00:14:23,605 --> 00:14:25,945
<i>.بابا، سلام</i>

291
00:14:26,025 --> 00:14:27,615
.وای، خدای من

292
00:14:27,685 --> 00:14:29,455
.ایشون شرل بلاسم ‌‍ه

293
00:14:32,235 --> 00:14:33,255
.خوش‌وقتم، شرل

294
00:14:35,195 --> 00:14:36,335
.ممنون، عزیزم

295
00:14:37,695 --> 00:14:39,795
الان دیگه بابام مصاحبه‌‍ت رو
.تموم می‌کنه

296
00:14:39,865 --> 00:14:41,335
<i>.پیشِ آدم درستی هستی</i>

297
00:14:41,345 --> 00:14:42,835
می‌شه برگردیم سرکارمون؟

298
00:14:44,785 --> 00:14:47,635
تاحالا یکی‌از عزیزانت
رو ازدست دادی؟

299
00:14:47,705 --> 00:14:49,805
.بله. داداشم جیسون

300
00:14:49,875 --> 00:14:53,175
،و وقتی که فوت کرد
تونستی واسش عزاداری کنی؟

301
00:14:53,255 --> 00:14:55,235
حقیقتش خیلی‌چیزها
.هست که به‌خاطر نمیارم

302
00:14:56,265 --> 00:14:58,695
.چون توی موقعیت تاریکی بودم

303
00:14:58,775 --> 00:15:00,645
.اینو واسم توضیح بده

304
00:15:00,725 --> 00:15:02,405
.جیسون برادر دوقلوی من بود

305
00:15:03,895 --> 00:15:06,735
،و وقتی که اونو ازدست دادم
.انگار بخشی‌از وجودم رو ازدست دادم

306
00:15:06,815 --> 00:15:09,915
به‌حدی دلم می‌خواست که
...دوباره کنارش بشم که

307
00:15:09,995 --> 00:15:12,745
خودمو انداختم توی
.دریاچۀ یخ‌زده‌ی سوئیت‌واتر

308
00:15:12,815 --> 00:15:13,915
<i>،وقتی که افتادم توی اون آب‌های یخ</i>

309
00:15:16,245 --> 00:15:17,545
.داداشم رو اون پائین دیدم

310
00:15:18,875 --> 00:15:21,545
،بعد از اون
.آدم دیگه‌ای شدم

311
00:15:21,555 --> 00:15:24,965
مثل این بود که بالاخره
.روح به کالبدم برگشته بود

312
00:15:25,035 --> 00:15:27,055
اون‌قدری که رفتم و خونۀ
.دوران بچگی‌‍م رو آتیش‌زدم

313
00:15:28,705 --> 00:15:30,515
.پس قبلاً غسل‌تعمید شدی

314
00:15:32,295 --> 00:15:33,645
.و توی آتیش دوباره متولد شدی

315
00:15:34,925 --> 00:15:36,545
.گمونم... همین‌طوره

316
00:15:36,625 --> 00:15:39,405
ولی خاطره‌ی برادرت، هنوز
داره آزارت می‌ده، مگه‌نه؟

317
00:15:42,225 --> 00:15:43,235
...شرل

318
00:15:45,205 --> 00:15:47,155
.خاطرات اغلب دردناک‌اند

319
00:15:49,105 --> 00:15:50,375
.ولی لازم نیست این‌طور باشن

320
00:15:52,085 --> 00:15:53,495
...اون خاطرات می‌تونن

321
00:15:54,085 --> 00:15:55,875
.مسیری برای زندگی دوباره باشن

322
00:15:58,275 --> 00:16:00,925
به‌نظرم مزرعه می‌تونه کمکت
.کنه که این‌ مسیر رو ببینی

323
00:16:03,165 --> 00:16:04,765
<i>.واقعاً دمت گرم، مو قرمزی</i>

324
00:16:04,835 --> 00:16:06,715
،واسۀ یه‌لحظه
،نزدیک بود بریم توی زندان هایرام

325
00:16:06,785 --> 00:16:08,685
و بعدش از زندان نوجوانان اومدیم بیرون
.و حبس تموم شد

326
00:16:09,845 --> 00:16:11,935
،الان که اومدی بیرون
قدم بعدی چیه؟

327
00:16:12,015 --> 00:16:13,255
نقشه چیه؟

328
00:16:13,325 --> 00:16:15,815
.می‌خوام برم و خانواده‌‌‍م رو پیدا کنم

329
00:16:17,795 --> 00:16:19,185
یه‌سری از این‌ بچه‌ها
.جایی واسه رفتن ندارن

330
00:16:19,255 --> 00:16:20,735
خب من یکیش، هیشکی‌رو ندارم
...خب

331
00:16:23,935 --> 00:16:25,235
."هی، نگران نباش، "بیبی‌تیث

332
00:16:27,105 --> 00:16:28,645
.گمونم یه‌جایی رو سراغ داشته باشم

333
00:16:30,625 --> 00:16:31,955
.ایول

334
00:16:34,195 --> 00:16:35,905
،همچین شیک‌وپیک نیست

335
00:16:35,985 --> 00:16:38,625
.ولی خیلی‌بهتر از سلول زندان‌‍ه

336
00:16:38,705 --> 00:16:41,035
یه چندتا تخت‌خواب تاشو
.این‌جا هست

337
00:16:41,115 --> 00:16:42,675
می‌تونین تا هرموقعی که
.بخواین این‌جا بمونین

338
00:16:43,305 --> 00:16:44,955
این‌جا ماله توئه؟

339
00:16:44,965 --> 00:16:47,465
تو صاحب یه‌باشگاهی؟ -
.داستانش درازه -

340
00:16:47,475 --> 00:16:49,295
.بچه‌ها، ایشون آقای کلر ‌‍ه

341
00:16:49,305 --> 00:16:50,885
.یه مربی ‌فوق‌العاده

342
00:16:52,575 --> 00:16:54,305
آقای کلر، اینا همون بچه‌هایی
.هستن که راجع‌بهشون گفته بودم

343
00:16:54,315 --> 00:16:56,285
.از دیدن همه‌تون خوش‌وقتم. رفقا

344
00:16:56,285 --> 00:16:59,885
خوش‌حالم که می‌بینم بالاخره آرچی
.واسه خودش یه‌چندتا حریف دست‌وپا کرده

345
00:17:02,845 --> 00:17:04,115
مدداگ، نظرت چیه؟

346
00:17:04,865 --> 00:17:06,935
دلت می‌خواد دوباره
مبارزه کنیم؟

347
00:17:07,015 --> 00:17:08,945
حالا که دیگه نگهبان‌ها رومون
.شرط نمی‌بندن، چرا که نه

348
00:17:12,815 --> 00:17:14,825
<i>خیلی‌خب، موقعیت‌؟</i>

349
00:17:14,835 --> 00:17:16,235
ما گارگویل‌هایی که توی
تقاطع خیابون بیکر

350
00:17:16,315 --> 00:17:18,655
و خیابون اصلی بودن رو
.فرستادیم پی کارشون

351
00:17:18,665 --> 00:17:20,795
.کارت خوب بود. سوئیت‌پی
.برین سراغ خیابون بعدی

352
00:17:23,585 --> 00:17:24,675
<i>.جاده‌ی "لاورز" کاملاً امن‌‍ه</i>

353
00:17:24,745 --> 00:17:25,915
<i>.گارگویل‌ها خیلی‌سریع فلنگ‌رو بستن</i>

354
00:17:25,995 --> 00:17:27,505
.دریافت شد. فنگز

355
00:17:27,585 --> 00:17:29,345
.ترتیب خیابون ششم و "بندیکت" رو دادیم، رئیس

356
00:17:29,425 --> 00:17:30,875
.کارت عالی بود. ادامه بده

357
00:17:30,955 --> 00:17:31,765
چه اطلاعاتی واسم داری؟

358
00:17:32,875 --> 00:17:34,475
توی خیابون اول و "میپل"؟
.کارت خوب بود

359
00:17:35,765 --> 00:17:38,465
.فهمیدم
.آفرین، جیمز

360
00:17:38,545 --> 00:17:40,525
<i>اگه می‌خوای حرکتی بکنی
.یه‌خیابون دیگه هم هست</i>

361
00:17:40,595 --> 00:17:42,025
.اون‌جا می‌بینمت، سوئیت‌پی

362
00:17:50,555 --> 00:17:51,815
!هی

363
00:17:53,025 --> 00:17:54,365
.نه، نه، نه -
.صبر کن -

364
00:17:54,375 --> 00:17:56,155
فقط بخاطر گارگویل‌ها
.اومدیم این‌جا

365
00:17:56,165 --> 00:17:57,205
گند زدی، بچه‌جون

366
00:17:57,955 --> 00:17:58,915
!گندش بزنن

367
00:17:59,615 --> 00:18:01,035
.نقشۀ دستگیری‌‌‍م رو خراب کردی

368
00:18:01,115 --> 00:18:02,545
آخه چه فکری پیش خودت کردی، پسر؟

369
00:18:05,955 --> 00:18:07,175
آخه لامصب چه فکری
پیش خودت کردی؟

370
00:18:07,255 --> 00:18:08,415
زده به‌سرت؟

371
00:18:08,495 --> 00:18:10,515
!اون قرار بود منو به تولیدکننده برسونه
!به کورتز

372
00:18:10,585 --> 00:18:12,135
.خودت خواستی که چشم‌و گوش‌‍ت باشم

373
00:18:12,215 --> 00:18:13,885
!بهت گفته بودم که بهم گزارش بدی

374
00:18:13,965 --> 00:18:15,935
معلوم هست چه مرگ‌تونه؟

375
00:18:15,945 --> 00:18:18,065
.صداتون تا اتاق جلی‌بین میاد

376
00:18:18,135 --> 00:18:21,395
پسرت فکر کرده که می‌تونه
مشکل مواد مخدر ریوردیل‌رو

377
00:18:21,475 --> 00:18:23,075
،با یکم کتک‌کاری حل کنه
مگه نه؟

378
00:18:24,515 --> 00:18:25,915
.تحتِ کنترلم بود

379
00:18:25,985 --> 00:18:27,985
،می‌دونی، جاگ‌هِد
.شاید حق با پدرت‌‍ه

380
00:18:27,995 --> 00:18:30,365
،اگه به این خطرناکی‌ایه که می‌گه

381
00:18:30,375 --> 00:18:33,325
...شاید کُلِ این برنامه‌ی آموزشی نیروی پلیس

382
00:18:33,335 --> 00:18:35,075
شاید برای افعی‌های
.ایده‌ی خیلی خوبی نیست

383
00:18:35,155 --> 00:18:36,205
.حق با مادرت‌‍ه، پسر جون

384
00:18:36,215 --> 00:18:37,715
.نه، بهش گوش نکن

385
00:18:40,495 --> 00:18:42,375
اگه دوباره ببینم یا بشنوم

386
00:18:42,455 --> 00:18:45,545
عضو دیگه‌ای از افعی‌ها سعی
،کرده قانون‌رو به دست بگیره

387
00:18:45,625 --> 00:18:48,435
.قسم می‌خورم، می‌ندازم‌‍تون هلفدونی

388
00:18:53,145 --> 00:18:56,025
به‌نظر میاد از دور بازی
.خارج شدی، عسلم

389
00:19:03,645 --> 00:19:05,355
،کِلر خوب آموزشت داده
هوم، موقرمزی؟

390
00:19:05,435 --> 00:19:06,655
.آره، یکم

391
00:19:10,435 --> 00:19:11,905
این‌جا چه غلطی می‌کنی، اِلیو؟

392
00:19:11,985 --> 00:19:14,405
.شنیدم این باشگاه قدیمی دوباره باز شده
.گفتم بیام یه‌سر بزنم

393
00:19:14,485 --> 00:19:16,245
عجب بوکسورهای حرفه‌ای هم
.این‌جا جمع کردی

394
00:19:16,325 --> 00:19:19,035
،اگه اشتباه نکنم
.چندتاشون‌ آشنا می‌زنن

395
00:19:19,045 --> 00:19:21,295
این دلقک کی‌‍ه؟ -
.یه‌آدم شیاد -

396
00:19:21,365 --> 00:19:22,505
.آدم خاصی نیست که معرفیش کنم

397
00:19:22,585 --> 00:19:24,465
کارگزار بوکس هستم
.دنبال یه‌استعداد جدید می‌گردم

398
00:19:24,535 --> 00:19:26,505
پس لحظه‌ای که شما پسرا می‌خوایین
،از این راه یه‌درآمدی داشته باشین

399
00:19:26,515 --> 00:19:27,835
.توی باشگاهِ "کاسا گرنده" بیایین دیدنم

400
00:19:27,915 --> 00:19:30,255
اِلیو، کسی این‌جا دنبال
.کسب و کارت نیست

401
00:19:30,335 --> 00:19:31,895
.خب؟ پس راهت‌رو بکش و برو

402
00:19:31,965 --> 00:19:34,065
برو، وگرنه خودم
.می‌ندازمت بیرون

403
00:19:40,695 --> 00:19:41,985
...مامان، بابا

404
00:19:43,185 --> 00:19:44,275
.من یه‌فکری دارم

405
00:19:44,345 --> 00:19:45,845
،اگه ازش استقبال کنین

406
00:19:45,925 --> 00:19:48,275
به‌گمونم شماها باید به رفتن
.پیش یه‌مشاور ازدواج فکر کنین

407
00:19:48,355 --> 00:19:50,445
...ورونیکا -
می‌خوای روان‌درمانی شیم؟ -

408
00:19:50,525 --> 00:19:53,035
اولین گانگستری نیستی که
.می‌ره پیش روان‌پزشک، بابایی

409
00:19:53,045 --> 00:19:55,705
.چیزی برای صحبت نداریم

410
00:19:55,785 --> 00:19:59,625
شاید باید به کشیش‌اعظم زنگ بزنم
که بهتون یادآوری کنه اون ازدواج

411
00:19:59,635 --> 00:20:02,455
،رو خدا مقرر کرده
.و درنتیجه، غیرقابل مذاکره‌ست

412
00:20:03,875 --> 00:20:05,765
مامان، چی فکر می‌کنی؟
.تو چیز بیش‌تری برای از دست دادن داری

413
00:20:05,835 --> 00:20:10,265
ورونیکا، از پدرت التماس
.بخشش یا گذشت نمی‌کنم

414
00:20:10,345 --> 00:20:11,805
.مشخصاً دیگه بی‌خیال همه‌چی شده

415
00:20:12,635 --> 00:20:14,345
.خب، من نشدم

416
00:20:14,425 --> 00:20:16,675
هنوزم بعد از تموم اتفاقات

417
00:20:16,755 --> 00:20:19,645
.دارم برای این خانواده می‌جنگم
...بعد از

418
00:20:19,715 --> 00:20:21,695
چندبار سعی کردی آرچی‌رو بکشی؟

419
00:20:22,815 --> 00:20:24,315
.گذشته تموم شده رفته

420
00:20:24,385 --> 00:20:27,865
جداً؟ این‌که تو سعی می‌کردی
دوست‌پسرم رو به قتل برسونی

421
00:20:28,765 --> 00:20:29,995
دیگه تموم‌شده محسوب می‌شه؟

422
00:20:34,445 --> 00:20:36,095
طوری من‌رو بار آوردی که باور کنم

423
00:20:36,105 --> 00:20:39,575
.خانواده مهم‌ترین چیز توی دنیاست

424
00:20:39,585 --> 00:20:42,035
و به‌طرز احمقانه‌ای
.باورش داشتم

425
00:20:42,115 --> 00:20:44,434
و به قیمتِ از دست دادن
.آرچی برام تموم شد

426
00:20:44,665 --> 00:20:47,005
،وقتی‌که برگشت و توی بیمارستان بودی

427
00:20:47,075 --> 00:20:48,665
.تو رو به‌جای آرچی انتخاب کردم

428
00:20:48,745 --> 00:20:51,175
باهاش بهم زدم چون
.توی بستر مرگ بودی

429
00:20:51,245 --> 00:20:53,845
،و فکر کردم
.باید دور هم جمع شیم، همه‌مون"

430
00:20:53,915 --> 00:20:57,105
باید دور بابایی حلقه بزنیم
...و بهش قدرت بدیم

431
00:20:58,135 --> 00:21:00,185
".تا نمیره
...و حالا

432
00:21:01,355 --> 00:21:02,605
اونقدر غرور داری که

433
00:21:03,765 --> 00:21:05,525
.خانواده‌مون رو از هم بپاشونی

434
00:21:07,595 --> 00:21:08,365
.حرفت‌رو زدی

435
00:21:10,355 --> 00:21:12,615
.اما برای این چیزا دیگه دیرشده، دخترم

436
00:21:13,525 --> 00:21:15,835
.پس بزرگ شو و بپذیرش

437
00:21:18,915 --> 00:21:20,205
<i>چجوری‌‍ه؟</i>

438
00:21:20,275 --> 00:21:21,745
.جوون‌تر از چیزی‌‍ه که فکر می‌کردم

439
00:21:21,825 --> 00:21:24,045
همین‌طورم، جزء باباهای
،جذاب ریوردیل حسابش کن

440
00:21:24,125 --> 00:21:27,875
.چون آقای اِورنور خوب تیکه‌ایه

441
00:21:27,955 --> 00:21:29,465
.همین‌طورم شنونده‌ی معرکه‌ایه

442
00:21:29,475 --> 00:21:31,585
.شرل، مسئله‌ی مهمی‌‍ه

443
00:21:31,665 --> 00:21:33,365
،الان به اِدگار نزدیک شدی

444
00:21:33,365 --> 00:21:35,975
که یعنی چندتا سؤال دارم که
می‌خوام ازش بپرسی، خب؟

445
00:21:36,055 --> 00:21:38,645
چرا اِدگار تصمیم گرفت
،الان بیاد ریوردیل

446
00:21:38,725 --> 00:21:42,015
و قصد داره چند نفر رو جذب فرقه‌ش کنه؟
...و از همه مهم‌تر

447
00:21:42,025 --> 00:21:45,315
!ببخشیدا
.یه‌گفت و گوی خصوصی داریم

448
00:21:45,395 --> 00:21:46,815
می‌تونی بری؟

449
00:21:48,975 --> 00:21:50,105
.ادامه بده، دخترعمو

450
00:21:50,185 --> 00:21:52,065
.گفتی اِدگار مصاحبه‌ات رو ضبط کرده

451
00:21:52,145 --> 00:21:54,445
ازت می‌خوام بفهمی اون
.نوارها رو کجا نگه می‌داره

452
00:21:54,525 --> 00:21:56,405
اگه دستم به نوار
،مامانم و پالی برسه

453
00:21:56,415 --> 00:21:59,075
بعدش مزرعه دیگه
.نفوذی روی خانواده‌ام نداره

454
00:21:59,145 --> 00:22:00,335
.تموم تلاشم‌رو می‌کنم

455
00:22:01,155 --> 00:22:02,835
،راستش

456
00:22:02,915 --> 00:22:04,585
.یه‌جورائی از صحبت با اِدی لذت بردم

457
00:22:06,335 --> 00:22:09,295
قسم می‌خورم، اگه دیگه چیزی
،جز این همبرگرها نخورم

458
00:22:09,365 --> 00:22:11,135
.با شادی می‌میرم

459
00:22:12,885 --> 00:22:15,885
،هی، مَدداگ
خوبی؟

460
00:22:15,895 --> 00:22:18,855
بالأخره مادربزرگ و برادر
.کوچیکم‌رو پیدا کردم

461
00:22:18,925 --> 00:22:21,765
.به یه‌آپارتمان داغونی نقل مکان کردن

462
00:22:21,835 --> 00:22:24,445
که دستِ دلال‌های موادمخدر
.با ماسک‌هائی عجیب افتاده

463
00:22:25,605 --> 00:22:28,485
چی، مثلاً عین ماسک‌های گارگویل‌ها؟ -
.آره -

464
00:22:28,565 --> 00:22:30,525
توی یه‌سری آپارتمان‌های خالی
موادمخدر درست می‌کنن

465
00:22:30,595 --> 00:22:32,185
و مادربزرگ و برادرم
.دقیقاً اون‌جان

466
00:22:32,205 --> 00:22:33,785
.بیرون میاریم‌‍شون

467
00:22:33,855 --> 00:22:35,445
چی، می‌خوائیم خانواده‌ام
رو بیاریم توی باشگاه؟

468
00:22:35,515 --> 00:22:37,485
.نه، نه خانواده‌ات

469
00:22:37,565 --> 00:22:38,665
.دارم درموردِ گارگویل‌ها صحبت می‌کنم

470
00:22:39,775 --> 00:22:41,415
.از شرشون خلاص می‌شیم

471
00:23:00,565 --> 00:23:02,555
<i>.دقیقاً اون‌جا روی میزم بود</i>

472
00:23:02,625 --> 00:23:04,065
.پیامش‌رو کامل و واضح گرفتم

473
00:23:05,595 --> 00:23:06,815
.می‌خوان بمیرم

474
00:23:07,845 --> 00:23:09,185
کی؟

475
00:23:09,265 --> 00:23:11,525
.یکی که دنبال تسویه حساب‌‍ه

476
00:23:11,595 --> 00:23:14,245
.یکی از دشمن‌هامون
.شاید خانوادۀ سنت‌کلر

477
00:23:15,185 --> 00:23:16,205
.یا پدرت

478
00:23:17,435 --> 00:23:18,455
.اوه، خدای من. مامان

479
00:23:25,665 --> 00:23:26,915
با ماشین رفتم و
.اون ساختمون رو دیدم

480
00:23:26,925 --> 00:23:28,425
.جاگ، مَدداگ درست می‌گفت

481
00:23:28,495 --> 00:23:30,245
دیدم گارگویل‌ها یه‌جور اون‌جا رفت
.و آمد دارن که انگار جای خودشون‌‍ه

482
00:23:30,255 --> 00:23:32,045
چندتا بودن؟ -
.خیلی -

483
00:23:32,115 --> 00:23:34,264
"باید جائی باشه که "کورتز
.مواد رو درست می‌کنه

484
00:23:34,265 --> 00:23:36,545
خب، باید بریم پیش بابات؟ -
.نه، این بدترین گزینۀ ممکنه -

485
00:23:36,625 --> 00:23:39,895
یادته؟ به‌علاوه، پدرم اصلاً
.نمی‌خواد اون‌جا بپلکیم

486
00:23:39,965 --> 00:23:41,087
.با بچه‌ها صحبت می‌کنم

487
00:23:41,091 --> 00:23:44,015
 ببینم حاضرن بخاطر این
خودشون‌رو درمقابل گارگویل‌ها

488
00:23:44,085 --> 00:23:45,175
.یا بابام به خطر بندازن یا نه

489
00:23:45,255 --> 00:23:46,275
.خب، روی ماهم حساب کن

490
00:23:46,345 --> 00:23:48,055
.من، مَدداگ و بقیۀ بچه‌ها

491
00:23:48,135 --> 00:23:49,295
.می‌تونن بجنگن

492
00:23:49,305 --> 00:23:51,195
.تک‌تک‌‍شون -
.هرچی بیشتر، بهتر -

493
00:23:54,065 --> 00:23:56,645
،قبل از این‌که شروع کنیم
،آقای اِورنور

494
00:23:56,725 --> 00:23:58,525
می‌شه سؤالی ازتون بپرسم؟

495
00:23:58,605 --> 00:24:01,235
<i>،این نوارهائی که ضبط می‌کنین
برای چی هستن؟</i>

496
00:24:01,315 --> 00:24:05,075
خیلی از اعضاءمون دوست دارن
.هرازگاهی برن سراغ‌‍شون

497
00:24:05,155 --> 00:24:06,505
.پیشرفت خودشون‌رو پیگیری کنن

498
00:24:06,575 --> 00:24:09,165
و این نوارها رو کجا نگه می‌دارن؟

499
00:24:10,825 --> 00:24:12,455
.توی یه‌جای امن

500
00:24:12,535 --> 00:24:13,545
<i>توی اطراف خونه؟</i>

501
00:24:19,165 --> 00:24:22,015
چرا این‌قدر نگران
نوارها شدی، شرل؟

502
00:24:23,125 --> 00:24:26,025
.اوه، نه. نگران که نیستم

503
00:24:27,175 --> 00:24:29,765
.فقط... کنجکاوم

504
00:24:29,845 --> 00:24:31,975
.کنجکاو؟ هوم

505
00:24:32,055 --> 00:24:33,975
<i>قبل از این‌که دوباره
،بریم سراغ مصاحبه، آه</i>

506
00:24:34,055 --> 00:24:36,225
دوست دارم اول
.یه‌چیزی نشونت بدم

507
00:24:36,305 --> 00:24:38,035
...یه‌چیزی که فکر کنم ازنظرت خیلی

508
00:24:40,515 --> 00:24:41,615
.امیدبخش باشه

509
00:24:43,685 --> 00:24:45,625
.اگه دنبالم بیای -
.باعث افتخارم‌‍ه -

510
00:24:46,355 --> 00:24:47,575
<i>...شرل</i>

511
00:24:47,655 --> 00:24:49,495
.نه، نه، نه، نه، نه

512
00:24:49,505 --> 00:24:51,115
<i>.دقیقاً انتهای این راهروئه</i>

513
00:24:51,195 --> 00:24:53,625
<i>.درموردِ نوارهامون سؤال کردی
.دقیقاً این‌جان</i>

514
00:24:53,695 --> 00:24:56,245
<i>.اما شبیه کمد لوازم نظافتی‌‍ه</i>

515
00:24:56,325 --> 00:24:58,845
<i>فردا شب برای اعضاء
.جدید یه‌دورهمی داریم</i>

516
00:24:59,925 --> 00:25:01,845
<i>بهمون ملحق می‌شی؟</i>

517
00:25:01,925 --> 00:25:03,975
<i>.نمی‌شه از دستش داد
همه‌ی اهالی مزرعه میان؟</i>

518
00:25:04,685 --> 00:25:06,805
<i>.آه! این‌جاست</i>

519
00:25:08,045 --> 00:25:09,145
<i>.اول شما بفرمایین</i>

520
00:25:10,195 --> 00:25:11,975
<i>.آه، وایستا</i>

521
00:25:12,055 --> 00:25:13,145
<i>این‌جا چه اتفاقی میوفته؟</i>

522
00:25:27,085 --> 00:25:29,675
.شرل، هزاربار بهت زنگ زدم

523
00:25:29,755 --> 00:25:30,805
.از نگرانی مُردم

524
00:25:30,875 --> 00:25:32,845
چرا؟
.بهت پیام دادم که خوبم

525
00:25:32,925 --> 00:25:35,595
خب، توی اون اتاقی که
اِدگار بردت چی بود؟

526
00:25:35,675 --> 00:25:37,475
.به تو ربطی نداره

527
00:25:37,555 --> 00:25:39,185
همین‌طورم، دیگه برات
.جاسوسی نمی‌کنم

528
00:25:39,265 --> 00:25:41,735
،حرکت زشتی‌‍ه
.نگم که غیرقانونیم هست

529
00:25:43,185 --> 00:25:44,815
باشه. خب، منم می‌خواستم
.همین حرف‌رو بزنم

530
00:25:44,895 --> 00:25:47,565
باید بی‌خیال رفتن به مزرعه
.شی تا اِدگار مچت‌رو نگرفته

531
00:25:47,575 --> 00:25:49,575
.اوه، هنوزم می‌خوام برم

532
00:25:49,655 --> 00:25:51,405
.دیگه برات کار نمی‌کنم

533
00:25:51,415 --> 00:25:52,875
...شرل -
!خداحافظ -

534
00:26:01,495 --> 00:26:04,795
تو ماهی مُرده برای مامان فرستادی؟

535
00:26:04,875 --> 00:26:07,005
باز الان دیگه چی‌‍ه می‌خوای بگی؟

536
00:26:07,085 --> 00:26:08,595
مامان هل‌هلکی به پمبروک برگشته

537
00:26:08,675 --> 00:26:11,715
چون یکی می‌خواد با
.ماهی‌های مُرده یکی شه

538
00:26:13,555 --> 00:26:15,885
باورم نمی‌شه هنوزم
.داریم این بحث‌رو می‌کنیم

539
00:26:15,965 --> 00:26:17,545
.اما دوباره روز از نو روزی از نو

540
00:26:17,625 --> 00:26:20,445
هیچ ربطی به هراتفاقی که
.برای مادرت افتاده نداشتم

541
00:26:20,525 --> 00:26:22,275
خب، پس کار یکی از
.همدست‌هات بوده

542
00:26:22,355 --> 00:26:24,115
.یا دشمن‌هات

543
00:26:24,195 --> 00:26:25,775
مطمئنی فقط یه‌شوخی نبوده؟

544
00:26:25,785 --> 00:26:28,105
.خیلی بیشتر از یه‌شوخی بوده

545
00:26:28,125 --> 00:26:30,405
یه‌تهدید واضح
.به مرگ بوده

546
00:26:30,485 --> 00:26:33,205
.بابا، باید ازش محافظت کنی

547
00:26:36,155 --> 00:26:37,535
می‌خوای چیکار کنم؟

548
00:26:37,615 --> 00:26:38,745
.طلاق نگیر

549
00:26:40,155 --> 00:26:41,925
،باشه. اگر نه

550
00:26:41,925 --> 00:26:45,345
توی ملاءعام ازش دوری نکن تا
،کُل‌‍ه دنیا ببینه که تنهاست

551
00:26:45,425 --> 00:26:48,555
و شوهر قدرتمندش ولش
.کرده به امون خدا

552
00:26:52,005 --> 00:26:53,715
فکر کنم بتونم نوارهائی که

553
00:26:53,795 --> 00:26:55,645
اِدگار از مامانم و
.پالی داره‌رو گیر بیارم

554
00:26:56,715 --> 00:26:58,605
،از یک تا ده

555
00:27:00,065 --> 00:27:03,405
یواشکی رفتنت به مزرعه
چقدر خطرناک‌‍ه؟

556
00:27:03,485 --> 00:27:06,075
...خب، هنوز اون بازدید همگانی برقراره، پس

557
00:27:06,975 --> 00:27:11,775
نه به خطرناکی حمله‌ی
.تو و آرچی به یه‌ساختمون پُر از گارگویل

558
00:27:11,855 --> 00:27:13,915
.این بهترین صحبت‌های خودمونی ممکنه

559
00:27:19,985 --> 00:27:23,125
امروز نه‌تنها به‌خاطر افتتاح
،بازداشت‌گاه لاج حائزاهمیت‌‍ه

560
00:27:23,195 --> 00:27:26,255
همین‌طورم به‌منزله‌ی یه
.‌نقطه‌ی عطف برای شهرمون‌‍ه

561
00:27:26,335 --> 00:27:28,845
این ساختمون وعده‌ی ما به شما

562
00:27:28,925 --> 00:27:30,255
.برای یه‌آینده‌ی امن‌تره

563
00:27:30,335 --> 00:27:33,475
امروز، خانواده‌های عزیزمون‌رو
.در درجه‌ی اول می‌ذاریم

564
00:27:34,255 --> 00:27:35,515
،دراین مورد باید بگم

565
00:27:35,585 --> 00:27:37,225
امروز این‌جا نبودم

566
00:27:37,295 --> 00:27:40,855
اگه به‌خاطر عشق و
حمایت دخترم ورونیکا

567
00:27:40,935 --> 00:27:44,185
و همسرم هرماینی، عشق زندگیم

568
00:27:44,195 --> 00:27:46,435
،یا اون‌جور که بیش‌تر شماها صداش می‌زنین
.خانم شهردار

569
00:27:54,445 --> 00:27:55,865
.خیلی‌خب، گوش کنین

570
00:27:55,875 --> 00:27:57,591
.قضیه از این قراره

571
00:27:58,545 --> 00:28:01,035
،با تشکر از اطلاعاتِ مَداگ
یه‌‌نقشه‌ی خیلی مناسب داریم

572
00:28:01,045 --> 00:28:02,625
.از طرح ساختمون داریم

573
00:28:02,695 --> 00:28:03,965
.اما بازم باید اون‌جا مراقب باشیم

574
00:30:18,835 --> 00:30:20,185
خوبی، جاگ؟

575
00:30:20,265 --> 00:30:22,355
.آره، ممنون

576
00:30:22,425 --> 00:30:23,395
.ایول

577
00:30:24,885 --> 00:30:26,135
.اونا با من

578
00:30:26,215 --> 00:30:27,695
.برین اون موادساز عوضی‌رو پیدا کنین

579
00:30:50,795 --> 00:30:52,095
.حتماً داری شوخی می‌کنی

580
00:31:23,395 --> 00:31:25,085
.دست‌هاش رو بگیر

581
00:31:31,115 --> 00:31:31,965
.بریم

582
00:31:36,915 --> 00:31:37,915
.تو برو

583
00:31:37,925 --> 00:31:39,545
.کورتز" با من"

584
00:31:49,925 --> 00:31:50,985
.هی، جاگ‌هِد

585
00:31:53,265 --> 00:31:54,365
.من آماده‌ی صعودم

586
00:31:55,685 --> 00:31:56,855
تو چی؟

587
00:32:09,205 --> 00:32:10,295
...جاگ

588
00:32:10,375 --> 00:32:11,625
!نذار "کورتز" فرار کنه

589
00:32:26,675 --> 00:32:29,605
.همیشه از دیدنت خوشحال می‌شم، هایرام -
.آه، ممنون، کشیش اعظم -

590
00:32:29,685 --> 00:32:31,075
.کشیش اعظم مونتگمری

591
00:32:38,195 --> 00:32:40,035
کشیش اعظم این‌جا چی‌کار داشت؟

592
00:32:40,045 --> 00:32:41,625
.خودش شخصاً اومده بود خبر بده

593
00:32:45,365 --> 00:32:47,215
که ازدواج‌‍مون
.باطل شده

594
00:32:47,295 --> 00:32:49,295
چی؟ -
.باید خوشحال باشی -

595
00:32:49,365 --> 00:32:51,385
.از طلاق کم‌تر توی چشم‌‍ه

596
00:32:51,465 --> 00:32:55,175
و تا جائی‌که به جامعه
،ربط داشته باشه

597
00:32:55,245 --> 00:32:57,465
.مادرت تحتِ حفاظتم‌‍ه

598
00:32:57,475 --> 00:33:00,515
،اما از نظر خدا و کلیسا

599
00:33:00,585 --> 00:33:02,725
.این‌طوره که انگار ازدواج‌‍مون هرگز وجود نداشته

600
00:33:02,735 --> 00:33:05,225
.این چیزی نیست که می‌خواستم

601
00:33:05,305 --> 00:33:07,225
.مشخصاً نه

602
00:33:07,305 --> 00:33:09,235
از اون‌جائی که اون ماهی‌ها
.رو برای مادرت فرستادی

603
00:33:09,315 --> 00:33:10,755
داری درموردِ چی حرف می‌زنی؟

604
00:33:10,755 --> 00:33:13,025
،می‌دونی
.یکم طول کشید تا این موضوع‌رو بفهمم

605
00:33:13,105 --> 00:33:16,165
.یکی از روش‌های خلاقانه‌ات بود

606
00:33:16,235 --> 00:33:18,325
،تهدید کردن زندگی مادرت

607
00:33:18,395 --> 00:33:19,915
.تا مجبور به حفاظت ازش شم

608
00:33:21,655 --> 00:33:23,205
،ماجرا این‌طوری بوده
مگه نه؟

609
00:33:26,735 --> 00:33:29,245
فکر کردم اگه بتونم کاری کنم شما دوتا

610
00:33:29,255 --> 00:33:31,555
درملاءعام باهم باشین

611
00:33:32,925 --> 00:33:34,305
.مجبور می‌شین وانمود کنین

612
00:33:35,955 --> 00:33:37,925
...و

613
00:33:37,935 --> 00:33:40,105
،اگه به‌اندازه‌ی کافی وانمود کنین

614
00:33:42,965 --> 00:33:44,935
دوباره همون احساس
.واقعی‌رو پیدا می‌کنین

615
00:33:47,305 --> 00:33:48,445
.اما تموم شده

616
00:33:49,105 --> 00:33:50,195
مگه نه؟

617
00:33:51,115 --> 00:33:52,325
،مهم نیست چیکار کنم

618
00:33:53,935 --> 00:33:54,945
.تموم‌‍ه

619
00:33:55,745 --> 00:33:56,995
.آره

620
00:33:58,525 --> 00:33:59,955
.تموم‌‍ه، دخترم

621
00:34:21,675 --> 00:34:23,465
حالا دیگه اسلحه‌هم داری؟

622
00:34:23,475 --> 00:34:25,385
.الان افعی‌هام رو توی خطر انداختم

623
00:34:25,465 --> 00:34:27,135
معجزه‌ست که هیچ‌کدوم‌‍مون
.کشته نشدیم

624
00:34:27,215 --> 00:34:29,315
.اگه توی کارم سرک نکشیده بودین

625
00:34:29,395 --> 00:34:31,935
.توی خطر هم نمی‌افتادین

626
00:34:32,015 --> 00:34:34,825
.بهت گفته بودم فضولی نکنی

627
00:34:34,895 --> 00:34:38,065
فکر کنم وقتش‌‍ه که تو، بابا و من
یه‌صحبت اساسی داشته باشیم

628
00:34:38,145 --> 00:34:39,495
.هرچی داریم رو کنیم

629
00:34:39,575 --> 00:34:41,825
.واسم مهم نیست اگه قلبش بشکنه

630
00:34:41,835 --> 00:34:43,835
.باید بدونه دقیقاً داری چی‌کار می‌کنی

631
00:34:43,905 --> 00:34:45,995
.نه، نباید بدونه

632
00:34:46,075 --> 00:34:48,215
اون و جلی‌بین جزئی
.از این قضیه نیستن

633
00:34:50,155 --> 00:34:52,175
.بین من و توئه، بچه جون

634
00:34:52,245 --> 00:34:53,665
.تک به تک

635
00:34:58,085 --> 00:34:59,555
.امشب غافلگیرمون کردی

636
00:35:01,255 --> 00:35:02,845
.دوباره این اتفاق نمیوفته

637
00:35:02,915 --> 00:35:04,185
،به‌آرومی اما حتماً

638
00:35:04,265 --> 00:35:06,815
.سفره‌ی این مسخره‌بازیت رو جمع می‌کنم

639
00:35:27,375 --> 00:35:29,455
<i>.خواهران و برادران</i>

640
00:35:29,525 --> 00:35:30,665
<i>.عصر بخیر</i>

641
00:35:32,865 --> 00:35:36,845
<i>باعث دلگرمی‌‍ من‌‍ه که امشب
.این‌جا چهره‌های جدید زیادی می‌بینم</i>

642
00:35:38,385 --> 00:35:42,095
<i>.از جمله عضو جدیدمون، شرل بلاسم</i>

643
00:35:43,225 --> 00:35:44,545
<i>.به اجتماع ما خوش‌اومدی، شرل</i>

644
00:35:44,565 --> 00:35:46,885
.لعنتی، شرل
چرا؟ چرا؟

645
00:35:46,895 --> 00:35:48,565
<i>،یکی برای همه</i>

646
00:35:48,635 --> 00:35:50,385
<i>.و همه برای یکی -
.و همه برای یکی -</i>

647
00:35:50,395 --> 00:35:52,645
.یه‌سیستم الفباء عددی‌‍ه

648
00:35:52,715 --> 00:35:54,295
<i>،خواهران و برادران</i>

649
00:35:54,295 --> 00:35:57,235
<i>امشب همه‌تون با نگاه‌های خیلی عمیق</i>

650
00:35:57,315 --> 00:36:00,945
<i>و قضاوت از سمتِ دوستان
،و همسایه‌هاتون</i>

651
00:36:01,025 --> 00:36:03,815
<i>و احتمالاً حتی خانواده‌ی
.خودتون این‌جا جمع شدین</i>

652
00:36:03,895 --> 00:36:08,695
<i>اما فقط از طریق یه‌فداکاری
.بزرگ‌‍ زندگی‌هاتون کامل می‌شه</i>

653
00:36:08,775 --> 00:36:10,565
.کوپر. کوپر

654
00:36:10,645 --> 00:36:12,875
<i>،هرچه فداکاری بزرگ‌تر باشه
.پاداشش‌هم بیش‌تره</i>

655
00:36:14,595 --> 00:36:15,885
<i>.بذر خودتون‌رو بکارین</i>

656
00:36:16,755 --> 00:36:18,665
<i>،خواهران و برادران</i>

657
00:36:18,675 --> 00:36:20,375
<i>...توی زمین بکارین‌‍ش</i>

658
00:36:20,455 --> 00:36:22,675
،این از دوتاش
.یکی دیگه مونده

659
00:36:22,745 --> 00:36:24,225
.و رشدش‌رو تماشا کنین...

660
00:36:25,915 --> 00:36:27,305
<i>.بین دیگران پخشش کنین</i>

661
00:36:34,595 --> 00:36:35,895
.هی، مَدداگ

662
00:36:35,905 --> 00:36:37,315
خبری از "بیبی‌تیث" نشده؟

663
00:36:37,385 --> 00:36:38,565
.از موقع حمله کسی ندیدتش

664
00:36:38,635 --> 00:36:40,105
.نه هنوز

665
00:36:40,115 --> 00:36:41,655
بعضی از بچه‌ها بیرون دارن
.دنبالش می‌گردن

666
00:36:42,975 --> 00:36:45,775
خانواده‌ات چطورن؟ -
.اوه، حال‌‍شون خوبه -

667
00:36:45,855 --> 00:36:47,945
وقتی از اون ساختمون بیرون
.بیارم‌‍شون بهترم می‌شن

668
00:36:47,955 --> 00:36:49,445
کجا بری؟
جائی‌رو گیر آوردی؟

669
00:36:49,455 --> 00:36:50,375
.آره

670
00:36:51,945 --> 00:36:53,715
‌اِلیو توی شمال‌شهر
.یه‌خونه برام جور کرده

671
00:36:54,965 --> 00:36:56,125
اِلیو این‌کار رو کرد؟

672
00:36:58,465 --> 00:36:59,955
حالا چی؟ باید براش مبارزه کنی؟

673
00:36:59,965 --> 00:37:01,965
.بی‌خیال، مَرد
.اون‌جا رو دیدی

674
00:37:01,975 --> 00:37:03,465
جائی نیست که می‌خوام
،مادربزرگم توش زندگی کنه

675
00:37:03,475 --> 00:37:04,825
.یا برادر کوچیکم توش بزرگ شه

676
00:37:04,835 --> 00:37:08,135
،حرفت رو می‌فهمم، مَدداگ
.اما نمی‌تونی به اِلیو اعتماد کنی

677
00:37:08,145 --> 00:37:10,515
،از بین تموم گزینه‌هائی که پیش روم‌‍ه

678
00:37:11,465 --> 00:37:12,605
.اون بهترین گزینه‌ست

679
00:37:14,425 --> 00:37:16,815
.اگه به‌خاطرت نبود اصلاً این‌جا نبودم، موقرمزی

680
00:37:18,975 --> 00:37:20,155
.هیچ‌وقت این‌رو فراموش نمی‌کنم

681
00:37:41,325 --> 00:37:42,795
این چی‌‌‍ه؟

682
00:37:42,865 --> 00:37:46,085
نوارهای جلساتِ ضبط
.شده‌ات با اِدگار

683
00:37:46,165 --> 00:37:48,345
.الان دیگه چیزی علیه تو ندارن
.لازم نیست برگردی

684
00:37:48,425 --> 00:37:50,185
.اما بتی، دلم می‌خواد که برگردم

685
00:37:50,265 --> 00:37:51,805
.می‌خوام برگردم -
چرا؟ -

686
00:37:51,875 --> 00:37:54,135
،تو به حرف هیچ‌کس گوش نمی‌دی، شرل

687
00:37:54,215 --> 00:37:55,555
چرا به حرف اِدگار اِورنور گوش می‌دی؟

688
00:37:55,635 --> 00:37:59,525
.ربطی به اِدگار نداره، بتی
.به جیسون ربط داره

689
00:38:03,015 --> 00:38:03,825
.گذاشتن اونُ ببینم

690
00:38:07,205 --> 00:38:09,705
اِدگار من‌رو به اتاقی بُرد

691
00:38:09,785 --> 00:38:11,535
...در رو بست و

692
00:38:12,565 --> 00:38:16,005
،داخل اون‌جا جیسون بود

693
00:38:17,405 --> 00:38:18,455
.عزیزترین داداشم

694
00:38:18,535 --> 00:38:20,035
.اوه، متوجه نمی‌شم

695
00:38:20,045 --> 00:38:22,165
صداش‌رو شنیدی؟

696
00:38:22,245 --> 00:38:24,215
مثل احضار ارواح؟ -
.نه -

697
00:38:24,885 --> 00:38:26,665
.خوده جیسون بود

698
00:38:26,685 --> 00:38:29,715
،می‌دونم عجیب به‌نظر میاد
.اما من دیدمش

699
00:38:29,725 --> 00:38:31,805
.با خودِ زنده‌اش صحبت کردم

700
00:38:33,715 --> 00:38:35,095
،فکر می‌کردم هیچ‌وقت دوباره نمی‌بینمش

701
00:38:35,175 --> 00:38:37,105
اما مزرعه داداشم
.رو بهم برگردوند

702
00:38:45,375 --> 00:38:49,265
.ممنون که اومدی دیدنم، مامان

703
00:38:49,335 --> 00:38:52,895
چیزی بود که می‌خواستم
.رو در رو ازت بپرسم

704
00:38:53,595 --> 00:38:54,895
چی، عزیزم؟

705
00:38:56,815 --> 00:39:02,145
دلیلی که اینقدر به مزرعه علاقه‌مندی

706
00:39:02,225 --> 00:39:05,248
به این خاطره که گذاشتن
با "چارلز" صحبت کنی؟

707
00:39:10,755 --> 00:39:12,165
.آره

708
00:39:15,275 --> 00:39:16,875
.آره. پسرم‌رو می‌بینم

709
00:39:16,945 --> 00:39:20,095
.و یه‌جوره که انگار هیچ‌وقت از دستش ندادم

710
00:39:20,455 --> 00:39:21,665
...اوه، تو

711
00:39:21,745 --> 00:39:23,925
.عاشق برادرت می‌شی، الیزابت

712
00:39:24,005 --> 00:39:27,305
.زیباترین پسری‌‍ه که تا به حال دیدم

713
00:39:28,135 --> 00:39:29,435
باهاش بودن

714
00:39:29,515 --> 00:39:31,975
شبیه هیچ‌چیزی که توی
.تصورم بگنجه نیست

715
00:39:34,345 --> 00:39:36,195
.و همه‌اش به‌خاطر اِدگار‌‍ه

716
00:39:39,685 --> 00:39:41,615
.اِدگار پسرم‌رو بهم برگردوند

717
00:39:42,225 --> 00:39:43,195
...مامان

718
00:39:45,305 --> 00:39:46,565
می‌تونم ببینمش؟

719
00:39:46,645 --> 00:39:48,025
چارلز" رو می‌گی؟"

720
00:39:48,035 --> 00:39:49,285
.اِدگار

721
00:39:59,615 --> 00:40:01,845
...هوم. خب

722
00:40:03,545 --> 00:40:05,795
کنجکاو بودم ببینم کِی
.بالأخره هم‌رو می‌بینیم

723
00:40:05,805 --> 00:40:08,805
.همچنین، آقای اِورنور

724
00:40:10,795 --> 00:40:12,015
.سرت شلوغ بوده

725
00:40:14,145 --> 00:40:17,135
،می‌دونی، بتی

726
00:40:17,155 --> 00:40:19,305
همیشه می‌تونم از مادر و خواهرت

727
00:40:19,315 --> 00:40:22,815
.بخوام که دوباره شهادت بدن

728
00:40:22,825 --> 00:40:25,945
و کی گفته که توی انبار
کپی‌ای از اون نوارا ندارم؟

729
00:40:27,235 --> 00:40:28,285
خارج از این‌جا؟

730
00:40:30,775 --> 00:40:32,575
.این‌جوریاست

731
00:40:32,645 --> 00:40:33,915
،پس، خواهشاً

732
00:40:34,855 --> 00:40:36,045
.بهم بگو

733
00:40:37,745 --> 00:40:39,465
چی می‌خوای بدونی؟

734
00:40:42,825 --> 00:40:43,795
.همه‌چیز رو

735
00:40:47,425 --> 00:40:49,095
.از اول شروع کن

736
00:40:51,875 --> 00:40:53,015
.آرچی

737
00:40:54,225 --> 00:40:55,475
.این‌رو بیرون پیدا کردم

738
00:40:59,505 --> 00:41:00,935
توش معجون هست؟

739
00:41:01,005 --> 00:41:03,235
.نه، اما یه‌کارت تلاش هست

740
00:41:05,555 --> 00:41:07,115
".دندون توله گرگ رو بکِش بیرون"

741
00:41:10,145 --> 00:41:11,535
.شبیه یه‌دندون می‌مونه

742
00:41:15,285 --> 00:41:16,125
...جاگ

743
00:41:17,405 --> 00:41:18,585
."بیبی‌تیث"

744
00:41:20,075 --> 00:41:22,665
.یا چیزی‌که ازش باقی مونده

745
00:41:22,745 --> 00:41:26,125
تری، دارم به‌اون محوطۀ
...بدون درختی که

746
00:41:26,205 --> 00:41:28,724
.اون دونده راجع‌بهش گفته بود نزدیک می‌شم

747
00:41:30,085 --> 00:41:31,385
...اما چیزی نمی‌بینـ

748
00:41:31,409 --> 00:41:35,409
<font color="#ff0000">«: مـتـرجـمـیـن: آریـا و غـزل :»</font>
<font color="#ff8000">.:: Violet , Ariya ::.</font>

749
00:41:35,433 --> 00:41:42,433
<font color="#cb351b">.::ارائه‌ای اختصاصی از وبسایتِ::.
|-| Film2Movie.WS |-|</font>

750
00:41:42,457 --> 00:41:49,457
<font color="#b8b8dc">.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:.</font>
<font color="#0080ff">*|*|*|*  @MyFilm2Movie  *|*|*|*</font>

