﻿1
00:00:08,610 --> 00:00:09,980
...آنچه در ریوردیل گذشت

2
00:00:09,981 --> 00:00:13,450
اولین‌باری که تک‌تک‌مون دربارۀ
گریفین و گارگویل شنیدیم

3
00:00:13,530 --> 00:00:15,040
<i>.از دهن مامانت بود</i>

4
00:00:15,120 --> 00:00:17,130
<i>،بن و دیلتون خودشون رو کُشتن</i>

5
00:00:17,210 --> 00:00:20,500
<i>فقط برای اینکه یه موجود به‌نام
.پادشاه گارگویل" رو خوشحال کنن"</i>

6
00:00:20,510 --> 00:00:24,630
طبق جواب آزمایش سم‌شناسی
توی خون آقای دویلی، میزان مرگباری
.از سیانور مشاهده شده

7
00:00:24,700 --> 00:00:26,630
یه چیزی راجع‌به این قضیه
.به‌طور مبهمی آشناست

8
00:00:26,710 --> 00:00:28,130
.توی دبیرستان یه عهدی بستیم

9
00:00:28,140 --> 00:00:29,840
رازی که توی تمام این
.سال‌هایی که گذشت خاک کردیم

10
00:00:29,850 --> 00:00:31,800
ما عهد بستیم که دیگه هیچ‌وقت
.اونش‌ب رو یادآوری نکنیم

11
00:00:31,880 --> 00:00:34,020
<i>شما کتاب قانون یا دفترچه‌ی
راهنمای بازی ندارین؟</i>

12
00:00:34,100 --> 00:00:35,810
برای سرنوشتت
.سکه رو بنداز

13
00:00:35,811 --> 00:00:36,890
قول می‌دی که کتاب رو بهم بدی؟ -
.قول می‌م -

14
00:00:36,900 --> 00:00:38,100
<i>.به‌سلامتی</i>

15
00:00:38,180 --> 00:00:39,270
داشتی اون بازی‌رو می‌کردی؟

16
00:00:39,280 --> 00:00:40,690
.نه -
!بهم دروغ نگو، پسر -

17
00:00:40,760 --> 00:00:42,490
هنوز می‌تونم رنگ آبیُ‌
.روی لب‌هات ببینم

18
00:00:42,560 --> 00:00:44,360
<i>هیچ‌کس قرار نیست
،گریفین و گارگویل بازی کنه</i>

19
00:00:44,430 --> 00:00:45,700
<i>اما اون کتاب ممکنه بهترین
فرصت‌‍مون باشه واسه‌ی فهمیدن</i>

20
00:00:45,780 --> 00:00:47,450
<i>.این‌که چه بلائی سر دیلتون و بن اومده</i>

21
00:00:47,530 --> 00:00:48,650
<i>.بچه‌های همه‌مون
.اونا توی خطرن</i>

22
00:00:48,730 --> 00:00:50,110
از کجا گیرش آوردی؟

23
00:00:50,190 --> 00:00:51,710
.توی کمدم بود
.عین ماله بقیه

24
00:00:51,711 --> 00:00:53,780
<font color="#ff0000">«: مـتـرجـمـیـن: آریـا و غـزل :»</font>
<font color="#ff8000">.:: Violet , Ariya ::.</font>

25
00:00:53,780 --> 00:00:55,710
<i>یه ویروس جهش‌یافتۀ مرگبار</i>

26
00:00:55,790 --> 00:00:58,550
<i>به اکوسیستم ریوردیل عرضه شده بود</i>

27
00:00:58,620 --> 00:01:01,170
<i>و عین یه بیماری واگیردار
.همه‌جا پخش شده بود</i>

28
00:01:01,250 --> 00:01:04,880
<i>هر دفترچه راهنمائی که ضبط می‌شد
.دوتا جاش‌رو می‌گرفت</i>

29
00:01:04,890 --> 00:01:06,630
<i>و دانش‌آموزای مبتکر دبیرستان ریوردیل</i>

30
00:01:06,700 --> 00:01:10,220
<i>همه‌جا داشتن اون‌بازی رو
.انجام می‌دادن</i>

31
00:01:10,230 --> 00:01:13,090
<i>چرا؟ چون واسه‌ی ما
این بازی یه راه فرار بود</i>

32
00:01:13,170 --> 00:01:15,100
<i>.از شخصیت واقعی و ترسناک‌مون</i>

33
00:01:15,180 --> 00:01:17,810
<i>یه سرزمین رویایی روی
.نوک انگشت‌هامون</i>

34
00:01:17,880 --> 00:01:20,730
<i>ولی برای پدر و مادرهامون، این یه
.کابوس مرگ‌آور بود</i>

35
00:01:20,740 --> 00:01:23,390
.دوتا دانش‌آموز خودکشی کردن

36
00:01:23,410 --> 00:01:24,730
نفر سوم هم سعی
.کرد این‌کارو بکنه

37
00:01:24,740 --> 00:01:26,520
وجه مشترکی که تمام این تراژدی‌ها
،به‌هم مرتبط می‌کنه

38
00:01:26,600 --> 00:01:28,570
اینه‌که هر سه قربانی داشتن بازی‌ای

39
00:01:28,580 --> 00:01:31,740
که به "گریفین و گارگویل" معروفه
.رو انجام می‌دادن

40
00:01:31,750 --> 00:01:34,200
صبر کنین، پس شما اقرار می‌کنین که
این بازی باعث مرگ دیلتون و بن شد؟

41
00:01:34,270 --> 00:01:35,870
.بله، آقای جونز

42
00:01:35,940 --> 00:01:37,660
ولی این "جی‌اندجی" از کجا پیداش شد؟
<font color="#ff8000">[همان گریفین و گارگویل]</font>

43
00:01:37,740 --> 00:01:39,240
اصلاً بن و دیلتون اون‌رو
از کجا آورده بودن؟

44
00:01:39,250 --> 00:01:41,130
خب، هنوز جواب‌ خیلی
.از سؤال‌ها رو نمی‌دونیم

45
00:01:41,210 --> 00:01:43,330
ولی طبق همون اطلاعات
،کمی که داریم

46
00:01:43,410 --> 00:01:47,010
این‌ بازی ذهن‌های تأثیر پذیر و
.قابل‌‌تغییر رو هدف خودش قرار داده

47
00:01:47,090 --> 00:01:48,970
.یعنی، نوجوان‌هایی مثل خودِ شما

48
00:01:49,050 --> 00:01:51,510
.ام، چالش پذیرفته شد

49
00:01:51,580 --> 00:01:52,840
با کمال احترام
،به کسایی که مُردن

50
00:01:52,920 --> 00:01:55,010
،ولی بین افراد اینجا
،بعضی‌ها چوپان‌اند

51
00:01:55,090 --> 00:01:56,470
.نه گوسفند

52
00:01:56,480 --> 00:01:58,720
بازی شامل سناریو‌های
ماجراجوئی و نقش‌بازی کردن‌‍ه

53
00:01:58,800 --> 00:02:01,440
که مخصوص این‌ طراحی شده
که توهم، پارانویا

54
00:02:01,520 --> 00:02:03,850
.و در نهایت خشونت رو رواج بده

55
00:02:03,930 --> 00:02:08,060
به‌عنوان شهردار، من رسماً بازی
.گریفین و گارگویل" رو ممنوع می‌کنم"

56
00:02:08,140 --> 00:02:10,900
خانم "بوربل" قراره ساعات بیشتری
توی دفترش بمونه

57
00:02:10,980 --> 00:02:14,700
و منم یه خط تلفن 24 ساعته
برای مواقع بحرانی راه‌اندازی کردم

58
00:02:14,770 --> 00:02:16,110
.که کوین کلر بهش نظارت می‌کنه

59
00:02:16,120 --> 00:02:17,700
محض اطلاع‌تون، من فقط
.بعد از مدرسه اون‌جا هستم

60
00:02:17,780 --> 00:02:20,750
به‌عنوان یه مادر، ازتون خواهش می‌کنم

61
00:02:21,860 --> 00:02:23,510
.که حواس‌تون به خودتون باشه

62
00:02:25,380 --> 00:02:27,130
.و از این بازی فاصله بگیرین

63
00:02:28,750 --> 00:02:30,380
<i>.یه خبر داغ، مامان</i>

64
00:02:30,460 --> 00:02:32,310
ممنوع کردن یه‌چیز، باعث می‌شه
.بیشتر جالب‌توجه بشه

65
00:02:32,380 --> 00:02:34,380
.ممنون

66
00:02:34,460 --> 00:02:36,760
و حالا، همه واقعاً دارن فقط
.دربارۀ این بازی مسخره حرف می‌زنن

67
00:02:36,840 --> 00:02:38,770
،تو که بازی نمی‌کنی
مگه‌نه، وی؟

68
00:02:38,850 --> 00:02:41,970
بی، رفتن توی جنگل و با لاشه و
کله‌ی گوزن این‌ور و اون‌ور رفتن

69
00:02:41,980 --> 00:02:44,350
.چیزی نیست که با علایق من جور دربیاد

70
00:02:44,430 --> 00:02:46,860
تو و جاگ‌هد بازی می‌کنین؟

71
00:02:46,940 --> 00:02:48,820
.نه

72
00:02:48,900 --> 00:02:50,400
هنوز داریم سعی می‌کنیم بفهمیم
چرا مامان من و بابای اون

73
00:02:50,480 --> 00:02:53,833
وقتی فهمیدن ما دفترچه رو داریم
.این‌قدر از کوره در رفتن

74
00:02:54,660 --> 00:02:56,500
.الو

75
00:02:56,570 --> 00:02:58,710
<i>خانم کوپر، من دکتر کوردل
جونیور هستم، شما تنهائین؟</i>

76
00:03:02,150 --> 00:03:04,000
،سلام، دکتر کوردل

77
00:03:04,080 --> 00:03:06,330
بله، پیشرفتی داشتین؟

78
00:03:06,340 --> 00:03:09,250
<i>طبق درخواست‌تون، من یکم
،بررسی توی آرشیو سردخونه انجام دادم</i>

79
00:03:09,330 --> 00:03:12,350
<i>و چیزی پیدا کردم که به‌نظرم
.می‌تونه واسه‌تون جالب باشه</i>

80
00:03:13,750 --> 00:03:16,340
دکتر کوردل جونیور به
من و جاگ‌هد گفت که

81
00:03:16,350 --> 00:03:20,730
جزئیات خودکشی دیلتون دویلی
.به‌طرز عجیبی واسش آشناست

82
00:03:22,820 --> 00:03:24,640
.این پرونده، دلیل‌شه

83
00:03:24,720 --> 00:03:27,310
یه پرونده ماله وقتی که
.باباش کالبدشکاف بود

84
00:03:27,390 --> 00:03:29,650
من داشتم اعترافنامه‌م
...رو واسه جلسه‌ی

85
00:03:29,720 --> 00:03:31,910
بهم اعتماد کن، مامان، از نگاه کردن
.به این پرونده پشیمون نمی‌شی

86
00:03:41,710 --> 00:03:43,880
طبق "شهادتی" که توی مزرعه دادی

87
00:03:43,950 --> 00:03:46,000
تو صددرصد قبلاً
جی‌‌اندجی رو بازی کردی

88
00:03:46,070 --> 00:03:49,370
و الان‌هم من مدرک محکمی دارم
،که وقتی همسن من بودی

89
00:03:49,450 --> 00:03:51,290
یه مرگ مشکوک دیگه
.اتفاق افتاده بوده

90
00:03:51,300 --> 00:03:54,720
شایدم یه قتل، که توی دبیرستان
ریوردیل اتفاق افتاده

91
00:03:54,800 --> 00:03:56,720
.که لب‌های جسد هم آبی بوده

92
00:03:58,080 --> 00:04:00,010
،می‌تونم به تحقیق کردن ادامه بدم

93
00:04:00,090 --> 00:04:03,050
یا تو می‌تونی خیلی راحت بهم بگی
.که درباره‌ی جی‌اندجی چی می‌دونی

94
00:04:03,070 --> 00:04:04,060
.خیلی‌خب

95
00:04:05,430 --> 00:04:06,360
وایسا ببینم، واقعاً؟

96
00:04:10,100 --> 00:04:11,360
.حق با توئه، بتی

97
00:04:11,440 --> 00:04:13,030
.حق‌توئه که کلِ حقیقت‌رو بدونی

98
00:04:15,480 --> 00:04:17,540
اگه هیچ دلیل دیگه‌ای هم نداشته باشه
.حداقل برای امنیت خودت

99
00:04:19,940 --> 00:04:21,410
<i>.سال سوم دبیرستان‌مون بود</i>

100
00:04:21,420 --> 00:04:24,030
<i>دوره‌ی تلفن‌های سیم‌دار
.و دوستی وینونا رایدر و جانی ‌دپ</i>

101
00:04:24,110 --> 00:04:26,240
.و همه‌چیز بوی روح نوجوونی رو می‌داد
<font color="#ff8000">Smells Like Teen Spirit اشاره به آهنگ معروف]
[از گرانج نیروانا</font>

102
00:04:26,250 --> 00:04:27,910
<i>دنیا جای کاملاً متفاوتی بود</i>

103
00:04:27,920 --> 00:04:29,870
<i>و ما هم آدم‌‌های کاملاً
.متفاوتی بودیم</i>

104
00:04:29,950 --> 00:04:32,000
<i>.اون‌موقع، من آلیس اسمیت بودم</i>

105
00:04:32,080 --> 00:04:34,040
<i>یه دختر بد که به‌جای
،بدی هم تعلق داشت</i>

106
00:04:34,120 --> 00:04:35,920
<i>با موهایی که همه
،حسادتش رو می‌کردن</i>

107
00:04:35,930 --> 00:04:37,550
<i>...هیچ دوست واقعی‌ای نداشتم</i>

108
00:04:37,620 --> 00:04:39,770
تو رو خدا کمکم کن، تو رو خدا کمکم کن
.تو رو خدا کمکم کن

109
00:04:39,840 --> 00:04:42,100
<i>.و یه مشکل خیلی بزرگ</i>

110
00:04:45,510 --> 00:04:46,560
!گندش بزنن

111
00:04:51,570 --> 00:04:55,020
اوضاع اونجا روبه‌راهه؟

112
00:04:55,100 --> 00:04:58,360
خدایا، سرت به‌کار خودت باشه، هرماینی
مگه نباید الان توی کلیسا باشی؟

113
00:04:58,440 --> 00:05:00,150
.اوه، لعنتی، دختر

114
00:05:00,230 --> 00:05:01,160
...تو

115
00:05:05,780 --> 00:05:08,950
.احتمالاً اشتباهی مثبت‌‍ه
.همیشه همینطور می‌شه

116
00:05:08,960 --> 00:05:11,010
.مثلا 3 درصد مواقع

117
00:05:11,080 --> 00:05:13,170
.کسی با تو حرف نزد، سیرا

118
00:05:15,380 --> 00:05:16,710
اوه، حالا چی‌کار کنم؟

119
00:05:16,790 --> 00:05:18,300
سعی کردم باهاش حرف بزنم

120
00:05:18,380 --> 00:05:20,760
و اون‌هم بخاطر یه ویکسن که داشت
.باهاش می‌لاسید، دست‌ به سرم کرد

121
00:05:20,830 --> 00:05:26,350
.ها، اف‌پی جونز همیشگی -
اف‌پی جونز؟ -

122
00:05:27,630 --> 00:05:29,180
...به، به‌، به

123
00:05:29,260 --> 00:05:31,320
فکر کنم شندیم این‌جا
.یه خبرایی‌‌‍ه

124
00:05:31,390 --> 00:05:32,400
.مجوز‌هاتون رو بدید، خانوما
<font color="#ff8000">[مجوز بیرون بودن در ساعات کلاسی]</font>

125
00:05:36,400 --> 00:05:38,230
.مجوز من توی کون‌ته، پنلوپه

126
00:05:40,140 --> 00:05:42,320
.مثل همیشه عالی، آلیس اسمیت

127
00:05:42,330 --> 00:05:44,110
.فقط کنجکاوم بدونم

128
00:05:44,190 --> 00:05:46,160
که تو با این دهن‌ کجی‌‍ت بدنیا اومدی؟

129
00:05:46,170 --> 00:05:50,040
یا اینا رو مامان‌های جنوب‌شهر
به بچه‌های حرومزاده‌شون یاد می‌دن؟

130
00:05:51,470 --> 00:05:52,590
!عجب

131
00:06:01,830 --> 00:06:02,970
!سطیله‌ی آشغال

132
00:06:05,380 --> 00:06:06,840
!اوه، نه
.نه، نه، نه، نه

133
00:06:08,380 --> 00:06:09,520
!هی

134
00:06:15,360 --> 00:06:17,860
،یالا، اف‌پی
.این رسم بولداگ‌هاست

135
00:06:17,940 --> 00:06:21,480
،لُخت‌شو و بدو
...لخت‌شو و بدو، لخت‌شو و بدو

136
00:06:21,560 --> 00:06:22,540
.دستم توی گچ‌‍ه، ‌منتل

137
00:06:23,710 --> 00:06:25,210
.مهم نیست

138
00:06:25,280 --> 00:06:27,080
لخت‌شو و بدو، لخت‌شو و بدو
!لخت‌شو و بدو

139
00:06:27,104 --> 00:06:28,709
لخت‌شو و بدو، لخت‌شو و بدو
!لخت‌شو و بدو

140
00:06:28,710 --> 00:06:30,120
،بی‌خیال، مارتی
.من این‌کارو نمی‌کنم

141
00:06:30,190 --> 00:06:32,380
لخت‌شو و بدو، لخت‌شو و بدو
!لخت‌شو و بدو

142
00:06:33,200 --> 00:06:34,130
.منم باهات میام

143
00:06:35,280 --> 00:06:36,710
.فردی اندروز

144
00:06:36,720 --> 00:06:38,380
چرا؟ تو که حتی
.توی تیم ما نیستی

145
00:06:38,390 --> 00:06:40,670
نه، ولی هفته‌ی پیش تیم بیسبال
مجبورم کردن لخت بشم و بدوم

146
00:06:40,750 --> 00:06:43,060
و باعث شد اعتبار خوبی جلوی
...دخترا بدست بیارم، واسه همین

147
00:06:45,250 --> 00:06:47,730
اگه به‌اندازه‌ی کافی سریع بدونی
.تنها چیزی که می‌بینن یه چیز نامشخص‌‍ه

148
00:06:49,800 --> 00:06:50,930
لخت‌شو و بدو، لخت‌شو و بدو
!لخت‌شو و بدو

149
00:06:51,010 --> 00:06:52,360
<i>.ما شکست‌ناپذیر بودیم</i>

150
00:06:52,430 --> 00:06:54,230
<i>یا حداقل، فکر می‌کردیم
.اینطوری هستیم</i>

151
00:06:54,240 --> 00:06:58,190
اون شیرین‌کاری باعث شد اف‌پی
.و فرد توی بد دردسری بیوفتن

152
00:07:02,890 --> 00:07:06,040
به تنبیه کلاسی
.روز شنبه خوش‌اومدین

153
00:07:08,730 --> 00:07:12,580
<i>توی یه کلاس جمع شده بودیم بیشتر از
.اینکه دوست باشیم، باهم غریبه بودیم</i>

154
00:07:12,590 --> 00:07:14,160
<i>و هیچ‌کدوم‌مون نمیتونست
حدس بزنه که</i>

155
00:07:14,240 --> 00:07:17,090
<i>زندگی‌‌مون قراره برای همیشه
.از این‌رو به‌اون‌رو بشه</i>

156
00:07:17,114 --> 00:07:23,151
<font color="#cb351b">.::ارائه‏ای اختصاصی از وبسایتِ::.
|-| Film2Movie.US |-|</font>

157
00:07:23,151 --> 00:07:28,015
<font color="#b8b8dc">.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:.</font>
<font color="#0080ff">*|*|*|*  @MyFilm2Movie  *|*|*|*</font>

158
00:07:28,020 --> 00:07:29,730
فقط قرار بود یه شنبه باشه

159
00:07:30,670 --> 00:07:31,970
.هشت ساعت

160
00:07:32,050 --> 00:07:35,100
شش‌تا آدم که ظاهراً هیچ
.نقطه‌ی مشترکی باهم ندارن

161
00:07:35,180 --> 00:07:36,350
<i>.دختر بده</i>

162
00:07:36,360 --> 00:07:37,530
آلیس اسمیت؟

163
00:07:37,610 --> 00:07:38,690
<i>.کاتولیک سرکش</i>

164
00:07:38,700 --> 00:07:40,320
هرماینی گومز؟

165
00:07:40,400 --> 00:07:41,440
<i>.سوگلی معلم</i>

166
00:07:41,450 --> 00:07:42,820
پنلوپه بلاسم؟

167
00:07:42,890 --> 00:07:43,980
<i>.ورزشکار هنرمند</i>

168
00:07:44,060 --> 00:07:45,190
فرد اندروز؟

169
00:07:45,200 --> 00:07:46,360
<i>.جونور سیاسی</i>

170
00:07:46,440 --> 00:07:47,990
سیرا ساموئلز؟

171
00:07:48,070 --> 00:07:49,210
<i>.و مرد رویایی دخترا</i>

172
00:07:49,280 --> 00:07:51,950
فورسایت پندلتون جونز جونیور؟

173
00:07:52,030 --> 00:07:54,500
<i>.فورسایت پندلتون جونز جونیور</i>

174
00:07:54,570 --> 00:07:58,000
اون ورزشکار نمونه‌ی
.تماماً آمریکائی بود

175
00:07:58,080 --> 00:08:01,540
<i>یه پسر جیگر، اون‌طور
.قبلاً بهش می‌گفتیم</i>

176
00:08:01,620 --> 00:08:03,550
<i>.اون‌موقع آدم متفاوتی بود، بتی</i>

177
00:08:03,560 --> 00:08:05,670
<i>سعی می‌کرد شخصیتی غیر از
.شخصیت واقعیش داشته باشه</i>

178
00:08:05,750 --> 00:08:07,480
<i>.ولی بازم دردسر بود</i>

179
00:08:10,380 --> 00:08:12,190
،من آدم سرسختی بودم، مثل سنگ

180
00:08:12,260 --> 00:08:14,890
،ولی دور و بر اف‌پی
.مثل موم ضعیف بودم

181
00:08:14,900 --> 00:08:17,820
حتی توی تنبیه‌کلاسی، با اون رازی
،که داشت درونم رشد می‌کرد

182
00:08:18,910 --> 00:08:20,150
.ازش نفرت داشتم

183
00:08:20,910 --> 00:08:22,060
.ولی می‌خواستمش

184
00:08:22,140 --> 00:08:25,200
،باشه، باشه
.مامان، فهمیدم

185
00:08:25,280 --> 00:08:27,750
،مدتی که این‌جا هستین
،حرفی نمی‌زنین

186
00:08:29,820 --> 00:08:31,370
.بازی نمی‌کنین

187
00:08:33,840 --> 00:08:34,880
.تکون نمی‌خورین

188
00:08:44,250 --> 00:08:45,350
.حتی نمی‌خوام نفس بکشین

189
00:08:46,840 --> 00:08:48,220
.بله

190
00:08:48,300 --> 00:08:49,720
اگه دستشوئی داشتیم چی؟

191
00:08:49,790 --> 00:08:52,260
،باید نگهش داری
.خانم دنیلز

192
00:08:52,270 --> 00:08:55,390
و تا پایان روز، شما باید یه
مقاله‌ی هزار کلمه‌ای به من تحویل بدید

193
00:08:55,470 --> 00:08:57,270
.دربارۀ اینکه چرا امروز اینجائین

194
00:08:57,280 --> 00:08:59,350
،من درست در انتهای سالن

195
00:08:59,430 --> 00:09:02,110
.کل روز، توی دفترم هستم

196
00:09:03,950 --> 00:09:05,530
چون کار بهتری واسه
.انجام دادن ندارم

197
00:09:25,500 --> 00:09:26,430
رفیق، می‌شه نکنی؟

198
00:09:28,370 --> 00:09:29,880
پسر، می‌شه بیای بخوریش؟

199
00:09:29,960 --> 00:09:31,310
!خدای من، هیس

200
00:09:33,350 --> 00:09:34,900
.پیست! سیرا

201
00:09:36,070 --> 00:09:37,400
.بگیر بشین، توی دردسر میوفتیما

202
00:09:38,050 --> 00:09:39,140
!تامی

203
00:09:43,320 --> 00:09:44,990
.واست یکم خوراکی آوردم

204
00:09:45,070 --> 00:09:46,940
.مرسی -
.دوستت دارم -

205
00:09:47,020 --> 00:09:48,110
امشب می‌بینمت، باشه؟

206
00:09:48,190 --> 00:09:49,160
.باشه

207
00:09:51,660 --> 00:09:53,490
.سیرا

208
00:09:53,570 --> 00:09:56,200
تو و و تام کلر؟

209
00:09:56,280 --> 00:09:59,830
بچه‌ها، ما از مهدکودک به یه
.مدرسه می‌رفتیم

210
00:09:59,840 --> 00:10:01,660
چطوره که هیچی راجع‌به
.همدیگه نمی‌دونیم

211
00:10:01,670 --> 00:10:03,120
.ما باهم دوست نیستیم

212
00:10:03,200 --> 00:10:05,430
.همه‌‌جور آدمی که نباید باهم قاطی شن

213
00:10:07,100 --> 00:10:08,640
مگه سریال "هدرز" رو ندیدین؟
<font color="#ff8000">[سریال کمدی سیاه با بازی وینونا رایدر]</font>

214
00:10:08,710 --> 00:10:11,680
...خب، ما، اه
،شش ساعت دیگه باید وقت‌کشی کنیم

215
00:10:11,760 --> 00:10:14,930
و کسی هم نیست که
.بخوایم تحت‌تأثیر قرارش بدیم

216
00:10:15,000 --> 00:10:17,440
چطوره یه راند بازی "رازها و گناهان" رو
انجام بدیم؟

217
00:10:26,200 --> 00:10:29,370
تامی و من بطور مخفیانه
با هم قرار می‌زاریم

218
00:10:29,440 --> 00:10:30,780
.الان چند ماهی می‌شه

219
00:10:30,850 --> 00:10:32,990
چرا مخفیانه؟

220
00:10:33,060 --> 00:10:37,370
والدین‌مون نمی‌خوان که بچه‌هاشون
،با آدم‌هایی به‌این متفاوتی... قرار بزارن

221
00:10:38,690 --> 00:10:40,790
تا خودشون بتونن شخص
.موردنظر رو انتخاب کنن

222
00:10:40,860 --> 00:10:43,210
مامان منم همیشه توی روابطم
.دخالت می‌کنه

223
00:10:43,280 --> 00:10:44,460
هایرام لاج رو می‌شناسین؟

224
00:10:44,470 --> 00:10:45,790
.آه، آره

225
00:10:45,870 --> 00:10:47,580
.پسره خوب هیکلی داره -
.و یه مجرم واقعی‌‍ه -

226
00:10:47,660 --> 00:10:51,300
اون یه آدم مستقل‌‍ه که
.خانواده‌ش رو هم تأمین می‌کنه

227
00:10:51,370 --> 00:10:53,020
،ولی به‌چشم مامانم
.اون یه پست‌فطرت‌‍ه

228
00:10:53,090 --> 00:10:55,230
<i>،خون، رنج و اشک</i>

229
00:10:55,300 --> 00:10:57,760
.رویای آمریکائی همینه، دخترم

230
00:10:57,840 --> 00:10:59,430
ولی کدوم رویا؟

231
00:10:59,510 --> 00:11:01,680
"مامانم اتاق‌های اون هتل "پنج فصل
مسخره رو تمیز می‌کنه

232
00:11:01,690 --> 00:11:05,020
.اون‌هم روزی 16 ساعت
.هایرام درست می‌گه

233
00:11:05,100 --> 00:11:07,400
،از ریوردیل بزن بیرون
.به هر شکلی که شده

234
00:11:07,410 --> 00:11:10,900
آره، بجز اینکه، ریوردیل
.مشکل اصلی نیست

235
00:11:10,910 --> 00:11:13,190
من؟
.دلم می‌خواد تمام زندگیم همین‌جا باشم

236
00:11:13,970 --> 00:11:16,910
الان همین‌قدر طول کشید که تصمیم بگیری
بین موسیقی و بیسبال کدوم‌رو انتخاب کنی؟

237
00:11:16,990 --> 00:11:18,910
.لیگ دسته دوم ما عالی عمل می‌کنه

238
00:11:18,920 --> 00:11:21,370
و برای برنامه‌های موسیقی هم
.به‌اندازه‌کافی به شهر نزدیکیم

239
00:11:21,450 --> 00:11:23,580
.این شهر همه‌چی تمومه

240
00:11:23,590 --> 00:11:25,500
حتی می‌تونم ببینم که یه‌روزی
.شهردار شدم

241
00:11:25,570 --> 00:11:28,080
!چه شغل وحشتناکی

242
00:11:28,160 --> 00:11:29,880
چرا هدف‌ بزرگ‌تری نداری؟

243
00:11:29,950 --> 00:11:32,880
همه‌ی این‌کارها رو می‌تونی
.توی یه کلان‌شهر واقعی هم انجام بدی

244
00:11:32,960 --> 00:11:34,390
.آره، بجز مراقبت از بابام

245
00:11:35,590 --> 00:11:36,930
.اون مریضه

246
00:11:36,940 --> 00:11:37,940
.واقعاً مریضه

247
00:11:39,890 --> 00:11:40,940
و کلِ زندگیم، اون
.مراقبم بوده

248
00:11:41,020 --> 00:11:42,820
.پس الان، نوبت منه

249
00:11:49,280 --> 00:11:51,490
.آلیس، نوبت توئه

250
00:11:51,570 --> 00:11:53,870
بزرگ‌ترین و تاریک‌ترین رازت چیه؟

251
00:11:59,290 --> 00:12:01,670
...آم -
.بیاین از اون بگذریم -

252
00:12:01,740 --> 00:12:05,040
آلیس، تازگی‌ها بهم گفته بود که یه
.زباله‌دونی رو توی جنوب‌شهر به آتیش کشیده

253
00:12:05,110 --> 00:12:08,960
چرا خودت بهشون نمی‌گی که درواقع داری
توی تریلر سانی‌ساید زندگی می‌کنی؟

254
00:12:08,970 --> 00:12:11,470
.فکر می‌کردم توی خیابون "اِلم" زندگی می‌کنی -
.آره -

255
00:12:11,550 --> 00:12:13,140
،معلومه

256
00:12:13,210 --> 00:12:14,630
چون این چیزی‌‍ه که فورسایت می‌خواد
.شما باور کنین

257
00:12:16,380 --> 00:12:18,550
با اون کتِ تیم مدرسه
اطراف مدرسه جولان می‌دی

258
00:12:18,630 --> 00:12:20,220
.عین یه شمال‌شهری

259
00:12:20,300 --> 00:12:23,310
خودت‌رو گول نزن، هیچ‌وقت
.نمی‌تونی ازجنوب‌شهر فرار کنی

260
00:12:23,320 --> 00:12:24,820
تو هم آخر عاقبتت
.عین بابات می‌شه

261
00:12:24,890 --> 00:12:27,810
توی اون خونۀ سیارت تا خرخره مشروب
.میخوری تا بمیری

262
00:12:27,890 --> 00:12:30,240
شاید، ولی من قرار نیست
.بچه‌مو کتک بزنم

263
00:12:33,530 --> 00:12:36,280
.نه عین بابام که منو کتک می‌زد

264
00:12:36,350 --> 00:12:39,490
<i>بهش گفتم نمی‌خوام به
،دارو دسته‌ش ملحق بشم</i>

265
00:12:39,500 --> 00:12:41,870
<i>اینکه دلم می‌خواد اولین جونزی
.باشم که به دانشگاه میره</i>

266
00:12:48,670 --> 00:12:49,800
.اون خوشش نیومد

267
00:12:51,370 --> 00:12:52,920
.خیلی‌خب

268
00:12:52,990 --> 00:12:54,680
.گمونم فقط من موندم

269
00:12:54,760 --> 00:12:55,720
.عادلانه‌ست

270
00:12:56,850 --> 00:13:00,300
،خانواده‌ی بلاسم

271
00:13:00,380 --> 00:13:03,680
.آدمای مزخرفی‌اند

272
00:13:03,690 --> 00:13:06,520
.ولی پنلوپه، خودت‌هم یه بلاسم هستی

273
00:13:06,530 --> 00:13:08,310
.نه، نیستم

274
00:13:08,390 --> 00:13:10,860
.حقیقتش نیستم

275
00:13:10,940 --> 00:13:13,110
"من توی یتیم‌خونه‌ی "خواهران بخشنده
.بزرگ شدم

276
00:13:13,180 --> 00:13:15,150
،خدای من، پنلوپه

277
00:13:15,230 --> 00:13:19,030
اون‌جا تمام قوانین انسانی
.زیرپا گذاشته می‌شه

278
00:13:19,100 --> 00:13:20,950
،وقتی 8 سالم بود

279
00:13:21,020 --> 00:13:24,950
بلاسم‌ها اومدن و خواستن که همه‌ی
.بچه‌های مو قرمز رو ببینن

280
00:13:25,030 --> 00:13:27,290
،بعدش یهو فهمیدم
.که دارم باهاشون از اونجا می‌رم

281
00:13:28,570 --> 00:13:30,090
<i>.خیلی هیجان‌زده بودم</i>

282
00:13:32,250 --> 00:13:36,220
<i>ولی خیلی زود فهمیدم که این یه
.فرزندخواندگی از روی انسان‌دوستی نیست</i>

283
00:13:38,020 --> 00:13:41,010
<i>من‌رو آماده کرده بودن</i>

284
00:13:41,080 --> 00:13:43,230
<i>،که اولش بشم خواهر کلیفورد</i>

285
00:13:43,300 --> 00:13:47,900
<i>بعد هم، درنهایت
.شریک زندگیش بشم</i>

286
00:13:49,980 --> 00:13:52,690
،هرلحظه‌ای که از اون خونۀ خواهران دور بودم

287
00:13:52,760 --> 00:13:55,400
حتی همین امروز، واسم
.یه‌جور آرامش خیال‌‍ه

288
00:13:55,410 --> 00:13:57,070
چرا هنوز اونجا زندگی می‌کنی؟

289
00:13:57,150 --> 00:13:58,980
.اونا خانواده‌ی منن

290
00:13:59,060 --> 00:14:01,860
این خانواده نیست، اساساً
.ازدواج با محارمه، حال‌به‌هم زنه

291
00:14:01,940 --> 00:14:04,960
حداقل عین مامانت توالت‌های
!بقیه رو تمیز نمی‌کنم

292
00:14:06,090 --> 00:14:07,990
.خب، حداقل وقار خودش رو داره

293
00:14:08,070 --> 00:14:11,540
اون‌که بچه‌ها رو بعنوان عروس
.از یتیم‌خونه‌ها نمی‌دزده

294
00:14:11,550 --> 00:14:13,000
.باز دوباره شروع شد

295
00:14:15,740 --> 00:14:17,590
!هی، تمومش کنین -
!هی -

296
00:14:19,750 --> 00:14:21,920
.تبریک می‌گم

297
00:14:22,000 --> 00:14:23,510
.شما الان مجازات‌تون رو بیشتر کردین

298
00:14:23,590 --> 00:14:25,840
یه تنبیه‌کلاسی روز شنبه
.شد چهارتا

299
00:14:28,720 --> 00:14:30,520
<i>،البته که، ما عصبانی بودیم</i>

300
00:14:30,590 --> 00:14:32,780
<i>.از دستِ همدیگه، از دست‌ِ خودمون</i>

301
00:14:35,610 --> 00:14:37,060
<i>،ولی رفته‌رفته</i>

302
00:14:37,140 --> 00:14:38,770
<i>،با گذشت زمان</i>

303
00:14:38,780 --> 00:14:40,900
<i>دیوارهایی که برای فرار از زندگی‌مون
،پشت‌شون قایم شده بودیم</i>

304
00:14:40,980 --> 00:14:42,040
<i>.شروع به خراب شدن کردن</i>

305
00:14:43,910 --> 00:14:47,460
<i>همونطور که پودینگ‌ها و ساندویچ‌ها
،با بقیه تقسیم می‌شد</i>

306
00:14:49,150 --> 00:14:50,580
<i>.لاف اومدن‌ها هم کنار می‌رفت</i>

307
00:14:52,370 --> 00:14:56,470
<i>و گروه وصله‌های ناجور، به‌طرز
.باورنکردنی‌ای باهم دوست شدن</i>

308
00:14:59,880 --> 00:15:02,380
و بعدش اون بعدازظهر
.بارونی شنبه سر رسید

309
00:15:02,460 --> 00:15:04,470
.اولین بارون سرد فصل

310
00:15:04,480 --> 00:15:06,480
<i>وقتی که به‌سرم زد</i>

311
00:15:06,550 --> 00:15:08,970
<i>حروف اول اسم بقیه‌ی اعضای
گروه رو لب پنجره</i>

312
00:15:08,980 --> 00:15:10,480
<i>.کنار اسم خودم حک کنم</i>

313
00:15:14,180 --> 00:15:18,310
<i>و هرماینی هم تصمیم گرفت که
.بره سراغ کشوی میز خانم کراب‌اپل</i>

314
00:15:18,320 --> 00:15:19,700
داری چی‌کار می‌کنی؟

315
00:15:19,780 --> 00:15:21,660
"دیروز، خانم "کراب‌اپل
آتاری دستی‌‌‍م رو ازم گرفت

316
00:15:21,740 --> 00:15:23,990
،و گذاشتش اینجا و درش رو قفل کرد
.واسه همین می‌خوام پسش بگیرم

317
00:15:25,650 --> 00:15:27,000
.این یه‌جور خرابکاری‌‍ه

318
00:15:28,780 --> 00:15:29,920
!ایول

319
00:15:31,650 --> 00:15:33,830
!لعنت بر شیطون

320
00:15:33,840 --> 00:15:37,670
خانم کراب‌اپل سال‌هاست که
.چیزمیزهامون رو اینجا تلمبار کرده

321
00:15:37,680 --> 00:15:39,580
!اوه

322
00:15:39,660 --> 00:15:41,000
<i>،و اون‌جا بود</i>

323
00:15:41,010 --> 00:15:44,760
<i>.گریفین و گارگویل</i>

324
00:15:44,830 --> 00:15:48,350
من قبلاً درباره‌ی این
.بازی یه‌چیزایی شنیده بودم

325
00:15:48,430 --> 00:15:50,600
نباید بازی کنیم، به‌هرحال
.ماله ما که نیست

326
00:15:52,190 --> 00:15:54,850
.گریفین و گارگویل

327
00:15:54,860 --> 00:15:56,480
فکر می‌کردم این‌
.یه‌جور افسانه‌ی محلی‌‍ه

328
00:15:56,550 --> 00:15:58,190
شنیده بودم که بعضی‌از بچه‌ها
.توی ساحل بازیش می‌کنن

329
00:15:58,200 --> 00:16:00,810
من شنیدم یکی‌شون
.سکته کرده و مُرده

330
00:16:00,890 --> 00:16:05,370
اگه اینطوره، پس حتماً
باید بازیش کنیم، نه؟

331
00:16:16,355 --> 00:16:20,325
یک اهریمن کهن، که برای مدت‌ها به‌‌‌فراموشی‌
.سپرده شده بود، اکنون بیدار شده

332
00:16:20,405 --> 00:16:23,165
.نام او، "پادشاه گارگویل" است

333
00:16:23,235 --> 00:16:25,785
او را شکست دهید و به‌جایزه‌ی
.بزرگ دست پیدا کنید

334
00:16:25,865 --> 00:16:27,795
باشه، ولی چطوری
شکستش بدیم؟

335
00:16:27,865 --> 00:16:31,545
به‌نظر کسی که
،دفترچه‌راهنمای بازی دست‌شه

336
00:16:31,555 --> 00:16:33,835
،که من باشم
.حاکم بازی‌‍ه

337
00:16:33,915 --> 00:16:35,715
من توی ماجراجوئی‌ها
راهنمایی‌تون می‌کنم

338
00:16:35,725 --> 00:16:39,385
و شما اونا رو به‌اتمام می‌رسونین
.تا به مرحله بعد صعود کنین

339
00:16:39,395 --> 00:16:40,985
ولی اول از همه، شخصیت‌هاتون
.رو انتخاب کنین

340
00:16:42,215 --> 00:16:44,805
.من "ساحره" رو انتخاب می‌کنم

341
00:16:44,885 --> 00:16:47,155
شاید بتونم همه‌ی شما
.اسکول‌ها رو غیب کنم

342
00:16:48,745 --> 00:16:50,395
.من "دزد" رو انتخاب می‌کنم

343
00:16:50,405 --> 00:16:53,245
همیشه دلم می‌خواست از قید و بند
.استدلال‌های اخلاقی رها باشم

344
00:16:53,315 --> 00:16:56,075
،خب، بعنوان صدای مردم

345
00:16:56,085 --> 00:16:57,745
.من "سایرن" رو انتخاب می‌کنم

346
00:16:59,655 --> 00:17:01,035
.تیرانداز

347
00:17:01,115 --> 00:17:02,545
!خفن‌‍ه

348
00:17:02,625 --> 00:17:04,755
فرد، ما همه‌مون می‌دونیم که تو
.شوالیه‌ی درخشان‌"ای"

349
00:17:09,665 --> 00:17:13,305
متکی به آرمان‌های امید، عدالت"
."و نیکوکاری

350
00:17:14,625 --> 00:17:15,925
...نمی‌دونم، چه‌جورایی به‌نظر

351
00:17:16,005 --> 00:17:16,975
.کسل‌کننده میاد -
.واسه‌تو مناسب‌‍ه -

352
00:17:20,225 --> 00:17:22,555
.حالا، توجه کنین

353
00:17:22,635 --> 00:17:25,565
.ماجراجویان دلیر، به "اِلدرور" خوش‌آمدید

354
00:17:25,645 --> 00:17:28,605
."قلمروی "گریفین و گارگویل

355
00:17:28,615 --> 00:17:30,445
خانم اسمیت، لطفاً
.کارت تلاشت رو انتخاب کن

356
00:17:35,865 --> 00:17:38,945
."روح نامیراها را آزاد کنید"

357
00:17:38,955 --> 00:17:42,085
.تو الان روی رأس معبر ساحر ایستادی

358
00:17:46,325 --> 00:17:47,785
<i>.ای‌جوری بود که شروع شد، بتی</i>

359
00:17:47,865 --> 00:17:49,755
<i>،اون وسواس دیوانه‌کننده</i>

360
00:17:49,835 --> 00:17:51,955
<i>.که با یه دور تاس انداختن شروع شد</i>

361
00:17:51,975 --> 00:17:54,295
.شما به مرکز مارپیج رسیدید

362
00:17:54,305 --> 00:17:56,795
،پرچین‌هایی که پشت‌سرتان رشد می‌کند
.راه خروج را می‌بندد

363
00:17:56,875 --> 00:17:58,645
می‌خوام سکه‌ی گیلدایت‌‌‍م
.رو بندازم

364
00:17:58,715 --> 00:18:00,805
.تو رو خدا شیر بیا
.تو رو خدا شیر بیا

365
00:18:02,074 --> 00:18:04,885
"با انفجار آبفشان، طومار "الدرز
.به دست شما رسید

366
00:18:04,965 --> 00:18:07,305
.کارت خوب بود، جناب پندلتون

367
00:18:07,315 --> 00:18:08,935
خیلی دیره که یه راند دیگه
بازی کنیم؟

368
00:18:09,015 --> 00:18:10,435
.به‌هیچ وجه

369
00:18:10,515 --> 00:18:12,275
می‌شه پیشنهاد کنم یکم
سطح هیجان بازی رو بالاتر ببریم؟

370
00:18:12,345 --> 00:18:14,395
.تخته‌ی بازی رو بزاریم کنار

371
00:18:14,475 --> 00:18:16,025
،منظورت اینه که، با اینکه فدرهد انتهای سالن‌‍ه
ما توی مدرسه ول بچرخیم؟

372
00:18:16,105 --> 00:18:18,565
.اون همیشه بعداز ناهار به چُرتی می‌زنه
.من پایه‌ام

373
00:18:18,645 --> 00:18:21,235
بهم اعتماد کنین، خوش‌تون میاد، اه
،یه ماجراجوئی دیگه هست

374
00:18:21,315 --> 00:18:23,335
،"سنگ ازدواج"
.که باید جفتی بازی بشه

375
00:18:32,245 --> 00:18:35,665
،خب، جناب پندلتون
.با خانم هرماینی

376
00:18:35,685 --> 00:18:38,755
.لُرد فردیک هم با خانم اسمیت

377
00:18:38,835 --> 00:18:40,965
من یه سنگ الماس از تورن‌هیل
.آوردم و اینجا توی ساختمون قایم کردم

378
00:18:41,045 --> 00:18:43,685
اولین زوجی که اونو پیدا کنن
.و به سیرا نشونش بدن، ماله اونا می‌شه

379
00:18:52,535 --> 00:18:54,855
به‌نظر واسه یه‌مدت
.فقط من و توئیم، سیرا

380
00:18:54,865 --> 00:18:58,155
می‌خوای بریم کافه‌تریا
رو غارت کنیم؟

381
00:18:58,165 --> 00:19:01,825
چرا جفت‌هارو مخصوصاً اونجوری
انتخاب کردی، پنلوپه؟

382
00:19:01,895 --> 00:19:03,915
پادشاه گارگویل مجبورت کرده بود؟

383
00:19:03,995 --> 00:19:09,165
گمونم، دلم خواست یکم
.آشوب ایجاد کنم

384
00:19:09,235 --> 00:19:10,915
<i>از کجا بدونیم اصلاً
بهش نزدیک شدیم؟</i>

385
00:19:10,985 --> 00:19:12,295
می‌زاریم عشق‌مون
.راهنمائی‌مون کنه

386
00:19:15,795 --> 00:19:18,055
.آره، یا پادشاه گارگویل

387
00:19:20,635 --> 00:19:21,895
.هی

388
00:19:23,915 --> 00:19:25,715
یالا، حاضری؟

389
00:19:25,735 --> 00:19:26,895
.آره

390
00:19:36,065 --> 00:19:37,575
!ایول

391
00:19:37,655 --> 00:19:38,745
.بانوی من

392
00:19:44,825 --> 00:19:46,705
می‌دونی، داشتم فکر می‌کردم
.یه چیزی ازت بپرسم

393
00:19:51,285 --> 00:19:52,705
!وای

394
00:19:54,255 --> 00:19:55,835
چه مرگته، هرماینی؟

395
00:19:55,845 --> 00:19:57,205
.می‌خواستی منو ببوسی

396
00:19:57,285 --> 00:19:58,345
.نه

397
00:19:59,265 --> 00:20:00,545
.نمی‌خواستم

398
00:20:00,625 --> 00:20:03,505
.این یه بازیِ ایفای نقش‌‌‍ه

399
00:20:03,585 --> 00:20:05,975
.من که واقعاً تو نخ‌‍ت نیستم، اف‌پی

400
00:20:06,055 --> 00:20:08,425
آلیس، حالت خوبه؟
...به‌نظر

401
00:20:08,435 --> 00:20:09,775
.بیا، بگیر بشین

402
00:20:12,765 --> 00:20:14,265
.هی، می‌تونی باهام درددل کنی

403
00:20:14,345 --> 00:20:15,445
آلیس، چی شده؟

404
00:20:16,615 --> 00:20:18,115
...من

405
00:20:23,145 --> 00:20:24,285
.سردرگمم

406
00:20:27,325 --> 00:20:31,795
هرروز صبح از خواب پا می‌شم
منتظرم که از زندگیم و مشکلاتم

407
00:20:33,655 --> 00:20:35,205
.فرار ‌کنم

408
00:20:35,215 --> 00:20:38,635
،و وقتی که این‌جام
.این‌طوری‌‍‌‍ه و خوش‌حالم

409
00:20:39,835 --> 00:20:41,635
،و وقتی این بازی تموم بشه

410
00:20:43,125 --> 00:20:44,715
.دوباره خودم می‌شم

411
00:20:46,165 --> 00:20:48,135
.خدایا، به‌نظر رقت‌انگیز میاد

412
00:20:48,215 --> 00:20:49,805
.نه، نه

413
00:20:49,815 --> 00:20:51,305
.اینطور نیست

414
00:20:51,315 --> 00:20:52,935
<i>...خب، اف‌پی</i>

415
00:20:53,005 --> 00:20:55,355
بین تو و آلیس دقیقاً
چی بد پیش‌رفت؟

416
00:20:56,155 --> 00:20:57,985
.چیز خاصی نبود

417
00:20:58,065 --> 00:20:59,275
،می‌دونی، فقط با هم می‌پریدیم

418
00:20:59,345 --> 00:21:00,575
که اون‌هم باهاش
.مشکلی نداشت

419
00:21:02,855 --> 00:21:04,655
،هرچی بیشتر جی‌اندجی بازی می‌کنیم
،بیشتر به‌این فکر می‌کنم

420
00:21:04,665 --> 00:21:07,275
،که می‌تونه بیش‌از این‌حرفا باشه
.می‌دونم

421
00:21:07,355 --> 00:21:08,285
.باید باهاش حرف بزنی

422
00:21:09,525 --> 00:21:11,005
.بصورت جدی

423
00:21:11,075 --> 00:21:12,165
.شانس‌‍ت رو امتحان کن

424
00:21:12,245 --> 00:21:13,615
.ناسلامتی تو یه تیراندازی

425
00:21:13,695 --> 00:21:14,625
<i>.من عاشق بابام هستم</i>

426
00:21:16,075 --> 00:21:17,915
خیلی بدم میاد
.ببینم درد می‌کشه

427
00:21:17,995 --> 00:21:19,805
...بعضی‌وقتا، من

428
00:21:21,035 --> 00:21:22,475
.نمی‌تونم هضمش کنم

429
00:21:23,845 --> 00:21:27,305
ولی لرد فردریک
.بابای مریض نداره

430
00:21:27,385 --> 00:21:30,595
برای همین تظاهر می‌کنم
.که این‌جا پیشِ شماهام

431
00:21:30,675 --> 00:21:34,775
.بعدش ... دوباره از قید و بند آزادم

432
00:21:44,285 --> 00:21:45,605
<i>وایسا، وایسا، وایسا
.وایسا، وایسا</i>

433
00:21:45,685 --> 00:21:47,525
تو و فرد اندروز؟

434
00:21:47,535 --> 00:21:49,115
.ما تنها بودیم، بتی

435
00:21:49,185 --> 00:21:50,865
،ما جوون و جذاب بودیم

436
00:21:50,875 --> 00:21:53,615
...شرایط یکسانی داشتیم
،فقط یه‌دفعه بود

437
00:21:53,695 --> 00:21:56,165
یه شعله‌ی کوچیک بین دو نفر

438
00:21:56,235 --> 00:21:58,665
.که فقط توی اون یه‌لحظه وجود داشت

439
00:21:58,745 --> 00:22:00,255
ولی توی نشریه‌ی "بلو اند گولد"؟

440
00:22:01,865 --> 00:22:03,375
<i>.ما هفته‌ها بازی کردیم</i>

441
00:22:03,385 --> 00:22:05,885
<i>،شب‌ها دیروقت
،یواشکی می‌رفتیم توی مدرسه</i>

442
00:22:05,965 --> 00:22:07,895
<i>.از همیشه بیشتر درگیر شده بودیم</i>

443
00:22:19,075 --> 00:22:20,565
<i>و اسم خودمون رو هم گذاشته بودیم</i>

444
00:22:20,645 --> 00:22:22,075
."کلوپ نیمه‌شب"
<font color="#ff8000">[اشاره به فیلم "کلوپ صبحانه" محصول 1985]</font>

445
00:22:28,575 --> 00:22:31,415
<i>ما دیگه تخته‌ی بازی رو رها کرده بودیم
و ماجراجوئی‌های خودمون رو انجام می‌دادیم</i>

446
00:22:31,495 --> 00:22:34,125
<i>،توی دنیای واقعی
.نقش شخصیت‌ها رو بازی می‌کردیم</i>

447
00:22:55,275 --> 00:22:58,235
<i>بعضی‌هامون یکم بیشتر
.نسب به بقیه وابسته شده بودیم</i>

448
00:23:03,115 --> 00:23:04,285
...وایسین

449
00:23:06,265 --> 00:23:07,945
صدای چی بود؟
شما هم شنیدین؟

450
00:23:14,855 --> 00:23:17,405
!محاصره‌شون کنین

451
00:23:17,485 --> 00:23:18,585
هرماینی؟ -
هایرام؟ -

452
00:23:18,665 --> 00:23:20,215
سیرا؟ -
تامی؟ -

453
00:23:21,795 --> 00:23:23,875
شماها هم دارین جی‌اندجی‌رو
بازی می‌کنین؟

454
00:23:23,955 --> 00:23:25,915
<i>.ما فکر می‌کردیم خاص هستیم</i>

455
00:23:25,995 --> 00:23:27,965
.الان حدود یه‌هفته‌ است

456
00:23:27,975 --> 00:23:30,295
داریل دویلی اون‌رو توی قسمت
.کتاب‌های ممنوعه‌ی کتابخونه پیدا کرد

457
00:23:30,305 --> 00:23:32,135
وظایف حاکم بازی‌تون
.رو واگذار کنین

458
00:23:32,145 --> 00:23:33,805
.مجبورم کن، کثافت

459
00:23:33,815 --> 00:23:35,055
<i>.ما به‌هم ملحق شدیم</i>

460
00:23:35,125 --> 00:23:38,185
<i>.و بازی بزرگ‌تری رو شروع کردیم</i>

461
00:23:38,265 --> 00:23:41,655
و بعدش خطی گریفین و گارگویل رو
از زندگی واقعی‌مون جدا می‌کرد

462
00:23:41,725 --> 00:23:43,605
.به‌طرز خطرناکی محو شد

463
00:23:43,675 --> 00:23:46,565
<i>توی قفسه‌هامون دعوتنامه‌های
.عجیبی پیدا کردیم</i>

464
00:23:46,575 --> 00:23:48,735
،'اعضاء 'کلوپ نیمه‌شب"

465
00:23:48,805 --> 00:23:50,655
".امشب به‌اتاق تنبیه بیایین

466
00:23:51,975 --> 00:23:53,875
".چالش‌رو بپذیرین"

467
00:23:56,745 --> 00:23:59,995
و به‌مرحله‌ی بعدی"
".بازی صعود کنین

468
00:24:00,075 --> 00:24:01,665
!ایول، آره

469
00:24:01,675 --> 00:24:04,915
،ارادتمند شما"
".پادشاهِ گارگویل

470
00:24:04,995 --> 00:24:07,215
<i>.به‌مهمونی صعود خوش‌اومدین</i>

471
00:24:09,205 --> 00:24:10,835
.جام شراب‌رو پیدا کنین"

472
00:24:10,845 --> 00:24:13,215
سکه‌ی گریفین‌رو واسه‌ی
.سرنوشت‌‍تون بالا بندازین

473
00:24:13,225 --> 00:24:18,925
،از جام‌شراب بنوشین
.و با تقدیرتون رو به رو شین

474
00:24:19,005 --> 00:24:22,475
کسی که بین شما موفق شه
".به مرحله‌ی سوم صعود می‌کنه

475
00:24:22,555 --> 00:24:23,975
.ساده به‌نظر میاد

476
00:24:24,055 --> 00:24:26,265
.اما همچین شبیه مهمونی نیست

477
00:24:26,345 --> 00:24:28,575
خب... چرا مهمونیش نکنیم؟

478
00:24:28,645 --> 00:24:29,615
چی‌‍ه، هیرام؟

479
00:24:35,855 --> 00:24:37,115
.فیزل راکس

480
00:24:37,195 --> 00:24:40,865
.جدیدن
.تازه اومدن توی بازار

481
00:24:40,875 --> 00:24:43,955
<i>،برادرت‌رو باردار بودم
.نوشیدنی‌ای نخوردم</i>

482
00:24:44,035 --> 00:24:46,295
<i>اما تا به‌امروز، موندم
.چی توی اون مواد بود</i>

483
00:24:52,135 --> 00:24:54,425
<i>شاید هرچی که ما رو
.به‌هیولا تبدیل کرد</i>

484
00:24:55,895 --> 00:24:57,965
با کُل‌‍ه این مهمونی صعود
.و این چیزا گُل کاشتی

485
00:24:58,045 --> 00:25:00,305
.خیلی توپ بود -
من؟ -

486
00:25:00,385 --> 00:25:01,735
.فکر کردم تو همه‌ی اینارو انجام دادی

487
00:25:01,805 --> 00:25:02,895
.وقتی‌که رسیدم این‌جا همه‌چی آماده بود

488
00:25:07,605 --> 00:25:10,075
<i>یا شاید تموم
.مُدت هیولا بودیم</i>

489
00:25:13,635 --> 00:25:15,655
شبِ صعود از اول
.آشفته بود

490
00:25:18,275 --> 00:25:21,865
<i>اون جشن بزن بکوب با یه‌کنسرت
.یهوئی با رهبری فرد شروع شد</i>

491
00:26:31,085 --> 00:26:34,185
<i>اون شب، همزادهای
.تاریک‌‍مون آزاد شده بودن</i>

492
00:26:34,255 --> 00:26:36,265
<i>و تنها چیزی‌که می‌خواستیم
.یکم دیووانگی بود</i>

493
00:26:36,275 --> 00:26:37,685
<i>.نشئه‌ی فیزل راکس</i>

494
00:26:37,695 --> 00:26:39,565
<i>.و البته خوده خودِ بازی</i>

495
00:27:21,587 --> 00:27:25,622
<i>برای سرنوشتت
.سکه رو بنداز</i>

496
00:28:39,215 --> 00:28:41,735
<i>مدیر مدرسه فدرهِد احتمالاً از
ورود یواشکی ما با خبر شده بود</i>

497
00:28:41,815 --> 00:28:43,855
<i>.و داشت بررسی می‌کرد</i>

498
00:28:43,865 --> 00:28:46,575
<i>،خدا به دادم برسه، بِتی
،می‌تونستم یه‌چیزی بگم</i>

499
00:28:46,645 --> 00:28:48,025
<i>.جلوش‌رو بگیرم</i>

500
00:28:48,105 --> 00:28:49,655
<i>می‌تونستم جلوی چیزی که
.می‌خواد اتفاق بیوفته‌رو بگیرم</i>

501
00:28:49,725 --> 00:28:52,655
<i>.اما عوضش، فقط ول کردم رفتم</i>

502
00:28:52,665 --> 00:28:55,115
کُل‌‍ه داشتم به‌کلوپ
.نیمه‌شب زنگ می‌زدم

503
00:28:55,125 --> 00:28:56,455
.هیچ‌کس جواب نداد

504
00:29:00,195 --> 00:29:01,455
<i>،احتمالاً گیرافتاده بودن</i>

505
00:29:01,535 --> 00:29:03,085
<i>،یا اخراج شده بودن</i>

506
00:29:03,165 --> 00:29:04,675
<i>.یا حتی بازداشت شده بودن</i>

507
00:29:07,265 --> 00:29:09,755
<i>،رفتم دفتر مدیر فِدرهد</i>

508
00:29:09,835 --> 00:29:12,505
<i>...شاید واسه‌ی این‌که اعتراف کنم، اما</i>

509
00:29:12,585 --> 00:29:14,385
سلام، مدیر فِدرهد داخلن؟

510
00:29:14,465 --> 00:29:16,385
.نه هنوز

511
00:29:16,465 --> 00:29:17,815
اگه بخوای ببینی‌‍شون
.باید بعداً مراجعه کنی

512
00:29:19,505 --> 00:29:20,765
خوبی، آلیس؟

513
00:29:20,775 --> 00:29:21,905
می‌خوای پرستار رو ببینی؟

514
00:29:23,015 --> 00:29:24,065
.نه

515
00:29:28,995 --> 00:29:30,065
!هرماینی

516
00:29:30,145 --> 00:29:31,325
!خدا رو شکر

517
00:29:32,785 --> 00:29:34,615
...احساس بدی داشتم

518
00:29:34,625 --> 00:29:37,445
دیشب همه‌چی خوب پیش رفت؟

519
00:29:37,455 --> 00:29:38,585
نشنیدی؟

520
00:29:39,455 --> 00:29:40,865
.می‌دونستم همچین می‌شه

521
00:29:40,945 --> 00:29:42,325
چی‌شده؟

522
00:29:42,335 --> 00:29:43,535
.اِف‌پی قرار بود بهت بگه

523
00:29:43,545 --> 00:29:44,585
چی‌رو بگه؟

524
00:29:46,465 --> 00:29:47,595
،بابای فِرد

525
00:29:50,215 --> 00:29:52,755
،مُرد

526
00:29:52,835 --> 00:29:55,145
موقعی‌که دیشب توی
.مهمونی صعود بودیم

527
00:29:56,795 --> 00:29:58,225
.فِرد وقتی‌که رسید خونه پیداش کرد

528
00:30:07,565 --> 00:30:10,155
<i>موقعی‌که خاکسپاری
آقای اَندروز انجام شد</i>

529
00:30:10,235 --> 00:30:12,105
<i>،یه‌چند روز بعد</i>

530
00:30:12,185 --> 00:30:17,115
<i>رسماً اعلام شد مدیر
.فِدرهِد گم شده</i>

531
00:30:17,185 --> 00:30:20,915
<i>و همه‌مون منتظر اتفاق
.اجتناب‌ناپذیر بعدی شدیم</i>

532
00:30:22,245 --> 00:30:24,335
.خاکسپاری قشنگی بود، فِرد

533
00:30:24,415 --> 00:30:26,285
...باید پیشش می‌بودم وقتی‌که

534
00:30:28,675 --> 00:30:30,715
.نباید هی خودت‌رو سرزنش کنی، مَرد

535
00:30:30,795 --> 00:30:34,005
.کاری از دستت برنمیومد
.اون مریض بود

536
00:30:34,085 --> 00:30:35,135
.تنها مُرد

537
00:30:36,015 --> 00:30:38,255
،چون من نئشه بودم

538
00:30:38,335 --> 00:30:40,975
عین یه‌احمق دور مدرسه با
.شماها دور برداشته بودم

539
00:30:41,885 --> 00:30:43,685
.فِرد

540
00:30:43,695 --> 00:30:48,185
،ببینین، بین این و گم‌شدن فِدرهد

541
00:30:48,195 --> 00:30:49,895
.همه‌مون یکم عصبی‌ایم

542
00:30:49,905 --> 00:30:53,695
.اون شب توی مدرسه دیدمش

543
00:30:53,705 --> 00:30:55,815
،موقع مهمونی صعود
،فِدرهد رو دیدم

544
00:30:55,895 --> 00:30:58,195
،و صبح بعدش
.ناپدید شده بود

545
00:30:58,205 --> 00:31:01,045
کس دیگه‌ای بهش برنخورده؟

546
00:31:01,115 --> 00:31:02,085
نباید به کسی بگیم؟

547
00:31:03,655 --> 00:31:07,785
.تو هیچی ندیدی

548
00:31:07,865 --> 00:31:10,005
.پنلوپه -
.هیچ‌کس ندیده -

549
00:31:12,885 --> 00:31:16,085
می‌خوائین انگشت‌نما شیم
چون از قضاء نئشه بودیم

550
00:31:16,165 --> 00:31:19,965
و همون شبی که فِدرهِد ناپدید شده
یواشکی واردِ مدرسه شده بودیم؟

551
00:31:20,045 --> 00:31:22,805
،نمی‌دونیم چی سرش اومده

552
00:31:22,885 --> 00:31:24,565
و هیچ‌کس دیگه‌ایم
.نمی‌دونه اون‌جا بودیم

553
00:31:26,235 --> 00:31:27,945
.پس زیپ دهن‌‍مونُ می‌کشیم

554
00:31:28,815 --> 00:31:29,775
موافقین؟

555
00:31:30,905 --> 00:31:31,905
موافقین؟

556
00:31:37,415 --> 00:31:39,865
<i>.شایعات عین مور و ملخ پخش می‌شدن</i>

557
00:31:39,935 --> 00:31:42,695
<i>همه درموردِ این‌که چه بلائی سر
.فِدرهِد اومده، یه‌نظری داشتن</i>

558
00:31:42,775 --> 00:31:44,585
<i>،اما هیچ‌کس واقعیتِ هولناک‌رو حدس نمی‌زد</i>

559
00:31:44,665 --> 00:31:47,755
<i>که آقای فِدر‌هِد دقیقاً
،ور دل‌‍مون بوده</i>

560
00:31:47,835 --> 00:31:50,755
<i>،اما تا هفته‌ی بعد
غیرممکن بود که</i>

561
00:31:50,835 --> 00:31:53,165
<i>.مگس‌ها و اون بو رو نادیده گرفت</i>

562
00:32:14,800 --> 00:32:17,430
یه‌مایع آبی رنگ توی جام
.شراب‌ها بود وقتی‌که دیدم‌‍شون

563
00:32:17,450 --> 00:32:19,730
.جسدِ فِدرهِد لب‌های آبی داشت

564
00:32:19,810 --> 00:32:22,570
و پلیس گفت توی
.بدنش سَم بوده

565
00:32:22,650 --> 00:32:23,860
شماها باهاش چی‌کار کردین؟

566
00:32:23,930 --> 00:32:25,830
،منظورت چی‌‍ه
که ما چی‌کار کردیم؟

567
00:32:26,790 --> 00:32:28,530
.توهم اون‌جا بودی، آلیس

568
00:32:28,610 --> 00:32:30,290
و تو تنها کسی‌ای
.که واقعاً دیدیش

569
00:32:30,370 --> 00:32:32,410
آره، چون شماها داشتین
.پایکوبی می‌کردین

570
00:32:32,420 --> 00:32:35,750
و بهرصورت کی اصلاً اون لباس عجیب
پادشاهِ گارگویل‌رو پوشیده بود؟

571
00:32:37,130 --> 00:32:38,620
داری درموردِ چی صحبت می‌کنی؟

572
00:32:38,630 --> 00:32:40,080
ما همه‌مون لباس‌های
.معمولی پوشیده بودیم

573
00:32:40,160 --> 00:32:42,290
.و جام‌شراب‌ها خالی بودن

574
00:32:42,300 --> 00:32:45,640
به‌نظرم، خانم اسمیت یکم
.زیادی اعتراض دارن

575
00:32:45,710 --> 00:32:47,300
.آره

576
00:32:47,310 --> 00:32:50,130
.خیلی جوره که تو زودتر از مدرسه رفتی

577
00:32:50,140 --> 00:32:52,190
چرا تو بهمون نمی‌گی چه
بلائی سر فِدرهِد آوردی؟

578
00:32:53,220 --> 00:32:55,310
.مسخره‌ست

579
00:32:55,320 --> 00:32:57,140
،فرد

580
00:32:57,150 --> 00:32:58,930
،تو شوالیه‌ی درخشانی
.همیشه کار درست‌رو می‌کنی

581
00:32:59,010 --> 00:33:00,560
باهام میای پیش پلیس، مگه نه؟

582
00:33:00,640 --> 00:33:02,150
!به پلیس‌ها چیزی نمی‌گی

583
00:33:02,230 --> 00:33:04,650
چرا یهو این‌قدر قانون
شکن شدی، پنلوپه؟

584
00:33:04,660 --> 00:33:06,110
چون کشتیش؟

585
00:33:06,180 --> 00:33:07,990
و چطور کشتمش؟

586
00:33:08,000 --> 00:33:09,610
با جام‌های شراب جادوئی‌‍مون؟

587
00:33:09,690 --> 00:33:11,610
.آره

588
00:33:11,690 --> 00:33:13,670
وقتی‌که رفتم توی دستشوئی
جام‌های شرابت پُر بودن، خب؟

589
00:33:13,740 --> 00:33:16,790
شاید وقتی‌که داشتی ماجراجوئی‌رو
.آماده می‌کردی، مسموم‌‍شون کردی

590
00:33:16,800 --> 00:33:20,500
.جز این‌که من ماجراجوئی‌رو آماده نکردم

591
00:33:20,510 --> 00:33:22,170
.همین‌طورم دریل

592
00:33:22,240 --> 00:33:24,330
درست عین مابقی
.شما بی‌خبر بودیم

593
00:33:24,410 --> 00:33:26,920
بچه‌ها، جام‌های شراب
.همین‌جوری اون‌جا گذاشته شده بودن

594
00:33:27,000 --> 00:33:28,840
.هرکدوم‌‍مون ممکن بود ازش بخوره

595
00:33:28,920 --> 00:33:31,760
پس هرکسی که مارو به
.این مهمونی صعود دعوت کرده

596
00:33:31,840 --> 00:33:34,850
سعی داشته یکی یا
.چندتای ما رو بکشه

597
00:33:38,140 --> 00:33:40,570
خب، پس، باید این
،بازی‌رو نابود کنیم

598
00:33:40,640 --> 00:33:42,190
.تا دیگه نتونه رومون اثر بذاره

599
00:33:42,200 --> 00:33:44,400
.دفترچه‌های راهنما

600
00:33:44,410 --> 00:33:45,690
،فقط باید نابودشون کنیم
.می‌تونیم هرچیز دیگه‌ای رو پراکنده کنیم

601
00:33:45,700 --> 00:33:47,320
<i>.نظر جمع بهم تحمیل شد</i>

602
00:33:47,390 --> 00:33:48,690
<i>.حداقل، این چیزی‌‍ه که الان به‌خودم می‌گم</i>

603
00:33:48,700 --> 00:33:50,040
.تاس با من

604
00:33:50,110 --> 00:33:51,700
<i>،تک و تنها توی جعبه‌ی بازی مونوپلی</i>

605
00:33:51,710 --> 00:33:54,030
<i>فراموش شده بین
.بقیه‌ی قطعاتِ تا به تا</i>

606
00:33:54,110 --> 00:33:56,130
.جام‌های شراب با من

607
00:33:56,200 --> 00:33:57,500
<i>گذاشته شده بین مابقی
.جام‌ها و نشون‌های پیروزی</i>

608
00:33:57,580 --> 00:33:59,000
من به دفترچه‌ی راهنمای
.کتابخونه رسیدگی می‌کنم

609
00:33:59,080 --> 00:34:00,500
<i>.انداخته شده توی رودخونه‌ی سوییت‌واتر</i>

610
00:34:00,570 --> 00:34:02,000
.و من نسخه‌هامون رو می‌سوزونم

611
00:34:02,070 --> 00:34:03,720
،درسته، همگی تف کنین
.قول و قرار می‌ذاریم

612
00:34:06,890 --> 00:34:09,600
از این لحظه به‌بعد، هیچ‌کس درموردِ
.گریفین و گارگویل و صحبت نمی‌کنه

613
00:34:10,390 --> 00:34:12,010
،یه‌رازه

614
00:34:12,080 --> 00:34:13,100
،تاابد

615
00:34:14,380 --> 00:34:15,390
.تا به‌گور

616
00:34:17,900 --> 00:34:19,150
.تا به‌گور

617
00:34:23,310 --> 00:34:26,070
<i>بعد از بازی کردن گریفین و گارگویل
.به واقعیت برگشتیم</i>

618
00:34:27,220 --> 00:34:29,400
<i>راه‌های مجزای خودمون‌رو رفتیم</i>

619
00:34:29,410 --> 00:34:33,040
<i>،بار گناه‌‍مون رو به‌دوش می‌کشیدیم
.آدم‌های متفاوتی شدیم</i>

620
00:34:35,440 --> 00:34:38,740
<i>اونی که می‌خواست ستاره‌ی راک شه
گیتارش‌رو فروخت و کم‌کم واردِ</i>

621
00:34:38,750 --> 00:34:40,090
<i>.شغل خانوادگی‌‍شون شد</i>

622
00:34:49,100 --> 00:34:51,260
<i>دختر مدرسه‌ای کاتولیک برخلاف
خواسته‌های مادرش عمل کرد</i>

623
00:34:51,340 --> 00:34:53,930
<i>.و یه‌زندگی سخت‌رو شروع کرد</i>

624
00:34:55,100 --> 00:34:56,510
از کجا گرفتیش؟

625
00:34:56,590 --> 00:34:58,350
،نگرانش نباش

626
00:34:58,420 --> 00:34:59,610
.عشقم

627
00:35:02,130 --> 00:35:04,520
.رومئو و جولیت به رابطه‌شون پایان دادن

628
00:35:04,590 --> 00:35:06,240
،شاید وقتی‌که بزرگ‌تر شدیم

629
00:35:08,280 --> 00:35:09,450
.اوضاع فرق کنه

630
00:35:10,810 --> 00:35:12,080
.منتظرت می‌مونم، سیرا

631
00:35:13,270 --> 00:35:14,790
.امیدوارم توهم همین‌کار رو بکنی

632
00:35:22,090 --> 00:35:25,300
<i>.حاکم بازی، سرباز شد</i>

633
00:35:25,370 --> 00:35:28,180
می‌خوام تا آخر عمرم توی
.تورن‌هیل زندگی کنم، کلیفورد

634
00:35:30,300 --> 00:35:33,810
...دنیای اون بیرون
.زیادی خطرناک‌‍ه

635
00:35:37,630 --> 00:35:41,150
<i>بازیکن نمونه‌ی دبیرستان شده یکی
.از اعضای گنگ موتورسوار</i>

636
00:35:57,670 --> 00:36:00,580
<i>دختر موتورسوار چرم‌هاش رو
.برای یه‌دروغ بزرگ مبادله کرد</i>

637
00:36:09,030 --> 00:36:11,680
.سلام، هال کوپر

638
00:36:11,750 --> 00:36:15,010
احیاناً بیکار نیستی
بریم یه‌آبجو بزنیم؟

639
00:36:18,020 --> 00:36:20,510
<i>و وقتی‌که ما اعضاء کلوپ نیمه‌شب
،توی راهروها بهم برمی‌خوردیم</i>

640
00:36:20,520 --> 00:36:22,440
<i>.یه‌لبخند خشک و خالیم نمی‌زدیم</i>

641
00:36:32,560 --> 00:36:34,450
<i>.دوباره غریبه شده بودیم</i>

642
00:36:42,330 --> 00:36:44,080
.خب

643
00:36:44,150 --> 00:36:48,080
،اما، وایستا
اگه مدیر فِدرهِدر مُرده

644
00:36:48,160 --> 00:36:49,710
چون از جام‌شراب
،مسموم خورده

645
00:36:49,780 --> 00:36:51,630
پس کی جام‌ها رو مسموم کرده؟

646
00:36:51,640 --> 00:36:53,630
.چمیدونم

647
00:36:53,640 --> 00:36:58,260
مرگش خودکشی تحتِ
،وضعیتِ مشکوک ثبت شد

648
00:36:58,330 --> 00:37:00,550
و ما هیچ‌وقت درموردش صحبت نکردیم

649
00:37:00,630 --> 00:37:02,890
چون می‌دونستیم احتمالاً
.یه‌عضو کلوپ نیمه‌شب بوده

650
00:37:02,960 --> 00:37:04,640
.خارج از تصور

651
00:37:04,650 --> 00:37:06,320
.یکی از ما قاتل بود

652
00:37:06,390 --> 00:37:09,390
اما از کجا می‌دونستن که
فِدرهِد سروکله‌اش پیدا شده

653
00:37:09,470 --> 00:37:11,100
و از جام‌ها می‌خوره؟

654
00:37:11,180 --> 00:37:12,700
.بخش ترسناکش این‌جاست

655
00:37:13,970 --> 00:37:16,230
.قاتل ممکن نبود بدونه

656
00:37:16,310 --> 00:37:18,830
که یعنی هرکسی که اون جام‌ها
رو مسموم کرده قصد داشته یکی

657
00:37:18,910 --> 00:37:20,740
از ما آخر ماجراجوئی
.اون رو بخوره

658
00:37:20,810 --> 00:37:24,540
.پس، فِدرهِد یه‌تصادفِ ناخواسته بوده

659
00:37:25,580 --> 00:37:27,660
.متأسفم، مامان

660
00:37:27,740 --> 00:37:30,250
اما اگه بخوائیم بفهمیم چه‌طور جلوی
،اتفاقی که الان داره میوفته‌رو بگیریم

661
00:37:30,320 --> 00:37:32,680
.من کُلی سؤال دیگه باید بپرسم

662
00:37:35,920 --> 00:37:37,180
.الیزابت

663
00:37:37,260 --> 00:37:39,300
،وقتی‌که اون بازی‌رو کنی

664
00:37:39,380 --> 00:37:42,340
،هرچی بیش‌تر درموردش حرف بزنی

665
00:37:42,350 --> 00:37:44,520
،بیش‌تر درموردش فکر کنی

666
00:37:44,600 --> 00:37:47,470
.بیش‌تر توی خطر قرار می‌گیری

667
00:37:47,550 --> 00:37:48,600
.خطر مرگ

668
00:37:48,680 --> 00:37:51,520
اما از چی؟

669
00:37:51,530 --> 00:37:54,650
کسائی که بیرونن؟
حاکم‌های بازی؟

670
00:37:54,720 --> 00:37:56,650
.و از داخل، بازیکن‌ها

671
00:37:56,730 --> 00:38:01,200
بازی، بهت اجازه‌ی
،آسیب‌زدن یا کشتن می‌ده

672
00:38:01,210 --> 00:38:04,370
،خودشون، دشمن‌هاشون

673
00:38:04,380 --> 00:38:06,830
.دوست‌هاشون

674
00:38:06,900 --> 00:38:10,960
بِن، دیلتون، اِتل، همه‌شون از باکمال میل
.معجون کشنده‌ی جام شراب ماجراجوئی‌رو خوردن

675
00:38:11,030 --> 00:38:12,960
اما قتل بود یا خودکشی؟

676
00:38:13,030 --> 00:38:15,300
.درنهایت، فقط مرگ‌‍ه، بتی

677
00:38:18,470 --> 00:38:21,430
لطفاً بهم قول بده که
.دیگه تحقیق نمی‌کنی

678
00:38:22,670 --> 00:38:24,390
.می‌دونی که نمی‌تونم این‌کار رو بکنم، مامان

679
00:38:26,900 --> 00:38:29,850
یکی از کلوپ تو از بازی واسه‌ی

680
00:38:29,930 --> 00:38:31,280
.به‌قتل رسوندن فِدرهِد استفاده کرده

681
00:38:32,760 --> 00:38:36,480
.حالا همکلاسی‌های من دارن می‌میرن

682
00:38:36,560 --> 00:38:39,080
و کُل‌‍ه مدرسه دارن
.بازی‌رو انجام می‌دن

683
00:38:41,750 --> 00:38:43,750
.یه‌موجودی توی جنگل دیدم

684
00:38:45,440 --> 00:38:48,080
فکر می‌کنم همونی بوده
.که تو توی مدرسه دیدی

685
00:38:48,090 --> 00:38:49,670
.پادشاهِ گارگویل

686
00:38:52,590 --> 00:38:55,540
اگه همون فرد از کلوپ
نیمه‌شب باشه چی؟

687
00:38:55,620 --> 00:38:56,590
چه اون موقع چه الان؟

688
00:38:58,390 --> 00:39:00,380
.می‌دونم ترسیدی، مامان

689
00:39:00,460 --> 00:39:03,020
.دیگه نمی‌تونیم ساکت باشیم

690
00:39:04,940 --> 00:39:06,590
.دیدی ما رو به‌کجا رسوند

691
00:39:06,600 --> 00:39:09,610
...فقط لطفاً، به‌جونم قسم بخور

692
00:39:11,190 --> 00:39:13,360
قسم بخور که
.بازی نمی‌کنی

693
00:39:15,140 --> 00:39:17,450
،بازی نمی‌کنم
.قول می‌دم

694
00:39:25,650 --> 00:39:27,620
...باشه، خب

695
00:39:27,700 --> 00:39:30,380
یه‌کارآگاهِ خوب همیشه
.منابعش‌رو بررسی می‌کنه

696
00:40:12,070 --> 00:40:14,250
مخفی شدن تموم مدت
.توی معرض دید

697
00:40:24,830 --> 00:40:28,390
جاگی؟ جاگ؟

698
00:40:28,470 --> 00:40:32,020
باورت نمی‌شه مامانم دیشب
.چه داستانی برام تعریف کرد

699
00:40:38,140 --> 00:40:39,070
.جاگ

700
00:40:40,430 --> 00:40:41,450
دارین چی‌کار می‌کنی؟

701
00:40:42,560 --> 00:40:44,190
.بتی

702
00:40:44,200 --> 00:40:46,620
،همه‌اش با عقل جور درمیاد
.همه‌چی مشخص شده

703
00:40:48,540 --> 00:40:51,370
،بازی، پادشاهِ گارگویل

704
00:40:51,380 --> 00:40:52,880
،من توی مرحله‌ی سومم

705
00:40:52,950 --> 00:40:54,380
اما فقط به‌زمان بستگی
...داره تا صعود کنم

706
00:40:58,050 --> 00:40:59,470
.و بتونم شکستش بدم

707
00:40:59,494 --> 00:41:03,494
<font color="#ff0000">«: مـتـرجـمـیـن: آریـا و غـزل :»</font>
<font color="#ff8000">.:: Violet , Ariya ::.</font>

708
00:41:03,518 --> 00:41:10,555
<font color="#cb351b">.::ارائه‏ای اختصاصی از وبسایتِ::.
|-| Film2Movie.US |-|</font>

709
00:41:10,556 --> 00:41:18,419
<font color="#b8b8dc">.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:.</font>
<font color="#0080ff">*|*|*|*  @MyFilm2Movie  *|*|*|*</font>

