﻿1
00:00:08,230 --> 00:00:09,562
<i>...آنچه در ریوردیل گذشت</i>

2
00:00:09,564 --> 00:00:11,961
.به سالن مبارزه خوش‌اومدی
.یه برنامه واسه‌مون به نمایش بزار

3
00:00:11,963 --> 00:00:13,395
.منو بزن

4
00:00:13,397 --> 00:00:15,228
رئیس نورتون
.نون‌خور توئه

5
00:00:15,230 --> 00:00:18,362
،همه نون‌خور توئن
.به‌جز من و آرچی

6
00:00:18,364 --> 00:00:20,862
مدداگ کجاست؟
.سروان گولایتلی گفت مُرده

7
00:00:20,864 --> 00:00:22,529
باهاش چیکار کردی؟

8
00:00:22,531 --> 00:00:25,295
هر سه قربانی داشتن بازی
.گریفین و گارگویل" رو انجام می‌دادن"

9
00:00:25,297 --> 00:00:27,529
پس شما اقرار می‌کنین که بازی
باعث مرگِ دیلتون و بن شده؟

10
00:00:27,531 --> 00:00:29,796
تو صددرصد قبلاً جی‌اند‌جی
،رو بازی کرده بودی

11
00:00:29,798 --> 00:00:32,928
<i>،و وقتی همسن من بودی
یه مرگ مشکوک دیگه اتفاق افتاده بوده</i>

12
00:00:32,930 --> 00:00:34,562
<i>.که لب‌های جسد هم آبی بوده</i>

13
00:00:34,564 --> 00:00:35,595
<i>.یکی از ما قاتل بود</i>

14
00:00:35,597 --> 00:00:37,862
من یه موجودی رو توی
.جنگل دیدم

15
00:00:37,864 --> 00:00:40,395
<i>اگه قاتل یه نفر از توی
کلوپ نیمه‌شب باشه چی؟</i>

16
00:00:40,397 --> 00:00:42,429
به‌جونم قسم بخور
.که بازی نمی‌کنی

17
00:00:42,431 --> 00:00:44,429
.می‌خوام لیاقت‌‍ش رو داشته باشم
می‌شه نشونم بدی چجوری؟

18
00:00:44,431 --> 00:00:46,028
.به اولین بازی‌‍ت خوش‌اومدی

19
00:00:46,030 --> 00:00:47,262
.این بازی، کاملاً شیطانی‌‍ه

20
00:00:47,264 --> 00:00:48,961
ممکنه اون کتاب بهترین
فرصت‌مون باشه واسه فهمیدن

21
00:00:48,963 --> 00:00:50,262
<i>اینکه چه بلائی سر
.دیلتون و بن اومده</i>

22
00:00:50,264 --> 00:00:52,529
.ما از این‌جا گورمون رو گم می‌کنیم
.فرار می‌کنیم

23
00:00:52,531 --> 00:00:53,431
.روی منم حساب کن

24
00:00:59,031 --> 00:01:02,428
شما در قلعه‌ی پادشاه گارگویل
.زندانی شده‌اید

25
00:01:02,430 --> 00:01:05,428
،در غل و زنجیر
،با ترس زندگی می‌کنید

26
00:01:05,430 --> 00:01:09,795
<i>اصلاً نمی‌دونین که لشکر گارگویل
چه‌موقع از آسمان فرود میان
.تا به‌شما غذا بدن</i>

27
00:01:09,797 --> 00:01:11,629
<i>،ولی نگهبان‌های اون
.آدم‌های مغروری هستن</i>

28
00:01:11,631 --> 00:01:15,395
<i>شما توانائی این‌رو داشتین که
،حرکات‌شون رو مشاهده کنین و یاد بگیرین</i>

29
00:01:15,397 --> 00:01:16,929
<i>.و نقشه‌ی فرارتون رو کشیدید</i>

30
00:01:16,931 --> 00:01:18,062
.برق این‌جا قطع شده

31
00:01:18,064 --> 00:01:20,029
بیبی‌تیث رفته سراغ کنتور
.و برق رو قطع کرده

32
00:01:20,031 --> 00:01:21,996
مطمئنی؟

33
00:01:21,998 --> 00:01:23,895
صددرصد مطمئنی؟

34
00:01:23,897 --> 00:01:26,528
می‌تونیم از بین اون سیم‌هایی که
.اون گوشه‌ی بالا هست خارج شیم

35
00:01:26,530 --> 00:01:28,195
ولی زیاد طول نمی‌کشه
تا بفهمن

36
00:01:28,197 --> 00:01:29,797
و دوباره سیستم ضدگریز
.رو فعال کنن

37
00:01:30,597 --> 00:01:31,864
.یا الان یا هیچ‌وقت دیگه، آرچی

38
00:01:35,631 --> 00:01:38,497
،برای تعیین سرنوشت‌تون
.تاس رو بندازید

39
00:01:39,931 --> 00:01:41,197
.بیاین انجامش بدیم

40
00:01:45,530 --> 00:01:46,497
.‌الان

41
00:01:51,464 --> 00:01:54,530
<i>.یادتون باشه
.این فقط یه بازی‌‍ه</i>

42
00:01:55,364 --> 00:01:56,797
<i>...قضیه‌ی مرگ و زندگی نیست</i>

43
00:01:57,964 --> 00:01:59,595
...اونا شلیک نمی‌کنن

44
00:01:59,597 --> 00:02:01,197
<i>،جز اینکه
.معلومه که هست</i>

45
00:02:21,764 --> 00:02:24,662
.مأموریت شما ناموفق بود
.همه مُردن

46
00:02:24,664 --> 00:02:28,797
جاگ، باورت نمی‌شه دیشب
.مامانم چه داستانی برام تعریف کرد

47
00:02:31,098 --> 00:02:33,430
جاگ، داری چی‌کار می‌کنی؟

48
00:02:34,631 --> 00:02:35,862
.بتی

49
00:02:35,864 --> 00:02:38,929
.همه‌ش باعقل جور درمیاد
.رفته‌رفته داره همه‌چی مشخص می‌شه

50
00:02:38,931 --> 00:02:40,996
.بازی، پادشاه گارگویل

51
00:02:40,998 --> 00:02:44,795
،من توی مرحله‌ی سوم‌ام
اما فقط به زمان بستگی داره
...تا صعود کنم

52
00:02:44,797 --> 00:02:46,130
.و بتونم ملاقات‌‍ش کنم

53
00:02:47,764 --> 00:02:49,328
...پس دیگه مطمئن شدی

54
00:02:49,330 --> 00:02:51,695
پس بابای منم توی دبیرستان
جی‌اندجی بازی می‌کرده، هان؟

55
00:02:51,697 --> 00:02:54,428
.البته، کاملاً باعقل جور درمیاد -
.والدین همه‌مون بازی می‌کردن -

56
00:02:54,430 --> 00:02:57,362
و باهمدیگه قسم خوردن که بعنوان
،راز نگهش دارن، ولی، جاگ

57
00:02:57,364 --> 00:03:01,295
در حین بازی کردن‌شون، یکی‌از اونا
،مدیرشون رو کُشته

58
00:03:01,297 --> 00:03:04,762
،"فلیکس فدرهد"
،یا تصادفی بوده یا عمدی

59
00:03:04,764 --> 00:03:07,062
.ولی، اون‌هم لب‌هاش آبی بوده

60
00:03:07,064 --> 00:03:11,629
درست مثل بن و دیلتون، برای‌همینه
...که همه‌ی این قضایا باید تموم شه

61
00:03:11,631 --> 00:03:13,962
بتی، این موضوع که پدر و
مادرمون جی‌اندجی بازی می‌کردن

62
00:03:13,964 --> 00:03:16,929
درست همه‌چیزهایی که بهشون باور
،پیدا کرده بودم رو اثبات می‌کنه

63
00:03:16,931 --> 00:03:20,895
اینکه ما مدت زیادی‌‍ه که داشتیم این‌بازی
.رو می‌کردیم و خودمون خبر نداشتیم

64
00:03:20,897 --> 00:03:24,161
و به‌شکل واقعی نه‌روی تخته، بهش فکر کن
،"فراری دادن سگ‌مون"هات‌داگ

65
00:03:24,163 --> 00:03:25,829
،اگه یه ماجراجوئی نبود
پس چی بود؟

66
00:03:25,831 --> 00:03:28,362
،افعی‌ها، غول‌ها
اونا چی‌اند؟

67
00:03:28,364 --> 00:03:32,128
،اگه قبایل جنگی نیستن
."پس بهتره بهمون بگن "اورک‌ها" و گابلین‌ها

68
00:03:32,130 --> 00:03:33,629
خیلی‌خب، حرف‌هات منطقی نیست

69
00:03:33,631 --> 00:03:35,962
و بعلاوه، به چیزهایی که می‌گفتم
.اصلاً گوش نکردی

70
00:03:35,964 --> 00:03:41,228
،ما 9تا مظنون کاملاً واقعی داریم
.که همه‌شون سرنخ‌های مشخصی هستن

71
00:03:41,230 --> 00:03:44,629
پدر و مادر یکی‌از ما می‌تونه قاتل باشه
.پس بیا بریم روشون تحقیق کنیم

72
00:03:44,631 --> 00:03:46,829
تو نکته‌ی اصلی‌رو
.نمی‌بینی

73
00:03:46,831 --> 00:03:50,295
الدرویر"، قلمروی گریفین و گارگویل"

74
00:03:50,297 --> 00:03:52,595
"با جابه‌جا کردن حروف "ریوردیل
.بدست میاد

75
00:03:52,597 --> 00:03:55,328
کلِ این بازی یه
.تشابه واسه ریوردیل‌‍ه

76
00:03:55,330 --> 00:03:57,595
این بازی فقط توی ریوردیل
.وجود داره

77
00:03:57,597 --> 00:03:59,495
برای همین بود که نمی‌تونستیم
.توی اینترنت پیداش کنیم

78
00:03:59,497 --> 00:04:01,395
،باشه، خب
.این یه اتفاق تصادفی عجیبه

79
00:04:01,397 --> 00:04:03,962
،این یه اتفاق تصادفی نیست
.همه‌ش به هم مرتبطه

80
00:04:03,964 --> 00:04:08,161
یه بازی داستانی بزرگه، که
.هنوزم نوشته و بازی می‌شه

81
00:04:08,163 --> 00:04:11,128
.خیلی‌خب، باید آروم باشی، جاگ
کی اینا رو بهت گفته؟

82
00:04:11,130 --> 00:04:13,228
،خوده بازی. هرچی بیشتر بازی می‌کنم

83
00:04:13,230 --> 00:04:16,695
بیشتر با "الدرویر" و قوانین‌‍ش آشنا می‌شم
.الگوهای مشابه بیشتری می‌بینم

84
00:04:16,697 --> 00:04:19,528
هرچی بیشتر اون مرد یا زن‌رو
،درک می‌کنم

85
00:04:19,530 --> 00:04:21,428
و این‌جوری پادشاه گارگویل
.رو گیر می‌اندازیم

86
00:04:21,430 --> 00:04:25,362
.این بازی از روانِ اون سرچشمه می‌گیره
.تصور اونه. نحوه‌ی دیدی‌‍ه که نسب به ریوردیل داره

87
00:04:25,364 --> 00:04:28,096
،حق با مامانم بود
.این بازی فکرت رو به‌هم ریخته

88
00:04:28,098 --> 00:04:31,261
،نه، نه. این همون شفافیت‌ای‌‍ه که لازم داشتم
.این حقیقت‌‍ه

89
00:04:31,263 --> 00:04:33,062
،افسانه‌های جی‌اندجی
.داستان‌های زندگی ما هستن

90
00:04:33,064 --> 00:04:36,161
.داستان زندگی پدر و مادرمون هستن
.منطق‌‍ش ساده‌ست، بتی

91
00:04:36,163 --> 00:04:38,996
چطور حاکم بازی رو گیر می‌اندازی؟

92
00:04:38,998 --> 00:04:42,362
.باید خودت بشی حاکم بازی
.منم دارم همین‌کارو می‌کنم

93
00:04:42,364 --> 00:04:45,564
و آخر سر، وقتی ثابت کردم
،که باهاش توی یه سطح هستم

94
00:04:47,764 --> 00:04:49,263
.باهاش روبرو می‌شم

95
00:04:49,864 --> 00:04:51,695
.باشه

96
00:04:51,697 --> 00:04:54,362
باشه. تاوقتی این پائین
،جات امن باشه

97
00:04:54,364 --> 00:04:58,729
.یکی از نگرانی‌های من‌هم کم میشه
.پس به بازی ‌کردن‌‍ت ادامه بده

98
00:04:58,731 --> 00:05:00,195
،منم میرم از این قضیه سر دربیارم

99
00:05:00,197 --> 00:05:01,797
.با 9تا مظنون‌مون شروع می‌کنم

100
00:05:11,098 --> 00:05:13,929
واقعاً باید تو هم یه روز صبح
.باهام بیای بدوی، دخترم

101
00:05:13,931 --> 00:05:15,864
بیشتر از هرچیزی
.به آدم انرژی می‌ده

102
00:05:19,330 --> 00:05:21,029
،راستی

103
00:05:21,031 --> 00:05:23,364
شنیدی توی بازداشتگاه "لئوپولد
و لوب" چه اتفاقی افتاده؟

104
00:05:25,631 --> 00:05:28,829
ظاهراً، بعضی‌از زندانی‌ها
.سعی داشتن فرار کنن

105
00:05:28,831 --> 00:05:33,330
،و شنیدم که طبق‌معمول سردسته‌شون هم
.آرچی اندروز بوده

106
00:05:35,197 --> 00:05:37,328
،ولی جای نگرانی نیست
نگهبان‌ها بعد از اینکه با گلولۀ مشقی

107
00:05:37,330 --> 00:05:39,528
،بهشون شلیک‌ کردن
.همه‌شون رو دستگیر کردن

108
00:05:39,530 --> 00:05:41,562
.و صد البته، مجازات هم می‌شن

109
00:05:41,564 --> 00:05:43,330
ممکنه یه‌سال دیگه به
.حکم آرچی اضافه بشه

110
00:05:46,597 --> 00:05:47,864


111
00:05:49,064 --> 00:05:53,795
"دوستم، رئیس "نورتون
.خیلی سفت‌وسخت اونجا رو می‌گردونه

112
00:05:53,797 --> 00:05:55,795
،می‌دونم سعی داری منو تحریک کنی

113
00:05:55,797 --> 00:05:56,831
.ولی فایده‌ای نداره

114
00:05:58,263 --> 00:06:01,195
،من به‌هر طریقی که شده
.آرچی رو میارم بیرون

115
00:06:01,197 --> 00:06:03,895
و جنابعالی توی همون
زندانی می‌پوسی

116
00:06:03,897 --> 00:06:06,230
که با پول خون و کارهای
.کثیف تو می‌گرده

117
00:06:15,697 --> 00:06:16,731
.بله

118
00:06:17,497 --> 00:06:18,797
.رئیس نورتون، لطفاً

119
00:06:22,130 --> 00:06:23,729
راحتی؟

120
00:06:23,731 --> 00:06:26,528
.قضیه‌ی فرار همه‌ش ایده‌ی من بود
.من بهشون گفتم این‌کارو بکنن

121
00:06:26,530 --> 00:06:28,163
چرا اصلاً تعجب نکردم؟

122
00:06:33,163 --> 00:06:34,497
.وایسا، وایسا، وایسا

123
00:06:35,831 --> 00:06:36,897
داری چیکار می‌کنی؟

124
00:06:38,330 --> 00:06:39,897
بزار زندان یه‌چیزی رو
،بهت یادآوری کنه

125
00:06:41,263 --> 00:06:42,797
.تو نمی‌تونی با سرنوشتت بجنگی

126
00:06:43,897 --> 00:06:45,731
!نه، تو رو خدا. نه! نکن

127
00:06:51,897 --> 00:06:54,495
وایسا ببینم. داری می‌گی مامانم

128
00:06:54,497 --> 00:07:00,062
توی دبیرستان یه قانون‌شکن
و فعال ضد آپارتاید بوده؟
<font color="#ff8000">[آپارتاید: نظامی که بر نابرابری نژادها استوار بوده]</font>

129
00:07:00,064 --> 00:07:02,764
و اون و بابای من از اون‌موقع‌
خاطرخواه همدیگه بودن؟

130
00:07:04,097 --> 00:07:05,962
.من که توی کَتم نمی‌ره

131
00:07:05,964 --> 00:07:08,962
امکان نداره بابای من از این
لباس مبدل پوشیده باشه

132
00:07:08,964 --> 00:07:11,129
و با یه مشت اسکول درپیت
.قاطی شده باشه

133
00:07:11,131 --> 00:07:12,728
.باشه، این حقیقته، رجی

134
00:07:12,730 --> 00:07:17,628
و تو ازمون می‌خوای دقیقاً
چی رو بفهمیم؟

135
00:07:17,630 --> 00:07:22,628
حدس من اینه‌که هرکسی اون‌موقع بازی رو
.اداره می‌کرده الان‌هم داره اداره‌ش می‌کنه

136
00:07:22,630 --> 00:07:25,695
که برای‌همین باید قبل‌از اینکه
...اوضاع بدتر بشه، جلوش‌رو بگیریم

137
00:07:25,697 --> 00:07:26,929
چی، می‌خوای چی بگی؟

138
00:07:26,931 --> 00:07:29,962
که پدر یا مادر یکی‌مون
مسئول اتفاقی‌‍ه

139
00:07:29,964 --> 00:07:32,528
که برای دیلتون و بن افتاد؟ -
.شاید -

140
00:07:32,530 --> 00:07:34,461
و برای‌همین نباید بهشون
بگین که از قضیه‌ی

141
00:07:34,463 --> 00:07:37,195
کلوپ نیمه‌شب‌شون خبر دارین، باشه؟
باید محتاط باشین

142
00:07:37,197 --> 00:07:39,197
و خیلی نامحسوس سؤالات‌تون
.رو ازشون بپرسین

143
00:07:42,630 --> 00:07:45,528
.کلوپ‌‍ت فوق‌العاده‌ست، ورونیکا

144
00:07:45,530 --> 00:07:47,697
سلیقه‌ی بی‌نظیر و
یکم تلاش و کوشش

145
00:07:48,430 --> 00:07:50,662
.کارهای زیادی می‌کنه، الیو

146
00:07:50,664 --> 00:07:53,929
،ولی طبق چیزایی که شنیدم
کازینوی سوئبت‌واترِ تو

147
00:07:53,931 --> 00:07:56,962
بزودی به رقیب سرسختی برای کازینوی
.ماراژیو" تبدیل میشه و پول خوبی میاره"

148
00:07:56,964 --> 00:07:59,895
اگه چندتا اسلات ماشین و
،میز بازی پوکر اضافه کنی

149
00:07:59,897 --> 00:08:02,095
شایدم چند مدل کوکتل‌ که
توش الکل واقعی داشته باشه

150
00:08:02,097 --> 00:08:05,062
این‌جوری می‌تونی با اون دست‌های
.مانیکور شده‌ات، پول خوبی به‌جیب بزنی

151
00:08:05,064 --> 00:08:08,995
ممنون که چیزائی که خودم درباره بیزینس‌ام
.می‌دونم رو مردونه بهم نصیحت کردی

152
00:08:08,997 --> 00:08:11,495
.ولی من واسه این نخواستم بیای این‌جا -
.درسته -

153
00:08:11,497 --> 00:08:13,262
می‌خواستی راجع‌به زندان
لئوپولد و لوب حرف بزنیم؟

154
00:08:13,264 --> 00:08:14,630
.بیشتر از حرف زدن

155
00:08:15,797 --> 00:08:17,628
،آرچی توی اون جهنم‌دره زندانی شده

156
00:08:17,630 --> 00:08:20,062
و هفته‌هاست که ازش
.خبری ندارم

157
00:08:20,064 --> 00:08:22,595
و توی قضیه‌ی "انجمن بی‌گناهان"هم
.به‌ بن‌بست خوردم

158
00:08:22,597 --> 00:08:28,595
ولی، یه شایعاتی شنیدم که زندان "لئوپولد
.و لوب" روابط مستقیمی با مافیا داره

159
00:08:28,597 --> 00:08:30,764
،واسه‌همین فکر کردم تو
.با اون رابط‌هات می‌تونین کمکم کنین

160
00:08:33,630 --> 00:08:36,461
بزار بهت بگم، ورونیکا، من با چندتا
،از دوست‌های بابام حرف می‌زنم

161
00:08:36,463 --> 00:08:38,262
،ببینم چی دستگیرم می‌شه

162
00:08:38,264 --> 00:08:42,662
...ولی، اگه من هوات‌رو داشتم -
من یه "لاج"ام، می‌دونم روال کار چجوریه -

163
00:08:42,664 --> 00:08:45,764
فقط کارم رو راه بنداز و من بعداً
.به‌طور مناسبی واست جبران می‌کنم

164
00:08:58,463 --> 00:09:00,229
.جونز، یه مشکلی داریم

165
00:09:00,231 --> 00:09:01,964
رفیق‌هات دیگه از حدشون گذشتن
.و رفتن سراغ ابزار جنگی

166
00:09:07,830 --> 00:09:09,129
.اوه، دفعه‌ی بعد می‌زنمش

167
00:09:09,131 --> 00:09:11,329
این‌جا چه‌خبره، رفقا؟

168
00:09:11,331 --> 00:09:14,929
،تونی و من، توی چادرش
....باهمدیگه قرار داشتیم

169
00:09:14,931 --> 00:09:17,628
و بعدش این تیر
،از توی چادرمون رد شد

170
00:09:17,630 --> 00:09:20,362
اگه یه‌متر اون‌طرف‌تر به چپ زده
.بود، من الان یه چشم نداشتم

171
00:09:20,364 --> 00:09:23,929
آره، خب، داشتیم برای ماجراجوئی بعدی
.تمرین هدف‌گیری می‌کردیم

172
00:09:23,931 --> 00:09:26,164
،ما هم می‌خوایم تخته رو کنار بزاریم
.و جی‌اندجی رو توی دنیای واقعی انجام بدیم

173
00:09:28,264 --> 00:09:30,628
.شنیدیم گروه‌های دیگه داره این‌کارو می‌کنن -
.چه بد -

174
00:09:30,630 --> 00:09:32,795
چون من حاکم بازی‌ام، پس من تصمیم
.می‌گیرم چه‌موقع تخته رو کنار بزاریم

175
00:09:32,797 --> 00:09:35,029
.تو پادشاه افعی‌هایی، جونز

176
00:09:35,031 --> 00:09:36,528
همین واست کافی نیست؟

177
00:09:36,530 --> 00:09:39,461
،توی واقعیت ما سربازهای پیاده‌‌ت هستیم
باید توی بازی هم همینطور باشه؟

178
00:09:39,485 --> 00:09:41,485
توی کثافت گیر افتادیم
.همه‌جور ریسکی می‌کنیم

179
00:09:41,664 --> 00:09:44,461
سوئیت‌پی، ما دوباره
.باهم در نمی‌افتیم

180
00:09:44,463 --> 00:09:47,497
شرل، کمان‌‍ت رو بردار
.یه تیر توش بزار

181
00:09:49,430 --> 00:09:51,097
جونز، وایسا، داری
چی‌کار می‌کنی؟

182
00:10:02,931 --> 00:10:04,795
.یالا، پرتاب کن

183
00:10:04,797 --> 00:10:06,461
اون که جدی نمی‌گه، مگه‌نه؟

184
00:10:06,463 --> 00:10:07,597
!پرتاب کن، تیرانداز

185
00:10:08,463 --> 00:10:09,697
!وای

186
00:10:19,264 --> 00:10:21,530
سوئیت‌پی، اگه خواستی چیزی‌رو
،ثابت کنی

187
00:10:22,298 --> 00:10:23,561
.بچسب به درخت

188
00:10:23,563 --> 00:10:24,764
چی؟

189
00:10:26,864 --> 00:10:28,497
.لعنتی، نه. تو دیوونه‌ای -
.نه -

190
00:10:30,097 --> 00:10:35,162
من حاکم بازی‌ام، که یعنی این بازی ماله
.منه و قوانین من حرف اول‌رو می‌زنه

191
00:10:35,164 --> 00:10:37,895
می‌خواین یه ماجراجوئی رو شروع کنین؟
می‌خواین سرسختی‌تون رو ثابت کنین؟

192
00:10:37,897 --> 00:10:39,329
.باید فرصت‌‍ش رو گیر بیاری

193
00:10:39,331 --> 00:10:40,664
.ولی نه تا وقتی‌که من بگم

194
00:10:41,697 --> 00:10:43,064
.دیگه‌هم بامن در نیوفت

195
00:10:43,088 --> 00:10:48,157
<font color="#ff0000">«: مـتـرجـمـیـن: آریـا و غـزل :»</font>
<font color="#ff8000">.:: Violet , Ariya ::.</font>

196
00:10:48,181 --> 00:10:54,218
<font color="#cb351b">.::ارائه‏ای اختصاصی از وبسایتِ::.
|-| Film2Movie.US |-|</font>

197
00:10:54,218 --> 00:11:01,082
<font color="#b8b8dc">.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:.</font>
<font color="#0080ff">*|*|*|*  @MyFilm2Movie  *|*|*|*</font>

198
00:11:04,097 --> 00:11:07,129
الیو، خبر خوب چی داری؟

199
00:11:07,131 --> 00:11:09,429
<i>می‌تونم تو رو به دوست‌پسرت
.برسونم، ورونیکا</i>

200
00:11:09,431 --> 00:11:12,429
<i>تو بعنوان دوست‌دختر من میای
.و لباس مبدل و ناشناس می‌پوشی</i>

201
00:11:12,431 --> 00:11:15,628
مشکلی نیست. ولی بعنوان
دوست‌دخترت بیام که چی بشه؟

202
00:11:15,630 --> 00:11:17,763
<i>.بهتره که فقط ببینی</i>

203
00:11:24,297 --> 00:11:26,663
پس هنوزم داری این بازی
مزخرف‌رو انجام میدی‌، هان پسر؟

204
00:11:28,264 --> 00:11:30,195
.گمونم پسرت به باباش رفته

205
00:11:30,197 --> 00:11:31,596
حالا زری که زدی یعنی چی؟

206
00:11:31,598 --> 00:11:34,761
یعنی من می‌دونم که تو هم توی
.دبیرستان جی‌اندجی بازی می‌کردی، بابا

207
00:11:34,763 --> 00:11:37,262
و همه‌چی رو درباره‌ی اتفاقی که
توی مهمونی صعود

208
00:11:37,264 --> 00:11:39,097
.واسه مدیرتون افتاد رو می‌دونم -
از کجا؟ -

209
00:11:41,064 --> 00:11:45,195
بتی. که یعنی آلیس
.دهنش چفت‌و بست نداشته

210
00:11:45,197 --> 00:11:47,728
.زدی توی خال -
آره، خب، هر داستانی که بتی راجع‌به اون‌شب -

211
00:11:47,730 --> 00:11:50,761
واست تعریف کرده، یادت باشه که
.این نسخه‌ا‌ی‌‍ه که آلیس‌‍ تعریف کرده، نه من

212
00:11:50,763 --> 00:11:53,131
پس، نسخه‌ی خودت‌رو
.برام تعریف کن

213
00:11:56,730 --> 00:12:00,862
من تمام سناریو‌های اون‌شب
،رو بارها با خودم مرور کردم

214
00:12:00,864 --> 00:12:03,496
افراد دیگه‌ای هم می‌تونستن همون‌طوری
.که ما یواشکی وارد مدرسه شدیم، وارد بشن

215
00:12:03,498 --> 00:12:05,229
ممکنه فدرهد هم
.داشته بازی خودش رو می‌کرده

216
00:12:05,231 --> 00:12:07,895
.آره، احتمالات بی‌شماری هست

217
00:12:07,897 --> 00:12:09,795
ولی کدوم احتمال از همه بیشتره؟

218
00:12:09,797 --> 00:12:12,529
نمی‌دونم. نمی‌دونم
.کی فدرهد رو کُشت

219
00:12:12,531 --> 00:12:15,862
.من می‌دونم. کار حاکم بازی بوده

220
00:12:15,864 --> 00:12:17,962
هرکسی که برنامه‌ی
.شب صعود رو ریخته بوده

221
00:12:17,964 --> 00:12:21,028
بتی فکر می‌کنه کار یکی از اعضای کلوپ نیمه‌شب
.بوده ولی من زیاد مطمئن نیستم

222
00:12:21,030 --> 00:12:24,260
من فکر می‌کنم کسی بوده که
مدت‌ طولانی‌تری و بصورت جدی‌تری

223
00:12:24,630 --> 00:12:26,628
.داشته بازی رو انجام می‌داده

224
00:12:26,630 --> 00:12:29,663
و کسی که بوده، من قراره
بفهمم چی توی سرش می‌گذره

225
00:12:31,598 --> 00:12:32,397
.و بعدش گیرش می‌اندازم

226
00:12:33,897 --> 00:12:35,097
مگه توهم همین‌رو نمی‌خوای، بابا؟

227
00:12:41,364 --> 00:12:43,895
.نه، اصلاً این‌طور نیست

228
00:12:43,897 --> 00:12:46,295
.خب، کار خوبی کردیم
.تاحالا فرصت نشده بود از این‌کارا بکنیم

229
00:12:46,297 --> 00:12:47,697
.آره، معرکه‌ست

230
00:12:48,630 --> 00:12:51,231
،خب، اه، مامان، آقای کلر

231
00:12:52,630 --> 00:12:55,229
کوین و من داشتیم صحبت
می‌کردیم و فهمیدیم که

232
00:12:55,231 --> 00:13:01,095
اصلاً نمی‌دونیم شما دوتا
.چجوری باهم آشنا شدین

233
00:13:01,097 --> 00:13:04,062
خب، ما همزمان به
.دبیرستان ریوردیل می‌رفتیم

234
00:13:04,064 --> 00:13:06,028
پس شما اون‌موقع‌ها باهم دوست نبودین؟ -
.فقط همدیگه رو می‌‌شناختیم -

235
00:13:06,030 --> 00:13:07,795
.زیاد باهم جور نبودیم

236
00:13:07,797 --> 00:13:12,262
اوه، پس شما هیچ فعالیت
غیردرسی‌ای باهم انجام نمی‌دادین؟

237
00:13:12,264 --> 00:13:13,429
.نه تا جایی که یادم میاد

238
00:13:13,431 --> 00:13:17,761
"من توی انجمن "آموزش روابط بین‌الملل
.و "داوطلبان آمریکا" بودم

239
00:13:17,763 --> 00:13:22,728
منم توی آموزش نیروهای افسری بودم
.و همینطور تیم بوکس

240
00:13:22,730 --> 00:13:26,906
شما تاحالا گریفین و
گارگویل هم بازی کردین؟

241
00:13:26,930 --> 00:13:27,607
.آره

242
00:13:28,431 --> 00:13:31,895
خب، یه‌سری از بچه‌ها رو می‌شناختم که بازی می‌کردن
.ولی راستش من به ‌این چیزا علاقه‌ای نداشتم

243
00:13:31,897 --> 00:13:33,897
.آره، واسه منم جذابیت نداشت

244
00:13:35,264 --> 00:13:38,264
با این‌حال، الان
،که همه‌مون جمعیم

245
00:13:39,364 --> 00:13:41,364
،جوسی، کوین

246
00:13:43,297 --> 00:13:45,264
یه موضوعی هست
.که باید راجع‌بهش حرف بزنیم

247
00:13:50,097 --> 00:13:52,195
الیو، این‌جا کجاست؟

248
00:13:52,197 --> 00:13:53,795
و چرا توی زندان نیستیم؟

249
00:13:53,797 --> 00:13:55,628
این‌جا یه مرکز تفریحی‌‍ بوده
.که از رده خارج شده

250
00:13:55,630 --> 00:13:58,995
اینو از قبل نگفتم، چون نمی‌خواستم
.سواره‌نظام‌‍ت رو خبر کنی

251
00:13:58,997 --> 00:14:00,630
.حداقل نه تا وقتی من این‌جام

252
00:14:09,997 --> 00:14:11,862
.صبرم داره لبریز می‌شه

253
00:14:11,864 --> 00:14:14,231
.آروم باش، خانم حریص
.هنوز وقت نمایش نرسیده

254
00:14:17,997 --> 00:14:20,752
من اون عضله‌ها رو
.هرجا ببینم، می‌شناسم

255
00:14:21,264 --> 00:14:23,162
آرچی؟ -
.آروم باش -

256
00:14:23,164 --> 00:14:24,897
.شنیدم همیشه برنده می‌شه

257
00:14:43,431 --> 00:14:44,697
آرچی؟

258
00:14:46,331 --> 00:14:47,364
.ورونیکا

259
00:14:56,498 --> 00:15:00,028
.وایسا، نمی‌فهمم
تو چطوری اومدی این‌جا؟

260
00:15:00,030 --> 00:15:02,062
.آدمایی رو دارم که اونا‌ هم آدم دارن

261
00:15:02,064 --> 00:15:03,697
.فقط حدود 20 دقیقه وقت داریم

262
00:15:06,797 --> 00:15:08,862
.خدای من

263
00:15:08,864 --> 00:15:10,997
چه بلائی سرت آوردن؟ -
.رونی -

264
00:15:12,064 --> 00:15:13,697
.الان دلم نمی‌خواد حرف بزنم

265
00:15:39,497 --> 00:15:42,462
داشتم‌ راه‌های قانونی رو
،دنبال می‌کردم

266
00:15:42,464 --> 00:15:44,928
ولی پشت‌سر هم
.به‌ بن بست خوردم

267
00:15:44,930 --> 00:15:47,197
برای‌همین داشتم به
این فکر می‌کردم

268
00:15:48,897 --> 00:15:51,529
روش قدیمیِ فرار از زندان
.ممکنه بهترین گزینه‌ واست باشه

269
00:15:51,531 --> 00:15:55,228
رانی، هیچ‌کس تاحالا نتونسته
.از زندان "لئوپولد و لوب" فرار کنه

270
00:15:55,230 --> 00:15:58,729
باشه. ولی ما الان توی زندان
.لئوپولد و لوب" نیستیم"

271
00:15:58,731 --> 00:16:01,762
جَو امنیتی که من و الیو ازش
.رد شدیم خیلی شدید بود

272
00:16:01,764 --> 00:16:04,429
پس به یه راه ورودی دیگه احتیاج داریم؟ -
داری اینو جدی می‌گی؟ -

273
00:16:04,431 --> 00:16:06,828
معلومه دیگه، چطور؟

274
00:16:06,830 --> 00:16:08,662
فکری تو سرت هست؟

275
00:16:08,664 --> 00:16:10,595
.ببین، احتمال موفقیتش خیلی کمه

276
00:16:10,597 --> 00:16:13,529
ولی چند هفته پیش، رئیس نورتون
ازم خواست که استخر رو تمیز کنم

277
00:16:13,531 --> 00:16:15,097
.تا از شر خون‌ها خلاص شیم

278
00:16:17,164 --> 00:16:19,362
<i>،یه دریچه‌ی فاضلاب هست
.زیر رینگ</i>

279
00:16:19,364 --> 00:16:22,062
اصلاً نمیدونم به‌کجا ختم می‌شه
.و اینکه می‌تونم ازش رد بشم یا نه

280
00:16:22,064 --> 00:16:23,397
.چون شونه‌هات پهن هستن

281
00:16:25,764 --> 00:16:27,995
...ولی حتی اگه شانسی وجود داشته باشه

282
00:16:27,997 --> 00:16:29,662
رانی، نمی‌دونم واسه کمک
.می‌تونم چی‌کار کنم

283
00:16:29,664 --> 00:16:31,595
.هیچی

284
00:16:31,597 --> 00:16:34,228
بزار یکم روی این‌جا تحقیق کنم و ببینم این
.دریچه‌ی فاضلاب به کجا ختم می‌شه

285
00:16:34,230 --> 00:16:37,429
،فقط وقتی زمانش رسید
.آماده باش

286
00:16:37,431 --> 00:16:39,863
مبازره‌ی بعدیت چه روزیه؟ -
.به‌زودی، خیلی زود -

287
00:16:41,030 --> 00:16:42,830
.پس اون‌موقع فراری‌‍ت می‌د‌یم

288
00:16:48,564 --> 00:16:50,629
،افعی‌های عزیز

289
00:16:50,631 --> 00:16:54,097
می‌دونم همه‌تون مشتاق
.برگشتن به "الدرویر" بودین

290
00:16:56,531 --> 00:16:58,130
.خب، برنامه‌هاتون‌رو کنسل کنین

291
00:16:59,963 --> 00:17:01,097
.فردا بازی می‌کنیم

292
00:17:06,364 --> 00:17:09,696
پس هیچی نگفتن؟
هیچ اعترافی هم نکردن؟

293
00:17:09,698 --> 00:17:12,495
فقط دروغ گفتن و جوری وانمود کردن که
.انگار هیچی راجع‌به جی‌اندجی نمی‌دونن

294
00:17:12,497 --> 00:17:14,462
.برو سر اصل مطلب، کوین

295
00:17:14,464 --> 00:17:17,164
اونا این‌رو هم اعلام کردن
.که می‌خوان ازدواج کنن

296
00:17:18,264 --> 00:17:21,662
اوه، جدی؟
بعنوان چی، یه ترفند انحرافی؟

297
00:17:21,664 --> 00:17:23,028
.چمیدونم

298
00:17:23,030 --> 00:17:24,897
فکر می‌کنی واکنش
اونا غیرعادی بود؟

299
00:17:26,531 --> 00:17:30,895
وقتی از بابام درباره‌ی اون بازی مسخره
.پرسیدم، این بادمجون پای چشمم نسیبم شد

300
00:17:30,897 --> 00:17:34,597
چرا والدین‌مون واسه اتفاقی که حدود 25 سال
پیش افتاده این‌قدر محتاطانه رفتار می‌کنن؟

301
00:17:36,997 --> 00:17:38,331
چی هست که بهمون نمی‌گی؟

302
00:17:40,331 --> 00:17:43,095
بچه‌ها، هر بحثی که دارین می‌کنین
.باید بمونه واسه بعد

303
00:17:43,097 --> 00:17:44,562
چی شده، وی؟

304
00:17:44,564 --> 00:17:45,861
.من آرچی رو دیدم

305
00:17:45,863 --> 00:17:49,062
اون درگیر یه‌جور باشگاه مبارزه‌ی
.وحشیانه شده

306
00:17:49,064 --> 00:17:53,331
و باید قبل‌از اینکه خودش بمیره یا کسی
.رو بکُشه اونو از زندان فراری‌ بدم

307
00:17:54,331 --> 00:17:56,097
.و همه‌تون باید کمکم کنین

308
00:18:04,998 --> 00:18:06,097
جاگ؟

309
00:18:06,964 --> 00:18:09,328
بتی؟

310
00:18:09,330 --> 00:18:11,695
داری چی‌کار می‌کنی؟
واسه یه مهمونی آماده می‌شی؟

311
00:18:11,697 --> 00:18:14,161
.آره، می‌خوایم یه ماجراجوئی‌رو شروع کنیم
می‌خوای تو هم ملحق شی؟

312
00:18:14,163 --> 00:18:17,295
.حتی اگه می‌خواستم هم نمی‌تونستم

313
00:18:17,297 --> 00:18:20,762
داستانش طولانی‌‍ه، ولی دارم به ورونیکا
کمک می‌کنم آرچی رو از زندان فراری بده

314
00:18:20,764 --> 00:18:24,028
.و امیدوارم تو هم بتونی باهامون بیای -
وایسا، چی؟ -

315
00:18:24,030 --> 00:18:25,662
می‌خواین آرچی رو از
زندان فراری بدین؟

316
00:18:25,664 --> 00:18:27,464
.می‌دونم به‌نظر دیوونگی میاد
.نه -

317
00:18:28,030 --> 00:18:29,829
.به‌نظر معرکه‌ست

318
00:18:29,831 --> 00:18:31,729
چی؟ منظورت چیه؟

319
00:18:31,731 --> 00:18:35,395
بتی، این ماجراجوئی‌ای که داشتم روش کار
،می‌کردم، همونی که می‌خوایم شروعش کنیم

320
00:18:35,397 --> 00:18:38,998
،فکر کردم کارم تموم شده
،ولی روحیه رو کم داشت
،انسانیت رو کم داشت

321
00:18:41,230 --> 00:18:43,430
تاموقعی که تو اون تیکه‌ی
.گمشده رو بهم دادی

322
00:18:44,998 --> 00:18:46,264
،تبدیلش می‌کنیم یه ماموریت نجات

323
00:18:47,264 --> 00:18:48,929
.تا دوست‌مون رو نجات بدیم

324
00:18:48,931 --> 00:18:51,662
همه‌ی چیزایی که اتل راجع‌به
.لیاقت داشتن می‌گفت

325
00:18:51,664 --> 00:18:55,028
چی بیشتر از این لیاقت رو ثابت می‌کنه؟ -
!جاگ‌هد، این یه بازی نیست -

326
00:18:55,030 --> 00:18:59,130
این زندگیِ آرچی‌‍ه، و تا وقتی‌که
،نخوای این‌رو بفهمی

327
00:19:00,364 --> 00:19:01,697
.من موتورت رو برمی‌دارم

328
00:19:09,697 --> 00:19:12,097
.میز قشنگی چیدین، جناب رئیس

329
00:19:19,097 --> 00:19:21,428
همۀ اینا، بعد از اینکه
.من سعی داشتم فرار کنم

330
00:19:21,430 --> 00:19:23,662
این باعث شد فکر کنم که
.شما به من پاداش نمی‌دین

331
00:19:23,664 --> 00:19:25,228


332
00:19:25,230 --> 00:19:26,364
.می‌خواین از شرم خلاص شین

333
00:19:28,163 --> 00:19:30,028
.متأسفانه همین‌طوره

334
00:19:30,030 --> 00:19:32,430
.این غذای آخر، قبل از مبارزه‌ی آخرته

335
00:19:34,297 --> 00:19:36,230
.تو دشمن‌های قدرتمندی داری، آرچی

336
00:19:37,864 --> 00:19:40,962
.ممنون که باهام صادق بودین، جناب رئیس

337
00:19:40,964 --> 00:19:43,597
ولی از اون‌جایی که این ممکنه
،آخرین غذایی باشه که می‌خورم

338
00:19:45,197 --> 00:19:46,430
می‌شه ازتون یه سؤالی بکنم؟

339
00:19:47,097 --> 00:19:48,795
.بفرما

340
00:19:48,797 --> 00:19:52,228
دقیقاً چطوری هایرام لاج
قتل "کسیدی بولک" رو به‌من ربط داد؟

341
00:19:52,230 --> 00:19:53,430
شما می‌دونین؟

342
00:19:57,797 --> 00:19:59,962
.همون‌طوری‌‍ه که فکرشو می‌کنی

343
00:19:59,964 --> 00:20:03,562
ما به دوست‌های آقای بولک که
،اون‌شب باهاش بودن پول دادیم

344
00:20:03,564 --> 00:20:06,795
ده هزار دلار به هرکدوم‌شون
.دادیم که قسم دروغ بخورن

345
00:20:06,797 --> 00:20:09,428
.و بگن که دیدن تو ماشه رو کشیدی

346
00:20:09,430 --> 00:20:11,097
.ارزش زندگی‌‍ت همین‌قدر بود، اندورز

347
00:20:12,063 --> 00:20:13,495
.سی‌هزار دلار

348
00:20:13,497 --> 00:20:16,262
الان اونا کجان؟ مُردن؟
.ممکنه مرده باشن -

349
00:20:16,264 --> 00:20:17,695
برداشت من اینه‌که
.اونا قایم شدن

350
00:20:17,697 --> 00:20:21,028
"بعضی‌ها میگن، توی جنگلِ "شادو
،قایم شدن، ولی اگه من بودم

351
00:20:21,030 --> 00:20:23,695
من توی معدن‌های کنار
.دریاچۀ شادو قایم می‌شدم

352
00:20:23,697 --> 00:20:25,330
.اون‌جا شانس اینکه پیدات کنن صفره

353
00:20:29,163 --> 00:20:31,328
.آخرین سؤال

354
00:20:31,330 --> 00:20:34,095
هایرام لاج صاحب شماهم
هست؟ جناب رئیس؟

355
00:20:34,097 --> 00:20:35,428
 همیشه اون کسی‌‍ه که
پشت تمام قضایاست؟

356
00:20:35,430 --> 00:20:38,130
روح من متعلق به هیج موجود
.فانی‌ای نیست، اندروز

357
00:20:40,764 --> 00:20:43,295
قضاوت همه‌ی آدم‌ها

358
00:20:43,297 --> 00:20:45,497
متعلق به کسی‌‍ه که در
.قلمرو تنها زندگی می‌کنه

359
00:20:48,397 --> 00:20:51,364
،ولی اون داره ما رو می‌بینه
.همیشه ما رو می‌بینه

360
00:20:57,864 --> 00:20:59,762
.از همگی ممنونم که اومدین

361
00:20:59,764 --> 00:21:02,729
من همه‌ی شما رو اینجا جمع کردم
.چون دنیا داره عوض می‌شه

362
00:21:02,731 --> 00:21:06,562
دوران عجیب و تاریکی
.دامن‌گیر ما شده

363
00:21:06,564 --> 00:21:10,264
،همونطور که همه‌تون می‌دونین
.آرچی پشت میله‌های زندان گیر افتاده

364
00:21:11,797 --> 00:21:13,295
.زندگی‌‍ش در خطره

365
00:21:13,297 --> 00:21:15,364
،قلمروی "الدرویر" دچار نابسامانی شده

366
00:21:16,664 --> 00:21:18,662
،گریبان‌گیر شیطان شده

367
00:21:18,664 --> 00:21:22,028
،و مهم‌تر از همه
شوالیه‌ی سرخ

368
00:21:22,030 --> 00:21:24,228
توسط امپراطور دیوانه اسیر شده

369
00:21:24,230 --> 00:21:25,762
.و درگیر نوعی جنگ حیوانی شده

370
00:21:25,764 --> 00:21:29,428
،قبل از اینکه شروع کنیم
،می‌خواستم این‌رو اعتراف کنم که، آره

371
00:21:29,430 --> 00:21:31,829
ما داریم بی‌مهابا دست‌به
،عمل خطرناکی می‌زنیم

372
00:21:31,831 --> 00:21:35,662
،ولی تا جائی که امکانش باشه
.باید با نقشه پیش ‌بریم

373
00:21:35,664 --> 00:21:39,697
،کوچک‌ترین حرکت اشتباه
.می‌تونه آرچی رو به کُشتن بده

374
00:21:41,197 --> 00:21:43,362
<i>ما به یه حواس‌پرتی احتیاج داریم</i>

375
00:21:43,364 --> 00:21:46,328
تا نگهبان‌ها رو منحرف کنیم و رفتن
،آرچی به داخل دریچه رو مخفی کنیم

376
00:21:46,330 --> 00:21:49,395
<i>یه‌چیزی که بتونیم یواشکی
،و راحت به ‌اونجا ببریم</i>

377
00:21:49,397 --> 00:21:53,862
<i>که باعث جلب‌توجه نشه
.یه چیزی که خودمون درست کنیم</i>

378
00:21:53,864 --> 00:21:58,195
همین‌طور برای مسیر فرار، ازت می‌خوام
.این‌جا مستقر بشی تا آرچی رو سوار کنی، بی

379
00:21:58,197 --> 00:22:00,328
،اگه از مسیر جنگلی بری

380
00:22:00,330 --> 00:22:02,095
ماشین‌های اونا نمی‌تونه
.دنبال‌تون بیاد

381
00:22:02,097 --> 00:22:04,762
،فقط محض احتیاط

382
00:22:04,764 --> 00:22:07,797
می‌شه پیشنهاد کنم یه نفر دیگه‌رو
.هم یه‌جای دیگه مستقر کنیم

383
00:22:11,797 --> 00:22:12,764
،خواکین

384
00:22:13,998 --> 00:22:15,197
.ممکنه یه اتفاق‌هایی بیوفته

385
00:22:17,063 --> 00:22:19,397
اگه این‌طور شد، فقط این‌رو بدون
.که من بخاطر شما بچه‌ها برمی‌گردم

386
00:22:23,163 --> 00:22:24,597
.هی، خواکین

387
00:22:26,163 --> 00:22:27,330
حواست با منه؟

388
00:22:33,097 --> 00:22:34,295
رفیق، داری چی‌کار می‌کنی؟

389
00:22:34,297 --> 00:22:36,028
بازی ما با یه بوسه‌ی
.خیانت شروع می‌شه

390
00:22:36,030 --> 00:22:39,230
معذرت می‌خوام، آرچی. ولی
،رئیس گفت اگه این‌کارو بکنم

391
00:22:39,931 --> 00:22:41,063
.بالاخره می‌تونم صعود کنم

392
00:22:46,631 --> 00:22:48,695
<i>یه حرکت ناجوانمرادنه
.از روی خیانت</i>

393
00:22:48,697 --> 00:22:50,562
یه شخص خائن شوالیه
،رو زخمی می‌کنه

394
00:22:50,564 --> 00:22:52,595
تا شدیداً قدرت‌های دفاعی اون‌رو
.تضعیف کنه

395
00:22:52,597 --> 00:22:56,228
حالا که زندگی اون در خطره، این
،به شما بستگی داره، جنگجویان امید

396
00:22:56,230 --> 00:22:58,395
.که شوالیه‌ی سرخ رو نجات بدین

397
00:22:58,397 --> 00:23:02,595
و آرامش و نظم رو به
.قلمرو برگردونین

398
00:23:02,597 --> 00:23:04,795
،ولی آگاه باشید

399
00:23:04,797 --> 00:23:08,230
،هر ثانیه‌ای که می‌گذره
،سرنوشت شوالیه مبهم‌تر می‌شه

400
00:23:09,364 --> 00:23:14,397
و همینطور، هر امیدی که برای
.برگشتن آرامش به قلمرو داشتیم

401
00:23:22,063 --> 00:23:23,297
<i>...پس بدون معطلی وقت</i>

402
00:23:27,597 --> 00:23:28,997
.بیاین بازی رو شروع کنیم

403
00:24:03,330 --> 00:24:04,995
کلمه‌ی عبور؟ -
.کنترا -

404
00:24:04,997 --> 00:24:06,330
.تلاش خوبی بود

405
00:24:08,131 --> 00:24:09,328
.دفعه‌ی آخر همین بود

406
00:24:09,330 --> 00:24:10,895
.هر دفعه عوض می‌شه

407
00:24:10,897 --> 00:24:12,728
اسم شماها چیه؟

408
00:24:12,730 --> 00:24:15,595
تیرانداز، تو در ورودی سیاهچال
،امپراطور دیوانه هستی

409
00:24:15,597 --> 00:24:19,095
ولی غولِ پل، جلوت رو گرفته
چه اقدامی می‌کنی؟

410
00:24:19,097 --> 00:24:21,530
معلومه، برای طلسم ترس
.تاس رو می‌اندازم

411
00:24:24,064 --> 00:24:25,363
اسم من چیه؟

412
00:24:26,198 --> 00:24:27,031
اسم خودت چیه؟

413
00:24:28,330 --> 00:24:29,762
.من مانیکا نورتون هستم

414
00:24:29,764 --> 00:24:31,664
احتمالاً اسم رئیس نورتون
رو به گوش‌تون نخورده؟

415
00:24:33,064 --> 00:24:34,595
.معلومه

416
00:24:34,597 --> 00:24:37,064
.خوبه. پس زبون همدیگه رو می‌فهمیم

417
00:24:38,397 --> 00:24:40,463
من و نامزدم واسه دیدن
.نمایش اومدیم این‌جا

418
00:24:41,264 --> 00:24:42,695
.می‌خوایم خون ببینیم

419
00:24:42,697 --> 00:24:46,962
،خون مبارز‌ها، خونِ تو
.راستش زیاد واسم مهم نیست

420
00:24:46,964 --> 00:24:49,395
.فقط باید قرمز باشه

421
00:24:49,397 --> 00:24:51,862
پس اگه لازمه به رئیس نورتون زنگ
...بزن تا واست روشن کنه من کی‌ام

422
00:24:51,864 --> 00:24:53,397
.این‌کار لازم نیست، خانم

423
00:24:54,363 --> 00:24:55,564
.شرمنده معطل شدین

424
00:24:57,064 --> 00:24:59,196
.کارت خوب بود
.وارد شدی

425
00:24:59,398 --> 00:25:00,630
.پَنترا، نوبتِ توئه

426
00:25:03,498 --> 00:25:05,728
واو، داری با اون کجا می‌ری؟

427
00:25:05,730 --> 00:25:09,295
قرار بود با مابقی
.خوراکی‌ها بذارمش

428
00:25:09,297 --> 00:25:10,864
،اگه اشکالی نداره
.می‌تونم ببرمش داخل

429
00:25:22,297 --> 00:25:23,697
.فکر کنم داره شروع می‌شه

430
00:25:27,997 --> 00:25:30,528
.داریم واردِ لونه‌ی شیر می‌شیم

431
00:25:30,530 --> 00:25:32,197
شوالیه داره به‌داخل گود میاد

432
00:25:33,563 --> 00:25:35,195
.تا با سرنوشتِ‌شومش ملاقات کنه

433
00:25:35,197 --> 00:25:39,864
چون باید با یه‌سگِ دوزخی که
.از مرگ برگشته رو به‌رو شه

434
00:25:52,031 --> 00:25:53,362
!مَدداگ

435
00:25:53,364 --> 00:25:54,864
.فکر می‌کردم مُردی
کجا بودی؟

436
00:25:56,630 --> 00:25:57,764
.منم، آرچی

437
00:26:26,530 --> 00:26:27,563
نوشیدنی میل دارین؟

438
00:26:29,431 --> 00:26:32,797
الان اتفاقی شنیدم یه‌سری از نگهبان‌ها
.روی حریف آرچی قلمبه شرط بستن

439
00:26:33,964 --> 00:26:36,162
.می‌گن اون می‌بازه

440
00:26:36,164 --> 00:26:38,297
.اون یکی دیگه غولی‌‍ه واسه خودش
.مطمئن نیستم آرچی زیاد دووم بیاره

441
00:26:41,031 --> 00:26:41,897
.خب

442
00:26:43,231 --> 00:26:45,563
.توی موقعیت قرار بگیرین
.منتظر علامتم بمونین

443
00:26:54,398 --> 00:26:56,661
.به تونل امپراطور دیوانه رسیدی

444
00:26:56,663 --> 00:26:58,528
.ورودی‌رو پیدا کردی

445
00:26:58,530 --> 00:27:01,995
اما، امپراطور دیوونه یه‌طلسم
.محافظتی "بَنو" روی دریچه داره

446
00:27:01,997 --> 00:27:03,663
.الان این بدجور روی مُخ‌‍ه

447
00:27:08,964 --> 00:27:10,762
خواکین؟

448
00:27:10,764 --> 00:27:12,762
کوین، این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

449
00:27:12,764 --> 00:27:14,964
.داریم آرچی‌رو فراری می‌دیم
تو این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

450
00:27:16,530 --> 00:27:20,695
.مهم نیست
.و واسه‌ی آرچی زیادی دیر شده

451
00:27:20,697 --> 00:27:22,995
داری کجا می‌ری؟
پیش افعی‌ها برمی‌گردی؟

452
00:27:22,997 --> 00:27:25,661
.نه. نه، نه، نه
.به یه‌دسته‌ی دیگه ملحق شدم

453
00:27:25,663 --> 00:27:27,561
کیا؟ -
.بهتره ندونی، کوین -

454
00:27:27,563 --> 00:27:30,595
.فقط برو
.باید همین الان از این‌جا بری

455
00:27:30,597 --> 00:27:32,429
...وایستا -
!برو. برو -

456
00:27:32,431 --> 00:27:33,530
!وایستا، خواکین

457
00:27:38,530 --> 00:27:40,262
.یالا، بزنم

458
00:27:40,264 --> 00:27:41,131
.دقیقاً این‌جا. بزن

459
00:27:47,164 --> 00:27:49,828
.باهات نمی‌جنگم، مَدداگ
.تو دشمنم نیستی

460
00:27:49,830 --> 00:27:52,262
،اما باید بهم گوش بدی
.یه‌نقشه‌ی درست‌حسابی کشیدیم

461
00:27:52,264 --> 00:27:54,462
،دوست‌دخترم قراره یه‌آشوب به‌پا کنه

462
00:27:54,464 --> 00:27:57,329
و قراره از فاضلابِ
.زیر رینگ فرار کنم

463
00:27:57,331 --> 00:27:58,563
.باهام بیا

464
00:28:04,264 --> 00:28:05,264
.عمراً بتونی در بری

465
00:28:06,764 --> 00:28:07,964
.نه بعد از این‌که لت و پار شدی

466
00:28:08,530 --> 00:28:09,997
.چرا، می‌تونم

467
00:28:11,730 --> 00:28:12,930
.باید قبلش وارد عمل شی

468
00:28:16,431 --> 00:28:18,595
،تیرانداز بلاسم
.نوبتِ توئه

469
00:28:18,597 --> 00:28:22,029
.بِتی، خداروشکر -
کوین، چرا دریچه باز نیست؟ -

470
00:28:22,031 --> 00:28:24,095
.یه‌قفل هستش که ازش خبر نداشتیم

471
00:28:24,097 --> 00:28:26,661
،اما ببین
،خواکین الان این‌جا بود

472
00:28:26,663 --> 00:28:28,462
.و باید برم دنبالش

473
00:28:28,464 --> 00:28:31,895
خب، این با من، اما نمی‌تونی
بری دنبال خواکین. آرچی چی؟

474
00:28:31,897 --> 00:28:33,297
.برمی‌گردم. قول می‌دم

475
00:28:34,864 --> 00:28:36,628
چی‌‍ه، حاکم بازی؟

476
00:28:36,630 --> 00:28:37,864
.یه مشکل خیلی بزرگ

477
00:28:40,597 --> 00:28:44,195
الان‌‍ه که با اژدهای
.تاریک‌ رو در رو شی

478
00:28:44,197 --> 00:28:47,429
<i>شیطان‌صفت‌ترین و خبیث‌ترین
.موجود سرزمین‌‍ه</i>

479
00:28:47,431 --> 00:28:52,029
<i>با زبون دوتیکه و دهنی پُر از لجن
.سیاه که بوی بد گوشتِ گندیده می‌ده</i>

480
00:28:52,031 --> 00:28:53,964
ورونیکا، فکر می‌کنی داری
این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

481
00:28:55,597 --> 00:28:57,595
.منم همین سؤال‌رو ازت دارم، بابائی

482
00:28:57,597 --> 00:28:59,195
و شرط می‌بندم جوابم
.بهتر از جوابِ توئه

483
00:28:59,197 --> 00:29:02,131
،هر دوز و کلکی که سوار کردی
.همین الان تموم می‌شه

484
00:29:03,431 --> 00:29:05,396
،شرمنده، بابا جونی

485
00:29:05,398 --> 00:29:07,964
قراره خیلی بیش‌تر از
.من به تو آسیب بزنه

486
00:29:09,398 --> 00:29:10,496


487
00:29:10,498 --> 00:29:11,928
.خوب بازی کردی

488
00:29:11,930 --> 00:29:13,897
.اژدها رو با خنجر مخفیت زخمی کردی

489
00:29:33,031 --> 00:29:34,297
.مَدداگ، بزن بریم
.یالا

490
00:29:35,764 --> 00:29:37,862
.من از اون دریچه رد نمی‌شم

491
00:29:37,864 --> 00:29:40,462
.سعی خودم‌رو کردم. اما تو برو
.جلوی نگهبان‌ها رو می‌گیرم

492
00:29:40,464 --> 00:29:42,930
...آره، اما تو -
.فقط برو، مو قرمزی! پشت سرت‌رو نگاه نکن -

493
00:29:51,297 --> 00:29:54,697
.رئیس‌زندان، داره در می‌ره -
!نگهبان‌ها! جلوش‌رو بگیرین -

494
00:30:21,930 --> 00:30:23,297
.پیداش کنین

495
00:30:26,097 --> 00:30:28,030
.می‌دونیم این لوله به‌کجا ختم می‌شه

496
00:30:31,464 --> 00:30:34,997
!همین الان پیداش کنین

497
00:30:39,564 --> 00:30:40,963
.آرچی

498
00:30:52,897 --> 00:30:54,696
.بتی -
.سلام -

499
00:30:54,698 --> 00:30:55,895
چرا این‌قدر لفتش دادی؟

500
00:30:55,897 --> 00:30:57,796
.منم همین سؤال‌رو دارم

501
00:30:57,798 --> 00:30:59,462
اون لباس‌ها واسه‌ی من‌‍ه؟

502
00:30:59,464 --> 00:31:00,497
.اوه، خدای من

503
00:31:01,397 --> 00:31:02,431
.خون‌ریزی داری

504
00:31:03,963 --> 00:31:06,431
.باید فشارش بدم
.بیا، بیا این‌جا

505
00:31:09,364 --> 00:31:11,162
شوالیه‌رو از سیاهچال
.آزاد کردی

506
00:31:11,164 --> 00:31:13,097
اما هنوز از شر امپراطور
.دیوانه راحت نشدی

507
00:31:23,264 --> 00:31:25,796
منتظر چی هستین آخه؟
!برین دنبال‌‍شون

508
00:31:25,798 --> 00:31:28,796
درحقیقت، امپراطور سوار نظام‌های
.بی‌رحمی رو درتعقیب‌‍ فرستاده

509
00:31:28,798 --> 00:31:32,995
<i>اسبِ تک‌ شاخت هم پای اسب‌های
.نر قدرتمندِ سواره‌نظام‌ها نیست</i>

510
00:31:32,997 --> 00:31:35,395
به راه‌‍ت ادامه می‌دی یا

511
00:31:35,397 --> 00:31:37,362
تسلیم می‌شی و
طلب بخشش می‌کنی؟

512
00:31:37,364 --> 00:31:38,729
!ادامه بدی -
!هرگز تسلیم نشو -

513
00:31:38,731 --> 00:31:40,729
!برو! برو -
!ادامه بده -

514
00:31:40,731 --> 00:31:42,696
روی زین به‌جلو خم می‌شی

515
00:31:42,698 --> 00:31:44,462
<i>.اسبت‌رو می‌تازونی تا به پرواز دربیاد</i>

516
00:31:44,464 --> 00:31:47,064
جنگل از هرطرف به
،رنگ سبز محو شده

517
00:31:47,930 --> 00:31:49,629
<i>اما، یه‌نگاهِ سریع به‌عقب</i>

518
00:31:49,631 --> 00:31:53,529
<i>مشخص می‌کنه کابوس‌های امپراطور
.دارن با سرعت خارق‌العاده می‌تازن</i>

519
00:31:53,531 --> 00:31:56,995
انگار خودِ جهنم داره دنبالت
.می‌کنه و هی پیش‌روی می‌کنه

520
00:31:56,997 --> 00:31:59,062
<i>،یه‌سنگ زیر پا سُربخوره</i>

521
00:31:59,064 --> 00:32:02,662
<i>،یه‌ریشه‌ی لعنت‌شده‌ی بیاد جلوی راه
.با این سرعت کله پات می‌کنه</i>

522
00:32:02,664 --> 00:32:05,762
اما این افکار رو از
.سرت بیرون می‌ندازی

523
00:32:05,764 --> 00:32:10,429
<i>احساس می‌کنی خشم‌جنگی
،اجدادت درونت قیام کرده</i>

524
00:32:10,431 --> 00:32:13,595
<i>یه‌آتیش خاموش‌نشدنی داخل
.رگ‌هات به‌جریان درمیاد</i>

525
00:32:13,597 --> 00:32:16,629
<i>اون نوری هستی که از
.تاریکی پیشی می‌گیره</i>

526
00:32:16,631 --> 00:32:18,861
.دور بزنین
.اون‌طرفن

527
00:32:18,863 --> 00:32:22,495
<i>،فرار می‌کنی
.پیروز می‌شی</i>

528
00:32:22,497 --> 00:32:26,195
اما بعدش، با سرعت به‌ لبه‌ی
.‌یه‌پرتگاه نزدیک می‌شی

529
00:32:26,197 --> 00:32:27,331
<i>.باید وایستی</i>

530
00:32:35,863 --> 00:32:37,462
چه کاری از دست‌‍مون برمیاد، آقایون؟

531
00:32:37,464 --> 00:32:38,928
<i>!آفرین</i>

532
00:32:38,930 --> 00:32:41,195
،اولین حقه‌تون جواب داد

533
00:32:41,197 --> 00:32:42,828
.سر سواره‌نظارم امپراطور شیره مالیدین

534
00:32:42,830 --> 00:32:43,930
!ایول

535
00:33:11,531 --> 00:33:12,431
.حاکم بازی

536
00:33:13,597 --> 00:33:15,562
آمم، آهای؟ چی‌شد؟

537
00:33:15,564 --> 00:33:18,329
شوالیه‌ی سرخ‌رو نجات دادیم؟

538
00:33:18,331 --> 00:33:20,796
نمی‌دونم. لحظه‌ی آخر
.تغییری توی روند ماجراجوئی دادم

539
00:33:20,798 --> 00:33:24,228
امیدوار بودم تا موقعی‌که این‌قدر پیش
.اومدم، پایان یا جواب‌رو داشته باشم

540
00:33:24,230 --> 00:33:25,995
منظورت چی‌‍ه نمی‌دونی؟

541
00:33:25,997 --> 00:33:27,861
،حاکم بازی
شوالیه‌ی سرخ کجاست؟

542
00:33:27,863 --> 00:33:29,064
کجاست؟

543
00:33:29,963 --> 00:33:31,564
شوالیه‌ی سرخ کجاست؟

544
00:33:33,464 --> 00:33:35,696
من... نمی‌دونم داری
.درموردِ چی حرف می‌زنی

545
00:33:35,698 --> 00:33:37,064
.ولش کن، رئیس نورتون

546
00:33:38,963 --> 00:33:40,897
.ولش کن وگرنه اسپری می‌کنم

547
00:33:46,431 --> 00:33:48,128
.عقب‌نشینی

548
00:33:48,130 --> 00:33:49,431
.همگی، به‌مرکز برگردین

549
00:33:59,064 --> 00:34:00,497
تموم شده؟ مُرده؟

550
00:34:34,930 --> 00:34:38,028
.بفرما، همه‌ی زخم‌هات پانسمان شد

551
00:34:38,030 --> 00:34:39,995
.حالا اصلاً یهوئی حرکت نکن

552
00:34:39,997 --> 00:34:41,364
.این‌کار رو نمی‌کنم. ممنون، تونی

553
00:34:48,930 --> 00:34:51,262
کی این‌کار رو باهات کرد، آرچی؟

554
00:34:51,264 --> 00:34:54,095
.خواکین بود. بهم چاقو زد

555
00:34:54,097 --> 00:34:55,464
.فکر کنم رئیس‌زندان مجبورش کرده بود

556
00:35:01,364 --> 00:35:02,930
بچه‌ها، من الان کدوم گوری‌ام؟

557
00:35:03,963 --> 00:35:05,729
.توی پناهگاهِ دیلتون دویلی هستی

558
00:35:05,731 --> 00:35:08,095
تنها کسائی که از وجودش
.با خبرن، توی این اتاق هستن

559
00:35:08,097 --> 00:35:11,162
درحال حاضر، واسه‌ات توی
.ریوردیل امن‌ترین جاست

560
00:35:11,164 --> 00:35:12,631
دیلتون دویلی یه‌پناهگاه داشته؟

561
00:35:14,831 --> 00:35:16,997
بعد که استراحت کردی تو رو
درجریان همه‌چی می‌ذاریم، خب؟

562
00:35:20,631 --> 00:35:21,664
.آرچی

563
00:35:24,330 --> 00:35:25,664
این چیه روی لگن‌‍ت؟

564
00:35:27,898 --> 00:35:30,462
،نشون احترام رئیس‌زندان نورتون

565
00:35:30,464 --> 00:35:34,061
تا منُ سرجام بشونه، بعد
.از این‌که اولین بار فرار کردم

566
00:35:34,063 --> 00:35:36,397
رئیس‌زندان روت نشونه‌گذاری کرده و
به‌خواکین دستور داده بهت چاقو بزنه؟

567
00:35:38,997 --> 00:35:39,997
...جاگ

568
00:35:45,464 --> 00:35:46,864
می‌شه همه توجه کنن؟

569
00:35:51,164 --> 00:35:53,595
،از اون‌جائی که پدرم دیدتم

570
00:35:53,597 --> 00:35:56,062
باید برم پیشش و یکم اوضاع‌
.رو راست و ریس کنم

571
00:35:56,064 --> 00:35:59,762
اما، یکی لازم‌‍ه تموم مدت
.پیش آرچی بمونه

572
00:35:59,764 --> 00:36:03,096
...رونی، نیاز به کسی ندارم -
.چرا، داری -

573
00:36:03,098 --> 00:36:05,995
.تو برو، ورونی
.شیفت‌اول با جاگ‌هد و من

574
00:36:05,997 --> 00:36:06,897
.چه عالی

575
00:36:07,964 --> 00:36:10,662
،حالا، یه‌چیز مهم دیگه

576
00:36:10,664 --> 00:36:14,929
هرکسی که توی این اتاق‌‍ه
.جزئی از عهد هستش

577
00:36:14,931 --> 00:36:19,428
،از این لحظه به‌بعد
.هیچ‌کس نمی‌دونه پناهگاه کجاست

578
00:36:19,430 --> 00:36:23,628
هیچ‌کس درگیر
،اون فرار نبود

579
00:36:23,630 --> 00:36:26,697
و هیچ‌کس خبر نداره
.آرچی کجاست

580
00:36:29,230 --> 00:36:30,464
.تا گور

581
00:36:31,931 --> 00:36:32,797
متوجه شدین؟

582
00:36:41,530 --> 00:36:42,962
دیوونه شدی، هایرام؟

583
00:36:42,964 --> 00:36:46,062
آرچی از یه‌کلوب مبارزه‌ی
زیرزمینی فرار کرده؟

584
00:36:46,064 --> 00:36:47,361
که ازش خبر داشتی؟

585
00:36:47,363 --> 00:36:49,495
مددکارهای اجتماعی
.موی دماغم می‌شن

586
00:36:49,497 --> 00:36:51,762
برنامه‌ی انجمن بی‌گناهان
!بیخ گوش منه

587
00:36:51,764 --> 00:36:55,029
،یعنی، محض رضای خدا
.از رئیس‌زندان نورتون کمک‌مالی گرفتم

588
00:36:55,031 --> 00:36:57,864
.داد و بیداد نکن
.از پسش برمیاییم، جمع و جورش می‌کنیم

589
00:36:59,031 --> 00:37:02,595
،اوه، و بالأخره
.خانم تشریف آوردن

590
00:37:02,597 --> 00:37:05,462
هیچ می‌دونی چه گندی بالا آوردی؟

591
00:37:05,464 --> 00:37:07,397
من؟ شوهرت چی؟

592
00:37:09,098 --> 00:37:11,662
!خدا جون
.شما دوتا باورنکردنی‌این

593
00:37:11,664 --> 00:37:17,297
این وسواس فکری‌ای که جفت‌‍تون با این
.آرچی آندروز دارین، داره نابودمون می‌کنه

594
00:37:22,131 --> 00:37:23,929
داری کدوم گوری می‌ری؟

595
00:37:23,931 --> 00:37:26,297
برم سعی کنم گندی که تو
.و دخترت زدین‌رو جمع کنم

596
00:37:33,564 --> 00:37:35,729
،سعی کردم پیداش کنم
.اما فایده‌ای نداشت

597
00:37:35,731 --> 00:37:37,697
مجبور شدم دوباره راه‌رو
.برگردم تا نگهبان‌ها گول بزنم

598
00:37:42,230 --> 00:37:43,530
.ممنون، پاپ -
.خواهش می‌کنم -

599
00:37:45,297 --> 00:37:46,430
.اون آزاده

600
00:37:47,297 --> 00:37:48,630
.خواکین آزاده

601
00:37:51,731 --> 00:37:53,895
هنوز نمی‌تونم باور کنم تونستیم
.نقشه‌ی فرار رو عملی کنیم

602
00:37:53,897 --> 00:37:54,962
!هیس

603
00:37:54,964 --> 00:37:57,228
.ببخشید. اشتباه کردم

604
00:37:57,230 --> 00:37:58,997
.این یه‌رازه -
.آره -

605
00:38:01,031 --> 00:38:04,931
حرفش شد، می‌خوائیم
این‌کار رو بکنیم یا نه؟

606
00:38:09,931 --> 00:38:12,428
.نمی‌دونم، بچه‌ها -
.یالا، جوسی -

607
00:38:12,430 --> 00:38:16,330
نمی‌خوای چیزی‌رو که بتی و پدر
مادرمون بهمون نمی‌گن‌رو بفهمی؟

608
00:38:21,997 --> 00:38:24,864
.می‌خوام حقیقت‌رو بدونم
.به هرجا که ختم شه

609
00:38:29,697 --> 00:38:31,562
<i>برنامه‌ی شمارش‌معکوس
تاپ تن‌‍مون رو با</i>

610
00:38:31,564 --> 00:38:33,361
<i>.یه‌گزارش مهم خبری قطع کردیم</i>

611
00:38:33,363 --> 00:38:35,995
<i>قاتل محکوم، آرچیبالد آندروز از مرکز</i>

612
00:38:35,997 --> 00:38:38,695
<i>.بازداشتِ لئوپولد و لئوب فرار کرده</i>

613
00:38:38,697 --> 00:38:40,628
<i>.شدیداً خطرناک محسوب می‌شه</i>

614
00:38:40,630 --> 00:38:42,462
<i>به مَردم توصیه می‌شه
تا توی خونه بمونن</i>

615
00:38:42,464 --> 00:38:44,562
<i>و فعالیت مشکوکی‌رو
.گزارش بدن</i>

616
00:38:44,564 --> 00:38:48,297
<i>گمان می‌شه درجستجوی جای امنی
.توی زادگاهش ریوردیل  هستش</i>

617
00:38:50,964 --> 00:38:52,895
.بالأخره خوابید

618
00:38:52,897 --> 00:38:55,228
...جاگ، اون علامتِ سوختگی‌‍ش

619
00:38:55,230 --> 00:38:57,162
منظورت نشونه‌اشه؟

620
00:38:57,164 --> 00:39:00,630
شبیه یه‌نشونه‌ی طلسم
.از گریفین و گارگویل‌‍ه

621
00:39:01,664 --> 00:39:02,929
.گفت رئیس‌زندان این‌کار رو باهاش کرده

622
00:39:02,931 --> 00:39:06,361
تازه رئیس‌زندان آرچی‌رو
.شوالیه‌ی سرخ‌هم صدا زد

623
00:39:06,363 --> 00:39:09,762
این یعنی رئیس‌زندان داره
گریفین و گارگویل بازی می‌کنه؟

624
00:39:09,764 --> 00:39:11,395
.ببین، من که می‌گم این‌طوره، بتی

625
00:39:11,397 --> 00:39:14,729
این بازی خیلی بزرگ‌تر از اونی‌‍ه
.که چهارتا بچه بازی می‌کنن

626
00:39:14,731 --> 00:39:17,430
اگه رئیس‌زندون نورتون
پادشاهِ گارگویل باشه چی؟

627
00:39:18,198 --> 00:39:19,464
،جاگ

628
00:39:20,597 --> 00:39:23,029
،قبل از این‌که دوباره بحث شروع کنیم

629
00:39:23,031 --> 00:39:26,462
فکر می‌کنم باید بری
.خونه و یکم استراحت کنی

630
00:39:26,464 --> 00:39:28,564
آخرین باری که خوابیدی کی بوده؟

631
00:39:30,597 --> 00:39:32,464
.حداقل چندساعت بخواب

632
00:39:33,897 --> 00:39:34,997
.من حواسم بهش هست

633
00:39:44,064 --> 00:39:45,430
.خوب بخواب، شوالیه

634
00:39:47,664 --> 00:39:49,697
یه‌حس بدی بهم می‌گه که
.دردسرت تازه شروع شده

635
00:40:09,630 --> 00:40:12,528
.قربان، شهردار لاج این‌جان

636
00:40:12,530 --> 00:40:13,731
می‌خوان باهاتون صحبتی
.داشته باشن

637
00:40:16,098 --> 00:40:17,397
.بهش بگو الان میام بیرون

638
00:40:20,897 --> 00:40:25,162
،آخر سر
چرا رئیس‌ نورتون این‌کار رو کرد؟

639
00:40:25,164 --> 00:40:30,295
از مجازات کارهای غیرقانونیش
از سمتِ مسئولین می‌ترسید؟

640
00:40:30,297 --> 00:40:34,330
یا به‌خاطر این بود که گریفین و گارگویل
،که بازی می‌کرد بالأخره تموم شده بود

641
00:40:36,098 --> 00:40:39,397
و پادشاهِ گارگویل اون‌رو واسه‌ی
صعود به خونه فراخونده بود؟

642
00:40:40,831 --> 00:40:44,261
.بهرصورت، نتیجه یکسان بود

643
00:40:44,263 --> 00:40:45,697
.مرگ توسط مسمویتِ سیانور

644
00:41:18,931 --> 00:41:22,035
[شوالیه‌ی سرخ را بکُشید]

645
00:41:57,234 --> 00:42:02,303
<font color="#ff0000">«: مـتـرجـمـیـن: آریـا و غـزل :»</font>
<font color="#ff8000">.:: Violet , Ariya ::.</font>

646
00:42:02,327 --> 00:42:08,364
<font color="#cb351b">.::ارائه‏ای اختصاصی از وبسایتِ::.
|-| Film2Movie.US |-|</font>

647
00:42:08,364 --> 00:42:15,228
<font color="#b8b8dc">.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:.</font>
<font color="#0080ff">*|*|*|*  @MyFilm2Movie  *|*|*|*</font>

