﻿1
00:00:08,300 --> 00:00:09,766
<i>...آنچه در ریوردیل گذشت</i>

2
00:00:09,768 --> 00:00:11,234
.فکر نکنم بتونم به ریوردیل برگردم

3
00:00:11,236 --> 00:00:13,837
<i>،هایرام دنبالت میاد
.یا دنبال هردومون، هرجائی که بریم</i>

4
00:00:13,839 --> 00:00:15,370
اون کجاست؟

5
00:00:15,372 --> 00:00:16,472
<i>خب، نقشه چیه؟</i>

6
00:00:16,474 --> 00:00:17,706
.می‌ریم دیدن مامانم

7
00:00:17,708 --> 00:00:20,342
<i>.تشنج‌ها واگیردار نیستن
خب که چی؟</i>

8
00:00:20,344 --> 00:00:22,845
<i>.خواهرها از من محافظت کردن
.از پالی محافظت کردن</i>

9
00:00:22,847 --> 00:00:24,046
<i>.حالا هم از تو مراقبت می‌کنن</i>

10
00:00:24,048 --> 00:00:25,246
<i>اونا دارن توی زندان
،مواد تولید می‌کنن</i>

11
00:00:25,248 --> 00:00:27,548
<i>همون موادی که همۀ بچه‌ها وقتی دارن
.جی‌اندجی بازی می‌کنن، مصرف می‌کنن</i>

12
00:00:27,550 --> 00:00:29,417
<i>.همۀ اینا به‌هم مرتبطه. آرچی</i>

13
00:00:29,419 --> 00:00:32,553
<i>هایرام لاج با خواهر
،وودهاوس چه‌جور کاری داره</i>

14
00:00:32,555 --> 00:00:34,654
<i>و بلاسم‌ها چه‌طور
بهش مرتبط شدن؟</i>

15
00:00:34,656 --> 00:00:37,824
.تو دختر خیلی بدی بودی، بتی

16
00:00:37,826 --> 00:00:39,693
<i>.آبنباتی که بهت دادیم رو نخوردی</i>

17
00:00:39,695 --> 00:00:41,628
.کارت واقعاً حرف نداشت

18
00:00:41,630 --> 00:00:43,766
<i>.پادشاه من، ناجی من</i>

19
00:00:46,868 --> 00:00:48,636
<i>.اون‌روز هم مثل روز‌های دیگه بود</i>

20
00:00:50,671 --> 00:00:52,638
<i>.همه‌چیز طبیعی به‌نظر میومد</i>

21
00:00:52,640 --> 00:00:54,405
<i>،دانش‌‌آموزها رفتن سر کلاس</i>

22
00:00:54,407 --> 00:00:56,643
<i>ویکسن‌ها هم واسه مراسم
.گردهمائی سالیانه آماده بودن</i>

23
00:00:58,478 --> 00:01:01,581
<i>زوج‌ها توی کلاس‌های خالی
.لحظات رمانتیک خودشون‌رو داشتن</i>

24
00:01:02,783 --> 00:01:04,414
می‌خوای یکم دیگه بزنی؟

25
00:01:04,416 --> 00:01:05,551
،بیا کمتر حرف بزنیم

26
00:01:06,352 --> 00:01:07,818
.بیشتر همدیگه رو ببوسیم

27
00:01:07,820 --> 00:01:11,054
<i>،ولی توی ریوردیل
،هیچ‌چیز طبیعی‌ای وجود نداره</i>

28
00:01:11,056 --> 00:01:13,491
<i>این چیزی که شرل بلاسم
.قرار بود بفهمه</i>

29
00:01:22,499 --> 00:01:24,833
.کمک! کمک‌مون کنین
!یه‌نفر کمک کنه

30
00:01:24,835 --> 00:01:26,468
<i>،گروه‌تون مصدوم شده</i>

31
00:01:26,470 --> 00:01:28,369
،بوسیلۀ سم مسموم شدن

32
00:01:28,371 --> 00:01:29,606
.توی خطر افتادن

33
00:01:30,506 --> 00:01:32,840
،و حالا
.شما کاملاً تنهایین

34
00:01:32,842 --> 00:01:36,443
صدای بلند خش‌خشِ
راه رفتنِ

35
00:01:36,445 --> 00:01:39,146
.یه هیولای وحشتناک رو می‌شنوین

36
00:01:39,148 --> 00:01:41,449
.دخترها. وقتِ آبنبات‌تونه

37
00:02:12,111 --> 00:02:13,910
.خب، صددرصد همین‌جاست

38
00:02:13,912 --> 00:02:15,579
شماها گُم شدین؟

39
00:02:15,581 --> 00:02:17,546
یا این‌که اومدین
یه‌چیزی معامله کنین؟

40
00:02:17,548 --> 00:02:19,550
.ما داریم دنبال "گلادیس جونز" میگردیم

41
00:02:20,418 --> 00:02:21,517
.من فامیل‌شم

42
00:02:21,519 --> 00:02:22,753
.ما یه جائی واسه موندن می‌خوایم

43
00:02:24,522 --> 00:02:26,691
جاگ‌هد؟ -
جلی‌بین؟ -

44
00:02:27,792 --> 00:02:29,826
.دیدم بوی گند میاد

45
00:02:31,428 --> 00:02:34,497
.شنیدی که چی گفت
.در لعنتی رو باز کن

46
00:02:49,444 --> 00:02:54,512
عشق کوچولوی من
.باید توی تخت استراحت کنی

47
00:02:54,514 --> 00:02:57,216
واست یه دمنوش از چایی
،گل‌نرگس اعلا درست کردم

48
00:02:57,218 --> 00:03:00,719
و اگه حس کردی دوباره
،می‌خواد تشنج بهت دست بده

49
00:03:00,721 --> 00:03:02,921
پزشک خانوادگی‌مون، دکتر
.کالیگاری"، در دسترسه"

50
00:03:02,923 --> 00:03:04,624
.الان حالم خیلی بهتره، شرل

51
00:03:05,859 --> 00:03:08,527
ولی اگه بلائی‌ که سرم اومد
واگیردار باشه چی؟

52
00:03:09,196 --> 00:03:10,995
،اوه، تی‌تی

53
00:03:10,997 --> 00:03:13,797
حتی اگه بیماری تیفوس هم داشتی
.باعث نمی‌شد ازت دور بشم

54
00:03:13,799 --> 00:03:17,134
،تختخواب باشکوهِ من
.الان دیگه تختخواب باشکوه‌‍ توئه

55
00:03:17,136 --> 00:03:19,437
می‌تونی هرچقدر که دلت بخواد
.این‌جا بمونی

56
00:03:20,739 --> 00:03:24,640
حتی... واسه همیشه؟

57
00:03:24,642 --> 00:03:27,542
منظورت اینه، بیام
باهات زندگی کنم؟

58
00:03:27,544 --> 00:03:31,615
.خب مسلماً، من دیوونه‌ی توام

59
00:03:32,515 --> 00:03:33,851
دلت نمی‌خواد این‌جا زندگی کنی؟

60
00:03:34,751 --> 00:03:38,454
به‌شرطی که همیشه
.من از پشت بغلت کنم

61
00:03:53,768 --> 00:03:55,068
.من حرفت‌رو باور کردم، هایرام

62
00:03:55,070 --> 00:03:57,236
.تحت کنترل‌‍ه -
،نه، من ازت حمایت کردم -

63
00:03:57,238 --> 00:03:59,672
و تو جلوم قسم خوردی که
.همچین اتفاقی نمی‌افته

64
00:03:59,674 --> 00:04:01,874
.فقط محاسباتم اشتباه از آب دراومد

65
00:04:01,876 --> 00:04:03,708
حالا، دعوا به‌کنار
،یه فرصتی پیش‌اومده

66
00:04:03,710 --> 00:04:05,543
.و الان زمان کاملاً مناسبی‌‍ه

67
00:04:05,545 --> 00:04:06,813
این‌جا چه‌خبره؟

68
00:04:07,580 --> 00:04:08,579
چرا من برگشتم این‌جا؟

69
00:04:08,581 --> 00:04:10,514
،ورونیکا

70
00:04:10,516 --> 00:04:12,582
.خدا‌ رو شکر که به‌هوش اومدی

71
00:04:12,584 --> 00:04:15,686
به‌محض این‌که "ودربی" باهامون تماس گرفت
.اومدیم و آوردیمت خونه

72
00:04:15,688 --> 00:04:17,054
.تو تشنج کرده بودی، دخترم

73
00:04:17,056 --> 00:04:17,921
چی؟

74
00:04:17,923 --> 00:04:19,856
بخاطر اینه‌که این‌مدت
.تحت استرس زیادی بودی

75
00:04:19,858 --> 00:04:22,059
،آرچی ولت کرد
.درگیر دوتا شغل هستی

76
00:04:22,061 --> 00:04:25,594
که برای همین ما تصمیم گرفتیم
.که بفرستیمت به نیویورک

77
00:04:25,596 --> 00:04:27,096
،اون‌جا بالاخره می‌تونی یکم استراحت کنی

78
00:04:27,098 --> 00:04:28,698
و اونجا می‌بریمت
.پیش بهترین دکترها

79
00:04:28,700 --> 00:04:31,067
.اه، من از شهر نمی‌رم

80
00:04:31,069 --> 00:04:33,535
جسد کلانتر مینتا به‌سبک
،گانگستری پیدا شده

81
00:04:33,537 --> 00:04:34,469
،بدون دست‌ها و کله‌اش

82
00:04:34,471 --> 00:04:37,941
و شما هم می‌خواین منو بفرستین
به نیویورک؟ واسه چی؟

83
00:04:39,642 --> 00:04:41,978
.جوابی ندارین؟ خیلی جالبه

84
00:04:43,679 --> 00:04:45,546
<i>مامان و بابای من
.می‌خوان یه‌کارهایی بکنن، رجی</i>

85
00:04:45,548 --> 00:04:47,181
منظورم اینه، اونا همیشه دارن
،یه‌کارهایی می‌کنن

86
00:04:47,183 --> 00:04:50,616
ولی این‌دفعه سعی کردن منو از
،این‌جا دور کنن و بفرستن به نیویورک

87
00:04:50,618 --> 00:04:51,985
.که این‌کارشون جدیده

88
00:04:51,987 --> 00:04:56,623
انگار یه اتفاقی می‌خواد بیوفته
.که نمی‌خوان من این‌‌جا باشم

89
00:05:03,731 --> 00:05:06,564
همه عقل‌شون رو ازدست دادن؟

90
00:05:06,566 --> 00:05:09,301
جینگل‌جنگل دوباره باب شده؟

91
00:05:09,303 --> 00:05:10,634
.اون که دیگه خیلی‌وقته از مُد افتاده

92
00:05:10,636 --> 00:05:12,205
.مطمئن نیستم این جنگل باشه

93
00:05:13,606 --> 00:05:15,239
بابات خریدو فروش اون مواد
رو متوقف کرد

94
00:05:15,241 --> 00:05:17,308
.و با یه آبنبات جدید جایگزین‌‍ش کرده

95
00:05:17,310 --> 00:05:18,708
.فیزل‌راکس

96
00:05:18,710 --> 00:05:19,743
غول‌ها این مواد رو پخش می‌کنن؟

97
00:05:19,745 --> 00:05:22,145
.نه، یه گنگ جدیده

98
00:05:22,147 --> 00:05:23,849
.گارگویل‌ها

99
00:05:25,583 --> 00:05:30,652
که بی‌شک، یه‌ربطی به این‌ بازی جی‌اندجی
.لعنتی که همه دارن انجامش میدن، داره

100
00:05:30,654 --> 00:05:35,057
و واقعاً واسم سؤاله که چیِ این
.بازی، بابام رو به‌خودش علاقمند کرده

101
00:05:35,059 --> 00:05:38,926
رجی، ازت می‌خوام تَه‌وتوی
یه‌چیزی رو واسم دربیاری

102
00:05:38,928 --> 00:05:42,198
و ببینی که از این فیزل‌راکس
.چی دستگیرت می‌شه

103
00:05:43,199 --> 00:05:44,399
.حله

104
00:05:44,401 --> 00:05:47,667
پارسال، من به مامان و بابام کمک
کردم که شبکه‌ی جنائی‌‍شون گسترش بدن

105
00:05:47,669 --> 00:05:51,338
.و آدمای خوبی مثل آرچی صدمه دیدن

106
00:05:51,340 --> 00:05:54,607
ولی امسال، می‌خوام همه‌چیز رو
.مثل روز اولش کنم

107
00:05:54,609 --> 00:05:58,247
،هرکاری که قصد دارن انجام بدن
.من جلوشون‌رو می‌گیرم

108
00:05:58,746 --> 00:06:01,213
جاگ‌هد؟

109
00:06:01,215 --> 00:06:02,582
.سلام، مامان

110
00:06:06,620 --> 00:06:08,221
.اوه، جاگ

111
00:06:10,690 --> 00:06:11,958
!اوه

112
00:06:13,193 --> 00:06:16,361
...چقدر لاغر شدی
.عین اسکلت شدی

113
00:06:16,363 --> 00:06:18,396
اصلاً غذا می‌خوری؟

114
00:06:18,398 --> 00:06:21,198
اخ، نگو که دیگه
گیاه‌خوار شدی، شدی؟

115
00:06:21,200 --> 00:06:23,568
.احساساتم رو جریحه‌دار کردی، مامان

116
00:06:25,737 --> 00:06:26,636
...اوه

117
00:06:26,638 --> 00:06:29,739
.اون کله‌ خروسی رو شناختم

118
00:06:29,741 --> 00:06:31,374
آرچی اندروز؟

119
00:06:31,376 --> 00:06:33,710
!اوه

120
00:06:34,312 --> 00:06:36,847
.خدای‌من، چقدر بزرگ شدی

121
00:06:38,315 --> 00:06:41,883
...اوه! پس

122
00:06:41,885 --> 00:06:44,186
پس شما دوتا بالاخره باهمین؟ هان؟

123
00:06:44,188 --> 00:06:47,188
همیشه می‌دونستم بین شما
.دوتا یه خبرائی هست

124
00:06:47,190 --> 00:06:50,224
(: اه، نه، ما اون‌جوری باهم نیستیم

125
00:06:50,226 --> 00:06:52,359
.فقط باهم مسافرت می‌کنیم -
.آره -

126
00:06:52,361 --> 00:06:54,228
.مثل دوستی برادرانه -
.آره -

127
00:06:54,230 --> 00:06:56,429
می‌دونم که بخاطر هوای خوب
."نیومدی "تولدو

128
00:06:56,431 --> 00:06:57,464
چه خبر شده؟

129
00:06:57,466 --> 00:07:01,834
،چرا بهم زنگ نزدی
که بگی داری میای؟

130
00:07:01,836 --> 00:07:04,069
،دفعۀ آخری که زنگ زدم
.بهم گفتی نمی‌تونم بیام

131
00:07:04,071 --> 00:07:07,007
.خب، اون‌موقع فرق می‌کرد

132
00:07:10,444 --> 00:07:13,811
.هی، من الان دیپلمم‌رو گرفتم

133
00:07:13,813 --> 00:07:16,114
.هان؟ من کلِ اینجا رو راه‌ انداختم

134
00:07:16,116 --> 00:07:18,349
.الان قانوناً یه زن شاغل‌ام

135
00:07:18,351 --> 00:07:22,453
هی، گلادیس، اون ماشینه که اگزوزش خراب بود
ایناش به‌درد می‌خورد، میخوای کجا بزارم‌شون؟

136
00:07:22,455 --> 00:07:25,856
.آره، الان نه، لاگنات

137
00:07:25,858 --> 00:07:28,824
اوه، هی، وایسا
بروبچ‌رو دورهم جمع کن، خب؟

138
00:07:28,826 --> 00:07:30,229
.بهشون بگو پسرم اومده خونه

139
00:07:30,895 --> 00:07:32,161
.و رفیق شفیق‌‍شم باهاش اومده

140
00:07:32,163 --> 00:07:35,831
،امشب
.قراره جشن بگیریم

141
00:07:35,833 --> 00:07:36,801
!واو، ایول

142
00:07:40,104 --> 00:07:41,805
<i>،بتی
.قیافه‌ت افتضاح شده</i>

143
00:07:42,272 --> 00:07:44,038
.مرسی، مامان

144
00:07:44,040 --> 00:07:46,843
اومدی این‌جا تا فقط
همین‌رو بهم بگی؟

145
00:07:47,843 --> 00:07:50,711
.فکر کردم توی مزرعه می‌مونی

146
00:07:50,713 --> 00:07:53,380
همین‌طوره، ولی هیئت انجمن مدرسه
.باهام تماس گرفت

147
00:07:53,382 --> 00:07:55,782
اونا یه جلسۀ اضطراری گذاشته بودن
.و منم می‌خوام حضور داشته باشم

148
00:07:55,784 --> 00:07:57,384
جلسه راجع‌به چی؟

149
00:07:57,386 --> 00:08:00,786
ظاهراً، یه تشنج دسته‌جمعی
.توی مدرسه‌تون اتفاق افتاده

150
00:08:00,788 --> 00:08:02,889
.مثل همونی که تو داشتی

151
00:08:02,891 --> 00:08:05,324
دلیل تشنج‌‍ت هرچی که بوده
.به ویکسن‌ها هم سرایت کرده

152
00:08:05,326 --> 00:08:08,127
همه‌شون؟
ورونیکا هم همین‌طور؟

153
00:08:08,129 --> 00:08:10,228
.اونم جزء کسایی بوده تشنج کردن، آره

154
00:08:10,230 --> 00:08:11,298
.خدای من

155
00:08:12,466 --> 00:08:13,365
.طفلکی وی

156
00:08:13,367 --> 00:08:16,734
.فقط خوشحالم که تو اینجائی، عزیزم

157
00:08:16,736 --> 00:08:18,905
.جات پیش خواهرها امن‌‍ه

158
00:08:22,808 --> 00:08:25,109
<i>.ما رابطه‌ی خیلی خاصی داریم</i>

159
00:08:25,111 --> 00:08:29,078
،اون یه رازهایی‌رو بهم می‌گه
،ماجراجوئی‌های مخصوص خودم رو بهم می‌ده

160
00:08:29,080 --> 00:08:31,848
و من آدمائی رو می‌شناسم که ازش
،می‌ترسن چون خیلی قدرتمنده

161
00:08:31,850 --> 00:08:34,417
.ولی اتفاقاً اون خیلی باحاله

162
00:08:34,419 --> 00:08:35,884
کی خیلی باحاله؟

163
00:08:35,886 --> 00:08:36,952
.اوه، سلام، اتل

164
00:08:36,954 --> 00:08:38,754
همین‌الان داشتم به همه راجع‌به

165
00:08:38,756 --> 00:08:41,924
این‌که چجوری من و پادشاه گارگویل
.این‌قدر به‌هم نزدیک شدیم می‌گفتم

166
00:08:41,926 --> 00:08:43,258
.خیلی بامزه بود، بتی

167
00:08:43,260 --> 00:08:46,027
.حقیقت داره
،بعد از اینکه ملاقاتش کردم

168
00:08:46,029 --> 00:08:48,097
نمی‌تونستم فکرش‌رو از
سرم بیرون کنم، می‌دونی؟

169
00:08:48,932 --> 00:08:50,233
.اون فوق‌العاده‌ست

170
00:08:51,034 --> 00:08:53,203
...دیروز، اون گفت که

171
00:08:56,239 --> 00:08:57,405
.بی‌خیال

172
00:08:57,407 --> 00:08:58,440
چی گفت؟

173
00:09:00,776 --> 00:09:02,377
دیروز، اون گفت

174
00:09:03,412 --> 00:09:06,045
.که من سوگلی جدیدشم

175
00:09:06,047 --> 00:09:08,981
.این... این امکان نداره

176
00:09:08,983 --> 00:09:11,483
.تو به‌اندازۀ کافی لیاقت اون‌رو نداری

177
00:09:11,485 --> 00:09:14,919
داری همۀ اینارو از خودت درمیاری
تا منو دست بندازی، مگه‌نه؟

178
00:09:14,921 --> 00:09:16,990
.معلومه که نه، اتل

179
00:09:18,191 --> 00:09:20,959
،ولی اگه حرفم‌رو باور نمی‌کنی

180
00:09:20,961 --> 00:09:23,093
.باید خودت بری از خودش بپُرسی

181
00:09:23,095 --> 00:09:27,264
یا اینکه من و تو می‌تونیم باهمدیگه
.بریم و با پادشاه گارگویل حرف بزنیم

182
00:09:27,266 --> 00:09:29,401
تو کلیدهای تالار پادشاه رو داری، مگه‌نه؟

183
00:09:35,940 --> 00:09:37,006
چیه؟

184
00:09:37,008 --> 00:09:38,977
اتل، ترسیدی؟

185
00:09:50,886 --> 00:09:52,086
داری چی‌کار می‌کنی؟
!درب رو باز کن

186
00:09:52,088 --> 00:09:53,153
.نمی‌تونم، اتل

187
00:09:53,155 --> 00:09:56,390
و ازت معذرت می‌خوام، ولی باید
،نقشه‌هامو سریع‌تر پیش‌ ببرم

188
00:09:56,392 --> 00:09:58,292
و تو بهترین کسی هستی که می‌تونم
.از خواب غفلت بیدارش کنم

189
00:09:58,294 --> 00:09:59,959
.تو داری اون‌رو عصبانی می‌کنی
...داری بهش بی‌احترامی می‌کـ

190
00:09:59,961 --> 00:10:01,894
.پادشاه گارگویل، واقعی نیست، اتل

191
00:10:01,896 --> 00:10:03,229
.اون یه خیال باطل‌‍ه

192
00:10:03,231 --> 00:10:05,598
اون آبنباتی که خواهرها
بهمون می‌دادن رو یادته؟

193
00:10:05,600 --> 00:10:08,034
،اون مواد مخدره
.اون مواد باعث می‌شه اون‌چیزا رو ببینی

194
00:10:08,036 --> 00:10:09,901
!بس کن! دروغ نگو

195
00:10:09,903 --> 00:10:13,972
تا چند ساعت دیگه، به‌محض اینکه اثر
مواد از بین بره خودت می‌فهمی، خب؟

196
00:10:13,974 --> 00:10:15,342
.خودت حقیقت‌رو می‌فهمی

197
00:10:15,366 --> 00:10:19,664
<font color="#ff0000">«: مـتـرجـمـیـن: آریـا و غـزل :»</font>
<font color="#ff8000">.:: Violet , Ariya ::.</font>

198
00:10:19,688 --> 00:10:26,688
<font color="#cb351b">.::ارائه‌ای اختصاصی از وبسایتِ::.
|-| Film2Movie.WS |-|</font>

199
00:10:26,689 --> 00:10:31,188
<font color="#b8b8dc">.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:.</font>
<font color="#0080ff">*|*|*|*  @MyFilm2Movie  *|*|*|*</font>

200
00:10:31,189 --> 00:10:33,859
.اتل، من برگشتم

201
00:10:35,927 --> 00:10:37,329
حالت خوبه؟

202
00:10:39,030 --> 00:10:41,032
.من نمی‌فهمم

203
00:10:44,468 --> 00:10:46,304
.فقط یه مجسمه است

204
00:10:47,571 --> 00:10:49,239
.ولی من دیدمش

205
00:10:55,612 --> 00:10:57,378
همه‌مون دیدیمش

206
00:10:57,380 --> 00:11:00,816
چون فیزل‌راکس مصرف کرده بودیم
.نشئه بودیم

207
00:11:01,183 --> 00:11:04,051
خواهرها مواد به خوردمون می‌دن

208
00:11:04,053 --> 00:11:07,387
تا خیالاتی که بهمون تلقین‌
.می‌کنن رو قبول کنیم

209
00:11:07,389 --> 00:11:10,056
،می‌زارن بازی رو انجام بدیم
و بعدش از توهماتی که

210
00:11:10,058 --> 00:11:12,425
نسبت به پادشاه گارگویل داریم
استفاده می‌کنن

211
00:11:12,427 --> 00:11:14,959
تا ما رو بترسونن
.که تسلیم‌شون بشیم

212
00:11:14,961 --> 00:11:17,363
.امکان نداره -
.چرا داره -

213
00:11:17,365 --> 00:11:21,566
خواهرها دارن با هایرام
.یه‌ کلکی سوار میکنن

214
00:11:21,568 --> 00:11:25,236
فکر کنم هایرام داره به خواهرها پول می‌ده
.که موادهاش‌رو روی بیمارها امتحان کنن

215
00:11:25,238 --> 00:11:28,205
،ولی من اونو دیدیم
.توی واقعیت

216
00:11:28,207 --> 00:11:30,641
.توی اتاق بیمارستانی که توش بودم

217
00:11:30,643 --> 00:11:32,078
...پادشاه گارگویل، اون

218
00:11:33,312 --> 00:11:36,145
.اون بیرون‌‍ه -
.می‌دونم -

219
00:11:36,147 --> 00:11:39,048
،منم پادشاه گارگویل‌رو توی شهر دیدم

220
00:11:39,050 --> 00:11:40,650
یا شایدم یه نفره که
.خودش‌رو به‌شکل اون درآورده

221
00:11:40,652 --> 00:11:43,919
درهر صورت، این حقیقت مربوط
،به‌اینجا رو عوض نمی‌کنه

222
00:11:43,921 --> 00:11:45,989
.اینی که این‌جاست فقط یه کُپه سیمان‌‍ه

223
00:11:49,093 --> 00:11:50,158
.نمی‌تونم باور کنم

224
00:11:50,160 --> 00:11:51,526
.من به کمکت احتیاج دارم، اتل

225
00:11:51,528 --> 00:11:55,597
خواهر وودهاوس حتماً بیش‌از اون‌چه که وانمود
.می‌کنه، راجع‌به جی‌اندجی اطلاعات داره

226
00:11:55,599 --> 00:11:58,868
این بازی واقعاً داره
.آدم‌ها رو به‌کُشتن می‌ده

227
00:11:59,402 --> 00:12:02,603
.به دیلتون و بن فکر کن

228
00:12:02,605 --> 00:12:06,875
اگه چیزای بیشتری بفهمیم، می‌تونیم جلوی همچین
.اتفاق‌هایی‌رو بگیریم که دیگه تکرار نشن

229
00:12:07,710 --> 00:12:11,211
فقط باید خواهر وودهاوس‌رو
به‌حرف بیاریم

230
00:12:11,213 --> 00:12:14,980
قبل‌از اینکه بتونه فلنگ‌رو
.ببنده و اینجا رو تعطیل کنه

231
00:12:14,982 --> 00:12:17,015
چطوری می‌خوایم از این‌جا فرار کنیم؟

232
00:12:17,017 --> 00:12:18,386
.آسیاب به‌نوبت

233
00:12:19,220 --> 00:12:20,920
.خواهر وودهاوس

234
00:12:25,458 --> 00:12:26,825
<i>،دانش‌آموزان توجه کنین
بدین‌وسیله اعلام می‌کنیم</i>

235
00:12:26,827 --> 00:12:29,227
<i>.که سالن استراحت دانش‌آموزان تعطیل است
...لطفاً فوراً سالن‌رو ترک کنین</i>

236
00:12:29,229 --> 00:12:31,995
اول، ورزش و فعالیت‌های
،فوق‌برنامه‌رو کنسل می‌کنن

237
00:12:31,997 --> 00:12:35,098
حالا هم دارن سالن استراحت‌رو تعطیل
می‌کنن، معلوم هست چه‌خبره؟

238
00:12:35,100 --> 00:12:39,035
،بعنون رئیس شورای دانش‌آموزی
خواهشاً بگو که یه‌چیزایی می‌دونی
.که بهمون بگی

239
00:12:39,037 --> 00:12:43,540
فکر کنم قدرت‌های من به‌عنوان دانش‌آموز ارشد
،دبیرستان ریوردیل هنوز کامل نشده

240
00:12:43,542 --> 00:12:46,041
ولی تمام ایمیل‌های هیئت‌ انجمن مدرسه
.واسۀ منم ارسال می‌شه

241
00:12:46,043 --> 00:12:48,177
.و اونا امشب یه جلسه دارن

242
00:12:48,179 --> 00:12:50,746
فکر کنم می‌خوان راجع‌به
.تعطیل کردن مدرسه حرف بزنن

243
00:12:50,748 --> 00:12:54,015
و، ورونیکا، مامان و بابای تو
.مسئولیت جلسه‌رو برعهده دارن

244
00:12:54,017 --> 00:12:55,216
.معلومه که همین‌طوره

245
00:12:55,218 --> 00:12:57,652
این دقیقاً همون کاری‌‍ه که بابام
،با دبیرستان سوث‌ساید کرد

246
00:12:57,654 --> 00:13:00,455
و صددرصد از همون‌موقع
.انگیزه‌های مخفی‌ای داشته

247
00:13:00,457 --> 00:13:01,357
.خدای من

248
00:13:03,426 --> 00:13:05,594
و حالا هم دبیرستان ریوردیل
رسماً یه منظقۀ خطر ‌‍ه؟

249
00:13:11,534 --> 00:13:14,035
.اینم یکی‌از همونایی‌‍ه که تشنج کرده بود -
.برو، ورونیکا، فرار کن -

250
00:13:17,539 --> 00:13:19,372
،مواد مخدر، گارگویل‌ها

251
00:13:19,374 --> 00:13:21,506
آدم‌های مرموز با لباس‌های محافظ

252
00:13:21,508 --> 00:13:23,141
و یه جلسه‌ی هیئت‌ انجمن مخفیانه؟

253
00:13:23,143 --> 00:13:24,543
همه‌ی اینا چجوری به‌هم ربط داره؟

254
00:13:24,545 --> 00:13:27,746
،مطمئن نیستم
.ولی من یه‌چیزایی دستگیرم شده

255
00:13:27,748 --> 00:13:28,814
،طبق گفته‌های آدم‌های من

256
00:13:28,816 --> 00:13:33,150
،پخش‌کننده‌های فیزل‌راکس
،که همون گارگویل‌ها هستن

257
00:13:33,152 --> 00:13:35,085
دارن این محصول‌رو رایگان
.در اختیار مردم می‌زارن

258
00:13:35,087 --> 00:13:38,256
"به‌اندازه‌ی کافی اپیزودهای سریال‌ "نارکوها
.رو دیدم که بدونم این یه‌جور نقشه‌ است

259
00:13:39,024 --> 00:13:40,390
برای دفعۀ اول، مهمون‌شون
،می‌کنی که معتادش بشن‌

260
00:13:40,392 --> 00:13:42,559
.و بعدش تا آخر عمر مشتری‌‌‍ت می‌شن

261
00:13:42,561 --> 00:13:45,094
و بابایی همیشه دنبال
.منافع بلندمدت‌‍ه

262
00:13:45,096 --> 00:13:46,696
،حتماً همین‌طوره
،و نکته‌ی جالب این‌جاست

263
00:13:46,698 --> 00:13:49,398
،فیزل‌راکس داره از جنوب‌شهر میاد

264
00:13:49,400 --> 00:13:52,134
درست از همون زندانی
.که بابات داره می‌سازه

265
00:13:52,136 --> 00:13:55,671
احتمالاً بعد از این‌که شرل، تونی و من از
قضیۀ آزمایشگاهش توی وایت‌وایرم خبردار شدیم

266
00:13:55,673 --> 00:13:58,039
کارخونۀ تولید موادش‌رو به
.اون زندان تغییر مکان داده

267
00:13:58,041 --> 00:13:59,542
...و حالا که حرف از شرل شد

268
00:14:02,445 --> 00:14:07,615
شرل؟ اون جلسۀ هیئت‌ انجمن مدرسه
چه ساعتی‌‍ه و جاش کجاست؟

269
00:14:07,617 --> 00:14:10,350
تا نفهمیدیم قضیه‌ی این
،تنشنج واگیردار چیه

270
00:14:10,352 --> 00:14:15,054
هیچ دانش‌آموزی حق نداره پاشو
.توی این مدرسه بزاره

271
00:14:15,056 --> 00:14:17,523
ما تمام اقدامات احتیاطی لازم‌رو
.انجام می‌دیم، خانم بلاسم

272
00:14:17,525 --> 00:14:20,593
کاری که الان باید بکنیم اینه‌که
اولین کسی که مبتلا شده رو پیدا کنیم

273
00:14:20,595 --> 00:14:23,195
و هرجور آزمایش پزشکی که هست
.رو روش انجام بدیم

274
00:14:23,197 --> 00:14:26,431
بسیارخب، گفتگوی امشب‌مون مربوط‌به
.سرنوشت دبیرستان ریوردیل‌‌‍ه

275
00:14:26,433 --> 00:14:28,166
می‌شه از بحث اصلی خارج نشیم؟

276
00:14:28,168 --> 00:14:29,367
در رابطه‌با نکته‌ای که خانم بلاسم
،بهش اشاره کرد

277
00:14:29,369 --> 00:14:32,604
.من و همسرم کاملاً موافق‌ایم
.اکثر والدین موافق هستن

278
00:14:32,606 --> 00:14:37,174
منظورم‌اینه‌که، 5تا از بچه‌های دیگه درست
.همین امروز عصر، اون تشنج‌ها رو تجربه کردن

279
00:14:37,176 --> 00:14:38,511
درست می‌گم، "والدو"؟

280
00:14:39,745 --> 00:14:40,511
.آره

281
00:14:40,513 --> 00:14:43,279
،که برای‌همین، امشب
،به‌عنوان شهردار

282
00:14:43,281 --> 00:14:45,448
من دستور اجرائی
مبنی‌بر تعطیل شدن

283
00:14:45,450 --> 00:14:47,216
دبیرستان ریوردیل رو صادر می‌کنم

284
00:14:47,218 --> 00:14:48,784
حداقل تاوقتی‌که اونجا از
.امنیت کامل برخوردار بشه

285
00:14:48,786 --> 00:14:50,586
!همین‌الان تمومش کنین

286
00:14:50,588 --> 00:14:53,756
اونایی که اومده بودن اینجا، از -
.سازمان کنترل بیما‌ری‌ها نبودن
!حرف راست -

287
00:14:53,758 --> 00:14:57,792
و حالا هم مامان و بابای من دارن
.مجبورتون می‌کنن که این‌جا رو تخته کنین

288
00:14:57,794 --> 00:15:00,362
به‌نظر دقیقاً عین همون کاری می‌مونه
،که با دبیرستان سوث‌ساید کردی

289
00:15:00,364 --> 00:15:02,464
که الان داری از اون‌جا به‌عنوان
.کارخونۀ تولید مواد استفاده می‌کنی

290
00:15:02,466 --> 00:15:04,231
یه‌لحظه صبر کن ببینم. فکر می‌کردم
مالکیت دبیرستان سوث‌ساید

291
00:15:04,233 --> 00:15:06,233
.به یه زندان واگذار شده

292
00:15:06,235 --> 00:15:08,369
،این فقط لاپوشونی بابام بود
.خانم کوپر

293
00:15:08,371 --> 00:15:10,271
برنامه‌ت واسه این‌جا
هم همینه، بابایی؟

294
00:15:10,273 --> 00:15:14,407
با یه دسیسه‌ی دروغی، یه زمینی که
،گرون بوده رو با قیمت مفت می‌خری

295
00:15:14,409 --> 00:15:16,843
بعدش بتونی امپراطوری مواد
،درحال رشدت رو گسترش بدی

296
00:15:16,845 --> 00:15:20,413
که الان منحصراً مربوط می‌شه
به فیزل‌راکس؟

297
00:15:20,415 --> 00:15:23,248
ورونیکا، معلوم هست داری
از چی حرف می‌زنی؟

298
00:15:23,250 --> 00:15:24,784
.اشکالی نداره، عشقم

299
00:15:24,786 --> 00:15:26,487
این جلسه یه دلیلی داره دیگه، نه؟

300
00:15:27,221 --> 00:15:28,720
.برای بیان نگرانی‌هامون

301
00:15:28,722 --> 00:15:30,656
ما به مرکز کنترل و پیشگیری بیماری‌ها
.زنگ می‌زنیم

302
00:15:30,658 --> 00:15:34,525
ولی وقتی اولویت بحران این‌قدر پائین باشه
.اونا هیشکی رو واسه تحقیقات نمی‌فرستن

303
00:15:34,527 --> 00:15:36,327
.فکر می‌کنن همۀ اینا ریشه روانی‌ داره

304
00:15:36,329 --> 00:15:38,396
.واسه‌همین، خودمون پیش‌قدم شدیم

305
00:15:38,398 --> 00:15:40,196
اون آدمایی که دیدی
،لباس محافظ پوشیده بودن

306
00:15:40,198 --> 00:15:43,533
اونا رو از طرف یه شرکت خصوصی استخدام
.شده بودن که آزمایشات جامعی انجام بدن

307
00:15:43,535 --> 00:15:46,336
و دبیرستان سوث‌ساید داره
،به یه زندان تبدیل می‌شه

308
00:15:46,338 --> 00:15:48,305
.نه کارخونۀ تولید مواد مخدر

309
00:15:48,307 --> 00:15:50,406
اگه اسم نگهبان‌هایی که اخیراً
،استخدام کردیم رو می‌خوای

310
00:15:50,408 --> 00:15:52,143
با کمال‌میل واست
.لیست‌‌‍ش رو تهیه می‌کنم

311
00:15:54,278 --> 00:15:55,680
چیزی‌رو که از قلم ننداختم؟

312
00:15:59,182 --> 00:16:01,282
.چرا، از قلم انداختی

313
00:16:01,284 --> 00:16:03,885
اون بخشی که تو داری
فیزل‌راکس رو تولید می‌کنی

314
00:16:03,887 --> 00:16:05,286
و مجانی در اختیار مردم قرار می‌دی

315
00:16:05,288 --> 00:16:07,724
تا تک‌تک نوجوان‌های ریوردیل‌رو
.معتادش کنی

316
00:16:08,825 --> 00:16:11,425
،و گمونم من پادشاه گارگویل هم هستم

317
00:16:11,427 --> 00:16:14,294
همون‌طور که جاگ‌هد جونز
متهمم کرد؟

318
00:16:14,296 --> 00:16:16,330
.اوه، دختر بیچاره و زودباور

319
00:16:16,332 --> 00:16:19,565
شنیده بودم که این تشنج‌ها
،باعث توهمات هم می‌شن

320
00:16:19,567 --> 00:16:22,835
و مگه این دختر هم یکی‌از
اونائی نیست که تشنج کرده بودن؟

321
00:16:22,837 --> 00:16:26,439
،حالا که حرفش شد
تشویق‌کننده‌ها کجان؟

322
00:16:26,441 --> 00:16:28,774
دارم از اون ویکسن‌هایی
.که غیب‌شون زده حرف می‌زنم

323
00:16:28,776 --> 00:16:29,608
اونا چی؟

324
00:16:29,610 --> 00:16:31,309
اونا چجوری اون مواد رو مصرف کردن؟
کی بهشون داده؟

325
00:16:31,311 --> 00:16:34,179
اون دخترها به بیمارستان
عمومی ریوردیل رفتن

326
00:16:34,181 --> 00:16:36,481
جائی که مطمئنم به‌بهترین شکل ممکن
.ازشون مراقبت می‌شه

327
00:16:36,483 --> 00:16:39,316
و شکی نیست که عین خوک
!هر بلائی که بخوان سرشون میارن

328
00:16:39,318 --> 00:16:41,919
،تو با دارودستۀ من درافتادی
.که این یعنی، با من درافتادی

329
00:16:41,921 --> 00:16:43,756
!حالا ازت جواب‌های واقعی می‌خوام

330
00:16:47,593 --> 00:16:49,292
چیه؟

331
00:16:49,294 --> 00:16:50,195
چیه، مار هفت‌خط؟

332
00:17:02,339 --> 00:17:03,739
هایرام لاج، هان؟

333
00:17:03,741 --> 00:17:06,340
اون پسره‌ی کوتولۀ خوش‌تیپ
.همیشه مایه‌ی دردسر بود

334
00:17:06,342 --> 00:17:07,577
ولی چرا افتاده دنبال آرچی؟

335
00:17:10,313 --> 00:17:13,313
آرچی تنها کسی بود که جلوش وایساد
.باهاش مبارزه کرد

336
00:17:13,315 --> 00:17:15,150
...البته اینم به کنار، که با دخترش

337
00:17:15,852 --> 00:17:17,350
.با دخترش هم دوست بودم

338
00:17:17,352 --> 00:17:18,351
.اوه

339
00:17:18,353 --> 00:17:20,787
دوست بودی"؟"
یعنی اینکه، دیگه باهاش دوست نیستی؟

340
00:17:20,789 --> 00:17:22,922
یعنی اینکه، الان مجردی؟ -
.آروم باش، جلی‌بین -

341
00:17:22,924 --> 00:17:24,858
.الان دیگه اسم جی‌بی‌‍ه. "كرواك" کوچولو
<font color="#ff8000">[جک كرواك رمان‌نویس آمریکائی]</font>

342
00:17:24,860 --> 00:17:26,960
.آرچی

343
00:17:26,962 --> 00:17:29,263
،راجع‌به این اتفاق‌ها
با پدرت صحبت کردی؟

344
00:17:30,865 --> 00:17:34,869
.ای‌کاش
،ای‌کاش می‌تونستم ببینمش

345
00:17:35,669 --> 00:17:36,835
.بهش بگم اوضاعم چطوریه

346
00:17:36,837 --> 00:17:39,871
.ولی خیلی خطرناکه
میاد یقه‌مو می‌گیره و
.منو برمی‌گردونه‌ خونه

347
00:17:39,873 --> 00:17:41,608
.جای من توی ریوردیل نیست

348
00:17:44,010 --> 00:17:45,609
!خوک آماده‌ست

349
00:17:45,611 --> 00:17:47,377
.خیلی‌خب
.شنیدی که چی گفت

350
00:17:47,379 --> 00:17:49,513
آرچی، برو با یه غذای گرم
.یه دلی از عزا دربیار

351
00:17:49,515 --> 00:17:50,916
.گوشت ران‌، بهترین قسمت‌شه

352
00:17:56,454 --> 00:17:58,754
،خیلی‌خب

353
00:17:58,756 --> 00:18:00,723
.خب درباره‌ی اون بازی بهم بگو

354
00:18:00,725 --> 00:18:03,258
همونی که تو و آرچی
.درگیرش شدین

355
00:18:03,260 --> 00:18:04,392
گریفین و گارگویل؟

356
00:18:04,394 --> 00:18:06,294
چطوری خودتون‌رو درگیرش کردین؟

357
00:18:06,296 --> 00:18:07,729
.خب، اون فراتر از یه بازی‌‍ه

358
00:18:07,731 --> 00:18:10,297
.شباهت‌های زیادی به ریوردیل داره

359
00:18:10,299 --> 00:18:12,834
.فقط میخوام رمزگشائیش کنم
.ته و توشو دربیارم

360
00:18:12,836 --> 00:18:14,403
.بفهمم کی پشت تمام این ماجراهاست

361
00:18:15,337 --> 00:18:18,338
.این‌طور که به‌نظر میاد، هایرام‌‍ه

362
00:18:18,340 --> 00:18:21,474
اون زخم روی بازوت هم
کار اون مرتیکه است؟

363
00:18:21,476 --> 00:18:23,409
دیدیش؟ هان؟ -
.آره، خیلی بده -

364
00:18:23,411 --> 00:18:25,945
...نه، اون بخاطر چیز بود

365
00:18:25,947 --> 00:18:30,783
یه هدیه از طرف یه افعی سابق بود
.که نون‌خور هایرام شده بود

366
00:18:30,785 --> 00:18:32,784
.پنی پی‌بادی -
پنی؟ -

367
00:18:32,786 --> 00:18:33,785
اون سلیطه‌رو می‌گی؟

368
00:18:33,787 --> 00:18:36,054
.اون همیشه با من و بابات دعوا داشت

369
00:18:36,056 --> 00:18:38,457
و حالا این‌کارو کرده؟
اون پسرم رو زخمی کرده؟

370
00:18:38,459 --> 00:18:41,026
می‌دونی، هیچ‌وقت این‌رو
.واست نمی‌خواستم، بچه‌جون

371
00:18:41,028 --> 00:18:42,426
.منظورم‌اینه‌که، تو سردستۀ افعی‌هایی

372
00:18:42,428 --> 00:18:44,295
هیچ‌وقت نمی‌خواستم عضو اون
.گنگ لعنتی بشی

373
00:18:44,297 --> 00:18:48,366
نمی‌خواد عین آدمای مغروری
.که هیچ‌کاری نکردن رفتار کنی

374
00:18:49,501 --> 00:18:52,335
یکم‌پیش، اون پسره رو دیدم که
.ضبط‌های ماشین‌ها دستش بود

375
00:18:52,337 --> 00:18:54,604
خودت می‌گی ریوردیل‌رو ترک کردی
،که از زندگی به‌عنوان یه افعی فاصله بگیری

376
00:18:54,606 --> 00:18:57,574
و حالا هم بفرما، ماشین‌ها رو تعمیر می‌کنی
،و قطعات‌شون رو بلند می‌کنی

377
00:18:57,576 --> 00:19:00,409
.خدا می‌دونه دیگه چه‌کارهایی می‌کنی -
.هی -

378
00:19:00,411 --> 00:19:03,712
خب که چی؟ مگه مشکلی داره
چندتا ضبط ماشین بلند کنیم

379
00:19:03,714 --> 00:19:05,314
و یا چندتا قالپاق ماشین‌رو بدزدیم؟

380
00:19:05,316 --> 00:19:07,683
من دارم از این بچه‌هایی که
جای دیگه‌ای واسه رفتن ندارن

381
00:19:07,685 --> 00:19:09,317
مراقبت می‌کنم و
.شکم‌شون رو سیر می‌کنم

382
00:19:09,319 --> 00:19:12,386
می‌گی باید چی‌کار کنم؟
همین‌جوری ول‌شون کنم به امون خدا؟

383
00:19:12,388 --> 00:19:13,523
این همون کاری‌‍ه که
با من کردی، مگه‌نه؟

384
00:19:18,327 --> 00:19:20,327
یالا، بیا بریم یه‌چیزی بخوریم

385
00:19:20,329 --> 00:19:21,897
وگرنه چیزی واسه‌مون
.باقی نمی‌مونه

386
00:19:36,010 --> 00:19:37,879
از دیدنم تعجب کردی، مو قرمزی؟

387
00:19:39,513 --> 00:19:40,912
،واسه‌ت یه جایزه گذاشتن

388
00:19:40,914 --> 00:19:43,414
،و وقتی میومدی اینجا
از هانسل و گرتل هم

389
00:19:43,416 --> 00:19:45,284
یشتر خُرده‌نون روی زمین ریخته
.بودی، واسه همین راحت پیدات کردم

390
00:19:45,518 --> 00:19:47,551
،موقرمزی، اگه صدات در نیاد

391
00:19:47,553 --> 00:19:49,887
درب صندوق‌عقب ماشین‌رو نمی‌بندم
.تا اذیت نشی

392
00:19:49,889 --> 00:19:52,324
.نه اگه من اول بکنمت توی صندق‌عقب

393
00:19:57,362 --> 00:19:59,029
اون چاقوی کوچولوت‌
.رو بزار زمین، هرزه

394
00:19:59,031 --> 00:20:01,766
،مواظب باش، بچه‌جون
.ممکنه چشمات‌رو کور کنی

395
00:20:13,543 --> 00:20:16,911
می‌دونی، پنی، تعجب نکردم که
آدمی لاشخوری مثل تو

396
00:20:16,913 --> 00:20:19,047
.داره با هایرام لاج کار می‌کنه

397
00:20:19,049 --> 00:20:22,549
تو همیشه توی وفادار
.بودن مشکل داشتی

398
00:20:22,551 --> 00:20:26,753
،این حرف گنده‌ای‌‍ه
.که داره از دهن گلادیس جونز بیرون میاد

399
00:20:26,755 --> 00:20:27,955
...آره، خب

400
00:20:27,957 --> 00:20:31,158
تعجب کردم که همین‌الان
.نرفتی لوش بدی

401
00:20:31,160 --> 00:20:35,128
حتماً یه آتوی درست‌وحسابی
.ازت داره، پنی سلیطه

402
00:20:35,130 --> 00:20:36,497
.من خبرچین نیستم

403
00:20:36,864 --> 00:20:38,664
،ولی اینو هم گفته باشم

404
00:20:38,666 --> 00:20:40,668
.هایرام دست‌بردار نیست

405
00:20:41,736 --> 00:20:43,037
نه تا وقتی که چیزی‌رو
.که می‌خواد به‌دست بیاره

406
00:20:43,704 --> 00:20:45,304
.و الان، اون موقرمزی رو می‌خواد

407
00:20:45,306 --> 00:20:49,674
و از دست تو و اون دار و دستۀ
ریزه‌میزه‌ات و یا جاگ‌هد هم

408
00:20:49,676 --> 00:20:51,912
.هیچ کاری برنمیاد

409
00:20:52,611 --> 00:20:55,879
.هایرام دست‌بردار نیست

410
00:20:55,881 --> 00:20:57,183
،حالا که حرف جاگِ من پیش اومد

411
00:20:58,551 --> 00:21:01,185
.دیدم چه بلائی سرش آوردی

412
00:21:01,187 --> 00:21:04,654
.عین اِستیک بازوش رو بُریدی

413
00:21:04,656 --> 00:21:06,789
.اون قضیه بین من و اون بود

414
00:21:06,791 --> 00:21:08,858
.آره، خب، من مامانش‌ام

415
00:21:08,860 --> 00:21:10,594
.پس الان دیگه بین من و تو‌‍ه

416
00:21:17,968 --> 00:21:22,703
،خیلی‌خب، همگی
،برین داخل

417
00:21:22,705 --> 00:21:25,673
من و پنی، یه‌سری حرف‌های
.دخترونه داریم که باید باهم بزنیم

418
00:21:25,675 --> 00:21:26,809
،راجع‌به جی‌اندجی ازش بپرس

419
00:21:27,977 --> 00:21:29,711
اینکه چجوری هایرام
.پشت همۀ این قضایاست

420
00:21:30,612 --> 00:21:31,680
.دریافت شد

421
00:21:37,585 --> 00:21:38,920
.می‌خواستم تو رو تحسین‌‍ کنم

422
00:21:39,854 --> 00:21:42,523
خیلی دل‌وجرأت داشتی که اون‌جوری

423
00:21:43,190 --> 00:21:44,558
.وارد جلسه شدی

424
00:21:45,359 --> 00:21:47,161
.بهت تبریک می‌گم -
بخاطر چی؟ -

425
00:21:47,727 --> 00:21:49,228
.بخاطر این‌که حق با تو بود

426
00:21:49,230 --> 00:21:52,730
.‌‍راجع‌به همه‌چیز
.یا حداقل بیشتر چیزا

427
00:21:52,732 --> 00:21:55,833
منظورم اینه، قضیه خیلی بزرگ‌تر
.از اون‌چیزیه که فکرشو می‌کنی

428
00:21:55,835 --> 00:21:58,036
این نقشه؟ اتفاقات آینده؟

429
00:21:58,038 --> 00:22:00,639
.باید توی تاریخ ثبت بشن

430
00:22:01,607 --> 00:22:02,939
.طراحی‌‍ش سال‌ها طول کشید

431
00:22:02,941 --> 00:22:04,309
چی هست؟

432
00:22:05,610 --> 00:22:07,344
واقعاً چی می‌خوای، بابایی؟

433
00:22:07,346 --> 00:22:08,946
.چیزی که هر پادشاهی می‌خواد

434
00:22:09,747 --> 00:22:10,948
.یه قلمرو

435
00:22:11,883 --> 00:22:13,716
.و یه وارث

436
00:22:13,718 --> 00:22:15,685
،می‌دونی
،وقتی همه‌چیز روبه‌راه شد

437
00:22:16,753 --> 00:22:18,920
.امیدوارم تو هم بهم ملحق بشی

438
00:22:18,922 --> 00:22:20,622
دست راستم باشی

439
00:22:20,624 --> 00:22:22,292
و توی نظارت‌بر قلمروی جدید
.کمکم کنی

440
00:22:26,695 --> 00:22:28,331
.خیلی ساده‌لوحی، بابایی

441
00:22:29,665 --> 00:22:32,701
.بعلاوه، تو شکست‌ناپذیر نیستی

442
00:22:33,669 --> 00:22:35,835
،شاید توی ریوردیل این‌طور باشه

443
00:22:35,837 --> 00:22:39,308
چون همسرت شهرداره و هیچ
،کلانتری هم وجود نداره

444
00:22:40,275 --> 00:22:43,644
ولی یه‌دنیای خیلی بزرگ
.بیرون از این‌جا هست

445
00:22:44,245 --> 00:22:45,846
.اونا از کارهای تو باخبر می‌شن

446
00:22:47,748 --> 00:22:49,817
.آره، من بابت اون زیاد نگران نیستم

447
00:22:51,351 --> 00:22:53,921
می‌دونی، خیلی‌وقته که
.ندیدم مروارید‌هات رو بندازی گردن‌‍ت

448
00:22:55,755 --> 00:22:57,657
شاید بهتر باشه دوباره
.اونا رو بندازی گردن‌‍ت

449
00:23:00,726 --> 00:23:02,725
.هی

450
00:23:02,727 --> 00:23:04,828
اضواع با پنی چطور پیش‌رفت؟ -
فقط -

451
00:23:04,830 --> 00:23:06,363
یه‌لحظه بهم وقت بده، جاگ، باشه؟

452
00:23:06,365 --> 00:23:08,867
.بزار فکر کنم
.فقط باید فکر کنم

453
00:23:10,102 --> 00:23:12,335
راجع‌به بازی حرف نزد؟ -
.جاگ، بی‌خیال -

454
00:23:12,337 --> 00:23:14,837
می‌دونی که اون بخاطر هایرام
.دنبال آرچی افتاده بوده

455
00:23:14,839 --> 00:23:16,839
اینم یه ماجراجوئی
از طرف حاکم‌ بازی بوده؟

456
00:23:16,841 --> 00:23:19,208
هایرام یه‌چیزی بیشتر از یه مرد سیاهپوش‌‍ه؟
پادشاه گارگویل اونه؟

457
00:23:19,210 --> 00:23:21,910
اون‌قدر خودت رو درگیر
،این بازی لعنتی کردی

458
00:23:21,912 --> 00:23:25,012
که نمی‌بینی بیخ گوش‌‍ت
.چه اتفاقایی داره میوفته

459
00:23:25,014 --> 00:23:27,884
،جایزه‌ی بزرگ سرِ آرچی نیست

460
00:23:28,418 --> 00:23:30,118
.ریوردیل‌‍ه

461
00:23:30,120 --> 00:23:32,819
،جاگ، اگه عقلت درست کار می‌کرد

462
00:23:32,821 --> 00:23:35,822
باید خودت می‌فهمیدی که هایرام
تا بیرون از شهر دنبال‌تون اومده

463
00:23:35,824 --> 00:23:37,791
.تا بتونه شما رو از صحنه خارج کنه

464
00:23:37,793 --> 00:23:40,929
بنابراین این‌جوری شما به‌اندازه‌ی کافی از ریوردیل
.دور هستین تا اون حرکت بزرگش رو انجام بده

465
00:23:42,231 --> 00:23:43,898
پس قضیه صعود به قلمرو نیست؟

466
00:23:45,867 --> 00:23:47,099
.قضیه، تصاحب قلمروئه

467
00:23:47,101 --> 00:23:49,368
،و اگه هایرام پادشاه گارگویل باشه

468
00:23:49,370 --> 00:23:52,737
پس اون کسی‌‍ه که مردم ریوردیل رو
.دوباره با جی‌اندجی آشنا کرد

469
00:23:52,739 --> 00:23:53,972
.و اون مسئول مرگ اون دوتا بچه بود

470
00:23:53,974 --> 00:23:55,807
خانم جی، باید چی‌کار کنیم؟

471
00:23:55,809 --> 00:23:57,844
.هنوز دارم روش فکر می‌کنم، عزیزم

472
00:23:59,845 --> 00:24:01,114
این‌جا مشکلی واسه‌مون پیش‌نمیاد؟

473
00:24:02,848 --> 00:24:03,847
یعنی، اصلاً جای آرچی امن هست؟

474
00:24:03,849 --> 00:24:06,852
.آره، معلومه که جاش امنه

475
00:24:16,794 --> 00:24:18,394
الو؟ -
وی؟ -

476
00:24:18,396 --> 00:24:20,829
بتی‌ام. چه خوب که
.دوباره صدات‌رو می‌شنوم

477
00:24:20,831 --> 00:24:23,165
دختر، ‌تو کجائی؟ -
<i>،داستانش طولانیه -</i>

478
00:24:23,167 --> 00:24:25,767
ولی من توی آسایشگاه خواهران بخشنده‌ام -
چی؟ -

479
00:24:25,769 --> 00:24:27,302
همه‌مون فکر می‌کردیم
.تو توی مزرعه‌ای

480
00:24:27,304 --> 00:24:29,737
،ورونیکا
.وقت زیادی ندارم

481
00:24:29,739 --> 00:24:32,440
.باید بادقت به‌حرفام گوش بدی

482
00:24:32,442 --> 00:24:33,608
<i>توی پیامک‌‍ت نوشته بودی
.که خبرهایی داری</i>

483
00:24:33,610 --> 00:24:37,213
بتی زنگ زد. اون توی آسایشگاه
.خواهران بخشنده‌است

484
00:24:37,879 --> 00:24:39,480
چی؟

485
00:24:39,482 --> 00:24:41,881
اون‌جا جهنم‌دره‌ی ریوردیل‌‍ه
.باید از اون‌جا فراریش بدیم

486
00:24:41,883 --> 00:24:43,816
بتی گفت که داره روی
،این موضوع کار می‌کنه

487
00:24:43,818 --> 00:24:44,751
ولی تو و من
.یه مأموریت دیگه داریم

488
00:24:44,753 --> 00:24:46,286
،طبق حرف‌های بتی

489
00:24:46,288 --> 00:24:47,953
بابام داره فیزل‌راکس رو روی

490
00:24:47,955 --> 00:24:49,988
بیمارهای آسایشگاه خواهران بخشنده
.تست می‌کنه

491
00:24:49,990 --> 00:24:53,025
به‌علاوه، اون عموت "کلادیوس" رو
،اون‌جا با بابام دیده

492
00:24:53,027 --> 00:24:56,094
که با کامیون‌های حمل شیره‌ی افرای
.شرکت بلاسم، موادها رو جابه‌جا می‌کنه

493
00:24:56,096 --> 00:24:57,895
.سایه‌های لژیون نابودی

494
00:24:57,897 --> 00:24:59,897
.اونا یه نقشۀ بزرگ دارن، شرل

495
00:24:59,899 --> 00:25:01,899
بابام اون‌رو به
.آخرالزمان تشبیه می‌کنه

496
00:25:01,901 --> 00:25:03,067
،تا جائی که ما می‌دونیم

497
00:25:03,069 --> 00:25:06,037
،بابام یه‌جورایی مسئول این تشنج‌هاست

498
00:25:06,039 --> 00:25:08,872
ولی اطلاعات دقیق‌تری
.راجع‌بهش نداریم

499
00:25:08,874 --> 00:25:11,041
واسه همین داشتم به‌این فکر می‌کنم
،شاید بتونیم از مامانت بپرسیم

500
00:25:11,043 --> 00:25:12,344
چون مامانت باهاش همدست‌‍ه دیگه؟

501
00:25:13,545 --> 00:25:15,312
.باکمال میل، ورونیکا

502
00:25:15,314 --> 00:25:17,980
.ویکسن‌های من آسیب دیدن
.تی‌تیِ من آسیب دید

503
00:25:17,982 --> 00:25:22,051
اگه مامان عجوزه‌ی من راجع‌به
،این اتفاقات چیزی بدونه

504
00:25:22,053 --> 00:25:23,254
.از زبونش بیرون می‌کِشیم

505
00:25:31,528 --> 00:25:32,961
.سلام، خواهر، ببخشید

506
00:25:32,963 --> 00:25:34,164
...می‌خواستم بدون اگه ممکنه یکم

507
00:25:39,435 --> 00:25:41,902
.جیغ نزن، خواهر

508
00:25:41,904 --> 00:25:42,936
.اوه، ببخشید

509
00:25:42,938 --> 00:25:44,939
.باید با من بیای

510
00:25:46,007 --> 00:25:48,876
وقتشه که یه ملاقاتی با
.پادشاه داشته باشیم

511
00:26:06,956 --> 00:26:08,857
.فقط منم. بیدار شو

512
00:26:10,326 --> 00:26:13,062
.نمی‌خواستم جلوی آرچی و بقیه صحبت کنم

513
00:26:14,062 --> 00:26:15,928
،این‌جور که معلوم شد

514
00:26:15,930 --> 00:26:18,197
.پی‌بادی حرف‌های زیادی واسه گفتن داشت

515
00:26:18,199 --> 00:26:23,068
،جایزه‌ای که برای رفیقت آرچی گذاشتن
.فقط واسه‌ی اون نیست

516
00:26:23,070 --> 00:26:26,871
واسه هرکسی که باهاش باشه و یا
.بهش کمک کنه هم جایزه گذاشتن

517
00:26:26,873 --> 00:26:30,874
که این یعنی الان تو هم
.هدف‌شون هستی، جاگ‌هد

518
00:26:30,876 --> 00:26:32,843
اگه برگرده به‌ریوردیل
.هم فرقی نمی‌کنه

519
00:26:32,845 --> 00:26:34,912
،بابای آرچی
،دوست‌های آرچی

520
00:26:34,914 --> 00:26:36,947
،همه در خطرن

521
00:26:36,949 --> 00:26:38,215
.که برای همین باید ولش کنی که بره

522
00:26:38,217 --> 00:26:40,917
.من آرچی رو قال نمی‌زارم، مامان

523
00:26:40,919 --> 00:26:42,118
.اون بهترین دوست‌مه

524
00:26:42,120 --> 00:26:43,788
مامانت راست می‌گه، جاگ

525
00:26:46,825 --> 00:26:48,958
.تا این‌جا هوام‌رو داشتی

526
00:26:48,960 --> 00:26:50,859
.هیچ‌کس دیگه‌ای این‌قدر مایه نذاشت

527
00:26:50,861 --> 00:26:51,893
.می‌تونی برگردی خونه

528
00:26:51,895 --> 00:26:53,295
داری از چی حرف می‌زنی؟

529
00:26:53,297 --> 00:26:54,296
نمی‌تونی تنهایی
.جائی بری

530
00:26:54,298 --> 00:26:57,065
جاگ، هایرام نزدیک بود اون‌جا
،توی اون مزرعه مارو بکُشه

531
00:26:57,067 --> 00:26:58,833
.پنی تا جای مامانت ردمون‌رو زد

532
00:26:58,835 --> 00:27:00,235
.من اونو توی خطر انداختم

533
00:27:00,237 --> 00:27:02,539
.من جلی‌بین‌رو توی خطر انداختم
.دیگه نمی‌تونم این‌کارو بکنم

534
00:27:03,507 --> 00:27:06,974
،بعد از این‌جا هرجائی که برم
.باید تنها برم

535
00:27:06,976 --> 00:27:08,311
.آرچی -
.جاگ -

536
00:27:16,952 --> 00:27:18,153
.خیلی‌خب

537
00:27:19,521 --> 00:27:21,220
.خب، تصمیم براین شد

538
00:27:21,222 --> 00:27:22,489
آرچی، ما تا مرز با
.ماشین می‌رسونیمت

539
00:27:22,491 --> 00:27:23,956
یه‌نفر رو اون‌جا می‌شناسم
.که می‌تونه کمکت کنه

540
00:27:23,958 --> 00:27:26,826
جاگ‌هد، تو هم تاهروقت دلت بخواد
.می‌تونی این‌جا بمونی

541
00:27:29,996 --> 00:27:31,364
.نه، گمونم باید برم خونه

542
00:27:33,266 --> 00:27:35,035
یه‌نفر باید هایرام لاج
.رو زمین بزنه

543
00:27:36,236 --> 00:27:37,803
پس باید یه‌نفر از داخل ریوردیل
.اونو زمین‌ بزنه

544
00:27:41,140 --> 00:27:42,572
.ای دخترای گناهکار

545
00:27:42,574 --> 00:27:47,146
به تخت می‌بندمتون و با شوکِ‌
.الکتریکی گناهاتون‌رو پاک می‌کنم

546
00:27:48,280 --> 00:27:52,948
،خواهر، هیولاها منو نمی‌ترسونن
.و شما هم همین‌طور

547
00:27:52,950 --> 00:27:56,052
.تاریکی واقعی‌رو دیدم
.صاف توی چشماش زُل زدم

548
00:27:56,054 --> 00:27:57,586
.واسه‌ی همین نتونستی منو رام کنی

549
00:27:57,588 --> 00:27:59,622
.می‌دونم چه کلکی داری سوار می‌کنی

550
00:27:59,624 --> 00:28:01,122
.تو رو با هایرام لاج دیدم

551
00:28:01,124 --> 00:28:04,392
داری موادش رو روی بیمارهای این‌جا
.تست می‌کنی

552
00:28:04,394 --> 00:28:05,959
چرا؟

553
00:28:05,961 --> 00:28:08,463
.آقای لاج یکی از خیرین بخشندۀ این‌جاست

554
00:28:08,465 --> 00:28:10,998
اوه؟ -
.یه‌آدم معتقد به مأموریت‌‍مون -

555
00:28:11,000 --> 00:28:12,199
و منظورت از "مأموریت"، اینه‌که

556
00:28:12,201 --> 00:28:16,104
با استفاده از بازی و پادشاه گارگویل
دخترها رو بترسونی؟

557
00:28:16,938 --> 00:28:18,404
تا بچه‌ها‌رو شکنجه بدی؟

558
00:28:18,406 --> 00:28:22,041
بچه‌هایی که به‌اینجا میان
.آسیب‌دیده هستن

559
00:28:22,043 --> 00:28:23,975
مأموریت مقدس ما اینه‌که
،اونا رو خوب کنیم

560
00:28:23,977 --> 00:28:26,346
.اون‌هم با‌هر ابزاری که لازمه

561
00:28:26,348 --> 00:28:29,983
این یعنی خواهرها بازی گریفین‌و گارگویل‌

562
00:28:31,118 --> 00:28:32,453
رو به‌عنوان یه ابزار خلق کردن؟

563
00:28:35,289 --> 00:28:38,690
از موقعی‌که آسایشگاه
افتتاح شد، بچه‌های

564
00:28:38,692 --> 00:28:40,925
.بدرفتار به این اتاق آورده می‌شدن

565
00:28:40,927 --> 00:28:44,060
.اون مجسمه اونا می‌ترسوند تا تسلیم بشن

566
00:28:44,062 --> 00:28:46,996
،بعضی‌هاشون
،اونایی که بیشتر آشفته بودن

567
00:28:46,998 --> 00:28:48,631
،یه قلمروی خیالی ساختن

568
00:28:48,633 --> 00:28:50,166
یه بازی

569
00:28:50,168 --> 00:28:52,537
تا با ترس یکی به اسم

570
00:28:53,672 --> 00:28:55,072
.پادشاه گارگویل روبرو شن

571
00:28:56,474 --> 00:28:59,276
.ازش به‌عنوان یه‌ابزار درمانی استفاده کردیم

572
00:28:59,710 --> 00:29:00,809
و جواب داد

573
00:29:00,811 --> 00:29:04,380
چون خودش‌رو توی ذهن کسایی
.که بازی می‌کردن جا داد

574
00:29:04,382 --> 00:29:07,048
.باعث شد سر به راه شن
.متمرکزشون کرد

575
00:29:07,050 --> 00:29:10,984
اگه راست‌‍ه، پس چه‌طور
بازی پاش به بیرون باز شد؟

576
00:29:10,986 --> 00:29:12,152
تو به هایرام دادیش؟

577
00:29:12,154 --> 00:29:15,055
هیچ‌وقت قرار نبود این بازی
.از این ساختمون خارج بشه

578
00:29:15,057 --> 00:29:16,623
.چون خیلی قدرتمند بود

579
00:29:16,625 --> 00:29:18,959
یه بازی‌ای بود که از
.دیوانگی بوجود اومده بود

580
00:29:18,961 --> 00:29:21,328
دیوانگی‌ای که تو
.به گسترشش کمک کردی

581
00:29:21,330 --> 00:29:23,430
.و حالا آدمائی مثل بن و دیلتون مُردن

582
00:29:23,432 --> 00:29:26,699
تو واسه تمام کارهایی که
.کردی تقاص پس می‌دی، خواهر

583
00:29:26,701 --> 00:29:29,135
و باید چیزهایی که
راجع‌به بازی به‌ما گفتی

584
00:29:29,137 --> 00:29:30,937
.به مأمورای قانون هم بگی

585
00:29:31,972 --> 00:29:33,674
.و همین‌طور راجع‌به کمک‌های هایرام لاج

586
00:29:35,442 --> 00:29:39,644
من فقط به‌یه نفر
.جواب پس می‌دم، بتی

587
00:29:39,646 --> 00:29:42,480
بیا، اتل
.کلیدهاش دست‌مونه

588
00:29:42,482 --> 00:29:44,014
.ما از این‌جا می‌ریم

589
00:29:44,016 --> 00:29:46,650
ما بچه‌هات رو با
.خومون می‌بریم، خواهر

590
00:29:46,652 --> 00:29:47,653
.اونا دل‌شون نمی‌خواد از این‌جا برن

591
00:29:49,020 --> 00:29:50,322
.خواهیم دید

592
00:29:54,760 --> 00:29:56,092
!کمک

593
00:29:56,094 --> 00:29:57,226
!کمک

594
00:29:57,228 --> 00:29:59,464
.من توی زیرزمین‌ام

595
00:30:00,465 --> 00:30:01,499
!کمک

596
00:30:04,134 --> 00:30:06,368
.بیا دوباره امتحان کنیم

597
00:30:06,370 --> 00:30:09,371
بابای من چه نقشه‌ای
واسه ریوردیل داره؟

598
00:30:09,373 --> 00:30:11,575
!حرف بزن
.یا دوباره شهد به خوردت می‌دیم

599
00:30:13,142 --> 00:30:17,244
چرا می‌خوای نقشه‌های
بابات رو بدونی؟

600
00:30:17,246 --> 00:30:22,182
اون بالاخره می‌خواد این خراب‌شده رو
.به یه‌جای ارزشمند تبدیل کنه

601
00:30:22,184 --> 00:30:24,684
یه جائی که همه‌‌مون می‌تونیم
بدون مزاحمت

602
00:30:24,686 --> 00:30:29,254
.کاسبی‌های مختلف خودمون رو داشته باشیم -
این یعنی چی؟ -

603
00:30:29,256 --> 00:30:32,491
داره راجع‌به معاملات مواد
.و فاحشگی حرف می‌زنه

604
00:30:32,493 --> 00:30:34,595
مگه نه، غول دیوونه؟

605
00:30:42,068 --> 00:30:43,470
.جزئیاتِ‌ دقیق‌رو می‌خوائیم

606
00:30:44,704 --> 00:30:49,072
"بابام واسه تبدیل کردن ریوردیل به "وایس سیتی
<font color="#ff8000">[شهری خیالی در بازی جی‌تی‌ای که پر از گناه و فساد است]</font>

607
00:30:49,074 --> 00:30:50,006
دقیقاً چه برنامه‌ای داره؟

608
00:30:50,008 --> 00:30:53,577
خب، دستش با شهردار
توی یه‌کاسه‌ست، مگه نه؟

609
00:30:53,579 --> 00:30:56,111
،و واسه‌ی اجراء قانون‌هم، خب

610
00:30:56,113 --> 00:30:58,447
،تا جائی‌که من می‌دونم

611
00:30:58,449 --> 00:31:00,585
.ریوردیل کلانتری چیزی نداشت

612
00:31:02,553 --> 00:31:05,354
.جزئیات‌رو بگو
،وگرنه به‌خدا قسم

613
00:31:05,356 --> 00:31:07,656
توی این گنداب
.خفه‌ات می‌کنم

614
00:31:07,658 --> 00:31:10,060
و درهای باغ‌رو باز می‌ذاریم
.تا مورچه‌ها بیان تو

615
00:31:12,128 --> 00:31:15,062
.خیلی‌خب، بهتون می‌گم

616
00:31:15,064 --> 00:31:17,799
،یه‌لحظه. منظورتون چی‌‍ه
نمی‌خوائین فرار کنین؟

617
00:31:17,801 --> 00:31:19,066
.این‌جا احساس امنیت داریم

618
00:31:19,068 --> 00:31:20,167
.جی‌اندجی بازی می‌کنیم

619
00:31:20,169 --> 00:31:24,170
،خواهرها بهمون آبنبات می‌دن
.گرم و ترتمیز نگهمون می‌دارن

620
00:31:24,172 --> 00:31:25,441
چرا باید بخوایم بریم؟

621
00:31:29,544 --> 00:31:31,177
.خواهر وودهاوس راست می‌گفت

622
00:31:31,179 --> 00:31:33,312
،همه‌شون شستشوی مغزی شدن
.درست عین من

623
00:31:33,314 --> 00:31:35,280
خب، نمی‌تونیم همین‌جوری
.ول‌‍شون کنیم بریم

624
00:31:35,282 --> 00:31:38,650
همه‌ی اون بچه‌هائی توی بخش اصلاح
.همجنس‌گراها، جائی‌که شرل بود هم هستن

625
00:31:38,652 --> 00:31:41,555
.باید یه‌کاری از دست‌‍مون بربیاد

626
00:31:43,155 --> 00:31:45,222
.وایسا، بازی

627
00:31:45,224 --> 00:31:48,559
بازی‌‍ه روشی‌‍ه که با ترس
رو به رو می‌شن، درسته؟

628
00:31:48,561 --> 00:31:52,063
پس، بیا با تبدیلش به یه‌ماجراجوئی
.به فرار متقاعدشون کنیم

629
00:31:53,164 --> 00:31:55,766
،پادشاه گارگویل الهام‌بخش ترس‌‍ه

630
00:31:55,768 --> 00:31:57,767
.پس بیا بهشون امید بدیم

631
00:31:57,769 --> 00:32:00,770
،بیا متضاد پادشاهِ گارگویل‌رو نشون‌‍شون بدیم
...که

632
00:32:00,772 --> 00:32:01,806
.‌‍ملکه‌ی گریفین‌‍ه

633
00:32:10,307 --> 00:32:11,673
.خیلی‌خب

634
00:32:11,675 --> 00:32:14,811
حالا، برای توی راه یکم نهار
.واسه‌تون بسته‌بندی کردم

635
00:32:16,145 --> 00:32:19,214
هی، جاگ. می‌شه جواب بدی؟
.احتمالاً اومدن دنبال آرچی

636
00:32:28,256 --> 00:32:29,324
!بابا

637
00:32:30,759 --> 00:32:32,825
.دلم خیلی واست تنگ شده بود، بابا

638
00:32:32,827 --> 00:32:34,361
.منم همین‌طور، ‌پسرم

639
00:32:46,372 --> 00:32:48,406
پس بالأخره اومدی، هوم؟

640
00:32:48,408 --> 00:32:50,710
.جاگ‌هد داره کیفش‌رو برمی‌داره
.یه‌دقیقه‌ی دیگه میاد بیرون

641
00:32:52,011 --> 00:32:53,278
.سلام، جلی‌بلی

642
00:32:54,346 --> 00:32:55,714
.چه بزرگ شدی

643
00:32:57,983 --> 00:32:59,183
یه‌بغل می‌دی؟

644
00:32:59,483 --> 00:33:00,717
یه‌بابا بهم می‌دی؟

645
00:33:00,719 --> 00:33:02,186
!هی، جی‌بی

646
00:33:02,486 --> 00:33:03,552
.بی‌خیال حالا

647
00:33:03,554 --> 00:33:05,256
.ولش کن. حقم‌‍ه

648
00:33:06,390 --> 00:33:07,923
.دلش واسه‌ات تنگ شده

649
00:33:07,925 --> 00:33:10,491
فقط ترجیح می‌ده جای
.قبول کردن ردش کنه

650
00:33:10,493 --> 00:33:12,527
.آره، دختر به مامانش می‌ره دیگه

651
00:33:12,529 --> 00:33:14,262
.بابا

652
00:33:14,264 --> 00:33:15,732
.می‌بینم مامان بهت زنگ زده

653
00:33:17,399 --> 00:33:19,234
.گفتم شاید دلت واسه‌ این تنگ شده باشه

654
00:33:23,639 --> 00:33:26,338
شنیدم پنی این‌جا بوده
.و دردسر درست کرده

655
00:33:26,340 --> 00:33:28,274
.هیچم دردسر نبود

656
00:33:28,276 --> 00:33:31,279
فکر می‌کنم دیگه نباید
.زیاد نگران پنی باشیم

657
00:33:35,550 --> 00:33:36,851
.بیا این‌جا، بچه‌جون

658
00:33:38,351 --> 00:33:39,586
.دلم واست تنگ می‌شه

659
00:33:43,423 --> 00:33:46,292
می‌شه موتورسیکلت‌هارو
روشن کنی، جاگ؟

660
00:33:48,829 --> 00:33:50,730
ممنون، گلادیس
.بابت تماسی که گرفتی

661
00:33:51,564 --> 00:33:52,898
.حواسم هست صحیح و سالم برسه خونه

662
00:34:02,440 --> 00:34:03,775
.برو از این‌جا

663
00:34:09,446 --> 00:34:10,848
<i>!کوین، کارآموزا</i>

664
00:34:13,382 --> 00:34:14,850
.غذا به حساب ما

665
00:34:14,852 --> 00:34:16,584
.اما شما پوست‌کلفتا باید بهمون کمک کنین

666
00:34:16,586 --> 00:34:18,853
.همین‌الان نیروی کمکی لازم داریم

667
00:34:18,855 --> 00:34:19,922
چه خبره؟

668
00:34:22,391 --> 00:34:23,893
!آماده باش، سربازا

669
00:34:24,493 --> 00:34:26,493
.داریم می‌ریم جنگ

670
00:34:26,495 --> 00:34:27,796
،شوالیه‌ها و هلکسترها

671
00:34:28,964 --> 00:34:29,929
،تیراندازها و شفادهنده‌ها

672
00:34:29,931 --> 00:34:33,465
حاکم بازی واسه‌تون یه
.ماجراجوئی جدید داره

673
00:34:33,467 --> 00:34:36,535
هدف‌‍تون فرار از دژ

674
00:34:36,537 --> 00:34:38,339
.پادشاهِ گارگویل‌‍ه

675
00:34:40,474 --> 00:34:43,474
.اما نمی‌تونیم
.اگه گیرمون بندازه، تنبیه می‌شیم

676
00:34:43,476 --> 00:34:45,978
.آره، شدیداً

677
00:34:45,980 --> 00:34:46,844
.اما امیدی هست

678
00:34:46,846 --> 00:34:49,447
.یه‌ملکه که به‌درون روشنائی هدایت‌‍تون کنه

679
00:34:49,449 --> 00:34:51,416
!گوش کنین، اون‌جاست

680
00:35:02,527 --> 00:35:06,762
،دنبالم بیایین
،دنبال ملکه‌ی گریفین‌‍تون

681
00:35:06,764 --> 00:35:10,465
،دور از این دژ
!و به قلمرو الدرویر برگردین

682
00:35:10,467 --> 00:35:11,803
اما پادشاه چی؟

683
00:35:16,606 --> 00:35:18,942
.پادشاه مُرده

684
00:35:19,643 --> 00:35:21,610
.همه‌تون آزادین

685
00:35:25,514 --> 00:35:27,681
.نباید سربازهای خبیث پادشاه‌رو بیدار کنیم

686
00:35:27,683 --> 00:35:29,382
.کلیدهای سحرآمیز دست منه

687
00:35:29,384 --> 00:35:31,786
.دنبالم تا درهای آزادی بیایین

688
00:36:14,725 --> 00:36:16,958
.بفرما

689
00:36:16,960 --> 00:36:19,760
.آخرین توقف قبل از مرزه

690
00:36:19,762 --> 00:36:21,162
.آره

691
00:36:21,164 --> 00:36:23,764
.می‌دونی، داشتم فکر می‌کردم
.می‌تونم باهات بیام

692
00:36:23,766 --> 00:36:25,366
.می‌تونیم باهم این‌کار رو بکنیم

693
00:36:25,368 --> 00:36:26,467
توی جنگل یه‌کلبه پیدا کنیم؟

694
00:36:26,469 --> 00:36:29,636
،آره. نجاری بهت یاد بدم
.همون‌طور که پدرم یاد داد

695
00:36:29,638 --> 00:36:30,906
.تصورش رو بکن

696
00:36:31,407 --> 00:36:33,139
.ما دوتا

697
00:36:33,141 --> 00:36:35,275
پدر و پسری، دور از
.شلوغی شهر زندگی کنیم

698
00:36:35,277 --> 00:36:37,310
.شکار، ماهی‌گیری

699
00:36:37,312 --> 00:36:38,844
.عالی می‌شه

700
00:36:38,846 --> 00:36:40,247
.آره، عالی می‌شه

701
00:36:42,183 --> 00:36:45,752
ولی، آه، می‌دونی که
.نمی‌تونیم این‌کارو بکنیم

702
00:36:46,220 --> 00:36:47,587
درسته، بابا؟

703
00:36:49,722 --> 00:36:51,157
،نمی‌تونم نظرت رو عوض کنم

704
00:36:51,791 --> 00:36:53,026
که راضیت کنم برگردی خونه؟

705
00:36:58,126 --> 00:36:59,927
.ولی می‌تونی برام دعای خیر کنی

706
00:37:03,998 --> 00:37:05,796
.وقتی بابام فوت کرد، همسن تو بودم

707
00:37:05,798 --> 00:37:08,735
.هیچ‌وقت نتونستم باهاش خداحافظی کنم -
.این خداحافظی نیست، بابا -

708
00:37:11,204 --> 00:37:12,805
.کاملاً حق با توئه، این‌طور نیست

709
00:37:17,609 --> 00:37:19,242
به‌زودی می‌بینمت؟

710
00:37:19,244 --> 00:37:20,946
.آره، حتماً

711
00:37:22,180 --> 00:37:24,082
.اوه، یه‌چیز دیگه

712
00:37:31,088 --> 00:37:32,422
!وگاس

713
00:38:00,681 --> 00:38:03,051
!مامان، بس کن -
.شنیدی که زنه چی گفت! دست‌ نگه‌دار -

714
00:38:05,786 --> 00:38:07,686
ورونیکا، این چیه؟

715
00:38:07,688 --> 00:38:08,620
.فکر کن من کودتا کردم

716
00:38:08,622 --> 00:38:10,155
.می‌دونیم حرکت نهائیت چی‌‍ه

717
00:38:10,157 --> 00:38:12,756
بدین‌وسیله از وظایفت به‌عنوان
.شهردار مرخص می‌شی

718
00:38:12,758 --> 00:38:14,525
اون برنامه‌هایی که تو و اون شوهرت

719
00:38:14,527 --> 00:38:16,093
با مامان آماتور من داشتین

720
00:38:16,095 --> 00:38:18,062
.الان دیگه کنسل شده

721
00:38:18,064 --> 00:38:20,630
خب حالا، از اون تلفن فاصله بگیر

722
00:38:20,632 --> 00:38:23,768
قبل‌از اینکه بزرگ‌ترین
اشتباه زندگیت‌رو مرتکب بشی

723
00:38:25,270 --> 00:38:26,171
...ورونیکا

724
00:38:27,672 --> 00:38:29,874
نمی‌تونی همین‌جور بیای
.تو و از سمتم برکنارم کنی

725
00:38:30,003 --> 00:38:31,304
.رسماً برای این سمت انتخاب شدم

726
00:38:34,007 --> 00:38:36,942
.به‌علاوه، خیلی دیر کردی

727
00:38:38,445 --> 00:38:40,911
.دستورش ده دقیقه‌ی پیش منتشر شد

728
00:38:40,913 --> 00:38:42,881
.می‌خواستم بهت زنگ بزنم و بگم

729
00:38:53,057 --> 00:38:54,258
.داره شروع می‌شه

730
00:38:59,630 --> 00:39:02,130
بتی، می‌خوایم با این‌همه
بچه چی‌کار کنیم؟

731
00:39:02,132 --> 00:39:03,598
.هیچ‌جائی‌ واسه‌ی رفتن ندارن

732
00:39:03,600 --> 00:39:05,868
،بهشون کمک می‌کنیم، اتل
.به همه‌شون

733
00:39:08,971 --> 00:39:10,406
مامان؟ -
بتی؟ -

734
00:39:12,208 --> 00:39:14,508
چرا اون لباس‌رو پوشیدی؟
چه خبره؟

735
00:39:14,510 --> 00:39:17,043
این‌جا چی‌کار می‌کنی؟ -
.اوضاع خراب شده -

736
00:39:17,045 --> 00:39:19,345
.اومدم تو رو از این‌جا ببرم

737
00:39:19,347 --> 00:39:23,318
،خب، درست به‌موقع اومدی
.ولی فقط من تنها نیستم

738
00:39:27,422 --> 00:39:30,956
<i>،و به همین سادگی
،توی چندلحظه‌ی دیوونه‌وار</i>

739
00:39:30,958 --> 00:39:32,391
<i>شهری که تموم عمرمون می‌شناختیم</i>

740
00:39:32,393 --> 00:39:35,059
<i>،یه‌بار دیگه عوض شد</i>

741
00:39:35,061 --> 00:39:38,129
<i>.اما این‌بار، به‌طرز غیرقابل تغییری</i>

742
00:39:38,131 --> 00:39:42,333
<i>وقتش بود واسه‌ی یه اتفاق
.وحشتناک خودمون‌رو آماده کنیم</i>

743
00:39:42,335 --> 00:39:46,369
<i>و درحالی‌که آرچی آندروز داشت از شهر
،محکوم به فنای ریوردیل دور می‌شد</i>

744
00:39:46,371 --> 00:39:48,505
<i>.ما باسرعت به‌سمتش می‌رفتیم</i>

745
00:39:48,507 --> 00:39:51,141
<i>که اون شب نتیجه‌ی بازی‌ای بود</i>

746
00:39:51,143 --> 00:39:53,108
<i>که طی سال‌های زیادی</i>

747
00:39:53,110 --> 00:39:55,146
<i>.نقشه‌اش کشیده و بازی شده بود</i>

748
00:40:00,678 --> 00:40:02,197
<font color="#ff8000">[منطقه‌ی رسمی قرنطینه]
[ورود ممنوع]</font>

749
00:40:03,754 --> 00:40:04,685
این دیگه چه کوفتی‌‍ه؟

750
00:40:04,687 --> 00:40:06,820
.شهر تحتِ قرنطینه‌ست
.دستور فرمانداره

751
00:40:06,822 --> 00:40:08,722
.هیچ‌کس داخل یا خارج نمی‌شه
.برگردین و برین

752
00:40:08,724 --> 00:40:10,557
.نه. نه، ما این‌جا زندگی می‌کنیم

753
00:40:10,559 --> 00:40:12,929
.دیگه نه
!برگردین، همین الان

754
00:40:17,032 --> 00:40:19,632
<i>،خب، هایرام
.به‌چیزی که می‌خواستی رسیدی</i>

755
00:40:19,634 --> 00:40:20,967
<i>.شهر قرنطینه شده</i>

756
00:40:20,969 --> 00:40:23,870
<i>هرکاری که از دستم بربیاد می‌کنم
.تا هیچی روی ریوردیل تأثیر نذاره</i>

757
00:40:23,872 --> 00:40:26,538
،ریوردیل ازتون ممنون‌‍ه
.فرماندار دولی

758
00:40:26,540 --> 00:40:27,673
.کار درست‌رو انجام دادی

759
00:40:27,675 --> 00:40:29,107
<i>.ایشالا که درسته</i>

760
00:40:29,109 --> 00:40:31,712
<i>الهی که خدا روح‌‍مون رو
.قرین رحمت قرار بده</i>

761
00:40:32,545 --> 00:40:33,780
...خدا نه، فرماندار

762
00:40:34,214 --> 00:40:35,548
.پادشاه

763
00:40:35,572 --> 00:40:40,572
<font color="#ff8000">.پایان نیم‌فصل
.قسمت بعدی 27 دی‌ماه منتشر خواهد شد</font>

764
00:40:40,596 --> 00:40:46,894
<font color="#ff0000">«: مـتـرجـمـیـن: آریـا و غـزل :»</font>
<font color="#ff8000">.:: Violet , Ariya ::.</font>

765
00:40:46,918 --> 00:40:53,918
<font color="#cb351b">.::ارائه‌ای اختصاصی از وبسایتِ::.
|-| Film2Movie.WS |-|</font>

766
00:40:53,942 --> 00:41:01,441
<font color="#b8b8dc">.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:.</font>
<font color="#0080ff">*|*|*|*  @MyFilm2Movie  *|*|*|*</font>

