﻿1
00:00:03,721 --> 00:00:07,812
‫شب قبل از جنگ، خونهٔ آرچی جمع شدیم.

2
00:00:07,855 --> 00:00:10,292
‫پرسیوال نمی‌دونست ک از مرگ برگشتیم،

3
00:00:10,336 --> 00:00:12,338
‫و این به ما یه برتری نسبی داد.

4
00:00:12,381 --> 00:00:15,602
‫هرچند که همچنان کسی
‫چیزی از اون نمی‌دونست.

5
00:00:15,646 --> 00:00:17,865
‫بعد از این همه مدت
‫چی از پرسیوال می‌دونیم؟

6
00:00:17,909 --> 00:00:21,434
‫خب، می‌دونیم که یه جادوگره و هر
‫چقدر که شهاب بیلی به ما نزدیک‌تر شه،

7
00:00:21,477 --> 00:00:23,305
‫قدرت‌هاش قوی‌تر می‌شن.

8
00:00:23,349 --> 00:00:25,569
‫می‌دونیم که داره قطار ارواح می‌سازه،

9
00:00:25,612 --> 00:00:28,093
‫که از ارواح مُرده بهش قدرت میده.

10
00:00:28,136 --> 00:00:30,791
‫البته نمی‌دونیم که چرا و چطوری
‫می‌خواد ازشون استفاده کنه.

11
00:00:30,835 --> 00:00:34,665
‫و می‌دونیم که آنتونی کوچولو رو
‫تهدیدی نسبت‌به آیندهٔ خودش می‌بینه.

12
00:00:34,708 --> 00:00:38,016
‫می‌دونیم که خانوادهٔ پیکنز یه
‫تاریخچهٔ بلندی توی ریوردیل داره.

13
00:00:38,059 --> 00:00:40,975
‫برای مثال اون ژنرال
‫آگوستوس پیکنز وحشتناک...

14
00:00:41,019 --> 00:00:42,716
‫قبیلهٔ یوکتانا رو قبلاً قتل‌عام کرد.

15
00:00:42,760 --> 00:00:46,415
‫ولی توی خاندان پیکنز ردی از پرسیوال نیست.

16
00:00:46,459 --> 00:00:48,113
‫یا حداقل توی پروندهٔ‌های بلاسم نبود.

17
00:00:48,156 --> 00:00:50,724
‫قبل از مرگ،
‫هرالدو یه نگاهی به پرسیوال کرد.

18
00:00:50,768 --> 00:00:54,641
‫و گفت که انگار قبل از اینکه توی
‫ریوردیل پیداش شه انگار وجود نداشته.

19
00:00:54,685 --> 00:00:56,730
‫خب، پس از کدوم گوری اومده؟

20
00:00:56,774 --> 00:00:59,385
‫بذار سؤال بهتری بپرسیم،
‫پرسیوال چی می‌خواد؟

21
00:00:59,428 --> 00:01:01,256
‫واقعاً دنبال چه؟ آخرالزمان؟

22
00:01:01,300 --> 00:01:04,695
‫نه، فکر کنم اون چیزیه که
‫اگه به خواسته‌ش نرسه می‌خواد.

23
00:01:04,738 --> 00:01:06,479
‫قدرت‌های ما چی؟

24
00:01:06,522 --> 00:01:08,568
‫همه‌شون وقتی که پرسیوال پیداش شد فعال شدن.

25
00:01:08,612 --> 00:01:09,961
‫تصادفی بود یا...

26
00:01:10,004 --> 00:01:11,876
‫- یه ربطی داره؟
‫- نظری داری، جاگ؟

27
00:01:11,919 --> 00:01:15,270
‫خب، یه فکری دارم ولی الان
‫زوده که راجع‌بهش صحبت کنیم.

28
00:01:15,314 --> 00:01:17,934
‫خیلی‌خب، حرکت بعدی‌مون
‫باید هوشمندانه باشه.

29
00:01:17,959 --> 00:01:19,121
‫باید یه نقشه‌ای بکشیم.

30
00:01:19,146 --> 00:01:20,288
‫نقشهٔ راهبردی.

31
00:01:20,313 --> 00:01:22,465
‫این وسط باید کاری کنیم
‫که پرسیوال باور کنه...

32
00:01:22,490 --> 00:01:24,753
‫توی ریوردیل مثل همیشه کار و کاسبیه.

33
00:01:24,778 --> 00:01:28,303
‫اگه این‌جوریه پس من باید کازینو برم.

34
00:01:28,328 --> 00:01:30,372
‫پرسیوال یکی از اتاق‌های ویژه رو داره.

35
00:01:30,416 --> 00:01:31,896
‫رجی هم باهاش کار می‌کنه.

36
00:01:31,939 --> 00:01:33,767
‫شاید بتونم زیرنظر داشته باشمش.

37
00:01:33,811 --> 00:01:35,769
‫باشه. مراقب باش، رانی.

38
00:01:35,813 --> 00:01:37,031
‫همیشه مراقبم، آرچی.

39
00:01:43,167 --> 00:01:44,516
‫دخترعموی عزیزم،

40
00:01:44,554 --> 00:01:46,245
‫باید یه سری به تورنهیل بزنیم.

41
00:01:46,270 --> 00:01:47,389
‫هرچه زودتر!

42
00:01:47,414 --> 00:01:50,932
‫یکی که برات خیلی عزیز و
‫بهت نزدیکه می‌خواد تو رو ببینه.

43
00:01:50,976 --> 00:01:53,413
‫چی میگی؟ کی می‌خواد منو ببینه؟

44
00:01:53,457 --> 00:01:55,937
‫ببین، بهت میگم.
‫ولی نباید عصبی شی.

45
00:01:55,981 --> 00:01:59,245
‫و نباید به کسی حرفی بزنی.

46
00:01:59,985 --> 00:02:01,377
‫خب؟

47
00:02:01,421 --> 00:02:06,644
‫خب، این نظریه‌ای که داری چیه؟

48
00:02:06,687 --> 00:02:11,344
‫به تبتا در مورد اون یکی جاگهد گفتم.

49
00:02:11,387 --> 00:02:15,435
‫اون ظرف غذای پاپز که
‫معلوم نشد از کجا سر درآورد.

50
00:02:15,479 --> 00:02:17,481
‫مهمان‌های عجیب من.

51
00:02:17,524 --> 00:02:22,137
‫خب. پس میگی که یه گذرگاه باز کردی؟

52
00:02:22,162 --> 00:02:24,512
‫آره. یکی اونجا، یکی هم اونجا.

53
00:02:24,537 --> 00:02:25,712
‫چطوری؟

54
00:02:25,793 --> 00:02:28,404
‫خب، یه سری تحقیقات کردم. اینجا.

55
00:02:28,448 --> 00:02:31,495
‫از جایی که این کاغذ زرده‌ست بخون.

56
00:02:33,801 --> 00:02:35,542
‫یه نظریه‌ای هست که میگه
‫بعضی از کسایی که ذهن می‌خونن،

57
00:02:35,586 --> 00:02:38,676
‫در اصل ذهن نمی‌خونن،
‫بلکه گذرگاهی باز می‌کنن

58
00:02:38,737 --> 00:02:42,611
‫به بُعد روانی مردم و ازشون رد میشن.

59
00:02:42,636 --> 00:02:44,986
‫که به‌نظر می‌رسه
‫من داشتم همین کار رو می‌کردم.

60
00:02:46,684 --> 00:02:50,905
‫خب، پس فکر می‌کنی
‫که کارت فقط خوندن ذهن نیست،

61
00:02:50,949 --> 00:02:54,343
‫بلکه گذرگاه هم باز می‌کنی؟

62
00:02:54,387 --> 00:02:56,041
‫آره، همون‌جوری که فکر می‌کردی...

63
00:02:56,084 --> 00:02:58,478
‫که می‌تونی توی زمان سفر کنی،
‫ولی در واقع یه فرشته‌ای.

64
00:02:58,522 --> 00:03:00,835
‫و وقتی که قدرت‌هات داشتن
‫از کنترل خارج می‌شدن،

65
00:03:00,860 --> 00:03:04,995
‫یعنی داشتی ناخودآگاه
‫اینجا گذرگاه باز می‌کردی؟

66
00:03:05,833 --> 00:03:07,574
‫ولی به کجا گذرگاه باز می‌کردی؟

67
00:03:07,618 --> 00:03:11,360
‫مطمئن نیستم ولی یه جایی...

68
00:03:11,404 --> 00:03:14,644
‫که یکی دقیقاً مثل من بود.

69
00:03:14,669 --> 00:03:15,843
‫دقیقاً یه جاگهد دیگه بود.

70
00:03:15,887 --> 00:03:17,715
‫و یه پاپز دیگه هم بود.

71
00:03:17,758 --> 00:03:21,849
‫و من یه صداهایی رو می‌شنیدم
‫و خیلی شبیه صدای دوست‌های ما بودن.

72
00:03:21,893 --> 00:03:24,417
‫و یه ماشین تحریری هم بود
‫که داره کار می‌کرد.

73
00:03:24,460 --> 00:03:27,551
‫داری راجع‌به یه بُعد دیگه صحبت می‌کنی؟

74
00:03:29,117 --> 00:03:32,860
‫آره، نمی‌خواستم اون کلمه
‫رو به کار ببرم. ولی، آره.

75
00:03:32,904 --> 00:03:34,688
‫و فکر کنم که باید
‫یه سری به اون دنیا بزنیم.

76
00:03:34,732 --> 00:03:38,344
‫ولی، جاگهد، ما داریم برای
‫جنگ توی همین دنیا آماده می‌شیم.

77
00:03:38,387 --> 00:03:42,130
‫می‌دونم، تبتا.
‫ولی قدرت‌های ما از بعد از...

78
00:03:42,174 --> 00:03:44,868
‫اون انفجار بزرگ توی
‫خونهٔ آرچی فعال شد. درسته؟

79
00:03:44,893 --> 00:03:46,895
‫اون نقطهٔ مرکزی بود.

80
00:03:46,920 --> 00:03:51,966
‫و آرچی اولین کسی بود
‫که توی خونه‌ش پرسیوال رو دید.

81
00:03:53,185 --> 00:03:54,926
‫پرسیوال قدرت‌های ماوراءالطبیعی داره.

82
00:03:54,969 --> 00:03:56,623
‫حالا خیلی از ما هم داریم.

83
00:03:56,667 --> 00:04:00,758
‫من فکر می‌کنم که ارتباطی بین اون انفجار،

84
00:04:00,801 --> 00:04:03,630
‫قدرت‌های ما و ورود پرسیوال وجود داره.

85
00:04:03,674 --> 00:04:06,415
‫فقط... مطمئن نیستم...

86
00:04:06,459 --> 00:04:08,853
‫که بتونیم جوابش رو توی ریوردیل بدست بیاریم.

87
00:04:11,290 --> 00:04:13,466
‫می‌خوای با من بریم بُعدهای دیگه رو بگردیم؟

88
00:04:13,509 --> 00:04:16,469
‫آلیس، خیلی ممنونم که به دیدنم اومدی.

89
00:04:16,512 --> 00:04:20,734
‫البته، چه کاری از دستم
‫ساخته‌ست، جناب شهردار؟

90
00:04:20,778 --> 00:04:24,346
‫خب، برتری اجتناب‌ناپذیرم دیگه نزدیکه.

91
00:04:24,390 --> 00:04:27,480
‫و می‌خوام که تاریخچهٔ خودم
‫رو برای نسل‌های بعدی مستند کنم.

92
00:04:27,523 --> 00:04:30,004
‫با مصاحبهٔ اختصاصی‌تون با من...

93
00:04:30,048 --> 00:04:31,484
‫به سبک باربارا والترز؟

94
00:04:31,527 --> 00:04:33,094
‫دقیقاً.

95
00:04:33,138 --> 00:04:36,707
‫و بعدش آر‌آی‌وی‌دبلیو می‌تونه
‫اعدام سه تن...

96
00:04:36,750 --> 00:04:38,143
‫از خائنین رو به‌صورت زنده پخش کنه.

97
00:04:38,186 --> 00:04:40,188
‫رجی و مارتی منتل و کوین کلر.

98
00:04:40,232 --> 00:04:41,189
‫ببخشید؟

99
00:04:42,843 --> 00:04:43,844
‫آلیس.

100
00:04:43,888 --> 00:04:46,238
‫ما وسط یه جنگ‌ایم.

101
00:04:46,281 --> 00:04:50,329
‫ما باید ترس رو القا کنیم
‫و کنترل رو به‌دست بیاریم.

102
00:04:51,765 --> 00:04:55,029
‫در ضمن، به فکر امتیازات باش.

103
00:04:59,468 --> 00:05:00,382
‫شکر؟

104
00:05:08,652 --> 00:05:09,914
‫اینجا چه خبر شده؟

105
00:05:11,259 --> 00:05:12,783
‫اون‌ها گیوتین‌ان؟

106
00:05:13,787 --> 00:05:15,310
‫خانم لاج، باید اینجا رو ترک کنین.

107
00:05:15,354 --> 00:05:16,747
‫شما از حضور در این ملک منع شدین.

108
00:05:16,790 --> 00:05:18,705
‫ببخشید. اینجا کازینو منه.

109
00:05:18,749 --> 00:05:20,664
‫دیگه برای شما نیست.
‫در غیاب‌تون...

110
00:05:20,707 --> 00:05:22,709
‫هیئت‌مدیره درخواست رأی اعتماد کرد،

111
00:05:22,753 --> 00:05:25,669
‫و شما از همون لحظه از
‫سِمت خودتون برکنار شدین.

112
00:05:27,112 --> 00:05:31,246
‫مشخصه که نقشهٔ رجی بوده،
‫خودش کجاست؟

113
00:05:31,283 --> 00:05:33,459
‫متأسفانه، ایشون فعلاً دچار کسالت‌ان.

114
00:05:33,502 --> 00:05:35,200
‫باشه، پس بذار با پرسیوال صحبت کنم.

115
00:05:35,243 --> 00:05:37,898
‫شهردار پیکنز درگیر یه مصاحبهٔ مهم‌ان.

116
00:05:37,942 --> 00:05:41,119
‫ولی این دستور رو به ما دادن
‫که اگه پیداتون شد شما رو...

117
00:05:41,162 --> 00:05:42,337
‫از کازینو بیرون بندازیم.

118
00:05:43,164 --> 00:05:44,688
‫به هر روشی که نیاز باشه.

119
00:05:46,335 --> 00:05:47,598
‫خیلی‌خب.

120
00:05:47,623 --> 00:05:48,537
‫میرم.

121
00:06:04,751 --> 00:06:07,275
‫- بتی!
‫- پالی.

122
00:06:15,196 --> 00:06:16,458
‫مثل باز کردن در می‌مونه.

123
00:06:20,593 --> 00:06:21,594
‫مثل باز کردن در می‌مونه.

124
00:06:31,604 --> 00:06:32,736
‫مثل باز کردن در...

125
00:06:45,052 --> 00:06:47,446
‫سلام، تاریکی. دوست قدیمی من.

126
00:06:49,927 --> 00:06:53,626
‫خب... اول خودت برو.

127
00:07:01,982 --> 00:07:05,856
‫هی، هی. اینجا چه غلطی می‌کنین؟

128
00:07:05,979 --> 00:07:08,503
‫- نباید توی این جهان باشین.
‫- خیلی‌خب.

129
00:07:08,902 --> 00:07:09,947
‫سلام.

130
00:07:09,990 --> 00:07:11,992
‫تو همونی هستی که از...

131
00:07:12,017 --> 00:07:14,216
‫گذرگاه‌های من رد می‌شد
‫و داستان‌های منو می‌دزدید؟

132
00:07:14,241 --> 00:07:15,111
‫ببخشید.

133
00:07:15,953 --> 00:07:17,258
‫داستان‌های تو رو؟

134
00:07:18,912 --> 00:07:21,001
‫هر چیزی که می‌نوشتی
‫مشخصاً نتیجهٔ چیزیه که...

135
00:07:21,045 --> 00:07:24,048
‫اینجا توی ریورویل به گوشت خورده.

136
00:07:24,091 --> 00:07:26,790
‫وایسا ببینم، الان گفتی ریورویل؟

137
00:07:27,671 --> 00:07:29,107
‫الان توی ریورویل‌ایم؟

138
00:07:29,357 --> 00:07:31,969
‫یه جهان موازی جایگزین؟

139
00:07:32,012 --> 00:07:36,190
‫آره، ریورویل.
‫در مقابل با ریوردیلِ شما.

140
00:07:36,234 --> 00:07:39,150
‫حس می‌کنم بهتره که حرف بزنی.

141
00:07:39,193 --> 00:07:43,869
‫خب، این جاگهدی که توی پناهگاه بود
‫از ریوردیل و ریورویلی که...

142
00:07:43,894 --> 00:07:46,328
‫از دو جهان موازی
‫به‌هم پیوسته‌ان به ما گفت.

143
00:07:46,353 --> 00:07:48,538
‫و اینکه چقدر این دوتا به هم شباهت دارن.

144
00:07:48,563 --> 00:07:51,576
‫و اگه انفجارِ داخل اتاق آرچی
‫این دوتا رو از هم جدا نمی‌کرد،

145
00:07:51,601 --> 00:07:53,991
‫چطور جفت‌شون از بین می‌رفتن.

146
00:07:54,041 --> 00:07:55,564
‫یه نظریه اینه که...

147
00:07:55,601 --> 00:07:58,127
‫ریورویل از ریوردیل قدرت می‌گرفت.

148
00:07:58,152 --> 00:08:02,869
‫هر اتفاقی که توی ریوردیل میفتاد،
‫توی ریورویل هم میفتاد.

149
00:08:02,913 --> 00:08:04,001
‫ولی ترسناک‌تر بود.

150
00:08:04,044 --> 00:08:05,872
‫حتی پیچیده‌تر و بهم‌ریخته‌تر بود.

151
00:08:05,916 --> 00:08:10,746
‫مردم داشتن هلاک می‌شدن و دنیاها
‫ناپایدار بودن و بعدش جدا شدن.

152
00:08:10,790 --> 00:08:15,839
‫ریوردیل نجات پیدا کرد،
‫ولی من مجبور بودم که اینجا بمونم،

153
00:08:15,882 --> 00:08:19,190
‫و به نوشتن ادامه بدم
‫تا ریورویل از بین نره.

154
00:08:20,539 --> 00:08:21,932
‫خب، پس...

155
00:08:23,063 --> 00:08:25,979
‫تو مثل یه باتری هستی که زنده‌ست،

156
00:08:26,023 --> 00:08:29,461
‫- و تصورش باعث گردش این دنیا میشه؟
‫- آره.

157
00:08:30,897 --> 00:08:32,072
‫خیلی بده که.

158
00:08:32,116 --> 00:08:33,639
‫آره.

159
00:08:33,682 --> 00:08:36,120
‫و بعدش گذرگاه‌ها توی ریوردیل باز شدن.

160
00:08:36,163 --> 00:08:37,686
‫و صدای نوشتنت رو شنیدم.

161
00:08:37,730 --> 00:08:38,992
‫واسه همون پیش خودم فکر کردم،

162
00:08:39,017 --> 00:08:40,986
‫میرم و چندتا از داستان‌هات
‫رو قرض می‌گیرم...

163
00:08:41,011 --> 00:08:42,076
‫تا ازش الهام بگیرم.

164
00:08:42,101 --> 00:08:45,202
‫ولی اون‌ها همه‌ش داستان‌های
‫بازیافتی از ریورویل بودن!

165
00:08:45,564 --> 00:08:47,740
‫بگذریم، گذرگاه بسته شد.

166
00:08:47,783 --> 00:08:51,309
‫گذرگاه بسته شد چون یکی به
‫اسم پرسیوال پیکنز منو کشت.

167
00:08:51,352 --> 00:08:52,854
‫واسه همین اینجاییم.

168
00:08:52,892 --> 00:08:55,579
‫پرسیوال می‌خواد که قدرت رو بدست
‫بگیره و یا ریوردیل رو نابود کنه!

169
00:08:55,604 --> 00:08:58,055
‫و ما دنبال اطلاعاتی هستیم
‫تا جلوش رو بگیریم.

170
00:08:58,098 --> 00:09:00,057
‫یعنی، ممکنه که یه نسخهٔ دیگه از...

171
00:09:00,100 --> 00:09:03,930
‫پرسیوال پیکنز توی ریورویل باشه؟

172
00:09:03,974 --> 00:09:06,019
‫خب، من ازش خبری ندارم.

173
00:09:06,063 --> 00:09:08,239
‫ولی ممکنه. من خیلی از پناهگاه بیرون نمیام.

174
00:09:08,282 --> 00:09:10,067
‫یعنی، هیچوقت بیرون نمیام.

175
00:09:10,110 --> 00:09:12,373
‫هیچ سند و مدرکی از
‫پرسیوال توی ریوردیل نیست.

176
00:09:12,417 --> 00:09:14,114
‫ولی شاید اینجا چیزی باشه.

177
00:09:14,158 --> 00:09:14,985
‫توی این فکر بودیم که...

178
00:09:15,028 --> 00:09:16,943
‫آرشیو بلاسم رو چک کنیم.

179
00:09:16,987 --> 00:09:18,510
‫شاید آرشیوِ اینجا با
‫ریوردیل فرق داشته باشه.

180
00:09:18,553 --> 00:09:20,033
‫هی، هی، هی، هی!

181
00:09:20,077 --> 00:09:22,427
‫نه. حق ندارین اون بالا برین.

182
00:09:22,470 --> 00:09:24,908
‫نه از وقتی که «فراموشی بزرگ» اتفاق افتاد.

183
00:09:24,951 --> 00:09:27,562
‫همه‌چیز توی ریورویل
‫توی یه تعادل ظریفی هستش.

184
00:09:27,606 --> 00:09:29,825
‫همه‌چیز درست سر جای خودشه،

185
00:09:29,869 --> 00:09:31,958
‫و اوضاع تازه خوب و آروم شده.

186
00:09:32,002 --> 00:09:34,526
‫خب، توی ریوردیل اوضاع برعکسه!

187
00:09:34,569 --> 00:09:37,833
‫وضعیت داره عجیب‌تر
‫و ماوراءالطبیعی‌تر میشه.

188
00:09:37,877 --> 00:09:41,141
‫اگه ریورویل باعث...

189
00:09:41,185 --> 00:09:43,230
‫خرابی و نابودی ریوردیل باشه چی؟

190
00:09:43,274 --> 00:09:48,192
‫این هم در نظر داشته باشین اگه کسی
‫شما رو درحال صحبت با همتا‌تون ببینه،

191
00:09:48,235 --> 00:09:51,021
‫ممکنه یه بحران دیگه رو به‌وجود بیاره.

192
00:09:51,064 --> 00:09:53,893
‫خب، تو مگه همتای من نیستی؟

193
00:09:53,937 --> 00:09:55,068
‫از لحاظ فنی، نه.

194
00:09:55,112 --> 00:09:57,027
‫توی این دنیا دوتا جاگهد داریم.

195
00:09:57,070 --> 00:09:58,158
‫من و یکی دیگه.

196
00:09:58,202 --> 00:10:00,073
‫و اون بالاست و...

197
00:10:00,117 --> 00:10:01,161
‫داره از زندگیش لذت می‌بره.

198
00:10:01,205 --> 00:10:03,962
‫و من مجبورم که اینجا عمرم رو هدر بدم.

199
00:10:03,987 --> 00:10:05,945
‫ما حواس‌مون هست.

200
00:10:05,970 --> 00:10:08,743
‫حدس می‌زنم که ننه‌جون و شرل
‫همچنان توی تورنهیل زندگی می‌کنن!

201
00:10:09,256 --> 00:10:12,303
‫خب، ننه‌جون از خاندان بلاسم،

202
00:10:12,346 --> 00:10:15,828
‫هوشیاریش به بدن شرل منتقل شد.

203
00:10:15,871 --> 00:10:19,397
‫که در واقع همون بدن جاودانِ ابیگیله.

204
00:10:19,440 --> 00:10:21,225
‫- یه فکری می‌کنیم.
‫- آره.

205
00:10:21,268 --> 00:10:22,661
‫نه، نه، نه.

206
00:10:22,704 --> 00:10:25,751
‫این کار ممکنه که منجربه
‫چند واقعهٔ فاجعه‌آمیز بشه.

207
00:10:25,794 --> 00:10:27,709
‫ما هم توی ریوردیل با همین مشکل برخوردیم.

208
00:10:28,035 --> 00:10:29,471
‫ولی نگران نباش.

209
00:10:29,496 --> 00:10:32,651
‫تمام سعی‌مون رو می‌کنیم
‫که با خودمون روبه‌رو نشیم.

210
00:10:32,676 --> 00:10:37,676
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

211
00:10:37,707 --> 00:10:42,707
‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
‫DigiMoviez@

212
00:10:42,986 --> 00:10:46,337
‫خب، آقای شهردار.
‫دوست دارین که از کجا شروع کنین؟

213
00:10:46,380 --> 00:10:48,730
‫سال ۱۵۸۰ بود.

214
00:10:48,792 --> 00:10:52,709
‫یه کشتی‌ای به اسم «روبی پرل»
‫به این سواحل زیبا نشست که...

215
00:10:52,734 --> 00:10:55,607
‫مسافرین زیادی از طبقات مختلف داشت.

216
00:10:55,650 --> 00:10:59,045
‫مسافرینی که «اولد ورلد»
‫رو به دلایل متعددی رها کردن.

217
00:10:59,070 --> 00:11:00,515
‫به هر حال...

218
00:11:00,540 --> 00:11:03,459
‫این مهاجرهای سرسخت اولین
‫مهاجرنشین‌های «نیو ورلد» رو شکل دادن.

219
00:11:03,484 --> 00:11:08,515
‫روی زمینی حاصلخیز در کنار
‫رودخونه‌ای که هم زیبا و هم نیروبخش بود.

220
00:11:08,540 --> 00:11:11,021
‫و منظور شما رودخونهٔ سوییت‌واتره؟

221
00:11:13,319 --> 00:11:15,839
‫منم جزئی از اون مهاجرین تازه‌وارد بودم.

222
00:11:16,106 --> 00:11:17,585
‫این چطور ممکنه؟

223
00:11:17,629 --> 00:11:20,458
‫صبر داشته باش، آلیس.
‫همه‌چیز سر وقتش مشخص میشه.

224
00:11:20,501 --> 00:11:23,069
‫اجدادِ خیلی از افرادی
‫که الان اینجا اقامت دارن،

225
00:11:23,113 --> 00:11:24,766
‫اون زمان با من سفر کردن!

226
00:11:24,810 --> 00:11:26,333
‫اشر اندروز،

227
00:11:26,377 --> 00:11:28,596
‫بلسینگ کوپر،

228
00:11:28,633 --> 00:11:30,504
‫جیمز جونز،

229
00:11:30,555 --> 00:11:31,860
‫چریتی بلاسم.

230
00:11:31,904 --> 00:11:33,427
‫مثل یه مشت کارگر کار درست،

231
00:11:33,471 --> 00:11:36,517
‫شروع به ساخت‌وساز
‫روستای «سوییت‌واتر» کردن.

232
00:11:36,561 --> 00:11:39,868
‫درحالی که من دنبال
‫علایق ناسالمِ خودم بودم.

233
00:11:39,912 --> 00:11:41,696
‫سحر و جادو.

234
00:11:41,740 --> 00:11:44,090
‫هر شب، وقتی که همسایه‌های من خواب بودن،

235
00:11:44,134 --> 00:11:47,881
‫من به جنگل‌های سوییت‌واتر می‌رفتم
‫تا مراسمی محرمانه رو اجرا کنم.

236
00:11:47,906 --> 00:11:50,289
‫شبی بود که فعالیت‌های من...

237
00:11:50,314 --> 00:11:52,185
‫که با حضور دختری از مهاجرها اجرا می‌شد،

238
00:11:52,229 --> 00:11:55,493
‫توسط یه دخالت بی‌هنگام...

239
00:11:55,536 --> 00:11:58,191
‫از اشر اندروز خراب شد.

240
00:11:58,235 --> 00:12:01,281
‫من رو پیش شورأ روستای سوییت‌واتر بردن.

241
00:12:01,325 --> 00:12:04,371
‫محاکمهٔ اون‌ها سریع و بی‌رحمانه بود.

242
00:12:04,415 --> 00:12:07,505
‫قرار بود که برای جنایاتم مجازات شم.

243
00:12:07,548 --> 00:12:15,121
‫قرار بود تا منو توی جنگل ول کنن تا بمیرم
‫مرگی آروم و عذاب‌آور از گشنگی و تنهایی.

244
00:12:15,165 --> 00:12:18,385
‫و جرم و جنایتی که مرتکب شدین
‫دقیقاً چی بود، آقای شهردار؟

245
00:12:18,429 --> 00:12:20,431
‫داشتم سعی می‌کردم که
‫شیطان رو احضار کنم، آلیس.

246
00:12:20,474 --> 00:12:23,651
‫و با اینکه مراسمم تا انتها اجرا نشد،

247
00:12:23,695 --> 00:12:25,653
‫ولی موفق شدم تا توجه شیطان رو جلب کنم.

248
00:12:28,787 --> 00:12:30,310
‫هیچوقت اون شب رو فراموش نمی‌کنم.

249
00:12:34,575 --> 00:12:36,882
‫اون به من گفت که اول
‫مجذوب وردی که خوندم شد،

250
00:12:36,925 --> 00:12:38,623
‫و بعد مجذوب سرنوشتی که در پیش دارم.

251
00:12:42,986 --> 00:12:46,685
‫اون در ازای روحم به من پیشنهاد آزادی داد.

252
00:12:51,766 --> 00:12:53,116
‫سلام علیکم.

253
00:12:53,681 --> 00:12:55,292
‫حالت بهتره؟

254
00:12:56,771 --> 00:12:57,642
‫آره...

255
00:12:59,252 --> 00:13:00,732
‫پالی، واقعاً خودتی؟

256
00:13:00,775 --> 00:13:01,950
‫آره.

257
00:13:01,994 --> 00:13:03,126
‫واقعاً خودم‌ام.

258
00:13:06,520 --> 00:13:07,826
‫خدای من.

259
00:13:12,439 --> 00:13:13,527
‫من واقعاً متأسفم.

260
00:13:15,312 --> 00:13:17,662
‫بابت همه‌چیز متأسفم.

261
00:13:17,705 --> 00:13:20,317
‫واسه دعوایی که پیش اومد متأسفم.

262
00:13:20,360 --> 00:13:22,188
‫متأسفم که خواهر بهتری برات نبودم.

263
00:13:22,232 --> 00:13:25,887
‫متأسفم که نتونستم ازت
‫مراقبت یا محافظت کنم.

264
00:13:25,931 --> 00:13:27,193
‫بتی.

265
00:13:27,237 --> 00:13:29,413
‫الان دیگه این چیزها اهمیتی نداره.

266
00:13:29,456 --> 00:13:32,981
‫تمامی اون دردها، تمامی اون عذاب‌ها،
‫الان دیگه...

267
00:13:33,006 --> 00:13:34,408
‫از بین رفتن.

268
00:13:34,433 --> 00:13:37,349
‫و نمی‌خوام که بابت چیزی
‫توضیح بدی یا عذرخواهی کنی.

269
00:13:37,440 --> 00:13:39,833
‫تو هیچ‌وقت اذیتم نکردی.

270
00:13:39,858 --> 00:13:42,042
‫تو به‌خاطر من مُردی!

271
00:13:43,511 --> 00:13:44,938
‫و اگه نجنگیده بودیم...

272
00:13:44,963 --> 00:13:46,486
‫نه، بتی!

273
00:13:47,213 --> 00:13:49,084
‫می‌بخشمت.

274
00:13:49,128 --> 00:13:51,957
‫چیزی برای بخشیدن نیست.
‫ولی می‌بخشمت.

275
00:13:52,000 --> 00:13:53,088
‫ولی، متوجه نیستی...

276
00:13:53,132 --> 00:13:54,786
‫اون‌ها بهم میگن...

277
00:13:54,829 --> 00:13:57,469
‫اون‌ها میگن که من «فحشهٔ بابل»ام، پالی.
‫(شخصیت شیطانی در دیدگاه مسیحی)

278
00:13:57,494 --> 00:14:00,027
‫و دیگه نمی‌تونم که به بهشت برم.

279
00:14:00,052 --> 00:14:00,922
‫کی؟

280
00:14:00,966 --> 00:14:02,446
‫کی این حرف رو زده؟

281
00:14:02,489 --> 00:14:06,014
‫مهم نیست، چون خودم همچین
‫حسی نسبت به خودم دارم.

282
00:14:06,058 --> 00:14:08,740
‫منم قبلاً همین حس رو داشتم.

283
00:14:08,765 --> 00:14:14,302
‫ولی الان اینجام که بهت بگم ارزشِ
‫تو خیلی بیشتر از این حرف‌هاست.

284
00:14:14,774 --> 00:14:18,212
‫پس، با این حقیقت کنار بیا و کنار بذارش.

285
00:14:18,940 --> 00:14:19,941
‫فکر نکنم که بتونم.

286
00:14:19,985 --> 00:14:21,204
‫رو دوشم سنگینی می‌کنه...

287
00:14:23,191 --> 00:14:25,686
‫تاریکی توی وجودم رخنه کرده، پالی.

288
00:14:25,730 --> 00:14:27,645
‫فقط ساکت و آروم باش.

289
00:14:27,688 --> 00:14:31,605
‫یه رگ باش و بذار خوبی
‫و برکت وجودت رو احاطه کنه.

290
00:14:31,649 --> 00:14:33,085
‫وجودت رو پُر کنه.

291
00:14:33,128 --> 00:14:36,262
‫به یه آدم خوب فکر کن
‫چون خودت یکی از اون آدم‌هایی.

292
00:14:36,921 --> 00:14:41,921
ترجمه: امیر فرحناک و امیر دلپسند

293
00:14:42,176 --> 00:14:43,531
‫انگار که از راه دور نمی‌تونم...

294
00:14:43,556 --> 00:14:48,431
‫به دوربین‌های امنیتی بابیلونیوم
‫دسترسی داشته باشم، احمق‌ها!

295
00:14:48,841 --> 00:14:53,019
‫خب، بذار ببینم توی کازینوم چه خبره.

296
00:14:59,372 --> 00:15:00,982
‫بابا! بابا!

297
00:15:01,026 --> 00:15:02,462
‫- چی شد؟
‫- بابا!

298
00:15:02,506 --> 00:15:04,549
‫کمک، کمک، کمک!
‫پزشک نیاز داریم، کمک!

299
00:15:04,574 --> 00:15:06,249
‫بجنب!

300
00:15:07,557 --> 00:15:08,776
‫چی شده؟

301
00:15:08,801 --> 00:15:10,150
‫حملهٔ قلبی به پدرم دست داد.

302
00:15:10,175 --> 00:15:11,524
‫باید ببریمش بیمارستان.

303
00:15:22,874 --> 00:15:25,311
‫بذار از اتاق خزانه بیرون بریم
‫وگرنه این رفیق‌تون می‌میره.

304
00:15:25,336 --> 00:15:26,337
‫تو این کار رو نمی‌کنی.

305
00:15:26,362 --> 00:15:27,670
‫تو یه دلقکی، نه یه قاتل.

306
00:15:27,695 --> 00:15:29,523
‫تو مشکلی نداری؟

307
00:15:29,548 --> 00:15:32,032
‫من سمت تو اسلحه نمی‌گیرم، رجی.

308
00:15:32,057 --> 00:15:33,493
‫من با تام تمرین کردم.

309
00:15:33,537 --> 00:15:35,452
‫اون می‌دونه که آمادهٔ کشیدن ماشه‌ام،

310
00:15:35,495 --> 00:15:37,367
‫چون من و تام سربازیم.

311
00:15:37,410 --> 00:15:38,846
‫می‌دونیم که چه هدفی داریم.

312
00:15:38,890 --> 00:15:40,761
‫حاضریم که برای اون هدف خون بریزیم.

313
00:15:40,805 --> 00:15:42,285
‫و براش بمیریم.

314
00:15:42,321 --> 00:15:46,499
‫پس، اگه تا سه شماردم و تام رو ول نکردی،

315
00:15:46,550 --> 00:15:48,639
‫اون‌وقت خون‌ش پای خودته.

316
00:15:48,682 --> 00:15:50,162
‫یک...

317
00:15:51,424 --> 00:15:52,469
‫دو...

318
00:15:59,432 --> 00:16:01,739
‫دیگه هیچوقت از این کارها نکن!

319
00:16:01,782 --> 00:16:04,132
‫چون دفعهٔ بعد مستقیم شلیک می‌کنم.

320
00:16:04,176 --> 00:16:06,221
‫بیخیال، بابا. این تو نیستی.

321
00:16:06,265 --> 00:16:07,919
‫این پرسیواله که داره کنترلت می‌کنه.

322
00:16:07,962 --> 00:16:09,399
‫باید باهاش بجنگی!

323
00:16:09,442 --> 00:16:10,835
‫به نیمهٔ پر لیوان نگاه کن، پسر.

324
00:16:10,878 --> 00:16:13,011
‫با این کار پرسیوال تو رو...

325
00:16:13,054 --> 00:16:16,057
‫بیشتر از چیزی که خودت
‫تنهایی بتونی معروفت می‌کنه.

326
00:16:25,066 --> 00:16:26,285
‫خدای من، جاگهد. سلام!

327
00:16:26,329 --> 00:16:27,448
‫سلام.

328
00:16:27,473 --> 00:16:28,909
‫چه‌خبر؟

329
00:16:28,934 --> 00:16:32,329
‫راستش امیدوار بودیم بتونیم یه
‫نگاهی به آرشیو بلاسم بندازیم.

330
00:16:32,354 --> 00:16:35,400
‫- داریم یه سری تحقیق راجع‌به...
‫- ...یه کتاب کمیک جدید می‌کنین؟

331
00:16:35,425 --> 00:16:37,035
‫خیلی هیجان‌انگیزه.

332
00:16:37,078 --> 00:16:39,690
‫ولی، متأسفانه آرشیو بلاسم دو سال پیش...

333
00:16:39,733 --> 00:16:41,474
‫به دانشگاه های‌اسمیت انتقال داده شد.

334
00:16:41,518 --> 00:16:43,737
‫خیــلی‌خب.

335
00:16:43,781 --> 00:16:46,261
‫خب، پس می‌تونیم حداقل با
‫ننه‌جون بلاسم صحبت کنیم؟

336
00:16:46,305 --> 00:16:48,351
‫و یه چندتا سؤال ازش بپرسیم؟

337
00:16:49,308 --> 00:16:51,005
‫چه بلایی سرش اومد؟

338
00:16:51,049 --> 00:16:55,194
‫وقتی که هوشیاری ننه‌جون
‫به بدن ابیگیل منتقل شد،

339
00:16:55,219 --> 00:16:57,098
‫بیماری‌هاش هم منتقل شد.

340
00:16:57,142 --> 00:17:01,799
‫در حالی که بدنش جوونه، ولی
‫مغزش تسلیم زوال عقل ننه‌جون شده.

341
00:17:01,842 --> 00:17:03,496
‫می‌تونی باز هم به ذهنش نفوذ کنی...

342
00:17:03,540 --> 00:17:06,121
‫و ببینی که چیزی از پرسیوال می‌دونه یا نه؟

343
00:17:09,023 --> 00:17:11,461
‫بریتا، ما یه چند لحظه
‫پیش ننه‌جون می‌شینیم.

344
00:17:11,504 --> 00:17:13,803
‫به‌نظرت می‌تونی یه چایی برامون دم بذاری؟

345
00:17:38,732 --> 00:17:40,732
‫[رُزی]

346
00:17:43,884 --> 00:17:44,755
‫چیزی نبود؟

347
00:17:49,368 --> 00:17:51,501
‫نه، بی‌نتیجه بود.

348
00:17:51,544 --> 00:17:53,154
‫و اینم بهترین فرصت‌مون
‫برای فهمیدن اینکه...

349
00:17:53,198 --> 00:17:55,374
‫ننه‌جون یا هیچ کدوم از بلاسم‌ها
‫چیزی از پرسیوال می‌دونن یا نه.

350
00:17:55,418 --> 00:17:57,071
‫چایی داره دم می‌کشه.

351
00:17:57,115 --> 00:17:59,334
‫ولی تا دم بکشه میشه
‫این رو برای من امضا کنین؟

352
00:18:02,686 --> 00:18:03,977
‫اَبَرنوجَوان‌ها؟

353
00:18:04,002 --> 00:18:05,569
‫طرفدار دو آتیشه‌ام.

354
00:18:05,594 --> 00:18:06,725
‫خب، کیه که نباشه!

355
00:18:06,750 --> 00:18:08,665
‫من از هر نسخه چندتا کپی مختلف دارم.

356
00:18:10,824 --> 00:18:13,479
‫این‌ها رو حتماً جاگهدِ ریورویل نوشته.

357
00:18:13,523 --> 00:18:15,089
‫اونی که توی پناهگاهه نه.

358
00:18:15,152 --> 00:18:17,589
‫اون یکی!

359
00:18:17,614 --> 00:18:19,987
‫این شخصیت‌ها برات آشنا نیستن؟

360
00:18:20,012 --> 00:18:24,447
‫چرا، و به‌نظر میاد که قدرت‌هاشون با
‫قدرت‌های ما توی اون دنیا مطابقت دارن.

361
00:18:24,490 --> 00:18:25,796
‫نمی‌تونه اتفاقی باشه.

362
00:18:25,839 --> 00:18:28,320
‫نیست. جاگهد، اینجا رو!

363
00:18:29,238 --> 00:18:31,719
‫گفتی این کیه؟

364
00:18:31,744 --> 00:18:32,788
‫شوخی می‌کنین، دیگه؟

365
00:18:32,813 --> 00:18:35,642
‫اون دشمن اصلی اَبَرنوجوان‌هائه.

366
00:18:35,667 --> 00:18:37,495
‫جادوگر دیوانه، پرسیِ فاسد.

367
00:18:39,897 --> 00:18:41,072
‫یه سؤالِ عجیبِ دیگه!

368
00:18:41,115 --> 00:18:43,204
‫هنوز هم تموم داستان‌هام
‫رو توی پاپز می‌نویسم؟

369
00:18:43,248 --> 00:18:46,077
‫آره، توی غرفه‌ت.

370
00:18:46,120 --> 00:18:47,644
‫عادت همیشگیته.

371
00:18:49,384 --> 00:18:50,516
‫ممنون.

372
00:19:01,286 --> 00:19:05,682
‫جی‌جی خیلی خوبه که توی
‫یه سکوت دوستانه کنار هم‌ایم.

373
00:19:06,880 --> 00:19:10,493
‫ولی بگو ببینم، خوشحالی که برگشتی؟

374
00:19:10,522 --> 00:19:12,568
‫آره.

375
00:19:12,625 --> 00:19:15,739
‫خیلی خوشحالم که مجبور نیستم
‫توی اون جنگ شرکت کنم.

376
00:19:16,760 --> 00:19:18,065
‫کدوم جنگ؟

377
00:19:20,546 --> 00:19:22,549
‫می‌دونم چرا پرسیوال
‫می‌خواد قطار ارواح رو بسازه!

378
00:19:25,420 --> 00:19:27,778
‫وقتی که داشتم پرتره‌ش رو
‫می‌کشیدم، جی‌جی زبون باز کرد.

379
00:19:27,803 --> 00:19:30,705
‫مشخص شد که، ژنرال آگوستوس پیکنز،
‫فامیل پرسیوال که خیلی وقته مُرده...

380
00:19:30,730 --> 00:19:33,559
‫دنبال «آخرت شیرین» ـه
‫تا ارواح قدرتمند مثل...

381
00:19:33,615 --> 00:19:36,987
‫برادر عزیزم رو جمع کنه
‫تا مقابل مردم ریوردیل بجنگن.

382
00:19:37,012 --> 00:19:38,564
‫و پرسیوال از قطار برای...

383
00:19:38,608 --> 00:19:40,807
‫انتقال‌شون به ریوردیل
‫استفاده می‌کنه تا به ما حمله کنن.

384
00:19:40,832 --> 00:19:42,381
‫جیسون فکر می‌کنه که این اتفاق کِی میفته؟

385
00:19:42,406 --> 00:19:43,944
‫قبل از شهاب بیلی.

386
00:19:43,969 --> 00:19:45,571
‫خب پس هنوز فرصت داریم.

387
00:19:45,615 --> 00:19:47,921
‫- برای چه کاری؟
‫- برای ساختن یه بمب.

388
00:19:47,965 --> 00:19:50,750
‫تا خط راه‌آهن رو منفجر کنیم
‫و جلوی پرسیوال رو بگیریم.

389
00:19:52,317 --> 00:19:53,666
‫ورانیکائه.

390
00:19:53,710 --> 00:19:56,147
‫ممکنه یه اطلاعاتی از
‫بابیلونیوم دستش رسیده باشه.

391
00:19:56,203 --> 00:20:00,425
‫پس رجی، کوین و آقای منتل
‫همگی زندانی‌های جنگ‌ان؟

392
00:20:00,450 --> 00:20:04,590
‫دقیقاً، و با اون سه‌تا گیوتینی که
‫من روی استیج بابیلونیوم دیدم،

393
00:20:04,634 --> 00:20:06,679
‫حدس می‌زنم که قراره اعدام شن.

394
00:20:06,723 --> 00:20:08,289
‫احتمالاً خیلی زود،

395
00:20:08,545 --> 00:20:11,393
‫اگه راه‌آهن باارزش پرسیوال رو منفجر کنی.

396
00:20:12,351 --> 00:20:14,774
‫خب پس باید اول از اونجا بیرون
‫بیاریم‌شون و بعد منفجرش کنیم.

397
00:20:14,818 --> 00:20:17,777
‫فکر نکنم شدنی باشه، آرچی.

398
00:20:36,796 --> 00:20:38,450
‫- سلام.
‫- خدای من.

399
00:20:38,493 --> 00:20:41,496
‫خوبی؟ حالت چطوره؟

400
00:20:41,521 --> 00:20:44,209
‫قطعاً برکت وجودم رو پر نکرده.

401
00:20:45,022 --> 00:20:47,502
‫بتی، این جوری که تو
‫به زندگیت فکر می‌کنی،

402
00:20:47,546 --> 00:20:48,678
‫فکر می‌کنی که دقیقاً چیکار کردی...

403
00:20:48,721 --> 00:20:51,199
‫که اینقدر نابخشودنیه؟

404
00:20:53,947 --> 00:20:55,427
‫خیلی‌خب، از کجا شروع کنم؟

405
00:20:55,471 --> 00:20:59,039
‫من گربه‌ی خونواده‌مون رو با یه سنگ
‫کُشتم پالی!

406
00:20:59,083 --> 00:21:00,563
‫خب ۸ سالت بود.

407
00:21:00,606 --> 00:21:01,868
‫کارامل هم داشت درد می‌کشید.

408
00:21:01,912 --> 00:21:03,957
‫بابا هم روت تأثیر می‌ذاشت.

409
00:21:04,001 --> 00:21:05,350
‫اینطوری که آدم بدی نمیشی.

410
00:21:06,351 --> 00:21:07,483
‫دیگه چی؟

411
00:21:09,920 --> 00:21:14,403
‫می‌دونم ممکنه احمقانه باشه
‫اما من هنوز هم راجع‌به بوسیدن آرچی

412
00:21:14,446 --> 00:21:16,535
‫دوران دبیرستان احساس عذاب وجدان دارم.

413
00:21:18,189 --> 00:21:20,017
‫به جاگهد خیانت کردم.

414
00:21:20,060 --> 00:21:21,497
‫به ورانیکا خیانت کردم.

415
00:21:21,540 --> 00:21:24,587
‫درست شب قبل از فارغ‌التحصیلی
‫اکیپمون رو از هم پاشوندم.

416
00:21:24,630 --> 00:21:28,547
‫اگه نظر منو بخوای
‫فاحشه‌ی ریوردیل دقیقاً همچین کاری می‌کنه.

417
00:21:28,591 --> 00:21:30,984
‫بتی، اون بوس باعث نمیشه تو فاحشه باشی.

418
00:21:31,028 --> 00:21:34,248
‫شرمنده.
‫این یکی هم بیخیالش شو.

419
00:21:34,292 --> 00:21:40,254
‫از اینکه دیگه عاشق جاگهد
‫نبودی هم خودت رو ببخش.

420
00:21:40,298 --> 00:21:44,258
‫این اتفاق‌ها میوفته، و قطعاً باعث نمیشه
‫تو آدم بدی باشی.

421
00:21:44,302 --> 00:21:46,522
‫دیگه چی؟

422
00:21:49,351 --> 00:21:50,526
‫چی تو دلته که نمیگی؟

423
00:21:52,963 --> 00:21:56,619
‫وقتی پرسیوال داشت با اون بلاها
‫گرفتارمون می‌کرد

424
00:21:56,662 --> 00:22:00,057
‫رفتم در مورد تمام
‫بلاهایی انجیلی مطالعه کردم

425
00:22:00,100 --> 00:22:03,756
‫که شامل فاحشه‌ی بابل هم می‌شد
‫اما در مورد قابیل هم خوندم

426
00:22:05,497 --> 00:22:08,500
‫که تا ابد نشونه‌ی گناهش روی بدنش موند.

427
00:22:09,501 --> 00:22:11,024
‫نشان قابیل.

428
00:22:11,068 --> 00:22:12,896
‫من هم نشون شدم پالی.

429
00:22:14,550 --> 00:22:17,466
‫از زمان تولدم نشون شدم.

430
00:22:18,597 --> 00:22:21,339
‫ژن قاتل سریالی.

431
00:22:21,383 --> 00:22:23,385
‫فکرش رو می‌کردیم برگردیم سر اون موضوع.

432
00:22:24,473 --> 00:22:26,475
‫من بد ذاتم پالی.

433
00:22:28,999 --> 00:22:30,696
‫توی تک تک سلول‌های بدن نوشته شده.

434
00:22:33,482 --> 00:22:35,571
‫شاید تو این فکر رو نکنی
‫اما بقیه می‌کنن.

435
00:22:36,833 --> 00:22:39,270
‫از دهنشون شنیدم که گفتن.

436
00:22:39,313 --> 00:22:40,184
‫تو بد ذاتی!

437
00:22:40,227 --> 00:22:41,577
‫تهدید تویی!

438
00:22:41,620 --> 00:22:44,449
‫تو یه جنده‌ی دو روی بی‌رحمی.

439
00:22:44,493 --> 00:22:45,798
‫تو یکی از مایی.

440
00:22:45,842 --> 00:22:47,583
‫یه روانی آمریکایی.

441
00:22:49,062 --> 00:22:52,501
‫بتی، فکر کنم یه‌چیزی رو می‌دونم
‫که بتونه کمکت کنه.

442
00:22:57,114 --> 00:23:01,292
‫یادته که جاگهد توی پناهگاه گفت اگه
‫با خودمون روبه‌رو بشیم چی میشه؟

443
00:23:01,335 --> 00:23:04,469
‫خب آره، اگه کسی ما رو با هم ببینه
‫فاجعه میشه.

444
00:23:04,513 --> 00:23:07,124
‫تازه، من قراره چی بگم اصلاً؟

445
00:23:07,167 --> 00:23:10,127
‫سلام جاگهد.
‫چرا دوست‌هام همه‌شون قدرت‌هایی رو که

446
00:23:10,170 --> 00:23:11,998
‫توی کمیک‌هات می‌نویسی دارن؟

447
00:23:12,042 --> 00:23:13,696
‫مگه تو چی هستی؟
‫جادوگر؟

448
00:23:13,739 --> 00:23:15,567
‫یعنی توی این دنیا همه جادوگرن؟

449
00:23:15,611 --> 00:23:19,441
‫خیلی‌خب، یه فکر ناجور دارم که
‫می‌تونیم اون یکی جاگهد رو از بقیه جدا کنیم.

450
00:23:19,484 --> 00:23:22,879
‫اما باید صبر کنیم که تبتا...تبتای ریورویل
‫آشغال‌ها رو ببره بیرون

451
00:23:22,922 --> 00:23:25,447
‫تا بتونیم توی یه چرخه‌ی زمانی گیرش بندازم.

452
00:23:26,143 --> 00:23:27,710
‫خیلی‌خب...

453
00:23:27,753 --> 00:23:30,408
‫خیلی‌خب، تو برو خونه‌مون...خونه‌شون.

454
00:23:30,452 --> 00:23:32,671
‫منم اون یکی جاگهد رو میارم پیشت.

455
00:23:34,586 --> 00:23:38,329
‫خب بگو ببینم
‫پیشنهاد شیطان رو قبول کردی؟

456
00:23:38,372 --> 00:23:39,504
‫آره.

457
00:23:39,548 --> 00:23:41,593
‫بعد از یه مذاکره‌ی کوچیک.

458
00:23:41,637 --> 00:23:46,380
‫من فنا ناپذیریم و آزادیم
‫رو از شیطان به‌دست آوردم.

459
00:23:46,424 --> 00:23:48,557
‫چه زیرکانه.

460
00:23:48,600 --> 00:23:51,734
‫شیطان چطور قراره روحت رو بگیره
‫اگه هیچوقت قرار نباشه بمیری؟

461
00:23:51,777 --> 00:23:53,213
‫نکته همین‌جاست.

462
00:23:53,257 --> 00:23:55,651
‫من از روستای سوییت‌واتر بیرون اومدم
‫و تا ۴۰۰ سال بعدش رو.

463
00:23:55,694 --> 00:23:59,176
‫شهر به شهر سفر می‌کردم
‫و دانش ممنوعه رو کسب می‌کردم.

464
00:23:59,219 --> 00:24:01,700
‫دانشی که می‌تونستم برای فتح یا نابودی

465
00:24:01,744 --> 00:24:04,137
‫ریورویل در زمان برگشتنم استفاده کنم.

466
00:24:04,181 --> 00:24:05,617
‫صبر کن ببینم...

467
00:24:05,661 --> 00:24:07,750
‫گفتی ریورویل؟

468
00:24:07,793 --> 00:24:09,229
‫منظورت ریوردیل بود؟

469
00:24:09,273 --> 00:24:10,883
‫نه آلیس.
‫درست شنیدی، ریورویل.

470
00:24:11,971 --> 00:24:13,538
‫بذار توضیح بدم.

471
00:24:13,582 --> 00:24:15,975
‫من داشتم برمی‌گشتم به جایی
‫که روستای سوییت‌واتر بنا شده بود

472
00:24:16,019 --> 00:24:18,587
‫تا حدود ۴۰۰ سال بعد انتقامم رو بگیرم.

473
00:24:18,630 --> 00:24:20,371
‫و یه‌چیز خیلی جالب اتفاق افتاد.

474
00:24:22,634 --> 00:24:26,420
‫وقتی که به ورودی شهر رسیدم
‫صدای یه انفجار شنیدم.

475
00:24:28,510 --> 00:24:31,469
‫و متوجه تابلوی ورودی شدم که قبل از انفجار

476
00:24:31,513 --> 00:24:33,036
‫نوشته شده بود ریورویل

477
00:24:33,079 --> 00:24:35,604
‫اما حالا تابلوی خوش‌آمد به ریوردیل بود.

478
00:24:37,606 --> 00:24:39,695
‫یه اتفاقی افتاده بود آلیس.

479
00:24:39,738 --> 00:24:42,785
‫من خودم رو توی یه دنیای جدید دیدم.

480
00:24:42,828 --> 00:24:46,310
‫ظاهراً در راه برگشت برای فتح ریورویل

481
00:24:46,353 --> 00:24:49,705
‫پا به شکافی گذاشتم که باز شده بود.

482
00:24:49,748 --> 00:24:51,663
‫برای همین پا به یه دنیای جدید گذاشتم.

483
00:24:51,707 --> 00:24:56,363
‫این دنیا، جایی که ریورویل
‫اسمش شده بود ریوردیل.

484
00:24:56,407 --> 00:24:57,800
‫تا اینجاش رو متوجه شدم.

485
00:24:57,843 --> 00:24:59,715
‫ریوردیل خیلی به دنیای من شبیه بود

486
00:24:59,758 --> 00:25:02,718
‫منتها انگار خبری از ماوراءالطبیعه توش نبود.

487
00:25:02,761 --> 00:25:04,589
‫اما خیلی زود فرصتی دیدم.

488
00:25:04,633 --> 00:25:05,938
‫می‌دونی، متوجه شدم

489
00:25:05,982 --> 00:25:09,246
‫که من قدرتمندترین موجود
‫این دنیای جدید هستم.

490
00:25:09,289 --> 00:25:10,726
‫هم جادو رو داشتم
‫هم فنا ناپذیری.

491
00:25:10,769 --> 00:25:12,597
‫هیچکس دیگه‌ای همچین قدرتی نداشت.

492
00:25:12,641 --> 00:25:14,959
‫این رو هم متوجه شدم که
‫فرزندان دشمن‌هام اینجا زنده

493
00:25:14,983 --> 00:25:17,254
‫هستن. یا میشه گفت حداقل
‫نسخه‌های دیگه‌ای ازشون.

494
00:25:17,297 --> 00:25:20,126
‫و درگیر دعواها و مشکلات

495
00:25:20,170 --> 00:25:22,215
‫خاله زنکی و عاشقانه‌شون بودن.

496
00:25:22,259 --> 00:25:25,088
‫- پس یعنی نقشه‌ی انتقامت هنوز...
‫- می‌تونه اتفاق بیوفته.

497
00:25:26,568 --> 00:25:27,960
‫برای همین تصمیم گرفتم که بمونم.

498
00:25:28,004 --> 00:25:30,484
‫اون هم زمانی که نه کسی من رو می‌شناخت
‫و نه قابلیت‌هام رو.

499
00:25:30,528 --> 00:25:32,225
‫سعی کردم خونه‌ی آرچی اندروز رو بخرم.

500
00:25:32,269 --> 00:25:36,012
‫تبدیل به معاون کلانتر شدم
‫به شورا ملحق شدم

501
00:25:36,055 --> 00:25:37,579
‫مغازه‌‍م رو باز کردم.

502
00:25:37,622 --> 00:25:39,624
‫خودت رو توی تار و پود ریوردیل
‫جا دادی.

503
00:25:39,668 --> 00:25:44,716
‫و همینطور که به آرومی جایگاهم رو
‫محکم می‌کردم، دشمن‌هام رو هم کنار می‌زدم.

504
00:25:44,760 --> 00:25:48,459
‫اما یهو، باز سرنوشت یه‌چیز دیگه رو کرد.

505
00:25:48,502 --> 00:25:53,638
‫بچه‌های دشمن‌هام قدرت و توانایی فوق‌بشری
‫به‌دست آوردن.

506
00:25:58,556 --> 00:26:02,821
‫و با این وجود، چیزی جلو دارم نبود
‫اما شرایط رو پیچیده کرد.

507
00:26:02,865 --> 00:26:06,129
‫در هر صورت، من روی
‫ساخت قطار ارواحم تمرکز کردم

508
00:26:06,172 --> 00:26:09,523
‫تا برای نبرد آخر روح ریوردیل
‫آماده باشم.

509
00:26:10,829 --> 00:26:12,657
‫نبردی که تصمیم دارم توش پیروز بشم.

510
00:26:13,310 --> 00:26:15,007
‫و چرا فکر می‌کنی که

511
00:26:15,051 --> 00:26:17,749
‫یه‌سری از آدم‌ها توی ریوردیل
‫دارن این قدرت‌ها رو به‌دست میارن؟

512
00:26:17,793 --> 00:26:22,754
‫ای خدا، فقط می‌تونم حدس بزنم
‫که زمانی که از ریورویل افتادم اینجا

513
00:26:22,798 --> 00:26:25,148
‫یه‌سری از انرژی‌های محرمانه‌‍ش از طریق

514
00:26:25,191 --> 00:26:27,759
‫شکاف‌های بین جهان‌ها
‫با من به اینجا سفر کردن.

515
00:26:27,803 --> 00:26:30,109
‫و این انرژی‌ها به ریوردیل اومدن

516
00:26:30,153 --> 00:26:33,678
‫و مردم رو مبتلا و عوض کردن.

517
00:26:33,722 --> 00:26:35,767
‫می‌دونی آلیس، همیشه طرفین باید مثل هم باشن.

518
00:26:35,811 --> 00:26:37,682
‫شاید کائنات خواستن که...

519
00:26:37,726 --> 00:26:39,684
‫اگه نبرد عادلانه نیست

520
00:26:39,728 --> 00:26:41,773
‫حداقل یه‌کم مساوی باشه.

521
00:26:41,817 --> 00:26:43,035
‫هرچند زیاد مهم نیست

522
00:26:43,079 --> 00:26:44,907
‫من چندین قرنه که قدرت‌هام رو دارم.

523
00:26:44,950 --> 00:26:46,952
‫و اونا فقط چند ماهه که
‫قدرتشون رو به‌دست آوردن.

524
00:26:46,996 --> 00:26:50,608
‫تازه، با رسیدن شهاب‌سنگ بیلی
‫من به بیشترین حد قدرتم می‌رسم

525
00:27:01,532 --> 00:27:02,838
‫پاتو بذار توش.

526
00:27:03,795 --> 00:27:05,667
‫- پالی.
‫- بتی.

527
00:27:07,190 --> 00:27:08,104
‫خواهش می‌کنم.

528
00:27:26,383 --> 00:27:28,124
‫بفرما.

529
00:27:28,167 --> 00:27:32,302
‫ژن قاتل سریالیت پاک شد.

530
00:27:32,345 --> 00:27:34,086
‫گناه اصلیت نابود شد.

531
00:27:34,826 --> 00:27:36,306
‫کاملاً پاک شد.

532
00:27:36,349 --> 00:27:38,264
‫- غیر ممکنه، نمیشه همینطوری...
‫- چرا، تونستم.

533
00:27:39,222 --> 00:27:40,527
‫دیگه پاک شد.

534
00:27:40,571 --> 00:27:42,390
‫اون بخش از وجودت که نشون شده بود

535
00:27:42,573 --> 00:27:44,314
‫دیگه توی وجودت نیست.

536
00:27:44,357 --> 00:27:48,971
‫تو دیگه فاحشه‌ی بابل یا
‫ریوردیل یا هرجای دیگه نیستی.

537
00:27:53,497 --> 00:27:56,848
‫پالی، تو فقط پاهامو شُستی.

538
00:27:56,892 --> 00:27:58,676
‫قبلاً هم یه‌نفر برام همین کار رو کرد

539
00:27:58,720 --> 00:28:00,896
‫درست قبل از این که به
‫دنیای آخرت شیرین پا بذارم.

540
00:28:01,723 --> 00:28:03,072
‫حالا تو هم می‌تونی واردش بشی.

541
00:28:11,950 --> 00:28:14,126
‫میشه لطفاً بهم کمک کنی؟

542
00:28:14,997 --> 00:28:15,911
‫جانم؟

543
00:28:19,349 --> 00:28:20,742
‫کی بود؟

544
00:28:20,785 --> 00:28:22,091
‫من بودم، فقط یه لحظه.

545
00:28:30,055 --> 00:28:32,318
‫میشه لطفاً بهم کمک کنی؟

546
00:28:33,406 --> 00:28:34,320
‫جانم؟

547
00:28:36,409 --> 00:28:37,759
‫کی بود؟

548
00:28:37,802 --> 00:28:38,760
‫من بودم، فقط یه لحظه.

549
00:28:47,029 --> 00:28:50,336
‫سلام، وقت داری؟

550
00:28:50,380 --> 00:28:52,774
‫آره!
‫لباس کارِت کو؟

551
00:28:53,949 --> 00:28:54,863
‫بهت توضیح میدم.

552
00:28:56,386 --> 00:28:58,605
‫توی خونه، خصوصی.

553
00:28:58,649 --> 00:29:00,694
‫داستان چیه؟
‫داری منو می‌ترسونی.

554
00:29:00,738 --> 00:29:03,828
‫خب پس آماده باش که قراره بیشتر بترسی.

555
00:29:03,872 --> 00:29:04,786
‫منظورت چیه؟

556
00:29:07,397 --> 00:29:08,702
‫سلام.

557
00:29:08,746 --> 00:29:10,835
‫وای خدا!

558
00:29:10,879 --> 00:29:12,532
‫پس با توجه به شرابط

559
00:29:12,576 --> 00:29:16,841
‫به‌نظرمون کمیک‌هات مستقیم و غیرمستقیم

560
00:29:16,885 --> 00:29:19,757
‫روی رویدادهای دنیامون تأثیر دارن.

561
00:29:19,801 --> 00:29:21,498
‫ما از ریوردیل اومدیم.

562
00:29:21,541 --> 00:29:23,065
‫من و دوست‌هام حتی...

563
00:29:23,108 --> 00:29:25,589
‫ما مثل کمیک‌هات قدرت فوق‌بشری داری.

564
00:29:25,632 --> 00:29:27,460
‫خب باورت دارم.

565
00:29:27,504 --> 00:29:29,071
‫به دنیاهای چندگانه باور دارم.

566
00:29:29,114 --> 00:29:31,334
‫حتی قبل از اینکه مردم فکر کنن خفنه
‫باور داشتم.

567
00:29:31,377 --> 00:29:34,641
‫میشه بپرسم کمیک‌هات
‫رو از کجا الهام می‌گیری؟

568
00:29:34,685 --> 00:29:37,166
‫و همینطور این قدرت‌های خاص و دقیق.

569
00:29:37,209 --> 00:29:40,473
‫خب راستش حس کردم
‫این قدرت‌ها خیلی به شخصیتشون می‌خوره.

570
00:29:40,517 --> 00:29:43,825
‫مثل یه افزونه برای شخصیت خاصشونه.

571
00:29:43,868 --> 00:29:45,739
‫شخصیت منفی داستانت چی؟

572
00:29:45,783 --> 00:29:46,871
‫پرسیِ پلید.

573
00:29:46,915 --> 00:29:47,829
‫اون از کجا اومده؟

574
00:29:49,091 --> 00:29:51,180
‫یه کابوس تکراری.

575
00:29:51,223 --> 00:29:54,052
‫خب، این ابَرنوجَوون‌ها
‫چطوری شکستش میدن؟

576
00:29:55,358 --> 00:29:58,665
‫خوب شد گفتی.
‫اینو ببین.

577
00:29:58,709 --> 00:30:03,105
‫اینا چندتا از صفحه‌های به‌درد
‫نخور شماره‌ی آخر کمیک بودن.

578
00:30:03,148 --> 00:30:07,457
‫من اسمش رو گذاشتم
‫«مرگ ابَرنوجوان‌ها».

579
00:30:07,500 --> 00:30:11,722
‫و آخر این نبرد حماسی
‫پرسی همه‌شون رو می‌کُشه.

580
00:30:12,027 --> 00:30:13,463
‫چرا؟

581
00:30:13,506 --> 00:30:16,118
‫چرا باید همچین چیز
‫غم‌انگیز و بی‌هدفی بنویسی؟

582
00:30:16,161 --> 00:30:21,645
‫خب راستش، این یه معامله بود
‫که باید بهش عمل می‌کردم.

583
00:30:21,688 --> 00:30:24,474
‫می‌خواستم بزرگ‌ترین کمیک‌نویس دنیا بشم.

584
00:30:24,517 --> 00:30:27,999
‫حتی بزرگ‌تر از آلن مور، و خب جواب داد.

585
00:30:28,043 --> 00:30:31,089
‫اما در عوض...
‫این هم بگم که گولم زدن...

586
00:30:31,133 --> 00:30:35,964
‫موافقت کردم که توی یه
‫تیپ داستانی خاص بنویسم.

587
00:30:36,007 --> 00:30:37,400
‫داستان‌های ترسناک.

588
00:30:37,443 --> 00:30:39,271
‫داستان‌هایی که در نهایت باعث

589
00:30:40,533 --> 00:30:41,970
‫چیره شدن تاریکی بر دنیا میشن.

590
00:30:42,013 --> 00:30:46,931
‫آخه کی همچین پیشنهاد بهت داده؟

591
00:30:47,627 --> 00:30:49,760
‫یکی به اسم...آقای سایفر.

592
00:30:49,803 --> 00:30:51,936
‫اون که...شیطانه
‫نه؟

593
00:30:53,982 --> 00:30:55,331
‫خب...آره
‫یه‌جورهایی.

594
00:30:55,374 --> 00:30:57,637
‫جاگهد، دوست من توی دنیای آخرت

595
00:30:57,681 --> 00:30:59,422
‫در مورد یکی به اسم...

596
00:31:00,814 --> 00:31:01,728
‫سایفر هشدار داد.

597
00:31:01,772 --> 00:31:04,253
‫الان سایفر کجاست؟

598
00:31:04,296 --> 00:31:09,432
‫فکر کنم توی بابیلونیوم یه اتاق داره.

599
00:31:09,475 --> 00:31:12,783
‫آره، امشب توی یه لیگ شطرنج بازی داره.

600
00:31:12,826 --> 00:31:16,047
‫اسمش هم نبرد نهایی خیر و شرّـه.

601
00:31:46,034 --> 00:31:48,253
‫خودشه؟
‫آقای سایفر اونه؟

602
00:31:48,993 --> 00:31:51,213
‫فکر کنم.

603
00:31:51,256 --> 00:31:53,084
‫حریفش رو هم می‌شناسم.

604
00:31:53,128 --> 00:31:54,433
‫اون فرشته‌ی نگهبانمه.

605
00:31:54,477 --> 00:31:58,220
‫تجسمِ خیر در برابر تجسمِ شرّ.

606
00:31:58,263 --> 00:31:59,786
‫پس فکر کنم هرکی که ببره...

607
00:31:59,830 --> 00:32:01,005
‫کیش...

608
00:32:01,614 --> 00:32:02,789
‫و مات.

609
00:32:02,833 --> 00:32:05,140
‫برنده مشخص شد!

610
00:32:05,183 --> 00:32:07,969
‫آقای سایفر برنده شد!

611
00:32:10,188 --> 00:32:13,452
‫این قطعاً نشونه‌ی خوبی نیست.

612
00:32:13,496 --> 00:32:14,366
‫آره.

613
00:32:17,587 --> 00:32:20,416
‫ابرنوجَوون‌ها توسط پرسیِ پلید شکست خوردن

614
00:32:20,459 --> 00:32:23,114
‫فرشته‌ی نگهبانم هم به آقای سایفر باخت.

615
00:32:23,158 --> 00:32:25,029
‫اینا همه‌شون بد شگونن
‫درسته.

616
00:32:25,073 --> 00:32:28,206
‫خیر داره همه‌‍ش پشت هم به شرّ می‌بازه.

617
00:32:28,250 --> 00:32:30,339
‫اما توی صفحات کمیک و شطرنج.

618
00:32:30,382 --> 00:32:33,037
‫اما دلیل نمیشه این
‫اتفاقات برای ما هم بیوفته.

619
00:32:33,081 --> 00:32:34,473
‫دلیل نمیشه؟

620
00:32:34,517 --> 00:32:38,129
‫اتفاقات ریورویل
‫دارن به ریوردیل راه پیدا می‌کنن.

621
00:32:38,173 --> 00:32:40,349
‫چیزی که اینجا نمادین و خیالیه

622
00:32:40,392 --> 00:32:42,873
‫توی ریوردیل
‫واقعی میشه.

623
00:32:48,270 --> 00:32:49,358
‫باز هم تو؟

624
00:32:49,401 --> 00:32:51,751
‫ببین، نمی‌خوایم باهات بجنگیم.

625
00:32:51,795 --> 00:32:56,104
‫فقط چندتا سؤال داریم
‫بعدش هم می‌ریم.

626
00:32:56,887 --> 00:32:58,019
‫قبوله.

627
00:32:59,498 --> 00:33:01,544
‫سریع بپرسید.

628
00:33:01,587 --> 00:33:05,243
‫کسی به اسم پرسیوال پیکنز می‌شناسی؟

629
00:33:05,287 --> 00:33:08,072
‫و اگه آره، باهاش در ارتباطی؟

630
00:33:09,813 --> 00:33:13,034
‫پرسیوال یکی از پدران
‫بنیان‌گذار ریورویل بود.

631
00:33:14,122 --> 00:33:16,124
‫چندین قرن پیش
‫روحش رو به من فروخت.

632
00:33:16,167 --> 00:33:18,822
‫الان رفته ریوردیل
‫داره همه‌چیز رو نابود می‌کنه.

633
00:33:18,865 --> 00:33:20,867
‫ریوردیل؟

634
00:33:20,911 --> 00:33:23,000
‫پس اونجا رفته؟

635
00:33:23,044 --> 00:33:25,263
‫چند وقت پیش گُمش کردم.

636
00:33:25,307 --> 00:33:29,050
‫تمام کشور رو سفر می‌کرد
‫تا یه جادوگر بزرگ بشه.

637
00:33:29,093 --> 00:33:30,747
‫آدم بی‌ثباتیه.

638
00:33:30,790 --> 00:33:33,054
‫پرسیوال اولین کسی نیست که سعی کرده

639
00:33:33,097 --> 00:33:37,449
‫که از طریق چاله چوله‌های فنا ناپدیری
‫سرِ دادن روحش دبه کنه.

640
00:33:37,493 --> 00:33:39,930
‫که البته همیشه هم آتیشش
‫یقه‌ی خودشون رو می‌گیره.

641
00:33:41,758 --> 00:33:44,239
‫اما خب اون اولین نفریه
‫که توی یه بُعد دیگه قایم شده.

642
00:33:45,936 --> 00:33:47,111
‫که اینطوری خیلی اعصاب خُرد کنه.

643
00:33:47,155 --> 00:33:51,246
‫شرمنده، دیگه مستقیم‌تر
‫از این نمی‌تونم دخالت کنم.

644
00:33:51,289 --> 00:33:53,161
‫قوانین کیهانی دست و پام رو بسته.

645
00:33:53,204 --> 00:33:55,250
‫هرچند براتون آرزوی موفقیت دارم.

646
00:33:55,293 --> 00:33:56,773
‫اما احتمالاً قراره ببازید.

647
00:33:56,816 --> 00:33:59,210
‫اشتباه می‌کنی.
‫یه راهی پیدا می‌کنیم که جلوش رو بگیریم.

648
00:33:59,254 --> 00:34:01,908
‫ما تونستیم جلوی نابود کردن پاپز رو بگیریم.

649
00:34:01,952 --> 00:34:05,260
‫جابه‌جاش کردیم تا نبرد نهایی
‫همچنان اتفاق بیوفته.

650
00:34:05,303 --> 00:34:07,349
‫فانی‌های اَبله.

651
00:34:07,392 --> 00:34:09,438
‫اگه حقیقت رو می‌دونستید...

652
00:34:09,481 --> 00:34:10,439
‫وایسا ببینم.
‫کدوم حقیقت؟

653
00:34:11,570 --> 00:34:13,050
‫بگو وگرنه خودم از توی ذهنت می‌خونم.

654
00:34:14,269 --> 00:34:17,881
‫غذاخوری برای پرسیوال مهم نیست.

655
00:34:17,924 --> 00:34:19,448
‫زمینشه که مهمه.

656
00:34:20,405 --> 00:34:22,364
‫چرا؟

657
00:34:22,407 --> 00:34:24,757
‫قرن‌ها پیش، پرسیوال اونجا ول شد تا بمیره.

658
00:34:24,801 --> 00:34:27,238
‫منم همون موقع و همون‌جا رفتم پیشش
‫و بهش پیشنهاد دادم.

659
00:34:29,110 --> 00:34:31,373
‫و در تمام دنیاها

660
00:34:31,416 --> 00:34:32,591
‫چه ریورویل چه ریوردیل

661
00:34:32,635 --> 00:34:35,246
‫اونجا دهانه‌ی جهنمه.

662
00:34:35,290 --> 00:34:38,423
‫زمان‌های قدیم
‫کلیساها روی دهانه‌های جهنم ساخته می‌شدن

663
00:34:38,467 --> 00:34:42,123
‫تا جلوی حرکت نیروهای
‫تاریک زیر زمین رو بگیرن.

664
00:34:42,688 --> 00:34:44,212
‫با اینکار سرکوبشون می‌کردن.

665
00:34:44,647 --> 00:34:45,909
‫خفه‌شون می‌کردن.

666
00:34:45,952 --> 00:34:48,825
‫و اون نقش رو...پاپز داشت.

667
00:34:48,868 --> 00:34:53,177
‫ظاهراً بازیچه‌ی دست پرسیوال شدید.

668
00:34:53,221 --> 00:34:56,180
‫و وقتی غذاخوری رو جابه‌جا کردید
‫نیروها آزاد شدن.

669
00:34:56,224 --> 00:35:00,141
‫و درست مثل شهاب‌سنگ بیلی
‫نیروهای تاریک به قدرتش اضافه شدن.

670
00:35:00,184 --> 00:35:03,056
‫خواهشاً برید، وقتتون رو با من تلف نکنید.

671
00:35:03,405 --> 00:35:04,275
‫بریم.

672
00:35:08,932 --> 00:35:11,456
‫فقط چندتا سؤال دیگه مونده آقای شهردار.

673
00:35:11,500 --> 00:35:15,852
‫وقتی که این نبرد بین خیر و شر تموم بشه

674
00:35:15,895 --> 00:35:20,030
‫و فرض بر اینکه شما پیروز بشید
‫چی به سر ریوردیل میاد؟

675
00:35:20,073 --> 00:35:24,208
‫می‌دونید، وقتی که داشتیم
‫از کشور قدیمی میومدیم

676
00:35:24,252 --> 00:35:27,864
‫همسفرهامون از امید و آرزوهاشون

677
00:35:27,907 --> 00:35:31,041
‫و شروع زندگی جدید در یه سرزمین بزرگ و آزاد
‫و پر از فرصت

678
00:35:31,084 --> 00:35:36,220
‫همراه با حقوق برابر و کارگران
‫و ارزش‌های خانواده می‌گفتن.

679
00:35:36,264 --> 00:35:40,050
‫من زمان این بحث‌ها ساکت بودم چون می‌دونستم

680
00:35:40,093 --> 00:35:41,834
‫اینا همه‌‍ش دروغه.

681
00:35:41,878 --> 00:35:43,271
‫می‌دونید، با گذشت زمان

682
00:35:43,314 --> 00:35:46,491
‫جامعه همیشه از هم می‌پاشه
‫فاسد میشه.

683
00:35:46,535 --> 00:35:49,059
‫من سرزمینی رو می‌خوام
‫که هرطور صلاح می‌دونم بر اون حکومت کنم.

684
00:35:49,102 --> 00:35:51,017
‫جایی که دشمنانم تحت مرحمت من هستن.

685
00:35:51,061 --> 00:35:53,585
‫سرزمینی می‌خوام که
‫هنرهای تاریکی کنترلش می‌کنن

686
00:35:53,629 --> 00:35:57,154
‫و عاری از هرگونه قانونی باشه
‫که این کشور رو سرکوب کرده.

687
00:35:57,198 --> 00:35:59,200
‫ایالت برتر پرسیوال.

688
00:35:59,243 --> 00:36:00,984
‫می‌خوام ریوردیل به همچین چیزی تبدیل بشه.

689
00:36:01,027 --> 00:36:05,118
‫سرزمینی وحشی و نااَهل
‫که سانت به سانتش رو من کنترل کنم.

690
00:36:05,162 --> 00:36:06,294
‫حتی مُرده‌هاش!

691
00:36:10,298 --> 00:36:12,387
‫ببخشید...فقط...

692
00:36:13,301 --> 00:36:15,390
‫خیالی پیچیده میاد اما...

693
00:36:16,739 --> 00:36:18,306
‫حداقل حقیقت رو میگم
‫نه؟

694
00:36:18,349 --> 00:36:21,309
‫بحثش پیش اومد...چند نفر رو باید اعدام کنیم.

695
00:36:25,051 --> 00:36:27,445
‫ببین!
‫بهت گفتم که برمی‌گردن!

696
00:36:27,489 --> 00:36:30,013
‫از اولش نباید می‌ذاشتی
‫که وارد اون دنیا بشن.

697
00:36:30,056 --> 00:36:31,406
‫اتل؟

698
00:36:31,449 --> 00:36:32,711
‫تو هم از این قضیه خبر داری؟

699
00:36:32,755 --> 00:36:34,147
‫آره.

700
00:36:34,191 --> 00:36:36,411
‫و خدا رو شکر
‫که یه آدم با عقل خبر داره.

701
00:36:36,454 --> 00:36:38,326
‫وقتی ریوردیل و ریورویل جدا شدن

702
00:36:38,369 --> 00:36:43,461
‫قرار بود یه جدایی
‫بی‌نقص بین دو دنیا شکل بگیره.

703
00:36:43,505 --> 00:36:46,159
‫اما اینطور که معلومه
‫نقص داره.

704
00:36:46,203 --> 00:36:47,639
‫خیلی هم داره.

705
00:36:47,683 --> 00:36:49,424
‫چطور؟
‫چرا؟

706
00:36:49,467 --> 00:36:53,341
‫حتماً یه‌چیزی جدایی رو خراب کرده.

707
00:36:53,384 --> 00:36:56,257
‫تو توی اون دنیا بودی.

708
00:36:56,300 --> 00:36:58,694
‫وقتی انفجار اتفاق افتاد نزدیکش بودی؟

709
00:36:58,737 --> 00:37:00,043
‫خب...آره.

710
00:37:00,086 --> 00:37:02,001
‫البته نه به نزدیکی بتی و آرچی.

711
00:37:02,045 --> 00:37:03,264
‫چیزی نگفتن؟

712
00:37:04,569 --> 00:37:06,702
‫یه‌چیزی که مربوط به انفجار باشه؟

713
00:37:06,745 --> 00:37:07,659
‫نه، همه‌‍ش حرف‌های...

714
00:37:10,706 --> 00:37:12,534
‫چرا راستی...
‫بتی...

715
00:37:12,577 --> 00:37:14,884
‫بتی گفت یکی بهشون زنگ زده

716
00:37:14,927 --> 00:37:17,147
‫و انگار بهشون هشدار
‫داده که از اتاق برن بیرون.

717
00:37:17,756 --> 00:37:19,323
‫الو؟

718
00:37:19,367 --> 00:37:20,368
‫از خونه برید بیرون بتی.

719
00:37:21,717 --> 00:37:23,240
‫شما؟

720
00:37:23,284 --> 00:37:25,155
‫گوش بده!
‫یه بمب زیر تخته.

721
00:37:25,198 --> 00:37:26,199
‫باید فرار کنید.

722
00:37:26,243 --> 00:37:27,375
‫همین حالا!

723
00:37:29,202 --> 00:37:30,813
‫می‌دونستم!

724
00:37:32,467 --> 00:37:35,034
‫تو بهش زنگ زدی!

725
00:37:35,078 --> 00:37:37,123
‫تو بهش هشدار دادی
‫نه؟

726
00:37:37,167 --> 00:37:38,386
‫گندت بزنن جاگهد!

727
00:37:38,429 --> 00:37:40,518
‫پس بگو چرا جدایی بی‌نقص نبود!

728
00:37:40,562 --> 00:37:42,520
‫تو به دوست دختر قبلیت زنگ زدی!

729
00:37:42,564 --> 00:37:44,479
‫این شکاف‌ها برای همین به‌وحود اومدن!

730
00:37:44,522 --> 00:37:46,872
‫شکاف‌ها و درزهای بین دو دنیا!

731
00:37:46,916 --> 00:37:48,570
‫برای همین ما قدرت فوق‌بشری داریم.

732
00:37:48,613 --> 00:37:50,528
‫و پرسیوال هم همینطوری اومد ریوردیل.

733
00:37:50,572 --> 00:37:53,836
‫اون زنگ همه چیز رو به‌خطر انداخت.

734
00:37:53,879 --> 00:37:58,057
‫و حالا دنیاهای موازی باز هم
‫دارن روی هم تأثیر می‌ذارن!

735
00:37:58,101 --> 00:38:01,452
‫ای خدا، تو خیلی ضعیفی جاگهد.

736
00:38:01,496 --> 00:38:05,456
‫و الان، حتی الان هنوز هم
‫بتی رو دوست داری، نه؟

737
00:38:05,500 --> 00:38:06,979
‫برای همین بهش زنگ زدی.

738
00:38:07,023 --> 00:38:10,287
‫حتی با اینکه تموم شده!
‫دیگه تموم شده جاگهد!

739
00:38:10,331 --> 00:38:11,636
‫من می‌خواستم جونش رو نجات بدم!

740
00:38:12,637 --> 00:38:14,552
‫جون بتی و آرچی رو!

741
00:38:14,596 --> 00:38:15,684
‫اونا هنوز بهترین دوست‌هامن اتل!

742
00:38:15,727 --> 00:38:17,468
‫حتی اگه توی یه دنیای دیگه باشن.

743
00:38:17,512 --> 00:38:20,341
‫- ما دیگه رفع زحمت کنیم.
‫- آره، برید شما. برید!

744
00:38:20,384 --> 00:38:21,733
‫و تو...

745
00:38:21,777 --> 00:38:24,649
‫حالا وظیفه‌ی منه که
‫گندکاری همه رو تمیز کنم.

746
00:38:24,693 --> 00:38:28,218
‫دیگه عادتم شده!
‫به‌خدا قسم...

747
00:38:32,265 --> 00:38:34,093
‫- یه‌جورهایی...
‫- ترسناک بود.

748
00:38:34,137 --> 00:38:36,618
‫اما حالا بیشتر از قبل اطلاعات داریم.

749
00:38:38,489 --> 00:38:39,534
‫باید به بقیه هم خبر بدیم.

750
00:38:42,580 --> 00:38:46,279
‫یه طلسم یا جادو چطوره شرل؟

751
00:38:46,323 --> 00:38:48,456
‫هدر داره توی کتاب‌هاش می‌گرده

752
00:38:48,499 --> 00:38:51,459
‫اما هنوز چیز قوی‌ای پیدا نکرده
‫که بتونه روی پرسیوال تأثیر بذاره.

753
00:38:52,808 --> 00:38:54,549
‫راجع‌به پرسیوال اطلاعات جدید گیر آوردیم.

754
00:38:54,592 --> 00:38:56,072
‫می‌دونیم از کجا اومده،

755
00:38:56,115 --> 00:38:59,527
‫و چطوری ما و خودش
‫قدرت‌هامون رو به‌دست آوردیم.

756
00:39:01,164 --> 00:39:02,687
‫اینجا چه‌خبره؟

757
00:39:02,731 --> 00:39:05,255
‫ما نبودیم چی شده؟

758
00:39:05,298 --> 00:39:09,738
‫کوین، رجی و باباش
‫رو توی بابیلونیوم گروگان گرفتن.

759
00:39:11,000 --> 00:39:12,393
‫قراره اعدامشون کنن.

760
00:39:14,133 --> 00:39:15,726
‫فکر کنم بتونم توی این مورد کمک کنم.

761
00:39:29,975 --> 00:39:31,281
‫تو از کجا اومدی جاگهد؟

762
00:39:31,324 --> 00:39:32,456
‫شنیدم توی دردسر افتادید.

763
00:39:32,935 --> 00:39:34,415
‫اومدم نجاتتون بدم.

764
00:39:34,458 --> 00:39:35,590
‫زود باشید.
‫باید بریم.

765
00:39:45,164 --> 00:39:47,384
‫آرچِی، زندانی‌ها آزاد شدن.

766
00:39:47,428 --> 00:39:49,473
‫موقعیت امنه.
‫می‌تونیم ریل رو منفجر کنیم.

767
00:40:08,797 --> 00:40:09,711
‫متوجه نمی‌شم.

768
00:40:10,929 --> 00:40:12,888
‫غیرممکنه.
‫کجا رفتن؟

769
00:40:14,585 --> 00:40:16,457
‫یه مشکل مهم‌تر داریم رئیس.

770
00:40:18,633 --> 00:40:20,548
‫یکی ریل قطار رو منفجر کرده.

771
00:40:24,247 --> 00:40:26,684
‫تنها پشیمونیم اینه که
‫نتونستم وقتی در خزانه رو باز کرده

772
00:40:26,728 --> 00:40:29,557
‫و دیده اونجا نیستیم قیافه‌‍ش رو ببینم.

773
00:40:29,600 --> 00:40:31,820
‫دهنت سرویس.
‫عین دانی دارکو نجاتمون دادی.

774
00:40:31,863 --> 00:40:33,952
‫- مرسی داداش.
‫- قابلت رو نداشت.

775
00:40:33,996 --> 00:40:37,434
‫زندانی‌ها آزاد شدن
‫ریل قطار ارواح خراب شد.

776
00:40:37,478 --> 00:40:39,088
‫امروز محشر بود.

777
00:40:39,131 --> 00:40:41,220
‫آره، اما اینا بُردهای کوچیکن.

778
00:40:41,264 --> 00:40:42,744
‫جنگ واقعی هنوز شروع نشده.

779
00:40:42,787 --> 00:40:45,921
‫و هنوز حتی نمی‌دونیم قراره چه شکلی باشه.

780
00:40:45,964 --> 00:40:47,662
‫اما به لطف تو و جاگ

781
00:40:47,705 --> 00:40:50,055
‫حالا نسبت به ۱۰ ساعت قبل
‫بیشتر می‌دونیم.

782
00:40:50,099 --> 00:40:52,536
‫و الان می‌دونیم قبل از شهاب‌سنگ بیلی
‫باید چیکار کنیم...

783
00:40:57,280 --> 00:40:58,673
‫این چیه؟

784
00:40:58,716 --> 00:41:00,675
‫پیام توی گروه
‫تازه از طرف من نیست؟

785
00:41:00,699 --> 00:41:02,699
‫[پیام از پرسیوال پیکنز]

786
00:41:03,591 --> 00:41:04,722
‫این چیه؟

787
00:41:08,073 --> 00:41:10,902
‫این گیوتین‌ها رو توی بابیلونیوم دیدم.

788
00:41:10,946 --> 00:41:13,688
‫- وایسا ببینم، اینا کی هستـ...
‫- این که مامانمه.

789
00:41:14,819 --> 00:41:16,821
‫- اون هم عمو فرنک‌ـه.
‫- اون هم بابامه.

790
00:41:21,696 --> 00:41:23,306
‫به اطلاع شما می‌رسانم که امشب

791
00:41:23,349 --> 00:41:25,351
‫که مخالفان سیاسی من
‫آلیس کوپر، توماس کلر

792
00:41:25,395 --> 00:41:29,573
‫و فرنک اندروز به‌دلیل خیانت‌شون به

793
00:41:29,617 --> 00:41:31,749
‫شهر ریوردیل اعدام شدند.

794
00:41:31,793 --> 00:41:34,186
‫نه، نه، نه.
‫نه، داره دروغ میگه.

795
00:41:34,230 --> 00:41:36,580
‫داره بازی‌مون میده.

796
00:41:36,624 --> 00:41:38,756
‫می‌خواد روی ذهن‌مون تأثیر بذاره.
‫عمراً واقعیت داشته باشه.

797
00:41:38,800 --> 00:41:42,064
‫اما واقعیت داشت.
‫و آرچی اشتباه می‌گفت.

798
00:41:42,107 --> 00:41:44,806
‫جنگ از الان شروع شده بود.

799
00:41:44,849 --> 00:41:47,548
‫و پرسیوال خون اول رو ریخته بود.

800
00:41:47,572 --> 00:41:50,572
ترجمه: امیر فرحناک و امیر دلپسند

801
00:41:50,596 --> 00:41:54,596
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

802
00:41:54,620 --> 00:42:01,620
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez

