﻿1
00:00:04,600 --> 00:00:06,040
‫این داستان دوتا پسر نوجَوونه

2
00:00:06,080 --> 00:00:08,520
‫که با هم توی یه اتاق زندگی می‌کنن.

3
00:00:08,560 --> 00:00:09,910
‫به یه مدرسه میرن...

4
00:00:09,960 --> 00:00:11,090
‫فکر و ذکرشون یه‌چیزه...

5
00:00:11,130 --> 00:00:12,700
‫اکثراً هم ماشین و دختر

6
00:00:12,740 --> 00:00:14,440
‫اما انگیزه‌ی کاملاً متفاوتی دارن.

7
00:00:16,090 --> 00:00:17,530
‫توی یه صبح معمولی

8
00:00:17,570 --> 00:00:19,050
‫اولین کاری که این دوتا پسر می‌کنن

9
00:00:19,100 --> 00:00:22,450
‫وقتی که همه هنوز خوابن
‫میرن دوی صبحگاهی.

10
00:00:22,490 --> 00:00:24,540
‫برای رجی، دویدن
‫گرم کردن حساب میشه

11
00:00:24,580 --> 00:00:26,840
‫تا فعالیتی که واقعاً عاشقشه
‫رو شروع کنه، بسکتبال.

12
00:00:28,980 --> 00:00:30,460
‫برای آرچی...

13
00:00:30,500 --> 00:00:31,760
‫یه‌جور گرم کردن دیگه حساب میشه

14
00:00:31,800 --> 00:00:34,370
‫تا بره سر کاغذ و قلمش.

15
00:00:34,420 --> 00:00:38,200
‫البته بهتون بگم
‫امروز یه صبح معمولی و عادی نیست.

16
00:00:38,250 --> 00:00:39,860
‫امروز فردای هالووین‌ـه.

17
00:00:39,900 --> 00:00:41,550
‫هالووینی که یه ماشین
‫پر از بچه‌های بولداگ

18
00:00:41,600 --> 00:00:44,120
‫از روی پل پرت شدن
‫توی رودخونه‌ی سوییت‌واتر.

19
00:00:46,380 --> 00:00:49,170
‫کاپیتان تیم یعنی جولیان بلاسم
‫پشت فرمون بوده.

20
00:00:49,210 --> 00:00:52,610
‫اگه به‌خاطر رجی نبود
‫که رفت توی آب و دونه دونه نجاتشون داد

21
00:00:52,650 --> 00:00:54,870
‫الان همه‌شون مُرده بودن.

22
00:00:56,440 --> 00:00:58,570
‫اما جولیان بلاسم بیهوش بود

23
00:00:58,610 --> 00:01:01,750
‫بین مرگ و زندگی معلق بود.

24
00:01:01,790 --> 00:01:03,580
‫حتی فرنک اندروز
‫داشت تمام تلاشش رو می‌کرد

25
00:01:03,620 --> 00:01:06,580
‫تا کلیفورد بلاسم عصبی رو آروم کنه.

26
00:01:06,620 --> 00:01:09,760
‫می‌دونستم آوردن اون بچه‌ی تخس
‫تصمیم بدیه.

27
00:01:09,800 --> 00:01:11,410
‫تقصیر خودشه.
‫حتماً تقصیر خودشه.

28
00:01:11,450 --> 00:01:13,450
‫باید از تیمم اخراج شه.

29
00:01:13,500 --> 00:01:14,930
‫جناب بلاسم
‫ما هنوز می‌خوایم بفهمیم

30
00:01:14,980 --> 00:01:16,240
‫که جریان از چه قرار بوده

31
00:01:16,280 --> 00:01:17,500
‫اما من فکر می‌کنم

32
00:01:17,550 --> 00:01:20,240
‫که جولیان پشت فرمون بوده.

33
00:01:20,290 --> 00:01:22,030
‫می‌دونی من از چی مطمئنم؟

34
00:01:22,070 --> 00:01:25,080
‫اون نکبت از وقتی که اومده
‫چیزی جز دردسر نبوده

35
00:01:25,120 --> 00:01:27,290
‫و می‌خوام بره.

36
00:01:27,340 --> 00:01:29,990
‫جناب شهردار
‫شما الان نباید به تیم فکر کنید.

37
00:01:30,040 --> 00:01:31,780
‫تمرکزتون باید روی سلامتی پسرتون باشه.

38
00:01:31,820 --> 00:01:34,820
‫بقیه‌ی چیزها بعداً هم حل میشن.

39
00:01:34,870 --> 00:01:38,130
‫اون شب تصادف بولداگ‌ها
‫تنها اتفاق غم‌انگیز نبودن.

40
00:01:38,180 --> 00:01:41,180
‫پیک شیرفروش خواست دوست من، اتل رو هم بکُشه.

41
00:01:41,220 --> 00:01:45,428
‫این همون شیرفروشیه
‫که دیدم بعد از کُشتن مادر و پدرم

42
00:01:45,452 --> 00:01:49,660
‫از خونه‌مون اومد بیرون، جناب کلانتر.

43
00:01:49,710 --> 00:01:53,540
‫اما، تونستم چاقو رو از دستش به‌زور بگیرم

44
00:01:53,580 --> 00:01:58,630
‫- و بعد...
‫- دفاع از خود بوده کلانتر.

45
00:01:58,670 --> 00:02:01,420
‫گفتم شاید فکر بد کنید.

46
00:02:01,460 --> 00:02:04,290
‫خب، حداقل جواب سؤال‌هامون رو گرفتیم.

47
00:02:05,330 --> 00:02:06,500
‫شوخی می‌کنید؟

48
00:02:07,730 --> 00:02:09,640
‫الان اتفاقاً سؤال‌های بیشتری داریم.

49
00:02:09,680 --> 00:02:12,860
‫لازمه بیام کلانتری و اظهاریه بدم؟

50
00:02:12,910 --> 00:02:15,130
‫نه، نیازی نیست.

51
00:02:15,170 --> 00:02:18,170
‫به‌نظر من که پرونده ساده حل شده.

52
00:02:18,220 --> 00:02:20,090
‫ساده حل شد؟

53
00:02:20,130 --> 00:02:24,220
‫کلانتر، این روانی هر کی که هست
‫مادر و پدر اتل رو کشته

54
00:02:24,260 --> 00:02:27,140
‫آقای ری‌بری رو هم کشته
‫و می‌خواسته اتل رو هم بکُشه.

55
00:02:27,180 --> 00:02:28,860
‫اگه جواب سؤال‌هاتون رو گرفتید
‫پس این کیه؟

56
00:02:31,580 --> 00:02:32,840
‫شیرفروش کیه؟

57
00:02:32,880 --> 00:02:34,540
‫به اون هم میرسم.

58
00:02:34,580 --> 00:02:37,320
‫شاید اثر انگشت‌هاش توی سیستم باشه

59
00:02:37,360 --> 00:02:38,760
‫اما تا اون موقع

60
00:02:38,800 --> 00:02:40,590
‫باید اتل رو برگردونیم خانه‌ی خواهران ترحم.

61
00:02:40,630 --> 00:02:42,590
‫- نه!
‫- نه، نه، نه.

62
00:02:42,630 --> 00:02:44,150
‫اونجا از اتل سوءاستفاده می‌کنن.

63
00:02:44,200 --> 00:02:45,850
‫اتل پیش خودم می‌مونه.

64
00:02:45,890 --> 00:02:47,850
‫سرپرستش باید بالغ باشه جاگهد.

65
00:02:49,590 --> 00:02:52,860
‫درسته، اما خواهران نه.

66
00:02:55,430 --> 00:02:57,040
‫فرنک، آرچی
‫خبر جدیدی شد؟

67
00:02:58,390 --> 00:03:00,650
‫جاگهد، آروم باش.

68
00:03:00,690 --> 00:03:01,910
‫قضیه اتل‌ـه؟

69
00:03:01,934 --> 00:03:10,434



70
00:03:10,440 --> 00:03:12,620
‫اتل، عزیزم.

71
00:03:12,660 --> 00:03:14,710
‫من و مری در مورد همه چیز صحبت کردیم

72
00:03:14,750 --> 00:03:16,530
‫و به یه راه‌حلی رسیدیم.

73
00:03:16,580 --> 00:03:19,190
‫با توجه به تمام اتفاق‌هایی که افتاده

74
00:03:19,230 --> 00:03:21,190
‫هر دومون فکر کردیم شاید به صلاحه

75
00:03:21,230 --> 00:03:22,540
‫که تو پیش خانواده‌ی کوپر بمونی.

76
00:03:23,240 --> 00:03:24,800
‫چی، دوباره؟

77
00:03:24,850 --> 00:03:27,540
‫نه، آخرین باری که پیش خانم کوپر موندم

78
00:03:27,590 --> 00:03:29,420
‫من رو فرستاد اون جای مزخرف.

79
00:03:29,460 --> 00:03:35,470
‫فرستادنت پیش خواهران ترحم بیشتر فکر
‫بابای بتی بود.

80
00:03:35,510 --> 00:03:37,900
‫وسایلت رو می‌بریم توی اتاق خیاطی من.

81
00:03:40,120 --> 00:03:41,140
‫بیا بریم عزیزم.

82
00:03:41,164 --> 00:03:51,164
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez

83
00:03:51,480 --> 00:03:54,310
‫اگه اونجا نبودی بچه‌ها غرق می‌شدن.

84
00:03:56,790 --> 00:03:58,840
‫جون‌شون رو نجات دادی رجی، حتی جولیان.

85
00:03:58,880 --> 00:04:00,750
‫- تو قهرمانی.
‫- من قهرمان نیستم.

86
00:04:03,100 --> 00:04:05,450
‫وقتی فهمیدم که تنها کسی هستم

87
00:04:05,500 --> 00:04:08,150
‫که تونستم از ماشین بیام بیرون
‫و بیام روی آب...

88
00:04:08,190 --> 00:04:12,070
‫می‌دونستم که باید برگردم زیر آب

89
00:04:13,630 --> 00:04:15,680
‫و بقیه رو نجات بدم.

90
00:04:15,720 --> 00:04:19,290
‫حتی اون لحظه می‌دونستم
‫که اگه هر کدوم‌شون بمیرن...

91
00:04:22,170 --> 00:04:26,430
‫مخصوصاً بلاسم، من رو مقصر می‌دونن.

92
00:04:26,470 --> 00:04:28,690
‫بهم حبس ابد می‌دادن.

93
00:04:28,740 --> 00:04:30,260
‫یا یه حکمی حتی بدتر از زندان.

94
00:04:31,084 --> 00:04:37,384
<font color="#ffff00">‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد»
@AMIRX79X</font>

95
00:04:37,384 --> 00:04:41,084
‫«ریوردیل»
‫«فصل: ۷ قسمت: ۱۲»

96
00:04:48,020 --> 00:04:50,190
‫صبح بخیر.

97
00:04:50,240 --> 00:04:51,460
‫من دارم میرم مدرسه، اتل

98
00:04:51,500 --> 00:04:53,070
‫می‌خوای با هم بریم؟

99
00:04:53,110 --> 00:04:55,810
‫- آره، حتماً.
‫- چی میگی برای خودت، الیزابت؟

100
00:04:55,850 --> 00:04:57,980
‫من خودم اتل رو می‌رسونم مدرسه.

101
00:05:07,690 --> 00:05:10,260
‫مامانم واقعاً خیلی مزخرفه.

102
00:05:10,300 --> 00:05:12,650
‫اول اتل رو فرستاد خونه‌ی خواهران ترحم

103
00:05:12,690 --> 00:05:14,090
‫حالا هم که باهاش مهربونه

104
00:05:14,130 --> 00:05:18,830
‫و یه‌طوری رفتار می‌کنه
‫انگار من مهمون ناخونده‌‍م.

105
00:05:18,870 --> 00:05:21,830
‫به جون خودم
‫یه دلم میگه فرار کنم از خونه.

106
00:05:21,880 --> 00:05:25,450
‫می‌دونم چی میگی، درکت می‌کنم.

107
00:05:25,490 --> 00:05:28,490
‫کاش می‌تونستم دعوتت کنم
‫بیای پمبروک پیش خودم بمونی

108
00:05:28,540 --> 00:05:33,370
‫اما حقیقتش از وقتی مامان و بابام
‫از اونجا انداختنم بیرون

109
00:05:33,410 --> 00:05:36,370
‫من توی بابیلونیوم می‌مونم.

110
00:05:36,410 --> 00:05:39,850
‫چی؟
‫توی سینما می‌مونی؟

111
00:05:39,890 --> 00:05:43,680
‫ورانیکا لاج تبدیل شده به یه کارتن‌خواب.

112
00:05:43,720 --> 00:05:46,730
‫بذار ببینم، دزدکی برگشتی توی خونه؟

113
00:05:49,380 --> 00:05:52,560
‫می‌دونم دوره‌ی سختیه

114
00:05:52,600 --> 00:05:57,560
‫اما خواستن با همه‌تون شعری رو در میون بذارم
‫که یکی‌تون هفته‌ی پیش بهم داد.

115
00:06:00,220 --> 00:06:02,570
‫اسمش «شبح»ـه.

116
00:06:07,400 --> 00:06:08,880
‫«به من می‌گویند قابل اتکا هستی.

117
00:06:09,840 --> 00:06:12,060
‫روی شانه‌ام می‌زنند.

118
00:06:12,100 --> 00:06:16,370
‫مرا به چشم یک پسر،
‫دانش‌آموز، بازیکن تیمی می‌بینند.

119
00:06:18,060 --> 00:06:19,720
‫مرا همانند دیگر پسران می‌بینند.

120
00:06:21,150 --> 00:06:22,460
‫اما به آیینه که نگاه می‌کنم

121
00:06:24,070 --> 00:06:26,250
‫کسی را نمی‌بینم.

122
00:06:26,290 --> 00:06:27,900
‫فقط یک متظاهر...

123
00:06:29,420 --> 00:06:31,560
‫و نمی‌دانم چگونه قابل اتکا باشم.»

124
00:06:36,300 --> 00:06:37,740
‫نظری دارید؟

125
00:06:39,480 --> 00:06:40,560
‫قشنگ بود.

126
00:06:41,430 --> 00:06:43,090
‫آره.

127
00:06:43,130 --> 00:06:44,220
‫آره، قشنگ بود کِلی.

128
00:06:45,530 --> 00:06:48,660
‫موافقم، اما من ننوشتمش.

129
00:06:48,700 --> 00:06:52,100
‫نه، شعر آقای واکر نبود.

130
00:06:53,360 --> 00:06:54,800
‫شعر آقای اندروز بود.

131
00:06:59,410 --> 00:07:01,850
‫کاش توی کلاس بیشتر اهل حرف بودی، آرچی.

132
00:07:01,890 --> 00:07:03,850
‫طبق این شعر، کاملاً مشخصه

133
00:07:03,890 --> 00:07:05,420
‫که کلی حرف توی دلته.

134
00:07:07,980 --> 00:07:10,770
‫خیلی‌خب رفقا، خوب گوش بدید.

135
00:07:10,810 --> 00:07:12,290
‫همین جمعه شب
‫جلوی استونوال

136
00:07:12,340 --> 00:07:14,770
‫یه بازی خیلی بزرگ و مهم داریم

137
00:07:14,820 --> 00:07:17,510
‫اما بعد از اتفاق‌های اخیر

138
00:07:18,910 --> 00:07:20,962
‫تصمیم گرفتیم یه کاپیتان
‫جدید انتخاب کنیم تا وقتی

139
00:07:20,986 --> 00:07:22,950
‫که خدا بخواد جولیان
‫سلامتیش رو به دست بیاره.

140
00:07:23,820 --> 00:07:24,880
‫و کاپیتان هم قراره...

141
00:07:26,520 --> 00:07:27,540
‫آرچی باشه.

142
00:07:33,140 --> 00:07:38,190
‫خب، بیاید زانو بزنیم و برای سلامتی
‫برادر بولداگ‌ـی‌مون دعا کنیم.

143
00:07:41,360 --> 00:07:44,280
‫خیلی خوشحالیم که برگشتی، اتل.

144
00:07:44,320 --> 00:07:46,800
‫درسته، قبول دارم که واقعاً تغییر بزرگیه

145
00:07:46,850 --> 00:07:49,810
‫اما ثابت کردی که سلامت روان داری

146
00:07:49,850 --> 00:07:54,510
‫اون هم با تنهایی روبه‌رو شدن
‫با یه قاتل پرسه‌زن.

147
00:07:54,550 --> 00:07:57,990
‫پرسه‌زن؟
‫کی گفته شیرفروش پرسه‌زن بوده؟

148
00:07:58,030 --> 00:08:00,730
‫اگه اشتباه نکنم، کلانتر کلر.

149
00:08:00,770 --> 00:08:02,990
‫کاملاً مشخصه داستان از چه قرار بوده.
‫این پرسه‌زن...

150
00:08:03,040 --> 00:08:07,220
‫ذهنش توسط کمیک‌های پپ کمیکس
‫مسموم شده بوده

151
00:08:07,260 --> 00:08:10,350
‫و از اونا الهام گرفته بوده
‫تا دست به قتل‌های سریالی‌ای بزنه

152
00:08:10,390 --> 00:08:14,010
‫که تقریباً مثل همون کمیک اصلی هستن.

153
00:08:14,050 --> 00:08:18,310
‫بعد هم لباس یه پیک شیرفروش رو دزدیده
‫و به قتل رسوندن آدم‌ها رو شروع کرده

154
00:08:18,360 --> 00:08:20,930
‫تا احساس تشنگیش به خون رو ارضا کنه.

155
00:08:23,710 --> 00:08:26,320
‫عجب، چقدر منطقی بود فرمایش‌تون.

156
00:08:28,110 --> 00:08:31,410
‫فقط اینکه، چرا باید اول
‫پدر و مادر اتل رو بکشه

157
00:08:31,460 --> 00:08:32,940
‫و بعد بره سراغ آقای ری‌بری

158
00:08:32,980 --> 00:08:36,720
‫و بعد دوباره بیاد خود اتل رو بکشه؟

159
00:08:36,770 --> 00:08:38,940
‫به‌نظرتون یه پرسه‌زن همچین کاری می‌کنه؟

160
00:08:38,990 --> 00:08:43,030
‫درسته.
‫مگه پرسه‌زن‌ها معمولاً جابه‌جا نمیشن؟

161
00:08:43,600 --> 00:08:44,680
‫پرسه می‌زنن.

162
00:08:46,340 --> 00:08:50,260
‫هیچ‌کدوم شما در جایگاهی نیستید
‫که تئوری مطرح کنید.

163
00:08:50,300 --> 00:08:52,350
‫ما بهتون گفتیم دقیقاً
‫ماجرا از چه قرار بوده.

164
00:08:54,390 --> 00:08:59,623
‫حالا هم امیدوارم
‫جفتتون متوجه خطری که

165
00:08:59,647 --> 00:09:04,880
‫کمیک‌ها ممکنه توی
‫جامعه ایجاد کنن بشید.

166
00:09:14,280 --> 00:09:16,890
‫- عمو فرنک؟
‫- سلام آرچی.

167
00:09:20,680 --> 00:09:23,810
‫من...واقعاً باعث افتخارمه

168
00:09:23,860 --> 00:09:25,990
‫که کاپیتان تیم بشم

169
00:09:26,030 --> 00:09:28,730
‫اما به‌نظرتون کاپیتان نباید رجی باشه؟

170
00:09:28,780 --> 00:09:31,780
‫اون بهترین بازیکن‌مونه.

171
00:09:31,820 --> 00:09:36,390
‫شاید همینطور باشه آرچی
‫اما دست من نبود.

172
00:09:36,440 --> 00:09:38,610
‫کلیفورد بلاسم می‌خواست که تو کاپیتان بشی

173
00:09:38,660 --> 00:09:40,740
‫و با توجه به اینکه
‫حامی مالی تیمه

174
00:09:40,790 --> 00:09:42,920
‫گفتم شاید به صلاح باشه
‫که به خواسته‌هاش احترام بذاریم.

175
00:09:42,960 --> 00:09:45,270
‫کلیفورد بلاسم از روز اول
‫با رجی لج بود.

176
00:09:45,310 --> 00:09:47,450
‫تیم ما مایه‌ی افتخار و خوشحالی
‫شهرداره، آرچی.

177
00:09:47,490 --> 00:09:51,450
‫از من به تو نصیحت،
‫این یکی رو بیخیال شو.

178
00:09:54,850 --> 00:09:56,110
‫اما خوشحالم اومدی دیدنم.

179
00:09:57,630 --> 00:09:58,860
‫یه‌چیزی هست می‌خواستم بهت بدم.

180
00:10:05,510 --> 00:10:07,600
‫- این...
‫- وصله‌ی کاپیتانی باباته.

181
00:10:09,640 --> 00:10:12,880
‫می‌دونم اگه زنده بود خودش می‌دادش بهت
‫تا توی اولین بازی که کاپیتانی دستت کنی.

182
00:10:18,170 --> 00:10:19,230
‫باشه عمو فرنک.

183
00:10:25,010 --> 00:10:26,400
‫من دارم میرم.

184
00:10:26,440 --> 00:10:28,360
‫میرم پیش دوستم ورانیکا بمونم.

185
00:10:28,400 --> 00:10:30,970
‫فقط خودمون دوتا توی خونه‌‍ش
‫هر کاری بخوایم می‌کنیم.

186
00:10:32,320 --> 00:10:34,150
‫مگه تا حالا نمی‌کردی، الیزابت؟

187
00:10:41,890 --> 00:10:43,810
‫از کجا همچین کاری یاد گرفتی؟

188
00:10:43,850 --> 00:10:45,980
‫باز کردن قفل
‫با سنجاق سر.

189
00:10:46,030 --> 00:10:50,730
‫نخند، اما با کتابچه‌ی
‫«تریسی ترو، کارآگاه نوجوان»ـم.

190
00:10:50,770 --> 00:10:52,160
‫بخندم؟

191
00:10:52,210 --> 00:10:54,120
‫من عاشق اون کتاب‌هام بتی.

192
00:10:54,170 --> 00:10:55,910
‫یه سؤال...

193
00:10:55,950 --> 00:10:59,390
‫اینجا چقدر باید ساکت باشیم تا اون...

194
00:10:59,430 --> 00:11:00,690
‫اسمش اسمیدرزـه.

195
00:11:00,740 --> 00:11:04,700
‫و توی خونه هر چقدر بخوایم
‫می‌تونی سر و صدا کنیم.

196
00:11:04,740 --> 00:11:07,780
‫فقط از راه پله‌ی پشتی وقتی خواستیم
‫بریم و بیایم باید یه‌کم مراعات کنیم.

197
00:11:08,350 --> 00:11:09,660
‫به پسرها هم گفتم.

198
00:11:10,440 --> 00:11:12,310
‫کدوم پسرها؟

199
00:11:12,360 --> 00:11:14,400
‫- آرچی و رجی؟
‫- نه، نه‌بابا.

200
00:11:14,450 --> 00:11:16,490
‫می‌خوام امشب خوش بگذرونم.

201
00:11:16,540 --> 00:11:21,190
‫برای همین کوین و کِلی رو دعوت کردم
‫بعد از بستن بابیلونیوم بیان.

202
00:11:26,370 --> 00:11:27,680
‫پدر.

203
00:11:27,720 --> 00:11:29,510
‫همین الان از بیمارستان برگشتم.

204
00:11:29,550 --> 00:11:32,331
‫لطفاً بگید ادامه‌ی فصل
‫لیگ بسکتبال یه شایعه‌ست

205
00:11:32,355 --> 00:11:34,950
‫چون جولیان گوشه‌ی
‫بیمارستان داره می‌پوسه.

206
00:11:36,340 --> 00:11:38,600
‫برادرت از اولش هم احمق بود.

207
00:11:38,640 --> 00:11:40,250
‫تقصیر خودش بوده
‫بذار براش درس عبرت شه.

208
00:11:42,780 --> 00:11:44,260
‫درباره‌ی لیگ هم بگم که

209
00:11:44,300 --> 00:11:46,520
‫آره شرل، طبق برنامه
‫ادامه میدن.

210
00:11:47,570 --> 00:11:48,520
‫باید هم بدن.

211
00:11:48,570 --> 00:11:51,031
‫یعنی واقعاً انقدر بدبختی
‫که حاضری پسرت رو

212
00:11:51,055 --> 00:11:54,010
‫به‌خاطر برگشتن به دوران
‫اوج تیم جَوونیت ول کنی؟

213
00:11:54,050 --> 00:11:55,790
‫آره.

214
00:11:55,840 --> 00:11:56,980
‫من قبلاً عضو بولداگ بودم...

215
00:11:59,800 --> 00:12:02,230
‫و هر کاری می‌کنم که برگردم به اون دوران.

216
00:12:05,280 --> 00:12:07,540
‫وقتی برای اولین بار فهمیدم
‫که یه تیم برنده

217
00:12:07,590 --> 00:12:08,720
‫می‌تونه یه شهر رو متحد کنه

218
00:12:11,680 --> 00:12:13,510
‫متوجه شدم که مردم هر جا بری دنبالت میان.

219
00:12:13,550 --> 00:12:19,250
‫من که عمراً برای تیم تشویق کنم اون هم وقتی
‫که برادرم وضعیتش بین مرگ و زندگی مشخص نیست!

220
00:12:19,290 --> 00:12:20,640
‫چرا، می‌کنی.

221
00:12:25,780 --> 00:12:27,650
‫دهنت رو نیش تا نیش باز می‌کنی

222
00:12:27,690 --> 00:12:30,170
‫و انقدر از جون مایه می‌ذاری
‫و تیم رو تشویق می‌کنی

223
00:12:30,220 --> 00:12:33,350
‫تا ریه‌های لوس و نُنُرت خونریزی کنن

224
00:12:33,390 --> 00:12:35,570
‫وگرنه بلایی بدتر از جولیان سرت میاد.

225
00:12:36,960 --> 00:12:40,100
‫شیرفهم شدی یا نه؟

226
00:12:51,824 --> 00:12:58,824
‫♪ « I'm Gonna Wash That Man Right Outa My Hair - Mary Martin » ♪

227
00:13:14,830 --> 00:13:16,830
‫بخون، بتی.

228
00:14:22,590 --> 00:14:24,070
‫- پُرش کنم؟
‫- آره مرسی.

229
00:14:24,110 --> 00:14:27,030
‫مرسی وی، این شراب واقعاً خوشمزه‌ست.

230
00:14:27,070 --> 00:14:29,600
‫من هم نظرم همینه.
‫مامان و بابای من

231
00:14:29,640 --> 00:14:32,040
‫کمد مشروب‌هاشون همیشه
‫چیزهای مرغوبه.

232
00:14:32,080 --> 00:14:36,080
‫کوین، الان خیلی بیشتر خوش می‌گذره
‫تا وقتی که من و تو می‌خواستیم رسمی بشیم.

233
00:14:36,130 --> 00:14:38,130
‫آره، موافقم.

234
00:14:38,170 --> 00:14:39,740
‫حالا که صحبت رابطه شد

235
00:14:39,780 --> 00:14:41,870
‫هالووین شما با آرچی و رجی چطور بود؟

236
00:14:41,910 --> 00:14:43,920
‫این اتفاق‌هایی که افتاد
‫اصلاً یادم رفت بپرسم.

237
00:14:45,610 --> 00:14:49,360
‫آرچی که به‌نظر داشت کم‌کم
‫داره گرم میشه

238
00:14:49,400 --> 00:14:51,710
‫و خب بوس هم کردیم

239
00:14:51,750 --> 00:14:52,880
‫اما بعدش...

240
00:14:56,490 --> 00:14:59,890
‫حقیقتش فکر کردم تو و رجی

241
00:14:59,930 --> 00:15:01,540
‫اون شب با هم بودید.

242
00:15:03,460 --> 00:15:06,590
‫حالا که بحث آرچی و رجی‌ـه

243
00:15:07,590 --> 00:15:10,120
‫کوین، کِلی

244
00:15:10,160 --> 00:15:13,250
‫شما همیشه با هم توی رختکن هستید.

245
00:15:13,290 --> 00:15:16,300
‫بگید ببینم، مال کدوم‌شون بزرگ‌تره؟

246
00:15:16,340 --> 00:15:18,910
‫ورانیکا!

247
00:15:18,950 --> 00:15:20,170
‫سخت میشه فهمید.

248
00:15:20,210 --> 00:15:22,560
‫بیخیال.
‫همه‌مون می‌دونیم روالش چطوریه.

249
00:15:22,610 --> 00:15:24,390
‫بعد از زنگ ورزش...

250
00:15:24,440 --> 00:15:25,390
‫بخار رختکن رو گرفته...

251
00:15:25,440 --> 00:15:27,790
‫حوله‌ها رو شلاقی می‌زنید.

252
00:15:27,830 --> 00:15:29,960
‫یعنی جدی دارید می‌گید
‫هیچ‌کدوم‌تون

253
00:15:30,010 --> 00:15:32,700
‫چشم‌چرونی نکردید؟

254
00:15:32,750 --> 00:15:35,840
‫بذار در این حد بگم
‫که هر دوشون

255
00:15:35,880 --> 00:15:37,270
‫می‌تونن به داشته‌هاشون افتخار کنن.

256
00:15:37,320 --> 00:15:38,970
‫حدس می‌زدم.

257
00:15:39,020 --> 00:15:41,840
‫- در مورد رجی همچین حسی داشتم.
‫- خیلی‌خب...

258
00:15:41,890 --> 00:15:45,980
‫اما بذارید بگم واقعاً وضعیت
‫بچه‌های رختکن چطوره.

259
00:15:46,020 --> 00:15:48,590
‫- ایول. جولیان بلاسم‌ـه؟
‫- نه.

260
00:15:48,630 --> 00:15:50,290
‫- فنگز فوگارتی؟
‫- نه.

261
00:15:51,900 --> 00:15:53,640
‫دیلتن دویلی.

262
00:15:55,810 --> 00:15:57,380
‫نه‌بابا؟!

263
00:15:57,420 --> 00:15:58,770
‫همیشه مال جثه کوچیک‌ها بزرگ‌تره.

264
00:16:00,170 --> 00:16:02,170
‫خب، به سلامتی دیلتن دویلی

265
00:16:02,210 --> 00:16:04,210
‫و تمام پسرهای دبیرستان.

266
00:16:04,260 --> 00:16:06,220
‫به سلامتی تمام پسرها.

267
00:16:37,160 --> 00:16:38,860
‫حالا که ترکیب اصلی رو دیدید

268
00:16:38,900 --> 00:16:41,958
‫لطفاً یه خوش‌آمد گرم
‫به رهبر تیم برای پیروزی

269
00:16:41,982 --> 00:16:45,040
‫قطعی امشب در مقابل
‫استالیون‌های استونوال بگید.

270
00:16:45,080 --> 00:16:47,040
‫کاپیتان جدید تیم‌مون...

271
00:16:49,560 --> 00:16:50,830
‫آرچی اندروز!

272
00:17:01,050 --> 00:17:02,240
‫حالِت خوبه شرل؟

273
00:17:02,880 --> 00:17:04,100
‫خوبم.

274
00:17:04,140 --> 00:17:05,880
‫دارم کاری رو می‌کنم که ازم خواستن.

275
00:17:07,060 --> 00:17:08,760
‫کاپیتان اندروز...

276
00:17:08,800 --> 00:17:11,890
‫به طرفدارهای وفادارتون حرفی ندارید بزنید؟

277
00:17:11,930 --> 00:17:14,280
‫- آره، تیم رو برنده کن آرچی!
‫- آره!

278
00:17:22,070 --> 00:17:26,040
‫حقیقتش من زیاد اهل حرف زدن و سخنرانی نیستم

279
00:17:27,600 --> 00:17:30,210
‫اما...

280
00:17:38,440 --> 00:17:40,220
‫حرفی که توی سالن زدی قشنگ بود.

281
00:17:41,310 --> 00:17:42,360
‫بیخیال خانم تورنتون.

282
00:17:42,400 --> 00:17:44,100
‫افتضاح بودم.

283
00:17:44,140 --> 00:17:46,750
‫خب، شاید به اندازه‌ی نطق گتیسبورگ
‫بزرگ نبوده باشه

284
00:17:46,790 --> 00:17:50,620
‫اما اینطوری فی‌البداهه حرف زدن
‫کار آسونی نیست.

285
00:17:50,670 --> 00:17:54,590
‫وقتی شعر می‌نویستی
‫شور خیلی زیادی داری.

286
00:17:55,330 --> 00:17:57,020
‫صاف و صادق، از ته دل.

287
00:17:57,070 --> 00:17:58,940
‫واقعاً ممنونم خانم تورنتون

288
00:18:00,290 --> 00:18:01,240
‫اما جفتمون می‌دونیم که من...

289
00:18:01,290 --> 00:18:03,290
‫نه، نه
‫نگو.

290
00:18:05,340 --> 00:18:10,080
‫می‌دونم نوشتن روی یه تیکه کاغذ

291
00:18:10,120 --> 00:18:14,926
‫به اندازه‌ی کاپیتان تیم بودن هیجان نداره

292
00:18:14,950 --> 00:18:16,690
‫اما بهت اطمینان میدم
‫که می‌تونه داشته باشه.

293
00:18:17,830 --> 00:18:19,610
‫و امیدوارم که یه روزی

294
00:18:19,650 --> 00:18:22,270
‫طرز فکرت تغییر کنه و انقدری که
‫انرژی پای بسکتبال می‌ذاری

295
00:18:22,310 --> 00:18:24,530
‫پای شعر نوشتن هم بذاری.

296
00:18:29,840 --> 00:18:32,490
‫عجب بابا عجب، کک مکی.

297
00:18:32,540 --> 00:18:35,190
‫اینطور که شنیدم
‫از دست اون راهبه‌های روانی زنده موندی

298
00:18:35,230 --> 00:18:38,320
‫و یه قاتل رو کُشتی
‫و اعتبار خودت رو برگردوندی.

299
00:18:38,370 --> 00:18:39,940
‫واسه یه نوجَوون همچین هم بد نیست.

300
00:18:39,980 --> 00:18:41,630
‫خیلی خوبه.

301
00:18:41,680 --> 00:18:43,290
‫ممنون آقای فیلدستون.

302
00:18:43,330 --> 00:18:45,720
‫واقعاً خیلی هیجان دارم که برگردم.

303
00:18:45,770 --> 00:18:49,380
‫خب پس بیا سریع یه داستان دیگه
‫هم بدیم طراحی کنی، چطوره؟

304
00:18:49,420 --> 00:18:51,290
‫جاگهد برات یه سناریو می‌نویسه.

305
00:18:51,340 --> 00:18:53,120
‫عالی میشه.

306
00:18:55,080 --> 00:18:57,390
‫این تیم دو نفره واقعاً رویاییه.

307
00:18:57,430 --> 00:18:59,870
‫خب، بگید چی توی ذهن‌تونه.
‫هیچ محدودیتی ندارید.

308
00:18:59,910 --> 00:19:01,830
‫هر چی می‌خواید بنویسید رو بگید.

309
00:19:01,870 --> 00:19:06,830
‫خب، پس من خیلی دوست دارم
‫داستان «شیرفروش آمد» رو ادامه بدم.

310
00:19:06,870 --> 00:19:08,960
‫به‌نظرم می‌تونیم یه کمیکی بسازیم...

311
00:19:09,010 --> 00:19:10,570
‫هر چیزی به جز اون.

312
00:19:10,620 --> 00:19:12,710
‫شیرفروش رو بیخیال شید.
‫دیگه مُرده.

313
00:19:12,750 --> 00:19:14,930
‫دیگه رسماً کُشتیش.

314
00:19:14,970 --> 00:19:18,670
‫- دیگه دوره‌‍ش گذشته.
‫- من و اتل داشتیم صحبت می‌کردیم که

315
00:19:18,710 --> 00:19:23,070
‫«شیرفروش آمد» هنوز یکی
‫از پرفروش‌ترین جلدهاتونه.

316
00:19:23,110 --> 00:19:24,720
‫با تمام این اتفاقات اخیر

317
00:19:24,760 --> 00:19:26,160
‫چرا بیشتر ازش استفاده نکنیم؟

318
00:19:26,200 --> 00:19:28,900
‫چون الان همه‌ی چشم‌ها روی ماست.

319
00:19:28,940 --> 00:19:32,680
‫همه دارن راجع‌به مقاله‌ی اون
‫مرتیکه وردرز حرف می‌زنن.

320
00:19:32,730 --> 00:19:34,330
‫حتی آسوشیتد پرس هم داستانش رو کار کرده.

321
00:19:35,210 --> 00:19:38,210
‫فعلاً باید آسه بریم و آسه بیایم.

322
00:19:38,250 --> 00:19:40,040
‫حداقل تا وقتی آب‌ها از آسیاب بیوفته.

323
00:19:40,080 --> 00:19:44,170
‫پس یه داستان زامبی‌محور یا جن‌محور بدید.

324
00:19:44,220 --> 00:19:47,180
‫هر چیزی غیر از شیرفروش، افتاد؟

325
00:19:47,220 --> 00:19:50,960
‫از الان فکر کنید دیگه
‫من به لاکتوز و شیر حساسیت دارم.

326
00:19:56,050 --> 00:19:58,580
‫همونطور که کوکو شنل گفته...

327
00:19:58,620 --> 00:20:00,890
‫بهترین راه‌کار برای بعد از خماری

328
00:20:00,930 --> 00:20:03,060
‫لباس جدید خریدنه.

329
00:20:03,110 --> 00:20:07,200
‫جمله‌‍ش فرانسویش قشنگ‌تره
‫اما باز هم منظور رو می‌رسونه.

330
00:20:07,240 --> 00:20:10,200
‫چیزی چشم‌تون رو گرفت؟

331
00:20:10,240 --> 00:20:13,200
‫خانم اندروز، اینا حرف ندارن.

332
00:20:13,250 --> 00:20:15,120
‫سلیقه‌تون تِقه منیفیکه.
‫(حرف نداره - فرانسوی)

333
00:20:15,160 --> 00:20:16,770
‫مرسی.

334
00:20:16,810 --> 00:20:19,730
‫میشه لطفاً این دوتا لباس رو بذارید توی جعبه
‫و بفرستید پمبروک؟

335
00:20:20,820 --> 00:20:22,910
‫حتماً.

336
00:20:22,950 --> 00:20:25,040
‫- مال تو هم بفرستم اونجا بتی؟
‫- آره لطفاً.

337
00:20:26,780 --> 00:20:27,910
‫تو هم اونجا می‌مونی؟

338
00:20:28,960 --> 00:20:30,570
‫بله خانم.

339
00:20:30,610 --> 00:20:32,610
‫اما نگران نباشید
‫مادرم آگاهه و مشکلی نداره.

340
00:20:37,620 --> 00:20:38,710
‫آگاهه.

341
00:20:41,320 --> 00:20:42,800
‫یعنی چی؟
‫پپی رو برداشتن!

342
00:20:42,840 --> 00:20:43,880
‫مجسمه‌مون رو پس بدید.

343
00:20:43,930 --> 00:20:46,100
‫جوش نزن، کله قرمزی.

344
00:20:46,150 --> 00:20:48,850
‫توی زمین مسابقه اگه برنده شدی
‫می‌تونی پسش بگیری.

345
00:20:48,890 --> 00:20:51,020
‫البته منتل که دَووم نمیاره.

346
00:20:51,070 --> 00:20:53,290
‫زیادی بهش فشار بیاری می‌شکنه.

347
00:20:53,330 --> 00:20:56,110
‫وقتی توی تیم ما بود
‫همینطوری بود.

348
00:20:56,160 --> 00:21:00,120
‫حاضرم قسم بخورم که سر همین بازی
‫هم قراره دوباره وا بده.

349
00:21:02,690 --> 00:21:07,870
‫- دهنت رو ببند تا نزدم فکِت رو بیا...
‫- ول کن، بذار برای بازی.

350
00:21:07,910 --> 00:21:12,000
‫واقعاً بابت جولیان ناراحت شدیم.
‫اتفاق غم‌انگیزی بود.

351
00:21:12,040 --> 00:21:13,780
‫اما می‌دونید، ما...

352
00:21:13,830 --> 00:21:15,350
‫ما می‌خوایم باهاتون یه شرطی ببندیم

353
00:21:15,390 --> 00:21:19,440
‫اما خب ما عین شما گدا گشنه‌ها
‫واسه‌ی کوپن غذا بازی نمی‌کنیم.

354
00:21:27,360 --> 00:21:28,450
‫بریم.

355
00:21:31,500 --> 00:21:33,060
‫من این نکبت‌ها رو می‌شناسم.

356
00:21:33,110 --> 00:21:35,980
‫باهاشون بازی کردم
‫راه بردن‌شون هم بلدم.

357
00:21:36,020 --> 00:21:39,200
‫اول بگم، وستون والیس بازیکن تکنیکی‌ایه

358
00:21:39,240 --> 00:21:41,900
‫اما غیر از زیر حلقه
‫نمی‌تونه امتیاز بگیره.

359
00:21:41,940 --> 00:21:44,510
‫فنگز، نباید بذاری به حلقه نزدیک شه.

360
00:21:44,550 --> 00:21:47,470
‫اونطوری تا صبح هم شوت بندازه
‫به سبد نمی‌رسه.

361
00:21:47,510 --> 00:21:50,560
‫زدن توی برجک بچه پولدارها خوراکمه.

362
00:21:50,600 --> 00:21:54,690
‫- غمت نباشه.
‫- دمت گرم. بعدی، تنک.

363
00:21:54,740 --> 00:21:58,050
‫شاید عین غول باشه
‫ولی وقتی دورش جمع شید می‌گرخه.

364
00:21:58,090 --> 00:21:59,830
‫این یکی با تو آرچی.

365
00:21:59,870 --> 00:22:01,570
‫عین کَنه باید بهش بچسبی.

366
00:22:03,880 --> 00:22:05,840
‫اندروز، پیش مایی؟

367
00:22:07,790 --> 00:22:09,490
‫عین کَنه باید بهش بچسبم، گرفتم.

368
00:22:10,410 --> 00:22:11,520
‫حله.

369
00:22:14,710 --> 00:22:16,410
‫چه‌‍ت شده؟

370
00:22:16,460 --> 00:22:19,110
‫پپی رو دزدیدن ناراحتی؟

371
00:22:19,150 --> 00:22:21,850
‫نترس، برش می‌گردونیم.
‫صد درصد.

372
00:22:22,900 --> 00:22:23,920
‫موضوع اون نیست.

373
00:22:24,550 --> 00:22:25,900
‫فقط...

374
00:22:27,640 --> 00:22:29,030
‫حس می‌کنم دروغ گفتم.

375
00:22:30,560 --> 00:22:32,860
‫من نباید کاپیتان تیم باشم رجی.

376
00:22:32,910 --> 00:22:34,080
‫تو باید باشی.

377
00:22:35,390 --> 00:22:37,000
‫از تو مناسب‌تر نیست.

378
00:22:37,040 --> 00:22:40,260
‫آرزوی توئه.

379
00:22:40,310 --> 00:22:41,700
‫من زیاد به این چیزها فکر نمی‌کنم.

380
00:22:42,920 --> 00:22:44,830
‫آرزوی چیزی هم ندارم.

381
00:22:44,880 --> 00:22:46,790
‫یه نقشه دارم.

382
00:22:46,830 --> 00:22:52,060
‫تا این بازی و بازی بعدش و بازی‌های
‫بعدش رو اونقدری برنده شم تا حرفه‌ای بشم.

383
00:22:55,150 --> 00:22:57,630
‫تو هدفت رو می‌دونی چیه

384
00:22:57,670 --> 00:22:59,110
‫و می‌دونی چطوری بهش برسی.

385
00:22:59,150 --> 00:23:00,410
‫کاش من هم همینطوری بودم.

386
00:23:02,590 --> 00:23:03,720
‫مگه نمی‌تونی، کاپیتان؟

387
00:23:11,250 --> 00:23:13,560
‫من بسکتبال بازی می‌کنم

388
00:23:13,600 --> 00:23:15,910
‫چون اینطوری حس می‌کنم
‫به بابام نزدیک‌ترم.

389
00:23:18,000 --> 00:23:19,910
‫نه اینکه به بسکتبال علاقه داشته باشم.

390
00:23:19,950 --> 00:23:21,010
‫پس علاقه‌‍ت چیه؟

391
00:23:21,780 --> 00:23:24,490
‫ماشین؟
‫دختر؟

392
00:23:26,790 --> 00:23:28,220
‫اگه بگم باورت نمیشه.

393
00:23:28,244 --> 00:23:38,244
«دیجــــی موویـــــز»

394
00:23:46,550 --> 00:23:48,460
‫ما که در مورد این بحث کردیم.

395
00:23:48,500 --> 00:23:50,590
‫مگه نشنیدی آقای فیلدستون چی گفت؟

396
00:23:50,640 --> 00:23:52,420
‫گفت دور شیرفروش رو خط بکشیم.

397
00:23:52,460 --> 00:23:53,520
‫نمی‌تونم.

398
00:23:55,470 --> 00:23:56,640
‫نمی‌تونم، جاگهد.

399
00:23:57,950 --> 00:23:58,990
‫خب چرا؟

400
00:24:00,820 --> 00:24:04,000
‫یعنی انقدر مهمه
‫که یه داستان دیگه ازش طراحی کنی؟

401
00:24:04,040 --> 00:24:05,650
‫می‌دونی، از وقتی این ماجراها شروع شده

402
00:24:06,480 --> 00:24:09,790
‫هیچکس جز تو
‫حرفم رو باور نکرده.

403
00:24:09,830 --> 00:24:13,140
‫مردم بهم می‌گفتن توهم زدم

404
00:24:13,180 --> 00:24:16,530
‫یا قاطی کردم
‫یا خودم مامان و بابام رو کشتم

405
00:24:16,580 --> 00:24:20,620
‫انقدر که به جایی رسید
‫که به عقل خودم شک کردم.

406
00:24:20,670 --> 00:24:22,020
‫حالا هم که شیرفروش مُرده...

407
00:24:27,020 --> 00:24:30,290
‫همه هنوز سعی می‌کنن بهم بگن

408
00:24:30,330 --> 00:24:32,500
‫که چی شده و چطوری شده.

409
00:24:33,380 --> 00:24:34,720
‫خب چرا، نمی‌دونم آخه...

410
00:24:38,030 --> 00:24:46,870
‫اما می‌دونم که دیگه خسته شدم
‫از دست آدم‌هایی که بهم میگن چی کشیدم

411
00:24:46,910 --> 00:24:48,690
‫و چی رو تجربه کردم.

412
00:24:52,390 --> 00:24:54,180
‫من می‌خوام داستان خودم رو بگم

413
00:24:56,090 --> 00:24:57,920
‫یا حداقل یه نسخه‌ی دیگه‌ای از واقعیتم.

414
00:25:01,880 --> 00:25:03,840
‫حتی اگه توی یه کمیک باش.

415
00:25:05,280 --> 00:25:08,240
‫خب، منطقیه.

416
00:25:09,800 --> 00:25:11,200
‫و مطمئن باش که کارِت خیلی خفن میشه.

417
00:25:13,810 --> 00:25:15,290
‫فقط باید یه راه خلاقانه‌ای پیدا کنیم

418
00:25:15,330 --> 00:25:16,420
‫تا بتونیم با هم بسازیمش.

419
00:25:18,120 --> 00:25:20,510
‫و صد البته بدون شیر و شیرفروش.

420
00:25:24,640 --> 00:25:27,910
‫این لاک سایه صورتی رو
‫گریس کِلی خیلی دوست داره.

421
00:25:29,170 --> 00:25:34,040
‫مال محشرترین لوازم آرایشی‌فروشی
‫بولوار لارچمونت‌ـه.

422
00:25:34,090 --> 00:25:37,130
‫مامانم قبلاً من رو می‌برد
‫و همینکارها رو می‌کردیم.

423
00:25:38,610 --> 00:25:40,360
‫قبل از خواب برام لاک می‌زد.

424
00:25:41,620 --> 00:25:43,100
‫وقتی که طبیعت زنونه‌‍م
‫«هدیه»ـش رو بهم داد

425
00:25:43,140 --> 00:25:47,490
‫دیگه مامانم موقع خواب
‫پیشم نمی‌موند.

426
00:25:47,540 --> 00:25:51,240
‫می‌گفت دیگه برای خودم خانمی شدم
‫و دیگه نیازی همراه و ناز و نوازش ندارم.

427
00:25:53,150 --> 00:25:54,370
‫خنده‌داره.

428
00:25:54,410 --> 00:25:55,720
‫من از خونه فرار کردم

429
00:25:55,760 --> 00:26:00,980
‫و اون هم...انگار اهمیتی براش نداره.

430
00:26:03,770 --> 00:26:05,120
‫می‌بینی ما رو؟

431
00:26:06,080 --> 00:26:07,730
‫۱۶ سالمونه...

432
00:26:07,770 --> 00:26:10,990
‫بدون مامان‌هامون زندگی می‌کنیم
‫و تقریباً یتیمیم.

433
00:26:12,950 --> 00:26:15,560
‫- میشه یه‌چیزی بهت بگم، وی؟
‫- آره، بی.

434
00:26:15,610 --> 00:26:17,260
‫هر چی دلت می‌خواد بگو.

435
00:26:17,300 --> 00:26:20,130
‫حس می‌کنم نسبت به بقیه متفاوتم.

436
00:26:20,180 --> 00:26:24,180
‫بعضی وقت‌ها حس می‌کنم شاید
‫سر راهی باشم.

437
00:26:24,220 --> 00:26:27,010
‫تک بچه‌ای؟

438
00:26:27,050 --> 00:26:29,490
‫یه خواهر بزرگ‌تر هم دارم، پالی.

439
00:26:29,530 --> 00:26:32,320
‫اما همین که ۱۸ سالش شد
‫از ریوردیل رفت.

440
00:26:32,360 --> 00:26:34,410
‫باهاش حرف می‌زنی بگی چی حسی داری؟

441
00:26:35,500 --> 00:26:36,510
‫خیلی سرش شلوغه.

442
00:26:37,850 --> 00:26:39,410
‫اگه سر راهی بودی...

443
00:26:39,460 --> 00:26:42,160
‫خونواده‌‍ت خوش‌شانس‌ترین آدم‌های زمین بودن

444
00:26:42,200 --> 00:26:45,120
‫چون تو، بتی کوپر...حرف نداری.

445
00:26:47,200 --> 00:26:50,380
‫تازه خوشگلیت رو هم که دیگه نگم.

446
00:26:50,430 --> 00:26:55,340
‫حالا که قراره درد و دل کنیم
‫و رازهامون رو بگیم

447
00:26:55,390 --> 00:26:58,350
‫من هم باید بگم
‫که همیشه خیلی ترس داشتم از اینکه...

448
00:26:59,650 --> 00:27:00,960
‫من رو اشتباهی به‌دنیا آورده باشن...

449
00:27:02,740 --> 00:27:08,700
‫و بی‌برنامه بوده باشم
‫و برای همین مامان و بابام من رو پس می‌زنن.

450
00:27:08,750 --> 00:27:12,320
‫وقتی بچه بودم
‫مشکلی با بودن من کنارشون نداشتن

451
00:27:12,360 --> 00:27:14,410
‫هر طوری می‌خواستن لباس می‌پوشیدن

452
00:27:14,450 --> 00:27:16,580
‫اما وقتی که به اندازه‌ی کافی بزرگ شدم

453
00:27:16,630 --> 00:27:18,710
‫تا طرز فکر و ذهن خودم رو داشته باشم...

454
00:27:20,930 --> 00:27:22,410
‫دیگه با من خدافظی کردن.

455
00:27:25,070 --> 00:27:26,130
‫بیا یه عهدی ببندیم.

456
00:27:28,030 --> 00:27:31,340
‫وقتی بزرگ شدیم اصلاً
‫شبیه مامان و باباهامون نشیم.

457
00:27:36,730 --> 00:27:39,430
‫می‌دونی از نظرم کی‌ها
‫زوج خوشبختی هستن؟

458
00:27:40,780 --> 00:27:42,520
‫کوین و کِلی.

459
00:27:42,560 --> 00:27:44,350
‫خیلی به‌هم میان، نه؟

460
00:27:44,390 --> 00:27:47,310
‫واقعاً براشون خوشحالم.

461
00:27:47,350 --> 00:27:48,350
‫من هم همینطور.

462
00:27:50,700 --> 00:27:52,230
‫یه‌کم هم بهشون حسودیم میشه.

463
00:27:54,360 --> 00:27:56,190
‫یه‌جورهایی...

464
00:27:56,230 --> 00:28:01,760
‫انگار دوست شدن دوتا پسر
‫از دوست شدن یه دختر با یه پسر راحت‌تره.

465
00:28:01,800 --> 00:28:05,240
‫دیگه بحث‌های تفاوت جنسیتی در میون نیست.

466
00:28:05,280 --> 00:28:06,720
‫یه نکته‌ی جالب بگم...

467
00:28:06,760 --> 00:28:11,030
‫توی کتاب دکتر کینگزلی
‫خوندم که ۸۱ درصد دخترها

468
00:28:11,070 --> 00:28:13,660
‫تا قبل از ۱۸ سالگی
‫با دخترهای دیگه یه‌جور رابطه برقرار می‌کنن.

469
00:28:15,120 --> 00:28:16,420
‫عجیب نیست؟

470
00:28:16,470 --> 00:28:18,250
‫به‌نظر من که درسته.

471
00:28:18,300 --> 00:28:22,210
‫من...قبلاً هم یه دختر رو بوسیدم.

472
00:28:22,260 --> 00:28:26,000
‫نمیگم کی
‫اما می‌شناسیش.

473
00:28:27,130 --> 00:28:29,350
‫وای خدا.

474
00:28:29,390 --> 00:28:30,390
‫تو چی؟

475
00:28:34,310 --> 00:28:35,370
‫من نه.

476
00:28:37,920 --> 00:28:39,230
‫اما راجع‌بهش فکر کردم.

477
00:28:40,490 --> 00:28:41,510
‫چیز طبیعی‌ایه.

478
00:28:43,760 --> 00:28:44,830
‫با کی؟

479
00:28:45,760 --> 00:28:46,830
‫با تو.

480
00:28:49,670 --> 00:28:51,720
‫اشکالی نداره که گفتم؟

481
00:28:51,760 --> 00:28:53,110
‫خوشحالم که گفتی.

482
00:28:55,850 --> 00:28:56,900
‫می...

483
00:28:58,250 --> 00:28:59,250
‫می‌خوای امتحانش کنی؟

484
00:29:02,600 --> 00:29:03,770
‫من هم می‌خوام.

485
00:29:18,400 --> 00:29:19,780
‫خانم ورانیکا، داریم میایم داخل.

486
00:29:20,620 --> 00:29:22,270
‫اسمیدرز!

487
00:29:22,320 --> 00:29:24,580
‫اشتباهم رو قبول می‌کنم خانم اندروز...

488
00:29:24,620 --> 00:29:27,100
‫در مورد چتر شده‌ها درست گفتید.

489
00:29:27,150 --> 00:29:28,970
‫غریزه‌ی یه مادر
‫هیچوقت اشتباه نمی‌کنه.

490
00:29:30,720 --> 00:29:33,330
‫خیلی‌خب دخترها، همه چیز رو باید بهم بگید.

491
00:29:36,940 --> 00:29:38,980
‫جولیان...

492
00:29:39,030 --> 00:29:42,470
‫می‌دونم هیچوقت آبمون با هم
‫توی یه جوب نمی‌رفت، اما...

493
00:29:44,340 --> 00:29:45,510
‫من دوستت دارم.

494
00:29:47,510 --> 00:29:50,000
‫شاید بهم بگی دیوونه
‫اما من...

495
00:29:51,170 --> 00:29:53,430
‫دلم برای صدای نکره‌‍ت تنگ شده...

496
00:29:53,480 --> 00:29:55,830
‫دلتنگ خنده‌های مثل اسبت شدم.

497
00:29:57,180 --> 00:29:58,200
‫داداش عزیزم...

498
00:29:59,530 --> 00:30:00,960
‫تو رو خدا برگرد.

499
00:30:02,570 --> 00:30:04,360
‫اگه به‌خاطر خودت بیدار نمیشی

500
00:30:04,400 --> 00:30:06,970
‫پس به‌خاطر من بیدار شو.

501
00:30:09,060 --> 00:30:10,710
‫التماست می‌کنم.

502
00:30:10,760 --> 00:30:14,060
‫میشه انقدر آبغوره نگیری آبجی؟

503
00:30:14,110 --> 00:30:17,150
‫- جفتمون رو معذب می‌کنی.
‫- جولیان؟

504
00:30:17,200 --> 00:30:20,030
‫برگشتی به یکی که توی کماست
‫میگی خنده‌هاش عین اسبه؟

505
00:30:21,420 --> 00:30:22,590
‫این رو یادم می‌مونه.

506
00:30:26,680 --> 00:30:28,210
‫آلیس بهت چی گفت؟!

507
00:30:29,510 --> 00:30:30,910
‫گفت من دیگه مادرت نیستم.

508
00:30:31,600 --> 00:30:33,520
‫باورم نمیشه.

509
00:30:33,560 --> 00:30:37,000
‫مادر بچه‌‍ش رو عاق کرده.

510
00:30:37,040 --> 00:30:40,050
‫ورانیکا، تو هم مادر و پدرت
‫از اینجا انداختنت بیرون؟

511
00:30:41,480 --> 00:30:43,700
‫با تلگراف به اسمیدرز گفتن.

512
00:30:43,750 --> 00:30:46,270
‫بیچاره‌ها.

513
00:30:47,310 --> 00:30:48,530
‫می‌دونستم یه خبرهایی هست

514
00:30:49,620 --> 00:30:51,100
‫اما نگران نباشید.

515
00:30:51,140 --> 00:30:53,800
‫همه چیز رو درست می‌کنم.

516
00:30:53,840 --> 00:30:58,890
‫ممکنه که خونواده‌ی منتل از ما یا
‫هیئت مدیره‌ی مدرسه شکایت بکنن؟

517
00:30:58,930 --> 00:31:00,940
‫دیوونه نباش.

518
00:31:00,980 --> 00:31:02,370
‫عمراً بتونن حتی وکیلی پیدا کنن

519
00:31:02,420 --> 00:31:04,460
‫که توی همچین پرونده‌ای ازشون دفاع کنه.

520
00:31:04,500 --> 00:31:06,250
‫حتی اگه پیدا هم بکنن
‫از پس خرج و مخارجش بر نمیان.

521
00:31:06,290 --> 00:31:08,330
‫حق با شماست جناب شهردار.

522
00:31:08,380 --> 00:31:12,600
‫بگذریم.
‫یه‌کم بیشتر از جانشین منتل بگو.

523
00:31:12,640 --> 00:31:15,120
‫سخته بخوایم توی خفا انتقالش رو انجام بدیم

524
00:31:15,170 --> 00:31:17,560
‫اما کاغذبازی‌هاش نهایی شده.

525
00:31:17,600 --> 00:31:20,560
‫بازیکن جدیدتون اهل بوستون اسمش
‫کی‌او کِلی‌ـه

526
00:31:20,610 --> 00:31:22,910
‫و هفته‌ی بعد به دبیرستان ریوردیل
‫منتقل میشه.

527
00:31:22,960 --> 00:31:25,130
‫همین که منتل جلوی استونوال بازی کنه
‫و برنده بشیم

528
00:31:25,180 --> 00:31:26,790
‫میندازیمش بیرون

529
00:31:26,830 --> 00:31:30,230
‫و یه پسر آمریکایی اصیل
‫و هم‌خون رو جاش میاریم.

530
00:31:30,270 --> 00:31:33,100
‫به اندازه‌ی همون بازیش خوبه
‫اما از خودمونه.

531
00:31:33,140 --> 00:31:35,880
‫بعدش خودم منتل رو می‌فرستم
‫همون دهاتی که ازش اومده.

532
00:31:38,450 --> 00:31:41,890
‫از بین تمام کارهای زشت و ناپسند
‫توی این دنیا

533
00:31:41,930 --> 00:31:44,810
‫کدوم مادری بچه‌ی خودش رو عاق می‌کنه؟

534
00:31:44,850 --> 00:31:46,240
‫آدم وقتی بچه‌دار میشه

535
00:31:46,290 --> 00:31:48,290
‫می‌دونی لقبش چی میشه؟

536
00:31:48,330 --> 00:31:50,290
‫فداکاری.

537
00:31:50,330 --> 00:31:55,250
‫ما مادرها روی این سیاره
‫وظیفه‌مون اینه که بچه‌هامون رو پرورش بدیم.

538
00:31:55,290 --> 00:31:57,820
‫من رو بگو فکر می‌کردم پنه‌لوپه بلاسم
‫آدم مزخرفیه.

539
00:31:57,860 --> 00:32:01,610
‫شک نکن دقیقاً همین‌ها رو
‫به هرماینی لاج هم گفتم.

540
00:32:01,650 --> 00:32:04,170
‫شما دوتا باید هر کاری
‫از دستتون بر میاد بکنید

541
00:32:04,220 --> 00:32:05,960
‫تا این اشتباهات افتضاح‌تون رو درست کنید

542
00:32:06,000 --> 00:32:07,920
‫و جایگاه اخلاقی‌تون رو
‫دوباره به دست بیارید.

543
00:32:09,480 --> 00:32:11,270
‫باید دعا دعا کنید

544
00:32:11,310 --> 00:32:13,180
‫که آسیبی که بهشون زدید رو بشه
‫تعمیر کرد.

545
00:32:15,010 --> 00:32:17,100
‫بیا عزیزم.

546
00:32:17,140 --> 00:32:19,930
‫حالا دوباره شدم دخترت؟

547
00:32:19,970 --> 00:32:21,630
‫معلومه.

548
00:32:21,670 --> 00:32:22,760
‫هم تو و هم اتل.

549
00:32:30,460 --> 00:32:31,500
‫آرچی...

550
00:32:33,290 --> 00:32:34,990
‫شرل.

551
00:32:35,030 --> 00:32:36,860
‫شنیدم جولیان به‌هوش اومده.

552
00:32:36,900 --> 00:32:38,690
‫واقعاً معجزه‌ست

553
00:32:38,730 --> 00:32:41,170
‫اما باید یه‌چیزی بهت بگم.

554
00:32:41,210 --> 00:32:45,390
‫در مورد رجی و نقشه‌ی شیطانی بابام
‫برای اونه.

555
00:32:47,430 --> 00:32:48,650
‫دارن نقشه‌ی چی رو می‌کشن؟

556
00:32:51,830 --> 00:32:53,350
‫بعد از بازی جلوی استونوال

557
00:32:53,400 --> 00:32:55,220
‫کلیفورد بلاسم
‫می‌خواد از تیم بندازتت بیرون

558
00:32:55,270 --> 00:32:56,790
‫و یه بازیکن کودن جات بیاره.

559
00:32:56,830 --> 00:32:58,180
‫اهل بوستون‌ـه
‫اسمش کی‌او کلی‌ـه.

560
00:32:59,530 --> 00:33:02,320
‫حاضری چقدر شرط ببندی که این
‫بازیکن انتقالی جدید از من پوستش سفیدتره؟

561
00:33:06,060 --> 00:33:08,060
‫من زیاد به این قضیه
‫حس خوبی ندارم رجی.

562
00:33:08,110 --> 00:33:09,760
‫می‌خوای چیکار کنی؟

563
00:33:09,800 --> 00:33:11,440
‫می‌خوام کاری رو که براش اومدم کامل کنم.

564
00:33:12,590 --> 00:33:15,550
‫می‌خوام بولداگ‌ها رو بعد
‫از ده سال قهرمان کنم.

565
00:33:18,200 --> 00:33:19,860
‫و می‌خوام کاپیتان تیم باشم.

566
00:33:19,900 --> 00:33:21,600
‫من هم همین رو می‌خوام.

567
00:33:21,640 --> 00:33:23,950
‫بچه‌ها هم همین رو می‌خوان.

568
00:33:23,990 --> 00:33:25,910
‫پس بیا بریم ببینیم
‫شدنیه یا نه.

569
00:33:33,040 --> 00:33:34,570
‫نظرتون چیه آقای فیلدستون؟

570
00:33:34,610 --> 00:33:37,050
‫در مورد پیک شیرفروش نیست.
‫در مورد پیک نامه‌رسونه.

571
00:33:37,090 --> 00:33:39,050
‫گفتم شاید واضح نباشه.

572
00:33:39,920 --> 00:33:40,940
‫مخل‌کننده‌ست.

573
00:33:42,790 --> 00:33:45,880
‫اما یه‌جورهایی جسورانه‌ست
‫و من خوشم میاد.

574
00:33:45,930 --> 00:33:47,670
‫بدون اینکه توی تله بیوفته
‫پیغام رو می‌رسونه.

575
00:33:47,710 --> 00:33:49,890
‫و...

576
00:33:49,930 --> 00:33:51,450
‫خب بچه‌ها، نمی‌دونم چطوری بهتون بگم

577
00:33:51,500 --> 00:33:55,590
‫اما به‌نظرم...حرف نداره.

578
00:33:55,630 --> 00:33:57,900
‫وای خدا، مرسی آقای فیلدستون.

579
00:33:57,940 --> 00:33:59,550
‫چیزهای دیگه رو هم امتحان کردیم.

580
00:33:59,590 --> 00:34:01,380
‫اما هی برمی‌گشتیم به...

581
00:34:01,420 --> 00:34:02,900
‫پیک نامه‌رسون، آره می‌فهمم.

582
00:34:02,940 --> 00:34:05,730
‫جایگزین خیلی خوبیه، قبول دارم.

583
00:34:05,770 --> 00:34:07,640
‫اما وردرز و دست‌های پشت پرده

584
00:34:07,690 --> 00:34:10,210
‫به اندازه‌ی من خوشحال نمیشن.

585
00:34:10,250 --> 00:34:11,820
‫اگه این رو منتشر کنیم...

586
00:34:11,870 --> 00:34:13,560
‫طوفانی که توی راهه رو بدتر می‌کنه

587
00:34:13,610 --> 00:34:15,960
‫و مطمئن باشید
‫که طوفان صد درصد توی راهه.

588
00:34:16,000 --> 00:34:19,440
‫عین طوفانی که خشم خداست.

589
00:34:19,480 --> 00:34:21,750
‫خب، از نظر من
‫دوتا راه داریم.

590
00:34:21,790 --> 00:34:23,440
‫یا سرمون رو می‌کنیم توی کبک

591
00:34:23,490 --> 00:34:25,920
‫و دعا می‌کنیم
‫که طوفان ازمون رد بشه.

592
00:34:25,970 --> 00:34:28,750
‫اما مثل خودتون
‫من که بعید می‌دونم همچین کاری بکنیم.

593
00:34:28,790 --> 00:34:31,970
‫یا راه دوم که سرمون رو میندازیم پایین
‫و بدو بدو میریم سمت طوفان

594
00:34:32,020 --> 00:34:33,410
‫و بهشون بیلاخ نشون میدیم.

595
00:34:34,980 --> 00:34:39,240
‫جاگهد، تو خیلی از سنّت عاقل‌تری

596
00:34:39,280 --> 00:34:41,680
‫- می‌دونستی؟
‫- چه کنیم دیگه.

597
00:34:41,720 --> 00:34:42,870
‫خب، نظر تو چیه خانم نابغه؟

598
00:34:44,200 --> 00:34:46,510
‫من هم میگم جلوشون وایسیم.

599
00:34:48,120 --> 00:34:49,990
‫جهنم و ضرر!

600
00:34:50,030 --> 00:34:52,430
‫من خودم همیشه به کل دنیا بیلاخ نشون دادم.

601
00:34:52,470 --> 00:34:54,260
‫برنی، زنگ بزن به چاپ‌کن‌ها.

602
00:34:55,650 --> 00:34:58,040
‫یه کمیک باید منتشر کنیم.

603
00:34:58,090 --> 00:35:00,480
‫شما مگه نباید قبل از بازی استراحت کنید؟

604
00:35:01,350 --> 00:35:02,540
‫می‌خوام حسابی روی فرم باشید.

605
00:35:04,570 --> 00:35:06,920
‫ما از نقشه‌تون خبر داریم آقا.

606
00:35:06,960 --> 00:35:09,140
‫اومدیم باهاتون اتمام حجت کنیم.

607
00:35:09,180 --> 00:35:11,800
‫نمی‌ذاریم رجی رو جایگزین کنید.

608
00:35:11,840 --> 00:35:14,190
‫من هم کاپیتانی رو میدم بهش.

609
00:35:14,230 --> 00:35:15,840
‫کاپیتانی حقشه.

610
00:35:15,890 --> 00:35:17,710
‫تو همچین اختیاری نداری اندروز.

611
00:35:17,760 --> 00:35:19,630
‫حتی عموت هم نداره.
‫فقط من همچین اختیاری دارم.

612
00:35:21,630 --> 00:35:22,940
‫خب، حالا که اینطوره...

613
00:35:22,980 --> 00:35:27,290
‫اگه رجی رو تا آخر فصل
‫کاپیتان نکنید، من دیگه نیستم.

614
00:35:27,330 --> 00:35:28,460
‫من هم همینطور.

615
00:35:28,510 --> 00:35:30,470
‫اگه آرچی و رجی نباشن

616
00:35:30,510 --> 00:35:32,950
‫ما هم نیستیم.
‫ما یه تیمیم.

617
00:35:32,990 --> 00:35:34,150
‫کنار همیم.

618
00:35:37,430 --> 00:35:40,170
‫گمونم برای شهردار ریوردیل خیلی کسر شأن باشه

619
00:35:40,220 --> 00:35:43,910
‫که از روی لج بخواد
‫قهرمانی رو از تیمش بگیره.

620
00:35:46,260 --> 00:35:49,490
‫بذارید یه‌چیز رو براتون شفاف کنم.

621
00:35:49,530 --> 00:35:55,400
‫من تهدید رو جدی می‌گیرم.

622
00:35:55,450 --> 00:35:56,670
‫این تهدید نیست جناب شهردار.

623
00:35:57,710 --> 00:35:59,670
‫فقط داریم راه‌هاتون رو بهتون نشون میدیم.

624
00:36:03,280 --> 00:36:04,850
‫خب، انتخابتون چیه، آقا؟

625
00:36:22,780 --> 00:36:27,040
‫- الو؟
‫- خدا رو شکر خودتی.

626
00:36:27,090 --> 00:36:28,700
‫خیلی می‌ترسیدم مامانت برداره.

627
00:36:28,740 --> 00:36:30,530
‫ورانیکا.

628
00:36:30,570 --> 00:36:33,270
‫خیلی عجیبه
‫من هم می‌خواستم بهت زنگ بزنم.

629
00:36:33,310 --> 00:36:35,360
‫خب، من زنگ زدم که بهت شب بخیر بگم

630
00:36:36,400 --> 00:36:40,230
‫و بگم دلم برات تنگ شده.

631
00:36:40,280 --> 00:36:41,490
‫تو برای چی می‌خواستی زنگ بزنی.

632
00:36:41,540 --> 00:36:42,560
‫برای همین‌ها.

633
00:36:43,710 --> 00:36:44,930
‫ذهن‌هامون به‌هم وصله.

634
00:36:48,410 --> 00:36:49,410
‫دوستت دارم، بی.

635
00:36:51,900 --> 00:36:53,290
‫من هم دوستت دارم، وی.

636
00:36:57,770 --> 00:36:59,560
‫ببینم...

637
00:36:59,600 --> 00:37:01,820
‫فردا میری مسابقه رو ببینی؟

638
00:37:02,990 --> 00:37:04,210
‫بازی‌شون جلوی استونوال.

639
00:37:04,260 --> 00:37:06,910
‫اصلاً یادم رفته بود.
‫فکر کنم برم، تو چی؟

640
00:37:07,910 --> 00:37:08,960
‫من هم گمونم برم.

641
00:37:10,000 --> 00:37:11,920
‫می‌خوای پیش هم بشینیم؟

642
00:37:11,960 --> 00:37:14,740
‫اونطوری می‌تونی قوانین بازی
‫رو برای منی که بلد نیستم توضیح بدی.

643
00:37:14,790 --> 00:37:17,440
‫همون چندتایی که وقتی توی
‫تیم تشویق بودم یاد گرفتم؟

644
00:37:17,490 --> 00:37:18,840
‫عالیه.

645
00:37:20,450 --> 00:37:22,060
‫به‌نظرت چی بپوشیم؟

646
00:37:29,670 --> 00:37:30,890
‫قبل از اینکه بریم توی زمین

647
00:37:30,930 --> 00:37:32,810
‫حرفی داری بزنی، کاپیتان؟

648
00:37:41,640 --> 00:37:43,120
‫فقط بگم که ازتون ممنونم.

649
00:37:43,160 --> 00:37:44,340
‫اگه به‌خاطر حمایت شما نبود

650
00:37:44,380 --> 00:37:48,430
‫شهردار بلاسم من رو کاپیتان تیم تیم نمی‌کرد.

651
00:37:51,350 --> 00:37:53,060
‫هیچکس تا حالا اینطوری پشتم در نیومده بود.

652
00:37:55,180 --> 00:37:57,090
‫و اینکه...

653
00:37:59,530 --> 00:38:01,440
‫خونواده‌ی من از داک کریک اومدن

654
00:38:03,660 --> 00:38:05,620
‫تا اولین بازیم رو به‌عنوان کاپیتان ببینن

655
00:38:09,360 --> 00:38:10,800
‫پس...

656
00:38:12,500 --> 00:38:14,620
‫پس بیاید این بازی رو
‫به‌خاطر خونواده‌ی رجی ببریم.

657
00:38:15,410 --> 00:38:16,550
‫و به‌خاطر پپی!

658
00:38:16,590 --> 00:38:17,850
‫به‌خاطر پپی!

659
00:38:22,200 --> 00:38:23,330
‫هی...

660
00:38:25,340 --> 00:38:26,990
‫نذار حتی نفس بکشن.

661
00:38:27,030 --> 00:38:28,090
‫غمت نباشه.

662
00:39:00,814 --> 00:39:10,814



663
00:39:11,300 --> 00:39:12,730
‫از لحظه‌ی جامپ بال بازی

664
00:39:12,780 --> 00:39:14,170
‫بولداگ‌های ریوردیل

665
00:39:14,210 --> 00:39:15,870
‫که توسط کاپیتان رجی منتل رهبری می‌شدن

666
00:39:15,910 --> 00:39:17,920
‫کاملاً استالیون‌های استونوال
‫رو به زانو در آوردن.

667
00:39:18,910 --> 00:39:20,968
‫تیمی که رکوردها رو در امتیازات،

668
00:39:20,992 --> 00:39:23,050
‫ریباندها و پاس‌های
‫منجر به امتیاز شکسته بود.

669
00:39:23,051 --> 00:39:24,966
‫{\an8}[تعطیل برای بازی بزرگ - بولداگ‌ها به پیش!]

670
00:39:23,090 --> 00:39:27,400
‫بولداگ‌ها امشب هدیه‌ای به دوستان
‫و خانواده‌ها و همسایه‌هاشون دادن

671
00:39:27,440 --> 00:39:29,530
‫که به این زودی‌ها از یادشون نمیره.

672
00:39:29,570 --> 00:39:35,930
‫شجاعانه برای هم‌تیمی‌شون
‫جولیان بلاسم که در حال بهبودیه بازی کردن.

673
00:39:35,970 --> 00:39:38,710
‫در حالی که جای هیچ شکی باقی نذاشتن

674
00:39:38,760 --> 00:39:42,540
‫که این تیم به رهبری منتل شگفت‌انگیز

675
00:39:42,590 --> 00:39:46,770
‫می‌تونه ریوردیل رو تا
‫قهرمانی ایالت پیش ببره.

676
00:39:46,810 --> 00:39:48,160
‫با بوق پایان بازی

677
00:39:48,200 --> 00:39:50,250
‫به نشانه‌ی بازی جوانمردانه

678
00:39:50,290 --> 00:39:54,380
‫استالیون‌ها با رقبای خود
‫در وسط زمین دست دادن

679
00:39:54,430 --> 00:39:59,080
‫و مجسمه‌ی نماد دوست‌داشتنی ریوردیل
‫یعنی پپی رو پس دادن.

680
00:40:00,300 --> 00:40:01,430
‫خب، چه حسی داره؟

681
00:40:02,300 --> 00:40:04,740
‫هم بهترین بازیکن زمین
‫هم رکورد شکستن؟

682
00:40:04,780 --> 00:40:06,570
‫نمی‌خوام دروغ بگم.

683
00:40:06,610 --> 00:40:08,440
‫خوشحالم که مامان و بابام برد امشبم رو دیدن.

684
00:40:08,480 --> 00:40:09,960
‫خیلی بهت افتخار می‌کنن رجی.

685
00:40:10,010 --> 00:40:11,010
‫حسابی خوشحال بودن.

686
00:40:12,180 --> 00:40:13,200
‫حقته، براش زحمت کشیدی.

687
00:40:14,790 --> 00:40:17,930
‫برای همین می‌خواستم یه‌چیزی بهت بدم.

688
00:40:29,940 --> 00:40:31,850
‫وصله‌ی کاپیتانی بابات؟

689
00:40:31,900 --> 00:40:34,250
‫آرچی، من...
‫نمی‌تونم قبول کنم.

690
00:40:34,290 --> 00:40:35,900
‫من می‌خوام بدمش بهت رجی.

691
00:40:35,950 --> 00:40:37,470
‫خیلی برام ارزش داره.

692
00:40:37,510 --> 00:40:38,640
‫و همینطور خودش.

693
00:40:38,664 --> 00:40:43,664
<font color="#ffff00">‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد»
@AMIRX79X</font>

694
00:40:46,220 --> 00:40:47,610
‫سربلندش می‌کنم، قول میدم.

695
00:40:48,830 --> 00:40:51,830
‫آخر فصل بهت برش می‌گردونم.

696
00:40:56,970 --> 00:40:58,320
‫بگو ببینم، تو...

697
00:40:58,360 --> 00:41:00,140
‫توی تیم می‌مونی یا نه؟

698
00:41:01,320 --> 00:41:02,930
‫آره گمونم.

699
00:41:02,970 --> 00:41:04,060
‫حداقل تا یه مدتی هستم.

700
00:41:04,970 --> 00:41:06,450
‫باید حواسم بهت باشه.

701
00:41:07,410 --> 00:41:09,850
‫پس شعر نوشتن چی؟

702
00:41:09,890 --> 00:41:11,980
‫عاشق همین‌کاری دیگه، نه؟

703
00:41:12,020 --> 00:41:14,590
‫علاقه‌‍ت اونه، نیست؟

704
00:41:14,640 --> 00:41:16,640
‫شاید.

705
00:41:16,680 --> 00:41:18,290
‫نمی‌دونم.
‫مطمئن نیستم دنیا برای

706
00:41:18,340 --> 00:41:21,860
‫یه آرچی اندروز هنری و شاعر آماده‌ست یا نه.

707
00:41:21,900 --> 00:41:23,250
‫شاید.

708
00:41:25,340 --> 00:41:27,650
‫شاید هم اشتباه کنی.

709
00:41:31,440 --> 00:41:32,830
‫برای یه لحظه‌ی کوتاه...

710
00:41:32,870 --> 00:41:35,000
‫اونا دوتا پسر نوجَوون بودن...

711
00:41:35,050 --> 00:41:36,880
‫دوتا دوست، دوتا برادر...

712
00:41:36,920 --> 00:41:40,180
‫که دوتا آرزو و رویای کاملاً متفاوت داشتن.

713
00:41:40,230 --> 00:41:43,400
‫بی‌خبر از طوفانی که آقای فیلدستون
‫می‌گفت توی راهه.

714
00:41:44,880 --> 00:41:47,840
‫عین طوفانی که خشم خدا بود

715
00:41:47,890 --> 00:41:50,020
‫و ممکن بود همه‌مون رو نیست و نابود کنه.

716
00:41:50,044 --> 00:42:00,044
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez

