﻿1
00:00:01,158 --> 00:00:02,718
از قسمت هاي قبلي ...

2
00:00:02,990 --> 00:00:04,535
ديگر نمي توان قلبش را زنده كرد.

3
00:00:04,756 --> 00:00:06,895
او بر اثر سكته قلبي درگذشت. اندام چروك شد.

4
00:00:07,256 --> 00:00:08,774
ليز فكر مي كند كه مي تواند پيوند انجام دهد.

5
00:00:08,800 --> 00:00:10,551
آيا او مي خواهد از قلب نوح استفاده كند؟

6
00:00:10,593 --> 00:00:13,190
كپسول با بازسازي سلول ها در حالت استاز باقي مي ماند

7
00:00:13,191 --> 00:00:14,346
همزمان با تخريب آنها

8
00:00:14,388 --> 00:00:16,932
اين جريان باعث تسريع بازسازي مي شود،

9
00:00:16,975 --> 00:00:18,893
و وضعيت مكس بهبود خواهد يافت.

10
00:00:30,752 --> 00:00:32,879
اينجاست. نميتوني حسش كني؟

11
00:00:33,045 --> 00:00:35,381
فكر كنم هر دو آب انگور را به من مديوني.

12
00:00:35,465 --> 00:00:36,716
او را نگاه كن!

13
00:00:39,594 --> 00:00:42,221
- درود بر شما! برو بيرون! -ديگه ما رو نميشناسي؟

14
00:00:42,388 --> 00:00:44,265
من تو را به ياد دارم، اما تو را نمي شناسم.

15
00:00:44,432 --> 00:00:46,768
من به دنبال تو ميگشتم. ما اسم شما را نمي دانيم

16
00:00:46,851 --> 00:00:49,312
مايكل گورين. بعد از اينكه يك سال كسي مرا به فرزندي قبول نكرد،

17
00:00:49,479 --> 00:00:51,689
ما مانده بوديم با نام راننده كاميون كه ما را پيدا كرد.

18
00:00:51,773 --> 00:00:54,108
من چيزي بيشتر از تنها ماندن نمي خواهم.

19
00:00:54,275 --> 00:00:57,361
براي همين اينجا هستم، مي خواهم تنها باشم.

20
00:00:57,445 --> 00:01:00,990
باشه من تنهات ميذارم اگر اين چيزي است كه شما مي خواهيد ...

21
00:01:05,495 --> 00:01:08,664
دار، داك ته rzgndeti، e un local، Crashdown،

22
00:01:08,831 --> 00:01:14,128
و من هر روز آنجا خواهم بود اگر همبرگر يا چيزي مي خواهيد.

23
00:01:23,304 --> 00:01:27,600
من غذا نخواستم! من چيزي نخواستم

24
00:01:36,025 --> 00:01:37,068
اين ديگه چه كوفتيه؟

25
00:01:37,151 --> 00:01:40,863
وقتي تمام شد، يك ماشين قديمي مي شود.

26
00:01:41,489 --> 00:01:45,618
آروم باش سندرز براي دوستي كه مي خواهد به خانه بيايد درستش مي كنم.

27
00:01:45,701 --> 00:01:48,246
بايد تراكتور رايلي را درست مي كردي.

28
00:01:48,413 --> 00:01:52,458
رايلي امروز صبح تراكتورش را برداشت. پول روي پيشخوان است.

29
00:01:52,625 --> 00:01:56,421
- آيا به كسي لطف مي كني؟ - دارم بدهي قديمي‌تري مي‌پردازم.

30
00:01:57,588 --> 00:01:59,590
عزيزم بيشتر از چيزي كه دريافت ميكني پرداخت نكن.

31
00:01:59,757 --> 00:02:04,971
اگر هنوز مديون كسي هستيد، هرگز از شر او خلاص نمي شويد.

32
00:02:12,270 --> 00:02:14,981
بالاخره بابا خوابش برد؟

33
00:02:15,481 --> 00:02:19,527
تسبيح را محكم بگيريد، اما ... بله.

34
00:02:19,610 --> 00:02:22,947
باورم نمي شود كه ما زير يك سقف زندگي مي كنيم.

35
00:02:24,198 --> 00:02:25,491
ما دوباره يك خانواده هستيم.

36
00:02:25,658 --> 00:02:30,288
بله، مي دانيد كه من اينطور فكر مي كردم. شما بايد به سمت مكس حركت كنيد.

37
00:02:31,247 --> 00:02:35,626
شما مي توانيد همه چيز را براي بازگشت او به خوبي آماده كنيد.

38
00:02:35,793 --> 00:02:38,671
متاسفم، اما شما كي هستيد و چه اتفاقي افتاده است

39
00:02:38,755 --> 00:02:43,801
با "چگونه مي تواني نماينده امتيازات سفيد را ببخشي"؟

40
00:02:45,928 --> 00:02:50,349
- تو اتاقت را مي خواهي. - من او را مي خواهم و نياز دارم، ليز.

41
00:02:50,516 --> 00:02:52,059
مكس قوي تر مي شود،

42
00:02:52,226 --> 00:02:55,271
اما ماه ها طول مي كشد تا بتوانيم عمل كنيم.

43
00:02:55,438 --> 00:02:58,900
بهتره اينجا بمونم اگر دوباره خواب ببيني چه؟

44
00:03:00,693 --> 00:03:02,904
هيچ وقت روياي يك هفته خوب را نديدم.

45
00:03:03,070 --> 00:03:06,574
مكس احتمالا الان داره ايزوبل رو شكست ميده و هر دو قوي هستند

46
00:03:06,657 --> 00:03:11,829
و قادر به برقراري ارتباط از راه دور مانند دو قلوهاي عجيب و غريب.

47
00:03:18,127 --> 00:03:22,298
- از چه زماني اين اتفاق مي افتد؟ -نميدونم ولي يه ضبط صوت قديميه.

48
00:03:24,300 --> 00:03:29,847
چه خبر است؟ آيا همه چيز به پريز وصل شده است؟

49
00:03:30,014 --> 00:03:35,061
من فكر مي كردم اين يك عارضه جانبي اثر انگشت است.

50
00:03:35,144 --> 00:03:38,356
اگر پروتئين جديدي در بدن خود داريد زيرا در كپسول قرار دارد،

51
00:03:38,439 --> 00:03:42,401
امكان تغيير DNA آن وجود دارد. ممكن است مهارت هاي جديدي داشته باشيد.

52
00:03:42,485 --> 00:03:46,531
ببين، ليز، اثر در حال تغيير است. كوچكتر است.

53
00:03:47,824 --> 00:03:51,244
- داره محو ميشه - بگو خوبه!

54
00:03:54,747 --> 00:03:56,874
فكر نميكنم.

55
00:03:57,041 --> 00:04:01,045
كپسول بايد شارژ شود و مانند يك باتري رفتار كند.

56
00:04:01,129 --> 00:04:02,171
اين مرده است

57
00:04:02,255 --> 00:04:04,424
آيا ژنراتور منصرف شد؟

58
00:04:04,507 --> 00:04:06,426
من فكر مي كنم اتصال كوتاه ناشي از كپسول است،

59
00:04:06,592 --> 00:04:09,011
اگرچه اين كپسول تقريباً يك قرن دوام آورده است، اما نبايد بشكند.

60
00:04:09,095 --> 00:04:12,140
-خب خراب شد - ماندن!

61
00:04:12,223 --> 00:04:14,934
مهم نيست چرا كپسول شكست.

62
00:04:15,101 --> 00:04:16,269
مكس چقدر ديگر فرصت دارد؟

63
00:04:16,352 --> 00:04:20,189
مكس كه از طريق اثر انگشت به رزا متصل شد، به كما نرسيد.

64
00:04:20,356 --> 00:04:23,109
به دليل سكون، نقش محو نمي شود.

65
00:04:23,192 --> 00:04:26,195
- ممكنه امشب بميره - بله، اما ما سه كپسول ديگر داريم.

66
00:04:26,279 --> 00:04:29,490
- بيا بپوشيمش! - نه

67
00:04:29,907 --> 00:04:34,203
دوباره انجامش ميدم من همه چيز را به شما نگفتم

68
00:04:34,287 --> 00:04:36,998
من نمي خواستم تو بترسي، كسي كه اميدت را از دست مي دهد.

69
00:04:37,165 --> 00:04:39,542
رزا، حرف بزن! اكنون!

70
00:04:40,209 --> 00:04:43,045
مكس ماه ها قبل از اينكه بهت بگم در كابوس ها ظاهر شد

71
00:04:43,129 --> 00:04:45,506
و او هميشه از من التماس مي كند كه جلوي تو را بگيرم.

72
00:04:45,673 --> 00:04:48,509
گفت دردش زياد است.

73
00:04:48,676 --> 00:04:51,137
اين كپسول نوح است. نوح به ما گفت خراب است.

74
00:04:51,304 --> 00:04:54,056
من او را در حالت سكون نگه نداشتم. گذشت زمان را حس كرد!

75
00:04:54,140 --> 00:04:55,683
هيچ كس به آن فكر نمي كرد.

76
00:04:55,767 --> 00:05:00,188
ما تمام تلاشمان را كرديم تا مكس را زنده نگه داريم.

77
00:05:01,481 --> 00:05:04,650
و خودش را قطع كرد.

78
00:05:22,752 --> 00:05:24,212
مدام از من دوري مي كردي

79
00:05:24,295 --> 00:05:26,464
متوجه شدم شما و دوستانتان در مورد آن دروغ مي گوييد

80
00:05:26,631 --> 00:05:28,758
بيگانگان، جنايتكاران، جنايتكاران.

81
00:05:28,925 --> 00:05:31,636
بنابراين من تمايلي به معاشرت نداشتم.

82
00:05:33,513 --> 00:05:37,266
با اين حال، من عاشق دوست پسر سابق شما شدم.

83
00:05:38,392 --> 00:05:43,689
و حتي اگر من با آنها صحبت نكنم، ما هر دو هنوز هستيم.

84
00:05:43,773 --> 00:05:45,399
A'a e.

85
00:05:47,985 --> 00:05:51,572
- چي؟ - من رمز عبورم را فراموش كردم.

86
00:05:51,739 --> 00:05:54,909
شما از من مي خواهيد كه از مهارت هاي NSA خود استفاده كنم

87
00:05:54,992 --> 00:05:57,870
براي ورود به لپ تاپ خود؟

88
00:06:00,915 --> 00:06:04,168
- دگرجنسگرايان چگونه زنده مي مانند؟ - من زنده نمي مونم

89
00:06:08,005 --> 00:06:12,385
- چطور به اين سرعت به آنجا رسيدي؟ - زنگ زدي، من سرعت نور رو گرفتم...

90
00:06:12,468 --> 00:06:14,595
- چه خبر؟ - قلب نوح را تحليل كردم.

91
00:06:14,679 --> 00:06:17,014
او براي پيوند خيلي ضعيف است.

92
00:06:17,181 --> 00:06:21,269
براي جراحي بايد حداقل هشت هفته ديگر صبر كنيد.

93
00:06:21,352 --> 00:06:23,396
آره. مي دانستم.

94
00:06:24,856 --> 00:06:29,527
به نظر شما اين درست است كه او در حال عذاب است؟ رزا مدام داستان را تغيير مي داد.

95
00:06:30,528 --> 00:06:33,698
من مقاله اي در مورد اخلاق زيستي در مورد بيماران در حالات رويشي نوشتم

96
00:06:33,781 --> 00:06:35,658
كه درد را احساس مي كنند گاهي هيچ چيز ديگري حس نمي كنم.

97
00:06:35,825 --> 00:06:38,911
اين امكان وجود ندارد! آزمايش ما موفقيت آميز بود. من تمام نشده ام!

98
00:06:39,078 --> 00:06:43,124
تو شكست نخوردي آن قلب از بين رفت و اكنون در حال شفا است.

99
00:06:43,291 --> 00:06:45,918
چند ماه ديگر دوباره راه اندازي مي شود. فوق العاده است!

100
00:06:46,085 --> 00:06:49,297
تو باهوش ترين كسي هستي كه من ميشناسم

101
00:06:49,380 --> 00:06:51,799
اما نبوغ شما در همدلي محو مي شود،

102
00:06:51,883 --> 00:06:55,303
و اين دقيقاً همان چيزي است كه اكنون با آن روبرو هستيم: ما نمي توانيم بر انسانيت خود غلبه كنيم.

103
00:06:55,470 --> 00:07:00,558
خوب و چه بايد كرد؟ منتظر مردن هستي؟

104
00:07:00,641 --> 00:07:04,145
من فكر مي كنم اين زمان بايد براي خداحافظي استفاده شود،

105
00:07:04,312 --> 00:07:09,484
بنابراين شما مي توانيد از طريق اين كمي آسان تر.

106
00:07:19,660 --> 00:07:25,500
شما بايد تصميم بگيريد. اين درست نيست، اما مكس به شما نزديك تر است.

107
00:07:26,667 --> 00:07:28,294
مامان!

108
00:07:30,129 --> 00:07:33,549
- ديدن! - چه؟

109
00:07:34,258 --> 00:07:35,927
Toat� via�a ai p�strat distanâ

110
00:07:36,094 --> 00:07:38,805
و هميشه ميگفتي غريبه اي

111
00:07:38,888 --> 00:07:43,684
من هرگز اين را نفهميدم. براي من و مكس، شما بخشي از خانواده هستيد.

112
00:07:43,851 --> 00:07:48,523
در تاريك ترين روز زندگي ما مي گوييد او به من نزديك تر است.

113
00:07:50,441 --> 00:07:53,569
انگار هميشه به تو نزديك نبوده است.

114
00:07:54,612 --> 00:07:57,406
- من الان فهميدم. -تو منو گرفتي

115
00:07:58,991 --> 00:08:02,829
مشكلات من با رها كردن يك ترفند بود،

116
00:08:02,912 --> 00:08:06,999
در مورد برادر نيمه رستاخيز شما

117
00:08:07,083 --> 00:08:10,670
كپسول را از برق بكشيد.

118
00:08:13,506 --> 00:08:15,800
ايزوبل داريم چيكار ميكنيم؟

119
00:08:20,763 --> 00:08:25,184
من باردار بودم كه نوح مرد. من دارم...

120
00:08:26,602 --> 00:08:28,271
انتخاب خيلي سختي داشتم

121
00:08:28,438 --> 00:08:32,984
و من اين كار را كردم زيرا تصور مي كردم مكس اينجاست

122
00:08:33,067 --> 00:08:37,697
ما در مورد چيزهاي جدي صحبت مي كنيم، نه صرفاً بي ادبي.

123
00:08:37,780 --> 00:08:39,740
من با او بودم

124
00:08:41,409 --> 00:08:43,411
�tiu.

125
00:08:45,246 --> 00:08:48,666
اما من مجبور بودم اين تصميم را خودم مي گرفتم.

126
00:08:49,459 --> 00:08:52,545
خيلي بد بود،

127
00:08:54,088 --> 00:08:55,923
اما مي دانم كه تصميم درستي گرفتم.

128
00:08:57,759 --> 00:09:01,763
بنابراين فكر نمي‌كنم الان تصميم درستي بگيريد.

129
00:09:01,929 --> 00:09:06,350
اتفاقي كه براي مكس مي افتد انتخاب من نيست. مال تو هم نيست

130
00:09:06,517 --> 00:09:09,145
مهم نيست چقدر دوستش داريم.

131
00:09:09,228 --> 00:09:14,025
اگر رزا راست مي گويد، يعني مكس قبلا تصميم گرفته است.

132
00:09:15,651 --> 00:09:18,070
او مي خواهد به رنج خود پايان دهد.

133
00:09:23,493 --> 00:09:26,537
"مكس امروز در حال مرگ است." - آره.

134
00:09:31,959 --> 00:09:34,545
يك اعتقاد

135
00:09:41,302 --> 00:09:44,138
رازول، مكزيك جديد

136
00:09:56,964 --> 00:09:58,466
آيا اثر انگشت هنوز قابل مشاهده است؟

137
00:09:58,549 --> 00:10:01,260
كوچكتر است، اما به نظر مي رسد.

138
00:10:03,596 --> 00:10:08,726
ليز، خيلي متاسفم كه به تو نگفتم مكس از من مي خواهد چه كار كنم.

139
00:10:08,809 --> 00:10:13,355
بعد از مرگت هميشه خواب تو را ديدم.

140
00:10:13,522 --> 00:10:17,359
اولش وقتي از خواب بيدار شدم و يادم رفت كه تو رفته اي دردناك بود.

141
00:10:17,443 --> 00:10:22,156
اما بعد شروع كردم به خواب ديدن تو.

142
00:10:23,574 --> 00:10:25,284
انگار به من سر زدي

143
00:10:29,455 --> 00:10:31,957
من هرگز خواب مكس را نديدم.

144
00:10:32,041 --> 00:10:35,211
او مي تواند مانند ايزوبل با شما ارتباط برقرار كند.

145
00:10:35,294 --> 00:10:37,087
اما من حتي خواب او را هم نديدم

146
00:10:38,047 --> 00:10:41,634
فكر نمي‌كنم بخواهيد آن‌طور كه در كابوس‌هاي من ديده مي‌شود ببينيد.

147
00:10:41,717 --> 00:10:44,386
واقعا اينقدر بد است؟

148
00:10:45,971 --> 00:10:50,142
- آيا تا به حال در مورد من صحبت كرده است؟ - خيلي دوستت داشت.

149
00:10:51,435 --> 00:10:55,356
نمي فهمي؟ من الان زندگي مي كنم چون او تو را دوست داشت.

150
00:10:59,318 --> 00:11:04,031
نمي دانم چگونه مرگ او را جبران كنم.

151
00:11:05,783 --> 00:11:08,661
هرگز به او نگفتم كه دوستش دارم.

152
00:11:09,370 --> 00:11:13,582
- چطور از دست من عصباني نيستي؟ - به خاطر مايكل؟

153
00:11:15,251 --> 00:11:17,002
اتفاقي كه بين ما افتاد تقصير تو نيست.

154
00:11:17,169 --> 00:11:19,964
به علاوه، وقتي با هم ارتباط برقرار كرديد، از داستان ما خبر نداشتيد.

155
00:11:20,131 --> 00:11:21,507
اين تقصير من است. بايد بهت ميگفتم

156
00:11:21,674 --> 00:11:23,342
وقتي فهميدم مجبور شدم توقف كنم.

157
00:11:23,509 --> 00:11:27,429
بله، به نظر مي رسد كه BT براي من مناسب نيست. اما شما نتوانستيد.

158
00:11:28,097 --> 00:11:30,975
چگونه مي توانم عصباني باشم كه تو عاشق مايكل گورين شدي؟

159
00:11:31,142 --> 00:11:35,688
- اين ساده ترين كار دنياست. - بله و خير.

160
00:11:36,856 --> 00:11:37,898
آن را شخصي نگيريد!

161
00:11:38,065 --> 00:11:40,693
او اسرار را به خاطر مكس و ايزوبل حفظ مي كند،

162
00:11:40,860 --> 00:11:44,029
نه بخاطر اينكه دوستت داره

163
00:11:46,991 --> 00:11:49,285
يك بار به من گفتي رازول را ترك نمي كني

164
00:11:49,452 --> 00:11:53,247
اگر پسر موزه به بوسيدن شما ادامه مي داد. اما تو رفتي

165
00:11:53,330 --> 00:11:55,499
چي شد؟

166
00:11:55,583 --> 00:11:58,169
آن تابستان، گورين تغيير كرد.

167
00:12:08,679 --> 00:12:11,557
- متاسفم. - هيچ چيزي.

168
00:12:11,640 --> 00:12:14,894
دستت خوب نميشه بهتره بري دكتر.

169
00:12:15,978 --> 00:12:19,648
من خوبم. يه لحظه فراموشش كردم

170
00:12:19,815 --> 00:12:26,572
يه لحظه همه تو رو فراموش كردم جز تو.

171
00:12:34,288 --> 00:12:36,957
- من نمي توانم درمان شما باشم. - بفرماييد؟

172
00:12:37,124 --> 00:12:41,128
از زماني كه پدرمان ما را با هم گرفت تو تغيير كردي.

173
00:12:41,295 --> 00:12:42,922
شروع كردي به حمام كردن

174
00:12:43,005 --> 00:12:46,801
هفته گذشته به يك داروخانه نفوذ كرديد و به دانشگاه نمي رويد.

175
00:12:46,884 --> 00:12:50,137
- من به پول نياز دارم. -تو بورسيه.

176
00:12:51,680 --> 00:12:52,723
من دوست دارم اين كار را با تو انجام دهم،

177
00:12:52,890 --> 00:12:55,434
اما من نمي خواهم رابطه ما پناهگاه باشد.

178
00:12:55,601 --> 00:12:58,938
تو و مكس در اين تابستان اصلاً با هم بيرون نرفته‌ايد.

179
00:13:00,606 --> 00:13:03,901
- مكس رو دوست داري؟ - شوخي مي كني؟

180
00:13:03,984 --> 00:13:08,072
شما مي توانيد به من بگوييد. از نزديك نگاه مي كني واقعا خيلي نزديك

181
00:13:08,239 --> 00:13:14,620
نه واقعا. بيشتر از آن و ... كمتر از آن است.

182
00:13:14,787 --> 00:13:17,790
ما در كودكي با هم دوست بوديم اما الان

183
00:13:17,873 --> 00:13:20,209
مكس چيزهايي را به من يادآوري مي كند كه مي خواهم فراموش كنم.

184
00:13:20,292 --> 00:13:24,296
ما فقط ايزوبل مشترك داريم.

185
00:13:25,047 --> 00:13:28,509
من، نينته سام رنتربي، دا،

186
00:13:30,386 --> 00:13:34,098
من عاشق ايزوبل هستم.

187
00:13:35,850 --> 00:13:41,605
من مي خواهم با تو باشم، اما نه اگر عمرت را تلف كني.

188
00:13:47,194 --> 00:13:48,529
به او التماس كردم كه جمع شود.

189
00:13:48,696 --> 00:13:53,325
سپس او را در حال دزديدن كلاه گوجه فرنگي يا چيز ديگري دستگير كردند.

190
00:13:53,409 --> 00:13:55,870
دور شو اين كاري است كه او انجام مي دهد.

191
00:13:55,953 --> 00:13:58,747
او مراقب ديگران است تا ببيند آنها مي روند يا نه.

192
00:13:58,831 --> 00:14:00,416
او جلوي من با ليندزي در آغوش گرفت.

193
00:14:00,583 --> 00:14:03,252
آره. من خيلي نياز نداشتم

194
00:14:04,462 --> 00:14:09,467
آنها به دعوا در ميله‌ها ادامه دادند و براي من اين موضوع را پوشاند.

195
00:14:09,550 --> 00:14:13,012
تو در محيطي خشن بزرگ شدي.

196
00:14:13,971 --> 00:14:17,183
طبيعي بود كه نمي خواستي همان چيزي را كه بزرگسال مي كني داشته باشي.

197
00:14:17,266 --> 00:14:21,270
آره. بعد طنز ماجرا اين است كه من براي فرار از خشونت نام نويسي كردم.

198
00:14:21,353 --> 00:14:26,901
وقتي رفتم او را قفل كردند. وقت خداحافظي نداشتم.

199
00:14:35,075 --> 00:14:40,247
پارسال گلوله اي قلبم را سوراخ كرد و تو مرا زنده كردي.

200
00:14:40,331 --> 00:14:46,545
وقتي قلبت به كمك نياز داشت، فكر كردم كه مي توانم آن را درست كنم.

201
00:14:56,055 --> 00:14:58,432
اما من نمي توانم. نه. نه.

202
00:15:16,158 --> 00:15:19,286
خدا ... باشگاه زيست شناسي.

203
00:15:19,453 --> 00:15:22,748
مكس نمي تواند تحمل كند، اما چهار سال به باشگاه رفت

204
00:15:22,915 --> 00:15:26,627
فقط براي اينكه ببيني خواهرت نوك مداد را مي جود.

205
00:15:26,710 --> 00:15:28,712
چند تا چيز ديگه برميدارم و ميرم.

206
00:15:28,879 --> 00:15:31,298
نه صبر كن اومدم پيشت

207
00:15:31,382 --> 00:15:33,134
- من بايد با مكس صحبت كنم. - بفرماييد؟

208
00:15:33,300 --> 00:15:35,719
من مي خواهم مطمئن شوم كه او در روياهاي شماست

209
00:15:35,886 --> 00:15:40,599
به خاطر مواد مخدر كابوس نمي بينيد. نگران نباش من اين را مي گويم.

210
00:15:40,766 --> 00:15:45,604
اين كه بعد از گفتن حرف توهين آميز بگوييم ناراحت نيستم، ديوانگي است.

211
00:15:45,688 --> 00:15:48,441
اكنون زمان آن نيست كه متقاعد شوم كه من ناز هستم.

212
00:15:48,524 --> 00:15:51,986
اثري كه روي سينه خود داريد به شما كمك مي كند تا به ذهن مكس برسيد.

213
00:15:52,153 --> 00:15:53,779
من مي خواهم از آن براي ارتباط با او استفاده كنم.

214
00:15:53,946 --> 00:15:56,866
بنابراين اگر به ذهن شما وارد شوم و با مكس در تماس باشم،

215
00:15:56,949 --> 00:16:00,703
ما مي توانيم آن را در سه انجام دهيم. «كنفرانس» ... يعني.

216
00:16:01,370 --> 00:16:04,665
من فقط وقتي ميخوابم بيدار ميشم

217
00:16:04,748 --> 00:16:06,917
همانطور كه گفتم زمان مي گذرد.

218
00:16:08,586 --> 00:16:09,795
بعدا عذرخواهي ميكنم

219
00:16:23,932 --> 00:16:27,019
- منو با ديكشنري زدي؟! - اوورل، سرنوشت.

220
00:16:27,186 --> 00:16:30,356
-ميدوني ميتونم خفه ات كنم. - آرام باش!

221
00:16:30,522 --> 00:16:32,399
ايزوبل...

222
00:16:34,985 --> 00:16:37,946
آيا همه كابوس هاي شما به اين شكل است؟

223
00:16:43,994 --> 00:16:50,501
آنها ترسناك و تاريك بودند، اما نه اينطور.

224
00:16:52,711 --> 00:16:54,630
مزاحم نشدند.

225
00:16:57,132 --> 00:16:58,926
حداكثر...

226
00:17:00,511 --> 00:17:02,596
حداكثر...

227
00:17:06,183 --> 00:17:08,811
فكر مي‌كنم موسيقي از همين جا مي‌آيد.

228
00:17:08,894 --> 00:17:10,562
بيا ديگه!

229
00:17:18,195 --> 00:17:19,405
دو اودات!

230
00:17:22,700 --> 00:17:25,619
- ديگه نبايد بيايم اينجا. - اومدم آقاي اورتچو رو ببينم.

231
00:17:25,786 --> 00:17:28,372
آيا بايد اتفاقي بيفتد؟

232
00:17:31,625 --> 00:17:36,046
بايد به ايزوبل بگوييم كه تو بودي نه من. درست است.

233
00:17:36,213 --> 00:17:39,550
من تو را باور نكردم اگر مرتكب قتل سه گانه شديد،

234
00:17:39,717 --> 00:17:42,261
كسي كه شما را بهتر مي شناسد مشكوك مي شود.

235
00:17:42,344 --> 00:17:46,974
من مزاج هستم، تو قهرمان. هميشه همينطور بوده است.

236
00:17:47,141 --> 00:17:49,852
بعد از شما يكي بايد شما را ببرد.

237
00:17:49,935 --> 00:17:53,230
شما چرخ هاي ماشين را از كايل والنتي دزديديد.

238
00:17:53,397 --> 00:17:58,694
پدر و مادرش پليس هستند. آيا واقعاً مي خواهيد به زندان برويد؟

239
00:17:58,777 --> 00:18:02,990
پول وثيقه را از كجا آوردي؟ از مديتيشن؟

240
00:18:04,408 --> 00:18:08,537
من آنها را روز جمعه پس مي دهم. در تابستان در فاستر رنچ كار مي كنم.

241
00:18:08,620 --> 00:18:12,207
- بله ميدانم. - از كجا مي داني؟

242
00:18:13,500 --> 00:18:15,085
تد زيس با انگاجري.

243
00:18:15,169 --> 00:18:18,797
من نمي خواستم، اما مي دانستم كه شما آنجا را دوست داريد.

244
00:18:20,632 --> 00:18:21,925
من اين را از تو نپرسيدم، مكس.

245
00:18:23,927 --> 00:18:25,721
من به شما نيازي ندارم.

246
00:18:36,523 --> 00:18:39,318
مايكل! سلام! خوبي

247
00:18:39,401 --> 00:18:43,030
نه. الان وقت ندارم به حرفات گوش بدم نميخوام بيرون بمونم...

248
00:18:43,113 --> 00:18:46,784
آيا چيزي احساس مي كنيد؟ بله ميدانم. من هم نه.

249
00:18:46,950 --> 00:18:49,578
ما پيوند را امشب انجام مي دهيم.

250
00:18:51,455 --> 00:18:53,499
قلب نوح فقط براي چند دقيقه مكس را زنده نگه مي دارد.

251
00:18:53,666 --> 00:18:55,084
و به همين دليل است كه آن را اداره مي كنيد؟

252
00:18:55,250 --> 00:18:57,670
او مي تواند در غار، اسير شود،

253
00:18:57,836 --> 00:19:01,507
يا اينكه چند لحظه آخر را صرف شنيدن ميزان دوست داشتنش كند.

254
00:19:01,590 --> 00:19:05,010
آيا شما و والنتي به من براي جراحي نياز داريد؟

255
00:19:05,177 --> 00:19:08,597
نه، اما بهتر است وقتي او بيدار شد آنجا باشيد.

256
00:19:11,517 --> 00:19:14,603
فكر مي كنم مكس در اين زندگي چيزهاي زيادي از من شنيده است.

257
00:19:16,271 --> 00:19:18,190
وقتي به شهر برگشتم، از مكس پرسيدم

258
00:19:18,357 --> 00:19:22,027
چرا با ذهن درخشانت هنوز دنيا را تغيير ندادي؟

259
00:19:22,111 --> 00:19:26,281
او به من گفت كه به اندازه كافي براي تغيير چند نفر اهميت ندهي.

260
00:19:28,117 --> 00:19:30,244
اما او فكر مي كرد كه شما مي توانيد.

261
00:19:32,287 --> 00:19:34,999
اميدوارم بتوني ماشينت رو درست كني

262
00:19:41,630 --> 00:19:44,258
ميلك شيك "OMULEUL VERDE"

263
00:19:45,050 --> 00:19:46,635
كسي هست؟

264
00:19:47,511 --> 00:19:52,182
اين Crashdown يا آنچه از نوار در ذهن او باقي مانده است.

265
00:19:58,314 --> 00:20:00,482
مكس!

266
00:20:00,649 --> 00:20:04,987
خوبي احساس كردم چيزي با تو اشتباه است، چيزي ...

267
00:20:05,154 --> 00:20:08,782
Rece �tiu.

268
00:20:09,825 --> 00:20:13,704
چرا اينجايي؟ حالا همه چيز تمام شده است. من حسش ميكنم.

269
00:20:15,164 --> 00:20:18,208
اما نمي دانم اگر وقتي بميرم در ذهن من باشي چه بلايي سرت مي آيد.

270
00:20:18,292 --> 00:20:22,254
پس درست است. آيا واقعا آن را ميخواهي؟

271
00:20:22,755 --> 00:20:25,924
احساس مي كردم ارتباطم با دنياي بيرون قوي تر مي شود.

272
00:20:26,091 --> 00:20:31,096
ديگر طاقت نداشتم، بنابراين يك اتصال كوتاه ايجاد كردم.

273
00:20:31,680 --> 00:20:33,932
من بايد برم ايز

274
00:20:37,353 --> 00:20:39,855
- موفق شدي؟ - آيا من مرتكب جرمي شدم؟

275
00:20:41,690 --> 00:20:43,901
كامپيوتر مادرم است.

276
00:20:43,984 --> 00:20:46,570
پرستار گفت كه به مدت دو هفته،

277
00:20:46,654 --> 00:20:50,574
وقتي سعي نمي كرد فرار كند، داشت با كسي در شبكه صحبت مي كرد.

278
00:20:50,741 --> 00:20:54,119
- اونجا بهشون اينترنت بدم؟ - او يك بيمار است، نه يك زنداني.

279
00:20:54,203 --> 00:20:58,207
او در نتفليكس فيلم مي بيند يا چيز ديگري. من مي خواهم تاريخچه جستجو را ببينم.

280
00:21:00,376 --> 00:21:03,796
كسي تاريخش رو پاك كرده؟ متاسف...

281
00:21:05,047 --> 00:21:09,218
هيچ چيزي. مادرم "اين آخرين بار" از كامپيوتر استفاده كرد. فكر كنم پاكش كرد

282
00:21:09,301 --> 00:21:12,596
او نمي خواست كسي بداند كه او در اينترنت چه مي كند.

283
00:21:12,763 --> 00:21:16,517
وقتي شخصي سابقه جستجوي خود را حذف مي كند، مشخص است كه چيزي را پنهان مي كند.

284
00:21:16,600 --> 00:21:19,770
و من فكر كردم كه او رمز عبور را به من نمي گويد زيرا آن را فراموش كرده است.

285
00:21:19,853 --> 00:21:22,731
اگر او نمي خواست من بدانم من نمي دانم چه ...

286
00:21:22,815 --> 00:21:23,941
واضحه كه بايد بفهمم

287
00:21:24,108 --> 00:21:27,486
من از مادرم تحقيق نمي كنم. من فقط مي خواهم بدانم چه كسي مي توانست او را دزديده باشد،

288
00:21:27,653 --> 00:21:31,949
اما او هنوز يك قرباني است. و من به حريم خصوصي شما احترام خواهم گذاشت.

289
00:21:33,075 --> 00:21:34,493
او حق دارد اسرار داشته باشد.

290
00:21:36,954 --> 00:21:39,832
"Proiectul Shepherd. Transplant de inim de urgen

291
00:21:39,999 --> 00:21:43,210
و والنتي من بايد بروم.

292
00:21:43,293 --> 00:21:47,506
من كايل را دوست دارم، اما او با شما خيلي بد رفتار كرد ...

293
00:21:47,589 --> 00:21:48,799
آيا او را بخشيدي؟

294
00:21:48,966 --> 00:21:53,304
من و كايل با هم دوست نيستيم. كاري كه الان انجام مي دهم فقط يك مسئوليت است.

295
00:21:53,387 --> 00:21:56,807
من اين كار را براي ليز انجام مي دهم. آنچه در ده سال گذشته آموخته ام

296
00:21:56,974 --> 00:22:00,477
اين است كه گاهي اوقات تنها چيزي كه مهم است حضور است.

297
00:22:00,644 --> 00:22:04,398
شما نمي توانيد تمام زندگي خود را ناراحت كنيد. مردم حق رازداري دارند.

298
00:22:08,402 --> 00:22:12,614
-ديگه طاقت ندارم! - خوب

299
00:22:15,242 --> 00:22:17,119
خيلي متاسفم ...

300
00:22:19,705 --> 00:22:21,248
مي خواهم آن لحظه را به ياد بياورم.

301
00:22:24,418 --> 00:22:27,046
لطفا چيزي را به ليز منتقل كنيد.

302
00:22:27,129 --> 00:22:29,715
مي توانيد مستقيماً به او بگوييد.

303
00:22:31,216 --> 00:22:33,886
او و كايل براي عمل جراحي آماده مي شوند. از قلب ضعيف استفاده خواهند كرد.

304
00:22:34,053 --> 00:22:36,513
- او فقط مي خواهد با شما صحبت كند. - نه نه!

305
00:22:36,680 --> 00:22:39,016
رنج نخواهي برد. من تو را براي چند لحظه زنده مي كنم.

306
00:22:39,183 --> 00:22:42,978
نه، بايد جلوي او را بگيريد. تحت هيچ شرايطي نبايد منو زنده كني!

307
00:22:43,062 --> 00:22:44,730
مكس!

308
00:22:46,565 --> 00:22:49,902
- واقعا فازش چيه؟ - من خطرناكم.

309
00:22:51,320 --> 00:22:56,617
ليز مرا به زندگي بر نمي گرداند، بلكه يك بدن ويران شده است.

310
00:23:15,021 --> 00:23:16,981
ايزوبل 21 سال است كه به مهماني شما نمي آيم.

311
00:23:17,148 --> 00:23:21,402
من گاوهاي نر مكانيكي را دوست ندارم و در Garth Brooks كارائوكه انجام نمي دهم.

312
00:23:21,486 --> 00:23:22,570
گربه...

313
00:23:22,653 --> 00:23:26,949
من در يك مكان بدبخت دنبال دوستم مي گشتم.

314
00:23:27,116 --> 00:23:29,202
به من كمك كن يك بدن را حركت دهم!

315
00:23:30,620 --> 00:23:33,915
- تكيلا؟ - آره تكيلا.

316
00:23:33,998 --> 00:23:36,417
زماني كه شما حضور نداريد اين اتفاق مي افتد.

317
00:23:36,501 --> 00:23:40,296
- تولدت مبارك! حداقل تو به بلوغ رسيده اي - تقصير من است؟

318
00:23:40,379 --> 00:23:41,672
البته تقصير منه

319
00:23:41,839 --> 00:23:45,760
شما فقط مكس را نخورديد. تولد من هم بود

320
00:23:45,843 --> 00:23:49,347
ببخشيد، اما من درگير كارهاي روزمره ام بودم.

321
00:23:49,931 --> 00:23:51,933
- سلام! - سلام! تو برگشتي...

322
00:23:52,016 --> 00:23:53,059
از نيمه شب گذشته است

323
00:23:53,142 --> 00:23:55,186
و موفق شدم با كشاندن او به جنايت او را از قافله خارج كنم.

324
00:23:55,353 --> 00:23:59,857
- به حساب نمي آيد. - ايده اين است كه همه ما بايد سه نفر باشيم.

325
00:24:01,025 --> 00:24:05,905
خوبه؟ ما سه دقيقه فرصت داريم

326
00:24:05,988 --> 00:24:08,991
- فورا بهت نشون ميدم يعني... - بالا!

327
00:24:09,075 --> 00:24:12,495
- اين سه تا - معني آن چيست؟

328
00:24:12,578 --> 00:24:16,666
يعني اينجا چيزي نداري كه دنبالش بگردي.

329
00:24:16,749 --> 00:24:21,045
آيا مي فهمي؟ اگر هر سه نفر نباشيم، بيهوده است.

330
00:24:22,296 --> 00:24:25,967
راه حلي پيدا مي كنيم. يه جوري برميگردونمت

331
00:24:26,050 --> 00:24:30,721
نه ممنون. دفعه بعد كه مرا به جرم دزدي دستگير كردي ببينمت.

332
00:24:32,890 --> 00:24:34,809
خوب

333
00:24:35,685 --> 00:24:36,727
شب بخير، نماينده!

334
00:24:36,894 --> 00:24:39,272
شما مي دانيد كه آكادمي پليس براي شما مناسب است، درست است؟

335
00:24:39,439 --> 00:24:41,441
او مي داند كه به دردسر مي افتي و نمي تواني بيرون بيايي

336
00:24:41,607 --> 00:24:43,234
اگر فايل نداريد

337
00:24:43,317 --> 00:24:46,404
من مي توانم با ذهنم قفل درها را باز كنم!

338
00:24:46,487 --> 00:24:48,573
- من به او نيازي ندارم. - بله او هم اين را فهميد.

339
00:24:55,121 --> 00:24:57,290
مثل گربه بچرخ!

340
00:24:57,373 --> 00:25:00,293
اگر ذهن خود را به كار ببنديد، واقعاً مي دانيد چگونه!

341
00:25:00,376 --> 00:25:03,838
هر دوي ما مي دانيم كه من باهوش ترين فرد در كل ايالت هستم.

342
00:25:04,422 --> 00:25:06,132
مهم نيست ذهنم كجاست

343
00:25:07,925 --> 00:25:10,303
او چه داشت؟

344
00:25:10,386 --> 00:25:12,638
ولتاژ زيادي بين دينام و باتري وجود داشت.

345
00:25:12,805 --> 00:25:17,185
مجبور شدم كويل ها را ريست كنم تا كار كنند.

346
00:25:21,564 --> 00:25:26,068
من بايد بروم. من در خانواده ام اورژانسي دارم.

347
00:25:26,152 --> 00:25:30,990
بله، به نظر مي رسد كه BT براي من مناسب نيست.

348
00:25:52,345 --> 00:25:54,388
من ناله هستم

349
00:25:54,472 --> 00:25:58,810
انرژي رنج و انرژي مرگ وجود دارد.

350
00:25:58,976 --> 00:26:02,563
وقتي كسي را مي كشم، آن انرژي را جذب مي كنم.

351
00:26:02,647 --> 00:26:09,195
وقتي رزا را زنده كردم، ده سال نيستي را جذب كردم.

352
00:26:09,362 --> 00:26:13,407
اگه منو زنده كني عفونت ميگيرم

353
00:26:13,574 --> 00:26:15,284
من نمي خواهم مانند يك هيولا زندگي كنم.

354
00:26:15,451 --> 00:26:19,497
من نمي خواهم به كساني كه به آنها اهميت مي دهم آسيب بزنم.

355
00:26:20,373 --> 00:26:22,542
در مورد اين بود؟

356
00:26:23,918 --> 00:26:27,046
ما رنج مي بريم، مكس. ما نمي توانيم شما را شكست دهيم.

357
00:26:27,130 --> 00:26:32,468
تو مي تواني. از زماني كه من مردم تو قوي تر بودي همه شما هستيد.

358
00:26:32,552 --> 00:26:37,807
تو، مايكل، ليز. شما سه نفر زنده خواهيد ماند

359
00:26:37,890 --> 00:26:41,102
Iz، شما بايد آنها را متوقف كنيد! اكنون!

360
00:26:44,355 --> 00:26:45,940
خوب

361
00:26:46,816 --> 00:26:49,986
- دوستت دارم. - من هم همينطور.

362
00:27:01,747 --> 00:27:03,749
مي پاره رو.

363
00:27:05,835 --> 00:27:09,714
ايزوبل دروغ مي گويد او زمان بيشتري مي خواهد و ليز از من دست نمي كشد.

364
00:27:09,797 --> 00:27:11,924
اما شما ... انرژي منفي احساس مي كنيد، اينطور نيست؟

365
00:27:12,008 --> 00:27:16,053
به همين دليل است كه دوست نداريد در ذهن من باشيد، زيرا مي دانيد كه اين حقيقت دارد.

366
00:27:16,137 --> 00:27:18,014
اي كاش حقيقت نداشت، اما هست.

367
00:27:18,097 --> 00:27:20,933
من خواهرم را مي شناسم و خواهر شما را. تسليم نشو

368
00:27:21,100 --> 00:27:24,687
بايد عمليات را متوقف كنيد!

369
00:27:24,771 --> 00:27:28,191
اگر نه، هر چيزي را كه دوست دارم نابود خواهم كرد.

370
00:27:29,734 --> 00:27:32,945
شما بايد آنها را متوقف كنيد تا آنها را نجات دهيد.

371
00:27:33,780 --> 00:27:36,115
حالا برو! خواهش ميكنم رزا! برو

372
00:27:48,544 --> 00:27:50,463
هي! كسي هست؟

373
00:27:53,466 --> 00:27:55,927
بيگانگان لعنتي!

374
00:27:58,095 --> 00:28:00,765
"آيا او به شما التماس كرد كه اجازه دهيد بميرد؟" - آره.

375
00:28:00,848 --> 00:28:02,558
و نه براي نجات او از رنج،

376
00:28:02,725 --> 00:28:05,478
اما چون مي ترسد به ما آسيب برساند.

377
00:28:05,561 --> 00:28:08,397
اگر مكس زنده بماند، بسيار ضعيف خواهد شد.

378
00:28:08,564 --> 00:28:11,734
وقتي رزا را نجات داد، تمام انرژي منفي را جذب كرد.

379
00:28:11,901 --> 00:28:14,195
حالا بايد از شر او خلاص شود.

380
00:28:15,071 --> 00:28:17,782
مي ترسي كسي رو بكشه؟

381
00:28:19,784 --> 00:28:20,827
و.

382
00:28:25,581 --> 00:28:29,627
آن شخص بايد قوي تر از مكس باشد.

383
00:28:29,710 --> 00:28:31,546
اگر فكر مي كند بايد از ما محافظت كند،

384
00:28:31,629 --> 00:28:35,341
واضح است كه او نمي داند چرا ما توانايي داريم.

385
00:28:35,424 --> 00:28:36,884
Adu-l "napoi la via"، ليز.

386
00:28:39,887 --> 00:28:42,223
من به بقيه رسيدگي مي كنم.

387
00:28:47,937 --> 00:28:50,189
خوب همه چيز آماده است.

388
00:28:50,273 --> 00:28:53,776
كاركنان بيمارستان معتقدند كه ما در حال درمان يك بيمار مشهور هستيم.

389
00:28:53,943 --> 00:28:56,612
- آنها شما را اذيت نمي كنند. - مايكل كجاست؟

390
00:28:56,696 --> 00:28:59,782
بهش زنگ زدم او جواب نداد.

391
00:29:01,284 --> 00:29:02,577
بافت!

392
00:30:22,198 --> 00:30:24,117
جوري به من نگاه ميكني كه انگار ديوونه ام

393
00:30:24,283 --> 00:30:27,662
آره؟ يادم رفت وقتي سر كار بودم

394
00:30:27,745 --> 00:30:31,374
آنها پيوند قلب را غيرممكن مي كنند. تنها.

395
00:30:31,541 --> 00:30:34,418
من دارم ميميرم ليز و ما براي آن همه چيز را به خطر مي اندازيم.

396
00:30:34,502 --> 00:30:37,839
شايد، با وجود اينكه شانس كم است، شما شانس داريد

397
00:30:37,922 --> 00:30:39,549
قبل از اينكه قلبش از كار بيفتد يك دقيقه با او صحبت كنيد.

398
00:30:39,715 --> 00:30:42,552
من فقط يك دقيقه نياز دارم

399
00:31:06,734 --> 00:31:09,570
-ميخواي استراحت كني؟ آيا آب ميل داريد؟ - نيازي به بررسي من نيست.

400
00:31:09,737 --> 00:31:12,489
بيخود نيست كه جراحان آشنايان را عمل نمي كنند.

401
00:31:12,573 --> 00:31:14,700
زندگي كسي كه بهش اهميت ميدي به خودت بستگي داره...

402
00:31:14,867 --> 00:31:18,871
اين يك قانون است، كايل. و مهم نيست امروز اينجا چه اتفاقي مي افتد،

403
00:31:18,954 --> 00:31:22,374
من هميشه سپاسگزار خواهم بود.

404
00:31:22,458 --> 00:31:25,044
- من هرگز نمي توانم آن را جبران كنم. - نيازي نيست

405
00:31:28,505 --> 00:31:30,924
ما يك خانواده هستيم.

406
00:31:35,346 --> 00:31:36,930
خداوند!

407
00:31:38,015 --> 00:31:41,477
-فكر نميكردم بياي! - اومدم

408
00:31:42,353 --> 00:31:45,564
من ميفهمم. همه ما بايد سه نفر باشيم.

409
00:31:45,648 --> 00:31:48,442
- چه؟ - چه كسي در اتاق عمل است؟

410
00:31:53,572 --> 00:31:56,408
براي كنترل نبض در زير درم قرار داده مي شود

411
00:31:56,575 --> 00:31:58,118
و ثابت نگه داشتن.

412
00:31:58,285 --> 00:32:02,247
اگر كار كند، در زمان صرفه جويي مي كنيم. سال يا بيشتر.

413
00:32:02,414 --> 00:32:06,210
-فكر كردم تسليم شدي. - بله، اين كاري است كه من معمولا انجام مي دهم.

414
00:32:06,377 --> 00:32:09,421
اما مكس نه.

415
00:32:09,963 --> 00:32:12,049
او هرگز براي پايان دادن به رنجش قطع ارتباط نمي كرد.

416
00:32:12,216 --> 00:32:13,801
فقط اگر بدانيد كه او از ما محافظت مي كند.

417
00:32:13,967 --> 00:32:17,179
از شهادتش كمي خسته شدم.

418
00:32:17,346 --> 00:32:20,182
آيا فقط در هفت ساعت ضربان ساز درست كرديد؟

419
00:32:20,265 --> 00:32:22,226
وقتي ناراحتم بيشتر الهام مي‌گيرم.

420
00:32:22,309 --> 00:32:24,186
مولومسك.

421
00:32:51,296 --> 00:32:54,633
- ضرب و شتم! - حالا بايد نبض را حفظ كنيم.

422
00:32:57,303 --> 00:32:59,972
خوب ما محرك را معرفي مي كنيم.

423
00:33:28,417 --> 00:33:30,419
- داريم از دستش مي ديم! - چه؟

424
00:33:30,502 --> 00:33:32,755
دفيبريلاتور خود را آماده كنيد!

425
00:33:37,593 --> 00:33:40,054
- رزا كجا ميري؟ - متاسفم، اما او به من التماس كرد.

426
00:33:40,137 --> 00:33:41,180
بفرماييد؟

427
00:33:48,354 --> 00:33:51,398
بارگذاري! رايگان! اكنون!

428
00:33:53,150 --> 00:33:54,943
نه هنوز.

429
00:33:55,027 --> 00:33:58,030
بدون واكنش. لعنتي! بارگذاري بيشتر!

430
00:33:58,197 --> 00:34:01,867
بارگذاري! رايگان! اكنون!

431
00:34:04,662 --> 00:34:06,789
هنوز هيچي. بياييد دوباره تلاش كنيم!

432
00:34:08,123 --> 00:34:11,669
بارگذاري! رايگان! اكنون!

433
00:34:13,420 --> 00:34:15,714
- مكس! - نه

434
00:34:19,343 --> 00:34:20,970
تو اينجا چيزي نداري كه دنبالش بگردي، ايز.

435
00:34:21,053 --> 00:34:24,598
نه، نه... نمي خوام تنهات بذارم!

436
00:34:24,765 --> 00:34:28,185
من هرگز تو را تنها نمي گذارم! نه نه...

437
00:34:45,661 --> 00:34:48,080
او قدرت كافي ندارد.

438
00:34:48,163 --> 00:34:51,458
من از دفيبريلاتور به طور كامل استفاده كردم.

439
00:34:51,959 --> 00:34:55,587
او نمي تواند قلبي را كه يك ماه پيش تسليم شده است تحمل كند.

440
00:34:56,547 --> 00:34:59,091
الان الان.

441
00:35:00,551 --> 00:35:02,136
ليز...

442
00:35:12,646 --> 00:35:14,773
- بايد زمان مرگ را اعلام كنم. - نه

443
00:35:23,615 --> 00:35:25,284
تاريخ را هرگز فراموش نكنيد!

444
00:35:27,745 --> 00:35:31,248
يك بار ديگر! لطفا دوباره تلاش كنيد! بيا ديگه!

445
00:35:33,834 --> 00:35:38,422
بارگذاري! رايگان! اكنون!

446
00:35:57,074 --> 00:36:00,243
تازه اومدم ببينم محرك چطور كار ميكنه. من مي توانم برگردم.

447
00:36:00,327 --> 00:36:02,621
نه، نه، صبر كن! آرمي!

448
00:36:08,043 --> 00:36:11,672
اگر محرك كار نكرد چه كنيم؟

449
00:36:13,090 --> 00:36:16,093
مطمئن شويد كه تا حد امكان احساس خوبي داريد.

450
00:36:16,259 --> 00:36:18,595
بهش بگو دوستش دارم

451
00:36:19,596 --> 00:36:24,810
اگر قلبش مي ايستاد و كاري نمي توانست بكند،

452
00:36:26,019 --> 00:36:27,562
خداحافظ.

453
00:36:28,981 --> 00:36:33,652
اما اكنون لازم نيست به اين سناريو فكر كنيم.

454
00:36:33,819 --> 00:36:35,612
نجاتش دادم

455
00:36:35,988 --> 00:36:39,241
ما آن را به طور مشترك حفظ مي كنيم تا زماني كه به اندازه كافي قوي شود

456
00:36:39,324 --> 00:36:41,493
از خواب بيدار شدن.

457
00:36:43,662 --> 00:36:45,914
هر چه باشد، ما آن را اداره مي كنيم.

458
00:36:46,081 --> 00:36:49,459
ماكس تريته، مايكل.

459
00:37:07,477 --> 00:37:11,523
اولين چيزي كه يادم مي آيد ما سه نفر بوديم.

460
00:37:13,275 --> 00:37:15,694
ما با ترس و ترس از خواب بيدار شديم،

461
00:37:17,112 --> 00:37:19,072
براي دادن �ممكن بود».

462
00:37:19,156 --> 00:37:24,995
بعد ناگهان من تنها ماندم. من در تنهايي متخصص شدم.

463
00:37:25,078 --> 00:37:27,664
من كاملا از مردم دست كشيدم.

464
00:37:28,915 --> 00:37:32,586
بعد دوباره منو پيدا كردي

465
00:37:35,505 --> 00:37:39,760
قهرمان شدي در فرصتي كه به دست آمد حاضر شدي

466
00:37:49,353 --> 00:37:54,274
وقتي بچه اي هستي كه هيچكس او را دوست ندارد، خوبي تبديل به يك ارز مي شود.

467
00:37:54,358 --> 00:38:00,822
دوستي معنايي ندارد و خانواده دروغ مي گويند و شما را ترك مي كنند.

468
00:38:01,573 --> 00:38:04,034
براي من عشق هميشه يك چيز موقتي بوده است.

469
00:38:11,124 --> 00:38:14,044
بنابراين، بله، من همه آنها را كنار گذاشتم.

470
00:38:14,127 --> 00:38:17,005
وقتي كسي مرا "تهديد" كرد كه به سراغم بيايد،

471
00:38:17,089 --> 00:38:19,508
آنها عشق خود را تا زماني كه تقريباً ترك مي كنند آزمايش مي كنند.

472
00:38:31,311 --> 00:38:33,855
روابط مشروط است.

473
00:38:33,939 --> 00:38:38,235
در نهايت، همه از كسي كه نمي‌خواهد نجات پيدا كند، دست مي‌كشند.

474
00:38:47,703 --> 00:38:50,497
تو تنها كسي بودي كه نميتونستم ازش فرار كنم

475
00:38:50,580 --> 00:38:53,709
وقتي تظاهر به چيزي كردم كه نيستم، حرفم را باور نكردي.

476
00:39:05,178 --> 00:39:07,264
خب الان تو سينه چي داري؟

477
00:39:08,932 --> 00:39:12,894
او ممكن است هر از گاهي به شما "تكان" ديگري بدهد.

478
00:39:13,061 --> 00:39:14,563
يه انتقام كوچولو از طرف من

479
00:39:16,398 --> 00:39:18,817
اينطوري قهرمان شدم مكس.

480
00:39:20,319 --> 00:39:24,740
اگر بيدار شوي، ما خوب مي شويم، باشه؟

481
00:39:31,455 --> 00:39:34,082
اگر بيدار شويد، ما مي توانيم يك خانواده باشيم.

482
00:39:36,376 --> 00:39:38,295
ايزوبل كجاست؟

483
00:39:39,504 --> 00:39:44,551
- آماده شدن. - براي چي؟

484
00:39:48,055 --> 00:39:50,223
سه هفته بعد

485
00:40:04,571 --> 00:40:09,743
خوش برگشتي! شما 12 سال است كه در دوره مقدماتي هستيد.

486
00:40:09,826 --> 00:40:14,164
تيلور سوئيفت اكنون رئيس جمهور است، كه ... انصافاً بهتر است.

487
00:40:14,247 --> 00:40:17,918
- التماس كردم كه بفهمي! - مكس، خوب مي شوم.

488
00:40:18,001 --> 00:40:19,670
نه.

489
00:40:32,307 --> 00:40:35,477
گفتم من را ترك كن!

490
00:40:35,644 --> 00:40:39,189
من همون چيزي كه تو حس ميكني حس ميكنم

491
00:40:39,356 --> 00:40:44,945
اين يك تقارن است. انرژي براي انرژي ما نمي توانيم آن را اداره كنيم.

492
00:40:46,405 --> 00:40:48,365
بجنگ، مكس! اين تو نيستي.

493
00:40:48,532 --> 00:40:51,326
نمي خوام بهت صدمه بزنم ولي بايد برم

494
00:40:51,493 --> 00:40:54,037
من بايد از همه شما دور شوم

495
00:40:54,204 --> 00:40:55,789
من به شما اجازه اين كار را نمي دهم!

496
00:41:28,572 --> 00:41:31,491
قول دادم اگه برگردي

497
00:41:31,575 --> 00:41:35,871
و اگر خودتان نيستيد و به ديگران آسيب مي رسانيد،

498
00:41:35,954 --> 00:41:37,998
ميكشمت.

499
00:41:38,081 --> 00:41:41,460
فكر مي كردم تو هميشه خدا را بازي مي كني

500
00:41:41,543 --> 00:41:46,798
براي مرگ و زندگي خودت تصميم گرفتي. الان نوبت منه

501
00:41:49,926 --> 00:41:52,179
حالا ما يك زوج هستيم.

502
00:41:59,394 --> 00:42:01,938
شما سريال ROSWELL, NEW MEXICO را تماشا كرديد

503
00:42:02,022 --> 00:42:04,107
سري دوم پايان قسمت 5

504
00:42:04,191 --> 00:42:07,319
زيرنويس: خرده فروشي
