‫﻿۱
00:00:00,005 --> 00:00:09,000
‫<font color="#ff۸۰۰۰">« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »</font>
‫:.: Bia۲Movies.bid :.:

2
00:00:09,005 --> 00:00:18,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">« دانلود اپلیکیشن با قابلیت پخش آنلاین »</font>
‫:.: WwW.Bia۲Movies.App :.:

3
00:00:18,005 --> 00:00:28,000
‫ترجمه از:
‫امـیـر سـتـارزاده
‫AM۱Я H۱tmaN

4
00:00:28,987 --> 00:00:32,032
‫ قبلاً رویای یه مهمونی شبانه دیوونه‌وار و باحال 

5
00:00:32,115 --> 00:00:34,117
‫ رو داشتم، از اونا که 
‫ فقط توی نیویورک پیدا میشه. 

6
00:00:34,200 --> 00:00:35,827
‫ و یه آدم دیوونه و باحال 

7
00:00:35,910 --> 00:00:38,121
‫ که فقط توی نیویورک پیدا میشه که همراهش بری. 

8
00:00:48,590 --> 00:00:50,425
‫ آره، می‌خواستم ماجراجویی کنم 

9
00:00:50,508 --> 00:00:53,762
‫ ولی حقیقت اینه، که زندگی شاد رو هم می‌خواستم 

10
00:00:53,845 --> 00:00:55,346
‫ همه رو می‌خواستم 

11
00:00:57,557 --> 00:01:00,643
‫ ولی آیا «برد سایمون»، 
‫ شیطون‌ترین پسر نیویورک 

12
00:01:00,727 --> 00:01:03,646
‫ واقعاً می‌تونه همون شاهزاده‌ی 
‫ سوار بر اسب سفید رویاهام باشه؟ 

13
00:01:03,730 --> 00:01:07,108
‫- باید یکی از کیک‌های خرچنگ رو امتحان کنی
‫- گرسنه نیستم

14
00:01:07,192 --> 00:01:09,235
‫چی داری میگی؟ ما همیشه‌ی خدا گرسنه‌ایم

15
00:01:09,319 --> 00:01:12,655
‫اون به معنای واقعی کل شب
‫دو کلمه هم باهام حرف نزده

16
00:01:15,492 --> 00:01:19,579
‫شاید چون اون جیگری که داره باهاش
‫حرف می‌زنه، تهیه‌کننده‌ی «جی-زی»ـه
‫[رپر معروف آمریکایی]

17
00:01:20,455 --> 00:01:21,664
‫داره کار می‌کنه

18
00:01:21,748 --> 00:01:23,041
‫باید آروم باشی

19
00:01:26,086 --> 00:01:28,755
‫آره! همین درسته

20
00:01:28,838 --> 00:01:32,258
‫- حالا، بدیم دوباره لیوان‌ـتو پر کنن
‫- نه، نه. همینطوری راحتم.

21
00:01:32,342 --> 00:01:35,220
‫یه یارویی اونجاست که چشم از من برنمی‌داره

22
00:01:35,303 --> 00:01:37,931
‫و مطمئنم منیجر «دریک»ـه
‫[خواننده معروف آمریکایی]

23
00:01:38,014 --> 00:01:41,226
‫پس میدیم لیوان‌ـمونو دوباره پر کنن

24
00:01:45,313 --> 00:01:47,023
‫خیلی ازتون ممنونم، رفقا

25
00:01:47,107 --> 00:01:52,112
‫فقط می‌خوام چند لحظه‌ای رو برای تشکر از «برد»
‫اختصاص بدم که ما رو به خونه‌اش دعوت کرده

26
00:01:52,195 --> 00:01:54,197
‫و گذاشت یه نمای کوچیک از
‫آلبوم جدیدمون رو نشون‌ـتون بدیم

27
00:01:56,449 --> 00:01:59,369
‫حالا، خیلی از شما شاید ندونید،

28
00:01:59,452 --> 00:02:02,997
‫اما علاوه بر توانایی ذاتی «برد»
‫در کشف استعدادهای جدید،

29
00:02:03,081 --> 00:02:05,583
‫گیتاز زدنش هم خوبه.

30
00:02:07,794 --> 00:02:09,712
‫چرا نمیای بالا یکم واسمون گیتار بزنی؟

31
00:02:10,588 --> 00:02:12,590
‫یالا. فقط یه آهنگ، رفیق

32
00:02:24,227 --> 00:02:26,396
‫واسه آهنگ «گیر افتادن
‫روی سیاره زمین» دست بزنید!

33
00:02:29,190 --> 00:02:31,276
‫امیدوارم از برنامه لذت برده باشید

34
00:02:31,359 --> 00:02:34,487
‫چون قطعاً این آخرین باری بود که
‫این داداشامون روی این استیج اومدن

35
00:02:37,949 --> 00:02:40,493
‫من از اونام که قایم شدن رو ترجیح میده

36
00:02:41,161 --> 00:02:45,331
‫ولی انگار این روزا کارای زیادی می‌کنم
‫که معمولاً انجام‌ـشون نمیدم

37
00:02:52,839 --> 00:02:55,800
‫♪ یه شب برای سراسیمه شدن ♪

38
00:02:55,884 --> 00:02:58,887
‫♪ یه شب برای سرعت دادن به حقیقت ♪

39
00:02:58,970 --> 00:03:01,598
‫♪ ما به هم قول دادیم ♪

40
00:03:02,182 --> 00:03:04,559
‫♪ دستای همو گرفتیم و قسم خوردیم ♪

41
00:03:05,560 --> 00:03:11,232
‫♪ هر دو مست بودیم ♪
‫♪ حس والایی داشتیم ♪

42
00:03:11,316 --> 00:03:13,985
‫♪ که بدونیم چی میگیم ♪

43
00:03:14,611 --> 00:03:17,197
‫♪ ذهن مثل یه تیغـه ♪

44
00:03:19,490 --> 00:03:22,660
‫- ♪ یه شب خلسه‌ی دلربا ♪
‫- آره، مطمئنم می‌دونه اینجایی

45
00:03:22,744 --> 00:03:25,788
‫♪ شروعش، یه لمس ساده بود ♪

46
00:03:25,872 --> 00:03:28,875
‫♪ یه شب هل دادی و فریاد زدی ♪

47
00:03:29,918 --> 00:03:32,003
‫♪ بعدش تسکین بود ♪

48
00:03:32,086 --> 00:03:37,842
‫♪ ده روز آهنگ‌های بی‌نظیر ♪
‫♪ رنگ‌های قرمز و آبی ♪

49
00:03:38,551 --> 00:03:41,387
‫♪ ما یه قولی به هم دادیم ♪

50
00:03:42,847 --> 00:03:45,433
‫♪ ما عاشق همدیگه بودیم ♪

51
00:03:48,019 --> 00:03:51,481
‫♪ دستامونو بالا بردیم و دعا کردیم ♪

52
00:03:53,942 --> 00:03:55,568
‫اجرات باورنکردنی بود

53
00:03:55,652 --> 00:04:00,990
‫- اونی که باید بزنه تو کار موسیقی خودتی
‫- قرار گرفتن زیر نورافکن رو دوست ندارم

54
00:04:01,574 --> 00:04:04,202
‫خب، اون بالا که به نظر کاملاً راحت می‌اومدی

55
00:04:04,744 --> 00:04:08,248
‫- از بدجور سکسی بودنت هم که دیگه نگم
‫- همه‌اش به خاطر تو بود

56
00:04:09,749 --> 00:04:11,793
‫تو باعث میشی این چیزا ازم تراوش کنه

57
00:04:20,385 --> 00:04:21,511
‫چیکار داری می‌کنی؟

58
00:04:22,512 --> 00:04:26,015
‫اون بیرون کلی آدم هست.
‫اگه یکی بخواد باهات حرف بزنه چی؟

59
00:04:26,099 --> 00:04:27,433
‫هیچکس دیگه‌ای نیست

60
00:04:30,019 --> 00:04:31,062
‫فقط ماییم

61
00:04:39,445 --> 00:04:41,406
‫ باور کردنش خیلی راحت بود 

62
00:04:41,489 --> 00:04:44,534
‫ چون از اعماق وجودش، 
‫ برد قلب بزرگی داشت 

63
00:04:45,868 --> 00:04:49,789
‫ و موقعی که بالاخره گذاشت ببینمش، 
‫ لامصب خیلی خوشگل بود 

64
00:05:02,051 --> 00:05:04,721
‫ بهش میگن «تکنیک هم‌ترازی مقاربتی» 

65
00:05:04,804 --> 00:05:06,764
‫ یه عالمه کتاب درمورد این موضوع نوشته شده، 

66
00:05:06,848 --> 00:05:10,018
‫ که یا «برد» اونا رو خونده بود، 
‫ یا اصلاً نیازی بهشون نداشت! 

67
00:05:10,101 --> 00:05:11,101
‫دارمت

68
00:05:13,021 --> 00:05:16,566
‫ وقتی درست انجام بشه، 
‫ ارتباط رو به بالاترین حد می‌رسونه 

69
00:05:17,066 --> 00:05:19,652
‫ هم جسمی و هم احساسی 

70
00:05:23,323 --> 00:05:26,492
‫بیشتر از هر کس دیگه‌ای
‫بهش حس نزدیکی داشتم

71
00:05:38,838 --> 00:05:41,007
‫ رابطه‌ـمون واقعاً ابدی بود. 

72
00:05:44,886 --> 00:05:46,429
‫اوه...

73
00:05:49,557 --> 00:05:50,683
‫چیکار داری می‌کنی؟

74
00:05:50,767 --> 00:05:53,061
‫فقط می‌خوام اینو امتحان کنم. صبر کن.

75
00:05:54,395 --> 00:05:55,395
‫باشه

76
00:06:01,736 --> 00:06:04,197
‫خیلی خب. فقط... فقط یکم آروم تر...

77
00:06:09,285 --> 00:06:10,620
‫و برو بالاتر

78
00:06:15,625 --> 00:06:18,586
‫خیلی خب، «کوپر»،
‫مثل حالت دایره زدن

79
00:06:23,299 --> 00:06:25,676
‫- آره، ولی سریع‌تر
‫- باشه، می‌دونی چیه؟ گور باباش

80
00:06:25,760 --> 00:06:28,596
‫شاید نمی‌تونم انجامش بدم.
‫حداقل نه به خوبیِ اون.

81
00:06:48,116 --> 00:06:52,370
‫قرار هست درموردش حرف بزنیم؟

82
00:06:54,247 --> 00:06:55,623
‫کاری که داشتی می‌کردی؟

83
00:06:57,959 --> 00:06:58,959
‫کاری که من داشتم می‌کردم؟

84
00:06:59,877 --> 00:07:03,840
‫دفتر خاطرات منو خوندی.
‫کل این ماجرا اینطوری شروع شد.

85
00:07:03,923 --> 00:07:05,591
‫آره، خب، شکر خدا که خوندم

86
00:07:06,342 --> 00:07:09,137
‫چون اگه نمی‌خوندم،
‫هیچوقت نمی‌فهمیدم چقدر بدبختی

87
00:07:09,220 --> 00:07:11,305
‫و اینکه چقدر دلت می‌خواد
‫با دوست پسر سابق‌ـت بخوابی

88
00:07:11,806 --> 00:07:13,933
‫من بدبخت نیستم

89
00:07:14,016 --> 00:07:15,226
‫من هیچوقت همچین چیزی نگفتم

90
00:07:15,309 --> 00:07:18,729
‫ولی دلت می‌خواد با دوست پسر سابق‌ـت رو
‫هم بریزی. درسته؟ اینو که دیگه انکار نمی‌کنی

91
00:07:19,897 --> 00:07:23,651
‫کوپر، من... اونا فقط فانتزی هستن

92
00:07:23,734 --> 00:07:26,070
‫اونا خاطرات هستن

93
00:07:27,071 --> 00:07:28,739
‫همه چی رو خوندم، بیلی

94
00:07:30,825 --> 00:07:32,493
‫و می‌دونم نباید این کارو می‌کردم

95
00:07:32,577 --> 00:07:35,163
‫و باور کن، حالا...

96
00:07:39,167 --> 00:07:40,501
‫آرزو می‌کنم که کاش نمی‌خوندم

97
00:07:42,128 --> 00:07:44,130
‫ولی می‌دونستم یه چیزیت هست

98
00:07:44,213 --> 00:07:48,301
‫می‌تونستم حس کنم نصف شب بلند میشی
‫حتی وقتی «اِلری» بیدار نمی‌شد

99
00:07:48,384 --> 00:07:51,929
‫و باید ازت درموردش می‌پرسیدم، ولی...

100
00:07:55,099 --> 00:07:58,352
‫از آخرین بار زمان خیلی زیادی گذشته بود

101
00:08:01,689 --> 00:08:03,441
‫تمایل نداشتی منو لمس کنی

102
00:08:05,610 --> 00:08:07,778
‫- چرا نه؟
‫- نمی‌دونم

103
00:08:09,947 --> 00:08:11,282
‫دلیلی برات ندارم

104
00:08:11,365 --> 00:08:14,660
‫تا وقتی یادداشت‌هاتو نخونده بودم،
‫حتی متوجه این موضوع هم نشده بودم

105
00:08:15,995 --> 00:08:20,708
‫من با کسی رابطه پنهانی ندارم.
‫واضحه که هنوز بهت علاقه دارم.

106
00:08:23,294 --> 00:08:24,879
‫فقط مشغول کارم،

107
00:08:26,088 --> 00:08:27,298
‫و با وجود بچه‌ها...

108
00:08:29,592 --> 00:08:31,719
‫فقط زیاد بهش فکر نمی‌کنم

109
00:08:34,096 --> 00:08:35,890
‫مشخصه به اندازه تو فکر نمی‌کنم

110
00:08:37,475 --> 00:08:42,522
‫انگار یه بُعد کامل دیگه ازت
‫هست و هیچی ازش بهم نگفتی

111
00:08:42,605 --> 00:08:44,690
‫می‌دونم، باشه؟

112
00:08:44,774 --> 00:08:47,610
‫با آدمای زیادی سکس داشتم

113
00:08:47,693 --> 00:08:50,905
‫و تصور می‌کردی به همین دلیل
‫دوستت نداشته باشم؟

114
00:08:51,447 --> 00:08:52,490
‫خب، حدس بزن

115
00:08:53,574 --> 00:08:54,700
‫هنوزم دوست دارم

116
00:08:55,660 --> 00:08:56,911
‫ولی مسأله اینه

117
00:08:58,538 --> 00:09:02,124
‫دیگه درمورد همه اون آدما چیزی نمی‌نویسی

118
00:09:02,208 --> 00:09:03,334
‫فقط اونـه

119
00:09:03,417 --> 00:09:07,713
‫وسواس پیدا کردی. و فقط
‫درمورد سکس نمی‌نویسی.

120
00:09:07,797 --> 00:09:11,342
‫داری همه چیو درمورد زندگی‌ـمون
‫زیر سوال می‌بری، تصمیم‌هات...

121
00:09:12,385 --> 00:09:13,553
‫و انتخاب کردن من؟

122
00:09:15,638 --> 00:09:18,391
‫یعنی من فقط واسه فراموش کردن گذشته‌ام؟

123
00:09:18,474 --> 00:09:19,642
‫- چی؟
‫- آره

124
00:09:19,725 --> 00:09:23,563
‫- من اون انتخاب شسته رُفته‌ی ایمن هستم؟
‫- نه. وای خدای من. نه!

125
00:09:23,646 --> 00:09:25,815
‫کسی که هیچوقت بهت آسیب نمی‌زنه،
‫طوری که اون زد؟

126
00:09:25,898 --> 00:09:27,525
‫کوپر، من دوست دارم

127
00:09:27,608 --> 00:09:29,026
‫تو شوهر منی

128
00:09:30,027 --> 00:09:34,407
‫تو پدر بچه‌هام هستی.
‫من عاشق چیزی‌ام که باهم ساختیم.

129
00:09:34,991 --> 00:09:37,577
‫- ولی چیزی در این مورد ننوشتی
‫- چرا نوشتم

130
00:09:38,202 --> 00:09:41,414
‫اوه... چون برات ماهی سالمون درست کردم،

131
00:09:41,497 --> 00:09:45,209
‫و با پدر و مادرت مهربون بودم،
‫و توی قطار بلند شدم تا یه خانم بشینه.

132
00:09:48,838 --> 00:09:50,715
‫هنوز عاشقش هستی؟

133
00:09:52,008 --> 00:09:54,135
‫چون واقعاً اینطور به نظر میاد که هستی

134
00:09:54,802 --> 00:09:55,802
‫نه

135
00:09:57,346 --> 00:09:58,764
‫من عاشق تو هستم

136
00:09:58,848 --> 00:10:00,600
‫همیشه دوستت داشتم

137
00:10:02,184 --> 00:10:03,561
‫رفتم دیدنش

138
00:10:05,229 --> 00:10:11,360
‫- می‌دونم تو و برد با هم حرف می‌زنید
‫- من.. اتفاقی دیدمش. یه بار.

139
00:10:11,444 --> 00:10:13,946
‫ولی درموردش چیزی به من نگفتی. چرا؟

140
00:10:14,488 --> 00:10:15,865
‫گفت بهت پیامک زده؟

141
00:10:15,948 --> 00:10:18,451
‫- اوه، درسته
‫- "اوه، درسته"

142
00:10:19,035 --> 00:10:21,370
‫پس خدا می‌دونه دیگه چه چیزایی
‫رو داری ازم مخفی می‌کنی

143
00:10:21,454 --> 00:10:24,582
‫- تا جایی که می‌دونم، شما دو تا باهم رابطه دارید
‫- نه نداریم

144
00:10:24,665 --> 00:10:27,418
‫- قسم می‌خورم
‫- ولی چطور می‌تونم حرفتو باور کنم!؟

145
00:10:27,501 --> 00:10:31,422
‫چون اون داره با «ساشا» قرار میذاره

146
00:10:33,341 --> 00:10:34,216
‫چی؟

147
00:10:34,300 --> 00:10:36,510
‫- آره
‫- اوه، کسشعر نگو

148
00:10:36,594 --> 00:10:39,221
‫بهترین دوستت داره با
‫دوست پسر سابق‌ـت قرار میذاره؟

149
00:10:39,305 --> 00:10:41,724
‫همون یارویی که ظاهراً هیچوقت
‫نمی‌تونی فراموشش کنی؟

150
00:10:41,807 --> 00:10:43,309
‫آره! منم تازه فهمیدم

151
00:10:43,392 --> 00:10:46,228
‫یه سالی میشه رابطه دارن.
‫توی پاریس همدیگه رو دیدن.

152
00:10:46,312 --> 00:10:47,938
‫وای خدای من...

153
00:10:48,022 --> 00:10:51,150
‫- بیلی، حاضری هر حرفی بزنی
‫- خب، بیا همین الان به ساشا زنگ بزنیم

154
00:10:51,233 --> 00:10:53,444
‫- خودش بهت میگه
‫- چون اون بهترین دوستتـه

155
00:10:53,527 --> 00:10:56,989
‫- هرچی که تو بخوای میگه!
‫- کوپر، دارم حقیقت رو بهت میگم

156
00:10:57,073 --> 00:11:00,159
‫تنها دلیلی که باهاش برخورد داشتم
‫رابطه داشتن‌ـش با ساشا بود

157
00:11:00,910 --> 00:11:02,286
‫بذار بهت اثباتش کنم

158
00:11:03,079 --> 00:11:04,079
‫چطور؟

159
00:11:05,289 --> 00:11:06,832
‫بیا شام باهاشون بریم بیرون

160
00:11:08,042 --> 00:11:09,627
‫بعدش می‌تونی خودت ببینی

161
00:11:09,710 --> 00:11:13,506
‫برد داره با ساشا قرار میذاره.
‫اون هیچ ارزشی واسم نداره.

162
00:11:13,589 --> 00:11:14,799
‫جدی میگی؟

163
00:11:15,383 --> 00:11:19,220
‫اگه چیزی که لازمه اینه، آره.

164
00:11:22,014 --> 00:11:24,350
‫باشه. خیلی خب.

165
00:11:25,976 --> 00:11:27,561
‫- بریم تو کارش
‫- باشه، عالیه

166
00:11:28,229 --> 00:11:29,229
‫- عالیه
‫- عالیه

167
00:11:33,693 --> 00:11:36,320
‫- امکان نداره لعنتی
‫- خواهش می‌کنم، ساش

168
00:11:36,404 --> 00:11:39,156
‫می‌خوای به کوپر دروغ بگم؟
‫بهترین آدم روی زمین؟

169
00:11:39,240 --> 00:11:41,617
‫به من اعتماد نداره.
‫نسبت به «برد» وسواس داده.

170
00:11:41,701 --> 00:11:45,079
‫- اوه، اون وسواس داره پس؟
‫- فکر می‌کنه باهم رابطه داریم

171
00:11:45,162 --> 00:11:46,664
‫دارید؟

172
00:11:46,747 --> 00:11:47,915
‫نـه

173
00:11:47,998 --> 00:11:51,127
‫ولی کوپر حرفمو باور نمی‌کنه،
‫پس باید از تو بشنوه.

174
00:11:51,210 --> 00:11:54,672
‫چی رو؟ اینکه دوست پسر سابق‌ـم
‫همون رویایی‌ـه که به حقیقت پیوسته؟

175
00:11:54,755 --> 00:11:56,006
‫شاهزاده‌ی رویاهای کیری

176
00:11:56,090 --> 00:11:59,510
‫اگه فکر کنه شما دارید باهم قرار میذارید،
‫که برد دیگه مجرد نیست...

177
00:11:59,593 --> 00:12:02,304
‫پس نقشه‌ات اینه که با دروغ گفتن بهش

178
00:12:02,388 --> 00:12:03,806
‫اعتمادش رو برگردونی؟

179
00:12:04,807 --> 00:12:07,518
‫نه. اصلاً هم دیوونگی به نظر نمیاد

180
00:12:08,436 --> 00:12:10,980
‫قول دادی دیگه تمومش کنی، «بی»

181
00:12:12,148 --> 00:12:14,608
‫تموم میشه، قسم می‌خورم. من...

182
00:12:14,692 --> 00:12:16,444
‫این باعث میشه تموم بشه

183
00:12:16,527 --> 00:12:18,988
‫خودت می‌دونی چطور به نظر میای، درسته؟

184
00:12:21,657 --> 00:12:26,328
‫بیا یه لحظه فرض کنیم که
‫منطق کسشعر تو رو قبول کردم

185
00:12:27,329 --> 00:12:31,876
‫مطمئنی قرار دادن کوپر و برد
‫توی یه اتاق، ایده‌ی خوبیـه؟

186
00:12:32,793 --> 00:12:36,881
‫کوپر نمی‌دونه چه اتفاقاتی بین شما
‫افتاده، چقدر اوضاع پر تنش و احساسی شده.

187
00:12:36,964 --> 00:12:41,802
‫- چیزی که خوند حسابی پر تنش و احساسی بود
‫- منظورم فقط سکس نیست

188
00:12:43,137 --> 00:12:45,139
‫اتفاقات زیادی بین شما دو نفر افتاده

189
00:12:46,140 --> 00:12:47,349
‫واسه خودش تاریخچه‌ای داره

190
00:12:49,268 --> 00:12:50,268
‫می‎دونم

191
00:12:51,979 --> 00:12:53,105
‫و خودت چی؟

192
00:12:54,690 --> 00:12:57,485
‫مشکلی نداری باهاش توی یه اتاق باشی؟

193
00:12:58,235 --> 00:13:00,196
‫من... مجبورم باشم.

194
00:13:07,036 --> 00:13:07,870
‫باشه

195
00:13:07,953 --> 00:13:11,957
‫برد رو راضی می‌کنم،
‫ولی یادت باشه برات چیکار کرد

196
00:13:12,458 --> 00:13:13,458
‫به خودت یادآوری کن

197
00:13:13,501 --> 00:13:16,837
‫مثل یه لباس زرهی بپوشش
‫چون این یارو نقطه ضعف توئـه

198
00:13:20,841 --> 00:13:24,762
‫نانو-ژنتیک آینده‌ی درمان مدرن سرطانـه

199
00:13:25,513 --> 00:13:29,016
‫افزایش احتمال نجات از بیماری درحالی
‫که بازگشت سرمایه تضمین شده‌ـست

200
00:13:29,099 --> 00:13:31,727
‫چیزی که تاحالا توی دنیای سرمایه‌گذاری
‫بعد از انتقال مالکیت «واتس‌اپ» دیده نشده

201
00:13:32,311 --> 00:13:33,979
‫این یه فرصت منحصر به فرده

202
00:13:34,063 --> 00:13:37,316
‫تا یه تغییر اساسی توی
‫زندگی میلیون‌ها آدم داده بشه

203
00:13:38,400 --> 00:13:40,486
‫و امیدواریم شما هم به همین شکل ببینیدش

204
00:13:42,530 --> 00:13:43,823
‫هان؟

205
00:13:43,906 --> 00:13:45,616
‫تحسین برانگیزه

206
00:13:45,699 --> 00:13:46,617
‫جدی؟

207
00:13:46,700 --> 00:13:49,620
‫نمی‌دونم، شاید بهتر باشه یکم
‫سریع‌تر به آخرش برسم، یا...

208
00:13:49,703 --> 00:13:51,330
‫نه، نه. همینطوری عالیه

209
00:13:52,498 --> 00:13:53,498
‫واقعاً؟

210
00:13:54,542 --> 00:13:56,919
‫تو یه اصولی داری، «کانلی»

211
00:13:57,002 --> 00:13:58,587
‫خودشون رو از لا به لای رفتارت نشون میدن

212
00:13:59,171 --> 00:14:01,340
‫- از این بابت چیزی نمی‌دونم
‫- من می‌دونم

213
00:14:03,968 --> 00:14:06,554
‫سال پیش ترتیب ادغام «یونی‌بانک» رو دادم

214
00:14:06,637 --> 00:14:09,348
‫و از هر زن دیگه‌ای توی «گلدمن»
‫بیشتر پاداش گرفتم

215
00:14:09,431 --> 00:14:13,352
‫و همه بهم گفتن که این لحظه‌ی طلایی منه،
‫و منم حرفشونو باور کردم.

216
00:14:13,435 --> 00:14:14,687
‫به نظر عالی میاد

217
00:14:15,604 --> 00:14:21,068
‫ولی بعدش، یه مقاله در مورد یه شرکت
‫استارت‌آپ چاپ سه بعدی زیستی دیدم

218
00:14:21,151 --> 00:14:25,573
‫که می‌تونست کاری کنه پیوند اعضا برای تمام
‫دنیا مقرون به صرفه و در دسترس باشه

219
00:14:26,574 --> 00:14:32,162
‫و فهمیدم لحظه پیروزیم یه شکست تمام عیار بوده

220
00:14:32,246 --> 00:14:33,789
‫چی داری میگی؟

221
00:14:35,499 --> 00:14:42,499
‫من این تجارت رو با این رویا شروع کردم:
‫که بتونم با پول دنیا رو تغییر بدم

222
00:14:43,591 --> 00:14:47,303
‫به جاش، پول منو تغییر داد

223
00:14:48,053 --> 00:14:49,847
‫و من بیخیال اون رویا شدم

224
00:14:51,140 --> 00:14:53,058
‫ولی اونی که اون مقاله رو نوشته بود؟

225
00:14:54,810 --> 00:14:56,270
‫اون هنوز اون رویا رو داره

226
00:14:57,354 --> 00:14:59,148
‫و داشت تلاشش رو می‌کرد تا تحقق پیدا کنه

227
00:15:00,691 --> 00:15:04,153
‫اون اولین مصاحبه من بود.
‫ممکنه آخریش هم باشه.

228
00:15:04,236 --> 00:15:06,739
‫- اون شرکت هنوز یه قرون هم در نیاورده
‫- در میارن

229
00:15:06,822 --> 00:15:09,825
‫حداقل، امیدوارم در بیارن.
‫من ۱۰۰۰ تا سهم خریدم.

230
00:15:12,244 --> 00:15:17,124
‫دلیل اینکه کارم رو ترک کردم و اومدم
‫اینجا تا همچین کارایی بکنم، تویی

231
00:15:18,042 --> 00:15:20,294
‫پس... ممنون

232
00:15:21,545 --> 00:15:22,545
‫آره

233
00:15:22,963 --> 00:15:27,426
‫امشب سر شام دل شرکا رو نرم می‌کنم،
‫و تو هم فردا معامله رو جوش میدی.

234
00:15:28,427 --> 00:15:30,512
‫- قراره حسابی ازت خوششون بیاد
‫- خب، باید دید

235
00:15:31,221 --> 00:15:32,221
‫بیخیال

236
00:15:33,098 --> 00:15:35,684
‫چه چیز «کوپر کانلی» دوست داشتنی نیست؟

237
00:15:49,365 --> 00:15:53,369
‫ یه لباس زرهی؟ از جنس تمام 
‫ کارای بدی که «برد» کرده؟ 

238
00:15:54,954 --> 00:15:56,163
‫ باید راحت باشه 

239
00:16:03,170 --> 00:16:04,880
‫ بعضیا کینه نگه می‌دارن 

240
00:16:04,964 --> 00:16:09,259
‫ کینه یه مکانیزم بقا ـه، 
‫ تنها مزیت تجربه‌ی بد داشتن. 

241
00:16:11,053 --> 00:16:14,223
‫ ولی من؟ من همه‌ی چیزای بد رو فراموش می‌کنم 

242
00:16:16,141 --> 00:16:17,309
‫ تا وقتی که یادم بیاد. 

243
00:16:30,280 --> 00:16:31,280
‫سلام

244
00:16:41,166 --> 00:16:42,334
‫ایناهاشی

245
00:16:42,418 --> 00:16:43,418
‫مشکل چیه؟

246
00:16:47,381 --> 00:16:48,381
‫پریودم عقب افتاده
‫[معنی «دیرم شده» هم میده]

247
00:16:50,801 --> 00:16:51,844
‫برای چی دیرت شده؟

248
00:17:05,733 --> 00:17:07,401
‫خب، تست کردی؟

249
00:17:10,988 --> 00:17:12,072
‫زیادی ترسیده بودم

250
00:17:14,283 --> 00:17:15,409
‫خب، اگه باردار هستی...

251
00:17:20,789 --> 00:17:22,374
‫قراره درموردش چیکار کنی؟

252
00:17:28,213 --> 00:17:29,214
‫وای خدای من

253
00:17:30,174 --> 00:17:31,174
‫البته

254
00:17:33,010 --> 00:17:34,678
‫- البته
‫- البته، چی؟

255
00:17:38,390 --> 00:17:43,437
‫مسأله فقط من نیستم، خب؟
‫مسأله به «ما» مربوطـه

256
00:17:44,563 --> 00:17:47,066
‫قراره «ما» درموردش چیکار کنیم؟

257
00:17:47,149 --> 00:17:49,193
‫بیلی، بیخیال

258
00:17:50,319 --> 00:17:52,571
‫«ما» اینو نمی‌خوایم

259
00:17:53,822 --> 00:17:57,618
‫حداقل دو سال دیگه مونده تا مدرک
‫دکتری‌ـتو بگیری. خودتم اینو نمی‌خوای.

260
00:17:59,578 --> 00:18:00,578
‫باشه

261
00:18:01,830 --> 00:18:05,125
‫ولی اگه من... ولی اگه من بخوام چی؟

262
00:18:08,045 --> 00:18:09,045
‫بیلی...

263
00:18:12,549 --> 00:18:13,549
‫نه

264
00:18:17,471 --> 00:18:19,973
‫اگه تو نمی‌خواستی، شاید بهتر
‫بود بیشتر حواستو جمع می‌کردی

265
00:18:20,057 --> 00:18:21,058
‫اوه

266
00:18:21,600 --> 00:18:25,604
‫- ولی تو هیچوقت نسبت به هیچی حواست جمع نیست
‫- چه انتظاری داشتی؟

267
00:18:26,271 --> 00:18:28,732
‫تو وضعیت خانواده‌ی منو می‌دونی، خب؟

268
00:18:28,816 --> 00:18:32,111
‫چی باعث شده فکر کنی
‫چیزی از پدر بودن می‌دونم؟

269
00:18:32,194 --> 00:18:35,989
‫- البته که نمی‌خوامش
‫- البته. البته. البته.

270
00:18:36,073 --> 00:18:37,783
‫- بیلی، وایستا
‫- آره. نه.

271
00:18:39,284 --> 00:18:42,663
‫می‌دونی، دقیقاً داری کاری رو می‌کنی
‫که ناپدری‌ـت می‌گفت

272
00:18:42,746 --> 00:18:45,082
‫کاری که گفتی نمی‌خواستی با من بکنی

273
00:18:45,165 --> 00:18:47,543
‫با اولین نشونه‌ی دردسر، پا به فرار میذاری

274
00:18:47,626 --> 00:18:49,962
‫- فرار نمی‌کنم!
‫- آره، داری فرار می‌کنی کیری!

275
00:18:52,339 --> 00:18:53,339
‫ بیلی! 

276
00:19:03,934 --> 00:19:04,934
‫سلام

277
00:19:13,110 --> 00:19:14,736
‫باید ۱۰ دقیقه‌ای راه بیوفتیم

278
00:19:17,072 --> 00:19:18,072
‫باشه، حتماً

279
00:19:25,080 --> 00:19:27,708
‫عصر بخیر. می‌خواید نوشیدنی سفارش بدید؟

280
00:19:28,584 --> 00:19:32,421
‫نه، ممنون. هنوز منتظر مهمون‌هامون هستیم

281
00:19:33,046 --> 00:19:35,591
‫- شاید فقط یه مقدار آب، لطفاً
‫- البته

282
00:19:43,599 --> 00:19:46,185
‫از وقتی با ماشین هادسون رو
‫می‌برم مدرسه اوضاعش بهتر شده

283
00:19:46,268 --> 00:19:49,688
‫گمونم واقعاً داره به مدرسه علاقه پیدا می‌کنه

284
00:19:51,398 --> 00:19:52,441
‫ممنون

285
00:19:54,193 --> 00:19:55,193
‫و...

286
00:19:56,528 --> 00:19:59,656
‫خانم «برندا» گفت امروز میان وعده‌ـشو
‫با «هانا» تقسیم کرده

287
00:19:59,740 --> 00:20:01,283
‫اون... ممنون

288
00:20:01,366 --> 00:20:04,745
‫شاید یه ذره روش کراش داشته باشه.
‫حداقل سلیقه‌اش توی انتخاب دخترا خوبه.

289
00:20:04,828 --> 00:20:07,080
‫بیلی، لطفاً، فقط تمومش کن.

290
00:20:07,164 --> 00:20:09,166
‫سعی داری عادی جلوه‌اش بدی

291
00:20:09,249 --> 00:20:11,210
‫و هیچ چیز این قرار عادی نیست

292
00:20:18,175 --> 00:20:22,221
‫فرانچسکا، سلام. گوش کن،
‫اوضاع با شرکا چطوره؟

293
00:20:22,304 --> 00:20:27,559
‫سلام، کجایی؟ می‌تونی برگردی
‫داخل شهر؟ یعنی همین الان

294
00:20:30,938 --> 00:20:35,525
‫راستش الان وسط قرار شامم.
‫قضیه چیه؟ می‌تونم بعدش بیام.

295
00:20:35,609 --> 00:20:37,402
‫خب، تمام شب داشتم درموردت حرف می‌زدم،

296
00:20:37,486 --> 00:20:41,156
‫و الان همه می‌خوان بقیه‌ـشو
‫از خود نابغه بشنون

297
00:20:41,240 --> 00:20:42,824
‫داری شوخی می‌کنی

298
00:20:42,908 --> 00:20:46,870
‫دارم تمام تلاشمو می‌کنم، ولی نمی‌تونم
‫جزئیات تحسین برانگیز رو مثل تو بیان کنم

299
00:20:46,954 --> 00:20:47,955
‫اوه، خب...

300
00:20:48,455 --> 00:20:52,167
‫به علاوه، ملاقات حضوری با شرکا
‫باعث میشه بیشتر شناخته بشی.

301
00:20:52,251 --> 00:20:53,251
‫نظرت چیه؟

302
00:20:53,669 --> 00:20:57,089
‫آره. حتماً. هر چه زودتر میام اونجا.

303
00:20:57,589 --> 00:21:00,092
‫- عالیه. به زودی می‌بینمت
‫- خیلی خب. می‌بینمت

304
00:21:05,055 --> 00:21:08,058
‫میری داخل شهر؟ امشب؟

305
00:21:09,893 --> 00:21:10,893
‫رسیدن

306
00:21:34,084 --> 00:21:36,503
‫- سلام عزیزم
‫- اوه، سلام

307
00:21:37,838 --> 00:21:40,090
‫- خوبی؟
‫- آره. آره، خوبم.

308
00:21:40,173 --> 00:21:42,009
‫- کوپ!
‫- خدای من، بیلی

309
00:21:42,509 --> 00:21:44,052
‫از اینکه بازم می‌بینمت خوشحالم

310
00:21:54,688 --> 00:21:58,525
‫- این شوهرمـه
‫- آره، باهم ملاقات کردیم

311
00:21:59,693 --> 00:22:01,862
‫اوه درسته. درسته، آره.

312
00:22:02,487 --> 00:22:05,240
‫خیلی خب... بیاید بشینیم

313
00:22:05,324 --> 00:22:06,491
‫- آره
‫- آره

314
00:22:13,290 --> 00:22:15,459
‫کوپ. دلم برات تنگ شده بود، رفیق

315
00:22:16,877 --> 00:22:19,087
‫منم همینطور ساشا. از آخرین بار خیلی گذشته

316
00:22:19,171 --> 00:22:21,089
‫راه رو راحت پیدا کردید؟

317
00:22:21,173 --> 00:22:22,758
‫- آره
‫- مثل آب خوردن

318
00:22:22,841 --> 00:22:27,054
‫سوار موتور من بودیم، واسه همین
‫خیلی راحت از ترافیک رد شدیم

319
00:22:30,098 --> 00:22:32,851
‫ساشا همیشه از موتور خوشش می‌اومد

320
00:22:32,934 --> 00:22:35,103
‫تو که منو می‌شناسی. عاشق خطرم.

321
00:22:35,854 --> 00:22:38,482
‫واقعاً متشکریم که از شهر زدید بیرون

322
00:22:38,565 --> 00:22:41,610
‫جالبه، هیچوقت تو رو توی
‫حومه‌ی شهر تصور نکرده بودم...

323
00:22:43,862 --> 00:22:44,862
‫ولی الان دارم می‌بینم...

324
00:22:47,824 --> 00:22:50,243
‫واقعاً با اینجا حال می‌کنم

325
00:22:50,327 --> 00:22:54,164
‫آره، راستش فکر بیلی بود
‫که تمام وقت کوچ کنیم اینجا

326
00:22:54,247 --> 00:22:55,749
‫آره، فقط خیلی...

327
00:22:56,958 --> 00:22:57,958
‫سبز و پاکیزه‌ـست

328
00:22:59,211 --> 00:23:00,212
‫دلم براش تنگ شده بود

329
00:23:01,880 --> 00:23:03,006
‫و پر از آرامش

330
00:23:03,090 --> 00:23:06,635
‫قطعاً از شهر خیلی ساده تره

331
00:23:06,718 --> 00:23:08,929
‫این حرفو کسی می‌زنه که تمام
‫عمرشو توی شهر زندگی کرده

332
00:23:10,430 --> 00:23:15,852
‫به هر حال، داشتم به کوپر می‌گفتم که چطور
‫سال پیش توی پاریس باهمدیگه آشنا شدید

333
00:23:15,936 --> 00:23:20,107
‫آره. والا تصادف جالبی بود.
‫من توی یه کنفرانس بودم.

334
00:23:20,190 --> 00:23:23,360
‫برد هم اتفاقی داشت با یکی از
‫گروه‌های موسیقیش سیاحت می‌کرد

335
00:23:23,443 --> 00:23:27,739
‫توی رستوران «آراپژ» به هم برخوردیم
‫که به نوشیدنی توی میخونه‌ی «بیزو» منتهی شد

336
00:23:28,490 --> 00:23:33,703
‫بعدش یهویی دیدم تا ساعت ۵ صبح
‫توی «مونه» داشتیم می‌رقصیدیم

337
00:23:34,704 --> 00:23:38,375
‫هر کاری منجر به یه کار
‫دیگه شد، تا به اینجا رسیدیم.

338
00:23:38,458 --> 00:23:42,963
‫من با گروه «کیکینگ فایر» توی یه
‫استراحتگاه بودم. اونا رو یادت میاد، بیلی؟

339
00:23:44,297 --> 00:23:46,049
‫نه راستش

340
00:23:46,133 --> 00:23:47,133
‫چی؟

341
00:23:48,593 --> 00:23:50,095
‫بیخیال، عاشق اونا بودی

342
00:23:50,178 --> 00:23:53,265
‫گفتی اونا مثل گروه «وایت استرایپ» هستن
‫که «دیوید بویی» بهشون اضافه شده باشه

343
00:23:53,348 --> 00:23:54,891
‫نمی‌خواستم باهاشون قرارداد ببندم

344
00:23:54,975 --> 00:23:57,436
‫ولی بیلی متقاعدم کرد که کارشون درسته

345
00:23:57,519 --> 00:23:58,979
‫تو که همسرت رو می‌شناسی

346
00:23:59,855 --> 00:24:02,732
‫وقتی چیزی رو بخواد، می‌تونه
‫خیلی راحت متقاعدت کنه

347
00:24:05,735 --> 00:24:09,823
‫پس شما دو نفر، بیشتر از
‫یه ساله که باهم هستید پس؟

348
00:24:09,906 --> 00:24:10,906
‫- اوهوم
‫- هوم

349
00:24:11,408 --> 00:24:13,535
‫به نظرت این ناجور نیست؟

350
00:24:14,286 --> 00:24:18,874
‫یعنی، قبلاً با همسر من قرار میذاشتی، و
‫بعدش... حالا داری با بهترین دوستش قرار میذاری.

351
00:24:18,957 --> 00:24:21,585
‫کوپر، بهت گفتم، من مشکلی باهاش ندارم

352
00:24:21,668 --> 00:24:25,172
‫با خودم گفتم، لعنتی، من که با همه توی
‫نیویورک قرار گذاشتم، چرا «برد» نه؟

353
00:24:25,672 --> 00:24:28,175
‫آره، و گذشته از این،
‫بین ما تاریخچه‌ی زیادی هست.

354
00:24:28,758 --> 00:24:31,136
‫همگی واقعاً به هم مرتبط هستیم

355
00:24:31,219 --> 00:24:33,472
‫در اون حد هم مرتبط نیستید. واقعاً نه.

356
00:24:33,555 --> 00:24:38,101
‫یعنی، شاید بین تو ساشا آره.
‫قطعاً بین بیلی و ساشا آره. ولی...

357
00:24:39,186 --> 00:24:43,106
‫- بیلی تا حالا حتی اسمت رو هم نیاورده
‫- شاید دلیل داشته

358
00:24:44,566 --> 00:24:47,068
‫شاید بهتر باشه نوشیدنی سفارش بدیم

359
00:24:47,152 --> 00:24:49,154
‫آره! الکل. ایول!

360
00:24:49,237 --> 00:24:51,072
‫سلام. سلام. سلام

361
00:24:51,156 --> 00:24:54,826
‫میشه همین الان چند تا نوشیدنی سفارش بدیم؟

362
00:24:54,910 --> 00:24:58,705
‫- حتماً. چی براتون بیارم؟
‫- یه ودکا مارتینی خیلی قوی می‌خوام

363
00:24:58,788 --> 00:25:01,666
‫برای من «منهتن». مشخصه.
‫[نوعی کاکتیل با ویسکی شیرین و ورامونت تلخ]

364
00:25:02,375 --> 00:25:04,211
‫برای من یه ویسکی «ماکالان»، بدون اضافات

365
00:25:04,294 --> 00:25:07,214
‫و برای همسرم هم یه لیوان
‫شراب قرمز «اوپوس وان کپ»

366
00:25:08,632 --> 00:25:10,091
‫دیگه «جک و کوک» نمی‌زنی؟
‫[نوعی کاکتیل ترکیبی از کوکاکولا و ویسکی]

367
00:25:11,426 --> 00:25:13,261
‫دیگه زیاد ویسکی خور نیستم

368
00:25:13,762 --> 00:25:16,306
‫آره، طی این ۸ سال
‫یه مقدار سطحش رو برده بالاتر

369
00:25:17,557 --> 00:25:20,393
‫خب، کوپر، شنیدم بانکدار هستی

370
00:25:20,936 --> 00:25:23,146
‫به نظر جالب میاد

371
00:25:24,648 --> 00:25:29,986
‫آره. آره، کوپر داره توی دنیای
‫سرمایه‌گذاری حسابی پیشرفت می‌کنه

372
00:25:30,070 --> 00:25:33,114
‫عزیزم... باید درمورد اون قرارداد انرژی که توی

373
00:25:33,198 --> 00:25:35,158
‫سن‌فرانسیسکو داشتی
‫روش کار می‌کردی بهشون بگی.

374
00:25:35,742 --> 00:25:38,995
‫اوه عزیزم، اون قرارداد شیش ماه پیش بسته شد

375
00:25:41,122 --> 00:25:42,874
‫اوه!

376
00:25:42,958 --> 00:25:44,793
‫درسته، خیلی خب

377
00:25:45,669 --> 00:25:49,422
‫می‌دونید، یه عالمه قرارداد هست،
‫حسابش از دست آدم در میره.

378
00:25:49,506 --> 00:25:51,091
‫و بیلی هم خیلی سرش شلوغ بوده

379
00:25:51,174 --> 00:25:54,678
‫یعنی، بچه‌ـمون، می‌دونید، بچه‌ی دوم‌مون

380
00:25:55,262 --> 00:25:58,139
‫تمام تغییراتی که به خاطر توسعه توی کار ایجاد شد

381
00:25:58,223 --> 00:26:00,892
‫آره، بیلی درموردش بهم می‌گفت.
‫چطور پیش میره؟

382
00:26:00,976 --> 00:26:04,896
‫عالیه. فردا یه جلسه دارم.
‫داریم شرکت «نانوژنتیک» رو می‌خریم.

383
00:26:05,480 --> 00:26:08,608
‫یه پیشرفت انقلابی توی درمان سرطانـه

384
00:26:08,692 --> 00:26:11,945
‫قراره از شرکا بخوام که ۷۰ میلیون
‫دلار سرمایه گذاری کنن

385
00:26:12,028 --> 00:26:14,614
‫که بتونیم جون افراد بی‌شماری رو نجات بدیم

386
00:26:14,698 --> 00:26:17,701
‫کوپ، این محشره

387
00:26:17,784 --> 00:26:22,497
‫ممنون. یعنی، شاید به اندازه اداره کردن
‫یه شرکت تولید و ضبط موسیقی جذاب نباشه

388
00:26:22,581 --> 00:26:27,377
‫ولی نمی‌دونم، انگار بعضیا فکر می‌کنن مهمـه

389
00:26:28,628 --> 00:26:32,132
‫قطعاً. خدا رو شکر که آدمایی مثل تو هستن.

390
00:26:34,050 --> 00:26:35,135
‫آمین

391
00:26:35,218 --> 00:26:36,803
‫- بالاخره رسید
‫- اوه!

392
00:26:38,680 --> 00:26:41,683
‫- و... تو چطور، بیلی؟
‫- آره!

393
00:26:42,350 --> 00:26:43,350
‫کار و بار چطوره؟

394
00:26:44,185 --> 00:26:47,480
‫گمونم الان دیگه شدی، دکتر بیلی، نه؟

395
00:26:48,857 --> 00:26:53,111
‫راستش... ساشا بهت نگفته؟

396
00:26:53,695 --> 00:26:57,782
‫من... دوره تحصیلی دکتری‌ـم رو متوقف کردم

397
00:26:59,534 --> 00:27:00,534
‫موقتاً

398
00:27:00,869 --> 00:27:02,120
‫جدی میگی؟

399
00:27:02,954 --> 00:27:06,041
‫ولی اون دوره برات خیلی مهم بود

400
00:27:07,000 --> 00:27:11,546
‫گمونم وقتی باردار شدم، اولویت‌هام تغییر کردن.
‫می‌خواستم به خونه نزدیک‌تر باشم.

401
00:27:11,630 --> 00:27:15,800
‫پس به جاش به عنوان روان‌شناس
‫مدرسه مشغول کار شدم

402
00:27:16,635 --> 00:27:18,887
‫بیلی این مدت زندگی دانش‌آموزای
‫زیادی رو عوض کرده

403
00:27:18,970 --> 00:27:20,764
‫- اونجا خیلی دوستش دارن
‫- مطمئنم همینطوره

404
00:27:20,847 --> 00:27:23,141
‫و تو هم دوستش داری، بیلی؟

405
00:27:23,224 --> 00:27:25,310
‫آره، دارم.

406
00:27:26,394 --> 00:27:31,191
‫ولی الان واسه یه مدت از همه چی فاصله گرفتم

407
00:27:31,274 --> 00:27:33,068
‫که فقط با بچه‌هام باشم

408
00:27:33,151 --> 00:27:34,444
‫پس شدی یه مامان تمام وقت

409
00:27:34,527 --> 00:27:36,988
‫- برد
‫- این مهم ترین وظیفه دنیاست

410
00:27:37,072 --> 00:27:39,032
‫برنامه دارم که برگردم سر کارام

411
00:27:40,617 --> 00:27:41,618
‫سر همه کارام

412
00:27:41,701 --> 00:27:45,121
‫خب، وایستا. فقط اگه خودت بخوای، عزیزم.

413
00:27:45,205 --> 00:27:47,957
‫بیلی یه مادر فوق العاده‌ـست.
‫بچه‌ها دارن خوب رشد می‌کنن...

414
00:27:48,041 --> 00:27:51,586
‫شرط می‌بندم همینطوره. فقط می‌دونم
‫کارت چقدر واست مهم بود.

415
00:27:51,670 --> 00:27:57,133
‫همیشه می‌گفتی یه زندگی بزرگ می‌خوای.
‫تنها دلیلی که جورجیا رو ترک کردی همین بود.

416
00:27:57,217 --> 00:27:58,760
‫خب، اینجا که جورجیا نیست

417
00:28:00,345 --> 00:28:02,013
‫- باور کن
‫- البته که نیست

418
00:28:02,514 --> 00:28:04,349
‫فقط همین مهمه که شاد باشی، «بی»

419
00:28:07,143 --> 00:28:09,145
‫فقط همینو می‌خوام. واقعاً.

420
00:28:10,271 --> 00:28:11,272
‫هستم

421
00:28:15,276 --> 00:28:16,276
‫من...

422
00:28:18,363 --> 00:28:20,031
‫واقعاً، خیلی شاد و خوشحالم.

423
00:28:20,573 --> 00:28:22,534
‫خوبه. خوشحالم.

424
00:28:30,417 --> 00:28:35,505
‫گمونم دارم سعی می‌کنم
‫به این دنیای جدید عادت کنم

425
00:28:35,588 --> 00:28:39,676
‫یعنی، تو همون دختری هستی که قبلاً
‫ساعت ۲ صبح تازه شبش شروع میشد.

426
00:28:41,428 --> 00:28:46,349
‫رقصیدن توی میخونه‌ی «تورتیلا فلتز»،
‫دویدن و عشق و حال توی سواحل «کاستاریکا»

427
00:28:46,433 --> 00:28:49,811
‫خیلی خب، خیلی خب.
‫چه غلطی داری می‌کنی، رفیق؟

428
00:28:49,894 --> 00:28:52,188
‫من و بیلی یه هفته توی «تاماریندو» بودیم
‫[شهری در کاستاریکا]

429
00:28:52,272 --> 00:28:55,942
‫مدام انبه می‌خوردیم و تکیلا می‌زدیم،
‫توی اقیانوس شنا می‌کردیم،

430
00:28:56,985 --> 00:28:59,487
‫از برخورد امواج به پوست‌مون لذت می‌بردیم

431
00:28:59,988 --> 00:29:03,324
‫و اون نسیم گرم کارائیبی
‫که داخل موهامون می‌وزید

432
00:29:10,498 --> 00:29:13,752
‫هوا خیلی گرم بود، توی سایه ۳۹ درجه بود

433
00:29:14,377 --> 00:29:19,215
‫گمونم تمام مدتی که اونجا بودیم حتی به خودمون
‫زحمت لباس پوشیدن هم ندادیم. مگه نه؟

434
00:29:33,062 --> 00:29:36,775
‫وانمود می‌کردیم که توی یه جزیره
‫آفتابی در اقیانوس آرام گیر افتادیم

435
00:29:36,858 --> 00:29:39,444
‫و منتظر کسی هستیم که نجات‌مون بده

436
00:29:44,532 --> 00:29:48,036
‫ولی نمی‌خواستیم پیدامون کنن.
‫نمی‌خواستیم برگردیم خونه.

437
00:30:06,346 --> 00:30:09,516
‫خیلی خب، کافیه!
‫فکر کردی چه خری هستی؟

438
00:30:09,599 --> 00:30:11,851
‫شرمنده. باید برم دستشویی.

439
00:30:13,728 --> 00:30:17,774
‫هی، حتی واسه یه لحظه هم فکر
‫نکن که داری کسی رو گول می‌زنی

440
00:30:17,857 --> 00:30:21,152
‫- نمی‌دونم منظورت چیه
‫- نه، کون لقت. آدمایی مثل تو رو خوب می‌شناسم

441
00:30:21,236 --> 00:30:24,030
‫از اون آدمایی هستی که زن‌ها توی
‫دهه‌ی ۲۰ سالگی‌ـشون باهاش می‌خوابن

442
00:30:24,113 --> 00:30:28,993
‫تو وحشی و خطرناکی. جذاب و دل‌فریبی.
‫تا زمانی که مثل سمّ از بدن‌ـشون خارج بشی.

443
00:30:29,077 --> 00:30:32,205
‫راستش تو یه جا نگه دار هستی،
‫تا زمانی که یکی مثل من بیاد.

444
00:30:32,705 --> 00:30:33,915
‫یکی که واقع‌گراست

445
00:30:34,624 --> 00:30:36,876
‫مطمئن نیستم از بدن همه‌ی زن‌ها خارج بشه

446
00:30:40,088 --> 00:30:42,757
‫ببخشید. منم باید برم بشاشم.

447
00:30:52,934 --> 00:30:54,310
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

448
00:30:54,394 --> 00:30:56,271
‫از اینجا برو بیرون

449
00:30:57,564 --> 00:31:00,942
‫- بیلی...
‫- نکن. به من دست نزن

450
00:31:01,025 --> 00:31:04,612
‫- باید تمومش کنی
‫- من ازت دست نمی‌کشم. از «ما»

451
00:31:04,696 --> 00:31:06,739
‫- «ما»یی وجود نداره
‫- چرا هست

452
00:31:06,823 --> 00:31:08,908
‫- همیشه بوده و همیشه خواهد بود
‫- وای خدای من

453
00:31:08,992 --> 00:31:11,911
‫اگه باور داشتم واقعاً خوشحالی،
‫تنهات میذاشتم.

454
00:31:11,995 --> 00:31:15,331
‫هستم. من خوشحالم.

455
00:31:15,415 --> 00:31:19,002
‫ولی نیستی، می‌تونم تشخیص بدم.
‫می‌شناسمت، بیلی.

456
00:31:19,085 --> 00:31:20,085
‫نه، نمی‌شناسی

457
00:31:22,338 --> 00:31:23,381
‫دیگه نه

458
00:31:23,464 --> 00:31:27,010
‫طی ۸ سال گذشته، به خاطر
‫صدمه زدن به تو، از خودم متنفر بودم.

459
00:31:28,261 --> 00:31:31,556
‫به این فکر می‌کردم که هیچوقت فرصتش
‫پیش نمیاد که بهت بگم چقدر متأسفم

460
00:31:34,058 --> 00:31:36,769
‫و حالا که فرصتش رو دارم، از دستش نمیدم.

461
00:31:37,604 --> 00:31:39,522
‫و فکر نمی‌کنم تو هم بخوای از دست بره

462
00:31:42,442 --> 00:31:43,943
‫فقط یه چیز رو بهم بگو

463
00:31:45,570 --> 00:31:46,988
‫اونا با هم می‌خوابن یا نه؟

464
00:31:47,864 --> 00:31:48,948
‫بیخیال، ساشا

465
00:31:49,032 --> 00:31:51,868
‫می‌دونم اون دوست پسرت نیست، باشه؟
‫کسخل که نیستم.

466
00:31:52,702 --> 00:31:53,995
‫- کوپر...
‫- نه، بس کن

467
00:31:54,078 --> 00:31:57,457
‫چرا داری این کارو می‌کنی؟
‫چرا داری ازش محافظت می‌کنی؟

468
00:31:57,540 --> 00:31:59,751
‫بیلی درگیر یه سری مشکلاتـه

469
00:32:00,585 --> 00:32:04,923
‫نه مثل مردهایی که دلشون یه پورشه قرمز می‌خواد
‫یا یه زن سکسی که سن و سالش نصف اون باشه

470
00:32:05,006 --> 00:32:11,804
‫ولی مشکلات پس از وضع حمل و خستگی و مادری
‫کردن برای دو تا بچه و بحران‌ میانسالی خودشو داره.

471
00:32:13,598 --> 00:32:14,598
‫گوش کن

472
00:32:15,391 --> 00:32:21,397
‫بیلی تو رو دوست داره، خب؟
‫اون فقط... سردرگم شده

473
00:32:23,942 --> 00:32:28,112
‫خواهش می‌کنم. ازش دست نکش، کوپ

474
00:32:28,696 --> 00:32:31,324
‫پس فکر کردی دارم اینجا چه غلطی می‌کنم؟ هان؟

475
00:32:32,450 --> 00:32:35,620
‫نباید این کارو بکنی. من ازدواج کردم.

476
00:32:38,665 --> 00:32:40,750
‫می‌خوای من خوشحال باشم؟

477
00:32:41,876 --> 00:32:45,380
‫فرصتت رو داشتی، و قلبم رو شکستی

478
00:32:46,589 --> 00:32:48,591
‫نابودم کردی

479
00:32:49,258 --> 00:32:50,258
‫می‌دونم

480
00:32:52,428 --> 00:32:53,638
‫و این منو می‌کُشه

481
00:32:55,264 --> 00:32:56,975
‫ولی من اون شخصی نیستم که قبلاً بودم

482
00:32:58,351 --> 00:33:00,979
‫- صحیح
‫- جدی میگم. عوض شدم.

483
00:33:02,355 --> 00:33:03,523
‫یه اتفاقی افتاد

484
00:33:04,482 --> 00:33:07,986
‫و وقتی اتفاق افتاد، تو تنها کسی
‫بودی که می‌خواستم بهش بگم.

485
00:33:11,114 --> 00:33:12,323
‫درو باز کنید

486
00:33:15,118 --> 00:33:17,620
‫همین الان درو باز کنید!

487
00:33:18,246 --> 00:33:19,246
‫کوپر

488
00:33:24,335 --> 00:33:27,338
‫بهت گفتم از همسرم دور بمونی لعنتی!

489
00:33:27,422 --> 00:33:29,507
‫کوپر... خیلی متأسفم

490
00:33:29,590 --> 00:33:32,218
‫حتی دیگه نمی‌دونم بهت چی بگم

491
00:33:33,094 --> 00:33:36,222
‫ما یه خانواده داریم. ما یه زندگی داریم!

492
00:33:36,931 --> 00:33:39,934
‫- می‌دونم
‫- هیچ کاری جز دوست داشتنت نکردم

493
00:33:40,018 --> 00:33:44,188
‫و سعی کردم هرچی می‌خواستی در اختیارت بذارم،
‫از جمله تمام اون کسشعرایی که درمورد اون نوشتی.

494
00:33:45,189 --> 00:33:48,443
‫ولی تو مدام مثل یه جایزه
‫تسلی‌بخش درجه دو باهام رفتار می‌کنی

495
00:33:48,526 --> 00:33:50,194
‫داره حالمو بهم می‌زنه!

496
00:33:50,278 --> 00:33:51,612
‫خیلی متأسفم، کوپر

497
00:33:58,327 --> 00:34:01,039
‫سلام، فرانچسکا. توی راهم.

498
00:34:01,748 --> 00:34:03,541
‫کوپر، وایستا. خواهش می‌کنم.

499
00:34:04,125 --> 00:34:06,335
‫- کوپ، صبر کن
‫- ساشا، دست از سرم بردار

500
00:34:10,631 --> 00:34:12,300
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

501
00:34:15,511 --> 00:34:19,140
‫هزاران بار به اون یارو فرصت دادی،
‫و هر بار دلت رو شکست.

502
00:34:19,223 --> 00:34:22,643
‫ولی همیشه یه فرصت دیگه
‫هم هست، نه؟ حتی الان

503
00:34:22,727 --> 00:34:23,811
‫ساشا...

504
00:34:23,895 --> 00:34:28,024
‫اگه این چیزیه که می‌خوای،
‫بین خودتونـه

505
00:34:29,108 --> 00:34:30,568
‫نمی‌خوام توش نقشی داشته باشم

506
00:34:40,995 --> 00:34:41,995
‫نکن

507
00:35:19,325 --> 00:35:20,325
‫سوار شو

508
00:35:25,832 --> 00:35:26,833
‫می‌برمت خونه

509
00:36:45,745 --> 00:36:48,789
‫- شما «بیلی من» هستید؟
‫- بله

510
00:36:56,130 --> 00:36:58,049
‫- اینجا رو امضا کنید
‫- باشه

511
00:37:00,468 --> 00:37:01,468
‫ممنون

512
00:37:32,875 --> 00:37:33,876
‫اوه

513
00:38:08,786 --> 00:38:10,037
‫در مورد من می‌نوشتی؟

514
00:38:16,627 --> 00:38:17,627
‫آره

515
00:38:20,756 --> 00:38:22,174
‫از بهترین قسمت‌هاش

516
00:38:23,718 --> 00:38:25,177
‫و یه عالمه بودن

517
00:38:40,026 --> 00:38:41,026
‫بیلی

518
00:38:52,371 --> 00:38:53,706
‫حالا دیگه بچه داری

519
00:39:02,340 --> 00:39:03,382
‫می‌تونم ببینم‌ـشون

520
00:39:29,533 --> 00:39:31,202
‫تو مادر فوق العاده‌ای میشی

521
00:39:35,414 --> 00:39:37,541
‫تو هم یه پدر فوق العاده میشی

522
00:39:40,211 --> 00:39:41,212
‫مطمئنم

523
00:40:09,156 --> 00:40:10,866
‫- کوپر!
‫- کانلی

524
00:40:10,950 --> 00:40:13,411
‫- دیوید، حالت چطوره؟ خوشحالم می‌بینمت
‫- منم از دیدنت خوشحالم

525
00:40:13,494 --> 00:40:16,288
‫- شنیدم خیلی تحسینت می‌کنن
‫- خدا کنه همین باشه که میگی

526
00:40:39,353 --> 00:40:40,353
‫اونا زیبا هستن

527
00:40:55,703 --> 00:40:56,829
‫تو هم زیبایی

528
00:41:25,649 --> 00:41:27,276
‫حق با اونـه، کوپ

529
00:41:27,359 --> 00:41:29,361
‫اون اسم باید عوض بشه

530
00:41:29,445 --> 00:41:31,113
‫نانوژنتیک دیگه چه کوفتی‌ـه؟

531
00:41:31,197 --> 00:41:33,282
‫انگار داریم پروژه رو برای
‫افراد کوتاه قامت پیش می‌بریم

532
00:41:34,200 --> 00:41:37,453
‫هی گوش کن، با یه قیمت مناسب،
‫می‌تونی هر اسمی که خواستی روش بذاری. نه؟

533
00:41:37,536 --> 00:41:40,956
‫- این با خودت. دیوید
‫- از دیدنت خوشحال شدم، پسرم

534
00:41:41,040 --> 00:41:43,792
‫- منم همینطور، جناب
‫- خیلی خب. شب بخیر

535
00:41:43,876 --> 00:41:45,636
‫- یکم بخواب. فردا می‌بینمت
‫- توام همینطور

536
00:41:45,669 --> 00:41:46,837
‫خیلی خب

537
00:41:47,505 --> 00:41:49,665
‫- شب خوبی داشته باشی
‫- شب خوش

538
00:41:54,637 --> 00:41:57,223
‫خب، قطعاً تأثیر بزرگی گذاشتی

539
00:41:59,517 --> 00:42:00,768
‫همونطور که گفتم

540
00:42:02,019 --> 00:42:04,647
‫چه چیز کوپر کانلی دوست داشتنی نیست؟

541
00:42:05,940 --> 00:42:07,816
‫خب، گمونم به زودی می‌فهمیم، مگه نه؟

542
00:42:19,537 --> 00:42:20,537
‫دیر وقته

543
00:42:22,790 --> 00:42:23,999
‫بهتره دیگه برم

544
00:42:31,382 --> 00:42:32,550
‫برات یه تاکسی می‌گیرم

545
00:42:34,635 --> 00:42:35,803
‫هی، تاکسی!

546
00:42:46,772 --> 00:42:47,772
‫به سلامت برسی خونه

547
00:43:00,703 --> 00:43:06,166
‫می‌دونی، شاید بهتر باشه بالاخره بریم
‫یه سری به اون ویسکی بار بزنیم

548
00:43:08,669 --> 00:43:10,421
‫همونی که نزدیک خونه‌ی توئـه

549
00:43:14,383 --> 00:43:15,383
‫آره

550
00:43:15,385 --> 00:43:25,383
‫کاری از:
‫امـیـر سـتـارزاده
‫AM۱Я H۱tmaN

551
00:43:25,385 --> 00:43:35,383
‫<font color="#ff۸۰۰۰">« ارائه‌ای از وب‌سایت بیاتوموویز »</font>
‫:.: Bia۲Movies.bid :.:

552
00:43:35,385 --> 00:43:55,383
‫T.me/H۱tmaN
‫instagram.com/h۱tman۰۰۷
‫Twitter.com/h۱tman۰۰۷

