﻿1
00:00:16,948 --> 00:00:18,589
‫«پادشاه»

2
00:00:25,079 --> 00:00:27,599
‫تو زندگی، همه‌چیز پایانی داره

3
00:00:28,880 --> 00:00:33,599
‫بعضی از آدما ساکت می‌شینن تا
‫اون پایان بیاد سمت‌شون...

4
00:00:35,079 --> 00:00:37,400
‫بعضی‌ها هم دست به کار میشن...

5
00:00:37,760 --> 00:00:39,840
‫یه راست میرن سمتش

6
00:00:46,327 --> 00:00:47,327
«اتاق بازجویی»

7
00:00:47,800 --> 00:00:49,760
‫من یه تصمیم گرفتم

8
00:00:52,327 --> 00:00:54,887
‫حالا که این قصه رو من شروع کردم...

9
00:00:55,760 --> 00:00:57,840
‫پایانشم خودم به ارمغان میارم

10
00:00:58,566 --> 00:01:00,606
‫این قصه رو کس دیگه نه...

11
00:01:01,199 --> 00:01:02,599
‫خودم تموم می‌کنم

12
00:01:15,000 --> 00:01:16,480
‫«آگاه بَی‌اوغلو»

13
00:01:19,559 --> 00:01:21,360
‫تعریف کن ببینم

14
00:01:26,199 --> 00:01:28,360
‫آقای مأمور... کار من بود

15
00:01:29,280 --> 00:01:31,519
‫همه‌ی اون آدما رو من کُشتم

16
00:01:32,599 --> 00:01:34,119
‫تک به تک‌شون رو...

17
00:01:34,960 --> 00:01:36,199
‫همه‌شون

18
00:01:36,401 --> 00:01:43,701
«Reza Reyez ترجمه از»

19
00:03:03,658 --> 00:03:06,602
‫شخصیت - فصل دوم، قسمت اول

20
00:03:18,191 --> 00:03:20,698
‫<b>24 روز قبل</b>

21
00:04:14,679 --> 00:04:16,719
‫نکن اینکارو! چند بار بهت گوشزد کردم

22
00:04:16,840 --> 00:04:18,480
‫چیه خب؟ داره کیف می‌کنه

23
00:04:18,519 --> 00:04:21,199
‫باشه ولی فشارش بالا میره

24
00:04:37,559 --> 00:04:40,800
‫مخصوصا شوهرم تر و خشکش می‌کنه، دمش گرم

25
00:04:41,000 --> 00:04:43,639
‫منظورم حموم کردنـو دست‌شویی رفتنشه

26
00:04:43,920 --> 00:04:45,079
‫همه‌شو شوهرم انجام میده

27
00:04:45,280 --> 00:04:49,280
‫واسه همین، دیگه نیازی به پرستار نداریم. متشکرم

28
00:04:49,519 --> 00:04:51,639
‫خب، هرطور میل‌تونـه

29
00:04:51,920 --> 00:04:54,239
‫پس برگه‌های ترخیصـو امضاء کنین...

30
00:04:54,400 --> 00:04:56,159
‫- بفرمائید اتاق من
‫- باشه

31
00:04:58,480 --> 00:05:01,280
‫وقتی به خونه‌ی سالمندان رفتم،
‫داشتم اَدا در میاوردم

32
00:05:02,000 --> 00:05:06,480
‫مثلاً بیماریم پیشروی کرده و
‫منم از دنیا بُریدم

33
00:05:07,599 --> 00:05:11,000
‫بعد از اون همه کشت و کشتار،
‫بهترین جا برای مخفی شدن...

34
00:05:11,400 --> 00:05:13,719
‫بیماری‌ای به نام آلزایمرـه

35
00:05:15,840 --> 00:05:18,639
‫اما بعدش تظاهرهام به واقعیت تبدیل شده و،

36
00:05:18,960 --> 00:05:22,559
‫اونجایی که مخفی شده بودم،
‫محبوس شدم و خبر نداشتم

37
00:05:24,079 --> 00:05:25,360
‫بابا!

38
00:05:26,119 --> 00:05:29,199
‫بابا. پاشو. میریم خونه

39
00:05:34,719 --> 00:05:35,480
‫بابا

40
00:05:39,000 --> 00:05:39,880
‫چی‌شده؟

41
00:05:41,360 --> 00:05:43,360
‫این تیکه‌شو چی؟

42
00:05:55,480 --> 00:05:57,599
‫عشقم، می‌رفتیم هتل دیگه

43
00:05:57,719 --> 00:06:01,599
‫گفتم بهت دیگه «ارتن».
‫بودن تو محیطی که می‌شناسه، خیلی مهمه

44
00:06:01,760 --> 00:06:06,239
‫یعنی باید اطرافش چیزایی باشه که
‫حافظه‌شو بتونه برگردونه

45
00:06:07,840 --> 00:06:12,239
‫بابایی. مادرمه مگه نه؟

46
00:06:12,400 --> 00:06:14,599
‫«مبروره» یادت اومد. نه؟

47
00:06:14,599 --> 00:06:17,280
‫از کجا یادش بیاد ناموساً؟

48
00:06:17,880 --> 00:06:18,679
‫بابایی

49
00:06:19,199 --> 00:06:20,079
‫ببین

50
00:06:20,840 --> 00:06:23,280
‫اینو می‌خوری، باشه؟

51
00:06:23,559 --> 00:06:25,320
‫همه‌شـو باید بخوری، زودباش

52
00:06:28,119 --> 00:06:33,199
‫بخور بخور بخور... آفرین

53
00:06:34,280 --> 00:06:35,239
‫بابا

54
00:06:35,840 --> 00:06:38,639
‫یادته منو برده بودی مدرسه شبانه‌روزی؟

55
00:06:38,920 --> 00:06:40,440
‫خیلی بچه بودم

56
00:06:40,800 --> 00:06:42,320
‫تو غمت نباشه

57
00:06:42,639 --> 00:06:44,159
‫من ولت نمی‌کنم

58
00:06:44,559 --> 00:06:45,599
‫باشه؟

59
00:06:45,960 --> 00:06:48,159
‫یالا. تو مامانمو نگاه کن

60
00:06:48,320 --> 00:06:49,360
‫ذوحال

61
00:06:51,199 --> 00:06:52,239
‫یالا بابا

62
00:06:53,159 --> 00:06:54,199
‫چیه؟

63
00:06:58,440 --> 00:07:01,840
‫عشقم، این آدم چند ساله لب تر نکرده

64
00:07:01,920 --> 00:07:05,079
‫به هیچی جز «تام جونز» واکنش نشون نمیده
‫(خواننده راک، پاپ - اهل ولز)

65
00:07:05,440 --> 00:07:09,800
‫آخه تو چه‌طور فکر می‌کنی حالش خوب میشه
‫من که تو کَتم نمیره

66
00:07:09,880 --> 00:07:12,760
‫مهندس شیمی چجوری این دارو رو بهت داد

67
00:07:13,199 --> 00:07:17,400
‫یعنی معلوم نیست اصلاً داروئـه یا نه،
‫آزمون و خطا نشده، تست نشده

68
00:07:17,480 --> 00:07:19,639
‫ممکنه عوارض ذاشته باشه، اصلاً بهش فکر کردی؟

69
00:07:22,639 --> 00:07:23,920
‫کجا رفت؟

70
00:07:24,360 --> 00:07:25,840
‫داره تو خونه‌ش می‌گرده

71
00:07:39,679 --> 00:07:40,800
‫«روز اول»

72
00:08:10,280 --> 00:08:11,960
‫«روز هفدهم»

73
00:08:20,319 --> 00:08:20,840
‫بابایی

74
00:08:45,159 --> 00:08:47,359
‫شما تا حالا از مرگ برگشتین؟

75
00:08:52,319 --> 00:08:53,600
‫من برگشتم...

76
00:08:56,439 --> 00:08:57,680
‫ولی به کجا برگشتم؟

77
00:08:58,840 --> 00:09:01,000
‫همینـه که مهمه

78
00:09:03,840 --> 00:09:05,800
‫باشه، به زندگی برگشتم ولی...

79
00:09:06,640 --> 00:09:09,640
‫دقیقاً به کجای زندگیم برگشتم؟

80
00:09:11,960 --> 00:09:13,560
‫من چیکار کردم؟

81
00:09:14,359 --> 00:09:16,319
‫یادم رفت به آقا منیره آب بدم

82
00:09:16,680 --> 00:09:19,760
‫آقا منیره! کجایی آقا منیــ...

83
00:09:20,600 --> 00:09:22,920
‫ذوحال!

84
00:09:23,720 --> 00:09:26,119
‫چی‌شده؟ اینجا چیکار داری؟

85
00:09:27,520 --> 00:09:29,159
‫بابا، تو منو می‌شناسی؟

86
00:09:29,239 --> 00:09:31,640
‫یعنی چی می‌شناسی؟ شوخیت گرفته دخترم؟

87
00:09:31,760 --> 00:09:34,239
‫دنبا آقا منیرم، بگو ببینم اونو دیدی؟

88
00:09:34,520 --> 00:09:36,479
‫آقا منیره، ظرف آبش اینجا بود

89
00:09:36,600 --> 00:09:39,079
‫بچه‌ ظرف آبش اینجا بود، الان نیست

90
00:09:41,840 --> 00:09:43,640
‫آقا منیره، کجایی پسرم؟

91
00:09:43,720 --> 00:09:45,159
‫تو دستشوئیه؟

92
00:09:45,560 --> 00:09:47,279
‫گیر نیفتاده باشه. منیر

93
00:09:48,159 --> 00:09:50,520
‫- خدایا شکرت. بابایی
‫- آهای، کی داخله؟

94
00:09:50,520 --> 00:09:54,399
‫- بابایی، تو منو یادت اومد؟
‫- کی داخله؟ آقا منیره اونجایی؟

95
00:09:54,640 --> 00:09:57,520
‫دخترم چی میگی؟ یعنی چی یادت اومد؟

96
00:09:57,760 --> 00:10:00,439
‫والا جواب داد. داروئـه جواب داد

97
00:10:00,479 --> 00:10:01,239
‫ای بابا!

98
00:10:01,319 --> 00:10:03,159
‫ارتن، بابام منو می‌شناسه

99
00:10:03,880 --> 00:10:04,880
‫تو اینجا چیکار داری؟

100
00:10:04,880 --> 00:10:09,359
‫- تو رو هم شناخت. خدایا دمت گرم
‫- خِیر باشه ارتن؟ تو اصلاً نمیومدی شهرت

101
00:10:10,439 --> 00:10:13,319
‫وایسا ببینم. شماها چطوری اومدین داخل؟

102
00:10:13,760 --> 00:10:15,359
‫تو کلید داشتی؟

103
00:10:16,319 --> 00:10:17,479
‫بابایی

104
00:10:17,640 --> 00:10:19,199
‫دخترم، چی‌شده؟ چرا گریه می‌کنی؟

105
00:10:20,359 --> 00:10:21,680
‫بلایی سر «دِوا» اومده؟

106
00:10:22,960 --> 00:10:24,560
‫گفت دِوا، گفت دِوا

107
00:10:24,600 --> 00:10:27,319
‫ای بابا، چی بگم؟ بگم محمود؟
‫اسم بچه دِوا نیست مگه؟

108
00:10:27,439 --> 00:10:30,159
‫یه لحظه، نکنه شماها درو باز گذاشتین؟ ارتن

109
00:10:30,600 --> 00:10:32,680
‫تو درو باز گذاشتی و آقا منیره فرار کرده؟

110
00:10:32,680 --> 00:10:35,680
‫- باباییـه منـــه
‫- اگه همچین کاری کرده باشین، کلاه‌مون میره تو هم

111
00:10:36,000 --> 00:10:39,199
‫عیب نداره، عیب نداره، چیزی نیست.
‫آقا منیره

112
00:10:39,199 --> 00:10:42,359
‫اون مهندس شیمیِ تو جایزه نوبلـو می‌گیره، رد خور نداره

113
00:10:42,359 --> 00:10:43,399
‫آقا منیره

114
00:10:44,000 --> 00:10:46,359
‫بابا، تو واقعاً همه‌چیو یادته؟

115
00:10:46,560 --> 00:10:47,000
‫دخترم...

116
00:10:47,119 --> 00:10:48,640
‫  من، کِی یه چیزیـو یادم رفته؟

117
00:10:48,920 --> 00:10:50,159
‫فامیلیت چی بود، بابا؟

118
00:10:50,279 --> 00:10:52,560
‫شوخیت گرفته؟ ایسگای منو گرفته پسرم؟

119
00:10:52,720 --> 00:10:54,760
‫مگه جز من بَی‌اوغلویِ دیگه‌ای هم هست؟

120
00:10:54,760 --> 00:10:59,600
‫- آقا منیره، آقا منیره. کجا مونده این بچه؟
‫- معجزست. به خدا معجزست

121
00:10:59,640 --> 00:11:01,399
‫- بابا، منم یه چیزی ازت می‌پرسم
‫- آقا منیره

122
00:11:01,520 --> 00:11:02,800
‫- چی؟
‫- بابا، تو شغلت چی بود؟

123
00:11:02,920 --> 00:11:06,840
‫- از چه کاری بازنشست شدی؟
‫- دخترم، برین خدا روزیتونـو یه جای دیگه حواله کنه

124
00:11:06,880 --> 00:11:09,600
‫بابایی، شغلت چی بود؟ از کجا بازشسته شدی؟

125
00:11:09,720 --> 00:11:12,479
‫یعنی چی کجا؟ از چیز...

126
00:11:12,560 --> 00:11:13,640
‫از کجا بابا؟

127
00:11:14,239 --> 00:11:15,880
‫تو چیز... کار می‌کردم

128
00:11:16,640 --> 00:11:17,800
‫چه‌کاری؟

129
00:11:22,600 --> 00:11:24,319
‫تو چیز دیگه...

130
00:11:30,079 --> 00:11:31,600
‫کاتب دادگاه؟

131
00:11:36,119 --> 00:11:38,880
‫من حقوق خوندم، چه ربطی داره؟

132
00:11:39,800 --> 00:11:44,319
‫دانشگاه رو تموم نکردی، باباجون.
‫از وقتی با مامان ازدواج کردی، دانشگاهـو ول کردی

133
00:11:45,279 --> 00:11:47,000
‫گفتی چند سال؟

134
00:11:47,319 --> 00:11:48,359
‫27

135
00:11:48,920 --> 00:11:54,000
‫27 سال،
‫27 سال کاتب دادگاه بودم؟

136
00:11:54,720 --> 00:11:58,239
‫همچین چیزی ممکن نیست،
‫یه اشتباهی شده، شدنی نیست

137
00:11:58,520 --> 00:11:58,960
‫بابا

138
00:11:59,000 --> 00:11:59,399
‫ها؟

139
00:11:59,520 --> 00:12:02,520
‫ببین، این عکسو ببین،

140
00:12:02,640 --> 00:12:05,159
‫بابا، اینجا دادگاهِ آردیچانـه

141
00:12:05,600 --> 00:12:06,479
‫فهمیدی؟

142
00:12:06,479 --> 00:12:08,359
‫نگاه کن، اینجا چیا داریم، می‌دونی؟

143
00:12:08,720 --> 00:12:11,760
‫نگاه کن، مثلاً این عکسا تو «سیلوپی» گرفته شدن
‫(شهر کُردنشین ترکیه)

144
00:12:12,119 --> 00:12:17,600
‫ببین، دو رو برت کیـا هستن،
‫همه‌شون رفیقای دادگاهیـت، همکارات

145
00:12:20,600 --> 00:12:25,520
‫یعنی میگی کُل عمرمو،
‫اون همه سالـو تو مأموریت گذروندم؟

146
00:12:25,520 --> 00:12:26,600
‫منظورت اینه؟

147
00:12:26,720 --> 00:12:29,439
‫نه باباجون، اونجوریـام نیست،
‫تو خیلی خوشبخت بودی...

148
00:12:29,439 --> 00:12:31,520
‫- شغلتو خیلی دوست داشتی
‫- از کجا می‌دونی؟

149
00:12:31,520 --> 00:12:34,399
‫ها؟ از کجا می‌دونی خوشبخت بودم؟

150
00:12:34,760 --> 00:12:36,640
‫یعنی، اونطور به‌نظر می‌رسیدی، باباجون

151
00:12:36,920 --> 00:12:38,560
‫پس خودمو گول می‌زدم

152
00:12:40,199 --> 00:12:43,520
‫بابا، تو الان داری عصبی میشی،
‫از کوره در میری، ولی...

153
00:12:43,840 --> 00:12:45,239
‫خب قرار بود چه کار دیگه‌ای بکنی؟

154
00:12:45,439 --> 00:12:47,640
‫از کجا بدونم، دخترم؟
‫چه‌‌می‌دونم چه کارِ دیگه‌ای می‌کردم؟

155
00:12:47,960 --> 00:12:51,319
‫من نمی‌دونم که! یادم نمیاد،
‫کی بودم، چی بودم، چیکار می‌کردم

156
00:12:52,520 --> 00:12:53,239
‫نمیشه

157
00:12:53,720 --> 00:12:55,319
‫من روح شاعرانه‌ای دارم

158
00:12:55,479 --> 00:12:56,439
‫روح شاعرانه؟

159
00:12:57,119 --> 00:12:59,520
‫«من یک درخت گردویم در پارک گلخانه

160
00:12:59,880 --> 00:13:02,760
‫نه تو از آن آگاهی و نه پلیس»

161
00:13:04,079 --> 00:13:07,640
‫اگه روح شاعرانه نداشتم،
‫از کجا شعر ناظم حکمت یادم می‌موند؟

162
00:13:07,920 --> 00:13:09,600
‫منی که شغلم یادم نیست

163
00:13:09,840 --> 00:13:12,760
‫باباجون، لطفاً این کارو با خودت نکن

164
00:13:13,000 --> 00:13:16,319
‫تو تا دیروز، ما دوتا رو یادت نمی‌اومد

165
00:13:16,479 --> 00:13:20,079
‫الأن خودتو نگاه کن لطفا، شعر و شاعریـو

166
00:13:20,319 --> 00:13:24,680
‫تو تنها آدمی هستی که آلزایمرو شکست داده

167
00:13:24,880 --> 00:13:26,119
‫خواهش می‌کنم به این فکر کن

168
00:13:26,159 --> 00:13:29,840
‫خوب شدم چی شد؟ نه ببین،
‫فهمیدم و یادم اومد، چی‌شد مثلا؟

169
00:13:30,239 --> 00:13:31,439
‫همون‌جوری ولم می‌کردی

170
00:13:31,800 --> 00:13:34,479
‫خواهش می‌کنم همچین حرفیو نزن،
‫بابا، به‌خدا خیلی ناراحت میشم

171
00:13:34,760 --> 00:13:37,079
‫آقا منیره هم نیست، گربه‌ی بیچاره رو چیکارش کردین؟

172
00:13:37,800 --> 00:13:38,760
‫گربه کجاست؟

173
00:13:40,000 --> 00:13:41,800
‫باباجون، گربه‌ای نیست، به‌خدا

174
00:13:41,920 --> 00:13:43,880
‫یعنی چی نیست؟

175
00:13:44,399 --> 00:13:45,520
‫کاش بمیرم و راحت شم!

176
00:13:45,680 --> 00:13:47,199
‫این چه دنیاییـه؟ این چه زندگی‌ایـه؟

177
00:13:47,600 --> 00:13:49,720
‫آقا منیره هم نیست،
‫من بمیرم و راحت شم

178
00:14:04,000 --> 00:14:05,600
‫باباجون

179
00:14:06,319 --> 00:14:07,720
‫حافظه بسته شد

180
00:14:07,960 --> 00:14:10,560
‫باباجون، باباجون

181
00:14:10,920 --> 00:14:12,680
‫- بسته شد
‫- بابایی

182
00:14:20,439 --> 00:14:24,840
‫بابا، بابایی، بابا خوبی؟

183
00:14:37,079 --> 00:14:39,960
‫تو که قرار بود خودتو بکشی...

184
00:14:42,239 --> 00:14:44,560
‫خدا می‌دونه چه‌قدر بدبخت بودی

185
00:14:46,920 --> 00:14:48,600
‫یه گلوله تو مغزت خالی می‌کردی

186
00:14:50,159 --> 00:14:51,760
‫نتونستی مگه نه؟

187
00:14:53,560 --> 00:14:55,199
‫چونکه ترسیدی

188
00:14:56,439 --> 00:14:57,520
‫از مرگ ترسیدی

189
00:14:59,319 --> 00:15:01,079
‫مرتیکه‌ی بزدل

190
00:15:04,880 --> 00:15:08,399
‫تو از گشنگی هم ترسیدی، کونی

191
00:15:08,720 --> 00:15:11,399
‫واسه همین رفتی کاتب شدی، نه؟

192
00:15:15,479 --> 00:15:17,399
‫ولی من نمی‌ترسم

193
00:15:19,199 --> 00:15:20,840
‫می‌دونی چرا؟

194
00:15:22,560 --> 00:15:25,399
‫چون آگاه بی‌اوغلو منم

195
00:15:31,600 --> 00:15:33,560
‫من باید همین الأن برم بیرون، کار دارم

196
00:15:33,600 --> 00:15:34,520
‫کجا بابا؟

197
00:15:34,640 --> 00:15:36,199
‫کاری می‌کنم که تا امروز نکردم

198
00:15:36,600 --> 00:15:37,399
‫چه کاری؟

199
00:15:37,479 --> 00:15:38,680
‫زندگیمو می‌کنم

200
00:15:38,960 --> 00:15:40,640
‫چیکار می‌کنی؟ چه‌جوری زندگی می‌کنی؟

201
00:15:40,760 --> 00:15:41,880
‫ازت دوتا سول دارم

202
00:15:42,239 --> 00:15:44,359
‫یک: ماشین مادرت کجاست؟

203
00:15:44,600 --> 00:15:47,359
‫دو: کدوم خری اینارو پام کرده؟

204
00:15:59,319 --> 00:16:02,760
‫تو کی هستی؟ کی هستی؟

205
00:16:02,800 --> 00:16:04,960
‫- بابا، خیلی خوشگله
‫- خیلی نازه

206
00:16:40,479 --> 00:16:44,439
‫بابا! بابا! اوف

207
00:16:44,439 --> 00:16:46,359
‫بابا! وایسا!

208
00:16:46,359 --> 00:16:49,800
‫- ارتم، چرا جلوشـو نگرفتی؟
‫- داشتم پولشو می‌دادم، ذوحال

209
00:19:53,840 --> 00:19:55,399
‫داداش نزن

210
00:19:59,920 --> 00:20:02,640
‫آه!

211
00:20:05,439 --> 00:20:07,720
‫آه

212
00:20:09,159 --> 00:20:12,600
‫آقای مامور، آقای مامور

213
00:20:13,000 --> 00:20:14,119
‫عموجان، خوبی؟

214
00:20:14,640 --> 00:20:15,600
‫من آدم کشتم

215
00:20:15,640 --> 00:20:16,600
‫چی داری میگی، عمو؟

216
00:20:17,159 --> 00:20:18,119
‫آدمای زیادی کشتم

217
00:20:19,840 --> 00:20:22,800
‫قاتلم، میگم قاتلم من

218
00:20:26,159 --> 00:20:28,600
‫قربان، یه نگاه می‌ندازی، یه چیزی میگه این

219
00:20:29,920 --> 00:20:31,119
‫چیزی شده، عمو؟

220
00:20:41,880 --> 00:20:43,640
‫تو سابقه هم نداری، عمو

221
00:20:43,800 --> 00:20:46,199
‫خب دارم توضیح میدم، من اون همه آدم کشتم
‫«امروز»

222
00:20:46,560 --> 00:20:47,840
‫چرا باور نمی‌کنی؟

223
00:20:48,000 --> 00:20:50,399
‫باشه عمو، قبوله.
‫الان میاد، حرفاتو به اون بگو

224
00:20:50,640 --> 00:20:51,600
‫کی میاد؟

225
00:20:55,560 --> 00:20:56,840
‫آقای دادستان بفرمایید

226
00:20:57,199 --> 00:20:57,840
‫تو برو

227
00:21:06,159 --> 00:21:08,960
‫- قضیه اینه، تو یادت افتاده چند نفرو کشتی
‫- بله

228
00:21:09,960 --> 00:21:11,680
‫ولی نمی‌دونی کی هستن، درسته؟

229
00:21:11,800 --> 00:21:12,920
‫خیر، یادم نمیاد

230
00:21:14,000 --> 00:21:15,800
‫یادت میاد چرا این آدما رو کشتی؟

231
00:21:16,000 --> 00:21:17,119
‫نه، اونم یادم نمیاد

232
00:21:17,800 --> 00:21:21,640
‫آ! من یادم رفت بگم...

233
00:21:21,760 --> 00:21:22,279
‫چیو؟

234
00:21:22,439 --> 00:21:23,359
‫حواسی نمونده واسم

235
00:21:23,520 --> 00:21:24,800
‫من آلزایمر دارم

236
00:21:25,399 --> 00:21:27,119
‫واسه همین یادم نمیاد

237
00:21:27,640 --> 00:21:29,520
‫- آلزایمر؟
‫- آره

238
00:21:31,640 --> 00:21:33,079
‫ای خدا

239
00:21:39,600 --> 00:21:40,640
‫فهمیدم عمو

240
00:21:40,960 --> 00:21:43,600
‫یه دیـقه وایسا، صورتاشون یادمه

241
00:21:43,840 --> 00:21:45,640
‫یادمه کجا زدمـشون

242
00:21:45,800 --> 00:21:48,800
‫حتی یادم میاد منم چی به اونا گفتم،
‫اونا بهم چی گفتن

243
00:21:48,960 --> 00:21:50,439
‫همه‌شونو یادمه

244
00:21:50,520 --> 00:21:51,560
‫مثلاً اینو بگم که...

245
00:21:52,760 --> 00:21:57,359
‫یه شب تو یه کوچه تنگه بودیم...

246
00:21:58,439 --> 00:21:59,600
‫حتماً کوچه‌ی بی‌اوغلو بود

247
00:21:59,600 --> 00:22:03,399
‫احتمالاً یکی از کوچه پشتی‌هایِ جاده استقلال بوده

248
00:22:03,760 --> 00:22:06,800
‫من وایساده بودم وسط راه،
‫ اونا هم داشتن میـومدن

249
00:22:07,000 --> 00:22:08,800
‫- چند نفر بودن؟
‫- سه نفر

250
00:22:09,600 --> 00:22:14,279
‫یه کوچه... بی‌اوغلو، سه نفر

251
00:22:14,800 --> 00:22:15,920
‫بعدش چی‌شد؟

252
00:22:17,479 --> 00:22:20,720
‫قیافه رو ببین ناموساً، این چیه؟

253
00:22:20,920 --> 00:22:21,680
‫تیپـو نگـا

254
00:22:22,279 --> 00:22:23,800
‫شماها مافیا هستین؟

255
00:22:24,239 --> 00:22:27,135
‫هیس، وایسا، داره یه چیزی میگه

256
00:22:27,166 --> 00:22:27,936
‫چی؟

257
00:22:27,960 --> 00:22:29,560
‫میگم مافیا هستین؟

258
00:22:29,640 --> 00:22:30,840
‫مریضه این

259
00:22:31,640 --> 00:22:33,640
‫کسخلی تو، ها؟

260
00:22:34,479 --> 00:22:36,920
‫این وقت شب دنبال دردسری؟ سیکتیر کن

261
00:22:36,960 --> 00:22:39,720
‫واسا بینم، ماسکتو بردار

262
00:22:39,920 --> 00:22:42,079
‫ول کنین بابا، بریم.
‫باید باید بریم دفتر صدقی

263
00:22:42,880 --> 00:22:44,239
‫گفتی کی؟

264
00:22:44,600 --> 00:22:45,840
‫داشتن به دفتر کی می‌رفتن؟

265
00:22:46,079 --> 00:22:49,560
‫یه آدم به اسم صدقی،
‫گفتن داریم میریم دفتر صدقی

266
00:22:49,840 --> 00:22:52,199
‫اونم لنگه‌ی همینـاست لابد، مافیاست

267
00:22:53,119 --> 00:22:55,239
‫تو از کجا می‌دونی اونا مافیان؟

268
00:22:55,680 --> 00:22:58,720
‫خودشون گفتن،
‫اصلاً از تیپ و قیافه‌شون مشخص بود

269
00:22:59,159 --> 00:23:01,600
‫پالتو و کُت‌های مشکی پوشیده بودن

270
00:23:02,600 --> 00:23:04,279
‫منم اون‌موقع اعصاب نداشتم

271
00:23:05,199 --> 00:23:06,600
‫وقتی هم یکی‌شون بهم متلک انداخت

272
00:23:06,720 --> 00:23:07,800
‫قشنگ رفت رو اعصابم

273
00:23:08,520 --> 00:23:09,279
‫چی میگه؟

274
00:23:09,279 --> 00:23:11,199
‫مرتیکه‌ی هزار پدر

275
00:23:14,760 --> 00:23:17,119
‫گفتن شماها مافیایـین یا نه

276
00:23:20,560 --> 00:23:22,199
‫آره، مافیایـیم، چیکار می‌خوای بکنی؟

277
00:23:22,520 --> 00:23:25,279
‫خوبه، اینم از مافیاتـون

278
00:23:38,199 --> 00:23:42,399
‫این بود، من اینو کُشتم

279
00:23:43,239 --> 00:23:45,600
‫دو نفر هم کنارش بودن، اونارم کشتم

280
00:23:46,520 --> 00:23:50,239
‫تو اینا رو ول کن، این داستانو از یکی شنیدی؟

281
00:23:50,720 --> 00:23:51,920
‫از کی بشنوم؟

282
00:23:52,359 --> 00:23:55,680
‫من شخصاً کشتمـشون، از کجا در بیارم این قصه‌ها رو؟

283
00:23:56,000 --> 00:23:57,479
‫با چی کشتی؟

284
00:23:58,159 --> 00:24:01,239
‫والا، با تفنگ

285
00:24:02,960 --> 00:24:04,079
‫همچین چیزی؟

286
00:24:04,399 --> 00:24:06,720
‫نه، اینجوری نبود، کلت بود

287
00:24:07,279 --> 00:24:09,199
‫اصلاً ازش صدا در نمی‌اومد

288
00:24:09,600 --> 00:24:12,079
‫یعنی میـومد، ولی صدای خفیفی بود

289
00:24:13,000 --> 00:24:19,880
‫آها، به‌خاطر صدا خفه‌کن، صداش کم بود

290
00:24:22,840 --> 00:24:24,359
‫این زنو می‌شناسی؟

291
00:24:27,279 --> 00:24:31,600
‫نه، نمی‌شناسم، کیه؟

292
00:24:36,199 --> 00:24:37,800
‫سگ‌کُش تویی؟

293
00:24:40,880 --> 00:24:44,119
‫من چرا سگو بکشم، روانی‌ام؟

294
00:24:44,600 --> 00:24:47,239
‫چه‌جوری دلم بیاد حیوونا رو بکشم، سگ و گربه و اینا

295
00:24:47,319 --> 00:24:50,159
‫میگم، آدم کشتم، آدم. سگِ چی

296
00:24:50,600 --> 00:24:52,479
‫تو چرا این قصه رو تعریف می‌کنی؟

297
00:24:52,560 --> 00:24:58,319
‫چه‌بدونم، یه آن اومد تو ذهنم،
‫با خودم گفتم: این چه کاری بود کردم

298
00:24:58,640 --> 00:25:00,920
‫از خودم ترسیدم به خدا

299
00:25:02,159 --> 00:25:03,840
‫تو یه اعترافی می‌کنی که...

300
00:25:04,239 --> 00:25:08,479
‫هرکس این کارها رو کرده باشه، حبس ابد داره، متوجهی؟

301
00:25:09,840 --> 00:25:13,119
‫آره، می‌فهمم. چی بگم خب

302
00:25:13,640 --> 00:25:18,520
‫یه آن به ذهنم اومد و منم اعتراف کردم، اصلاً بهش فکر نکردم

303
00:25:19,239 --> 00:25:23,600
‫حبس ابد؟ طبیعیـه. چی قرار بود بشه

304
00:25:28,159 --> 00:25:32,560
‫جناب دادستان، خونوادش اومدن،
‫ بیماره طرف، آلزایمر داره

305
00:25:32,760 --> 00:25:35,840
‫از دیشب گمشده بود، دختر و دامادش دنبالش بودن

306
00:25:36,600 --> 00:25:37,680
‫چیکار کنیم؟

307
00:25:44,520 --> 00:25:47,079
‫آقا آگاه، شما آلزایمر داری

308
00:25:47,399 --> 00:25:48,199
‫بله

309
00:25:49,680 --> 00:25:53,600
‫یه قصه‌هایی سرهم کردی،
‫ولی به‌نظرم همه‌شون توهمـه

310
00:25:54,439 --> 00:25:56,119
‫تو توهم زدی

311
00:25:56,600 --> 00:25:59,600
‫چی بگم؟ خدا شفات بده

312
00:26:18,119 --> 00:26:22,640
‫- تو رو خدا این وقت شب دیوونم نکن، ببین دیگه روانی شدم خواهشاً نکن
‫- بهت گفتم جواب نمیده

313
00:26:22,640 --> 00:26:26,439
‫بهت گفتم از استرالیا برنگردیم، چقد گفتم

314
00:26:26,600 --> 00:26:29,399
‫- الأن واسه من کشته مُرده‌ی استرالیا شدی؟
‫- آره شدم

315
00:26:29,399 --> 00:26:31,359
‫به زور آوردمت، ارتم؟

316
00:26:31,600 --> 00:26:32,560
‫- به زور آوردم؟
‫- خوب شد

317
00:26:32,560 --> 00:26:35,000
‫چیکار کنم، حال و روزتو ببین

318
00:26:35,079 --> 00:26:36,159
‫فقط تصیر منه؟

319
00:26:36,800 --> 00:26:37,600
‫من مقصرم؟

320
00:26:38,000 --> 00:26:40,319
‫باید مثل یه مرد به کارا می‌رسیدی

321
00:26:55,640 --> 00:26:59,600
‫البته خواستم باور کنم، خیلی هم دلم خواست

322
00:27:00,199 --> 00:27:04,119
‫با خودم گفتم همه‌ش رویا بوده،
‫من کسیـو نکشتم

323
00:27:06,520 --> 00:27:09,119
‫آدم چه‌جورم خودشو گول می‌زنه

324
00:27:10,000 --> 00:27:11,880
‫ولی از اون بدتر...

325
00:27:12,600 --> 00:27:20,720
‫اون شب که داشتم به اون جنایات اعتراف می‌کردم،
‫نگو یه جانور رو بیدار کردم

326
00:27:25,405 --> 00:27:27,451
«سگ‌کُش»

327
00:27:44,280 --> 00:27:46,613
«قربانی‌ای که باز هم اهل کامبوراست»

328
00:28:03,943 --> 00:28:04,943
«شخصی»

329
00:28:13,119 --> 00:28:14,359
‫بله جناب دادستان

330
00:28:14,560 --> 00:28:15,199
‫صدقی

331
00:28:15,359 --> 00:28:16,439
‫چطوری، خوبی؟

332
00:28:16,600 --> 00:28:17,680
‫خوبم ممنون

333
00:28:18,119 --> 00:28:19,199
‫خوب بهم گوش بده

334
00:28:19,600 --> 00:28:23,439
‫بهت یه اسم میدم، دیگه حسابمون تسویه میشه

335
00:28:23,680 --> 00:28:25,479
‫همه‌ی حساب‌ کتابـارو می‌بندیم، فهمیدی؟

336
00:28:25,680 --> 00:28:29,159
‫یعنی، یه اسمی میدی بهم که
‫به تسویه شدنِ حساب‌هامون بی‌ارزه؟

337
00:28:29,800 --> 00:28:30,960
‫بگو ببینم

338
00:28:31,399 --> 00:28:32,800
‫کسی که رامیز رو کشته، پیدا کردیم

339
00:28:33,439 --> 00:28:34,560
‫کدوم رامیز؟

340
00:28:35,199 --> 00:28:35,880
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

341
00:28:39,520 --> 00:28:45,000
‫داداش حکمت، کارِ نِورا نبوده،
‫کار یکی دیگه‌ست، کسی که اصلاً نمی‌‌شناسیمـش

342
00:28:45,640 --> 00:28:47,800
‫حتی ویدئوشم واست فرستادم

343
00:28:48,479 --> 00:28:51,760
‫طرف یه جوری با جزئیات گفته
‫ که حتماً خودش بوده

344
00:28:52,520 --> 00:28:56,840
‫چیکار کنم الأن؟ می‌خوای همین امشب کارشو بسازم

345
00:28:57,119 --> 00:28:58,920
‫چون آدرسش مشخصه

346
00:28:59,439 --> 00:29:00,760
‫نه صبر کن

347
00:29:02,720 --> 00:29:05,560
‫من یه نگاه به اون ویدئویی که فرستادی بندازم

348
00:29:05,880 --> 00:29:09,279
‫داداش، اگه به دل نمی‌گیری، یه چیزی ازت بپرسم

349
00:29:10,439 --> 00:29:13,600
‫کادر، واقعاً زندست؟

350
00:29:20,399 --> 00:29:22,640
‫بالأخره قاتل داداشت رو پیدا کردیم

351
00:29:24,800 --> 00:29:28,800
‫فقط کادر، یارو میگه آلزایمر دارم...

352
00:29:28,800 --> 00:29:31,600
‫واسه همین فقط اینقدرشو یادمه

353
00:29:31,840 --> 00:29:34,600
‫دادستان به صدقی گفته،
‫یارو واقعاً مریضه

354
00:29:34,880 --> 00:29:36,720
‫مخش پریده

355
00:29:37,399 --> 00:29:39,239
‫واسه همین ارزششو نداره، داداش

356
00:29:40,079 --> 00:29:41,000
‫تو اصلاً دخالت نکن

357
00:29:41,640 --> 00:29:43,600
‫همین‌جا خودمون حلش کنیم، تموم شه بره

358
00:29:44,286 --> 00:29:45,775
‫«بوداپست»

359
00:29:45,800 --> 00:29:49,640
‫سی ساله تو غربت صبر کردی...

360
00:29:51,720 --> 00:29:58,680
‫الأنم... ارزش داره به‌خاطر این پاشی... مگه نه؟

361
00:30:01,000 --> 00:30:05,439
‫یکی یه خبر الکی میده، مردم خبردار میشن...

362
00:30:06,319 --> 00:30:08,600
‫الکی سفره‌های قدیمی رو باز نکنیم

363
00:30:11,000 --> 00:30:12,880
‫الانم که همه فکر می‌کنن تو مُردی

364
00:30:16,079 --> 00:30:17,920
‫من ویدئو رو واست می‌فرستم

365
00:30:33,800 --> 00:30:35,279
‫والا جناب مأمور...

366
00:30:35,760 --> 00:30:41,279
‫من که اونا رو زدم، داشتن جون میدادن،
‫منم انگار تازه متولد شدم

367
00:30:42,239 --> 00:30:47,680
‫اینا همینـطور که داشتن تو درد جون میدادن،
‫من دلم می‌خواست قهقهه بزنم و بخندم

368
00:30:48,640 --> 00:30:51,560
‫امکان نداره، ولی شده

369
00:31:00,319 --> 00:31:01,720
‫والا جناب مأمور...

370
00:31:02,279 --> 00:31:07,720
‫من که اونا رو زدم، داشتن جون میدادن،
‫منم انگار تازه متولد شدم

371
00:31:08,680 --> 00:31:14,199
‫اینا همینـطور که داشتن تو درد جون میدادن،
‫من دلم می‌خواست قهقهه بزنم و بخندم

372
00:31:17,199 --> 00:31:22,640
‫من که اونا رو زدم، داشتن جون میدادن،
‫منم انگار تازه متولد شدم

373
00:31:23,600 --> 00:31:29,079
‫اینا همینـطور که داشتن تو درد جون میدادن،
‫من دلم می‌خواست قهقهه بزنم و بخندم

374
00:35:20,560 --> 00:35:25,239
‫ببین از همین الان حرفامونو بزنیم،
‫  بابات خوب شده، روز به روز بهتر میشه...

375
00:35:25,479 --> 00:35:27,520
‫یه‌دونه خدمتکار زن می‌گیریم

376
00:35:27,640 --> 00:35:30,239
‫تا آخر سال تو سیدنی باشیم، تو رو خدا

377
00:35:30,479 --> 00:35:33,720
‫واسه اینکه بیایم اینجا،
‫همه‌ی کارها رو عقب انداختیم، نمیشه که

378
00:35:34,239 --> 00:35:35,680
‫دیگه نمی‌خوام بیش‌تر از این دیر بشه

379
00:35:35,680 --> 00:35:38,079
‫وگرنه همین‌جا کنفرانس برگزار می‌کنم

380
00:35:38,079 --> 00:35:40,079
‫تو استانبولم بهم خیلی پیشنهاد میشه

381
00:35:40,399 --> 00:35:43,479
‫اوف ارتن، اصلاً به فکر من نیستی

382
00:35:43,720 --> 00:35:46,159
‫به عنوان شوهرت معلومه که به فکرتم

383
00:35:47,079 --> 00:35:50,600
‫ولی به عنوان مدیربرنامه‌ت،
‫باید به فکر کارتـم باشم، عشقم

384
00:35:59,439 --> 00:36:02,960
‫صفیه خانوم، کجایین؟

385
00:36:04,359 --> 00:36:06,199
‫یالا، وقت قاقالیلیـه

386
00:36:06,560 --> 00:36:08,399
‫وقت صبحونه‌ست

387
00:36:09,720 --> 00:36:11,319
‫صفیه خانوم

388
00:36:11,920 --> 00:36:13,520
‫یالا، بخور غذاتو...

389
00:36:15,159 --> 00:36:18,319
‫دنبال آقا منیرم، گمشده

390
00:36:20,359 --> 00:36:20,880
‫آها

391
00:36:30,000 --> 00:36:31,520
‫صفیه خانوم

392
00:36:31,760 --> 00:36:32,600
‫آها

393
00:36:35,119 --> 00:36:37,720
‫اینجایی تو

394
00:36:37,960 --> 00:36:40,960
‫با خودم گفتم، اینم مثل آقا منیره گمشد

395
00:36:41,800 --> 00:36:44,600
‫خدا نکنه، بیا

396
00:36:46,760 --> 00:36:47,800
‫بابا

397
00:36:47,920 --> 00:36:50,840
‫چیه دخترم، دارم به صفیه خانوم غذا میدم

398
00:36:51,000 --> 00:36:53,680
‫باشه، بیا صبحونه بخوریم، وقت داروته

399
00:36:54,159 --> 00:36:56,560
‫باشه، باشه دارم میام

400
00:36:58,079 --> 00:36:59,239
‫صفیه خانوم

401
00:37:02,479 --> 00:37:03,640
‫صفیه خانوم

402
00:37:29,560 --> 00:37:34,199
‫خداروشکر، بالاخره از خونه بیرون اومدید،
‫پدربزرگ، چطوری؟

403
00:37:34,560 --> 00:37:36,760
‫چطور باشم، دِوا جان؟ خوب نیستم والا

404
00:37:36,920 --> 00:37:39,199
‫خیلی هم حالت خوبه، توپِ توپی

405
00:37:39,439 --> 00:37:41,479
‫به‌خاطر موبایله، اون عوضی نشون میده

406
00:37:43,000 --> 00:37:46,079
‫مامان، یه‌کم دیگه واسم پول می‌فرستی؟

407
00:37:47,079 --> 00:37:47,880
‫دِوا...

408
00:37:50,920 --> 00:37:53,760
‫دِوا جان، تازه فرستادیم، بی‌خودی چه پولی؟

409
00:37:53,920 --> 00:37:57,560
‫بی‌اوغلو هم خیلی عوض شده، مگه نه بابا؟
‫وضعشو ببین

410
00:37:57,840 --> 00:37:58,600
‫ارتن

411
00:37:59,239 --> 00:38:01,800
‫ارتن، یه لحظه میای؟ ارتن

412
00:38:02,680 --> 00:38:04,199
‫دِوا، پول می‌خواد

413
00:38:04,520 --> 00:38:07,000
‫دِوا جان، خیلی زنگ زدم، جواب نداد

414
00:38:07,600 --> 00:38:10,920
‫من تازه پول فرستادم واست

415
00:38:17,600 --> 00:38:19,840
‫بی‌اوغلو نمونده که عوض هم بشه

416
00:38:21,000 --> 00:38:22,960
‫اوضاع و احوالشو ببین

417
00:38:23,760 --> 00:38:26,680
‫آدما به جای راه رفتن همدیگه رو لگد می‌کنن

418
00:38:29,600 --> 00:38:31,199
‫بی‌اوغلو تموم شده

419
00:38:34,159 --> 00:38:35,960
‫آگاه بی‌اوغلو هم تموم شده

420
00:39:04,640 --> 00:39:06,159
‫ماشین

421
00:39:07,359 --> 00:39:09,760
‫چند روزه اونجا افتاده، کسی هم به فکرش نیست

422
00:39:10,640 --> 00:39:12,479
‫شماها آلزایمر گرفتین یا من؟

423
00:39:13,279 --> 00:39:15,079
‫ماشین به اون بزرگی رو آدم چه‌جوری یادش میره؟

424
00:39:18,600 --> 00:39:19,920
‫بابا

425
00:39:20,399 --> 00:39:20,960
‫بابا

426
00:39:28,439 --> 00:39:30,239
‫مسافرین عزیز... توجه فرمایین

427
00:39:30,800 --> 00:39:35,000
‫برای حفظ و امنیت جونتون، از خط زرد رنگ جلوتر نرید

428
00:40:00,840 --> 00:40:01,680
‫سلام

429
00:40:03,159 --> 00:40:04,840
‫- سلام
‫- سلام

430
00:40:08,680 --> 00:40:10,279
‫ببخشید، این کارت چیه؟

431
00:40:10,840 --> 00:40:17,000
‫واسه سالمندانه، با این مترو رایگانه

432
00:40:17,359 --> 00:40:18,640
‫- میشه یه نگاه بندازم؟
‫- بفرمایید

433
00:40:20,560 --> 00:40:22,399
‫کارت رایگان سالمندان

434
00:40:22,960 --> 00:40:24,319
‫آره، دیگه پیر شدیم

435
00:40:25,600 --> 00:40:26,479
‫بله

436
00:40:29,199 --> 00:40:32,439
‫یه چرت کوچیک زدما، بیدار که شدم همه‌چی عوض شده بود

437
00:40:32,960 --> 00:40:33,760
‫دنیا عوض شده بود

438
00:40:34,279 --> 00:40:36,760
‫آره همین‌طوره، مملکت از این رو به اون رو شده

439
00:40:37,239 --> 00:40:37,800
‫آره

440
00:40:38,880 --> 00:40:41,560
‫من خیلی وقته خارج بودم...

441
00:40:41,560 --> 00:40:41,960
‫آها

442
00:40:42,840 --> 00:40:45,439
‫با خودم میگم اون استانبول کجاست

443
00:40:46,520 --> 00:40:48,199
‫آره کجاست؟

444
00:40:48,760 --> 00:40:50,159
‫ولی من یادم نیست

445
00:40:52,000 --> 00:40:53,399
‫آلزایمر دارم

446
00:40:54,680 --> 00:40:56,079
‫دارو می‌خورم

447
00:40:56,880 --> 00:40:59,279
‫بهم می‌سازه انگار

448
00:40:59,920 --> 00:41:01,399
‫مثلاً یه چیزو یادم اومد

449
00:41:02,439 --> 00:41:05,359
‫یادم اومد ماشینو کجا پارک کردم،
‫دارم میرم برش‌دارم

450
00:41:05,479 --> 00:41:07,439
‫- خوبه، خیلی خوبه
‫- آره

451
00:41:07,520 --> 00:41:09,359
‫شماره تلفن‌ها رو یادمه

452
00:41:09,600 --> 00:41:10,840
‫دیگه چی می‌خواین؟

453
00:41:11,159 --> 00:41:12,439
‫قبلاً یادم نمی‌موند

454
00:41:14,239 --> 00:41:16,600
‫ولی من خودمـو یادم نمیاد، داداش

455
00:41:17,640 --> 00:41:20,960
‫من کی بودم؟ چه‌جور آدمی بودم؟ اصلاً نمی‌دونم

456
00:41:22,600 --> 00:41:24,239
‫دخترم تعریف می‌کنه

457
00:41:25,279 --> 00:41:28,880
‫بهم میگه، اینجوری بودی، اونجوری بودی
‫این‌کارو کردی، اون کارو کردی

458
00:41:30,079 --> 00:41:31,560
‫والا تعجب کردم

459
00:41:32,359 --> 00:41:34,800
‫چه کارا که نکردم

460
00:41:35,479 --> 00:41:38,960
‫بعدش از دست آدما عصبانی شدم

461
00:41:39,640 --> 00:41:44,960
‫بعدش اونقدر اعصابم به هم ریخت که
‫تک‌به‌تک‌شون رو کشتم

462
00:41:45,640 --> 00:41:47,640
‫لابد تو رویا بوده

463
00:41:48,079 --> 00:41:49,119
‫ناخودآگاه بوده

464
00:41:50,960 --> 00:41:56,079
‫یعنی، همونطور که فهمیدی، هیچی نموند واسم

465
00:41:56,640 --> 00:41:58,720
‫محاکمه و اینا، هیچی نموند

466
00:42:01,880 --> 00:42:05,960
‫ولی، سعی دارم اینو بیاد بیارم...

467
00:42:06,479 --> 00:42:10,319
‫که من چه‌جور آدمی بودم، چه آرزویی داشتم؟
‫چیکار کردم؟

468
00:42:11,239 --> 00:42:12,840
‫اگه بفهمم...

469
00:42:15,359 --> 00:42:19,600
‫آدم می‌تونه بدونِ اینکه خودشو بیاد بیاره، زندگی کنه؟
‫همچین چیزی ممکنه؟

470
00:42:20,600 --> 00:42:22,399
‫من به‌خاطر همون دارو می‌خورم

471
00:42:23,279 --> 00:42:29,600
‫ولی چه‌بدونم، شاید خبری نیست
‫همینه که هست

472
00:42:31,359 --> 00:42:35,600
‫به قول یونس امره:
‫«یه منِ دیگه درونم هست»

473
00:42:36,560 --> 00:42:38,920
‫شایدم درونم آگاهِ دیگه‌ای وجود نداره

474
00:42:47,920 --> 00:42:48,880
‫وجود داره

475
00:42:50,119 --> 00:42:51,520
‫تو از کجا می‌دونی؟

476
00:42:51,640 --> 00:42:54,079
‫هست هست، باور کن

477
00:42:55,319 --> 00:42:59,079
‫درون تو یه آگاه دیگه هست

478
00:43:02,239 --> 00:43:04,880
‫در اصل من به همین خاطر اومدم سراغت

479
00:43:05,600 --> 00:43:06,560
‫یعنی چی؟

480
00:43:07,960 --> 00:43:11,600
‫گفتم این که دارو می‌خوره، عقلش میاد سرِ جاش

481
00:43:12,399 --> 00:43:14,880
‫اولش دخل جد و آبادشو بیارم

482
00:43:17,640 --> 00:43:20,640
‫چی میگی تو؟ روانی‌ای؟ برو واینسـا

483
00:43:20,640 --> 00:43:23,279
‫- یه دقیقه به حرفام گوش بده
‫- چیو گوش بدم؟ کسشر نگو برو رد کارت

484
00:43:23,279 --> 00:43:24,800
‫- گوش بده
‫- برو پی کارت

485
00:43:25,399 --> 00:43:28,640
‫- بذار بگم چه بلایی قراره سرت بیاد
‫- خدایا، دست از سرم بردار

486
00:43:28,640 --> 00:43:30,560
‫به تو چه چیا قراره سرم بیاد؟ برو رد کارت

487
00:43:30,840 --> 00:43:33,399
‫همه‌ی اطرافیانت،

488
00:43:33,640 --> 00:43:38,000
‫همه‌ی عزیزانت، دونه دونه دخلشون میاد

489
00:43:38,000 --> 00:43:40,239
‫آخرشم دخل خودت میاد

490
00:43:40,479 --> 00:43:42,119
‫مریضی چیزی هستی؟ برو پی کارت

491
00:43:42,520 --> 00:43:44,600
‫اولش گفتی من کی هستم؟

492
00:43:45,319 --> 00:43:47,399
‫اون جنایاتی که به پلیس اعتراف کردی...

493
00:43:48,439 --> 00:43:50,880
‫تو همونی هستی که اون آدما رو کشته

494
00:43:51,680 --> 00:43:53,399
‫مبادا بری پیش پلیس

495
00:43:54,399 --> 00:43:57,359
‫می‌ندازنت زندان، خونوادت بی‌صاحاب میشه

496
00:43:58,640 --> 00:44:01,960
‫اونموقع هم اونا رو می‌کشم ولی
‫اگه تو نبینی حیف میشه

497
00:44:02,479 --> 00:44:06,720
‫تو از کجا می‌دونی من رفتم پیش پلیس
‫و چی بهشون گفتم؟ کی هستی تو؟

498
00:44:07,560 --> 00:44:11,079
‫من کسی هستم که مجازاتت می‌کنه، آقا آگاه

499
00:44:11,399 --> 00:44:14,159
‫چه مجازاتی؟ من کسی رو نکشتم
‫همه‌ی اونا توهم بود

500
00:44:14,399 --> 00:44:16,000
‫دادستان هم همینو گفت

501
00:44:16,479 --> 00:44:20,600
‫از همین الان مجازاتت شروع شد،
‫باید به جون بخری، چاره‌ای نیست

502
00:44:20,680 --> 00:44:22,880
‫چه مجازاتی؟ مگه من چیکار کردم؟

503
00:44:23,359 --> 00:44:26,800
‫دخترتو، دامادتو، نوه‌تو، همه‌تونـو...

504
00:44:27,279 --> 00:44:29,479
‫یه جوری خاک می‌کنم که...

505
00:44:29,920 --> 00:44:32,159
‫همه‌ی دنیا بیان نتونن پیداشون کنن

506
00:44:32,359 --> 00:44:34,239
‫چرا؟ من که کاری نکردم

507
00:44:35,079 --> 00:44:36,760
‫تو برادر منو کشتی

508
00:44:36,960 --> 00:44:39,199
‫چه ربطی داره، من چرا برادرتو بکشم؟

509
00:44:39,319 --> 00:44:41,079
‫نمی‌دونم، خودت باید یادت بیاد

510
00:44:41,359 --> 00:44:42,359
‫چیو یادم بیاد؟

511
00:44:43,439 --> 00:44:46,600
‫روند بهبودیِ تو داره آروم پیش میره،
‫من یه‌کم سرعتشو بیش‌تر کنم

512
00:44:49,600 --> 00:44:51,880
‫- اینو یادت میاد، نه؟
‫- این چیه؟

513
00:44:52,720 --> 00:44:57,159
‫این، بزرگ‌ترین گناهیـه که تو زندگیت مرتکب شدی

514
00:45:00,359 --> 00:45:01,520
‫شخصی...

515
00:45:04,560 --> 00:45:08,560
‫تو اینو زدی به پیشونی برادرم، آقا آگاه

516
00:45:10,600 --> 00:45:14,000
‫ولی الان می‌دونی رو پیشونی تو چی نوشته؟

517
00:45:15,720 --> 00:45:16,560
‫کادر

518
00:45:17,439 --> 00:45:18,000
‫چی؟

519
00:45:18,319 --> 00:45:18,880
‫ببخشید عمو

520
00:45:23,880 --> 00:45:24,520
‫وایسا

521
00:45:25,640 --> 00:45:26,279
‫چیو یادم میاد؟

522
00:45:33,119 --> 00:45:34,199
‫چه ربطی داره؟

523
00:45:35,560 --> 00:45:36,119
‫چه ربطی داره؟

524
00:45:38,479 --> 00:45:39,000
‫چه ربطی داره؟

525
00:45:42,800 --> 00:45:44,319
‫چیو یادم میاد؟

526
00:45:49,888 --> 00:45:51,928
‫چیو یادم میاد؟

527
00:45:53,158 --> 00:46:00,158
«Reza Reyez ترجمه از»

