﻿1
00:00:03,410 --> 00:00:07,750
‫منبع آب جنوب حتماً مال پادشاهه.

2
00:00:08,250 --> 00:00:12,250
‫لابد این فنچ‌های آبی هم همونجا می‌رن.

3
00:00:12,330 --> 00:00:15,500
‫حتماً یه رازی پشت این منبع آب وجود داره.

4
00:00:15,580 --> 00:00:20,080
‫در هر صورت بیاین بریم ببینیم چیه!
‫به‌نظرت چیز خطرناک و باحالی میاد!

5
00:00:20,080 --> 00:00:22,950
‫شاهزاده، پیک‌نیک که نیومدیم!

6
00:00:24,290 --> 00:00:26,790
‫واسه من کابل نگیرینا.

7
00:01:58,940 --> 00:02:01,130
‫چ‍ ـ چی گفتی؟!

8
00:02:01,550 --> 00:02:05,910
‫اینکه خیلی بده!
‫به هیچ‌وجه نباید مخزن آبو پیدا کنن!

9
00:02:06,000 --> 00:02:10,830
‫اعلی‌حضرت، هر تدبیری اتخاذ می‌کنیم 
‫که نذاریم چنین اتفاقی بیفته.

10
00:02:10,910 --> 00:02:14,500
‫با استفاده از رسانه، 
‫شهروندها رو با خودمون همراه می‌کنیم.

11
00:02:15,080 --> 00:02:19,540
‫خیالتون راحت، ژنرال عاره
‫ یا افرادمون دستگیرشون می‌کنن.

12
00:02:19,620 --> 00:02:21,040
‫باشه پس.

13
00:02:21,810 --> 00:02:25,830
‫بیشتر نگران اینم که ما چیزی درمورد

14
00:02:25,910 --> 00:02:28,870
‫مجرمین یا اهداف‌شون نمی‌دونیم.

15
00:02:43,450 --> 00:02:45,040
‫اوی، اونجا کارتو نکن.

16
00:02:46,190 --> 00:02:48,500
‫چه فرقی داره کجا کارمو بکنم؟

17
00:02:49,080 --> 00:02:50,290
‫به‌جاش اینجا دستشویی کن.

18
00:02:50,790 --> 00:02:51,870
‫این چیه؟

19
00:02:51,950 --> 00:02:54,830
‫آب تبخیرشده رو از ادرار جمع می‌کنه.

20
00:02:54,830 --> 00:02:57,120
‫چی؟ می‌خوای شاش خودمو بخورم؟!

21
00:02:57,200 --> 00:02:59,830
‫آب تبخیرشده تمیزه. نگرانش نباش.

22
00:02:59,910 --> 00:03:04,660
‫اصلاً همچین کاری لازمه؟
‫هنوز کلی آب توی تانک مونده.

23
00:03:05,250 --> 00:03:07,370
‫اگه نتونیم چشمه رو پیدا کنیم،

24
00:03:07,450 --> 00:03:10,370
‫باید هرچقدر می‌تونیم آب برگردونیم.

25
00:03:11,620 --> 00:03:12,830
‫گرفتم چی می‌گی.

26
00:03:16,080 --> 00:03:20,040
‫برنامه‌مون رو قطع می‌کنیم تا
‫ اخبار فوری رو به عرض شما برسونیم.

27
00:03:20,540 --> 00:03:25,320
‫در ساعت 3 بعدازظهر امروز،
‫یکی از تانک‌های ارتش سلطنتی ربوده شد.

28
00:03:24,120 --> 00:03:25,750
‫دنبال‌مونن.

29
00:03:25,830 --> 00:03:31,360
‫مجرمین درحال دزیدن آب شهروندان
‫و ایجاد آشوب هستند.

30
00:03:31,120 --> 00:03:32,230
‫چی؟

31
00:03:32,250 --> 00:03:36,880
‫لطفاً درصورت مشاهده تانک ناشناس یا افراد مشکوک، 
‫ارتش سلطنتی رو مطلع کنید.

32
00:03:37,500 --> 00:03:39,450
‫چه دری‌وری‌هایی سرهم کردن.

33
00:03:39,540 --> 00:03:41,520
‫ما اصلاً هم این‌کارا رو نمی‌کنیم.

34
00:03:41,540 --> 00:03:47,370
‫پادشاه برای دستگیری زنده یا مرده‌ی مجرمین،
‫30 میلیون جایزه درنظر گرفته است.

35
00:03:47,080 --> 00:03:47,770
‫چی؟

36
00:03:48,760 --> 00:03:53,750
‫لعنتی، حاضرن تا این حد پیش برن.
‫حالا همه دنبال‌مون میفتن.

37
00:03:53,830 --> 00:03:57,370
‫اگه چشمه رو پیدا نکنیم،
‫فقط یه‌مشت تبهکار محسوب می‌شیم.

38
00:03:57,450 --> 00:04:02,080
‫بیاین تانک رو ول کنیم و بریم خونه.
‫هنوز هویت‌مونو نمی‌دونن.

39
00:04:02,160 --> 00:04:05,790
‫اگه تنها وسیله نقلیه‌مونو ول کنیم.
‫همین‌جا تلف می‌شیم.

40
00:04:05,870 --> 00:04:08,410
‫درسته! انقدر ترسو نباش، ثیف.

41
00:04:08,500 --> 00:04:11,540
‫چقدر دیگه مونده به جنوب برسیم؟

42
00:04:11,620 --> 00:04:13,660
‫حدود پنج روز راه نبود؟

43
00:04:14,160 --> 00:04:16,160
‫اون تخمین رفت و برگشت‌مونه.

44
00:04:16,250 --> 00:04:18,700
‫امروز تا حد خوبی پیشرفت کردیم،

45
00:04:19,200 --> 00:04:21,370
‫پس شاید تا فردا برسیم.

46
00:04:21,450 --> 00:04:22,660
‫فردا...

47
00:04:27,750 --> 00:04:30,830
‫تو تا حالا جنوب زندگی کردی؟

48
00:04:30,910 --> 00:04:34,190
‫خب، آره. حدوداً برمی‌گرده به 30 سال پیش.

49
00:04:34,200 --> 00:04:40,000
‫اون زمان هنوز پیچّی‌ها
‫ تو این منطقه زندگی می‌کردن.

50
00:04:40,080 --> 00:04:45,080
‫فکر کنم تقریباً زمانیه که
‫ توسط ارتش سلطنتی نابود شدن.

51
00:04:47,200 --> 00:04:49,290
‫آره، حدوداً همون زمانه.

52
00:04:49,370 --> 00:04:52,330
‫اون حادثه که برای من...

53
00:04:52,410 --> 00:04:56,680
‫جزو ده‌تا از احمقانه‌ترین اتفاق‌های عمرم بوده.

54
00:04:56,910 --> 00:05:01,830
‫احمقانه؟ باعث جلوگیری از نابود شدن
‫ سندلند به دست پیچّی‌ها شد.

55
00:05:01,910 --> 00:05:03,000
‫نابودن شدن؟

56
00:05:03,520 --> 00:05:05,000
‫اشتباه فهمیدی.

57
00:05:05,330 --> 00:05:08,830
‫منظورت همون وسیله‌ست که باعث انفجار شد؟

58
00:05:08,910 --> 00:05:12,410
‫آره، داشتن یه اسلحه مرگبار توسعه می‌دادن.

59
00:05:13,000 --> 00:05:15,250
‫و از ته قلب باورش می‌کنی؟

60
00:05:15,790 --> 00:05:20,660
‫پیچّی‌ها داشتن ماشینی می‌ساختن
‫ که آب تولید می‌کرد.

61
00:05:20,750 --> 00:05:23,540
‫آ ـ آب؟ گفتی آب؟

62
00:05:24,040 --> 00:05:26,480
‫نه، امکان نداره. دروغ می‌گی.

63
00:05:27,000 --> 00:05:34,120
‫دروغم کجا بود. پیچّی‌ها باهوش بودن
‫ و داشتن راه‌هایی برای ‫حمل حجم زیادی از آب توسعه می‌دادن.

64
00:05:34,660 --> 00:05:38,370
‫و چون این روی نقشه درآمدزای پادشاه تأثیر داشت،

65
00:05:38,450 --> 00:05:41,080
‫دستور نابودیشو داد.

66
00:05:42,200 --> 00:05:44,600
‫ا ـ امکان... نداره.

67
00:05:45,110 --> 00:05:46,290
‫ازش مدرک داریم که...

68
00:05:46,290 --> 00:05:51,620
‫ارتش سلطنتی با تهیه آکوانیوم، 
‫عنصری که برای تکمیل دستگاه ضروریه،

69
00:05:51,700 --> 00:05:55,500
‫وانمود می‌کرده با پیچّی‌ها همکاری می‌کنه.

70
00:05:58,080 --> 00:06:04,000
‫در واقع ارتش سلطنتی بوده که
‫ باعث و بانیِ انفجار آکوانیوم،

71
00:06:04,080 --> 00:06:06,830
‫و منقرض شدن پیچّی‌ها شده.

72
00:06:06,910 --> 00:06:08,330
‫چی شده، پیری؟

73
00:06:10,290 --> 00:06:15,000
‫فرمانده‌ی اون عملیات...

74
00:06:19,410 --> 00:06:20,410
‫من بودم.

75
00:06:20,500 --> 00:06:21,870
‫چی؟

76
00:06:20,500 --> 00:06:21,870
‫چی؟

77
00:06:23,540 --> 00:06:25,040
‫آتش!

78
00:06:35,040 --> 00:06:39,080
‫با دونستن تمام اینا، 
‫هنوز برای حمله فرستادن‌مون؟

79
00:06:39,160 --> 00:06:40,330
‫پیری...

80
00:06:40,410 --> 00:06:46,940
‫چرا وقتی اصل قضیه رو می‌دونستن،
‫گذاشتن نیروهات به اونجا حمله کنن؟

81
00:06:47,500 --> 00:06:49,660
‫چون یه تیر و دو نشون می‌شد.

82
00:06:49,750 --> 00:06:54,870
‫زئو می‌خواست منو از سر راه برداره،
‫چون اغلب با دستوراتش مخالف بودم.

83
00:06:55,450 --> 00:06:59,950
‫حالا خیلی به خودت سخت نگیر.
‫تو که روحتم خبر نداشت.

84
00:07:00,040 --> 00:07:03,560
‫درسته! فکر کردی داری دنیا رو نجات می‌دی.

85
00:07:26,950 --> 00:07:28,250
‫شیطان.

86
00:07:34,290 --> 00:07:36,040
‫پناه بگیرین!

87
00:07:39,330 --> 00:07:41,330
‫شیطان واقعی...

88
00:07:49,750 --> 00:07:51,790
‫خود منم.

89
00:08:13,620 --> 00:08:15,370
‫اونجا چیکار می‌کنی؟

90
00:08:15,870 --> 00:08:18,620
‫دارم قدرت تاریکی رو جذب می‌کنم.

91
00:08:19,120 --> 00:08:20,580
‫قدرت تاریکی؟

92
00:08:21,450 --> 00:08:24,580
‫چون انتظار مبارزه‌ی سختی رو دارم.

93
00:08:27,910 --> 00:08:29,000
‫درست نمی‌گم؟

94
00:08:40,830 --> 00:08:41,910
‫ها؟

95
00:08:42,000 --> 00:08:43,080
‫چی شده؟

96
00:08:43,660 --> 00:08:47,250
‫چیه اول صبحی انقدر سروصدا می‌کنی؟

97
00:08:47,330 --> 00:08:48,400
‫راه میفتیم.

98
00:08:48,400 --> 00:08:49,660
‫ها؟ به این زودی؟

99
00:08:49,750 --> 00:08:53,790
‫وقتی هوا خنکه، به موتور کمتر فشار میاد. آماده شین.

100
00:08:54,290 --> 00:08:57,830
‫ای خدا، این یارو زیادی گیره.

101
00:08:58,950 --> 00:09:00,700
‫می‌تونی توی تانک بخوابی.

102
00:09:00,790 --> 00:09:02,660
‫آخه چطوری می‌شه اینجا خوابید؟

103
00:09:03,160 --> 00:09:06,080
‫ها؟ اون چیه؟

104
00:09:06,790 --> 00:09:09,080
‫آه، طلسم خوش‌شانسی‌مه.

105
00:09:09,160 --> 00:09:13,200
‫طلسم؟ اون که فقط یه عکس مجله‌ست.

106
00:09:13,290 --> 00:09:15,950
‫هوی، هوی. این انسان رو می‌شناسم.

107
00:09:16,040 --> 00:09:20,870
‫یه بازیگر جذاب از قدیم ندیم‌ها، 
‫به اسم سکسی تریرـه.

108
00:09:16,040 --> 00:09:20,870


109
00:09:16,040 --> 00:09:20,870
‫تریر: یک نوع نژاد سگ شکاری

110
00:09:21,250 --> 00:09:24,500
‫انگار اول و آخرش، یه پیرمرد منحرف بیشتر نیستی.

111
00:09:24,580 --> 00:09:26,080
‫پیری ناقلا.

112
00:09:27,000 --> 00:09:29,580
‫ساکت شین و سرجاتون بشینین. راه میفتیم.

113
00:09:30,870 --> 00:09:34,660
‫گمونم این طلسم خوش‌شانسی
‫ یعنی نمی‌خوای این تانکو ول کنی، نه؟

114
00:09:35,160 --> 00:09:36,700
‫چی گفتی؟

115
00:09:36,790 --> 00:09:40,660
‫مگه نمی‌خوایم تو روستای بعدی
‫ تانک رو بذاریم و بریم؟

116
00:09:40,750 --> 00:09:42,290
‫مگه دوزاریت نیفتاده، ثیف؟

117
00:09:42,370 --> 00:09:47,080
‫پیری می‌خواد از ارتش سلطنتی انتقام بگیره.

118
00:09:47,160 --> 00:09:53,660
‫نه، اولویتم پیدا کردن چشمه‌ست،
‫ولی اگه سر راهم بیان، مبارزه می‌کنم.

119
00:09:53,750 --> 00:09:57,160
‫وقتی رسیدیم روستا، شما تنهایی برگردین.

120
00:09:57,250 --> 00:09:59,910
‫از اینجا به بعد،
‫ این مأ‌موریت فقط مربوط به خودمه.

121
00:10:00,000 --> 00:10:00,850
‫باشه پس!

122
00:10:00,850 --> 00:10:01,750
‫کور خوندی!

123
00:10:01,830 --> 00:10:04,160
‫قول دادیم باهمدیگه پیداش کنیم.

124
00:10:04,750 --> 00:10:07,910
‫قسم می‌خورم هرطور شده چشمه رو پیدا کنم.

125
00:10:08,000 --> 00:10:11,330
‫حرف نباشه. فقط زودتر موتور رو آتیش کن!

126
00:10:11,410 --> 00:10:14,660
‫تا وقتی با چشم خودم چشمه رو نبینم برنمی‌گردم.

127
00:10:14,750 --> 00:10:17,250
‫ثیف، اگه دل و جرئتشو نداری، می‌تونی برگردی.

128
00:10:17,330 --> 00:10:21,790
‫نه، شاهزاده. اگه بدون شما برگردم، 
‫خیلی بد می‌شه.

129
00:10:23,000 --> 00:10:25,620
‫خیلی‌خب، حرکت می‌کنیم. محکم بچسبین.

130
00:10:36,040 --> 00:10:39,080
‫بابا! دارم صدای یه تانک رو می‌شنوم!

131
00:10:39,660 --> 00:10:42,580
‫خوبه، پایک. همونطوره انتظار داشتم.

132
00:10:43,580 --> 00:10:45,330
‫فاصله دقیق‌شون چقدره؟

133
00:10:46,870 --> 00:10:51,910
‫85 کیلومتر. و دارن میان این‌سمتی.

134
00:10:52,000 --> 00:10:54,150
‫هی، شارک، دفتر نقاشیو بده.

135
00:10:54,150 --> 00:10:54,580
‫باشه.

136
00:10:58,660 --> 00:11:00,580
‫همین یاروئه، بابا.

137
00:11:00,660 --> 00:11:04,580
‫چند نفر دیگه هم هستن،
‫ولی نمی‌تونم خوب ببینمشون.

138
00:11:05,160 --> 00:11:09,660
‫آفرین. ولی این یه‌جورایی آشنا نمی‌زنه؟

139
00:11:09,750 --> 00:11:10,350
‫نه.

140
00:11:10,350 --> 00:11:12,250
‫انگار کلانتره.

141
00:11:12,330 --> 00:11:13,660
‫ببین، این علامت.

142
00:11:15,160 --> 00:11:19,370
‫خب، شارک، این نقاشی رو 
‫برای دو میلیون زِنی به دفتر خبری بفروش.

143
00:11:19,450 --> 00:11:21,330
‫ولی موقعیت‌شونو لو ندیدی ها، فهمیدی؟

144
00:11:21,330 --> 00:11:22,110
‫حله.

145
00:11:33,040 --> 00:11:35,330
‫برگشتم بابا. اینم دو میلیون.

146
00:11:35,410 --> 00:11:37,290
‫آفرین. سریع برگشتی.

147
00:11:37,370 --> 00:11:38,730
‫پایک، تلویزیون رو روشن کن.

148
00:11:38,730 --> 00:11:39,290
‫باشه.

149
00:11:40,790 --> 00:11:46,200
‫برنامه رو قطع می‌کنم تا آخرین خبر
‫ درمورد تانک ربوده‌شده رو به عرض‌تون برسونم.

150
00:11:46,290 --> 00:11:48,200
‫همینه. داره شروع می‌شه.

151
00:11:48,290 --> 00:11:53,290
‫یکی از مجرمین توسط نقاشی‌ای 
‫که به‌دستمون رسید شناسایی شده.

152
00:11:54,200 --> 00:11:55,200
‫چی؟

153
00:11:55,290 --> 00:11:58,500
‫تأیید کردیم که این طراحی به مرد 61 ساله،

154
00:11:58,580 --> 00:12:03,370
‫کلانتر روستای آپاتو، به نام رائو تعلق داره.

155
00:12:03,450 --> 00:12:06,200
‫چطوری نقاشی منو کشیدن؟

156
00:12:06,790 --> 00:12:10,830
‫نام و اطلاعات این فرد که در بانک اطلاعاتی بررسی شده،

157
00:12:10,910 --> 00:12:13,250
‫نشان می‌دهد رائو یک هویت جعلیه.

158
00:12:13,330 --> 00:12:17,410
‫هویت واقعیش در سراسر سرزمین آشناست.

159
00:12:17,910 --> 00:12:22,660
‫در 27 سالگی، به عنوان
‫ ژنرال ارتش سلطنتی منصوب شد.

160
00:12:22,750 --> 00:12:27,290
‫کسی نیست جز سرباز نابغه‌ای
‫ که ناجی سندلند بود.

161
00:12:27,370 --> 00:12:29,290
‫ژنرال شیوای بی‌همتا.

162
00:12:29,570 --> 00:12:30,400
‫تچ.

163
00:12:30,980 --> 00:12:31,400
‫چی؟!

164
00:12:31,910 --> 00:12:34,580
‫چی گفت؟ ژنرال شیوا؟

165
00:12:34,660 --> 00:12:36,870
‫به‌راستی که غیرقابل باوره.

166
00:12:36,950 --> 00:12:42,450
‫ژنرال شیوا به‌نظر می‌رسید 
‫در سال نوزدهم شنی

167
00:12:42,540 --> 00:12:46,580
‫هنگامی که مقابل شورشِ پیچی‌ها می‌جنگید،
‫ از دنیا رفته بود.

168
00:12:47,160 --> 00:12:51,830
‫آن انفجار بزرگ که در نزدیکی خانه‌ی ژنرال رخ داد،

169
00:12:51,910 --> 00:12:56,830
‫منجر به مرگ همسرش، هنرپیشه‌ای جذاب و معروف،

170
00:12:56,910 --> 00:12:58,580
‫خانم تریِر شد.

171
00:13:00,210 --> 00:13:02,830
‫خب چرا نگفتی اون زنته؟

172
00:13:02,910 --> 00:13:06,000
‫خیلی کم‌حرفیا. ما اصلاً‌ نمی‌دونستیم.

173
00:13:06,500 --> 00:13:09,580
‫چرا از زنت فقط یه عکس روزنامه داری؟

174
00:13:11,040 --> 00:13:14,080
‫عکس‌هام توی اون انفجار از بین رفتن.

175
00:13:15,120 --> 00:13:17,160
‫اون شیواـه؟

176
00:13:17,910 --> 00:13:19,950
‫غ‍ ـ غیرممکنه.

177
00:13:20,040 --> 00:13:22,820
‫به ژنرال عاره سریعاً اطلاع بدین!

178
00:13:22,820 --> 00:13:23,500
‫اطاعت!

179
00:13:23,620 --> 00:13:25,650
‫شیوا، چه فکری تو سرت داری؟

180
00:13:25,650 --> 00:13:27,160
‫این یعنی چی، زئو؟

181
00:13:27,160 --> 00:13:29,910
‫شیوا که باید مرده باشه.

182
00:13:30,000 --> 00:13:32,950
‫صداتونو پایین بیارین، اعلی‌حضرت.

183
00:13:33,700 --> 00:13:34,870
‫شیوا کیه؟

184
00:13:34,950 --> 00:13:37,000
‫ژنرال شیوای ملعون.

185
00:13:37,080 --> 00:13:40,450
‫به‌خاطر اونه که ارتش انقلابی‌مون شکست خورد.

186
00:13:41,040 --> 00:13:43,440
‫چ‍ ـ چی؟ ژنرال شیوا؟

187
00:13:43,790 --> 00:13:44,790
‫اون؟

188
00:13:47,750 --> 00:13:52,080
‫این یعنی با یه افسانه سروکار دارم.

189
00:13:53,290 --> 00:13:55,830
‫گرچه همچنان مشخص نیست...

190
00:13:55,910 --> 00:13:59,200
‫چرا ژنرال شیوا در این جنایت دست داشته است.

191
00:14:03,660 --> 00:14:05,670
‫بابا، بازم تانک!

192
00:14:05,830 --> 00:14:07,950
‫کلی تانک داره اینوری میاد.

193
00:14:08,910 --> 00:14:09,950
‫ارتش سلطنتی‌ـه!

194
00:14:10,540 --> 00:14:14,620
‫چرا باید تانک‌های ارتش سلطنتی اینجا جمع بشن؟

195
00:14:17,130 --> 00:14:19,450
‫شارک، اون گردنبند چیه انداختی؟

196
00:14:19,540 --> 00:14:23,910
‫از دفتر خبری به‌عنوان یادگاری بهم دادن. 
‫مال خودمه ها.

197
00:14:24,000 --> 00:14:26,540
‫کله‌پوک! یه دستگاه ردیابه!

198
00:14:28,580 --> 00:14:32,790
‫ما شناگرها قراره 
‫شیوا رو گیر بندازیم و جایزه‌شو بگیریم.

199
00:14:32,870 --> 00:14:35,040
‫نذارین ارتش سلطنتی اول بهش برسه.

200
00:14:35,120 --> 00:14:36,620
‫سرجای خود!

201
00:14:36,700 --> 00:14:37,830
‫- اطاعت!
‫- اطاعت!

202
00:14:37,910 --> 00:14:40,950
‫تا کِی می‌خوای کپه‌ی مرگتو بذاری، گاپی؟

203
00:14:41,040 --> 00:14:43,370
‫وقتشه خودی نشون بدی، تانک انسانی!

204
00:14:48,790 --> 00:14:52,620
‫خیلی‌خب، بریم نشونشون بدیم شناگرها چندمرده حلاجن!

205
00:14:52,700 --> 00:14:53,700
‫آره!

206
00:14:59,150 --> 00:15:03,580
‫دفتر خبری؟
‫شیوا صحبت می‌کنه. ژنرال شیوا.

207
00:15:03,660 --> 00:15:06,040
‫چی؟ ی‍ ـ یه‌لحظه گوشی.

208
00:15:06,120 --> 00:15:11,910
‫کسی از یک گیرنده تماس گرفته 
‫و ادعا می‌کنه ژنرال شیواـست!

209
00:15:12,000 --> 00:15:12,830
‫چی؟

210
00:15:12,910 --> 00:15:15,450
‫موتورها رو خاموش کنین! نمی‌خوام صدایی بشنوم!

211
00:15:16,410 --> 00:15:21,700
‫شیوا صحبت می‌کنه. اول ‫عذرخواهی می‌کنم
‫که باعث چنین هرج‌ومرجی شدم.

212
00:15:22,200 --> 00:15:25,620
‫حقیقت داره که یه تانک رو دزدیدم 
‫و مسئولیت کاملشو قبول می‌کنم.

213
00:15:25,700 --> 00:15:30,910
‫ولی باتوجه به گزارش اخبار، 
‫قصدم نابودی روستاها نیست.

214
00:15:31,540 --> 00:15:34,700
‫هدفم ایجاد هیچ‌گونه اغتشاش و آشوبی نیست.

215
00:15:34,790 --> 00:15:38,910
‫فقط و فقط به‌دنبال چشمه آبی هستم
‫ که باور دارم یه‌جایی اون بیرونه.

216
00:15:39,500 --> 00:15:41,580
‫چشمه؟ اون الان گفت چشمه؟

217
00:15:41,660 --> 00:15:43,980
‫این چه خزئبلاتیه می‌گه؟

218
00:15:44,830 --> 00:15:48,540
‫ازتون درخواست می‌کنم
‫ در این سفر سد راهمون قرار نگیرید.

219
00:15:48,620 --> 00:15:53,330
‫اگه بتونم چشمه رو پیدا کنم،
‫اطلاع‌رسانی کرده و تانک رو برمی‌گردونم.

220
00:15:53,410 --> 00:15:54,410
‫قول می‌دم.

221
00:15:55,040 --> 00:15:59,790
‫درضمن یه‌چیز دیگه.
‫یک پیام برای شخص بخصوصی دارم.

222
00:15:59,870 --> 00:16:05,410
‫سی سال گذشته، ولی
‫ به حقیقت پشت انفجار بزرگ پی بردم.

223
00:16:06,000 --> 00:16:07,870
‫ژنرال کل، زئو...

224
00:16:07,950 --> 00:16:10,750
‫به‌هیچ‌وجه نمی‌بخشمت.

225
00:16:10,830 --> 00:16:12,160
‫تمام.

226
00:16:12,250 --> 00:16:14,410
‫عا، یه‌سؤالی داشتم، شیوا-سان!

227
00:16:14,500 --> 00:16:16,910
‫سریعاً با دفتر خبری تماس بگیر!

228
00:16:17,000 --> 00:16:20,160
‫بگو اگه باز بذارن یه تبهکار 
‫روی آنتن حرف بزنه خودشون می‌دونن.

229
00:16:20,250 --> 00:16:23,200
‫اگه دوباره ببینم از بیخ ساقطشون می‌کنم!

230
00:16:23,290 --> 00:16:23,980
‫بله قربان!

231
00:16:23,980 --> 00:16:26,080
‫این خیلی بده، زئو.

232
00:16:26,160 --> 00:16:31,040
‫حقیقت درباره انفجار رو فاش کرد
‫و اعلام کرد چشمه رو پیدا می‌کنه.

233
00:16:31,120 --> 00:16:34,250
‫یعنی داره همون مخزن آب ارتش‌مونو می‌گه؟

234
00:16:34,330 --> 00:16:37,350
‫چه خاکی سرمون کنیم؟ بدبخت شدیم!

235
00:16:37,370 --> 00:16:40,290
‫قربان، ژنرال عاره روی خطه.

236
00:16:41,010 --> 00:16:42,250
‫وصلش کن.

237
00:16:42,870 --> 00:16:47,290
‫توی منطقه‌ای هستم که
‫ ژنرال شیوا احتمال می‌ره توش باشه.

238
00:16:47,370 --> 00:16:51,350
‫اون روح خاک‌گرفته‌ی عهد بوق رو ژنرال صدا نزن!

239
00:16:51,870 --> 00:16:55,290
‫گوشاتو باز کن، حتی سعی نکن
‫ زنده گیرش بیاری،‌ شیرفهم شدی؟

240
00:16:55,370 --> 00:16:59,580
‫بکشش! بفرستش کف قبرستون.
‫این یه دستوره!

241
00:16:59,660 --> 00:17:01,540
‫امم، عذر می‌خوام، قربان.

242
00:17:01,620 --> 00:17:03,630
‫اجازه هست یه‌سؤال ازتون بپرسم؟

243
00:17:03,630 --> 00:17:04,210
‫چیه؟

244
00:17:04,370 --> 00:17:09,540
‫شیوا... از حقیقت پشت انفجار بزرگ چه منظوری داشت؟

245
00:17:10,160 --> 00:17:13,080
‫پدر من هم توی اون حادثه کشته شده بود.

246
00:17:13,160 --> 00:17:16,790
‫ابله! هیچ حقیقتی پشتش نیست!

247
00:17:17,370 --> 00:17:20,290
‫فقط نقشه شیوا برای آشوب به‌پا کردنه!

248
00:17:20,370 --> 00:17:21,910
‫حالا بجنب برو شرشو بِکن!

249
00:17:22,410 --> 00:17:24,290
‫معذرت می‌خوام، قربان.

250
00:17:24,370 --> 00:17:29,660
‫اون واسه چی بود؟ 
‫حالا کل ارتش سلطنتی رو انداختی دنبالمون.

251
00:17:29,750 --> 00:17:34,080
‫شرمنده، ولی از این فرصت‌ها 
‫کم پیش میاد که حرفمو به‌زبون بیارم.

252
00:17:34,620 --> 00:17:36,700
‫قصدم ندارم شما رو تو هچل بندازم.

253
00:17:37,660 --> 00:17:39,290
‫دیگه واسه این خیلی دیره.

254
00:17:40,120 --> 00:17:42,290
‫تانک‌ها دارن میان اینوری.

255
00:17:46,620 --> 00:17:49,870
‫انگاری سنگ‌قبرش قراره اینجا باشه.

256
00:17:49,950 --> 00:17:53,250
‫ولی بابا، شیوا گفت داره می‌ره دنبال یه چشمه.

257
00:17:53,330 --> 00:17:55,080
‫کله‌پوک، گولشو نخور!

258
00:17:55,160 --> 00:17:58,540
‫کی می‌تونه به کسی که 
‫می‌خواد به همه کمک کنه، اعتماد کنه؟

259
00:17:59,040 --> 00:18:00,040
‫- راست می‌گه!
‫- راست می‌گه!

260
00:18:00,120 --> 00:18:04,910
‫ولی با این‌حال، از اینکه گفت 
‫زئو رو نمی‌بخشه خوشم اومد.

261
00:18:05,000 --> 00:18:10,040
‫گاپی، بین شیوا و ارتش سلطنتی شلیک کن.

262
00:18:10,120 --> 00:18:11,410
‫خیلی‌خب، فهمیدم.

263
00:18:11,500 --> 00:18:13,330
‫چرا حالا بینشون؟

264
00:18:13,410 --> 00:18:18,120
‫به‌جون هم میندازیمشون،
‫و آخرم می‌پریم وسط و جایزه رو می‌گیریم.

265
00:18:19,080 --> 00:18:20,410
‫- مرحبا!
‫- مرحبا!

266
00:18:23,000 --> 00:18:24,910
‫شلیک کــن!

267
00:18:30,750 --> 00:18:33,620
‫شیواـه! برای درگیری آماده شید!

268
00:18:35,120 --> 00:18:36,750
‫ای خدا!

269
00:18:36,830 --> 00:18:39,830
‫ارتش سلطنتی اینجاست! 
‫دارن بهمون شلیک می‌کنن!

270
00:18:39,910 --> 00:18:42,160
‫خیلی دربارش مطمئن نیستم.

271
00:18:42,250 --> 00:18:44,450
‫ثیف، این کللاهو بذار سرت.

272
00:18:44,950 --> 00:18:45,480
‫ها؟

273
00:18:46,080 --> 00:18:48,410
‫تانک رو همونطوری که می‌گم حرکت بده.

274
00:18:48,500 --> 00:18:51,290
‫چرا به‌جای من کارو می‌دی ثیف؟

275
00:18:51,370 --> 00:18:53,950
‫با اون شاخ‌ها نمی‌تونی کلاه ایمنی سرت کنی.

276
00:18:54,040 --> 00:18:55,410
‫به‌هرحال، بجنب.

277
00:18:55,500 --> 00:18:59,790
‫یه‌لحظه وایسا ببینم، 
‫گفتی مارو قاتی ماجرا نمی‌کنی که.

278
00:18:59,870 --> 00:19:02,910
‫خواهش می‌کنم. اگه می‌خواید زنده بمونین
‫کاری که می‌گمو بکنین.

279
00:19:03,000 --> 00:19:06,500
‫ای بابا، این انسان‌ها هی حرفشونو عوض می‌کنن.

280
00:19:08,700 --> 00:19:10,000
‫کجان؟

281
00:19:11,040 --> 00:19:13,000
‫بذار ببینم...

282
00:19:15,000 --> 00:19:16,040
‫اون طرف.

283
00:19:17,000 --> 00:19:20,410
‫یک، دو، سه، چهار.

284
00:19:21,000 --> 00:19:22,080
‫چهارتا تانک، ها؟

285
00:19:22,160 --> 00:19:25,910
‫ثیف، یکم بچرخ چپ، با تمام سرعت برو.
‫دریچه هم ببند.

286
00:19:26,500 --> 00:19:27,910
‫باشه، باشه.

287
00:19:28,500 --> 00:19:32,080
‫تحسین‌برانگیزه. 
‫از دوربین زیردریایی هم دیدِ بهتری داری.

288
00:19:33,620 --> 00:19:36,910
‫تانک‌های 3 و 5،
‫از پشت به دشمن حمله کنید.

289
00:19:37,620 --> 00:19:39,910
‫تانک 2 و من، از راست نزدیکشون می‌شیم.

290
00:19:40,790 --> 00:19:45,500
‫خیالتون راحت، رادار فلزی
‫ قطعاً برتری بیشتری بهمون می‌ده.

291
00:19:48,120 --> 00:19:52,040
‫شیوا قراره از دو طرف ضربه بخوره.

292
00:19:52,540 --> 00:19:54,910
‫انگار داره طبق نقشه پیش می‌ره.

293
00:19:55,900 --> 00:19:58,590
‫ب‍ ـ بابا، اون بلزبوب‌ـه!

294
00:19:58,590 --> 00:19:59,480
‫چ‍ ـ چی؟

295
00:19:59,500 --> 00:20:02,410
‫بلزبوب توی تانکِ شیواست!

296
00:20:03,000 --> 00:20:05,120
‫ب‍ ـ ب‍ ـ بلزبوب؟

297
00:20:05,200 --> 00:20:09,410
‫چرا شیوا داره با دیو...
‫تازه اونم شاهزاده شیطانی می‌گرده؟

298
00:20:09,500 --> 00:20:11,080
‫حالا چیکار کنیم؟

299
00:20:11,160 --> 00:20:14,040
‫بلزبوب یه‌دفعه بدجور شکستمون داد.

300
00:20:14,120 --> 00:20:15,410
‫الانم با شیواـه!

301
00:20:15,500 --> 00:20:17,080
‫ترس برت نداره،‌ بزدل!

302
00:20:17,160 --> 00:20:20,330
‫ما بدترین شرورهای سندلند، شناگرهاییم!

303
00:20:20,410 --> 00:20:21,480
‫در هر صورت...

304
00:20:21,500 --> 00:20:25,200
‫فعلاً قایم می‌شیم ببینیم اوضاع چطور می‌شه!

305
00:20:25,290 --> 00:20:26,370
‫باشه!

306
00:20:31,450 --> 00:20:33,450
‫دوتایی که پشتمونن دارن نزدیکتر می‌شن.

307
00:20:37,750 --> 00:20:38,830
‫زیگزاگ حرکت کن!

308
00:20:38,910 --> 00:20:39,910
‫گرفتم!

309
00:20:43,000 --> 00:20:46,200
‫نامنظم‌تر برو، وگرنه ضربه می‌خوریم!

310
00:20:46,290 --> 00:20:47,910
‫خیلی داری دستور می‌دی!

311
00:20:53,900 --> 00:20:57,000
‫دوتا تانک سمت راستمونن!
‫اینطوری قراره محاصره شیم!

312
00:20:57,080 --> 00:20:58,750
‫چیکار باید بکنیم؟

313
00:21:04,660 --> 00:21:07,500
‫با تمام سرعت برو بالای تپه!

314
00:21:08,330 --> 00:21:10,910
‫ها؟ اینطوری راحتتر هدفشون می‌شیم که.

315
00:21:11,000 --> 00:21:12,160
‫زود باش!

316
00:21:12,250 --> 00:21:13,560
‫باشه!

317
00:21:19,870 --> 00:21:24,080
‫مثل ناشی‌ها رانندگی می‌کنی.
‫حتماً اون افسانه چیزی جز قصه نیست.

318
00:21:30,120 --> 00:21:31,700
‫ثیف، همینجا وایسا.

319
00:21:33,080 --> 00:21:36,200
‫مطمئنی، پیری؟ اینجا مارو می‌بیننا.

320
00:21:36,290 --> 00:21:39,080
‫همینجا بمون و بچرخ سمت راست.

321
00:21:42,250 --> 00:21:43,660
‫خوبه، وایسا.

322
00:21:51,420 --> 00:21:52,520
‫الانه که شلیک کنن!

323
00:21:56,040 --> 00:21:57,750
‫تانک 3 و 5، چتون شده؟

324
00:21:57,830 --> 00:21:59,520
‫چرا وقتی جلوتونه شلیک نمی‌کنین؟

325
00:22:00,120 --> 00:22:04,000
‫چ‍ ـ چون خورشید خیلی روشنه
‫دشمن رو نمی‌تونیم ببینیم.

326
00:22:05,120 --> 00:22:06,450
‫شلیک نمی‌کنن...

327
00:22:07,040 --> 00:22:09,450
‫آره، برای اینه که خورشید پشتمونه.

328
00:22:09,540 --> 00:22:12,450
‫احمق‌ها! از اونجا برید کنار!

329
00:22:20,910 --> 00:22:23,200
‫چی شد؟ جواب بدین!

330
00:22:23,290 --> 00:22:25,290
‫توپ و شاسی ضربه خورده.

331
00:22:25,370 --> 00:22:27,080
‫تانک 5 هم قادر به شلیک نیست.

332
00:22:29,450 --> 00:22:31,620
‫همش فقط توی چند ثانیه...؟

333
00:01:59,470 --> 00:02:04,450
‫قسمت 3: «مردی ملقب به افسانه»

334
00:24:01,400 --> 00:24:03,980
‫HADAD

335
00:24:01,400 --> 00:24:03,980
‫AnimeList Translation team

336
00:00:35,620 --> 00:00:37,410
‫HADAD

337
00:00:35,620 --> 00:00:37,410
‫HADAD

338
00:00:35,620 --> 00:00:37,410
‫HADAD

339
00:00:37,410 --> 00:00:37,450
‫HADAD

340
00:00:37,450 --> 00:00:37,490
‫HADAD

341
00:00:37,490 --> 00:00:37,530
‫HADAD

342
00:00:37,530 --> 00:00:37,580
‫HADAD

343
00:00:37,410 --> 00:00:37,450
‫HADAD

344
00:00:37,450 --> 00:00:37,490
‫HADAD

345
00:00:37,490 --> 00:00:37,530
‫HADAD

346
00:00:37,530 --> 00:00:37,580
‫HADAD

347
00:00:37,410 --> 00:00:37,450
‫HADAD

348
00:00:37,450 --> 00:00:37,490
‫HADAD

349
00:00:37,490 --> 00:00:37,530
‫HADAD

350
00:00:37,530 --> 00:00:37,580
‫HADAD

351
00:00:35,620 --> 00:00:37,490
‫AnimeList Translation team

352
00:24:01,910 --> 00:24:03,910
‫

