﻿1
00:00:03,501 --> 00:00:05,459
فیوری، می‌خوام با یکی آشنا بشی

2
00:00:06,959 --> 00:00:07,959
این گراویکـه

3
00:00:13,376 --> 00:00:14,626
گراویک؟

4
00:00:14,959 --> 00:00:16,168
به من اعتماد نداری

5
00:00:18,584 --> 00:00:23,168
میگی همین الان یه میلیون اسکرال
بین ما زندگی می‌کنن؟

6
00:00:23,168 --> 00:00:26,209
عقلت رو از دست دادی، مرتیکه خزنده؟

7
00:00:27,918 --> 00:00:30,626
‫اسکرال‌ها یک‌سری پُست و مقام در
‫قدرت‌های اصلی دنیا رو مال خودشون کردن

8
00:00:30,626 --> 00:00:31,751
‫مدرکی هم دارید؟

9
00:00:31,751 --> 00:00:34,834
من گراویک رو به عنوان
ژنرال اسکرال‌ها انتخاب می‌کنم

10
00:00:35,751 --> 00:00:38,126
تو رو فرستادن اخراجم کنی؟

11
00:00:38,126 --> 00:00:39,376
داوطلب شدم

12
00:00:39,376 --> 00:00:41,168
یه قرار بین من و گراویک بذار

13
00:00:41,168 --> 00:00:42,501
تیلوس، تو رو می‌کُشه

14
00:00:42,501 --> 00:00:44,293
می‌خوام درباره‌ی دخترم صحبت کنم

15
00:01:13,543 --> 00:01:15,709
همه حاضرن؟ -
آها -

16
00:01:17,668 --> 00:01:19,084
به نظرتون جواب میده؟

17
00:01:21,834 --> 00:01:23,209
...یعنی

18
00:01:23,209 --> 00:01:24,709
ایجاد هرج و مرج؟

19
00:01:28,168 --> 00:01:30,376
چرا عضو مقاومت شدی، بیتو؟

20
00:01:32,584 --> 00:01:33,709
...آم

21
00:01:34,543 --> 00:01:36,793
نمی‌خواستم مردم‌مون فراری باشن

22
00:01:45,918 --> 00:01:47,709
به همون دلیلی عضو شدی که من شدم

23
00:01:48,793 --> 00:01:53,043
،نه به خاطر ترس از گذشته
بلکه از سر باور به آینده

24
00:01:54,959 --> 00:01:58,334
هر باوری بر پایه‌ی ریسک بنا شده

25
00:02:02,626 --> 00:02:04,834
پس باید ریسک کنیم. درستـه؟

26
00:02:06,168 --> 00:02:07,459
درستـه

27
00:03:07,334 --> 00:03:08,876
اعضای شورا

28
00:03:09,793 --> 00:03:11,834
خوشحالم انقدر سریع تونستید بیاید

29
00:03:14,418 --> 00:03:15,626
،سر جلسه‌ی شورا

30
00:03:15,626 --> 00:03:18,418
بهتون گفتم یه نقشه
برای تسخیر زمین دارم

31
00:03:19,126 --> 00:03:22,084
من سه مأمور رو فرستادم
به نیروی دریایی پادشاهی بریتانیا نفوذ کنن

32
00:03:22,751 --> 00:03:24,209
وقتشـه عوض شیم

33
00:03:25,834 --> 00:03:29,168
و یه حمله به یه هدف مهم
از سازمان ملل رو کلید بزنن

34
00:03:33,251 --> 00:03:35,709
قهرمانان زمین واکنش نشون میدن

35
00:03:37,418 --> 00:03:40,376
تنها راه برای مقابله با اونا و
،گرفتن این سیاره برای خودمون

36
00:03:41,418 --> 00:03:43,418
اینـه که خودمون هم برتر بشیم

37
00:03:44,459 --> 00:03:46,626
ما دیگه فقط تغییر قیافه نمیدیم

38
00:03:47,626 --> 00:03:48,918
تغییر قدرت هم میدیم

39
00:03:50,043 --> 00:03:53,293
ما تبدیل میشیم به سلاح‌های
کُشتار جمعی با برنامه‌ریزی منحصربفرد

40
00:03:54,376 --> 00:03:55,459
هممون

41
00:03:57,084 --> 00:03:58,209
ابراسکرال

42
00:03:59,459 --> 00:04:02,709
انسان‌ها ظرف یک هفته، یه جنگِ
تمام و کمال رو با هم شروع می‌کنن

43
00:04:03,376 --> 00:04:07,043
،وقتی هم که به جون هم افتادن
از پشت کارشونو می‌سازیم

44
00:04:10,768 --> 00:04:15,101
شما رو دعوت می‌کنم برای انقراضِ
نسل بشر، به من ملحق شید

45
00:06:10,000 --> 00:06:18,000
‫« ترجمه و زیرنویس از آریـن و سـروش »
‫<font color="#00ffff">.:: SuRouSH_AbG & Cardinal ::.</font>

46
00:06:21,851 --> 00:06:28,851
« نیویورک سیتی »
« 1998 »

47
00:06:43,876 --> 00:06:45,793
قهوه میل دارید؟

48
00:06:46,543 --> 00:06:47,793
بله، لطفاً. تلخ باشه

49
00:06:55,001 --> 00:06:56,334
دنبال کسی می‌گردی؟

50
00:06:58,584 --> 00:06:59,584
بله، همینطوره

51
00:07:01,293 --> 00:07:02,584
چه شکلیـه؟

52
00:07:04,209 --> 00:07:06,501
بستگی داره چندشنبه باشه

53
00:07:09,918 --> 00:07:11,668
می‌خوای اینجا بشینی و منتظر بمونی؟

54
00:07:14,668 --> 00:07:17,209
...خب...اینطوری

55
00:07:18,709 --> 00:07:20,751
ممکنـه برداشت غلط کنه

56
00:07:22,751 --> 00:07:24,001
شاکی نمیشه

57
00:07:27,959 --> 00:07:29,501
ورا؟

58
00:07:32,793 --> 00:07:35,793
این افراد دریکوف رو به زانو در میاره

59
00:07:38,251 --> 00:07:40,126
انگار خودت از قبل ترتیب اونشو دادی

60
00:07:46,001 --> 00:07:48,459
...این قیافه‌ی جدیدت

61
00:07:49,126 --> 00:07:50,168
خوشگلـه؟

62
00:07:53,793 --> 00:07:54,918
موافقم

63
00:07:57,418 --> 00:07:58,584
کی هست؟

64
00:07:59,376 --> 00:08:01,126
خب، بستگی داره به اینکه قصدت چیـه

65
00:08:01,126 --> 00:08:02,501
نه، نه، نه، نه

66
00:08:02,626 --> 00:08:04,001
می‌دونی، یه قانونی هست که

67
00:08:04,001 --> 00:08:06,376
...فرمانده و مأمورش نمی‌تونن

68
00:08:06,376 --> 00:08:08,501
واحد ما وجود نداره، فیوری

69
00:08:09,876 --> 00:08:11,543
این یعنی من واسه تو کار نمی‌کنم

70
00:08:14,209 --> 00:08:17,043
دست روی نکته‌ی جذابی گذاشتی

71
00:08:22,043 --> 00:08:24,959
واقعاً کسی هست که
به رهبرامون اعتماد داشته باشه؟

72
00:08:24,959 --> 00:08:26,126
من که ندارم

73
00:08:26,126 --> 00:08:28,834
تفنگ‌هاتون رو پر کنید و حتماً
،آب و غذای کافی داشته باشید

74
00:08:28,959 --> 00:08:32,668
چون واقعاً انگار قراره
جنگ جهانی سوم بشه، دوستان من

75
00:08:33,668 --> 00:08:35,668
چطوری این برنامه‌های مسموم رو می‌بینی؟

76
00:08:35,668 --> 00:08:38,126
،حتی ساعت خراب هم
روزی دو بار زمان رو درست نشون میده

77
00:08:38,126 --> 00:08:40,168
صبح بخیر

78
00:08:40,168 --> 00:08:41,501
!صبح بخیر

79
00:08:46,293 --> 00:08:49,668
الان اون تخم‌مرغ‌هات آب‌پزن یا عسلی؟

80
00:08:50,293 --> 00:08:51,543
تنگاب‌پز شده‌ان

81
00:08:54,293 --> 00:08:57,501
یادم نبود پختن همه چی توی فضا فرق می‌کنه

82
00:09:00,001 --> 00:09:02,043
وای. مرسی

83
00:09:04,209 --> 00:09:09,584
می‌ترسم بپرسم چه فاجعه‌ای پیش اومده که
برگشتی خونه پیش من

84
00:09:10,709 --> 00:09:12,668
چندین سال گذشته

85
00:09:13,918 --> 00:09:17,709
،سیلا، اگه می‌خوای بابت اینکه رفتم
عذرخواهی کنم، همینو بگو

86
00:09:18,168 --> 00:09:20,001
عزیزم، تو نیک فیوری‌ای

87
00:09:20,793 --> 00:09:25,293
هیچوقت شکی نداشتم که
رفتنت از سر نیاز بوده

88
00:09:26,668 --> 00:09:28,168
...ولی برنگشتنت

89
00:09:28,709 --> 00:09:30,084
واقعاً دلم رو شکوند

90
00:09:36,543 --> 00:09:37,834
الان بازنشست شدم

91
00:09:42,376 --> 00:09:44,168
برای وقت آزادت برنامه‌ای داری؟

92
00:09:44,918 --> 00:09:47,376
خب، می‌دونی، من هیچوقت
...چندان اهل گلف نبودم پس

93
00:09:48,584 --> 00:09:52,084
تو این فکرم بزنم تو کار...انتقام

94
00:09:59,501 --> 00:10:02,251
وقتی نبودم، با گراویک در ارتباط بودی؟

95
00:10:03,793 --> 00:10:06,959
چرا اینو ازم می‌پرسی؟ -
فقط می‌خوام مطمئن شم -

96
00:10:06,959 --> 00:10:08,376
از چی؟

97
00:10:09,418 --> 00:10:14,418
اینکه در نبودم...عوض شدی یا نه

98
00:10:15,168 --> 00:10:17,959
من موقع غیبتت بیوه شدم

99
00:10:19,501 --> 00:10:22,876
.هر شب روی بالشتت گریه می‌کردم
.داغدارت بودم

100
00:10:24,709 --> 00:10:27,793
و درست وقتی فکر کردم که
،داغِ دلم به سر اومده

101
00:10:28,293 --> 00:10:29,751
تو توی بلیپ برگشتی

102
00:10:30,834 --> 00:10:34,251
منو بگو که فکر می‌کردم قراره با هم تمام
رنج‌هایی که کشیدیم رو جبران کنیم و

103
00:10:35,876 --> 00:10:38,418
دوباره مثل سابق بشیم، ولی نه

104
00:10:40,626 --> 00:10:42,626
تو دوباره غیبت زد

105
00:10:42,876 --> 00:10:45,043
ولی این بار خواست خودت بود

106
00:10:46,459 --> 00:10:51,959
پس اگه می‌خوای بدونی توی دوران غیبتِ دومت
...تغییر کردم یا نه، بدون که

107
00:10:52,876 --> 00:10:54,209
دوباره خودم شدم

108
00:10:55,918 --> 00:10:57,543
شدم عین قبل از آشنایی‌مون

109
00:10:58,959 --> 00:11:01,918
وقتی همش غیبت می‌زد و
،انگار کلاً وجود نداشتی

110
00:11:01,918 --> 00:11:04,584
چه چاره‌ی دیگه‌ای داشتم؟

111
00:11:11,876 --> 00:11:13,501
به خاطر من بهش بی‌محلی نکن

112
00:11:22,418 --> 00:11:25,209
در حال حاضر این اطلاعات رو ندارم

113
00:11:28,293 --> 00:11:29,584
تو هم همینطور. مراقب خودت باش

114
00:11:31,376 --> 00:11:32,376
مهم بود؟

115
00:11:32,834 --> 00:11:33,834
نه

116
00:12:00,918 --> 00:12:02,668
چیـه؟ چی شده؟

117
00:12:08,334 --> 00:12:09,334
بروگن

118
00:12:12,501 --> 00:12:13,709
بروگن چی؟

119
00:12:14,209 --> 00:12:18,251
خب، یکی به پلیس‌ها گفته بود که کجا میریم و

120
00:12:19,501 --> 00:12:20,793
فقط ما این رو می‌دونستیم

121
00:12:21,251 --> 00:12:25,043
من و تو و پیگن و بیتو سوار ماشین بودیم

122
00:12:26,584 --> 00:12:29,584
،برای بروگن خیلی سخت بوده
چیزی رو اعتراف کنه که نمی‌دونسته

123
00:12:31,543 --> 00:12:32,668
چندان هم سخت نبوده

124
00:12:33,168 --> 00:12:34,168
جدی؟

125
00:12:34,709 --> 00:12:35,751
نظر تو چیـه؟

126
00:12:36,709 --> 00:12:38,376
بروگن داشته شکنجه می‌شده

127
00:12:42,168 --> 00:12:44,876
،لابد وقتی پرسیدن کجا می‌تونن پیدات کنن

128
00:12:44,876 --> 00:12:47,918
مجبور شده یه حدس حساب‌شده بزنه

129
00:12:51,293 --> 00:12:52,459
تو بودی، همین کار رو می‌کردی؟

130
00:12:53,584 --> 00:12:54,626
من بودم، دروغ می‌گفتم

131
00:12:55,543 --> 00:12:56,626
دروغگوی خیلی خوبیم

132
00:12:59,376 --> 00:13:00,418
باشه

133
00:13:03,918 --> 00:13:05,209
کار بروگن بود

134
00:13:06,001 --> 00:13:07,626
از اونی که فکر می‌کردی، ضعیف‌تر بود

135
00:13:20,709 --> 00:13:21,751
باشه

136
00:13:24,084 --> 00:13:25,668
فردا می‌بینمت. صبح زود

137
00:13:26,376 --> 00:13:27,501
تو با من میای

138
00:13:59,209 --> 00:14:01,084
پدرت خواسته با هم صحبت کنیم

139
00:14:03,126 --> 00:14:05,043
انگار موضوع قرارمون تویی

140
00:14:15,043 --> 00:14:16,043
بله؟

141
00:14:19,543 --> 00:14:20,876
درست طبق برنامه

142
00:14:21,268 --> 00:14:25,559
هواپیمای سازمان ملل وارد
موقعیت نپتون میشه. ساعت ده شب

143
00:14:48,000 --> 00:14:52,000
« پرواز 819، نپتون، ده شب »

144
00:15:10,543 --> 00:15:11,793
فوق‌العاده‌ست، نه؟

145
00:15:13,209 --> 00:15:16,543
این همه آدم کله‌گنده رو برای یه نقاشی جمع کردن

146
00:15:17,793 --> 00:15:22,251
«دولتمردان جنگ جهانی اول»
.اسمش اینـه

147
00:15:22,251 --> 00:15:25,418
به نظرم قشنگ همه چی رو خلاصه می‌کنه

148
00:15:26,209 --> 00:15:27,709
منظورت از «همه چی» چیـه؟

149
00:15:28,334 --> 00:15:32,668
می‌دونی، فرق بین دولتمردها با سربازها رو

150
00:15:33,001 --> 00:15:36,043
ببین، آخه یه دسته کل دوران جنگ رو
ژست می‌گیرن واسه عکس و نقاشی

151
00:15:36,043 --> 00:15:39,376
در حالی که دسته‌ی دیگه
مشغول کُشتن و مُردنن

152
00:15:39,376 --> 00:15:42,251
ببین لعنتی چه پرافاده لبخند زده

153
00:15:43,084 --> 00:15:44,334
تیلوس، اگه از من بپرسی

154
00:15:44,334 --> 00:15:48,334
ترجیح میدم داستانم با جوهر و
،رنگ روغن تعریف بشه

155
00:15:48,834 --> 00:15:50,709
،یا با خون نوشته بشنوه

156
00:15:51,376 --> 00:15:55,543
بی برو برگرد خون رو انتخاب می‌کنم

157
00:15:56,626 --> 00:15:59,543
خون خودت و بقیه، نه؟

158
00:16:00,376 --> 00:16:01,543
آره

159
00:16:01,918 --> 00:16:02,959
چقدر شجاع

160
00:16:03,459 --> 00:16:05,918
،تو می‌خواستی صحبت کنیم
پس بیا صحبت کنیم، خب؟

161
00:16:05,918 --> 00:16:07,251
یالا

162
00:16:17,418 --> 00:16:18,626
ممنون، عزیزم

163
00:16:35,793 --> 00:16:37,793
چرا لیوان خالی سفارش ندادی؟

164
00:16:39,209 --> 00:16:41,459
،دوست دارم با شکرم
کمی اسپرسو بخورم

165
00:16:43,126 --> 00:16:44,293
تو هم می‌خوای؟

166
00:16:44,918 --> 00:16:49,043
من می‌خوام دست نگه داری و
دیگه انسان‌های بی‌گناه رو نکُشی

167
00:16:49,543 --> 00:16:51,751
،می‌دونی، اگه همینجا بزنم خلاصت کنم

168
00:16:52,001 --> 00:16:54,543
به جفتمون لطف بزرگی کردم

169
00:16:55,584 --> 00:16:58,418
می‌خوای نبرد تن‌به‌تن داشته باشیم؟
بفرما. لب تر کن

170
00:16:58,959 --> 00:16:59,959
نبرد تن‌به‌تن؟

171
00:17:00,459 --> 00:17:02,418
خب، کار درستی نیست، نه؟

172
00:17:02,543 --> 00:17:04,709
که یه ژنرال زیردستش رو
به مبارزه با خنجر دعوت کنه؟

173
00:17:05,709 --> 00:17:07,918
،واقعاً در عجبی چرا شورا ترجیح میده

174
00:17:07,918 --> 00:17:10,251
من ژنرال باشم تا امثال تو؟

175
00:17:10,376 --> 00:17:13,043
گایا توی ماشینـه. می‌خوای بیای سلام کنی؟

176
00:17:13,459 --> 00:17:17,209
بهتره قشنگ حواست باشه چی می‌خوای بگی

177
00:17:17,834 --> 00:17:21,834
باید ممنونم باشی که هنوز
کفن‌پیچ اونو تحویلت ندادم

178
00:17:46,543 --> 00:17:48,543
موضوع همینـه، نه؟

179
00:17:48,543 --> 00:17:53,251
می‌خوای سر جنگ با انسان‌ها
مردم‌مون رو تا آستانه‌ی نابودی ببری

180
00:17:53,251 --> 00:17:57,668
این موجودات پست فقط کُشتار حالی‌شونـه

181
00:17:59,209 --> 00:18:01,126
ببین چطوری با هم رفتار می‌کنن

182
00:18:01,126 --> 00:18:02,668
قراره همین بشه

183
00:18:03,501 --> 00:18:05,043
ما همشونو می‌کُشیم

184
00:18:05,459 --> 00:18:09,626
تو هیچی درباره‌ی انسان‌ها نمی‌دونی

185
00:18:11,584 --> 00:18:14,043
وقتی یه دشمن مشترک

186
00:18:15,334 --> 00:18:16,918
،تهدیدشون می‌کنه

187
00:18:18,668 --> 00:18:20,459
از همیشه قوی‌تر میشن

188
00:18:21,126 --> 00:18:22,543
یادت رفته ما چطوری می‌جنگیم؟

189
00:18:22,543 --> 00:18:27,209
اگه خیال کردی اجازه میدم این جنگ رو
،ادامه بدی و ناشناس بمونی

190
00:18:27,209 --> 00:18:28,626
سخت در اشتباهی

191
00:18:28,626 --> 00:18:32,043
به تمام ارتش‌های زمین میگم که
کی داره بهشون حمله می‌کنه

192
00:18:32,043 --> 00:18:33,959
عنصر غافلگیری رو از دست میدی

193
00:18:33,959 --> 00:18:37,334
تو و یاغی‌هات رو عین یه مشت
سگِ هار خلاص می‌کنن

194
00:18:37,334 --> 00:18:40,043
اونوقت خودت نابودی مردم‌مون رو رقم می‌زنی

195
00:18:40,043 --> 00:18:42,043
،اینجاست که در اشتباهی، چون ببین

196
00:18:42,168 --> 00:18:45,918
اونا فرق بین‌مون رو می‌بینن

197
00:18:45,918 --> 00:18:48,334
چون ما نشون‌شون میدیم

198
00:18:48,459 --> 00:18:53,334
ماهایی که مثل تو مریض نیستیم

199
00:18:54,376 --> 00:18:56,168
پس گایا قراره پیش من بمونه، نه؟

200
00:18:59,418 --> 00:19:02,584
،از الان تا آخرالزمان

201
00:19:03,251 --> 00:19:05,459
اسم دخترم رو به زبون نمیاری

202
00:19:08,876 --> 00:19:10,084
شیرفهم شدی؟

203
00:19:31,293 --> 00:19:32,918
شرمنده -
نه، من عذر می‌خوام -

204
00:19:34,501 --> 00:19:37,959
فکر کنم این مال شماست -
ممنون -

205
00:20:41,709 --> 00:20:43,918
واقعاً اون بشقاب غذای سگو می‌خوری؟

206
00:20:47,376 --> 00:20:49,959
.می‌خواستم بخورم، رفیق
.دیگه اشتهامو از دست دادم

207
00:20:49,959 --> 00:20:51,334
خب، این دیگه تازگی داره

208
00:20:54,666 --> 00:20:56,833
‫تو واقعاً خجالت نمی‌کشی، نه؟

209
00:20:57,250 --> 00:21:00,224
‫خیلی رو می‌خواد
‫اون حرف‌هایی که دیروز به من زدی رو بزنی،

210
00:21:00,875 --> 00:21:03,833
‫بعد هم با پررویی بیای اینجا ازم کمک بخوای

211
00:21:03,916 --> 00:21:05,291
‫من که کمکت رو نخواستم

212
00:21:05,708 --> 00:21:08,041
‫پس چی، داداش؟
‫اومدی اینجا صبحونه‌ی انگلیسی بزنی

213
00:21:08,125 --> 00:21:10,541
‫یا که جویای احوالِ من بشی؟

214
00:21:10,625 --> 00:21:13,958
‫نه، فکر می‌کنم با اطمینان بشه گفت که
‫برای این‌کارا نیومدی اینجا، نه؟

215
00:21:14,041 --> 00:21:15,791
‫- هوم؟
‫- ببین، ببین

216
00:21:15,916 --> 00:21:19,875
‫من یه سرنخی پیدا کردم از یه اسکرال شورشی که
‫مقام ارشدی توی دولت آمریکا داره

217
00:21:19,958 --> 00:21:22,291
‫- و طرف الان لندن‌ـه
‫- خب؟

218
00:21:22,625 --> 00:21:23,833
‫میگی «خب»؟

219
00:21:24,071 --> 00:21:26,405
‫آره، خب چه کاری از دست من برمیاد؟

220
00:21:26,541 --> 00:21:28,125
‫چطوری می‌تونم کمکت کنم، رفیق؟

221
00:21:28,958 --> 00:21:30,125
‫الان بهت گفتم دیگه

222
00:21:30,208 --> 00:21:31,416
‫نه، تو فقط گفتی

223
00:21:31,500 --> 00:21:35,041
‫از یه اسکرالی که توی دولت آمریکا
‫مسئول بالارتبه‌ست، سرنخ گیر آوردی و...

224
00:21:35,125 --> 00:21:38,875
‫تو فکر می‌کنی ‫این مشخصاً به این معنیـه که

225
00:21:38,958 --> 00:21:41,208
‫من باید یهو از جام بپرم و

226
00:21:41,291 --> 00:21:44,031
از این فرصت برای کمک به
‫جناب‌عالی استفاده کنم

227
00:21:44,166 --> 00:21:50,125
‫اون دوره دیگه گذشته، بنابراین ازت می‌خوام که
‫قشنگ حرفت رو به زبون بیاری

228
00:21:50,916 --> 00:21:52,291
‫به زبون بیارش

229
00:21:53,291 --> 00:21:54,916
‫چی رو به زبون بیارم؟

230
00:21:56,916 --> 00:21:58,166
‫«به من کمک کن، تیلوس،

231
00:21:59,000 --> 00:22:01,566
‫چون من بدون تو
‫به‌درد لای جرز دیوار هم نمی‌خورم»

232
00:22:21,666 --> 00:22:23,500
‫بهم کمک کن، تیلوس

233
00:22:23,916 --> 00:22:27,386
‫چون من بدون تو
‫به‌درد لای جرز دیوار هم نمی‌خورم

234
00:22:42,666 --> 00:22:45,000
‫گایا اطلاعات رسوند، با گوشی یک‌بار مصرف

235
00:22:45,666 --> 00:22:46,916
‫دختر شجاعیـه

236
00:22:47,375 --> 00:22:49,583
‫آره. مامانش الگوی خوبی بود براش

237
00:22:51,375 --> 00:22:54,404
‫نپتون یه زیردریایی انگلیسیـه.
‫می‌دونم باید به کی زنگ بزنم.

238
00:22:59,083 --> 00:23:01,250
‫هر کی که هستی،
‫اجازه‌ی تماس با این شماره رو نداری

239
00:23:01,333 --> 00:23:04,333
‫ببینم، راجع‌به یه زیردریایی انگلیسی
‫به‌اسم نپتون چی می‌دونی؟

240
00:23:04,458 --> 00:23:06,000
‫قبلش می‌خوام ازم عذرخواهی کنی

241
00:23:06,083 --> 00:23:08,291
‫من امروز تنها معذرت‌خواهی‌ای که
‫داشتم رو خرجش کردم

242
00:23:08,375 --> 00:23:10,208
‫خب باید تکرارش کنی،

243
00:23:10,291 --> 00:23:14,916
‫چون با بی‌ادبیِ تمام یه شنود ناجور
‫به «هوت» عزیزم وصل کردی
‫(صدای هوهو جغد)

244
00:23:15,000 --> 00:23:16,916
‫جدی بگو که هوت
‫اسمِ اون ساعت جغدیت نیست

245
00:23:17,041 --> 00:23:20,565
‫خب، دیگه نه. یه اسم جدید براش گذاشتم.
‫نیکلاس فیوری.

246
00:23:20,916 --> 00:23:23,208
‫تازه الان یه چشم‌بند خوش‌تیپ هم زده

247
00:23:23,625 --> 00:23:26,166
‫قضیه جدیـه، سونیا.
‫منبع موثق دارم.

248
00:23:26,250 --> 00:23:28,833
‫نپتون قصد داره به هیئت نمایندگان
‫سازمان ملل حمله کنه و

249
00:23:28,916 --> 00:23:30,791
‫این یعنی جنگ‌جهانی سوم

250
00:23:31,333 --> 00:23:33,833
‫خب چرا باید دست به
‫همچین کار احمقانه‌ای بزنن؟

251
00:23:34,208 --> 00:23:37,208
‫چون دست کم یه نفر از شورشی‌های گراویک
‫به نیروی دریایی نفوذ کرده

252
00:23:37,291 --> 00:23:38,333
‫می‌تونی هماهنگیاش رو انجام بدی؟

253
00:23:38,416 --> 00:23:40,625
‫متأسفانه من الان دارم
‫با نفوذیِ خودمون

254
00:23:40,708 --> 00:23:42,041
‫دست‌وپنجه نرم می‌کنم

255
00:23:42,125 --> 00:23:44,291
‫یه نفر آدرس قصابی رو لو داده بود،

256
00:23:44,375 --> 00:23:47,208
‫موقعی که من داشتم اونجا گل می‌کاشتم،
‫واسه همین دستم بسته‌ست

257
00:23:47,333 --> 00:23:49,247
‫دستت انقدری باز هست که
‫اسم ناخدا رو بهم بگی؟

258
00:23:49,500 --> 00:23:52,791
‫- اسمش دریادار رابرت فیربنکس‌ـه
‫- باب رو میگی!

259
00:23:52,875 --> 00:23:55,208
‫- عکس و آدرسش رو برام می‌فرستی؟
‫- حتماً

260
00:23:55,791 --> 00:23:58,241
‫- می‌خوای بهش بگم داری میری پیشش؟
‫- آره. حتماً بگو

261
00:24:05,246 --> 00:24:06,432
‫پورتسموث
‫( شهری در انگلستان )

262
00:24:06,500 --> 00:24:09,208
‫مقر نیروی دریایی اونجاست

263
00:24:14,916 --> 00:24:19,083
‫می‌دونی چیه؟
‫من این جریان سگ‌ها رو نمی‌فهمم اصلاً

264
00:24:19,500 --> 00:24:22,208
‫چیشو نمی‌فهمی؟
‫سگ بهترین دوست انسانـه دیگه

265
00:24:23,250 --> 00:24:25,458
‫ولی آخه بی‌خیال، اینو ببین

266
00:24:25,958 --> 00:24:29,875
‫خب، فقط یه رابطه‌ی دیگه بین
‫دو گونه جانوری برام مثال بزن که

267
00:24:29,958 --> 00:24:33,541
‫قابل‌قبول باشه یکی عن‌وگوهِ
‫طرف مقابل رو تمیز کنه

268
00:24:34,208 --> 00:24:37,208
‫من خودم سی و اَندی سالـه که دارم
‫عن‌وگوه تو رو جمع می‌کنم

269
00:24:38,625 --> 00:24:39,833
‫خیلی خنده‌داره

270
00:24:39,916 --> 00:24:42,791
‫خب، حقیقت تلخـه دیگه، نه؟

271
00:24:46,458 --> 00:24:48,208
‫واقعاً این‌جوری فکر می‌کنی؟

272
00:24:48,291 --> 00:24:50,500
‫که تمام این مدتی که با هم دوست بودیم،

273
00:24:50,583 --> 00:24:52,458
‫تو داشتی گندکاری‌های منو جمع می‌کردی؟

274
00:24:52,541 --> 00:24:55,250
‫- خب، تو نظر دیگه‌ای داری؟
‫- آها، خب بذار ببینیم

275
00:24:55,625 --> 00:24:57,416
‫سال ۱۹۹۵ که من اومدم اینجا،

276
00:24:57,500 --> 00:25:01,875
‫تو یه نیمکت‌نشین بی‌نام و نشون
‫توی دفتر غیرمرکزی سازمان شیلد بودی

277
00:25:01,958 --> 00:25:03,041
‫نیمکت‌نشین؟

278
00:25:03,208 --> 00:25:05,458
‫چیه؟ تو نظر دیگه‌ای داری؟

279
00:25:05,958 --> 00:25:08,208
‫من داشتم پله‌های ترقی رو
‫یکی‌یکی می‌رفتم بالا

280
00:25:08,958 --> 00:25:12,041
‫شما بالا رفتن از پله‌های ترقی رو
‫وقتی شروع کردی که

281
00:25:12,125 --> 00:25:17,750
‫من و ۱۹ نفر از افرادم
‫تبدیل شدیم به شبکه‌ی پنهان جاسوسیت

282
00:25:18,166 --> 00:25:22,000
‫ببین، ما انقدری آتو و اطلاعات
‫برات جور کردیم

283
00:25:22,208 --> 00:25:26,500
‫که جناب‌عالی توی کل عمرت هم
‫نمی‌تونستی بدست‌شون بیاری، پس بی‌خیال

284
00:25:26,708 --> 00:25:31,166
‫یعنی هر دفعه که توی شیلد ترفیع گرفتی،
‫همه کاراشـو ما کردیم

285
00:25:31,916 --> 00:25:35,458
‫هر حمله‌ی تروریستی‌ای که جلوش رو گرفتی،
‫همه کاراشو ما کردیم

286
00:25:36,041 --> 00:25:40,583
‫هر دشمنی که به‌فنا دادیش،
‫و هر متحدی که با آتو بهش فشار آوردی

287
00:25:40,666 --> 00:25:44,488
‫آتوهایی که هیچکس دیگه‌ای تو دنیا
‫بهشون دسترسی نداشت، همش کار ما بود

288
00:25:45,458 --> 00:25:49,291
‫تو آدم باهوش و توانایی هستی، فیوری.
‫حرفی توش نیست.

289
00:25:50,051 --> 00:25:51,468
‫اما باید به این اقرار کنی که

290
00:25:51,916 --> 00:25:55,250
‫از زمانی که من وارد زندگیت شدم،
‫خیلی خوش‌شانس‌تر شدی

291
00:25:55,541 --> 00:25:57,000
‫و یه چیزی رو هم می‌دونی؟

292
00:25:57,375 --> 00:26:00,250
‫اصلاً نیازی هم ندارم
‫ازم تشکر کنی

293
00:26:00,916 --> 00:26:02,291
‫باعث افتخارم بود، رفیق

294
00:26:03,291 --> 00:26:04,416
‫کمترین کاری که می‌تونی بکنی

295
00:26:05,708 --> 00:26:07,291
‫اینـه که تاریخ رو عوض نکنی

296
00:26:07,625 --> 00:26:10,875
‫وقتی همون کسی که کمکت کرد بنویسیش،

297
00:26:11,208 --> 00:26:12,708
‫درست بغل‌دستت نشسته

298
00:26:13,875 --> 00:26:16,041
‫- حالا چرا وایسادی؟
‫- چون رسیدیم

299
00:26:16,958 --> 00:26:18,166
‫- خونه‌ی باب؟
‫- بله، باب

300
00:26:18,291 --> 00:26:20,708
‫اصلاً باب رو یادت هست؟
‫همونی که قراره یه حمله‌ی هسته‌ای راه بندازه؟

301
00:26:20,791 --> 00:26:22,708
‫باشه، ببخشید. متوجه نشدم

302
00:26:22,791 --> 00:26:26,750
‫نه، چون رفته بودی بالای منبرِ «همه رو ما کردیم»

303
00:26:27,333 --> 00:26:29,458
‫بازم تیکه‌ای مونده که بهم بندازی؟

304
00:26:29,541 --> 00:26:32,250
‫یا که آماده‌ای بریم
‫به قضیه‌ی باب رسیدگی کنیم؟

305
00:26:32,535 --> 00:26:35,368
‫و اون‌وقتـه که من می‌تونم بگم
‫«این‌کارو ما کردیم!»

306
00:26:36,583 --> 00:26:37,750
‫آره، می‌تونیم

307
00:26:47,166 --> 00:26:48,166
‫قربان

308
00:26:48,791 --> 00:26:50,708
‫ببخشید. نمی‌دونستم اومدید بیرون

309
00:26:50,791 --> 00:26:53,416
‫خواستم دو دقیقه از بلای جونم دور باشم

310
00:26:53,500 --> 00:26:54,666
‫خوب درک‌تون می‌کنم، قربان

311
00:26:55,166 --> 00:26:56,791
‫بپا زنت این حرف‌ها رو از دهنت نشنوه

312
00:27:04,622 --> 00:27:05,750
‫رفتی تو موقعیت؟

313
00:27:05,833 --> 00:27:07,708
‫تو نگران خودت باش بابا

314
00:27:08,416 --> 00:27:10,041
‫یه لطفی بهم بگن، فیوری

315
00:27:10,708 --> 00:27:11,791
‫هیچ‌وقت عوض نشو

316
00:27:14,916 --> 00:27:17,041
‫- قربان، من که الان پیش شما...
‫- ریدم توش

317
00:27:22,333 --> 00:27:24,375
‫- لو رفتم
‫- بله، دیدم

318
00:27:55,291 --> 00:27:56,375
‫حرف بزن، تیلوس

319
00:27:56,916 --> 00:28:00,458
‫ببخشید، نیک.
‫مشغولِ کتک زدن باب بودم.

320
00:28:00,625 --> 00:28:03,083
‫طبقه‌ی دوم. انتهای راهرو، در آخر

321
00:28:03,708 --> 00:28:04,750
‫دریافت شد

322
00:28:21,291 --> 00:28:24,625
‫هیچکس منو نیک صدا نمی‌کنه، باب

323
00:28:25,083 --> 00:28:26,416
‫زکری

324
00:28:28,187 --> 00:28:29,187
‫بابا؟

325
00:28:33,666 --> 00:28:34,708
‫بابایی؟

326
00:28:35,791 --> 00:28:38,625
‫وقتی پسرم رو ول کنی،
‫من هم اینو ولش می‌کنم

327
00:28:39,291 --> 00:28:42,333
‫مذاکره‌ای در کار نیست، باب

328
00:28:56,291 --> 00:28:57,583
‫میری یه چیزی پیدا کنی
‫دست و پاشـو ببندیم؟

329
00:28:58,541 --> 00:29:00,000
‫چشم، رئیس

330
00:29:01,375 --> 00:29:03,125
‫«مرسی که جونم رو نجات دادی، فیوری»

331
00:29:03,416 --> 00:29:05,458
‫«قربونت برم تیلوس. تو جون بخواه»

332
00:29:06,916 --> 00:29:09,250
‫داری روی چی کار می‌کنی، باب؟

333
00:29:21,208 --> 00:29:24,500
‫<i>- چهل و پنج درجه به سمت راست
‫- ...دوازده متری</i>

334
00:29:25,166 --> 00:29:27,875
‫<i>منتظر باشید. یک آماده</i>

335
00:29:28,791 --> 00:29:30,288
‫حتماً اشتباهی شده

336
00:29:30,320 --> 00:29:31,354
‫« دستور حمله‌ی هسته‌ای به هدف یو.ان-۱ »

337
00:29:31,379 --> 00:29:35,164
‫این پیام راستی‌آزمایی شده، ناخدا.
‫وظیفه دارید حمله کنید.

338
00:29:44,166 --> 00:29:49,291
‫بیا. یه قُلُپ از این بخور.
‫کمکت می‌کنه آروم شی. بیا بخور.

339
00:29:52,208 --> 00:29:53,916
‫می‌خواید بابام رو بکشید؟

340
00:29:55,291 --> 00:29:58,498
‫فقط می‌خوایم که بابات
‫کار درست رو انجام بده. بگیرش

341
00:30:10,541 --> 00:30:13,250
‫انگاری نمی‌تونم باب عزیز رو سر عقل بیارم

342
00:30:14,291 --> 00:30:15,804
‫واسه همین می‌خوام روشم رو عوض کنم

343
00:30:16,708 --> 00:30:17,833
‫به اون نگاه نکن

344
00:30:17,916 --> 00:30:19,875
‫اون نیست که قراره زنتـو مجبور کنه

345
00:30:19,958 --> 00:30:23,333
‫محتویات چسبناک بنفش مغزت رو
‫از کف فرش جمع کنه

346
00:30:23,416 --> 00:30:27,583
‫مگه این‌که همین‌الان
‫دستور حمله‌ی هوایی رو کنسل کنی

347
00:30:27,666 --> 00:30:31,208
‫و اگه از ایستادن مقابل گراویک می‌ترسی

348
00:30:32,250 --> 00:30:33,291
‫من می‌تونم ازت محافظت کنم

349
00:30:33,791 --> 00:30:36,583
‫تو از در این اتاق اومدی داخل
‫نتونستی از خودت محافظت کنی

350
00:30:37,083 --> 00:30:39,583
‫تو جنازه‌ی اون ژنرال سابق هم نیستی

351
00:30:41,250 --> 00:30:42,625
‫میشه بری بیرون منتظر بمونی؟

352
00:30:43,000 --> 00:30:45,375
‫خب، چرا دوباره خودتو
‫شبیه این مرتیکه نمی‌کنی و

353
00:30:45,458 --> 00:30:47,625
‫بهشون نمیگی اون حمله‌ی موشکی کنسلـه؟

354
00:30:47,708 --> 00:30:49,791
‫چه فکر بکری. چرا به ذهن خودم نرسید؟

355
00:30:50,208 --> 00:30:54,333
‫شاید به‌خاطر این‌که
‫اون تنها کسیـه که رمز رو می‌دونه

356
00:30:54,416 --> 00:30:55,875
‫رمز رو بهمون میگی، دریادار؟

357
00:30:56,000 --> 00:30:58,750
‫این خلأ قدرت رو خودت ایجاد کردی.
‫گراویک فقط اومد پُرش کرد.

358
00:30:59,041 --> 00:31:00,695
‫می‌خوام با ستاد فرماندهی مرکزی صحبت کنم

359
00:31:01,000 --> 00:31:03,000
‫این دستور ستاده

360
00:31:03,458 --> 00:31:06,166
‫از دستور اطاعت کن وگرنه برکنار میشی

361
00:31:06,250 --> 00:31:07,458
‫متوجه‌ای؟

362
00:31:08,708 --> 00:31:10,291
‫می‌تونستید با همدیگه رهبری کنید

363
00:31:10,375 --> 00:31:14,458
‫گراویک بهت پیشنهاد همکاری داد.
‫ما با افتخار پشتت وایمیستادیم.

364
00:31:14,541 --> 00:31:16,416
‫پس الان پشتم وایسا

365
00:31:16,500 --> 00:31:17,500
‫دیر اومدی

366
00:31:17,625 --> 00:31:19,833
‫بابا جمع کنید این کس‌وشعراتونو!

367
00:31:20,375 --> 00:31:22,041
‫سه ثانیه بهت وقت میدم

368
00:31:22,125 --> 00:31:24,582
‫تا اون رمز رو بهم بگی،
‫وگرنه تفنگ‌مـو بالاتر نشون می‌گیرم

369
00:31:24,607 --> 00:31:25,916
‫یا شایدم پایین‌تر

370
00:31:26,000 --> 00:31:27,000
‫- اون اسلحه رو بده من
‫- یک!

371
00:31:27,125 --> 00:31:28,458
‫- بدش به من...
‫- دو!

372
00:31:28,541 --> 00:31:29,750
‫گفتم اون تفنگ رو بدش من!

373
00:31:29,833 --> 00:31:33,979
‫فقط چند دقیقه وقت داری اون رمز رو پیدا کنی،
‫اگر که نتونیم این رفیقت رو مجبور کنیم بهمون بگه

374
00:31:51,196 --> 00:31:52,538
‫برای پرتاب موشک آماده بشید

375
00:31:54,124 --> 00:31:56,165
‫چیزی به برخورد نمونده، تیلوس

376
00:31:56,875 --> 00:31:58,475
‫دقیقاً به‌خاطر خائنینی مثل توئـه که

377
00:31:58,500 --> 00:32:01,750
‫مردم ما سی ساله در تبعید هستن

378
00:32:02,083 --> 00:32:04,000
‫- تو حالمو به هم می‌زنی
‫- خفه شو بابا!

379
00:32:04,083 --> 00:32:05,666
‫برنامه چیه، رفیق؟

380
00:32:07,041 --> 00:32:09,458
‫تو حتی نمی‌تونی
‫دخترتو وفادار به خودت نگه داری

381
00:32:10,833 --> 00:32:13,958
‫یا نکنه اون همون خائن بی‌وجودیـه که
‫داره بهت اطلاعات میده؟

382
00:32:44,458 --> 00:32:45,458
‫چی شده؟

383
00:32:45,708 --> 00:32:47,291
‫دریادار رابرت فیربنکس

384
00:32:47,375 --> 00:32:50,583
‫رمز لغو دستور حمله‌اش می‌خوام، فوری

385
00:33:03,679 --> 00:33:04,708
‫« نفوذ به سیستم ارتباطی »

386
00:33:06,583 --> 00:33:09,791
‫- شب‌تون بخیر، دوستان
‫- مأمور گایا. چه کمکی ازمون برمیاد؟

387
00:33:12,458 --> 00:33:14,208
‫<i>آغاز عملیات پرتاب</i>

388
00:33:59,291 --> 00:34:00,500
‫پیداش کردی؟

389
00:34:02,250 --> 00:34:04,043
‫باشه. حالا فقط فرار کن

390
00:34:11,833 --> 00:34:13,333
‫شروع عملیات پرتاب

391
00:34:18,500 --> 00:34:19,875
‫شروع عملیات پرتاب

392
00:34:20,541 --> 00:34:22,704
‫<i>پرتاب در حال انجام</i>

393
00:34:26,239 --> 00:34:27,599
‫فیربنکس هستم

394
00:34:28,916 --> 00:34:31,375
‫عملیات رو لغو کنید

395
00:34:32,416 --> 00:34:34,916
‫رمز: زکری

396
00:34:36,750 --> 00:34:38,125
حمله را لغو کنید

397
00:34:39,041 --> 00:34:40,416
حمله را لغو کنید

398
00:34:46,261 --> 00:34:49,198
‫« عملیات لغو شد »

399
00:35:06,541 --> 00:35:09,615
‫- حالا چرا پیشنهاد رو قبول نکردی؟
‫- کدوم پیشنهاد؟

400
00:35:09,958 --> 00:35:11,041
‫پیشنهاد گراویک رو

401
00:35:11,166 --> 00:35:13,125
‫حتماً جنگیدن باهاش باید کار سختی باشه

402
00:35:13,208 --> 00:35:16,291
‫وقتی به کاری که داره می‌کنه
‫از ته دلت ایمان داری

403
00:35:17,041 --> 00:35:20,250
‫پشمام. سی سال می‌گذره و
‫هنوز منو درست نشناختی؟

404
00:35:24,166 --> 00:35:26,750
‫باشه. خب، شیرفهمم کن

405
00:35:28,958 --> 00:35:31,583
‫من با گراویک نیستم،
‫چون‌که با توئم

406
00:36:09,583 --> 00:36:11,291
‫داری کجا میری، گایا؟

407
00:36:12,333 --> 00:36:13,791
‫شنیدم حمله شکست خورد

408
00:36:14,500 --> 00:36:15,916
‫باید افرادمون رو نجات بدیم

409
00:36:16,833 --> 00:36:17,875
‫من شکست نخوردم

410
00:36:19,291 --> 00:36:20,916
‫سقوط اون هواپیما دستاورد خوبی می‌شد

411
00:36:21,719 --> 00:36:24,427
‫اما پیدا کردن خائن حیاتی بود

412
00:36:27,791 --> 00:36:29,125
‫یالا، برگرد

413
00:36:30,642 --> 00:36:31,642
‫نه

414
00:36:33,291 --> 00:36:34,541
‫باید تو چشمام نگاه کنی

415
00:36:35,500 --> 00:36:36,875
‫و از خودت بپرسی:

416
00:36:38,833 --> 00:36:40,583
‫که آیا تو رهبر اسکرال‌هایی

417
00:36:41,583 --> 00:36:42,583
‫یا بزرگ‌ترین دشمن‌مون؟

418
00:37:41,708 --> 00:37:45,458
‫<i>جایگاه ۱۷، برای قطار ۱۶:۴۲ به تدینگتون،</i>

419
00:37:45,541 --> 00:37:49,041
‫<i>به مقصد واکسال، کلپ‌هام، ایرزفیلد و ویمبلدون</i>

420
00:37:50,791 --> 00:37:52,583
‫روزنامه‌ی نشنال!

421
00:38:16,500 --> 00:38:18,666
‫شما رو تنها می‌ذارم

422
00:38:50,083 --> 00:38:51,916
‫کلیسای سنت جیمز، یک ساعت دیگه

423
00:38:52,750 --> 00:38:54,333
‫باید با گراویک صحبت کنم

424
00:38:54,416 --> 00:38:56,148
‫آره، خب، طرف صحبتت منم

425
00:38:58,172 --> 00:39:06,172
 