﻿1
00:00:01,460 --> 00:00:06,107
آلكني، اينجا خونه يِ ماست
ما يكي هستيم و يگانه ميجنگيم

2
00:00:06,131 --> 00:00:13,948
!ديوار رو آزاد كنيد

3
00:00:13,972 --> 00:00:17,535
اواخر زمستان
يك زن به دهكده يِ ما اومد

4
00:00:17,559 --> 00:00:22,707
اون سه ماهه باردار بود
هيچوقت نگفت كه پدرش كي بوده

5
00:00:22,731 --> 00:00:24,000
جرلامارل

6
00:00:24,024 --> 00:00:27,420
همون مرتدي كه دنبالش بوديد

7
00:00:27,444 --> 00:00:29,297
ساحره ياب ها دارن ميان

8
00:00:29,321 --> 00:00:31,424
ما گير افتاديم-
نه اينطور نيست-

9
00:00:31,448 --> 00:00:35,929
يك راهِ ديگه برايِ خروج از اين كوهستان هست

10
00:00:35,953 --> 00:00:39,599
جرلامارل نه تنها زنده ـست
بلكه زندگيش رو منتقل هم كرده

11
00:00:39,623 --> 00:00:47,623
فرزندانش رو پيدا كنيد و پيش من بياريد

12
00:00:51,305 --> 00:01:11,305
<font color="#ff8000">..::</font> <font color="#ff0000">ترجمه</font> از <font color="#00ff00">آنجــــــــــــل</font> <font color="#ff8000">::..</font>
<font color="#ff8000">..::</font> <font color="#00ff00">Angel</font> <font color="#ff8000">::..</font>

13
00:01:42,426 --> 00:01:50,426
!چت چت

14
00:01:50,518 --> 00:01:58,518
!چت چت چت

15
00:02:01,769 --> 00:02:02,769
<i>بينايي</i>

16
00:02:13,999 --> 00:03:13,999
<font color="#ff8000">lililili</font>   <font color="#ffff00">به كانالِ تلگرامِ ما بپيونديد</font>   <font color="#ff8000">lililili</font>
<font color="#ff8000">lilili</font>   <font color="#ff0000">@AngelicaSub</font>   <font color="#ff8000">lilili</font>

17
00:03:14,405 --> 00:04:14,405
<font color="#ffff00">اطلاع از آخرين وضعيتِ ترجمه يِ اين سريال در كانال تلگرام ما</font>
<font color="#ff0000">@AngelicaSub</font>

18
00:04:39,937 --> 00:04:47,937
لطفاً گريه كنيد، خواهش ميكنم زنده باشيد

19
00:05:12,762 --> 00:05:14,364
!هي! نه

20
00:05:14,388 --> 00:05:16,909
!هي!هي! بيا سمتِ من

21
00:05:16,933 --> 00:05:21,497
!هي! به من نگاه كن

22
00:05:21,521 --> 00:05:24,750
...به من نـ

23
00:05:24,774 --> 00:05:28,670
!هي، منو ببين

24
00:05:28,694 --> 00:05:36,694
!منو ببين

25
00:06:13,322 --> 00:06:16,510
كي اونجاست؟ جواب بده، كي اونجاست؟

26
00:06:16,534 --> 00:06:20,722
ميبينم كه بچه هام در دستانِ خوبي قرار دارند

27
00:06:20,746 --> 00:06:23,684
...جرلامارل

28
00:06:23,708 --> 00:06:31,708
تويي؟

29
00:06:31,966 --> 00:06:37,656
بله

30
00:06:37,680 --> 00:06:39,199
اومدي تا اونا رو ببري؟

31
00:06:39,223 --> 00:06:41,952
نه، من يه فراري هستم

32
00:06:41,976 --> 00:06:43,954
و جايِ ديگه اي كارهايي برايِ انجام دارم

33
00:06:43,978 --> 00:06:48,625
درحاليكه رشد ميكنن پيشِ تو ايمن تر هستند

34
00:06:48,649 --> 00:06:54,506
من نزديك موندم تا مطمئن بشم كه شما
.پناهگاه رو پيدا ميكنيد

35
00:06:54,530 --> 00:06:57,301
و برايِ اينكه خرس هايِ تويِ دره رو بكشم

36
00:06:57,325 --> 00:07:05,325
معتقدم كه اين آخرين خرسه

37
00:07:09,462 --> 00:07:11,398
اين بچه ها يك نعمت هستند

38
00:07:11,422 --> 00:07:16,403
درحاليكه رشد ميكنند بهشون خيلي خوب برس

39
00:07:16,427 --> 00:07:23,869
ميشه دستتو بدي من؟

40
00:07:23,893 --> 00:07:26,955
اين... اين چيه؟

41
00:07:26,979 --> 00:07:30,375
تويِ پناهگاه، كنارِ آبشار، يك غار كوچيك هست

42
00:07:30,399 --> 00:07:33,086
برو توش، يه جعبه پيدا ميكني

43
00:07:33,110 --> 00:07:36,381
كليدِ باز كردنِ اون جعبه رو بهت دادم

44
00:07:36,405 --> 00:07:38,050
با پاريس صحبت كن

45
00:07:38,074 --> 00:07:42,054
بهش بگو چيزايي كه تويِ جعبه هستند برايِ بچه هام هستن

46
00:07:42,078 --> 00:07:44,223
وقتي كه اونا 12 تابستون سن داشتن جعبه رو باز كن

47
00:07:44,247 --> 00:07:46,308
اونموقع به اندازه كافي بزرگ هستند كه بفهمند چه چيزي داخلشه

48
00:07:46,332 --> 00:07:50,103
چي داخلشه؟

49
00:07:50,127 --> 00:07:52,272
دانش

50
00:07:52,296 --> 00:07:55,400
دانشي كه يك دنيايِ جديد رو شروع ميكنه

51
00:07:55,424 --> 00:08:03,424
حتي از دنيايِ نياكانمون هم بهتر

52
00:08:05,059 --> 00:08:13,059
يك روز، ما باهمديگه خواهيم بود

53
00:08:22,910 --> 00:08:25,013
اسمشون رو بذار هانيوا و كفون

54
00:08:25,037 --> 00:08:28,976
اينطوري وقتي كه بيان سراغم ميشناسمشون

55
00:08:29,000 --> 00:08:30,435
و كِي ميان سراغ تو؟

56
00:08:30,459 --> 00:08:32,104
همه يِ پاسخ ها تويِ جعبه هست

57
00:08:32,128 --> 00:08:37,860
وايسا جرلامارل

58
00:08:37,884 --> 00:08:42,781
!جرلامارل

59
00:08:42,805 --> 00:08:48,996
جرلامارل

60
00:08:49,020 --> 00:08:57,020
!جرلامارل

61
00:09:12,835 --> 00:09:20,835
همين الآن شنيدم كه باباواس داشت اسمِ
جادوگر رو صدا ميزد

62
00:09:24,347 --> 00:09:27,159
اين تو رو اذيت نميكنه؟

63
00:09:27,183 --> 00:09:32,998
اينجا هيچ قانوني نداره؟-
ما اينجا خيلي از قانون دوريم-

64
00:09:33,022 --> 00:09:35,375
الآن ديگه باباواس رئيس ـه
ما جرئتِ توهين به اون رو نداريم

65
00:09:35,399 --> 00:09:38,253
بابا واس كه قانون نيست

66
00:09:38,277 --> 00:09:40,172
خدا قانون ـه

67
00:09:40,196 --> 00:09:42,508
شايد اينجا از خدا هم خيلي دوريم

68
00:09:42,532 --> 00:09:48,680
باباواس و پاريس بودن كه مادرم
...رو محكوم كردن

69
00:09:48,704 --> 00:09:53,101
خواهرِ خودت رو، محكوم به آتش

70
00:09:53,125 --> 00:09:54,770
برايِ چي؟

71
00:09:54,794 --> 00:09:59,191
چون اون عاقلانه بودنِ اين تصميم كه بذاريم چنين مَردي

72
00:09:59,215 --> 00:10:04,822
يك غريبه كه از گذشته ـش صحبت نميكنه،
بعنوانِ مسئولِ قبيله رو زير سؤال برد

73
00:10:04,846 --> 00:10:11,328
اونا اون رو سوزوندن چون ميترسيدن كه
حقيقت رو بگه

74
00:10:11,352 --> 00:10:17,793
خدا چشم از اون چيزها برنميداره

75
00:10:17,817 --> 00:10:21,922
...و حتي اگه اون اينكارو بكنه

76
00:10:21,946 --> 00:10:29,946
من هيچوقت اينكارو نميكنم

77
00:10:32,373 --> 00:10:36,562
كجا بودي؟

78
00:10:36,586 --> 00:10:41,650
بابا واس؟

79
00:10:41,674 --> 00:10:44,611
چي شده؟

80
00:10:44,635 --> 00:10:47,990
فقط حقيقت رو بگو

81
00:10:48,014 --> 00:10:49,700
بشين عشقم

82
00:10:49,724 --> 00:10:52,286
چرا؟

83
00:10:52,310 --> 00:11:00,310
چون جرلامارل...پيداش شد

84
00:12:26,445 --> 00:12:34,445
اين ميگه ما اونو انتهايِ كنده درختِ افتاده پيدا ميكنيم

85
00:12:42,670 --> 00:12:45,274
من فقط يكسري داستان ها شنيدم

86
00:12:45,298 --> 00:12:48,277
من حتي نميدونستم كه يه سايه بينِ ما تويِ
دهكده زندگي ميكنه

87
00:12:48,301 --> 00:12:51,238
به همين خاطره كه سايه ها سايه هستن
چون كسي نميدونه كي هستند

88
00:12:51,262 --> 00:12:54,324
ولي آلكني هميشه يه سايه داشته

89
00:12:54,348 --> 00:12:58,245
يه يادداشت تويِ محراب براش گذاشته بودم و
وقتي كه برگشتم نبود

90
00:12:58,269 --> 00:12:59,955
اون مياد اينجا

91
00:12:59,979 --> 00:13:02,666
و چطور ميدوني كِي ميرسه؟

92
00:13:02,690 --> 00:13:05,711
نميدونم، تا حالا اينكارو نكردم

93
00:13:05,735 --> 00:13:10,090
گمان ميكنم كه اون دختر خودش رو به ما مي شناسونه

94
00:13:10,114 --> 00:13:11,884
چرا همش ميگي دختره؟

95
00:13:11,908 --> 00:13:15,304
چون سايه ها هميشه زن هستند
مَردها خيلي دست و پا چلفتي ـن

96
00:13:15,328 --> 00:13:17,890
پس فكر ميكني كيه؟

97
00:13:17,914 --> 00:13:21,560
احتمالاً كسي هست كه هرروز باهاش صحبت ميكنيم

98
00:13:21,584 --> 00:13:24,188
يكي كه قدرتِ مخفي كردنِ جسمش رو داره

99
00:13:24,212 --> 00:13:28,567
هيچكس نميتونه در يك زمان هم باشه هم نباشه

100
00:13:28,591 --> 00:13:30,611
اون فقط وقتي بقيه حركت ميكنن حركت ميكنه

101
00:13:30,635 --> 00:13:32,946
حتي آيورا ها نميتونن صداشو بشنون

102
00:13:32,970 --> 00:13:36,867
اون ذهنش رو از افكار هم خالي ميكنه
حتي پيشگوها هم نميتونن اون رو حس كنن

103
00:13:36,891 --> 00:13:41,371
اون تويِ يه مكانِ ديگه ـست، غيرقابل تشخيصه

104
00:13:41,395 --> 00:13:49,254
حتي سگ ها فكر ميكنن اونا سنگ هستند

105
00:13:49,278 --> 00:13:53,425
اون اينجاست

106
00:13:53,449 --> 00:13:55,928
...سايه

107
00:13:55,952 --> 00:14:03,560
بهت سلام عرض ميكنم

108
00:14:03,584 --> 00:14:08,440
سايه، من ميخوام سايه يِ يكي باشي
يكي تويِ دهكده

109
00:14:08,464 --> 00:14:13,654
و هرچيزي كه ميشنوي رو گزارش بدي

110
00:14:13,678 --> 00:14:17,449
تا تسليمش نشي پاسخ نميده

111
00:14:17,473 --> 00:14:23,997
!ثابت وايسا

112
00:14:24,021 --> 00:14:32,005
سايه، كاري كه ميخوام رو ميكني؟

113
00:14:32,029 --> 00:14:34,466
اين يعني آره؟

114
00:14:34,490 --> 00:14:40,806
دوتا يعني بله، يكي يعني نه؟ آره؟

115
00:14:40,830 --> 00:14:44,977
سايه، اون شخص پاريس ـه

116
00:14:45,001 --> 00:14:47,729
ما معتقديم اون يه ساحره ـست
فقط مدرك ميخوايم

117
00:14:47,753 --> 00:14:55,753
ميتوني سايه يِ يه ساحره بشي؟

118
00:14:57,180 --> 00:15:05,180
سايه، ميتوني سايه يِ يه ساحره بشي؟

119
00:15:11,652 --> 00:15:17,301
و ما چطور بايد بهاش رو بهت بپردازيم؟

120
00:15:17,325 --> 00:15:25,325
سايه؟

121
00:15:30,713 --> 00:15:34,985
گفت "يك دنيايِ جديد"؟

122
00:15:35,009 --> 00:15:39,781
شايد در ساختِ يك دنيايِ جديد
دنيايِ قبلي از بين بره

123
00:15:39,805 --> 00:15:47,805
اين فقط يك جعبه ـست عشقم

124
00:15:54,362 --> 00:15:57,049
اين چيه؟

125
00:15:57,073 --> 00:16:01,220
مالِ بچه هاست
شايد يه اسباب بازيه

126
00:16:01,244 --> 00:16:04,389
نه، اين معنايي خواهد داشت

127
00:16:04,413 --> 00:16:07,768
هركاري كه اون ميكنه يك معنايي داره

128
00:16:07,792 --> 00:16:10,521
معنايي كه هيچوقت من نميتونم بفهمم

129
00:16:10,545 --> 00:16:12,856
من برايِ مراقبت خوب هستم ولي
برايِ فهميدن نه

130
00:16:12,880 --> 00:16:16,443
بابا واس، من هميشه مَردي كه بتونه ازم مراقبت كنه
رو به مَردي كه بتونه

131
00:16:16,467 --> 00:16:21,824
منو بفهمه ترجيح ميدم

132
00:16:21,848 --> 00:16:23,158
پاريس؟

133
00:16:23,182 --> 00:16:25,536
بله

134
00:16:25,560 --> 00:16:26,829
همسرت من رو دعوت كرده

135
00:16:26,853 --> 00:16:32,084
خودِ جرلامارل گفت كه ما بايد با اون مشورت كنيم

136
00:16:32,108 --> 00:16:39,758
بيا، بيا

137
00:16:39,782 --> 00:16:47,782
چي ديگه تويِ جعبه هست؟

138
00:16:53,296 --> 00:16:58,277
اين پيغام ميگه بايد چيزي كه بالاتر(رو) هست رو
همون بالاتر(رو) نگه داريم

139
00:16:58,301 --> 00:17:06,301
و چيزي كه پايينتر (ته) هست رو همون پايينتر(ته)

140
00:17:14,400 --> 00:17:19,173
چطور از پوستِ درخت يك دنيايِ جديد ميسازيم؟

141
00:17:19,197 --> 00:17:22,009
نسيم هم هيچ تصوري به همراه نمياره

142
00:17:22,033 --> 00:17:24,803
و خيلي ديگه مثلِ همين  هست

143
00:17:24,827 --> 00:17:29,183
پاريس

144
00:17:29,207 --> 00:17:33,061
چيه؟ تو ميدوني اينا چي هستن؟

145
00:17:33,085 --> 00:17:36,148
بله

146
00:17:36,172 --> 00:17:41,778
اينا...اينا كتاب هستند

147
00:17:41,802 --> 00:17:43,071
كتاب ديگه چيه؟

148
00:17:43,095 --> 00:17:49,995
مادربزرگم داستان هايي بهم گفته كه
مادربزرگِ مادربزرگش بهش ميگفته

149
00:17:50,019 --> 00:17:55,083
من اينا رو با اون تويِ رويا ديدم

150
00:17:55,107 --> 00:17:59,838
كتاب ها در شكلِ مقدسي هستند

151
00:17:59,862 --> 00:18:06,844
اونا ساكت هستند و با اينحال مستقيماً
با تصورات سخن ميگن

152
00:18:06,868 --> 00:18:12,141
ميتوني بسونيشون ولي اونا از آتش
قدرتمند تر هستند

153
00:18:12,165 --> 00:18:16,772
تمامِ دانشِ نياكان در اونا نهفته ـست

154
00:18:16,796 --> 00:18:21,860
رازهايِ عصرِ بينايي

155
00:18:21,884 --> 00:18:27,074
مادربزرگِ مادربزرگم هم كتاب هايِ خودش رو داشت

156
00:18:27,098 --> 00:18:30,244
ولي ساحره ياب ها همشون رو سوزوندن

157
00:18:30,268 --> 00:18:35,165
فكر كردم همه يِ كتاب ها سوختن

158
00:18:35,189 --> 00:18:37,459
جرلامارل گفت كه بايد 12 تابستون صبر كنيم

159
00:18:37,483 --> 00:18:38,877
.تا قبل از اينكه اينا رو به بچه ها بديم

160
00:18:38,901 --> 00:18:43,590
حتماً معتقده كه اونا تواناييِ اون در شنيدنِ سكوت رو
به ارث بردن

161
00:18:43,614 --> 00:18:46,385
خب اون ميتونه اين اعتقاد رو داشته باشه
ولي اين باعث نميشه كه حقيقت داشته باشه

162
00:18:46,409 --> 00:18:48,679
شايد بچه هايِ من نفرين شده نباشن

163
00:18:48,703 --> 00:18:49,930
نفرين شده؟

164
00:18:49,954 --> 00:18:55,853
ما اينجا برايِ هميشه در دهكده اي پر از خرافات
تنها زندگي ميكنيم

165
00:18:55,877 --> 00:18:59,273
شايد بچه هات برايِ هميشه نمونن

166
00:18:59,297 --> 00:19:01,233
يعني چي؟

167
00:19:01,257 --> 00:19:02,568
يعني چي پاريس؟

168
00:19:02,592 --> 00:19:06,363
تا وقتي كه مطمئن نشيم كه اونا اين توانايي رو دارن

169
00:19:06,387 --> 00:19:08,490
نبايد هيچ بحثي ازش بينمون باشه

170
00:19:08,514 --> 00:19:12,661
بايد اونا رو مثلِ دانه هايِ باارزش دفن كنيم

171
00:19:12,685 --> 00:19:16,957
چون اونها هديه اي از جرلامارل هستند

172
00:19:16,981 --> 00:19:19,418
.و هدايايِ جرلامارل هميشه خوب هستند

173
00:19:19,442 --> 00:19:24,381
مگه غير از اين ميدوني ماگرا؟

174
00:19:24,405 --> 00:19:27,509
...بابا واس

175
00:19:27,533 --> 00:19:31,221
كتاب ها رو پيشِ درختِ سنبل دفن كن

176
00:19:31,245 --> 00:19:39,245
و تا 12 تابستون هيچ حرفي در اين مورد نميزنيم

177
00:20:13,913 --> 00:20:21,913
سايه؟

178
00:20:22,797 --> 00:20:27,611
سايه

179
00:20:27,635 --> 00:20:35,635
من پيغامت رو گرفتم

180
00:20:35,685 --> 00:20:43,685
من اينجام

181
00:20:47,238 --> 00:20:53,262
تو اونجايي؟

182
00:20:53,286 --> 00:21:01,286
سايه؟

183
00:21:07,717 --> 00:21:10,487
اون صحبت نميكنه

184
00:21:10,511 --> 00:21:12,281
اون چيزي كه شنيده بود رو با ريسمان گره زده

185
00:21:12,305 --> 00:21:17,119
سه نفر بودن
بابا واس، پاريس و ماگرا

186
00:21:17,143 --> 00:21:18,787
درموردِ بچه ها صحبت كردن

187
00:21:18,811 --> 00:21:20,080
ساحره چي؟

188
00:21:20,104 --> 00:21:21,498
بچه ها

189
00:21:21,522 --> 00:21:25,127
اونا گريه ميكنن، تغذيه ميكنن
.و سر و صدا ميكنن، هيچي ديگه

190
00:21:25,151 --> 00:21:29,339
اين چيزيه كه اون گفت

191
00:21:29,363 --> 00:21:30,716
!سايه داره دروغ ميگه

192
00:21:30,740 --> 00:21:33,010
ممكنه درست بگي

193
00:21:33,034 --> 00:21:37,347
ممكنه سؤالاتم رو جواب نده

194
00:21:37,371 --> 00:21:40,058
ولي من خبرِ يك ساحره رو ميفرستم

195
00:21:40,082 --> 00:21:41,852
... و بعدش ساحره ياب ها ميتونن ازشون بپرسن

196
00:21:41,876 --> 00:21:49,876
خبر؟ چطوري ميخواي خبر بفرستي؟

197
00:21:50,009 --> 00:21:52,738
يك پيغام

198
00:21:52,762 --> 00:21:59,161
اين از ده ها دره يِ مختلف به سمتِ پايينِ رود حركت ميكنه

199
00:21:59,185 --> 00:22:00,746
كي ميدونه كي پيداش ميكنه؟

200
00:22:00,770 --> 00:22:02,456
يه سگِ آبي پيداش ميكنه

201
00:22:02,480 --> 00:22:04,416
ولي روزي دوبار اينكارو ميكنم

202
00:22:04,440 --> 00:22:06,585
روزي سه بار

203
00:22:06,609 --> 00:22:10,672
و يك روز، دعاهايِ ما پاسخ داده ميشن

204
00:22:10,696 --> 00:22:13,967
دره ها و رودهايِ بسياري وجود داره
سالها طول ميكشه

205
00:22:13,991 --> 00:22:21,991
شايد

206
00:22:22,291 --> 00:22:30,291
ولي ما اميدمون رو خواهيم داشت

207
00:22:58,369 --> 00:23:06,369
!نگه داريد

208
00:23:12,258 --> 00:23:14,695
دوستِ من

209
00:23:14,719 --> 00:23:22,719
ميدونستم تو رو اين بيرون تنها پيدا ميكنم

210
00:23:28,608 --> 00:23:32,129
اوضاعت چطوره؟

211
00:23:32,153 --> 00:23:33,463
همه چي خوبه

212
00:23:33,487 --> 00:23:36,258
خوبه

213
00:23:36,282 --> 00:23:38,260
تو چطور؟

214
00:23:38,284 --> 00:23:43,182
همه چي درموردِ تو هم خوبه؟

215
00:23:43,206 --> 00:23:45,142
واقعاً ميخواي بدوني؟

216
00:23:45,166 --> 00:23:51,398
البته

217
00:23:51,422 --> 00:23:55,861
اوضاع، خيلي خوب نيست

218
00:23:55,885 --> 00:24:00,199
برايِ خوابيدن مشكل دارم

219
00:24:00,223 --> 00:24:01,450
متأسفم كه اينو ميشنوم

220
00:24:01,474 --> 00:24:06,622
ميدوني، من چيزهايي روزها ميشنوم كه
من رو بيدار نگه ميدارن

221
00:24:06,646 --> 00:24:08,624
چه چيزايي؟

222
00:24:08,648 --> 00:24:11,710
يه بي اعتماديِ عظيم اطرافم حس ميكنم

223
00:24:11,734 --> 00:24:15,714
ميترسم يكي حتي به فواصلِ دوري رفته باشه تا

224
00:24:15,738 --> 00:24:23,738
جاسوسيِ من و كساني كه نزديك به من هستند
رو تويِ خونه يِ خودم بكنه

225
00:24:23,913 --> 00:24:27,059
اين بشدت بعيده

226
00:24:27,083 --> 00:24:31,605
اينكه تو و خاله ـت با من و خانواده ـم دشمني و خصومت داريد
اصلاً يك راز نيست

227
00:24:31,629 --> 00:24:36,985
فكر كردم اگه كسي اون بيرون باشه كه بخواد
با قضاوتِ نادرست من رو خشمگين كنه

228
00:24:37,009 --> 00:24:41,698
بينِ همه يِ مردم، تو ممكنه بشناسيش

229
00:24:41,722 --> 00:24:49,498
ولي همچين كسي رو نميشناسي، مگه نه؟

230
00:24:49,522 --> 00:24:54,545
نه نميشناسم

231
00:24:54,569 --> 00:24:59,007
خوبه، اين خوبه

232
00:24:59,031 --> 00:25:03,512
ميخوام به ياد داشته باشي كه من اينجا قانون هستم

233
00:25:03,536 --> 00:25:08,183
همه و هركسي ميتونه بياد پيشِ من و حرفِ
دلش رو بزنه

234
00:25:08,207 --> 00:25:11,228
و اگه وقتي كه حرف ميزنن باهام مقابله كنن

235
00:25:11,252 --> 00:25:15,440
يك مَردِ مُنصِف و عادل رو خواهند ديد

236
00:25:15,464 --> 00:25:17,985
مَردي كه الآن هستم

237
00:25:18,009 --> 00:25:22,197
ولي اگر در باد زمزمه هايي رو بشنوم

238
00:25:22,221 --> 00:25:25,617
و مجبور بشم كه خودم گوينده ـشون رو پيدا كنم

239
00:25:25,641 --> 00:25:31,039
اونموقع اون زن يا مرد با مَردي كه زماني بودم مقابل ميشن

240
00:25:31,063 --> 00:25:39,063
مردي با علاقه به خون و وحشت

241
00:25:44,702 --> 00:25:48,682
اگه كسي حرفي براي گفتن داره گدر بكس
لطفاً

242
00:25:48,706 --> 00:25:54,104
...بهش بگو كه خودم رو پيدا كنه و حرفش رو بزنه

243
00:25:54,128 --> 00:26:02,128
قبل ازاينكه من اول اون رو پيدا كنم

244
00:26:25,451 --> 00:26:28,305
!به من گوش كنيد

245
00:26:28,329 --> 00:26:36,021
شما در دادنِ اطلاعاتي كه ميخواستم به من
شكست خورديد

246
00:26:36,045 --> 00:26:38,899
و خانه هاتون رو از دست داديد

247
00:26:38,923 --> 00:26:44,613
همين الآن صحبت كنيد تا شايد زندگيتون رو از دست نديد

248
00:26:44,637 --> 00:26:51,119
بهم هرچيزي كه درموردِ مرتد و شيطاني به نامِ جرلامارل ميدونيد بگيد

249
00:26:51,143 --> 00:26:55,332
بهم هرچيزي كه درموردِ فرزندانش ميدونيد بگيد

250
00:26:55,356 --> 00:26:57,709
ما... ما هيچي نشنيديم

251
00:26:57,733 --> 00:27:05,733
خواهش ميكنم، التماستون ميكنم،بذاريد ما زنده بمونيم

252
00:27:06,075 --> 00:27:14,075
اگه چيزي نشنيدي
پس گوش هات به هيچ دردِ من نميخوره

253
00:27:32,894 --> 00:27:37,916
!پيغام رسان

254
00:27:37,940 --> 00:27:45,940
يك گزارش برايِ ملكه

255
00:27:52,622 --> 00:27:57,519
الآن ديگه ماه هاست كه در كوهستان هايِ سرزمينِ"
"سان گريو داريم جستجوميكنيم

256
00:27:57,543 --> 00:27:59,855
ما هميشه به خداوند برايِ راهنمايي دعا ميكنيم

257
00:27:59,879 --> 00:28:05,527
ولي هيچ صدا، رَد، نشان و اميدي دريافت نميكنيم

258
00:28:05,551 --> 00:28:08,322
ولي روستاهايِ دنيايِ سان گريو پراكنده هستند

259
00:28:08,346 --> 00:28:11,325
اونجا كوهستان ها و فلاتِ گمشده يِ بسياري هستند

260
00:28:11,349 --> 00:28:18,040
مردم از خرس ها و شيرها ميترسن و
درونِ پناهگاه هاشون ميمونن

261
00:28:18,064 --> 00:28:24,922
و بنابراين با قلبي شكسته اكنون
منتظرِ راهنماييِ شما هستم

262
00:28:24,946 --> 00:28:27,299
مأموريتِ من تموم شده؟

263
00:28:27,323 --> 00:28:29,927
معتقدم كه الآن ديگه اميدي نيست

264
00:28:29,951 --> 00:28:34,598
من متواضعانه درخواست دارم كه بهمون
اجازه يِ بازگشت به "پايان" داده بشه

265
00:28:34,622 --> 00:28:41,730
من خدمتكارِ فداكارِ شما خواهم ماند"
"تاماكتي جون

266
00:28:41,754 --> 00:28:43,315
ميشه خودم پيغام رو بخونم؟

267
00:28:43,339 --> 00:28:46,235
من بي كم و كاست براتون خوندمش-
بدش به من-

268
00:28:46,259 --> 00:28:54,259
من انگشت هايِ خيلي حساسي دارم
ممكنه چيزي جا انداخته باشي

269
00:29:12,702 --> 00:29:16,890
يك دستِ اول قطعاً مالِ تاماكتي جون هست

270
00:29:16,914 --> 00:29:19,434
ولي (طول)دست دوم نه

271
00:29:19,458 --> 00:29:22,813
تاماكتي جون هيچوقت متواضع نيست
اون يه خدمتكار نيست

272
00:29:22,837 --> 00:29:24,982
و طبقِ توافقي مخفيانه بينِ من و تاماكتي

273
00:29:25,006 --> 00:29:27,901
اون هميشه ده تا يكبار يدونه قلب گره ميزنه كه
از جعل جلوگيري كنيم

274
00:29:27,925 --> 00:29:31,822
.و اين، پادشاهِ مقدس من سَك، يك جعل ـه

275
00:29:31,846 --> 00:29:34,533
بقيه نوشتنش تو رو فرستادن، زانو بزن

276
00:29:34,557 --> 00:29:42,332
...عاليجناب-
گفتم زانو بزن-

277
00:29:42,356 --> 00:29:47,421
تاماكتي جون يك ماليات بگيرِ سلطنتني
و يك ساحره يابِ سلطنتي ـه

278
00:29:47,445 --> 00:29:51,675
اون مأمور به 20 تابستان خدمت كردنه و 
همينطور 20 تابستان خدمت خواهد كرد

279
00:29:51,699 --> 00:29:57,639
و تك تكِ روزهايِ خدمتش
دنبالِ جرلامارل خواهد گشت

280
00:29:57,663 --> 00:30:05,663
چون تنفر و انتقام دو اسبِ وحشي هستند كه 
ارابه يِ اون رو ميكشند

281
00:30:05,838 --> 00:30:09,026
كي تو رو فرستاده تا به من دروغ بگي؟

282
00:30:09,050 --> 00:30:12,196
بقيه كه نگران بودن

283
00:30:12,220 --> 00:30:14,490
كدوم بقيه؟

284
00:30:14,514 --> 00:30:18,952
بقيه اي كه ميخوان كاري كنن شما عاقلانه برخورد كنيد
عاليجناب

285
00:30:18,976 --> 00:30:21,246
عاليجناب
جرلامارلِ مرتد گمشده

286
00:30:21,270 --> 00:30:22,998
ما اينجا مشكلاتي داريم

287
00:30:23,022 --> 00:30:25,083
قدرتِ مقدس داره از بين ميره

288
00:30:25,107 --> 00:30:27,920
آب داره به تَرَك هايِ ديوارِ هميشگي نفوذ ميكنه

289
00:30:27,944 --> 00:30:30,547
و سطحش داره بالا مياد

290
00:30:30,571 --> 00:30:35,052
خدايان الآن فقط با دو صدا ميخوانند

291
00:30:35,076 --> 00:30:39,014
مردم دارن قدرت شما رو زيرسؤال ميبرن

292
00:30:39,038 --> 00:30:46,480
شما به لشكرتون اينجا نياز داريد عاليجناب

293
00:30:46,504 --> 00:30:51,401
گره هايِ جعلي رو كي بسته بود؟

294
00:30:51,425 --> 00:30:53,529
فرمانروا كارن

295
00:30:53,553 --> 00:30:56,573
بانو زي

296
00:30:56,597 --> 00:30:59,201
و ديگه؟

297
00:30:59,225 --> 00:31:07,225
هيچكس

298
00:31:08,526 --> 00:31:16,526
با دروغ هايِ خودت خفه شو

299
00:31:34,218 --> 00:31:42,218
ميخوام مناجات كنم

300
00:32:07,460 --> 00:32:15,027
جرلامارل، تنها عشقِ واقعيِ من

301
00:32:15,051 --> 00:32:20,616
من يكبار اينطوري همراهِ تو مناجات كردم

302
00:32:20,640 --> 00:32:25,245
يكبار بدونِ كلمات با همديگه
...صحبت كرديم

303
00:32:25,269 --> 00:32:28,665
ولي ديگه با من صحبت نميكني

304
00:32:28,689 --> 00:32:35,756
پس من با تو تويِ دعام صحبت ميكنم

305
00:32:35,780 --> 00:32:41,303
...جرلامارل...در صلح و آرامش به خانه بازگرد

306
00:32:41,327 --> 00:32:43,889
و دنبال كننده هات رو به سمتِ من بيار

307
00:32:43,913 --> 00:32:47,976
من گناهانت رو ميبخشم

308
00:32:48,000 --> 00:32:53,106
برگرد و به من فرزنداني با قدرت عطا كن
با قدرتِ خودت

309
00:32:53,130 --> 00:32:57,236
اونموقع ارتدادِ بينايي ـت رو تأييد ميكنم

310
00:32:57,260 --> 00:33:01,990
خدايان رو كنار ميذارم

311
00:33:02,014 --> 00:33:04,034
چون فرزندانِ ما خدايان خواهند بود

312
00:33:04,058 --> 00:33:10,916
و من خدايي خواهم بود كه يكبار رَد كردي

313
00:33:10,940 --> 00:33:16,380
برايِ هميشه و هميشه

314
00:33:16,404 --> 00:33:19,299
...ببينيد

315
00:33:19,323 --> 00:33:24,346
...فرمانروا كارن و بانو زي

316
00:33:24,370 --> 00:33:26,849
كساني كه فكر ميكردم به من ايمان دارند

317
00:33:26,873 --> 00:33:28,559
!عاليجناب، خواهش ميكنم

318
00:33:28,583 --> 00:33:31,979
من اونا رو مجرم به جعل و خيانت يافتم

319
00:33:32,003 --> 00:33:34,648
ما فقط حقيقت رو گفتيم

320
00:33:34,672 --> 00:33:36,900
حقيقتي كه همتون ميدونيد

321
00:33:36,924 --> 00:33:41,113
اون وقتي اينجا،توي خونه ـست فقط به 
جرلامارل فكرميكنه

322
00:33:41,137 --> 00:33:43,448
موتورها دارن داغون ميشن
آب داره بالا مياد

323
00:33:43,472 --> 00:33:51,472
...اون يك خدا نـ

324
00:33:54,609 --> 00:33:59,089
درسته

325
00:33:59,113 --> 00:34:02,843
...نبردي كه من ميجنگم تا زندگي هايِ شما رو نجات بدم

326
00:34:02,867 --> 00:34:06,930
و شهرِ "پايان"ـتون رو نجات بدم
يك نبردِ سخت ـه

327
00:34:06,954 --> 00:34:13,687
ولي من در اين نبرد ميجنگم
چون اين سهمِ اجداديِ من ـه

328
00:34:13,711 --> 00:34:20,068
همونطور كه خدا من رو راهنمايي ميكنه
تا جايي كه خودش اجازه بده يك خدا هستم

329
00:34:20,092 --> 00:34:24,406
بنابراين بعنوانِ دستانِ اون بر زمين،
من نابودي رو عقب نگه ميدارم

330
00:34:24,430 --> 00:34:29,286
زمستان رو گرم ميكنم، تابستان رو سرد ميكنم
جادو رو در مرزهامون در برابرِ

331
00:34:29,310 --> 00:34:35,417
شيرها و خرس ها نگه ميدارم
...همونايي كه در غيراينصورت فرزندانتون رو نابود ميكنن

332
00:34:35,441 --> 00:34:42,090
حتي وقتي شكمشون پُر باشه

333
00:34:42,114 --> 00:34:47,804
ولي نبردِ بزرگتري كه در اون مبارزه ميكنم
...در برابرِ نور(بينايي)ـه

334
00:34:47,828 --> 00:34:52,601
قدرتي كه انسان رو 
...بالاتر از خدا قرار ميده

335
00:34:52,625 --> 00:34:54,228
قدرتي كه ميتونه يكبار ديگه

336
00:34:54,252 --> 00:34:57,731
افسار چرمين و غُل و زنجير به گردنِ
دنيايِ بازيابي شده بندازه

337
00:34:57,755 --> 00:35:03,529
ارتش هايِ ما در زمين هستند و دارند 
با اين  شياطينِ بينايي مبارزه ميكنند

338
00:35:03,553 --> 00:35:06,824
مابايد اونا رو سربلند كنيم

339
00:35:06,848 --> 00:35:14,581
نه اينكه پشتِ سرشون خيانت كنيم

340
00:35:14,605 --> 00:35:19,169
...صحبتِ مخالفِ من

341
00:35:19,193 --> 00:35:23,006
تسريعِ بازگشتِ نور(بينايي) و نابودي ـه

342
00:35:23,030 --> 00:35:28,720
اين نميتونه بخشيده بشه

343
00:35:28,744 --> 00:35:35,184
...با عرض تأسف، دوستانِ قديمي

344
00:35:35,208 --> 00:35:43,208
برويد

345
00:35:52,018 --> 00:35:55,455
ما پايان هستيم

346
00:35:55,479 --> 00:35:59,626
ما مقدس هستيم

347
00:35:59,650 --> 00:36:04,173
ما منتخب هستيم

348
00:36:04,197 --> 00:36:10,345
ما، ما، ما-
ما، ما، ما-

349
00:36:10,369 --> 00:36:12,973
ما پايان هستيم

350
00:36:12,997 --> 00:36:16,310
ما مقدس هستيم

351
00:36:16,334 --> 00:36:19,771
ما منتخب هستيم

352
00:36:19,795 --> 00:36:27,795
ما -
ما -

353
00:36:33,632 --> 00:36:34,632
<i>سه سال بعد</i>

354
00:36:56,541 --> 00:37:04,541
يكم ميوه يِ گل رز آوردم برايِ بچه ها

355
00:37:08,678 --> 00:37:11,865
...ماگرا

356
00:37:11,889 --> 00:37:14,660
...هوايي كه حس ميكنم-
بله-

357
00:37:14,684 --> 00:37:16,787
بله، همينطوره

358
00:37:16,811 --> 00:37:24,811
اندوه رو حس ميكني و شايد يه جايي هم شادي
ولي بيشتر اندوهه

359
00:37:26,445 --> 00:37:29,007
بيا

360
00:37:29,031 --> 00:37:31,510
اين اسباب بازيِ موردِ علاقه ـشونه

361
00:37:31,534 --> 00:37:39,534
بذار يه جا 
هرجايي كه دوست داري، فقط در سكوت

362
00:37:51,846 --> 00:37:56,535
هانيوا، كوفن، اسباب بازيتون كجاست؟

363
00:37:56,559 --> 00:38:01,290
بريد اسباب بازيتون رو پيدا كنيد

364
00:38:01,314 --> 00:38:04,543
داريدش؟

365
00:38:04,567 --> 00:38:06,128
دختر خوب

366
00:38:06,152 --> 00:38:11,633
حالا بدش به خاله پاريس

367
00:38:11,657 --> 00:38:15,679
بريد بازي كنيد

368
00:38:15,703 --> 00:38:23,703
و اگه چشماشون رو بپوشونم ديگه 
نميتونن اينكارو بكنن

369
00:38:24,378 --> 00:38:27,566
...اينو خيلي وقته ميدونم. فقط مـ

370
00:38:27,590 --> 00:38:30,277
من تظاهر ميكردم كه نميدونم

371
00:38:30,301 --> 00:38:33,238
و حالا ديگه قطعيه

372
00:38:33,262 --> 00:38:34,615
برايِ كي؟

373
00:38:34,639 --> 00:38:35,991
!بابا

374
00:38:36,015 --> 00:38:37,826
بيايد اينجا عشقايِ من
بيايد

375
00:38:37,850 --> 00:38:39,870
ميتونيد بريد بيرون بازي كنيد

376
00:38:39,894 --> 00:38:47,894
منم ميام بيرون الآن

377
00:39:00,164 --> 00:39:04,269
من ميدونستم كه از همون زماني كه هانيوا دستم رو گرفت

378
00:39:04,293 --> 00:39:09,650
و بهم گفت كه خورشيد يه خواهر داره كه شب ها 
بيرون مياد بازي كنه

379
00:39:09,674 --> 00:39:12,361
ميدونم

380
00:39:12,385 --> 00:39:18,075
پس چيزي كه جرلامارل بهت گفته درسته بابا واس

381
00:39:18,099 --> 00:39:23,413
اين دوقلوها آغازِ يك دنيايِ جديد هستند

382
00:39:23,437 --> 00:39:25,415
من ميگم ما بايد حقيقت رو آشكار كنيم

383
00:39:25,439 --> 00:39:28,335
اونا بچه هايِ من هستند

384
00:39:28,359 --> 00:39:32,256
همين الآنم سودر بكس و گدر بكس از ما بعنوانِ
ساحره ياد ميكنن

385
00:39:32,280 --> 00:39:34,842
اونا دوستاني دارن بيشتر و بيشتر

386
00:39:34,866 --> 00:39:42,866
من ميگم ما مخفي كنيم، 
حقيقت رو مخفي كنيم

387
00:39:43,958 --> 00:39:49,022
جرلامارل گفت 12 تابستان

388
00:39:49,046 --> 00:39:53,610
تا اونموقع هيچي نميگيم

389
00:39:53,634 --> 00:40:01,634
و تا اونموقع با چشم هايِ بسته زندگي ميكنن

390
00:40:08,983 --> 00:40:10,836
روزي روزگاري

391
00:40:10,860 --> 00:40:16,592
چهار برادر و خواهر بودن كه تويِ يه دهكده 
شادمان با همديگه زندگي ميكردن

392
00:40:16,616 --> 00:40:19,261
درست مثلِ ما

393
00:40:19,285 --> 00:40:21,972
همشون هرروز با همديگه كار ميكردن

394
00:40:21,996 --> 00:40:26,226
يكيشون خوش بو ترين عطر رو درست ميكرد

395
00:40:26,250 --> 00:40:30,647
يكي ديگه ـشون شيرين ترين كيك ها رو درست ميكرد

396
00:40:30,671 --> 00:40:34,067
يكي ديگه ـشون قشنگ ترين موسيقي رو مينواخت

397
00:40:34,091 --> 00:40:39,323
و چهارمي ابريشم ها رو مي بافت برايِ
ساختِ لباس و صفحاتي كه

398
00:40:39,347 --> 00:40:44,495
.مثلِ برفِ گرم بودن

399
00:40:44,519 --> 00:40:47,706
و همشون هرروز با همديگه با شادماني زندگي ميكردن

400
00:40:47,730 --> 00:40:51,460
و هيچوقت با همديگه دعوا نميكردن

401
00:40:51,484 --> 00:40:53,295
ولي بعدش يك روز

402
00:40:53,319 --> 00:40:59,009
پسري پيدا شد كه ميگفت اون برادرِ بزرگترشونه 
كه خيلي وقته گمشده بوده

403
00:40:59,033 --> 00:41:03,597
ولي وقتي كه برادرها و خواهرها ازش پرسيدند كه اون چيكار ميكرده
...

404
00:41:03,621 --> 00:41:09,269
اون گفت كه حقيقت رو به مردم ميگفته...

405
00:41:09,293 --> 00:41:12,272
ازش پرسيدند
"چه حقيقتي؟"

406
00:41:12,296 --> 00:41:15,734
...اون گفت"خب"ا

407
00:41:15,758 --> 00:41:21,907
ميتونم بهتون بگم كه يكي از شما"
...خيلي خوش تيپ هست

408
00:41:21,931 --> 00:41:26,662
...يكي خيلي خوشگله، يكي ساده ـست

409
00:41:26,686 --> 00:41:30,624
". ويكيتون خيلي زشته

410
00:41:30,648 --> 00:41:34,211
خانواده خيلي با حرف هايِ اون
...سردرگم شدن

411
00:41:34,235 --> 00:41:40,968
چن اگه تا الآن حدس نزديد، اسمِ اين برادران و خواهرها

412
00:41:40,992 --> 00:41:44,972
سنت، تيست
(به ترتيب به معناي بو و مزه)

413
00:41:44,996 --> 00:41:48,851
ساوند، و تاچ بود
(به ترتيب صدا و لامسه)

414
00:41:48,875 --> 00:41:54,356
و هيچ "زشت" يا "زيبايي" در دنيايِ اونا نبود

415
00:41:54,380 --> 00:42:01,363
"ولي كدوم يكي از ما كدومه؟"
از برادرشون اينو پرسيدن

416
00:42:01,387 --> 00:42:07,619
پاسخ داد
"خب از اونجايي كه نميتونيد بفهميد، نبايد براتون مهم باشه"

417
00:42:07,643 --> 00:42:11,039
و بعد از اين حرف رفت

418
00:42:11,063 --> 00:42:18,380
صداش زدن و گفتن
"وايسا، اسمت چيه؟"

419
00:42:18,404 --> 00:42:24,094
اون جواب داد
"اسمِ من بينايي ـه"

420
00:42:24,118 --> 00:42:31,268
و با اين حرف، رفت و اونا رو تنها گذاشت
تا تو فكرش بمونن

421
00:42:31,292 --> 00:42:37,274
خيلي زود، خانواده شروع به دعوا كردن كه كدوم يكي
زيباست

422
00:42:37,298 --> 00:42:40,819
و كدوم يكي زشت ـه

423
00:42:40,843 --> 00:42:46,325
يكي يكي اونقدر وقت گذاشتن برايِ فكر كردن 
...به اينكه بينايي چي گفته

424
00:42:46,349 --> 00:42:49,286
...كه عطر، بو ـش رو از دست داد

425
00:42:49,310 --> 00:42:52,247
كيك ها مزه ـشون رو از دست دادن

426
00:42:52,271 --> 00:42:55,626
موسيقي تمامِ هماهنگي ـش رو از دست داد

427
00:42:55,650 --> 00:43:01,548
و ابريشم كهنه و پاره شد

428
00:43:01,572 --> 00:43:08,263
تا زماني كه نهايتاً
...يك روز دوباره پيش يكديگر جمع بشن

429
00:43:08,287 --> 00:43:12,351
و تصميم گرفتن كه چيزي كه بينايي بهشون گفته رو فراموش كنن

430
00:43:12,375 --> 00:43:18,774
چون قبل از اينكه اون بياد اونا كاملاً خوشنود و راضي بودن

431
00:43:18,798 --> 00:43:24,238
و خيلي زود، دوباره راضي و خوشنود شدن

432
00:43:24,262 --> 00:43:32,262
چون به اين تصميم رسيدن كه چهارتا كافيه

433
00:43:33,145 --> 00:43:41,145
و بعدش همه به خوبي و خوشي زندگي كردن

434
00:43:50,705 --> 00:43:53,141
سلام سلام

435
00:43:53,165 --> 00:43:56,436
سلام

436
00:43:56,460 --> 00:44:02,109
يه هديه برايِ
...دوقلوها آوردم

437
00:44:02,133 --> 00:44:06,113
برايِ تولدشون كه فرداست

438
00:44:06,137 --> 00:44:09,116
از وقتي يخ هايِ رودخونه آب شده 
ازش صحبت نكردي

439
00:44:09,140 --> 00:44:10,617
از چي؟

440
00:44:10,641 --> 00:44:13,704
ما منتظر اين روز بوديم

441
00:44:13,728 --> 00:44:17,916
دوازده سال ماگرا

442
00:44:17,940 --> 00:44:21,670
البته،
تو آزادي هركاري كه ميخواي بكني

443
00:44:21,694 --> 00:44:28,010
خب، اين خوب ـت رو ميرسونه پاريس

444
00:44:28,034 --> 00:44:35,684
اگه فكر ميكني هنوز زيادي جوان هستند
 چقدر ميخواي صبر كني؟

445
00:44:35,708 --> 00:44:40,522
من و باباواس يه تصميم گرفتيم

446
00:44:40,546 --> 00:44:48,546
چيزي كه دفن شده، مدفون ميمونه...برايِ هميشه

447
00:44:48,971 --> 00:44:50,407
اين انتخابتونه؟

448
00:44:50,431 --> 00:44:52,034
اين انتخاب ماست

449
00:44:52,058 --> 00:44:54,453
هيچي نميتونه بينِ ما قرار بگيره پاريس
حتي تو

450
00:44:54,477 --> 00:44:58,624
پس همينطوري ميخوان با چشمان بسته راه برن و 
بزرگ بشن؟

451
00:44:58,648 --> 00:45:00,083
همينجا هم زندگي كنن و بميرن؟

452
00:45:00,107 --> 00:45:01,752
...و فقط همينجا-
!زندگي كنن-

453
00:45:01,776 --> 00:45:04,004
موضوع همينه. مگه نه پاريس؟

454
00:45:04,028 --> 00:45:06,715
اين چيزيه كه من برايِ اونا ميخوام
اينكه زندگي كنن

455
00:45:06,739 --> 00:45:08,467
اگه رازشون بايد مخفي بمونه

456
00:45:08,491 --> 00:45:10,469
اگه يه چيزي از تويِ اون جعبه بايد اونا رو
دور كنه

457
00:45:10,493 --> 00:45:14,556
اگه يه چيزي، هرچيزي قرار باشه اتفاق بيوفته 
و هزاران "اگر"ديگه

458
00:45:14,580 --> 00:45:16,350
اونا ميسوزن

459
00:45:16,374 --> 00:45:19,394
يااينكه اگه كتاب هايِ تويِ جعبه بايد به اونا 
بگن كه دهكده رو ترك كنن

460
00:45:19,418 --> 00:45:22,606
و غذايِ شيرها و خرس ها بشن

461
00:45:22,630 --> 00:45:24,858
اونموقع ميميرن

462
00:45:24,882 --> 00:45:29,905
و اگرم بميري چشمات برايِ هميشه بسته ميشه

463
00:45:29,929 --> 00:45:33,325
يك روز، يكي ما رو پيدا ميكنه
اونا رو پيدا ميكنه

464
00:45:33,349 --> 00:45:35,285
ماگرا، اونا بايد آماده باشن

465
00:45:35,309 --> 00:45:38,539
كافيه-
!نه، كافي نيست-

466
00:45:38,563 --> 00:45:40,833
اين زندگي كافي نيست

467
00:45:40,857 --> 00:45:42,709
بهانه يِ تو كافي نيست

468
00:45:42,733 --> 00:45:48,423
من نيازي ندارم كه هيچ بهانه اي برايِ تو بيارم

469
00:45:48,447 --> 00:45:49,550
جرلامارل چي؟

470
00:45:49,574 --> 00:45:52,761
جرلامارل؟
جرلامارل كه اين بچه ها رو بزرگ نكرده

471
00:45:52,785 --> 00:45:54,179
اون تب هاشون رو پايين نياورده

472
00:45:54,203 --> 00:45:59,893
اون قبل از خواب بهشون عشق نورزيده 
چون اون رفته بوده، داشته ول ميگشته

473
00:45:59,917 --> 00:46:02,312
صدات

474
00:46:02,336 --> 00:46:05,732
تو از اون متنفري

475
00:46:05,756 --> 00:46:08,152
چرا؟

476
00:46:08,176 --> 00:46:12,614
ماگرا؟

477
00:46:12,638 --> 00:46:15,450
و چرا داري تنفرت رو سرِ اونا خالي ميكني؟

478
00:46:15,474 --> 00:46:19,913
!مامان

479
00:46:19,937 --> 00:46:22,166
دورشو پاريس

480
00:46:22,190 --> 00:46:30,190
ميخوام با بچه هام باشم

481
00:46:45,880 --> 00:46:47,024
پاريس

482
00:46:47,048 --> 00:46:50,402
سلام، بيايد تو، بيايد بشينيد

483
00:46:50,426 --> 00:46:53,030
اوه بچه هايِ من

484
00:46:53,054 --> 00:46:59,161
اوه، بزرگ هايِ من، تولدتون مبارك

485
00:46:59,185 --> 00:47:04,458
ديگه امروز 12 سالتونه

486
00:47:04,482 --> 00:47:06,168
عزيزانم

487
00:47:06,192 --> 00:47:10,631
بمدت12 سال شما يك راز رو نگه داشتيد

488
00:47:10,655 --> 00:47:14,551
و خيلي خوب نگهش داشتيد

489
00:47:14,575 --> 00:47:18,805
دارم فكر ميكنم، آيا ميتونيد يكي ديگه هم نگه داريد؟

490
00:47:18,829 --> 00:47:20,390
چي هست؟

491
00:47:20,414 --> 00:47:26,688
اين فقط برايِ شما و خودِ شماست

492
00:47:26,712 --> 00:47:32,694
اين بهترين كادويِ تولدِ عمرتون ـه

493
00:47:32,718 --> 00:47:33,862
اينا چي هستن؟

494
00:47:33,886 --> 00:47:35,405
اينا كتاب هستند

495
00:47:35,429 --> 00:47:37,574
ما فكر ميكنيم كه اونا كتاب هستند

496
00:47:37,598 --> 00:47:43,080
بفرماييد، اينجا دستورالعمل هايي هستند كه 
بهتون كمك ميكنن بشنويد كه كتاب ها چي ميگن

497
00:47:43,104 --> 00:47:44,581
دستورالعمل هايي از كي؟

498
00:47:44,605 --> 00:47:46,500
از پدرتون

499
00:47:46,524 --> 00:47:48,335
بابا دراين مورد چي ميدونه؟

500
00:47:48,359 --> 00:47:50,796
نه

501
00:47:50,820 --> 00:47:54,716
از بابايِ واقعيتون

502
00:47:54,740 --> 00:47:56,426
چي؟

503
00:47:56,450 --> 00:47:58,929
من فقط چيزي كه مادرتون بهم گفته رو ميدونم

504
00:47:58,953 --> 00:48:00,764
اميدوار بودم خودش بهتون بگه

505
00:48:00,788 --> 00:48:02,683
ما همين الآنم يه پدر داريم

506
00:48:02,707 --> 00:48:08,355
ميدونم، پدري كه خيلي هم دوستتون داره، كوفن

507
00:48:08,379 --> 00:48:10,524
...هانيوا

508
00:48:10,548 --> 00:48:15,154
...مَردِ ديگه اي هم وجود داره

509
00:48:15,178 --> 00:48:19,324
كه مادرتون رو تويِ يك كولاك نجات داده

510
00:48:19,348 --> 00:48:21,660
اين داستانيه كه مادرتون گفته

511
00:48:21,684 --> 00:48:26,165
مادرتون گم شده بوده و اون نجاتش داده

512
00:48:26,189 --> 00:48:30,043
و پيش مادرتون مونده

513
00:48:30,067 --> 00:48:33,130
و وقتي كه مادرتون به دهكده يِ ما اومد

514
00:48:33,154 --> 00:48:37,843
شما دوتا دوقلوها از قبل تويِ شكمش بوديد

515
00:48:37,867 --> 00:48:40,888
اسمِ اون جرلامارل ـه-
نه نه-

516
00:48:40,912 --> 00:48:42,764
وايسا هانيوا-
كوفن-

517
00:48:42,788 --> 00:48:45,225
هانيوا، اون نبايد به كسي بگه

518
00:48:45,249 --> 00:48:48,312
بيا، اين پيغام رو بگير و بخونش

519
00:48:48,336 --> 00:48:56,336
تو شجاع هستي، برو

520
00:49:17,740 --> 00:49:20,427
شايد ما جادوگريم

521
00:49:20,451 --> 00:49:23,013
شايد داستان هايِ بينايي درست هستند

522
00:49:23,037 --> 00:49:26,266
نه

523
00:49:26,290 --> 00:49:28,811
حقيقت رو من تويِ دستام دارم

524
00:49:28,835 --> 00:49:35,776
به زودي من ميفهمم و تو نميفهمي

525
00:49:35,800 --> 00:49:42,574
ادامه بده

526
00:49:42,598 --> 00:49:44,451
روزي روزگاري"

527
00:49:44,475 --> 00:49:48,580
تقريباً همه يِ انسان ها قدرتي كه شما داريد رو داشتند

528
00:49:48,604 --> 00:49:53,252
انسان ها از اين قدرت و قدرتِ ذهنشون استفاده ميكردن

529
00:49:53,276 --> 00:49:56,046
تا دنيا رو فتح كنند

530
00:49:56,070 --> 00:49:58,632
ماشين هايي ميساختند كه ميتونستن پرواز كنن

531
00:49:58,656 --> 00:50:02,094
ماشين هايي كه ميتونستن از هزاران مايل 
اونطرف تر صحبت كنن

532
00:50:02,118 --> 00:50:06,932
اونا حتي با كشتي هايِ بزرگ زمين رو ترك ميكردن

533
00:50:06,956 --> 00:50:13,730
همينطور با اين قدرتشون، شروه به بزرگتر شدن از زمين
و نابود كردنِ اون كردند

534
00:50:13,754 --> 00:50:21,071
بعضي ها ميگن بينايي توسطِّ خداوند از اونها گرفته شده تا 
سياره رو از نابودي نجات بده

535
00:50:21,095 --> 00:50:25,784
ولي بعد از سالها،
نعمتِ نور(بينايي) داره برميگرده

536
00:50:25,808 --> 00:50:33,417
فقط به افرادِ منتخبي داده ميشه 
به همراهِ دستورالعملي برايِ ساختِ دوباره يِ دنيا

537
00:50:33,441 --> 00:50:35,627
من پدرتون هستم

538
00:50:35,651 --> 00:50:39,464
و من اين هديه رو برايِ شما بجا گذاشتم

539
00:50:39,488 --> 00:50:42,718
اين وظيفه يِ شماست تا ازش استفاده كنيد

540
00:50:42,742 --> 00:50:44,887
از كتاب هايي كه گذاشتم ياد بگيريد

541
00:50:44,911 --> 00:50:47,973
من كتاب ها رو خيلي با دقت انتخاب كردم

542
00:50:47,997 --> 00:50:51,477
همچنين راهنمايي هايي گذاشتم كه وقتي كه حس كرديد
به اندازه كافي

543
00:50:51,501 --> 00:50:55,105
برايِ تركِ دهكده ـتون قوي هستيد كجا بايد بريد

544
00:50:55,129 --> 00:50:58,692
وقتي كه بيايد، من منتظرتون هستم

545
00:50:58,716 --> 00:51:03,906
با همديگه، دنيا رو ازنو ميسازيم

546
00:51:03,930 --> 00:51:09,119
...با تمامِ عشق، پدرِ دوست دارتون

547
00:51:09,143 --> 00:51:16,210
"جرلامارل"

548
00:51:16,234 --> 00:51:24,234
بايد چيكار كنيم؟

549
00:51:34,377 --> 00:51:36,897
تو جعبه رو باز كردي

550
00:51:36,921 --> 00:51:38,190
بله بابا واس

551
00:51:38,214 --> 00:51:41,819
بدون اجازه

552
00:51:41,843 --> 00:51:47,699
جرلامارل زندگي اونا و تو رو از دستِ
يك خرس نجات داد

553
00:51:47,723 --> 00:51:50,118
اون يه پُل ساخت

554
00:51:50,142 --> 00:51:54,581
و قبيله يِ ما رو به سمتِ ايمني هدايت كرد

555
00:51:54,605 --> 00:51:58,001
: و فقط ازت يه درخواست داشت

556
00:51:58,025 --> 00:52:01,755
".بذار ياد بگيرن"

557
00:52:01,779 --> 00:52:07,135
بذار حقيقت رو پيدا كنن

558
00:52:07,159 --> 00:52:14,601
بعد بذار انتخاب كنن

559
00:52:14,625 --> 00:52:16,478
ماگرا كتاب ها رو ميسوزونه

560
00:52:16,502 --> 00:52:18,730
پس بهش نگو-
ميخواي دروغ بگم؟-

561
00:52:18,754 --> 00:52:26,321
سالها تو به دوقلوها،از رويِ مهرباني، گفتي كه 
پدرشون هستي

562
00:52:26,345 --> 00:52:34,079
حالا، بايد با ماگرا مهربان باشي

563
00:52:34,103 --> 00:52:42,103
سكوت، دروغ نيست

564
00:52:46,782 --> 00:52:48,510
شنيدم كه داشتن درموردِ رفتن صحبت ميكردن

565
00:52:48,534 --> 00:52:53,140
ميدوني كه بالاخره يك روز بايد برن

566
00:52:53,164 --> 00:52:55,142
...و وقتي كه اونا برن-
نه-

567
00:52:55,166 --> 00:53:03,108
وقتي كه اونا برن
كتاب ها بهشون علم مي آموزند

568
00:53:03,132 --> 00:53:08,697
بابا واس، تو مردِ خوبي هستي

569
00:53:08,721 --> 00:53:11,200
ولي هميشه اينطور نبودي-
كافيه-

570
00:53:11,224 --> 00:53:16,038
فقط چون ما اينجا قايم شديم به اين معنا نيست
كه دنيا تغيير كرده

571
00:53:16,062 --> 00:53:22,586
ولي دوقلو ها، بابا واس، 
دوقلوها ممكنه تغيير باشن

572
00:53:22,610 --> 00:53:26,298
اونا اميد هستند بابا

573
00:53:26,322 --> 00:53:28,342
به چيزهايي كه شاهدشون بودي فكر كن

574
00:53:28,366 --> 00:53:33,222
به كارهايي كه كردي فكر كن

575
00:53:33,246 --> 00:53:40,145
برايِ دنيا تلافي كن بابا

576
00:53:40,169 --> 00:53:48,169
سكوت دروغ نيست

577
00:54:04,151 --> 00:54:11,593
بابا؟

578
00:54:11,617 --> 00:54:19,617
از الوار(چوب ها) حروم نكن
خودم گرم نگهت ميدارم

579
00:54:43,983 --> 00:54:46,128
تو خوبي؟

580
00:54:46,152 --> 00:54:54,152
آره، همه چي رديفه

581
00:55:04,295 --> 00:55:12,295
بيا تو تخت

582
00:55:54,720 --> 00:55:57,991
تو چي داري؟

583
00:55:58,015 --> 00:56:06,015
تو چي؟

584
00:56:06,602 --> 00:56:26,602
<font color="#ff8000">lililili</font>   <font color="#ffff00">به كانالِ تلگرامِ مترجمين اين سريال بپيونديد</font>   <font color="#ff8000">lililili</font>
<font color="#ff8000">lilili</font>   <font color="#ff0000">@AngelicaSub</font>   <font color="#ff8000">lilili</font>

585
00:56:26,965 --> 00:56:46,965
<font color="#ff8000">..::</font> <font color="#ff0000">ترجمه</font> از <font color="#00ff00">آنجــــــــــــل</font> <font color="#ff8000">::..</font>
<font color="#ff8000">..::</font> <font color="#00ff00">Angel</font> <font color="#ff8000">::..</font>

