﻿1
00:01:08,841 --> 00:01:10,050
کسی اونجاست ؟

2
00:01:18,892 --> 00:01:21,478
! هی تو ! خودتو معرفی کن

3
00:01:27,568 --> 00:01:31,280
! گفتم بگو کی هستی

4
00:01:33,448 --> 00:01:34,575
.من کَسِ خاصی نیستم

5
00:01:40,164 --> 00:01:41,540
.گره هاتو بهم بده

6
00:01:47,129 --> 00:01:49,006
.گره هایِ من به دردت نمیخورن

7
00:01:51,383 --> 00:01:52,509
چرا ؟

8
00:03:28,313 --> 00:03:29,648
.فکر کردم کشتمش

9
00:03:29,731 --> 00:03:32,401
...شمشیرت از توش رد شده بود

10
00:03:33,110 --> 00:03:35,988
.ولش میکردی از خونریزی میمُرد
.ولی خب نه به این زودی ها

11
00:03:36,738 --> 00:03:39,741
.بیا اینجا پسر
.بیا

12
00:03:42,286 --> 00:03:44,371
.کُشتن رو نباید فقط دید

13
00:03:44,454 --> 00:03:46,874
.باید حسش کرد
.دستتو بذار رویِ دستم

14
00:03:49,376 --> 00:03:52,671
.چشمات رو ببند
.ببندشون

15
00:03:54,923 --> 00:03:59,219
...شمشیر رو فرو میکنی
...و میکشی بالا

16
00:04:02,181 --> 00:04:03,849
حسش میکنی ؟ -
.آره -

17
00:04:03,932 --> 00:04:05,934
...وقتی اینطوری رقیبت رو پاره کنی

18
00:04:07,811 --> 00:04:12,441
،وقتی اینطوری از وسط نصفش کنی
.عمراً دیگه زنده بمونه

19
00:04:22,465 --> 00:04:27,465
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

20
00:04:28,089 --> 00:04:33,089
ترجمه شده توسط کوروش عوض پور
.:: <font color="#0000ff">KouRosh</font> ::.

21
00:04:33,513 --> 00:04:38,513
<font color="#400040">E-Mail</font> : <font color="#ff0000">@</font>Mr.kourosh@yahoo.com
<font color="#0000a0">Telegram</font> : <font color="#ff0000">@</font>Blue_Gleam

22
00:04:40,037 --> 00:04:48,037
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez

23
00:06:30,871 --> 00:06:32,372
.پاهات رو صاف کن

24
00:06:41,715 --> 00:06:43,383
قراره بازم با هم مشکل داشته باشیم ؟

25
00:06:54,394 --> 00:06:57,356
.ستوان ورِن
.همین الآن اومدم که زندانی رو بررسیش کنم

26
00:06:57,439 --> 00:06:59,316
مشکلی پیش اومده ؟ -
.همه چی روبراهه -

27
00:06:59,399 --> 00:07:02,277
.ژنرال گفت که فقط چند روز طول میکشه
.الآن دیگه تقریباً یه ماه شده

28
00:07:02,361 --> 00:07:03,529
.دیگه خیلی طول نمیکشه

29
00:07:03,612 --> 00:07:05,781
باشه، ولی نمیفهمم چرا باید اینجا نگهش داریم ؟

30
00:07:05,864 --> 00:07:08,826
.خودت میدونی که نمیتونم رسماً زندانیش کنم

31
00:07:08,909 --> 00:07:12,120
...اگه مثلث خبردار بشه که یه زندانیِ بینا رو واردِ شهر کردی

32
00:07:12,204 --> 00:07:15,123
.جفتمون کارمون تمومه -
.نگران نباش -

33
00:07:15,207 --> 00:07:18,627
.تو فقط داری از دستورات پیروی میکنی
.کارت رو انجام بده، شورا رو بسپار به من

34
00:07:19,586 --> 00:07:21,880
تو تنها کسی هستی که واسه این کار
.بهش اعتماد دارم، ورِن

35
00:07:21,964 --> 00:07:23,924
.بهم اونقدری اعتماد داری که همچین کاری رو بهم بسپاری

36
00:07:24,007 --> 00:07:26,426
ولی اونقدری بهم اعتماد نداری که بگی
کی هست و اینجا چیکار میکنه ؟

37
00:07:27,928 --> 00:07:30,848
 اگه به منم بگین که شما کی هستین و
.من اینجا چیکار میکنم، بد نیست

38
00:07:53,871 --> 00:07:58,959
.من، ژنرالِ ارشد، ایدو واس هستم

39
00:08:02,212 --> 00:08:06,008
شما هم وقتی بلبل زبونی میکنی
.که بهت اجازه بدن

40
00:08:16,268 --> 00:08:17,436
.آزادی ستوان

41
00:08:24,568 --> 00:08:27,070
.خوبه، حداقل زرهِ این یکی رو داغون نکردی

42
00:08:27,154 --> 00:08:29,072
.فکر کنم تویِ این یکی جا بشی

43
00:08:29,948 --> 00:08:31,450
.فقط زرهِ سینه رو بردارم بسه

44
00:08:33,118 --> 00:08:34,369
.بیا، شمشیرم رو بگیر

45
00:08:36,997 --> 00:08:38,207
فکر میکنی اندازه‌ـَته ؟

46
00:08:39,457 --> 00:08:42,377
.اندازه بودنش مهم نیست
.بویِ این آدمه رو بده بسه

47
00:08:42,461 --> 00:08:44,671
.پسرم، یه شمشیر بهم بده

48
00:08:48,091 --> 00:08:49,092
.خب

49
00:08:49,843 --> 00:08:52,095
تو و پاریس با فاصله‌یِ پنجاه تپش
.تویِ جنگل کمین کنین

50
00:08:52,179 --> 00:08:54,389
...نزدیکِ دیواره‌یِ کوه -
چی میگی ؟ -

51
00:08:54,473 --> 00:08:55,766
.منم همرات میام

52
00:08:55,849 --> 00:08:59,895
! نه، نه نه نه، عمراً
.همینطوری یکیتون رو به زور میخوام نجات بدم

53
00:08:59,978 --> 00:09:02,773
چطوری میخوای پیداش کنی ؟
.چشمام رو لازم داری

54
00:09:03,524 --> 00:09:04,650
چشمات رو ؟

55
00:09:07,027 --> 00:09:08,403
بابا، چیکار میکنی ؟

56
00:09:10,239 --> 00:09:11,240
! بوبا

57
00:09:13,534 --> 00:09:15,410
.منو بزن -
!چی ؟ -

58
00:09:22,042 --> 00:09:23,460
! گفتم بزنم

59
00:09:26,672 --> 00:09:29,675
،اونا هم درست مثل من
.تک تکِ حرکاتِ تورو حس میکنن

60
00:09:30,676 --> 00:09:33,053
.تو با بینایی بزرگ شدی
! بخاطرِ بیناییت، زیادی پر سر و صدا و دست و پا چلفتی شدی

61
00:09:33,136 --> 00:09:34,346
! کافیه

62
00:09:36,849 --> 00:09:38,976
...کوفون ! کوفون

63
00:09:39,059 --> 00:09:40,185
...پسرم

64
00:09:42,437 --> 00:09:43,647
.گوش کن

65
00:09:44,898 --> 00:09:46,316
...من و مادرت

66
00:09:47,442 --> 00:09:51,530
،تورو طوری بار آوردیم که زیبا باشی
.نه یه جنگجو

67
00:09:52,614 --> 00:09:55,033
نمیخوام همون بلا ها و زجر هایی که من کشیدم رو
.تو هم تجربه کنی

68
00:09:57,911 --> 00:10:01,039
هیچوقت تصورش رو نمیکردم که زندگیت
.چیزی غیر از آلکِنی باشه

69
00:10:01,707 --> 00:10:03,750
.برایِ همین، تورو واسه این چیزا آماده نکردم

70
00:10:09,006 --> 00:10:11,258
.احتمالِ این هست که من دیگه نتونم برگردم

71
00:10:11,842 --> 00:10:15,179
.باید یاد بگیری چطوری با چشم هایِ بسته مبارزه کنی
.مثلِ یه آدمِ کور

72
00:10:15,262 --> 00:10:16,555
.همونطور که من باید یادت میدادم

73
00:10:17,723 --> 00:10:19,892
.چشم هات همیشه بهت خیانت میکنن
.اینو همیشه یادت باشه

74
00:10:20,893 --> 00:10:21,894
...بابا

75
00:10:23,187 --> 00:10:25,606
.بالاخره یکی باید زنده بمونه
خب ؟

76
00:10:27,900 --> 00:10:29,067
...پاریس -
.بله -

77
00:10:29,151 --> 00:10:30,235
.بیا اینجا

78
00:10:30,736 --> 00:10:33,572
.گوش کنین
.شما هفت روز صبر میکنین

79
00:10:33,655 --> 00:10:37,868
.اگه تا اون موقع برنگشتم، یعنی مُردم
.هانیوا هم همینطور

80
00:10:39,161 --> 00:10:41,371
.بعد از هفت روز، هرچقدر میتونین از اینجا دور بشین

81
00:10:42,289 --> 00:10:43,832
...پاریس، تکرار کن

82
00:10:44,791 --> 00:10:46,710
.هفت روز صبر میکنیم بعدش میریم

83
00:10:48,879 --> 00:10:52,049
.اگه من برنگردم، تو همه‌یِ خانوادش هستی

84
00:10:52,132 --> 00:10:53,133
.باشه

85
00:11:06,855 --> 00:11:08,440
.من قسم خوردم که هیچوقت برنگردم اینجا

86
00:11:10,067 --> 00:11:12,486
وقتی با هانیوا برگشتی اینجا
.میتونی از نو قسم بخوری

87
00:11:16,073 --> 00:11:17,074
...متأسفم پسر

88
00:11:19,076 --> 00:11:20,369
.دوستت دارم پسرم

89
00:12:08,125 --> 00:12:09,126
تو خوبی ؟

90
00:12:09,710 --> 00:12:10,919
.البته که خوبم

91
00:12:11,503 --> 00:12:13,046
.یکم زیادی لفتش دادی

92
00:12:14,006 --> 00:12:16,758
.این همه روز داشتیم میگشتیم
.همش هم غذایِ نامرغوب به خوردم دادین

93
00:12:16,842 --> 00:12:18,552
.شکمِ من مثلِ مال تو روستایی نیست

94
00:12:22,014 --> 00:12:23,515
چقدر دیگه مونده برسیم پنسا ؟

95
00:12:23,599 --> 00:12:26,435
.فقط یکم با دریاچه فاصله داره علیاحضرت

96
00:12:26,518 --> 00:12:27,519
.بسیار خوب

97
00:12:29,021 --> 00:12:30,022
...به پیش

98
00:12:30,772 --> 00:12:32,608
! تاک -
! تاک -

99
00:12:49,374 --> 00:12:51,668
.گردانِ 26امِ مرزی هستن قربان

100
00:12:51,752 --> 00:12:53,921
.وقتی که گزارش ندادن، اومدیم دنبالشون

101
00:12:54,588 --> 00:12:57,132
.احتمالاً با گروهی از قاچاقچی ها روبرو شدن

102
00:13:00,093 --> 00:13:03,597
.نه، این کارِ قاچاقچی ها نبوده

103
00:13:04,681 --> 00:13:05,766
قربان ؟

104
00:13:08,310 --> 00:13:09,520
.ببرینشون داخل

105
00:13:10,020 --> 00:13:12,231
.با حداکثر احترام بهشون رسیدگی بشه -
.بله قربان -

106
00:13:17,778 --> 00:13:19,071
...به خونه خوشومدی بابا

107
00:13:52,896 --> 00:13:53,897
...گره هاتون

108
00:13:56,567 --> 00:13:57,568
.وارد شید

109
00:14:04,908 --> 00:14:05,909
.گره هاتون

110
00:14:13,750 --> 00:14:14,877
کاپیتان کوجی ؟

111
00:14:16,962 --> 00:14:18,297
.گردانِ 26ام

112
00:14:19,298 --> 00:14:21,633
.موعدِ برگشتِ گردان ششُم فرداست

113
00:14:22,926 --> 00:14:25,262
.دستور داده شد که زودتر برگردم
.باید گزارشِ تلفات رو بدم

114
00:14:28,599 --> 00:14:29,975
یکم غیر عادی نیست ؟

115
00:14:32,060 --> 00:14:33,604
.وقتی که تلفات داشته باشیم، نیست

116
00:15:00,547 --> 00:15:02,299
.برو سمتِ دروازه‌یِ شرقی

117
00:15:03,091 --> 00:15:04,092
.بله قربان

118
00:15:07,721 --> 00:15:08,972
.باید یه چیزی بخوری

119
00:15:09,056 --> 00:15:10,641
مگه تو برات مهمه ؟

120
00:15:11,642 --> 00:15:12,851
.مهم نیست

121
00:15:13,769 --> 00:15:15,896
.فقط میخوام اینجا راحت باشی

122
00:15:15,979 --> 00:15:18,232
...من چندین هفته هست که به این تخته زنجیر شدم

123
00:15:19,191 --> 00:15:21,193
باور کن ایدو اگه میخواست، خیلی بدتر از اینا
.میتونست سرت بیاره

124
00:15:21,276 --> 00:15:22,361
بعد چرا نیاورده ؟

125
00:15:24,404 --> 00:15:25,864
چرا داره اینطوری باهام رفتار میکنه ؟

126
00:15:27,324 --> 00:15:28,992
.بهت گفتم که، نمیدونم

127
00:15:31,245 --> 00:15:32,913
.اصلاً نمیدونم چرا آوردتت اینجا

128
00:15:42,297 --> 00:15:44,633
.ژنرال گفت اسمش ایدو واس هست

129
00:15:46,927 --> 00:15:47,928
خب ؟

130
00:15:49,847 --> 00:15:51,473
.پدرِ من اسمش بابا واس هست

131
00:15:52,850 --> 00:15:53,892
برادرِ ایدو ؟

132
00:15:54,643 --> 00:15:55,853
میشناسیش ؟

133
00:15:57,354 --> 00:16:00,899
.فقط داستان هاشو شنیدم
.وقتی از اینجا فرار کرد، من بچه بودم

134
00:16:02,860 --> 00:16:05,362
.ایدو 25 ساله که داره دنبالش میگرده

135
00:16:05,445 --> 00:16:07,364
.میخواد انتقامِ مرگِ پدرش رو بگیره

136
00:16:07,447 --> 00:16:10,492
یعنی میگی بابا، پدرِ خودشو کشته ؟ -
.بله -

137
00:16:11,285 --> 00:16:12,369
...من باور نمیکنم

138
00:16:13,370 --> 00:16:15,622
.راستش باورِ تو اصلاً مهم نیست

139
00:16:16,540 --> 00:16:18,876
.ایدو میخواد از طریقِ من، بابا رو بکشه اینجا

140
00:16:21,253 --> 00:16:23,922
...اکثرِ مردُم از پدرِ من فرار میکنن

141
00:16:25,465 --> 00:16:27,718
.ژنرال با این مردُمی که میگی فرق داره

142
00:16:28,886 --> 00:16:32,806
خیلی وقته که داره سعی میکنه که
.بابا واس رو گیر بیاره

143
00:16:46,695 --> 00:16:48,322
.تو پدرِ منو نمیشناسی

144
00:16:49,364 --> 00:16:51,825
وقتی که بابام بیاد دنبالم
.اصلاً متوجه‌ـِش نمیشی

145
00:16:53,410 --> 00:16:56,038
...شاید پدرت بتونه خودش رو وارد شهر کنه

146
00:16:56,121 --> 00:16:57,206
.بعدی

147
00:16:57,748 --> 00:16:59,333
.ولی عمراً بتونه زنده از اینجا خارج شه

148
00:17:00,792 --> 00:17:02,503
.گره هاتون

149
00:17:02,586 --> 00:17:03,962
.اینجا شهرِ ایدو هست

150
00:17:04,046 --> 00:17:06,798
...بجنبین
.گره هایِ شناساییتون رو بدین

151
00:17:06,882 --> 00:17:08,592
...ایدو هم منتظرشه

152
00:17:33,784 --> 00:17:37,120
،پس ایدو ژنرالِ اینجا هست
تو هم برایِ ایدو کار میکنی ؟

153
00:17:37,204 --> 00:17:38,580
یعنی تو چیکاره‌یِ اینجا میشی ؟

154
00:17:40,415 --> 00:17:44,336
.من کسی ام که به اندازه‌یِ کافی به سوال هات جواب داده

155
00:17:46,213 --> 00:17:48,757
.باشه
...فقط همین یه سوال

156
00:17:55,347 --> 00:17:56,849
ایدو میدونه که تو میتونی ببینی ؟

157
00:18:27,963 --> 00:18:29,673
! بیاین یه تستی بزنین

158
00:18:29,756 --> 00:18:33,093
! هر سلیقه ای داشته باشین، ما آدمشو داریم

159
00:18:33,594 --> 00:18:35,971
...هروقت حشری بشین

160
00:18:38,807 --> 00:18:41,476
! ارضایِ شما تضمینه -
! شما این کیس هایِ مارو ببینین -

161
00:18:41,560 --> 00:18:45,939
...بدرود، سه شنبه‌یِ روبی

162
00:18:46,023 --> 00:18:50,235
چه لغبی رو باید به تو داد ؟ -
.ممنون -

163
00:18:50,319 --> 00:18:54,406
...تو روز به روز عوض میشی

164
00:18:54,490 --> 00:18:57,117
.و منم روز به روز بیشتر دلتنگت میشم

165
00:19:04,833 --> 00:19:07,044
! بجنبین عوضی هایِ تنبل

166
00:19:07,836 --> 00:19:11,256
! حواستون به آتش باشه
.نمیخوام کار دستم بدین

167
00:19:15,469 --> 00:19:18,722
.اِسمیتی، این یکی بدرد نمیخوره

168
00:19:21,058 --> 00:19:22,601
.حتماً موقعِ خنک سازی ترک برداشته

169
00:19:22,684 --> 00:19:24,019
.بخاطرِ اینه که موقعِ خنک سازی، تکونش دادین

170
00:19:24,102 --> 00:19:26,313
! آبش کن
! حواستو هم بیشتر جمع کن

171
00:19:34,988 --> 00:19:38,325
...استیلِ ارتشی
...دسته‌یِ سیاه، درسته

172
00:19:39,576 --> 00:19:42,579
.خوبه، شمشیر و زره با هم هماهنگن
.خوب گیر آوردی

173
00:19:43,831 --> 00:19:44,957
چقدر میارزه ؟

174
00:19:45,040 --> 00:19:48,168
.خرید و فروشِ سلاح هایِ ارتشی ممنوعه

175
00:19:49,086 --> 00:19:52,256
.پس برم پسش بدم -
.وایسا وایسا وایسا -

176
00:19:54,216 --> 00:19:55,217
.ده سکه مس

177
00:19:56,343 --> 00:19:58,804
.خود شمشیره به تنهایی ده تا میارزه
.بیستا بده

178
00:19:59,555 --> 00:20:00,639
...اگه بیست تا سکه میخوای

179
00:20:00,722 --> 00:20:03,809
.باید اون سربازی که ازش دزدی کردی رو هم بیاریش

180
00:20:04,977 --> 00:20:07,396
.اینو قبل از اینکه بکشمش باید میگفتی

181
00:20:08,480 --> 00:20:11,525
...این صدارو میشناسم
...امکان نداره

182
00:20:13,694 --> 00:20:15,362
.این صدا، صدایِ یه مردِ مُرده هست

183
00:20:16,155 --> 00:20:17,865
...اگه این مردِ مُرده، الآن زنده باشه

184
00:20:17,948 --> 00:20:20,033
! اگه تحویلش بدم، 100 تا سکه گیرم میاد

185
00:20:20,117 --> 00:20:23,620
آره، ولی فکر میکنی زنده بمونی که تحویلش بدی ؟

186
00:20:24,204 --> 00:20:25,873
.میدونی که نمیتونی از دستم در بری

187
00:20:27,040 --> 00:20:28,417
! گور بابات

188
00:20:29,251 --> 00:20:30,669
! بابا واس

189
00:20:31,503 --> 00:20:33,589
! حتماً دیوونه شدی که برگشتی اینجا

190
00:20:34,965 --> 00:20:36,717
.خوشحالم صداتو میشنوم

191
00:20:37,259 --> 00:20:39,678
.ولی یه حسی بهم میگه قراره پشیمون بشم

192
00:20:40,637 --> 00:20:41,722
.پشیمون هم میشی

193
00:20:42,806 --> 00:20:44,808
.بیا، بیا اون پشت خنک تره

194
00:20:48,520 --> 00:20:49,688
تو از کجا فهمیدی ؟

195
00:20:51,440 --> 00:20:53,233
.من کلِ عمرم رو صرفِ قایم کردنش کردم

196
00:20:54,276 --> 00:20:56,361
.درکت میکنم، میدونم چطوریه

197
00:20:59,198 --> 00:21:01,200
.پیداست که جارلامارِل هم پدرت نیست

198
00:21:04,953 --> 00:21:05,954
.نه

199
00:21:07,956 --> 00:21:09,917
.خانواده‌یِ من همینجا تویِ تریوانتِس هستن

200
00:21:10,834 --> 00:21:12,169
...پدر و مادرت

201
00:21:13,504 --> 00:21:14,713
.جفتشون عادین

202
00:21:15,839 --> 00:21:17,132
.برادر هام هم همینطور

203
00:21:19,885 --> 00:21:21,845
.پدر و مادرِ جارلامارِل هم نابینا بودن

204
00:21:21,929 --> 00:21:25,057
.ولی تاحالا کسی مثلِ اون رو ندیده بودم

205
00:21:28,519 --> 00:21:30,103
کسِ دیگه ای هم مثلِ تو اینجا هست ؟

206
00:21:31,855 --> 00:21:34,983
.تا جایی که من میدونم نه

207
00:21:37,444 --> 00:21:38,987
.حتماً خیلی احساسِ تنهایی میکنی

208
00:21:43,617 --> 00:21:44,618
...تو یه سربازی

209
00:21:44,701 --> 00:21:47,955
نمیترسی که بفهمن و بعنوانِ یه جادوگر بکشنت ؟

210
00:21:49,748 --> 00:21:53,544
.تریوانتِس مثلِ پایا نیست
.اینجا کسی به جادوگر ها اعتقادی نداره

211
00:21:56,630 --> 00:21:58,507
.ولی خب، با این وجود بازم آتیشم میزنن

212
00:22:00,133 --> 00:22:02,302
اگه به جادوگر ها اعتقادی ندارن
چرا میکشنت ؟

213
00:22:03,262 --> 00:22:06,473
.دولتِ اینجا خرافاتی نیست
.ولی مثلِ بقیه جاها عمل میکنه

214
00:22:07,099 --> 00:22:10,185
بعضی از قانون هایِ تویِ دولت
.برمیگردن به قرن ها پیش

215
00:22:13,313 --> 00:22:15,399
.بیناییِ انسان ها بود که دنیا رو نابود کرد

216
00:22:17,818 --> 00:22:19,987
.نمیخوان بذارن باز هم این اتفاق بیفته

217
00:22:23,115 --> 00:22:27,870
پس اگه من رازِ تورو به ژنرال بگم
خوب برات تموم نمیشه، نه ؟

218
00:22:41,717 --> 00:22:45,179
...حرفِ یه زندانیِ بدبخت رو قبول میکنه

219
00:22:45,262 --> 00:22:46,847
یا یه ستوانِ وفادار رو ؟

220
00:22:46,930 --> 00:22:48,724
خودت چی فکر میکنی ؟

221
00:22:51,185 --> 00:22:53,478
...برو خدارو شکر کن که وضع اینطوریه

222
00:22:53,562 --> 00:22:55,439
...وگرنه تا الآن کارت رو تموم کرده بودم

223
00:22:55,522 --> 00:22:57,858
بعدشم راحت به ژنرال میگفتم که
.موقعِ فرار مُردی

224
00:22:59,401 --> 00:23:00,652
.تو منو نمیکشی

225
00:23:02,821 --> 00:23:04,239
...تو هم منو نمیشناسی

226
00:23:07,618 --> 00:23:10,162
من همین الآنش هم
.بیشتر از هر کسی تورو میشناسم

227
00:23:30,641 --> 00:23:33,894
! علیاحضرت، ملکه کین

228
00:23:52,871 --> 00:23:55,791
.وسطِ این همه سر و صدا هم میتونم اَخم کردنت رو حس کنم

229
00:23:57,000 --> 00:24:00,003
.تو بهم قول دادی که میگردیم خانوادم رو پیدا میکنیم

230
00:24:00,087 --> 00:24:01,296
.پیدا هم میکنیم

231
00:24:02,339 --> 00:24:04,258
.ما بیش از 30 روز دنبالشون گشتیم

232
00:24:04,341 --> 00:24:06,301
.نمیتونیم که تا ابد دور خودمون بچرخیم

233
00:24:06,385 --> 00:24:07,845
.باید قلمرومون رو پس بگیریم

234
00:24:09,221 --> 00:24:11,640
...وقتی که قلمرو رو بدست بیاریم، میتونیم با سرباز هایِ تازه نفس

235
00:24:11,723 --> 00:24:14,351
.دوباره جستجو رو ادامه بدیم

236
00:24:15,352 --> 00:24:16,937
...البته میدونم کلاً بی فایده هست

237
00:24:55,767 --> 00:24:57,269
.باید بریم

238
00:24:57,352 --> 00:24:59,146
...آروم باش بوتز

239
00:24:59,229 --> 00:25:01,356
.تو تنها، تویِ کثافت بزرگ شدی

240
00:25:01,440 --> 00:25:04,443
! الآن شدی همنشینِ ملکه‌یِ پایایی

241
00:25:04,526 --> 00:25:07,779
! تو معجزه شده که اینجایی -
.اینجا منو جادوگر حساب میکنن -

242
00:25:07,863 --> 00:25:13,577
.تو الآن یه رئیسِ مقدس و ثابت قدم داری
.اون هواتو داره. اینقدر نِق نزن

243
00:25:22,920 --> 00:25:24,004
.چه اتاقِ قشنگی

244
00:25:28,592 --> 00:25:29,635
...ملکه‌یِ من

245
00:25:30,427 --> 00:25:31,845
...ملکه‌یِ من

246
00:25:32,596 --> 00:25:34,515
.واقعاً خوشحالیم که شما زنده موندین

247
00:25:35,307 --> 00:25:37,935
.وقتی که از نابودیِ کنزوا خبردار شدیم، خیلی نگران شده بودیم

248
00:25:38,519 --> 00:25:41,605
.لرد هارلان، بابتِ این خوش‌آمد گوییِ گرم شما ممنونم

249
00:25:43,232 --> 00:25:46,568
حضورِ شما در هر موقعیتی
.مایه‌یِ افتخارِ ماست

250
00:25:46,652 --> 00:25:49,446
! به خصوصِ بازگشتِ شکوه‌مندانه‌یِ شما از مرگ

251
00:25:49,530 --> 00:25:51,990
.سلام لرد هارلان

252
00:25:53,116 --> 00:25:54,785
سلام، شما ؟

253
00:25:58,997 --> 00:25:59,998
ماگرا ؟

254
00:26:00,082 --> 00:26:02,334
بازم صدام رو نشناختی ؟

255
00:26:03,293 --> 00:26:04,461
.امکان نداره

256
00:26:04,545 --> 00:26:06,338
.خودمم هارلان

257
00:26:07,506 --> 00:26:08,715
...پرنسس

258
00:26:14,096 --> 00:26:15,806
! هر دو خواهر برگشتن پیشِ ما

259
00:26:16,598 --> 00:26:18,642
! امروز روزِ معجزه آسایی است

260
00:26:19,810 --> 00:26:23,063
.خیلی وقته ندیدمت
.باورم نمیشه هنوز منو یادته

261
00:26:23,146 --> 00:26:25,482
.معلومه که تورو یادمه -
.خوبه -

262
00:26:26,191 --> 00:26:28,569
آره، اگه منم درست یادم باشه
تو از من خوشت میومد، نه ؟

263
00:26:29,862 --> 00:26:31,363
...ملکه‌یِ من

264
00:26:31,446 --> 00:26:34,324
...نامه ای که در خصوصِ بازگشتِ شما دریافت کردیم

265
00:26:34,408 --> 00:26:35,534
...گفته بود که میخواین پنسا رو

266
00:26:35,617 --> 00:26:37,995
.مرکزِ جدیدِ پایا اعلام کنین

267
00:26:38,078 --> 00:26:39,830
شما که اعتراضی ندارین ؟

268
00:26:40,330 --> 00:26:43,041
.کاملاً برعکس، باعث افتخارمه

269
00:26:43,667 --> 00:26:45,794
.من تورو خوب میشناسم
...میدونم که اینطوری نیست

270
00:26:50,299 --> 00:26:52,551
.ما هممون از نابودیِ کانزوا ناراحت شدیم

271
00:26:53,635 --> 00:26:56,138
.واقعاً یک تراژدیِ باورنکردنی بود

272
00:26:57,639 --> 00:26:58,640
.همینطوره

273
00:27:00,309 --> 00:27:03,187
بله، اگه موقعیتِ بهتر و خصوصی تری باشه
.بیشتر میتونیم دربارش صحبت کنیم

274
00:27:04,229 --> 00:27:05,272
.البته

275
00:27:07,274 --> 00:27:09,860
.واقعاً درکِ اینکه چه اتفاقاتی رو پشت سر گذاشتین سخته

276
00:27:11,445 --> 00:27:12,905
...قتلِ عامِ مردُمتون

277
00:27:13,739 --> 00:27:16,617
...گیر افتادنِ خودتون تویِ بدترین جاهایِ دنیا

278
00:27:17,618 --> 00:27:20,704
.به همین دلیل، یک اتاقِ زیبا رو برایِ شما در نظر گرفتم

279
00:27:21,205 --> 00:27:22,873
.کاملاً ایمن هست و موقعیتِ زیبایی داره

280
00:27:22,956 --> 00:27:25,250
...اونجا راحت -
بلند ترین و بزرگ ترین خانه‌یِ پنسا کجاست ؟ -

281
00:27:27,377 --> 00:27:29,671
.همین خانه هست در واقع
.خانه‌یِ من

282
00:27:30,714 --> 00:27:31,715
واقعاً ؟

283
00:27:34,593 --> 00:27:37,554
باز هم مایه‌یِ افتخارمه که
.اینجا رو در اختیارِ شما قرار بدم

284
00:27:38,555 --> 00:27:40,724
.فوراً اینجارو براتون آماده میکنم

285
00:27:41,308 --> 00:27:44,937
.مهربانیِ شما فراموش نمیشه لُرد هارلان

286
00:27:48,398 --> 00:27:49,900
...پرنسس ماگرا

287
00:27:54,363 --> 00:27:57,658
خب، اینجا که بد بگا رفتیم، نه ؟

288
00:27:58,867 --> 00:28:03,038
همینطوری میخوای بذاری بیاد تو
و شهرت رو ازت بگیره ؟

289
00:28:03,914 --> 00:28:05,165
! اینی که میگی، ملکه هستا

290
00:28:05,833 --> 00:28:08,293
.سرباز هایِ تو، از جادوگریاب هایِ اون خیلی بیشتره

291
00:28:08,377 --> 00:28:11,129
.آره، ولی جادوگریاب هاش خیلی خبره تر از سربازایِ منن

292
00:28:12,673 --> 00:28:15,008
...بعدشم، اگه درست عمل کنیم

293
00:28:15,092 --> 00:28:18,595
.داشتنِ یه ملکه، اونم بغلِ دستمون خیلی میتونه مفید باشه

294
00:28:19,805 --> 00:28:22,975
.دیروز که ملکه یه پاش لبِ گور بود
.شاید بتونیم ایندفعه بندازیمش تویِ گور

295
00:28:23,058 --> 00:28:26,311
.کریگان، تو برادرمی، منم دوست دارم

296
00:28:27,354 --> 00:28:28,939
! ولی کلاً قوه تخیل‌ـِت تعطیله

297
00:28:35,362 --> 00:28:36,488
...این همه وقت

298
00:28:36,572 --> 00:28:38,740
تو تویِ کوهستان هایِ پایا قایم شده بودی ؟

299
00:28:39,992 --> 00:28:43,120
.یکم سخته تورو پایایی تصور کنم -
.پایایی نیستم -

300
00:28:43,203 --> 00:28:45,122
.تویِ قبیله هاشون زندگی میکردم

301
00:28:48,041 --> 00:28:49,334
...پس از تریوانتی نیستی

302
00:28:49,418 --> 00:28:50,878
.پایا رو هم که خودت گفتی نیستی

303
00:28:50,961 --> 00:28:53,046
! فقط بگو که گانیت نیستی

304
00:28:53,130 --> 00:28:54,173
...یاکیس

305
00:28:56,884 --> 00:29:00,512
! زود هم میخوای بری سر اصلِ مطلب
...همون بابایِ همیشگی

306
00:29:00,596 --> 00:29:01,722
.خیلی خب، بگو ببینم چی شده

307
00:29:03,849 --> 00:29:05,851
...ایدو -
.گه توش -

308
00:29:08,145 --> 00:29:09,813
.دخترم رو دزدیده

309
00:29:09,897 --> 00:29:11,690
.باید بفهمم کجا قایمش کرده

310
00:29:11,773 --> 00:29:13,525
.تو خیلی وقته اینجا نبودی بابا

311
00:29:13,609 --> 00:29:15,611
.ایدو خیلی فرق کرده

312
00:29:15,694 --> 00:29:19,031
.میدونم شده ژنرال -
.ژنرالِ ارشد شده -

313
00:29:19,698 --> 00:29:21,492
ژنرالِ ارشد ؟ -
.بله -

314
00:29:21,575 --> 00:29:23,285
.عمراً بتونی نزدیکش بشی

315
00:29:23,368 --> 00:29:26,455
.البته همین نزدیکش نشی هم هوشمندانه تره
.زنده زنده پوستتو میکنه

316
00:29:27,956 --> 00:29:29,208
...بحثِ دخترمه

317
00:29:29,875 --> 00:29:31,460
میفهمی ؟

318
00:29:32,544 --> 00:29:34,671
...ببین، من خیلی وقته کشیدم کنار

319
00:29:34,755 --> 00:29:38,509
،ولی که اگه بخواد با دخترت تورو بکشونه اونجا
.تویِ یه زندانِ عادی نگهش نمیداره

320
00:29:38,592 --> 00:29:41,011
.حدس من رویِ مرکزِ سوم هست

321
00:29:41,970 --> 00:29:43,680
...مرکز سوم، توضیح بده

322
00:29:43,764 --> 00:29:46,433
.یه منطقه‌یِ محافظت شده هست
.کارایِ ارتشی رو توش انجام میدن

323
00:29:46,517 --> 00:29:49,144
.ایدو گروهِ تکاورِ شخصیِ خودشو اونجا نگه میداره

324
00:30:09,957 --> 00:30:11,500
چطوری میتونم وارد اونجا بشم ؟

325
00:30:11,583 --> 00:30:14,086
.هیچکس نمیتونه واردش بشه
.نه حتی خودِ فرماندار

326
00:30:18,048 --> 00:30:19,424
...دهنت سرویس بابا

327
00:30:22,135 --> 00:30:24,555
به نظرتِ خونه‌یِ لرد هارلان رو گرفتن
فکر خوبی بوده ؟

328
00:30:24,638 --> 00:30:26,974
.من ملکه ام
.ملکه باید تویِ بزرگترین خونه زندگی کنه

329
00:30:27,057 --> 00:30:28,934
.حتی ملکه هم باید حواسش به یار هاش باشه

330
00:30:29,017 --> 00:30:31,478
.وضعِ ما خیلی اینجا حساسه

331
00:30:31,562 --> 00:30:34,690
...تا وقتی که نابودیِ کنزوا رو کاملاً توضیح ندیم

332
00:30:34,773 --> 00:30:35,774
.خیلی آسیب پذیر هستیم

333
00:30:35,858 --> 00:30:38,277
.تو زیادی نگرانی -
.تویی که اصلاً نگران نیستی -

334
00:30:38,819 --> 00:30:40,988
...مردُمت تا همین الآنش یه بار به علیه‌ـِت قیام کردن

335
00:30:41,071 --> 00:30:44,032
.لرد هارلان سرباز هایِ اینجارو کنترل میکنه
...وقتی که ما قانونِ جدید رو اجرا کنیم

336
00:30:44,116 --> 00:30:46,618
.به کمکش نیاز داریم -
! کافیه -

337
00:30:47,494 --> 00:30:52,166
هارلان فقط یه ندیمِ بی خاصیت بود
.که الآن تبدیل شده به لردِ پنسا

338
00:30:52,666 --> 00:30:56,003
نمیدونم چطوری از اونجا به اینجا رسیده
! ولی فکر نمیکنم با حماقتش بوده باشه

339
00:30:56,545 --> 00:31:00,340
.نباید جلویِ آدمی مثلِ هارلان ضعف از خودت نشون بدی
.وگرنه کنترلت میکنه

340
00:31:01,508 --> 00:31:02,551
.اینو همیشه یادت باشه

341
00:31:49,973 --> 00:31:53,101
.باید سرِ لرد هارلان بیشتر ملایمت به خرج بدی

342
00:31:54,436 --> 00:31:57,147
.باید رهبریِ اینجارو سمتِ خودمون بیاریم

343
00:31:58,649 --> 00:32:00,067
.من ملکه‌ـَشون هستم

344
00:32:01,652 --> 00:32:03,487
اگه طرفِ من نیستن، طرفِ کی هستن ؟

345
00:32:03,570 --> 00:32:08,450
منظورم اینه که یه ملکه‌یِ محبوب
.خیلی بیشتر از یه ملکه‌یِ بد نام میتونه نفوذ داشته باشه

346
00:32:09,201 --> 00:32:10,953
منظورت بچه هات هست ؟

347
00:32:11,453 --> 00:32:13,872
.من بهت قول دادم پیداشون کنم
فکر میکنی سر قولم واینمیسم ؟

348
00:32:13,956 --> 00:32:16,458
...من فقط میگم که رویِ خوبِ هارلان رو -
.یه ملکه، به رویِ خوبِ کسی نیازی نداره -

349
00:32:16,542 --> 00:32:18,627
.تا وقتی که کانزوا رو حلش میکنیم، بدست بیاری

350
00:32:18,710 --> 00:32:21,421
! من اصلاً مجبور نیستم چیزی رو به کسی توضیح بدم

351
00:32:21,505 --> 00:32:24,132
.علیاحضرت، لرد هارلان و کاپیتان گاسِت اومدن

352
00:32:24,216 --> 00:32:25,551
.بگو بیان تو

353
00:32:26,760 --> 00:32:27,761
.تنهامون بذارین

354
00:32:30,138 --> 00:32:31,765
داستانِ کنزوا رو چیکار میخوای بکنی ؟

355
00:32:32,683 --> 00:32:34,977
.خودم تصمیم میگیرم چی باید بگم
.بعدش هم بهشون میگمش

356
00:32:35,060 --> 00:32:37,604
.هر دروغی که بگی، باید با دروغِ من یکی باشه

357
00:32:37,688 --> 00:32:39,857
دروغ وقتی از دهانِ ملکه بیرون بیاد
.دیگه دروغ نیست

358
00:32:40,357 --> 00:32:43,026
! لرد هارلان
کیو برامون آوردی ؟

359
00:32:43,527 --> 00:32:45,195
...ملکه، پرنسس

360
00:32:46,196 --> 00:32:49,992
.معرفی میکنم، کاپیتان گاسِت
.افسرِ ارشدِ ارتشِ پینسا

361
00:32:53,704 --> 00:32:55,539
.باعث افتخارمه ملکه‌یِ من

362
00:32:55,622 --> 00:32:59,168
.اتفاقِ کانزوا یک واقعه‌یِ بی سابقه بود

363
00:32:59,251 --> 00:33:00,252
.بله

364
00:33:00,335 --> 00:33:02,796
از وقتی که از اون اتفاق باخبر شدیم
.تمام ارتش در آماده باش کامل بودند

365
00:33:03,755 --> 00:33:07,217
 فردا میخوام یه گزارش کامل
.از مقدارِ آمادگیِ شما داشته باشم

366
00:33:07,301 --> 00:33:08,760
.البته

367
00:33:08,844 --> 00:33:12,514
.شما تنها شاهدِ اون اتفاق هستین
...شاید شما بتونین بهمون بگین

368
00:33:12,598 --> 00:33:15,309
.که دشمنِ ما کی هست -
.میتونم -

369
00:33:16,393 --> 00:33:17,728
.به موقعش بهتون میگم

370
00:33:17,811 --> 00:33:18,937
.شورا رو صدا کنین

371
00:33:19,021 --> 00:33:21,023
.میخوام در اسرع وقت باهاشون صحبت بکنم

372
00:33:21,106 --> 00:33:22,232
.بله علیاحضرت

373
00:33:22,858 --> 00:33:25,068
.من هم یه مشکلی دارم که اهمیتِ خیلی بالایی داره

374
00:33:25,152 --> 00:33:26,403
...ماگرا -
پرنسس ؟ -

375
00:33:26,487 --> 00:33:30,199
تو 17 ساله که دنبالشی
! یکم دیگه هم صبر کن

376
00:33:30,282 --> 00:33:31,283
.منطقیه

377
00:33:33,452 --> 00:33:35,204
.من و خانوادم از هم جدا شدیم

378
00:33:35,287 --> 00:33:38,499
هر تعداد سربازی که نیاز نداشته باشی رو لازم دارم
.که دنبالشون بگردم

379
00:33:39,082 --> 00:33:41,168
.ما همه جارو دنبالشون میگردیم

380
00:33:41,251 --> 00:33:42,252
.ممنونم

381
00:33:42,753 --> 00:33:45,547
من همراهتون میام
.که توضیحات رو به سرباز هاتون بدم

382
00:33:54,932 --> 00:33:56,391
! چه کار ها که آدم واسه خانواده نمیکنه

383
00:33:56,892 --> 00:33:57,976
.بله

384
00:34:00,812 --> 00:34:01,855
...شما و خواهرتون که

385
00:34:04,191 --> 00:34:07,152
.از خانه‌‌یِ جدید راضی هستین
درسته ؟

386
00:34:08,654 --> 00:34:09,655
.البته

387
00:34:11,740 --> 00:34:16,328
حدس میزنم الآن اون موقعی هست که
.بالاخره یه صحبتِ واقعی قراره با هم داشته باشیم

388
00:34:20,206 --> 00:34:22,583
...منطقی هست که بعد از اتفاقِ کانزوا

389
00:34:22,668 --> 00:34:24,545
.بخوایم دفاعِ شهر رو بالا ببریم

390
00:34:24,628 --> 00:34:28,674
بعد شما قبول کردی که سرباز هایِ با ارزشمون رو
...بفرستیم بیرون از شهر

391
00:34:30,634 --> 00:34:35,389
مگه اینکه خودتون مطمئن باشین که
.از حمله‌یِ دومی خبری نیست

392
00:34:37,057 --> 00:34:38,600
.اینجا امنیتِ لازم رو داریم

393
00:34:39,309 --> 00:34:42,396
پنسا بزرگترین ارتش پایا رو داره، مگه نه ؟

394
00:34:43,563 --> 00:34:45,315
.یکی از دلایلی که اینجارو انتخاب کردم همین بوده

395
00:34:46,567 --> 00:34:49,235
عه ؟ گفتم شاید واسه این بوده
.که من رو دوستِ خودت میدونستی

396
00:34:51,237 --> 00:34:52,990
مگه من نیازی به دوستیِ تو دارم ؟

397
00:34:54,199 --> 00:34:57,744
...شایعاتی پخش شده ملکه‌یِ من

398
00:34:59,204 --> 00:35:00,539
...شایعات

399
00:35:00,622 --> 00:35:03,542
...بله، همه میدونستن که فرقه‌یِ اشراف زاده هایِ کانزوا

400
00:35:03,625 --> 00:35:05,377
.داشتن علیهِ شما عمل میکردن

401
00:35:06,336 --> 00:35:07,880
.مواظبِ حرف هات باش هارلان

402
00:35:07,963 --> 00:35:09,506
.ملکه، من همیشه مواظبِ حرفام هستم

403
00:35:11,633 --> 00:35:13,677
.وفاداریِ من به شما، غیر قابلِ بحث هست

404
00:35:13,760 --> 00:35:15,929
.ولی پنسا یه شهرِ بزرگه

405
00:35:16,013 --> 00:35:18,640
.پنسا بخش هایِ زیادی داره
.آدم هایِ با نفوذِ زیادی داره

406
00:35:19,683 --> 00:35:21,226
.اون آدم ها هم بالاخره شک هایِ خودشون رو دارن

407
00:35:24,396 --> 00:35:25,397
...با گفتنِ این حرف ها

408
00:35:25,481 --> 00:35:28,567
میخوای به چیزی برسی ؟

409
00:35:28,650 --> 00:35:30,569
...فقط همون حرفی که قبلاً زدم

410
00:35:31,320 --> 00:35:32,821
.من دوستِ شما محسوب میشم

411
00:35:35,574 --> 00:35:37,117
.میتونم خیلی دوستِ خوبی هم باشم

412
00:35:37,201 --> 00:35:40,704
.حتماً این موضوع رو به ذهن میسپارم
.اگه حرفِ دیگه ای نیست، بفرمایین

413
00:35:42,498 --> 00:35:44,917
.میخوام قصرِ جدیدم رو کاملاً یاد بگیرم

414
00:35:47,294 --> 00:35:48,504
.البته ملکه‌یِ من

415
00:35:59,056 --> 00:36:00,057
...بوتز

416
00:36:01,725 --> 00:36:02,851
بله ملکه ؟

417
00:36:04,186 --> 00:36:06,188
...شما که میبینی
قیافه من خوبه ؟

418
00:36:09,024 --> 00:36:10,484
.شما زیبا هستین

419
00:36:13,695 --> 00:36:15,489
به قیافه من میخوره تورو اینجا لازم داشته باشم ؟

420
00:36:20,035 --> 00:36:21,119
! برو بیرون

421
00:36:47,521 --> 00:36:48,564
.کریگان

422
00:36:53,235 --> 00:36:55,070
ملکه چطور بود ؟

423
00:36:55,863 --> 00:36:59,408
.دقیقاً همونقدر حقه باز و خطرناک
.درست مثل قبل

424
00:37:00,325 --> 00:37:01,785
! از اینطور خانم ها خوشم میاد

425
00:37:03,912 --> 00:37:04,997
خواهرش چی ؟

426
00:37:05,080 --> 00:37:06,707
.هنوز داستانِ اونو نفهمیدم

427
00:37:06,790 --> 00:37:09,459
.ولی خب، یه ناهماهنگیِ جالب بینِ اون دوتا هست

428
00:37:10,919 --> 00:37:12,171
.یه مشکلی این وسط هست

429
00:37:12,921 --> 00:37:14,798
چیه ؟ -
.نمیدونم -

430
00:37:15,549 --> 00:37:16,925
.باید بفهمیم

431
00:37:19,011 --> 00:37:23,724
،به هر حال، اون اهرمِ فشاری که گفتی
.خوب میتونه بدردمون بخوره

432
00:37:24,725 --> 00:37:25,976
میدونی کجاست ؟

433
00:37:27,436 --> 00:37:30,606
.داره میاد. تویِ راهه

434
00:37:30,689 --> 00:37:31,690
.خوبه

435
00:37:32,441 --> 00:37:34,026
...بگذریم

436
00:37:34,109 --> 00:37:38,405
لردِ بزرگِ پنسا رو نمیگی
که از اتاقِ خوابِ خودش بیرون شده ؟

437
00:37:38,489 --> 00:37:39,490
.بلی

438
00:37:40,574 --> 00:37:42,951
! تازه برادرِ کوچکترش هم همینطور

439
00:37:44,453 --> 00:37:46,079
! میدونستم اینو میگی

440
00:37:59,176 --> 00:38:03,263
.خدایِ آتش، از هانیوایِ ما محافظت کن

441
00:38:05,057 --> 00:38:06,850
...همچنین بابا واس، پدرش

442
00:38:08,852 --> 00:38:11,104
.اونهارو سالم به ما برگردون

443
00:38:12,731 --> 00:38:15,692
.اونهارو با آرامش به ما برگردون

444
00:38:16,860 --> 00:38:17,861
...تو

445
00:38:19,112 --> 00:38:20,113
سلام ؟

446
00:38:24,535 --> 00:38:25,536
سلام ؟

447
00:38:26,161 --> 00:38:28,747
تو اینجا تنها نیستی. مگه نه ؟

448
00:38:29,748 --> 00:38:32,042
.منم همین سوال رو از تو دارم

449
00:38:32,125 --> 00:38:34,127
تو که تنها نیستی دیگه، نه ؟

450
00:38:34,962 --> 00:38:36,255
.نه نیستم

451
00:38:38,882 --> 00:38:41,260
.جادوگریاب ها اومدن
! باید بریم

452
00:38:54,398 --> 00:38:55,399
! لعنتی

453
00:38:56,942 --> 00:38:57,860
! تکون نخور

454
00:38:57,943 --> 00:39:00,237
...هانیوا -
! وقتشه من برم -

455
00:39:00,320 --> 00:39:02,865
.عمراً بتونی از شهر خارج شی -
پس زود برمیگردیم، نه ؟ -

456
00:39:02,948 --> 00:39:05,534
...الآن هم میریم سمتِ اون زنجیر

457
00:39:07,369 --> 00:39:08,662
...لعنتی

458
00:39:22,342 --> 00:39:24,511
.من نمیخوام بهت آسیبی بزنم -
.پس بذار برم -

459
00:39:24,595 --> 00:39:26,221
.راستش این کارو هم نمیخوام بکنم

460
00:39:42,154 --> 00:39:43,155
...لعنتی

461
00:40:11,767 --> 00:40:13,227
! دیگه کافیه

462
00:40:15,562 --> 00:40:18,398
جادوگریاب ها اینقدر دور از مرکز چیکار میکنن ؟

463
00:40:18,482 --> 00:40:20,150
.دنبالِ یه خواهر و برادرِ آلکنی میگردن

464
00:40:20,234 --> 00:40:22,861
.هانیوا و کوفون -
.ما اونا نیستیم -

465
00:40:22,945 --> 00:40:24,613
! سگِ ما بو هایِ دیگه ای به مشامش رسیده

466
00:40:30,327 --> 00:40:31,829
.این کوفون هست -
! نه نیستم -

467
00:40:31,912 --> 00:40:32,955
! ولش کن

468
00:40:33,497 --> 00:40:36,583
.با سنی که شما داری، فکر نمیکنم شما هانیوا باشی

469
00:40:36,667 --> 00:40:39,545
پس هانیوا کجاست ؟ -
.پیش ما نیست -

470
00:40:39,628 --> 00:40:41,004
.خب، یکی بهتر از هیچیه بالاخره

471
00:40:41,088 --> 00:40:43,173
...به دستورِ پرنسس ماگرا -
ماگرا ؟ -

472
00:40:43,257 --> 00:40:45,342
.شما باید همراهِ ما فوراً برگردین به پنسا

473
00:40:45,425 --> 00:40:48,470
چی داری میگی ؟
! اون که پرنسس نیست، اون مُرده

474
00:40:48,554 --> 00:40:51,765
.باور کن ایشون هم زندست، هم خواهرِ ملکه کین هست

475
00:40:51,849 --> 00:40:52,850
...دروغ میگی

476
00:41:00,399 --> 00:41:01,608
.راستشو میگه

477
00:41:02,818 --> 00:41:04,444
چی ؟ -
! زندست -

478
00:41:05,946 --> 00:41:07,739
! ماگرا زندست

479
00:41:08,448 --> 00:41:10,784
چی ؟ -
.باید همین الآن بریم -

480
00:41:10,868 --> 00:41:11,869
مطمئنی ؟

481
00:41:11,952 --> 00:41:14,705
.بویِ ماگرا رو کنار این آدم حس کردم

482
00:41:14,788 --> 00:41:17,291
مرسی که چیزی که همه میدونستیم رو
.تایید کردی

483
00:41:17,374 --> 00:41:18,584
.حالا بیا بریم -
! نه وایسا -

484
00:41:18,667 --> 00:41:21,712
.وایسا وایسا ! نمیتونیم بریم
.ما منتظر کسی هستیم

485
00:41:23,255 --> 00:41:24,256
منتظر هانیوایی ؟

486
00:41:24,339 --> 00:41:27,551
.آره، هانیوا و پدرم
.جفتشون کم کم پیداشون میشه

487
00:41:27,634 --> 00:41:30,679
.ما میریم -
! نه، نمیتونیم بدون اونا برگردیم -

488
00:41:30,762 --> 00:41:33,557
! نمیتونیم هم بمونیم
! اینجا زیادی خطرناکه

489
00:41:33,640 --> 00:41:35,642
...حالا یا خودت با پایِ خودت میای

490
00:41:35,726 --> 00:41:38,103
.یا دست و پات رو میبندم و خودم میبرمت

491
00:41:38,604 --> 00:41:39,605
! تصمیمش با خودته

492
00:41:41,690 --> 00:41:43,692
...پاریس -
.ماگرا زندست -

493
00:41:43,775 --> 00:41:45,611
.تو برو پیش مادرت کوفون

494
00:41:45,694 --> 00:41:47,488
.من اینجا منتظرِ بابا و هانیوا میمونم

495
00:41:47,571 --> 00:41:49,323
.من اینجا تنهات نمیذارم

496
00:41:50,574 --> 00:41:52,201
...من تنها نیستم

497
00:41:53,035 --> 00:41:54,328
.برو پیشِش

498
00:41:54,411 --> 00:41:55,496
! برو دیگه

499
00:42:21,814 --> 00:42:24,608
.لرد هارلان، میتونین بیاین تو

500
00:42:24,691 --> 00:42:26,485
از طرزِ در زدنم متوجه‌ـَم شدین ؟

501
00:42:27,277 --> 00:42:29,279
.از طرز راه رفتنتون متوجه شدم

502
00:42:30,197 --> 00:42:32,616
.بله، فراموش کرده بودم شما آیورایی هستین

503
00:42:33,700 --> 00:42:37,079
.دیگه اینجا نیازی به رسمی بودن نیست

504
00:42:38,455 --> 00:42:39,581
.هارلان صدام کنین

505
00:42:41,083 --> 00:42:43,585
.حدس میزنم شما هم میخواین منو ماگرا صدا کنین

506
00:42:44,086 --> 00:42:46,296
.وقتی بچه بودیم که همینطوری صدات میزدم

507
00:42:46,380 --> 00:42:50,050
.الآن که دیگه بچه نیستیم -
چرا نباشیم ؟ -

508
00:42:51,260 --> 00:42:55,806
فقط یکم هرچی بزرگتر شدیم
.خشن تر و غمگین تر شدیم

509
00:42:59,518 --> 00:43:03,397
! برایِ کودکِ درونِتون یه هدیه آوردم

510
00:43:17,661 --> 00:43:18,954
...عصایِ صدا

511
00:43:23,584 --> 00:43:25,502
.سالهاست که از اینا ندیدم

512
00:43:29,173 --> 00:43:33,093
.اگه درست یادم باشه، همیشه اینارو دوست داشتی

513
00:43:34,052 --> 00:43:35,179
.درسته

514
00:43:36,263 --> 00:43:39,391
اینا تنها چیزی بودن که صدایِ تویِ ذهنم رو
.آروم میکردن

515
00:43:44,062 --> 00:43:46,106
.ممنونم هارلان

516
00:43:46,190 --> 00:43:49,067
.کمترین کاری بود که از دستم بر میومد ماگرا

517
00:43:49,151 --> 00:43:51,320
بعد از اینکه خواهرم خونه‌ـَت رو ازت گرفت ؟

518
00:43:51,904 --> 00:43:55,532
! تک تک کار هایِ من، برایِ خدمت به ملکه بوده و هست

519
00:43:55,616 --> 00:43:56,950
...اگه منم درست یادم باشه

520
00:43:57,034 --> 00:44:00,287
تک تک کار هایی که تو میکردی
.همیشه برایِ خودت بوده

521
00:44:00,871 --> 00:44:04,333
.مثل اینکه جفتمون حافظه‌یِ قویی داریم

522
00:44:07,920 --> 00:44:09,046
.بگو ببینم

523
00:44:10,506 --> 00:44:12,466
وقتی که به کانزوا حمله شد، تو اونجا بودی ؟

524
00:44:14,343 --> 00:44:15,719
.نه -
نه ؟ -

525
00:44:16,970 --> 00:44:21,099
پس کلاً شاهدی نداریم، نه ؟

526
00:44:22,976 --> 00:44:26,855
اولش که خودمونی شدی
الآن هم میخوای از زیر زبونِ من حرف بکشی ؟

527
00:44:26,939 --> 00:44:28,982
.تو که این داستان هارو خوب درک میکنی

528
00:44:29,066 --> 00:44:30,943
...تو بودی که علیهِ خواهرت قیام کردی

529
00:44:31,026 --> 00:44:32,861
.و میخواستی تاج و تخت رو ازش بگیری

530
00:44:32,945 --> 00:44:35,656
! بعدش هم 18 سال گم و گور شدم

531
00:44:36,156 --> 00:44:37,950
از این یه درسی نمیتونی بگیری ؟

532
00:44:39,409 --> 00:44:40,410
.درسته

533
00:44:42,830 --> 00:44:44,248
حالا کجا بودی ؟

534
00:44:44,331 --> 00:44:48,210
میدونی، اون داستان برایِ همچین ملاقاتِ کوتاهی
.زیادی طولانیه

535
00:44:49,002 --> 00:44:50,128
.بسیار خوب

536
00:44:51,463 --> 00:44:53,632
.بالاخره واسه صحبت وقت پیدا میشه

537
00:44:57,845 --> 00:44:59,304
...البته باید بگم که از نظر من

538
00:45:00,973 --> 00:45:02,933
.شما ملکه‌یِ شگفت انگیزی میشدین

539
00:45:10,149 --> 00:45:13,318
...شهروندانِ خوب و بزرگِ پنسا

540
00:45:13,902 --> 00:45:16,155
...باشد که خدایِ آتش، قلبِ شما را رحمت بخشد

541
00:45:18,157 --> 00:45:23,328
،من امروز در مقابل شما ایستادم
.بعنوانِ کسی که سختی هایِ زیادی را متحمل شده

542
00:45:24,288 --> 00:45:26,707
.همچنین اندوه و مرگِ بسیار

543
00:45:28,125 --> 00:45:30,752
من امروز بیشتر از همیشه
.بابتِ ایمانِ شما به من، سپاسگذارم

544
00:45:31,879 --> 00:45:32,963
...بابتِ عشقِ شما

545
00:45:34,339 --> 00:45:35,340
ماگرا ؟

546
00:45:35,424 --> 00:45:38,093
...بابتِ هدفی که به من واگذار کردید -
.اینجام -

547
00:45:39,219 --> 00:45:40,512
چیشده ؟

548
00:45:41,054 --> 00:45:42,931
...قرار بود سه روز دیگه صحبت کنه که

549
00:45:43,015 --> 00:45:44,433
.قرارمون همین شده بود

550
00:45:44,516 --> 00:45:46,226
.من کلی صحبت کردم و برنامه ریختم

551
00:45:46,310 --> 00:45:48,604
.امروز که از خواب پاشد، یهویی اینطوری تصمیم گرفت

552
00:45:48,687 --> 00:45:49,688
.از این حرکتا زیاد میکنه

553
00:45:50,522 --> 00:45:55,194
...شهرِ محبوبِ شما، کانزوا
...شهری که پدرم در آن حکومت کرده بود

554
00:45:55,277 --> 00:45:57,988
...شهری که پدربزرگ من و پدرِ او در آن حکومت کرده بود

555
00:45:58,572 --> 00:46:02,117
.از دست رفته

556
00:46:06,788 --> 00:46:12,169
...من فریاد هایِ مردُمِ در حالِ غرق شدنم را شاهد بودم

557
00:46:16,465 --> 00:46:20,677
فریاد هایِ مرد هایی که همسرشان را صدا میزدند
...یا بچه هایی که مادرشان را

558
00:46:22,221 --> 00:46:24,348
...من آماده بودم که کنار آنها بمیرم

559
00:46:25,015 --> 00:46:28,352
.ولی خدا نقشه هایِ دیگه ای واسه‌یِ من کشیده بود

560
00:46:30,938 --> 00:46:33,690
.من آتشِ خدا را درونِ خودم حس کردم

561
00:46:33,774 --> 00:46:37,277
وقتی که خدا من رو از مرگ دور میکرد
.گرمایِ او را در خودم حس کردم

562
00:46:37,945 --> 00:46:40,322
...وقتی که من رو به خواهرم رسوند

563
00:46:42,741 --> 00:46:47,496
پرنسس ماگرایی که این همه سال
.گم شده بود

564
00:46:47,579 --> 00:46:49,331
...همین یکتا خدایی که

565
00:46:50,749 --> 00:46:52,668
...این کار هارو کرده

566
00:46:54,628 --> 00:46:56,547
.امروز ما رو اینجا دور هم جمع کرده

567
00:46:56,630 --> 00:47:02,261
ما رو اینجا آورده تا شهرِ زیبایِ پنسا را
! مقدس کنیم و مرکزِ جدیدِ پایا اعلام کنیم

568
00:47:08,934 --> 00:47:10,477
! پایایی هایِ عزیزِ من

569
00:47:11,353 --> 00:47:15,816
،باید بدونین که چیزی که ازش ترس داشتید
.حقیقت داشته

570
00:47:17,776 --> 00:47:21,905
لشکرِ تریوانتیان بوده که
.مردُمِ ما رو به قتل رسونده

571
00:47:23,282 --> 00:47:24,950
! اونا بودن که کانزوا رو نابود کردن

572
00:47:25,951 --> 00:47:27,536
...ای لعنتی

573
00:47:27,619 --> 00:47:29,621
! دلیلش رو من براتون روشن میکنم

574
00:47:31,331 --> 00:47:33,083
...جاسوس هایِ اونها بهشون خبر داده بودن

575
00:47:35,085 --> 00:47:37,212
...که من بچه ای را درونِ خود دارم

576
00:47:39,590 --> 00:47:41,758
! که همه چیز رو عوض خواهد کرد

577
00:47:43,927 --> 00:47:48,640
! بچه ای که با مموهبتِ خدا به دنیا خواهد آمد
! هدیه‌یِ بینایی

578
00:47:57,441 --> 00:48:00,486
...میدونم که قبولِ چنین حرفی بعد از اینکه سال ها

579
00:48:00,986 --> 00:48:03,113
.قوانینِ دیگری داشتیم، سخت هست

580
00:48:05,073 --> 00:48:07,284
! ولی من صدایِ خدا را شنیدم

581
00:48:09,203 --> 00:48:13,123
...خدا هم روحِ خود را با من یکی کرد و من را از مرگ نجات داد

582
00:48:13,207 --> 00:48:18,170
تا اینکه من بتوانم تمامِ پایا را متهد کنم
! و دشمنِ غربی را شکست بدهم

583
00:48:18,253 --> 00:48:20,464
! همه با هم متهد

584
00:48:26,637 --> 00:48:31,016
.پیروزیِ ما برایِ من پیش بینی شده
! پیروزیِ ما، راحت خواهد بود

585
00:48:32,434 --> 00:48:38,524
ما انتخاب شده ایم که از این فرزندانِ مقدس
...محافظت کنیم

586
00:48:38,607 --> 00:48:43,320
و آنها را همراهی کنیم
.تا دنیایی جدید برایِ ما به ارمقان بیاورند

587
00:48:43,403 --> 00:48:47,449
دنیایی که بینا ها و نابینا ها
...در کنار هم

588
00:48:47,533 --> 00:48:51,703
.تحت فرمانِ من، زندگی میکنند

589
00:48:52,704 --> 00:48:55,582
! ما همه پایا هستیم

590
00:48:56,208 --> 00:49:01,964
...ما پایا هستیم

591
00:49:08,637 --> 00:49:10,722
تا حالا معدنِ زغال سنگ که نرفتی ؟

592
00:49:10,806 --> 00:49:11,807
...نه

593
00:49:12,766 --> 00:49:14,268
.خیلی مهمون نواز نیستن

594
00:49:14,351 --> 00:49:17,062
.نزدیکِ دیوار بمون و از چاله ها دور بمون

595
00:49:17,145 --> 00:49:19,940
.اِسنِل اونجا منتظرته -
اِسنِل ؟ -

596
00:49:20,023 --> 00:49:23,152
.اینو بهش بده، اونم تونلِ درست رو نشونت میده

597
00:49:24,153 --> 00:49:25,988
.فقط سریع برو و از اینجا رد شو

598
00:49:26,071 --> 00:49:29,324
،چون اگه تویِ اون گرما زیادی نفس بکشی
...از درون میسوزی و میمیری

599
00:49:34,663 --> 00:49:35,747
...مرسی یاکیس

600
00:49:36,623 --> 00:49:38,625
...احتمالاً میمیری همون پایین -
...نچ -

601
00:50:55,327 --> 00:50:58,121
سلام دوستِ من، چیزی برام آوردی ؟

602
00:51:04,127 --> 00:51:05,212
.بیا بریم

603
00:51:28,443 --> 00:51:31,780
این تونل درست زیر مرکز سوم هست. خب ؟

604
00:51:31,864 --> 00:51:34,700
.ولی آدما بیشتر از 30 تپش اونجا زنده نمیمونن

605
00:51:34,783 --> 00:51:37,119
.زود رد شو از اینجا
! وگرنه زنده زنده میپزی

606
00:51:39,955 --> 00:51:40,998
.موفق باشی

607
00:52:17,784 --> 00:52:18,827
...سیبِث

608
00:52:19,786 --> 00:52:22,331
چیکار کردی ؟ -
.همونکاری که دربارش صحبت کرده بودیم -

609
00:52:22,414 --> 00:52:25,709
! ما که درباره‌یِ یه بچه با بوتز صحبت نکرده بودیم

610
00:52:25,792 --> 00:52:28,212
.قضاوتش نکن
.یه دلیلی داشته که خدا بوتز رو آورده پیش من

611
00:52:28,712 --> 00:52:31,006
اصلاً از کجا میدونی که بچت بینا میشه ؟

612
00:52:31,089 --> 00:52:32,382
! باید وایسی تا بدنیا بیاد

613
00:52:32,466 --> 00:52:33,759
تو شاید مطمئن نباشی
.ولی من هستم

614
00:52:34,259 --> 00:52:36,011
.راستش فکر میکردم خوشحال باشی ماگرا

615
00:52:36,094 --> 00:52:38,263
.حداقل برایِ خودت خوشحال باشی

616
00:52:38,347 --> 00:52:40,015
.دیگه بچه هات جادوگر حساب نمیشن

617
00:52:40,098 --> 00:52:43,560
،وقتی که تریوانتیانی ها هممون رو بکشن
! دیگه این چیزا فرقی نمیکنه

618
00:52:44,394 --> 00:52:45,646
.تو زیادی احساساتی شدی

619
00:52:46,688 --> 00:52:48,482
.تو قبول کردی که ما دوتا با هم فرمانروایی کنیم

620
00:52:48,565 --> 00:52:50,609
نه، من گفتم که من فرمانروایی میکنم
.تو فقط کنارمی

621
00:52:51,193 --> 00:52:53,445
.الآن هم کنارمی دیگه -
...وقتی بدون هماهنگی با من هرکاری بخوای میکنی -

622
00:52:53,529 --> 00:52:55,572
.دیگه جایی که من هستم که مهم نیست

623
00:52:55,656 --> 00:52:58,242
اگه من نظر تورو ازت میپرسیدم، تو چی میگفتی ؟

624
00:52:58,325 --> 00:53:01,495
بهت میگفتم که جنگ راه انداختن با تریوانتیانی ها
! دیوانگیِ محض هست

625
00:53:01,578 --> 00:53:03,705
...همینطور اینکه بگی یه بچه‌یِ بینا داری به دنیا میاری

626
00:53:03,789 --> 00:53:06,583
! تو و من رو در خطر انقلاب قرار میده

627
00:53:07,167 --> 00:53:08,877
...قشنگ با یه سخنرانی، دو راهِ مختلف

628
00:53:08,961 --> 00:53:11,129
.واسه به کشتن دادنمون پیدا کردی

629
00:53:11,213 --> 00:53:13,215
.نظر تو مهم نیست، من در هر صورت همین سخنرانی رو میکردم

630
00:53:13,298 --> 00:53:14,383
...سیبِث -
! ماگرا -

631
00:53:14,883 --> 00:53:18,220
.تنها یه ملکه وجود خواهد داشت
! اونم منم

632
00:53:19,012 --> 00:53:21,640
،اینجا اگه تو باهوش باشی
.گوش میدی و یاد میگیری

633
00:53:21,723 --> 00:53:24,268
چرا فکر میکنی میتونی یه دولت رو اداره کنی ؟

634
00:53:24,351 --> 00:53:28,063
بشین که شاید یه روزی بتونی یه پیشنهادی به من بدی
.که ارزشِ دادن داشته باشه

635
00:53:30,816 --> 00:53:35,320
.من فقط دارم از تو مراقبت میکنم، خواهر جان

636
00:53:38,073 --> 00:53:39,366
.همونطوری که همیشه میکردم

637
00:54:43,972 --> 00:54:45,140
! سلام رفیق

638
00:54:47,726 --> 00:54:50,521
.ببخشید، مثل اینکه تونلِ اشتباهی فرستادمت

639
00:54:50,604 --> 00:54:52,314
اسمیتی، مطمئنی این بابا واس هست ؟

640
00:54:52,397 --> 00:54:54,107
وقتی این و یاکیس داشتین با هم حرف میزدن
.حرفاشون رو شنیدم

641
00:54:54,191 --> 00:54:55,484
...بسیار خوب

642
00:54:55,567 --> 00:54:58,529
...فقط باید وایسیم که افراد ژنرال بیان

643
00:54:58,612 --> 00:55:00,280
! و ما هم جایزه‌ـَمون رو ازشون بگیریم

644
00:55:04,034 --> 00:55:05,035
به چی میخندی ؟

645
00:55:06,745 --> 00:55:08,330
! به اینکه آدمایِ مُرده، پول بدردشون نمیخوره

646
00:55:08,413 --> 00:55:10,207
چی داری میگی واسه خودت ؟

647
00:55:37,985 --> 00:55:38,986
...اِسمیتی

648
00:55:40,779 --> 00:55:41,947
...اِسمیتی

649
00:55:42,030 --> 00:55:44,533
...قبل از اینکه سربازا بیاد، میتونی فرار کنی

650
00:55:45,033 --> 00:55:46,034
! دیگه دیره

651
00:55:51,915 --> 00:55:53,167
! کسی تکون نخوره

652
00:55:53,250 --> 00:55:55,711
...بابا واس، تسلیم شو تا

653
00:56:05,971 --> 00:56:06,972
! ایست

654
00:56:18,108 --> 00:56:19,109
! پخش بشید

655
00:56:20,486 --> 00:56:21,862
! محاصره‌ـَش کنین

656
00:57:02,945 --> 00:57:04,071
! اینجاست

657
00:57:05,531 --> 00:57:06,865
! سمت چپ

658
00:57:09,576 --> 00:57:11,328
! برین ! برین سمتِ چپ

659
00:57:18,335 --> 00:57:20,546
.داره میره سمت مرکز

660
00:57:36,019 --> 00:57:38,021
...ساکت باش پسر -
.باش -

661
00:57:38,105 --> 00:57:39,565
! کوچه ها و خیابون هارو بگردین

662
00:57:42,568 --> 00:57:45,529
! تویِ کوچه هست
! داره میره سمتِ رودخونه

663
00:58:11,930 --> 00:58:18,312
...ای مادر، نظاره کن که خدایِ آتش تو را راهنمایی خواهد کرد

664
00:58:20,898 --> 00:58:23,442
.تمامِ فرزندانت را محافظت خواهد کرد

665
00:58:24,735 --> 00:58:31,575
...تمامِ دختران و خواهران را

666
00:58:32,117 --> 00:58:34,536
...نظاره کن ای مادر

667
00:58:36,872 --> 00:58:38,582
...که خدایِ آتش

668
00:58:41,543 --> 00:58:43,045
...میتونم صداتو بشنوم

669
00:58:45,172 --> 00:58:49,009
.بوتو هم حس میکنم
.بیا بیرون راحت باش

670
00:58:59,728 --> 00:59:01,480
کی چایی میخوره ؟

671
00:59:36,306 --> 00:59:37,432
.سلام برادر

672
00:59:39,142 --> 00:59:40,143
...ایدو

673
00:59:43,105 --> 00:59:44,481
! بابا واسِ بزرگ

674
00:59:44,565 --> 00:59:49,236
! قاتلِ ده ها جانیتان و قاتلِ پدرِ خودش

675
00:59:49,820 --> 00:59:51,697
حالا مثلِ یه برده‌یِ بدبخت
...زنجیر شده

676
00:59:52,406 --> 00:59:55,784
فقط واسه اینکه نتونست
.یه بچه‌یِ کوچیک رو بکشه

677
00:59:57,161 --> 00:59:58,829
.یکم ناامید کننده هست

678
01:00:00,289 --> 01:00:01,456
...خواهش میکنم برادر

679
01:00:02,583 --> 01:00:03,750
...دخترم

680
01:00:05,085 --> 01:00:06,086
دخترت ؟

681
01:00:06,920 --> 01:00:10,841
منظورت دخترِ جارلامارل هست دیگه، نه ؟

682
01:00:12,509 --> 01:00:16,138
! خواهش میکنم، ولش کن

683
01:00:16,221 --> 01:00:17,931
خواهش میکنی ؟ -
...اون اصلاً ربطی -

684
01:00:18,015 --> 01:00:19,725
خواهش داری میکنی ؟ -
.به من و تو نداره -

685
01:00:19,808 --> 01:00:22,394
! عادت ندارم اینطور حس هارو تویِ تو ببینم

686
01:00:25,481 --> 01:00:30,694
یادمه یه زمانی دعا میکردم که فقط یکم حس
.تویِ وجودِ تو ببینم

687
01:00:38,619 --> 01:00:42,456
.متأُسفم
...من کل عمرم بابتِ کاری که با تو کردم

688
01:00:42,539 --> 01:00:45,167
.پشیمون بودم -
! خفه شو -

689
01:00:52,925 --> 01:00:53,967
...نگران نباش

690
01:00:55,844 --> 01:00:57,804
! کلی وقت واسه گپ زدن داریم

691
01:01:01,558 --> 01:01:02,559
.شروع کنین

692
01:01:04,436 --> 01:01:05,437
...ایدو

693
01:01:07,189 --> 01:01:08,190
...ایدو

694
01:01:09,691 --> 01:01:11,026
...فقط دخترم رو ول کن

695
01:01:21,453 --> 01:01:23,831
! ایدو

696
01:01:24,555 --> 01:01:29,555
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
<font color="#ff0000">@DigiMoviez</font>

697
01:01:29,579 --> 01:01:34,579
ترجمه شده توسط کوروش عوض پور
.:: <font color="#0000ff">KouRosh</font> ::.

698
01:01:35,003 --> 01:01:40,003
<font color="#400040">E-Mail</font> : <font color="#ff0000">@</font>Mr.kourosh@yahoo.com
<font color="#0000a0">Telegram</font> : <font color="#ff0000">@</font>Blue_Gleam

