﻿1
00:00:07,257 --> 00:00:10,886
ژنرال فرمانده، احضار شدی که برای

2
00:00:10,969 --> 00:00:12,846
فرار زندانی، تاماکتی جون جواب بدی

3
00:00:12,930 --> 00:00:15,307
.تاماکتی جون زندانی من نبود

4
00:00:15,390 --> 00:00:19,228
اما بابا واس بود -
...بابا واس دشمن این جمهوری بود -

5
00:00:19,895 --> 00:00:21,355
که باید محاکمه و

6
00:00:21,438 --> 00:00:24,608
طبق قانون سریع اعدام میشد

7
00:00:24,691 --> 00:00:28,570
،اگه اعدامش میکردید
هرگز فرصت نمیکرد

8
00:00:28,654 --> 00:00:30,280
با تاماکتی جون فرار کنه

9
00:00:30,364 --> 00:00:32,616
...ویچ فایندر یک منبع بالقوه برای ما
(جادوگریاب)

10
00:00:32,698 --> 00:00:36,787
از اطلاعات و استراتژی های ملکه پایان و

11
00:00:36,870 --> 00:00:38,330
دارایی های ارتش بود

12
00:00:38,413 --> 00:00:41,250
نظری داری اونا چطوری فرار کردن؟

13
00:00:41,792 --> 00:00:45,170
چنین نقصی در امنیت ما تا حالا نبوده

14
00:00:45,754 --> 00:00:48,924
اونا کمک داشتن
یکی از داخل بوده

15
00:00:49,883 --> 00:00:53,053
پس باید خائن یا خائنین رو پیدا کنیم

16
00:00:53,136 --> 00:00:54,388
تا درسی برای بقیه بشه

17
00:00:54,471 --> 00:00:58,308
،اگر خائنی وجود داشته باشه
پیداشون میکنم

18
00:00:59,893 --> 00:01:03,730
ژنرال واس، سالها با شرافت و شجاعت

19
00:01:03,814 --> 00:01:06,859
،به این انجمن خدمت کردی

20
00:01:06,942 --> 00:01:09,862
اما شما باید علاقه تون رو به برگردوندن بینایی

21
00:01:09,945 --> 00:01:14,783
و انتقام جویی از برادرتون رو کنار بگذارید

22
00:01:14,867 --> 00:01:16,994
گانیت ها در غرب دارن گستاخ تر میشن

23
00:01:17,077 --> 00:01:18,579
.شما بهترین کسی هستید که داریم

24
00:01:18,662 --> 00:01:22,583
باید رو مهم ترین تهدیدهای این جمهوری
.تمرکز کنید

25
00:01:23,542 --> 00:01:25,294
متوجه هستید؟

26
00:01:29,840 --> 00:01:34,761
.بله متوجه ام قربان

27
00:01:42,227 --> 00:01:44,354
ازت میخوام از تمام نگهبانانی
که با بابا واس و

28
00:01:44,438 --> 00:01:45,856
.تاماکتی جون تماس داشتن سوال کنی

29
00:01:45,939 --> 00:01:48,192
سوال کردم قربان
اطلاعات خاصی برای ارائه نداشتن

30
00:01:48,275 --> 00:01:52,696
دوباره ازشون سوال کن
بالاخره یکی چیزی رو اعتراف میکنه

31
00:01:53,197 --> 00:01:54,198
بله قربان

32
00:03:33,005 --> 00:03:35,174
کی اونجاست؟

33
00:03:36,675 --> 00:03:38,468
چیزی نیست -
اولومان؟ -

34
00:03:38,552 --> 00:03:39,553
چیزی نیست

35
00:03:51,982 --> 00:03:53,317
بازم خواب بد میدیدی؟

36
00:03:55,444 --> 00:03:56,695
متوجه نیستی

37
00:03:58,155 --> 00:03:59,740
خواب ها قشنگن

38
00:04:01,158 --> 00:04:05,746
.میتونم داخلشون دنیا رو ببینم فرزندم

39
00:04:07,706 --> 00:04:10,000
.وقتی که بیدار میشم، کابوس شروع میشه

40
00:04:13,003 --> 00:04:15,172
.ما هنوز پیشتیم پدر

41
00:04:16,423 --> 00:04:17,673
هیچوقت تو رو ترک نمیکنیم

42
00:04:22,721 --> 00:04:24,598
راهی برای درمانش پیدا کردی؟

43
00:04:25,307 --> 00:04:28,101
میدونم که با تجهیزات مناسب
.میشه انجامش داد

44
00:04:29,436 --> 00:04:32,773
.ما ابزار و تکنولوژی لازم رو نداریم

45
00:04:45,077 --> 00:04:47,496
هرچیزی که بهت آموزش دادم رو فراموش کردی؟

46
00:04:51,917 --> 00:04:54,169
.تمام زندگیم داشتم اینجا رو میساختم

47
00:04:56,338 --> 00:05:00,175
اگرچه مشکلات و شرایط طاقت فرسایی داشتم، ولی باز هم مقاومت کردم

48
00:05:02,052 --> 00:05:03,262
...حالا تو

49
00:05:07,140 --> 00:05:09,184
باید چالش های زیادی رو پشت سر بذاری

50
00:05:10,143 --> 00:05:14,481
،ببینی چی غیرممکنه
.و کاری کن ممکن بشه

51
00:05:16,108 --> 00:05:20,320
باید هر لحظه ای که بیداری رو وقف
،برگردوندن بینایی من بکنی

52
00:05:20,404 --> 00:05:22,823
.تا بتونم سرنوشتم رو عملی کنم

53
00:05:24,199 --> 00:05:25,993
.و این سرنوشت، تو تاریکی عملی نمیشه

54
00:05:27,202 --> 00:05:30,956
.و منو ببخش که باعث شدم اونطوری احساس کنی

55
00:05:32,916 --> 00:05:36,336
.باید جا بیفتیم و پشتکار داشته باشیم

56
00:05:37,504 --> 00:05:39,173
مهم نیست چقدر طول میکشه

57
00:05:42,634 --> 00:05:43,844
بله پدر

58
00:05:44,928 --> 00:05:45,929
خیلی خب

59
00:05:47,472 --> 00:05:50,184
.حالا، گزارش صبح به صبح رو بده

60
00:05:51,351 --> 00:05:52,227
الان؟

61
00:05:52,311 --> 00:05:54,438
کار ما اینحا ادامه داره
نداره؟

62
00:05:56,690 --> 00:05:57,858
البته که داره
...فقط

63
00:05:57,941 --> 00:06:02,446
،شاید صدمه دیده باشم
.اما آدم ناقص و معیوبی نیستم

64
00:06:02,529 --> 00:06:06,283
،و تو نباید با من اینجوری رفتاری کنی
.ممکنه بقیه بچه ها یاد بگیرن

65
00:06:07,034 --> 00:06:08,452
...و ترایوانتسی ها

66
00:06:11,997 --> 00:06:14,750
...ترایوانتسی ها

67
00:06:14,833 --> 00:06:16,502
.نباید درباره صدمه من چیزی بدونن

68
00:06:17,169 --> 00:06:19,505
،اونا از توانایی های من میترسن
.وگرنه نمیشد کنترلشون کرد

69
00:06:19,588 --> 00:06:20,672
متوجه ای؟

70
00:06:23,634 --> 00:06:24,635
.بله پدر

71
00:06:27,137 --> 00:06:28,138
خوبه

72
00:06:29,306 --> 00:06:33,810
.پس... گزارش صبح به صبح رو بده

73
00:06:37,648 --> 00:06:42,402
نانی رفته سراغ معادلات درجه دوم

74
00:06:44,071 --> 00:06:45,489
.خیلی باهوشه

75
00:06:45,739 --> 00:06:48,367
با همون متنی که پیشنهاد داده بودین شروع کردم

76
00:06:48,450 --> 00:06:50,661
خیلی سریع بهش مسلط شد

77
00:07:14,268 --> 00:07:17,896
قبل از زمانی که قرار گذاشتیم رفتن
.حتما اتفاقی افتاده

78
00:07:17,980 --> 00:07:19,773
وقت نداریم دنبالشون بگردیم

79
00:07:19,857 --> 00:07:23,402
اولویت ما پیدا کردن پرنسس ماگراست

80
00:07:27,531 --> 00:07:30,033
پرنسس ماگرا؟
درباره چی صحبت میکنه؟

81
00:07:33,036 --> 00:07:37,499
شاید باورش برات سخت باشه ولی
.مادرت خواهر ملکه ست

82
00:07:39,918 --> 00:07:44,006
ملکه کین؟ مسخره ست -
میدونم باورش سخته -

83
00:07:44,089 --> 00:07:48,135
،چیزی که باورش سخته اینه که
.وقتی اونو دیدی نزدی تیکه تیکه اش کنی

84
00:07:48,635 --> 00:07:49,970
این نکته رو درنظر داشتم

85
00:07:51,805 --> 00:07:54,558
میتونه یه تله باشه بابا -
آره -

86
00:07:54,641 --> 00:07:57,227
با این حال بهش اجازه دادی ما رو رهبری کنه؟
چرا؟

87
00:07:58,478 --> 00:08:01,565
برای همون دلیلی که اومدم تو رو داخل ترایوانتس پیدا کنم

88
00:08:02,858 --> 00:08:04,401
اون همسر منه هانیوا

89
00:08:04,902 --> 00:08:07,154
.تنها زنیه که همیشه عاشقش خواهم بود

90
00:08:07,237 --> 00:08:09,239
...و اگر کوچکترین شانسی برای زنده بودنش هست

91
00:08:09,323 --> 00:08:10,532
میفهمم

92
00:08:14,244 --> 00:08:18,582
،اما اگر دروغ بگه
.با تو میکشمش

93
00:08:19,833 --> 00:08:21,210
بهت قول میدم

94
00:08:22,753 --> 00:08:27,132
،و اگر دروغ نگه
.مادرم شاهزاده پایانه

95
00:08:27,216 --> 00:08:28,383
چطور ممکنه؟

96
00:08:30,219 --> 00:08:31,553
جوابی ندارم

97
00:08:32,971 --> 00:08:35,140
،مطمئنم وقتی مادرت رو پیدا کنم
.به همه اینا جواب میده

98
00:08:36,433 --> 00:08:37,433
بیا

99
00:08:50,489 --> 00:08:52,699
سه تا اسب
دو تا سگ

100
00:08:53,992 --> 00:08:56,036
ترایوانتسی ها؟ -
ویچ فایندر ها

101
00:08:56,537 --> 00:08:57,746
...اگر به پسرم آسبی بزنن

102
00:08:57,829 --> 00:08:59,957
ویچ فایندرها به ملکه خدمت میکنن

103
00:09:00,040 --> 00:09:02,751
،اگر ماگرا پیش ملکه باشه
پس دستور اینه که

104
00:09:02,835 --> 00:09:05,045
.بچه هاش رو پیدا کنن و برگردونن

105
00:09:05,671 --> 00:09:07,756
اما ملکه ممکنه اونا رو بسوزونه -
نه -

106
00:09:08,340 --> 00:09:10,717
فهمیدم که ملکه حکم جدیدی داده

107
00:09:10,801 --> 00:09:13,512
.دیگه بیناها جادوگر محسوب نمیشن

108
00:09:15,222 --> 00:09:16,473
پس کجا بریم؟

109
00:09:16,557 --> 00:09:20,269
شرق
اونجا ویچ فایندرها کمپ زدن

110
00:09:20,769 --> 00:09:22,521
میدونن ملکه کجا اقامت داره

111
00:09:24,773 --> 00:09:25,607
پنسا

112
00:09:25,691 --> 00:09:26,859
چی؟

113
00:09:27,359 --> 00:09:29,069
کوفون رو به پنسا بردن

114
00:09:30,195 --> 00:09:32,406
برات نشونه گذاشته؟ -
آره -

115
00:09:33,490 --> 00:09:34,658
پنسا

116
00:09:35,158 --> 00:09:39,746
استحکامات محکم، سرسبز
موقعیت استراتژیک

117
00:09:40,372 --> 00:09:43,584
.حدس میزنم ملکه یه پایتخت جدید درنظر گرفته

118
00:10:02,561 --> 00:10:06,148
چه مشکل مهمی هست که نمتونید صبر کنید
لرد هارلن؟

119
00:10:06,231 --> 00:10:08,025
نمیخوام نفوس بد بزنم

120
00:10:08,108 --> 00:10:12,029
،اما وقتی امنیت اعلی حضرت در گرو چیزی باشه

121
00:10:12,112 --> 00:10:14,990
ترجیح میدم از واکنش بیش از حد گناهکار باشم
تا بیخیالی

122
00:10:16,033 --> 00:10:18,410
حتی باید به سخنرانی شما هم گوش بدم؟

123
00:10:19,745 --> 00:10:21,747
قول میدم خلاصه حرف بزنم

124
00:10:23,081 --> 00:10:25,250
میخوام این خبر رو دست اول بشنوید

125
00:10:26,293 --> 00:10:29,922
ازتون میخوام خیلی آروم باشید

126
00:10:30,923 --> 00:10:33,509
،اگر بدونه شما اینجایید
میترسم که نتونه آزادانه حرف بزنه

127
00:10:34,968 --> 00:10:37,221
.مثل یه عنکبوت ساکت میمونم

128
00:10:47,314 --> 00:10:52,945
لرد هارلن، زچن هستم
.کسی که درخواست این ملاقات رو داشت

129
00:10:53,445 --> 00:10:54,947
ممنون کریگن

130
00:11:06,667 --> 00:11:08,544
کس دیگه ای تو اتاق هست؟

131
00:11:09,294 --> 00:11:12,714
.یه خدمکار معتمد و وفادار به من

132
00:11:13,674 --> 00:11:15,467
زچن اهل کجایی؟

133
00:11:16,969 --> 00:11:18,095
.کانزوا، قربان

134
00:11:18,595 --> 00:11:21,598
تو کانزوا نگهبان قصر بودی؟

135
00:11:22,307 --> 00:11:23,851
بله قربان
به مدت 20 سال

136
00:11:25,143 --> 00:11:28,063
پس وقتی ترایوانتسی ها حمله کردن اونجا بودی؟

137
00:11:30,858 --> 00:11:33,026
.وقتی کانزوا سقوط کرد اونجا بودم

138
00:11:34,778 --> 00:11:38,949
اما نکته اینجاست که
اونا حمله نکردن

139
00:11:40,993 --> 00:11:43,537
پس سد چجوری نابود شد؟

140
00:11:44,371 --> 00:11:46,123
.قاعدتا نمیتونم بگم قربان

141
00:11:46,206 --> 00:11:49,418
تمام چیزی که میدونم اینه که
.هیچ ترایوانتسی اونجا نبود

142
00:11:50,878 --> 00:11:52,713
نمیفهمم

143
00:11:55,007 --> 00:11:56,800
یه روز عادی بود

144
00:11:58,010 --> 00:11:59,428
صدای باد و پرنده بود

145
00:12:00,554 --> 00:12:03,307
حتی یکبار هم صدای ترایوانتسی ها رو نشنیدم

146
00:12:03,390 --> 00:12:04,766
هیچ جنگی درکار نبود

147
00:12:07,060 --> 00:12:12,357
،پس اگر کار ترایوانتسی ها نبود
کار کی بود؟

148
00:12:18,197 --> 00:12:20,407
باید بدونید که قربان

149
00:12:20,490 --> 00:12:24,494
پدر من یک نگهبان در کانزوا بود
همونطور که پدر او بود

150
00:12:24,578 --> 00:12:26,788
برای نسل ها به سلطنت خدمت کردیم

151
00:12:26,872 --> 00:12:28,332
متوجه ام
متوجه ام

152
00:12:35,464 --> 00:12:36,548
مشکلی نیست

153
00:12:37,382 --> 00:12:39,176
چیزی رو بگو که برا گفتنش اومدی

154
00:12:43,305 --> 00:12:48,393
داخل و بیرون اون ساختمون ها رو میشناختم
همه راه ها، حتی کسانی که به اون راه ها دسترس داشتند

155
00:12:48,477 --> 00:12:51,772
...و عقیده دارم تنها کسی که میتونست آب ها رو ازاد کنه

156
00:12:55,400 --> 00:12:57,236
.خود ملکه بود

157
00:13:59,339 --> 00:14:02,050
لرد هارلان خوب بلدی از فرصت استفاده کنی

158
00:14:03,051 --> 00:14:05,095
اینجور حرفا...میدونی

159
00:14:06,180 --> 00:14:08,765
اگه به حسابش نرسیم
میتونه مثل یه ویروس همه جا پخش بشه

160
00:14:10,726 --> 00:14:13,478
و اگه مردم به اعتبار تو نسبت به
فرمانروایی کنزوا شک کنن

161
00:14:14,188 --> 00:14:16,690
به بچه بینایی که راجبش صحبت کردی
هم شک میکنن

162
00:14:17,191 --> 00:14:19,026
و همینطور حکم تو از طرف خدا

163
00:14:21,028 --> 00:14:22,154
همشون

164
00:14:26,325 --> 00:14:28,577
تو مطمئن میشی که این اتفاق نیفته

165
00:14:30,329 --> 00:14:32,748
این حداقل کاریه که میتونم بکنم
اگه چیزی ملکه منو تو خطر بندازه

166
00:14:33,248 --> 00:14:36,376
و فقط فکر کن
چقدر دیگه میتونم پارتیزان بازی دربیارم

167
00:14:37,085 --> 00:14:39,421
اگه چیزی خواهر خودم رو به خطر بندازه

168
00:14:43,008 --> 00:14:44,676
پیام اضطراری ملکه من

169
00:14:46,595 --> 00:14:47,679
بیا

170
00:15:15,207 --> 00:15:17,876
نگران نباش هارلان
قول عروسی که بهت دادم سرجاشه

171
00:15:39,523 --> 00:15:44,027
سیبث لطفا
حوصله جر و بحث ندارم

172
00:15:44,111 --> 00:15:46,488
آروم باش خواهر
برات خبر های خوبی آوردم

173
00:15:47,698 --> 00:15:49,491
کوفون پیدا شده

174
00:15:50,868 --> 00:15:53,704
همین الان که داریم صحبت میکنیم
در حال انتقال به اینجا هستش

175
00:15:53,787 --> 00:15:56,832
چی؟ کی اینجا میرسن؟

176
00:15:56,915 --> 00:15:59,168
هانیوا و باباواس چطور؟

177
00:15:59,751 --> 00:16:01,461
خبری ازشون نیست متاسفانه

178
00:16:02,880 --> 00:16:03,964
اصلا منطقی نیست

179
00:16:04,047 --> 00:16:06,425
به هر قیمتی
اونا رو پیش خودشون نگه میداشت

180
00:16:07,467 --> 00:16:09,928
مگه اینکه دیگه نتونه

181
00:16:11,805 --> 00:16:14,474
و حالا که کوفون داره
به ما ملحق میشه

182
00:16:14,558 --> 00:16:17,186
باید برای مسائل ایمنی کار هایی بکنیم

183
00:16:17,686 --> 00:16:18,562
ایمنی

184
00:16:18,645 --> 00:16:22,858
همینطوری که میبینی زمان میبره
که مردم روش جدید رو قبول کنن

185
00:16:24,193 --> 00:16:26,820
چنین نگرانی ای راجب بوتس نداشتی

186
00:16:28,780 --> 00:16:29,990
بوتس هیچکس نبود

187
00:16:30,866 --> 00:16:32,659
فقط پدر بچه ات

188
00:16:36,163 --> 00:16:37,247
چی؟

189
00:16:40,250 --> 00:16:42,794
میتونم بشنوم که
ضربان قلبت سریع تر شده سیبث

190
00:16:45,631 --> 00:16:47,299
ولی فقط قلب تو

191
00:16:50,177 --> 00:16:51,428
بچه

192
00:16:53,180 --> 00:16:54,806
بچه رو از دست دادی

193
00:16:57,935 --> 00:17:01,396
سیبث خیلی متاسفم

194
00:17:37,349 --> 00:17:41,603
بچه تو برمیگرده
در حالیکه بچه من دیگه اصلا نمیاد

195
00:17:44,022 --> 00:17:46,692
که این باعث میشه تو موقعیت سختی قرار بگیرم

196
00:17:49,236 --> 00:17:51,989
اگه خبر بپیچه که من بچه ندارم

197
00:17:52,489 --> 00:17:54,950
امنیت بچه های بینا در خطر میوفته

198
00:17:55,033 --> 00:17:56,910
بیشتر از الان

199
00:17:56,994 --> 00:17:59,162
امنیت کوفون درخطر میوفته

200
00:17:59,872 --> 00:18:02,082
نمیفهمم بحث راجب چیه؟

201
00:18:02,165 --> 00:18:05,335
داری پسر منو تهدید میکنی؟
برعکس

202
00:18:05,419 --> 00:18:08,005
هر کاری که میتونم انجام میدم
تا امنیت خواهرزادم رو تامین کنم

203
00:18:08,755 --> 00:18:13,218
ولی اگه مردم درمقابل من شورش کنن
درمقابل ما

204
00:18:14,178 --> 00:18:16,221
دیگه هیچکسی نمیمونه که ازش مواظبت کنه

205
00:18:17,306 --> 00:18:18,765
راجب هارلانه

206
00:18:20,142 --> 00:18:24,271
همکاری با لرد هارلان کنترل
کل ارتش رو تضمین میکنه

207
00:18:24,354 --> 00:18:27,691
بعنوان یه بازدارنده درمقابل
هر انقلابی عمل میکنه

208
00:18:27,774 --> 00:18:31,403
چرا انقدر رو این موضوع اصرار داری؟
چی رو بهم نمیگی؟

209
00:18:36,950 --> 00:18:39,620
بنظر بازمانده هایی از کنزوا هستن

210
00:18:42,206 --> 00:18:44,833
اگه که خبر بپیچه
خبر همیشه میپیچه

211
00:18:44,917 --> 00:18:48,962
سوال اساسی اینجا اینه که
ما چه مقامی داریم که بتونیم به این آشوب ها پایان بدیم

212
00:18:49,046 --> 00:18:51,256
که از قدرتمون وقتی نیاز شد استفاده کنیم

213
00:18:52,716 --> 00:18:58,138
با قدرتی که هارلان داره
میتونه آب رو زمین بریزه یا کنترل اوضاع رو به دست بگیره

214
00:18:58,222 --> 00:18:59,890
وابسته به اینکه کدومش به نفعشه

215
00:18:59,973 --> 00:19:03,727
و در حال حاضر تو رو میخواد

216
00:19:06,730 --> 00:19:09,691
خواهر میدونم ازت چی دارم درخواست میکنم

217
00:19:10,192 --> 00:19:12,402
ازت نمیخواستم ولی
ساکت. فقط فقط

218
00:19:34,925 --> 00:19:35,926
باشه

219
00:19:39,388 --> 00:19:40,556
باشه

220
00:19:40,639 --> 00:19:46,770
من با این نمایش موافقت میکنم
به شرطی که هارلان درک کنه

221
00:19:46,854 --> 00:19:49,398
این یه قرارداد دو طرفست همین

222
00:19:52,651 --> 00:19:54,361
همه ازدواج ها همینن

223
00:20:21,513 --> 00:20:24,933
اصلا نمیتونم مادرم رو به عنوان یه شاهدخت تصور کنم

224
00:20:26,101 --> 00:20:28,729
ماگرا کین زاده شد که حکومت کنه

225
00:20:28,812 --> 00:20:30,647
هر جور نگاش کنیم دختر پدرشه

226
00:20:32,191 --> 00:20:34,193
با این وجود تو اونو مثل یه حیوون شکار کردی

227
00:20:34,276 --> 00:20:35,277
نه

228
00:20:35,360 --> 00:20:39,573
اتهام من پیدا کردن جادوگر جرلامارل و بچه هاش بود

229
00:20:40,365 --> 00:20:42,784
من فکر میکردم که ماگرا مرده

230
00:20:44,995 --> 00:20:48,290
باید اینجا کمپ بزنیم
تازه داریم حرکت میکنیم

231
00:20:48,790 --> 00:20:52,085
بالا رفتن از طریق کوهپایه ها دردسر داره

232
00:20:53,003 --> 00:20:54,630
پدرت نیاز به استراحت داره

233
00:20:55,130 --> 00:20:56,882
از طرف من حرف نزن جادوگر یاب

234
00:20:57,382 --> 00:20:59,384
باشه پس از طرف خودم حرف میزنم

235
00:21:00,010 --> 00:21:03,388
مثل خودت خون زیادی ازم رفته
مثل خودت چند روزی هست چیزی نخوردم

236
00:21:03,472 --> 00:21:05,474
و با اینکه با سرعت تو حرکت نمیکنم ولی

237
00:21:05,557 --> 00:21:06,767
تاماکتی

238
00:21:10,771 --> 00:21:14,358
چی میبینی عشقم؟
قفس های آهنی

239
00:21:15,359 --> 00:21:17,402
لعنتی
چی؟

240
00:21:18,195 --> 00:21:19,530
قفس بردست

241
00:21:20,280 --> 00:21:23,534
اینجا رو از قبل میشناختی؟
نه نمیشناختم

242
00:21:23,617 --> 00:21:25,410
تاماکتی باید سریع حرکت کنیم بیا

243
00:21:25,494 --> 00:21:27,829
پدر مشکلی نیست. کسی دنبالمون نیست

244
00:21:29,540 --> 00:21:30,791
همینجان

245
00:21:35,754 --> 00:21:37,464
همونجایی که هستید بایستید

246
00:21:38,590 --> 00:21:40,092
احوال شما رفیق

247
00:21:41,343 --> 00:21:43,679
اگه به ملک شما تعرض کردیم معذرت میخوام

248
00:21:44,346 --> 00:21:47,307
هیچ قصدی جز رسیدن به
کوهپایه های شرقی نداریم

249
00:21:47,891 --> 00:21:50,102
تو کوهپایه ها چیکار داری؟

250
00:21:50,894 --> 00:21:52,688
گاوفروشی یوری

251
00:21:56,275 --> 00:21:57,401
میتونید برید

252
00:21:57,901 --> 00:21:59,528
تشکر

253
00:22:04,032 --> 00:22:05,576
تو نه دختر

254
00:22:05,659 --> 00:22:06,743
پدر

255
00:22:24,094 --> 00:22:25,095
پدر

256
00:22:30,684 --> 00:22:33,770
باید اطاعت رو یاد بگیری دختر

257
00:23:44,132 --> 00:23:46,718
کی هستین؟ حرف بزن

258
00:23:46,802 --> 00:23:49,263
نفس بگیر بابا. امنه

259
00:23:49,346 --> 00:23:50,347
پاریس

260
00:23:50,430 --> 00:23:51,431
هانیوا

261
00:23:54,518 --> 00:23:57,396
پاریس اینا کی بودن با ما جنگیدن
بابا

262
00:23:57,479 --> 00:24:00,065
بیشتر توضیح میدم
وقتی به یه جای امن برسیم

263
00:24:00,148 --> 00:24:02,693
کوفون کجاست؟
کوفون رفته پنسا

264
00:24:02,776 --> 00:24:04,444
و من خبر مهمی دارم

265
00:24:04,945 --> 00:24:06,280
ماگرا زندست

266
00:24:06,363 --> 00:24:07,781
شنیده بودی؟
آره

267
00:24:08,991 --> 00:24:10,534
باید با کوفون میرفتی

268
00:24:10,617 --> 00:24:13,579
خب اونوقت تو الان چی میشدی گنده بک؟

269
00:24:13,662 --> 00:24:15,038
باید بریم
نه

270
00:24:15,122 --> 00:24:16,665
حالت برای حرکت خوب نیست

271
00:24:17,165 --> 00:24:19,251
میتونم درد عمیقی رو تو صدات بشنوم

272
00:24:19,334 --> 00:24:22,171
باید استراحت کنی و بهتر بشی
بعد به حرکت ادامه بدیم

273
00:24:22,254 --> 00:24:23,255
باباواس

274
00:24:25,841 --> 00:24:26,967
پاریس صبر کن

275
00:24:27,050 --> 00:24:28,260
تاماکتی جون
پاریس

276
00:24:29,803 --> 00:24:31,972
ژنرال جادوگریاب

277
00:24:32,055 --> 00:24:33,348
عجب چیزی

278
00:24:33,432 --> 00:24:35,893
بعد کشتنش
گوش هاشو به عنوان غنیمت نگه میدارم

279
00:24:35,976 --> 00:24:37,895
نه به کمکش نیاز داریم

280
00:24:38,645 --> 00:24:40,814
نمیتونستیم از ترایوانتس خارج بشیم
اگه اون نبود

281
00:24:40,898 --> 00:24:43,567
دیگه جزئی از اونا نیست
حتی اگه هم باشه

282
00:24:43,650 --> 00:24:48,280
میتونه سرباز های ملکه رو ردیابی کنه
به من کمک میکرد ماگرا رو پیدا کنم

283
00:24:48,363 --> 00:24:50,699
ما یه جادوگریاب رو خونه راه نمیدیم

284
00:24:50,782 --> 00:24:53,869
ما هیچ جایی با شما نمیریم
داریم به پنسا میریم

285
00:24:53,952 --> 00:24:58,665
هانیوا پدرت نیاز به استراحت داره
حتی الان نفس هم نمیتونه درست بکشه

286
00:24:59,750 --> 00:25:00,751
پدر

287
00:25:04,213 --> 00:25:05,464
این خونه کجاست؟

288
00:25:05,964 --> 00:25:08,175
مهم نیست
مستقیم سمت پنسا حرکت میکنیم

289
00:25:08,675 --> 00:25:11,136
پدر یه اردوگاه همین نزدیکی زدیم

290
00:25:11,762 --> 00:25:14,473
شب رو استراحت کن
بعد از اونجا سمت پنسا میریم

291
00:25:14,556 --> 00:25:17,434
نمیتونه منظورتون این باشه که یه جادوگریاب
رو همراهمون ببریم

292
00:25:17,518 --> 00:25:20,395
هر جا ما میریم اون هم میاد قبوله؟

293
00:25:20,896 --> 00:25:21,939
قطعا

294
00:25:22,689 --> 00:25:24,733
وینا، کیتو برگردین خونه

295
00:25:25,442 --> 00:25:27,986
بهشون خبر بدین
که به سمت پنسا حرکت میکنیم

296
00:25:28,070 --> 00:25:29,738
شارلوت به سمت اردوگاه

297
00:25:38,163 --> 00:25:40,832
تقریبا 200 سال پیش

298
00:25:40,916 --> 00:25:45,879
شمار کمی از فرزندان پایان
با بینایی متولد شدند

299
00:25:47,422 --> 00:25:52,010
مادراشون به کوه ها پناه بردند
تا از دست جادوگریاب ها مخفی بشن

300
00:25:53,345 --> 00:25:57,850
ولی در نهایت پیداشون کردند و سوزوندنشون

301
00:26:00,561 --> 00:26:03,438
غم مادر ها کمپس رو شکل داد

302
00:26:04,773 --> 00:26:07,192
یک جامعه مخفی از نگهبانان

303
00:26:07,693 --> 00:26:11,029
که در آن عضویت از مادر به فرزند منتقل میشد

304
00:26:12,573 --> 00:26:15,409
ما چندین نسل یک راز موندیم

305
00:26:15,909 --> 00:26:18,787
آماده برای انجام وظیفه مقدس

306
00:26:18,871 --> 00:26:21,623
محافظت از بینا ها
وقتی که بینایی برگرده

307
00:26:22,207 --> 00:26:24,209
و چند تا فرزند بینا پیدا کردین؟

308
00:26:25,669 --> 00:26:28,380
با تو؟
یکی

309
00:26:28,463 --> 00:26:31,300
و این بیشتر از تعدادیه
که مادر من یا مادرش ملاقات کرد

310
00:26:31,383 --> 00:26:34,052
هیچوقت تصورشو نمیکردم تو زندگی من
این اتفاق بیفته ولی افتاد

311
00:26:35,387 --> 00:26:37,472
پاریس تو چه نسبتی باهاشون داری؟

312
00:26:40,726 --> 00:26:44,354
داستانش طولانیه
و البته غمناک

313
00:26:46,356 --> 00:26:47,858
. تو یکی از اونا بودی

314
00:26:50,736 --> 00:26:53,655
. آره ، بودم

315
00:26:58,994 --> 00:27:00,412
. خیلی وقت پیش

316
00:27:01,914 --> 00:27:04,416
. هیچکی هیچوقت سرزنشت نکرد ، پاریس

317
00:27:04,499 --> 00:27:07,878
. به هرحال ، مسئولیت من بود

318
00:27:09,546 --> 00:27:12,424
. هر پیشگویی رو تا حالا دیدم همین بوده

319
00:27:12,508 --> 00:27:15,844
همتون فک میکنین ، مسئولین تموم
. اتفاقات رو قبل از افتادن ، بدونین

320
00:27:17,763 --> 00:27:21,058
راسته که میگن ملکه کین ، فرمان داده
که بینا ها دیگه جادوگر به حساب نمیان؟

321
00:27:21,683 --> 00:27:22,893
. اینجوری میگن

322
00:27:22,976 --> 00:27:26,271
این اعلامیه ی ملکه ، اصلا
. حساب شده نیست

323
00:27:26,355 --> 00:27:29,525
. تعصب مردم با فرمان دادن عوض نمیشه

324
00:27:30,192 --> 00:27:32,361
این فرمان فقط یه تاثیر داشته ، اونم
. تو رو بیشتر از قبل تو خطر انداخته

325
00:27:36,823 --> 00:27:39,409
. که ممکنه اونم همینو خواسته باشه

326
00:27:48,293 --> 00:27:49,920
. فک کنم لازم بود بخوابه

327
00:27:50,003 --> 00:27:51,505
. آره

328
00:27:51,588 --> 00:27:55,092
واسه همین توی مشروبش ، به اندازه ایی که یه
. خرو از پا بندازه ، ریشه ی والرین ریختم
(گیاه خواب آوره مثلا)

329
00:27:55,175 --> 00:27:58,971
چون اگه الان خوابش نمیبرد ، شب میخوابید و
. من تا صبحش باید نگهبانی میدادم

330
00:27:59,638 --> 00:28:01,056
چیزی لازمتون نیست؟

331
00:28:05,102 --> 00:28:07,688
. بیخیال ، تود
. تو ام مثل من قسم خوردی

332
00:28:07,771 --> 00:28:10,190
که جادوگرا رو پیدا کنی و به هر قیمتی شده
. نابودشون کنی

333
00:28:10,274 --> 00:28:12,442
. ما به ملکه خدمت میکنیم ، داکس
. ما دستورات رو دنبال میکنیم

334
00:28:12,526 --> 00:28:14,027
. نه وقتی دستوراتمون کفر حساب بشن
. دنبال نمیکنیم

335
00:28:14,111 --> 00:28:16,738
. اولویت با خداست ، بعدش ملکه

336
00:28:16,822 --> 00:28:19,074
. حق با داکس ـه . این به نظر اشتباه میاد

337
00:28:19,575 --> 00:28:22,160
. ما داریم قانون شکنی میکنیم -
. ما مسئول محافظت از جونشیم -

338
00:28:22,953 --> 00:28:24,705
. اون خواهرزاده ی ملکه است

339
00:28:24,788 --> 00:28:27,082
به نظرت چه بلایی سر  کسی میاره
که به خواهر زاده اش صدمه زده؟

340
00:28:27,165 --> 00:28:28,917
، نمیتونیم با یه جادوگر وارد پنسا بشیم

341
00:28:29,001 --> 00:28:30,961
یا نادیده گرفته میشیم ، یا کنار خودش
. به عنوان مرتد میسوزوننمون

342
00:28:31,044 --> 00:28:31,879
. احمق نباش

343
00:28:31,962 --> 00:28:33,630
ما باید تیکه پاره اش کنیم ، نه اینکه
. اسکورتش کنیم

344
00:28:33,714 --> 00:28:35,591
نمیخوای بکشیش؟
. باشه ، نکشش

345
00:28:35,674 --> 00:28:37,509
بیا همینجا ولش کنیم و بعدش بگیم
. فرار کرد

346
00:28:37,593 --> 00:28:38,677
. بزار جنگل به حسابش برسه

347
00:28:38,760 --> 00:28:41,346
بیخیال ، تود . میدونی که داره حرف
. حق میزنه

348
00:28:41,430 --> 00:28:42,431
. نه

349
00:28:42,973 --> 00:28:46,977
این زری که داره میزنه تهش اتهام نافرمانی و
. تنزل مقام به دنبال داره

350
00:28:47,477 --> 00:28:49,563
. و تو ام با خودش میکشه پایین

351
00:28:50,731 --> 00:28:53,233
. دهناتونو ببندین و به کارتون ادامه بدین

352
00:28:54,359 --> 00:28:55,611
، و اگه خوش شانس باشین

353
00:28:56,111 --> 00:28:59,239
وقتی برسیم پنسا ، یادم میره که همچین
. مکالمه ایی داشتیم

354
00:29:47,621 --> 00:29:49,456
. باید بگی داری میای

355
00:29:49,540 --> 00:29:50,999
. ببخشید ، شاهدخت

356
00:29:51,083 --> 00:29:53,418
همش یادم میره که دیگه ایجا خونه ی من نیست

357
00:29:55,796 --> 00:29:58,215
. عجب شمشیریه ، شمشیر پادشاهاست

358
00:29:58,715 --> 00:30:00,008
. و دختراشون

359
00:30:01,093 --> 00:30:02,219
فرستاده بودی دنبالم ، کارم داشتی؟

360
00:30:02,928 --> 00:30:03,929
. آره

361
00:30:05,180 --> 00:30:09,935
... این پیشنهاد ازدواجت -
. من چنین پیشنهادی ندادم -

362
00:30:10,018 --> 00:30:11,854
. خب حالا ، خواهرم به جات پیشنهاد داد

363
00:30:12,604 --> 00:30:14,481
. تاسف آوره

364
00:30:14,565 --> 00:30:17,067
بزارید بهتون اطمینان بدم که من یه چیز
. رمانتیک تر تو ذهنم بود

365
00:30:17,150 --> 00:30:20,028
. من شوهر دارم -
. هممون یه سری نقص ها داریم -

366
00:30:20,904 --> 00:30:24,116
. مثلا وقتی به پشت میخوابم ، خر و پف میکنم
... بزار یه نصیحت بهت بکنم

367
00:30:24,199 --> 00:30:26,159
. هارلان ، هارلان -
، یه لگد کوچیک باعث میشه خر و پف نکنم -

368
00:30:26,243 --> 00:30:27,619
. تا جایی که بهم گفتن -
! هارلان -

369
00:30:29,413 --> 00:30:30,998
تو دنبال چی هستی واقعا؟

370
00:30:43,552 --> 00:30:45,762
، من از نسل مردای ثروتمندی هستم

371
00:30:46,847 --> 00:30:49,766
پای سلطنتشون ، برای چیزای کم و بی ارزش
. میجنگیدن

372
00:30:52,519 --> 00:30:58,192
حالا ، من سال ها بدون قفه سخت کار کردم

373
00:30:59,151 --> 00:31:01,653
. تا یه چیز بهتر برای خودم بدست بیارم

374
00:31:04,573 --> 00:31:06,575
. و خیلی کارا انجام دادم واسش ، باور کن

375
00:31:07,159 --> 00:31:09,703
، و ملکه اومد

376
00:31:10,621 --> 00:31:14,124
و به خاطر این جنگی که راه انداخته
. گند زد به همش

377
00:31:14,208 --> 00:31:16,627
. من دوتا تصمیم جلو روم میبینم

378
00:31:18,003 --> 00:31:22,132
یک : آتیش دل شورشی ها رو زیاد کنم تا
. با آتیششون کل قصر رو بسوزونن

379
00:31:23,550 --> 00:31:27,221
. یا دو : بهتون محلق شم و وارد قصر شم

380
00:31:30,599 --> 00:31:35,062
، بعد از کلی فک کردن ، شاهدخت
. من به یه نتیجه رسیدم

381
00:31:36,355 --> 00:31:38,148
. سناریو ی شماره ی دو خیلی راحت تره

382
00:31:40,359 --> 00:31:42,152
. داری مخ خواهر اشتباهی رو میزنی

383
00:31:42,778 --> 00:31:45,906
. دارم مخ خواهر بهتره رو میزنم -
. سیبثه که قدرت دستشه نه من -

384
00:31:46,573 --> 00:31:47,783
. فعلا دستشه

385
00:31:58,710 --> 00:32:01,338
. تاریخ نامزدی رو اعلام میکنیم -
. عالیه -

386
00:32:01,421 --> 00:32:02,548
. اما عروسی در کار نخواهد بود

387
00:32:03,257 --> 00:32:04,883
... نمیخوام لحظه رو خرابش کنم ولی

388
00:32:04,967 --> 00:32:07,261
نامزدی ، نگرانی های خواهرم درباره

389
00:32:07,344 --> 00:32:09,513
. کانزوا رو واسه فعلا ، کمتر میکنه

390
00:32:10,389 --> 00:32:12,391
از نفوذت توی شورا استفاده میکنی

391
00:32:12,474 --> 00:32:14,643
. تا بهم کمک کنی جلوش رو بگیرم این جنگ رو راه نندازه

392
00:32:15,227 --> 00:32:17,980
و وقتی شوهرم و دخترم ، پیدا شدن

393
00:32:18,480 --> 00:32:21,859
اطمینان حاصل میکنی که به هر قیمتی
. ازشون محافظت بشه

394
00:32:25,571 --> 00:32:26,738
و در عوضش چی گیرم میاد؟

395
00:32:28,657 --> 00:32:32,661
سیبث رو متقاعد میکنم که پایتختش رو به یه
، شهر مناسب تر ببره

396
00:32:32,744 --> 00:32:34,955
. و تو شهرتو پس میگیری

397
00:32:37,708 --> 00:32:38,709
. ماگرا

398
00:32:40,586 --> 00:32:42,546
. دست کمت گرفته بودم

399
00:32:44,173 --> 00:32:46,008
. امیدوارم منم دست کم گرفته باشمت

400
00:32:46,800 --> 00:32:48,302
. زمان مشخص میکنه ، شاهدخت

401
00:33:21,126 --> 00:33:23,378
. چت - چت -
. چت ، چت -

402
00:33:27,716 --> 00:33:29,009
. چایی داغ

403
00:33:40,354 --> 00:33:43,982
قبلا جنگجوی کمپس بودی؟

404
00:33:45,400 --> 00:33:49,196
. نگهبان بودم . اشتیاقم واسش رو خیلی وقت پیش از دست دادم

405
00:33:53,283 --> 00:33:54,493
چرا؟ چرا ولش کردی؟

406
00:34:01,333 --> 00:34:07,130
وقتی با کمپس بودم ، هانیوا ، دوران
. خیلی هیجان انگیزی بود

407
00:34:08,090 --> 00:34:12,094
دویست سال بود که هیچ گزارشی درباره ی
. بچه های بینا نشده بود

408
00:34:12,177 --> 00:34:16,181
. تا اینکه یهویی سر و کله ی یه پسره پیدا شد

409
00:34:17,599 --> 00:34:19,768
. منو مامور کردن تا ازش محافظت کنم

410
00:34:20,268 --> 00:34:22,728
. استعداداش فقط توی بیناییش خلاصه نمیشد

411
00:34:22,813 --> 00:34:27,568
میدونی ، ذهن جوونش به شدت طالب
. دونستن بود

412
00:34:29,277 --> 00:34:30,612
. مثل تو

413
00:34:34,699 --> 00:34:35,951
. من قوانین رو شکستم

414
00:34:38,078 --> 00:34:41,581
گذاشتم به صنایعمون

415
00:34:41,665 --> 00:34:42,666
... کتاب ها

416
00:34:44,458 --> 00:34:47,420
و حروف رمز داری که بهش یاد میدادن
. چطور بخونه ، دسترسی پیدا کنه

417
00:34:48,672 --> 00:34:53,385
چیزی نگذشت ، که دیدم کتاب کافی واسه ی
. ارضای عطش اش به علم و دانش رو ندارم

418
00:34:55,137 --> 00:34:57,639
، یه روز صبح بیدار شدم دیدم رفته

419
00:34:58,473 --> 00:35:02,060
کتاب ها و حروفم با خودش برده

420
00:35:06,315 --> 00:35:08,066
. من کمپس رو نا امید کردم

421
00:35:09,318 --> 00:35:13,363
کاری که قسم خورده بودم انجام بدم
. رو توش شکست خوردم

422
00:35:14,489 --> 00:35:17,242
. پس تنها کاری که میتونستم رو کردم
. ول کردم رفتم

423
00:35:23,248 --> 00:35:26,835
میدونی چی به سر پسره اومد؟

424
00:35:32,007 --> 00:35:34,176
. شد پدرت

425
00:35:45,896 --> 00:35:47,064
. جرلامارل

426
00:35:48,106 --> 00:35:49,107
. آره

427
00:35:52,194 --> 00:35:56,114
، سال ها بعد ، وقتی توی شکم مادرت بودی
. جرلامارل منو پیدا کرد

428
00:35:56,615 --> 00:35:58,075
. میدونست من از قبیله ی آلکنی بودم

429
00:35:58,992 --> 00:36:03,705
میدونست من از بچش محافظت میکنم
. و راهنماییش میکنم

430
00:36:04,498 --> 00:36:06,583
. و بهش خوندن رو یاد میدم

431
00:36:09,837 --> 00:36:12,256
. امیدوارم تصمیم درستی بوده باشه

432
00:36:19,137 --> 00:36:20,389
. البته که بوده

433
00:36:21,765 --> 00:36:25,727
بینایی ، به همون اندازه ایی که دستت
، قسمتی از توعه

434
00:36:27,229 --> 00:36:30,190
. به همون اندازه قسمتی از من ـه

435
00:36:32,568 --> 00:36:34,903
. اشتباهه اگه بلد نباشم بخونم

436
00:36:40,534 --> 00:36:41,743
... عزیزم

437
00:36:44,162 --> 00:36:47,457
... بشر تاریخ طولانی ای داره

438
00:36:48,208 --> 00:36:53,922
یه تاریخ طولانی از ترس و نفرت نسبت به کسایی
. با بقیه متفاوتن

439
00:36:54,923 --> 00:36:56,592
. هیچکس انتخاب نمیکنه چطور به دنیا بیاد

440
00:36:57,926 --> 00:37:02,222
و با اینحال ، کورا بینایان رو محاکمه میکنن

441
00:37:06,810 --> 00:37:12,441
اگهی یه روز ، بینایان تعدادشون
، از کور ها بیشتر بشه

442
00:37:13,525 --> 00:37:15,235
. نقش ها بر عکس میشه

443
00:37:17,154 --> 00:37:22,034
این همون چیزیه که ما خیلی توش
شباهت داریم

444
00:37:54,942 --> 00:37:56,109
چیکار میکنی؟

445
00:37:56,193 --> 00:37:57,611
.کارمو، جادوگر

446
00:37:58,320 --> 00:37:59,905
تود -
خفه شو -

447
00:38:00,405 --> 00:38:01,406
نگهش دارید

448
00:38:07,788 --> 00:38:09,206
زود باش جداوگر

449
00:38:13,836 --> 00:38:14,878
تود

450
00:38:27,224 --> 00:38:30,811
!داکس! فرای
چه غلطی میکنید؟

451
00:38:30,894 --> 00:38:32,145
! تمومش کن

452
00:38:35,566 --> 00:38:36,400
! تود

453
00:38:40,571 --> 00:38:42,281
. فرای ! تمومش کن فرای

454
00:38:42,781 --> 00:38:44,616
! تود

455
00:38:44,700 --> 00:38:46,660
! تود! تود! تود

456
00:38:48,871 --> 00:38:50,956
! تود! تود

457
00:38:51,039 --> 00:38:53,041
! تود! تود

458
00:38:57,045 --> 00:38:59,965
! تود! تود

459
00:39:00,465 --> 00:39:03,218
!دکس. دکس -
! تود -

460
00:39:05,387 --> 00:39:06,388
فرای؟

461
00:39:08,223 --> 00:39:09,224
فرای؟

462
00:39:10,893 --> 00:39:12,728
!فرای -
. دست نگه دار ، داکس -

463
00:39:13,812 --> 00:39:14,813
چیکار کردی؟

464
00:39:15,939 --> 00:39:17,316
. سر جات بمون

465
00:39:18,650 --> 00:39:19,568
. زدی کشتیش

466
00:39:20,152 --> 00:39:22,196
تو ام میزنم میکشم ، اگه دست نگه نداری
. و سر جات نمونی

467
00:39:23,906 --> 00:39:27,242
چه مرگت شده؟
! تو یه ویچ فایندری که داری از یه جادوگر محافظت میکنی
(جادوگریاب)

468
00:39:27,326 --> 00:39:29,661
! دوباره بهت نمیگم ، داکس

469
00:39:29,745 --> 00:39:31,872
کنار بایست همین الان

470
00:39:37,127 --> 00:39:38,212
من میرم

471
00:39:39,213 --> 00:39:40,964
من نمیخوام قسمتی از این باشم

472
00:39:41,048 --> 00:39:43,091
اگر میخوای ما رو ترک کنی
اسبت رو بردار و برو

473
00:39:43,675 --> 00:39:45,427
ولی اگر قصد دخالت در این ماموریت رو داشته باشی

474
00:39:45,511 --> 00:39:47,262
هرجایی که باشی میکشمت

475
00:40:16,500 --> 00:40:18,210
- تاد
- خفه شو

476
00:40:26,844 --> 00:40:28,136
میتونی سوار اسب بشی؟

477
00:40:30,848 --> 00:40:31,849
نه واقعا

478
00:40:34,393 --> 00:40:35,978
خب پس امیدوارم که به سرعت یاد بگیری

479
00:40:38,605 --> 00:40:40,065
چون من باهات نیستم

480
00:41:05,507 --> 00:41:08,010
چرا ادو رو وقتی که فرصتش رو داشتی نکشتی؟

481
00:41:12,598 --> 00:41:16,476
کشتن یک برادر مثل اینه که قسمتی از خودت رو بکشی

482
00:41:19,938 --> 00:41:21,648
مثل کشتن پدرت؟

483
00:41:32,701 --> 00:41:35,495
پدرم دستور داد که ادو رو بکشم

484
00:41:37,664 --> 00:41:39,082
و من تصمیممو گرفتم

485
00:41:46,882 --> 00:41:50,219
اگر انقدر تلاش میکردی از ادو مراقبت کنی
پس چرا ازت تنفر داشت؟

486
00:41:55,015 --> 00:41:58,560
خانواده میتونه پیچیده باشه

487
00:42:05,943 --> 00:42:06,818
خب...

488
00:42:08,320 --> 00:42:12,199
منم توسط عموم ربوده شدم

489
00:42:12,282 --> 00:42:15,494
و فهمیدم که مادرم یک شاهزاده بوده

490
00:42:18,497 --> 00:42:21,625
فکر میکنم میتونم منظورت از خانواده ی پیچیده رو بفهمم

491
00:42:33,178 --> 00:42:35,430
مادرم وقتی که داشت ادو رو به دنیا میاورد مرد

492
00:42:37,683 --> 00:42:39,852
و پدرم هرگز به خاطر اون ادو رو نبخشید

493
00:42:40,978 --> 00:42:44,606
من هم فقط یک پسربچه بودم
اونقدر بچه بودم که به سختی مادرمو یادم میاد

494
00:42:46,608 --> 00:42:49,319
و خیلی بچه بودم که بخوام نقطه نظر
پدرمو بپرسم

495
00:43:01,999 --> 00:43:03,333
قربان با من کار داشتین؟

496
00:43:06,587 --> 00:43:08,547
اون دختر، هانیوا ، یک کمانداره

497
00:43:10,549 --> 00:43:11,675
واقعا؟

498
00:43:12,634 --> 00:43:14,511
اون سه تا تیر به من زد

499
00:43:16,680 --> 00:43:20,142
بردادرم دوتا از بچه های جرلامارل رو بزرگ کرده

500
00:43:20,642 --> 00:43:22,895
این یه ترکیب خطرناکه

501
00:43:25,063 --> 00:43:29,818
یک گروه برده در کمینگاه مانهال کشته شدن

502
00:43:31,403 --> 00:43:32,779
فکر میکنی اونا بودن؟

503
00:43:36,116 --> 00:43:39,328
بابا آسیب دیده و خسته ست
نمیتونه سریع جابجا بشه

504
00:43:40,871 --> 00:43:43,207
به تمام پایگاه های این منطقه پیام برسون

505
00:43:44,791 --> 00:43:48,921
که من بابا و اون دختره رو زنده میخوام

506
00:43:51,548 --> 00:43:52,382
بله قربان

507
00:43:53,634 --> 00:43:54,635
قربان؟

508
00:44:06,188 --> 00:44:09,399
و برای هرکس که تلاش کرد اونارو فراری بده
چه پیامی بفرستم؟

509
00:44:12,402 --> 00:44:13,695
نه فعلا نه

510
00:44:17,699 --> 00:44:21,036
این خیلی عجیبه رِن خیلی عجیب

511
00:44:24,831 --> 00:44:27,167
ولی فکر کنم من برای اون راه حلی داشته باشم

512
00:44:29,503 --> 00:44:30,754
من رو در جریان بزار

513
00:44:31,588 --> 00:44:32,589
بله قربان

514
00:44:52,359 --> 00:44:54,319
- تاد؟
-بله؟

515
00:44:58,949 --> 00:45:00,659
ازت ممنونم که جونمو نجات دادی

516
00:45:04,621 --> 00:45:06,456
تشکری لازم نیست

517
00:45:07,749 --> 00:45:10,836
شما پسر پرنسس ماگرا هستید و من وظیفه دارم
که از شما در هر شرایطی محافظت کنم

518
00:45:12,421 --> 00:45:13,630
انتخابی نداشتم

519
00:45:18,802 --> 00:45:20,345
تو حق انتخاب داشتی

520
00:45:48,540 --> 00:45:49,708
نقشه رو بده به من

521
00:46:06,266 --> 00:46:09,978
اگه هوا همینجوری بمون 13 روز طول میکشه تا به پنسا برسیم

522
00:46:10,479 --> 00:46:12,564
ما میتونیم با نصف این زمان برسیم اونجا

523
00:46:12,648 --> 00:46:14,399
چی؟ چطور؟

524
00:46:16,443 --> 00:46:17,444
از این راه

525
00:46:22,449 --> 00:46:23,742
اونجا صخره گاهه

526
00:46:24,368 --> 00:46:26,662
درسته طبق نقشه

527
00:46:26,745 --> 00:46:29,498
ولی اونجا هیچ ضخره ای نیست ما میتونیم
راحت رد بشیم

528
00:46:29,581 --> 00:46:30,582
و از کجا اینو میدونی؟

529
00:46:31,542 --> 00:46:33,001
اونا نقشه ها رو دست میکنن

530
00:46:33,877 --> 00:46:35,379
برای همینه که تونستیم پایگاه هامون رو حفظ کنیم

531
00:46:35,462 --> 00:46:38,382
این همه قرن از چشم حرومزاده هایی مثل تو
پنهان مونده

532
00:46:39,758 --> 00:46:40,759
هانیوا؟

533
00:46:41,260 --> 00:46:44,721
من مقید شدم که تو رو در هر شرایطی محافظت کنم

534
00:46:45,389 --> 00:46:48,767
تو همیشه پشت سر من میمونی

535
00:46:49,476 --> 00:46:51,854
همیشه

536
00:46:52,521 --> 00:46:56,149
و پدرت هم پشت سرت

537
00:46:56,233 --> 00:46:58,610
من به نگهبان نیازی ندارم خودم میتونم از خودم مراقبت کنم

538
00:46:59,945 --> 00:47:02,698
تورو توی ترایوانتس میخواستن به جای
. ماشین جوجه کشی ازت استفاده کنن

539
00:47:02,781 --> 00:47:04,074
. و فرار کردم

540
00:47:04,157 --> 00:47:06,159
و نزدیک بود سرت رو تو یه اقامتگاه بردگان از دست بدی

541
00:47:06,243 --> 00:47:08,245
با این وضع پیش بینی میکنم تا یک هفته ی دیگه تو مردی

542
00:47:09,121 --> 00:47:10,205
هانیوا

543
00:47:15,043 --> 00:47:16,628
فقط سر راهم قرار نگیر

544
00:47:17,212 --> 00:47:19,548
تو بینایی تو سر راهم قرار نگیر

545
00:47:21,717 --> 00:47:24,970
همیشه پشت سرم بمون و پدرت هم پشت سرت

546
00:47:27,723 --> 00:47:28,807
پاریس

547
00:47:35,105 --> 00:47:36,273
یاسمین

548
00:47:41,737 --> 00:47:43,530
دود این عود مقدس

549
00:47:52,039 --> 00:47:56,126
همچو باران رحمت بر شما ببارد

550
00:47:58,879 --> 00:48:01,173
ممنونم بانوی من

551
00:48:05,844 --> 00:48:11,558
من شنیدم آشپزهای پنسان از بهترین ها توی کل منطقه بودن

552
00:48:12,726 --> 00:48:14,561
و حالا میدونم که درسته

553
00:48:16,104 --> 00:48:19,816
امیدوارم همه تون از این خوشتون اومده باشه

554
00:48:21,527 --> 00:48:25,822
من فهمیدم که جتی در تاریک ترین لحظاتمون

555
00:48:26,406 --> 00:48:30,285
باید از شادی و زیبایی ها لذت ببریم

556
00:48:30,369 --> 00:48:32,579
که آتش خداوند ما رو می آمرزه

557
00:48:32,663 --> 00:48:36,583
حتی الان با تقلایی که پشت سر گذاشتیم

558
00:48:37,167 --> 00:48:38,836
زیبایی ها رو میشه پیدا کرد

559
00:48:40,003 --> 00:48:42,840
عشق وجود داره

560
00:48:44,341 --> 00:48:46,385
پس من خیلی خوشحالم که

561
00:48:46,468 --> 00:48:49,638
با شماها اعضای محترم دربار این خبر رو به اشتراک میزارم

562
00:48:50,138 --> 00:48:55,853
خواهر من پرنسس ماگرا کِین قراره ازدواج کنه

563
00:48:56,353 --> 00:49:01,400
اونم با یکی از کسایی که از خودمون هست
لرد هارلان از پنسا

564
00:49:02,776 --> 00:49:05,112
من فکر میکردم ما باید این رو اعلام میکردیم

565
00:49:05,195 --> 00:49:06,655
درسته منم همین فکر رو میکردم

566
00:49:06,738 --> 00:49:09,366
و ما هم شاهد این ازدواجشون خواهیم بود

567
00:49:10,200 --> 00:49:13,036
با شروع آتش چهارمین خدا از امروز

568
00:49:15,080 --> 00:49:16,123
من مردم پایان هستیم

569
00:49:16,206 --> 00:49:18,166
-تو هم جزئی از این بودی؟
-نه

570
00:49:18,250 --> 00:49:19,293
ما مقدس هستیم

571
00:49:19,376 --> 00:49:21,003
من مطمئن نیستم که حرفتو باور کنم

572
00:49:21,503 --> 00:49:25,424
خب شاهزاده شما در شرایطی هستین که باید
به من اعتماد کنید

573
00:49:26,425 --> 00:49:28,218
بهتره که برام دلیل بیاری

574
00:49:28,302 --> 00:49:30,762
ما انتخاب شده ایم

575
00:49:37,394 --> 00:49:38,604
پدر

576
00:49:41,690 --> 00:49:42,774
چی شده؟

577
00:49:43,275 --> 00:49:44,526
جنرال اینجاست

578
00:49:45,944 --> 00:49:46,945
چی؟

579
00:49:48,697 --> 00:49:49,948
ادو واس اینجاست؟

580
00:49:50,532 --> 00:49:53,285
همین الان با چندتا سرباز رسید

581
00:49:57,039 --> 00:49:59,374
اون نباید بفهمه که من در معرض خطرم

582
00:50:05,422 --> 00:50:08,884
جنرال واس ما رو غافلگیر کردید

583
00:50:09,843 --> 00:50:10,928
واقعا؟

584
00:50:14,723 --> 00:50:16,642
فکر میکردم انتظارم رو میکشی

585
00:50:18,602 --> 00:50:19,603
به چه دلیلی؟

586
00:50:25,025 --> 00:50:29,488
یک نفر وارد زندان من شد و با باباواس ازاونجا خارج شد

587
00:50:31,365 --> 00:50:32,908
بابا واس رو دستگیر کرده بودید؟

588
00:50:35,077 --> 00:50:36,078
اونو داشتیم

589
00:50:37,955 --> 00:50:39,206
تا وقتی که دیگه نبود

590
00:50:40,541 --> 00:50:43,210
اینکه یکی از نگهبانان عبور کرده چیز کوچیکی نیست

591
00:50:43,710 --> 00:50:46,505
و همینطور عبور کردن از زندان تریوانتی

592
00:50:47,756 --> 00:50:51,844
مگر اینکه کسی موهبت بینایی رو داشته باشه

593
00:50:53,345 --> 00:50:58,183
و دارید منو متهم میکنید؟
من چرا باید باباواس رو آزاد کنم؟

594
00:50:58,267 --> 00:50:59,434
پسره کجاست؟

595
00:51:01,061 --> 00:51:02,062
پسر؟

596
00:51:03,313 --> 00:51:06,316
پسری که اجازه ندادی با مردان من بیان و به من ملحق بشه

597
00:51:06,650 --> 00:51:08,694
-الان میزارم
-به من گوش کن

598
00:51:08,777 --> 00:51:11,488
تله ای که گذاشتی باباواس رو پیش من کشوند

599
00:51:11,572 --> 00:51:14,992
اون نگهبانامو کشت و پسرمو ازم گرفت

600
00:51:15,742 --> 00:51:18,287
باباواس اینجا بوده و تو رو زنده گذاشته؟

601
00:51:20,038 --> 00:51:22,457
حتی بعد از اینکه دخترش رو ازش گرفتی؟

602
00:51:25,002 --> 00:51:26,336
اون چاره ای نداشت تعدادشون کم بود

603
00:51:29,464 --> 00:51:31,925
این چیه؟ این چیه؟

604
00:51:32,009 --> 00:51:38,140
و چرا پسر به جای پدرش به سوالات من جواب میده؟

605
00:51:39,516 --> 00:51:42,853
و چرا تو اطراف اتاق نمیچرخی مثل مواقع عادی که
با هم ملاقات داریم؟

606
00:51:43,854 --> 00:51:45,480
تا بهم هدیه ای رو ارزانی کنی؟

607
00:51:47,482 --> 00:51:48,984
این مثل اینه که...

608
00:51:49,067 --> 00:51:51,403
گوش کن ژنرال اگه این همه راه رو اومدی که...

609
00:51:52,404 --> 00:51:54,615
ولش کنید ولش کنید

610
00:51:54,698 --> 00:51:57,034
-ژنرال
-ساکت

611
00:52:12,424 --> 00:52:13,842
اون بینایی رو ازت به ارث برده

612
00:52:15,719 --> 00:52:17,221
یه آسیب موقت

613
00:52:17,971 --> 00:52:20,307
که به زودی خوب میشه

614
00:52:24,520 --> 00:52:25,521
نه

615
00:52:28,398 --> 00:52:29,483
خوب نمیشه

616
00:52:33,028 --> 00:52:34,404
نه

617
00:52:34,488 --> 00:52:36,615
نه نه

618
00:52:37,115 --> 00:52:40,118
نه نه

619
00:52:41,161 --> 00:52:45,332
من میکشمت به خدا قسم که میکشمت

620
00:52:46,708 --> 00:52:48,460
اولومن فعلا عزاداری نکن

621
00:52:49,711 --> 00:52:52,506
الان بهت مقدر شده که از بقیه اعضای خانوادت محافظت کنی

622
00:52:53,090 --> 00:52:56,385
برای این کار یک ذهن منظم میخوای

623
00:52:57,302 --> 00:52:59,596
این خونه به من تعلق داره

624
00:53:00,514 --> 00:53:04,226
تو کتابهاش دانشش همه چیش

625
00:53:05,519 --> 00:53:06,562
تورمادا!

626
00:53:15,362 --> 00:53:19,116
این تورماداست یکی از بزرگترین دانشمندهامونه

627
00:53:21,577 --> 00:53:22,870
دیگه برای این کار میکنی

628
00:53:22,894 --> 00:53:24,894
: مترجمین
Saint Cinema , Eowyn of Rohan , Milad Alderson

629
00:53:24,918 --> 00:53:26,918
با ما اولین زیرنویس ها رو دانلود کنید
T.me/SaintCinemaChannel

