‫﻿۱
00:00:01,794 --> 00:00:07,911
‫سی‌نما تقدیم میکند
‫www.۳۰nama.com

2
00:00:15,851 --> 00:00:17,978
‫گارد سلطنتی علیاحضرت ملکه! باز کن!

3
00:00:35,370 --> 00:00:36,788
‫خبری نشده؟

4
00:00:36,871 --> 00:00:40,125
‫کاملا از سگ‌هامون
‫صدایاب‌ها و بویاب‌ها اجتناب کرده.

5
00:00:40,150 --> 00:00:42,945
‫،یا تونسته از شهر فرار کنه
‫یا به خوبی مخفی شده.

6
00:00:42,970 --> 00:00:43,971
‫کی دیگه خبر داره؟

7
00:00:44,037 --> 00:00:46,623
‫،فقط گارد سلطنتی
‫اما سوگند محرمانگی خوردن.

8
00:00:46,648 --> 00:00:49,541
‫که یعنی اشرافی‌ها به‌زودی خبردار می‌شن
‫اگر تا الان ندونسته باشن.

9
00:00:49,566 --> 00:00:51,636
‫و وقتی اشرافی‌ها بفهمن
‫خدمتکارهاشون هم می‌فهمن.

10
00:00:51,720 --> 00:00:52,804
‫خبرش پخش می‌شه.

11
00:00:55,056 --> 00:00:59,102
‫،اگه تروور از این ماجرا خبردار بشه
‫هیچ جوره نمی‌شه از جنگ دوری کرد.

12
00:00:59,185 --> 00:01:01,938
‫باید قبل از اینکه خبر
‫به دربار برسه از شهر خارجش کنیم.

13
00:01:01,963 --> 00:01:03,673
‫سیبث امروز بهش وعده داده شده.

14
00:01:04,552 --> 00:01:06,366
‫اصلا چطور کار به اینجا کشید؟

15
00:01:06,419 --> 00:01:08,361
‫پیمان صلح بین دو کشور...

16
00:01:08,386 --> 00:01:11,013
‫به انتقام از یک زن دیوانه وابسته‌ست؟

17
00:01:14,248 --> 00:01:19,518
‫تاماکتی
‫،این سلاح‌های خدای تندر که بابا می‌گه

18
00:01:19,543 --> 00:01:20,961
‫نظرت راجع بهشون چیه؟

19
00:01:21,723 --> 00:01:23,350
‫نمی‌دونم چه نظری بهش داشته باشم.

20
00:01:24,380 --> 00:01:28,340
‫،بابا واس جنگجوی بزرگیه
‫اما خیلی سختی کشیده.

21
00:01:29,174 --> 00:01:30,467
‫شاید گیج شده.

22
00:01:31,218 --> 00:01:33,136
‫مهم نیست. یه نفر بهش حمله کرده.

23
00:01:34,387 --> 00:01:36,264
‫بهش اصرار می‌کنم
‫به وطنش برگرده تا اطمینان حاصل کنه...

24
00:01:36,289 --> 00:01:39,292
‫،که این حمله، این سلاح‌ها
‫از طرف تریوانتیس نبوده.

25
00:01:39,434 --> 00:01:41,811
‫ماگرا تروور احمق نیست.
‫می‌فهمه که داری دست به سرش می‌کنی.

26
00:01:41,895 --> 00:01:45,398
‫باید دست به سرش کنیم تا خواهرم پیدا بشه!

27
00:01:46,816 --> 00:01:51,086
‫مگر اینکه بتونی متقاعدش کنی
‫در عوض چیز دیگه‌ای رو قبول کنه.

28
00:01:52,171 --> 00:01:54,882
‫نه، به‌نظرم برای گرفتنش تصمیمی قاطع گرفتن.

29
00:01:56,117 --> 00:01:57,118
‫خب پس چی؟

30
00:01:59,204 --> 00:02:02,082
‫سفیر هنوز خیلی از حمله بابا خشمگینه.

31
00:02:02,791 --> 00:02:05,168
‫،بهش وقت می‌دم تا آروم شه
‫بعد می‌رم سراغش.

32
00:02:05,669 --> 00:02:06,753
‫چی بهش می‌گی؟

33
00:02:07,219 --> 00:02:09,095
‫نمی‌دونم.

34
00:02:09,548 --> 00:02:12,259
‫اما فکر کنم همه می‌دونیم
‫که بهتره حرفی زیرکانه باشه.

35
00:02:15,873 --> 00:02:19,873
‫می‌خواید سرنوشت همه‌ی ما رو
‫بسپارید به دست اون احمق؟

36
00:02:21,142 --> 00:02:23,895
‫،لرد هارلن خصوصیات زیادی داره
‫اما احمق نیست.

37
00:02:25,397 --> 00:02:27,524
‫،اگه به‌خاطر نفوذش پیش تروور نبود

38
00:02:27,607 --> 00:02:29,401
‫ماه‌ها پیش وارد جنگ می‌شدیم.

39
00:02:34,663 --> 00:02:36,498
‫باید کیر حسابی‌ای داشته باشه.

40
00:02:37,325 --> 00:02:38,868
‫خب، من که نمی‌دونم.

41
00:03:46,231 --> 00:03:51,028
‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید
‫@officialcinama

42
00:04:02,202 --> 00:04:03,912
‫من باید اونجا می‌بودم.

43
00:04:06,081 --> 00:04:08,208
‫حتی تو هم نمی‌تونستی پاریس رو نجات بدی.

44
00:04:10,252 --> 00:04:13,630
‫اجازه نمی‌دادم
‫که از اون زن شیطانی مراقبت کنه.

45
00:04:15,465 --> 00:04:19,261
‫اون مراقب بچه بود، نه سیبث.

46
00:04:21,971 --> 00:04:24,099
‫می‌دونم که به‌خاطر پاریس ناراحتی.

47
00:04:25,600 --> 00:04:27,519
‫ما همه برای سوگواری مرگش وقت داشتیم.

48
00:04:34,526 --> 00:04:36,111
‫مسئله فقط پاریس نیست.

49
00:04:38,154 --> 00:04:39,239
‫منظورت چیه؟

50
00:04:42,951 --> 00:04:44,202
‫بو لاین رو کشتن.

51
00:04:46,621 --> 00:04:47,831
‫بو لاین؟

52
00:04:47,914 --> 00:04:49,332
‫خدای تندر.

53
00:04:50,500 --> 00:04:53,044
‫حتی فرصت نکرد موقع جنگ بمیره.

54
00:04:54,218 --> 00:04:55,823
‫بدون جنگ، مرگ خالی.

55
00:04:55,848 --> 00:04:56,891
‫پیش تو بود؟

56
00:05:00,760 --> 00:05:01,803
‫بله.

57
00:05:08,351 --> 00:05:09,477
‫متأسفم.

58
00:05:10,645 --> 00:05:11,646
‫منم همینطور.

59
00:05:20,739 --> 00:05:21,740
‫مامان؟

60
00:05:23,784 --> 00:05:25,577
‫فرض رو بر این می‌گیرم
‫که اومدی آزادش کنی.

61
00:05:26,128 --> 00:05:27,765
‫یه لحظه تنهامون بذار تا حرف بزنیم.

62
00:05:27,791 --> 00:05:30,500
‫- من با پدرم می‌رم.
‫- حنیوا، الان وقتش نیست.

63
00:05:30,525 --> 00:05:33,919
‫،خواهر تو پاریس رو گشت
‫و تو توی اتاق خواب زندانیش کردی.

64
00:05:33,944 --> 00:05:35,237
‫بعد اون رو انداختی تو سیاهچال!

65
00:05:35,262 --> 00:05:37,932
‫،اگه آزادش کنم
‫دوباره می‌ره سر وقت سفیر.

66
00:05:37,957 --> 00:05:39,250
‫نخیر نمی‌ره.

67
00:05:39,275 --> 00:05:41,475
‫- چرا می‌رم.
‫- پاپا!

68
00:05:41,509 --> 00:05:43,678
‫حنیوا، تنهامون بذار، لطفا.

69
00:05:50,427 --> 00:05:51,720
‫چیزی نیست عشقم.

70
00:06:04,449 --> 00:06:05,450
‫نه کجاست؟

71
00:06:06,730 --> 00:06:07,814
‫نه؟

72
00:06:08,078 --> 00:06:09,079
‫سگه.

73
00:06:10,455 --> 00:06:11,539
‫سگ؟

74
00:06:12,958 --> 00:06:16,711
‫،جاش از تو خیلی راحت‌تره
‫و به احتمال قوی شکمش سیرتره.

75
00:06:17,295 --> 00:06:18,296
‫خوبه.

76
00:06:22,092 --> 00:06:23,093
‫سیبث چی؟

77
00:06:24,344 --> 00:06:25,845
‫هنوز خبری ازش نشده.

78
00:06:28,640 --> 00:06:31,643
‫نمی‌فهمم چرا زنده نگه‌ش داشتی.

79
00:06:32,269 --> 00:06:34,229
‫کشتن برادرت برای خودت راحت بود؟

80
00:06:38,900 --> 00:06:39,901
‫ببخشید.

81
00:06:41,278 --> 00:06:42,988
‫ببخشید، حق با توئه.

82
00:06:44,489 --> 00:06:47,450
‫کارم اشتباه بود.
‫باید می‌کشتمش.

83
00:06:49,957 --> 00:06:52,414
‫با تریوانتی‌ها یه اشتباه دیگه نکن.

84
00:06:55,166 --> 00:06:59,212
‫من مدت زیادی رو صرف مذاکره باهاشون کردم.

85
00:06:59,303 --> 00:07:04,416
‫و نمی‌تونم به‌خاطر نتیجه‌ای
‫که بدون مدرک گرفتی راحت بندازمش دور.

86
00:07:04,441 --> 00:07:06,568
‫،با این سلاح‌ها میان اینجا

87
00:07:06,597 --> 00:07:08,555
‫و قلمروت رو با خاک یکسان می‌کنن!

88
00:07:08,580 --> 00:07:11,583
‫من شکی ندارم
‫که با این سلاح‌ها بهت حمله شده.

89
00:07:11,608 --> 00:07:14,319
‫- تو مثل حیوون انداختیم تو قفس.
‫- خودت مجبورم کردی!

90
00:07:17,397 --> 00:07:19,190
‫فکر کردی می‌خوام این پایین باشی؟

91
00:07:23,111 --> 00:07:26,781
‫،من فصل‌ها خبر نداشتم که کجایی

92
00:07:26,865 --> 00:07:28,533
‫خواب برگشتت رو می‌دیدم.

93
00:07:28,617 --> 00:07:31,077
‫و حالا مجبورم زندانیت کنم؟

94
00:07:32,829 --> 00:07:39,377
‫من فقط سعی دارم اونقدری اوضاع رو
‫،تحت کنترل نگه دارم تا سیبث رو گیر بندازیم

95
00:07:39,461 --> 00:07:42,255
‫در غیراینصورت اگر ذره‌ای فرصت
‫برای صلح داشته باشیم از دست می‌ره.

96
00:07:44,507 --> 00:07:49,846
‫اما اگه تو انقدر مصمم باشی
‫اوضاع رو به‌هم بریزی نمی‌تونم کنترلش کنم.

97
00:07:52,974 --> 00:07:57,145
‫،ازت می‌خوام بهم اعتماد کنی
‫فقط یه مدت کوتاه.

98
00:07:58,625 --> 00:08:00,065
‫می‌تونی این کار رو بکنی؟

99
00:08:05,394 --> 00:08:06,395
‫بله.

100
00:08:08,114 --> 00:08:11,576
‫خوبه، چون یه کار دیگه‌ای هست که ازت می‌خوام.

101
00:08:12,452 --> 00:08:13,453
‫چیه؟

102
00:08:14,537 --> 00:08:15,789
‫با کفون حرف بزن.

103
00:08:19,292 --> 00:08:20,377
‫کفون؟

104
00:08:21,253 --> 00:08:23,255
‫الان بیشتر از همیشه به پدرش نیاز داره.

105
00:08:30,438 --> 00:08:31,823
‫کلید داری؟

106
00:08:32,709 --> 00:08:33,710
‫نه.

107
00:08:35,496 --> 00:08:38,875
‫پس برو کنار لطفا.

108
00:08:52,867 --> 00:08:54,286
‫ببخشید که در سیاهچالت رو شکستم.

109
00:08:57,265 --> 00:08:59,667
‫این همه چیز
‫برای درست کردن هستم اینم روش.

110
00:09:04,754 --> 00:09:07,382
‫،پایا زمانی قلمرویی بزرگ و روحانی بود

111
00:09:08,550 --> 00:09:10,594
‫جایی که حتی
‫اشاره به بینایی گناه محسوب می‌شد.

112
00:09:13,847 --> 00:09:16,808
‫اما حال، قلمروی مقدس ما توسط...

113
00:09:17,343 --> 00:09:20,012
‫حاندان سلطنتی‌ای
‫که اون رو ساخته به فساد کشیده شده.

114
00:09:22,886 --> 00:09:25,681
‫اون‌ها خودشون رو
‫نسبت به مردمشون در اولویت قرار دادن.

115
00:09:25,984 --> 00:09:30,322
‫،و با انجام این کار
‫از میراث خودشون دست کشیدن.

116
00:09:36,337 --> 00:09:42,635
‫من به وولف کین خدمت کرده بودم،.
‫پادشاهی بزرگ، که بی‌شک تنش توی گور می‌لرزه.

117
00:09:43,952 --> 00:09:48,563
‫،دخترانش بهش خیانت کردن
‫و به ما خیانت کردن.

118
00:09:49,633 --> 00:09:53,178
‫و چون اینجا نیست
‫،تا اشتباه دخترانش رو درست کنه

119
00:09:53,565 --> 00:09:55,067
‫ما براش این کار رو می‌کنیم.

120
00:09:57,599 --> 00:10:02,854
‫وقتش رسیده تا به‌عنوان مردم
‫،به عنوان مومنین حقیقی قیام کرده

121
00:10:03,563 --> 00:10:05,893
‫و پنسا رو از شر این جادوگرها خلاص کنیم.

122
00:10:07,085 --> 00:10:08,169
‫ممنون.

123
00:10:09,752 --> 00:10:13,990
‫باید فرزندان حرامزاده‌ی ماگرا
‫و سیبث کین رو از بین ببریم!

124
00:11:34,729 --> 00:11:35,730
‫چت چت.

125
00:11:40,996 --> 00:11:43,079
‫- جادوگر کیری!
‫- گرفتمش!

126
00:11:43,163 --> 00:11:44,331
‫نگه‌ش دار.

127
00:11:50,503 --> 00:11:51,963
‫کفون!

128
00:11:56,426 --> 00:11:57,844
‫دیگه بسه!

129
00:12:00,972 --> 00:12:01,973
‫کفون!

130
00:12:03,558 --> 00:12:04,559
‫بابا؟

131
00:12:05,602 --> 00:12:07,896
‫کفون. زخمی شدی؟

132
00:12:07,979 --> 00:12:11,399
‫نه. یه برش سطحیه. خوبم.

133
00:12:11,483 --> 00:12:13,068
‫- بذار حسش کنم.
‫نه، گفتم خوبم!

134
00:12:14,692 --> 00:12:15,776
‫چرا اینجایی؟

135
00:12:19,032 --> 00:12:20,825
‫شنیدم اینجا می‌تونم پیدات کنم.

136
00:12:21,591 --> 00:12:23,802
‫نه یعنی، اصلا چرا برگشتی؟

137
00:12:28,564 --> 00:12:29,834
‫باید صحبت کنیم.

138
00:12:31,044 --> 00:12:32,879
‫مادرت همه چی رو برام تعریف کرده.

139
00:12:35,966 --> 00:12:37,300
‫پس نیازی نیست صحبت کنیم.

140
00:12:40,720 --> 00:12:43,431
‫کفون! به من گوش کن. خواهش می‌کنم.

141
00:12:44,224 --> 00:12:46,977
‫بابا واس! سگ داری.

142
00:12:51,606 --> 00:12:52,607
‫برو پی کارت.

143
00:12:54,359 --> 00:12:57,612
‫کفون؟

144
00:12:58,321 --> 00:13:00,782
‫بله مامان. اینجام. حالم خوبه.

145
00:13:03,368 --> 00:13:05,287
‫باید بهم می‌گفتی برگشته.

146
00:13:06,246 --> 00:13:08,665
‫- چند نفر اونجا بودن؟
‫- چهار نفرشون رو دستگیر کردیم.

147
00:13:08,748 --> 00:13:09,833
‫گفتم حالم خوبه.

148
00:13:11,835 --> 00:13:14,713
‫،اگر اون تیغه عمیق‌تر می‌برید
‫الان می‌مرد.

149
00:13:16,339 --> 00:13:20,468
‫،این؟ بعد از اینکه حنیوا رو گرفتن
‫و نزدیک بود تو خیابون بسوزه؟

150
00:13:21,383 --> 00:13:23,177
‫جادوگریاب‌ها بیش از حد جسور شدن.

151
00:13:23,346 --> 00:13:25,432
‫،اگر جادوگریاب‌ها بهش حمله کرده بودن

152
00:13:25,515 --> 00:13:26,766
‫پسره می‌مرد.

153
00:13:26,791 --> 00:13:29,168
‫- زر مفت نزن.
‫- این بازم کار اوناست.

154
00:13:29,193 --> 00:13:33,322
‫یاغیگری اون‌ها داره به بقیه مردم
‫جرئت می‌ده تا به بچه‌های من حمله کنن.

155
00:13:33,374 --> 00:13:36,544
‫- می‌خوام تا نفر آخرشون بازداشت بشه.
‫- به چه منظور؟

156
00:13:38,028 --> 00:13:40,572
‫به جرم خیانت اعدامشون می‌کنم.

157
00:13:43,517 --> 00:13:44,727
‫تنهامون بذارید.

158
00:13:46,202 --> 00:13:47,203
‫همین حالا!

159
00:13:51,034 --> 00:13:52,334
‫برو.

160
00:14:01,176 --> 00:14:04,804
‫عصبانی هستید می‌فهمم. خانواده‌تون تهدید شده.

161
00:14:04,888 --> 00:14:08,725
‫اما نمی‌تونید بدون طی کردن روند قانونی
‫راه بیفتید و شهروندها رو اعدام کنید.

162
00:14:08,808 --> 00:14:12,117
‫مثل والد فکر نکنید
‫مثل ملکه‌ای فکر کنید که هستید.

163
00:14:12,187 --> 00:14:14,898
‫گاهی اوقات ملکه باید
‫برای مصلحت قلمروش کارهای وحشتناکی بکنه.

164
00:14:14,981 --> 00:14:16,066
‫مثل خواهرتون حرف می‌زنید.

165
00:14:16,149 --> 00:14:21,112
‫خب، شاید حق با اون بود!
‫هیچکس جرئت نداشت مثل من از اون تمرد کنه.

166
00:14:22,072 --> 00:14:26,618
‫من ۲۰ سال عمرم
‫بی چون و چرا نوک شمشیر سیبث بودم.

167
00:14:26,701 --> 00:14:27,994
‫دوباره این کار رو نمی‌کنم.

168
00:14:29,143 --> 00:14:33,481
‫،اگر چنین دستوری بهم بدید
‫پستم رو ترک می‌کنم.

169
00:14:37,522 --> 00:14:39,594
‫پس چنین دستوری بهت نمی‌دم.

170
00:14:40,699 --> 00:14:41,826
‫سروان گاست!

171
00:14:42,050 --> 00:14:43,051
‫ملکه‌ی من.

172
00:14:43,288 --> 00:14:46,291
‫افردات رو ببر و تک تکشون رو برام زندانی کن.

173
00:14:46,675 --> 00:14:50,666
‫من در قلمروی خودم
‫ترس جون بچه‌هام رو نمی‌کنم.

174
00:14:51,303 --> 00:14:52,477
‫اطاعت ملکه‌ی من.

175
00:15:15,667 --> 00:15:19,880
‫منتظر موندن برای
‫بازگشت سفیر تروور چه فایده‌ای داره؟

176
00:15:20,396 --> 00:15:23,232
‫دیر کردنش مشخصا نشون می‌ده...

177
00:15:23,842 --> 00:15:27,387
‫که پنسا اصلا قصد نداره
‫شروط آتش بس ما رو ادا کنه.

178
00:15:27,470 --> 00:15:29,890
‫تروور سیاستمدار سرد و گرم چشیده‌ایه.

179
00:15:29,915 --> 00:15:33,001
‫،اگر مقاومت کرده باشن
‫با مذاکره به شروط‌مون می‌رسه.

180
00:15:33,026 --> 00:15:37,864
‫شروط ما بیشتر به نفع پایاست تا ما.

181
00:15:37,889 --> 00:15:42,102
‫در نتیجه‌ی گرین‌هیل گپ بیش از حد نترس شدن.

182
00:15:42,778 --> 00:15:46,239
‫تریوانتیس قدرت ارتشی بسیار بالاتری داره.

183
00:15:46,448 --> 00:15:50,535
‫تنها کاری که لازمه بکنیم اینه که
‫،مزه شکست رو بهشون بچشونیم

184
00:15:50,619 --> 00:15:53,198
‫اون موقع شروط به‌طرز چشمگیری عوض می‌شن.

185
00:15:53,228 --> 00:15:55,600
‫،ژنرال واس هم چنین نظری داشتن

186
00:15:55,945 --> 00:15:58,656
‫که اصلا همون منجر به گرین‌هیل گپ شد.

187
00:15:58,681 --> 00:16:04,206
‫،ایدو نیروهای پایا رو دست کم گرفته بود
‫اما دلیل نمی‌شه اشتباه می‌کرده.

188
00:16:05,385 --> 00:16:08,061
‫،ما قبایل گنایت رو شکست دادیم
‫،در اوج قدرت خودمون هستیم

189
00:16:08,086 --> 00:16:10,457
‫و باید از اون موقعیت مذاکره کنیم.

190
00:16:10,482 --> 00:16:12,150
‫نظر خزانه چیه؟

191
00:16:14,215 --> 00:16:17,927
‫از من خیلی بعیده
‫که به راه حل نظامی روی بیارم.

192
00:16:18,120 --> 00:16:22,082
‫،اما فعلا
‫ساده بگم از خیلی چیزها بی‌خبریم.

193
00:16:22,826 --> 00:16:26,121
‫تروور یا با ملکه برمی‌گرده یا برنمی‌گرده.

194
00:16:26,321 --> 00:16:28,281
‫در هر صورت، اون موقع می‌دونیم که چه باید بکنیم.

195
00:16:28,306 --> 00:16:31,396
‫و تا اون موقع، اون‌ها برای حمله‌مون آماده شدن.

196
00:16:31,421 --> 00:16:35,092
‫اگه اگر طبق گفته‌ی شما در اوج قدرت
‫خودمون هستیم، نباید اهمیتی داشته باشه.

197
00:16:35,966 --> 00:16:37,457
‫من که می‌گم منتظر بمونیم.

198
00:16:39,793 --> 00:16:41,380
‫مردم با خزانه موافقت می‌کنه.

199
00:16:44,174 --> 00:16:47,427
‫ارتش نظر جمع رو می‌پذیره.

200
00:16:51,138 --> 00:16:54,516
‫به این نتیجه رسیدم که تو و کفون
‫فعلا نباید قصر رو ترک کنید.

201
00:16:54,541 --> 00:16:55,892
‫بیش از حد خطرناکه.

202
00:16:56,851 --> 00:16:57,852
‫باشه.

203
00:16:59,458 --> 00:17:00,897
‫باشه، داخل قصر می‌مونید؟

204
00:17:01,546 --> 00:17:02,547
‫نه.

205
00:17:02,874 --> 00:17:05,485
‫حنیوا، اون بیرون امنیت نداره.

206
00:17:05,510 --> 00:17:06,593
‫هیچوقت امن نبوده.

207
00:17:06,618 --> 00:17:08,119
‫آخ! شارلوت!

208
00:17:09,854 --> 00:17:11,147
‫کسی داخل اتاقته؟

209
00:17:12,659 --> 00:17:13,660
‫نه.

210
00:17:14,369 --> 00:17:17,247
‫اشتباهه. جلو نیا.

211
00:17:29,426 --> 00:17:30,427
‫وایسا!

212
00:17:32,053 --> 00:17:33,263
‫ورنه.

213
00:17:42,522 --> 00:17:44,232
‫اصلا فکر نمی‌کردم دوباره ببینمت.

214
00:17:45,233 --> 00:17:46,234
‫می‌دونم.

215
00:17:53,230 --> 00:17:57,943
‫خب، فکر کنم احتمالا الان بهتره برم، درسته؟

216
00:18:00,123 --> 00:18:01,124
‫آره، می‌رم.

217
00:18:16,431 --> 00:18:19,893
‫چی به سرت اومده؟ چرا اینجایی؟

218
00:18:21,519 --> 00:18:22,562
‫باید حرف بزنیم.

219
00:18:24,439 --> 00:18:25,440
‫باشه.

220
00:18:28,360 --> 00:18:32,906
‫چیزی نیست. همه چی مرتبه.

221
00:18:33,004 --> 00:18:35,924
‫صدای این رو گوش کن. آره.

222
00:18:37,089 --> 00:18:39,814
‫هی، چیزی نیست.

223
00:18:40,675 --> 00:18:43,469
‫هی، چیزی نیست.

224
00:18:43,598 --> 00:18:46,111
‫بله، مرتبه. بله مرتبه.

225
00:18:48,210 --> 00:18:49,211
‫چیه؟

226
00:18:51,132 --> 00:18:55,053
‫صدای گریه‌ی بچه رو شنیدم.
‫گفتم شاید کمک بخواید.

227
00:18:55,663 --> 00:18:57,498
‫هیچی می‌خوام آرومش کنم.

228
00:18:58,577 --> 00:19:00,350
‫بیشتر انگار دارید شکنجه‌ش می‌کنید.

229
00:19:00,929 --> 00:19:02,955
‫می‌دونی که من قبلا این کار رو کردم دیگه؟

230
00:19:03,014 --> 00:19:04,015
‫بله.

231
00:19:04,938 --> 00:19:07,941
‫و اونا هنوز دست از نق زدن برنداشتن.

232
00:19:12,171 --> 00:19:14,990
‫بدیدش. بدیدش به من.

233
00:19:18,743 --> 00:19:22,831
‫سلام وولفی. سلام.

234
00:19:23,748 --> 00:19:27,502
‫من شارلوتم. سلام کوچولو.

235
00:19:29,254 --> 00:19:33,884
‫نمی‌دونم چی داره اذیتش می‌کنه.
‫انگار می‌دونه که من مادرش نیستم.

236
00:19:34,239 --> 00:19:39,327
‫نه. تنها چیزی که می‌دونه
‫اینه که باد شکمش گیر کرده.

237
00:19:41,349 --> 00:19:43,018
‫بفرما.

238
00:19:45,849 --> 00:19:47,188
‫گوز بده مرد کوچک.

239
00:19:47,510 --> 00:19:48,732
‫خوب بلدی آرومش کنی.

240
00:19:49,604 --> 00:19:51,443
‫تا وقتی که نتونن صحبت کنن ازشون خوشم میاد.

241
00:19:51,755 --> 00:19:52,965
‫می‌خواید پسش بدم؟

242
00:19:52,998 --> 00:19:54,041
‫نه.

243
00:19:55,614 --> 00:19:59,534
‫خواهش می‌کنم پیش تو خوشحاله. بمون.

244
00:20:00,577 --> 00:20:01,578
‫باشه.

245
00:20:05,123 --> 00:20:06,124
‫سلام.

246
00:20:08,877 --> 00:20:10,670
‫خودت بچه‌ای داری؟

247
00:20:11,438 --> 00:20:12,439
‫،اگه داشتم

248
00:20:12,464 --> 00:20:15,800
‫اینجا سرگردون نبودم
‫که نذارم بچه‌های شما تو دردسر بیفتن.

249
00:20:18,234 --> 00:20:20,586
‫همیشه فکر می‌کردم دختر دار می‌شم.

250
00:20:23,600 --> 00:20:25,268
‫شاید اسم یه گل رو بذارم روش.

251
00:20:27,229 --> 00:20:30,732
‫سوسن. رز.

252
00:20:35,362 --> 00:20:39,532
‫…اما تو این زندگی، راهنما شدن

253
00:20:41,508 --> 00:20:43,010
‫تنها کاریه که بلدم.

254
00:20:45,595 --> 00:20:47,707
‫تنها چیزیه که می‌تونم به بچه‌م بدم.

255
00:20:49,814 --> 00:20:54,798
‫اگر بخوام به خودم زحمت بدم
‫و یکی رو به این دنیا بیارم...

256
00:20:57,474 --> 00:21:02,020
‫می‌خوام که چیزهای
‫بیشتری رو در اختیارش بذارم.

257
00:21:02,459 --> 00:21:04,628
‫به‌نظرم داشته‌‌هات
‫از چیزی که فکر می‌کنی بیشترن.

258
00:21:18,600 --> 00:21:24,147
‫شارلوت فکر نکنم تاحالا ازت
‫برای محافظت از بچه‌هام تشکر کرده باشم.

259
00:21:24,687 --> 00:21:26,897
‫من می‌دونم. تشکر نکردید.

260
00:21:28,198 --> 00:21:31,577
‫خب، لطفا بدون که من خیلی قدردانت هستم.

261
00:21:34,546 --> 00:21:38,300
‫نیازی نیست. این مأموریت مقدس منه.

262
00:21:41,928 --> 00:21:43,889
‫- مامان.
‫چیه؟ چی شده؟

263
00:21:43,972 --> 00:21:46,266
‫ازت می‌خوام باهام بیای. همین الان.

264
00:21:47,851 --> 00:21:49,185
‫چیزیمون نمی‌شه. شما برید.

265
00:22:14,252 --> 00:22:15,879
‫پس سلاح‌ها واقعی‌ان.

266
00:22:16,463 --> 00:22:17,923
‫بابا، حق با تو بوده.

267
00:22:18,649 --> 00:22:20,567
‫،از یک طرف شورای مثلث صحبت صلح رو می‌کنه

268
00:22:20,592 --> 00:22:22,969
‫از طرف دیگه نقشه‌ی نابودی ما رو در سر داره.

269
00:22:23,388 --> 00:22:24,973
‫نه، این حقیقت نداره.

270
00:22:25,347 --> 00:22:27,474
‫خب، نه کاملا.

271
00:22:28,058 --> 00:22:29,851
‫این کار شورای مثلث نیست.

272
00:22:29,950 --> 00:22:32,661
‫کار یه دانشمند ارتشی یاغی به اسم تروماداست.

273
00:22:33,563 --> 00:22:34,564
‫ترومادا؟

274
00:22:35,810 --> 00:22:36,853
‫می‌شناسیش؟

275
00:22:38,401 --> 00:22:42,322
‫مردیه که هیچ روحی نداره.
‫حاضره هزاران نفر رو هم بکشه.

276
00:22:46,618 --> 00:22:48,453
‫…صداش رو نشناختم

277
00:22:50,455 --> 00:22:52,249
‫اما همونیه که بو لاین رو کشته.

278
00:22:54,167 --> 00:22:57,671
‫اگر این سلاح‌ها اونقدری که می‌گی
‫قدرتمندن چطور می‌تونیم باهاش بجنگیم؟

279
00:22:57,754 --> 00:23:01,675
‫بهش می‌گن بمب. باید قبل از اینکه بتونن
‫ازشون استفاده کنن نابودشون کنیم.

280
00:23:01,700 --> 00:23:03,994
‫باید به سرای روشنگری برگردیم.

281
00:23:05,470 --> 00:23:08,181
‫پس جرلامارل داره
‫برای تریوانتی‌ها اسلحه می‌سازه.

282
00:23:08,893 --> 00:23:10,144
‫جرلامارل مرده.

283
00:23:10,809 --> 00:23:11,810
‫چی؟

284
00:23:12,727 --> 00:23:15,355
‫،ایدو کشتش
‫بعد بچه‌هاش رو مجبور کرد...

285
00:23:15,380 --> 00:23:18,050
‫تحت نظارت ترومادا بمب بسازن.

286
00:23:21,611 --> 00:23:22,612
‫مامان.

287
00:23:25,490 --> 00:23:26,783
‫باید بریم.

288
00:23:27,325 --> 00:23:31,413
‫می‌تونیم بمب‌ها رو نابود کنیم.
‫می‌تونیم برادر خواهرهامون رو نجات بدیم.

289
00:23:31,864 --> 00:23:34,158
‫منظورت همون‌هاییه که دادنت به ایدو؟

290
00:23:34,856 --> 00:23:38,401
‫،اولومان مجبور شده بود اون کار رو بکنه
‫و مجبور شده بود بمب بسازه.

291
00:23:39,004 --> 00:23:41,131
‫مرد تا بتونم فرار کنم و بیام بهتون هشدار بدم.

292
00:23:41,214 --> 00:23:44,259
‫این تروماداهه، بازم بمب می‌سازه.

293
00:23:44,318 --> 00:23:45,778
‫بدون بچه‌ها نمی‌تونه.

294
00:23:45,886 --> 00:23:48,471
‫روند پالایش زغال سنگ نیازمند بیناییه.

295
00:23:48,555 --> 00:23:50,557
‫برای ساخت سلاح‌ها بهشون نیاز داره.

296
00:23:50,582 --> 00:23:52,501
‫بعد می‌پرسی چرا ازمون می‌ترسن.

297
00:23:53,268 --> 00:23:55,312
‫گفتی سلاح‌ها رو از زغال سنگ ساختن؟

298
00:23:56,029 --> 00:23:57,030
‫بله.

299
00:23:58,486 --> 00:24:01,273
‫به تاماکتی جون دستور می‌دم
‫یه گردان ببره و سرا رو تصرف کنه.

300
00:24:01,917 --> 00:24:05,113
‫از هزاران ضربان قلب اون‌طرف‌تر
‫صدای اومدنشون رو می‌شنون.

301
00:24:06,698 --> 00:24:08,700
‫من با حنیوا و کفون می‌رم.

302
00:24:08,783 --> 00:24:10,994
‫اونا با سرا و زمین‌هاش آشنان.

303
00:24:11,578 --> 00:24:13,496
‫،و بچه‌های جرلامارل رو آزاد می‌کنیم

304
00:24:13,521 --> 00:24:15,523
‫و اونا بهمون می‌گن چطور این سلاح‌ها رو نابود کنیم.

305
00:24:15,614 --> 00:24:18,450
‫می‌خوای بچه‌هامون رو برگردونی اونجا؟

306
00:24:20,785 --> 00:24:24,122
‫اون‌ها اون بچه‌هایی نیستن
‫که بار اول رفتن اونجا.

307
00:24:24,689 --> 00:24:26,149
‫الان دیگه بالغ شدن.

308
00:24:27,844 --> 00:24:30,472
‫- جنگجو شدن.
‫- خب، تو زخمی شدی.

309
00:24:31,306 --> 00:24:32,641
‫من همیشه زخمی‌ام.

310
00:24:36,102 --> 00:24:40,690
‫اول پاریس، حالا هم بو لاین.

311
00:24:43,318 --> 00:24:45,403
‫تحمل ندارم یکی از شماها رو از دست بدم.

312
00:24:47,739 --> 00:24:50,492
‫اما نمی‌تونیم بذاریم مرگشون بی‌ثمر باشه.

313
00:24:52,994 --> 00:24:56,957
‫،همه‌تون امشب رو استراحت می‌کنید
‫و فردا صبح اول وقت راه می‌افتید

314
00:24:59,417 --> 00:25:00,418
‫ممنون مامان.

315
00:25:01,169 --> 00:25:02,170
‫بیا بریم.

316
00:25:08,969 --> 00:25:10,220
‫باید حرفت رو باور می‌کردم.

317
00:25:13,723 --> 00:25:17,477
‫حق با جفتمون بوده.
‫و جفتمون هم اشتباه می‌کردیم.

318
00:25:21,189 --> 00:25:23,275
‫خب، نظرت چیه؟

319
00:25:25,026 --> 00:25:26,027
‫راجع به چی؟

320
00:25:27,320 --> 00:25:30,407
‫حنیوا. و زنش.

321
00:25:32,701 --> 00:25:34,529
‫حالا باید عاشق یه تریوانتی می‌شد؟

322
00:25:36,871 --> 00:25:38,123
‫به مادرش رفته.

323
00:25:39,082 --> 00:25:41,835
‫آره، همه می‌دونیم
‫چقدر هم که رابطه‌ی خوبی بوده.

324
00:25:47,674 --> 00:25:49,759
‫- جناب سفیر؟
‫- بله.

325
00:25:49,784 --> 00:25:51,803
‫لرد هارلن خواستن شرف یاب بشن.

326
00:25:53,346 --> 00:25:54,556
‫می‌بینمشون.

327
00:25:56,057 --> 00:25:57,058
‫داخل شید.

328
00:26:00,234 --> 00:26:01,718
‫اومدی خداحافظی کنی؟

329
00:26:07,777 --> 00:26:08,862
‫بهم دروغ گفتی.

330
00:26:08,887 --> 00:26:11,089
‫- هارلن.
‫- اون سلاح‌هایی که بابا واس گفته بود واقعی‌ان.

331
00:26:11,114 --> 00:26:12,699
‫تریوانتی‌ها نقشه حمله تو سر دارن.

332
00:26:12,724 --> 00:26:13,976
‫عقلت رو از دست دادی؟

333
00:26:14,001 --> 00:26:17,254
‫ترومادا. مردی به اسم ترومادا اینا رو ساخته.

334
00:26:17,871 --> 00:26:20,332
‫اگه بهم دروغ بگی، گلوت رو می‌برم.

335
00:26:22,826 --> 00:26:24,203
‫من تو رو خوب می‌شناسم.

336
00:26:24,228 --> 00:26:25,587
‫نه اونقدری که فکر می‌کنی.

337
00:26:25,670 --> 00:26:29,007
‫،چرا می‌شناسمت، و تو هم من رو می‌شناسی

338
00:26:29,090 --> 00:26:31,593
‫اونقدری که بدونی بهت خیانت نمی‌کنم.

339
00:26:36,056 --> 00:26:38,975
‫،خب یا بکشم یا ببوسم
‫ولی خیر سرت یه کاری بکن دیگه.

340
00:26:47,782 --> 00:26:49,277
‫باید مطمئن می‌شدم.

341
00:26:51,112 --> 00:26:52,113
‫و مطمئن شدی؟

342
00:26:53,367 --> 00:26:54,368
‫آره.

343
00:27:01,331 --> 00:27:02,791
‫آوازه ترومادا رو شنیدم.

344
00:27:04,084 --> 00:27:05,919
‫یکی از دانشمندهای نمونه‌‌ی ارتشه.

345
00:27:05,986 --> 00:27:09,823
‫تندروئه، اما چند وقتی
‫می‌شد سروصدا نکرده بود.

346
00:27:09,923 --> 00:27:13,510
‫خب، ظاهرا مشغول ساخت سلاحی بوده
‫که می‌تونه شهرها رو با خاک یکسان کنه.

347
00:27:13,616 --> 00:27:14,742
‫اصلا چطور همچین چیزی ممکنه؟

348
00:27:14,803 --> 00:27:16,596
‫نمی‌دونم.

349
00:27:16,680 --> 00:27:19,849
‫این سلاح‌ها
‫با مقدار زیادی زغال سنگ ساخته شدن.

350
00:27:22,016 --> 00:27:24,145
‫پس برای همینه که چاقوت رو گذاشتی بیخ گلوم.

351
00:27:24,170 --> 00:27:25,171
‫بله.

352
00:27:26,265 --> 00:27:29,234
‫تقریبا تموم زغال سنگی
‫،که به تریوانتیس قاچاق می‌شه از طرف منه

353
00:27:29,259 --> 00:27:31,386
‫که یعنی از طرف توئه.

354
00:27:31,543 --> 00:27:34,337
‫خب بخشی از محموله‌هام می‌ره برای ارتش.

355
00:27:34,406 --> 00:27:35,824
‫اینجوریه که مسیرها رو باز نگه داشتم.

356
00:27:35,907 --> 00:27:40,161
‫ارتش؟
‫- به‌نظرت اون با ترومادا همدسته؟

357
00:27:43,540 --> 00:27:47,294
‫احتمالش هست.
‫گرین‌هیل گپ مایه آبروریزی بود.

358
00:27:47,377 --> 00:27:50,547
‫ارتش خواسته‌ش برای ابراز قدرت رو پنهان نکرده.

359
00:27:52,716 --> 00:27:56,303
‫اگه یه فرقه‌ی شورشی از دولتم
‫،نقشه‌ی حمله به پایا رو داشته باشه

360
00:27:56,362 --> 00:27:59,790
‫،نه تنها به معنی جنگ با کشور شماست
‫بلکه به معنی جنگ داخلی کشور خودم هم هست.

361
00:28:00,927 --> 00:28:01,928
‫عالی شد.

362
00:28:03,768 --> 00:28:05,228
‫خب چطور جلوش رو بگیریم؟

363
00:28:10,275 --> 00:28:11,776
‫من امروز با سیبث می‌رم.

364
00:28:13,495 --> 00:28:15,505
‫،وقتی آخرین شرط صلح رو تأمین کنم

365
00:28:15,530 --> 00:28:17,866
‫طبق توافق‌مون پیمان صلح رو امضا می‌کنن.

366
00:28:17,949 --> 00:28:21,912
‫،اگر ارتش اعتراض کنه
‫می‌فهمیم چه موضعی داره.

367
00:28:22,954 --> 00:28:24,789
‫- نه.
‫- نه؟

368
00:28:26,207 --> 00:28:28,668
‫ملکه خواهرش رو ول نمی‌کنه...

369
00:28:29,169 --> 00:28:32,964
‫تا اینکه تو بهش اطمینان خاطر
‫بدی که این فتنه خفه شده.

370
00:28:33,055 --> 00:28:35,349
‫ملکه در جایگاهی نیست
‫که چنین خواسته‌ای داشته باشه.

371
00:28:35,425 --> 00:28:37,302
‫به‌هرحال خواسته.

372
00:28:38,201 --> 00:28:40,787
‫اگر بدون سیبث اینجا برم ناگریز جنگ می‌شه.

373
00:28:42,664 --> 00:28:45,417
‫نه اگه فرقه شورشی رو افشا کنی.

374
00:28:45,852 --> 00:28:48,813
‫از جنگ داخلی جلوگیری کن.
‫به‌عنوان قهرمان ستایش می‌شی.

375
00:28:49,361 --> 00:28:50,648
‫یا به عنوان قهرمان خاک می‌شم.

376
00:28:52,484 --> 00:28:53,485
‫همراهم بیا.

377
00:28:54,236 --> 00:28:55,445
‫به تریوانتیس؟

378
00:28:55,862 --> 00:28:57,990
‫ممکنه برای اثبات حرفم بهت نیاز داشته باشم.

379
00:28:58,323 --> 00:29:00,116
‫باشه، آخه کی میاد به حرف من گوش بده؟

380
00:29:00,141 --> 00:29:03,144
‫شماها حتی بیشتر از ماها به این صلح نیاز دارید.
‫این رو می‌دونن.

381
00:29:03,169 --> 00:29:04,671
‫باعث اعتبارت می‌شه.

382
00:29:04,755 --> 00:29:08,008
‫تازه، تو شبکه جاسوسی خودت رو داری.
‫می‌تونن کمکمون کنن رد زغال سنگ رو بزنیم.

383
00:29:08,792 --> 00:29:11,086
‫می‌تونم به عنوان یه فرستاده‌ی رسمی ببرمت.

384
00:29:12,274 --> 00:29:13,732
‫خطرش زیاده.

385
00:29:14,038 --> 00:29:16,507
‫،ممکنه گروگان گرفته بشم
‫ازم به عنوان اهرم فشار استفاده شه.

386
00:29:21,763 --> 00:29:24,474
‫نمی‌خوام کسی
‫از حضوم خبردار بشه مگر بالاجبار.

387
00:29:26,977 --> 00:29:28,645
‫چطور؟ نمی‌فهمم.

388
00:29:29,479 --> 00:29:32,399
‫من از بچگی مخفیانه به تریوانتیس رفتم.

389
00:29:33,441 --> 00:29:36,820
‫،اگه پیدات کنن
‫به جای جاسوس اعدامت می‌کنن.

390
00:29:36,903 --> 00:29:38,863
‫خب، پس بهتره صداش رو درنیارم.

391
00:29:41,533 --> 00:29:42,993
‫این فکر خیلی بدیه.

392
00:29:44,578 --> 00:29:45,745
‫قبول دارم.

393
00:29:46,997 --> 00:29:48,498
‫باید همین الان بریم.

394
00:30:01,709 --> 00:30:04,337
‫نیازی نیست ساکت باشی.
‫بیداره.

395
00:30:09,769 --> 00:30:11,021
‫چرا اینجاست؟

396
00:30:12,105 --> 00:30:14,107
‫بوی گند اون زنیکه همه جا رو برداشته.

397
00:30:14,564 --> 00:30:18,236
‫،بوشه که آرومش می‌کنه
‫حالا خوب یا بد.

398
00:30:20,280 --> 00:30:22,824
‫بله. آفرین پسر.

399
00:30:23,867 --> 00:30:25,660
‫بیا پیش پاپا بابا.

400
00:30:26,786 --> 00:30:27,954
‫پاپا بابا.

401
00:30:32,125 --> 00:30:34,628
‫- جریان این بمب‌ها رو شنیدی؟
‫- بله.

402
00:30:36,046 --> 00:30:37,547
‫فردا می‌ریم نابودشون کنیم.

403
00:30:39,507 --> 00:30:42,677
‫اگه این دعوته که قبول می‌کنم.

404
00:30:48,131 --> 00:30:49,966
‫ممنون شارلوت.

405
00:30:50,393 --> 00:30:52,062
‫خواهش می‌کنم بابا واس.

406
00:30:52,646 --> 00:30:55,398
‫بدون تو می‌باختیم شارلوت.

407
00:30:55,482 --> 00:30:58,568
‫بابا، اختیار داری.

408
00:31:12,013 --> 00:31:13,640
‫چرا پیش اونی؟

409
00:31:15,752 --> 00:31:16,753
‫کفون.

410
00:31:18,380 --> 00:31:20,090
‫اون نوه‌ی منه، غیر از اینه؟

411
00:31:26,596 --> 00:31:27,806
‫اینم از پاپات.

412
00:31:31,101 --> 00:31:32,102
‫بله.

413
00:31:34,153 --> 00:31:35,404
‫بیا پیشم.

414
00:31:36,851 --> 00:31:40,443
‫،می‌دونی، روزی که تو و خواهرت به‌دنیا اومدید

415
00:31:41,299 --> 00:31:43,196
‫جادوگریاب‌ها به دهکده‌مون حمله کردن.

416
00:31:44,364 --> 00:31:46,866
‫خیلی‌ها مردن و فرار کردیم.

417
00:31:48,159 --> 00:31:51,788
‫،شب اولتون رو تو جنگل گذروندید

418
00:31:52,872 --> 00:31:55,083
‫و من تو شب سرد نگهبانی دادم.

419
00:31:56,710 --> 00:32:01,131
‫و هر وزش بادی بین درخت‌ها
‫صداش مثل نفس یه جادوگریاب بود.

420
00:32:05,385 --> 00:32:08,096
‫،کمتر از یه روز بود که پدر شده بودم

421
00:32:09,660 --> 00:32:11,787
‫و به همون زودی
‫فکر می‌کردم سرافکنده‌تون کردم.

422
00:32:12,723 --> 00:32:14,811
‫که نتونستم از بچه‌هام محافظت کنم.

423
00:32:17,814 --> 00:32:19,232
‫اون ترس هیچوقت از بین نمی‌ره.

424
00:32:21,943 --> 00:32:23,570
‫اما یاد گرفتم قبولش کنم.

425
00:32:25,196 --> 00:32:27,324
‫این همون چیزیه که ما رو پدر می‌کنه.

426
00:32:29,190 --> 00:32:31,620
‫مطمئن نیستم که باید پدر باشم یا نه.

427
00:32:33,288 --> 00:32:34,331
‫نه اینجوری.

428
00:32:36,708 --> 00:32:37,709
‫پسرم.

429
00:32:42,380 --> 00:32:45,634
‫تو هم مثل همه پدرها یه راهی پیدا می‌کنی.

430
00:32:47,385 --> 00:32:48,386
‫چطور؟

431
00:32:52,028 --> 00:32:53,600
‫راز بزرگی در کار نیست.

432
00:32:55,101 --> 00:32:58,939
‫می‌ترسی... اغلب اوقات.

433
00:33:00,190 --> 00:33:01,316
‫این بخشی ازشه.

434
00:33:04,861 --> 00:33:07,906
‫،پدر بودن مثل یه جور نبرده

435
00:33:08,907 --> 00:33:10,408
‫نبردی که با دلت درش می‌جنگی.

436
00:33:12,279 --> 00:33:14,223
‫،و تو کفون

437
00:33:15,212 --> 00:33:17,589
‫تو بین تموم مردهایی
‫که دیدم قوی‌ترین دل‌ رو داری.

438
00:33:19,626 --> 00:33:20,627
‫حالا بگیرش.

439
00:33:31,698 --> 00:33:34,015
‫نبردت از امروز شروع می‌شه پسرم.

440
00:34:02,752 --> 00:34:05,088
‫…اون همه وقت رو صخره گرگ‌ها

441
00:34:06,854 --> 00:34:08,300
‫چی‌کار کردی؟

442
00:34:13,012 --> 00:34:14,472
‫،شکار کردم

443
00:34:15,599 --> 00:34:16,807
‫،از کوه رفتم بالا

444
00:34:18,393 --> 00:34:19,811
‫رویای تو رو دیدم.

445
00:34:20,979 --> 00:34:24,399
‫لازم نبود رویای من رو ببینی.
‫می‌دونستی کجام.

446
00:34:27,277 --> 00:34:31,948
‫توی رویاهام تو اینجا نیستی.
‫از اینجا دور دوریم.

447
00:34:38,872 --> 00:34:40,707
‫،می‌دونم که اینجا خوشحال نیستی

448
00:34:42,291 --> 00:34:44,294
‫،اما شاید یه روزی بتونی خوشحال باشی

449
00:34:45,253 --> 00:34:47,505
‫وقتی که زیر سایه‌ی تهدید جنگ زندگی نکنیم.

450
00:34:52,174 --> 00:34:55,512
‫قلمروها و کشورها
‫همیشه تهدید می‌شن عشقم.

451
00:35:00,481 --> 00:35:04,955
‫اصلا یادت میاد زندگی
‫به دور از این اوضاع چه حسی داشت؟

452
00:35:07,984 --> 00:35:10,904
‫…سکوت، آرامش

453
00:35:13,240 --> 00:35:14,366
‫همه در کنار هم.

454
00:35:16,368 --> 00:35:18,119
‫بچه‌هامون فقط یه فریاد باهامون فاصله داشتن.

455
00:35:20,610 --> 00:35:21,873
‫دنیا تغییر کرده.

456
00:35:24,758 --> 00:35:25,759
‫نه.

457
00:35:26,253 --> 00:35:30,674
‫دنیا هنوز سر جاشه.
‫فقط نمی‌تونیم از اینجا حسش کنیم.

458
00:35:51,278 --> 00:35:52,279
‫ورن؟

459
00:35:56,366 --> 00:35:57,450
‫چی شده؟

460
00:36:10,255 --> 00:36:14,843
‫مدام سربازها موقع انفجار بمب‌ها
‫میان جلوی چشم‌هام.

461
00:36:17,470 --> 00:36:19,973
‫،یه لحظه اونجا ایستاده بودن
‫…و بعدش

462
00:36:22,100 --> 00:36:23,310
‫…اصلا

463
00:36:25,770 --> 00:36:27,063
‫…تیکه تیکه شدن

464
00:36:30,066 --> 00:36:31,151
‫خاکستر شدن.

465
00:36:35,280 --> 00:36:36,990
‫نمی‌تونم از سرم بیرونش کنم.

466
00:36:43,079 --> 00:36:45,373
‫توانایی دیدن همیشه موهبت نیست.

467
00:36:48,043 --> 00:36:49,502
‫اصلا فکر نکنم تا الان موهبت بوده باشه.

468
00:36:56,327 --> 00:36:57,328
‫ورن؟

469
00:37:09,397 --> 00:37:10,732
‫من یه فراری‌ام.

470
00:37:12,901 --> 00:37:13,902
‫چی؟

471
00:37:15,320 --> 00:37:18,931
‫گردانم رو ترک کردم و مجازات این مرگه.

472
00:37:22,298 --> 00:37:23,995
‫هیچوقت نمی‌تونم برگردم.

473
00:37:26,642 --> 00:37:28,792
‫دیگه هیچوقت نمی‌تونم خانواده‌م رو ببینم.

474
00:37:32,254 --> 00:37:33,922
‫بهشون می‌گن که من یه بزدلم.

475
00:37:36,550 --> 00:37:37,926
‫و شرمنده می‌شن.

476
00:37:38,677 --> 00:37:42,389
‫،اگر پدر مادرت بشناسنت
‫می‌فهمن که حقیقت نداره.

477
00:37:50,772 --> 00:37:51,856
‫…هر بار

478
00:37:53,233 --> 00:37:55,151
‫…که صدای صحبت بابات رو می‌شنوم

479
00:37:59,322 --> 00:38:01,241
‫انگار صدای ایدو رو شنیدم.

480
00:38:12,878 --> 00:38:13,879
‫دلتنگشی.

481
00:38:17,132 --> 00:38:18,592
‫اون مثل پدرم بود.

482
00:38:25,682 --> 00:38:27,183
‫اون این بمب‌ها رو ساخته.

483
00:38:32,230 --> 00:38:33,231
‫می‌دونم.

484
00:38:39,237 --> 00:38:40,447
‫بازم دوستش دارم.

485
00:38:44,451 --> 00:38:45,535
‫این از من چی می‌سازه؟

486
00:38:46,494 --> 00:38:47,662
‫عشق من رو.

487
00:38:53,272 --> 00:38:54,273
‫بیا.

488
00:39:03,428 --> 00:39:08,266
‫،این یعنی تو انسانی
‫درست مثل بقیه‌ی ماها.

489
00:40:22,884 --> 00:40:24,801
‫نگران بودم که نکنه نیای.

490
00:40:25,922 --> 00:40:27,215
‫باید احتیاط به‌خرج می‌دادم.

491
00:40:36,771 --> 00:40:38,106
‫جای امنی پیدا کردی؟

492
00:40:39,489 --> 00:40:43,409
‫هنوز نه. یه مشکلی پیش اومد.
‫اما برای چند روز غذای کافی آوردم.

493
00:40:43,596 --> 00:40:47,132
‫چند روز؟ نه. قول داده بودی.

494
00:40:47,157 --> 00:40:48,461
‫آزادم کن برم دیگه!

495
00:40:49,284 --> 00:40:52,203
‫آزادت می‌کنم. به‌محض اینکه برگردم.

496
00:40:52,993 --> 00:40:57,017
‫برگردی؟ کجا داری می‌ری؟
‫چی از این مهمتره؟

497
00:40:57,042 --> 00:40:58,418
‫زنده نگه داشتن وولفی.

498
00:41:01,588 --> 00:41:03,882
‫تریوانتی‌ها یه سلاح‌های جدیدی ساختن.

499
00:41:04,883 --> 00:41:06,635
‫تندر و آتش.

500
00:41:06,718 --> 00:41:09,095
‫می‌تونن کل شهر و تموم پایا رو نابود کنن.

501
00:41:10,608 --> 00:41:13,759
‫چی؟ منظورت چیه؟

502
00:41:13,784 --> 00:41:15,578
‫سیبث وقت ندارم توضیح بدم.

503
00:41:16,596 --> 00:41:18,129
‫من بچه‌م رو می‌خوام.

504
00:41:19,063 --> 00:41:21,357
‫برام مهم نیست چی می‌خوای.

505
00:41:22,374 --> 00:41:25,710
‫من به‌خاطر تو این کار رو نکردم.
‫این کار به‌خاطر وولفیه.

506
00:41:28,740 --> 00:41:32,744
‫،نمی‌تونم بذارم مادرش رو بکشن
‫حتی اگه مستحقش باشه.

507
00:41:37,638 --> 00:41:40,168
‫- کفون.
‫- فقط خفه شو و منتظر بمون.

508
00:41:41,503 --> 00:41:42,879
‫چند روز دیگه برمی‌گردم.

509
00:41:45,173 --> 00:41:46,591
‫اگه برنگردی چی؟

510
00:41:48,593 --> 00:41:50,011
‫اون موقع دیگه به‌هرحال می‌میری.

511
00:41:56,184 --> 00:41:57,185
‫شنیدی؟

512
00:42:02,857 --> 00:42:03,858
‫بله.

513
00:42:05,025 --> 00:42:06,765
‫ممکنه مجبور شیم یه نقشه‌ی دیگه بکشیم.

514
00:42:06,960 --> 00:42:09,239
‫همین الان در دست انجامه ملکه‌ی من.

515
00:42:11,347 --> 00:42:12,659
‫هدیه‌ای از برای شما.

516
00:42:32,137 --> 00:42:33,471
‫قشنگ اندازمه.

517
00:42:35,807 --> 00:42:37,183
‫ممنون هارمونی.

518
00:42:41,813 --> 00:42:45,483
‫،اون سلاح‌های تریوانتی‌ای که گفت
‫آتش و تندر.

519
00:42:46,038 --> 00:42:47,707
‫در قصر شایعاتی شنیدم.

520
00:42:48,232 --> 00:42:51,740
‫هر اطلاعاتی که می‌تونی رو جمع کن.
‫شاید جالب باشه.

521
00:42:52,544 --> 00:42:53,950
‫اطاعت ملکه‌ی من.

522
00:43:13,329 --> 00:43:14,330
‫دروازه!

523
00:43:24,663 --> 00:43:25,982
‫لوشن بری.

524
00:43:27,692 --> 00:43:28,860
‫تاماکتی جون.

525
00:43:30,215 --> 00:43:32,092
‫امیدوارم راضی شده باشی.

526
00:43:32,489 --> 00:43:33,490
‫خیلی مونده.

527
00:43:34,373 --> 00:43:35,791
‫طرف اشتباه رو انتخاب کردی.

528
00:43:36,326 --> 00:43:38,411
‫تویی که آماده‌ی شمشیر کشیدنی.

529
00:43:39,266 --> 00:43:41,977
‫،و تو برای مرگ من جواب پس می‌دی

530
00:43:42,231 --> 00:43:43,458
‫برای مرگ همه‌مون.

531
00:43:45,633 --> 00:43:47,892
‫به‌قدر کافی باید جواب پس بدم. همه همینیم.

532
00:43:47,917 --> 00:43:49,172
‫تنهامون بذارید.

533
00:43:57,722 --> 00:44:00,559
‫،از موضع‌تون کوتاه بیاید، همه‌تون

534
00:44:02,060 --> 00:44:04,980
‫مطمئنم که می‌تونم
‫ملکه رو متقاعد کنم از جونتون بگذره.

535
00:44:06,919 --> 00:44:08,275
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

536
00:44:09,109 --> 00:44:10,235
‫دارید برای هیچی می‌میرد.

537
00:44:10,260 --> 00:44:13,399
‫من دارم برای سوگندم به ایزد خورشید می‌میرم.

538
00:44:13,424 --> 00:44:18,262
‫اینکه هیچی خطابش می‌کنی
‫بهم می‌گه که حقیقتا چقدر گمراه شدی،.

539
00:44:20,344 --> 00:44:24,682
‫دورانی بود که با افتخار کنار من می‌مردی.

540
00:44:24,749 --> 00:44:27,043
‫ما رو فریب دادن لوشن.

541
00:44:28,503 --> 00:44:33,216
‫برای زنی سوگند وفاداری خوردیم
‫که ایزد خورشید رو بهانه‌ی قتل می‌کرد.

542
00:44:33,300 --> 00:44:35,635
‫اون وقت این یکی چی رو بهونه‌ی قتل می‌کنه؟

543
00:44:35,719 --> 00:44:37,053
‫من می‌خوام کمکتون کنم.

544
00:44:37,078 --> 00:44:38,079
‫کمکم کنی؟

545
00:44:39,431 --> 00:44:40,932
‫تو حتی به خودت هم نمی‌تونی کمک کنی.

546
00:44:42,726 --> 00:44:44,811
‫…خب، اگه حرف دیگه‌ای نداری

547
00:44:47,063 --> 00:44:48,690
‫باید برم برسم به دار زدن.

548
00:44:55,238 --> 00:44:56,239
‫دروازه!

549
00:44:58,575 --> 00:44:59,576
‫برو ببینم!

550
00:45:02,245 --> 00:45:05,373
‫این سرزمین سرزمین منه.

551
00:45:06,366 --> 00:45:09,202
‫این سرزمین سرزمین توئه.

552
00:45:10,712 --> 00:45:13,882
‫از اعماق دره‌ها.

553
00:45:14,758 --> 00:45:17,636
‫تا ارتفاعات کوهستان.

554
00:45:19,596 --> 00:45:21,431
‫از جنگل‌های پنهان

555
00:45:23,308 --> 00:45:25,477
‫تا آب‌های شور

556
00:45:27,896 --> 00:45:31,566
‫این سرزمین برای من و تو ساخته شده

557
00:45:34,236 --> 00:45:37,072
‫این سرزمین برای...

558
00:45:43,578 --> 00:45:46,122
‫باید برم.
‫یه کم دیگه برمی‌گردم.

559
00:46:26,329 --> 00:46:28,665
‫،این سه جادوگریاب سابق

560
00:46:29,457 --> 00:46:32,419
‫،نلیکوت، وارن، یارنز

561
00:46:33,832 --> 00:46:35,463
‫،پیش روی شما ایستادن

562
00:46:36,715 --> 00:46:41,636
‫و به جرم قتل یک شهروند بی‌گناه پایا
‫به اسم رو وونو گناهکار شناخته شدن.

563
00:46:42,253 --> 00:46:46,340
‫زنده سوزوندنش
‫چون مظنون بودن که شاید بینا باشه.

564
00:46:48,184 --> 00:46:52,814
‫مجازات قتل، مرگ توسط چوبه‌ی داره.

565
00:47:59,297 --> 00:48:02,592
‫حال، بقیه‌تون بایستید.

566
00:48:05,894 --> 00:48:09,314
‫قلمروی پایا دیگه
‫وجود جادوگرها رو تأیید نمی‌کنه.

567
00:48:10,323 --> 00:48:12,492
‫شما از فتوای سلطنتی تمرد کردید...

568
00:48:12,978 --> 00:48:15,981
‫و در روز روشن برای
‫کسانی که بینان خواهان مرگ شدید.

569
00:48:17,649 --> 00:48:21,278
‫تمرد از فتوای ملکه‌تون مجازات مرگ داره.

570
00:48:24,781 --> 00:48:25,782
‫…اما

571
00:48:27,792 --> 00:48:32,922
‫همه اخیرا بیش از حد مرگ رو تجربه کردیم.

572
00:48:34,583 --> 00:48:39,337
‫و شما هنوز همون سربازهایی هستید
‫که دلاورانه در گرین هیل گپ جنگیدید.

573
00:48:41,464 --> 00:48:42,465
‫،زنده خواهید موند

574
00:48:43,341 --> 00:48:46,595
‫نه با هشدار، بلکه با یک قول.

575
00:48:49,014 --> 00:48:51,433
‫،اگر دوباره فتوای سلطنتی رو زیر پا بذارید

576
00:48:51,516 --> 00:48:54,303
‫،اگر به برانگیختن و ایجاد انقلاب ادامه بدید

577
00:48:54,328 --> 00:48:58,749
‫خودتون و خانواده‌تون بیشتر از چیزی
‫که این مردها امروز تجربه کردن زجر خواهید کشید.

578
00:49:02,794 --> 00:49:03,795
‫برید خونه.

579
00:49:13,622 --> 00:49:14,623
‫تصمیم خردمندانه‌‌ای بود.

580
00:49:15,749 --> 00:49:16,750
‫با گذشت زمان مشخص می‌شه.

581
00:49:53,078 --> 00:49:54,996
‫مثل یه عنکبوت ساکت باش.

582
00:49:55,775 --> 00:49:56,776
‫کفون؟

583
00:50:03,463 --> 00:50:05,340
‫خوش برگشتی بابا واس.

584
00:50:06,883 --> 00:50:07,884
‫سیبث!

585
00:50:09,719 --> 00:50:11,471
‫بچه رو بیدار کردی.

586
00:50:12,764 --> 00:50:13,765
‫آروم باش.

587
00:50:13,848 --> 00:50:15,350
‫بابابزرگته، کسی نیست.

588
00:50:15,433 --> 00:50:18,728
‫اومده قبل از اینکه مامان ببردت
‫سفر باهات خداحافظی کنه.

589
00:50:20,939 --> 00:50:25,193
‫- پسره رو بذار زمین.
‫- جلو نیا وگرنه سریع و محکم می‌برمش.

590
00:50:25,277 --> 00:50:26,736
‫چاقوم روی گردنشه.

591
00:50:31,950 --> 00:50:33,034
‫اون بچه‌ی توئه.

592
00:50:33,433 --> 00:50:37,726
‫بله بچه‌ی منه.
‫حاضرم قبل از اینکه از دستش بدم بکشمش.

593
00:50:38,665 --> 00:50:40,625
‫حاضری بچه‌ی خودت رو بکشی؟

594
00:50:41,727 --> 00:50:45,797
‫قراره یه برده‌دار تریوانتینی بهم درس اخلاق بده.

595
00:50:45,881 --> 00:50:50,844
‫تو چند نفر رو اسیر کردی، فروختی و کشتی؟

596
00:50:51,344 --> 00:50:54,306
‫باید سر ده تا روستای کنزوا رو
‫بکنم زیر آب شهر تا به پات برسم.

597
00:50:54,389 --> 00:50:55,640
‫حالا بذار برم.

598
00:51:03,189 --> 00:51:06,109
‫تو پدر خودت رو کشتی.

599
00:51:06,172 --> 00:51:08,428
‫تو هم برادر خودت رو کشتی.

600
00:51:09,279 --> 00:51:11,823
‫حاضری نوه‌ت رو هم بکشی؟

601
00:51:15,102 --> 00:51:19,398
‫هیچ جا نمی‌تونی بری که پیدات نکنم.

602
00:51:20,441 --> 00:51:22,735
‫تو حتی نتونستی تو خونه‌ی خودت پیدام کنی.

603
00:51:24,461 --> 00:51:26,755
‫چه گهی دارید می‌خورید؟

604
00:51:27,756 --> 00:51:28,757
‫کفون.

605
00:51:31,218 --> 00:51:32,427
‫برنامه عوض شده.

606
00:51:32,510 --> 00:51:33,811
‫،از کمکت ممنونم

607
00:51:33,836 --> 00:51:37,247
‫اما دیگه نمی‌تونم
‫مثل یه روح در عذاب تو دیوارها مخفی بشم.

608
00:51:37,272 --> 00:51:38,481
‫وقت رفتنه.

609
00:51:38,506 --> 00:51:40,139
‫- تو آزادش کردی؟
‫- بابا.

610
00:51:40,164 --> 00:51:41,999
‫وایسا سیبث، لطفا بدش به من.

611
00:51:42,024 --> 00:51:44,318
‫نمی‌تونم یه بحث رو دو بار بکنم.

612
00:51:44,564 --> 00:51:46,441
‫می‌بینی که چاقوم رو گردنشه. بذار رد شم.

613
00:51:46,466 --> 00:51:47,759
‫نمی‌ذارم پسر من رو ببری.

614
00:51:47,784 --> 00:51:48,868
‫اون پسر منه.

615
00:51:50,278 --> 00:51:52,989
‫من ساختمش. من حملش کردم.

616
00:51:53,458 --> 00:51:56,336
‫،اما نگران نباش، وولفی برمی‌گرده

617
00:51:56,576 --> 00:51:59,204
‫البته وقتی قلمروم رو پس بگیرم
‫و بذارمش روی تخت پادشاهی.

618
00:51:59,244 --> 00:52:01,381
‫پاک دیوونه شدی.
‫از این خبرها نیست.

619
00:52:01,431 --> 00:52:02,682
‫اون بچه‌ی موعوده.

620
00:52:02,707 --> 00:52:04,084
‫نمی‌تونه ببینه!

621
00:52:07,462 --> 00:52:09,130
‫پیشگویی‌ای در کار نیست.

622
00:52:10,715 --> 00:52:12,551
‫چشم‌هاش به من نرفته، به تو رفته.

623
00:52:13,593 --> 00:52:17,556
‫،که یعنی اون ناجی مقدس نیست
‫که یعنی خدا تو رو انتخاب نکرده.

624
00:52:18,515 --> 00:52:19,516
‫داری دروغ می‌گی.

625
00:52:21,184 --> 00:52:24,062
‫قول دادیم که همیشه به هم حقیقت رو بگیم.

626
00:52:24,145 --> 00:52:25,146
‫می‌دونی که دروغ نمی‌گم.

627
00:52:30,819 --> 00:52:35,323
‫خب، پس می‌دونی که بچه‌ی کورت رو می‌کشم.

628
00:52:35,407 --> 00:52:36,992
‫- بذار برم.
‫- نه.

629
00:52:38,118 --> 00:52:39,202
‫کفون!

630
00:52:44,457 --> 00:52:46,543
‫کفون، بذار حسش کنم.

631
00:52:47,419 --> 00:52:48,712
‫خون ریزی بدی داری.

632
00:52:57,345 --> 00:52:58,346
‫کفون.

633
00:53:02,000 --> 00:53:03,750
‫ترجمه: محمد آوازی
‫@MOJO_TRANSLATIONS

634
00:53:04,463 --> 00:53:09,783
‫بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال
‫www.۳۰nama.com

