1
00:00:01,200 --> 00:00:03,120
‫اسم من آساکورا هانا ـه.

2
00:00:04,000 --> 00:00:06,210
‫پسر آساکورا یوه و کیویاما آنا هستم.

3
00:00:07,710 --> 00:00:12,220
‫یک دهه بعد از مبارزه‌ی شامان، والدینم ناپدید شدن.

4
00:00:13,130 --> 00:00:15,760
‫و منم اجازه‌ی استفاده از قدرت‌هام رو ندارم.

5
00:00:16,470 --> 00:00:20,970
‫نمی‌تونم با آمیدامارو که روح نگهبان پدرم بود، از اُورسول استفاده کنم.

6
00:00:22,810 --> 00:00:24,810
‫تا اینکه، یه دشمن در برابرم ظاهر شد.

7
00:00:26,440 --> 00:00:28,860
‫تا به حال، یه رقیب واقعی نداشتم.

8
00:00:30,360 --> 00:00:31,280
‫ولی اون...

9
00:00:31,940 --> 00:00:35,160
‫تبدیل به جنگی مرگ‌بار شد.

10
00:00:41,980 --> 00:00:44,400
‫یک زندگیِ ساختگی رو قبول نکن

11
00:00:44,400 --> 00:00:47,300
‫می‌خوام با خودم روراست باشم

12
00:00:47,300 --> 00:00:49,680
‫نمی‌تونم چرخ سرنوشت رو متوقف کنم

13
00:00:49,680 --> 00:00:52,400
<i>‫Woah Woah</i>

14
00:00:52,400 --> 00:00:55,200
‫یک زندگیِ ساختگی رو قبول نکن

15
00:00:52,400 --> 00:01:00,200
<i>Nero_Sun \ Anime-List.net</i>

16
00:00:55,200 --> 00:00:57,760
‫می‌خوام با خودم روراست باشم

17
00:00:57,760 --> 00:01:00,200
‫نمی‌تونم چرخ سرنوشت رو متوقف کنم

18
00:01:03,200 --> 00:01:05,220
‫آه! زمان مثل برق می‌گذره

19
00:01:05,220 --> 00:01:08,220
‫من فقط دور خودم می‌چرخم

20
00:01:08,520 --> 00:01:10,740
‫یه زندگیِ کسل‌کننده داشتم

21
00:01:10,740 --> 00:01:13,600
‫خیلی زود، پیر و پژمرده می‌شم

22
00:01:13,600 --> 00:01:16,120
‫نمی‌تونم با واقعیت مواجه بشم

23
00:01:16,120 --> 00:01:18,120
‫از قدم برداشتن هراس نداشته باش

24
00:01:18,500 --> 00:01:20,540
‫ما حلش می‌کنیم!

25
00:01:20,540 --> 00:01:22,240
‫بدون انجام هیچ‌کاری

26
00:01:22,240 --> 00:01:24,240
‫قبل از اینکه تسلیم بشی

27
00:01:27,220 --> 00:01:30,020
‫هیچ‌کس در تنهایی زندگی نمی‌کنه

28
00:01:30,020 --> 00:01:32,020
‫دنبال اون نور بگرد

29
00:01:32,020 --> 00:01:34,680
‫حتی اگر بقیه دارن می‌درخشن

30
00:01:34,680 --> 00:01:38,040
‫میون خارها و دردها

31
00:01:38,040 --> 00:01:40,360
‫از اون قدرت استفاده کن

32
00:01:40,360 --> 00:01:42,660
‫تا به سمت فردا هدایت بشیم

33
00:01:42,660 --> 00:01:44,660
‫راه دیده نشده رو پیدا کن

34
00:01:44,960 --> 00:01:48,200
‫از قلب و روحت پیروی کن

35
00:01:48,200 --> 00:01:50,200
‫مهم نیست

36
00:01:50,200 --> 00:01:53,240
‫چقدر در ناامیدی غرق بشم

37
00:01:53,240 --> 00:01:55,240
‫اهمیت نمی‌دم

38
00:01:55,240 --> 00:01:59,000
‫به سمت آینده

39
00:01:59,480 --> 00:02:02,180
‫بهش برس، باور داشته باش

40
00:02:08,000 --> 00:02:10,920
‫تپه‌ی فون‌باری، تو غرب توکیو قرار داره.

41
00:02:11,540 --> 00:02:15,800
‫اونجا جایی‌ـه که می‌تونید حمام آب‌گرم پیدا کنید.

42
00:02:16,590 --> 00:02:19,200
‫همچنین یه مسافرخونه هم هست،

43
00:02:19,510 --> 00:02:20,800
‫که بهش می‌گن فون‌باری اونسِن!

44
00:02:21,890 --> 00:02:25,020
‫بااینکه داخل شهر واقع شده، وقتی درش قدم می‌ذارید،

45
00:02:25,180 --> 00:02:27,520
‫انگار وارد آب‌گرمِ کوهی مخفی شدین.

46
00:02:28,270 --> 00:02:32,940
‫چشمه‌های جوشان، منتظر حضور گرم شما هستن.

47
00:02:33,980 --> 00:02:35,280
‫می‌دونستید؟

48
00:02:35,610 --> 00:02:39,490
‫فون‌باری اونسِن درواقع تو سایتاما واقع شده.

49
00:02:40,360 --> 00:02:42,530
‫در تقاطع بین شهر و حومه‌ی شهر،

50
00:02:42,950 --> 00:02:46,950
‫احساس می‌کنید هم‌زمان هم دور هستید و هم نزدیک، که باعث می‌شه سفر لذت‌بخشی داشته باشید.

51
00:02:48,000 --> 00:02:49,830
‫فکر می‌کنید اینجا یه خرابه‌ست؟

52
00:02:50,370 --> 00:02:54,000
‫نه، نه، جاذبه‌های زیبایی وجود دارن،

53
00:02:54,170 --> 00:02:57,760
‫که شما رو از شلوغیِ شهر دور نگه می‌دارن.

54
00:02:58,760 --> 00:03:02,680
‫و در نهایت، مالک فعلیِ فون‌باری اونسِن اینجاست...

55
00:03:03,050 --> 00:03:06,930
‫اون در خدمت شماست، تامامورا تامائوی بیست و پنج ساله.

56
00:03:18,280 --> 00:03:19,150
‫هانا-چان؟

57
00:03:19,320 --> 00:03:20,610
‫تامائو-کاچان!

58
00:03:21,150 --> 00:03:23,370
‫تو دردسر افتادیم! همین الان...!

59
00:03:23,990 --> 00:03:24,820
‫همین الان...؟

60
00:03:27,240 --> 00:03:28,580
‫استفاده از روح ممنوع ـه.

61
00:03:31,960 --> 00:03:35,500
‫هیچی. فقط دفتر مشقم رو تو خونه جا گذاشتم.

62
00:03:36,210 --> 00:03:38,000
‫این دیگه چه بهونه‌ی مسخره‌ای بود؟

63
00:03:39,130 --> 00:03:40,050
‫چطور ممکنه؟

64
00:03:41,260 --> 00:03:45,100
‫مطمئنم که حس کردم دوتا فوریوکوی قدرت‌مند به‌هم برخورد کردن.

65
00:03:45,680 --> 00:03:47,560
‫شاید فقط خیال کردی.

66
00:03:48,140 --> 00:03:52,060
‫به‌علاوه، اون‌یکی آساکورا خیلی ضعیف‌ـه.

67
00:03:52,600 --> 00:03:55,690
‫هانا از چیزی که تصور می‌کنیم قوی‌ترـه.

68
00:03:58,020 --> 00:04:00,280
‫باید یه‌چیزی رو چک کنم!

69
00:04:01,240 --> 00:04:02,360
‫پس بقیه‌ش رو به تو می‌سپارم!

70
00:04:02,780 --> 00:04:04,490
‫پس مسافرخونه چی می‌شه؟

71
00:04:04,950 --> 00:04:08,540
‫امروزم مثل اکثر روزها تعطیل‌ـه!

72
00:04:11,000 --> 00:04:15,500
‫می‌خوای بری دنبالش؟ انگار اوضاع خانواده‌ی آساکورا خیلی وخیم‌ ـه.

73
00:04:15,920 --> 00:04:17,290
‫نیازی نیست...

74
00:04:18,460 --> 00:04:20,710
‫نمی‌دونم که اونا چقدر قوی‌ان،

75
00:04:20,960 --> 00:04:23,340
‫ولی تامائو به خوبی می‌تونه از خودش مراقبت کنه.

76
00:04:24,300 --> 00:04:26,470
‫اون قدرتش رو به‌تنهایی به دست آورده.

77
00:04:26,850 --> 00:04:29,680
‫وقتی نوجوون بود،

78
00:04:30,060 --> 00:04:34,060
‫بهش یه بچه و مسافرخونه رو سپردن.

79
00:04:34,440 --> 00:04:36,900
‫کارِ ساده‌ای نبود.

80
00:04:37,360 --> 00:04:41,440
‫درسته. اون یه هدیه از طرف رئیسِ پیر بود.

81
00:04:41,690 --> 00:04:44,400
‫خب، این نشون می‌ده که اون چقدر قابل اعتماد ـه.

82
00:04:46,280 --> 00:04:48,160
‫آره، درسته.

83
00:04:51,580 --> 00:04:52,410
‫ولی...

84
00:04:52,750 --> 00:04:56,040
‫تامائو می‌خواست چیو چک کنه؟

85
00:04:58,750 --> 00:05:00,300
‫نزدیک بودا!

86
00:05:00,630 --> 00:05:03,010
‫نزدیک بود اون احمق رو لو بدم!

87
00:05:03,170 --> 00:05:06,930
‫ولی طولی نمی‌کشه که متوجه بشه.

88
00:05:07,220 --> 00:05:11,470
‫خفه شو! چرا اینقدر ضدحال می‌زنی؟

89
00:05:22,530 --> 00:05:24,610
‫خب، جعبه‌ی کمک‌های اولیه...

90
00:05:24,780 --> 00:05:26,860
‫دزدکی دنبال چی می‌گردی؟

91
00:05:30,330 --> 00:05:31,990
‫مهمان‌دارهای هانا-گومی!

92
00:05:32,740 --> 00:05:36,790
‫حالا هرچی... فقط از سر راه برو کنار.

93
00:05:39,920 --> 00:05:42,210
‫فکر می‌کنید دارید چیکار می‌کنید؟!

94
00:05:42,380 --> 00:05:45,920
‫داریم اوموچی کباب می‌کنیم، معلوم نیست؟

95
00:05:46,170 --> 00:05:47,260
‫هنوز که فصلش نشده!

96
00:05:47,970 --> 00:05:50,010
‫برامون اهمیتی نداره.

97
00:05:50,390 --> 00:05:52,640
‫تازه‌شم، کار دیگه‌ای برای انجام دادن نداریم.

98
00:05:52,930 --> 00:05:55,600
‫خودت مگه مدرسه رو نپیچوندی؟

99
00:05:57,770 --> 00:06:02,070
‫خب، ما تا الان زندگیِ سختی رو گذروندیم.

100
00:06:02,690 --> 00:06:05,650
‫بعد از مبارزه‌ی شامان، جایی برای رفتن نداشتیم...

101
00:06:05,820 --> 00:06:07,320
‫برای همین کارمون به اینجا رسید.

102
00:06:08,030 --> 00:06:10,320
‫بهمون دست‌مزدهای ناچیزی داده می‌شه،

103
00:06:10,490 --> 00:06:13,280
‫و ظالم‌ترین رئیس‌ها بهمون دستور می‌دن.

104
00:06:13,910 --> 00:06:18,040
‫ولی بازم، جایی برای رفتن نداریم...

105
00:06:18,500 --> 00:06:21,670
‫اشکال نداره هرازگاهی یه حالی به خودمون بدیم.

106
00:06:22,420 --> 00:06:23,960
‫افسرده‌ان...

107
00:06:25,260 --> 00:06:26,760
‫مهمان‌دارهای هانا-گومی.

108
00:06:27,010 --> 00:06:30,140
‫گروهی از شامان‌ها، که از نسل جادوگرها هستن،

109
00:06:30,550 --> 00:06:31,890
‫و مادر واقعیم اون‌هارو استخدام کرد.

110
00:06:32,470 --> 00:06:36,640
‫جالبی‌ش اینه که با برادر دوقولوی بابام و بزرگ‌ترین رقیب تو یه تیم بودن...

111
00:06:36,980 --> 00:06:39,850
‫منظورم عمو هائو بود...

112
00:06:42,980 --> 00:06:47,240
‫لعنتی، کلاً یادم رفت. باید جعبه‌ی کمک‌های اولیه رو بردارم.

113
00:06:57,950 --> 00:07:00,580
‫آره... باید انتظارشو می‌داشتم...

114
00:07:01,790 --> 00:07:05,670
‫شاید اونقدرا هم ضعیف نبود.

115
00:07:06,460 --> 00:07:09,340
‫ولی هنوزم حمله به من کار احمقانه‌ای بود.

116
00:07:13,640 --> 00:07:17,100
‫انگار همه‌ش یه رویا بود.

117
00:07:18,100 --> 00:07:20,390
‫ولی مطمئنم که همینجا بود.

118
00:07:24,980 --> 00:07:26,440
‫آساکورا یوهان.

119
00:07:27,190 --> 00:07:29,280
‫از کجا اومده؟

120
00:07:46,750 --> 00:07:48,420
‫خوب گوش بده، لوکا.

121
00:07:49,460 --> 00:07:52,680
‫هائو، جد برجسته‌ی خاندان ما،

122
00:07:52,840 --> 00:07:55,220
‫الان پادشاه شامان‌هاست.

123
00:07:55,930 --> 00:07:58,350
‫نابودیِ بزرگ و تولدِ دوباره...

124
00:07:59,390 --> 00:08:03,730
‫... و دنیایی جدید ساخته خواهد شد.

125
00:08:05,770 --> 00:08:07,190
‫زمانش فرا رسیده...

126
00:08:07,770 --> 00:08:11,860
‫... تا دنیای آرمانیِ خدا رو بسازیم.

127
00:08:12,860 --> 00:08:14,660
‫باید از یوهان حمایت کنی،

128
00:08:14,820 --> 00:08:17,490
‫و تمرین‌های سخت رو تحمل کنی.

129
00:08:18,620 --> 00:08:22,080
‫باید برای نابود کردنِ اون آساکوراها آماده بشی.

130
00:08:23,830 --> 00:08:25,750
‫چشم، پدر.

131
00:08:26,670 --> 00:08:28,170
‫یوهان ضعیف‌ـه.

132
00:08:28,880 --> 00:08:32,880
‫ولی در بدنِ نحیفش، قدرتی وجود داره تا بتونیم از خونِ جدمون محافظت کنیم.

133
00:08:33,630 --> 00:08:36,340
‫ما هزارسال درد و رنج رو تحمل کردیم،

134
00:08:36,510 --> 00:08:39,720
‫تا بتونیم فوریوکو‌ی شکست‌ناپذیر رو به‌دست بیاریم.

135
00:08:41,060 --> 00:08:44,100
‫آه، اون خانواده‌ی اصلیِ آساکورا...

136
00:08:44,600 --> 00:08:46,770
‫زمانی که شکست بخورن، خدا بر می‌گرده...

137
00:08:46,940 --> 00:08:49,570
‫خدامون بالاخره بر می‌گرده پیش‌مون،

138
00:08:50,320 --> 00:08:53,320
‫... تا پادشاهیِ خودش رو در این دنیا برپا کنه.

139
00:08:53,650 --> 00:08:56,110
‫اون منو واسطه‌ی خودش می‌کنه.

140
00:08:56,320 --> 00:08:58,870
‫آساکورا هائوی بزرگ.

141
00:09:04,790 --> 00:09:06,710
‫بسپاریدش به من، پدر.

142
00:09:08,000 --> 00:09:12,300
‫تا پای مرگ از یوهان محافظت خواهم کرد.

143
00:09:16,800 --> 00:09:19,390
‫تامائو-کاچان هنوز برنگشته؟

144
00:09:19,930 --> 00:09:23,180
‫چقدر طول می‌کشه تا یه چیزی رو چک کنه؟

145
00:09:23,980 --> 00:09:26,560
‫اوه؟ نکنه نگرانش شدی؟

146
00:09:26,730 --> 00:09:30,940
‫محاله! فقط نگرانم که نکنه شام خوردنم دیر بشه!

147
00:09:32,440 --> 00:09:35,400
‫خب، فکر کنم بتونم بهت بگم...

148
00:09:36,400 --> 00:09:38,870
‫امروز با یه یاروی عجیب مواجه شدم.

149
00:09:39,570 --> 00:09:40,950
‫یاروی عجیب؟

150
00:09:42,620 --> 00:09:43,500
‫چی؟!

151
00:09:44,330 --> 00:09:45,660
‫جدی می‌گی؟!

152
00:09:45,910 --> 00:09:48,830
‫به‌نظرت فکرِ خوبی بود که بهش بگیم، هانا-دونو؟

153
00:09:49,630 --> 00:09:51,800
‫خودت گفتی اگر به کسی بگم منو می‌کُشی...

154
00:09:52,170 --> 00:09:53,880
‫بهت که گفتم.

155
00:09:54,050 --> 00:09:56,220
‫همینطوری نیا وسط حموم!

156
00:09:57,220 --> 00:10:01,100
‫اوی اوی... الان یعنی تامائو تو خطره؟

157
00:10:01,300 --> 00:10:03,390
‫اون الان رفته کیوتو.

158
00:10:03,970 --> 00:10:08,350
‫زنگ زد و گفت تو یه مسافرخونه می‌مونه.

159
00:10:08,850 --> 00:10:11,440
‫مثل اینکه، اونجا یه کارایی داره.

160
00:10:11,610 --> 00:10:14,440
‫احتمالاً الان داره یه غذای باکلاس می‌خوره.

161
00:10:18,950 --> 00:10:20,780
‫چرا دارید ما رو دید می‌زنید؟!

162
00:10:20,950 --> 00:10:24,540
‫نگران نباش، ما به اون چیزِ کوچولوتون علاقه‌ای نداریم.

163
00:10:24,700 --> 00:10:26,290
‫اصلاً هم کوچولو نیست!

164
00:10:28,420 --> 00:10:30,630
‫خب، فکر کنم زندگی خیلی رو رواله.

165
00:10:31,420 --> 00:10:33,960
‫حتی اگر مامان و بابا نیان خونه.

166
00:10:34,590 --> 00:10:36,920
‫اینقدر سرم شلوغه،

167
00:10:37,090 --> 00:10:39,340
‫که فرصت فکر کردن به این چیزها رو پیدا نمی‌کنم.

168
00:10:41,800 --> 00:10:45,020
‫حداقل من نسبت به اون خوشحال‌ترم...

169
00:10:45,640 --> 00:10:47,480
‫همون پسر صبحی‌ـه رو می‌گی؟

170
00:10:48,520 --> 00:10:49,310
‫آره...

171
00:10:50,520 --> 00:10:53,110
‫تاحالا ندیده بودم یه‌نفر اینقدر تنها به نظر بیاد.

172
00:10:53,820 --> 00:10:58,400
‫منم دوستی ندارم، ولی یه‌چیزی شبیه بهش رو دارم.

173
00:10:58,820 --> 00:10:59,900
‫ولی اون...

174
00:11:00,070 --> 00:11:03,530
‫می‌دونم که اومد منو بکُشه.

175
00:11:04,240 --> 00:11:06,540
‫ولی نمی‌تونم فراموشش کنم.

176
00:11:07,330 --> 00:11:08,540
‫خب...

177
00:11:09,040 --> 00:11:12,960
‫نکنه دفعه‌ی بعد هم که پیدا می‌شه اون چشم‌بند رو ببنده؟

178
00:11:13,540 --> 00:11:16,210
‫خیلی ضایع نیست؟

179
00:11:16,500 --> 00:11:17,840
‫هانا-دونو...

180
00:11:18,590 --> 00:11:21,050
‫تازه‌شم، خیلی دست و پا چلفتی بود.

181
00:11:21,470 --> 00:11:24,510
‫مطمئنم می‌خواد یه‌جوری انتقام بگیره.

182
00:11:31,440 --> 00:11:35,400
‫یه دختر خوشگل بهم زل زده...

183
00:11:37,280 --> 00:11:38,110
‫یعنی ممکنه...؟

184
00:11:38,990 --> 00:11:39,900
‫اعتراف عشقی؟!

185
00:11:41,110 --> 00:11:44,120
‫اون نگاهِ تیز...

186
00:11:44,530 --> 00:11:46,450
‫امکان نداره اشتباه کنم...

187
00:11:50,750 --> 00:11:52,290
‫می‌گم، آمیدامارو...

188
00:11:52,540 --> 00:11:53,580
‫چی شده؟

189
00:11:55,090 --> 00:11:56,840
‫همینجا بمون.

190
00:11:59,800 --> 00:12:01,300
‫دنبالم نیا.

191
00:12:04,640 --> 00:12:07,640
‫همیشه برای دنبال کردنِ هانا-دونو مشکل دارم...

192
00:12:10,140 --> 00:12:12,140
‫کاملاً با یوه-دونو فرق داره.

193
00:12:12,770 --> 00:12:16,020
‫در حالِ حاضر دلیلی برای استفاده از قدرتش نداره...

194
00:12:16,690 --> 00:12:20,440
‫ولی هنوز نگران امنیتِ هانا-دونوـم...

195
00:12:21,150 --> 00:12:23,030
‫می‌تونم از پسش بر بیام؟

196
00:12:29,040 --> 00:12:32,410
‫یعنی داره با کی حرف می‌زنه؟

197
00:12:42,090 --> 00:12:43,510
‫شیندن! رایدن!

198
00:12:49,140 --> 00:12:49,810
‫هانا-دونو!

199
00:12:50,180 --> 00:12:52,310
‫این سگ‌ها چه مرگ‌شونه؟!

200
00:12:52,680 --> 00:12:56,100
‫فکر کردم می‌خوای باهات قرار بذارم، ولی عوضش سگ‌هات رو انداختی به جونم؟!

201
00:12:56,810 --> 00:12:59,440
‫اشتباه برداشت نکن.

202
00:12:59,900 --> 00:13:01,860
‫اسم من آساکورا لوکا ـه.

203
00:13:02,650 --> 00:13:06,610
‫من خواهر بزرگ‌ترِ یوهان‌ـم، و اومدم تا جونت رو بگیرم.

204
00:13:07,240 --> 00:13:09,160
‫اینا هم سگ نیستن.

205
00:13:09,780 --> 00:13:12,330
‫این‌ها شیرهای نگهبانِ من،

206
00:13:12,540 --> 00:13:14,330
‫شیندن و رایدن هستن!

207
00:13:15,870 --> 00:13:16,540
‫هانا-دونو!

208
00:13:18,960 --> 00:13:20,420
‫باید انتقامِ...

209
00:13:20,840 --> 00:13:21,920
‫برادرم رو بگیرم!

210
00:13:25,130 --> 00:13:27,340
‫اُورسول! آماتراسو!

211
00:13:28,890 --> 00:13:31,220
‫انگار مثل برادرت خیال‌ برت داشته!

212
00:13:31,890 --> 00:13:36,100
‫اگر دلت مبارزه می‌خواد، منم حرفی ندارم. آمیدامارو!

213
00:13:38,730 --> 00:13:42,070
‫به شمشیرِ فوتسونو میتاما تبدیل شو!

214
00:13:48,110 --> 00:13:50,280
‫اُورسوالً! کلاه‌خودِ شیطان!

215
00:13:51,870 --> 00:13:53,330
‫عجب منظره‌ی دیدنی‌ای.

216
00:13:53,950 --> 00:13:57,540
‫فوریوکوی تو به پای یوهان نمی‌رسه!

217
00:14:13,930 --> 00:14:14,640
‫موفق شدم!

218
00:14:15,180 --> 00:14:17,690
‫نمی‌تونی شکلِ اُورسول‌ت رو حفظ کنی!

219
00:14:17,850 --> 00:14:19,100
‫اشتباه می‌کنی.

220
00:14:19,980 --> 00:14:22,070
‫ضربه‌گیر...

221
00:14:22,980 --> 00:14:24,730
‫خیلی از ماشین‌ها دارنش، درسته؟

222
00:14:25,400 --> 00:14:29,110
‫اُورسولِ من از همون اول شکل خاصی داشت.

223
00:14:30,410 --> 00:14:33,790
‫«انعطاف بر قدرت غلبه می‌کنه.» این پندی باستانی از جنگ‌ـه.

224
00:14:34,370 --> 00:14:36,620
‫همونطور که بید به سمت باد خم می‌شه،

225
00:14:37,040 --> 00:14:40,380
‫کلاه‌خودِ شیطان هم تغییر شکل می‌ده تا خسارت‌های وارده رو کاهش بده.

226
00:14:41,710 --> 00:14:44,380
‫از حالت دفاعی به حالت حجومی تبدیل می‌شه...

227
00:14:46,550 --> 00:14:49,180
‫این اُورسولِ هانا-دونوـه...

228
00:14:50,470 --> 00:14:52,970
‫کلاه‌خودِ شیطان قدرت‌مند!

229
00:14:57,180 --> 00:15:00,770
‫خب که چی؟! فوریوکوی تو هنوزم هیچی نیست!

230
00:15:00,940 --> 00:15:02,150
‫کافیه.

231
00:15:03,650 --> 00:15:05,860
‫مقدار فوریوکو اهمیتی نداره.

232
00:15:06,610 --> 00:15:09,650
‫چون تو نمی‌تونی منو شکست بدی. به‌علاوه...

233
00:15:10,200 --> 00:15:12,620
چرا اُورسول‌ت یه رژه‌ی شناوره؟

234
00:15:13,280 --> 00:15:15,790
‫اون چطور می‌تونه یه شمشیر رو شکست بده؟

235
00:15:19,740 --> 00:15:20,620
‫عه؟

236
00:15:20,620 --> 00:15:21,830
‫«عه» دیگه یعنی چی؟!

237
00:15:22,420 --> 00:15:24,630
‫کسی به گذشته‌ت اهمیتی نمی‌ده!

238
00:15:24,790 --> 00:15:27,170
‫فقط از تلاش، برای کشتنِ من دست بردار.

239
00:15:27,710 --> 00:15:31,760
‫می‌دونی اگه یه‌نفرو بکشی چی می‌شه؟

240
00:15:31,930 --> 00:15:33,930
‫میفتی تو زندان! آره زندان!

241
00:15:34,470 --> 00:15:37,720
‫وقتی بچه بودم یه‌بار زندان رفتم.

242
00:15:38,020 --> 00:15:40,020
‫واقعاً مزخرف بود.

243
00:15:41,020 --> 00:15:45,020
‫اگر واقعاً می‌خوای منو بکشی، راه‌های دیگه‌ای هم هست.

244
00:15:46,690 --> 00:15:47,980
‫نه، من...

245
00:15:48,400 --> 00:15:53,200
‫این درسته که وقتی از اُورسول‌ت استفاده می‌کردی، هیچ شاهدی وجود نداشت،

246
00:15:53,570 --> 00:15:55,410
‫ولی بازم یه‌چیزی آزارم می‌ده.

247
00:15:56,280 --> 00:15:57,490
‫واقعاً...

248
00:15:58,080 --> 00:16:01,370
‫عضوی از خاندانِ آساکورای اصلی شدن، اینقدر مهمه؟

249
00:16:02,420 --> 00:16:03,630
‫اینطور که پیداس،

250
00:16:04,040 --> 00:16:06,840
‫انگار فقط دارن از شما دوتا سوءاستفاده می‌کنن.

251
00:16:07,750 --> 00:16:10,550
‫تازه دلم برای یوهان هم می‌سوزه.

252
00:16:14,720 --> 00:16:17,060
‫دلت برای یوهان می‌سوزه؟

253
00:16:19,810 --> 00:16:22,230
‫تنها زندگی‌ای که می‌شناختم،

254
00:16:22,480 --> 00:16:24,600
‫اون خونه‌ی کوهستانی بود.

255
00:16:25,560 --> 00:16:28,320
‫تنها کسی که می‌تونستم باهاش حرف بزنم،

256
00:16:28,730 --> 00:16:30,280
‫برادر کوچیک‌ترم، یوهان بود.

257
00:16:31,400 --> 00:16:33,990
‫مادرمون رو نمی‌شناختیم.

258
00:16:34,450 --> 00:16:36,910
‫پدرمون به‌تنهایی مارو بزرگ کرد.

259
00:16:39,160 --> 00:16:40,290
‫پس چرا...

260
00:16:41,500 --> 00:16:43,250
‫چرا این آدم...؟!

261
00:16:45,380 --> 00:16:46,670
‫کی به دلیلش اهمیت می‌ده؟!

262
00:16:47,380 --> 00:16:48,840
‫فقط نتیجه‌ست که مهمه!

263
00:16:50,590 --> 00:16:52,510
‫آساکورا هانا!

264
00:16:53,050 --> 00:16:55,010
‫پرسیدی رژه‌ی شناور چیکار می‌تونه بکنه؟!

265
00:16:55,890 --> 00:16:57,140
‫پس تماشا کن!

266
00:16:59,390 --> 00:17:01,930
‫شکل واقعیِ اُورسولِ من!

267
00:17:04,020 --> 00:17:06,980
‫معبد متحرک! آماتراسوی راه‌نورد!

268
00:17:07,520 --> 00:17:08,730
‫چه مسخره!

269
00:17:10,030 --> 00:17:11,990
‫هنوز مسخره‌مون می‌کنی؟

270
00:17:12,490 --> 00:17:14,490
‫پس، لهت می‌کنم!

271
00:17:15,110 --> 00:17:16,160
‫پایکوبیِ بهشتی!

272
00:17:17,240 --> 00:17:18,410
‫یکم بهم استراحت بده.

273
00:17:19,160 --> 00:17:21,790
‫حتی اگر روی پاهاش بایسته، بازم شناورـه.

274
00:17:22,620 --> 00:17:26,080
‫و بازم به پای شمشیر من نمی‌رسه!

275
00:17:27,630 --> 00:17:29,170
‫بیا پاش رو قطع کنیم، آمیدامارو!

276
00:17:30,920 --> 00:17:34,050
‫سبکِ من! موج تکان‌دهنده‌ی بودا-گیری!

277
00:17:35,510 --> 00:17:36,470
‫گیر افتادی.

278
00:17:37,390 --> 00:17:40,890
‫حالا اون اُورسولِ مزاحم روی من تمرکز کرده.

279
00:17:41,890 --> 00:17:45,190
‫حالا تو باید تمومش کنی، یوهان!

280
00:17:47,270 --> 00:17:51,070
‫نه-سان، تو همیشه ازم مراقبت می‌کنی.

281
00:17:51,940 --> 00:17:54,190
‫اُورسول! نیزه‌ی ماه!

282
00:17:54,900 --> 00:17:56,740
‫شهاب‌سنگِ مهتابی!

283
00:18:08,750 --> 00:18:09,790
‫برنده شدم.

284
00:18:10,750 --> 00:18:15,130
‫حالا تو می‌میری، و ما بقیه‌ی وارثانِ آساکورا رو دفن می‌کنیم.

285
00:18:15,800 --> 00:18:19,340
‫البته، هدف نهایی، بزرگ‌ترین دشمن ماست...

286
00:18:19,890 --> 00:18:20,760
‫آساکورا یوه.

287
00:18:21,680 --> 00:18:25,520
‫مرگ تو تازه شروع ماجراست، هانا-کون.

288
00:18:26,020 --> 00:18:29,350
‫اسکل... واقعاً منو زدی!

289
00:18:30,310 --> 00:18:33,610
‫قبلاً هم که گفتم من شکستش می‌دم!

290
00:18:34,860 --> 00:18:36,110
‫عقب نکش، یوهان!

291
00:18:39,360 --> 00:18:40,950
‫پرتوی نور شگفت‌انگیز!

292
00:18:44,410 --> 00:18:45,540
‫اُورسولم!

293
00:18:46,000 --> 00:18:49,460
‫تمام این مدت داشت قدرتش رو مخفی می‌کرد؟

294
00:18:51,420 --> 00:18:54,050
‫حواستو جمع کن یوهان! نباید دست کمش بگیریم!

295
00:18:54,920 --> 00:18:56,300
‫بیا کارشو تموم کنیم!

296
00:18:56,840 --> 00:18:58,760
‫باشه، نه-سان!

297
00:18:59,510 --> 00:19:01,300
‫حرکت‌های آماتراسو...

298
00:19:01,800 --> 00:19:04,100
‫... قدرت حجومیِ نیزه‌ی ماه رو افزایش می‌ده!

299
00:19:09,440 --> 00:19:13,020
‫ادغام گیون! اُورسول: نیزه‌ی ستاره‌ی درخشان!

300
00:19:17,740 --> 00:19:18,820
‫بگیر که اومد!

301
00:19:19,450 --> 00:19:21,610
‫قدرت ادغام ویژه‌ی ما!

302
00:19:23,070 --> 00:19:25,120
‫عصای خدا! تیر الهی!

303
00:19:27,500 --> 00:19:28,830
‫سپرِ نقره‌ای!

304
00:19:31,500 --> 00:19:35,840
‫هوی! دوباره اون اراذل و اوباش‌های بی‌مصرف دارن دعوا می‌کنن؟ خفه شین دیگه!

305
00:19:38,920 --> 00:19:41,760
‫چرا تو حیاط یه معبد سبز شده؟!

306
00:19:42,300 --> 00:19:45,100
‫خودتو جمع کن! اون یه اُورسول‌ـه!

307
00:19:45,260 --> 00:19:47,390
‫نکنه اینا، اون‌یکی آساکوراها هستن؟

308
00:19:47,680 --> 00:19:49,480
‫خودتو ننداز وسط.

309
00:19:50,230 --> 00:19:50,890
‫بچه!

310
00:19:51,230 --> 00:19:55,730
‫اونا با من کار دارن. اگر دخالت کنی می‌کُشمت...

311
00:19:56,860 --> 00:19:59,530
‫داری می‌میری، بچه!

312
00:19:59,690 --> 00:20:00,780
‫الان زنگ می‌زنم اورژانس!

313
00:20:01,200 --> 00:20:04,490
‫ببند، این فقط یه زخم سطحی‌ـه.

314
00:20:05,740 --> 00:20:09,000
‫با اینکه به کمکم نیاز داشتی، بازم داری لاف می‌زنی؟

315
00:20:09,450 --> 00:20:12,000
‫اگر از جات بلند شی، دل و روده‌ت می‌ریزه بیرون.

316
00:20:13,210 --> 00:20:14,830
‫خیلی نزدیک بود.

317
00:20:15,340 --> 00:20:18,460
‫اگر پیدام نمی‌شد، تا الان مُرده بودی.

318
00:20:19,010 --> 00:20:19,960
‫اون کیه...؟

319
00:20:20,260 --> 00:20:22,180
‫از کجا پیدات شد، زنیکه؟!

320
00:20:26,760 --> 00:20:28,850
‫چطور جرئت کردی خودتو بندازی وسط.

321
00:20:29,310 --> 00:20:31,940
‫اینقدر دلت می‌خواد بمیری؟

322
00:20:32,350 --> 00:20:35,190
‫فعلاً که انگاری حالم خوبه.

323
00:20:35,810 --> 00:20:37,940
‫خیلی‌خب، دختر مرموز!

324
00:20:39,280 --> 00:20:42,740
‫اشعه‌ی من اُورسول‌ت رو نابود می‌کنه،

325
00:20:42,900 --> 00:20:44,780
‫و تو رو محو می‌کنه!

326
00:20:45,120 --> 00:20:46,070
‫دُم نقره‌ای.

327
00:20:50,200 --> 00:20:52,120
‫تو اول باید منو بزنی.

328
00:20:52,620 --> 00:20:53,210
‫چی؟!

329
00:20:53,830 --> 00:20:55,080
‫صدامو شنیدی!

330
00:20:55,290 --> 00:20:57,290
‫دُم نقره‌ای نوعی گرگ‌ـه،

331
00:20:57,540 --> 00:21:00,550
‫درحالی که بال نقره‌ای، روح یه فرشته‌ست.

332
00:21:01,460 --> 00:21:02,300
‫اون...

333
00:21:02,670 --> 00:21:04,300
‫میله‌ی نقره‌ای!

334
00:21:07,220 --> 00:21:09,060
‫نه-سان! اشعه‌ی نور رو روشن کن!

335
00:21:09,510 --> 00:21:10,270
‫باشه!

336
00:21:11,680 --> 00:21:14,770
‫هرکار می‌خوای بکن. اهمیتی نداره.

337
00:21:15,560 --> 00:21:17,150
‫سپر نقره‌ای!

338
00:21:22,820 --> 00:21:24,490
‫شاخ نقره‌ای!

339
00:21:25,610 --> 00:21:29,030
‫اینا سلاح‌های نقره‌ایِ ارزش‌مندِ من هستن.

340
00:21:29,580 --> 00:21:33,910
‫تیکه‌ تیکه‌تون می‌کنم، هر چی نباشه تقصیر شماست.

341
00:21:34,830 --> 00:21:35,960
‫چون...

342
00:21:39,210 --> 00:21:42,670
‫آساکورا هانا نامزد من‌ـه!

343
00:21:49,760 --> 00:21:51,890
‫نامزد؟

344
00:21:52,310 --> 00:21:55,440
‫همه‌چیزو قاتی نکن، احمق.

345
00:21:55,600 --> 00:21:59,060
‫یعنی اگر باهام ازدواج نکنی، کلکت کنده‌ست.

346
00:22:00,360 --> 00:22:03,820
‫من دختر سالیوا هستم، یکی از ده‌تا صاحب منصب‌های پَچ.

347
00:22:03,990 --> 00:22:06,570
‫و شاگرد ایتاکونو آنای اصلی هستم.

348
00:22:08,780 --> 00:22:10,780
‫من سومین ایتاکونو آنا هستم!

349
00:22:11,580 --> 00:22:12,910
‫خوش‌وقتم!

350
00:22:15,720 --> 00:22:18,420
امیدی سرگردان، رشته‌ای درهم پیچیده

351
00:22:18,420 --> 00:22:21,440
فقط به تو تقدیمش می‌کنم

352
00:22:21,440 --> 00:22:26,480
مثل ستاره‌هایی که در آخرین لحظات عمرشون برای آسمون التماس می‌کنن

353
00:22:26,480 --> 00:22:29,480
ما دوتا

354
00:22:40,080 --> 00:22:45,060
مسیری که طی کردی، حتی اگر ندونی چی انتظارتو می‌کشه

355
00:22:45,060 --> 00:22:50,760
زمان محکم همه‌چیز رو نگه می‌داره

356
00:22:50,760 --> 00:22:55,900
چه قوانین علت و معلولی برای رسیدن به اونجا نیازه؟

357
00:22:55,900 --> 00:23:01,300
نمی‌دونم. ولی اینجا در آن سوی آغاز قرار داره

358
00:23:01,880 --> 00:23:07,040
ستاره‌ی سرنوشت داره چشمک می‌زنه

359
00:23:07,040 --> 00:23:12,240
روح و احساسات، مسیر رو تغییر می‌دن

360
00:23:12,240 --> 00:23:17,000
آه، این گل شکوفا می‌شه

361
00:23:17,100 --> 00:23:19,320
حالا، صدای قلبت طنین‌انداز می‌شه

362
00:23:19,320 --> 00:23:22,100
امیدی سرگردان، رشته‌ای درهم پیچیده

363
00:23:22,100 --> 00:23:25,160
فقط به تو تقدیمش می‌کنم

364
00:23:25,160 --> 00:23:28,000
تا آخر عمر جریان داره

365
00:23:28,000 --> 00:23:30,020
یعنی چی می‌دونه؟

366
00:23:30,020 --> 00:23:31,360
برگرد، دوباره متولد شو

367
00:23:31,360 --> 00:23:35,680
دنیایی که نمی‌تونه باقی بمونه، همونطور که ازش می‌گذره

368
00:23:35,680 --> 00:23:38,420
عشقی در سکوت می‌درخشه

369
00:23:38,420 --> 00:23:44,360
اون چراغ راهنمای آینده‌ رو به نفر بعدی می‌ده

370
00:23:46,130 --> 00:23:49,380
‫قسمت بعد: شامان ولگرد بر می‌گرده.

371
00:00:44,400 --> 00:00:47,300
می‌خوام با خودم روراست باشم

372
00:00:49,680 --> 00:00:52,400
Woah Woah

