1
00:01:33,990 --> 00:01:35,490
<i>‫منظورت چیه...؟!</i>

2
00:01:36,170 --> 00:01:39,050
<i>‫اون نامزد منه؟!</i>

3
00:01:42,330 --> 00:01:44,750
‫این خوابی بود که دیدم.

4
00:01:45,810 --> 00:01:47,090
‫چه ضد حال.

5
00:01:47,600 --> 00:01:50,940
‫قبل از اینکه بی‌هوش بشم می‌خواستم کار اون دوتا رو تموم کنم...

6
00:01:50,940 --> 00:01:52,770
‫ولی اون دختره مزاحمم شد.

7
00:01:53,190 --> 00:01:56,190
‫دقیقاً تو موقعیت حساس بی‌هوش شدم.

8
00:01:56,570 --> 00:01:57,640
‫هانا-دونو...

9
00:01:57,650 --> 00:02:02,520
‫راستی، جریان «سومین ایتاکو» چیه؟
‫فکر می‌کنید من با یه تخته رخت‌شویی مثل اون ازدواج می‌کنم؟

10
00:02:02,520 --> 00:02:06,830
‫بیشتر از زن‌های بزرگ‌تر از خودم خوشم میاد، که چیزهای بزرگ و خوش‌مزه...

11
00:02:06,830 --> 00:02:09,080
‫خوش‌مزه... منظورت چیه؟

12
00:02:10,860 --> 00:02:12,400
‫چی؟

13
00:02:14,990 --> 00:02:17,090
‫چـــــــــی؟!

14
00:02:20,910 --> 00:02:24,600
‫شکمش سوراخ شده، ولی اون بازم به اونجا مشت زد...

15
00:02:24,890 --> 00:02:25,810
‫بچه...

16
00:02:26,270 --> 00:02:29,630
‫همیشه بهت می‌گم که مراقب حرف زدنت باشی...

17
00:02:29,630 --> 00:02:31,050
‫ای وای.

18
00:02:31,050 --> 00:02:35,440
‫دقیقاً مثل معلمم بددهن‌ـه.

19
00:02:36,070 --> 00:02:38,360
‫ولی حداقل قدرت بازدرمانی‌ش قابل تحسین‌ـه.

20
00:02:38,570 --> 00:02:41,240
‫کی باورش می‌شه که دیروز ضربه خوردی؟

21
00:02:43,770 --> 00:02:47,190
‫احتمالاً بدون اینکه متوجه بشی، اُورسول‌شون رو دفع کردی.

22
00:02:48,040 --> 00:02:51,540
‫اگر جسم ضعیف بشه، خسارت کم‌تری به بار میاد.

23
00:02:52,920 --> 00:02:57,050
‫ولی تو نمی‌تونی فقط به استعدادهات تکیه کنی،

24
00:02:57,670 --> 00:02:58,620
‫نامزدِ عزیز من.

25
00:03:00,280 --> 00:03:04,160
‫می‌گم... اگه ادامه بدی، واقعاً می‌میره...

26
00:03:04,160 --> 00:03:07,880
‫ولی اگه بمیره باعث می‌شه که فوریوکوش افزایش پیدا کنه.

27
00:03:08,680 --> 00:03:12,800
‫دیگه بسه! فکر کردی کی هستی؟

28
00:03:12,800 --> 00:03:14,130
‫خفه‌شو، نخود فرنگی.

29
00:03:15,260 --> 00:03:16,130
‫ببخشید...

30
00:03:16,130 --> 00:03:20,140
‫هانا-دونو به‌خاطر بی‌کفایتیِ من آسیب دید.

31
00:03:20,140 --> 00:03:24,730
‫راست می‌گی، ساموراییِ به‌درد نخور. اصلاً اونجا چیکار می‌کردی؟

32
00:03:26,450 --> 00:03:29,310
‫همه‌تون به لطف من الان جاتون امن‌ـه.

33
00:03:29,310 --> 00:03:32,320
‫ولی اگه نامزدم واقعاً می‌مرد چی می‌شد؟

34
00:03:32,320 --> 00:03:34,860
‫بدون شک پرت می‌شدید بیرون.

35
00:03:34,860 --> 00:03:37,200
‫و مادرش حتماً شمارو می‌کشت.

36
00:03:37,200 --> 00:03:39,010
‫معذرت می‌خوایم...

37
00:03:40,090 --> 00:03:42,830
‫فکر کنم برای امروز کافیه.

38
00:03:42,830 --> 00:03:44,760
‫ولی دفعه‌ی بعد بهتون آسون نمی‌گیرم.

39
00:03:45,220 --> 00:03:46,470
‫یه چیز دیگه.

40
00:03:47,100 --> 00:03:49,930
‫این پیام رو به نامزدم برسونید...

41
00:03:51,770 --> 00:03:54,690
‫اگه یه بار دیگه تخته رخت‌شویی صدام بزنه، می‌کُشمش.

42
00:04:00,510 --> 00:04:02,260
‫لعنتی...

43
00:04:02,260 --> 00:04:06,410
‫تازه باهاش ملاقات کردیم و به همین زودی بهمون سرکوفت زد...

44
00:04:06,830 --> 00:04:10,790
‫احساست رو درک می‌کنم، توکاگه‌رو...

45
00:04:11,660 --> 00:04:14,980
‫نه، حتی از اونم بدترـه... رفتار خودسرانه‌اش،

46
00:04:14,980 --> 00:04:18,400
‫حتی از اصلش هم پتانسیل بیشتری نشون می‌ده.

47
00:04:19,130 --> 00:04:21,030
‫حضور رعب‌انگیزی داره،

48
00:04:21,630 --> 00:04:23,490
‫حتی بدون اینکه براش تلاشی بکنه.

49
00:04:24,130 --> 00:04:27,010
‫اون کاملاً وارث مناسبی برای اون عنوان‌ـه.

50
00:04:28,390 --> 00:04:30,100
‫سومین ایتاکونو آنا.

51
00:04:30,930 --> 00:04:34,140
‫نامزدی که یوه و رئیس برای هانا انتخاب کردن.

52
00:04:34,880 --> 00:04:35,850
‫لعنتی!

53
00:04:37,110 --> 00:04:42,260
‫من تمام اراذل و اوباشِ غربِ توکیو رو جمع کردم تا حساب اون عوضی رو برسیم.

54
00:04:42,260 --> 00:04:47,740
‫ولی بازم سنگ روی یخ‌مون کرد...

55
00:04:47,740 --> 00:04:49,560
‫ریو، اینجا بیمارستان‌ـه...

56
00:04:49,560 --> 00:04:51,690
‫آساکورا هانا!

57
00:04:51,690 --> 00:04:55,120
‫اون فسقلی چطور اینقدر قوی‌ـه؟!

58
00:04:55,120 --> 00:04:55,830
‫ها؟

59
00:04:57,280 --> 00:04:59,780
‫به کی گفتی فسقلی؟

60
00:04:59,780 --> 00:05:01,450
‫تو هم اینجایی؟

61
00:05:01,450 --> 00:05:04,510
‫تو کسی بودی که اسمم رو بلند بلند صدا می‌زدی.

62
00:05:05,260 --> 00:05:06,340
‫جنابعالی کی باشی؟

63
00:05:07,160 --> 00:05:10,290
‫من شمشیر چوبی ریو، ایچی‌هارا ریوجی هستم!

64
00:05:10,290 --> 00:05:11,170
‫اولین باره می‌شنوم.

65
00:05:11,170 --> 00:05:13,600
‫داری منو دست می‌ندازی؟!

66
00:05:13,600 --> 00:05:14,670
‫لعنتی...

67
00:05:14,670 --> 00:05:19,010
‫شکمم اینقدر سوراخ سوراخ‌ـه که دیگه جای عصبانیت نداره.

68
00:05:19,510 --> 00:05:20,880
‫آی.

69
00:05:20,880 --> 00:05:24,470
‫الان خیلی دلم می‌خواد یه نفرو له کنم...

70
00:05:25,470 --> 00:05:28,180
‫آماده شو تا مدت بیشتری...

71
00:05:28,180 --> 00:05:30,910
‫تو بیمارستان بستری شی!

72
00:05:35,820 --> 00:05:37,830
‫این به ضررته، بچه‌جون.

73
00:05:38,320 --> 00:05:41,070
‫اگه بخوای دردسر درست کنی،

74
00:05:41,070 --> 00:05:44,200
‫زخم شکمت دوباره باز می‌شه.

75
00:05:48,970 --> 00:05:51,750
<i></i><i>‫اون تپه موی، باورنکردنی...</i>

76
00:05:51,750 --> 00:05:55,750
<i></i><i>‫اون تبهکارِ افسانه‌ای، یاماتانو اوروچی از غرب توکیو‌ـه...</i>

77
00:05:55,750 --> 00:05:57,500
<i></i><i>‫اومه‌میا ریونوسکه!</i>

78
00:05:58,350 --> 00:06:02,230
<i></i><i>‫خودشه، شمشیر چوبیِ ریوی واقعی!</i>

79
00:06:05,900 --> 00:06:09,860
‫یه مشت احمق دورم جمع شدن. بیا بریم ریو.

80
00:06:12,370 --> 00:06:13,310
‫ریو-سان؟

81
00:06:13,310 --> 00:06:14,900
‫اون...

82
00:06:16,480 --> 00:06:17,250
‫آره...

83
00:06:17,960 --> 00:06:19,150
<i></i><i>‫آساکورا هانا.</i>

84
00:06:20,210 --> 00:06:22,840
<i></i><i>‫اون بچه واقعاً کیه؟</i>

85
00:06:25,360 --> 00:06:26,070
‫لعنتی!

86
00:06:27,090 --> 00:06:29,220
‫فکر کرده خیلی حالی‌شه؟

87
00:06:29,840 --> 00:06:33,890
‫اصلاً چرا باید بخوام با کسی که اسمش مثل مامانم‌ـه ازدواج کنم؟

88
00:06:34,850 --> 00:06:35,810
‫بچه...

89
00:06:36,600 --> 00:06:40,380
‫می‌دونی چرا تامائو تو رو از استفاده از ارواح منع کرده؟

90
00:06:40,850 --> 00:06:44,880
‫خب از کجا باید بدونم؟

91
00:06:45,260 --> 00:06:47,600
‫برای اینکه ازت محافظت کنه.

92
00:06:52,410 --> 00:06:54,330
‫یه جنگ قراره شکل بگیره،

93
00:06:54,910 --> 00:06:57,790
‫و تو هنوز به پتانسیل واقعیِ خودت نرسیدی.

94
00:07:02,130 --> 00:07:04,070
<i>‫قراره جنگ شروع بشه؟</i>

95
00:07:04,070 --> 00:07:07,420
<i>‫آره، برای همین اومدم اینجا.</i>

96
00:07:07,820 --> 00:07:09,740
<i>‫تامائو-سان بهت نگفته؟</i>

97
00:07:09,740 --> 00:07:13,700
<i>‫نه، تا حالا درباره‌ش نشنیده بودم!
‫منظورت چیه که تو سومین...؟</i>

98
00:07:14,390 --> 00:07:15,720
<i>‫اوه، فهمیدم.</i>

99
00:07:15,970 --> 00:07:20,210
<i>‫چون تو به هانا-کون آموزش می‌دی، حتماً نمی‌خواسته که براش جار بزنی.</i>

100
00:07:20,210 --> 00:07:24,920
<i>‫قضیه‌ی نامزد چیه؟ اون بچه تازه سیزده سال‌شه.</i>

101
00:07:25,520 --> 00:07:26,930
<i>‫چه اشکالی داره؟</i>

102
00:07:27,650 --> 00:07:28,800
<i>‫پدرش،</i>

103
00:07:28,800 --> 00:07:33,560
<i>‫آساکورا یوه، وقتی سیزده سالش بود وارد مبارزه‌ی شامان شد،</i>

104
00:07:33,560 --> 00:07:35,640
<i>‫و کمی بعدش پدر شد.</i>

105
00:07:36,770 --> 00:07:39,400
<i>‫پس اصلاً هم زود نیست.</i>

106
00:07:39,400 --> 00:07:41,370
<i>‫مهم نیست که قانون چی می‌گه.</i>

107
00:07:41,870 --> 00:07:42,790
<i>‫چون...</i>

108
00:07:44,210 --> 00:07:46,380
<i>‫وقتی این جنگ تموم بشه،</i>

109
00:07:46,820 --> 00:07:50,530
<i>‫قوانین جهان قراره تغییر کنن.</i>

110
00:07:52,880 --> 00:07:55,080
<i>‫فکر کنم برای همین هم،</i>

111
00:07:55,080 --> 00:07:56,790
<i>‫شما دوتا الان اینجایید؟</i>

112
00:07:57,330 --> 00:07:59,970
<i>‫درست نمی‌گم؟ خاندان فرعیِ آساکورا؟</i>

113
00:08:02,040 --> 00:08:05,010
<i>‫نمی‌دونم راجع‌به چی حرف می‌زنی.</i>

114
00:08:05,010 --> 00:08:08,630
<i>‫خیلی‌خب، می‌دونم چرا حرف نمی‌زنی،</i>

115
00:08:08,630 --> 00:08:11,190
<i>‫ولی این اهمیتی نخواهد داشت.</i>

116
00:08:12,030 --> 00:08:13,890
<i>‫مگه نه، هانا-گومی؟</i>

117
00:08:13,890 --> 00:08:14,700
<i>‫آره.</i>

118
00:08:16,640 --> 00:08:19,600
<i>‫اینکه تو اینجایی، مایه‌ی افتخارـه...</i>

119
00:08:19,600 --> 00:08:22,690
<i>‫یعنی که «جنگ قراره به زودی شروع بشه.»</i>

120
00:08:22,690 --> 00:08:25,740
<i>‫از صبر کردن دیگه خسته شده بودم.</i>

121
00:08:25,740 --> 00:08:29,660
<i>‫از اینکه هرروز بازیِ آنلاین بکنی خیلی بهتره.</i>

122
00:08:29,660 --> 00:08:31,070
<i>‫هانا-گومی؟</i>

123
00:08:31,920 --> 00:08:35,340
<i>‫سه تا از دوازه‌تا شاگرد افسانه‌ایِ جدِ ما!</i>

124
00:08:36,890 --> 00:08:40,790
<i>‫اگه این دوتا رو بکشیم ناراحت نمی‌شی؟</i>

125
00:08:42,180 --> 00:08:44,560
<i>‫توقع نداشتم اینقدر حامی داشته باشن!</i>

126
00:08:50,400 --> 00:08:54,780
<i>‫یادتون باشه، ما کسایی هستیم که همه‌تون رو نابود می‌کنیم!</i>

127
00:08:58,030 --> 00:08:59,450
<i>‫خیلی دل و جرئت دارن.</i>

128
00:09:00,580 --> 00:09:01,950
<i>‫اشکالی نداره که بذاریم برن؟</i>

129
00:09:02,480 --> 00:09:05,650
<i>‫اونقدرا هم که به‌نظر میاد ضعیف نیستن.</i>

130
00:09:05,650 --> 00:09:10,150
<i>‫برای به‌دست آوردنِ اون مقدار فوریوکو، باید تمرین‌های وحشتناکی انجام داد.</i>

131
00:09:10,150 --> 00:09:14,580
<i>‫یه‌روز، اونا قوی‌تر از قبل بر می‌گردن.</i>

132
00:09:15,280 --> 00:09:16,830
<i>‫بی‌صبرانه منتظرم.</i>

133
00:09:18,300 --> 00:09:19,850
<i>‫گلِ مِیز.</i>

134
00:09:20,560 --> 00:09:22,890
<i>‫این مبارزه‌ی جدیدِ ماست.</i>

135
00:09:23,710 --> 00:09:26,340
<i>‫حالا خدا انتخاب شده.</i>

136
00:09:26,340 --> 00:09:28,460
<i>‫شامان‌ها باید قدرت کافی جمع کنن،</i>

137
00:09:28,460 --> 00:09:30,720
<i>‫تا علیه بهشت جنگ راه بندازن.</i>

138
00:09:31,940 --> 00:09:34,360
<i>‫من آلومی نیوم‌برچ هستم،</i>

139
00:09:34,720 --> 00:09:37,600
<i>‫دختر رئیسِ پاچ، سالیوا،</i>

140
00:09:37,600 --> 00:09:40,520
<i>‫و شاگرد اولین ایتاکو، آنا.</i>

141
00:09:41,280 --> 00:09:45,310
<i>‫من ستاره‌ای هستم که نوید‌بخشِ آغازـه...</i>

142
00:09:47,500 --> 00:09:50,420
‫ستاره‌ای که نویدبخشِ آغازـه؟

143
00:09:51,960 --> 00:09:52,550
‫ریو.

144
00:09:53,530 --> 00:09:55,050
‫جدی که نیستی.

145
00:09:56,300 --> 00:09:59,910
‫جنگ علیه بهشت، یکم زیاده‌روی نیست؟

146
00:09:59,910 --> 00:10:01,500
‫کی به این فکر رسیده؟

147
00:10:02,220 --> 00:10:04,170
‫خودمم تازه فهمیدم، بچه!

148
00:10:04,170 --> 00:10:07,890
‫به هرحال، خدا دیگه مشخص شده.

149
00:10:08,630 --> 00:10:12,090
‫و الان دیگه کاری از دست‌مون بر نمیاد.

150
00:10:13,270 --> 00:10:15,440
‫حالا که اون خداست...

151
00:10:17,990 --> 00:10:20,070
‫دیگه هیچ امیدی نیست.

152
00:10:20,910 --> 00:10:21,740
‫بچه...

153
00:10:24,700 --> 00:10:28,210
<i></i><i>‫راست می‌گه، حرفی برای گفتن ندارم.</i>

154
00:10:29,620 --> 00:10:30,480
<i></i><i>‫ولی...</i>

155
00:10:31,500 --> 00:10:34,300
<i></i><i>‫یاد یه خاطره افتادم...</i>

156
00:10:36,340 --> 00:10:39,800
<i></i><i>‫هنگام مبارزه‌ی شامان، تو آخرین دستگاه،</i>

157
00:10:40,220 --> 00:10:43,760
<i></i><i>‫رادرفورد و شریکِ روحش «بشقاب‌پرنده‌ی خاکستری» اونجا بودن.</i>

158
00:10:45,770 --> 00:10:47,880
<i>‫تمام موجوداتِ هوشمند تکامل پیدا کردن،</i>

159
00:10:47,880 --> 00:10:50,560
<i>‫همیشه دنبال یه چیز بزرگ‌تر می‌گردن.</i>

160
00:10:51,270 --> 00:10:53,610
<i>‫این خواسته‌های بی‌پایان در ازای دانش،</i>

161
00:10:53,980 --> 00:10:58,600
<i>‫مشکلات جدی‌ای به بار میاره.</i>

162
00:10:59,400 --> 00:11:00,360
<i>‫قلب.</i>

163
00:11:01,110 --> 00:11:03,480
<i>‫درد و رنجی که دانش به دنبال داره،</i>

164
00:11:03,480 --> 00:11:06,650
<i>‫حل نمی‌شه، مهم نیست تکنولوژی چقدر پیشرفت کنه.</i>

165
00:11:07,660 --> 00:11:09,160
<i>‫چی می‌شه اگه بهتون بگم، مبارزه‌ی شامان،</i>

166
00:11:09,500 --> 00:11:13,320
<i>‫برای این شروع شد که یه‌نفر راه‌حلی برای این مشکلات پیدا کنه؟</i>

167
00:11:15,210 --> 00:11:17,300
<i></i><i>‫اگه چیزی که می‌گه حقیقت داشته باشه،</i>

168
00:11:17,630 --> 00:11:19,970
<i></i><i>‫پس کی این رو شروع کرده؟</i>

169
00:11:20,720 --> 00:11:23,760
<i></i><i>‫حتماً کسی بوده که حتی خدای ما هم به پاش نمی‌رسیده.</i>

170
00:11:24,460 --> 00:11:25,810
<i></i><i>‫تامائو.</i>

171
00:11:26,930 --> 00:11:30,140
<i></i><i>‫توی کیوتو چه خبره؟</i>

172
00:11:44,320 --> 00:11:48,150
‫کیوتو؟ اونجا جایی‌ـه که خاندان مخفیِ آساکورا مستقر شدن؟

173
00:11:48,620 --> 00:11:50,870
‫آره، شکی درش نیست.

174
00:11:52,120 --> 00:11:56,900
‫اونا از نوادگانِ هائو هستن، کسی که هزارسال پیش طرد شد...

175
00:11:56,900 --> 00:12:00,340
‫انگار هیچ‌وقت اون شهرو ترک نکردن.

176
00:12:00,870 --> 00:12:05,470
‫برخلاف اینکه سقوط کردن، می‌خوان دوباره متولد بشن.

177
00:12:08,520 --> 00:12:09,640
‫خب که چی؟

178
00:12:10,430 --> 00:12:12,750
‫هر دلیلی که داشته باشن...

179
00:12:12,750 --> 00:12:17,110
‫اگه الان دست به کار بشن، دیگه ساکت نمی‌شینم.

180
00:12:18,860 --> 00:12:20,440
‫با کمکِ «هاروسامه»،

181
00:12:21,350 --> 00:12:23,860
‫به این اختلاف خاتمه می‌دم.

182
00:12:25,930 --> 00:12:28,410
‫یوه-ساما این رو به من سپرد.

183
00:12:29,190 --> 00:12:31,250
‫پس الان مراقبت از هانا-چان به عهده‌‌ی منه.

184
00:12:33,190 --> 00:12:35,480
‫آره، ولی هنوزم...

185
00:12:35,480 --> 00:12:38,530
‫فکر نمی‌کنی اینکه تنهایی به خونه‌ی دشمن حمله کنی...

186
00:12:38,530 --> 00:12:40,380
‫یکم مسخره‌س؟

187
00:12:40,760 --> 00:12:42,010
‫ها؟ برای چی؟

188
00:12:42,510 --> 00:12:46,120
‫طبق اطلاعاتی که دادین، امکان نداره شکست بخورم، مگه نه؟

189
00:12:46,120 --> 00:12:49,040
‫ولی اگه اشتباه کرده باشیم چی؟

190
00:12:49,040 --> 00:12:53,020
‫حداقل باید ریو یا هانا-گومی رو با خودت میاوردی!

191
00:12:53,850 --> 00:12:56,650
‫اونا الان باید از هانا-چان مراقبت کنن.

192
00:12:57,400 --> 00:12:58,860
‫ولی الان کنجکاو شدم...

193
00:12:59,150 --> 00:13:02,240
‫چرا یوه‌مه-ساما از این خاندان می‌ترسید؟

194
00:13:03,260 --> 00:13:04,740
‫اونا کی‌ان؟

195
00:13:05,280 --> 00:13:08,160
‫و چه نقشه‌ای دارن؟

196
00:13:09,270 --> 00:13:12,370
‫حتی اگه به زورم شده، باید رئیس‌شون رو بکشم بیرون.

197
00:13:21,160 --> 00:13:22,360
‫حمله کنید!

198
00:13:23,380 --> 00:13:26,430
‫فقط داری خونه رو خراب می‌کنی؟!

199
00:13:30,410 --> 00:13:34,670
‫باورم نمی‌شه به این زودی مرخصم کردن. شکمم سوراخ بود.

200
00:13:38,510 --> 00:13:39,760
‫فکر کنم مدرسه رو...

201
00:13:40,400 --> 00:13:41,150
‫بپیچونم.

202
00:13:43,990 --> 00:13:48,410
‫شاید اگه دوست پیدا کنی بیشتر از مدرسه لذت ببری.

203
00:13:49,640 --> 00:13:53,230
‫تو از درس خوندن و ورزش متنفری.

204
00:13:53,230 --> 00:13:56,230
‫همیشه مانگا می‌خونی و بازی می‌کنی،

205
00:13:56,230 --> 00:13:58,360
‫و حتی سرِ اونا هم غر می‌زنی.

206
00:13:58,360 --> 00:13:59,500
‫ها؟

207
00:14:00,380 --> 00:14:02,740
‫نمی‌تونم کاریش بکنم.

208
00:14:02,740 --> 00:14:04,990
‫زندگی مزخرف‌ـه.

209
00:14:04,990 --> 00:14:06,530
‫مشکل همینه.

210
00:14:06,530 --> 00:14:09,910
‫« یاد گرفتنِ این چیزا بعد از فارغ‌التحصیلی به دردم نمی‌خوره»

211
00:14:09,910 --> 00:14:13,810
‫«اگه این یه مبارزه‌ی واقعی نباشه، ورزش برام معنی‌ای نداره.»

212
00:14:14,310 --> 00:14:17,270
‫اگه بخوای دائماً این حرفا بزنی کسی ازت خوشش نمیاد.

213
00:14:18,250 --> 00:14:21,730
‫و بدون هیچ دوستی، وقتی بزرگ شدی می‌خوای چه‌جور آدمی بشی؟

214
00:14:22,190 --> 00:14:24,230
‫اصلاً متوجه می‌شی چی می‌گم، هانا-دونو؟

215
00:14:27,300 --> 00:14:29,410
<i></i><i>‫چقدر رو مخ‌...</i>

216
00:14:29,780 --> 00:14:31,890
<i></i><i>‫به اون عوضی اهمیت نمی‌دم.</i>

217
00:14:31,890 --> 00:14:35,440
<i></i><i>‫اگه یه‌نفر مثل اون می‌تونه خدا بشه،</i>

218
00:14:36,120 --> 00:14:37,460
<i></i><i>‫پس دیگه کی اهمیت می‌ده.</i>

219
00:14:40,210 --> 00:14:44,660
<i></i><i>‫خب این حقیقت داره که هیچ دوستی ندارم...</i>

220
00:14:45,260 --> 00:14:48,840
<i></i><i>‫ولی همه برام خسته‌کننده‌ان.</i>

221
00:14:50,550 --> 00:14:53,430
<i>‫کسی که بقیه رو خسته‌کننده خطاب می‌کنه، خودش از همه کسل‌آورترـه...</i>

222
00:14:53,930 --> 00:14:55,970
<i></i><i>‫خفه شو. شبح...</i>

223
00:14:56,920 --> 00:15:00,900
<i></i><i>‫اگه اون اتفاق‌های دیوونه‌کننده رو نمی‌دیدم،</i>

224
00:15:01,150 --> 00:15:04,720
<i></i><i>‫شاید می‌تونستم با بقیه وقت بگذرونم...</i>

225
00:15:07,150 --> 00:15:09,820
<i></i><i>‫ولی حتی اگه نمی‌خواستم، بازم همه‌چیزو می‌دیدم.</i>

226
00:15:11,070 --> 00:15:14,080
<i></i><i>‫همین الان هم می‌تونم قدرت‌شون رو ببینم،</i>

227
00:15:14,980 --> 00:15:18,910
<i></i><i>‫و قصد و نیت‌هایی که عصبانی‌شون می‌کنه...</i>

228
00:15:21,290 --> 00:15:23,290
<i></i><i>‫چطور می‌تونم تو دنیایی که از نفرت پُر شده،</i>

229
00:15:24,000 --> 00:15:26,500
<i></i><i>‫قدردان چیزی باشم؟</i>

230
00:15:29,630 --> 00:15:32,390
<i></i><i>‫واقعاً...</i>

231
00:15:34,300 --> 00:15:35,710
<i></i><i>‫اینکه نامزد من باشی یعنی،</i>

232
00:15:35,710 --> 00:15:39,350
<i></i><i>‫اگه در آینده باهام ازدواج نکنی، کارت تمومه.</i>

233
00:15:41,140 --> 00:15:41,770
<i></i><i>‫خب،</i>

234
00:15:42,560 --> 00:15:45,900
<i></i><i>‫مثل اینکه اوضاع دیگه قرار نیست خسته‌کننده باشه.</i>

235
00:15:53,600 --> 00:15:55,580
‫صبحِ همگی بخیر.

236
00:16:00,540 --> 00:16:03,960
‫می‌دونم یکم ناگهانی‌ـه، ولی اجازه بدید دانش‌آموزِ انتقالیِ جدیدمون رو معرفی کنم.

237
00:16:07,590 --> 00:16:09,030
‫اون از کیوتو اومده.

238
00:16:09,670 --> 00:16:11,530
‫اسم من آساکورا یوهان‌ـه.

239
00:16:17,890 --> 00:16:19,290
‫ظاهراً،

240
00:16:19,290 --> 00:16:23,340
‫یوهان-کون و هانا-کون اسم فامیلیِ مشابهی دارن،

241
00:16:23,340 --> 00:16:26,510
‫چون با هم فامیلِ دور هستن.

242
00:16:26,510 --> 00:16:29,130
‫یوهان، می‌تونی بشینی...

243
00:16:29,130 --> 00:16:32,450
‫صندلیِ کنار هانا-کون خالی‌ـه، مگه نه خانوم معلم؟

244
00:16:33,390 --> 00:16:35,270
‫عوضی!

245
00:16:37,270 --> 00:16:40,000
‫لابد برات سؤال شده که من چرا اینجام، درسته؟

246
00:16:41,960 --> 00:16:43,650
‫البته، این...

247
00:16:44,620 --> 00:16:47,290
‫برای اینه که بتونم هروقت می‌خوام از شرت خلاص بشم.

248
00:16:51,720 --> 00:16:52,420
<i></i><i>‫چی؟</i>

249
00:16:53,680 --> 00:16:57,930
<i></i><i>‫نه-سان گفت اگه این حرف رو بزنم از ترس خودشو خیس می‌کنه.</i>

250
00:16:59,470 --> 00:17:01,060
<i></i><i>‫این پسره واقعاً...</i>

251
00:17:02,480 --> 00:17:03,770
<i></i><i>‫اسکل‌ـه!</i>

252
00:17:07,730 --> 00:17:11,230
‫راستش، تازه هفته‌ی پیش متوجه شدم.

253
00:17:11,820 --> 00:17:15,410
‫بنا به دلایلی، پدرم بهم گفت که برم مدرسه.

254
00:17:15,700 --> 00:17:19,910
‫جای تعجب نداره، دبیرستان برای همه اجباری‌ـه.

255
00:17:20,330 --> 00:17:23,540
‫می‌دونم این چیزی از مسئولیت‌هایی که به دوش بقیه می‌ندازم کم نمی‌کنه، ولی بازم...

256
00:17:24,910 --> 00:17:28,960
‫درسته. ولی قضیه برای من فرق می‌کنه، هانا-کون.

257
00:17:30,150 --> 00:17:32,880
‫از وقتی بچه بودم، تمرین‌هام و چیزهای دیگه...

258
00:17:33,410 --> 00:17:37,390
‫همه‌ش برای این بود که خاندان اصلیِ آساکورا رو نابود کنم.

259
00:17:41,430 --> 00:17:42,520
‫هی، یوهان.

260
00:17:43,430 --> 00:17:47,770
‫چون مبارزه‌مون دفعه‌ی قبل متوقف شد...

261
00:17:50,320 --> 00:17:52,440
‫می‌خوای حالا انجامش بدیم؟

262
00:17:53,340 --> 00:17:56,110
‫آمیدامارو امروز از دنده‌ی چپ بیدار شده.

263
00:17:56,700 --> 00:17:58,870
‫وقتی اعصاب نداره به کسی آسون نمی‌گیره.

264
00:18:05,870 --> 00:18:06,790
‫ممنون.

265
00:18:08,230 --> 00:18:12,150
‫ولی باید درخواستت رو رد کنم، چون دستم شکسته.

266
00:18:12,150 --> 00:18:15,090
‫به‌علاوه، تو همین الانم مبارزه‌مون رو بردی.

267
00:18:17,740 --> 00:18:19,340
‫تو خیلی مهربونی،

268
00:18:20,750 --> 00:18:22,260
‫و برای همینه که قدرت‌مندی.

269
00:18:23,390 --> 00:18:25,810
‫اونقدر قوی هستی که امیدی به شکست دادنت ندارم.

270
00:18:29,560 --> 00:18:31,150
‫دوباره قیافه‌تو اینجوری کردی؟

271
00:18:31,650 --> 00:18:33,860
‫نه، چیزی نیست.

272
00:18:34,530 --> 00:18:37,490
‫می‌دونم که چرا هیچ دوستی نداری.

273
00:18:37,860 --> 00:18:38,970
‫می‌دونی؟

274
00:18:40,410 --> 00:18:43,350
‫این‌دفعه تونستی قسر در بری، ساموراییِ پیر.

275
00:18:43,910 --> 00:18:45,650
‫اوبورو دایکیو...

276
00:18:46,410 --> 00:18:48,040
‫دایکیو صدام بزن.

277
00:18:48,770 --> 00:18:51,580
‫انگار قرار نیست فعلاً مبارزه کنیم.

278
00:18:52,150 --> 00:18:55,460
‫گفتنش برام راحت نیست، ولی حداقل می‌تونیم باهم حرف بزنیم.

279
00:18:55,880 --> 00:19:00,140
‫بیا سعی کنیم باهم کنار بیایم، آمیدامارو.

280
00:19:00,760 --> 00:19:02,080
‫منظورت...؟

281
00:19:02,080 --> 00:19:04,600
‫اوه، خب...

282
00:19:06,330 --> 00:19:09,840
‫راستش، اخیراً یه اتفاقی افتاده...

283
00:19:17,570 --> 00:19:20,410
<i>‫لعنت بهت، چطور جرئت می‌کنی؟</i>

284
00:19:21,490 --> 00:19:23,930
<i>‫فقط اینطوری می‌شه کسی رو که،</i>

285
00:19:23,930 --> 00:19:28,410
<i>‫کار نمی‌کنه و بچه‌هاش رو به مدرسه نمی‌فرسته از خونه بیرون کشید.</i>

286
00:19:30,040 --> 00:19:34,820
<i>‫هوای بیرون چطوره؟ رئیسِ خاندانِ مخفیِ آساکورا...</i>

287
00:19:35,590 --> 00:19:36,880
<i>‫آساکورا یوه‌کیو.</i>

288
00:19:37,840 --> 00:19:39,420
<i>‫چه گستاخانه...!</i>

289
00:19:39,970 --> 00:19:42,080
<i>‫باید با قدرت‌های بی‌نهایتم،</i>

290
00:19:42,080 --> 00:19:44,830
<i>‫یه درس درست و حسابی بهت بدم!</i>

291
00:19:46,040 --> 00:19:47,670
<i>‫مراقب باش، تامائو!</i>

292
00:19:50,060 --> 00:19:54,300
<i>‫طعم قدرتی که هزارسال به ارث رسیده رو بچش!</i>

293
00:19:59,440 --> 00:20:00,450
<i></i>‫اون چیه؟

294
00:20:01,990 --> 00:20:03,970
<i>‫خب، تو هم این رو بچش.</i>

295
00:20:09,870 --> 00:20:11,900
<i>‫این یارو...!</i>

296
00:20:12,420 --> 00:20:15,590
<i>‫خیلی ضعیفه! به راحتی کتک خورد!</i>

297
00:20:18,800 --> 00:20:22,450
<i>‫هنوز متوجه نشدی که از عمد بهت اجازه دادم که بهم حمله کنی؟!</i>

298
00:20:45,070 --> 00:20:47,020
<i>‫چطور ممکنه؟</i>

299
00:20:47,020 --> 00:20:49,730
<i>‫اُورسولِ جنگیِ من،</i>

300
00:20:49,730 --> 00:20:53,150
<i>‫عروسک گیون، چطور به این راحتی باخت؟</i>

301
00:20:54,040 --> 00:20:56,230
<i>‫واضح نیست؟</i>

302
00:20:56,880 --> 00:20:58,590
<i>‫تو دیگه خیلی خز شدی.</i>

303
00:20:59,240 --> 00:21:01,950
<i>‫مگه هزارسال گوشه‌گیر نبودی؟</i>

304
00:21:01,950 --> 00:21:03,410
<i>‫چی گفتی؟</i>

305
00:21:03,410 --> 00:21:05,340
<i>‫هانا-چان توی خونه،</i>

306
00:21:05,800 --> 00:21:09,040
<i>‫اون ضربه رو به‌عنوان تنبیه دریافت می‌کنه.</i>

307
00:21:09,040 --> 00:21:11,770
<i>‫می‌خوای یه بار دیگه امتحانش کنی؟</i>

308
00:21:17,810 --> 00:21:19,380
<i>‫عجیبه.</i>

309
00:21:19,980 --> 00:21:22,280
<i>‫تا اونجا که تونستم با قدرتِ روحم تلاش کردم،</i>

310
00:21:22,690 --> 00:21:25,280
<i>‫ولی هنوز هویتِ واقعیِ حامی‌های تو رو پیدا نکردم.</i>

311
00:21:27,180 --> 00:21:31,080
<i>‫پس خودت باید بهم بگی.</i>

312
00:21:34,360 --> 00:21:37,190
‫این خلاصه‌ی مطلب بود.

313
00:21:37,690 --> 00:21:40,070
‫نمی‌دونم دقیقاً چه اتفاقی افتاده،

314
00:21:40,070 --> 00:21:42,300
‫ولی ظاهراً آتش بس کردن،

315
00:21:42,320 --> 00:21:45,580
‫تا زمانی که «مبارزه‌ی جدید» شروع بشه.

316
00:21:46,080 --> 00:21:48,790
‫کی به این نتیجه رسیده...؟

317
00:21:48,790 --> 00:21:50,970
‫گلِ مِیز...

318
00:21:51,410 --> 00:21:55,790
‫دقیقاً متوجه نمی‌شم، ولی این یه ربطی به اون داره.

319
00:21:56,730 --> 00:21:57,600
‫ولی،

320
00:21:57,960 --> 00:22:01,720
‫هیچ علاقه‌ای بهش ندارم.

321
00:22:04,320 --> 00:22:07,390
‫پس این چطوره؟ نظرت چیه قبلش،

322
00:22:07,390 --> 00:22:11,180
‫ببینیم کدوم یکی از ما قوی‌ترـه؟

323
00:08:46,710 --> 00:08:47,970
‫اورسول!

324
00:08:48,900 --> 00:08:50,010
‫آماتراسو!

325
00:19:54,300 --> 00:19:57,230
‫شبحِ مرگ‌بار! عروسک گیون!

326
00:20:05,120 --> 00:20:06,820
‫ریاضتِ تکامل‌یافته!

327
00:20:25,390 --> 00:20:27,290


328
00:20:34,940 --> 00:20:37,010


329
00:22:15,800 --> 00:22:18,500
امیدی سرگردان، رشته‌ای درهم پیچیده

330
00:22:18,500 --> 00:22:21,610
فقط به تو تقدیمش می‌کنم

331
00:22:21,610 --> 00:22:26,560
مثل ستاره‌هایی که در آخرین لحظات عمرشون برای آسمون التماس می‌کنن

332
00:22:26,560 --> 00:22:29,560
ما دوتا

333
00:22:40,090 --> 00:22:45,340
مسیری که طی کردی، حتی اگر ندونی چی انتظارتو می‌کشه

334
00:22:45,340 --> 00:22:50,560
زمان محکم همه‌چیز رو نگه می‌داره

335
00:22:50,560 --> 00:22:55,810
چه قوانین علت و معلولی برای رسیدن به اونجا نیازه؟

336
00:22:55,810 --> 00:23:01,380
نمی‌دونم. ولی اینجا در آن سوی آغاز قرار داره

337
00:23:01,960 --> 00:23:07,120
ستاره‌ی سرنوشت داره چشمک می‌زنه

338
00:23:07,120 --> 00:23:11,950
روح و احساسات، مسیر رو تغییر می‌دن

339
00:23:11,950 --> 00:23:17,080
آه، این گل شکوفا می‌شه

340
00:23:17,180 --> 00:23:19,400
حالا، صدای قلبت طنین‌انداز می‌شه

341
00:23:19,400 --> 00:23:22,180
امیدی سرگردان، رشته‌ای درهم پیچیده

342
00:23:22,180 --> 00:23:25,240
فقط به تو تقدیمش می‌کنم

343
00:23:25,240 --> 00:23:28,080
تا آخر عمر جریان داره

344
00:23:28,080 --> 00:23:30,100
یعنی چی می‌دونه؟

345
00:23:30,100 --> 00:23:31,440
برگرد، دوباره متولد شو

346
00:23:31,440 --> 00:23:35,760
دنیایی که نمی‌تونه باقی بمونه، همونطور که ازش می‌گذره

347
00:23:35,760 --> 00:23:38,480
عشقی در سکوت می‌درخشه

348
00:23:38,480 --> 00:23:44,440
اون چراغ راهنمای آینده‌ رو به نفر بعدی می‌ده

