1
00:00:03,250 --> 00:00:05,250
‫- چی شده؟
‫- یه چیزی رو باید بهت بگم

2
00:00:05,285 --> 00:00:08,132
‫گوستاو، کفش‌های قشنگی داری

3
00:00:08,157 --> 00:00:09,823
‫چند روزی می‌شه که ندیدمت

4
00:00:10,056 --> 00:00:12,090
‫سرم شلوغ بوده

5
00:00:12,125 --> 00:00:13,851
‫کثافت عوضی!

6
00:00:13,876 --> 00:00:16,143
‫چطور بعد از اینکه چُغلی منو پیش
‫بابات کردی،‌ جرأت کردی بیای اینجا؟

7
00:00:16,363 --> 00:00:18,828
‫کس دیگه‌ای هم اینجا هست؟
‫گوستاو؟

8
00:00:18,853 --> 00:00:20,131
‫نمی‌دونم کجاست

9
00:00:20,166 --> 00:00:21,399
‫باید باهمدیگه حرف بزنیم

10
00:00:21,434 --> 00:00:23,167
‫تنهایی نمی‌تونی این کار رو کنی

11
00:00:23,203 --> 00:00:24,369
‫تنها نیستم

12
00:00:24,404 --> 00:00:26,104
‫باشگاه «کلاب گلیتر» رو می‌شناسی؟

13
00:00:26,139 --> 00:00:27,820
‫خواهرش فهمید که ما اونجا بودیم؟

14
00:00:27,845 --> 00:00:29,929
‫نه، با چند نفر آشنا شد و
‫باهاشون رفت.

15
00:00:29,954 --> 00:00:30,672
‫با کی‌ها؟

16
00:00:30,697 --> 00:00:33,773
‫یه جوری مثل فِرِدی مرکوری با قیافه‌ی لاتین بود.

17
00:00:33,798 --> 00:00:35,865
‫- اینجا چیکار می‌کنین بچه‌ها؟
‫- بیکار بی‌عار می‌چرخیم

18
00:00:36,016 --> 00:00:37,215
‫پس بچرخین.

19
00:00:37,337 --> 00:00:39,875
‫همینجا تو همین محله می‌فروشیمش. درست مثل ماری‌جوانا

20
00:00:39,900 --> 00:00:41,900
‫صد هزار دلار برای یه کیلو؟

21
00:00:44,357 --> 00:00:46,710
‫وای لعنتی

22
00:00:49,984 --> 00:00:51,417
‫دارم میام، رفیق.

23
00:00:51,442 --> 00:00:53,656
‫آمبولانس داره میاد.

24
00:00:54,442 --> 00:01:05,656
‫«زیرنویس و ترجمه از: «حسیـن گنجــی

25
00:01:07,442 --> 00:01:16,656
‫ارائه شده توسط وبسایت رسانه کوچک
‫LiLMeDiA.TV

26
00:01:44,451 --> 00:01:47,251
‫آروم باش.

27
00:01:47,287 --> 00:01:49,487
‫آروم باش

28
00:01:49,522 --> 00:01:51,489
‫آره، می‌دونم. شنیدم

29
00:01:51,524 --> 00:01:53,930
‫فرانکلین رو ندیدی؟

30
00:01:54,227 --> 00:01:56,194
‫می‌شه...

31
00:01:56,938 --> 00:01:58,969
‫بفرستیش خونه؟

32
00:01:58,994 --> 00:02:01,261
‫باید ببینمش

33
00:02:01,401 --> 00:02:04,071
‫یا می‌تونه باهام تماس بگیره یا...

34
00:02:04,657 --> 00:02:07,171
‫خیلی خب.

35
00:02:26,900 --> 00:02:29,305
‫کجا بودی؟

36
00:02:31,097 --> 00:02:33,398
‫کلانتری

37
00:02:35,468 --> 00:02:38,336
‫خدای من

38
00:02:41,207 --> 00:02:43,408


39
00:02:53,683 --> 00:02:57,088
‫امیدوارم بیشتر از من بتونسته باشی اطلاعات بهشون بدی

40
00:02:57,123 --> 00:02:59,357
‫دو ساعت تمام اونجا این ور و
‫اون رفتم.

41
00:02:59,392 --> 00:03:01,225
‫رفتی بیمارستان؟

42
00:03:01,261 --> 00:03:03,261
‫لئون چطور بود؟

43
00:03:03,296 --> 00:03:05,430
‫دو تا گلوله خورده، فرانکلین.

44
00:03:05,465 --> 00:03:07,265
‫شانس آورده هنوز زنده‌ست.

45
00:03:07,300 --> 00:03:10,168
‫مادرش خیلی حالش بد بود و
‫نتونستم کار زیادی براش کنم.

46
00:03:13,073 --> 00:03:15,006
‫حالش که خوب می‌شه؟

47
00:03:16,855 --> 00:03:19,055
‫مثل اینکه آره.

48
00:03:27,087 --> 00:03:29,340
‫نمی‌خوای بگی چرا تیر خورده؟

49
00:03:30,146 --> 00:03:33,192
‫لئونه دیگه. خودت می‌دونی

50
00:03:33,567 --> 00:03:34,902
‫همیشه یه بساطی داره

51
00:03:34,927 --> 00:03:37,327
‫حتماً حاضرجوابی یکی رو کرده

52
00:03:37,464 --> 00:03:39,886
‫حتماً موقعی که داشته میومده اینجا، طرف گیرش آورده.

53
00:03:39,911 --> 00:03:42,177
‫پس تو هیچ دخلی به این قضیه نداشتی، درسته؟

54
00:03:44,170 --> 00:03:46,370
‫نه

55
00:03:46,647 --> 00:03:49,247
‫بی‌خیال مامان. معلومه که نداشتم

56
00:03:51,177 --> 00:03:53,244
‫منو می‌ترسونی، فرانکلین

57
00:03:56,282 --> 00:04:00,118
‫چطور ایقدر آسون می‌تونی تو چشمام نگاه کنی و

58
00:04:00,153 --> 00:04:02,567
‫بهم دروغ بگی.

59
00:04:03,129 --> 00:04:05,423
‫خون رفیقت رو لباسته و

60
00:04:05,458 --> 00:04:08,259
‫و کاملاً با اعتماد‌به‌نفس هم حرف می‌زنی.

61
00:04:12,924 --> 00:04:14,123
‫جروم اینجا بود

62
00:04:16,718 --> 00:04:19,369
‫خبر رو شنیده بود. می‌خواست ببینه چه خبره

63
00:04:19,573 --> 00:04:21,707
‫خودش رو گناه‌کار می‌دونست

64
00:04:21,930 --> 00:04:23,384
‫حداقل یکی تو این خانواده

65
00:04:23,409 --> 00:04:25,741
‫- درک و شعور داره.
‫- چی گفته؟

66
00:04:25,766 --> 00:04:28,267
‫لازم نبود چیزی بگه

67
00:04:30,049 --> 00:04:31,684
‫می‌خوام از خودت بشنوم

68
00:04:34,247 --> 00:04:36,080
‫چی می‌خوای بشنوی؟

69
00:04:37,265 --> 00:04:40,299
‫از این شروع کن که از کِی براش ماری‌جوانا پخش می‌کنی.

70
00:04:46,356 --> 00:04:48,442
‫شش ماهه

71
00:04:49,269 --> 00:04:51,002
‫یه کمی بیشتر یا کمتر

72
00:04:53,311 --> 00:04:56,575
‫شش ماه تموم بهم تو صورتم دروغ گفتی

73
00:04:57,150 --> 00:04:59,420
‫مثل احمق‌ها بازی‌ام دادی.

74
00:04:59,445 --> 00:05:01,779
‫نه، اصلاً آسون نبود که بهت دروغ بگم

75
00:05:01,804 --> 00:05:03,281
‫و اصلاً از این کار خوشم نمیومد.

76
00:05:03,316 --> 00:05:06,417
‫ولی باید پا پیش می‌گذاشتم و
‫یه کاری انجام می‌دادم.

77
00:05:09,842 --> 00:05:12,442
‫نه که راجع به ماری‌جوآنا کشیدن چیزی نمی‌دونی.

78
00:05:13,599 --> 00:05:14,425
‫چی گفتی؟

79
00:05:14,755 --> 00:05:16,567
‫فکر کردی با کی داری حرف می‌زنی؟

80
00:05:16,592 --> 00:05:18,513
‫نباید اینجوری با من حرف بزنی...

81
00:05:20,200 --> 00:05:21,432
‫خانم سیسی؟

82
00:05:26,005 --> 00:05:27,138
‫من...

83
00:05:27,508 --> 00:05:30,476
‫امیدوارم خیلی دیر نباشه.

84
00:05:32,412 --> 00:05:35,067
‫- حالت خوبه؟
‫- آره، خوبیم

85
00:05:37,383 --> 00:05:39,317
‫با چند تا از دوستاتون صحبت کردیم

86
00:05:39,352 --> 00:05:43,120
‫بله. می‌خواستم یه دقیقه با پسرتون صحبت کنم

87
00:05:43,156 --> 00:05:45,089
‫اگه مشکلی نیست.

88
00:05:45,124 --> 00:05:47,124
‫خودش به اندازه‌‌ی کافی بزرگ شده تا
‫برای خودش تصمیم بگیره.

89
00:05:53,466 --> 00:05:56,400
‫فرانکلین

90
00:05:56,425 --> 00:05:59,203
‫آروم باش، آروم

91
00:05:59,239 --> 00:06:02,974
‫خیلی خب، می‌دونم که امروز خیلی پلیس دیدی ولی

92
00:06:03,322 --> 00:06:04,406
‫گفتم شاید تو و من

93
00:06:04,431 --> 00:06:06,143
‫بتونیم یه مکالمه‌ی متفاوت داشته باشیم.

94
00:06:06,168 --> 00:06:08,212
‫دست همونجوری بود که بهتون گفتم.
‫من...

95
00:06:08,861 --> 00:06:11,115
‫چیز دیگه‌ای نمی‌دونم.
‫هیچی دیگه ندیدم.

96
00:06:11,330 --> 00:06:14,118
‫اگه بگم که دو نفر رو دیدم که اونور خیابون

97
00:06:14,153 --> 00:06:15,419
‫داشتن خونه‌تون رو می‌پاییدن، چی میگی؟

98
00:06:17,190 --> 00:06:19,390
‫واضح دیدمشون

99
00:06:19,736 --> 00:06:24,048
‫تنها چیزی که ازت می‌خوام اینه که کمک کنی
‫چند تا جای خالی رو پر کنم. یه اسم بهم بگو

100
00:06:25,198 --> 00:06:27,431
‫خودم ترتیب بقیه کارها رو میدم.

101
00:06:31,237 --> 00:06:33,271
‫متأسفانه نمی‌تونم کمکی بهتون کنم

102
00:06:35,757 --> 00:06:37,490
‫ببخشید

103
00:07:05,297 --> 00:07:08,078
‫تُنگ ماهی چی؟

104
00:07:08,408 --> 00:07:10,207
‫تنگ ماهی؟

105
00:07:10,243 --> 00:07:13,210
‫آره، پشت واحد انباریه.

106
00:07:13,246 --> 00:07:16,247
‫یادته گفتی فکر می‌کنی ماهی
‫می‌تونه آرام‌بخش باشه؟

107
00:07:16,282 --> 00:07:18,115
‫آها، درسته

108
00:07:18,151 --> 00:07:20,117
‫آره، نظر فکر خوبی می‌رسید.

109
00:07:20,153 --> 00:07:23,087
‫تا اینکه متوجه شدم یه ظرف بزرگ از

110
00:07:23,122 --> 00:07:25,068
‫باکتری‌ رو تو اتاق نشیمن‌مون داریم.

111
00:07:26,192 --> 00:07:28,392
‫درک می‌کنم.

112
00:07:28,428 --> 00:07:31,128
‫مسائل مهم‌تری تا یه تنگ ماهی داری.

113
00:07:31,164 --> 00:07:34,031
‫اوه گندش بزنن. جولز. معذرت می‌خوام.
‫ببین من باید برم.

114
00:07:34,067 --> 00:07:37,101
‫می‌دونی، چرا از دست اون تنگ ماهی

115
00:07:37,136 --> 00:07:39,970
‫خلاص نمی‌کنی خودت رو اگه می‌خوای؟

116
00:07:40,006 --> 00:07:41,305
‫آره. حتماً. باشه

117
00:07:41,341 --> 00:07:43,974
‫خیلی خب، زودی باهات دوباره تماس میگیرم.
‫دوسِت دارم.

118
00:07:57,869 --> 00:07:59,423
‫اینا تمام چیزی بوده که تونستن نجات بدن.

119
00:08:04,418 --> 00:08:06,519
‫صبر کن، النا چی؟

120
00:08:09,135 --> 00:08:10,775
‫ماشینش تیر خورده بود

121
00:08:11,247 --> 00:08:12,971
‫ولی نجاتش داده بودن.

122
00:08:12,996 --> 00:08:15,057
‫یه کمی صدمه دیده ولی چیز خاصی نیست.

123
00:08:15,082 --> 00:08:17,916
‫تا «سوتو کانو» برای
‫درمان با هواپیما بردمش.

124
00:08:20,046 --> 00:08:22,313
‫یعنی همه‌شون نابود شد؟

125
00:08:22,348 --> 00:08:24,824
‫پایگاه، چادر تولید،

126
00:08:25,251 --> 00:08:27,418
‫کانال ارتباطی‌مون؟

127
00:08:31,290 --> 00:08:33,991
‫یه سری تأمین‌کننده‌های دیگه سراغ دارم که
‫می‌تونیم برای الان ازشون استفاده کنیم.

128
00:08:35,641 --> 00:08:36,947
‫کیا؟

129
00:08:41,620 --> 00:08:42,720
‫کلمبیایی‌ها؟

130
00:08:44,137 --> 00:08:46,316
‫کارها رو جفت و جور می‌کنه

131
00:08:47,197 --> 00:08:49,531
‫کی هستن؟
‫افراد اسکوبار؟
‫[مشهورترین قاچاق‌چی کلمبیایی‌تبار دنیا!]

132
00:08:52,581 --> 00:08:54,278
‫اسکوبار خیلی قدرتمنده

133
00:08:54,313 --> 00:08:56,457
‫می‌تونه بدون دردسر جابه‌جامون کنه

134
00:08:57,347 --> 00:08:58,449
‫خیلی خب

135
00:08:59,800 --> 00:09:01,252
‫کارتل مدئین چیزی حدود
‫[شبکه‌ی سازمان‌یافته‌ی قاچاق کوکائین]

136
00:09:01,287 --> 00:09:03,387
‫۹۰ درصد کوکائین کلمبیا رو در تو کنترل خودش داره.

137
00:09:03,777 --> 00:09:07,057
‫و ما با اون ۱۰ درصد باقی‌مونده سر و کار داریم.

138
00:09:07,542 --> 00:09:09,293
‫بیرون از شهر کالی

139
00:09:09,581 --> 00:09:12,263
‫می‌تونن چیزهایی که می‌خوایم رو مهیا کنن؟

140
00:09:12,464 --> 00:09:15,166
‫با قیمت معقولانه‌ای ولی

141
00:09:15,201 --> 00:09:16,855
‫و سود بیشتری نسبت به

142
00:09:16,880 --> 00:09:18,913
‫آوردن برگ کوکا از پرو عایدمون می‌شه.

143
00:09:20,691 --> 00:09:22,345
‫درسته ولی من بیشتر نگران این هستم که ‌می‌شه

144
00:09:22,370 --> 00:09:23,722
‫بهشون اعتماد کرد یا نه.

145
00:09:31,184 --> 00:09:33,222
‫اوه...

146
00:09:34,053 --> 00:09:37,021
‫خیلی خب. باشه

147
00:09:37,056 --> 00:09:38,823
‫کِی می‌تونیم باهاشون صحبت کنیم؟

148
00:09:38,848 --> 00:09:42,226
‫تو چند روز آینده ولی فقط من
‫باید باشم.

149
00:09:45,081 --> 00:09:48,366
‫بهم اعتماد کن.
‫دارم بهت لطف می‌کنم.

150
00:09:54,106 --> 00:09:55,870
‫پدرو لاشی.

151
00:09:56,722 --> 00:09:58,209
‫رامیرو چی گفت؟

152
00:09:58,244 --> 00:10:00,839
‫خب، طبیعتاً خوشحال نبود

153
00:10:02,181 --> 00:10:04,381
‫ولی موافقت کرد که کارها جلو بره

154
00:10:07,320 --> 00:10:09,353
‫اجازه میده که ادامه پیدا کنه.

155
00:10:17,775 --> 00:10:20,776
‫اول اینکه رامیرو کنترل همه چی رو
‫دست می‌گیره.

156
00:10:21,685 --> 00:10:23,918
‫داره از تو می‌گیرش؟

157
00:10:26,774 --> 00:10:29,075
‫می‌تونست خیلی بدتر از این باشه....

158
00:10:31,140 --> 00:10:34,789
‫بدتر از اینکه برده‌ی رامیرو باشی؟

159
00:10:37,094 --> 00:10:40,028
‫و اینکه نمی‌خواد دیگه با استامپر معامله داشته باشه.

160
00:10:41,330 --> 00:10:43,264
‫اونا خیلی خطر می‌کنن و

161
00:10:43,289 --> 00:10:44,725
‫بهشون نیازی نداریم.

162
00:10:46,158 --> 00:10:47,358
‫همینکه پدرم بمیره،

163
00:10:47,393 --> 00:10:49,704
‫می‌تونیم از شبکه‌ی توزیع خودمون استفاده کنیم.

164
00:10:50,927 --> 00:10:55,294
‫و باید به استومپر و هرنان چی بگم؟

165
00:10:55,318 --> 00:10:57,318
‫این آخرین شرطه...

166
00:11:06,189 --> 00:11:07,992
‫کاری نمی‌کنی

167
00:11:08,629 --> 00:11:11,396
‫برای یه شروع تازه باید کافی باشه.

168
00:11:19,095 --> 00:11:21,261
‫می‌خوای فرار کنم؟

169
00:11:21,285 --> 00:11:23,285
‫رامیرو می‌خواد دخلت رو بیاره.

170
00:11:27,744 --> 00:11:30,848
‫تو دو تا از افرادش رو کشتی.
‫بی‌خیال این موضوع نمی‌شه.

171
00:11:32,353 --> 00:11:35,020
‫تو هم طرف اونی؟

172
00:11:35,044 --> 00:11:37,044
‫طرف رامیرو و اون عوضی پدرو؟

173
00:11:37,968 --> 00:11:40,102
‫من با طرف خونواده‌امم،‌اوسو

174
00:11:40,127 --> 00:11:42,227
‫طرف خونواده‌ام.

175
00:11:42,630 --> 00:11:45,194
‫ازم می‌خوای چیکار کنی؟
‫می‌خوای بهشون پشت کنم؟

176
00:11:46,236 --> 00:11:48,069
‫با تو فرار کنم؟

177
00:11:48,093 --> 00:11:50,093
‫ترسیدی و پا پس کشیدی؟

178
00:12:02,201 --> 00:12:03,434
‫بهم نگاه کن

179
00:12:06,339 --> 00:12:08,205
‫نگام کن عوضی.

180
00:12:14,543 --> 00:12:16,543
‫فرار نمی‌کنم

181
00:12:16,567 --> 00:12:18,567
‫بهت گفتم که تسلیم نمی‌شم.

182
00:12:20,996 --> 00:12:23,163
‫شاید مجبور نباشیم فرار کنیم

183
00:12:27,870 --> 00:12:29,870
‫بستگی به این داره که خودت چی می‌خوای

184
00:13:07,301 --> 00:13:09,605
‫می‌خواستم یه دقیقه باهات حرف بزنم ولی بابات،

185
00:13:09,630 --> 00:13:10,929
‫می‌دونی،‌ با بابات...

186
00:13:35,792 --> 00:13:38,326


187
00:13:42,493 --> 00:13:44,464
‫کلاس‌های تابستونی  خوب پیش میره؟

188
00:13:44,489 --> 00:13:47,013
‫بدجور خسته‌‌کننده هستن ولی

189
00:13:47,038 --> 00:13:49,448
‫ولی تو کارنامه‌ام تأثیر خوبی داره.

190
00:13:51,533 --> 00:13:53,533
‫لئون چطوره؟

191
00:13:53,558 --> 00:13:55,543
‫امروز از بیمارستان ترخیص می‌شه

192
00:13:56,413 --> 00:13:59,347
‫خودت چی؟ خوبی؟

193
00:14:00,142 --> 00:14:01,241
‫خوبم

194
00:14:03,331 --> 00:14:04,631
‫ممنون که تا خونه باهام اومدی

195
00:14:04,666 --> 00:14:06,566
‫پدرم یه سری دستورات صادر کرده.

196
00:14:06,601 --> 00:14:08,268
‫نمی‌خواد که پیش هیچ کدوم از شماها باشم

197
00:14:08,303 --> 00:14:10,470
‫برا همین باید یه جور دیگه باهمدیگه بپلکیم.

198
00:14:10,472 --> 00:14:13,273
‫مشکلی نیست

199
00:14:13,308 --> 00:14:15,475
‫می‌دونم یه کمی ناجوره

200
00:14:15,510 --> 00:14:17,443
‫انتظار نداشتم که...

201
00:14:31,660 --> 00:14:35,495
‫پلیس‌ها

202
00:14:35,837 --> 00:14:39,644
‫اونا داشتن می‌رفتن و لئون...

203
00:14:39,942 --> 00:14:41,668
‫باید زودی تصمیم می‌گرفتم، مل.

204
00:14:41,994 --> 00:14:45,529
‫نمی‌تونستم خطر بازرسی خونه رو بپذیرم

205
00:14:47,129 --> 00:14:48,655
‫برا همین...

206
00:14:50,345 --> 00:14:52,442
‫پس می‌خوای با آوردن اون مواد

207
00:14:52,522 --> 00:14:56,398
‫- اینجا، جون من رو به خطر بندازی؟
‫- راه دیگه‌ای به ذهنم نرسید

208
00:14:58,881 --> 00:15:00,486
‫فکر می‌کردم پشت منی.

209
00:15:01,552 --> 00:15:04,786
‫و منم راستش فکر می‌کردم برات مهم بودم.

210
00:15:06,900 --> 00:15:10,573
‫ولی به جز اون چیزی که داخل اون کیفه دیگه
‫هیچی رو نمی‌تونی ببینی.

211
00:15:11,008 --> 00:15:12,376
‫معذرت می‌خوام.
‫دیگه تکرار نمی‌شه.

212
00:15:12,401 --> 00:15:13,299
‫نه فرانکلین. برو

213
00:15:13,335 --> 00:15:14,467
‫- بهم دست نزن
‫- فقط...

214
00:15:14,502 --> 00:15:16,402
‫برو بیرون. از خونه‌ام برو بیرون

215
00:15:17,013 --> 00:15:19,113
‫برو بیرون

216
00:15:37,413 --> 00:15:38,545
‫- سلام
‫- سلام

217
00:15:38,570 --> 00:15:40,581
‫ویکتوریا، بیا داخل

218
00:15:41,817 --> 00:15:43,262
‫چطوری؟

219
00:15:43,298 --> 00:15:45,518
‫خوبم

220
00:15:45,896 --> 00:15:50,618
‫- تو چی؟
‫- خوبم. چی شده؟

221
00:15:50,866 --> 00:15:55,441
‫می‌خواستم...

222
00:15:55,477 --> 00:15:57,567
‫می‌خواستم یه چیزی برات بیارم

223
00:15:57,592 --> 00:16:01,247
‫چیه؟ می‌دونی بخاطر کمکت.

224
00:16:01,459 --> 00:16:03,526
‫نه...نباید این کار رو کنی

225
00:16:03,551 --> 00:16:05,385
‫مال فیلم «هاروی»ـه

226
00:16:05,420 --> 00:16:07,420
‫می‌دونی که،‌ همون فیلمه که یه خرگوش نامرئی داره

227
00:16:07,455 --> 00:16:09,865
‫که فقط جیمز استوارت می‌تونه ببینش.

228
00:16:10,358 --> 00:16:12,191
‫نمی‌تونم اینو قبول کنم.

229
00:16:12,542 --> 00:16:14,637
‫نه. اصرار دارم که قبول کنی

230
00:16:14,662 --> 00:16:18,631
‫تو تنها روزنه‌ی امید این قضیه هستی.

231
00:16:18,656 --> 00:16:20,554
‫برا همین...

232
00:16:21,070 --> 00:16:24,951
‫آره. مخصوصاً بعد از اینکه
‫همه جا بالا آوردم و

233
00:16:24,976 --> 00:16:27,573
‫- کلی مشت خوردم.
‫- آره

234
00:16:27,971 --> 00:16:30,972
‫آره. مخصوصاً اون موقع.

235
00:16:32,089 --> 00:16:36,325
‫گوش کن...من...

236
00:16:37,485 --> 00:16:41,287
‫دیگه نمی‌تونم بیشتر از این ادامه بدم.

237
00:16:41,322 --> 00:16:44,357
‫از یه جایی دیگه می‌خوام قبول کنم که اون...

238
00:16:46,394 --> 00:16:48,227
‫که دیگه نیستش، می‌دونی؟

239
00:16:51,782 --> 00:16:53,152
‫هی

240
00:16:55,013 --> 00:16:57,203
‫تو بیشتر از هر کس دیگه‌ای دنبالش گشتی

241
00:16:57,756 --> 00:17:02,108
‫خب نمی‌دونم درست باشه این
‫حرف یا نه...ولی ممنونم

242
00:17:04,479 --> 00:17:06,446
‫می‌شه...

243
00:17:08,454 --> 00:17:09,641


244
00:17:14,489 --> 00:17:17,156
‫باید برم

245
00:17:20,495 --> 00:17:22,462
‫خیلی خب

246
00:17:22,497 --> 00:17:23,868
‫خداحافظ

247
00:17:38,992 --> 00:17:40,936
‫سلام

248
00:17:42,427 --> 00:17:43,907
‫جروم اینجا نیست

249
00:17:43,932 --> 00:17:46,486
‫دنبال فرانکلین بودم

250
00:17:46,826 --> 00:17:48,659
‫اونم اینجا نیست

251
00:17:56,598 --> 00:17:58,564
‫تو چقدر تو این ماجرا دخیل بودی؟

252
00:18:00,400 --> 00:18:01,567
‫شروع شد باز

253
00:18:01,851 --> 00:18:03,369
‫چیه،‌ دنبال منم اومدی؟

254
00:18:03,404 --> 00:18:06,243
‫خب تو و جروم تو هر کاری همیشه با هم هستین.

255
00:18:06,268 --> 00:18:08,508
‫خیلی خب. باشه. باشه. خیلی خب

256
00:18:10,411 --> 00:18:11,702
‫ببین درکت می‌کنم

257
00:18:11,727 --> 00:18:14,390
‫اوضاع خونه‌تون به هم‌ریخته‌ست

258
00:18:14,415 --> 00:18:16,182
‫برای همین من به خودم نمی‌گیرم،

259
00:18:16,217 --> 00:18:18,697
‫ولی جرونم اینجا نیست، فرانکلین هم همینطور.

260
00:18:20,103 --> 00:18:22,936
‫فقط من هستم. برا همین...

261
00:18:40,748 --> 00:18:43,570
‫بذار برات یه قهوه درست کنم.

262
00:18:47,391 --> 00:18:49,415
‫همه چی داره خراب می‌شه.

263
00:18:49,450 --> 00:18:50,676
‫نه،‌ اینطور نیست

264
00:18:51,077 --> 00:18:54,353
‫نباید می‌ذاشتم از دانشگاه انصراف بده

265
00:18:54,389 --> 00:18:57,156
‫همه‌ی چیزهایی که براش مهیا کردم، نابود شد.

266
00:18:57,191 --> 00:19:00,168
‫نه، خوشحال بودی که برگشته خونه

267
00:19:01,229 --> 00:19:03,396
‫برادرم از اینکه فرانکلین رو سرافکنده کنه خوشحال بود

268
00:19:03,431 --> 00:19:05,264
‫برادرت فقط داشت سعی می‌کرد که

269
00:19:05,300 --> 00:19:07,170
‫اون پسر رو تو راه درست نگه داره.

270
00:19:07,435 --> 00:19:10,603
‫فرانکلین کسی بود که ادامه می‌داد

271
00:19:10,972 --> 00:19:13,063
‫حتی یه سری مشکلات هم کشوند خونه‌ی ما،

272
00:19:13,088 --> 00:19:14,387
‫پس جروم رو مقصر ندون.

273
00:19:14,945 --> 00:19:17,769
‫پس باید تو رو مقصر بدونم

274
00:19:21,426 --> 00:19:23,426
‫می‌تونی من رو مقصر بدونی...

275
00:19:23,657 --> 00:19:26,519
‫جروم رو مقصر بدون، فرانکلین رو
‫بخاطر اینکه دانشگاه رو ول کرد، مقصر بدون.

276
00:19:26,554 --> 00:19:28,588
‫ولی نمی‌بینم کسی رو مقصر بدونی که

277
00:19:28,623 --> 00:19:31,370
‫واقعاً باید به کارهاش فکر کنی.

278
00:19:31,895 --> 00:19:35,361
‫- ببخشید؟
‫- ببین دید فرانکلین چیه

279
00:19:35,396 --> 00:19:38,431
‫خودت، داری خایه‌مالی یه مشت
‫صاحب‌خونه‌ی دیوونه رو می‌کنی.

280
00:19:38,466 --> 00:19:40,466
‫- بهتره بس کنی،‌لویی
‫- التماسش می‌کنی که...

281
00:19:40,501 --> 00:19:42,335
‫بهتره که دیگه ادامه ندی.

282
00:19:42,370 --> 00:19:44,203
‫و برای تیکه‌نون‌های سفره، بهش التماس می‌کنی....

283
00:19:44,238 --> 00:19:47,520
‫حالا می‌خوای راه درست رو به من نشون بدی؟

284
00:19:48,476 --> 00:19:50,198
‫بذار بهت یادآوردی کنم که...

285
00:19:50,379 --> 00:19:53,489
‫هر قرونی که کار کردم تا بزرگش کنم...

286
00:19:53,514 --> 00:19:57,550
‫تا خودمون رو زنده نگه‌ دارم، خودم
‫رو پاهای خودم ایستادم تا اون پول‌ها رو در آوردم.

287
00:19:59,111 --> 00:20:02,045
‫با همسرم به هر قیمتی پول درنمیارم

288
00:20:02,367 --> 00:20:04,500
‫و به کونم برای پول درآوردن وابسته نیستم.

289
00:20:06,394 --> 00:20:08,141
‫بهتره مواظب اون دهنت بشی

290
00:20:08,166 --> 00:20:11,240
‫اینطور نیست که کنار وایسم و بببینم که
‫پسرم رو

291
00:20:11,265 --> 00:20:13,633
‫بکشونی به اون منجلابی که خودت ازش اومدی.

292
00:20:13,668 --> 00:20:15,501
‫شنیدی چی گفتم؟

293
00:20:15,536 --> 00:20:18,471
‫از این خودپرستی‌ها و

294
00:20:18,506 --> 00:20:21,207
‫کارهای ریاکارانه‌ات خسته شدم.

295
00:20:21,242 --> 00:20:22,508
‫آره، از خونه‌ی من گمشو بیرون.

296
00:20:22,543 --> 00:20:24,644
‫جنده‌ی «استفن فچیت».
‫[بازیگر آمریکایی]

297
00:20:24,679 --> 00:20:26,646
‫آره

298
00:20:26,681 --> 00:20:28,514
‫کاری کردی فرانکلین دروغ بگه،

299
00:20:28,549 --> 00:20:31,778
‫ولی خودت داری به خودت دروغ میگی!

300
00:21:36,271 --> 00:21:37,556
‫باز هستین؟

301
00:21:37,581 --> 00:21:39,581
‫بله. هر کجا که می‌خوای بشینین

302
00:22:46,608 --> 00:22:47,687
‫آماده‌این که سفارش بدین؟

303
00:22:47,885 --> 00:22:49,946
‫اوه، می‌شه یه کاسه آبگوشت ماهی و

304
00:22:49,971 --> 00:22:51,270
‫یه لیوان آب بیارین، لطفاً؟

305
00:22:51,305 --> 00:22:53,138
‫- حتماً
‫- ممنون

306
00:23:15,129 --> 00:23:17,096


307
00:23:17,131 --> 00:23:18,230


308
00:23:18,465 --> 00:23:21,300
‫- بابا بروسلی!
‫- بیا بخورش

309
00:23:21,335 --> 00:23:24,169


310
00:23:26,040 --> 00:23:28,207
‫باشه. تو بردی. تو بردی. دندونت رو بهم نشون بده

311
00:23:28,242 --> 00:23:30,142
‫بیا اینجا، دندنت رو بهم نشون بده

312
00:23:30,177 --> 00:23:32,761
‫نظرتون با یه کم شیرینی چیه؟

313
00:23:32,786 --> 00:23:35,080
‫آره دوست دارم. آب‌نبات چوبی دوست دارم

314
00:23:35,116 --> 00:23:36,949
‫- منم کیک‌فنجونی دوست دارم...
‫- چطوری رفیق؟

315
00:23:36,984 --> 00:23:39,218
‫برا من یه کم شیرینی «لیمون‌هدز» بیارین

316
00:23:39,253 --> 00:23:41,186
‫مامانت کجاست؟

317
00:23:41,257 --> 00:23:43,257
‫اون پشت خوابیده

318
00:23:45,853 --> 00:23:47,085
‫پول خطرکردن.

319
00:23:48,049 --> 00:23:49,294
‫پیرهنم چی؟

320
00:23:51,750 --> 00:23:54,066
‫شوخی دارم می‌کنم.

321
00:23:54,101 --> 00:23:56,068
‫تو خُلی.

322
00:23:59,006 --> 00:24:00,939
‫آره. حالت چطوره؟

323
00:24:02,977 --> 00:24:05,110
‫به زودی دوباره از اون قرص‌های شادی می‌خوام

324
00:24:05,146 --> 00:24:07,980
‫بعدش دیگه نمی‌خوام چرت و پرت بگی.

325
00:24:10,217 --> 00:24:13,252
‫خب بگو ببینم

326
00:24:13,287 --> 00:24:15,988
‫کِی قدم بعدی رو برمی‌داریم؟

327
00:24:16,504 --> 00:24:19,505
‫داریم روش کار می‌کنیم

328
00:24:20,995 --> 00:24:22,227
‫یعنی الکی که نیست،

329
00:24:22,263 --> 00:24:24,263
‫الان می‌تونم حساب یه مادرجنده رو برسم.

330
00:24:24,472 --> 00:24:26,794
‫پسر تو الان حتی نمی‌تونی قدم برداری.

331
00:24:29,763 --> 00:24:32,698
‫نه جدی میگم. باید تو ماشین گیرشون بیاریم.

332
00:24:32,723 --> 00:24:35,237
‫مثل کاری که با «سانی کورلئونه» تو
‫فیلم پدرخوانده کردن، اونجا نگه‌شون داریم و

333
00:24:35,262 --> 00:24:37,396
‫بکشیمشون.

334
00:24:40,501 --> 00:24:42,201
‫مگه اینکه باهمدیگه باشن.

335
00:24:42,226 --> 00:24:44,059
‫اون دوتا همیشه با هم هستن.

336
00:24:44,084 --> 00:24:46,885
‫وقتی که بهم حمله کردن باهم نبودن. فقط لنی بود

337
00:24:46,987 --> 00:24:48,987
‫نه، درست نیست

338
00:24:49,023 --> 00:24:51,190
‫تو دیگه به من نگو.
‫خودم اونجا بودم

339
00:24:58,165 --> 00:25:00,970
‫مطمئنی می‌تونی بدون من این کار رو کنی؟

340
00:25:05,139 --> 00:25:06,617
‫نمی‌تونم دروغ بدم

341
00:25:06,642 --> 00:25:08,642
‫اینکه خونه‌نشین شدی اصلاً خوب نیست

342
00:25:09,372 --> 00:25:11,542
‫خب ببین، موضوع انتقام نیست. خیلی خب؟

343
00:25:11,567 --> 00:25:13,245
‫موضوع اسم و آوازه‌مونه.

344
00:25:13,280 --> 00:25:15,080
‫باید بذاری همین الان بفهمن که

345
00:25:15,116 --> 00:25:16,631
‫ما اصل کاری هستیم. چون
‫اگه این کار رو نکنی،

346
00:25:16,656 --> 00:25:19,557
‫اون مادرجنده‌ها همیشه بهمون حمله می‌کنن، باشه؟

347
00:25:24,925 --> 00:25:27,893
‫این انتخاب‌ها...معلوم نیست خوب پیشن میرن یا بد.

348
00:25:27,928 --> 00:25:30,229
‫آخریش...

349
00:25:30,264 --> 00:25:33,298
‫می‌دونی به دینام مولد برق متاوب و...

350
00:25:52,052 --> 00:25:55,187
‫شما رو اذیت نمی‌کنه؟

351
00:25:55,222 --> 00:25:56,822
‫چی؟

352
00:27:03,057 --> 00:27:04,803
‫لویی!

353
00:27:04,828 --> 00:27:06,861
‫- لویی؟
‫- اینجام

354
00:27:07,027 --> 00:27:08,994
‫- کجا بودی؟
‫- منظورت چیه کجا بودم؟

355
00:27:09,029 --> 00:27:10,929
‫- می‌دونی که کجا بودم
‫- بس کن

356
00:27:10,965 --> 00:27:12,995
‫خواهرت اومد اینجا. دنبالت می‌گشت

357
00:27:13,177 --> 00:27:15,177
‫نزدیک بود بزنم دهنش رو سرویس کنم

358
00:27:15,202 --> 00:27:17,970
‫چطور پیش رفت؟

359
00:27:18,005 --> 00:27:20,659
‫چطور پیش رفت؟ هان؟

360
00:27:20,684 --> 00:27:23,118
‫چطور پیش رفت؟

361
00:27:23,143 --> 00:27:25,043
‫همه‌ی اینا فقط تو یه روز؟

362
00:27:25,367 --> 00:27:27,045
‫تا حالا همچین چیزی ندیدم

363
00:27:27,769 --> 00:27:31,617
‫قیمتش رو بیشتر کردم ولی بازم میومدن می‌خریدن.

364
00:27:32,052 --> 00:27:35,311
‫در هر صورت میومدن. بگذریم...

365
00:27:36,871 --> 00:27:38,104
‫چیه؟

366
00:27:39,486 --> 00:27:41,136
‫خیلی خفنه

367
00:27:41,161 --> 00:27:42,875
‫مشکلی داره؟

368
00:27:42,900 --> 00:27:47,910
‫- نه...خیلی هم معرکه‌ست
‫- آره

369
00:27:48,068 --> 00:27:50,102
‫می‌خوایم این کار رو کنیم

370
00:27:51,741 --> 00:27:53,872
‫آره، عزیزم

371
00:27:53,907 --> 00:27:55,874
‫باید اینجا این کار رو کنیم

372
00:27:55,909 --> 00:27:57,792
‫انجامش میدیم

373
00:27:58,393 --> 00:27:59,886
‫آرخ

374
00:28:03,250 --> 00:28:05,246
‫امشب یه سری مشتری ویژه دارم

375
00:28:05,271 --> 00:28:07,853
‫- می‌خوای پیششون باشی؟
‫- باشه

376
00:28:07,888 --> 00:28:09,855
‫خوبه

377
00:28:09,890 --> 00:28:12,714
‫چی شده، شیرینی فروش؟

378
00:28:12,739 --> 00:28:15,951
‫زمان‌بندی‌ات از این بهتر نمی‌شد.
‫اسمش «شیلا»ست.

379
00:28:16,096 --> 00:28:18,196
‫یکی از جدیدترین مشتری‌های منه

380
00:28:18,232 --> 00:28:20,232
‫نذار اون قیافه‌ی بچه‌گونش گولت بزنه

381
00:28:20,267 --> 00:28:23,835
‫- اعجوبه‌ایه برا خودش
‫- باید باهات صحبت کنم

382
00:28:27,007 --> 00:28:30,876
‫این لیست مهمون‌های ویژه‌ی امشبه.
‫ای.سی. گرین هم میاد
‫[بسکتبالیست آمریکایی]

383
00:28:30,911 --> 00:28:32,742
‫اون دخترا رو هم ازش دور نگه‌دار

384
00:28:32,767 --> 00:28:36,702
‫و یه حالی هم به این برادر غمگینمون بده.

385
00:28:36,950 --> 00:28:40,526
‫می‌خوام بری طبقه‌ی بالا و یه
‫کفش سایز ۷ رو بپوشی.

386
00:28:40,551 --> 00:28:42,056
‫نظرت رو بهم بگو

387
00:28:42,089 --> 00:28:43,955
‫- خیلی خب
‫- درست اینجا

388
00:28:45,380 --> 00:28:46,479
‫اوف!

389
00:28:51,165 --> 00:28:53,472
‫خب خوشحالم که زنده می‌بینمت

390
00:28:53,794 --> 00:28:54,926
‫تو هم شنیدی؟

391
00:28:55,069 --> 00:28:58,003
‫یه سری شایعه فقط.
‫تو اصل داستان تفاوت‌های زیاد داشتن

392
00:28:58,038 --> 00:29:00,138
‫یکی از اونا یه گلوله به صورت شلیک کرده،

393
00:29:00,174 --> 00:29:02,734
‫که خوشحالم که می‌بینم درست نیست.

394
00:29:13,954 --> 00:29:15,624
‫لئون تیر خورد.

395
00:29:16,957 --> 00:29:18,890
‫ولی حالش خوب می‌شه.

396
00:29:20,861 --> 00:29:23,295
‫همونی که بهم گفت جنده‌ی زشت؟

397
00:29:23,330 --> 00:29:25,197
‫اومدم که ازت یه لطفی بخوام، کلودیا

398
00:29:26,901 --> 00:29:29,235
‫می‌خوام که با ری‌ری حرف بزنی

399
00:29:33,517 --> 00:29:35,350
‫یه ملاقات رو باهاش ترتیب بدی

400
00:29:38,371 --> 00:29:39,999
‫ملاقات؟

401
00:29:40,953 --> 00:29:43,742
‫پسر فکر کنم خیلی سریال دیدی.

402
00:29:46,477 --> 00:29:50,131
‫نمی‌خوام بگم که همه چیز رو
‫راجع به قضیه‌ات با ری‌ری می‌دونم ولی

403
00:29:50,156 --> 00:29:54,203
‫کاملاً مطمئنم که اگه یکی بخواد تو رو بکشه،

404
00:29:54,228 --> 00:29:56,261
‫سریع‌ترین روشی که به این امر سرعت می‌بخشه،

405
00:29:56,296 --> 00:29:59,131
‫- اینه که جلوش بشینی.
‫- آره، برا همین سعی می‌کنم که از این امر دوری کنم

406
00:29:59,166 --> 00:30:02,300
‫و می‌خوای وقت و منابع باارزش من استفاده کنی. درسته؟

407
00:30:02,336 --> 00:30:05,442
‫گوش کن، اگه مسئله مواده که
‫الان می‌تونم خیلی بهتر عمل کنم.

408
00:30:05,467 --> 00:30:08,135
‫مسئله این نیست.

409
00:30:11,078 --> 00:30:13,948
‫داری ازم می‌خوای که نقش ایالات متحده رو بازی کنم

410
00:30:15,048 --> 00:30:16,314
‫و من میگم که

411
00:30:16,463 --> 00:30:18,429
‫یه چیز یه کم شخصی‌تر می‌خوام.

412
00:30:42,007 --> 00:30:44,298
‫سلام

413
00:30:45,009 --> 00:30:46,457
‫دیر کردی

414
00:30:47,495 --> 00:30:50,569
‫اونا ۵۰ کیلو بهمون میدن

415
00:30:51,132 --> 00:30:52,920
‫اگه تو مکزیک ازشون بخریم، قیمتش خیلی بهتره،

416
00:30:52,945 --> 00:30:55,072
‫- بعدش با هواپیما بیاریمش.
‫- خوبه

417
00:30:55,097 --> 00:30:56,777
‫از اونجایی که وسط بیابون نیست،

418
00:30:56,802 --> 00:30:58,702
‫می‌تونم باهاش کنار بیام.

419
00:31:05,046 --> 00:31:06,585
‫همین؟

420
00:31:06,610 --> 00:31:09,482
‫نمی‌خوای بهونه بیاری؟
‫اینکه بخوای همه جزئیات رو بدونی؟

421
00:31:09,517 --> 00:31:11,284
‫یه میلیون سؤال ازم بپرسی؟

422
00:31:11,319 --> 00:31:13,268
‫ممنون که داری این کار رو می‌کنی

423
00:31:13,913 --> 00:31:17,842
‫گوش کن، با دکترهای «سوتا کانو» حرف زدم،

424
00:31:17,867 --> 00:31:20,193
‫اونا امکانات لازم برای

425
00:31:20,228 --> 00:31:22,495
‫درمان بعضی از زخم‌های النا رو ندارن.

426
00:31:22,530 --> 00:31:26,132
‫برای همین ازش خواستم که با هواپیما
‫به «بیمارستان سوختگی دالاس» بره.

427
00:31:26,167 --> 00:31:28,234
‫بیمارستان سوختگی؟ گفت که زخمش اونقدرا بد نیست

428
00:31:28,269 --> 00:31:30,403
‫بازوی چپ و قسمتی از پاش سوخته

429
00:31:30,438 --> 00:31:31,783
‫برای اطمینانه.

430
00:31:31,808 --> 00:31:33,986
‫برای همین ترتیب کاغذبازی‌های مهاجرتی‌اش رو دادم.

431
00:31:34,316 --> 00:31:37,862
‫و تا امشب میرسه اینجا.

432
00:31:37,937 --> 00:31:41,129
‫برای همین...

433
00:31:58,195 --> 00:32:00,717
‫پدرو

434
00:32:00,742 --> 00:32:02,468
‫بهتره که دیگه بدهی عقب‌مونده‌ای در کار نباشه.

435
00:32:02,504 --> 00:32:04,772
‫بهتون گفتم که اگه یه بار دیگه
‫این اتفاق بیفته، خریدارهای دیگه‌ای پیدا می‌کنیم.

436
00:32:04,797 --> 00:32:06,764
‫نه، نه، نه،‌ نه.
‫پولمون نقده.

437
00:32:07,075 --> 00:32:09,208
‫این پدرمه، رامیرو.

438
00:32:09,244 --> 00:32:11,981
‫رید و الهاندرو

439
00:32:12,006 --> 00:32:15,041
‫نه، نه. چرا اون اینجاست؟

440
00:32:15,283 --> 00:32:16,449
‫گوستاو کجاست؟

441
00:32:16,548 --> 00:32:19,801
‫پدرم الان مسئوله.
‫می‌خواست که تأمین‌کننده‌هامون رو ببینه.

442
00:32:19,826 --> 00:32:22,527
‫می‌خوایم خریدمون رو زیادتر کنیم اگه...

443
00:32:22,920 --> 00:32:24,286
‫این کمک می‌کنه آروم شی.

444
00:32:24,311 --> 00:32:26,469
‫انسجام و جریان همیشگی کارها آرومم می‌کنه و

445
00:32:26,494 --> 00:32:30,029
‫تغییرات ناگهانی برعکس.

446
00:32:31,366 --> 00:32:35,201
‫- چقدر زیادتر می‌خواین؟
‫- ۲۵ کیلو این دفعه

447
00:32:35,313 --> 00:32:37,284
‫و خیلی زود دو برابرش می‌کنیم.

448
00:32:41,109 --> 00:32:44,277
‫از این لحظه به بعد پسرم همه‌ی معاملات رو ترتیب میده،

449
00:32:44,312 --> 00:32:48,081
‫پس خواهش می‌کنم با همون احترام باهاش رفتار کنین.

450
00:32:51,086 --> 00:32:53,152
‫البته

451
00:32:54,289 --> 00:32:56,212
‫می‌خوایم یه معامله‌ی خوبی باهمدیگه داشته باشیم

452
00:33:02,397 --> 00:33:04,097
‫عالیه

453
00:33:04,301 --> 00:33:07,237
‫خیالتون راحت.
‫من دنبال یه رابطه‌ی

454
00:33:07,262 --> 00:33:09,161
‫طولانی و موفق هستم.

455
00:33:09,186 --> 00:33:12,988
‫خب اگه از این طرف بیاین،

456
00:33:13,169 --> 00:33:15,169
‫می‌برمتون پیش جنس‌ها.

457
00:33:40,935 --> 00:33:43,016
‫یه معامله کردی و می‌خوای پس بکشی؟

458
00:33:43,040 --> 00:33:47,040
‫بهت گفتم که نباید هیچ وقت به این
‫عوضی‌ها اعتماد کنیم.

459
00:34:03,484 --> 00:34:06,452
‫می‌دونی، قضیه از این قراره.

460
00:34:07,755 --> 00:34:10,135
‫فکر نمی‌کنم اینجوری کارمون بشه.

461
00:34:11,478 --> 00:34:13,511
‫فکر می‌کردم با

462
00:34:13,818 --> 00:34:15,117
‫با کوکائین میای.

463
00:34:15,584 --> 00:34:17,072
‫همونطوری که توافق کرده بودیم.

464
00:34:17,690 --> 00:34:20,128
‫این تصمیم من نیست

465
00:34:21,747 --> 00:34:23,423
‫تصمیم من نیست

466
00:34:23,511 --> 00:34:26,179
‫پس اون دختره بهمون نارو زده...

467
00:34:28,185 --> 00:34:31,361
‫و بعدش تو رو فرستاده که خبر رو بهمون بگی؟

468
00:34:31,386 --> 00:34:34,253
‫زیاد تند نرو، وتو

469
00:34:34,289 --> 00:34:36,255
‫اون منو نفرستاده

470
00:34:38,526 --> 00:34:40,993
‫خودمم انداختن بیرون

471
00:34:45,842 --> 00:34:48,809
‫خب این کسشعر نیست؟

472
00:34:53,308 --> 00:34:54,799
‫ببین...

473
00:34:55,728 --> 00:34:57,928
‫هرنان ضمانت من رو کرد.

474
00:34:57,952 --> 00:34:59,952
‫برا همین اومدم

475
00:35:00,224 --> 00:35:02,057
‫که باهاتون روراست باشم.

476
00:35:02,317 --> 00:35:05,325
‫بهم بگو چرا ایقدر سریع نظرش رو تغییر داد؟

477
00:35:06,506 --> 00:35:10,041
‫تا قبل از این تحت اختیار خودش بود ولی

478
00:35:10,425 --> 00:35:13,292
‫الان دیگه خونواده‌اش اومدن
‫همه چی رو دست گرفتن.

479
00:35:15,373 --> 00:35:19,342
‫داری بهم میگم که خانواده‌ی «ویلانوا» قراره

480
00:35:19,367 --> 00:35:21,434
‫رقیق من باشه؟

481
00:35:36,380 --> 00:35:39,007
‫کار درستی که کردی که اومدی و بهمون گفتی

482
00:35:39,145 --> 00:35:41,735
‫کار هوشمندانه‌ای بود

483
00:35:45,830 --> 00:35:48,425
‫همه چی رو راجع به اون جنده و خونواده‌ش می‌دونی؟

484
00:35:49,430 --> 00:35:54,433
‫جایی که زندگی می‌کنن و با
‫چه جور آدم‌هایی رفت آمد دارن؟

485
00:35:56,070 --> 00:35:58,070
‫البته که می‌دونم

486
00:36:03,136 --> 00:36:06,531
‫فکر کنم می‌دونم چرا می‌خواستی جروم از خونه بره بیرون.

487
00:36:07,889 --> 00:36:10,380
‫این تنها راهه که کلودیا کمک می‌کنه که
‫اون ملاقات ترتیب داده بشه.

488
00:36:10,813 --> 00:36:13,122
‫و منم به مامانت گفتم که تو
‫رو تو خطر نمی‌ندازم.

489
00:36:13,147 --> 00:36:14,913
‫- یا هرچیزی که...
‫- اینجوری نیست

490
00:36:14,938 --> 00:36:16,772
‫می‌دونم

491
00:36:17,504 --> 00:36:19,904
‫اولش خودمم درک نمی‌کردم

492
00:36:22,464 --> 00:36:24,110
‫درباره‌ی خودمون بهت چیزی گفت؟

493
00:36:24,548 --> 00:36:26,019
‫از کِی تا حالا؟

494
00:36:27,071 --> 00:36:28,477
‫خیلی وقت نیست

495
00:36:29,580 --> 00:36:31,084
‫پس اومدی اینجا تا

496
00:36:31,109 --> 00:36:33,843
‫که حال اون زنیکه‌ی جنده رو بگیرم؟

497
00:36:33,932 --> 00:36:35,598
‫نه، البته که نه

498
00:36:35,623 --> 00:36:40,338
‫- دلیل دیگه‌ای نمی‌بینم
‫- آروم باش. اونقدرها بد نیست

499
00:36:41,263 --> 00:36:45,217
‫فقط می‌خوام برام روشن بشه که
‫چی قراره از تو این قضیه در بیاد.

500
00:36:46,494 --> 00:36:48,925
‫لنی کسیه که تو این معامله پول از دست داده

501
00:36:49,098 --> 00:36:51,254
‫بعد از بلایی که ما سرش آوردیم، منطقیه که این کار رو کنن

502
00:36:52,241 --> 00:36:54,270
‫اگه بتونم ری‌ری رو بکشونم تو یه اتاقی...

503
00:36:54,295 --> 00:36:57,363
‫عزیزم منظورم این نبود

504
00:36:58,069 --> 00:36:59,554
‫کاملاً ایمان دارم که

505
00:36:59,579 --> 00:37:01,513
‫که این مشکل رو حل می‌کنی.

506
00:37:01,538 --> 00:37:04,506
‫سؤالم اینه که وقتی که کارت گرفت،

507
00:37:04,714 --> 00:37:06,013
‫برا من چی داره؟

508
00:37:06,791 --> 00:37:08,318
‫چقدر می‌خوای؟

509
00:37:08,343 --> 00:37:10,683
‫منظورم پول نیست

510
00:37:10,708 --> 00:37:14,241
‫منظورم کلودیاست، اون کلاب منظورمه.

511
00:37:14,661 --> 00:37:18,730
‫اگه این کار رو کنم، باید
‫کلاب رو مال من کنی.

512
00:37:35,747 --> 00:37:37,647
‫این تعداد به نظر خوب میان

513
00:37:38,779 --> 00:37:41,651
‫چون همین که تولیدمون بیشتر بشه، خیلی
‫زود اتفاق میفته.

514
00:37:42,908 --> 00:37:45,042
‫افراد بیشتر، اسلحه‌ی بیشتر

515
00:37:47,139 --> 00:37:49,433
‫بعدش یکی رو میاریم که
‫به حساب‌کتاب‌ها رسیدگی کنه.

516
00:37:50,143 --> 00:37:51,891
‫برای حساب‌کتاب به کمک نیاز ندارم

517
00:37:53,050 --> 00:37:54,266
‫می‌دونم

518
00:37:54,816 --> 00:37:57,170
‫اگه بیای تو کار کوکائین، باعث
‫می‌شه که خشونت بیاد سمتت.

519
00:37:59,422 --> 00:38:01,900
‫خدایی نکرده ممکنه اتفاقی برات بیفته.

520
00:38:02,801 --> 00:38:05,968
‫نمی‌تونم اجازه بدم که فقط تو
‫امور مالی‌مون رو بدونی.

521
00:38:18,279 --> 00:38:19,378
‫چیه؟

522
00:38:21,506 --> 00:38:23,573
‫شماره‌ تلفن اتاق پدرته.

523
00:38:39,424 --> 00:38:41,275
‫الو، در حال حاضر خونه نیستم.
‫خواهش می‌کنم بعد از

524
00:38:41,300 --> 00:38:43,726
‫صدای بوق پیام بذارید.

525
00:38:44,196 --> 00:38:46,702
‫سلام رید. ویکتوریا هستم

526
00:38:46,727 --> 00:38:49,409
‫فکر کنم چیزی پیدا کردم که ممکنه بهمون کمک کنه

527
00:38:49,434 --> 00:38:50,828
‫هر وقت تونستی بهم زنگ بزن

528
00:38:50,853 --> 00:38:51,979
‫می‌خوام باهات در میونش بذارم

529
00:38:52,004 --> 00:38:53,938
‫می‌دونی تو خیلی کمکم کردی،

530
00:38:53,963 --> 00:38:56,446
‫می‌دونی...

531
00:38:56,471 --> 00:38:58,371
‫- الو، سلام. منم
‫- سلام

532
00:38:58,396 --> 00:39:00,913
‫- فکر کنم یه ردی پیدا کردم
‫- جدی، چی پیدا کردی؟

533
00:39:00,938 --> 00:39:02,805
‫داشتم وسایل کریستین رو جمع و جور می‌کردم که

534
00:39:02,830 --> 00:39:04,797
‫برگردونم خونه که شامل عکس‌هاش هم می‌شد،

535
00:39:04,822 --> 00:39:07,360
‫تو عکس‌هاش یه چیزی به فکر فرو بردم.

536
00:39:07,385 --> 00:39:09,109
‫و یادم اومد که یکی رو دیدم که اون شب

537
00:39:09,134 --> 00:39:10,487
‫تو کلاب عکس می‌گرفت.

538
00:39:10,512 --> 00:39:13,433
‫برا همین برگشتم به کلاب گلیتر و
‫اونا من رو با

539
00:39:13,458 --> 00:39:14,883
‫رینالدی آشنا کردند که اون شبی که

540
00:39:14,908 --> 00:39:16,842
‫- کریستینا گم شد، اونجا بود.
‫- حالتون چطوره؟

541
00:39:16,867 --> 00:39:18,867
‫و اون این عکس‌ها رو داشت.
‫می‌شه بهش نشونش بدین.

542
00:39:21,299 --> 00:39:24,883
‫خودشونن!
‫دارن از کلاب میرن.

543
00:39:24,908 --> 00:39:26,567
‫برو بعدی

544
00:39:26,592 --> 00:39:28,759
‫و اون جس‌ـه، درسته؟

545
00:39:28,784 --> 00:39:31,685
‫و همونی که شبیه فردی مرکوری بود.

546
00:39:31,938 --> 00:39:34,104
‫صبر کن، زوم کن

547
00:39:34,556 --> 00:39:38,051
‫آره. خودشه

548
00:39:38,076 --> 00:39:40,043
‫اون جواب تمام این سؤال‌هاست

549
00:39:46,424 --> 00:39:49,392
‫سفارش شماره‌ی ۷۵، یه چیزبرگر دابل با سیب‌زمینی.

550
00:39:49,427 --> 00:39:52,228


551
00:39:52,264 --> 00:39:54,230


552
00:40:06,671 --> 00:40:09,682
‫غذا می‌خوای؟
‫گشنته؟ میلک‌شیک‌ها خوشمزه‌ان.

553
00:40:10,382 --> 00:40:12,348
‫نه، میل ندارم

554
00:40:15,232 --> 00:40:17,132
‫کلودیا بهت قضیه رو گفته؟

555
00:40:18,910 --> 00:40:20,910
‫آره

556
00:40:21,426 --> 00:40:23,593
‫پیش خودت فکر کرده بودی چی می‌شه؟

557
00:40:23,628 --> 00:40:25,595
‫اینکه دوست من رو کتک بزنی؟

558
00:40:25,630 --> 00:40:27,664
‫خونه‌اش رو نابود کنی؟

559
00:40:30,418 --> 00:40:32,133
‫اینجا رو می‌بینی؟

560
00:40:33,937 --> 00:40:36,324
‫من اول کتک خوردم

561
00:40:36,501 --> 00:40:38,096
‫و منم نبودم که کتکش زدم

562
00:40:38,121 --> 00:40:40,486
‫آره، ما ترتیب افراد اچ‌تی‌بی رو دادیم

563
00:40:40,511 --> 00:40:42,410
‫پلیس‌ها رو چی میگی؟

564
00:40:42,645 --> 00:40:44,391
‫ترتیب اونا رو هم دادی؟

565
00:40:44,723 --> 00:40:48,021
‫می‌دونی، راستش،

566
00:40:49,527 --> 00:40:52,161
‫همسایه‌مون پلیسه.

567
00:40:52,186 --> 00:40:55,471
‫می‌گه که دیده دو نفر اطراف
‫خونه‌ی من بودن.

568
00:40:56,194 --> 00:40:58,561
‫و الانم داره دنبالشون می‌گرده.

569
00:41:04,088 --> 00:41:06,132
‫پس اینطوریه هان؟
‫حالا دیگه خبرچین شدی مادرجنده؟

570
00:41:13,775 --> 00:41:17,062
‫اگه  دنبال آتش‌بس هستی، اشتباه اومدی.

571
00:41:17,682 --> 00:41:20,010
‫نه، نه، نه، نه

572
00:41:20,035 --> 00:41:22,836
‫آتش‌بس نه

573
00:41:25,657 --> 00:41:30,626
‫پس اینجا داریم چه غلطی می‌کنیم؟

574
00:41:30,662 --> 00:41:33,248
‫می‌خوام باهمدیگه کار کنیم

575
00:41:34,382 --> 00:41:37,150
‫راجع به همکاری، باشه؟

576
00:41:37,915 --> 00:41:39,389
‫پول؟

577
00:41:40,915 --> 00:41:47,389
‫«زیرنویس و ترجمه از: «حسیـن گنجــی
‫ImLoSeR

578
00:41:48,915 --> 00:42:47,389
‫ارائه شده توسط وبسایت رسانه کوچک
‫LiLMeDiA.TV