﻿1
00:00:01,630 --> 00:00:03,320
‫اون دیگه چیه؟!

2
00:00:05,470 --> 00:00:06,750
‫زود باشید از اینجا بزنیم بیرون!

3
00:00:06,750 --> 00:00:08,730
‫وایسا! شاید تو رو هم بکشن!

4
00:00:08,730 --> 00:00:09,950
‫پس می‌گی چه غلطی بکنیم؟!

5
00:00:09,950 --> 00:00:11,190
‫هیچ راه فراری نیست؟!

6
00:00:11,190 --> 00:00:12,800
‫من از کجا بدونم آخه؟!

7
00:00:12,800 --> 00:00:13,990
‫همین الانشم دو نفرمون مردن!

8
00:00:13,990 --> 00:00:17,300
‫کسی تکون نخوره! اگه جُم بخورید، دوباره حمله می‌کنه!

9
00:00:22,370 --> 00:00:24,550
‫جوهی-سان! جوهی-سان!

10
00:00:24,930 --> 00:00:26,390
‫شانس آوردیم.

11
00:00:27,410 --> 00:00:31,170
‫اگه متوجه نشده بودی که داره چه اتفاقی میفته، همه‌مون مرده بودیم.

12
00:00:32,270 --> 00:00:34,650
‫مگه به‌خاطر اینکه شستت خبردار شد داد نزدی؟

13
00:00:34,650 --> 00:00:37,800
‫نه... فقط خطرناک به‌نظر میومد...

14
00:00:39,340 --> 00:00:41,250
‫سونگ-سان، دست‌تون!

15
00:00:42,040 --> 00:00:44,210
‫اگه یه‌کم دندون قروچه برم، همچین اوضاع بدی ندارم.

16
00:00:44,210 --> 00:00:45,910
‫ولی می‌تونی جلوی خون‌ریزی رو بگیری؟

17
00:00:48,840 --> 00:00:51,700
‫امیدم به این بود که از جوهی-سان کمک بگیرم، ولی...

18
00:00:52,150 --> 00:00:53,650
‫اون تحمل همچین شرایطی رو نداره.

19
00:00:54,510 --> 00:00:58,660
‫برای همین با وجود یه هیلر رنک B‌ بودن،
‫فقط توی ریدهای آسون شرکت می‌کنه.

20
00:00:59,300 --> 00:01:03,330
‫خودم هم توی دو سه‌تا دانجن رنک B بودم...

21
00:01:04,060 --> 00:01:08,580
‫ولی اون‌یکی احتمالاً یه دشمن رنک Aـه یا حتی S.

22
00:01:09,630 --> 00:01:13,050
‫فرمان‌های معبد کارتنون که روی اون کتیبه نوشته شده بود...

23
00:01:13,050 --> 00:01:17,720
‫«اول، به‌خدا احترام بگذار. دوم، خدا را ستایش کن.»

24
00:01:17,720 --> 00:01:20,100
‫«سوم، ایمانت را به خدا ثابت کن.»

25
00:01:20,100 --> 00:01:23,010
‫«کسانی که این فرامین را رعایت نکنند ‫اینجا را زنده ترک نخواهند گفت.»

26
00:01:23,540 --> 00:01:26,230
‫سونگ-سان... اون خدایی که داره ازش حرف می‌زنه...

27
00:01:26,720 --> 00:01:28,490
‫احتمالاً اون رو می‌گه، نه؟

28
00:01:30,140 --> 00:01:33,770
‫بیش از ده سال پیش، تعدادی دروازه که...

29
00:01:33,770 --> 00:01:37,530
‫ دنیای ما را به یک بعد دیگر متصل می‌کرد، پدیدار شدند،

30
00:01:37,530 --> 00:01:41,290
‫و باعث ایجاد پدیده‌های ماوراءطبیعی زیادی در سراسر دنیا شدند.

31
00:01:43,580 --> 00:01:48,090
‫کسانی که به قدرت‌های ویژه دست یافتند،
‫با عنوان هانتر شناخته می‌شوند و مثال بارز این موضوع هستند.

32
00:01:48,590 --> 00:01:54,190
‫آن‌ها وظیفه دارند که از طریق این دروازه‌ها
‫جانورانی را که در سیاه‌چال‌ها هستند شکست دهند،

33
00:01:54,640 --> 00:01:58,670
‫و زمانی که قدرت یک هانتر فعال شود، دیگر تغییر نمی‌کند.

34
00:01:59,500 --> 00:02:02,850
‫اما بعضی اوقات، در آن سوی یک دروازه،

35
00:02:03,500 --> 00:02:06,650
‫انسان با هیولاهایی روبه‌رو می‌شود
‫که چیزی فراتر از حس ترس را القا می‌کنند-

36
00:02:06,650 --> 00:02:09,980
‫چیزی به مثال ناامیدیِ مطلق.

37
00:03:35,010 --> 00:03:39,970
S   A   Y  A   K   A                                 D   A   W   N

38
00:03:41,950 --> 00:03:43,130
‫دیدیش؟

39
00:03:43,130 --> 00:03:44,280
‫اوه، ویدیو رو می‌گی؟

40
00:03:45,830 --> 00:03:48,900
‫معلوم هست چیکار می‌کنی؟ نزدیک بود غیبت بخوری ها.

41
00:03:48,900 --> 00:03:50,020
‫چیزی نیست.

42
00:03:52,660 --> 00:03:55,170
‫جیناه، برادرت یه هانتره، درسته؟

43
00:03:55,170 --> 00:03:56,580
‫همین‌طوره.

44
00:03:56,580 --> 00:03:59,230
‫هرچند که، اون یه هانتر رنک Eـه...

45
00:03:59,230 --> 00:04:01,960
‫همیشه خودش رو بدجور زخمی می‌کنه. به‌نظر میاد کار خیلی سختیه.

46
00:04:01,960 --> 00:04:04,370
‫اون روز که اومد خونه سرتاپاش باندپیچی شده بود!

47
00:04:04,850 --> 00:04:07,550
‫حالا چی شده یهویی داری می‌پرسی؟

48
00:04:07,550 --> 00:04:08,880
‫همین‌طوری.

49
00:04:09,860 --> 00:04:12,410
‫مطمئنم من بهتر کار می‌کردم...

50
00:04:13,470 --> 00:04:15,560
‫در حد جنگیدن با اون مجسمه نیستیم.

51
00:04:16,010 --> 00:04:18,250
‫بیاید خودمون رو جمع‌وجور کنیم و دنبال راه فرار باشیم.

52
00:04:18,250 --> 00:04:20,280
‫این‌طوری پیش بره-

53
00:04:18,790 --> 00:04:20,280
‫من قرار نیست همین‌طوری اینجا بمیرم!

54
00:04:20,750 --> 00:04:24,310
‫بالأخره موفق شدم با یه گیلد بزرگ قرارداد ببندم!

55
00:04:24,310 --> 00:04:27,040
‫تحمل این‌طوری شکست خوردنو ندارم!

56
00:04:27,040 --> 00:04:29,160
‫داری چیکار می‌کنی؟! نباید حرکت کنی!

57
00:04:29,160 --> 00:04:32,040
‫از پسش برمیام! حسابی به سرعتم ایمان دارم.

58
00:04:32,040 --> 00:04:33,690
‫قبل از اینکه بزنتم، می‌زنم بیرون!

59
00:04:45,010 --> 00:04:46,340
‫لـعـنـتـی!

60
00:04:48,020 --> 00:04:51,790
‫فکر کنم این یعنی هروقت که اراده کنه می‌تونه همه‌مون رو نابود کنه.

61
00:04:51,790 --> 00:04:55,690
‫تازه خیلی هم راحت. عین له کردن یه پشه.

62
00:04:55,690 --> 00:04:59,720
‫پس چرا همین الان همه‌مون رو نمی‌کشه؟

63
00:05:01,030 --> 00:05:03,360
‫قدرتش رو داره که همه‌مون رو بکشه، ولی نکشته.

64
00:05:03,710 --> 00:05:07,450
‫یه تفاوتی در مقایسه با اون و بقیه‌ی هیولاها که به
‫محض دیدنت بهت حمله می‌کنن وجود داره.

65
00:05:10,200 --> 00:05:12,950
‫سونگ-سان، دوباره می‌گید اولین فرمان چی بود؟

66
00:05:12,950 --> 00:05:14,010
‫فرمان؟

67
00:05:14,010 --> 00:05:17,500
‫فکر کنم اولیش احترام گذاشتن به خدا بود.

68
00:05:18,630 --> 00:05:19,380
‫خدا...

69
00:05:21,290 --> 00:05:23,320
‫این دانجن قوانین خودش رو داره.

70
00:05:23,800 --> 00:05:24,840
‫داری چیکار می‌کنی؟!

71
00:05:24,840 --> 00:05:27,220
‫اگه درست حدس زده باشم...

72
00:05:27,630 --> 00:05:28,900
‫هوی، بیخیال شو-

73
00:05:31,880 --> 00:05:35,850
‫با اون چشم‌ها... تو هنوز از نجات پیدا کردن دست نکشیدی.

74
00:05:52,450 --> 00:05:55,290
‫بچه‌ها! لطفاً به سمت اون مجسمه سجده کنید!

75
00:05:55,950 --> 00:05:57,280
‫سجده کنیم؟

76
00:05:57,280 --> 00:05:58,750
‫معلوم هست داری چی بلغور می‌کنی؟

77
00:05:58,750 --> 00:06:00,790
‫چیزی رو متوجه شدی؟

78
00:06:00,790 --> 00:06:05,780
‫بله. تا زمانی که سرتون رو پایین نگه دارید، حمله نمی‌کنه.

79
00:06:05,780 --> 00:06:08,550
‫«احترام به خدا.» درست مثل چیزی که فرمان می‌گه.

80
00:06:12,870 --> 00:06:15,050
‫در این مورد مطمئنی؟

81
00:06:15,050 --> 00:06:16,890
‫بله... فعلاً آره.

82
00:06:17,920 --> 00:06:19,360
‫اگه این‌طوره...

83
00:06:25,070 --> 00:06:28,280
‫این قراره نجاتمون بده؟ همه‌ی کاری که لازمه همینه؟

84
00:06:34,950 --> 00:06:37,160
‫لعنتی، چه ترسناکه!

85
00:06:37,160 --> 00:06:39,120
‫حالتش تغییر کرد؟

86
00:06:42,270 --> 00:06:43,980
‫هیچ‌کاری نمی‌کنه.

87
00:06:44,970 --> 00:06:46,790
‫هوی! همین‌طوری بلند نشو!

88
00:06:49,970 --> 00:06:53,050
‫ببینید! دیگه بهمون حمله نمی‌کنه!

89
00:06:54,860 --> 00:06:56,890
‫یعنی واقعاً تموم شد؟

90
00:06:56,890 --> 00:06:58,310
‫نجات پیدا کردیم؟

91
00:06:58,310 --> 00:06:59,100
‫بالأخره!

92
00:06:59,510 --> 00:07:00,320
‫نجات پیدا کردیم!

93
00:07:00,320 --> 00:07:01,310
‫می‌تونیم بریم خونه!

94
00:07:02,110 --> 00:07:04,690
‫نه... هنوز...

95
00:07:11,700 --> 00:07:13,780
‫فکر کردم تموم شده!

96
00:07:13,780 --> 00:07:17,540
‫سونگ-کون، حالا چی؟ نقشه‌ای چیزی داری دیگه، نه؟

97
00:07:17,540 --> 00:07:19,960
‫هـ ـ همچین چیزی ندارم!

98
00:07:21,260 --> 00:07:24,420
‫ولی فکر کنم نافرمانی از قوانینی که وضع کردن ایده‌ی خوبی نباشه!

99
00:07:24,760 --> 00:07:26,520
‫بخش دومش ستایش خدا بود!

100
00:07:26,520 --> 00:07:27,750
‫باید بفهمیم که اون چیه!

101
00:07:27,750 --> 00:07:28,770
‫ستایشش کنیم؟!

102
00:07:28,770 --> 00:07:30,390
‫دقیقاً چطوری؟

103
00:07:30,390 --> 00:07:32,250
‫بذارید من یه تلاشی کنم.

104
00:07:32,800 --> 00:07:35,540
‫من توی قوم‌شناسی تحصیل می‌کردم.

105
00:07:35,540 --> 00:07:38,760
‫چند راه ستایشِ خدایان وجود داره که به ذهنم می‌رسه.

106
00:07:41,310 --> 00:07:45,110
‫اوه ای خدا، فرمانروای بزرگ ما که این جهان نظم می‌دهی...

107
00:07:45,110 --> 00:07:47,070
‫یعنی جواب می‌ده؟

108
00:07:47,070 --> 00:07:49,190
‫گمونم داره سرعتشو کم می‌کنه؟

109
00:07:49,650 --> 00:07:51,910
‫مسیر حقیقی را به ما نشان ده.

110
00:07:52,320 --> 00:07:54,120
‫وایسا. اون...

111
00:07:55,240 --> 00:07:58,080
‫اراده‌ی تو عملِ ماست...

112
00:07:58,810 --> 00:08:01,420
‫اون کلمات روی این خدا هیچ تأثیری ندارن!

113
00:08:01,420 --> 00:08:04,590
‫به تو احترام می‌گذاریم و تو را مفتخر می‌دانیم!

114
00:08:04,590 --> 00:08:08,670
‫اوه ای خدا، فرمانروای بزرگ ما که این جهان نظم می‌دهی!

115
00:08:13,930 --> 00:08:15,020
‫لعنتی!

116
00:08:15,020 --> 00:08:16,110
‫فرار کنید!

117
00:08:24,150 --> 00:08:25,550
‫پیش هم موندن خیلی خطرناکه!

118
00:08:25,550 --> 00:08:26,270
‫پخش بشید!

119
00:08:26,270 --> 00:08:27,130
‫چشم!

120
00:08:28,670 --> 00:08:30,140
‫جوهی-سان، فرار کن!

121
00:08:32,020 --> 00:08:33,910
‫نمی‌تونم این‌طوری بمیرم!

122
00:08:34,410 --> 00:08:36,600
‫یه خانواده دارم که چشم انتظارمن!

123
00:08:37,920 --> 00:08:40,040
‫اینجا دیگه باید جام امن باشه، نه؟

124
00:08:40,610 --> 00:08:42,800
‫هوی، پارک-سان! پشت سرت!

125
00:08:51,760 --> 00:08:54,470
‫پارک-سان!

126
00:08:55,300 --> 00:08:58,330
‫خدا رو ستایش کن... خدا رو ستایش کن...

127
00:08:59,060 --> 00:09:03,580
‫آخه اون چی برای ستایش کردن داره؟! اون‌که چیزی جز یه شیطان نیست!

128
00:09:04,480 --> 00:09:08,150
‫ولی نمی‌تونم جوهی-سان رو تنها بذارم.

129
00:09:10,280 --> 00:09:11,870
‫به یه سرنخی چیزی احتیاج دارم.

130
00:09:12,560 --> 00:09:14,570
‫نیزه... تبر...

131
00:09:18,360 --> 00:09:21,790
‫پتک... شمشیر... آلت موسیقی...

132
00:09:22,520 --> 00:09:23,490
‫آلت موسیقی؟

133
00:09:26,330 --> 00:09:29,950
‫بچه‌ها! فرار کنید به سمت مجسمه‌هایی که آلت موسیقی دارن!

134
00:09:30,380 --> 00:09:31,170
‫آلت موسیقی؟

135
00:09:36,340 --> 00:09:39,260
‫داره... ساز می‌زنه؟

136
00:09:39,260 --> 00:09:43,020
‫هوی! مجسمه‌هایی که آلت موسیقی دارن حمله نمی‌کنن!

137
00:09:51,000 --> 00:09:52,650
‫لعنت بهش...

138
00:09:54,200 --> 00:09:56,480
‫تو رو خدا شروع کن به زدن! زود باش!

139
00:09:57,700 --> 00:10:00,020
‫نکنه چون دو نفریم کار نمی‌کنه؟

140
00:10:00,020 --> 00:10:02,190
‫جوهی-سان، تو همین‌جا بمون!

141
00:10:02,190 --> 00:10:03,510
‫جینو-سان!

142
00:10:12,960 --> 00:10:14,000
‫اونجاست!

143
00:10:23,400 --> 00:10:25,020
‫اینجا نیست!

144
00:10:28,580 --> 00:10:29,900
‫نه!

145
00:10:29,900 --> 00:10:32,110
‫جینو-سان!

146
00:10:43,270 --> 00:10:45,160
‫هنوز... نه...

147
00:10:48,930 --> 00:10:50,080
‫هنوز نه!

148
00:11:11,290 --> 00:11:13,710
‫فکر کنم منظورش از ستایش کردن این بود؟

149
00:11:20,190 --> 00:11:22,820
‫جینو-سان! حالت خوبه؟!

150
00:11:23,650 --> 00:11:25,410
‫آره... بگی نگی.

151
00:11:30,990 --> 00:11:32,220
‫جینو-سان...

152
00:11:32,570 --> 00:11:33,460
‫بله؟

153
00:11:38,150 --> 00:11:39,440
‫پات...

154
00:11:42,550 --> 00:11:46,990
‫دیگه کافیه، جوهی-سان... دیگه خوبم.

155
00:11:46,990 --> 00:11:50,380
‫چی داری می‌گی؟ درمانت می‌کنم!

156
00:11:54,010 --> 00:11:55,210
‫جوهی-سان...

157
00:11:56,960 --> 00:11:58,500
‫چقدر وحشتناک.

158
00:11:58,880 --> 00:11:59,820
‫واقعاً.

159
00:12:01,600 --> 00:12:03,450
‫دستت واقعاً حیف شد.

160
00:12:03,790 --> 00:12:06,810
‫ولی به عنوان لیدرمون اشتباه عمل کردی.

161
00:12:06,810 --> 00:12:08,270
‫به‌نظر من که کارماست.

162
00:12:08,270 --> 00:12:09,140
‫بی‌انصافیه!

163
00:12:09,140 --> 00:12:10,260
‫از اولش هم کیم‌-سان خودت بودی که-

164
00:12:10,260 --> 00:12:11,710
‫همه‌ با هم تصمیم گرفتیم.

165
00:12:11,710 --> 00:12:13,870
‫و من یادمه که تو هم رأی دادی.

166
00:12:14,670 --> 00:12:18,170
‫درسته... کسی که تصمیم نهایی رو گرفت من بودم.

167
00:12:18,680 --> 00:12:20,760
‫ مسئولیت اتفاقی که اینجا افتاد روی دوش منه.

168
00:12:21,390 --> 00:12:23,740
‫الان وقت بحث کردن نیست.

169
00:12:23,740 --> 00:12:25,420
‫هنوز یه فرمان دیگه مونده.

170
00:12:27,810 --> 00:12:29,220
‫دیگه چه خبره؟

171
00:12:29,220 --> 00:12:30,380
‫زلزله شده؟

172
00:12:33,270 --> 00:12:34,640
‫این دیگه چه کوفتیه؟

173
00:12:35,040 --> 00:12:36,360
‫یه محراب.

174
00:12:37,690 --> 00:12:40,630
‫توی افسانه ها همیشه برای پیشکش کردن...

175
00:12:40,630 --> 00:12:43,070
‫گنجینه‌ها و قربانی‌ها سروکله‌شون پیدا می‌شه.

176
00:12:43,410 --> 00:12:46,330
‫فرمان سوم.
‫«ایمانتان را به خدا ثابت کنید.»

177
00:12:47,950 --> 00:12:51,740
‫حتی احمقی مثل من هم می‌دونه اینجا چه اتفاقی داره می‌افته.

178
00:12:52,310 --> 00:12:57,100
‫باید یه قربانی پیشکش کنیم، درست نمی‌گم سونگ-کون؟

179
00:12:59,120 --> 00:13:04,110
‫من دیدم مردی که قبل از اومدنمون به اینجا 
‫داشت پُز زنش رو می‌داد، از وسط دو نیم شد.

180
00:13:04,110 --> 00:13:05,890
‫و فقط هم اون نبود!

181
00:13:06,280 --> 00:13:08,750
یکم پیش خودتم گفتی، درسته؟

182
00:13:08,750 --> 00:13:11,100
‫وقتشه مسئولیت رو قبول کنی، لیدر.

183
00:13:11,690 --> 00:13:13,110
‫کیم-سان، اون‌-

184
00:13:12,150 --> 00:13:13,720
‫تو ساکت باش!

185
00:13:15,070 --> 00:13:18,960
‫باشه. بذار خودم برم.

186
00:13:20,820 --> 00:13:23,140
‫این فقط تقصیر سون-سان نیست.

187
00:13:23,140 --> 00:13:25,530
‫ما برای اومدن به اینجا رأی‌گیری کردیم!

188
00:13:29,200 --> 00:13:31,230
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

189
00:13:34,780 --> 00:13:38,170
‫سونگ-کون! کار دیگه‌ای مونده که باید بکنم؟

190
00:13:38,610 --> 00:13:42,790
‫جریان چیه؟ مگه نباید قربانی می‌کردیم؟

191
00:13:43,960 --> 00:13:49,290
‫شرمنده. می‌خوام از محراب سر در بیارم، 
‫پس می‌شه کمکم کنید برم اونجا؟

192
00:13:51,520 --> 00:13:53,790
‫لطفاً دقیقاً منو ببرید کنارش.

193
00:13:53,790 --> 00:13:55,640
‫امـ ـ اما اونموقع ما...

194
00:13:55,640 --> 00:13:57,690
‫فکر نمی‌کنم اتفاقی بیفته.

195
00:14:04,570 --> 00:14:06,610
‫متوجه چیزی شدی؟

196
00:14:06,610 --> 00:14:08,030
‫نه، هنوز نه...

197
00:14:08,640 --> 00:14:12,190
‫اگه اینجا متنظر بمونیم، احتمالش هست کسی برای نجاتمون بیاد؟

198
00:14:12,190 --> 00:14:14,940
‫دروازه از امروز یک هفته باز می‌مونه.

199
00:14:15,280 --> 00:14:18,330
‫احتمالاً قبل از اینکه کسی بیاد دنبال ما، اونا دوباره حرکت می‌کنن.

200
00:14:21,490 --> 00:14:24,450
‫هفت روز زمان می‌بره تا یه دروازه کامل باز بشه.

201
00:14:26,600 --> 00:14:28,610
‫بهش می‌گن فرار از دانجن.

202
00:14:29,460 --> 00:14:33,070
‫وقتی این اتفاق بیفته، هیولاها می‌تونن اون طرف دروازه برن.

203
00:14:33,810 --> 00:14:37,200
‫از هدفای دیگه‌ی رِید شکست باسِ دانجن،...

204
00:14:37,200 --> 00:14:40,560
‫و بستن در قبل از اتمام وقت‌ ـه.

205
00:14:41,680 --> 00:14:44,460
‫ما اگر الان اینجا شکست بخوریم...

206
00:14:45,320 --> 00:14:48,110
‫اون چیز می‌تونه وارد دنیای ما باشه.

207
00:14:48,890 --> 00:14:49,820
‫سلام!

208
00:14:49,820 --> 00:14:53,260
‫اوه سونگ-سان! آفرین که هر روز میای.

209
00:14:59,600 --> 00:15:02,210
‫مامان! دوباره اومدم.

210
00:15:02,210 --> 00:15:04,890
‫امروز سونگ‌یی دوباره دیر اومد سر کلاس.

211
00:15:04,890 --> 00:15:08,950
‫گفت یه‌سری کارا داشت، ولی شرط می‌بندم خواب مونده.

212
00:15:11,400 --> 00:15:13,430
‫راستی، تو آزمون سراسری اون‌روز...

213
00:15:17,370 --> 00:15:19,340
می‌شه شما دو نفر هم بیاید اینجا؟

214
00:15:19,940 --> 00:15:22,760
‫احتمالاً باید برای هرکدوممون یه مشعل روشن بشه.

215
00:15:23,240 --> 00:15:26,040
‫اگه اتفاقی قرار باشه بیفته، بعد از اون می‌شه.

216
00:15:41,680 --> 00:15:43,380
‫در باز شد.

217
00:15:43,380 --> 00:15:44,720
‫می‌تونیم بریم؟

218
00:15:44,720 --> 00:15:46,170
‫مگه اینکه اینم یه تله باشه...

219
00:15:51,090 --> 00:15:52,670
‫این چه صدایی بود؟

220
00:15:52,670 --> 00:15:54,940
‫مـ ـ مجسمه‌ها دارن اینطرفی میان!

221
00:15:54,940 --> 00:15:56,560
‫چیکار کنیم؟

222
00:15:56,560 --> 00:15:59,270
‫چرا دارن میان طرف ما؟

223
00:16:03,730 --> 00:16:05,240
‫نـــه!

224
00:16:05,240 --> 00:16:07,320
‫جوهی-سان، چشمات رو نبند!

225
00:16:07,320 --> 00:16:08,990
‫اگه نگاهشون کنی حرکت نمی‌کنن!

226
00:16:09,690 --> 00:16:12,090
‫مثل اون بازی دوران بچگیمونه.

227
00:16:12,090 --> 00:16:14,490
‫همگی، چشماتون به مجسمه‌ها باشه.

228
00:16:27,630 --> 00:16:29,760
‫نـــــــه!

229
00:16:28,560 --> 00:16:29,760
‫اوی!

230
00:16:28,710 --> 00:16:29,750
‫صبر کن!

231
00:16:34,550 --> 00:16:36,200
سونگ-کون، اینجا چه خبره؟

232
00:16:36,200 --> 00:16:39,100
‫در یکم بسته شد، 
‫ولی فکر کنم تونست نجات پیدا کنه.

233
00:16:39,600 --> 00:16:40,560
‫چرا؟

234
00:16:41,060 --> 00:16:43,940
‫شعله‌های آبی با گذشت زمان خاموش می‌شن.

235
00:16:43,940 --> 00:16:47,270
‫وقتی یه نفر فرار کرد، یکی از شعله‌های نارنجی خاموش شد.

236
00:16:47,840 --> 00:16:52,150
‫اولین فرمان احترام گذاشتن بود.
‫دومین فرمان ستایش کردن بودن.

237
00:16:52,780 --> 00:16:54,410
‫سومین فرمان اثبات ایمان بود...

238
00:16:55,840 --> 00:16:57,600
‫حتماً یه تله‌ست.

239
00:16:57,600 --> 00:17:00,780
‫خطر و ترس ایجاد می‌کنه، 
‫و بعدش یه امید واهی می‌ده...

240
00:17:00,780 --> 00:17:04,480
‫شاید داره ایمانمون به خدا رو آزمایش می‌کنه.

241
00:17:04,850 --> 00:17:07,460
‫شرمنده... دیگه نمی‌تونم!

242
00:17:09,500 --> 00:17:10,440
‫جونگهو-کون!

243
00:17:10,440 --> 00:17:11,010
‫هی

244
00:17:13,010 --> 00:17:13,970
‫نرو!

245
00:17:19,130 --> 00:17:20,340
‫نباید تکون بخوری!

246
00:17:20,340 --> 00:17:22,890
‫اگه یه نفر دیگه بره، دیگه نمی‌تونیم چیزی ببینیم.

247
00:17:23,630 --> 00:17:25,390
سونگ-کون، اینجا چه اتفاقی داره می‌افته؟

248
00:17:25,390 --> 00:17:26,650
‫واسه‌مون توضیح بده.

249
00:17:26,650 --> 00:17:30,400
‫تا وقتی که چشممون به مجسمه‌ها باشه
‫و تکون نخوریم، در امانیم.

250
00:17:30,870 --> 00:17:35,360
‫شعله‌های آبی یه‌طور زمان‌سنجن. وقتی 
‫همگی خاموش بشن، همه‌مون نجات پیدا می‌کنیم.

251
00:17:36,490 --> 00:17:42,500
‫اما امکان اینکه اگه همه‌شون خاموش بشن، 
‫اینجا گیر بیفتیم هم وجود نداره؟

252
00:17:44,000 --> 00:17:46,570
‫صادقانه می‌گم، انتظار نداشتم تو، ضعیف‌ترین عضومون...

253
00:17:46,570 --> 00:17:49,070
‫تا این اندازه ازت بربیاد.

254
00:17:49,070 --> 00:17:53,650
‫تنها دلیلی که زنده موندیم، به‌خاطر تو بود.

255
00:17:53,650 --> 00:17:55,090
‫کیم-سان...

256
00:17:56,320 --> 00:18:01,820
‫ولی... من خانواده‌ای دارم که منتظرمه! هنوز نمی‌تونم بمیرم!

257
00:18:01,820 --> 00:18:04,210
‫می‌خوام زنده برگردم خونه!

258
00:18:04,210 --> 00:18:06,310
‫بیشتر از این نمی‌تونم تحمل کنم!

259
00:18:06,930 --> 00:18:08,340
‫متأسفم!

260
00:18:13,590 --> 00:18:14,940
‫چرا؟

261
00:18:16,690 --> 00:18:17,670
‫هنوز نه!

262
00:18:18,050 --> 00:18:19,570
‫باید هرطور شده نجات پیدا کنیم!

263
00:18:20,560 --> 00:18:23,520
‫قبلاً هرطوری شده از پسش بر اومدم.

264
00:18:27,220 --> 00:18:29,220
‫شما دو نفر باید برین!

265
00:18:30,010 --> 00:18:31,460
‫سون-سان؟

266
00:18:31,460 --> 00:18:36,220
‫فکر می‌کنم تا زمانی که یکی از ماها اینجا بمونه، در باز می‌مونه.

267
00:18:36,730 --> 00:18:39,220
‫شما دوتا هنوز زندگی طولانی‌ای در پیش رو دارین، باید برین.

268
00:18:39,760 --> 00:18:41,930
‫جوهی-سان، سونگ‌-کون رو به تو می‌سپرم.

269
00:18:41,930 --> 00:18:43,460
‫بـ ـ بله!

270
00:18:45,370 --> 00:18:48,350
‫نه... اوه، نه... نه...

271
00:18:48,720 --> 00:18:51,680
‫پاهام... جون ندارن...

272
00:18:52,830 --> 00:18:55,350
‫احتمالاً موقع درمان سونگ-کون زیاد از خودت کار کشیدی.

273
00:18:56,030 --> 00:18:58,530
‫سون-سان، با جوهی-سان فرار کنین.

274
00:18:59,940 --> 00:19:01,200
‫همین الان گفتم من می‌مونم-

275
00:19:01,200 --> 00:19:03,650
‫پس کی جوهی-سان رو می‌بره؟

276
00:19:03,650 --> 00:19:05,450
‫وقت نداریم. عجله کنین!

277
00:19:06,660 --> 00:19:08,110
‫نمی‌تونی، جینو-سان!

278
00:19:08,110 --> 00:19:09,210
‫پس من می‌مون‌‌-

279
00:19:09,210 --> 00:19:12,000
‫بهت قول دادم برای غذا دعوتت کنم، نه؟

280
00:19:12,620 --> 00:19:14,490
‫از این استفاده کن تا برای خودت شام بخری.

281
00:19:14,950 --> 00:19:17,930
‫بعد وقتی از اینجا اومدم بیرون، میام بقیه‌ی پولشو ازت می‌گیرم.

282
00:19:17,930 --> 00:19:19,960
‫چطور می‌تونی همچین چیزی-

283
00:19:21,820 --> 00:19:25,790
‫متأسفم. ولی مثل اینکه واقعاً زمان نداریم.

284
00:19:25,790 --> 00:19:26,960
‫خواهش می‌کنم.

285
00:19:34,610 --> 00:19:37,780
‫خدا رو شکر. فقط منم که می‌میرم.

286
00:19:39,510 --> 00:19:41,100
‫اگه می‌دونستم قراره همچین اتفاقی بیفته،

287
00:19:41,100 --> 00:19:43,870
‫واسه‌ی بیمه‌ی عمر پر و پیمون‌تری ثبت‌نام می‌کردم.

288
00:19:49,640 --> 00:19:52,450
‫حداقل یکی از شما رو هم با خودم می‌برم...

289
00:19:53,400 --> 00:19:54,880
‫رو کنید بیاد!

290
00:20:06,880 --> 00:20:08,880
‫من همیشه ضعیف‌ترین بودم.

291
00:20:09,430 --> 00:20:12,230
‫بارها و بارها بابتش مسخره شدم.

292
00:20:12,230 --> 00:20:14,190
‫ولی بازم همیشه تا حدِ توانم تلاش کردم.

293
00:20:18,760 --> 00:20:19,900
‫ولی الان...

294
00:20:21,400 --> 00:20:22,360
‫مزخرفه.

295
00:20:23,220 --> 00:20:25,220
‫مزخرفه! مزخرفه!

296
00:20:27,320 --> 00:20:30,000
‫من سعی کردم قوی‌تر بشم...

297
00:20:31,060 --> 00:20:32,960
‫ولی نتونستم.

298
00:20:37,680 --> 00:20:42,380
‫حتی الان هم، همه‌ی تلاشمو کردم تا تا اینجا دووم بیارم.

299
00:20:49,230 --> 00:20:53,110
‫بیشتر این نمی‌تونستی تحمل کنی؟ 
‫همه‌مون همین حسو داشتیم.

300
00:20:53,110 --> 00:20:55,880
‫تنها کاری که داشتی می‌کردی این 
‫بود که خودخواهیت رو توجیه کنی!!

301
00:20:58,730 --> 00:21:01,390
‫اون تشکرت هم کاملاً سطحی بود.

302
00:21:01,390 --> 00:21:05,740
‫همیشه کسایی که بیشتر از همه 
‫به فکر خودشونن، منفعت بیشتری هم می‌برن.

303
00:21:06,100 --> 00:21:10,250
‫منم یه خانواده دارم! 
‫منم می‌خواستم زنده برگردم خونه!

304
00:21:17,540 --> 00:21:20,170
خدا رو شکر که فقط قراره من بمیرم؟

305
00:21:26,810 --> 00:21:30,000
احمق ریاکار، چطور تونستی همچین فکری بکنی؟

306
00:21:33,200 --> 00:21:36,940
‫نه. نمی‌خوام بمیرم.

307
00:21:43,290 --> 00:21:47,240
‫اگه فقط یه... اگه فقط یه فرصت دیگه داشتم...

