1
00:00:00,000 --> 00:00:03,000
‫<font color=#ff۰۰۰۰>.:. ترجمـــــه و زیـــرنـــویـس .:.</font>
‫<font color=#۵۰d۱f۸>© Elka ©</font> <font color=#۵۰d۱f۸>فرشــــاد</font>

2
00:00:03,000 --> 00:00:05,000
‫<font color=#ff۰۰۰۰>.:. سینک و ترجمه قسمت های حذف شده .:.</font>
‫<font color=#۵۰d۱f۸>GhostSubs</font>

3
00:00:05,697 --> 00:00:08,132
‫بچه‌ها، نظرم عوض شد، من می‌مونم.

4
00:00:08,156 --> 00:00:11,299
‫- به عنوان مدیر عامل در راس شرکت.
‫- قشنگ منو سرکار گذاشتی.

5
00:00:11,323 --> 00:00:13,840
‫سه سال پیش تو در بیمارستان روانی بستری بودی.

6
00:00:13,864 --> 00:00:16,739
‫بابا، بهش میگن مرکز احیا و توانبخشی و
‫الانم حالم خوبــه.

7
00:00:18,156 --> 00:00:20,114
‫من...

8
00:00:20,364 --> 00:00:22,905
‫بابا؟ بابا؟

9
00:00:25,156 --> 00:00:27,173
‫تا وقتیکه بابا مریضــه، نظر خانواده اینه که...

10
00:00:27,197 --> 00:00:29,549
‫کندل» به همراه «رومن» به عنوان مدیر عملیات»
‫شرکت رو اداره کنــن.

11
00:00:29,573 --> 00:00:30,697
‫آره، کاملا جدی.

12
00:00:30,905 --> 00:00:33,281
‫،هرگز نمیگم که یه مدیر عامل بهتر میشدم
‫چنین چیزی گفته نشده.

13
00:00:33,531 --> 00:00:34,905
‫وقتی به زبون میاری دیگه ناگفته نیست.

14
00:00:35,531 --> 00:00:37,465
‫- می‌دونی که بهم یه کار داده؟
‫- چرا باید بدونم؟

15
00:00:37,489 --> 00:00:39,382
‫آخه فکر کردم که همه دارن در مورد
‫من صحبت می‌کنن.

16
00:00:39,406 --> 00:00:42,573
‫هه، آره همه داشتن فقط در مورد تو حرف میزدن
‫«پسر عمو «گرگ.

17
00:00:42,822 --> 00:00:44,965
‫بیا پیشم، خودم هواتو دارم.

18
00:00:44,989 --> 00:00:48,864
‫یه بدهکاری بزرگ داریم، ۳ میلیارد.
‫یه وقت نپری پایین.

19
00:00:49,697 --> 00:00:52,007
‫یه فکری دارم، ۴ میلیارد دلار بهم میدی.

20
00:00:52,031 --> 00:00:54,072
‫منم رئیس می‌مونم، تو هم سرمایه گذاری می‌کنی.

21
00:00:54,448 --> 00:00:55,728
‫نمی‌دونستم داری میای.

22
00:00:55,780 --> 00:00:57,340
‫فقط اومدم مطمئن بشم باقی سهام...

23
00:00:57,364 --> 00:00:59,406
‫شرکت رو بدون اطلاع من نمی‌فروشی.

24
00:01:00,614 --> 00:01:02,756
‫بابا حالش خوب نیست.

25
00:01:02,780 --> 00:01:04,020
‫اگه مراقب نباشه شرکت رو به فنا میده.

26
00:01:04,281 --> 00:01:06,641
‫تنها در صورتی بهت احترام میذاره که
‫سعی کنی نابودش کنی.

27
00:01:07,655 --> 00:01:09,507
‫من پدرم رو دوست دارم اما در حال حاضر...

28
00:01:09,531 --> 00:01:11,715
‫،واسه اداره‌ی شرکت مناسب نیست
‫می‌خوام همگی در مورد صلاحیتش...

29
00:01:11,739 --> 00:01:14,239
‫به عنوان مدیرعامل و رئیس شرکت رای اعتماد
‫انجام بدیم.

30
00:01:14,448 --> 00:01:15,614
‫چرت و پرت میگه.

31
00:01:16,114 --> 00:01:17,114
‫کسایی که با این موضوع موافق هستن...

32
00:01:17,655 --> 00:01:20,340
‫می‌خوای زیربغلت رو بو کنی دیگه، «رومولوس»؟

33
00:01:20,364 --> 00:01:21,448
‫مخالفم.

34
00:01:23,323 --> 00:01:25,549
‫- کجا بودی؟
‫- در مورد یه کاری قرار داشتم.

35
00:01:25,573 --> 00:01:26,780
‫با دشمن پدرت؟

36
00:01:26,989 --> 00:01:29,489
‫اونقدر اینو می‌خوای که با خانواده‌ت دربیوفتی؟

37
00:01:30,281 --> 00:01:32,864
‫سندی»، سهمت رو می‌خواد».

38
00:01:33,406 --> 00:01:35,132
‫منو بیار تو ماجرا، ردیفش می‌کنیم.

39
00:01:35,156 --> 00:01:37,156
‫بدست آوردن اکثریت سهام شرکت و اعمال فشار.

40
00:01:37,780 --> 00:01:39,739
‫- می‌خوای به چی برسی؟
‫- مدیرعاملی

41
00:01:40,323 --> 00:01:41,965
‫می‌خوام کامل در موردت صحبت کنم.

42
00:01:41,989 --> 00:01:45,156
‫تو هم بیا. همیشه از نظر من باهوش‌ترین بودی.

43
00:01:45,364 --> 00:01:47,531
‫نه بابا؟ به خاطر همین اول «کندل» و «رومن» رو
‫امتحان کردی؟

44
00:01:49,364 --> 00:01:51,132
‫چرا در این مورد انقدر استرس داری «کن»؟

45
00:01:51,156 --> 00:01:53,156
‫چرا عصبی هستم و استرس دارم؟

46
00:01:53,364 --> 00:01:54,631
‫«روم»ــه لعنتی با «شیو» و «کانر».

47
00:01:54,655 --> 00:01:57,406
‫دارن شرکت رو از کنترل خانواده
‫خارج می‌کنن.

48
00:01:57,614 --> 00:01:59,281
‫این پیشنهاد خرید شرکت با مبلغ بالاست؟

49
00:01:59,905 --> 00:02:00,989
‫گمشو بیرون.

50
00:02:02,156 --> 00:02:05,215
‫مواد فروشی چیزی سراغ نداری؟

51
00:02:05,239 --> 00:02:06,239
‫دارم.

52
00:02:07,406 --> 00:02:08,531
‫مراقب باش!

53
00:02:16,031 --> 00:02:18,780
‫این لحظه می‌تونــه لحظه‌ی تعیین کننده‌ی
‫زندگیت باشه.

54
00:02:19,614 --> 00:02:23,197
‫،یه پسر پولدار یه نفرو می‌کُشه
‫هیچوقت دیگه همون آدم قبلی نمیشی.

55
00:02:24,697 --> 00:02:27,239
‫یا می‌تونی هیچی نباشی.

56
00:02:29,197 --> 00:02:31,864
‫تو پسر منی، پسر برتر من.

57
00:02:48,573 --> 00:02:50,507
‫ببخشید قربان، آقای «روی»؟

58
00:02:50,531 --> 00:02:53,072
‫ممکنه لطفا با من بیاید؟

59
00:02:53,989 --> 00:02:55,673
‫چی شده؟

60
00:02:55,697 --> 00:02:58,739
‫یه نفر اومده دنبالت.

61
00:02:59,739 --> 00:03:02,840
‫دنبال من؟

62
00:03:02,864 --> 00:03:06,382
‫قضیه چیه؟ منظورت چیــه؟

63
00:03:06,406 --> 00:03:08,132
‫به من فقط گفتن یه نفر اومده دنبال شما...

64
00:03:08,156 --> 00:03:10,364
‫میشه لطفا با من بیاید؟

65
00:03:38,489 --> 00:03:43,673
‫سلام «کندل»، «راگنار مگنوسن» هستم.

66
00:03:43,697 --> 00:03:45,614
‫- سلام.
‫- حالت چطوره؟

67
00:03:46,406 --> 00:03:49,673
‫سلام، قضیه چیه؟

68
00:03:49,697 --> 00:03:53,424
‫میشه لباس بپوشی بعدش صحبت کنیم؟

69
00:03:53,448 --> 00:03:55,114
‫باید همراه ما بیاید.

70
00:03:56,406 --> 00:03:58,132
‫کجا؟

71
00:03:58,156 --> 00:04:00,673
‫ببخشید شما کی هستید؟

72
00:04:00,697 --> 00:04:03,923
‫- شما؟
‫- چیزی نیست «کندل»، من «راگنار» هستم.

73
00:04:03,947 --> 00:04:06,549
‫با «پینکس» تو لندن ارتباط دارم.

74
00:04:06,573 --> 00:04:08,257
‫پدرت از ما خواسته...

75
00:04:08,281 --> 00:04:11,156
‫هر چه سریعتر تو یه برنامه زنده باشی.

76
00:04:13,697 --> 00:04:15,031
‫خیلی خب.

77
00:04:18,573 --> 00:04:23,923
‫من فقط ۴۸ ساعته که اومدم اینجا و...

78
00:04:23,947 --> 00:04:29,382
‫می‌خوام حمام گل داشته باشم، میشه...

79
00:04:29,406 --> 00:04:32,507
‫نه.

80
00:04:32,531 --> 00:04:34,864
‫ببخشید، اینطوری نمیشه.

81
00:04:48,573 --> 00:04:49,965
‫خب...

82
00:04:49,989 --> 00:04:53,007
‫«اینطور حس میشد که «سندی»، «استویی» و «میزبری...

83
00:04:53,031 --> 00:04:54,798
‫بدون تو پیگیر پیشنهادشون نشن...

84
00:04:54,822 --> 00:04:57,673
‫اما قضیه‌ی پیشنهاد خرید رو عمومی کردن...

85
00:04:57,697 --> 00:05:01,798
‫و قرار شد که امروز صبح اول وقت...

86
00:05:01,822 --> 00:05:04,007
‫بری تو برنامه زنده، باشه؟

87
00:05:04,031 --> 00:05:05,406
‫خیلی خب.

88
00:05:06,780 --> 00:05:09,340
‫اما این کمکی می‌کنــه؟

89
00:05:09,364 --> 00:05:13,173
‫اعلام برکناری و عقب نشینی اونم زنده و
‫عمومی...

90
00:05:13,197 --> 00:05:14,697
‫خیلی کمک می‌کنــه.

91
00:05:15,364 --> 00:05:16,489
‫حالت خوبه رفیق؟

92
00:05:17,281 --> 00:05:18,340
‫آره.

93
00:05:18,364 --> 00:05:19,739
‫آره، تو از پسش برمیای.

94
00:05:20,655 --> 00:05:22,072
‫می‌تونی جلوش رو بگیری.

95
00:05:23,031 --> 00:05:24,132
‫باشه.

96
00:05:24,156 --> 00:05:27,340
‫اگه پدرم می‌خواد چنین کاری کنم...

97
00:05:27,364 --> 00:05:28,531
‫انجام میدم.

98
00:05:32,323 --> 00:05:34,905
‫از برنامه‌شون با خبر شدم، برنامه پدرم بهتره.

99
00:05:36,448 --> 00:05:37,614
‫چه احساسی داری؟

100
00:05:38,739 --> 00:05:40,424
‫به نظر خوب میای.

101
00:05:40,448 --> 00:05:43,631
‫آره خوبم.

102
00:05:43,655 --> 00:05:44,905
‫عالیه.

103
00:05:54,864 --> 00:05:56,905
‫خوبه؟

104
00:06:00,822 --> 00:06:02,465
‫سلام.

105
00:06:02,489 --> 00:06:03,739
‫سلام «کارولین»، از دیدنت خوشحالم.

106
00:06:06,448 --> 00:06:07,881
‫- «سلام «کن.
‫- سلام.

107
00:06:07,905 --> 00:06:09,549
‫یه استودیو جمع و جور داریم که یه شعبه
‫دیگه هم داره.

108
00:06:09,573 --> 00:06:11,715
‫موهات رو مرتب می‌کنیم و یه کت شلوار
‫هم برات آماده کردیم.

109
00:06:11,739 --> 00:06:12,864
‫مشکلی نداری؟

110
00:06:14,364 --> 00:06:15,822
‫نه موردی نیست.

111
00:06:18,489 --> 00:06:19,573
‫خیلی خب.

112
00:06:21,905 --> 00:06:25,257
‫ممکنه که سوال سختی بپرسن، پس بیا
‫یه دوره کنیم.

113
00:06:25,281 --> 00:06:27,673
‫باشه؟ ممکنه بپرسن که تو با...

114
00:06:27,697 --> 00:06:30,631
‫بدترین رقیب تجاری پدرت همدست شدی...

115
00:06:30,655 --> 00:06:32,756
‫جوری که می‌تونست باعث بشه
‫شرکت رو از دست بده.

116
00:06:32,780 --> 00:06:34,090
‫چرا این کارو کردی؟

117
00:06:34,114 --> 00:06:36,424
‫و چرا نظرت عوض شد و...

118
00:06:36,448 --> 00:06:38,798
‫خودت رو کشیدی کنار؟

119
00:06:38,822 --> 00:06:41,549
‫تو هم میگی که...

120
00:06:41,573 --> 00:06:45,590
‫از برنامه‌شون با خبر شدم، برنامه پدرم بهتره.

121
00:06:45,614 --> 00:06:46,614
‫باشه؟

122
00:06:47,364 --> 00:06:48,573
‫باشه «کندل»؟

123
00:06:50,281 --> 00:06:52,614
‫- باشه؟
‫- حله.

124
00:06:55,989 --> 00:06:57,590
‫این کارو انجام میدیم.

125
00:06:57,614 --> 00:06:59,299
‫- نه، من حلش می‌کنم.
‫- شاید یه فیلم هم از...

126
00:06:59,323 --> 00:07:00,965
‫- لحظه وارد شدنش بگیریم.
‫- من خوبم.

127
00:07:00,989 --> 00:07:03,715
‫کن»؟ ببخشید میشه یه دستمال بیارید لطفا؟»

128
00:07:03,739 --> 00:07:05,173
‫دستمال لازم داره.

129
00:07:05,197 --> 00:07:07,780
‫مراقب پیراهن باش.

130
00:07:10,989 --> 00:07:13,323
‫کارولینا»، از پسش برمیام باشه؟»

131
00:07:14,031 --> 00:07:15,715
‫کارولینا»، من خوبم».

132
00:07:15,739 --> 00:07:17,822
‫من خوبم.

133
00:07:48,406 --> 00:07:50,173
‫سلام «کندل»، ۱۰ ثانیه.

134
00:07:50,197 --> 00:07:52,465
‫به محض اینکه به «ساشا» وصل بشی
‫دیگه صدای منو نداری، باشه؟

135
00:07:52,489 --> 00:07:53,864
‫خیلی خب، ممنون.

136
00:07:58,989 --> 00:08:01,048
‫الان همراه «کندل روی» هستیم...

137
00:08:01,072 --> 00:08:04,007
‫کسی که اخیرا با یک پیشنهاد از...

138
00:08:04,031 --> 00:08:06,382
‫صندوق سهام اختصاصی «میزبری» همراه شده بود...

139
00:08:06,406 --> 00:08:09,257
‫تا کنترل شرکت «وایستر» رو...

140
00:08:09,281 --> 00:08:11,257
‫از دست پدرش یعنی...

141
00:08:11,281 --> 00:08:13,299
‫،لوگان روی»، شخصیت برجسته‌ی رسانه‌ها»
‫خارج کنــه.

142
00:08:13,323 --> 00:08:16,756
‫حالا «کندل»، می‌خوام ازت اینو بپرسم که...

143
00:08:16,780 --> 00:08:19,090
‫رابطه‌ت با پدرت چطوره؟

144
00:08:19,114 --> 00:08:21,549
‫خیلی خوبه.

145
00:08:21,573 --> 00:08:25,424
‫خیلی با هم صمیمی هستیم، پس...

146
00:08:25,448 --> 00:08:27,132
‫اینطوریاست.

147
00:08:27,156 --> 00:08:28,590
‫خب این...

148
00:08:28,614 --> 00:08:30,215
‫- ما با هم...ببخشید.
‫- برخوردی عالی...

149
00:08:30,239 --> 00:08:32,048
‫- ببخشید ادامه بده.
‫- خیلی خب.

150
00:08:32,072 --> 00:08:34,881
‫خب بریم  سر اصل قضیه، بگو که چی شد.

151
00:08:34,905 --> 00:08:36,715
‫- درسته.
‫- چرا درگیر این قضیه شدی؟

152
00:08:36,739 --> 00:08:38,881
‫چرا بعدش بیخیال شدی؟

153
00:08:38,905 --> 00:08:40,364
‫درسته...

154
00:08:42,239 --> 00:08:45,715
‫خب، دلایل زیادی...

155
00:08:45,739 --> 00:08:48,881
‫باعث یه تصمیم میشه.

156
00:08:48,905 --> 00:08:51,881
‫زندگی می‌تونــه به یه لحظه‌ی خاص ختم بشه...

157
00:08:51,905 --> 00:08:55,257
‫و وقتی نشستم و با خودم خلوت کردم...

158
00:08:55,281 --> 00:08:57,132
‫خدایا، خیلی داغون به نظر میاد.

159
00:08:57,156 --> 00:09:00,257
‫مثل جنازه شده.

160
00:09:00,281 --> 00:09:01,923
‫آره.

161
00:09:01,947 --> 00:09:05,673
‫شبیه یه شمع آب شده‌ست.

162
00:09:05,697 --> 00:09:08,281
‫اما منظورم اینه که...

163
00:09:10,156 --> 00:09:13,382
‫خلاصه بگم که من...

164
00:09:13,406 --> 00:09:16,549
‫از برنامه‌شون با خبر شدم، برنامه پدرم بهتره.

165
00:09:16,573 --> 00:09:20,549
‫ببینید، این قضیه واسه من و خانواده‌م خیلی سخته.

166
00:09:20,573 --> 00:09:23,465
‫اما من یه بررسی دقیق در مورد...

167
00:09:23,489 --> 00:09:25,215
‫مسیر و گذشته شرکت انجام دادم...

168
00:09:25,239 --> 00:09:28,507
‫و متوجه شدم که سهامداران نادیده گرفته میشدن.

169
00:09:28,531 --> 00:09:31,424
‫حقیقت اینه که تمام این نگرانی‌ها مورد
‫توجه قرار گرفته...

170
00:09:31,448 --> 00:09:35,299
‫و یه سری موارد به ارزش سهام‌ها ختم شدن.

171
00:09:35,323 --> 00:09:38,257
‫و می‌دونی...

172
00:09:38,281 --> 00:09:41,007
‫صادقانه بگم، چیزی که آشکار شد...

173
00:09:41,031 --> 00:09:44,590
‫این بود که یه سری شخصیت‌های متزلزل...

174
00:09:44,614 --> 00:09:46,132
‫درگیر این قضیه بودن.

175
00:09:46,156 --> 00:09:48,881
‫کندل» هستم یه عوضیِ با کلاس».

176
00:09:48,905 --> 00:09:50,382
‫- نظرت چیه؟
‫- چه خبر شده؟

177
00:09:50,406 --> 00:09:51,965
‫فکر می‌کردم که دیگه کشیده کنار.

178
00:09:51,989 --> 00:09:54,465
‫چی داره میگه؟ وایفای آنتن نمیده.

179
00:09:54,489 --> 00:09:56,173
‫خیلی عجیب به نظر میاد، مگه نه؟

180
00:09:56,197 --> 00:09:58,299
‫مثل دیوونه‌ها شده، چرا انقدر براق شده؟

181
00:09:58,323 --> 00:09:59,631
‫چرا وایفایت آنتن نمیده؟

182
00:09:59,655 --> 00:10:01,215
‫می‌خواستیم بریم یه جای دور بدون اینترنت.

183
00:10:01,239 --> 00:10:03,756
‫به نظر من شبیه احمق‌ها شده...

184
00:10:03,780 --> 00:10:05,881
‫نظر «جو» چیــه؟

185
00:10:05,905 --> 00:10:07,048
‫هی، باهات تماس می‌گیرم.

186
00:10:07,072 --> 00:10:08,840
‫یه زمانی گفته میشد که...

187
00:10:08,864 --> 00:10:11,340
‫تو در موقعیت خیلی خوبی برای...

188
00:10:11,364 --> 00:10:12,965
‫بدست گرفتن شرکت بودی، درسته؟

189
00:10:12,989 --> 00:10:16,465
‫حالا اگه خدایی نکرده فردا روزی
‫یه اتوبوس به پدرت بزنه...

190
00:10:16,489 --> 00:10:17,881
‫برنامه‌ای دارید؟

191
00:10:17,905 --> 00:10:21,048
‫خب...باید بگم که...

192
00:10:21,072 --> 00:10:25,756
‫شهرداری «نیوبورک» باید تصمیم بگیره...

193
00:10:25,780 --> 00:10:27,215
‫تا یه اتوبوس دیگه پیدا کنه.

194
00:10:27,239 --> 00:10:29,631
‫چون اگه اتوبوسی به پدرم بزنه...

195
00:10:29,655 --> 00:10:31,507
‫شهر یه اتوبوس رو از دست میده...

196
00:10:31,531 --> 00:10:33,215
‫نه یه مدیرعامل رو.

197
00:10:33,239 --> 00:10:35,406
‫بسیار عالی، درسته.

198
00:10:37,031 --> 00:10:38,489
‫آقایون و خانم‌ها...

199
00:10:39,197 --> 00:10:40,549
‫این تنها کار درستیـه...

200
00:10:40,573 --> 00:10:42,989
‫که پسرم تا حالا تو زندگیش انجام داده.

201
00:12:14,197 --> 00:12:16,340
‫کار دنیا رو ببین.

202
00:12:16,364 --> 00:12:18,340
‫،یه زمان واسه خودش پادشاهی بود
‫الان نگاش کن.

203
00:12:18,364 --> 00:12:23,299
‫مثل یه سگ حقیر و بدبخت.

204
00:12:23,323 --> 00:12:24,590
‫به نظرم خوب صحبت کرد.

205
00:12:24,614 --> 00:12:27,424
‫آره عالی بود.

206
00:12:27,448 --> 00:12:30,090
‫اما نگاه کن، یه آدم قوی که الان بدجوری ضعیف شده.

207
00:12:30,114 --> 00:12:31,549
‫دیگه برگشتی نداره هان؟

208
00:12:31,573 --> 00:12:33,173
‫درسته؟

209
00:12:33,197 --> 00:12:34,756
‫«یه جوری رفت تو بورس «نیویورک...

210
00:12:34,780 --> 00:12:36,173
‫که انتظار داشت موفق بشه...

211
00:12:36,197 --> 00:12:38,007
‫و دنبال فرصت بود...

212
00:12:38,031 --> 00:12:42,340
‫اما بدجوری ضایع شد.

213
00:12:42,364 --> 00:12:45,132
‫عزیزم واکنش‌ها چی بود؟
‫قیمت‌ها تغییر کردن؟

214
00:12:45,156 --> 00:12:48,299
‫نزول کرد اما برگشت بالا.

215
00:12:48,323 --> 00:12:51,257
‫فکر کنم «سندی» و «استویی» یه راه نجات
‫به پدر نشون بدن، جابجایی دارایی.

216
00:12:51,281 --> 00:12:53,549
‫درسته؟ حرکت بعدی اینه.

217
00:12:53,573 --> 00:12:55,257
‫آره، فکر کنم.

218
00:12:55,281 --> 00:12:57,382
‫- البته اگه بخوان ادامه بدن.
‫- خب...

219
00:12:57,406 --> 00:12:59,132
‫- نمی‌تونن اکثریت سهام رو بدست بیارن.
‫- نه.

220
00:12:59,156 --> 00:13:00,715
‫«مخصوصا بدون سهم «کندل.

221
00:13:00,739 --> 00:13:01,822
‫لعنتی، نه.

222
00:13:03,655 --> 00:13:06,007
‫می‌خوای بیخیال ماه عسل بشی؟

223
00:13:06,031 --> 00:13:10,257
‫نه، نمی‌خوام، تو چی؟

224
00:13:10,281 --> 00:13:13,197
‫نه، نمی‌خوام.

225
00:13:14,697 --> 00:13:16,340
‫می‌خوای؟

226
00:13:21,947 --> 00:13:24,090
‫موتور رو گرفتی؟

227
00:13:24,114 --> 00:13:26,840
‫«آره، پدرت نمی‌خواست تنها پشت موتور بشینی «کن.

228
00:13:26,864 --> 00:13:28,156
‫یه نفر هست.

229
00:14:27,739 --> 00:14:31,840
‫آقای سیب زمینی اومد!

230
00:14:31,864 --> 00:14:34,072
‫حریف ساده من.

231
00:14:35,156 --> 00:14:37,007
‫به جمع ما خوش اومدی.

232
00:14:37,031 --> 00:14:38,715
‫یه سلام علیک با کارمندام بکن.

233
00:14:38,739 --> 00:14:40,756
‫- «یه وقت بهت برنخوره «کارل.
‫- نه اصلا.

234
00:14:40,780 --> 00:14:42,090
‫«البته باید بگم که گند زدی «کارل...

235
00:14:42,114 --> 00:14:43,756
‫چون یه مدیر مالی باهوش...

236
00:14:43,780 --> 00:14:45,257
‫می‌تونست چنین فاجعه‌ای رو پیش بینی کنــه.

237
00:14:45,281 --> 00:14:47,114
‫باشه اما از حرفت ناراحت نشدم.

238
00:14:49,406 --> 00:14:51,132
‫به خاطر مصاحبه‌ت ممنونم.

239
00:14:51,156 --> 00:14:53,257
‫حداقل کاری بود که تونستم بکنم.

240
00:14:53,281 --> 00:14:56,590
‫قیمت‌ها خیلی بالا نرفتن پس تاثیر خاصی
‫نداشته.

241
00:14:56,614 --> 00:14:59,257
‫حداقل سعیش رو کرد.

242
00:14:59,281 --> 00:15:03,007
‫خیلی خب «کارل»، می‌خوام این جاسوس دوجانبه رو
‫در جریان امور قرار بدم.

243
00:15:03,031 --> 00:15:04,881
‫باقی کارمندهای بدردنخورم می‌تونن برن.

244
00:15:04,905 --> 00:15:08,673
‫خیلی خب، امتیاز سهام سرمایه‌گذار رو...

245
00:15:08,697 --> 00:15:11,257
‫بعدا میارم...

246
00:15:11,281 --> 00:15:13,923
‫و ۲۰ دقیقه دیگه آخرین اطلاعات رو
‫بهت میدم...

247
00:15:13,947 --> 00:15:15,780
‫نه، نه، نه، تو می‌مونی.

248
00:15:16,281 --> 00:15:17,281
‫بمون.

249
00:15:30,197 --> 00:15:35,215
‫خیلی خب بیا اینجا بشین.

250
00:15:35,239 --> 00:15:38,048
‫کامل صحبت می‌کنیم...

251
00:15:38,072 --> 00:15:39,739
‫ببینیم به کجا می‌رسیم.

252
00:15:42,197 --> 00:15:45,507
‫خیلی خب، تو...چی می‌خوای؟

253
00:15:45,531 --> 00:15:48,465
‫می‌خوام بدونم برنامه‌شون چیـه...

254
00:15:48,489 --> 00:15:52,631
‫،وضعیت سرمایه و بدهیشون چطوریـه
‫حرکت آخرشون چیـه...

255
00:15:52,655 --> 00:15:55,989
‫نقطه ضعفشون چیــه، اما از اولش..

256
00:15:56,989 --> 00:15:58,507
‫کِی اومدن سراغت؟

257
00:15:58,531 --> 00:16:00,340
‫کِی اومدن سراغم؟

258
00:16:00,364 --> 00:16:01,756
‫آره، خیلی طول کشید...

259
00:16:01,780 --> 00:16:03,923
‫یا اینکه در اولین دیدار قبول کردی؟

260
00:16:03,947 --> 00:16:07,257
‫نه، زمان برد تا...

261
00:16:07,281 --> 00:16:10,048
‫بتونن منو راضی کنن که...

262
00:16:10,072 --> 00:16:11,239
‫بهم خیانت کنی.

263
00:16:13,573 --> 00:16:15,739
‫- آره.
‫- جالبــه.

264
00:16:17,489 --> 00:16:19,257
‫می‌خوای همه چی رو مرور کنیم...

265
00:16:19,281 --> 00:16:20,881
‫و روان منو بریزی بهم یا اینکه...؟

266
00:16:20,905 --> 00:16:22,340
‫انتظار چه حرکتی از من دارن؟

267
00:16:22,364 --> 00:16:26,590
‫خب، «استویی» فکر می‌کنه که باهاشون مذاکره می‌کنی.

268
00:16:26,614 --> 00:16:28,549
‫سندی» هم فکر می‌کنه که کار به بدست آوردن»
‫اکثریت سهام‌ها کشیده میشــه.

269
00:16:28,573 --> 00:16:29,840
‫فکر می‌کنن که برنده میشن؟

270
00:16:29,864 --> 00:16:33,132
‫آره، فکر می‌کنن که...

271
00:16:33,156 --> 00:16:36,631
‫وقتی در مورد داخل شرکت صحبت کردم...

272
00:16:36,655 --> 00:16:37,840
‫اوهوم.

273
00:16:37,864 --> 00:16:39,798
‫اینطوری برداشت کردن که...

274
00:16:39,822 --> 00:16:43,798
‫یه سری تصمیم یهویی گرفته شده.

275
00:16:43,822 --> 00:16:47,923
‫فکر می‌کنن که احساسی و بی‌ثباتی...

276
00:16:47,947 --> 00:16:50,549
‫و اصلا منطقی نیستی...

277
00:16:50,573 --> 00:16:53,448
‫و همچنین داری ضعیف میشی و تحت فشار
‫از هم می‌پاشی.

278
00:16:53,905 --> 00:16:54,965
‫عجب.

279
00:16:54,989 --> 00:16:56,132
‫الان به کی ضربه میزنن؟

280
00:16:56,156 --> 00:16:58,299
‫سهامدارهای اصلی.

281
00:16:58,323 --> 00:17:01,507
‫اکثر سازمان‌ها همونطور که انتظار داری
‫مخالف ریسک کردن هستن...

282
00:17:01,531 --> 00:17:06,007
‫و همه یه جوری بهت اعتماد دارن که...

283
00:17:06,031 --> 00:17:08,257
‫انگار یه آدم جادویی و یگانه هستی...

284
00:17:08,281 --> 00:17:09,864
‫که همه چیز رو سرپا نگه داشته.

285
00:17:12,072 --> 00:17:13,114
‫همین؟

286
00:17:16,072 --> 00:17:17,114
‫خب...

287
00:17:19,197 --> 00:17:21,257
‫ببین، بذار من...

288
00:17:21,281 --> 00:17:23,323
‫من میرم...

289
00:17:24,281 --> 00:17:26,114
‫لیست امتیاز خرید رو بیارم، باشه؟

290
00:17:33,655 --> 00:17:37,448
‫با تیم روابط عمومیشون حرف زدم و...

291
00:17:40,072 --> 00:17:43,424
‫داروهایی که مصرف می‌کنی رو بهشون گفتم.

292
00:17:43,448 --> 00:17:48,798
‫در جریان کتک زدن «آیورسن» هستن...

293
00:17:48,822 --> 00:17:52,323
‫و اینکه دفتر من رو به گند کشیدی.

294
00:17:53,156 --> 00:17:54,239
‫آها.

295
00:17:56,281 --> 00:17:59,631
‫گوش کن پدر، من...

296
00:17:59,655 --> 00:18:02,756
‫من حالم خوب نیست، فقط می‌خوام بگم که...

297
00:18:02,780 --> 00:18:06,323
‫باشه، دیگه برو گمشو.
‫تا یه جایی می‌رسوننت.

298
00:18:06,989 --> 00:18:08,465
‫امتیاز خرید سهام سرمایه‌گذارها.

299
00:18:08,489 --> 00:18:12,864
‫یه جوری این گندی که زدی رو حل کن تا
‫بیخیال این پیشنهاد بشن، باشه؟

300
00:18:22,614 --> 00:18:23,965
‫خب...

301
00:18:23,989 --> 00:18:26,881
‫پائول» لیست ۱۰ سهامدار برتر رو که می‌خوایم»...

302
00:18:26,905 --> 00:18:28,299
‫بهشون ضربه بزنیم رو آورده...

303
00:18:28,323 --> 00:18:30,340
‫و تو رو در جریان امور قرار میده...

304
00:18:30,364 --> 00:18:31,465
‫- خیلی خب؟
‫- باشه.

305
00:18:31,489 --> 00:18:33,281
‫- خیلی خب.
‫- باشه.

306
00:18:37,989 --> 00:18:41,299
‫گوش کن «کارولینا»، «جس» برگشته؟

307
00:18:41,323 --> 00:18:44,031
‫نه اما می‌تونیم باهاش تماس بگیریم.

308
00:18:46,156 --> 00:18:50,048
‫آره، گاهی اوقات در مورد یه سری چیزها...

309
00:18:50,072 --> 00:18:55,840
‫جس» با دوستم «نیک» صحبت می‌کنه»...

310
00:18:55,864 --> 00:18:58,215
‫واسم اطلاعات می‌گیره.

311
00:18:58,239 --> 00:18:59,340
‫درسته.

312
00:18:59,364 --> 00:19:00,531
‫درسته.

313
00:19:04,114 --> 00:19:06,465
‫می‌خوام که...

314
00:19:06,489 --> 00:19:10,840
‫می‌خوام کارهام رو جبران کنم.

315
00:19:10,864 --> 00:19:12,424
‫- می‌دونی، دارم انجام میدم.
‫- اوهوم.

316
00:19:12,448 --> 00:19:14,905
‫اما الان به یه نفر نیاز دارم که راهو نشونم بده.

317
00:19:16,739 --> 00:19:17,822
‫ممنونم.

318
00:19:37,406 --> 00:19:40,031
‫می‌دونی، من...

319
00:19:41,489 --> 00:19:45,048
‫خیلی ناامید شدم که در مورد این حمله
‫هیچ هشداری...

320
00:19:45,072 --> 00:19:49,715
‫دریافت نکردم «جیمی»، خیلی ناامید کننده بود.

321
00:19:49,739 --> 00:19:52,215
‫چطوریه که بانکدار من هیچ خبری نداشت؟

322
00:19:52,239 --> 00:19:56,299
‫سندی» قویــه و تیمش خیلی مطمئنـه».

323
00:19:56,323 --> 00:19:57,549
‫هیچکس چیزی نمی‌دونست.

324
00:19:57,573 --> 00:19:59,299
‫آها.

325
00:19:59,323 --> 00:20:01,549
‫خب، حرکتت چیــه؟

326
00:20:01,573 --> 00:20:03,549
‫حرکت من چیه؟

327
00:20:03,573 --> 00:20:05,215
‫یه نگاه به این نوشیدنی بنداز.

328
00:20:05,239 --> 00:20:07,340
‫دارم باهات غذا می‌خورم.

329
00:20:07,364 --> 00:20:10,382
‫حرکت من چیه؟ نمی‌دونم...

330
00:20:10,406 --> 00:20:12,923
‫دارم فکر می‌کنم...

331
00:20:12,947 --> 00:20:17,072
‫تا یه اطلاعاتی بدست بیارم و قضیه رو حل کنم...

332
00:20:18,947 --> 00:20:20,299
‫یه جانشین معرفی کنم.

333
00:20:20,323 --> 00:20:21,673
‫آها.

334
00:20:21,697 --> 00:20:22,947
‫می‌تونه خوب باشه.

335
00:20:24,114 --> 00:20:25,215
‫کی؟

336
00:20:25,239 --> 00:20:27,448
‫خب این یه مقدار پیچیده‌ست.

337
00:20:29,114 --> 00:20:32,132
‫چی دارم که باهاش دفاع کنم؟

338
00:20:32,156 --> 00:20:34,299
‫خب سخته.

339
00:20:34,323 --> 00:20:36,798
‫چقدر باید بهت پول بدم تا یه حرف درست بزنی؟

340
00:20:36,822 --> 00:20:38,340
‫ببین، نمی‌خوای شرکت رو بفروشی...

341
00:20:38,364 --> 00:20:40,257
‫نمی‌خوای بفروشی.
‫نمی‌خوای بفروشی.

342
00:20:40,281 --> 00:20:42,090
‫پس از گفتن چیزی که نمی‌خوای بشنوی چه سودی می‌برم؟

343
00:20:42,114 --> 00:20:44,631
‫به عنوان افزایش اعتمادم نسبت به خودت...

344
00:20:44,655 --> 00:20:46,215
‫بهش فکر کن.

345
00:20:46,239 --> 00:20:50,715
‫خیلی خب، از نظر تجاری باید بگم که...

346
00:20:50,739 --> 00:20:53,007
‫باید یه معامله کنی و بفروشی.

347
00:20:53,031 --> 00:20:55,424
‫اگه این کارو نکنی یه جنگ سخت میشه.

348
00:20:55,448 --> 00:20:58,465
‫ماه‌ها یا شاید سال‌ها طول بکشه.

349
00:20:58,489 --> 00:21:00,780
‫شاید ببری، شاید.

350
00:21:02,156 --> 00:21:04,673
‫اما تا اونموقع کاری پیش نمیره.

351
00:21:04,697 --> 00:21:06,382
‫تمام سرمایه‌ت رو از دست میدی...

352
00:21:06,406 --> 00:21:08,215
‫تمام توجهات رو...

353
00:21:08,239 --> 00:21:10,215
‫باید با تمام سلاح‌های سیاسی و مالی...

354
00:21:10,239 --> 00:21:13,448
‫که داری باهاشون روبرو بشی.

355
00:21:14,448 --> 00:21:16,798
‫اوضاع خوبی نیست...

356
00:21:16,822 --> 00:21:18,531
‫ارزش سهامت داره سقوط می‌کنه.

357
00:21:19,739 --> 00:21:22,673
‫تک» تو راهــه».

358
00:21:22,697 --> 00:21:25,756
‫دست‌هاش رو انداخته دور گلوت.

359
00:21:25,780 --> 00:21:29,382
‫شاید یک یا دو عملیات رسانه‌ای باشه که...

360
00:21:29,406 --> 00:21:31,697
‫اونقدر خودشون رو بزرگ نشون بدن تا نجات پیدا کنن.

361
00:21:33,697 --> 00:21:36,798
‫قیمتی که «سندی» پیشنهاد داده
‫اغراق آمیزه.

362
00:21:36,822 --> 00:21:39,697
‫با کینه و غرور همراه شده.

363
00:21:40,448 --> 00:21:42,173
‫اگه نفروشی...

364
00:21:42,197 --> 00:21:45,631
‫طی دو یا چهار سال آینده چه تفاوتی ایجاد می‌کنه؟

365
00:21:45,655 --> 00:21:47,007
‫چیزی هم تغییر می‌کنه؟

366
00:21:47,031 --> 00:21:50,156
‫آدم‌های بیشتری روزنامه‌هات رو می‌خونن؟

367
00:21:50,780 --> 00:21:52,031
‫تلویزیون می‌بینن؟

368
00:21:54,197 --> 00:21:57,489
‫هرجوری حساب کنی..

369
00:21:58,323 --> 00:21:59,798
‫تو دیگه نفر برتر نیستی.

370
00:21:59,822 --> 00:22:03,156
‫طی ۵ سال آینده که دیگه کلا از یاد میری.

371
00:22:04,864 --> 00:22:07,173
‫عاقلانه‌ترین راه اینه که بفروشی.

372
00:22:07,197 --> 00:22:09,549
‫معمولا کار عاقلانه رو انجام میدی.

373
00:22:09,573 --> 00:22:12,090
‫اما این سری بعید می‌دونم.

374
00:22:12,114 --> 00:22:14,756
‫این سری بهم توهین می‌کنی و...

375
00:22:14,780 --> 00:22:16,780
‫همه چی رو میریزی بهم.

376
00:22:24,697 --> 00:22:26,905
‫طی این بازرسی...

377
00:22:28,406 --> 00:22:32,382
‫چگونگی رخ دادن این اتفاق رو پیدا می‌کنیم.

378
00:22:32,406 --> 00:22:35,965
‫کامل‌ترین بازرسی و تحقیق رو...

379
00:22:35,989 --> 00:22:37,215
‫انجام میدیم.

380
00:22:37,239 --> 00:22:38,715
‫«یه سوال از «رومن روی.

381
00:22:38,739 --> 00:22:40,215
‫تحقیقات کِی شروع میشه و...

382
00:22:40,239 --> 00:22:42,673
‫علت و انگیزه‌ی کار مشخص شده؟

383
00:22:42,697 --> 00:22:44,382
‫خب...

384
00:22:44,406 --> 00:22:47,048
‫در مورد زمانش باید بگم که، همین الان.

385
00:22:47,072 --> 00:22:49,465
‫این قضیه خیلی برای ما جدیــه.

386
00:22:49,489 --> 00:22:51,549
‫و در مورد...

387
00:22:51,573 --> 00:22:53,424
‫تعیین علت این اتفاق...

388
00:22:53,448 --> 00:22:55,257
‫نمی‌خوایم حدس و گمان بزنیم.

389
00:22:55,281 --> 00:22:57,424
‫و منم نمی‌خوام حرف الکی‌ای بزنم...

390
00:22:57,448 --> 00:23:01,864
‫اما «سارا»، من که پدر علم فیزیک نیستم علت همه
‫چی رو بدونم.

391
00:23:05,072 --> 00:23:06,798
‫خیلی خب، مدیر «ساتو»، یه سوال دیگه...

392
00:23:06,822 --> 00:23:08,215
‫وایستر رایکو» واسه قبول»...

393
00:23:08,239 --> 00:23:09,424
‫مسئولیت آماده‌ست؟

394
00:23:09,448 --> 00:23:10,756
‫به خانواده‌های قربانیان...

395
00:23:10,780 --> 00:23:12,864
‫پرداخت مالی صورت می‌گیره؟

396
00:23:14,655 --> 00:23:16,655
‫در این مورد خیلی متاسفم.

397
00:23:18,947 --> 00:23:20,382
‫به عنوان مثال...

398
00:23:20,406 --> 00:23:21,881
‫لعنتی، پیام رو دریافت کردی؟

399
00:23:21,905 --> 00:23:23,257
‫- واقعیه؟
‫- آره، منم گرفتم.

400
00:23:23,281 --> 00:23:25,173
‫- فروختن؟
‫- نمی‌کنه، مگه نه؟

401
00:23:25,197 --> 00:23:26,323
‫«تام».

402
00:23:29,780 --> 00:23:31,756
‫لعنتی، می‌خواد بفروشه؟

403
00:23:31,780 --> 00:23:33,173
‫- آره.
‫- این...

404
00:23:33,197 --> 00:23:34,756
‫هرگز این کارو نمی‌کنه، مگه نه؟ باید بریم؟

405
00:23:34,780 --> 00:23:37,132
‫فکر کنم.

406
00:23:37,156 --> 00:23:39,631
‫لعنتی، عروسی و ماه عسل به فنا رفت؟

407
00:23:39,655 --> 00:23:41,673
‫عجب آدمیــه!

408
00:23:41,697 --> 00:23:43,947
‫عجب آدم خودمحوری!

409
00:23:44,822 --> 00:23:45,864
‫عوضی!

410
00:23:48,655 --> 00:23:50,197
‫عجب خونه‌ای داری رفیق!

411
00:23:51,489 --> 00:23:53,299
‫خوبی؟

412
00:23:53,323 --> 00:23:55,780
‫چه خبرا؟

413
00:23:57,489 --> 00:23:59,114
‫چی شده؟

414
00:23:59,822 --> 00:24:00,923
‫چطوری؟

415
00:24:00,947 --> 00:24:02,655
‫خوبم، چه خبر رفیق؟

416
00:24:06,573 --> 00:24:08,132
‫اینجا خیلی خفنه!

417
00:24:08,156 --> 00:24:12,114
‫به خاطر هفته‌ی مُد تمام پنتهاس‌های خوب پُره!

418
00:24:14,489 --> 00:24:16,965
‫خب، آره، میشد که بهتر باشه.

419
00:24:16,989 --> 00:24:20,507
‫فقط نمی‌دونم چطوری.

420
00:24:20,531 --> 00:24:22,048
‫لعنتی.

421
00:24:22,072 --> 00:24:24,173
‫خونه خودت چی شد؟

422
00:24:24,197 --> 00:24:26,406
‫ردش کردم رفت.

423
00:24:27,197 --> 00:24:28,590
‫بوی «راوا» رو می‌داد.

424
00:24:28,614 --> 00:24:30,406
‫رفیق، آره.

425
00:24:31,448 --> 00:24:32,507
‫جنس رو آوردی؟

426
00:24:32,531 --> 00:24:33,989
‫- آره.
‫- عالیه.

427
00:24:38,614 --> 00:24:40,507
‫کوچ» اینو داده؟»

428
00:24:40,531 --> 00:24:44,156
‫نه، اون بیرون شهره، اینو یه ساقی دیگه داده.

429
00:24:46,197 --> 00:24:50,507
‫رفیق اینو از کجا آوردی؟

430
00:24:50,531 --> 00:24:52,739
‫یکی واسم جور کرده.

431
00:24:54,448 --> 00:24:55,507
‫توی پارک.

432
00:24:55,531 --> 00:24:56,923
‫- جنس پارکی؟
‫- آره.

433
00:24:56,947 --> 00:24:59,364
‫جنس پارکی برام آوردی؟ شوخیت گرفته؟

434
00:25:02,573 --> 00:25:04,173
‫عالی شد.

435
00:25:04,197 --> 00:25:06,382
‫،دعا کن شانس بیارم سوراخای دماغم بگا نرن

436
00:25:06,406 --> 00:25:07,965
‫بعد اینکه جنسو زدم.

437
00:25:07,989 --> 00:25:11,173
‫،اگه غضروف دماغم بیفته
‫یکاری میکنم همون غضروفو بخوری.

438
00:25:11,197 --> 00:25:14,299
‫آره، این یارو گفت... جنس خوبی هست.

439
00:25:14,323 --> 00:25:15,489
‫آره.

440
00:25:19,905 --> 00:25:21,114
‫چطوره؟

441
00:25:22,489 --> 00:25:24,465
‫خوب نیست...

442
00:25:24,489 --> 00:25:27,573
‫تخمی‌ترین جنسیــه که تاحالا داشتم.

443
00:25:28,323 --> 00:25:29,573
‫نه رفیق...

444
00:25:31,072 --> 00:25:32,881
‫رفیق متاسفم.

445
00:25:32,905 --> 00:25:34,715
‫بهم قول داد که جنسش خوبــه.

446
00:25:34,739 --> 00:25:36,257
‫قول داد؟

447
00:25:36,281 --> 00:25:38,590
‫قسم می‌خورم، می‌خوای پسش بدم؟

448
00:25:38,614 --> 00:25:42,007
‫«آره، پس بده پولت رو بگیر «گرگ!

449
00:25:42,031 --> 00:25:44,340
‫رسیدش رو نگه داشتی؟

450
00:25:44,364 --> 00:25:46,697
‫برو پس بده پولت رو بگیر!

451
00:25:48,072 --> 00:25:49,923
‫ویلای تابستونی رو باز کرده...

452
00:25:49,947 --> 00:25:51,840
‫تا قله رو ببینــه. همه هستن.

453
00:25:51,864 --> 00:25:54,132
‫اونجا میبینمت داداش.

454
00:25:54,156 --> 00:25:55,655
‫می‌بینمت خواهری.

455
00:26:53,822 --> 00:26:55,756
‫خوش اومدید! ببخشید.

456
00:26:55,780 --> 00:26:57,048
‫همه چیز رو مرتب می‌کنیم...

457
00:26:57,072 --> 00:26:58,840
‫- به محض اینکه...
‫- نه، من زود اومدم.

458
00:26:58,864 --> 00:27:02,031
‫نگران نباشید، به کارتون ادامه بدید.

459
00:27:04,780 --> 00:27:06,132
‫این...

460
00:27:06,156 --> 00:27:08,364
‫به خاطر بو متاسفم، داریم روش کار می‌کنیم.

461
00:27:09,072 --> 00:27:10,989
‫خیلی بده.

462
00:27:12,697 --> 00:27:13,905
‫این دیگه چیه؟

463
00:27:20,031 --> 00:27:22,132
‫نمی‌تونیم پنجره‌ها رو باز نگه داریم.

464
00:27:22,156 --> 00:27:24,239
‫شمع معطر روشن کردی؟

465
00:27:26,031 --> 00:27:28,673
‫- چطوری خوشگل خانم؟
‫- «سلام «روم.

466
00:27:28,697 --> 00:27:30,798
‫- این دیگه چه بوی گندیــه؟
‫- نمی‌دونم.

467
00:27:30,822 --> 00:27:33,132
‫بوی قبر بچه میده اینجا.

468
00:27:33,156 --> 00:27:34,549
‫هی، می‌خوای یه هوایی بخوری؟

469
00:27:34,573 --> 00:27:35,549
‫آره.

470
00:27:35,573 --> 00:27:37,090
‫- موهات رو کوتاه کردی.
‫- آره.

471
00:27:37,114 --> 00:27:39,489
‫- خوشم نیومد.
‫- به خاطر اینکه خیلی شیکـه.

472
00:27:40,655 --> 00:27:42,424
‫هم نگرانم هم هیجان دارم...

473
00:27:42,448 --> 00:27:44,340
‫یه وقت «کندل» رو نکُشه.

474
00:27:44,364 --> 00:27:45,840
‫شاید واقعا این کارو کنــه.

475
00:27:45,864 --> 00:27:47,673
‫ممکنــه انجام بده.

476
00:27:47,697 --> 00:27:49,531
‫خیلی عجیب میشــه اگه اینکارو کُنه.

477
00:27:52,573 --> 00:27:54,881
‫واسه تو خوبه، آره؟

478
00:27:54,905 --> 00:27:57,424
‫اگه بفروشه؟

479
00:27:57,448 --> 00:27:58,465
‫این کارو نمی‌کُنه.

480
00:27:58,489 --> 00:28:00,881
‫نمی‌دونم.

481
00:28:00,905 --> 00:28:02,923
‫خب، «کندل» که واسه همیشه کشیده کنار، درسته؟

482
00:28:02,947 --> 00:28:04,382
‫بهترین حالت واسه اون اینه که...

483
00:28:04,406 --> 00:28:06,590
‫پدر یه هفته نگهش میداره تا معامله رو متوقف کنه...

484
00:28:06,614 --> 00:28:08,048
‫و بعدش دیگه به دردش نمیخوره.

485
00:28:08,072 --> 00:28:09,507
‫اوهوم.

486
00:28:09,531 --> 00:28:10,864
‫من طرف «گیل» هستم.

487
00:28:11,489 --> 00:28:13,007
‫کانر» هم»...

488
00:28:13,031 --> 00:28:15,215
‫کانر» هم که انگار تو کاخ سفیده».

489
00:28:15,239 --> 00:28:16,965
‫البته.

490
00:28:16,989 --> 00:28:19,573
‫در موردش فکر نکردم اما...

491
00:28:20,739 --> 00:28:22,673
‫فکر نکردی؟

492
00:28:22,697 --> 00:28:26,715
‫خب از نظر تئوری آره.

493
00:28:26,739 --> 00:28:29,531
‫لحظه‌ی خوبیــه، موفق باشی.

494
00:28:34,281 --> 00:28:35,281
‫چیه؟

495
00:28:37,947 --> 00:28:39,840
‫- چیه...
‫- می‌دونم داری چیکار می‌کنی.

496
00:28:39,864 --> 00:28:42,424
‫فقط دارم میگم که خیلی هیجان انگیزه.

497
00:28:42,448 --> 00:28:43,965
‫البته.

498
00:28:43,989 --> 00:28:45,507
‫داری منو دست میندازی.

499
00:28:45,531 --> 00:28:47,299
‫- اما من تحت تاثیر قرار نمی‌گیرم.
‫- نه اصلا اینطور نیست.

500
00:28:47,323 --> 00:28:49,132
‫- فقط دارم برات آرزوی موفقیت می‌کنم.
‫- خب ممنونم.

501
00:28:49,156 --> 00:28:50,673
‫چی؟

502
00:28:50,697 --> 00:28:52,424
‫می‌خوای وارد ذهن من بشی اما مشکلی نیست...

503
00:28:52,448 --> 00:28:53,448
‫از پسش برمیام.

504
00:28:56,406 --> 00:28:58,090
‫چیــه، شاید براش آماده‌ام.

505
00:28:58,114 --> 00:29:00,173
‫- هستی.
‫- آره.

506
00:29:00,197 --> 00:29:02,406
‫اگه یه وقت خراب کنی مشکلی پیش نمیاد.

507
00:29:04,072 --> 00:29:05,798
‫یعنی...

508
00:29:05,822 --> 00:29:07,173
‫کسی از خراب کردن کار حرفی نزد...

509
00:29:07,197 --> 00:29:08,923
‫اما الان تو یهویی چنین چیزی میگی؟

510
00:29:08,947 --> 00:29:10,756
‫حالا باید در مورد گند زدن تو کار نگران باشم؟

511
00:29:10,780 --> 00:29:12,631
‫فکر نمی‌کنم که گند بزنی.

512
00:29:12,655 --> 00:29:14,465
‫من...

513
00:29:14,489 --> 00:29:18,549
‫روم»، به نظرم تو خیلی با استعدادی»...

514
00:29:18,573 --> 00:29:20,281
‫و من دوستت دارم.

515
00:29:23,281 --> 00:29:25,031
‫تو عجب آدمی هستیا.

516
00:29:27,406 --> 00:29:28,840
‫نمی‌دونی بوی چیه؟

517
00:29:28,864 --> 00:29:31,173
‫همه جا رو داریم بررسی می‌کنیم.

518
00:29:31,197 --> 00:29:33,424
‫بازسازی خوب پیش میره؟

519
00:29:33,448 --> 00:29:35,614
‫آره اون حل شد.

520
00:29:36,655 --> 00:29:38,090
‫درها رو باز کنید.

521
00:29:38,114 --> 00:29:40,299
‫اینجا بوی پنیر مونده...

522
00:29:40,323 --> 00:29:42,215
‫با سیر ترشیده گرفتــه.

523
00:29:42,239 --> 00:29:43,531
‫نمی‌تونم نفس بکشم.

524
00:29:44,697 --> 00:29:45,780
‫«کندل»!

525
00:29:47,239 --> 00:29:49,197
‫بیا ببینیم این بو از کجاست!

526
00:29:52,031 --> 00:29:54,673
‫می‌دونی، بهش عادت می‌کنی.

527
00:29:54,697 --> 00:29:56,507
‫عمرا...

528
00:29:56,531 --> 00:29:59,864
‫باید جلوی بینیم رو بگیرم تا انقدر عُق نزنم.

529
00:30:04,031 --> 00:30:06,673
‫می‌خوای در مورد برنامه «لرد» حرف بزنی؟

530
00:30:06,697 --> 00:30:08,573
‫نه، بعدا.

531
00:30:24,614 --> 00:30:26,881
‫گوش کن...

532
00:30:26,905 --> 00:30:29,299
‫- هوم؟
‫- حالت خوبه؟

533
00:30:29,323 --> 00:30:32,072
‫آره، خوبم.

534
00:30:33,031 --> 00:30:34,715
‫اوهوم.

535
00:30:34,739 --> 00:30:38,382
‫می‌تونم یه مقدار فعالیتم رو کم کنم...

536
00:30:38,406 --> 00:30:41,424
‫آره، البته...

537
00:30:41,448 --> 00:30:44,215
‫می‌دونی، فکر کردن طبیعیـه...

538
00:30:44,239 --> 00:30:48,114
‫نمیشه جلوش رو گرفت، اما باید محدود باشن.

539
00:30:49,031 --> 00:30:51,281
‫درسته، دقیقا.

540
00:30:55,864 --> 00:30:58,531
‫خوبه که همه چیزو گفتی.

541
00:31:01,406 --> 00:31:02,406
‫«کالین»!

542
00:31:03,655 --> 00:31:05,905
‫باید با «کالین» حرف بزنی!

543
00:31:08,905 --> 00:31:09,965
‫همه چی روبراهه؟

544
00:31:09,989 --> 00:31:11,114
‫- اوهوم.
‫- مطمئن؟

545
00:31:16,323 --> 00:31:17,756
‫- «کندل».
‫- «سلام «مارشیا.

546
00:31:17,780 --> 00:31:18,905
‫خوبی؟

547
00:31:19,739 --> 00:31:21,173
‫سفرت چطور بود؟

548
00:31:21,197 --> 00:31:22,798
‫خوب بود.

549
00:31:22,822 --> 00:31:25,132
‫مشکلی، موردی نداشتی؟

550
00:31:25,156 --> 00:31:28,299
‫نه مشکلی نبود.

551
00:31:28,323 --> 00:31:31,549
‫مشکلات زیادی رو پشت سر گذاشتی.

552
00:31:31,573 --> 00:31:33,631
‫پسر خوبی هستی.

553
00:31:33,655 --> 00:31:37,655
‫سختی‌ها آدم رو قوی می‌کنه، درسته؟

554
00:31:43,864 --> 00:31:46,923
‫ماریان»، شمع‌ها رو بیار لطفا».

555
00:31:46,947 --> 00:31:48,114
‫«کن».

556
00:31:48,989 --> 00:31:50,114
‫وقت داری؟

557
00:31:51,489 --> 00:31:52,573
‫آره.

558
00:31:59,655 --> 00:32:00,697
‫خیلی خب.

559
00:32:05,697 --> 00:32:07,631
‫نمی‌دونم چقدر اطلاعات داری...

560
00:32:07,655 --> 00:32:10,465
‫اما پدرت ازم خواسته که در مورد مسائل
‫صحبت کنیم.

561
00:32:10,489 --> 00:32:11,631
‫باشه.

562
00:32:11,655 --> 00:32:13,299
‫واست توضیح بدم؟

563
00:32:13,323 --> 00:32:15,323
‫آره، البته.

564
00:32:16,072 --> 00:32:17,299
‫نمی‌خوام که...

565
00:32:17,323 --> 00:32:19,489
‫کامل تعریف کنم؟

566
00:32:20,989 --> 00:32:24,507
‫حدودای ساعت ۴ صبح محل حادثه کشف شد...

567
00:32:24,531 --> 00:32:26,465
‫توسط ۲ نفر از افرادمون که حفاظ‌های پاره شده رو
‫پیدا کردن...

568
00:32:26,489 --> 00:32:28,340
‫- و ردش رو دنبال کردن.
‫- اوهوم.

569
00:32:28,364 --> 00:32:30,048
‫به پلیس محلی اطلاع دادن.

570
00:32:30,072 --> 00:32:31,549
‫همونطور که می‌دونی...

571
00:32:31,573 --> 00:32:33,756
‫یه کارت الکترونیکی پیدا شد و رسید به دست من.

572
00:32:33,780 --> 00:32:36,382
‫به یه نفر که خارج از ماست مربوط میشه...

573
00:32:36,406 --> 00:32:38,798
‫اما من می‌شناسمش و قابل اعتماده.

574
00:32:38,822 --> 00:32:40,132
‫خیلی خب.

575
00:32:40,156 --> 00:32:41,840
‫پلیس انگلیس صبح اون روز غواص فرستاده.

576
00:32:41,864 --> 00:32:43,424
‫درسته.

577
00:32:43,448 --> 00:32:45,673
‫اون بچه، «اندرو دادز»، مُرده بوده.

578
00:32:45,697 --> 00:32:48,132
‫کمربندش رو باز کرده بوده، این یعنی از برخورد...

579
00:32:48,156 --> 00:32:49,424
‫جون سالم به در بُرده بوده.

580
00:32:49,448 --> 00:32:51,090
‫خیلی خب.

581
00:32:51,114 --> 00:32:53,549
‫اطلاعات اولیه مشخص کرد که تنها بوده...

582
00:32:53,573 --> 00:32:55,048
‫و این قضیه تغییر هم نکرده.

583
00:32:55,072 --> 00:32:57,340
‫بارون و همچنین آدم‌های ما و عملیات نجات...

584
00:32:57,364 --> 00:32:59,756
‫تمام منطقه و کنار رود رو پوشش دادن...

585
00:32:59,780 --> 00:33:02,822
‫و نشونه‌ای از شخص دیگه‌ای پیدا نشد.

586
00:33:03,947 --> 00:33:05,673
‫این اطلاعاتیــه که بدست آوردیم.

587
00:33:05,697 --> 00:33:08,257
‫به نظر ما پزشکی قانونی انگلیس علت مرگ رو...

588
00:33:08,281 --> 00:33:09,715
‫حادثه‌ی طبیعی اعلام می‌کنــه.

589
00:33:09,739 --> 00:33:12,007
‫از نظر ما قضیه اینجوری پیش میره.

590
00:33:12,031 --> 00:33:13,864
‫سوالی داری؟ نگرانی‌ای داری؟

591
00:33:16,114 --> 00:33:20,048
‫نه موردی نیست.

592
00:33:20,072 --> 00:33:21,257
‫«ممنونم «کالین.

593
00:33:21,281 --> 00:33:22,406
‫خوبه.

594
00:33:55,614 --> 00:33:57,382
‫خدای من.

595
00:33:57,406 --> 00:33:58,673
‫نگاش کن.

596
00:33:58,697 --> 00:33:59,905
‫نه، ممنونم.

597
00:34:01,573 --> 00:34:05,007
‫فکر نکنم بتونم انجام بدم.

598
00:34:05,031 --> 00:34:08,590
‫با سنگ و چوب بزنیمش؟

599
00:34:08,614 --> 00:34:09,614
‫آره.

600
00:34:10,655 --> 00:34:12,048
‫هی.

601
00:34:12,072 --> 00:34:16,072
‫نگاه کن یه مرد مُرده بیدار شده داره راه میره.

602
00:34:23,072 --> 00:34:24,114
‫سلام.

603
00:34:24,905 --> 00:34:26,173
‫کِی اومدی؟

604
00:34:26,197 --> 00:34:28,114
‫دیروز، شما چی؟

605
00:34:33,573 --> 00:34:36,382
‫باهاش حرف زدی؟ واقعا می‌خواد بفروشه؟

606
00:34:36,406 --> 00:34:37,840
‫می‌فروشه؟

607
00:34:37,864 --> 00:34:39,173
‫نمی‌دونم.

608
00:34:39,197 --> 00:34:40,406
‫نمی‌دونی.

609
00:34:42,947 --> 00:34:44,257
‫خب؟

610
00:34:44,281 --> 00:34:46,281
‫چی شد یهویی؟ چرا کشیدی کنار؟

611
00:34:47,156 --> 00:34:48,697
‫فکر کنم...

612
00:34:51,281 --> 00:34:53,465
‫از برنامه‌هاشون با خبر شدم.

613
00:34:53,489 --> 00:34:55,864
‫برنامه پدر بهتره.

614
00:34:58,197 --> 00:35:00,215
‫عجب، باشه.

615
00:35:00,239 --> 00:35:02,655
‫چرت و پرت تحویل من نده، چی شده؟

616
00:35:04,281 --> 00:35:06,798
‫نظرم عوض شد.

617
00:35:06,822 --> 00:35:08,840
‫لعنت به تو، نمی‌تونستی قبل از ازدواج من...

618
00:35:08,864 --> 00:35:10,715
‫نظرت رو عوض کنی؟

619
00:35:10,739 --> 00:35:13,631
‫اصلا متوجه هستی که وقتی کارش باهات تموم بشه...

620
00:35:13,655 --> 00:35:15,756
‫دیگه بدجوری به فنا میری؟

621
00:35:15,780 --> 00:35:18,590
‫یه مشت چرندیات تحویلت داد تا...

622
00:35:18,614 --> 00:35:20,465
‫توی تلویزیون بگی، بعدش چی؟

623
00:35:20,489 --> 00:35:22,173
‫آره، پدر یه مدت باهات خوبــه...

624
00:35:22,197 --> 00:35:23,965
‫بعدش دیگه بیخیالت میشه...

625
00:35:23,989 --> 00:35:25,257
‫تو هم اینو می‌دونی، مگه نه؟

626
00:35:25,281 --> 00:35:27,340
‫واسه پدر مثل یه اسباب بازی هستش.

627
00:35:27,364 --> 00:35:28,923
‫مثل یه سگ خیابونی و آسیب دیده.

628
00:35:28,947 --> 00:35:32,132
‫خب جفت چیزهایی که گفتیم هستش.

629
00:35:32,156 --> 00:35:34,090
‫تو یه آدم خودشیفته‌ای...

630
00:35:34,114 --> 00:35:35,923
‫که همیشه خواسته‌های خودش رو...

631
00:35:35,947 --> 00:35:37,424
‫توی اولویت قرار میده...

632
00:35:37,448 --> 00:35:39,631
‫بعدش تمام کارهاش رو با درخواست‌های
‫احمقانه و شرایط...

633
00:35:39,655 --> 00:35:41,197
‫سخت بازار توجیه می‌کنـه.

634
00:35:43,281 --> 00:35:44,631
‫تو یه آدم عوضی هستی.

635
00:35:44,655 --> 00:35:46,697
‫شاید هستم.

636
00:35:47,864 --> 00:35:51,132
‫بیخیال بابا؛ چرا جواب توهین‌هام رو نمیدی.

637
00:35:51,156 --> 00:35:52,822
‫بچه‌ها من...

638
00:35:54,780 --> 00:35:56,007
‫نمی‌تونم وارد این جریانات بشم.

639
00:35:56,031 --> 00:35:59,007
‫نمی‌تونی وارد بشی؟
‫ای وای خاک بر سرم!

640
00:35:59,031 --> 00:36:01,673
‫لعنت بهت، حرف بزن دیگه.

641
00:36:01,697 --> 00:36:03,364
‫چرا کشیدی کنار؟

642
00:36:05,780 --> 00:36:07,739
‫شیو»، به خاطر نامزدیت متاسفم».

643
00:36:10,072 --> 00:36:12,239
‫چطور روت میشه ازم عذرخواهی کنی؟

644
00:36:17,697 --> 00:36:19,239
‫راستی، قیافه‌ت بدجوری ریختــه بهم.

645
00:36:30,780 --> 00:36:32,965
‫چرا نمیشه داخلی باشــه؟

646
00:36:32,989 --> 00:36:35,048
‫خیلی هزینه داره برام.

647
00:36:35,072 --> 00:36:38,364
‫منشا این بو رو پیدا کردن؛ باید بیای.

648
00:36:41,739 --> 00:36:46,340
‫بهم میگی به چی داری فکر می‌کنی؟

649
00:36:46,364 --> 00:36:48,923
‫یه سری چیزها رو باید جابجا کنم.

650
00:36:48,947 --> 00:36:51,048
‫قضیه فروش، جدیــه؟

651
00:36:51,072 --> 00:36:52,822
‫ببینیم چطور میشــه.

652
00:36:54,822 --> 00:36:56,090
‫نظر تو چیـه؟

653
00:36:56,114 --> 00:36:59,114
‫چیــه؟ می‌خوای منم وارد این جریان بشم؟

654
00:37:00,947 --> 00:37:03,822
‫یه نفر نصیحت کرده که پیشنهاد رو قبول کنم.

655
00:37:05,947 --> 00:37:08,072
‫اگه این فکرم تو ذهنم نبود چی میشد؟

656
00:37:09,114 --> 00:37:10,114
‫آها.

657
00:37:10,947 --> 00:37:12,715
‫شاید باید بفروشی.

658
00:37:12,739 --> 00:37:16,239
‫پیر شدی، حالت خوش نیست.

659
00:37:17,780 --> 00:37:20,739
‫خیلی خب، ممنونم.

660
00:37:25,614 --> 00:37:28,590
‫چی شد؟

661
00:37:28,614 --> 00:37:31,132
‫این دیگه چه کوفتـیه؟

662
00:37:31,156 --> 00:37:34,382
‫باید پیمانکار رو ببینم.

663
00:37:34,406 --> 00:37:38,715
‫،بگو همگی بیان، رسیدن؟ بجنب
‫الان شروع می‌کنیم.

664
00:37:38,739 --> 00:37:41,132
‫این غذاهای مسخره رو نمی‌خوام.

665
00:37:41,156 --> 00:37:45,822
‫بوی گندی گرفتن!
‫پیتزا سفارش میدیم!

666
00:38:02,697 --> 00:38:05,132
‫به نظرت قضیه از چه قراره «شیو»؟

667
00:38:05,156 --> 00:38:08,340
‫نمی‌دونم، باید ببینیم کی با فروش
‫مخالفت می‌کنــه یا تعجب می‌کنـه.

668
00:38:08,364 --> 00:38:11,923
‫یه جورایی تست وفاداریــه، یا شاید هم پیدا کردن
‫یه راه حل.

669
00:38:11,947 --> 00:38:14,197
‫یا شاید هم باید «کندل» رو بکُشیم و با
‫پیتزا بخوریم.

670
00:38:15,822 --> 00:38:17,007
‫هی، سلام!

671
00:38:17,031 --> 00:38:18,072
‫سلام پدر.

672
00:38:19,197 --> 00:38:20,822
‫ویلا»، سلام»!

673
00:38:26,864 --> 00:38:29,239
‫عصر بخیر!

674
00:38:31,655 --> 00:38:34,323
‫از همگی ممنونم که خودتون رو
‫رسوندید اینجا.

675
00:38:35,822 --> 00:38:38,756
‫باید در مورد این پیشنهاد خرید با مبلغ بالا
‫صحبت کنیم.

676
00:38:38,780 --> 00:38:41,549
‫نسبت به سهامدارها یه سری
‫وظایف و تعهدات دارم...

677
00:38:41,573 --> 00:38:45,881
‫که با توجه به اون باید این قضیه رو
‫دقیق بررسی کنیم.

678
00:38:45,905 --> 00:38:51,007
‫عقب نشینی «کندل» ممکنه یه مقدار
‫بهشون ضربه زده باشه، باید ببینیم.

679
00:38:51,031 --> 00:38:53,090
‫شاید باعث کنسل شدن پیشنهاد بشه
‫شاید هم نشه.

680
00:38:53,114 --> 00:38:56,881
‫اما سوالی که اینجا مطرحــه اینه که...

681
00:38:56,905 --> 00:38:59,507
‫واقعا می‌خوایم تو این جنگ باشیم؟

682
00:38:59,531 --> 00:39:04,947
‫یا اینکه دیگه وقتشــه همه چی رو بفروشیم و
‫بریم پی زندگیمون؟

683
00:39:05,697 --> 00:39:08,531
‫چونکه اگه بجنگیم...

684
00:39:09,905 --> 00:39:15,239
‫باید به انجمن اعلام کنم که چه کسی
‫جانشین من میشــه.

685
00:39:19,905 --> 00:39:23,780
‫حالا ازتون می‌خوام راحت نظرتون رو بگید.

686
00:39:25,739 --> 00:39:26,739
‫چیــه؟

687
00:39:28,406 --> 00:39:31,340
‫هرچیزی که بگیم ممکنــه بر علیه ما استفاده بشــه.

688
00:39:31,364 --> 00:39:32,798
‫بیخیال بابا؛ همه با هم رفیقیم.

689
00:39:32,822 --> 00:39:34,531
‫- آره.
‫- حرفت رو بزن!

690
00:39:38,614 --> 00:39:41,549
‫به نظرم باید بجنگی اما...

691
00:39:41,573 --> 00:39:43,590
‫منظورم اینه که تو تمام این شرکت رو
‫ساختی.

692
00:39:43,614 --> 00:39:46,048
‫تو نفر اولی، شخص افسانه‌ای.

693
00:39:46,072 --> 00:39:48,090
‫چقدر عالی.

694
00:39:48,114 --> 00:39:50,923
‫تو همیشه طرفدار بابا هستی، مگه نه؟

695
00:39:50,947 --> 00:39:52,881
‫«اما به خاطر اینکه «سندی» و «استویی
‫چنین چیزی...

696
00:39:52,905 --> 00:39:55,299
‫می‌خوان، میگه که بابا باید به کارش ادامه بده؟

697
00:39:55,323 --> 00:39:57,340
‫از کجا بدونیم که جاسوس دوجانبه نیستش؟

698
00:39:57,364 --> 00:39:58,923
‫«از دیدنت خوشحال شدم «کان.

699
00:39:58,947 --> 00:40:00,965
‫هی «کن»، چیزی رو میگم که بقیه فکر می‌کنن.

700
00:40:00,989 --> 00:40:02,590
‫امکانش هست.

701
00:40:02,614 --> 00:40:04,798
‫بازرسی بدنیش کنیم ببینیم میکروفونی
‫چیزی بهش وصله یا نه؟

702
00:40:04,822 --> 00:40:06,631
‫داروهاش رو مصرف کرده.

703
00:40:06,655 --> 00:40:09,340
‫داروهاش رو مصرف کرده؟ همین؟

704
00:40:09,364 --> 00:40:12,257
‫بابا، تو به خاطر سفارش دادن لابستر...

705
00:40:12,281 --> 00:40:15,507
‫تو «گوستاو»، انقدر «رومن» رو با کفش زدی
‫که گریه‌ش گرفت، یادته؟

706
00:40:15,531 --> 00:40:17,048
‫اونوقت «کندل» قصد جونت رو می‌کنــه...

707
00:40:17,072 --> 00:40:18,798
‫و خیلی راحت بیخیالش میشی؟

708
00:40:18,822 --> 00:40:21,173
‫خب سفارش دادن گرونترین غذای منو...

709
00:40:21,197 --> 00:40:22,590
‫اصلا کار مودبانه‌ای نیست.

710
00:40:22,614 --> 00:40:24,465
‫نیومدیم اینجا خاطرات رو مرور کنیم.

711
00:40:24,489 --> 00:40:28,215
‫بیخیال بابا؛ نظرتون رو بگید.

712
00:40:28,239 --> 00:40:31,340
‫بمونیم یا بفروشیم؟

713
00:40:31,364 --> 00:40:34,424
‫خب، شما الان تو اوج هستی...

714
00:40:34,448 --> 00:40:38,281
‫به نظرم یه دهه دیگه هم می‌تونید باشید.

715
00:40:39,448 --> 00:40:40,780
‫یک رای برای موندن.

716
00:40:42,739 --> 00:40:47,215
‫به نظر من فروختن بهتره.

717
00:40:47,239 --> 00:40:50,655
‫بابا، «ویلا» میگه فروختن بهتره.

718
00:40:52,947 --> 00:40:54,382
‫عوضی.

719
00:40:54,406 --> 00:40:59,299
‫بابا، به نظرم گاهی وقت‌ها جو  این بحث آزاد رو...

720
00:40:59,323 --> 00:41:02,549
‫خیلی گرم و صمیمی کردی.

721
00:41:02,573 --> 00:41:06,965
‫کوداک» سال ۹۷ هر سهم رو به قیمت ۱۰۰ دلار»...

722
00:41:06,989 --> 00:41:09,382
‫معامله می‌کرد.

723
00:41:09,406 --> 00:41:13,031
‫دیروز، به سه برابر قیمت میشد معامله کرد.

724
00:41:13,780 --> 00:41:15,840
‫می‌تونیم چنین کاری کنیم.

725
00:41:15,864 --> 00:41:21,364
‫اگه بفروشیم چیزی حدود ۱۰ میلیارد گیرمون میاد.

726
00:41:23,947 --> 00:41:25,031
‫«رومن».

727
00:41:27,072 --> 00:41:28,631
‫نظرت چیه؟

728
00:41:28,655 --> 00:41:31,923
‫نمی‌دونم، من عاشق پول هستم.

729
00:41:31,947 --> 00:41:36,673
‫اما از تو می‌ترسم...

730
00:41:36,697 --> 00:41:38,507
‫صادقانه بگم که...

731
00:41:38,531 --> 00:41:41,090
‫نمی‌خوام نظرات راهبردیم رو...

732
00:41:41,114 --> 00:41:43,048
‫تو یه جمع عمومی بگم وقتی که در...

733
00:41:43,072 --> 00:41:44,905
‫تصمیمات آینده می‌تونم نقش مهمی داشته باشم.

734
00:41:46,655 --> 00:41:47,739
‫خب...

735
00:41:55,531 --> 00:41:57,114
‫بابا؟

736
00:42:13,281 --> 00:42:14,364
‫بابا؟

737
00:42:15,156 --> 00:42:16,840
‫- بابا؟
‫- داخلــه؟

738
00:42:16,864 --> 00:42:18,132
‫آره، رفت داخل.

739
00:42:18,156 --> 00:42:21,840
‫یکی یکی بیاید داخل.

740
00:42:21,864 --> 00:42:23,756
‫یکی یکی؟

741
00:42:23,780 --> 00:42:25,114
‫لامصب داستان چیـه؟

742
00:42:27,697 --> 00:42:28,947
‫من نمیرم داخل.

743
00:42:42,406 --> 00:42:46,340
‫حالا که کسی اینجا نیست...

744
00:42:46,364 --> 00:42:49,114
‫تا نظرات راهبردیت رو بشنوه...

745
00:42:49,864 --> 00:42:51,072
‫چی میگی؟

746
00:42:51,864 --> 00:42:56,507
‫خب...

747
00:42:56,531 --> 00:42:59,281
‫راستش واقعا یه فکر خوب دارم بابا.

748
00:43:00,156 --> 00:43:01,840
‫پروسه‌ی مالی سازی.

749
00:43:01,864 --> 00:43:06,048
‫داراییِ در گردش، منظورم اینه که حواسمون
‫به قدرت‌های سیاسی...

750
00:43:06,072 --> 00:43:08,424
‫و ظرفیت بالا پایین شدن قیمت بازار هست.

751
00:43:08,448 --> 00:43:12,382
‫اما بقیه، باهاشون داد و ستد می‌کنیم.

752
00:43:12,406 --> 00:43:14,965
‫من و تو یه جا بالای شهر...

753
00:43:14,989 --> 00:43:17,631
‫شرکت‏های تازه تاسیس رو شکست
‫میدیم و کلی پول درمیاریم.

754
00:43:17,655 --> 00:43:20,715
‫خیلی روان و متغیر.

755
00:43:20,739 --> 00:43:23,756
‫در مورد خلاص شدن از «سندی» و «استو»؟

756
00:43:23,780 --> 00:43:26,156
‫بیخیال اونا، می‌ترسونیمشون.

757
00:43:27,406 --> 00:43:28,798
‫به عنوان؟

758
00:43:28,822 --> 00:43:31,840
‫مثل سگ آقای پتیبل.

759
00:43:31,864 --> 00:43:34,197
‫یه لباس ترسناک تنت می‌کنی و می‎ترسونیشون.

760
00:43:36,655 --> 00:43:39,631
‫می‌دونی، از وکیل‌ها استفاده کن.

761
00:43:39,655 --> 00:43:41,798
‫از آدم‌هامون، جاسوس‌ها...

762
00:43:41,822 --> 00:43:44,007
‫هر آدم مزخرفی که واسه این کار
‫در دسترس داریم.

763
00:43:44,031 --> 00:43:45,465
‫هرکسی که موافق هستش رو خبر کن.

764
00:43:45,489 --> 00:43:46,840
‫«اون یارو رئیس «ریسین...

765
00:43:46,864 --> 00:43:49,507
‫اعضای مجلس که بهمون مدیون هستن.

766
00:43:49,531 --> 00:43:51,465
‫همه، همه رو خبر کن.

767
00:43:51,489 --> 00:43:54,090
‫خدایا، «شیو»، ممکنه واقعا بفروشه؟

768
00:43:54,114 --> 00:43:56,173
‫واقعا داره اتفاق میوفته.

769
00:43:56,197 --> 00:43:59,257
‫انگاری که داره مار پله بازی می‌کنـه.

770
00:43:59,281 --> 00:44:01,881
‫من که باور ندارم بفروشه، داره ما رو
‫امتحان میکنه، مگه نه؟

771
00:44:01,905 --> 00:44:04,132
‫هرکی به «سالامون» بگه نفروشه و سلب دارایی
‫نکنه...

772
00:44:04,156 --> 00:44:05,132
‫تمام مسئولیت‌ها میوفتــه گردنش.

773
00:44:05,156 --> 00:44:06,965
‫اما نباید «کندل» باشه...

774
00:44:06,989 --> 00:44:07,965
‫- میشه؟
‫- آره.

775
00:44:07,989 --> 00:44:09,424
‫رومن» هم نباید باشه».

776
00:44:09,448 --> 00:44:11,007
‫«یه مقدار آروم باش «تام.

777
00:44:11,031 --> 00:44:13,881
‫حداقل چیزی که برای من می‌خوایم...

778
00:44:13,905 --> 00:44:16,007
‫اینه که از اینجا خلاص بشم، درسته؟

779
00:44:16,031 --> 00:44:17,257
‫اوهوم.

780
00:44:17,281 --> 00:44:19,173
‫«برم یه جایی که قلب رسانه‌هاست، مثل «لس آنجلس.

781
00:44:19,197 --> 00:44:22,507
‫یکی از بخش‌های اصلی، متوجه‌ای؟
‫ازش درخواست کنیم؟

782
00:44:22,531 --> 00:44:25,590
‫ازش بخوایم؟ برنامه رو سرعت ببخشیم؟

783
00:44:25,614 --> 00:44:28,507
‫وقتش رسیده که دیگه منم یه جایگاهی داشته باشم؟

784
00:44:28,531 --> 00:44:30,215
‫منم یه مسئولیت مهم داشته باشم؟

785
00:44:30,239 --> 00:44:31,923
‫آخه مدت‌هاست که کسی توجهی نمی‌کنــه...

786
00:44:31,947 --> 00:44:34,215
‫و جایگاه مناسبی ندارم، می‌دونی دیگه؟

787
00:44:34,239 --> 00:44:35,822
‫- جدی میگم.
‫- می‌دونم عزیزم.

788
00:44:40,489 --> 00:44:43,239
‫به خاطر سرطان داره می‌میره.

789
00:44:44,239 --> 00:44:45,132
‫«روم»...

790
00:44:45,156 --> 00:44:46,590
‫چیــه؟ مثل یه جوک می‌مونه.

791
00:44:46,614 --> 00:44:48,715
‫بابا سرطان گرفتــه»، کجاش جالب نیست؟»

792
00:44:48,739 --> 00:44:50,007
‫بابای مریض.

793
00:44:50,031 --> 00:44:51,905
‫نه، اما ازم خواست که شرکت رو اداره کنم.

794
00:44:53,448 --> 00:44:55,382
‫شوخی می‌کنم، مگه نه؟

795
00:44:55,406 --> 00:44:56,531
‫«شیو»!

796
00:44:57,905 --> 00:45:01,382
‫- خب...استودیو؟ مدیر ارشد مالی؟
‫- اوهوم.

797
00:45:01,406 --> 00:45:03,340
‫«برکنار کردن «کارل.

798
00:45:03,364 --> 00:45:06,239
‫شیو»، من آماده‌م».

799
00:45:35,905 --> 00:45:37,090
‫خب؟

800
00:45:37,114 --> 00:45:39,323
‫خب، الان واسش شدی بهترین بابای دنیا؟

801
00:45:41,364 --> 00:45:42,590
‫قراری با هم گذاشتید؟

802
00:45:42,614 --> 00:45:44,614
‫بیخیال بابا «شیو»، باهام صحبت کن.

803
00:45:48,614 --> 00:45:49,614
‫بفروشم؟

804
00:45:50,364 --> 00:45:51,756
‫خیلی خب.

805
00:45:51,780 --> 00:45:54,299
‫باشه، از نظر من، باید بفروشی.

806
00:45:54,323 --> 00:45:57,631
‫فروختن عالیــه، دیگه تو شغلم به مشکل نمی‌خورم.

807
00:45:57,655 --> 00:46:00,090
‫پولم رو  می‌گیرم، تا ۵ سال دیگه هم...

808
00:46:00,114 --> 00:46:02,655
‫خوشحال میشم که از این شرکت و
‫اسم «روی» خلاص بشم.

809
00:46:03,697 --> 00:46:05,215
‫این شرکت واسه من خیلی مهمه.

810
00:46:05,239 --> 00:46:09,340
‫،آره، باشه بابا خب نگهش دار
‫مثل اسباب بازی فروشــیه.

811
00:46:09,364 --> 00:46:12,090
‫به خاطر یه سری دلایل احساسی همینطور
‫اداره‌ش کن...

812
00:46:12,114 --> 00:46:13,257
‫تا وقتیکه دیگه سرتو بذاری زمین.

813
00:46:13,281 --> 00:46:14,965
‫- همین؟
‫- آره.

814
00:46:14,989 --> 00:46:16,465
‫امیدی نیست؟

815
00:46:16,489 --> 00:46:19,257
‫خب اگه می‌خواستی وارد این قضیه بشی...

816
00:46:19,281 --> 00:46:23,132
‫ببین، باید همه چی رو فراموش کنی، همه چی.

817
00:46:23,156 --> 00:46:25,798
‫خیلی فکر نکردم در موردش اما چیزی که
‫واضحه اینه که...

818
00:46:25,822 --> 00:46:27,465
‫تجارتی که پول رو به فنا میده تعطیل کن...

819
00:46:27,489 --> 00:46:28,798
‫یا یه نفر دیگه بهتر انجام میده.

820
00:46:28,822 --> 00:46:31,673
‫ما کنسول بازی می‌سازیم، چرا؟

821
00:46:31,697 --> 00:46:33,798
‫فیلم‌های مستقل می‌سازیم، چرا؟

822
00:46:33,822 --> 00:46:35,881
‫چیز خاصی ازش گیرمون میاد؟

823
00:46:35,905 --> 00:46:37,840
‫نه؟ یه سری ماهواره‌ی...

824
00:46:37,864 --> 00:46:41,132
‫مخابراتی می‌فرستیم هوا که منفجر میشن.

825
00:46:41,156 --> 00:46:45,424
‫نه، بازسازی برای آینده.
‫مثلا ادغام شدن با یه توزیع کننده...

826
00:46:45,448 --> 00:46:50,424
‫پارک‌ها رو گسترش بدیم، سفرهای دریایی رو
‫گسترش بدیم، بیخیال روزنامه و تلویزیون بشیم.

827
00:46:50,448 --> 00:46:54,382
‫اخبار دردسر داره، ۱۰ تا پارک جدید تو
‫چین»، «روسیه»، خاورمیانه».

828
00:46:54,406 --> 00:46:56,673
‫نیازی به بازتاب خبرها نداری.

829
00:46:56,697 --> 00:46:58,173
‫درسته.

830
00:46:58,197 --> 00:46:59,881
‫اما گفتی در موردش خیلی فکر نکردی؟

831
00:46:59,905 --> 00:47:01,715
‫خب اینا یه سری حرکات واضح هستن.

832
00:47:01,739 --> 00:47:05,364
‫همیشه می‌خواستم یکی از شماها
‫جانشین من بشه.

833
00:47:06,364 --> 00:47:08,007
‫آهان.

834
00:47:08,031 --> 00:47:09,756
‫خب، نظرت چیه؟

835
00:47:09,780 --> 00:47:12,780
‫قبلا حرفش رو زدیم، «تام» چی؟

836
00:47:15,531 --> 00:47:16,614
‫خب.

837
00:47:17,905 --> 00:47:18,947
‫نفروشیم؟

838
00:47:20,072 --> 00:47:22,573
‫اگه ادامه بدم، اگه باهاشون روبرو بشیم...

839
00:47:23,864 --> 00:47:26,048
‫باید «کندل» رو به عنوان جانشین معرفی کنم.

840
00:47:26,072 --> 00:47:28,881
‫آره، آره، فهمیدم قضیه چیه.

841
00:47:28,905 --> 00:47:32,715
‫فهمیدم، باهاش معامله کردی.

842
00:47:32,739 --> 00:47:36,048
‫چیه، «کندل» رو نگه داشتی تا پیشنهاد رو
‫کنسل کنــه و بعدش...

843
00:47:36,072 --> 00:47:37,881
‫طی ۱ سال آینده جانشین تو بشـه؟

844
00:47:37,905 --> 00:47:41,881
‫عجب معامله‌ی کثیفی.

845
00:47:41,905 --> 00:47:44,299
‫- ازت حق‌السکوت گرفته، مگه نه؟
‫- «بس کن «شیو.

846
00:47:44,323 --> 00:47:47,631
‫نه، نه! اگه اون جانشین تو بشه...

847
00:47:47,655 --> 00:47:51,173
‫«من سهامم رو می‌فروشم، به «سندی
‫و «استویی» ملحق میشم.

848
00:47:51,197 --> 00:47:53,715
‫گیل» رو هم راضی می‌کنم باهات مخالف بشه».

849
00:47:53,739 --> 00:47:56,465
‫می‌کُشمش، واقعا می‌کُشمش.

850
00:47:56,489 --> 00:47:58,798
‫شیو»، چرا انقدر عصبانی شدی؟»

851
00:47:58,822 --> 00:48:01,114
‫من هیچ معامله‌ای با «کندل» نکردم.

852
00:48:01,905 --> 00:48:03,215
‫من کاری رو می‌کنم که می‌خوام.

853
00:48:03,239 --> 00:48:04,424
‫اوهوم.

854
00:48:04,448 --> 00:48:06,382
‫و تصمیمی که گرفتم اینه که...

855
00:48:06,406 --> 00:48:10,340
‫رسما ازت بخوام بیای...

856
00:48:10,364 --> 00:48:13,281
‫و مدیر ارشد اجرایی شرکت بشی.

857
00:48:16,739 --> 00:48:18,340
‫به نظرم من شخص مناسبی نیستم.

858
00:48:18,364 --> 00:48:20,780
‫خب، من اونقدری باهوش هستم که بدونم
‫تو مناسبی.

859
00:48:22,156 --> 00:48:23,281
‫«هستی، «شیو.

860
00:48:26,697 --> 00:48:27,780
‫تو همون شخص مورد نظری.

861
00:48:33,531 --> 00:48:35,465
‫واقعا داریم در این مورد صحبت می‌کنیم؟

862
00:48:35,489 --> 00:48:37,715
‫آره، داریم جدی حرف می‌زنیم.

863
00:48:37,739 --> 00:48:41,007
‫قضیه فروختن، اون چی؟ واقعیـه؟

864
00:48:41,031 --> 00:48:43,215
‫البته، اگه تو نیای، می‌فروشم.

865
00:48:43,239 --> 00:48:46,132
‫رومن»؟ نه».

866
00:48:46,156 --> 00:48:49,881
‫کانر»؟ اونم بیاد باز می‌فروشم».

867
00:48:49,905 --> 00:48:51,173
‫بابا!

868
00:48:51,197 --> 00:48:52,590
‫می‌دونی، این شرکت رو نساختم تا...

869
00:48:52,614 --> 00:48:54,923
‫یه سری مدیرعامل مثل آب خوردن بیان...

870
00:48:54,947 --> 00:48:56,448
‫و کنترل رو بدست بگیرن.

871
00:48:57,323 --> 00:48:59,048
‫بابا، من فکر نکنم بشه.

872
00:48:59,072 --> 00:49:02,007
‫واقعا؟ اگه واقعا امیدی به...

873
00:49:02,031 --> 00:49:05,507
‫اومدن تو نباشه، ترجیح میدم که بفروشم.

874
00:49:05,531 --> 00:49:08,257
‫ببین، اگه قراره اینجوری صحبت کنیم...

875
00:49:08,281 --> 00:49:09,989
‫خب، باشه، بفروش.

876
00:49:10,739 --> 00:49:12,780
‫باشه، انجام میدم.

877
00:49:13,864 --> 00:49:14,947
‫همین الان.

878
00:49:18,989 --> 00:49:23,655
‫توییت می‌کنم، بازار یه تکونی می‌خوره و
‫فروش شروع میشه.

879
00:49:24,406 --> 00:49:25,507
‫چرت نگو.

880
00:49:25,531 --> 00:49:27,655
‫اگه بفروشم برات اهمیتی نداره؟

881
00:49:30,905 --> 00:49:33,031
‫مسخره بازی در نیار، بابا.

882
00:49:34,947 --> 00:49:36,156
‫می‌خوای انجام بدی؟

883
00:49:42,323 --> 00:49:43,364
‫آره.

884
00:49:45,573 --> 00:49:49,007
‫اگه پیشنهادت واقعی باشه البته که می‌خوام.

885
00:49:49,031 --> 00:49:50,215
‫واقعیــه.

886
00:49:50,239 --> 00:49:53,197
‫البته بابا، از پسش برمیام.

887
00:49:55,531 --> 00:49:57,573
‫می‌تونم، انجام میدم.

888
00:50:00,573 --> 00:50:02,007
‫چرا هرگز ازم نخواستی، هان؟

889
00:50:02,031 --> 00:50:04,281
‫تو این زمینه می‌ترکونم!

890
00:50:06,573 --> 00:50:07,614
‫آره.

891
00:50:09,448 --> 00:50:11,072
‫«این عالیه «شیو.

892
00:50:14,072 --> 00:50:15,257
‫این الان واقعیــه؟

893
00:50:15,281 --> 00:50:17,382
‫آره.

894
00:50:17,406 --> 00:50:20,573
‫این صحنه، این لحظه‌ی نورانی همیشه
‫یادت باشه.

895
00:50:21,573 --> 00:50:22,614
‫همیشه یادت بمونــه.

896
00:50:24,239 --> 00:50:25,281
‫همینــه.

897
00:50:37,448 --> 00:50:39,364
‫خب، باید در موردش صحبت کنیم.

898
00:50:43,031 --> 00:50:45,756
‫فعلا باید فقط بین ما بمونــه.

899
00:50:45,780 --> 00:50:47,507
‫باید در مورد «تام»، «گیل» و ... فکر کنم.

900
00:50:47,531 --> 00:50:50,673
‫البته، باید در مورد واکنش‌ها و حرکات بعدیمون
‫فکر کنیم.

901
00:50:50,697 --> 00:50:53,590
‫منظورم اینه که باید خیلی سریع تو رو آماده کنیم.

902
00:50:53,614 --> 00:50:56,072
‫و به محض اینکه تجربه‌ی کافی رو بدست
‫آوردی...

903
00:50:57,614 --> 00:50:58,739
‫معرفیت می‌کنیم.

904
00:50:59,281 --> 00:51:00,257
‫باشه؟

905
00:51:00,281 --> 00:51:01,780
‫باشه!

906
00:51:02,864 --> 00:51:04,090
‫ایول!

907
00:51:04,114 --> 00:51:06,156
‫باشه، خیلی خب.

908
00:51:07,822 --> 00:51:08,905
‫آره.

909
00:51:09,822 --> 00:51:11,090
‫ایول!

910
00:51:11,114 --> 00:51:12,299
‫چی شده؟

911
00:51:12,323 --> 00:51:14,048
‫یه پیام از دلال!

912
00:51:14,072 --> 00:51:15,114
‫چیـه داری قرص ضد پیری میخری؟

913
00:51:15,989 --> 00:51:17,424
‫اجناس عتیقه.

914
00:51:17,448 --> 00:51:20,323
‫یه سری اجناس هست که می‌خوام بخرم.

915
00:51:21,448 --> 00:51:22,549
‫چرا که نه.

916
00:51:22,573 --> 00:51:24,756
‫- مثل چی؟
‫- مربوط به ناپلئون میشه.

917
00:51:24,780 --> 00:51:26,090
‫یه سری اجناس.

918
00:51:26,114 --> 00:51:28,257
‫«از جمله کیر «ناپلئون.

919
00:51:28,281 --> 00:51:30,340
‫جنس اصلی این نیست.

920
00:51:30,364 --> 00:51:32,257
‫یه بسته که...

921
00:51:32,281 --> 00:51:35,007
‫،شامل یه سری نامه و چیزهای دست ساز میشه
‫اما آره...

922
00:51:35,031 --> 00:51:36,090
‫اونم هست.

923
00:51:36,114 --> 00:51:37,465
‫کیر ناپلئون؟

924
00:51:37,489 --> 00:51:40,007
‫شاید خیلی مورد توجه...

925
00:51:40,031 --> 00:51:42,756
‫متخصص‌ها نباشه اما به عنوان یه جنس
‫عتیقه خیلی ارزش داره.

926
00:51:42,780 --> 00:51:44,507
‫یه جراح انگلیسی این عضو رو از بدنش جدا کرده.

927
00:51:44,531 --> 00:51:47,923
‫کانر» داره کیر «ناپلئون» رو می‌خره».

928
00:51:47,947 --> 00:51:51,631
‫چه جالب، تو دبه‌ی ترشی انداختنش؟

929
00:51:51,655 --> 00:51:54,673
‫خشک شده، چیز زیادی ازش نمونده.

930
00:51:54,697 --> 00:51:57,590
‫مثل یه تیکه گوشت خشک شده؟

931
00:51:57,614 --> 00:52:00,173
‫،آره، یه چیز کوچیک و شاید کم اهمیت
‫از نظر تاریخی میگم.

932
00:52:00,197 --> 00:52:03,340
‫می‌خوای چیکار کنی؟
‫کیر هیتلر هم بخری؟

933
00:52:03,364 --> 00:52:06,257
‫با هم مخلوطشون کنی و آبمیوه درست کنی؟

934
00:52:06,281 --> 00:52:07,507
‫هی، چطور پیش رفت؟

935
00:52:07,531 --> 00:52:09,965
‫خوب بود، شرکت رو بهم پیشنهاد داد.

936
00:52:09,989 --> 00:52:11,424
‫بهش گفتم که...

937
00:52:11,448 --> 00:52:13,840
‫تو رو بفرسته «هندوراس» تا تولیدات
‫آناناس رو بررسی کنی.

938
00:52:13,864 --> 00:52:16,340
‫چطور پیش رفت؟ چی گفت؟

939
00:52:16,364 --> 00:52:17,465
‫- آره.
‫- من کجا باید برم؟

940
00:52:17,489 --> 00:52:20,173
‫- برنامه چطور پیش رفت؟
‫- کلی گزینه داریم.

941
00:52:20,197 --> 00:52:22,048
‫«خدایا، «شیو!

942
00:52:22,072 --> 00:52:24,215
‫چه جایگاهی واسه من ردیف کردی؟
‫خفنــه؟

943
00:52:24,239 --> 00:52:26,048
‫آره، نه یه مقدار فشار آوردم.

944
00:52:26,072 --> 00:52:27,340
‫- خب؟
‫- و تو رو...

945
00:52:27,364 --> 00:52:29,697
‫بردم تو دل شیر.

946
00:52:31,864 --> 00:52:35,489
‫رئیس رسانه جهانی، شبکه «ای تی ان»، عزیزم.

947
00:52:35,947 --> 00:52:37,299
‫لعنتی.

948
00:52:37,323 --> 00:52:42,340
‫ایول! خدای من!

949
00:52:42,364 --> 00:52:44,590
‫صبر کن، الان چی میشه....

950
00:52:44,614 --> 00:52:46,507
‫با «سید» و «پیچ»، مشکلی نداره؟

951
00:52:46,531 --> 00:52:47,673
‫تداخل داره؟

952
00:52:47,697 --> 00:52:49,673
‫- آره، پدر خوشش میاد.
‫- خیلی خب.

953
00:52:49,697 --> 00:52:52,048
‫دو حریف و یه میز ریاست، خوشش میاد.

954
00:52:52,072 --> 00:52:54,257
‫- یه دعوت واسه اینکه خودی نشون بدی.
‫- ایول.

955
00:52:54,281 --> 00:52:55,715
‫باید از فرصت استفاده کنی عزیزم.

956
00:52:55,739 --> 00:52:59,048
‫- لعنتی! رسانه جهانی.
‫- اوهوم.

957
00:52:59,072 --> 00:53:00,549
‫- ایول.
‫- آره.

958
00:53:00,573 --> 00:53:01,965
‫چی بهش گفتی؟

959
00:53:01,989 --> 00:53:03,382
‫نمی‌فروشه؟

960
00:53:03,406 --> 00:53:04,840
‫بهت سهام بیشتری پیشنهاد داد؟

961
00:53:04,864 --> 00:53:08,382
‫نه، یه جور بازی ذهن بود.

962
00:53:08,406 --> 00:53:09,299
‫خیلی خب.

963
00:53:09,323 --> 00:53:11,173
‫می‌دونی، کارهای باباست دیگه.

964
00:53:11,197 --> 00:53:12,406
‫خیلی خب.

965
00:53:20,573 --> 00:53:22,072
‫- عصر بخیر.
‫- عصر بخیر.

966
00:53:22,697 --> 00:53:23,881
‫خب؟

967
00:53:23,905 --> 00:53:25,173
‫چی شده؟

968
00:53:25,197 --> 00:53:26,406
‫دارم می‌بینمت!

969
00:53:27,031 --> 00:53:28,340
‫قربان؟

970
00:53:28,364 --> 00:53:29,840
‫تلفنی با هم صحبت کردیم، درسته؟

971
00:53:29,864 --> 00:53:31,215
‫بله.

972
00:53:31,239 --> 00:53:32,756
‫سعی کردی تو کار طویله یه مقدار ازم
‫پول بتیغی.

973
00:53:32,780 --> 00:53:34,257
‫یه پیرمرد پولدار!

974
00:53:34,281 --> 00:53:37,090
‫به خودت گفتی صورتحساب رو یه ۳۰
‫درصد افزایش بدی و حالشو ببری!

975
00:53:37,114 --> 00:53:38,965
‫نه قربان، بحث زمان و جنسی بود که
‫استفاده کردیم.

976
00:53:38,989 --> 00:53:41,715
‫وقتی سقف قیمت رو روی ۲۰۰ هزارتا تنظیم
‫کردم، ناامید شدی...

977
00:53:41,739 --> 00:53:45,215
‫و تصمیم گرفتی یه راکون زنده رو بندازی توی دودکش...

978
00:53:45,239 --> 00:53:47,257
‫- تا اون داخل بپوســه؟
‫- نه قربان.

979
00:53:47,281 --> 00:53:49,173
‫نه قربانُ کوفت.

980
00:53:49,197 --> 00:53:51,448
‫گمشو بابا! منو نگاه کن!

981
00:53:55,239 --> 00:53:58,257
‫نه قربان، در این مورد چیزی نمی‌دونم.

982
00:53:58,281 --> 00:54:01,382
‫واقعا؟ خب من کلا بهت ۱۰۰ هزارتا میدم...

983
00:54:01,406 --> 00:54:02,923
‫و دیگه کاری نداریم.

984
00:54:02,947 --> 00:54:04,923
‫این حتی هزینه‌ی اجناس رو هم پوشش نمیده قربان.

985
00:54:04,947 --> 00:54:06,257
‫نمی‌تونم قبول کنم.

986
00:54:06,281 --> 00:54:09,090
‫سعی کردی منو اذیت کنی، اصلا
‫قبول نمی‌کنم!

987
00:54:09,114 --> 00:54:12,507
‫،این یه کار ۳۰۰ هزارتایی بود قربان
‫این قیمتی بود که...

988
00:54:12,531 --> 00:54:15,965
‫واقعا؟ خب برو شکایت کن، موفق باشی.

989
00:54:15,989 --> 00:54:17,465
‫قربان!

990
00:54:17,489 --> 00:54:19,923
‫وکیل من واسه وزارت دادگستری کار می‌کرد.

991
00:54:19,947 --> 00:54:22,822
‫وکیل تو کیــه؟ آقای پشمک میرزا؟

992
00:54:25,448 --> 00:54:26,531
‫خدایا.

993
00:54:38,780 --> 00:54:41,822
‫بچه‌ها، قبل اینکه بریم.

994
00:54:43,281 --> 00:54:44,507
‫میشه یه چیزی بگم؟

995
00:54:44,531 --> 00:54:46,798
‫بله قربان! البتــه قربان!

996
00:54:46,822 --> 00:54:50,173
‫گوش کنید، بعد از اینکه حرف‌هاتون رو شنیدم...

997
00:54:50,197 --> 00:54:52,173
‫حرف‌های شما عزیزانم رو...

998
00:54:52,197 --> 00:54:56,031
‫به نظر می‌رسه که دوستم «لرد» به نکته‌ی
‫خوبی اشاره کرد.

999
00:54:57,531 --> 00:55:00,465
‫تا سه یا چهار سال آینده...

1000
00:55:00,489 --> 00:55:04,989
‫فکر کنم که فقط یه رسانه‌ی قدیمی
‫فعالیت داشته باشه.

1001
00:55:07,197 --> 00:55:09,905
‫خب، من میگم که...

1002
00:55:11,364 --> 00:55:13,215
‫اون یه رسانه باید ما باشیم.

1003
00:55:13,239 --> 00:55:15,007
‫- ایول!
‫- ایول!

1004
00:55:15,031 --> 00:55:16,507
‫- یه شرکت...
‫- باشه!

1005
00:55:16,531 --> 00:55:18,048
‫باقی می‌مونــه تا فعالیت کنــه.

1006
00:55:18,072 --> 00:55:21,215
‫تنها شرکت قدیمی که هنوز فعالیت داره!

1007
00:55:21,239 --> 00:55:26,989
‫برترین گروه رسانه‌ایــه دنیا میشیم.

1008
00:55:28,156 --> 00:55:30,173
‫واقعا عالیه پدر.

1009
00:55:30,197 --> 00:55:31,340
‫به افتخارش.

1010
00:55:31,364 --> 00:55:32,715
‫فکر کنم که باید موافقت کنیم.

1011
00:55:32,739 --> 00:55:34,340
‫به نظر اینطور میاد.

1012
00:55:34,364 --> 00:55:37,257
‫کندل» و «رومن»، به عنوان مدیران اجرایی»
‫فعالیت می‌کنن...

1013
00:55:37,281 --> 00:55:39,215
‫منم وقتم رو صرف...

1014
00:55:39,239 --> 00:55:41,007
‫روبرو شدن با قضیه‌ی جانشینی می‌کنم.

1015
00:55:41,031 --> 00:55:43,465
‫ببخشید، گفتی مدیران اجرایی؟

1016
00:55:43,489 --> 00:55:44,840
‫نه، یعنی اون برمی‌گرده؟

1017
00:55:44,864 --> 00:55:47,965
‫،الان باید همگی با هم باشیم
‫بیشتر از همیشه.

1018
00:55:47,989 --> 00:55:50,215
‫اما اون...ببخشید...

1019
00:55:50,239 --> 00:55:52,840
‫اون سعی کرد تا به دشمن قدیمیت کمک کنه...

1020
00:55:52,864 --> 00:55:54,673
‫اونوقت الان ترفیع می‌گیره؟ اینطوریاست؟

1021
00:55:54,697 --> 00:55:55,965
‫این تصمیم منــه.

1022
00:55:55,989 --> 00:55:57,239
‫خب خیلی مسخره‌ست.

1023
00:56:01,239 --> 00:56:03,257
‫می‌خوای جانشینت رو معرفی کنی؟

1024
00:56:03,281 --> 00:56:04,715
‫بعد از بررسی کردن...

1025
00:56:04,739 --> 00:56:07,507
‫الان فقط یه اسم می‌خوایم که پنهانی به گوش...

1026
00:56:07,531 --> 00:56:09,881
‫،سرمایه‌گذارهای بزرگ برسونیم
‫هر کسی می‌تونه باشه.

1027
00:56:09,905 --> 00:56:12,007
‫من که فعلا هستم و جایی نمیرم.

1028
00:56:12,031 --> 00:56:13,697
‫می‌تونیم یه آدم پُر فیس و افاده رو معرفی کنیم.

1029
00:56:14,739 --> 00:56:17,382
‫جری»، می‌تونــه «جری» باشه».

1030
00:56:17,406 --> 00:56:19,673
‫می‌تونیم «جری» رو معرفی کنیم.

1031
00:56:19,697 --> 00:56:22,048
‫- تبریک میگم.
‫- وای.

1032
00:56:22,072 --> 00:56:23,465
‫باشه، ممنونم.

1033
00:56:23,489 --> 00:56:25,590
‫خب «جری» که نمیشه، اما اونم خوبــه.

1034
00:56:25,614 --> 00:56:26,881
‫خیلی ممنون.

1035
00:56:26,905 --> 00:56:28,299
‫واسه شفاف سازی گفتم.

1036
00:56:28,323 --> 00:56:30,215
‫نه، من متوجه شدم.

1037
00:56:30,239 --> 00:56:33,573
‫من و «کندل» فعلا میریم بعدا میایم.

1038
00:56:34,364 --> 00:56:36,340
‫- باشه.
‫- آره.

1039
00:56:36,364 --> 00:56:40,072
‫باید یه سری راکون رو بندازیم تو دودکش یه نفر.

1040
00:57:11,655 --> 00:57:14,923
‫خیلی خب پسرم، من یکم اینجا می‌مونم.

1041
00:57:14,947 --> 00:57:17,465
‫بهشون بگو که تماس تلفنی داشتم...

1042
00:57:17,489 --> 00:57:18,864
‫و یکم دیگه میام.

1043
00:57:21,239 --> 00:57:22,323
‫خیلی خب.

1044
00:57:23,156 --> 00:57:24,281
‫باشه پدر.

1045
00:57:48,697 --> 00:57:49,822
‫ممنونم.

1046
00:57:59,947 --> 00:58:02,340
‫«سلام «کندل.

1047
00:58:02,364 --> 00:58:05,631
‫پدرم تو راهــه، یه تماس تلفنی داشت.

1048
00:58:05,655 --> 00:58:07,340
‫حتما باید تماس می‌گرفت؟

1049
00:58:07,364 --> 00:58:09,840
‫عجب حرکت خفنی رفیق.

1050
00:58:09,864 --> 00:58:14,132
‫چقدر جالب، تو الان آدم اونی؟

1051
00:58:14,156 --> 00:58:17,215
‫مثل یه جمجمه که چسبیده به کمربندش؟

1052
00:58:17,239 --> 00:58:18,655
‫آخه الان خیلی ترسیدم.

1053
00:58:19,989 --> 00:58:21,340
‫آره خب.

1054
00:58:21,364 --> 00:58:24,631
‫می‌خوای همینطوری با این حرف‌ها وارد
‫اینجا بشی؟

1055
00:58:24,655 --> 00:58:25,965
‫با این قیافه، اینجوری؟

1056
00:58:25,989 --> 00:58:28,840
‫جواب تلفنم رو هم نمیدی؟

1057
00:58:28,864 --> 00:58:32,132
‫نه «کن»، اینطوری نمیشه.

1058
00:58:32,156 --> 00:58:33,756
‫باید بهم بگی که چی شده.

1059
00:58:33,780 --> 00:58:38,340
‫خب دیدگاهمون در آخر یکی نبود.

1060
00:58:38,364 --> 00:58:40,424
‫لعنت به تو.

1061
00:58:40,448 --> 00:58:42,239
‫این اصلا معنی و مفهومی نداره.

1062
00:58:43,989 --> 00:58:45,881
‫پدرت چطوری تونست نظرت رو برگردونه؟

1063
00:58:45,905 --> 00:58:47,798
‫دوباره ارزیابی کردم.

1064
00:58:47,822 --> 00:58:50,132
‫اگه می‌خوای برگردی هنوزم میشه.

1065
00:58:50,156 --> 00:58:51,715
‫می‌دونی دیگه، درسته؟

1066
00:58:51,739 --> 00:58:54,257
‫من حاضر و آماده روبروت ایستادم.

1067
00:58:54,281 --> 00:58:56,549
‫می‌تونی باهام حرف بزنی.

1068
00:58:56,573 --> 00:58:58,923
‫کل دنیا تو دست‌های ما بود...

1069
00:58:58,947 --> 00:59:01,905
‫و تو بیخیال شدی رفتی، چرا؟

1070
00:59:03,614 --> 00:59:07,323
‫آره، برنامه تو رو دیدم و...

1071
00:59:08,281 --> 00:59:09,947
‫برنامه پدرم بهتر بود.

1072
00:59:11,239 --> 00:59:12,756
‫لعنت به تو.

1073
00:59:12,780 --> 00:59:15,756
‫آدم ترسو و بدبخت...

1074
00:59:15,780 --> 00:59:19,323
‫آدم بیچاره و حقیر.

1075
00:59:24,822 --> 00:59:26,631
‫آره، جوابش رو بده.

1076
00:59:26,655 --> 00:59:27,739
‫سلام پدر.

1077
00:59:28,989 --> 00:59:30,072
‫خیلی خب.

1078
00:59:32,239 --> 00:59:37,655
‫باشه، فهمیدم.

1079
00:59:39,864 --> 00:59:41,090
‫پدرم نمیاد.

1080
00:59:41,114 --> 00:59:43,382
‫یه کار فوری براش پیش اومده.

1081
00:59:43,406 --> 00:59:46,465
‫یه کار فوری و مهم، مهمتر از این که...

1082
00:59:46,489 --> 00:59:48,989
‫ما می‌خوایم امپراطوریش رو ازش
‫بگیریم؟

1083
00:59:55,114 --> 00:59:59,156
‫آقای «سندی»، ببینید کی اومده!

1084
00:59:59,655 --> 01:00:00,840
‫سلام.

1085
01:00:00,864 --> 01:00:05,173
‫پدرم ازم خواسته که...

1086
01:00:05,197 --> 01:00:06,715
‫بپرسم آیا میشه...

1087
01:00:06,739 --> 01:00:08,965
‫جابجایی سرمایه انجام داد؟

1088
01:00:08,989 --> 01:00:11,798
‫یه توافق که تو رو خوشحال کنه و...

1089
01:00:11,822 --> 01:00:13,489
‫اونو سرجاش نگه داره؟

1090
01:00:16,448 --> 01:00:17,965
‫همونطور که می‌دونی...

1091
01:00:17,989 --> 01:00:20,340
‫ما دنبال همه‌ش هستیم.

1092
01:00:20,364 --> 01:00:23,048
‫درسته، خب ازم خواست که بهتون بگم...

1093
01:00:23,072 --> 01:00:25,715
‫از نظر عموم داریم پیشنهاد شما رو...

1094
01:00:25,739 --> 01:00:27,215
‫بررسی می‌کنیم اما...

1095
01:00:27,239 --> 01:00:28,673
‫مهم نیست که شما چی پیشنهاد میدید...

1096
01:00:28,697 --> 01:00:30,923
‫اون هرگز چنین چیزی رو به انجمن پیشنهاد
‫نمی‌کنــه...

1097
01:00:30,947 --> 01:00:33,507
‫شما پول از دست میدید، اونم از دست میده.

1098
01:00:33,531 --> 01:00:35,215
‫این قضیه هرگز تمومی نداره.

1099
01:00:35,239 --> 01:00:36,590
‫شاید هم شما اونو بکُشید...

1100
01:00:36,614 --> 01:00:38,173
‫اما اگه این کارو نکنید، اون سعی می‌کنــه
‫شما رو نابود کنه.

1101
01:00:38,197 --> 01:00:40,132
‫قبل از اینکه بذاره شما شکستش بدید...

1102
01:00:40,156 --> 01:00:41,673
‫یا ورشکست میشه یا میره زندان.

1103
01:00:41,697 --> 01:00:43,923
‫شما رو تو این تجارت نابود می‌کنــه و اگه
‫این کار نتیجه نده...

1104
01:00:43,947 --> 01:00:45,673
‫یه سری رو می‌فرسته تا کار شما رو
‫تموم کنن.

1105
01:00:45,697 --> 01:00:48,382
‫یه سری آدم می‌فرسته تا عزیزانتــون رو
‫بکُشن و همسرتون رو اذیت کنن...

1106
01:00:48,406 --> 01:00:51,156
‫و این قضیه هرگز تمومی نداره، پیامش این بود.

1107
01:00:53,697 --> 01:00:55,132
‫خوبه.

1108
01:00:55,156 --> 01:00:58,697
‫خب، پس بذار ببـینـیم چیکار می‌کنــه
‫و چطور پیش میره، باشه؟

1109
01:02:17,114 --> 01:02:18,905
‫بله؟

1110
01:02:19,406 --> 01:02:20,864
‫من آماده‌ام، بیا شروع کنیم.

1111
01:02:21,406 --> 01:02:24,114
‫به نظر اشتباه میاد و دارن یه چیزی رو
‫پنهان می‌کنن.

1112
01:02:24,531 --> 01:02:26,590
‫واقعا؟

1113
01:02:26,614 --> 01:02:28,614
‫پدر، الان وقت عقب نشینی نیست.

1114
01:02:28,864 --> 01:02:30,507
‫ما رو ضعیف نشون میده.

1115
01:02:30,531 --> 01:02:32,239
‫نه، باعث میشه بی‌رحم به نظر بیایم.

1116
01:02:33,614 --> 01:02:35,739
‫اگه پدر فردا کسی رو معرفی کنه، اون منم.

1117
01:02:35,947 --> 01:02:37,798
‫مگه اینکه یه نفر دیگه هم باشه.

1118
01:02:37,822 --> 01:02:39,739
‫خیابون پنسیلوانیا نشون داده شده.

1119
01:02:39,947 --> 01:02:42,114
‫دیگه وقتشه که به قرار ملاقات فکر کنم.

