﻿1
00:01:07,560 --> 00:01:12,760
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

2
00:01:12,781 --> 00:01:14,481
‫شروع سختی داشتیم

3
00:01:15,993 --> 00:01:17,693
‫پیش میاد

4
00:01:19,496 --> 00:01:21,196
‫توی همچین پرونده‌هایی

5
00:01:23,750 --> 00:01:25,210
‫یه دختر مفقود شده‌ی پولدار

6
00:01:25,210 --> 00:01:26,910
‫جسد یه مرد توی صندوق‌عقب

7
00:01:33,260 --> 00:01:35,971
‫و من، با تمام... نمی‌دونم والا...

8
00:01:36,555 --> 00:01:38,255
‫مشکلاتم

9
00:01:41,185 --> 00:01:42,787
‫شکسته‌نفسی نمی‌کنم

10
00:01:42,811 --> 00:01:44,730
‫واقعاً توی کارم مهارت دارم

11
00:01:44,730 --> 00:01:47,566
‫و اگر مهارت نداشتم مردی مثل
‫جاناتان سیگل بهم زنگ نمی‌زد

12
00:01:48,567 --> 00:01:50,944
‫فقط یکم وقت لازم داشتم
‫تا حالم بیاد سرجاش

13
00:01:51,862 --> 00:01:54,948
‫خب دیگه، برگردیم سر کار

14
00:02:19,181 --> 00:02:20,881
‫برنی سیگل

15
00:02:21,391 --> 00:02:24,353
‫پدر اولیویا و شوهر سابق
‫"ریچل کی" مرحوم

16
00:02:24,937 --> 00:02:28,190
‫خودشم تهیه‌‌کننده‌ی سینماست
‫ولی در حد پدرش نیست

17
00:02:28,190 --> 00:02:31,610
‫لطفاً برنی صدام کن
‫هی، عاشق اینجام

18
00:02:31,610 --> 00:02:34,279
‫آخرین فیلم پرفروشش
‫در مورد یه میمون موج‌سوار بود

19
00:02:34,279 --> 00:02:35,614
‫باکلاسه

20
00:02:35,614 --> 00:02:37,491
‫وقتی میام توی این شهر
‫جای دیگه‌ای اتاق نمی‌گیرم

21
00:02:37,491 --> 00:02:40,160
‫آره، یه مرد سخت‌پسند
‫برام قابل تحسینه

22
00:02:40,160 --> 00:02:41,828
‫بله آقایون، چی میل دارین؟

23
00:02:41,828 --> 00:02:44,122
‫دو نون تست سفید
‫همراه پنیر کاتیج

24
00:02:44,122 --> 00:02:47,000
‫- و یک قوری آب‌‌جوش و لیمو
‫- فقط قهوه، تلخ

25
00:02:47,000 --> 00:02:49,211
‫چیزی که واقعاً دلم می‌خواد
‫بیکن و تخم‌مرغه

26
00:02:49,211 --> 00:02:51,321
‫ولی یه چیزی به اسم رژیم ملایم گرفتم

27
00:02:51,672 --> 00:02:53,841
‫بگذریم، چیکار می‌تونم برات بکنم؟

28
00:02:54,383 --> 00:02:56,083
‫می‌خوام در مورد اولیویا صحبت کنم

29
00:02:56,426 --> 00:02:59,179
‫آره. راستشو بخوای، شوگر

30
00:02:59,179 --> 00:03:02,099
‫به‌نظرم داری وقت خودت
‫و پول پدرم رو هدر میدی

31
00:03:02,599 --> 00:03:05,608
‫اولیویا همین روزا برمی‌گرده

32
00:03:05,632 --> 00:03:07,187
‫درست مثل همیشه

33
00:03:07,187 --> 00:03:08,887
‫و آماده‌ست که دوباره برگرده کمپ ترک اعتیاد

34
00:03:09,940 --> 00:03:11,984
‫اگر من پدرش بودم
‫این‌ برام نگران‌کننده بود

35
00:03:11,984 --> 00:03:13,684
‫نیستی، و برای من نیست

36
00:03:13,735 --> 00:03:15,404
‫برای پدرت هست

37
00:03:15,404 --> 00:03:17,104
‫بفرمایید

38
00:03:18,323 --> 00:03:19,884
‫بذار یه چیزی بهت بگم

39
00:03:19,908 --> 00:03:24,162
‫من اولیویا رو بهتر از هرکس دیگه‌ای می‌شناسم
‫قطعاً بهتر از پدرم

40
00:03:25,789 --> 00:03:29,376
‫و خیلی بهتر از ملانی می‌شناسمش
‫در این که شکی نیست

41
00:03:29,376 --> 00:03:31,503
‫دیشب حسابی باهاش عشق‌و‌حال کردی، مگه نه؟

42
00:03:32,504 --> 00:03:35,716
‫یه‌خرده بابتش ناراحتم
‫آخه ناسلامتی همسر سابقمه

43
00:03:36,550 --> 00:03:39,386
‫عه، اینو نمی‌دونستی، مگه نه؟
‫جناب آقای کارآگاه خصوصی؟

44
00:03:39,386 --> 00:03:41,639
‫تو و ملانی متیوز
‫توی لاس‌وگاس ایالت نوادا

45
00:03:41,639 --> 00:03:43,974
‫در شب سال نوی 1999 ازدواج کردین

46
00:03:43,974 --> 00:03:46,560
‫سه روز بعد
‫جفتتون به جرم تخریب عمدی اموال

47
00:03:46,560 --> 00:03:48,437
‫حمل مواد مخدر، رفتار خلاف
‫نظم عمومی و درحالت مستی

48
00:03:48,437 --> 00:03:50,137
‫و شلیک اسلحه دستگیر شدین

49
00:03:51,982 --> 00:03:53,682
‫ماه‌عسل خفنی بود

50
00:03:57,154 --> 00:03:58,854
‫خواهش می‌کنم. شلوغش نکن

51
00:04:02,993 --> 00:04:04,693
‫اینو از کجا آوردی؟

52
00:04:05,787 --> 00:04:09,166
‫این عکس‌های پولاروید
‫سال 1996 عرضه شدن

53
00:04:11,001 --> 00:04:13,253
‫اون زمان شوهر "ریچل کی" بودی، مگه نه؟

54
00:04:15,339 --> 00:04:17,039
‫خودت می‌دونی که بودم

55
00:04:17,966 --> 00:04:19,666
‫تو این عکس رو گرفتی؟

56
00:04:24,389 --> 00:04:26,075
‫نه، من نگرفتم

57
00:04:26,099 --> 00:04:29,186
‫ممنون که حقیقتو بهم میگی، برنی
‫واقعاً ممنونم

58
00:04:34,900 --> 00:04:38,487
‫تابه‌حال شده کسی رو دوست داشته باشی؟
‫یعنی واقعاً عاشقش باشی؟

59
00:04:39,071 --> 00:04:40,906
‫یعنی اگر عزرائیل بیاد سراغت و بهت بگه

60
00:04:40,906 --> 00:04:43,900
‫"جون این کسی که عاشقشی رو می‌گیرم"

61
00:04:43,900 --> 00:04:46,711
‫"مگر اینکه جون خودت رو بهم بدی"

62
00:04:49,248 --> 00:04:52,042
‫خب، من بودم می‌دادم. برای ریچل

63
00:04:54,920 --> 00:04:56,797
‫و اولیویا تنها چیزیه که از اون برام مونده

64
00:04:58,298 --> 00:05:02,511
‫و اگر فکر می‌کنی دخترم
‫برام مهم نیست، مرتیکه‌ی عوضی

65
00:05:03,262 --> 00:05:05,347
‫پس گور پدرت و برو گورتو گم کن

66
00:05:05,347 --> 00:05:08,517
‫و پول قهوه‌ی کوفتیت رو هم میدم

67
00:05:09,226 --> 00:05:10,926
‫ممنون

68
00:05:13,772 --> 00:05:17,067
‫داره یه چیزی رو مخفی می‌کنه
‫یا حداقل دست گذاشتم روی نقطه‌ضعفش

69
00:05:18,735 --> 00:05:22,547
‫آخه، وقتی یکی بهت میگه گورتو گم کن
‫معمولاً یعنی داری به یه جاهایی می‌رسی

70
00:05:52,394 --> 00:05:55,147
‫دیوی سیگل و کنی، یار وفادارش

71
00:05:59,985 --> 00:06:01,778
‫- بیا سریع کارمونو بکنیم، ها؟
‫- باشه

72
00:06:03,113 --> 00:06:04,813
‫- اینجا رو گشتی؟
‫- برو اتاق‌خواب رو بگرد

73
00:06:07,201 --> 00:06:10,245
‫میگما... دستگاه شنود رو کار بذار

74
00:06:10,245 --> 00:06:11,205
‫باشه

75
00:06:11,205 --> 00:06:14,333
‫جاسوسی از کسی که برای
‫پیدا کردن خواهرش استخدام شده

76
00:06:14,333 --> 00:06:17,711
‫چرا باید همچین کاری بکنه؟
‫از چی می‌ترسه؟

77
00:06:19,379 --> 00:06:21,079
‫میگما...

78
00:06:21,298 --> 00:06:22,424
‫چیزی پیدا کردی؟

79
00:06:22,424 --> 00:06:26,094
‫آره، ولی... چند تا مجله‌ی
‫عجیب‌غریب بیشتر نیست...

80
00:06:26,094 --> 00:06:27,179
‫هیچی نیست...

81
00:06:27,179 --> 00:06:28,347
‫نه کیف پولی هست، نه...

82
00:06:28,347 --> 00:06:31,016
‫- وقتی احمق هستن خیلی خوبه
‫- وایسا. چند تا نامه پیدا کردم

83
00:06:31,016 --> 00:06:33,101
‫خب، بیارشون اینجا
‫بذار چند تا عکس ازشون بگیرم

84
00:06:34,853 --> 00:06:39,525
‫همیشه اینقدر کیف نمیده
‫ولی کمک می‌کنه کار راه بیفته

85
00:06:40,108 --> 00:06:42,778
‫- طرف عشق سینماست
‫- سلام، هلن. منم

86
00:06:42,778 --> 00:06:45,113
‫- آره چجورم
‫- یکی بهت زنگ می‌زنه

87
00:06:45,113 --> 00:06:46,782
‫میگه می‌خواد با مامانم صحبت کنه

88
00:06:46,782 --> 00:06:48,482
‫طبیعتاً فکر می‌کنه مامانم تویی

89
00:06:49,409 --> 00:06:52,109
‫خدابیامرزه پدر کسی
‫که اسناد و سوابق رو اختراع کرد

90
00:06:52,538 --> 00:06:54,706
‫راه افتادن

91
00:06:58,210 --> 00:07:01,338
‫فقط چون می‌تونم کارهای دیوی رو پیش‌بینی کنم
‫دلیل نمیشه خطرناک نباشه

92
00:07:01,338 --> 00:07:04,132
‫به‌عنوان مثال نمی‌تونم اجازه بدم
‫توی گذشته‌م سرک بکشه

93
00:07:04,132 --> 00:07:06,051
‫نه، اصلاً راه نداره

94
00:07:06,051 --> 00:07:09,680
‫از اونجایی که برنی کمکی نمی‌کنه
‫و دیوی از اونم بدتره

95
00:07:09,680 --> 00:07:12,349
‫امیدوارم بتونم از صحبت با دوست‌های اولیویا
‫سرنخ‌هایی گیر بیارم

96
00:07:12,349 --> 00:07:14,268
‫می‌دونی، درست مثل فیلم‌ها

97
00:07:14,268 --> 00:07:16,353
‫اولین باری که نشئه کردیم
‫حدوداً کلاس ششم بودیم

98
00:07:16,353 --> 00:07:17,688
‫کلاس ششم؟ چند سالتون بود؟

99
00:07:17,688 --> 00:07:19,022
‫- حدوداً 11 سال
‫- عجب

100
00:07:19,022 --> 00:07:21,942
‫ولی تقریباً یک‌سالی میشه
‫باهاش رفت‌و‌آمد نداشتیم

101
00:07:22,651 --> 00:07:23,735
‫چون ترک کرده بود؟

102
00:07:23,735 --> 00:07:25,737
‫به‌نظرتون چرا داشت ترک می‌کرد؟

103
00:07:25,737 --> 00:07:29,032
‫بیشتر از بقیه مواد مصرف می‌کرد
‫یا بیشتر از بقیه مشروب می‌خورد؟

104
00:07:29,032 --> 00:07:33,328
‫آره، فکر کنم داشت یه‌خرده زیاده‌روی می‌کرد

105
00:07:33,328 --> 00:07:36,331
‫- مطمئنی؟
‫- باید می‌دیدی توی روزهای اوجش چجوری بود

106
00:07:36,331 --> 00:07:39,168
‫کارهایی کرد که تقریباً
‫هر بچه‌ی دیگه‌ای بود می‌رفت پشت میله‌ها

107
00:07:39,168 --> 00:07:40,127
‫مثلاً چیکار؟

108
00:07:40,127 --> 00:07:42,421
‫- یه‌عالمه مواد می‌زد، پسر
‫- خیلی‌خب

109
00:07:42,421 --> 00:07:44,923
‫ولی فکر کنم اتفاقی براش افتاد
‫که باعث شد وحشت کنه

110
00:07:44,923 --> 00:07:46,800
‫و زندگیش رو متحول کرد

111
00:07:48,218 --> 00:07:51,221
‫چیزی در مورد زندگی عاشقانه‌ش می‌دونی؟
‫دوست‌پسرهاش؟

112
00:07:51,972 --> 00:07:52,890
‫نه

113
00:07:52,890 --> 00:07:54,590
‫بهم که دروغ نمیگی، مگه نه پسرجون؟

114
00:07:55,058 --> 00:07:56,810
‫یادت میاد با این آدم بوده باشه؟

115
00:07:56,810 --> 00:07:58,228
‫نه، تا جایی که یادمه نه

116
00:07:58,228 --> 00:07:59,813
‫با هیچ مردی رابطه‌ی طولانی‌مدت نداشت؟

117
00:07:59,813 --> 00:08:01,648
‫- نه با اون عشق‌و‌حالی که ما می‌کردیم
‫- عه، واقعاً؟

118
00:08:01,648 --> 00:08:04,651
‫همیشه‌ی خدا با پسر متفاوتی بود
‫خودت که می‌دونی چجوریاست

119
00:08:05,319 --> 00:08:07,362
‫نه والا نمی‌دونم
‫ولی... به حرفت اعتماد می‌کنم

120
00:08:07,362 --> 00:08:08,405
‫« تحت‌تعقیب به جرم قتل »

121
00:08:08,405 --> 00:08:10,073
‫- سلام، جان شوگر هستم
‫- سلام

122
00:08:10,073 --> 00:08:11,617
‫تابه‌حال دیدی با این یارو باشه؟

123
00:08:11,617 --> 00:08:13,243
‫- تابه‌حال ندیدمش
‫- مطمئنی؟

124
00:08:13,243 --> 00:08:17,497
‫مطمئنم. فقط از من میخره
‫خیلی وقته چیزی نخریده

125
00:08:17,998 --> 00:08:21,392
‫- یعنی ماه‌ها؟ هفته‌ها؟ خیلی وقت یعنی چقدر؟
‫- نمی‌دونم، حداقل یه‌سالی میشه، پسر

126
00:08:21,919 --> 00:08:24,546
‫شماها چی؟ هنوزم مواد مصرف می‌کنین؟
‫اوضاع چجوریاست؟

127
00:08:26,089 --> 00:08:27,508
‫من دارم مدرکمو می‌گیرم

128
00:08:27,508 --> 00:08:29,218
‫- می‌خوام... زندگیمو سروسامون دادم
‫- واقعاً؟

129
00:08:29,218 --> 00:08:30,928
‫- تو چی؟
‫- صحبتی ندارم

130
00:08:30,928 --> 00:08:31,887
‫همین فکرو می‌کردم

131
00:08:31,887 --> 00:08:35,307
‫خیلی‌خب، اگر چیز دیگه‌ای به ذهنت رسید
‫به این شماره زنگ بزن. ممنون

132
00:08:35,307 --> 00:08:37,683
‫- بابت وقتی که گذاشتی ممنونم. خیلی‌خب
‫- نه بابا این چه حرفیه

133
00:08:37,683 --> 00:08:40,562
‫<i>ظاهراً اولیویا واقعاً
‫زندگی سابقش رو گذاشته بود کنار</i>

134
00:08:40,562 --> 00:08:42,262
‫<i>این خبر خوبیه</i>

135
00:08:42,606 --> 00:08:45,192
‫<i>خبر بد اینه که زندگی جدیدش</i>

136
00:08:45,192 --> 00:08:48,787
‫<i>خب، ظاهراً یجورایی توی دردسر بدتری انداختتش</i>

137
00:08:49,821 --> 00:08:53,784
‫<i>وقتشه به جاناتان سیگل خبر بدم
‫از اونم سوالاتی دارم</i>

138
00:08:55,494 --> 00:08:58,205
‫"پسری در آن گوشه" خیلی فروش کرد
‫ترکوند

139
00:08:58,789 --> 00:09:00,916
‫"مردی در آن گوشه" هم همینطور میشه

140
00:09:00,916 --> 00:09:04,044
‫این بازگشت شکوهمند "دیوید"ـه
‫و هیچی نمی‌تونه تغییرش بده

141
00:09:05,337 --> 00:09:07,385
‫اگر این داستان افشا بشه

142
00:09:07,409 --> 00:09:10,801
‫هیچ استودیویی این فیلم رو عرضه نمی‌کنه

143
00:09:10,801 --> 00:09:12,886
‫و 60 میلیون ضرر می‌کنی

144
00:09:13,554 --> 00:09:15,889
‫مهم‌ترین قانون تهیه‌کنندگی رو شکستی، برنی

145
00:09:15,889 --> 00:09:17,575
‫از پول خودت استفاده کردی

146
00:09:17,599 --> 00:09:19,560
‫داستانش افشا نمیشه، مگه نه؟

147
00:09:19,560 --> 00:09:24,314
‫نه. با هفت تا از 8 قربانی قراردادهای
‫ عدم افشای سفت و سختی امضا کردیم

148
00:09:24,314 --> 00:09:25,440
‫از کلمه‌ی "قربانی" استفاده نکن

149
00:09:25,440 --> 00:09:29,152
‫ولی چیزی که نگرانم می‌کنه
‫"مدعی" هشتمه

150
00:09:29,152 --> 00:09:32,030
‫اوه، زنیکه خیلی روی اعصابه
‫ولی بالاخره درستش می‌کنیم. بهم اعتماد کنین

151
00:09:32,030 --> 00:09:33,866
‫به هر طریقی شده، قانع میشه

152
00:09:34,366 --> 00:09:37,369
‫خب، 7 نفر دیگه‌شون که قطعاً حس می‌کنن
‫سخاوتمندی به‌خرج دادی

153
00:09:37,369 --> 00:09:41,164
‫وایسا ببینم
‫برنی، داری میگی "دیوی" گناهکاره؟

154
00:09:41,164 --> 00:09:42,583
‫من همچین حرفی زدم، عزیزم؟

155
00:09:42,583 --> 00:09:44,626
‫- همچین حرفی نزد
‫- و اسمش "دیوید"ـه

156
00:09:44,626 --> 00:09:46,295
‫اگر نتونستیم نفر هشتم رو راضی کنیم چی؟

157
00:09:46,295 --> 00:09:48,881
‫اگر نتونستیم، ادعای اون در مقابل ماست
‫و توی دادگاه جلوش درمیایم

158
00:09:48,881 --> 00:09:50,215
‫راضیش می‌کنیم

159
00:09:50,215 --> 00:09:51,925
‫از کلمه‌ی "قربانی" استفاده نکنین

160
00:09:51,925 --> 00:09:53,719
‫هیچکس نباید از کلمه‌ی "قربانی" استفاده کنه

161
00:09:54,219 --> 00:09:57,264
‫- خب، چی تو فکرته، جان؟
‫- نمی‌دونم

162
00:09:57,264 --> 00:09:59,933
‫این خانواده‌ی "سیگل" خیلی غیرعادین

163
00:10:01,185 --> 00:10:02,885
‫خیلی‌خب. چرا؟

164
00:10:03,395 --> 00:10:05,095
‫- نوشیدنی می‌خوای؟
‫- نه، ممنون

165
00:10:05,689 --> 00:10:08,525
‫- برگشتم دیدن جاناتان
‫- عه، عجب. خب؟

166
00:10:09,401 --> 00:10:12,362
‫از آخرین باری که صحبت کردیم
‫با چند تا از افراد خانواده‌ت ملاقات کردم

167
00:10:12,362 --> 00:10:16,283
‫اوه، بابتش متاسفم
‫بذار حدس بزنم. برنی رو دیدی

168
00:10:17,242 --> 00:10:19,411
‫آره. اون مثل تو

169
00:10:19,411 --> 00:10:21,705
‫- نگران ناپدید شدن اولیویا نیست
‫- معلومه که نیست

170
00:10:21,705 --> 00:10:22,831
‫- عه، واقعاً؟
‫- واقعاً

171
00:10:22,831 --> 00:10:26,335
‫آره، وقتی داشتیم صبحونه می‌خوردیم

172
00:10:26,335 --> 00:10:28,086
‫پسرش دیوی و محافظ شخصیش رو فرستاد

173
00:10:28,086 --> 00:10:30,088
‫- توی اتاق هتلم سرک بکشن
‫- اوه، خدایا

174
00:10:30,088 --> 00:10:33,091
‫اولیویا همیشه گند بالا آورده
‫همیشه هم همینطور می‌مونه

175
00:10:33,091 --> 00:10:35,552
‫این داستانیه که بیشتر از همه
‫به‌سود "برنی"ـه

176
00:10:36,053 --> 00:10:39,640
‫بهش اجازه میده تمرکزش رو بذاره
‫روی ساخت فیلم‌های افتضاح و پسر احمقش

177
00:10:39,683 --> 00:10:43,583
‫اوه، نباید این حرفو می‌زدم، مگه نه؟

178
00:10:44,478 --> 00:10:46,230
‫تمام فیلم‌های برنی افتضاح نیستن

179
00:10:46,754 --> 00:10:48,154
‫آخ

180
00:10:48,857 --> 00:10:51,485
‫دیوید... پسر برنی و "مارگیت سورنسن"ـه؟

181
00:10:51,985 --> 00:10:53,685
‫- هنوز باهاش ملاقات نکردی؟
‫- نه

182
00:10:54,404 --> 00:10:59,952
‫اونم نمونه‌ی بارز دیگه‌ای از منفعت‌طلبی
‫ تمام و کماله، زن وحشتناکیه

183
00:11:01,328 --> 00:11:04,581
‫حس می‌کنم اعضای خانواده‌تون
‫چندان با هم صمیمی نیستن

184
00:11:08,168 --> 00:11:09,868
‫خب...

185
00:11:12,548 --> 00:11:14,248
‫دلایل خاص خودمون رو داریم

186
00:11:18,345 --> 00:11:20,347
‫جان، میشه بهم کمک کنی؟

187
00:11:22,349 --> 00:11:26,812
‫خب، ظاهراً در مورد همه‌چیز
‫صحبت کردیم، جز نوه‌م

188
00:11:27,646 --> 00:11:29,565
‫بابت صبوری‌تون ممنونم

189
00:11:29,565 --> 00:11:30,899
‫شرمنده

190
00:11:30,899 --> 00:11:34,403
‫این سابقه‌ی جی‌پی‌اس خودروی اولیویاست

191
00:11:34,403 --> 00:11:36,238
‫ای بابا

192
00:11:36,238 --> 00:11:37,938
‫جان، بشین

193
00:11:37,990 --> 00:11:40,617
‫فهمیدم هفته‌ی قبل از ناپدید شدنش

194
00:11:40,617 --> 00:11:43,161
‫به‌طور مداوم به مکانی می‌رفته
‫که باعث نگرانیم شد

195
00:11:43,662 --> 00:11:46,415
‫زنی که توی این آدرس زندگی می‌کرده
‫"کارمن وسکز"

196
00:11:46,415 --> 00:11:47,791
‫اخیراً مورد تجاوز قرار گرفت و کشته شد

197
00:11:47,791 --> 00:11:50,878
‫شبی که خانم وسکز کشته شد
‫ماشین اولیویا اونجا بود

198
00:11:50,878 --> 00:11:55,424
‫و شاید این قضیه ارتباطی با مردی
‫که خانم وسکز رو کشت داشته باشه

199
00:11:55,424 --> 00:11:57,124
‫چرا همچین فکری می‌کنی؟

200
00:11:57,885 --> 00:12:00,971
‫چون جسدش همین الان
‫توی صندوق‌عقب ماشین اولیویاست

201
00:12:04,892 --> 00:12:06,592
‫گندش بزنن

202
00:12:09,438 --> 00:12:11,138
‫<i>کلیفورد کارتر</i>

203
00:12:11,356 --> 00:12:13,734
‫<i>قبلاً به جرم ضرب‌و‌شتم
‫تجاوز و قاچاق انسان دستگیر شده</i>

204
00:12:13,734 --> 00:12:14,818
‫جان

205
00:12:14,818 --> 00:12:17,529
‫حالا جسدش توی ماشین نوه‌ی
‫یکی از کله‌گنده‌های هالیوود افتاده

206
00:12:18,030 --> 00:12:19,730
‫بشین

207
00:12:21,033 --> 00:12:25,120
‫وظیفه دارم پیدا کردن یک قربانی قتل رو
‫به پلیس گزارش بدم، آقای سیگل

208
00:12:25,120 --> 00:12:26,997
‫ولی گزارش نکردی، کردی؟

209
00:12:29,875 --> 00:12:32,669
‫می‌خوام تظاهر کنم
‫هرگز صندوق‌عقب اون ماشین رو باز نکردم

210
00:12:32,669 --> 00:12:34,254
‫لطف می‌کنی

211
00:12:34,254 --> 00:12:36,798
‫با‌ این‌حال، حس می‌کنم
‫ممکنه جون نوه‌تون در خطر باشه

212
00:12:37,299 --> 00:12:39,009
‫- خدایا
‫- آره

213
00:12:39,009 --> 00:12:40,653
‫جان

214
00:12:40,677 --> 00:12:43,472
‫قضیه خیلی پیچیده‌ست، این...
‫این آدما و این مکان‌ها

215
00:12:43,472 --> 00:12:44,932
‫الان باید مشغول
‫جمع‌و‌جور کردن پرونده باشم

216
00:12:44,932 --> 00:12:47,351
‫- بشین
‫- ولی پرونده هی داره گسترده‌تر میشه

217
00:12:47,351 --> 00:12:50,562
‫برای من سوال اینجاست که
‫آیا ارتباطی بین ناپدید شدن اولیویا

218
00:12:50,562 --> 00:12:55,484
‫- و هر قضیه‌ای که این وسط...
‫- خیلی‌‌خب. منظورم همینه

219
00:12:57,486 --> 00:12:59,186
‫چیه؟

220
00:13:00,113 --> 00:13:02,366
‫هیچی. دلم برات تنگ شده بود، شوگر

221
00:13:03,742 --> 00:13:05,386
‫منم دلم برات تنگ شده بود

222
00:13:05,410 --> 00:13:08,341
‫آره، برای همین فکر کردم بد نیست

223
00:13:08,365 --> 00:13:10,916
‫از هم‌نشینی با هم لذت ببریم

224
00:13:10,916 --> 00:13:13,627
‫- آها، پرونده. باشه، باشه
‫- میشه این‌کارو بکنیم؟ میشه از هم‌نشینی

225
00:13:13,627 --> 00:13:15,045
‫- با هم لذت ببریم؟
‫- باشه

226
00:13:15,045 --> 00:13:16,745
‫- و با هم غذا بخوریم؟
‫- باشه. بیا...

227
00:13:17,047 --> 00:13:18,747
‫- بیا یه امتحانی بکنیم، باشه؟
‫- باشه

228
00:13:23,929 --> 00:13:25,490
‫- فکر معرکه‌ای بود
‫- اوهوم

229
00:13:25,514 --> 00:13:27,214
‫ناهار می‌خوریم

230
00:13:28,851 --> 00:13:31,562
‫- حال و احوال تو چطوره؟
‫- خوبم. سرم شلوغه

231
00:13:31,562 --> 00:13:34,398
‫تو رو باش. خانم سرآشپز معرکه‌

232
00:13:34,398 --> 00:13:35,732
‫الان بیش از 15 نفرمون رو مدیریت می‌کنی؟

233
00:13:35,732 --> 00:13:37,067
‫با اینکه درست کردنش آشپزی نمی‌خواست

234
00:13:37,067 --> 00:13:39,528
‫- نوزده تا
‫- عجب، نوزده تا، ها؟

235
00:13:39,528 --> 00:13:41,228
‫خداحافظ، میرمبه

236
00:13:42,739 --> 00:13:45,325
‫تا یادم نرفته بگم
‫به چارلی زنگ زدم

237
00:13:45,325 --> 00:13:48,954
‫- تا توی شنود و نظارت کمک کنه
‫- عجب. بدون مشورت با من؟

238
00:13:49,788 --> 00:13:51,349
‫خواستم خودم آستین بالا زده باشم

239
00:13:51,373 --> 00:13:55,294
‫آها، خودت آستین بالا زده باشی، باشه
‫خب، یادت نره، زیاد جلب توجه نکنی

240
00:13:55,294 --> 00:13:56,994
‫می‌دونم. می‌دونم

241
00:14:01,633 --> 00:14:03,333
‫خیلی‌خب، چند مدت یک‌بار اینجوری میشی؟

242
00:14:04,678 --> 00:14:06,096
‫چیزی نیست

243
00:14:06,096 --> 00:14:07,723
‫به دکتر "ویکرز" زنگ زدی؟

244
00:14:07,723 --> 00:14:10,017
‫- بهش فکر کردم
‫- جان

245
00:14:10,017 --> 00:14:12,936
‫فردا توی جلسه می‌بینمش
‫اونجا باهاش حرف می‌زنم، خوبه؟

246
00:14:12,936 --> 00:14:15,230
‫نه، اصلاً خوب نیست
‫همین امروز بهش زنگ بزن

247
00:14:19,526 --> 00:14:22,070
‫خوب شد. بابت ناهار ممنون

248
00:14:25,240 --> 00:14:28,243
‫<i>روبی خیلی دلواپس میشه
‫و این خصلتش رو دوست دارم</i>

249
00:14:29,286 --> 00:14:30,986
‫<i>ولی یه عالمه کار دارم</i>

250
00:14:32,122 --> 00:14:35,292
‫<i>فعلاً بهترین راهی که برای پیدا کردن
‫اولیویا دارم، ملانی متیوزه</i>

251
00:14:35,292 --> 00:14:39,213
‫<i>که خودش کارمو راحت کرد
‫چون زنگ زد و گفت می‌خواد منو ببینه</i>

252
00:14:40,881 --> 00:14:42,508
‫سلام، من ملانی هستم

253
00:14:42,508 --> 00:14:44,134
‫سلام ملانی

254
00:14:44,134 --> 00:14:45,834
‫من دائم‌الخمرم

255
00:14:46,845 --> 00:14:48,972
‫خیلی وقته به این جلسات نیومدم

256
00:14:48,972 --> 00:14:51,424
‫و منظورم سال‌های ساله

257
00:14:51,448 --> 00:14:54,603
‫بیست و سه سال ترک کرده بودم

258
00:14:56,855 --> 00:14:59,358
‫ولی از دو هفته پیش
‫مثل ماهی خودمو غرق مشروب کردم

259
00:15:00,859 --> 00:15:04,613
‫ولی این وضع... دیشب تموم شد

260
00:15:04,613 --> 00:15:08,575
‫چون دیشب یک غریبه‌ی کامل رو
‫ به خونه‌م راه دادم

261
00:15:08,575 --> 00:15:13,038
‫و این کاریه که از
‫دهه‌ی 20 زندگیم تا الان انجامش نداده بودم

262
00:15:15,040 --> 00:15:19,336
‫ولی چون مست لایعقل بودم
‫یک غریبه رو به خونه‌م راه دادم

263
00:15:24,299 --> 00:15:27,052
‫به‌نظرم دلیل اینکه
‫مست لایعقل می‌شیم ساده‌ست

264
00:15:28,095 --> 00:15:29,847
‫<i>تنهان -</i>
‫- تنهاییم

265
00:15:34,893 --> 00:15:36,593
‫و می‌ترسیم

266
00:15:39,439 --> 00:15:42,025
‫با میلیون‌ها نفر اینجا زندگی می‌کنیم

267
00:15:42,025 --> 00:15:45,537
‫که همگی توانایی عشق ورزیدن
‫و عشق دریافت کردن رو داریم، ولی به‌دلایلی...

268
00:15:47,197 --> 00:15:49,324
‫<i>نمی‌تونیم خودمون رو جمع‌و‌جور کنیم</i>

269
00:15:49,324 --> 00:15:51,660
‫<i>و به‌نظرم دلیلش اینه که می‌ترسیم</i>

270
00:15:53,370 --> 00:15:57,541
‫قبلاً لطمه خوردیم
‫و نمی‌خوایم دیگه لطمه بخوریم

271
00:15:57,541 --> 00:16:01,295
‫<i>برای همین... مست می‌کنیم</i>

272
00:16:03,005 --> 00:16:05,090
‫<i>تصمیمات بدی می‌گیریم</i>

273
00:16:05,090 --> 00:16:07,884
‫<i>و به هرجور ارتباطی که
‫می‌تونیم پیدا کنیم راضی می‌شیم</i>

274
00:16:10,470 --> 00:16:12,170
‫ولی می‌دونین دیشب چی شد؟

275
00:16:13,640 --> 00:16:16,602
‫طرف بهم صدمه نزد
‫ازم چیزی ندزدید

276
00:16:16,602 --> 00:16:21,273
‫حتی باهام نخوابید، با اینکه اون لحظه
‫بهش گفتم ازش می‌خوام این‌کارو بکنه

277
00:16:22,983 --> 00:16:24,683
‫نه. می‌دونین چیکار کرد؟

278
00:16:26,737 --> 00:16:28,530
‫ازم مراقبت کرد

279
00:16:30,574 --> 00:16:33,322
‫منو خوابوند...

280
00:16:33,346 --> 00:16:34,820
‫و بعد رفت

281
00:16:35,412 --> 00:16:38,790
‫<i>اصولاً مشغول کار بودم. هنوزم هستم</i>

282
00:16:40,042 --> 00:16:42,211
‫و... امروز صبح که بیدار شدم

283
00:16:42,211 --> 00:16:43,962
‫این احتمال به ذهنم خطور کرد

284
00:16:43,962 --> 00:16:47,382
‫که شاید خدام
‫ این مرد رو برام فرستاده بود

285
00:16:49,301 --> 00:16:51,001
‫یا فقط مرد باشخصیتی بوده

286
00:16:53,138 --> 00:16:54,838
‫یا همجنس‌گراست

287
00:16:58,519 --> 00:17:02,773
‫ولی، می‌دونین، مهم نیست
‫چجور آدمی بوده یا هست

288
00:17:04,191 --> 00:17:06,609
‫مهم اینه که
‫باعث شد چه حسی بهم دست بده

289
00:17:06,609 --> 00:17:11,615
‫و باعث شد حس کنم
‫لیاقت فرصت دوباره‌ای رو دارم

290
00:17:12,241 --> 00:17:14,159
‫پس، ممنونم

291
00:17:23,877 --> 00:17:25,563
‫ممنون که اومدی

292
00:17:25,587 --> 00:17:27,273
‫ممنون که دعوتم کردی

293
00:17:27,297 --> 00:17:29,383
‫- می‌خوای در مورد اولیویا صحبت کنیم؟
‫- آره

294
00:17:29,883 --> 00:17:32,886
‫هنوزم خمارم، می‌خوای بریم یکم غذا بخوریم؟

295
00:17:32,886 --> 00:17:34,346
‫- باشه
‫- می‌تونی برسونیم؟

296
00:17:34,346 --> 00:17:36,046
‫- اوهوم
‫- خوبه

297
00:17:40,686 --> 00:17:44,648
‫وقتی بیدار شدم، تمام مشروب‌هامو ریختم دور
‫پس چیزی جز آب گازدار ندارم بهت بدم

298
00:17:44,648 --> 00:17:46,733
‫- همین خوبه
‫- آره... می‌دونم

299
00:17:46,733 --> 00:17:48,433
‫نمی‌تونی مست کنی

300
00:17:49,278 --> 00:17:51,697
‫- یادت مونده
‫- آره، اینو هرگز یادم نمیره

301
00:17:53,949 --> 00:17:57,411
‫خب، دیروز داشتی تعقیبم می‌کردی، جان شوگر...

302
00:17:57,411 --> 00:18:01,373
‫- نه. نه، کاملاً اتفاقی بود
‫- جناب آقای کارآگاه خصوصی؟ نه؟ همم

303
00:18:01,373 --> 00:18:04,084
‫داشتم سرنخ دیگه‌ای رو دنبال می‌کردم

304
00:18:04,084 --> 00:18:05,687
‫آها، این یکی

305
00:18:05,711 --> 00:18:06,920
‫- آره، همون
‫- آره

306
00:18:06,920 --> 00:18:09,756
‫خب، اگر می‌خواستی در مورد اولیویا صحبت کنی
‫فقط کافی بود بگی

307
00:18:09,756 --> 00:18:12,384
‫فکر نکنم تمام حرف‌های دیشبت رو باور می‌کردم

308
00:18:12,384 --> 00:18:14,803
‫متاسفانه وقتی مست می‌کنم
‫مثل کف دست صاف و ساده میشم

309
00:18:14,803 --> 00:18:16,503
‫وقتی حالم سرجاشه، خیلی رازدارم

310
00:18:16,972 --> 00:18:19,141
‫حس می‌کنی وقتی پای اولیویا وسطه
‫باید رازدار باشی؟

311
00:18:19,141 --> 00:18:20,225
‫من همچین حرفی نزدم

312
00:18:20,225 --> 00:18:21,925
‫میشه یه سوالی ازت بپرسم؟

313
00:18:21,977 --> 00:18:24,980
‫چرا هفته‌ی قبل از ناپدید شدنش
‫تقریباً هرشب میومده اینجا؟

314
00:18:25,564 --> 00:18:27,149
‫چرا فکر می‌کنی میومده اینجا؟

315
00:18:27,149 --> 00:18:29,026
‫- مطمئنم میومده اینجا
‫- از کجا مطمئنی؟

316
00:18:29,526 --> 00:18:31,904
‫- جی‌پی‌اس ماشینش سوابقش رو نگه می‌داره
‫- آها

317
00:18:31,904 --> 00:18:33,697
‫از کجا می‌دونی
‫خودش سوار ماشین بوده؟

318
00:18:33,697 --> 00:18:35,949
‫از کجا می‌دونی یکی از رفقاش
‫ماشینش رو برنداشته؟

319
00:18:37,284 --> 00:18:38,984
‫همچین چیزی بوده؟

320
00:18:43,498 --> 00:18:45,334
‫گمونم منظورت رازدار بودن همینه، ها؟

321
00:18:49,379 --> 00:18:52,758
‫خب، اکثر پست‌های 6 ماه اخیر شبکه‌های مجازی

322
00:18:52,758 --> 00:18:53,842
‫اولیویا رو بررسی کردم

323
00:18:53,842 --> 00:18:55,969
‫و اکثراً چیزهای عادی هستن

324
00:18:56,887 --> 00:18:59,473
‫ولی از وقتی شما دو تا
‫بیشتر با هم می‌گشتین تغییر کردن

325
00:19:00,766 --> 00:19:02,100
‫توجهش به چیزای دیگه معطوف شد

326
00:19:02,100 --> 00:19:04,895
‫- رفت سراغ مشکلات حقوق زنان
‫- مگه... مگه این چه اشکالی داره؟

327
00:19:04,895 --> 00:19:06,595
‫نه، هیچ... هیچ اشکالی نداره

328
00:19:06,897 --> 00:19:10,983
‫به‌نظرم بالاخره چیزی رو پیدا کرده بوده
‫که نسبت بهش اشتیاق داشته

329
00:19:11,401 --> 00:19:13,820
‫ولی دو هفته پیش که ناپدید شد، خب...

330
00:19:13,820 --> 00:19:15,989
‫دیگه توی شبکه‌های اجتماعی حضور نداشت
‫و این نگران کننده‌ست

331
00:19:15,989 --> 00:19:18,784
‫خب، وقتی حرف از یه معتاد درمیونه
‫تغییر رفتارش یه دلیلی داره

332
00:19:18,784 --> 00:19:21,995
‫احتمالاً بازم داره مصرف می‌کنه، ببین...

333
00:19:21,995 --> 00:19:24,039
‫احتمالاً همین روزا پاشه بیاد اینجا

334
00:19:24,039 --> 00:19:28,335
‫درحالی‌که خمار و نشئه‌ست
‫و آماده‌ست برگرده کمپ ترک اعتیاد

335
00:19:29,920 --> 00:19:31,620
‫چه جالب

336
00:19:31,797 --> 00:19:35,551
‫شوهر سابقت امروز صبح همینو بهم گفت
‫تقریباً از همین کلمات هم استفاده کرد

337
00:19:37,010 --> 00:19:40,138
‫<i>معلومه که بهش گفته
‫دارن حالت دفاعی می‌گیرن</i>

338
00:19:40,138 --> 00:19:42,850
‫آره، خب، بعد از اینکه
‫با هم صبحونه خوردین بهم زنگ زد

339
00:19:43,934 --> 00:19:47,396
‫برنی شوهر افتضاحی بود
‫ولی همیشه دوست معرکه‌ای بوده

340
00:19:47,396 --> 00:19:49,096
‫- واقعاً؟
‫- آره

341
00:19:50,774 --> 00:19:52,507
‫<i>وقتی به موهاش دست می‌زنه -</i>
‫- اینو ببین

342
00:19:52,531 --> 00:19:53,861
‫<i>یعنی داره دروغ میگه</i>

343
00:19:54,611 --> 00:19:56,822
‫اگر تابه‌حال این مرد رو دیدی بهم بگو

344
00:20:00,158 --> 00:20:03,036
‫ملانی، اگر توی دردسر افتادی
‫یا اگر خبر داری اولیویا توی دردسر افتاده

345
00:20:03,036 --> 00:20:04,997
‫می‌تونم کمک کنم
‫فقط بهم بگو چی شده

346
00:20:07,332 --> 00:20:09,543
‫تابه‌حال این مرد رو ندیدم

347
00:20:09,543 --> 00:20:11,253
‫- چرا داری این‌کارو می‌کنی؟
‫- چیکار؟

348
00:20:11,253 --> 00:20:13,046
‫این‌کار. این نقش بازی کردنت. می‌دونم...

349
00:20:14,131 --> 00:20:16,550
‫می‌دونم داری دروغ میگی
‫فقط دلیلش رو نمی‌فهمم

350
00:20:18,218 --> 00:20:19,918
‫شاید داری یه چیزی رو مخفی می‌کنی

351
00:20:19,970 --> 00:20:21,263
‫مثلاً چی؟

352
00:20:21,263 --> 00:20:22,963
‫مثلاً اینکه اولیویا کجاست

353
00:20:23,891 --> 00:20:26,509
‫یا اینکه کجا میشه جسدش رو پیدا کرد

354
00:20:28,437 --> 00:20:29,521
‫از خونه‌م برو بیرون

355
00:20:29,521 --> 00:20:34,610
‫می‌دونم فکر می‌کنی داری بهش کمک می‌کنی
‫ولی داری با این‌کار بیشتر بهش صدمه می‌زنی

356
00:20:34,610 --> 00:20:36,737
‫- خیلی‌خب، از خونه‌م برو بیرون
‫- بذار اینو واضح بهت بگم

357
00:20:36,737 --> 00:20:38,739
‫قطعاً اولیویا رو پیدا می‌کنم

358
00:20:39,698 --> 00:20:41,398
‫کارم همینه

359
00:20:41,825 --> 00:20:43,525
‫خیلی توی این‌کار مهارت دارم

360
00:20:47,831 --> 00:20:49,531
‫برو بیرون

361
00:21:04,139 --> 00:21:05,658
‫سلام چارلی

362
00:21:05,682 --> 00:21:08,685
‫فکر کنم می‌دونه دختره کجاست
‫و فردا ما رو می‌بره اونجا

363
00:21:08,685 --> 00:21:10,385
‫وانت رو آماده کن، باشه؟

364
00:21:10,771 --> 00:21:12,981
‫فردا صبح می‌بینمت
‫خیلی‌خب، خداحافظ

365
00:21:23,825 --> 00:21:26,161
‫<i>می‌دونی، به‌نظر من
‫فیلم‌ها همه‌شون دسیسه‌ن</i>

366
00:21:26,703 --> 00:21:28,348
‫<i>جدی میگم</i>

367
00:21:28,372 --> 00:21:32,668
‫<i>واقعاً دسیسه هستن
‫چون گولت میزنن، فلورنس</i>

368
00:21:32,668 --> 00:21:35,629
‫<i>از وقتی بچه هستی گولت می‌زنن</i>

369
00:21:36,129 --> 00:21:38,757
‫<i>گولت می‌زنن تا همه‌چی رو باور کنی</i>

370
00:21:38,757 --> 00:21:45,180
‫<i>که آرمان‌ها و توانایی و مردهای خوب
‫و صد البته، عشق رو باور کنی</i>

371
00:21:46,807 --> 00:21:51,687
‫<i>ولی هیچ چارلز بویری
‫توی زندگیم نیست، فلورنس</i>

372
00:21:51,687 --> 00:21:55,148
‫<i>تابه‌حال کلارک گیبل رو ندیدم
‫تابه‌حال هامفری بوگارت رو ندیدم</i>

373
00:21:55,148 --> 00:21:56,775
‫<i>تابه‌حال... تابه‌حال هیچکدومشون رو ندیدم</i>

374
00:21:56,775 --> 00:21:58,068
‫<i>خودت می‌دونی منظورم چیه</i>

375
00:21:58,068 --> 00:22:00,487
‫<i>همچین مردهایی وجود ندارن، فلورنس
‫حقیقت همینه</i>

376
00:22:12,875 --> 00:22:14,575
‫<i>بازم این ماشینه‌ست</i>

377
00:22:15,460 --> 00:22:17,160
‫<i>یکی منو زیر نظر داره</i>

378
00:22:17,504 --> 00:22:20,539
‫<i>هرازگاهی سروکله‌ش پیدا میشه
‫و فاصله‌ش رو حفظ می‌کنه</i>

379
00:22:20,674 --> 00:22:23,635
‫<i>کارشون درسته، ولی من می‌بینمشون</i>

380
00:22:38,025 --> 00:22:40,527
‫هی! هی! هی!

381
00:22:46,241 --> 00:22:47,941
‫کارل؟

382
00:22:48,076 --> 00:22:49,776
‫وایلی

383
00:22:50,162 --> 00:22:51,862
‫هی، کسی کارل رو ندیده؟

384
00:22:53,207 --> 00:22:55,751
‫قدبلنده، موهاش بلونده
‫ کسی ندیدتش؟ اسمش کارله

385
00:22:57,711 --> 00:22:59,755
‫- کارل؟
‫- برو پی کارت بابا

386
00:23:06,053 --> 00:23:07,137
‫متاسفیم

387
00:23:07,137 --> 00:23:08,305
‫<i>...شماره‌ای که با آن تماس گرفته‌اید -</i>
‫- گندش بزنن

388
00:23:08,305 --> 00:23:10,005
‫<i>قطع گردیده است -</i>
‫- بیا بریم. بیا بریم

389
00:23:10,682 --> 00:23:13,727
‫سوار شو. بجنب
‫آفرین پسر خوب. آفرین پسر خوب

390
00:23:20,400 --> 00:23:23,403
‫« برنامه‌ی پیدا کردن مخاطب »

391
00:23:30,077 --> 00:23:30,915
‫<i>می‌دونم</i>

392
00:23:30,939 --> 00:23:31,777
‫<i>می‌دونم</i>

393
00:23:32,454 --> 00:23:34,154
‫<i>من چرا اهمیت میدم؟</i>

394
00:23:34,373 --> 00:23:36,073
‫<i>چه ربطی به من داره؟</i>

395
00:23:37,501 --> 00:23:40,671
‫<i>آره، خیلی اوقات
‫همین سوالو از خودم می‌پرسم</i>

396
00:23:45,801 --> 00:23:47,501
‫خیلی‌خب

397
00:24:38,854 --> 00:24:40,554
‫خدا لعنتت کنه، کارل

398
00:24:49,031 --> 00:24:50,490
‫تو کدوم خری هستی؟

399
00:24:50,490 --> 00:24:52,190
‫چی بهش دادی؟

400
00:24:55,662 --> 00:24:57,362
‫چی بهش دادی؟

401
00:24:59,041 --> 00:25:00,741
‫گمشو پی کارت

402
00:25:06,131 --> 00:25:07,831
‫هی!

403
00:25:16,141 --> 00:25:18,018
‫<i>از صدمه زدن به بقیه خوشم نمیاد</i>

404
00:25:20,312 --> 00:25:22,012
‫<i>واقعاً خوشم نمیاد</i>

405
00:25:33,158 --> 00:25:34,858
‫منو دیدی، ندیدی

406
00:25:37,162 --> 00:25:38,872
‫<i>ولی منظورم همینه</i>

407
00:25:38,872 --> 00:25:42,000
‫<i>اوردوز با مواد مخدر
‫هر روز پیش میاد</i>

408
00:25:43,085 --> 00:25:44,785
‫<i>من چرا اهمیت میدم؟</i>

409
00:25:46,421 --> 00:25:48,579
‫<i>چرا احساس عصبانیت می‌کنم؟</i>

410
00:25:48,603 --> 00:25:51,761
‫<i>اصلاً چرا چیزی حس می‌کنم؟</i>

411
00:26:26,920 --> 00:26:28,620
‫- سلام
‫- سلام

412
00:26:28,881 --> 00:26:30,632
‫مزاحم ورق‌بازیم با دوستام شدی

413
00:26:31,800 --> 00:26:34,386
‫آها، آره. ورق‌بازی سه‌شنبه‌ شب‌ها. کیف میده

414
00:26:35,262 --> 00:26:37,639
‫- خیلی‌خب. شب بخیر، جان
‫- میشه بیام داخل؟

415
00:26:38,640 --> 00:26:41,185
‫توی پرونده‌ی سیگل
‫موضوع فوری پیش اومده؟

416
00:26:41,185 --> 00:26:44,730
‫نه. نه، نه چندان. نه. فقط...

417
00:26:48,525 --> 00:26:50,819
‫- یه جایی برای موندن لازم داره
‫- جان

418
00:26:54,281 --> 00:26:56,158
‫اینجا خونه‌ی "میرمبه"ـست

419
00:26:59,494 --> 00:27:01,194
‫و میرمبه یک قانون بیشتر نداره

420
00:27:01,496 --> 00:27:03,196
‫- سگ بی سگ
‫- آره

421
00:27:03,373 --> 00:27:05,073
‫باشه

422
00:27:05,375 --> 00:27:07,211
‫راستی... فولکس‌واگن خاکستری

423
00:27:08,420 --> 00:27:09,588
‫چی؟

424
00:27:09,588 --> 00:27:13,592
‫امروز یه فولکس‌واگن خاکستری افتاده بود
‫ دنبالم، نمی‌دونی کی ممکنه باشه؟

425
00:27:14,259 --> 00:27:17,095
‫به‌نظرت کار سیگل‌هاست؟ زیر نظرت دارن؟

426
00:27:17,095 --> 00:27:18,972
‫نه... فکر کنم کس دیگه‌ای بود

427
00:27:21,683 --> 00:27:23,936
‫ترتیب رفیق‌مون که
‫توی صندوق‌عقب بود رو دادی؟

428
00:27:28,190 --> 00:27:29,890
‫گم‌و‌گورش کن

429
00:27:30,901 --> 00:27:32,601
‫بیا بریم، وایلی

430
00:27:33,153 --> 00:27:35,447
‫اشتباه بزرگی کردی
‫می‌تونستن با هم دوست بشن

431
00:27:45,666 --> 00:27:50,587
‫الان رفت. گفت دارن تعقیبش می‌کنن
‫نه، مشخصه که زیر نظر دارنش

432
00:28:11,066 --> 00:28:12,766
‫عجب

433
00:28:16,154 --> 00:28:18,454
‫خیر سرم اومده بودم جسد رو گم‌و‌گور کنم

434
00:28:19,533 --> 00:28:21,233
‫یکی زودتر اومد سراغش

435
00:28:42,848 --> 00:28:44,099
‫اینا چین؟

436
00:28:44,099 --> 00:28:46,602
‫مجلات فیلم
‫فیلم‌هایی که به‌عمرم اسمشون رو نشنیدم

437
00:28:46,602 --> 00:28:49,146
‫فیلم‌هایی که هیچکس اسمشون رو نشنیده

438
00:28:51,773 --> 00:28:53,376
‫اینا چین؟

439
00:28:53,400 --> 00:28:54,818
‫نامه‌های مادرش، قربان

440
00:28:54,818 --> 00:28:56,518
‫آره، ایناهاش

441
00:28:56,862 --> 00:28:58,562
‫با خودت آوردیش؟

442
00:28:59,156 --> 00:29:00,657
‫چیه مگه؟ قبلاً خوندتش

443
00:29:00,657 --> 00:29:02,826
‫- دفعه‌ی بعد، دیوی...
‫- دیوید

444
00:29:02,826 --> 00:29:07,497
‫دفعه‌ی بعد، دیوید
‫اجازه بده "کنی" عکس‌هاشو بگیره، خب؟

445
00:29:08,290 --> 00:29:10,292
‫خیلی‌خب. این دیگه چه کوفتیه؟

446
00:29:10,792 --> 00:29:11,710
‫یه دعوت‌نامه

447
00:29:11,710 --> 00:29:14,087
‫آره. اینو که می‌بینم
‫ولی دعوت‌نامه برای چی؟

448
00:29:14,087 --> 00:29:16,965
‫نمی‌دونم... توی گوگل گشتم
‫نتونستم... نتونستم چیزی پیدا کنم

449
00:29:16,965 --> 00:29:19,092
‫هیچ مکانی هم ننوشته بود، آقای سیگل

450
00:29:19,092 --> 00:29:20,969
‫فقط ساعت و تاریخ داشت. فردا شب

451
00:29:24,056 --> 00:29:25,265
‫میکروفون چی؟

452
00:29:25,265 --> 00:29:27,476
‫هیچی. حتماً پیداش کرده

453
00:29:30,020 --> 00:29:31,605
‫گوش بده چی میگم و یه چیزی یاد بگیر

454
00:29:31,605 --> 00:29:34,066
‫زندگیم رو به‌چشم یه اکوسیستم می‌بینم

455
00:29:35,442 --> 00:29:37,402
‫- می‌دونی اکوسیستم چیه؟
‫- آره، می‌دونم اکوسیستم چیه

456
00:29:37,402 --> 00:29:39,321
‫خوبه، پس دقت کن
‫چون توی اکوسیستم من

457
00:29:39,321 --> 00:29:43,575
‫من هستم، و زنم، و بچه‌هام

458
00:29:43,575 --> 00:29:45,275
‫و شرکت تهیه‌کنندگیم

459
00:29:45,827 --> 00:29:48,997
‫تنها چیزی که برام مهمه، اکوسیستم خودمه

460
00:29:48,997 --> 00:29:52,125
‫پس وقتی یه جسم خارجی واردش میشه
‫میرم توی حالت آماده‌باش

461
00:29:52,125 --> 00:29:54,378
‫و با خودم میگم "این چیز خوبیه یا چیز بد؟"

462
00:29:54,378 --> 00:29:59,299
‫و تنها راه برای فهمیدنش
‫اینه که اون جسم خارجی رو کاملاً درک کنم

463
00:29:59,299 --> 00:30:03,136
‫اصلاً دلمون نمی‌خواد تحقیقاتش
از اولیویا فراتر بره و بره سراغ دیگران

464
00:30:03,136 --> 00:30:04,836
‫مثلاً سراغ تو، دیوید

465
00:30:05,764 --> 00:30:09,492
‫پس، هر اطلاعاتی می‌تونین
‫در مورد این آقای جان شوگر پیدا کنین

466
00:30:10,185 --> 00:30:11,144
‫رو چشمام

467
00:30:11,144 --> 00:30:13,522
‫- می‌خوام تا فردا عصر گزارششو بهم بدین
‫- چشم، بابا

468
00:30:25,659 --> 00:30:28,495
‫« هتل کورازون »

469
00:30:31,290 --> 00:30:33,417
‫کلیفورد کارتر و کارمن وسکز

470
00:30:33,917 --> 00:30:35,586
‫« تجاوز و قتل در شرق لس‌آنجلس »

471
00:30:35,586 --> 00:30:37,609
‫چه ارتباطی با اولیویا دارن؟

472
00:30:37,633 --> 00:30:39,882
‫چرا نمی‌تونم ارتباطی پیدا کنم؟

473
00:30:43,635 --> 00:30:45,335
‫قرار نبود اینقدر درگیر این ماجرا بشم

474
00:30:53,353 --> 00:30:55,363
‫<i>فقط تماشا کن و گزارش بده</i>

475
00:30:57,024 --> 00:30:58,724
‫<i>بنویسش</i>

476
00:31:00,194 --> 00:31:01,894
‫<i>ماموریت اصلی اینه</i>

477
00:31:09,494 --> 00:31:11,194
‫<i>اصولاً باید اینطوری باشه</i>

478
00:31:16,793 --> 00:31:18,795
‫<i>...این چیزیه که روبی مدام بهمون میگه</i>

479
00:31:21,173 --> 00:31:22,873
‫<i>ولی دست خودم نیست</i>

480
00:31:25,177 --> 00:31:26,877
‫<i>نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم</i>

481
00:31:28,680 --> 00:31:30,380
‫<i>درگیر ماجرا شدم</i>

482
00:31:31,683 --> 00:31:33,435
‫<i>منو یاد "جن" می‌اندازه</i>

483
00:31:35,145 --> 00:31:37,731
‫<i>امیدوارم آخر عاقبت این پرونده</i>
‫<i>...مثل اون نشه، ولی آره</i>

484
00:31:41,235 --> 00:31:42,935
‫<i>منو یاد خواهرم می‌اندازه</i>

485
00:31:45,155 --> 00:31:46,855
‫<i>پیداش می‌کنم</i>

486
00:31:47,115 --> 00:31:49,201
‫<i>یه جایی اون بیرونه</i>

487
00:32:12,140 --> 00:32:13,225
‫نه

488
00:32:13,225 --> 00:32:15,644
‫نه، نه، نه
‫برگردین توی آپارتمان

489
00:32:16,979 --> 00:32:18,679
‫شب‌تون بخیر

490
00:32:19,273 --> 00:32:20,973
‫اسمت "تریسا"ـست، درسته؟

491
00:32:22,651 --> 00:32:24,903
‫بچه‌ها رو با خودش می‌بره توی اتاق خواب...

492
00:32:24,903 --> 00:32:26,603
‫که یکم تلوزیون نگاه کنن

493
00:32:28,448 --> 00:32:30,826
‫یا می‌دمشون دست اون آقا

494
00:32:32,035 --> 00:32:33,829
‫بیاین. بیاین بریم فیلم ببینیم

495
00:32:33,829 --> 00:32:35,393
‫زود باشین برین، خب؟

496
00:32:35,417 --> 00:32:37,229
‫لطفاً مراقب برادرت باش

497
00:32:37,249 --> 00:32:40,919
‫خب، تریسا
‫دارم دنبال دوستم می‌گردم

498
00:32:41,670 --> 00:32:43,881
‫کلیفورد کارتر
‫با خواهرت رابطه داشت

499
00:32:46,216 --> 00:32:47,694
‫نمی‌شناسمش

500
00:32:47,718 --> 00:32:49,418
‫بهم دروغ نگو، تریسا

501
00:32:50,179 --> 00:32:51,513
‫خیلی‌خب، این یکی رو نادیده می‌گیرم

502
00:32:51,513 --> 00:32:55,058
‫ولی اگر دوباره بهم دروغ بگی
‫خیلی محکم با مشت می‌کوبم توی صورتت

503
00:32:56,143 --> 00:32:57,829
‫قبوله؟

504
00:32:57,853 --> 00:32:59,553
‫خب ببین، کلیفورد دست راستمه

505
00:33:00,105 --> 00:33:02,448
‫چیزهایی در مورد من و مشتری‌هام می‌دونه

506
00:33:02,472 --> 00:33:04,443
‫که دلم نمی‌خواد کس دیگه‌ای بفهمه

507
00:33:05,277 --> 00:33:08,697
‫و تمام این اطلاعات رو... اطلاعات من رو...
‫توی گوشیش نگه می‌داشت

508
00:33:08,697 --> 00:33:11,169
‫ولی حالا، بیش از دو هفته‌ست

509
00:33:11,193 --> 00:33:14,494
‫نه کلیفورد رو دیدم نه خبری ازش شنیدم

510
00:33:17,414 --> 00:33:19,114
‫باعث میشه دلشوره بگیرم

511
00:33:20,751 --> 00:33:22,451
‫اینو درک می‌کنی؟

512
00:33:23,212 --> 00:33:24,912
‫آره

513
00:33:25,130 --> 00:33:28,133
‫این آخرین پیامکیه
‫که قبل از ناپدید شدن فرستاد

514
00:33:29,343 --> 00:33:30,427
‫« کون لق این جنده »

515
00:33:30,427 --> 00:33:32,127
‫خواهرت "کارمن"ـه، درسته؟

516
00:33:34,306 --> 00:33:36,006
‫آره

517
00:33:36,475 --> 00:33:39,311
‫دو هفته طول کشید تا فهمیدم این جنده کیه

518
00:33:43,357 --> 00:33:46,235
‫پس، طبیعتاً، در شرایط ایده‌آل
‫الان داشتیم از کارمن می‌پرسیدیم

519
00:33:46,235 --> 00:33:47,861
‫چه اتفاقی برای دست راستم افتاده

520
00:33:47,861 --> 00:33:50,405
‫ولی شرایط ایده‌آل نیست چون مرده

521
00:33:50,405 --> 00:33:54,117
‫ولی می‌تونیم با تو صحبت کنیم
‫مگه نه، تریسا؟

522
00:33:56,078 --> 00:33:57,778
‫- آره
‫- آره

523
00:33:59,248 --> 00:34:02,501
‫خب، این پیامیه که بعد از اون پیام فرستاد

524
00:34:03,836 --> 00:34:05,712
‫خبر داری این کیه؟

525
00:34:07,464 --> 00:34:10,717
‫« این جنده برات آشنا نیست؟ »

526
00:34:19,851 --> 00:34:22,519
‫ممنون

527
00:34:22,543 --> 00:34:23,647
‫ممنون، ممنون

528
00:34:23,647 --> 00:34:25,399
‫می‌دونه... می‌دونه

529
00:34:26,233 --> 00:34:27,933
‫بعدش با اون صحبت می‌کنیم

530
00:34:52,570 --> 00:34:57,570
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

531
00:35:07,642 --> 00:35:12,642
‫[ کانال تلگرام حسین اسماعیلی ]
‫[ @BDSubs ]

