﻿1
00:00:01,030 --> 00:00:02,294
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,295 --> 00:00:04,748
‫من قائم مقامم. اين حقو دارم كه...

3
00:00:04,749 --> 00:00:06,799
‫ديگه نيستي، با اقدام فوري

4
00:00:06,800 --> 00:00:08,052
‫تو از مقام و

5
00:00:08,053 --> 00:00:09,635
‫اختياراتت عزل شدي.

6
00:00:09,636 --> 00:00:12,221
‫بودن اون در اينجا شايد باعث بشه
‫بخواي منصفانه بجنگي.

7
00:00:12,222 --> 00:00:13,514
‫ديگه چقدر ميخواي منصفانه باشه؟

8
00:00:13,515 --> 00:00:14,745
‫هرچي كه مارو خلع مدرك كنه

9
00:00:14,746 --> 00:00:15,849
‫و بندازتمون زندان ممنوعه.

10
00:00:15,850 --> 00:00:17,142
‫معامله قبوله.

11
00:00:17,143 --> 00:00:18,455
‫من همينطوري نميذارم هاروي برنده بشه

12
00:00:18,456 --> 00:00:20,813
‫و قطعاً نميذارم اين دست راست جديدش برنده بشه.

13
00:00:20,814 --> 00:00:23,357
‫تو چيزي به كسي نميدي.

14
00:00:23,358 --> 00:00:24,441
‫تو به من دروغ گفتي.

15
00:00:24,442 --> 00:00:26,119
‫من فقط چندتا مدرك درست كردم

16
00:00:26,120 --> 00:00:28,445
‫تا كاري كه واقعاً انجام داده رو ثابت كنم.

17
00:00:28,446 --> 00:00:29,509
‫تو چيزيُ نساختي

18
00:00:29,510 --> 00:00:30,572
‫تو جعل كردي،

19
00:00:30,573 --> 00:00:32,991
‫چون نميتوني تحمل كني كسي رودست تو بزنه.

20
00:00:32,992 --> 00:00:34,284
‫اون هرگز دست برنميداره.

21
00:00:34,285 --> 00:00:37,413
‫نام زين، مقام لوئيس، شغل سامانتا.

22
00:00:37,414 --> 00:00:39,498
‫نميخوام بخشي از كاري باشم كه همچين
‫بلايي سر يه خانواده بياره.

23
00:00:39,499 --> 00:00:42,126
‫في ديد سر سامانتا داد زدم دانا.

24
00:00:42,127 --> 00:00:43,293
‫اون اينطوري فهميد.

25
00:00:43,294 --> 00:00:45,379
‫تازه فهميدم پدر واقعيم كجاست.

26
00:00:45,380 --> 00:00:47,589
‫و ميخواستم فردا برم ولي نميخوام تنها برم.

27
00:00:47,590 --> 00:00:49,675
‫خب، يه نفس راحت از دست اين في ميكشم.

28
00:00:49,676 --> 00:00:52,250
‫- واقعاً با من مياي؟
‫- صبح ميام دنبالت.

29
00:00:56,933 --> 00:01:00,561
‫بيا، براي جاده يكم صبحونه آماده كردم.

30
00:01:00,562 --> 00:01:02,265
‫ممنون

31
00:01:05,442 --> 00:01:07,484
‫گوش كن، مطمئني مشكلي نداري

32
00:01:07,485 --> 00:01:09,236
‫كه به اين سفر ميرم؟

33
00:01:09,237 --> 00:01:11,363
‫زناي زيادي نيستن كه بخوان مردشون اينكارو بكنه.

34
00:01:11,364 --> 00:01:12,740
‫هاروي، من همه زنها نيستم.

35
00:01:12,741 --> 00:01:14,705
‫- نه نيستي.
‫- و راستش،

36
00:01:14,706 --> 00:01:16,326
‫هركدوم از ما بخاطرش ميرفتيم

37
00:01:16,327 --> 00:01:18,540
‫ولي تو بيشتر از همه درك ميكني اون چي ميكشه.

38
00:01:18,541 --> 00:01:19,974
‫والدينش ولش كردن

39
00:01:19,975 --> 00:01:22,053
‫- منو ول نكردن.
‫- نه ولي پاي مادرت كه وسط بياد

40
00:01:22,054 --> 00:01:23,625
‫انگار ولت كرده بود.

41
00:01:23,626 --> 00:01:25,461
‫و مدت زيادي براش يه غريبه بودي.

42
00:01:25,462 --> 00:01:27,004
‫هيچكس نميدونه اين چه حسي داره.

43
00:01:27,005 --> 00:01:28,547
‫شايد من واقعاً مناسبترين هستم.

44
00:01:28,548 --> 00:01:30,871
‫تا جايي كه ميدونم تو براي هر كاري مناسب هستي.

45
00:01:32,051 --> 00:01:33,886
‫و عاشقتم.

46
00:01:33,887 --> 00:01:35,304
‫ممنون.

47
00:01:35,305 --> 00:01:37,389
‫منم دوستت دارم.

48
00:01:37,390 --> 00:01:41,139
‫خيلي خري.

49
00:01:47,317 --> 00:01:50,027
‫دو روز كامل.

50
00:01:50,028 --> 00:01:52,968
‫دو روز كامل رفته.

51
00:01:53,948 --> 00:01:57,701
‫ميتونم بشينم رو صندليش.
‫آهنگاشو گوش كنم.

52
00:01:57,702 --> 00:02:00,621
‫بالاخره ميتونم هاروي اسپكتر باشم،

53
00:02:00,622 --> 00:02:04,795
‫و هيچكس هم هيچوقت نميفهمه.

54
00:02:06,419 --> 00:02:08,921
‫اينجا ميكروفون داره؟

55
00:02:08,922 --> 00:02:11,006
‫عمراً هاروي بدونه من اينجام.

56
00:02:11,007 --> 00:02:12,633
‫يا ميدونه؟

57
00:02:12,634 --> 00:02:15,093
‫- الو؟
‫- الو، هاروي اسپكتر؟

58
00:02:15,094 --> 00:02:16,678
‫شايد، بستگي داره، كي زنگ زده؟

59
00:02:16,679 --> 00:02:17,868
‫صدامُ قبلاً شنيدين

60
00:02:17,869 --> 00:02:19,056
‫يا قبلاً منو به هر نحوي ديدين؟

61
00:02:19,057 --> 00:02:21,892
‫نه، ولي اميدوار بودم ببينم. من تد تاكر هستم.

62
00:02:21,893 --> 00:02:23,560
‫- خود تد تاكر؟
‫- درسته.

63
00:02:23,561 --> 00:02:26,647
‫و اگه اشتباه نكنم شما خود هاروي اسپكتر هستيد.

64
00:02:26,648 --> 00:02:28,565
‫به جون ننت خودمم، چه خبرا تد جون؟

65
00:02:28,566 --> 00:02:30,150
‫تا وقتي پاي تلفن باشيم مشكلي ندارم.

66
00:02:30,151 --> 00:02:31,449
‫اميدوار بودم همو ملاقات كنيم

67
00:02:31,450 --> 00:02:32,861
‫درمورد يه مسئله خيلي مهم.

68
00:02:32,862 --> 00:02:34,488
‫كون لقش. بيا همو ببينيم.

69
00:02:34,489 --> 00:02:36,657
‫بعد از جمعه خوبه. الان سرما خوردم،

70
00:02:36,658 --> 00:02:38,617
‫اونموقع صدام يكم فرق ميكنه ولي...

71
00:02:38,618 --> 00:02:40,786
‫هفته ديگه به دردم نميخوره هاروي.

72
00:02:40,787 --> 00:02:42,746
‫ميخوام باهات ملاقات كنم و ميخوام امروز باشه.

73
00:02:42,747 --> 00:02:44,498
‫امروز؟ شخصاً.

74
00:02:44,499 --> 00:02:46,542
‫نه گوش كن تد، الان من يكم...

75
00:02:46,543 --> 00:02:49,711
‫الان الان نكن. ميخوام برين ناهار.

76
00:02:49,712 --> 00:02:53,382
‫و بهت قول ميدم بهترين ناهاري ميشه كه خوردي.

77
00:02:53,383 --> 00:02:54,633
‫ن...

78
00:02:54,634 --> 00:02:57,687
‫باشه تد ميشه يه لحظه گوشيُ نگهداري؟

79
00:03:03,685 --> 00:03:05,644
‫ميدوني چيه تد جون؟ نميرسم بيام

80
00:03:05,645 --> 00:03:07,563
‫ولي ميتونم لوئيس ليتُ بفرستم

81
00:03:07,564 --> 00:03:09,439
‫كه اتفاقاً يه وكيل كار درستيه.

82
00:03:09,440 --> 00:03:12,442
‫راستش وقتي ببينيش صداش دقيقاً مثل منه.

83
00:03:12,443 --> 00:03:13,739
‫هاروي، نميخوام با كسي

84
00:03:13,740 --> 00:03:15,236
‫كه اسمشم نشنيدم ملاقات كنم.

85
00:03:15,238 --> 00:03:19,616
‫ميخواي بهترين ناهار عمرتُ بخوري يا نه؟

86
00:03:19,617 --> 00:03:22,088
‫بهم بگو كي و كجا من ميام.

87
00:03:31,629 --> 00:03:32,603
‫چيه؟

88
00:03:32,604 --> 00:03:34,464
‫هيچي فقط...

89
00:03:34,465 --> 00:03:35,727
‫اين ماشينته؟

90
00:03:35,728 --> 00:03:37,718
‫نه ماشين اجاره ايه چطور؟

91
00:03:37,719 --> 00:03:39,385
‫فقط اين ماشين منو

92
00:03:39,386 --> 00:03:41,388
‫ياد خاطرات زيادي ميندازه.

93
00:03:41,389 --> 00:03:42,973
‫مثلاً چي؟

94
00:03:42,974 --> 00:03:45,017
‫خب اين اولين ماشينيه كه روندم.

95
00:03:45,018 --> 00:03:46,768
‫خاطرۀ خوبيه يا بده؟

96
00:03:46,769 --> 00:03:49,452
‫- خوب نيست.
‫- ميخواي برگردونمش؟

97
00:03:49,453 --> 00:03:50,856
‫ميدونم اين سفر چقدر برات مهمه.

98
00:03:50,857 --> 00:03:52,482
‫يه ساعت بيشتر طول نميكشه.

99
00:03:52,483 --> 00:03:54,179
‫از پيشنهادت ممنون هاروي،

100
00:03:54,180 --> 00:03:56,486
‫ولي فقط ميخوام بزنيم به جاده.

101
00:03:56,487 --> 00:03:59,673
‫- بزن بريم.
‫- ممنون.

102
00:04:08,843 --> 00:04:11,501
‫25 سال قبل

103
00:04:11,502 --> 00:04:13,837
‫نميخواستم بشكنم. پرتش كردم سمت تو.

104
00:04:13,838 --> 00:04:15,213
‫خودت ديدي.
‫- ميدونم آدام.

105
00:04:15,214 --> 00:04:17,507
‫- تقصير تو نبود.
‫- حالا چيكار كنيم؟

106
00:04:17,508 --> 00:04:19,384
‫بهش ميگيم من زدم.

107
00:04:19,385 --> 00:04:21,762
‫- سامانتا...
‫- آدام، اون حتماً شنيده.

108
00:04:21,763 --> 00:04:23,347
‫هرلحظه ممكنه بياد اينجا.

109
00:04:23,348 --> 00:04:25,878
‫فقط كاري كه گفتم بكن باشه؟

110
00:04:30,688 --> 00:04:32,189
‫كدومتون شكستين؟

111
00:04:32,190 --> 00:04:33,815
‫- من شكستم.
‫- ماشين جديدم.

112
00:04:33,816 --> 00:04:36,600
‫ماشين جديد كوفتيم!

113
00:04:38,571 --> 00:04:39,738
‫برو تو خونه.

114
00:04:39,739 --> 00:04:41,281
‫- من شكستم.
‫- آدام.

115
00:04:41,282 --> 00:04:43,742
‫- الان چي گفتي؟
‫- اون نشكست من شكستم.

116
00:04:43,743 --> 00:04:45,953
‫- يه اتفاق بود.
‫- برو داخل.

117
00:04:45,954 --> 00:04:47,955
‫- ولي...
‫- حالا!

118
00:04:47,956 --> 00:04:51,151
‫نه. ميخواي كسيو بزني منو بزن.

119
00:04:51,152 --> 00:04:52,668
‫من بودم كه دروغ گفتم.

120
00:04:52,669 --> 00:04:54,795
‫پس تو برو داخل.

121
00:04:54,796 --> 00:04:58,131
‫و تو اگه بازم نزديك اين ماشين ببينمت،

122
00:04:58,132 --> 00:04:59,549
‫كاري ميكنم از بدنيا اومدنت پشيمون بشي.

123
00:04:59,550 --> 00:05:02,052
‫زندگي با تو حتماً پشيمونش كرده.

124
00:05:02,053 --> 00:05:03,427
‫فكر كردي نميدونم داري چيكار ميكني؟

125
00:05:03,429 --> 00:05:04,596
‫خب برات خبرايي دارم.

126
00:05:04,597 --> 00:05:06,431
‫تو قرار نيست تا ابد اينجا باشي تا ازش محافظت كني.

127
00:05:06,432 --> 00:05:07,724
‫اين حرفت يني چي؟

128
00:05:07,725 --> 00:05:09,935
‫ميخواستم نگم تا دردسر درست نكني،

129
00:05:09,936 --> 00:05:11,853
‫ولي قراره هفته ديگه جاتو عوض كنند.

130
00:05:11,854 --> 00:05:15,506
‫حالا برو داخل تا يه بلايي سرش نياوردم.

131
00:05:26,285 --> 00:05:27,913
‫حاضري؟

132
00:05:27,914 --> 00:05:30,121
‫آره، بريم.

133
00:05:38,000 --> 00:05:47,500
<font color="#bdd2df">«:: مــتـرجـم: مرتضي ::»</font>
‫<font color="#0080ff">|^| GodBless |^|</font>

134
00:05:48,000 --> 00:05:57,500
كانال تلگرام مترجم: filmvill

135
00:05:58,000 --> 00:06:07,200
هماهنگ‌سازي با نسخه بلوري
<font color=Red>.: Saeed Qrb :.</font>

136
00:06:10,913 --> 00:06:12,578
‫دانا ميخوام هر برنامه اي درمورد

137
00:06:12,579 --> 00:06:13,527
‫ارتباطات ريد داريم بدونم.

138
00:06:13,528 --> 00:06:14,541
‫و هرچه سريعتر لازمش دارم.

139
00:06:14,542 --> 00:06:15,667
‫لوئيس، خيلي دوست دارم كمكت كنم

140
00:06:15,668 --> 00:06:18,045
‫ولي الان دستم بند... اه خداي من كلاه گيس!

141
00:06:18,046 --> 00:06:21,840
‫- دانا.
‫- لوئيس، اين چيه روي سرت؟

142
00:06:21,841 --> 00:06:23,592
‫- اين كلاه گيس هاروي منه.
‫- توي چي چيت؟

143
00:06:23,593 --> 00:06:25,218
‫دارم ميرم ناهار و بايد وانمود كنم هارويم.

144
00:06:25,219 --> 00:06:26,386
‫اين كلاه گيس منه مشكل چيه؟

145
00:06:26,387 --> 00:06:28,722
‫خيلي چيزا ولي لوئيس، ميخوام يه لحظه برگردي.

146
00:06:28,723 --> 00:06:30,265
‫خب چقدر ميخواي برگردم عقب؟

147
00:06:30,266 --> 00:06:31,391
‫همه ميدونن هاروي موهاي قشنگي داره.

148
00:06:31,392 --> 00:06:32,976
‫اگه ميخوام وانمود كنم هارويم كلاه گيسشو لازم دارم.

149
00:06:32,977 --> 00:06:34,311
‫يكم عقب تر از اين لوئيس.

150
00:06:34,312 --> 00:06:35,645
‫مثلا، كامل برگرد عقب

151
00:06:35,646 --> 00:06:37,939
‫به اينكه چرا ميخواي وانمود كني هاروي هستي؟

152
00:06:37,940 --> 00:06:39,441
‫خب جواب تلفن هارويُ دادم.

153
00:06:39,442 --> 00:06:42,861
‫و يه لحظه به شوخي وانمود كردم جاي اونم.

154
00:06:42,862 --> 00:06:46,364
‫ولي دانا اون طرف خط تد تاكر بود.

155
00:06:46,365 --> 00:06:48,592
‫اون ميخواست هارويُ به يه شام دعوت كنه و

156
00:06:48,593 --> 00:06:50,626
‫براي امضاي قرارداد قانعش كنه و فقط
‫هم يه روز تو شهره.

157
00:06:50,627 --> 00:06:51,745
‫كاري نبود كه بتونم انجام بدم.

158
00:06:51,746 --> 00:06:53,955
‫كارهاي زيادي بود كه ميتونستي بكني
‫مثلاً بهش بگي هاروي نيستي.

159
00:06:53,956 --> 00:06:55,123
‫چرا بايد ميگفتم؟

160
00:06:55,124 --> 00:06:57,793
‫لوئيس منو ببين، تو نميتوني باهاش قرارداد ببندي.

161
00:06:57,794 --> 00:06:59,222
‫به محض اينكه وارد اداره بشه

162
00:06:59,223 --> 00:07:00,921
‫اون ميفهمه.
‫- ميدونم دانا.

163
00:07:00,922 --> 00:07:02,089
‫براي همين اطلاعات ارتباطات ريدُ لازم دارم.

164
00:07:02,090 --> 00:07:04,299
‫- درمورد چي حرف ميزني؟
‫- اين يه تداخل منافع داره.

165
00:07:04,300 --> 00:07:07,517
‫فقط ميرم سر ناهار، توافق ريدُ نشونش ميدم

166
00:07:07,519 --> 00:07:09,721
‫و بهش ميگم چرا نميتونيم امضا كنيم.

167
00:07:09,722 --> 00:07:11,598
‫لوئيس اين ايده خيلي بديه.

168
00:07:11,599 --> 00:07:13,683
‫دانا، دو ثانيه هاروي بودم

169
00:07:13,684 --> 00:07:17,813
‫و حسي بهم داد كه تا حالا تجربش نكردم.

170
00:07:17,814 --> 00:07:20,314
‫هاروي هرروز زندگيش اينطور حسي داره.

171
00:07:20,316 --> 00:07:22,776
‫فقط ميخوام يه ناهار همچين حسي داشته باشم.

172
00:07:22,777 --> 00:07:25,283
‫باشه لوئيس، بيخيال ميشم.

173
00:07:26,614 --> 00:07:29,367
‫ولي فقط يه ناهار و فقط يكي.

174
00:07:31,369 --> 00:07:32,744
‫اه يه چيز ديگه.

175
00:07:32,745 --> 00:07:33,870
‫ميخواي كلاه گيسُ بندازم دور مگه نه؟

176
00:07:33,871 --> 00:07:37,499
‫بيشتر از هر چيزي تو كل زندگيم.

177
00:07:37,500 --> 00:07:38,986
‫اهمم.

178
00:07:41,504 --> 00:07:44,232
‫آقاي اسپكتر

179
00:07:48,594 --> 00:07:50,509
‫آقاي اسپكتر

180
00:07:57,436 --> 00:07:59,370
‫آقاي اسپكتر

181
00:07:59,371 --> 00:08:01,690
‫خيلي خب

182
00:08:01,691 --> 00:08:03,818
‫آقاي اسپكتر

183
00:08:08,948 --> 00:08:11,758
‫خود هاروي اسپكتر.

184
00:08:12,952 --> 00:08:15,078
‫اينهمه، واسه دو نفر؟

185
00:08:15,079 --> 00:08:17,288
‫خب، نميدونستم چي دوست داري،

186
00:08:17,289 --> 00:08:19,499
‫پس كل منو رو سفارش دادم.

187
00:08:19,500 --> 00:08:20,792
‫معلومه كه داديد.

188
00:08:20,793 --> 00:08:22,194
‫و ميتونيم از هرجاي ايالت

189
00:08:22,195 --> 00:08:24,171
‫هرچيزي كه بخوايد سفارش بديم.

190
00:08:24,172 --> 00:08:26,006
‫- هرچي؟
‫- هرچي.

191
00:08:26,007 --> 00:08:27,132
‫خب اينكار لازم نيست

192
00:08:27,133 --> 00:08:29,926
‫فقط نه تا از چيزهايي كه نميشه تو منهتن پيدا كردُ ميخوام.

193
00:08:29,927 --> 00:08:32,262
‫انتخابهاي خوبيه.

194
00:08:32,263 --> 00:08:34,347
‫و آقاي اسپكتر متأسفم،

195
00:08:34,348 --> 00:08:36,970
‫ولي فقط سه تا از چهار شامپايني

196
00:08:36,971 --> 00:08:38,977
‫كه ميشد بخريُ خريديم.

197
00:08:38,978 --> 00:08:41,855
‫نتونستيم چهارميشُ پيدا كنيم.

198
00:08:41,856 --> 00:08:43,890
‫خب فكر كنم با سه تا كنار ميايم.

199
00:08:54,285 --> 00:08:57,060
‫منم گفتم زندگي اينطوريه

200
00:08:57,061 --> 00:08:58,496
‫من اينطوريم.

201
00:08:58,497 --> 00:09:00,207
‫معلومه كه گفتي. بعدش چي شد؟

202
00:09:00,208 --> 00:09:02,000
‫اصلاً زانو زد مثل هميشه.

203
00:09:02,001 --> 00:09:04,919
‫اه معلومه ديگه!

204
00:09:04,921 --> 00:09:06,973
‫حلزون.

205
00:09:09,133 --> 00:09:11,593
‫- شنيدم عاشق بسكتبال هستي.
‫- بله همينطوره.

206
00:09:11,594 --> 00:09:14,889
‫- ميخواي درمورد لبران حرف بزنيم؟
‫- نه نميخوام. هرچي كه هست.

207
00:09:14,891 --> 00:09:16,506
‫انگار نميدونم. بزن قدش!

208
00:09:18,059 --> 00:09:19,517
‫شامپاين بيشتر قربان؟

209
00:09:19,518 --> 00:09:20,798
‫عقلتُ از دست دادي؟

210
00:09:20,799 --> 00:09:22,724
‫از همه چيز بيار.

211
00:09:29,862 --> 00:09:32,322
‫خيلي خيلي خب...

212
00:09:32,323 --> 00:09:34,324
‫چيز بعدي كه فهميدم

213
00:09:34,325 --> 00:09:38,078
‫مايك از زندان اومد بيرون بدون يه خراش،

214
00:09:38,079 --> 00:09:40,538
‫منم تو يه ليموزين با زنش بيرون منتظر بودم.

215
00:09:40,539 --> 00:09:42,832
‫آخه كي اينكارو ميكنه؟

216
00:09:42,833 --> 00:09:44,834
‫من ميكنم!

217
00:09:44,835 --> 00:09:48,020
‫يه لحظه يه لحظه.

218
00:09:49,382 --> 00:09:51,741
‫جدي هاروي، من داستانارو شنيدم،

219
00:09:51,742 --> 00:09:53,426
‫ولي فقط يه سؤال دارم.

220
00:09:53,427 --> 00:09:57,514
‫وقتي مايك راسُ استخدام كردي،
‫ميدونستي كلاهبرداره؟

221
00:09:57,515 --> 00:09:59,281
‫واقعاً حقيقتُ ميخواي بدوني؟

222
00:09:59,283 --> 00:10:00,767
‫ميدوني ميخوام.

223
00:10:00,768 --> 00:10:03,975
‫حقيقتُ نميتوني تحمل كني.

224
00:10:06,482 --> 00:10:09,150
‫- فيلم مورد علاقۀ منه!
‫- معلومه هست، تاكر.

225
00:10:09,151 --> 00:10:12,258
‫من هاروي اسپكترم، واو!

226
00:10:25,835 --> 00:10:27,919
‫اون خاطره چي بود؟

227
00:10:27,920 --> 00:10:29,004
‫چي؟

228
00:10:29,005 --> 00:10:31,256
‫گفتي اين ماشين كلي خاطره زنده كرد.

229
00:10:31,257 --> 00:10:33,466
‫فقط خواستم بدونم اون خاطرات چي بود.

230
00:10:33,467 --> 00:10:35,224
‫فقط بذار بگم فقط تو نيستي

231
00:10:35,225 --> 00:10:37,178
‫كه اين ماشينُ رونده.

232
00:10:37,179 --> 00:10:38,305
‫درمورد چي حرف ميزني؟

233
00:10:38,306 --> 00:10:41,266
‫كالدور... قبلاً سوار اين ماشين ميشد.

234
00:10:41,267 --> 00:10:42,454
‫فكر ميكرد باحاله.

235
00:10:42,455 --> 00:10:44,602
‫چرا بهم نگفتي؟

236
00:10:44,603 --> 00:10:46,563
‫حالا ميخوام ماشينُ برگردونم.

237
00:10:46,564 --> 00:10:48,481
‫نميخوام مثل اون عوضي باشم.

238
00:10:48,482 --> 00:10:51,368
‫نگران نباش هاروي، واقعاً باحال به نظر رسيدي.

239
00:10:52,862 --> 00:10:56,072
‫تازه هيچوقت نتونستم اينو برونم.

240
00:10:56,073 --> 00:10:58,486
‫هميشه ميخواستم.

241
00:11:07,126 --> 00:11:09,669
‫هي هي آدام بيدار شو.

242
00:11:09,670 --> 00:11:11,546
‫چيه؟ چي شده...

243
00:11:11,547 --> 00:11:13,679
‫خب، ميخوايم از اينجا بريم.

244
00:11:13,680 --> 00:11:15,258
‫و از دست اون فرار ميكنيم.

245
00:11:15,259 --> 00:11:16,718
‫چي؟ درمورد چي حرف ميزني؟

246
00:11:16,719 --> 00:11:18,762
‫- نميتونيم همينطوري فرار كنيم.
‫- فرار نميكنيم.

247
00:11:18,763 --> 00:11:21,056
‫- رانندگي ميكنيم.
‫- كليداشو برداشتي؟

248
00:11:21,057 --> 00:11:22,432
‫طبقه پايين خوابيده.

249
00:11:22,433 --> 00:11:25,101
‫قبل از اينكه بفهمه چي شد خيلي دور شديم.

250
00:11:25,102 --> 00:11:27,565
‫سامانتا نميتونيم ماشينشُ بدزديم.

251
00:11:27,566 --> 00:11:29,356
‫كجا بريم؟

252
00:11:29,357 --> 00:11:31,941
‫اينو ميبيني؟ داره مياد سراغت.

253
00:11:31,942 --> 00:11:33,693
‫هرچي بيشتر درموردش حرف بزنيم

254
00:11:33,694 --> 00:11:36,154
‫وقت بيشتري از دست ميديم.

255
00:11:36,155 --> 00:11:37,524
‫يا حالا يا هيچوقت.

256
00:11:37,525 --> 00:11:39,969
‫پس ساكتُ بردار و بيا بريم.

257
00:11:48,459 --> 00:11:52,170
‫- پس يه ماشين دزديدي؟
‫- آره.

258
00:11:52,171 --> 00:11:54,506
‫اگه مارو كنار نزده بودن فرار كرده بوديم.

259
00:11:54,507 --> 00:11:56,049
‫چي، بيدار شد زنگ زد پليسا؟

260
00:11:56,050 --> 00:11:59,094
‫نه، بخاطر لامپ شكسته كوفتي مارو زد كنار.

261
00:11:59,095 --> 00:12:01,971
‫اه خدايا.

262
00:12:01,972 --> 00:12:03,222
‫ميتونست بدتر باشه.

263
00:12:03,224 --> 00:12:04,921
‫يه خانوادۀ جديد پيدا كردم.

264
00:12:04,922 --> 00:12:07,601
‫و هيچكدوم مجبور نشديم برگرديم پيش ران.

265
00:12:07,603 --> 00:12:09,643
‫چه بلايي سر پسره اومد؟

266
00:12:09,644 --> 00:12:11,106
‫نميدونم.

267
00:12:11,107 --> 00:12:14,359
‫- ميدوني چطوره.
‫- نه نميدونم.

268
00:12:14,360 --> 00:12:16,069
‫و واقعاً متأسفم كه تو ميدوني.

269
00:12:16,070 --> 00:12:20,657
‫خب، كلي داستان براي يه وقت ديگه دارم.

270
00:12:20,658 --> 00:12:22,951
‫يه وقت ديگه؟ چرا الان نه؟

271
00:12:22,952 --> 00:12:24,953
‫چون خوشم نمياد درمورد بچگيم حرف بزنم.

272
00:12:24,954 --> 00:12:26,830
‫باورم نميشه اين داستانم بهت گفتم.

273
00:12:26,831 --> 00:12:28,957
‫خوشحالم گفتي.

274
00:12:28,958 --> 00:12:31,626
‫راستش نميدونستم يه روحيه محبت كردن هم داري اريك.

275
00:12:31,627 --> 00:12:33,586
‫آره هست.

276
00:12:33,587 --> 00:12:35,880
‫فقط بايد منو بيشتر بشناسي.

277
00:12:35,881 --> 00:12:38,091
‫راستش...

278
00:12:38,092 --> 00:12:41,302
‫هرچقدر بيشتر روي اين پرونده كار ميكنيم،

279
00:12:41,303 --> 00:12:45,306
‫واقعاً بدم نمياد بيشتر تورو بشناسم.

280
00:12:45,307 --> 00:12:47,809
‫چطوره فقط روي اين پرونده ها تمركز كني؟

281
00:12:47,810 --> 00:12:50,145
‫تلاشمو ميكنم ولي...

282
00:12:50,146 --> 00:12:53,512
‫الان يكم تو تمركز كردن مشكل دارم.

283
00:13:04,076 --> 00:13:05,452
‫باشه...

284
00:13:05,453 --> 00:13:07,704
‫فك كنم وقتشه درموردش حرف بزنيم.

285
00:13:07,705 --> 00:13:09,581
‫منظورت اينه كه چرا بخاطر من اخراج شدي؟

286
00:13:09,582 --> 00:13:12,459
‫منظورم اينه كه چرا مداركُ جعل كردم.

287
00:13:12,460 --> 00:13:15,670
‫ميدونم چرا جعل كردي، باختنُ تحمل نميكني.

288
00:13:15,671 --> 00:13:17,505
‫خب اگه ميدوني

289
00:13:17,506 --> 00:13:19,549
‫و هميشه ميگي چقدر شبيه هم هستيم

290
00:13:19,550 --> 00:13:22,927
‫نميفهمم چرا اينقدر از دستم عصباني شدي.

291
00:13:22,928 --> 00:13:26,389
‫چون به مايك گفتم خط قرمزيُ رد نميكنيم.

292
00:13:26,390 --> 00:13:28,183
‫و ميدونم تو قولي ندادي

293
00:13:28,184 --> 00:13:30,185
‫و ميدونم موكل ما قانوني نقض نكرده

294
00:13:30,186 --> 00:13:31,853
‫درمورد رفتار با اون كارگرها.

295
00:13:31,854 --> 00:13:33,980
‫فقط...

296
00:13:33,981 --> 00:13:35,190
‫چيه؟

297
00:13:35,191 --> 00:13:37,233
‫مايك هميشه درمورد كار درست بهم طعنه ميزنه،

298
00:13:37,234 --> 00:13:39,326
‫حالا اون بيرون قدم رو ميره

299
00:13:39,327 --> 00:13:41,154
‫و كمترين ديني كه بهش دارم

300
00:13:41,155 --> 00:13:43,364
‫اينه كه هر از چند گاهي به كار درست و غلط فكر كنم.

301
00:13:43,365 --> 00:13:44,908
‫تو واقعاً تحسينش ميكني مگه نه؟

302
00:13:44,909 --> 00:13:46,409
‫فقط تحسينش نميكنم سامانتا.

303
00:13:46,410 --> 00:13:48,620
‫اون بخاطر من رفت زندان.

304
00:13:48,621 --> 00:13:51,956
‫درمورد كسي حرف ميزني كه هواتو داره.

305
00:13:51,957 --> 00:13:56,294
‫ميفهمم، متأسفم.

306
00:13:56,295 --> 00:13:58,087
‫فقط...

307
00:13:58,088 --> 00:14:02,258
‫وقتي اومدم ديدنش منو پادو صدا زد.

308
00:14:02,259 --> 00:14:06,012
‫بعد از اون فقط رنگ قرمز ميديدم.

309
00:14:06,013 --> 00:14:08,349
‫نبايد اون مداركُ جعل ميكردم.

310
00:14:08,974 --> 00:14:12,018
‫اگه ميشد برگردم عقب اينكارو نميكردم.

311
00:14:12,019 --> 00:14:13,853
‫باشه خب.

312
00:14:13,854 --> 00:14:16,523
‫خب خوبيم؟

313
00:14:16,524 --> 00:14:19,306
‫خوبيم.

314
00:14:26,659 --> 00:14:28,326
‫لوئيس چه اتفاقي افتاد؟

315
00:14:28,327 --> 00:14:30,203
‫الان يه نامۀ توافق از تد تاكر گرفتم.

316
00:14:30,204 --> 00:14:33,206
‫اتفاقي كه افتاد اين بود كه بهترين ناهار زندگيم شد.

317
00:14:33,207 --> 00:14:35,416
‫يعني بي نقص پيش رفت...

318
00:14:35,417 --> 00:14:37,460
‫درست وقتي بهش گفتم نميتونيم وكيل اونا بشيم

319
00:14:37,461 --> 00:14:38,628
‫چون يه تداخل داريم.

320
00:14:38,629 --> 00:14:40,296
‫- بعد چي شد؟
‫- تداخلُ رفع كرد.

321
00:14:40,297 --> 00:14:41,798
‫لوئيس نميتونه اينكارو بكنه. تصميم اون نيست.

322
00:14:41,799 --> 00:14:44,050
‫- تصميمش با ارتباطات ريدِ
‫- ديگه نيست.

323
00:14:44,051 --> 00:14:46,761
‫- درمورد چي حرف ميزني؟
‫- اونارو خريد دانا.

324
00:14:46,762 --> 00:14:49,264
‫من نشسته بودم، اون گوشيشُ درآورد

325
00:14:49,265 --> 00:14:52,155
‫اون يك شركت جزو 500 تاي برترُ خريد

326
00:14:52,156 --> 00:14:54,810
‫انگار داشت يه مرغ سوخاري سفارش ميداد، كه داد.

327
00:14:54,812 --> 00:14:56,729
‫آخه اونا اصلاً مرغ سوخاري نداشتن،

328
00:14:56,730 --> 00:14:57,855
‫رفتن براي ما آوردن

329
00:14:57,856 --> 00:14:59,399
‫همراه نه تا چيز غيرممكن ديگه.

330
00:14:59,400 --> 00:15:01,484
‫ميخواي دليلشُ بدوني؟ چون من هاروي اسپكترم.

331
00:15:01,485 --> 00:15:03,403
‫ولي لوئيس تو هاروي اسپكتر نيستي.

332
00:15:03,404 --> 00:15:04,862
‫ميتونستي هر موقع بهش بگي.

333
00:15:04,863 --> 00:15:06,489
‫نشنيدي چي گفتم؟ برامون مرغ سوخاري گرفتن.

334
00:15:06,490 --> 00:15:08,408
‫خب الان يه چيز ديگه بهت ميگم.

335
00:15:08,409 --> 00:15:10,508
‫اسم مشاور اصلي ارتباطات ريد

336
00:15:10,509 --> 00:15:12,954
‫هارولت گاندرسن.

337
00:15:12,955 --> 00:15:15,206
‫و الان زنگ زد تا يه ملاقات با هاروي ترتيب بده.

338
00:15:15,207 --> 00:15:17,000
‫ميخواد همين الان برنامۀ ناهار ترتيب بده.

339
00:15:17,001 --> 00:15:18,026
‫ولي تا خرخره خوردم.

340
00:15:18,027 --> 00:15:19,919
‫چطور اينقدر ميخوره و لاغر مونده؟

341
00:15:19,920 --> 00:15:22,911
‫- الان بايد چرت بزنم.
‫- لوئيس تمركز كن!

342
00:15:24,133 --> 00:15:25,925
‫نميتوني اين بازيُ بيشتر از اين انجام بدي.

343
00:15:25,926 --> 00:15:28,761
‫هارولد ميدونه تو هاروي نيستي.

344
00:15:28,762 --> 00:15:30,914
‫بهتره يه فكري بكني قبل از اينكه

345
00:15:30,915 --> 00:15:35,101
‫اوضاع از ايني كه هست بدتر بشه.

346
00:15:35,102 --> 00:15:37,437
‫باشه.

347
00:15:37,438 --> 00:15:38,751
‫فكر كنم بدونم بايد چيكار كنم.

348
00:15:38,752 --> 00:15:39,772
‫چي؟

349
00:15:39,773 --> 00:15:42,275
‫مثل لوئيس فكر كردم كه گير كردم.

350
00:15:42,276 --> 00:15:44,858
‫مثل هاروي فكر ميكنم تا خارج بشم.

351
00:15:47,406 --> 00:15:49,240
‫خب؟

352
00:15:49,241 --> 00:15:51,075
‫- نظرت چيه؟
‫- جدي ميگي؟

353
00:15:51,076 --> 00:15:53,745
‫اريك بهت گفتم اون شب خوبي برام نبود.

354
00:15:53,746 --> 00:15:56,580
‫ميدونم ولي من...

355
00:15:56,582 --> 00:15:58,465
‫گفتم يه خاطرۀ بدُ برداريم

356
00:15:58,466 --> 00:16:00,793
‫و تبديلش كنيم به يه خاطرۀ خوب.

357
00:16:00,794 --> 00:16:02,545
‫ميدوني چيه؟ اين فكر بديه.

358
00:16:02,546 --> 00:16:04,297
‫نه وايسا بيخيال، لطفاً نرو.

359
00:16:04,298 --> 00:16:07,675
‫سامانتا. بيخيال، جشن شش ماهگيه ماست ميدوني؟

360
00:16:07,676 --> 00:16:12,013
‫خواهش ميكنم، نذار سليقه ماشين من اينو خراب كنه.

361
00:16:12,014 --> 00:16:14,140
‫حساب كردي جشن شش ماهگيه ماست.

362
00:16:14,141 --> 00:16:15,224
‫معلومه ديگه.

363
00:16:15,225 --> 00:16:18,478
‫بهترين شش ماه كل زندگيم بوده.

364
00:16:18,479 --> 00:16:21,813
‫- خيلي چرت ميگي.
‫- هستم ولي نه در اين مورد.

365
00:16:21,815 --> 00:16:25,234
‫ميخواي يه ماشين ديگه بيارم؟ يه ماشين ديگه ميارم.

366
00:16:25,235 --> 00:16:27,820
‫- واقعاً عوضش ميكني؟
‫- معلومه كه ميكنم.

367
00:16:27,821 --> 00:16:30,268
‫برو طبقه بالا يه ساعت ديگه برميگردم.

368
00:16:33,369 --> 00:16:36,954
‫هي، بيلبورد ميبيني؟ بهترين برگر 50 مايل اونورتره.

369
00:16:36,955 --> 00:16:38,998
‫- رو همۀ بيلبوردها اينو نوشته.
‫- بيخيال.

370
00:16:38,999 --> 00:16:41,250
‫هيچيز بهتر از يه برگر تو يه سفر جاده اي نيست.

371
00:16:41,251 --> 00:16:43,586
‫خيلي طول ميكشه. ميخوام قبل از تاريكي برسم.

372
00:16:43,587 --> 00:16:45,004
‫چيه، ميترسي گرگنما بشي؟

373
00:16:45,005 --> 00:16:47,465
‫فقط ميخوام برسم اونجا.

374
00:16:47,466 --> 00:16:48,883
‫باشه.

375
00:16:48,884 --> 00:16:50,231
‫ايستگاه بعدي بزنين ميزنيم

376
00:16:50,232 --> 00:16:51,886
‫و بعد يكم "M&M" چيزي ميگيريم.
(يك برند اسمارتيز)

377
00:16:51,887 --> 00:16:54,389
‫اين چيزيه كه دوست داري؟
M&M?

378
00:16:54,390 --> 00:16:55,682
‫نه، برگر دوست دارم.

379
00:16:55,683 --> 00:16:57,350
‫خب ميذاري يكي بگيرم

380
00:16:57,351 --> 00:16:59,484
‫يا ميخواي درمورد "M&M" حرف بزني؟

381
00:17:06,235 --> 00:17:07,985
‫لوئيس، اينجا چيكار ميكني؟

382
00:17:07,986 --> 00:17:09,529
‫هاروي كجاست؟ تمام روز بهش زنگ زدم.

383
00:17:09,530 --> 00:17:11,072
‫هاروي نمياد هارولد... من اومدم.

384
00:17:11,073 --> 00:17:12,407
‫و اين اتفاق ميافته.

385
00:17:12,408 --> 00:17:14,659
‫من و تو يه راهي براي عقد اين قرارداد پيدا ميكنيم.

386
00:17:14,660 --> 00:17:16,327
‫چي؟ چرا بايد اينكارو بكنيم؟

387
00:17:16,328 --> 00:17:17,912
‫چون هاروي ديگه نميخوادتش.

388
00:17:17,913 --> 00:17:19,872
‫ولي سه ساعت پيش با تد ناهار خورد

389
00:17:19,873 --> 00:17:21,165
‫وقتي كل اين قضيه مطرح شد.

390
00:17:21,166 --> 00:17:23,710
‫چرا بايد نظرشُ عوض كنه؟

391
00:17:23,711 --> 00:17:24,794
‫بهت ميگم چرا.

392
00:17:24,795 --> 00:17:26,587
‫چون هاروي امروز حالش خوب نيست.

393
00:17:26,588 --> 00:17:28,172
‫خب چي، بايد براي مردي لطف كنم

394
00:17:28,173 --> 00:17:30,133
‫كه جرأت نداشت خودش بياد ديدنم؟

395
00:17:30,134 --> 00:17:31,718
‫لعنتي هارولد. منم خوشم نمياد.

396
00:17:31,719 --> 00:17:33,761
‫مشخصه خيلي بهت احترام نميذاره كه نيومده

397
00:17:33,762 --> 00:17:36,055
‫ولي به منم احترام نميذاره كه فرستادتم سراغ تو.

398
00:17:36,056 --> 00:17:37,598
‫وايسا، درست گفتم؟ آره .

399
00:17:37,599 --> 00:17:39,559
‫خب اگه تو عصباني هستي چرا اومدي؟

400
00:17:39,560 --> 00:17:40,893
‫چي هستي يه عوضي؟

401
00:17:40,894 --> 00:17:43,771
‫كسي به هاروي اسپكتر نه نميگه،

402
00:17:43,772 --> 00:17:45,573
‫مخصوصاً تو و جرأت نكن امروز بيا دفتر

403
00:17:45,574 --> 00:17:47,101
‫و دنبالش بگرد،

404
00:17:47,102 --> 00:17:48,693
‫وگرنه بخدا مجبورم ميكنه بندازمت بيرون.

405
00:17:48,694 --> 00:17:51,070
‫لوئيس، تو چت شده مرد؟

406
00:17:51,071 --> 00:17:53,322
‫تو شريكشي يا پادوشي؟

407
00:17:53,323 --> 00:17:54,490
‫ميدوني چيه هارولد؟

408
00:17:54,491 --> 00:17:57,243
‫تا جايي كه به تو مربوط ميشه من نه شريكشم نه پادوش.

409
00:17:57,244 --> 00:17:59,162
‫من هاروي اسپكتر هستم.

410
00:17:59,163 --> 00:18:00,948
‫پس اين ابطال رو امضا ميكني

411
00:18:00,949 --> 00:18:02,415
‫و تا فردا برميگردوني پيش ما،

412
00:18:02,416 --> 00:18:04,625
‫وگرنه بلافتُ ثابت ميكنم

413
00:18:04,626 --> 00:18:06,335
‫و مچتُ ميگيرم

414
00:18:06,336 --> 00:18:08,838
‫و 146 تا ماشه ديگه ميگيرم

415
00:18:08,839 --> 00:18:11,245
‫و روي صورتت ميچكونم.

416
00:18:13,177 --> 00:18:14,973
‫زدم وسط خال.

417
00:18:18,140 --> 00:18:20,683
‫- الكس، يه دقيقه وقت داري؟
‫- البته.

418
00:18:20,684 --> 00:18:23,407
‫- چيكار ميتونم برات بكنم؟
‫- درمورد گوين اندروزِ.

419
00:18:23,408 --> 00:18:25,062
‫دانا، تا جايي كه من ميدونم

420
00:18:25,063 --> 00:18:27,023
‫گوين اندروز الان تو دادگاه فدراله

421
00:18:27,024 --> 00:18:28,649
‫بيشتر بخاطر من

422
00:18:28,650 --> 00:18:30,026
‫فكر نكنم بتونم نگهش دارم.

423
00:18:30,027 --> 00:18:31,319
‫پس خوبه كه به گوين نياز ندارم.

424
00:18:31,320 --> 00:18:33,547
‫من به هركسي كه تو دنياي هنر دست داره نياز دارم.

425
00:18:33,549 --> 00:18:34,991
‫بايد حدس بزنم قضيه چيه

426
00:18:34,993 --> 00:18:37,492
‫يا ميخواي بهم بگي؟
‫- يكي از اينارو ميخوام.

427
00:18:37,493 --> 00:18:39,310
‫و ميخوام بي نقص باشه.

428
00:18:43,332 --> 00:18:45,917
‫دانا، اگه چيزي كه فكر ميكنمُ ميخواي

429
00:18:45,918 --> 00:18:47,084
‫اين قانونيه؟
‫- آره.

430
00:18:47,085 --> 00:18:49,420
‫شايد قانوني باشه ولي آسون نيست.

431
00:18:49,421 --> 00:18:51,222
‫بهت ميگم چي، كاري كه ميخوام

432
00:18:51,223 --> 00:18:52,958
‫باهاش بكنم خيلي راحتتره.

433
00:18:52,959 --> 00:18:55,009
‫اه گفتم ميخوام 24 ساعته انجام بشه؟

434
00:18:55,010 --> 00:18:56,020
‫24 ساعته؟

435
00:18:56,021 --> 00:18:57,553
‫خدايا زن، به نظر من يه جادوگرم؟

436
00:18:57,554 --> 00:18:59,347
‫يه جادوگر تو يه كت خيلي خوشگل.

437
00:18:59,348 --> 00:19:01,974
‫زودباش الكس، بهت يكي مديون ميشم.

438
00:19:01,975 --> 00:19:04,310
‫يه دين از طرف دانا پالسن.

439
00:19:04,311 --> 00:19:06,437
‫رد كردنش سخته.
‫- عاليه.

440
00:19:06,438 --> 00:19:08,688
‫ولي ميخوام ازت دوتا دين بخوام.

441
00:19:10,234 --> 00:19:12,003
‫كسي دوتا نميگيره.

442
00:19:13,362 --> 00:19:14,946
‫باشه دوتا بهت مديونم.
‫- نگاش كن.

443
00:19:14,947 --> 00:19:17,573
‫من جادوگرم. يه دينُ به دوتا تبديل كردم.

444
00:19:17,574 --> 00:19:18,783
‫فقط انجامش بده گاندولف.

445
00:19:18,784 --> 00:19:22,227
‫- ميدوني گاندولف كيه؟
‫- من ميدونم همه كين.

446
00:19:27,251 --> 00:19:28,376
‫الو؟

447
00:19:28,377 --> 00:19:31,087
‫هاروي، من هارولد گاندرسن هستم.

448
00:19:31,088 --> 00:19:32,368
‫هارولد كي؟

449
00:19:32,369 --> 00:19:33,923
‫گاندرسن.

450
00:19:33,924 --> 00:19:35,740
‫چندتا هارولد ميشناسي؟

451
00:19:35,741 --> 00:19:36,843
‫فكر نميكردم هارولدي بشناسم.

452
00:19:36,844 --> 00:19:39,136
‫سه سال تو شركت شما كار كردم؟

453
00:19:39,137 --> 00:19:41,182
‫اها، بذار يه چيزي بپرسم.

454
00:19:41,183 --> 00:19:42,598
‫چطور شمارۀ شخصيِ منو گير آوردي؟

455
00:19:42,599 --> 00:19:43,808
‫مهم نيست هاروي.

456
00:19:43,809 --> 00:19:45,852
‫مهم اينه كه داري ميترسي

457
00:19:45,853 --> 00:19:47,854
‫و دارم بهت ميگم بهتره مثل يه مرد بياي جلو.

458
00:19:47,855 --> 00:19:49,397
‫ببخشيد. چي گفتي؟

459
00:19:49,398 --> 00:19:51,232
‫ميدونم لوئيسُ فرستادي تا مداخله كنه

460
00:19:51,233 --> 00:19:53,109
‫چون فكر ميكني تد بيشتر از ما پول ميده.

461
00:19:53,110 --> 00:19:54,267
‫يكم برگرد عقب هارولد.

462
00:19:54,268 --> 00:19:55,820
‫انگار يكم قاتي كردي.

463
00:19:55,821 --> 00:19:58,197
‫جدي؟ ميدونم امروز با تاكر ناهار خوردي.

464
00:19:58,198 --> 00:19:59,991
‫لوئيس وقتي اومد پيشم اعتراف كرد

465
00:19:59,992 --> 00:20:02,159
‫و گفت تا جايي كه ميدونه اون تويي.

466
00:20:02,160 --> 00:20:03,870
‫- چي گفت؟
‫- اون گفت تو هستي.

467
00:20:03,871 --> 00:20:06,330
‫ولي اون برام مهم نيست تو برام مهمي.

468
00:20:06,331 --> 00:20:09,125
‫كاري كه ميكني اينه كه برگردي به دفترت

469
00:20:09,126 --> 00:20:10,585
‫تا بتونيم درستش كنيم.

470
00:20:10,586 --> 00:20:12,834
‫هارولد من طبق برنامۀ خودم كار ميكنم.

471
00:20:12,835 --> 00:20:14,380
‫پس هر وقت تونستم برميگردم.

472
00:20:14,381 --> 00:20:16,799
‫اگه نميخواي شش ماه ديگه برگردم

473
00:20:16,800 --> 00:20:18,926
‫هرچيزي كه لوئيس گفتُ بهم ميگي

474
00:20:18,927 --> 00:20:21,636
‫يه كلمه هم جا نميذاري.

475
00:20:31,857 --> 00:20:32,875
‫به نظر خوشحال مياي

476
00:20:32,875 --> 00:20:35,401
‫حتماً يه عالمه "M&M" ساده و آجيلي گرفتي.

477
00:20:35,402 --> 00:20:37,181
‫الان عجيبترين تماس بهم شد.

478
00:20:37,182 --> 00:20:39,488
‫چي؟

479
00:20:39,489 --> 00:20:42,450
‫فكر كنم لوئيس داره وانمود ميكنه منه.

480
00:20:42,451 --> 00:20:44,327
‫- شوخيت گرفته.
‫- نه.

481
00:20:44,328 --> 00:20:47,455
‫راستش، فكر نميكنم.

482
00:20:47,456 --> 00:20:51,834
‫100% مطمئنم تو شهر راه ميره وانمود ميكنه منم.

483
00:20:51,835 --> 00:20:53,461
‫و اين چه حسي بهت ميده؟

484
00:20:53,462 --> 00:20:54,712
‫راستش بگم،

485
00:20:54,713 --> 00:20:58,089
‫شايد خنده دارترين چيزيه كه تا حالا شنيدم.

486
00:20:58,091 --> 00:20:59,800
‫شما دوتا چه مرگتونه؟

487
00:20:59,801 --> 00:21:01,719
‫وقتي فهميدم كاترينا وانمود كرد منه

488
00:21:01,720 --> 00:21:03,179
‫ميخواستم بكشمش.

489
00:21:03,180 --> 00:21:04,931
‫تو انگار ميخواي جايزه امي بهش بدي.

490
00:21:04,932 --> 00:21:06,641
‫باور كن... كلي وقت هست كه بخواي

491
00:21:06,642 --> 00:21:07,767
‫لوئيسُ بكشي.

492
00:21:07,768 --> 00:21:09,560
‫چند سال پيش پرتش كردم رو يه ميز.

493
00:21:09,561 --> 00:21:10,686
‫جدي؟ چرا؟

494
00:21:10,687 --> 00:21:14,690
‫- نميخوام درموردش حرف بزنم.
‫- بيخيال.

495
00:21:14,691 --> 00:21:17,318
‫اون فهميد با خواهرش خوابيدم.

496
00:21:17,319 --> 00:21:19,820
‫با خواهر لوئيس خوابيدي؟

497
00:21:19,821 --> 00:21:22,114
‫اون اصلاً شكل لوئيس نيست قسم ميخورم.

498
00:21:22,115 --> 00:21:24,742
‫وايسا، بذار ببينم درست فهميدم.

499
00:21:24,743 --> 00:21:26,827
‫نه تنها با خواهرش خوابيدي

500
00:21:26,828 --> 00:21:30,623
‫كتك زدي چون با خواهرش خوابيدي؟

501
00:21:30,624 --> 00:21:32,833
‫رياضيش پيچيدست ولي با عقل جور درمياد باور كن.

502
00:21:32,834 --> 00:21:35,044
‫خب اينجور كه من ميبينم لوئيس به تو حسادت داره

503
00:21:35,045 --> 00:21:37,020
‫عاشقته و ازت ميترسه

504
00:21:37,021 --> 00:21:38,089
‫همه ش با هم.

505
00:21:38,090 --> 00:21:40,216
‫خب اينم يه شروع از 1996.

506
00:21:40,217 --> 00:21:42,468
‫خب بذار يه شروع بهت بگم. شايد ندوني.

507
00:21:42,469 --> 00:21:44,553
‫وقتي اولين بار ديدمت ازت ميترسيدم.

508
00:21:44,554 --> 00:21:45,888
‫- شوخي ميكني.
‫- نه.

509
00:21:45,889 --> 00:21:49,058
‫تو افسانه اي هاروي. من نيستم.

510
00:21:49,059 --> 00:21:53,020
‫فكر كردم شايد به اندازه تو خوبم ولي، نميدونم.

511
00:21:53,021 --> 00:21:56,648
‫خب، اعتراف نميكنم كه تو به اندازۀ من خوبي

512
00:21:56,650 --> 00:21:59,121
‫ولي اينم نميگم كه نيستي.

513
00:22:01,113 --> 00:22:02,530
‫خب...

514
00:22:02,531 --> 00:22:05,154
‫ميخواي درمورد لوئيس چيكار كني؟

515
00:22:06,743 --> 00:22:08,765
‫ميگم بيا سربه سرش بذاريم؟

516
00:22:10,455 --> 00:22:11,789
‫باشه.

517
00:22:11,790 --> 00:22:14,000
‫باشه هارولدُ درست كردم.

518
00:22:14,001 --> 00:22:18,004
‫حالا هاروي بود چيكار ميكرد؟
‫هاروي بود چيكار ميكرد؟

519
00:22:18,005 --> 00:22:19,453
‫هاروي بود چيكار ميكرد؟

520
00:22:20,424 --> 00:22:23,217
‫يا خدايا شايد يه نشونه ست.

521
00:22:23,218 --> 00:22:24,844
‫- الو؟
‫- شما هاروي اسپكتر هستيد؟

522
00:22:24,845 --> 00:22:26,387
‫بايد همين الان باهاش حرف بزنم.

523
00:22:26,388 --> 00:22:28,139
‫بله هارويم. از تد خبري شده؟

524
00:22:28,140 --> 00:22:30,182
‫نه آقا. من براي هارولد گاندرسن كار ميكنم.

525
00:22:30,183 --> 00:22:33,019
‫فقط خواستم بگم تو راهه داره مياد اونجا.

526
00:22:33,020 --> 00:22:35,104
‫- اينجا؟
‫- بله به دفتر شما.

527
00:22:35,105 --> 00:22:38,648
‫راستش از آسانسور پياده شد.

528
00:22:38,650 --> 00:22:40,398
‫نبايد منو اينجا ببينه.

529
00:22:40,399 --> 00:22:41,068
‫راستش من نيستم.

530
00:22:41,069 --> 00:22:42,695
‫نميدونم اين يني چي آقا.

531
00:22:42,696 --> 00:22:45,656
‫ولي الان داره مياد سمت دفتر شما.

532
00:22:45,657 --> 00:22:47,241
‫خب گفتم اينجا نيستم و نميتونم ببينمش.

533
00:22:47,242 --> 00:22:48,701
‫نميدونم چي بهتون بگم آقا.

534
00:22:48,702 --> 00:22:53,164
‫ده قدم با شما فاصله داره. پنج قدم، سه قدم.

535
00:22:53,165 --> 00:22:54,874
‫درست پشت در اتاق شماست.

536
00:22:54,875 --> 00:22:56,584
‫- از كجا ميدوني؟
‫- اه ببخشيد.

537
00:22:56,585 --> 00:22:57,960
‫اون طبقه اشتباهه.

538
00:22:57,961 --> 00:22:59,587
‫اه خدايا شركت.

539
00:22:59,588 --> 00:23:02,048
‫نه باز اشتباه گفتم. مستقيم داره مياد سمت شما.

540
00:23:02,049 --> 00:23:04,326
‫لعنتي، حرفتُ درست بزن.

541
00:23:06,428 --> 00:23:07,887
‫ميخواي بهش بگيم؟

542
00:23:07,888 --> 00:23:10,264
‫- الو؟
‫- اه خداي من بهتره بگيم.

543
00:23:10,265 --> 00:23:12,641
‫دارم ميبينم از پنجره ميپره بيرون.

544
00:23:12,642 --> 00:23:14,123
‫فكر كردم پنجره هاتون باز نميشه.

545
00:23:14,124 --> 00:23:15,394
‫اين جلوشو نميگيره.

546
00:23:15,395 --> 00:23:17,521
‫وقتي عصبيه خيلي قوي ميشه.

547
00:23:17,522 --> 00:23:20,399
‫- الو؟
‫- تا حالا دعواي گوركن با ببرُ ديدي؟

548
00:23:20,400 --> 00:23:22,234
‫مگه گوركن با ببر ميجنگه؟

549
00:23:22,235 --> 00:23:23,944
‫يه دقيقه ديگه بهت ميگم.

550
00:23:23,945 --> 00:23:25,488
‫دارين چيكار ميكنين... ساندويچ درست ميكنين؟

551
00:23:25,489 --> 00:23:28,406
‫لوئيس، منم هاروي. هارولد به دفترت نمياد.

552
00:23:28,408 --> 00:23:29,909
‫- نمياد؟
‫- نمياد.

553
00:23:29,910 --> 00:23:31,577
‫پس با منشيش چه غلطي ميكني؟

554
00:23:31,578 --> 00:23:33,329
‫اون منشيش نبود اون سامانتا بود.

555
00:23:33,330 --> 00:23:35,206
‫وانمود ميكرد منشيِ اونه.

556
00:23:35,207 --> 00:23:37,625
‫همونطور كه تو وانمود ميكردي جاي مني.

557
00:23:37,626 --> 00:23:39,042
‫چرا همچين فكري كردي؟

558
00:23:39,044 --> 00:23:40,503
‫- لوئيس بيخيال.
‫- باشه هاروي.

559
00:23:40,504 --> 00:23:43,297
‫متأسفم. نبايد انجامش ميدادم.

560
00:23:43,298 --> 00:23:45,117
‫اتفاقات پشت سر هم افتاد

561
00:23:45,118 --> 00:23:46,675
‫حالا راه خروجي ندارم.

562
00:23:46,676 --> 00:23:50,915
‫لوئيس... هركي كه هست بايد راستشو بهش بگي.

563
00:23:51,932 --> 00:23:55,059
‫باشه هاروي، ميگم.

564
00:23:55,060 --> 00:23:56,477
‫خيلي مهربون بودي.

565
00:23:56,478 --> 00:23:59,522
‫يني بعد از اينكه نزديك بود بيچاره رو سكته بديم.

566
00:23:59,523 --> 00:24:01,187
‫هي، اگه نتوني هر از چندگاهي

567
00:24:01,188 --> 00:24:03,442
‫به لوئيس يه سكته اي چيزي بدي

568
00:24:03,443 --> 00:24:04,966
‫هدف زندگي چيه؟

569
00:24:08,031 --> 00:24:11,826
‫هي نگاش كن... جادۀ خوش منظره.

570
00:24:11,827 --> 00:24:13,369
‫نظرت چيه خروجي بعدي بريم؟

571
00:24:13,370 --> 00:24:15,037
‫واقعاً ترجيح ميدم نريم هاروي.

572
00:24:15,038 --> 00:24:17,873
‫اه بيخيال خوش ميگذره.

573
00:24:17,874 --> 00:24:21,001
‫باشه، يه خروجي.

574
00:24:21,002 --> 00:24:23,337
‫كاترينا... خوبه اينجايي.

575
00:24:23,338 --> 00:24:25,214
‫ميخوام بدون تو دنياي هنر چه ارتباطاتي داري

576
00:24:25,215 --> 00:24:26,841
‫چون ارتباطات من قطع شدن.

577
00:24:26,842 --> 00:24:28,283
‫و چرا فكر كردي با دنياي هنر

578
00:24:28,284 --> 00:24:29,468
‫ارتباط دارم؟

579
00:24:29,469 --> 00:24:30,853
‫چون موكلايي تو مد لباس داري

580
00:24:30,854 --> 00:24:32,138
‫و دوستايي تو رقص باله.

581
00:24:32,139 --> 00:24:33,722
‫هنر به نظر خيلي دورازدسترس نميومد.

582
00:24:33,723 --> 00:24:35,558
‫خيلي خب نميخواستم همينطوري اعتراف كنم.

583
00:24:35,559 --> 00:24:36,684
‫چي لازم داري؟

584
00:24:36,685 --> 00:24:38,595
‫يه نسخه بي نقص از اين لازم دارم،

585
00:24:38,596 --> 00:24:40,771
‫و كمتر از يه روز ميخوام.

586
00:24:40,772 --> 00:24:42,064
‫اين قرار نيست آسون باشه.

587
00:24:42,065 --> 00:24:44,608
‫ميدونم. ولي شخصيه براي داناست.

588
00:24:44,609 --> 00:24:46,527
‫راستش بخاطرش حاضره دوتا لطف برام بكنه

589
00:24:46,528 --> 00:24:47,778
‫كه يعني مهمه.

590
00:24:47,779 --> 00:24:51,323
‫- وايسا، دانا بهت دوتا دين داد؟
‫- داد.

591
00:24:51,324 --> 00:24:53,159
‫خب اگه كمكمُ ميخواي يكي از اون دينارو ميخوام.

592
00:24:53,160 --> 00:24:55,411
‫بهت نصف يكيشُ ميدم اين پيشنهاد آخريمه.

593
00:24:55,412 --> 00:24:56,996
‫نميتوني يه دينُ نصف كني.

594
00:24:56,997 --> 00:24:58,581
‫معلومه كه ميتونم. من گاندولفم.

595
00:24:58,582 --> 00:25:00,124
‫- داندولف چيه؟
‫- با گ.

596
00:25:00,125 --> 00:25:01,375
‫اسم گاندولف تا حالا نشنيدي؟

597
00:25:01,376 --> 00:25:02,792
‫الكس ميدوني من طرفدار ورزش نيستم.

598
00:25:02,794 --> 00:25:04,044
‫حالا چطوره به جاي اتلاف وقت

599
00:25:04,045 --> 00:25:06,562
‫يه راهي پيدا كنيم اينو انجامش بديم؟

600
00:25:16,474 --> 00:25:18,350
‫شايد بهتره يه جايي وايسيم.

601
00:25:18,351 --> 00:25:21,812
‫ميخوام تا جايي كه ميتونم ازش دور بشم.

602
00:25:21,813 --> 00:25:23,575
‫ولي تو دوساعته داشتي ميروندي.

603
00:25:23,576 --> 00:25:24,982
‫و وسط شب رفتيم.

604
00:25:24,983 --> 00:25:27,863
‫ميخوام تا رسيدن به ايالت بعدي همينطور رانندگي كنم.

605
00:25:33,950 --> 00:25:36,189
‫اه لعنتي.

606
00:25:39,247 --> 00:25:40,789
‫چيكار كنيم؟

607
00:25:40,790 --> 00:25:44,668
‫هرچي گفتم فقط هوامو داشته باش.

608
00:25:44,669 --> 00:25:46,921
‫من ترسيدم.

609
00:25:46,922 --> 00:25:49,112
‫طوري نميشه.

610
00:26:00,977 --> 00:26:02,519
‫- لعنتي.
‫- اون چه كوفتي بود؟

611
00:26:02,520 --> 00:26:05,055
‫انگار رفتيم تو يه چاله.

612
00:26:12,197 --> 00:26:13,989
‫لعنت بهش.

613
00:26:13,990 --> 00:26:16,878
‫- چقدر بده؟
‫- خوب نيست.

614
00:26:16,879 --> 00:26:20,329
‫تاير تركيد.

615
00:26:20,330 --> 00:26:22,275
‫اه گندش بزنن.

616
00:26:22,275 --> 00:26:23,290
‫ديگه چيه؟

617
00:26:23,291 --> 00:26:24,833
‫جك نداريم.

618
00:26:24,834 --> 00:26:27,502
‫حرومزاده!

619
00:26:27,504 --> 00:26:29,964
‫خيلي خب يه پيامك ميدم امدادخودرو.

620
00:26:29,965 --> 00:26:31,048
‫يه ساعته ميرسن اينجا.

621
00:26:31,049 --> 00:26:32,551
‫باشه ولي دفعه بعد

622
00:26:32,552 --> 00:26:34,191
‫كه گفتم مسيرخوش منظره نميخوام

623
00:26:34,192 --> 00:26:37,591
‫يعني از مسيرخوش منظرۀ كوفتي نريم.

624
00:26:49,234 --> 00:26:50,757
‫لوئيس اينجا چيكار ميكني؟

625
00:26:50,758 --> 00:26:51,694
‫اومدم راستشو بگم

626
00:26:51,695 --> 00:26:53,112
‫بذار حدس بزنم... وانمود كردي هاروي هستيُ

627
00:26:53,113 --> 00:26:54,697
‫تد تاكر نميدونه؟

628
00:26:54,698 --> 00:26:55,761
‫از كجا فهميدي؟

629
00:26:55,762 --> 00:26:56,907
‫بعد از اينكه با هاروي حرف زدم

630
00:26:56,908 --> 00:26:58,534
‫يه چيزي به نظر درست نميومد

631
00:26:58,535 --> 00:27:00,440
‫منم زنگ زدم دفتر تاكر،

632
00:27:00,441 --> 00:27:02,246
‫و ازش خواستم هارويُ توصيف كنه.

633
00:27:02,247 --> 00:27:04,873
‫مگه اينكه 5 اينچ كوچيك شده و 20 پوند اضافه وزن داره

634
00:27:04,874 --> 00:27:09,253
‫و دندوناش دوبرابر بزرگتر شده، حتماً تو بودي.

635
00:27:09,254 --> 00:27:10,879
‫ميخوام بدونم چرا؟

636
00:27:10,880 --> 00:27:12,756
‫هارولد...

637
00:27:14,175 --> 00:27:19,555
‫اگه يه كيف يه ميليون دلاري پيدا كني

638
00:27:19,556 --> 00:27:22,891
‫كار درستُ انجام ميدي يا برميداري و درميري؟

639
00:27:22,892 --> 00:27:27,062
‫يه فرصت براي اينكه هاروي اسپكتر باشم
‫داشتم و امتحانش كردم.

640
00:27:27,063 --> 00:27:29,937
‫ولي نميتونم بذارم تاكر بفهمه

641
00:27:29,938 --> 00:27:31,806
‫براي همين ازت ميخوام

642
00:27:31,808 --> 00:27:33,986
‫تا فقط براي يه ملاقات همكاري كني.

643
00:27:33,987 --> 00:27:35,067
‫چرا؟

644
00:27:35,068 --> 00:27:36,849
‫چون بهم مديوني. از زندان آوردمت بيرون.

645
00:27:36,850 --> 00:27:38,949
‫تو همونقدر كه براي مايك كردي براي منم كردي.

646
00:27:38,950 --> 00:27:40,034
‫خب پس من بهت مديونم.

647
00:27:40,035 --> 00:27:41,702
‫- كافي نيست.
‫- لعنتي هارولد.

648
00:27:41,703 --> 00:27:44,455
‫تو شش ماه گذشته اسم رابرت زين حذف شد

649
00:27:44,456 --> 00:27:46,665
‫يه مدير ويژه تو شركتم مسئول شده

650
00:27:46,666 --> 00:27:50,002
‫و من قائم مقاميُ از دست دادم.

651
00:27:50,003 --> 00:27:52,221
‫فقط ميخواستم از زندگيم بيام بيرون

652
00:27:52,222 --> 00:27:54,548
‫و براي يه روز لذت ببرم.

653
00:27:54,549 --> 00:27:57,217
‫خواهش ميكنم هارولد.

654
00:27:57,218 --> 00:27:59,627
‫بهش نياز دارم.

655
00:28:00,597 --> 00:28:02,264
‫باشه خب.

656
00:28:02,265 --> 00:28:05,838
‫همراهي ميكنم ولي بهم مديون ميشي.

657
00:28:08,146 --> 00:28:09,897
‫خيلي خب خيلي خب خيلي خب.

658
00:28:09,898 --> 00:28:13,150
‫يه شراب... تازه جديد برامون گرفتم.

659
00:28:13,151 --> 00:28:15,360
‫چون اون شراب قبلي ازش متنفر بودم.

660
00:28:15,362 --> 00:28:17,404
‫از يه عوضي بود.

661
00:28:17,405 --> 00:28:19,373
‫- تو عوضي هستي.
‫- آره هستم.

662
00:28:19,374 --> 00:28:21,583
‫ولي عوضيِ تو هستم عزيزم.

663
00:28:22,550 --> 00:28:24,330


664
00:28:26,414 --> 00:28:29,508
‫ميخواستم درمورد يه چيزي حرف بزنم.

665
00:28:29,509 --> 00:28:30,689
‫چي؟

666
00:28:31,609 --> 00:28:33,545
‫اه...

667
00:28:33,546 --> 00:28:35,839
‫كارم تمومه

668
00:28:35,840 --> 00:28:38,467
‫- چي؟
‫- ميخوام زنمُ ترك كنم.

669
00:28:38,468 --> 00:28:39,843
‫پس بچه هات چي ميشن؟

670
00:28:39,844 --> 00:28:41,136
‫چون اگه فكر ميكني ميتوني تركشون كني

671
00:28:41,137 --> 00:28:44,056
‫و زندگيشون بهم نميريزه پس هيچي نميدوني.

672
00:28:44,057 --> 00:28:45,516
‫خب اگه فكر ميكني تركشون نميكردم

673
00:28:45,517 --> 00:28:47,518
‫پس تمام اين مدت داشتيم چيكار ميكرديم؟

674
00:28:47,519 --> 00:28:48,633
‫فكر كنم بايد بگم

675
00:28:48,633 --> 00:28:50,354
‫داشتيم اشتباه بزرگي ميكرديم.

676
00:28:50,355 --> 00:28:51,435
‫فكر كردي چه اتفاقي ميافته؟

677
00:28:51,436 --> 00:28:52,856
‫اينجاشو فكر نكرده بودم.

678
00:28:52,857 --> 00:28:54,691
‫ولي ميخواي بخاطر اين خانوادتُ بهم بزني؟

679
00:28:54,692 --> 00:28:56,402
‫چجور مردي اينكارو با بچه هاش ميكنه؟

680
00:28:56,403 --> 00:28:58,195
‫تو هم به اندازه من بخشي از اين هستي باشه؟

681
00:28:58,196 --> 00:29:01,532
‫پس ميدوني، چجور زني اينكارو ميكنه؟

682
00:29:01,533 --> 00:29:03,659
‫نميدونم.

683
00:29:03,660 --> 00:29:05,619
‫هرجور زني هستم ديگه انجامش نميدم.

684
00:29:05,620 --> 00:29:07,114
‫اه سامانتا بيخيال واو واو بيخيال.

685
00:29:07,115 --> 00:29:09,456
‫وايسا وايسا وايسا بيخيال، لعنت بهش.

686
00:29:09,457 --> 00:29:11,792
‫كل هفته رو اين كار كردم باشه؟

687
00:29:11,793 --> 00:29:13,543
‫اگه نميخواي انجامش بدي باشه، خيلي خب؟

688
00:29:13,545 --> 00:29:15,212
‫به اين معني نيست كه بايد تموم بشه.

689
00:29:15,213 --> 00:29:17,297
‫چرا اريك. بايد تموم بشه.

690
00:29:17,298 --> 00:29:18,632
‫وايسا بيخيال سامانتا.

691
00:29:18,633 --> 00:29:21,051
‫- خواهش ميكنم.
‫- نه! به من دست نزن!

692
00:29:21,052 --> 00:29:25,139
‫اين هميشه برام موقتي بوده الانم تموم شد.

693
00:29:25,140 --> 00:29:26,348
‫خيلي خب ميدونم قضيه چيه.

694
00:29:26,349 --> 00:29:29,101
‫قضيه اين نيست كه پدر بدي براي بچه هام هستم.

695
00:29:29,102 --> 00:29:31,228
‫قضيه اينه كه پدر بدي براي تو هستم.

696
00:29:31,229 --> 00:29:33,321
‫- چي گفتي؟
‫- از من استفاده كردي تا پدري

697
00:29:33,322 --> 00:29:35,607
‫باشم كه هيچوقت نداشتي ولي حالا كه اينطور نيست...

698
00:29:35,608 --> 00:29:37,526
‫- گمشو بيرون.
‫- نفر بعدي رابرتِ؟

699
00:29:37,527 --> 00:29:39,193
‫يا از الان اون نفر بعديه؟

700
00:29:39,195 --> 00:29:40,278
‫اگه تا پنج ثانيه ديگه نري

701
00:29:40,280 --> 00:29:42,823
‫يكي صدمه ميبينه و اون من نيستم.

702
00:29:42,824 --> 00:29:44,823
‫آره، برو يه ماشين بگير تا خونه برسونتت.

703
00:29:53,751 --> 00:29:55,586
‫باورم نميشه.

704
00:29:55,587 --> 00:29:57,337
‫نبايد قبول ميكردم با اين ماشين بيام.

705
00:29:57,338 --> 00:30:00,632
‫اول كالدور مجبورم كرد با اون سوارش بشم حالام تو.

706
00:30:00,633 --> 00:30:02,092
‫يه لحظه.

707
00:30:02,093 --> 00:30:04,720
‫منظورت چيه اون سعي كرد تو رو سوارش كنه؟

708
00:30:04,721 --> 00:30:07,014
‫- سوارت كنه كجا بري؟
‫- هيچي، بيخيال.

709
00:30:07,015 --> 00:30:09,850
‫نه، يه چيزي بين شماست.

710
00:30:09,851 --> 00:30:12,478
‫هروقت عليه اون هستيم بدجوري سعي ميكني برنده بشي.

711
00:30:12,479 --> 00:30:14,667
‫من هميشه بدجوري ميخوام برنده بشم.

712
00:30:14,668 --> 00:30:16,950
‫خب، اينم ميگفتم هر وقت يكي كل

713
00:30:16,951 --> 00:30:18,673
‫قضيه رو بهم نميگه ميفهمم و...

714
00:30:18,674 --> 00:30:20,474
‫الانم داره اتفاق ميافته.

715
00:30:24,532 --> 00:30:27,493
‫- ما باهم بوديم باشه؟
‫- منظورت چيه باهم بودين؟

716
00:30:27,494 --> 00:30:28,870
‫از اون يه بارها؟

717
00:30:28,872 --> 00:30:31,914
‫نه هاروي، يه باري نه.

718
00:30:31,915 --> 00:30:35,042
‫اون خانواده داشت و...

719
00:30:35,043 --> 00:30:38,795
‫سابقه بدي با مردا دارم.

720
00:30:38,796 --> 00:30:42,341
‫معلومه كه داري... بخاطر بچگيت.

721
00:30:42,342 --> 00:30:43,800
‫درمورد چي حرف ميزني؟

722
00:30:43,801 --> 00:30:45,553
‫سالها ته دلم،

723
00:30:45,554 --> 00:30:47,929
‫ميدونستم ميخواستم با دانا باشم.

724
00:30:47,931 --> 00:30:49,765
‫فقط دستم بهش نميرسيد.

725
00:30:49,766 --> 00:30:50,849
‫چرا نه؟

726
00:30:50,850 --> 00:30:52,773
‫بخاطر اون بدبختيهايي كه

727
00:30:52,774 --> 00:30:55,020
‫از بچگي آدم دنبالت ميافته.

728
00:30:55,021 --> 00:30:56,939
‫چه بلايي سر تو اومد؟

729
00:30:56,940 --> 00:31:01,068
‫مامانم بيشتر عمرش به بابام خيانت ميكرد

730
00:31:01,069 --> 00:31:03,487
‫و من ميدونستم، و ازش مخفي كردم.

731
00:31:03,488 --> 00:31:06,490
‫خدايا، اين بدتر از اينه كه اصلاً بابا ننه نداشته باشي.

732
00:31:06,491 --> 00:31:09,159
‫- ممنون.
‫- منظورم اين نبود.

733
00:31:09,160 --> 00:31:11,495
‫ميدونم.

734
00:31:11,496 --> 00:31:13,288
‫لعنتي.

735
00:31:13,289 --> 00:31:15,415
‫چيه؟

736
00:31:15,416 --> 00:31:17,376
‫پيامك نرسيد بهشون.

737
00:31:17,377 --> 00:31:18,919
‫شوخيت گرفتي؟

738
00:31:18,920 --> 00:31:20,587
‫اينجا خوب خط نميده.

739
00:31:20,588 --> 00:31:22,383
‫فقط تا ته جاده پياده ميرم.

740
00:31:27,679 --> 00:31:29,596
‫- حاضري؟
‫- آره.

741
00:31:29,597 --> 00:31:31,172
‫خوبه،فقط بايد بري داخل...

742
00:31:31,173 --> 00:31:33,100
‫با توافق موافقت نميكني

743
00:31:33,101 --> 00:31:34,197
‫و همه چيز تموم ميشه.

744
00:31:34,198 --> 00:31:35,561
‫براي اين آماده نيستم لوئيس.

745
00:31:35,562 --> 00:31:37,355
‫ميدوني، فهميدم يه لطف از طرف

746
00:31:37,355 --> 00:31:39,147
‫هاروي خيلي بهتر از يه لطف از طرف توئه.

747
00:31:39,148 --> 00:31:41,868
‫- چي ميخواي؟
‫- من تمام اون دين هارو از طرف اون ميخوام،

748
00:31:41,869 --> 00:31:43,318
‫هر لحظه از روز هم كه باشه برام كافيه.

749
00:31:43,319 --> 00:31:44,736
‫نميتونم بهت قول بدم قبول كنه.

750
00:31:44,737 --> 00:31:45,988
‫خب بهتره بري پاي تلفن.

751
00:31:45,989 --> 00:31:48,749
‫چون دو دقيقه ديگه به تاكر حقيقتُ ميگم.

752
00:31:50,410 --> 00:31:51,827
‫- پس بگو.
‫- چي؟

753
00:31:51,828 --> 00:31:54,162
‫شنيدي. ديگه كافيه.

754
00:31:54,163 --> 00:31:56,623
‫من اون كارو كردم و بخاطرش خجالت زده نيستم.

755
00:31:56,624 --> 00:31:58,667
‫پس برو داخل و بهش بگو، يا بهش نگو.

756
00:31:58,668 --> 00:32:01,587
‫ولي نميذارم آدمي مثل تو برام گردن كلفتي كنه هارولد.

757
00:32:01,588 --> 00:32:03,647
‫باشه خب. همراهي ميكنم،

758
00:32:03,648 --> 00:32:05,257
‫ولي به يه شرط.

759
00:32:05,258 --> 00:32:06,883
‫- ميخوام برگردم خونه.
‫- منظورت چيه خونه؟

760
00:32:06,884 --> 00:32:08,635
‫- من اصلاً نميدونم خونه ت كجاست.
‫- چرا ميدوني.

761
00:32:08,636 --> 00:32:10,976
‫خونۀ من اينجاست. ميخوام برگردم.

762
00:32:11,764 --> 00:32:12,973
‫داري كلك ميزني؟

763
00:32:12,974 --> 00:32:14,057
‫باز نظرتُ عوض ميكني؟

764
00:32:14,058 --> 00:32:15,767
‫نه لوئيس، عوض نميكنم

765
00:32:15,768 --> 00:32:17,978
‫چون وقتي اينجا بودم هيچوقت اينقدر خوشحال نبودم.

766
00:32:17,979 --> 00:32:20,480
‫بهش فكر ميكنم هارولد.

767
00:32:20,481 --> 00:32:22,257
‫ولي كاري كه الان بايد بكنم

768
00:32:22,258 --> 00:32:27,647
‫اينه كه برم داخل و اينو يه بار براي هميشه تمومش كنم.

769
00:32:30,283 --> 00:32:31,391
‫هي.

770
00:32:31,392 --> 00:32:33,160
‫هي، چه خبرا؟ سفر چطوره؟

771
00:32:33,161 --> 00:32:34,410
‫خب الان،

772
00:32:34,411 --> 00:32:37,289
‫سامانتا 50 يارد پايين جادست

773
00:32:37,290 --> 00:32:38,949
‫و تاير پنچر شد،

774
00:32:38,950 --> 00:32:40,250
‫و منتظر امدادخودرو هستيم كه برسه.

775
00:32:40,251 --> 00:32:41,877
‫- شوخي ميكني.
‫- نه نميكنم.

776
00:32:41,878 --> 00:32:44,004
‫و بدتراز همه فكر ميكنه تقصير منه.

777
00:32:44,005 --> 00:32:46,006
‫- هست؟
‫- اره ولي ميدوني

778
00:32:46,007 --> 00:32:49,384
‫من مسئوليت كارهامو هيچوقت به عهده نميگيرم.

779
00:32:49,385 --> 00:32:51,678
‫متأسفم كه خوب پيش نميره هاروي.

780
00:32:51,679 --> 00:32:56,058
‫راستش، آسون نبوده ولي...

781
00:32:56,059 --> 00:32:57,375
‫خوب بوده.

782
00:32:57,376 --> 00:32:59,144
‫خوبه.

783
00:32:59,145 --> 00:33:00,546
‫دلم برات تنگ شده.

784
00:33:00,547 --> 00:33:02,972
‫منم دلم برات تنگ شده.

785
00:33:07,862 --> 00:33:09,124
‫خب چي گفتن؟

786
00:33:09,126 --> 00:33:11,156
‫خداي من يادم رفت زنگ بزنم.

787
00:33:11,157 --> 00:33:12,532
‫داري شوخي ميكني؟

788
00:33:12,533 --> 00:33:14,862
‫داشتم زنگ ميزدم بعد دانا زنگ زد

789
00:33:14,863 --> 00:33:17,496
‫داشتم درمورد سفر ميگفتم كه چقدر خوبه.

790
00:33:17,497 --> 00:33:19,790
‫لعنتي هاروي. الان وقت اينكارا نيست.

791
00:33:19,791 --> 00:33:21,541
‫اين يه مأموريته.

792
00:33:21,542 --> 00:33:23,197
‫نميخوام وايسم برگر بخرم

793
00:33:23,198 --> 00:33:24,920
‫نميخوام از جادۀ خوش منظره برم

794
00:33:24,921 --> 00:33:27,089
‫و حالا وسط ناكجاآباد گير افتاديم

795
00:33:27,090 --> 00:33:29,383
‫چون تو مجبورمون كردي اينكارارو بكنيم.

796
00:33:29,384 --> 00:33:31,074
‫و به جاي اينكه مارو از اينجا ببري

797
00:33:31,075 --> 00:33:35,339
‫تا بتونم تا شب برسم اونجا داري هيچ غلطي نميكني!

798
00:33:36,724 --> 00:33:38,587
‫سامانتا...

799
00:33:43,564 --> 00:33:47,150
‫من ترسيدم هاروي.

800
00:33:47,151 --> 00:33:50,445
‫از اينكه ببينمش ترسيدم و الان...

801
00:33:50,446 --> 00:33:53,275
‫فقط ميخوام برم خونه.

802
00:33:53,991 --> 00:33:55,133
‫معلومه كه ترسيدي.

803
00:33:55,134 --> 00:33:56,158
‫تو نميدوني اون چطوريه.

804
00:33:56,160 --> 00:33:57,910
‫نه.

805
00:33:57,912 --> 00:34:01,415
‫ميترسم چون ميدونم اون چيكار كرده.

806
00:34:01,416 --> 00:34:04,584
‫اون منو ول كرد.

807
00:34:04,585 --> 00:34:08,463
‫و اون دوران بچگي من...

808
00:34:08,464 --> 00:34:11,758
‫براي بدترين دشمنم هم نميخواستم.

809
00:34:11,759 --> 00:34:13,719
‫سامانتا...

810
00:34:13,720 --> 00:34:17,857
‫تو گفتي بدون والدين وضعت بهتره

811
00:34:17,858 --> 00:34:21,309
‫تا ماماني مثل من داشته باشي، ولي اشتباه ميكني.

812
00:34:21,310 --> 00:34:24,771
‫چون من بخشيدمش و الان وضعم بهتره اونم همينطور.

813
00:34:24,772 --> 00:34:27,274
‫- و تو مديوني...
‫- من چيزي بهش مديون نيستم.

814
00:34:27,275 --> 00:34:30,068
‫خواستم بگم تو به خودت مديوني.

815
00:34:30,069 --> 00:34:31,903
‫اين درمورد اون نيست.

816
00:34:31,904 --> 00:34:33,711
‫اين درمورد توئه.

817
00:34:38,828 --> 00:34:42,189
‫قبلاً به خودم ميگفتم مجبور بود منو ول كنه،

818
00:34:42,190 --> 00:34:45,246
‫كه اگه ميتونست منو نگه ميداشت.

819
00:34:45,247 --> 00:34:48,641
‫اگه ميخواست، فقط نميتونست.

820
00:34:50,715 --> 00:34:54,050
‫اگه اونموقع و الان حقيقت نداشته باشه چي؟

821
00:34:54,051 --> 00:34:55,844
‫پس ميفهمي.

822
00:34:55,845 --> 00:34:59,134
‫ولي الان با هم زنگ ميزنيم امدادخودرو.

823
00:34:59,135 --> 00:35:03,310
‫تا وقتي برسيم اونجا رانندگي ميكنيم...

824
00:35:03,311 --> 00:35:05,693
‫من نااميدت نميكنم.

825
00:35:15,740 --> 00:35:17,744
‫آماده اي؟

826
00:35:17,745 --> 00:35:19,826
‫آماده ام.

827
00:35:19,827 --> 00:35:21,878
‫همينجا ميمونم.

828
00:35:39,847 --> 00:35:42,107
‫- جف گاردنر؟
‫- بله؟

829
00:35:43,184 --> 00:35:45,076
‫من سامانتا ويلر هستم.

830
00:35:46,938 --> 00:35:48,710
‫من دخترتم.

831
00:35:53,236 --> 00:35:55,821
‫سامانتا، من جودي اوبرايان هستم.

832
00:35:55,822 --> 00:35:58,865
‫لطفاً... بشينيد.

833
00:35:58,866 --> 00:36:01,868
‫بذار حدس بزنم، اومدي مارو بدي به يكي ديگه.

834
00:36:01,869 --> 00:36:03,995
‫من براي خدمات يتيم خانه كار نميكنم.

835
00:36:03,996 --> 00:36:06,873
‫من يه دايه هستم و قول ميدم...

836
00:36:06,874 --> 00:36:10,387
‫اگه بياي پيش من بموني، از انتخابت خوشحال ميشي.

837
00:36:16,843 --> 00:36:18,510
‫چرا بچه اي مثل من ميخواي

838
00:36:18,511 --> 00:36:21,847
‫دختري كه يه ماشين و يه بچه ديگه رو دزديد؟

839
00:36:21,848 --> 00:36:24,099
‫چون هميشه يه دليلي هست.

840
00:36:24,100 --> 00:36:26,935
‫بهم بگو چرا فرار كردي.

841
00:36:26,936 --> 00:36:28,478
‫نه

842
00:36:28,479 --> 00:36:30,539
‫اين يه تله ست. من فريب نميخورم.

843
00:36:30,540 --> 00:36:32,914
‫گوش كن.

844
00:36:35,820 --> 00:36:38,530
‫بچه هايي مثل تو ديدم.

845
00:36:38,531 --> 00:36:40,490
‫نصفشون موفق ميشن.

846
00:36:40,491 --> 00:36:41,825
‫نصفشون نميشن.

847
00:36:41,826 --> 00:36:46,663
‫ولي اونايي كه موفق نميشن
‫به كسي اعتماد نميكنند.

848
00:36:46,664 --> 00:36:50,125
‫اين فرصت توئه سامانتا.

849
00:36:50,126 --> 00:36:51,897
‫لطفاً قبولش كن.

850
00:37:01,721 --> 00:37:03,430
‫خب چطور پيش رفت؟

851
00:37:03,431 --> 00:37:05,140
‫حتي نميدونست من وجود دارم.

852
00:37:05,141 --> 00:37:07,347
‫- چطور ممكنه؟
‫- يه جفت گيري ساده بود.

853
00:37:07,348 --> 00:37:09,387
‫اون مادرمُ فقط چند ماه ميشناخت

854
00:37:09,388 --> 00:37:12,063
‫و ايالتُ ترك كرد هيچوقت به پدر نگفت بارداره.

855
00:37:12,064 --> 00:37:14,608
‫چه واكنشي نشون داد وقتي فهميد دختر داره؟

856
00:37:14,609 --> 00:37:16,568
‫گفت نميدونست اونموقع بايد چيكار ميكرد

857
00:37:16,569 --> 00:37:19,070
‫ولي آرزو ميكرد اي كاش ميدونست.

858
00:37:19,071 --> 00:37:20,655
‫و مامانت؟

859
00:37:20,656 --> 00:37:22,682
‫مشخصاً زن بااراده اي بود،

860
00:37:22,683 --> 00:37:25,243
‫از كسي چيزي نگرفت...

861
00:37:25,244 --> 00:37:29,331
‫و خوب يا بد، اون به روش خودش كار ميكرد.

862
00:37:29,332 --> 00:37:32,321
‫به نظر شبيه كسي نيست كه ميشناسم.

863
00:37:33,920 --> 00:37:37,839
‫فكر كنم يعني نميدونه مادرت الان كجاست.

864
00:37:37,840 --> 00:37:40,884
‫وقتي دوسالم بود فوت كرد.

865
00:37:40,885 --> 00:37:43,553
‫آخرين خبري بود كه ازش گرفت.

866
00:37:43,554 --> 00:37:45,597
‫حتماً وقتي مُرد منو وارد يتيم خونه كردن.

867
00:37:45,598 --> 00:37:47,641
‫كه يعني كسي تو رو رها نكرد.

868
00:37:47,642 --> 00:37:50,601
‫نه، نكردند، ولي هنوزم ته دلم عصباني هستم

869
00:37:50,602 --> 00:37:52,604
‫و جايي ندارم كه خودمو خالي كنم.

870
00:37:52,605 --> 00:37:54,285
‫شايد مجبور نيستي خودتو خالي كني.

871
00:37:54,286 --> 00:37:56,232
‫شايد فقط بيخيالش بشي.

872
00:37:56,233 --> 00:37:59,069
‫تو بودي ميتونستي؟

873
00:37:59,070 --> 00:38:01,488
‫نميدونم.

874
00:38:01,489 --> 00:38:03,490
‫تو شرايط من...

875
00:38:03,491 --> 00:38:05,925
‫فكر نميكردم بتونم تا اينكه تونستم.

876
00:38:13,334 --> 00:38:14,542
‫ببخشيد.

877
00:38:14,543 --> 00:38:17,879
‫يه بسته براي دانا پالسن دارم.

878
00:38:17,880 --> 00:38:19,422
‫متشكرم الكس.

879
00:38:19,423 --> 00:38:22,133
‫حالا، اگه منو ببخشي بايد كارمو بكنم.

880
00:38:22,134 --> 00:38:24,761
‫قبلش ميتونم بپرسم براي چي اينكارو ميكني؟

881
00:38:24,762 --> 00:38:26,812
‫بين كلي دليل، هاروي بيرون شهره

882
00:38:26,813 --> 00:38:28,209
‫و باعث شد بفهمم وقتي

883
00:38:28,210 --> 00:38:30,016
‫اينجاست چقدر خوشحال هستم.

884
00:38:30,017 --> 00:38:31,101
‫ميخواستي يه چيزي براش بگيري.

885
00:38:31,102 --> 00:38:35,055
‫دقيقاً. و باور كن اين...

886
00:38:35,056 --> 00:38:37,805
‫چيزيه كه به مردي ميدي كه همه چيز داره.

887
00:38:40,027 --> 00:38:41,945
‫لوئيس، دنبالت ميگشتم.

888
00:38:41,946 --> 00:38:45,156
‫دليلي داره كه به هارولد گاندرسن داري پيشنهاد كار ميدي؟

889
00:38:45,157 --> 00:38:46,825
‫بله هست. پيچيدست

890
00:38:46,826 --> 00:38:48,910
‫و الان حوصله ندارم درموردش حرف بزنم.

891
00:38:48,911 --> 00:38:50,322
‫به اين ربط داره كه مجبور بودي

892
00:38:50,322 --> 00:38:52,222
‫استخدامش كني چون وانمود ميكردي

893
00:38:52,223 --> 00:38:53,581
‫هاروي هستي؟

894
00:38:53,582 --> 00:38:55,625
‫- تو از كجا ميدوني؟
‫- منم منبع دارم.

895
00:38:55,626 --> 00:38:58,253
‫خب، هم به اين ربط داره هم نداره.

896
00:38:58,254 --> 00:38:59,671
‫اين يني چي؟

897
00:38:59,672 --> 00:39:02,262
‫يعني براي خلاص شدن از اين مجبور نبودم استخدامش كنم

898
00:39:02,263 --> 00:39:03,341
‫ولي ازش خلاص شدم.

899
00:39:03,342 --> 00:39:04,509
‫ميتونم بپرسم چطور؟

900
00:39:04,510 --> 00:39:06,469
‫با انجام كاري كه بايد همون اول انجام ميدادم.

901
00:39:06,470 --> 00:39:10,015
‫به تاكر گفتم من هاروي اسپكتر نيستم، من لوئيس ليتم.

902
00:39:10,016 --> 00:39:12,392
‫و معامله اي بهتر از هاروي براش جور كردم،

903
00:39:12,393 --> 00:39:15,979
‫چون هاروي شايد بهترين معامله گر تو شهر باشه...

904
00:39:15,980 --> 00:39:18,273
‫ولي من تو چيزاي ديگه بهترينم.

905
00:39:18,274 --> 00:39:21,735
‫- اون درمورد اين چي گفت؟
‫- گفت امضا ميكنه.

906
00:39:21,736 --> 00:39:22,986
‫كارت خيلي خوب بود.

907
00:39:22,987 --> 00:39:26,895
‫بايد ميفهميدم هاروي بودن خيلي خوبه ولي...

908
00:39:26,896 --> 00:39:29,373
‫ترجيح ميدم خودم باشم.

909
00:39:35,541 --> 00:39:38,250
‫- اومدي.
‫- آره.

910
00:39:38,252 --> 00:39:40,503
‫خوبه.

911
00:39:40,504 --> 00:39:42,672
‫يه هديه برات گرفتم.
‫- يه لحظه.

912
00:39:42,673 --> 00:39:44,966
‫قرار نيست من كسي باشم كه برات چيزي مياره؟

913
00:39:44,967 --> 00:39:46,885
‫- آوردي؟
‫- نه.

914
00:39:46,886 --> 00:39:47,876
‫ادامه بده.

915
00:39:47,877 --> 00:39:49,429
‫طوري نيست.

916
00:39:49,430 --> 00:39:52,265
‫چيزي كه گرفتم به يه اندازه مال هردمونه

917
00:39:52,266 --> 00:39:54,430
‫چون ميخواستم قيافه تُ وقتي فهميدي ببينم.

918
00:40:03,235 --> 00:40:06,696
‫نميفهمم.

919
00:40:06,697 --> 00:40:07,989
‫چطوري؟

920
00:40:07,990 --> 00:40:10,841
‫فقط بگيم الكس يه جاعل پيدا كرد.

921
00:40:11,619 --> 00:40:15,654
‫جاعله كارش حرف نداره
‫اين حرف نداره.

922
00:40:17,249 --> 00:40:19,334
‫تو حرف نداري.

923
00:40:19,335 --> 00:40:21,544
‫بهتر از اينام...

924
00:40:21,545 --> 00:40:26,466
‫چون نسخه جعليُ بهت ندادم هاروي.

925
00:40:26,467 --> 00:40:29,094
‫الان تو دفتر اليوت استمپل آوزيونه.

926
00:40:29,095 --> 00:40:30,762
‫- شوخي ميكني.
‫- نه.

927
00:40:30,763 --> 00:40:32,800
‫از فيلم روابط توماس كرون الگو گرفتم.

928
00:40:32,801 --> 00:40:34,766
‫يا گرفتم؟

929
00:40:34,767 --> 00:40:36,726
‫جدي ميگم دانا. اين خودشه؟

930
00:40:36,727 --> 00:40:38,603
‫بله، يا خودشه؟

931
00:40:38,604 --> 00:40:41,143
‫بس كن.

932
00:40:46,904 --> 00:40:49,136
‫عاشقتم هاروي.

933
00:40:50,658 --> 00:40:53,743
‫تو خود اصلي.

934
00:40:53,744 --> 00:40:55,500
‫اينم اصله.

935
00:40:57,915 --> 00:41:01,668
‫چي شده؟

936
00:41:01,669 --> 00:41:05,964
‫هيچي فقط بايد يه تماس بگيرم.

937
00:41:05,965 --> 00:41:10,120
‫ميدونم بايد با كي تماس بگيري.
‫ميرم اتاق خواب.

938
00:41:18,686 --> 00:41:19,633
‫الو؟

939
00:41:19,634 --> 00:41:20,353
‫مامان منم.

940
00:41:20,354 --> 00:41:22,980
‫چه خبر شده؟ دير وقته، تو خوبي؟

941
00:41:22,982 --> 00:41:24,774
‫آره خوبم فقط بهت فكر ميكردم.

942
00:41:24,775 --> 00:41:27,026
‫يادته اون قهرماني كوچيكُ برنده شديم؟

943
00:41:27,027 --> 00:41:28,111
‫معلومه كه يادم مياد.

944
00:41:28,112 --> 00:41:30,363
‫تو پنج پرتاب كردي، تو پست مدافع بازي كردي،

945
00:41:30,364 --> 00:41:31,573
‫و دوتا دوبل زدي.

946
00:41:31,574 --> 00:41:33,783
‫يه مادر اين چيزا يادش ميمونه.

947
00:41:33,784 --> 00:41:36,369
‫پس حتماً يادته از زمين اومدم بيرون

948
00:41:36,370 --> 00:41:39,789
‫و قرار بود تو و بابا باشي و...

949
00:41:39,790 --> 00:41:41,249
‫اون نبود.

950
00:41:41,250 --> 00:41:43,793
‫خيلي عصباني بودم كه گفتي اون ميادش.

951
00:41:43,794 --> 00:41:47,589
‫غير از دفاع ازش هيچ چيز ديگه نگفتي.

952
00:41:47,590 --> 00:41:49,414
‫ميدوني هيچوقت به فكرم خطور نكرد

953
00:41:49,415 --> 00:41:50,758
‫كه واقعاً تقصير خودش بود.

954
00:41:50,759 --> 00:41:54,387
‫اون بينقص نبود هاروي، ولي منم نبودم.

955
00:41:54,388 --> 00:41:57,931
‫ولي عليه اون كينه به دل نگرفتم.

956
00:41:57,933 --> 00:42:01,936
‫متأسفم كه اينقدر طول كشيد كه ببخشمت.

957
00:42:01,937 --> 00:42:04,397
‫گذاشتم تمام خاطرات خوبُ بپوشونه

958
00:42:04,398 --> 00:42:06,691
‫نذاشتم خاطرۀ خوب ديگه اي درست كنيم.

959
00:42:06,692 --> 00:42:09,205
‫اشكالي نداره. تو پسرمي هاروي.

960
00:42:09,207 --> 00:42:12,113
‫هميشه دوستت داشتم.

961
00:42:12,114 --> 00:42:14,032
‫دوستت دارم مامان.

962
00:42:14,033 --> 00:42:16,000
‫منم دوستت دارم هاروي.

963
00:42:18,787 --> 00:42:22,380
‫هنوز اونجايي؟ ميخواي حرف بزني؟

964
00:42:23,334 --> 00:42:26,469
‫نظرت چيه يه مدتي كنار هم بشينيم؟

965
00:42:28,047 --> 00:42:30,540
‫اين خيلي خوبه.

966
00:42:32,000 --> 00:42:34,000
هماهنگ‌سازي با نسخه بلوري
<font color=Red>.: Saeed Qrb :.</font>

967
00:42:34,000 --> 00:42:36,000
<font color="#bdd2df">«:: مــتـرجـم: مرتضي ::»</font>
‫<font color="#0080ff">|^| GodBless |^|</font>

