1
00:00:01,703 --> 00:00:04,783
‫وقتی من بچه بودم , سیاره ی من "کریپتون" در حال نابودی بود

2
00:00:05,477 --> 00:00:07,647
‫من به زمین فرستاده شدم تا از پسر عموم محافظت کنم

3
00:00:08,897 --> 00:00:10,816
‫ولی محفظه ی من از مسیر خارج شد

4
00:00:10,817 --> 00:00:12,026
‫,و زمانی که من به زمین رسیدم

5
00:00:12,027 --> 00:00:15,937
‫پسر عموم بزرگ شده بود و تبدیل به "سوپرمن" شده بود

6
00:00:16,437 --> 00:00:18,026
‫و منم قدرت هامو مخفی کردم

7
00:00:18,027 --> 00:00:22,357
‫تا اخیرا که یه حادثه مجبورم کرد که خودمو به دنیا آشکار کنم

8
00:00:23,067 --> 00:00:26,107
‫برای آدم های زمین من یه دستیار توی رسانه ی جهانی"کت کو" هستم

9
00:00:26,817 --> 00:00:29,936
‫ولی مخفیانه , من با خواهر خوندم برای "ب.ع.غ" کار میکنیم
‫*بخش.عملیات.غیر معمولی*

10
00:00:29,937 --> 00:00:31,936
‫تا شهرمو از زندگی بیگانه ها

11
00:00:31,937 --> 00:00:34,477
‫و هرکسی که بخواد باعث صدمه زدن بهش بشه محافظت کنیم

12
00:00:35,937 --> 00:00:38,147
‫من "سوپرگرل" هستم

13
00:00:38,647 --> 00:00:40,316
‫آنچه در "سوپرگرل" گذشت

14
00:00:40,317 --> 00:00:41,647
‫واقعا چی درباره ی "مکس" فهمیدی؟

15
00:00:41,977 --> 00:00:43,777
‫داره نقشه ی یه حمله ی متقابل علیه "کریپتونی" ها میکشه

16
00:00:45,937 --> 00:00:48,066
‫رحم و دلسوزی من رو بجای ضعف اشتباه نگیری

17
00:00:48,067 --> 00:00:49,276
‫این یه مصالحه نیستش

18
00:00:49,277 --> 00:00:51,527
‫, و اگه میخوای بهم ثابت کنی که تو آدم بده نیستی

19
00:00:51,777 --> 00:00:53,397
‫پس بهم کمک کن تا آدم بده ی واقعی رو پیدا کنم

20
00:00:53,647 --> 00:00:54,896
‫وین" , تا حالا کامل نفهمیده بودم"

21
00:00:54,897 --> 00:00:55,976
‫چی رو؟

22
00:00:55,977 --> 00:00:57,066
‫اینکه چقدر تو از "کارا" خوشت میاد

23
00:00:57,067 --> 00:00:58,526
‫من یه تغییر شکل دهنده ام

24
00:00:58,527 --> 00:01:00,977
‫اسم من "جان جونز" هست

25
00:01:11,897 --> 00:01:14,397
‫دفعه ی قبل که براش صبحانه بردم , تا یک ماه کابوس میدیدم

26
00:01:15,067 --> 00:01:16,067
‫نوبته تویه , رفیق

27
00:01:29,107 --> 00:01:31,567
‫میخوای با من بازی کنی؟

28
00:01:31,857 --> 00:01:33,186
‫صبحانه . ده دقیقه وقت داری

29
00:01:33,187 --> 00:01:34,316
‫دلم واست تنگ شده بود

30
00:01:34,317 --> 00:01:36,527
‫قانون ها رو که میدونی . اگه شروع به خوردن نکنی , میبرمشون

31
00:01:36,817 --> 00:01:38,776
‫من دوست دارم . تو دوسم داری؟

32
00:01:38,777 --> 00:01:39,937
‫هِی . صدامو اونجا میشنوی؟

33
00:01:43,397 --> 00:01:44,817
‫لعنتی

34
00:01:53,237 --> 00:01:55,067
‫چرا اینقدر طولش دادی؟

35
00:02:04,027 --> 00:02:05,107
‫چی...

36
00:02:21,397 --> 00:02:22,397
‫چقدر این کار حال میده؟

37
00:02:22,977 --> 00:02:24,026
‫این کار بخاطر حال و سرگرمی نیستش

38
00:02:24,027 --> 00:02:26,357
‫این تنها فرصت من برای آموزش اصول و فن مناسب پرواز کردن هستش

39
00:02:42,777 --> 00:02:44,937
‫میدونید , میتونید همیشه همینطوری باشید

40
00:02:45,317 --> 00:02:46,897
‫آزاد . رها

41
00:02:47,817 --> 00:02:49,106
‫خود واقعی تون باشید

42
00:02:49,107 --> 00:02:52,027
‫دنیا بیشتر از اینکه به "جان جونز" نیاز داشته باشه
‫به "هنک هرنشاو" نیاز داره

43
00:02:53,027 --> 00:02:54,976
‫خیلی خوب , من محل اتاق ۵۲ رو در

44
00:02:54,977 --> 00:02:58,437
‫فناوری های "لرد" پیدا کردم , با فرض بر اینکه
‫میتونیم به اطلاعات "جیمز اولسن" اعتماد کنیم

45
00:02:58,857 --> 00:03:00,527
‫سوپرمن" بهش اعتماد داره , همین برای من کافیه"

46
00:03:01,067 --> 00:03:03,857
‫سوپرگرل" بهش اعتماد داره و همین بیشتر از کافی هم هست"

47
00:03:04,277 --> 00:03:05,977
‫اگه به فناوری "لرد" نفوذ میکنید , منم هستم

48
00:03:06,397 --> 00:03:09,107
‫مکس" بخاطر اینکه "جیمز" اتاق ۵۲ رو پیدا کره بود حسابی کتکش زده بود"

49
00:03:09,857 --> 00:03:12,066
‫- چی میتونه تو اونجا داشته باشه؟
‫- میفهمیم

50
00:03:12,067 --> 00:03:14,236
‫, ولی نیاز به ترفند و مهارت داره

51
00:03:14,237 --> 00:03:15,356
‫نه یه شنل قرمز

52
00:03:15,357 --> 00:03:17,567
‫همچنین به یه مقدار قدرت مرد مریخی نیاز نداره؟

53
00:03:17,897 --> 00:03:18,937
‫جزء گزینه ها نیستش

54
00:03:21,397 --> 00:03:22,736
‫, میدونید

55
00:03:22,737 --> 00:03:25,607
‫وقتی من خودمو آشکار کردم , قدرت هامو پذیرفتم

56
00:03:26,397 --> 00:03:28,937
‫, بلاخره گذاشتم کسی که قرار بوده باشم بشم

57
00:03:30,107 --> 00:03:32,027
‫و نتیجه ش بهترین کاری که تا حالا کردم شدش

58
00:03:33,237 --> 00:03:34,437
‫اون تو هستی

59
00:03:39,647 --> 00:03:40,647
‫"لوئیز"

60
00:03:41,067 --> 00:03:42,736
‫اون در چه حاله؟

61
00:03:42,737 --> 00:03:45,316
‫میدونی , خواهرت و من دوستان صمیمی بیشتر از زمانی

62
00:03:45,317 --> 00:03:47,776
‫که اون حاضره اعتراف کنه هستیم

63
00:03:47,777 --> 00:03:50,477
‫راستشو بگم , "کت" , "لوئیز" و من زیادی صحبت نمیکنیم

64
00:03:51,107 --> 00:03:52,607
‫ما هیچوقت بطور خاصی نزدیک و صمیمی نبودیم

65
00:03:53,027 --> 00:03:54,027
‫واقعا؟

66
00:03:54,028 --> 00:03:56,936
‫,خواهران "لین" رو که توی شرح حالش اینطوری توصیف نکرده

67
00:03:56,937 --> 00:03:58,566
‫"یه زمانی برای اوج گرفتن"

68
00:03:58,567 --> 00:04:01,776
‫نخوندمش . بنظر مثل این میمونه که از خودش تعریف و تمجید کرده

69
00:04:01,777 --> 00:04:03,187
‫متوجه شدم

70
00:04:04,027 --> 00:04:06,066
‫تو هم باهوشه هستی

71
00:04:06,067 --> 00:04:07,777
‫و هم خوشگله

72
00:04:08,357 --> 00:04:09,646
‫دانشکده نظامی "وست پوینت"؟

73
00:04:09,647 --> 00:04:11,526
‫"و دو مدرک هم از دانشگاه "هاروارد
‫*حقوقی و اقتصادی*

74
00:04:11,527 --> 00:04:12,736
‫چرا به ارتش رفتی؟

75
00:04:12,737 --> 00:04:15,976
‫چرا به "وال استریت" یا یه شرکت حقوقی بزرگ نرفتی؟
‫*مرکز اقتصادی*

76
00:04:15,977 --> 00:04:19,106
‫و زندگیمو صرف کلاهبرداری و اذیت کردن مردم بکنم؟

77
00:04:19,107 --> 00:04:20,897
‫نه . من میخواستم تأثیرگذار باشم

78
00:04:21,357 --> 00:04:24,237
‫- میخواستم خدمت کنم
‫- دقیقا خاصیتی که من دنبالشم

79
00:04:26,067 --> 00:04:27,897
‫خودتو در پنج سال آینده کجا میبینی؟

80
00:04:28,687 --> 00:04:31,817
‫- این یه مصاحبه ی شغلی هستش؟
‫- میخوای که باشه؟

81
00:04:32,067 --> 00:04:34,936
‫, "خیلی ممنونم , "کت

82
00:04:34,937 --> 00:04:38,276
‫ولی من تازه به اینجا اومدم . من دنبال مقامی در حال حاضر نیستم

83
00:04:38,277 --> 00:04:40,026
‫"اوه , "لوسی!

84
00:04:40,027 --> 00:04:42,977
‫چند هفته پیش تو با ستاد مشترک فرماندهان نظامی بودی

85
00:04:43,277 --> 00:04:45,686
‫و حالا هم حاضر شدی تا با من دیدار کنی

86
00:04:45,687 --> 00:04:47,936
‫و یه شلوار یوگا شیک و مجلسی هم پوشیدی

87
00:04:47,937 --> 00:04:50,607
‫- اوه , اینا مارک "بالنسیاگا" هستن...
‫- اونا شلوار یوگا هستن

88
00:04:51,187 --> 00:04:54,276
‫ببین , من از جذبه ی "جیمز اولسن" که

89
00:04:54,277 --> 00:04:57,066
‫پیراهنی میپوشه که بیشتر دکمه هاش باز هستن مصون نیستم

90
00:04:57,067 --> 00:04:58,976
‫ولی یه زن باهوش که دست از همه چیزش بخاطر عشق میکشه

91
00:04:58,977 --> 00:05:02,776
‫ناچارا آخرش خودشو در حال خیره شدن به هستی ناپایانی که

92
00:05:02,777 --> 00:05:05,527
‫اون مرد , بچه هاش و ورزش به راحتی نمیتونن پُر کنن پیدا میکنه

93
00:05:06,567 --> 00:05:09,397
‫, تو زن باهوش و موفقی هستی که لازمه کار کنه

94
00:05:09,647 --> 00:05:12,436
‫, وگرنه اعتماد بنفس ـت , حس شخصیت و هویت

95
00:05:12,437 --> 00:05:14,897
‫و از همه مهم تر , عقلتو از دست میدی

96
00:05:16,897 --> 00:05:18,567
‫برای من شغلی دارید؟

97
00:05:19,027 --> 00:05:20,977
‫اون یه لبخند طبیعی بودش

98
00:05:21,477 --> 00:05:23,107
‫الکی نبود , واقعی بود

99
00:05:23,817 --> 00:05:25,526
‫فک میکنی اون تو درباره ی چی صحبت میکنن؟

100
00:05:25,527 --> 00:05:28,066
‫کارا" این قابلیت بدرد بخور داره که اسمش سوپر شنوایی هستش"...

101
00:05:28,067 --> 00:05:30,817
‫آره , ولی اون کار حس بدی میده , مگه نه؟

102
00:05:31,977 --> 00:05:33,647
‫- کار بدی هستش؟
‫- انجامش بده

103
00:05:35,647 --> 00:05:39,276
‫مجرم عجیبی که برای بقیه هم زندانی هاش
‫به نام «مرد اسباب بازی» شناخته میشه

104
00:05:39,277 --> 00:05:43,567
‫امروز صبح از زندان فوق امنیتی "ون کال" فرار کرده

105
00:05:43,937 --> 00:05:45,812
‫تُی من" اسمشو از"....

106
00:05:49,397 --> 00:05:51,027
‫این چش شده؟

107
00:05:52,107 --> 00:05:53,027
‫- نمیدونم
‫- در تماس خواهیم بود

108
00:05:53,777 --> 00:05:54,977
‫آره

109
00:05:58,687 --> 00:06:00,066
‫خیلی آدم خوبیه

110
00:06:00,067 --> 00:06:02,566
‫هیچکسی تا حالا این حرفو نزده بوده

111
00:06:02,567 --> 00:06:05,066
‫, خوب , اون...

112
00:06:05,067 --> 00:06:06,976
‫- اون ازت چیزی میخواست یا...
‫- آره

113
00:06:06,977 --> 00:06:09,736
‫اون میخواد که من مشاور حقوقی ـش باشم , از الان هم شروع کنم

114
00:06:09,737 --> 00:06:10,737
‫چی؟

115
00:06:12,277 --> 00:06:13,897
‫مبارک باشه . خیلی ... خیلی عالیه

116
00:06:15,147 --> 00:06:17,066
‫پس اینجا کار میکنی؟

117
00:06:17,067 --> 00:06:19,607
‫آره , باید یکم دربارش فک کنم , ولی...

118
00:06:19,937 --> 00:06:22,897
‫اتاق مشاور حقوقی قبلی توی این طبقه ـس

119
00:06:25,397 --> 00:06:26,896
‫عجب , پس تو .. اینجا کار میکنی

120
00:06:26,921 --> 00:06:27,396
‫آره

121
00:06:27,397 --> 00:06:28,476
‫عالیه...

122
00:06:28,477 --> 00:06:31,027
‫مأمور ویژه "کمرون چیس" , از پلیس فدرال هستم

123
00:06:31,527 --> 00:06:32,817
‫من برای "وینسلو شات , جوان" اومدم

124
00:06:35,237 --> 00:06:36,647
‫منم

125
00:06:39,317 --> 00:06:41,647
‫مطمئنم از اینکه پدرت امروز صبح از زندان فرار کرده باخبر هستی

126
00:06:42,067 --> 00:06:43,027
‫- باهات تماس گرفته؟
‫- نه

127
00:06:43,028 --> 00:06:45,027
‫- به خونه ـت اومده؟
‫- نه

128
00:06:45,277 --> 00:06:47,026
‫به هرگونه روشی قصد ارتباط باهات رو داشته؟

129
00:06:47,027 --> 00:06:49,027
‫نه , نه , اصلا نمیدونه کجا دنبالم باشه , خیلی خوب

130
00:06:49,527 --> 00:06:52,937
‫آقای "شات" , پدرتون دچار اختلالات روانی هستش و خیلی هم خطرناکه

131
00:06:53,937 --> 00:06:55,976
‫پس چیزی تغییر نکرده , خوب شد که فهمیدم

132
00:06:55,977 --> 00:06:58,146
‫اون دوستی داشت که بخواد باهاش ارتباط برقرار کنه؟

133
00:06:58,147 --> 00:07:01,236
‫, اگه الانشم از تعداد افرادی که میکشه مشخص نیست

134
00:07:01,237 --> 00:07:02,686
‫بگم که اون از آدما متنفره

135
00:07:02,687 --> 00:07:04,277
‫پس نه , هیچ دوستی نداره

136
00:07:04,607 --> 00:07:05,776
‫بعنوان پسرش , شما حتما...

137
00:07:05,777 --> 00:07:07,026
‫روزی که پدرم بمب اسباب بازی منفجر کرد

138
00:07:07,027 --> 00:07:08,476
‫و شش نفر رو کُشت

139
00:07:08,477 --> 00:07:10,607
‫از اون روز دیگه خودمو پسرش نمیدونم

140
00:07:23,237 --> 00:07:26,107
‫حدس میزنم که به کل ماجرا گوش میدادی؟

141
00:07:27,067 --> 00:07:30,356
‫بهم گفتی که بابات زندانه ولی نه اینکه اون...

142
00:07:30,357 --> 00:07:32,146
‫چون نمیخواستم جوری نگاهم کنی که

143
00:07:32,147 --> 00:07:34,147
‫الان داری نگاهم میکنی

144
00:07:37,937 --> 00:07:39,357
‫و میخوای بدترین قسمتشو بدونی؟

145
00:07:40,937 --> 00:07:42,647
‫اون همیشه دیوونه نبوده

146
00:07:44,567 --> 00:07:46,277
‫در واقع , اون بابای خوبی بود , عادی بود

147
00:07:47,107 --> 00:07:49,777
‫ما به کارگاهش میرفتیم , و یه اسباب بازی میساختیم

148
00:07:50,147 --> 00:07:51,687
‫پس هیچ نشانی ندیدی؟

149
00:07:51,977 --> 00:07:54,027
‫نه . اون ... اون ساکت بودش

150
00:07:54,397 --> 00:07:56,527
‫از اینکه شغلشو از دست بده خیلی میترسید

151
00:08:00,897 --> 00:08:02,147
‫عصبانی بود

152
00:08:04,317 --> 00:08:07,977
‫فک کنم هیچکس تا زمانی که دیگه خیلی دیر شده بود
‫نفهمید که چقدر عصبانی بوده

153
00:08:13,477 --> 00:08:17,027
‫رئیسش طراحی اسباب بازی هاشو ازش دزدید

154
00:08:17,937 --> 00:08:19,106
‫و ازشون پولدار شد

155
00:08:19,107 --> 00:08:20,936
‫پدرت دربرابرش نجنگید؟

156
00:08:20,937 --> 00:08:22,437
‫نه . اون یه بزدل بود

157
00:08:23,607 --> 00:08:26,107
‫هیچی نگفت , از حقش دفاع نکرد

158
00:08:26,897 --> 00:08:28,976
‫کاری که کرد این بود که یه بمب توی یه خرس اسباب بازی جا گذاشت

159
00:08:28,977 --> 00:08:30,977
‫و بعدش برای رئیسش فرستاد

160
00:08:32,777 --> 00:08:34,187
‫"چستر دانهولتز"

161
00:08:37,897 --> 00:08:40,147
‫بجاش دستیارش بسته رو باز کرد

162
00:08:42,277 --> 00:08:43,897
‫اون و پنج نفر دیگه رو بکُشتن داد

163
00:08:48,437 --> 00:08:51,437
‫میدونم که هیچکی نمیتونه هیچی بگه تا حالتو الان خوب کنه

164
00:08:51,857 --> 00:08:54,066
‫,خوب , تو هم یه دیوونه قاتل توی خانوادت داری

165
00:08:54,067 --> 00:08:55,977
‫پس میدونی من چه حسی دارم

166
00:08:56,937 --> 00:08:59,477
‫حداقل پدرت اینقدر میدونه که فاصلشو حفظ کنه

167
00:09:04,817 --> 00:09:07,357
‫بجز اینکه امروز صبح من اینو روی میزم پیدا کردم

168
00:09:09,397 --> 00:09:11,976
‫پسرم , در مکان مورد علاقمون به دیدنم بیا».

169
00:09:11,977 --> 00:09:13,976
‫«منتظرت خواهم بود

170
00:09:13,977 --> 00:09:15,607
‫"اوه , "وین

171
00:09:16,897 --> 00:09:18,856
‫- نمیدونم چیکار کنم
‫- چرا به پلیس فدرال دروغ گفتی؟

172
00:09:18,857 --> 00:09:20,187
‫نمیدونم

173
00:09:20,737 --> 00:09:23,606
‫خیلی خوب , من تمام زندگیمو سعی میکردم تا کاری که کرده رو فراموش کنم

174
00:09:23,607 --> 00:09:26,477
‫سعی میکردم تا با خشمی که نسبت بهش دارم از پا درنیام

175
00:09:27,067 --> 00:09:29,106
‫و سعی میکردم , حتی در بهترین لحظاتم , ببخشمش

176
00:09:29,107 --> 00:09:31,857
‫ولی بازم هنوز ازش متنفرم

177
00:09:34,937 --> 00:09:37,687
‫من یه مأمور اینجا میزارم , در صورتی که پدرت اینجا اومد

178
00:09:39,897 --> 00:09:41,607
‫"مأمور "چیس...

179
00:09:42,687 --> 00:09:44,687
‫یه چیزی , هست که باید بهتون بگم

180
00:09:45,000 --> 00:09:47,000
‫<font color="#DE۲۵۰۴">Ali HunteR Proudly Presents :</font>
‫<font color=yellow>www.Ariamovie.iR</font>
‫<font color="#۸۰۰۰ff">Ali-hunteR.blogfa.com</font>

181
00:09:47,001 --> 00:09:49,001
‫<font color=#۰۰FF۰۰>facebook.com/Hunter.bazrgaR</font>
‫<font color=yellow>Episode ۱۰</font>
‫<font color="#DE۲۵۰۴">۲۹/۱۰/۹۴</font>

182
00:09:51,250 --> 00:09:53,579
‫, اگه میخوایم به "فناوری های لُرد" نفوذ کنیم

183
00:09:53,580 --> 00:09:56,449
‫ما برق پُشت آزمایشگاه رو قطع میکنیم و به زیرزمین نفوذ میکنیم

184
00:09:56,450 --> 00:10:00,040
‫در اون صورت مولد های برق اضطراری روشن میشن
‫و ارتشش بهمون حمله میکنه

185
00:10:00,620 --> 00:10:02,200
‫"این راه ورود نیستش , "هنک

186
00:10:03,330 --> 00:10:04,870
‫تو نظر بهتری داری

187
00:10:05,450 --> 00:10:07,829
‫تو بهترین سرمایه ای هستی که داریم

188
00:10:07,830 --> 00:10:09,039
‫و هیچکی ازش خبر نداره

189
00:10:09,040 --> 00:10:11,829
‫همه ی این رایانه ها و این جنگ افزار ها , در برابر تو هیچی نیستن

190
00:10:11,830 --> 00:10:14,580
‫نمیتونم همش از قدرت هام استفاده کنم.
‫خیلی خطر داره

191
00:10:15,790 --> 00:10:17,580
‫این کار ما هست که خودمو به خطر بندازیم

192
00:10:18,370 --> 00:10:20,039
‫ما به دل آتش میزنیم

193
00:10:20,040 --> 00:10:22,749
‫ما با دشمن هایی روبرو میشیم که هیچکس در زمین جرأت انجامش رو نداره

194
00:10:22,750 --> 00:10:25,159
‫و بهترین روش برای من تا باهاشون مبارزه کنم بعنوان رئیس "ب.ع.غ" هستش

195
00:10:25,160 --> 00:10:27,579
‫من نمیتونم رئیس "ب.ع.غ" باشم اگه خودم یه بیگانه باشم

196
00:10:27,580 --> 00:10:29,750
‫دیدی که "مکس لرد" با "جیمز" چیکار کرد

197
00:10:30,660 --> 00:10:32,249
‫میدونی که قصد نابودی خواهرمو داره

198
00:10:32,250 --> 00:10:34,370
‫من روی زمین "جان جونز" بودم

199
00:10:34,830 --> 00:10:36,749
‫امتحانش کردم

200
00:10:36,750 --> 00:10:38,699
‫برای ۵۰ سال تحت تعقیب بودم

201
00:10:38,700 --> 00:10:41,700
‫آدمایی که دوست داشتمشون سعی کردن منو بکشن
‫وقتی فهمیدن که واقعا کی هستم

202
00:10:42,080 --> 00:10:43,370
‫متأسفم

203
00:10:43,620 --> 00:10:45,620
‫ولی زمانه تغییر کرده

204
00:10:46,660 --> 00:10:48,539
‫سوپرگرل" رو ببین , دنیا عاشقشه"...

205
00:10:48,540 --> 00:10:50,660
‫خواهرت شبیه یه تشویق کننده ی خوشگل مو طلایی هستش

206
00:10:51,790 --> 00:10:53,700
‫جان جونز" شبیه یه هیولا هستش"

207
00:10:54,620 --> 00:10:56,160
‫من هرگز روی زمین تحمل نخواهم شد

208
00:10:56,830 --> 00:11:00,450
‫, هر چه قدر بیشتر زمان بعنوان "هنک هرنشاو" بگذرونم
‫کمتر مجبور میشم که با چیز هایی که از دست دادم روبرو بشم

209
00:11:04,160 --> 00:11:05,620
‫, ولی وقتی وضعیتمو تغییر میدم

210
00:11:06,620 --> 00:11:08,869
‫, به نفر جدیدی تغییر شکل میدم

211
00:11:08,870 --> 00:11:10,750
‫,  از قدرت های جدیدی استفاده میکنم

212
00:11:12,450 --> 00:11:15,200
‫یه قدم نزدیک تر تا تبدیل شدن به مجرم فراری مریخی برای همیشه میشم

213
00:11:15,700 --> 00:11:18,699
‫و اونم وحشت و تشنج بوجود میاره . میدونم , تا حالا دیدم

214
00:11:18,700 --> 00:11:21,450
‫تنها فقط برای من بهتر نیست که انسان باشم

215
00:11:22,700 --> 00:11:24,700
‫- برای همه بهتره
‫- "بجز "کارا

216
00:11:26,540 --> 00:11:27,830
‫اون به کمکت نیاز داره

217
00:11:38,700 --> 00:11:40,659
‫الان به هدف نزدیک میشم

218
00:11:40,660 --> 00:11:42,950
‫خدا , هنوزم بوی ماهی میده

219
00:11:43,250 --> 00:11:45,619
‫لازم نیست که به خود سیم صحبت کنی تا کار بکنه

220
00:11:45,620 --> 00:11:47,910
‫باشه . فهمیدم

221
00:11:49,490 --> 00:11:50,660
‫تیم اکو , به موقعیت حرکت کنید

222
00:11:51,040 --> 00:11:52,790
‫دریافت شد . داخل میریم

223
00:11:54,700 --> 00:11:56,699
‫نباید بزاری هیچ اتفاقی برای "وین" بیفته

224
00:11:56,700 --> 00:12:00,449
‫دفعه قبلی که پدرشو دستگیر کردیم یه مأمور رو کُشت

225
00:12:00,450 --> 00:12:02,289
‫هیچ چیزی رو به شانس واگذار نمیکنیم

226
00:12:02,290 --> 00:12:04,249
‫- "مأمور "چیس...
‫- خانم "دنورس" , تنها دلیلی که شما اینجا هستید

227
00:12:04,250 --> 00:12:06,199
‫بخاطر اینه که دوستتون اینکارو بدون شما انجام نمیداده

228
00:12:06,200 --> 00:12:08,620
‫پس ساکت باشید , از سر راه هم برید کنار

229
00:12:14,700 --> 00:12:17,870
‫میدونستی ۹۰ درصد شرکت های "کت کو" توسط زن ها اداره میشه؟

230
00:12:19,410 --> 00:12:20,700
‫آره , خیلی جالبه

231
00:12:24,870 --> 00:12:26,659
‫خوب , میخوای پیشنهاد کاری شو قبول کنی؟

232
00:12:26,660 --> 00:12:27,749
‫خوب , تو چی فک میکنی؟

233
00:12:27,750 --> 00:12:29,660
‫فک میکنی با همدیگه کار کردن جالب میشه؟

234
00:12:30,540 --> 00:12:33,789
‫فک میکنم اگه میخوای بهتره که قبول کنی

235
00:12:33,790 --> 00:12:35,619
‫اینو نپرسیدم

236
00:12:38,750 --> 00:12:40,869
‫"خوب , این , میدونی , این کار تو هستش , "لوسی

237
00:12:40,870 --> 00:12:42,700
‫واقعا نمیتونم بجات این تصمیم رو بگیرم

238
00:12:45,620 --> 00:12:48,120
‫"این واقعا فرصت عالی برای من هستش , "جیمز

239
00:12:48,620 --> 00:12:49,790
‫من بدستش آوردم

240
00:12:50,540 --> 00:12:53,749
‫میخوام که برای یه زن باحال , قدرتمند , خفن کار کنم

241
00:12:53,750 --> 00:12:56,039
‫بجای یه مشت پیرمرد سفید پوست

242
00:12:56,040 --> 00:12:57,700
‫خوب , بنظر میرسه که میدونی که چی میخوای

243
00:12:59,870 --> 00:13:02,200
‫- تو چی میخوای؟
‫- میخوام که تو خوشحال باشی

244
00:13:03,990 --> 00:13:06,909
‫اگه تو جای من بودی , اگه تو زندگی ـتو بخاطر من منتقل کرده بودی

245
00:13:06,910 --> 00:13:09,789
‫و همچین پیشنهادی دریافت میکردی , من خوشحال و هیجان زده میشدم

246
00:13:09,790 --> 00:13:11,750
‫فک میکنم بهتره که پیشنهاد کاری رو قبول کنی

247
00:13:12,410 --> 00:13:14,490
‫من ازت اجازه نمیخواستم

248
00:13:24,750 --> 00:13:27,619
‫امروز از کجا هستی , سازمان اطلاعات؟اداره ی مالیات؟

249
00:13:27,620 --> 00:13:28,789
‫میخوای برگه ی مالیاتمو ببینی؟

250
00:13:28,790 --> 00:13:30,329
‫خفه شو و گوش کن

251
00:13:30,330 --> 00:13:32,040
‫لازمه که حرف بزنیم . خصوصی

252
00:13:32,490 --> 00:13:34,490
‫محرمانه . صادقانه همه حرفا رو بزنیم

253
00:13:34,790 --> 00:13:37,449
‫خیلی شبیه یه قرار گذاشتن هستش

254
00:13:37,450 --> 00:13:38,699
‫ولی رئیست چی فکر میکنه؟

255
00:13:38,700 --> 00:13:42,579
‫رئیسم همیشه حاضر نیست تا قدم های لازم برای
‫انجام شدن کار رو برداره

256
00:13:42,580 --> 00:13:43,950
‫سرکش و ناقلا میخوای بشی؟

257
00:13:44,580 --> 00:13:45,790
‫چقدر جالب

258
00:13:46,080 --> 00:13:47,199
‫چطوری بدونم که میتونم بهت اعتماد کنم؟

259
00:13:47,200 --> 00:13:48,250
‫نمیدونی

260
00:13:48,700 --> 00:13:50,200
‫شب میبینمت

261
00:13:52,750 --> 00:13:54,699
‫تا ساعت ۱۰ بیرون از "فناوری لرد" نگاهش میدارم

262
00:13:54,700 --> 00:13:57,869
‫ولی کارمنداش و محافظت هنوزم اونجا خواهند بود

263
00:13:57,870 --> 00:13:59,370
‫خودم حلش میکنم

264
00:13:59,620 --> 00:14:01,370
‫تو یا "جان جونز"؟

265
00:14:16,250 --> 00:14:19,250
‫دوست دارم . دوسم داری؟

266
00:14:23,160 --> 00:14:26,490
‫دوست دارم . دوسم داری؟

267
00:14:34,540 --> 00:14:35,660
‫بابا؟

268
00:14:42,790 --> 00:14:44,250
‫خدا, ببینش

269
00:14:47,580 --> 00:14:48,869
‫باید خودتو تحویل بدی

270
00:14:50,750 --> 00:14:53,790
‫من بخاطر تو , بخاطر خودمون از زندان فرار کردم

271
00:14:54,660 --> 00:14:56,700
‫متأسفم که برای مدت زیادی نبودم

272
00:14:57,330 --> 00:14:59,789
‫به دکتر نیاز دارید , باشه؟ باید بهتون کمک بشه

273
00:14:59,790 --> 00:15:02,660
‫پسرم . پسر خوبم

274
00:15:05,750 --> 00:15:07,449
‫عالی ترین کارم

275
00:15:10,200 --> 00:15:11,950
‫فک میکردم این عالی ترین کارتون بوده

276
00:15:17,120 --> 00:15:19,660
‫ما مثل هم هستیم , تو و من . بهم پیوند خوردیم

277
00:15:22,990 --> 00:15:24,700
‫باهمدیگه میتونیم هرکاری رو بکنیم

278
00:15:26,450 --> 00:15:29,620
‫- ما ... ما شبیه هم نیستیم
‫- اون نبوغ هست

279
00:15:30,660 --> 00:15:33,120
‫که آدمای پست تر بهش میگن دیوانگی

280
00:15:33,620 --> 00:15:35,410
‫داخل تو هم هست

281
00:15:36,330 --> 00:15:38,509
‫شات" رو پیداش کردیم . تیم جنگی , مجهز بشید"

282
00:15:38,534 --> 00:15:39,644
‫خیلی خوب , بریم

283
00:15:42,830 --> 00:15:44,869
‫نمیتونم هم کارمون رو بکنیم و هم نگران تو باشیم

284
00:15:44,870 --> 00:15:46,410
‫در حال حرکت هستیم

285
00:15:49,410 --> 00:15:51,120
‫چرا به ملاقاتم نیومدی؟

286
00:15:52,620 --> 00:15:55,119
‫فقط میخواستم بدونم که حالت خوبه

287
00:15:55,120 --> 00:15:56,700
‫خوب نبودم

288
00:15:58,910 --> 00:16:04,950
‫وقتی ۱۱ سالم بود دیدم که بابام رو به زندان بردن

289
00:16:06,870 --> 00:16:09,910
‫چطوری میتونم بعد از این خوب باشم , بابا؟

290
00:16:15,410 --> 00:16:16,749
‫چیزی نیست , چیزی نیست

291
00:16:16,750 --> 00:16:18,699
‫دستتو بذار جایی که بتونم ببینمشون , الان!

292
00:16:18,700 --> 00:16:19,830
‫- آروم
‫- گفتم دستا بالا!

293
00:16:20,830 --> 00:16:22,449
‫لعنتی , بابا , دستاتو ببر بالا!

294
00:16:22,450 --> 00:16:24,580
‫وین" , چطور تونستی؟"

295
00:16:25,750 --> 00:16:27,329
‫مظنون همکاری نمیکنه

296
00:16:27,330 --> 00:16:28,749
‫- شلیک کنید...
‫- نه! نه!

297
00:16:36,660 --> 00:16:37,869
‫چی...

298
00:16:37,870 --> 00:16:39,790
‫اون نیست . اون اینجا نیستش

299
00:16:40,080 --> 00:16:42,659
‫گفتم تنها بیا

300
00:16:42,660 --> 00:16:43,700
‫حالا فرار کن

301
00:16:44,040 --> 00:16:45,620
‫- چی؟
‫- فرار کن

302
00:17:20,531 --> 00:17:23,240
‫اون مشخصا ازت خواسته بود که به اونجا بیای؟

303
00:17:23,241 --> 00:17:25,160
‫پدرت برات یه جور نقشه ای داره؟

304
00:17:25,161 --> 00:17:26,320
‫نمیدونم

305
00:17:26,321 --> 00:17:29,950
‫«اون گفت , «من بخاطر تو , بخاطر خودمون از زندان فرار کردم
‫این یعنی چی؟

306
00:17:29,951 --> 00:17:31,030
‫نمیدونم

307
00:17:31,031 --> 00:17:34,860
‫«تو رو «عالی ترین کارش» خطاب کرد . و گفتش , «باهمدیگه میتونیم همه کار بکنیم

308
00:17:34,861 --> 00:17:36,071
‫, اون دیوونه ـس . میگم

309
00:17:36,531 --> 00:17:38,780
‫نمیدونم که اصلا چرا این چیزا رو مینویسید

310
00:17:38,781 --> 00:17:39,860
‫اصلا با عقل جور در نمیاد

311
00:17:39,861 --> 00:17:41,701
‫مأمور "چیس" , یه نگاهی به این بندازید

312
00:17:47,451 --> 00:17:49,201
‫- مطمئنی خوبی؟
‫- آره

313
00:17:50,951 --> 00:17:52,910
‫من بطور معمول کار تنفس به داخل نمیکنم...

314
00:17:52,911 --> 00:17:54,531
‫اونا میکشنش

315
00:17:54,861 --> 00:17:57,360
‫اونا پیداش میکنن , و بعدش میکشنش

316
00:17:57,361 --> 00:17:58,740
‫اگه ما اول پیداش کنیم که نمیکشن

317
00:17:58,741 --> 00:18:00,320
‫کارا" , نه , نه . خیلی خوب؟"

318
00:18:00,321 --> 00:18:03,240
‫نمیخوام باعث بشم که خلاف فدرالی با رفتن سراغ این ها بکنی

319
00:18:03,241 --> 00:18:06,450
‫نه . این ... این مشکل و مسئولیت منه...

320
00:18:06,451 --> 00:18:07,860
‫به این معناست که مال منم هست

321
00:18:07,861 --> 00:18:10,241
‫وین" , درباره ی این همه کاری که برای من کردی فکر کن"

322
00:18:11,621 --> 00:18:13,700
‫, چندین ماه گذشته , تبدیل به "سوپرگرل" شدن

323
00:18:13,701 --> 00:18:15,950
‫بدون تو نمیتونستم نجات پیدا کنم

324
00:18:15,951 --> 00:18:17,531
‫مشکلی برات پیش نمیومد

325
00:18:18,491 --> 00:18:21,030
‫میگم , آره , لباس "سوپرگرل" بد هستش

326
00:18:21,031 --> 00:18:22,990
‫,"ولی تو , "کارا

327
00:18:22,991 --> 00:18:25,320
‫, با همه چیزایی که داری

328
00:18:25,321 --> 00:18:27,821
‫همه چیزی که تو .. تو هستی؟

329
00:18:28,951 --> 00:18:31,910
‫نه , تو بهم واقعا نیاز نداری

330
00:18:31,911 --> 00:18:32,861
‫- در اشتباهی
‫- نه

331
00:18:32,862 --> 00:18:33,991
‫نیاز دارم

332
00:18:34,701 --> 00:18:37,571
‫میدونم که احساس منزوی و تنها کردن چطوری هستش

333
00:18:38,031 --> 00:18:40,411
‫من در تاریکترین لحظه هام اون احساسات رو تجربه میکنم

334
00:18:40,991 --> 00:18:42,571
‫, ولی وقتی با توئم

335
00:18:43,491 --> 00:18:44,781
‫هیچوقت چنین حسی ندارم

336
00:18:45,321 --> 00:18:47,700
‫وقتی بابات میگه دلش واست تنگ میشه , باورش میکنم

337
00:18:47,701 --> 00:18:49,991
‫چون اگه تو در زندگی من نبودی...

338
00:18:50,741 --> 00:18:52,821
‫منم گم میشدم

339
00:18:54,701 --> 00:18:58,070
‫من یه عروسک کوچولو عجیب دارم که میتونم برای اوقات تنهاییت بهت بدم

340
00:19:00,991 --> 00:19:03,200
‫خواهش میکنم بذار در کنارت باشم

341
00:19:03,201 --> 00:19:04,950
‫همونطوری که تو همیشه کنار من بودی

342
00:19:07,361 --> 00:19:09,860
‫فقط نه در بیست دقیقه آینده

343
00:19:09,861 --> 00:19:11,321
‫کت" بهم پیام دادش"

344
00:19:11,991 --> 00:19:12,991
‫برو

345
00:19:32,031 --> 00:19:32,821
‫خیره شدی

346
00:19:35,031 --> 00:19:37,860
‫فقط برام سؤاله که تفنگتو کجای اون لباس مخفی کردی

347
00:19:37,861 --> 00:19:39,281
‫درست رفتار کن و لازم نمیشه که بفهمی

348
00:19:47,241 --> 00:19:48,450
‫چرا بهم نگفتی؟

349
00:19:48,451 --> 00:19:49,273
‫چی رو؟

350
00:19:49,298 --> 00:19:51,740
‫, که "وین شات" , کوتولوی دوست داشتنی بخش رایانه

351
00:19:51,741 --> 00:19:52,911
‫بچه ی "تُی من" هستش

352
00:19:53,781 --> 00:19:55,950
‫فک نمیکنم که اون واقعا میخواسته کسی بدونه

353
00:19:55,951 --> 00:19:58,531
‫خوب , شاید بهتره به فکر تغییر نام خانوادگی ـش باشه

354
00:19:59,161 --> 00:20:01,820
‫خوب , کِی میتونیم مصاحبه تلویزیونی بذاریم؟

355
00:20:01,821 --> 00:20:03,410
‫بنظر پسر احساساتی میاد

356
00:20:03,411 --> 00:20:04,860
‫فک میکنی میتونه خودشو به گریه بندازه؟

357
00:20:04,861 --> 00:20:06,911
‫خانم "گرنت" , "وین" هیچ مصاحبه ای نمیکنه

358
00:20:07,951 --> 00:20:09,411
‫باشه

359
00:20:09,661 --> 00:20:12,241
‫ولی اگه ببینم داره با "دایان سویر" صحبت میکنه , اخراجه
‫*ABC مجری شبکه ی خبری*

360
00:20:12,991 --> 00:20:14,950
‫حالا میخوام بری به بخش منابع انسانی

361
00:20:14,951 --> 00:20:16,740
‫و برام بسته ی پیشنهادی "لوسی لین" رو بیار

362
00:20:16,741 --> 00:20:19,910
‫میخوام مطمئن بشم که همه چیز برای اون تا فردا قرارداد ببنده آماده ـس

363
00:20:19,911 --> 00:20:21,950
‫- مگه جواب مثبت داده؟
‫- نه

364
00:20:21,951 --> 00:20:23,990
‫ولی میده

365
00:20:23,991 --> 00:20:27,120
‫فک نمیکنید که بهتر بود با "جیمز" صحبت میکردید قبل از اینکه

366
00:20:27,121 --> 00:20:28,820
‫به دوست دخترش پیشنهاد کاری بدید؟

367
00:20:28,821 --> 00:20:33,201
‫کارا" . مشکل "جیمز" بودن دوست دخترش سر کار نیست"

368
00:20:33,861 --> 00:20:37,320
‫مشکلش بودن دوست دخترش سر کار در حالیکه

369
00:20:37,321 --> 00:20:39,031
‫اون هر قضیه ای که با...

370
00:20:39,621 --> 00:20:40,781
‫یه نفر دیگه داره هستش

371
00:20:42,531 --> 00:20:44,030
‫نمیدونم دارید درباره ی چی صحبت میکنید

372
00:20:44,031 --> 00:20:46,200
‫هیچ قضیه ای بین "جیمز" و من نیستش

373
00:20:46,201 --> 00:20:49,070
‫هر چقدر اینکه شما جوون ها احساساتتون رو انکار میکنید
‫,رو دوست دارم ببینم

374
00:20:49,071 --> 00:20:50,451
‫من بهت حقوق میدم که احساسات نداشته باشی

375
00:20:51,321 --> 00:20:53,740
‫, حالا , من به یه وکیل نیاز دارم , و اینجا مکان کار کردن هستش

376
00:20:53,741 --> 00:20:56,241
‫نه دفتر سایت "تی ام زی" . برو برام بسته ی پیشنهادی رو بیار
‫*سایت خبری مخصوص افراد معروف*

377
00:20:56,531 --> 00:20:57,661
‫"چشم , خانم "گرنت

378
00:20:59,621 --> 00:21:02,861
‫خداییش , اون باید بهم ساعتی پول بده

379
00:21:06,201 --> 00:21:07,821
‫اینو امتحان کن

380
00:21:08,201 --> 00:21:09,281
‫میتونم خودم غذا بخورم

381
00:21:14,951 --> 00:21:15,991
‫عالیه

382
00:21:16,741 --> 00:21:18,491
‫این "دی یایر"ـه . تخم حلزون

383
00:21:19,621 --> 00:21:21,030
‫هر لقمه ـش صد لار قیمتشه , بیرون تفشون نکنی!

384
00:21:21,031 --> 00:21:22,361
‫نه , ببخشید

385
00:21:26,031 --> 00:21:27,661
‫, ببین...

386
00:21:28,861 --> 00:21:30,991
‫بیگانه هایی که به آزمایشگاه ـت حمله کردن

387
00:21:31,281 --> 00:21:32,410
‫خیلی خطرناکن

388
00:21:32,411 --> 00:21:33,910
‫لازمه بدونیم که دنبال چی بودن

389
00:21:33,911 --> 00:21:37,121
‫جالبه که از خطر و بیگانه ها صحبت میکنی ولی از "سوپرگرل" هیچی نمیگی

390
00:21:37,821 --> 00:21:39,200
‫اون زندگی نجات میده

391
00:21:39,201 --> 00:21:41,741
‫تو زندگی نجات میدی . و برای بدست آوردت قدرت هات کار میکنی

392
00:21:42,031 --> 00:21:44,661
‫همینطوری باهاشون از خواب یه روزی بلند نشدی چون خورشید داشت میتابید

393
00:21:46,451 --> 00:21:48,911
‫- این قضیه اذیتت نمیکنه؟
‫- چرا اینقدر روی اون حساسی؟

394
00:21:50,451 --> 00:21:51,861
‫حسادته؟

395
00:21:52,531 --> 00:21:55,321
‫مخفیانه عاشقشی؟

396
00:21:55,951 --> 00:21:58,606
‫یا مورد تهدید قرار گرفتی چون اون یه زن هستش؟

397
00:21:59,911 --> 00:22:02,071
‫تنها یه زن همچین حرفی میزنه

398
00:22:04,701 --> 00:22:05,911
‫ارتباطت به "سوپرگرل" رو بهم بگو

399
00:22:09,861 --> 00:22:13,201
‫, سازمانی که من براش کار میکنم

400
00:22:14,031 --> 00:22:15,951
‫یه شراکت حرفه ای باهاش داره

401
00:22:23,491 --> 00:22:24,821
‫بیگانه ها هیچی ندزدیدن

402
00:22:26,201 --> 00:22:28,991
‫من همه چیز توی آزمایشگاهم مرقوم هستش . هیچی گم نشده

403
00:22:29,821 --> 00:22:31,490
‫پس برای چی اونا اون جا بودن؟

404
00:22:31,491 --> 00:22:32,911
‫امیدوار بودم تو بهم بگی؟

405
00:22:34,451 --> 00:22:36,531
‫بنظر تو اطلاعات بیشتر دربارشون نسبت به من داری

406
00:22:38,951 --> 00:22:40,321
‫"به سلامتی "الکس دنورس

407
00:22:41,281 --> 00:22:42,991
‫قهرمانی با قواعد خودش

408
00:22:53,781 --> 00:22:56,991
‫آقای "لرد"؟ مگه قرار نبود که با مأمور "دنورس" بیرون باشید؟

409
00:22:57,741 --> 00:22:58,781
‫زودتر شب رو به اتمام رسوندم

410
00:22:59,991 --> 00:23:01,910
‫راستشو بگم , یه کوچولو نااُمید شدم

411
00:23:01,911 --> 00:23:05,361
‫حالا که رو راست هستیم , بگم که بنظرم برای شما یه کوچولو بی مزاح میومد

412
00:23:06,031 --> 00:23:07,281
‫راستش زن دوست داشتنی هستش

413
00:23:08,031 --> 00:23:10,240
‫اگه چیزی بود , خود شیفتگی و ریش نامرتب من بود

414
00:23:10,241 --> 00:23:11,820
‫که هر شانسی که باهاش داشتم رو از بین برد

415
00:23:11,821 --> 00:23:13,321
‫مطمئنم که مشکل از شما نبوده , قربان

416
00:23:14,201 --> 00:23:17,911
‫اینطوری بطور شدید که رَد شدم باعث شد که
‫خیلی از انتخاب های زندگیمو زیر سؤال ببرم

417
00:23:18,701 --> 00:23:19,821
‫لازمه که تنها باشم , اگه اشکالی نداره

418
00:23:37,661 --> 00:23:39,321
‫دسترسی امکان پذیر نیست

419
00:23:42,571 --> 00:23:43,990
‫دسترسی امکان پذیر نیست

420
00:24:15,861 --> 00:24:16,951
‫اون داره باهات چیکار میکنه؟

421
00:24:18,911 --> 00:24:20,240
‫ایست!

422
00:24:20,241 --> 00:24:21,911
‫آقای "لرد" . ببخشید

423
00:24:22,161 --> 00:24:24,320
‫- هشدار بی صدا فعال شده بود
‫- نگران نباش

424
00:24:24,321 --> 00:24:25,860
‫فقط میخواستم یه خبری ازش بگیرم

425
00:24:25,861 --> 00:24:26,861
‫تنهاتون میزارم

426
00:24:28,071 --> 00:24:31,030
‫راستش , من یه خورده درباره ی وضعیتش نگرانم

427
00:24:31,031 --> 00:24:33,410
‫لازمه که به یه دکتر خارج از ساختمون ببریمش

428
00:24:33,411 --> 00:24:36,031
‫یه لطفی بکن , یه آمبولانس خبر کن

429
00:24:36,701 --> 00:24:37,821
‫ولی اون کُد "فینکس" هستش , قربان
‫*ققنوس*

430
00:24:38,451 --> 00:24:39,621
‫خبر دارم

431
00:24:40,781 --> 00:24:43,491
‫قربان , میشه بهم بگید کُد "فینکس" چی هستش؟

432
00:24:44,991 --> 00:24:46,161
‫اشکالی نداره

433
00:24:52,911 --> 00:24:55,031
‫یه چیزی بهم میگه که در اینباره ساکت نمیمونی

434
00:24:55,821 --> 00:24:57,821
‫خواهش میکنم . منو نکشید

435
00:25:01,491 --> 00:25:02,621
‫کی هستی؟

436
00:25:06,071 --> 00:25:07,991
‫کسی که به یاد نخواهی آورد

437
00:25:27,491 --> 00:25:29,120
‫برای بردنت بر میگردم

438
00:25:29,121 --> 00:25:30,321
‫قول میدم

439
00:25:35,701 --> 00:25:36,910
‫خیلی خوب , این سیاهی رو میبینی؟

440
00:25:36,911 --> 00:25:38,620
‫اون کلمه ی "وای" هست؟
‫معنیش چیه؟

441
00:25:38,621 --> 00:25:39,991
‫این یه تیرکمون کوچیکه
‫*اسلینگ*

442
00:25:40,451 --> 00:25:43,620
‫اسباب بازی های "اسلینگ شات" شرکتی بود که بابام ایجادش کرد

443
00:25:43,621 --> 00:25:45,950
‫ورشکسته شدش , ولی کارخانه ی قدیمی هنوز پابرجاس

444
00:25:45,951 --> 00:25:47,991
‫- فک میکنی اون جا هستش؟
‫- میدونم

445
00:26:03,361 --> 00:26:04,661
‫آقای "شات"؟

446
00:26:12,071 --> 00:26:14,201
‫من یکی از دوستای پسرتون هستم

447
00:26:34,121 --> 00:26:36,361
‫میدونم که چقدر پسرتون رو دوست دارید

448
00:26:38,201 --> 00:26:39,570
‫به فکر اینکه چه چیزی براش بهتره فکر کنید

449
00:26:39,571 --> 00:26:41,571
‫همش به همین فک میکنم

450
00:26:52,701 --> 00:26:56,450
‫آقای "شات" , شما فرصت اینکه برای پسرتون جبران کنید رو دارید

451
00:26:56,451 --> 00:26:58,991
‫دارم جبران میکنم . برای همین اینجا هستم

452
00:26:59,491 --> 00:27:01,990
‫کمک . کسی اون بیرونه؟

453
00:27:01,991 --> 00:27:05,160
‫اگه به یه بچه یه اسباب بازی پیشنهاد کنی براحتی میتونی گولشون بزنی

454
00:27:06,241 --> 00:27:08,121
‫بگذریم , شما دارید توی تله ی ماسه متحرک غرق میشید

455
00:27:08,621 --> 00:27:10,820
‫هر چه بیشتر تلاش کنید , عمیقتر فرو میرید

456
00:27:10,821 --> 00:27:12,120
‫من ترسیدم

457
00:27:12,121 --> 00:27:13,860
‫متوجهم که حتی شما هم به هوا نیاز دارید

458
00:27:13,861 --> 00:27:16,200
‫بزودی , توانایی نفس کشیدن نخواهید داشت

459
00:27:16,201 --> 00:27:17,740
‫این تو تاریکه...

460
00:27:17,741 --> 00:27:19,991
‫- و نمیتونم بیرون بیام
‫- من بودم اینکارو نمیکردم

461
00:27:21,241 --> 00:27:23,860
‫تله ی ماسه متحرک "اسلینگ شات" پُر از "دما زا" هستش . حرارت اضافه کنید...
‫*ماده ی ترکیبی شیمیایی که برای ساخت بُمب و انفجار استفاده میشه*

462
00:27:23,861 --> 00:27:25,360
‫کمکم کنید!

463
00:27:25,361 --> 00:27:26,991
‫این ساختمان بکلی منفجر میشه

464
00:27:29,621 --> 00:27:30,820
‫کمکم کنید , لطفا ! کمکم کنید!

465
00:27:30,821 --> 00:27:32,030
‫بازی تموم شد

466
00:27:32,031 --> 00:27:33,821
‫من اینجا گیر کردم

467
00:27:34,321 --> 00:27:35,660
‫من نجاتت میدم

468
00:27:35,661 --> 00:27:37,911
‫کمکم کن , لطفا کمکم کنید ! من اینجا گیر افتادم

469
00:27:40,701 --> 00:27:41,701
‫کمکم کنید , کمکم کنید!

470
00:27:43,911 --> 00:27:45,571
‫کمک!

471
00:27:48,951 --> 00:27:49,951
‫کمک!

472
00:27:56,861 --> 00:27:58,361
‫من ترسیدم

473
00:28:05,419 --> 00:28:09,369
‫پوشیدن اینا به اندازه اینکه یه "کریپتونی" بهت مُشت بزنه دردناکه

474
00:28:10,919 --> 00:28:12,248
‫بهم بگو یه چیزی پیدا کردی

475
00:28:12,249 --> 00:28:13,669
‫چند تا عکس گرفتم

476
00:28:14,919 --> 00:28:16,628
‫داخل اون سُرُم سیاه رگی چیه؟

477
00:28:16,629 --> 00:28:19,369
‫"حس میزنم یه جور ترکیبی از "سدیم سولفات" و "سدیم ید دار

478
00:28:19,749 --> 00:28:22,419
‫محصولشون "اسید هیدرولیک" میشه

479
00:28:22,709 --> 00:28:24,579
‫اون به ماده ای چسبناک ذوب میشه

480
00:28:26,419 --> 00:28:27,669
‫اعضای حیاتی ـش پایدار بودن

481
00:28:28,169 --> 00:28:30,288
‫مغزش فعالیت های کمی نشون میداد

482
00:28:30,289 --> 00:28:32,828
‫لرد" داره یه جورایی زنده نگهش میداره . ولی برای چی؟"

483
00:28:32,829 --> 00:28:34,459
‫نمیدونیم

484
00:28:35,629 --> 00:28:37,869
‫حدس میزنم که با تغییر شکل داخل شدی؟

485
00:28:39,959 --> 00:28:41,629
‫ولی فقط همین نیست

486
00:28:41,999 --> 00:28:44,749
‫بهت گفتم اگه از قدرت هام استفاده کنم یکی آسیب میبینه

487
00:28:45,959 --> 00:28:46,959
‫چیکار کردی؟

488
00:28:49,289 --> 00:28:51,249
‫کاری که قسم خوردم دیگه انجامش نمیدم

489
00:28:55,459 --> 00:28:56,869
‫اون هیچی یادش نمیاد

490
00:28:58,079 --> 00:29:00,918
‫ما بهش تصاویری از زن و بچه ـش نشونش دادیم و
‫اون نمیدونست که کی هستن

491
00:29:00,919 --> 00:29:03,128
‫, من امشب رو به یاد ندارم

492
00:29:03,129 --> 00:29:04,918
‫سال گذشته رو هم بیاد ندارم...

493
00:29:04,919 --> 00:29:08,078
‫صدمات بافتی زیادی به لبه های جلویی و گیجگاهی مغزش وارد شده

494
00:29:08,079 --> 00:29:09,869
‫حافظه ـش بطور دائمی آسیب دیده

495
00:29:10,579 --> 00:29:12,458
‫لازمه که فیلم های امنیتی رو ببینم

496
00:29:12,459 --> 00:29:13,459
‫ما بررسی ـشون کردیم

497
00:29:14,129 --> 00:29:15,628
‫یکی همشون رو پاک کرده

498
00:29:15,629 --> 00:29:17,538
‫معلومه که پاک کردن . برای همینه که من پشتیبانی غیر قابل تشخیص

499
00:29:17,539 --> 00:29:19,039
‫روی همه سیستم های اولیت برتر ایجاد کردم

500
00:29:25,829 --> 00:29:27,919
‫- من با مأمور "دنورس" بیرون بودم
‫- مگه میشه؟

501
00:29:29,169 --> 00:29:31,499
‫من دقایقی قبل از این دیدمتون , پس...

502
00:29:32,959 --> 00:29:33,959
‫اون کیه؟

503
00:29:34,919 --> 00:29:37,249
‫یا , مهم تر , اون چیه؟

504
00:29:38,419 --> 00:29:39,868
‫میدونی , نباید اصلا میذاشتم اون تو بری

505
00:29:39,869 --> 00:29:42,579
‫- اگه بهت آسیبی میرسوند...
‫- من خوبم

506
00:29:43,579 --> 00:29:44,958
‫- به کی زنگ میزنی؟
‫- "مأمور "چیس

507
00:29:44,959 --> 00:29:47,288
‫نه . میدونی که اونا میکشنش

508
00:29:47,289 --> 00:29:48,289
‫بزار بکشن

509
00:29:48,789 --> 00:29:49,789
‫بزار

510
00:29:50,419 --> 00:29:51,958
‫دنیا بهتر میشه

511
00:29:51,959 --> 00:29:53,498
‫روی وجدانت اینو نمیخوای

512
00:29:53,499 --> 00:29:55,538
‫من پیداش میکنم و به زندان برش میگردونم...

513
00:29:55,539 --> 00:29:57,749
‫فایده ـش چیه؟

514
00:29:58,289 --> 00:30:00,829
‫, یه چیزی در درون اون پوسیده هستش

515
00:30:01,709 --> 00:30:02,998
‫چیزی که کمک بهش نمیشه کرد

516
00:30:02,999 --> 00:30:04,538
‫اون مریضه , خودت گفتی

517
00:30:04,539 --> 00:30:06,708
‫یه روزی اون خوب بود و بعدش قاط زد

518
00:30:06,709 --> 00:30:08,418
‫نه , نه . اینطوری نمیتونه باشه , نه

519
00:30:08,419 --> 00:30:10,128
‫بعضی وقت ها همینطوری اتفاق میفته

520
00:30:10,129 --> 00:30:11,999
‫خوب , پس چطوری از اتفاق افتادن سر من جلوگیری کنیمش؟

521
00:30:13,959 --> 00:30:14,789
‫ها؟

522
00:30:23,919 --> 00:30:25,828
‫میدونی , پدرم و من جدانشدنی بودیم

523
00:30:25,829 --> 00:30:28,788
‫مثل , قیافمون شبیه هم بود , شبیه هم صحبت میکردیم

524
00:30:28,789 --> 00:30:30,709
‫در چیزای مشابه مهارت داشتیم

525
00:30:31,919 --> 00:30:33,628
‫و حالا اون میگه بهم پیوند خوردیم

526
00:30:33,629 --> 00:30:35,038
‫مثلا , چی میشه اگه راست میگه؟

527
00:30:35,039 --> 00:30:36,209
‫راست نمیگه

528
00:30:40,919 --> 00:30:44,289
‫, ژن هاش مثل بمب ساعتی میمونن

529
00:30:45,249 --> 00:30:47,748
‫فقط منتظرن تا در درون من منفجر بشن

530
00:30:47,749 --> 00:30:49,999
‫- منو به اون تبدیل کنن
‫- این اتفاق نمیفته

531
00:30:50,419 --> 00:30:51,669
‫تو آدم خوبی هستی

532
00:30:51,959 --> 00:30:53,749
‫آدما درباره ی اون هم همینو میگفتن

533
00:30:55,629 --> 00:30:56,999
‫و بعدش اون خراب شد

534
00:30:58,919 --> 00:31:02,748
‫, و حالا هر وقتی که عصبانی میشم

535
00:31:02,749 --> 00:31:07,208
‫فک میکنم , «احتمال داره همین موقع ـش باشه؟ امکان داره که
‫«امروز روزی باشه که همه چیز رو از دست میدم؟

536
00:31:07,209 --> 00:31:10,868
‫وین" , روزی که پدرت اون شش نفر رو کُشت مثل روزی بود"

537
00:31:10,869 --> 00:31:13,079
‫که سیاره ی من منفجر شد

538
00:31:13,789 --> 00:31:17,419
‫مسیر زندگیمون در اون تک لحظه عوض شد

539
00:31:19,869 --> 00:31:23,629
‫تو تبدیل به پدرت نمیشی

540
00:31:25,709 --> 00:31:28,129
‫, چون روزی که دنیا تو نابود شد

541
00:31:28,709 --> 00:31:32,869
‫, تو تسلیم خشم و تنفر مثل پدرت نشدی

542
00:31:33,869 --> 00:31:35,539
‫مثل خاله ی من

543
00:31:38,749 --> 00:31:39,868
‫ما جفتمون دنیاهامون رو از دست دادیم

544
00:31:39,869 --> 00:31:42,959
‫و حالا داریم تلاش میکنیم تا بخاطرش پس بدیم

545
00:31:45,289 --> 00:31:49,959
‫و تو و پدرت تنها کسایی نیستید که بهم پیوند خوردید

546
00:31:51,749 --> 00:31:52,999
‫ما هم هستیم

547
00:31:54,419 --> 00:31:56,919
‫و نمیزارم هیچکسی خرابش کنه

548
00:32:00,749 --> 00:32:01,919
‫- خیلی شرمندم
‫- اشکالی نداره

549
00:32:02,579 --> 00:32:03,919
‫- من...
‫- اشکالی نداره

550
00:32:04,209 --> 00:32:05,959
‫- "وین"...
‫- من میرم

551
00:32:06,919 --> 00:32:08,629
‫- "وین"...
‫- من میرم

552
00:32:22,999 --> 00:32:26,419
‫نترس . فقط میخوام گوش کنی

553
00:32:28,539 --> 00:32:30,669
‫چی میخوای؟

554
00:32:30,919 --> 00:32:32,789
‫چیزی که برای بیشتر از یه دهه میخواستم

555
00:32:34,039 --> 00:32:35,828
‫تا دوباره پدرت باشم

556
00:32:35,829 --> 00:32:36,919
‫خیلی دیر شده

557
00:32:39,249 --> 00:32:41,668
‫در هر صورت , تقصیر "دانهولتز" هستش

558
00:32:41,669 --> 00:32:43,629
‫و قراره که ازش انتقام بگیریم

559
00:32:46,249 --> 00:32:48,078
‫- چستر دانهولتز"؟"
‫- آره

560
00:32:48,079 --> 00:32:49,829
‫رئیس قبلیتون؟

561
00:32:50,129 --> 00:32:51,708
‫, برای همین از زندان فرار کردی

562
00:32:51,709 --> 00:32:56,129
‫تا بتونی ازش برای چی , برای دزدیدن طراحی
‫احمقانه ی اسباب بازی هات انتقام بگیری؟

563
00:32:57,869 --> 00:32:58,869
‫نه

564
00:33:00,079 --> 00:33:02,789
‫, نه , این قضیه درباره ی دزدیدن یه اسباب بازی نیستش

565
00:33:03,169 --> 00:33:05,869
‫این بابت دزدیدن دوران کودکی تو هستش

566
00:33:06,709 --> 00:33:08,959
‫فرصت من برای دیدن بزرگ شدن تو رو ازم دزدیده

567
00:33:09,829 --> 00:33:11,959
‫من بخاطرش به زندان رفتم

568
00:33:14,209 --> 00:33:17,709
‫وین" , من تقریبا بخاطرش تو رو از دست دادم"

569
00:33:19,539 --> 00:33:21,789
‫ولی برای چگونه درست کردنش نقشه دارم

570
00:33:23,579 --> 00:33:24,629
‫تو اونو میکشی

571
00:33:25,829 --> 00:33:27,749
‫نه , من نمیکشمش

572
00:33:29,499 --> 00:33:30,749
‫تو اونو برای من

573
00:33:30,999 --> 00:33:31,999
‫میکشی

574
00:33:36,969 --> 00:33:38,758
‫بس کنید . بس کنید . چیکار دارید میکنید؟

575
00:33:38,759 --> 00:33:41,218
‫ما دنبال ارتباطی بین "وین" و پدرش هستیم

576
00:33:41,219 --> 00:33:42,548
‫ما بر این باوریم که اونا باهم کار میکنن

577
00:33:42,549 --> 00:33:44,469
‫نه , "وین" هیچوقت اینکارو نمیکنه

578
00:33:44,969 --> 00:33:47,639
‫و از همه ی روزها , امروز هست که سر کار نیومده

579
00:33:47,929 --> 00:33:49,549
‫گشت سالن همایش رو تأیید کن

580
00:33:49,969 --> 00:33:51,548
‫توی سالن همایش چه خبره؟

581
00:33:51,549 --> 00:33:55,178
‫, امروز شروع همایش اسباب بازی "نشنال سیتی" هستش

582
00:33:55,179 --> 00:33:58,089
‫و برای همین برات این اسحله خاص رو ساختم

583
00:34:00,049 --> 00:34:02,678
‫میتونی با این از فلز یاب و

584
00:34:02,679 --> 00:34:04,379
‫محافظت رد بشی

585
00:34:04,969 --> 00:34:08,798
‫همچنین میتونی با خودت به بالای صحنه

586
00:34:08,799 --> 00:34:12,218
‫وقتی "چستر دانهولتز" جایزه ـشو دریافت کرد ببری

587
00:34:12,219 --> 00:34:15,378
‫, حالا , تو به بالای جایگاه میری

588
00:34:15,379 --> 00:34:17,259
‫, به سمت صورتش نشانه میگیری

589
00:34:17,839 --> 00:34:19,088
‫درست بین چشم هاش...

590
00:34:19,089 --> 00:34:20,009
‫ممنون

591
00:34:20,010 --> 00:34:22,839
‫و از "فرنک و سان" برای میزبانی این رویداد فوق العاده تشکر میکنم

592
00:34:25,139 --> 00:34:26,508
‫این برام خیلی ارززش...

593
00:34:26,509 --> 00:34:28,588
‫و تو شلیک میکنی

594
00:34:28,589 --> 00:34:29,968
‫هیچوقت چنین کاری نمیکنم

595
00:34:29,969 --> 00:34:33,509
‫میدونم . میدونم کار سختی هست که انجام بدی

596
00:34:34,049 --> 00:34:38,138
‫برای همین , میخوام برات با تصمیم رو از دستت خارج کردن آسونش بکنم

597
00:34:38,139 --> 00:34:43,178
‫من ۱۰ بمب توی ۱۰ اساب بازی در همایش قرار دادم

598
00:34:43,179 --> 00:34:44,428
‫مکانشون رو نمیفهمی

599
00:34:44,429 --> 00:34:46,929
‫, و اگه "دانهولتز" رو نکشی

600
00:34:48,009 --> 00:34:49,138
‫من منفجرشون میکنم

601
00:34:49,139 --> 00:34:54,009
‫بابا , بهم گوش کن . صد ها نفر اونجا خواهند بود

602
00:34:54,469 --> 00:34:55,548
‫بچه ها

603
00:34:55,549 --> 00:34:58,009
‫- همشون میمیرن
‫- نه , نه , نمیمیرن , نمیمیرن

604
00:34:58,299 --> 00:35:00,549
‫چون تو نمیزاری که این اتفاق بیفته

605
00:35:00,839 --> 00:35:03,758
‫تو مردم رو با کُشتن اون نجات میدی

606
00:35:03,759 --> 00:35:05,048
‫, جفتمون به زندان میفتیم

607
00:35:05,049 --> 00:35:07,799
‫و برای همین این نقشه عالی هستش

608
00:35:08,049 --> 00:35:12,929
‫, چون چه ما فرار کنیم یا به زندان بیفتیم

609
00:35:14,589 --> 00:35:16,089
‫باهمدیگه خواهیم بود

610
00:35:17,799 --> 00:35:19,299
‫چطوری این اتفاق سرت افتادش؟

611
00:35:22,049 --> 00:35:23,049
‫میدونی

612
00:35:24,549 --> 00:35:27,929
‫, با وجود همه ی اسباب بازی های فوق العاده ای که ساختم

613
00:35:32,009 --> 00:35:34,429
‫تو بهترین چیزی هستی که تا حالا ساختم

614
00:35:36,049 --> 00:35:37,299
‫تو مثل منی

615
00:35:38,339 --> 00:35:41,799
‫من هیچی ـم مثل تو نیست

616
00:35:42,179 --> 00:35:44,879
‫خودتو دست کم نگیر

617
00:35:48,049 --> 00:35:51,218
‫یه چیز خاصی در دید بچه به دنیا هستش

618
00:35:51,219 --> 00:35:54,008
‫یه چیز پاک و معصوم.
‫عشق هست

619
00:35:54,009 --> 00:35:56,429
‫و روشی که ما بعنوان بزرگسالان تمایل به فراموش کردنش داریم

620
00:35:57,049 --> 00:35:59,718
‫ما در "اساب بازی های دانهولتز" میخوایم اینو به دنیا عرضه کنیم

621
00:35:59,719 --> 00:36:04,049
‫, هر وقتی که شما یه اسباب بازی انتخاب میکنید
‫, چه یه عروسک باشه یا یه تندیس

622
00:36:04,509 --> 00:36:09,299
‫یه ماشین مسابقه , آجر خانه سازی , شما یه سفری رو آغاز میکنید که....

623
00:36:09,799 --> 00:36:11,009
‫شما کی هستید؟

624
00:36:12,009 --> 00:36:13,759
‫- چیکار میکنی؟
‫- هِی , پلیس فدرال!

625
00:36:14,049 --> 00:36:15,049
‫متأسفم

626
00:36:16,759 --> 00:36:18,429
‫ببرینش بیرون!

627
00:36:22,639 --> 00:36:26,719
‫اون ۱۰ تا بمب جاسازی کرده . باید قبل از اینکه
‫اینجا رو منفجر کنه پیداشون کنی

628
00:36:32,839 --> 00:36:34,259
‫نتیجه ی طبیعی هستش

629
00:36:34,799 --> 00:36:35,673
‫اون توی زیرزمین هستش

630
00:36:35,698 --> 00:36:38,088
‫این بیشتر اینکه به تو آسیب بزنه به من میزنه

631
00:36:38,089 --> 00:36:39,589
‫اون داره بمب ها رو منفجر میکنه!

632
00:36:43,429 --> 00:36:45,509
‫همگی , حرکت کنید , از این طرف

633
00:37:28,219 --> 00:37:30,719
‫خوشحال میشی بفهمی یه دفتر طبقه ی بالا بهم دادن

634
00:37:35,379 --> 00:37:37,719
‫لوسی" , "کت کو" خوش شانسه که تو رو داره"

635
00:37:38,429 --> 00:37:41,089
‫- منم همینطور
‫- من توی دست و پات نخواهم بود

636
00:37:41,339 --> 00:37:42,679
‫اصلا قضیه بابت این نبوده

637
00:37:43,139 --> 00:37:44,049
‫فقط...

638
00:37:44,639 --> 00:37:47,008
‫اشتیاقت نسبت به شغلت

639
00:37:47,009 --> 00:37:49,139
‫باعث شد بفهمم که من خیلی درباره ی شغلم هیجان نداشتم

640
00:37:50,639 --> 00:37:54,298
‫و اینم از من , فک میکردم درباره ی رابطمون بودش

641
00:37:54,299 --> 00:37:57,759
‫نه , نه , نه . من نمیدونم پُشت اون میز دارم چیکار میکنم

642
00:37:59,049 --> 00:38:01,178
‫, در طول زلزله , وقتی من اون بیرون بودم

643
00:38:01,179 --> 00:38:03,009
‫, در محیط بودم , از غرایضم استفاده میکردم

644
00:38:06,139 --> 00:38:07,839
‫بلاخره دوباره احساس خودم بودن رو کردم

645
00:38:09,509 --> 00:38:12,379
‫احمقی , خیلی زود عکاسی رو کنار گذاشتی

646
00:38:12,969 --> 00:38:14,258
‫شاید دربارش با "کت" صحبت کنم

647
00:38:14,259 --> 00:38:16,718
‫میخوای سفارشت رو بکنم؟

648
00:38:16,719 --> 00:38:19,179
‫الان دیگه باید از من مشورت بگیره

649
00:38:37,049 --> 00:38:38,049
‫هِی

650
00:38:39,089 --> 00:38:41,008
‫تو هم از این سفارش غذای تایلندی میخوای؟

651
00:38:41,009 --> 00:38:43,799
‫پات استیکرز" , "نودل بادام زمینی" داره"...

652
00:38:44,139 --> 00:38:47,219
‫نه , گرسنه نیستم , خیلی کار دارم که باید انجام بدم

653
00:38:47,929 --> 00:38:49,299
‫داری بازی میکنی

654
00:38:52,049 --> 00:38:57,048
‫بابات به زندان برگشته , میتونیم به زندگی عادی , بدون "تُی من"ـمون برگردیم

655
00:38:57,049 --> 00:38:58,049
‫نباید بوست میکردم

656
00:38:59,049 --> 00:39:01,138
‫کارا" , خیلی شرمندم"

657
00:39:01,139 --> 00:39:03,838
‫اشکالی نداره , مهم نیست

658
00:39:03,839 --> 00:39:05,219
‫معلومه که مهمه

659
00:39:07,049 --> 00:39:09,549
‫, بابام احساساتشو برای چندین سال داخلش نگه داشت

660
00:39:11,179 --> 00:39:14,139
‫و بعدش منفجر شد

661
00:39:16,839 --> 00:39:18,469
‫چون اون یه بزدل بودش

662
00:39:20,179 --> 00:39:21,429
‫مثل من

663
00:39:22,049 --> 00:39:27,088
‫ببین , میدونم وقتی بوسیدمت وضعیت جدیدی در دوستیمون بوجود آوردم

664
00:39:27,089 --> 00:39:29,928
‫و بهتر بود که خیلی وقت پیش احساسمو بهت میگفتم

665
00:39:29,929 --> 00:39:33,259
‫, ولی خیلی ترسیده بودم که چیزی بگم

666
00:39:34,469 --> 00:39:37,009
‫خیلی ترسیده بودم که از حقم دفاع کنم

667
00:39:39,009 --> 00:39:40,469
‫کارا" , الان میخوام بهت حقیقتو بگم"

668
00:39:43,679 --> 00:39:45,139
‫من عاشقتم

669
00:39:47,759 --> 00:39:51,469
‫خیلی وقتی که عاشقتم

670
00:39:51,839 --> 00:39:54,259
‫- قبل از اینکه "سوپرگرل" بودی
‫- "وین"...

671
00:39:55,719 --> 00:39:57,179
‫نمیخوام اوضاع تغییر پیدا کنه

672
00:39:59,469 --> 00:40:03,259
‫قبل از این اوضاع با پدرم , احتمالا دیگه با همین حرف بیخیال میشدم

673
00:40:05,839 --> 00:40:08,928
‫خدا , فقط تظاهر میکردم که اون بوسه اصلا اتفاق نیفتاده

674
00:40:08,929 --> 00:40:12,968
‫ولی نمیدونم که میتونم بشینم و لبخند بزنم
‫و "پات استیکرز" بخورم و تظاهر کنم

675
00:40:12,969 --> 00:40:15,139
‫که این منو نمیکشه

676
00:40:17,549 --> 00:40:20,048
‫, کارا" , نمیتونم احساساتمو دیگه تو خودم بریزم"

677
00:40:20,049 --> 00:40:22,179
‫از اتفاقاتی که ممکن هست بیفته میترسم

678
00:40:22,509 --> 00:40:23,799
‫پس...

679
00:40:24,879 --> 00:40:26,719
‫این برای ما به چه معنی هستش؟

680
00:40:29,679 --> 00:40:33,049
‫نمیدونم . نمیدونم

681
00:41:08,799 --> 00:41:10,049
‫شب تلویزیون دیدن رو فراموش کردی؟

682
00:41:10,879 --> 00:41:12,638
‫سریال "بازی تاج و تخت" و پیتزا پنیری؟

683
00:41:12,639 --> 00:41:13,839
‫شرمنده

684
00:41:14,679 --> 00:41:18,139
‫توی شهر داشتم پرواز میکردم , گذر زمان از دستم در رفت

685
00:41:19,009 --> 00:41:20,049
‫همه چیز مرتبه؟

686
00:41:21,009 --> 00:41:23,049
‫"خراب کردم . با "وین

687
00:41:25,509 --> 00:41:29,678
‫فک کنم یه چیزی رو خراب کردم , و نمیدونم که میتونم درستش کنم

688
00:41:29,679 --> 00:41:33,008
‫ازت خواست که قرار بزارید یا بوسیدت یا همچین چیزی؟

689
00:41:33,009 --> 00:41:34,139
‫- و تو هم قاط زدی؟
‫- چی؟

690
00:41:35,339 --> 00:41:37,088
‫از کجا...

691
00:41:37,089 --> 00:41:41,878
‫من یه مأمور برتر با تخصص بررسی الگو گفتاری و زبان بدن هستم

692
00:41:43,509 --> 00:41:45,969
‫همچنین یه انسان با چشم هستم

693
00:41:46,759 --> 00:41:49,179
‫باید میبودی و قیافشو میدیدی

694
00:41:50,299 --> 00:41:51,509
‫من باعثش شدم

695
00:41:54,589 --> 00:41:56,049
‫بگیر

696
00:41:56,879 --> 00:42:00,219
‫"به سلامتی خواهرای "دنورس.
‫بهتره که با یه هشدار وارد بشیم

697
00:42:02,089 --> 00:42:05,509
‫من باعث شدم "هنک"... "جان" از قدرت هاش استفاده کنه

698
00:42:06,139 --> 00:42:07,139
‫ولی اینکه عالیه

699
00:42:08,719 --> 00:42:10,218
‫عالی نیست؟

700
00:42:10,219 --> 00:42:12,638
‫بهم نمیگه . یه کاری کرده

701
00:42:12,639 --> 00:42:14,138
‫مثل , یه کار بد

702
00:42:14,139 --> 00:42:15,179
‫و منم بهش فشاور آوردم

703
00:42:16,719 --> 00:42:18,299
‫تو؟ فشار آوردن؟

704
00:42:21,639 --> 00:42:22,639
‫هنک" قویه"

705
00:42:23,549 --> 00:42:25,799
‫جان جونز" حتی قویتره"

706
00:42:26,379 --> 00:42:28,218
‫چیزی تونستی از "مکس" بفهمی؟

707
00:42:28,219 --> 00:42:30,879
‫گرفتم , ولی مجبور شدم حلزون و مشروب بخورم تا بدست بیارمش

708
00:42:32,259 --> 00:42:33,509
‫گذاشتم شام و مشروب بهم بده

709
00:42:34,089 --> 00:42:35,508
‫- "الکس"...
‫- این...

710
00:42:35,509 --> 00:42:37,758
‫الکس" , اون مرد یه هیولا هستش"

711
00:42:37,759 --> 00:42:39,968
‫باید بهم میگفتی . باید من برای پشتیبانی ازت اونجا میبودم

712
00:42:39,969 --> 00:42:43,679
‫مکس لرد" چیزی بیشتر از یه خرخون بهسازی شده با عقده ی خدایی نیستش"

713
00:42:45,179 --> 00:42:47,258
‫درست مثل همه ی پسرایی که توی کالج باهاشون قرار گذاشتم

714
00:42:47,259 --> 00:42:50,589
‫نه , هیچکاری نمیتونه بکنه که من از فاصله ی دور نتونم تشخیص بدم

715
00:42:53,139 --> 00:42:54,469
‫شروع شد

716
00:42:58,049 --> 00:43:00,089
‫خواهر ها

717
00:43:01,969 --> 00:43:03,049
‫چقدر ناز و قشنگ

718
00:43:05,589 --> 00:43:07,429
‫"شب بخیر , "سوپرگرل

719
00:43:10,509 --> 00:43:11,759
‫از برنامه لذت ببرید

720
00:43:12,513 --> 00:43:15,000
‫<font color="#DE۲۵۰۴">Ali HunteR</font>
‫<font color=yellow>Ali-hunteR.blogfa.com</font>
‫<font color=#۰۰FF۰۰>facebook.com/Hunter.bazrgaR</font>

721
00:43:15,313 --> 00:43:17,000
‫<font color="#۶۴ad۲f">خبرگزاری آریافیلم به روزترین اخبار دنیای فیلم و سریال</font>
‫<font color="#ffffff">www.ariamovie.ir</font>
‫<font color="#bb۱e۱e"> www.warez-ir.asia با همکاری</font>

