‫﻿۱
00:00:01,615 --> 00:00:05,444
‫وقتی من بچه بودم , سیاره ی من "کریپتون" در حال نابودی بود

2
00:00:05,445 --> 00:00:08,694
‫من به زمین فرستاده شدم تا از پسر عموم محافظت کنم

3
00:00:08,695 --> 00:00:10,614
‫ولی محفظه ی من از مسیر خارج شد

4
00:00:10,615 --> 00:00:12,034
‫, و زمانی که من به زمین رسیدم

5
00:00:12,035 --> 00:00:15,825
‫پسر عموم بزرگ شده و تبدیل به "سوپرمن" شده بود

6
00:00:16,405 --> 00:00:18,034
‫و منم قدرت هامو مخفی کردم

7
00:00:18,035 --> 00:00:22,155
‫تا اخیرا که یه حادثه مجبورم کرد که خودمو به دنیا آشکار کنم

8
00:00:22,865 --> 00:00:26,574
‫برای آدم های زمین من یه دستیار توی رسانه ی جهانی"کت کو" هستم

9
00:00:26,575 --> 00:00:29,944
‫ولی مخفیانه , من با خواهر خوندم برای "ب.ع.غ" کار میکنیم
‫*بخش.عملیات.غیر معمولی*

10
00:00:29,945 --> 00:00:31,864
‫تا شهرمو از زندگی بیگانه ها

11
00:00:31,865 --> 00:00:34,405
‫و هرکسی که بخواد باعث صدمه زدن بهش بشه محافظت کنیم

12
00:00:35,655 --> 00:00:37,945
‫من "سوپرگرل" هستم

13
00:00:38,325 --> 00:00:40,114
‫آنچه در "سوپرگرل" گذشت

14
00:00:40,115 --> 00:00:41,615
‫بیگانه ها چیزی نبردن

15
00:00:41,825 --> 00:00:43,614
‫نباید میبوسیدمت

16
00:00:43,615 --> 00:00:45,114
‫این چه معنی ای برای ما داره؟

17
00:00:45,115 --> 00:00:46,154
‫نمیدونم

18
00:00:46,155 --> 00:00:47,364
‫تو اونو نکشتی

19
00:00:47,365 --> 00:00:50,365
‫قدرت اون بود یا ضعف تو ؟

20
00:00:50,945 --> 00:00:53,274
‫والدینم وقتی ۱۳ سالم بود فوت کردن

21
00:00:53,275 --> 00:00:55,364
‫, همیشه برام سخت بوده که احساس معمولی بودن بکنم

22
00:00:55,365 --> 00:00:57,155
‫مثلا من الان جایی که قرار بوده باشم هستم

23
00:01:09,615 --> 00:01:11,734
‫حالت چطوره , "کارا"؟

24
00:01:11,735 --> 00:01:14,115
‫بازتاب ها معمولی هستش

25
00:01:16,115 --> 00:01:18,824
‫- تو چی هستی؟
‫- من "کلکس" هستم , همراه پزشکی شما

26
00:01:18,825 --> 00:01:19,949
‫من کجام؟

27
00:01:19,975 --> 00:01:23,324
‫سردرگمی تو با تثبیت حرارت بدنت کاسته میشه

28
00:01:23,325 --> 00:01:24,735
‫مایل هستی لباس بپوشی؟

29
00:01:26,405 --> 00:01:27,985
‫این لباس مادرم بودش

30
00:01:31,275 --> 00:01:34,325
‫وقتی منو میخواست بخوابونه این لباس رو میپوشید

31
00:01:37,825 --> 00:01:38,944
‫از کجا آوردیش؟

32
00:01:38,945 --> 00:01:40,275
‫من بهت دادم

33
00:01:42,155 --> 00:01:43,365
‫مامان؟

34
00:01:45,275 --> 00:01:46,365
‫چطوری میتونید اینجا باشید؟

35
00:01:47,275 --> 00:01:50,775
‫من هر روز وقتی داشتی از تب "آرگو" بهبود میافتی خونه میموندم

36
00:01:51,405 --> 00:01:52,945
‫این واقعی نیست

37
00:01:54,235 --> 00:01:56,034
‫شما با بقیه "کریپتون" مُردید

38
00:01:56,035 --> 00:01:58,534
‫کارا" عزیزم"...

39
00:01:58,535 --> 00:02:01,534
‫حتما توهم شدیدی تب بهت داده

40
00:02:01,535 --> 00:02:02,694
‫ولی الان تموم شده

41
00:02:02,695 --> 00:02:04,155
‫الان بیداری . در امنیتی

42
00:02:05,365 --> 00:02:06,445
‫خونه هستی

43
00:02:15,035 --> 00:02:16,365
‫من روی "کریپتون" هستم

44
00:02:23,825 --> 00:02:27,614
‫کیرا" کجایه؟ و چرا گوشیشو جواب نمیده؟"

45
00:02:27,615 --> 00:02:29,194
‫میدونید , شاید نمیتونه...

46
00:02:29,195 --> 00:02:32,324
‫ما راستش در وسط بدترین طوفان خورشیدی در تاریخ هستیم

47
00:02:32,325 --> 00:02:34,824
‫تمام صبح آنتن ها خراب بوده

48
00:02:34,825 --> 00:02:36,200
‫مطمئنم که ... یه دلیل خوبی داره

49
00:02:36,225 --> 00:02:36,904
‫دلیلشو میدونم

50
00:02:36,905 --> 00:02:40,274
‫داره از من دوری میکنه . مشخصا میترسه که من نقشه ی تلافی داشته باشم

51
00:02:40,275 --> 00:02:41,444
‫بخاطر اینکه پسرمو فراری داده

52
00:02:41,445 --> 00:02:43,484
‫اونم درست وقتی که من رابطمو داشتم باهاش درست میکردم

53
00:02:43,485 --> 00:02:46,574
‫ولی من آدم حرفه ای هستم . ناراحت نمیشم

54
00:02:46,575 --> 00:02:48,404
‫پس به "کیرا" بگو که

55
00:02:48,405 --> 00:02:50,775
‫بدون نگرانی میتونه به کاراش ادامه بده

56
00:02:53,775 --> 00:02:55,074
‫هِی , هِی , "کارا" رو دیدی؟

57
00:02:55,075 --> 00:02:56,444
‫اون , هنوز نیومده

58
00:02:56,445 --> 00:02:58,165
‫نه . منم نتونستم باهاش تماسی بگیرم

59
00:02:58,615 --> 00:02:59,944
‫خیلی خوب , اصلا "کارا" چنین کارهایی نمیکنه

60
00:02:59,945 --> 00:03:01,404
‫بهتره به "الکس" زنگ بزنیم

61
00:03:01,405 --> 00:03:02,944
‫مشغول کارهای "ب.ع.غ" که نیستش

62
00:03:02,945 --> 00:03:04,944
‫هیچ خبری از "سوپرگرل" هم پخش نشده

63
00:03:04,945 --> 00:03:06,194
‫حس بدی بابت این قضیه دارم

64
00:03:06,195 --> 00:03:07,825
‫- کلید آوردی؟
‫- آره

65
00:03:10,325 --> 00:03:12,405
‫- کارا"؟"
‫- اوه , خدای من!

66
00:03:14,695 --> 00:03:16,945
‫- این .. این چیه؟
‫- دست بهش نزن

67
00:03:20,115 --> 00:03:22,195
‫اون .. اون هنوز داره نفس میکشه...

68
00:03:25,115 --> 00:03:27,775
‫مأمور "دنورس" هستم . فورا نیروی امدادی بفرستید

69
00:03:28,115 --> 00:03:29,364
‫بیهوش پیدا شدش

70
00:03:29,365 --> 00:03:32,655
‫اون موجود تنه ـشو با فشار ۵۰ کیلوگرم گرفته

71
00:03:35,695 --> 00:03:37,194
‫اینا اینجا چی غلطی میکنن؟

72
00:03:37,195 --> 00:03:40,034
‫- هر جا "سوپرگرل" بره , ما هم میریم
‫- "اینجا تسهیلات فوق امنیتی هستش , آقای "اولسن

73
00:03:40,035 --> 00:03:41,824
‫فک میکنی میزارم رسانه ها بریزن اینجا؟

74
00:03:41,825 --> 00:03:43,364
‫راستش , من توی فناوری اطلاعاتم

75
00:03:43,365 --> 00:03:46,155
‫پس , قطعا ارزش نداره , شلیک بکنید

76
00:03:48,155 --> 00:03:49,864
‫اگه اتفاقی براش بیفته , خدمتت میرسم

77
00:03:49,865 --> 00:03:51,774
‫اگه اتفاقی براش افتاد , جلوتو نمیگیرم

78
00:03:51,775 --> 00:03:52,775
‫از اینجا ببرینشون بیرون

79
00:03:54,905 --> 00:03:57,865
‫مشخصا لازمه که قوانین پایه امنیتی رو دوباره یاد بگیری

80
00:03:58,075 --> 00:04:00,356
‫مثل من نمیشناسیدش قربان.
‫اونا خانواده ی "کارا" هستن

81
00:04:01,485 --> 00:04:04,274
‫- و شرایطش چطوره؟
‫- , به تماس خارجی پاسخ نمیده

82
00:04:04,275 --> 00:04:06,154
‫ولی فعالیت مغزش هنوز معمولی هستش

83
00:04:06,155 --> 00:04:08,404
‫مثل این میمونه بدنش خبر نداره که همه چیز خرابه

84
00:04:08,405 --> 00:04:09,654
‫اون دیگه چیه؟

85
00:04:09,655 --> 00:04:11,444
‫نمیدونم والا

86
00:04:11,445 --> 00:04:13,115
‫ولی فک میکنم یکی رو میشناسیم که میدونه

87
00:04:16,655 --> 00:04:19,194
‫مأمور "دنورس" . چه عجب از این ورا!

88
00:04:19,195 --> 00:04:21,956
‫از وقتی منو توی این سلول شیشه ای انداختید نیومدید به دیدنم

89
00:04:27,775 --> 00:04:29,074
‫چطوری اون موجود رو از "کارا" جدا کنم؟

90
00:04:29,075 --> 00:04:30,614
‫لازمه یه خورده بیشتر توضیح بدید

91
00:04:30,615 --> 00:04:32,904
‫"صبرمو امتحان نکن , "مکس

92
00:04:32,905 --> 00:04:34,614
‫با "بیزارو" سعی کردی "کارا" رو بکشی

93
00:04:34,615 --> 00:04:37,324
‫حدس میزنم این چیز عجیب رو طراحی کردی تا کارو تموم کنی

94
00:04:37,325 --> 00:04:39,274
‫, خوشحالم که چنین تأثیراتی گذاشتم

95
00:04:39,275 --> 00:04:40,534
‫ولی حقیقت اینه

96
00:04:40,535 --> 00:04:41,904
‫نمیدونم درباره ی چی صحبت میکنید؟

97
00:04:41,905 --> 00:04:44,824
‫توصیه میکنم خودتو بیشتر مفید قرار بده

98
00:04:44,825 --> 00:04:46,324
‫- و سریع!
‫- الکس" , ولش کن"!

99
00:04:46,325 --> 00:04:48,364
‫حتما اون پُشت این قضیه هستش . میدونی که چه کارایی از دستش برمیاد

100
00:04:48,365 --> 00:04:50,274
‫یالا . بیخیال!

101
00:04:50,275 --> 00:04:52,614
‫, همچنین میدونم که "مکس" دلش میخواد زنده بمونه

102
00:04:52,615 --> 00:04:53,944
‫, اگه چیزی بدونه

103
00:04:53,945 --> 00:04:55,944
‫به ما برای حفظ جونش میگه

104
00:04:55,945 --> 00:04:59,114
‫فکر نمیکردم اینو هرگز بگم , ولی ... بابت کمک ممنون

105
00:04:59,115 --> 00:05:02,114
‫اگه بفهمیم که دروغ میگی , اون به اینجا برمیگرده...

106
00:05:02,115 --> 00:05:03,275
‫تنهایی

107
00:05:09,575 --> 00:05:12,654
‫انسان ها هنوز از نقشه هامون باخبر نشدن

108
00:05:12,655 --> 00:05:15,944
‫طوفان خورشیدی در سیستم ماهواره شون باعث خرابی شده

109
00:05:15,945 --> 00:05:19,274
‫لحظه ای که شبکه شون از کار بیفته ما آماده میشیم

110
00:05:19,275 --> 00:05:20,944
‫دختر خواهرمو فراموش کردی

111
00:05:20,945 --> 00:05:22,944
‫خودشو بعنوان یه رقیب سرسخت ثابت کرده

112
00:05:22,945 --> 00:05:24,115
‫اون مشکلی نخواهد بود

113
00:05:25,775 --> 00:05:27,155
‫چه کاری انجام دادی , "نان"؟

114
00:05:28,655 --> 00:05:30,654
‫من دستور دادم که بهش صدمه زده نشه

115
00:05:30,655 --> 00:05:32,445
‫منم اطاعت کردم

116
00:05:34,775 --> 00:05:37,534
‫, کارا زور-ال" در امنیته"

117
00:05:37,535 --> 00:05:39,654
‫که از حقش هم زیادتره

118
00:05:39,655 --> 00:05:42,114
‫هر چیزی که دلش میخواد رو داره

119
00:05:42,115 --> 00:05:43,774
‫از "بلک مرسی" علیه ـش استفاده کردی؟
‫*بخشش سیاه*

120
00:05:43,775 --> 00:05:46,484
‫اگه دست من بود , تا الان مُرده بود

121
00:05:46,485 --> 00:05:51,325
‫آسترا" , زمانش رسیده که مرحله ی بعدی "مریاد" رو اجرا کنیم"

122
00:05:52,035 --> 00:05:53,485
‫این تنها راه بود

123
00:05:53,775 --> 00:05:55,234
‫همیشه یه راه دیگههستش

124
00:05:55,235 --> 00:05:56,655
‫خواهرت همین فکر رو داشت

125
00:05:57,775 --> 00:05:58,905
‫ببین چه نتیجه ای براش داشت

126
00:06:03,905 --> 00:06:06,445
‫چنگال از آلیاژ مرکب فلزی ساخته شده

127
00:06:07,115 --> 00:06:09,274
‫لازمه آروم و پیوسته بکشیمش بیرون

128
00:06:09,275 --> 00:06:11,445
‫چنگال آمادس . شروع کنید

129
00:06:16,275 --> 00:06:17,444
‫ضربان قلبش خیلی بالا رفت

130
00:06:17,445 --> 00:06:18,614
‫امواج مغز از حد خارج شدن

131
00:06:18,615 --> 00:06:19,775
‫قدرت رو افزایش بدین

132
00:06:20,735 --> 00:06:22,275
‫ازش جداش کنید!

133
00:06:25,655 --> 00:06:27,984
‫داره از بین میره . من متوقفش میکنم . من...

134
00:06:30,195 --> 00:06:31,444
‫چه اتفاقی اینجا افتادش؟

135
00:06:31,445 --> 00:06:34,404
‫یه دفاع همزیستی هستش

136
00:06:34,405 --> 00:06:36,984
‫, اگه با زور اونو بکشیم بیرون

137
00:06:36,985 --> 00:06:38,195
‫باعث کُشتن "کارا" میشه

138
00:06:41,575 --> 00:06:43,654
‫این کار امکان نداره . باید از اینجا برم بیرون

139
00:06:43,655 --> 00:06:45,274
‫کارا" , لطفا آروم بگیر"

140
00:06:45,275 --> 00:06:46,824
‫من قدرت هامو ندارم

141
00:06:46,825 --> 00:06:49,944
‫هرچی پُشت سر این هست داره اثرات خورشید "کریپتون" رو وانمود میکنه

142
00:06:49,945 --> 00:06:51,194
‫ما روی "کریپتون" هستیم

143
00:06:51,195 --> 00:06:53,614
‫چی؟ نه , یه کسی داره از طریق

144
00:06:53,615 --> 00:06:56,035
‫خاطرات و حافظه ـم با دهنم بازی میکنه

145
00:06:58,445 --> 00:06:59,615
‫اونو میبینید؟

146
00:07:00,115 --> 00:07:01,945
‫وقتی هشت سالم بود برای پدرم ساختمش

147
00:07:07,775 --> 00:07:10,654
‫یادمه چون نمیتونستم بال هاشو درست دربیارم ناراحت و عصبانی شده بودم

148
00:07:10,655 --> 00:07:12,985
‫و بعدش بهم گفت که عالیه

149
00:07:13,655 --> 00:07:15,774
‫, و اینکه اینو , و همینطور شما

150
00:07:15,775 --> 00:07:17,694
‫با تمام قلبش دوس داره

151
00:07:17,695 --> 00:07:19,775
‫باعث شد احساس غرور بکنم

152
00:07:21,325 --> 00:07:22,865
‫و خوشحالی

153
00:07:24,405 --> 00:07:25,484
‫مثل کار همیشه ـش

154
00:07:25,485 --> 00:07:26,735
‫دیدی؟

155
00:07:27,615 --> 00:07:28,945
‫بیاد میاری

156
00:07:31,655 --> 00:07:36,114
‫ولی همچنین یادمه در محل پرتاپ باهاتون خداحافظی کردم

157
00:07:36,115 --> 00:07:38,534
‫"و قول دادم که از "کلارک...

158
00:07:38,535 --> 00:07:39,735
‫کال-ال" مراقبت کنم"

159
00:07:41,155 --> 00:07:42,535
‫خیلی محکم بغلتون کرده بودم

160
00:07:43,905 --> 00:07:45,325
‫نمیخواستم اصلا رها کنمتون

161
00:07:50,575 --> 00:07:54,155
‫درباره ی همه ی اینا از روزی که رفتم خیال پردازی کردم

162
00:07:56,775 --> 00:07:59,774
‫نمیدونم چطوری اینا اتفاق داره میفته , ولی میفهمم

163
00:07:59,775 --> 00:08:02,775
‫و وقتی بفهمم , به خونه میرم

164
00:08:06,595 --> 00:08:08,595
‫<font color="#DE۲۵۰۴">Ali HunteR Proudly Presents :</font>
‫<font color=yellow>www.Ariamovie.iR</font>
‫<font color="#۸۰۰۰ff">Ali-hunteR.blogfa.com</font>

165
00:08:08,596 --> 00:08:10,596
‫<font color=#۰۰FF۰۰>facebook.com/Hunter.bazrgaR</font>
‫<font color=yellow>Episode ۱۳</font>
‫<font color="#DE۲۵۰۴">۲۱/۱۱/۹۴</font>

166
00:08:10,406 --> 00:08:12,248
‫خیلی حسّ بدی میده که تظاهر کنیم همه چیز خوبه

167
00:08:12,249 --> 00:08:14,738
‫وقتی که "کارا" اون جا داری برای زندگیش میجنگه

168
00:08:14,770 --> 00:08:17,401
‫وین" , این زندگی "کارا" هستش , خیلی خب"

169
00:08:17,426 --> 00:08:19,465
‫من و تو از همه بهتر اینو میدونیم

170
00:08:19,466 --> 00:08:21,636
‫برای همین باید ازش محافظت کنیم

171
00:08:22,266 --> 00:08:24,096
‫فقط همین نیست . قضیه اینه...

172
00:08:24,926 --> 00:08:26,885
‫کارا" و من در شرایط مناسبی"

173
00:08:26,886 --> 00:08:28,885
‫قبل از اینکه همه ی این اتفاقا بیفته نبودیم
‫چی میشه اگه یه اتفاق بدی بیفته

174
00:08:28,886 --> 00:08:31,005
‫و بعدش من فرصتی پیدا نکنم تا بهش بگم...

175
00:08:31,006 --> 00:08:32,505
‫"وین"

176
00:08:32,506 --> 00:08:33,926
‫لطفا , اینطوری فک نکن

177
00:08:35,306 --> 00:08:36,806
‫مشکلی براش پیش نمیاد , خیلی خوب؟

178
00:08:46,846 --> 00:08:49,465
‫این آشغال رو کی اجازه داده اینجا بزاری؟

179
00:08:49,466 --> 00:08:52,216
‫و تو کجایی بودی ؟ و "کیرا" کجا هستش؟

180
00:08:53,886 --> 00:08:55,136
‫, "کارا"...

181
00:08:55,426 --> 00:08:56,806
‫حرف بزن

182
00:08:57,216 --> 00:08:59,345
‫من .. بله , من....

183
00:08:59,346 --> 00:09:01,635
‫"من ... میدونید , "کارا" دیدمش , خانم "گرنت

184
00:09:01,636 --> 00:09:04,265
‫یه حشره نیشش زده بود

185
00:09:04,266 --> 00:09:05,845
‫و حساسیت های خیلی بدی بهش نشون داده

186
00:09:05,846 --> 00:09:07,425
‫آره . خیلی , باد کرده , بالا میاره...

187
00:09:07,426 --> 00:09:10,925
‫خدا , زانوش انقدر باد کرده , افتضاحه . و من...

188
00:09:10,926 --> 00:09:12,805
‫میدونید , باید اندازه ی این حشره رو میدیدید

189
00:09:12,806 --> 00:09:14,306
‫یه جورایی مثل...

190
00:09:14,966 --> 00:09:17,845
‫معمولی بود...

191
00:09:17,846 --> 00:09:20,765
‫میدونید , کوچک ... راستش یه جمعی از...

192
00:09:20,766 --> 00:09:23,926
‫کوچولو هایی مثل شپش . شپش "کارا"ـس

193
00:09:24,506 --> 00:09:26,965
‫من دیدم که برای اون لاپوشانی کردی

194
00:09:26,966 --> 00:09:28,675
‫, روز به روز

195
00:09:28,676 --> 00:09:31,635
‫خودتو و شغلتو بخاطرش بخطر میندازی

196
00:09:31,636 --> 00:09:33,346
‫و برای چی؟

197
00:09:34,096 --> 00:09:37,925
‫حالا , بهش بگو لازمه تا یه ساعته پُشت میزش باشه

198
00:09:37,926 --> 00:09:41,266
‫یا میتونه با این شغلش خداحافظی کنه

199
00:09:44,216 --> 00:09:46,885
‫, اگه کسی راه بهتری برای بررسی زندگی بیگانه ها داره بگه

200
00:09:46,886 --> 00:09:49,135
‫وگرنه من سیگنال های ماهوارمو میخوام

201
00:09:49,136 --> 00:09:50,306
‫الان!

202
00:09:52,306 --> 00:09:53,765
‫, میدونم بابت "کارا" ناراحتی

203
00:09:53,766 --> 00:09:55,206
‫ولی سر سرباز ها خالی نکن

204
00:09:57,676 --> 00:10:00,266
‫حتما برای تو هم سخنه

205
00:10:00,926 --> 00:10:03,286
‫چند هفته ی سختی برای "کارا" بوده

206
00:10:03,846 --> 00:10:05,385
‫جیمز اولسن" بهم زنگ زد"

207
00:10:05,386 --> 00:10:08,505
‫کت" اگه "کارا" نره سرکار اخراجش میکنه"

208
00:10:08,506 --> 00:10:10,805
‫, دوستاش تمام تلاششون رو میکنن تا براش سرپوش بزارن

209
00:10:10,806 --> 00:10:13,635
‫ولی ... به کمک نیاز دارن

210
00:10:13,636 --> 00:10:16,055
‫کت کو" بیشتر از یه شغل برای "کارا" ارزش داره"

211
00:10:16,056 --> 00:10:19,135
‫جایی که میتونه زندگی عادیشو بکنه

212
00:10:19,136 --> 00:10:20,805
‫میدونی , برای همه ی کارهایی که

213
00:10:20,806 --> 00:10:23,056
‫برای "ب.ع.غ" و , برای ما کرده

214
00:10:24,506 --> 00:10:26,345
‫فک میکنم وظیفه ی ماست تا مطمئن بشیم

215
00:10:26,346 --> 00:10:28,425
‫که اون زندگی وقتی از خواب بلند بشه

216
00:10:28,426 --> 00:10:30,005
‫- منتطرش هست
‫- خیلی خوب

217
00:10:30,006 --> 00:10:31,136
‫چکاری از دست من برمیاد؟

218
00:10:44,596 --> 00:10:45,596
‫کارا"؟"

219
00:10:45,806 --> 00:10:48,215
‫سلام! برگشتی!

220
00:10:48,216 --> 00:10:50,055
‫,"متأسفم که باید نااُمیدتون کنم , آقای "شات

221
00:10:50,056 --> 00:10:52,555
‫ولی خانم "دنورس" هنوز از کار افتاده هستن

222
00:10:52,556 --> 00:10:55,005
‫خوب , خوب , پس , شما کی هستید؟

223
00:10:55,006 --> 00:10:57,805
‫یه مأمور از "ب.ع.غ" که برای حفظ پوشش خانم "دنورس" فرستاده شده

224
00:10:57,806 --> 00:10:59,885
‫تا زمانی که خودشون بتونن برگردن

225
00:10:59,886 --> 00:11:02,345
‫پس , یه جور نمونه ی سازی طبیعی هستش ؟

226
00:11:02,346 --> 00:11:03,715
‫دستتو به صورتم بزنی , قطع میشه

227
00:11:04,846 --> 00:11:06,135
‫میدونی اصلا خودتو قاطی چی میکنی؟

228
00:11:06,136 --> 00:11:08,926
‫میگم , تا حالا اصلا دستیار بودی؟

229
00:11:09,636 --> 00:11:12,715
‫من یه مأمور ممتاز از یه قوای امنیتی بین کهکشانی هستم

230
00:11:12,716 --> 00:11:14,766
‫فک کنم بتونم از پس "کت گرنت" بر بیام

231
00:11:20,846 --> 00:11:25,175
‫چه خبر خوب که در طول هفته به سرکار تشریف آوردید

232
00:11:25,176 --> 00:11:28,555
‫"واقعا یه قهرمان واقعی هستی , "کارلا

233
00:11:28,556 --> 00:11:30,465
‫دلیلی برای صدا زدن من داشتید , خانم "گرنت"؟

234
00:11:30,466 --> 00:11:31,675
‫شرمنده

235
00:11:31,676 --> 00:11:33,805
‫من الان دارم با یه قضیه ی کوچیکی

236
00:11:33,806 --> 00:11:37,095
‫درباره ی طوفان خورشیدی که همه ی جهان رو تهدید کرده

237
00:11:37,096 --> 00:11:39,675
‫و نوید آشفتگی مردم رو میده دست و پنجه نرم میکنم

238
00:11:42,176 --> 00:11:45,465
‫, آره! یه مصاحبه برام با "باربارا" توی سازمان فضایی

239
00:11:45,466 --> 00:11:47,925
‫ادواردو" توی امنیت ملی و "جینا" توی کاخ سفید تنظیم کن"

240
00:11:47,926 --> 00:11:50,505
‫و من نقل قول قابل اسناد میخوام , نه بیانه ی خبری

241
00:11:50,506 --> 00:11:52,215
‫, و اگه سعی کردن ازت دوری کنن

242
00:11:52,216 --> 00:11:55,215
‫بهشون یادآوری کن که بلیت های تئاترشون دست منه

243
00:11:55,216 --> 00:11:57,596
‫"صبر کنید , "ادواردو...

244
00:11:58,306 --> 00:12:00,305
‫الا"... کی؟"

245
00:12:00,306 --> 00:12:01,926
‫اولین نکته . حواستو جمع کن

246
00:12:07,716 --> 00:12:09,965
‫- چه نوع شیری هستش ؟
‫- خالص با چربی , خانم

247
00:12:09,966 --> 00:12:12,805
‫از زمانی که بچه بودم و

248
00:12:12,806 --> 00:12:15,556
‫دوچرخه سواری میکردم لب به شیر خالص با چربی نزدم

249
00:12:18,886 --> 00:12:21,965
‫, خوب , شاید اگه دستور عمل هاتون رو واضح تر میگفتید

250
00:12:21,966 --> 00:12:25,635
‫مشکل کمتری در اجراشون پیش میومد

251
00:12:25,636 --> 00:12:28,135
‫خوب , خیلی خوشحالم که اینقدر راحت میتونی

252
00:12:28,136 --> 00:12:29,885
‫صادقانه حرفتو بزنی

253
00:12:29,886 --> 00:12:31,676
‫بزار منم همینکارو بکنم

254
00:12:32,426 --> 00:12:35,005
‫,همه ی این مدتی که توی دفتر من با تکبر راه میرفتی

255
00:12:35,006 --> 00:12:37,505
‫تظاهر به کسی که نیستی میکردی

256
00:12:37,506 --> 00:12:40,095
‫خوب , من توی واقعی رو میبینم

257
00:12:40,096 --> 00:12:42,595
‫و نمیتونم از ذهنم پاک کنمش

258
00:12:42,596 --> 00:12:46,506
‫پس توصیه میکنم خودتو با کار وفق بدی

259
00:12:56,136 --> 00:12:58,426
‫این زن باعث میشه دلم برای زندانی های بیگانه ـم تنگ بشه

260
00:13:00,386 --> 00:13:03,305
‫اون موجود از زندانی های "فورت راز" نبوده

261
00:13:03,306 --> 00:13:04,966
‫ولی سیاره ی مبداء ـشو میدونید؟

262
00:13:05,636 --> 00:13:07,805
‫- با ادراک هستش؟
‫- متأسفم

263
00:13:07,806 --> 00:13:10,425
‫من در مورد این گونه اطلاعات کافی ندارم

264
00:13:10,426 --> 00:13:12,305
‫کارا" در خطر افتاده"

265
00:13:12,306 --> 00:13:14,135
‫و هر کاری میکنم جواب نمیده

266
00:13:14,136 --> 00:13:16,305
‫من در مورد این گونه اطلاعات کافی ندارم

267
00:13:16,306 --> 00:13:19,305
‫لعنت! "کارا" الان به من متکی هستش!

268
00:13:19,306 --> 00:13:21,965
‫همیشه به من تکیه میکرده...

269
00:13:21,966 --> 00:13:23,806
‫از زمانی که به اینجا فرستادیش

270
00:13:25,596 --> 00:13:29,055
‫مطمئنم که امیدوار بودی آدمایی پیدا کنه که ازش مراقبت کنن

271
00:13:29,056 --> 00:13:31,266
‫کسایی که مثل فرزندای خودشون باهاش رفتار کنن

272
00:13:33,096 --> 00:13:34,096
‫من همینطوری بودم

273
00:13:38,306 --> 00:13:41,716
‫فقط ای کاش اولی که اومده بود خواهر بهتری میبودم

274
00:13:43,716 --> 00:13:44,716
‫نمیتونم...

275
00:13:46,766 --> 00:13:50,305
‫الان نمیتونم تصور کنم

276
00:13:50,306 --> 00:13:52,306
‫من ازش بخاطر اینکه

277
00:13:53,596 --> 00:13:55,845
‫به خونمون اومده بود متنفر بودم

278
00:13:55,846 --> 00:13:58,885
‫اینکه توی مدرسه دنبالم بود

279
00:13:58,886 --> 00:14:02,466
‫یه نوع دختر عجیب و غریبه که نمیدونه چطوری خودشو وفق بده

280
00:14:04,426 --> 00:14:07,426
‫برای اینکه جلوی دوستام منو شرمنده میکرد

281
00:14:12,306 --> 00:14:14,636
‫ولی تنها چیزی که "کارا" میخواستش یه خانواده بودش

282
00:14:16,426 --> 00:14:18,805
‫و برای من اون یه خانواده هستش

283
00:14:18,806 --> 00:14:20,965
‫اون خواهر منه

284
00:14:20,966 --> 00:14:25,675
‫و الان بیشتر از همیشه بهم نیاز داره

285
00:14:25,676 --> 00:14:28,305
‫پس خواهش میکنم

286
00:14:28,306 --> 00:14:30,966
‫چطوری به خواهر کوچکم کمک کنم!

287
00:14:31,886 --> 00:14:35,306
‫من در مورد این گونه اطلاعات کافی ندارم

288
00:14:36,846 --> 00:14:39,385
‫نمیفهمم . یه چیزی باعث این داره میشه

289
00:14:39,386 --> 00:14:40,965
‫کارا" هیچ مشکلی نیست"

290
00:14:40,966 --> 00:14:42,805
‫بهت گفتم . توی خونه در امنیتی

291
00:14:42,806 --> 00:14:45,096
‫این خونه من نیست . خونه من توی...

292
00:14:46,676 --> 00:14:48,216
‫توی...

293
00:14:49,426 --> 00:14:50,505
‫زمین هستش!

294
00:14:50,506 --> 00:14:52,805
‫زمین هزاران سال نوری از اینجا هستش

295
00:14:52,806 --> 00:14:55,135
‫و برای چی باید تو رو به اون سیاره ی ساده و بی تمدن بفرستم؟

296
00:15:06,306 --> 00:15:07,306
‫"کارا"

297
00:15:08,466 --> 00:15:09,466
‫پدر؟

298
00:15:12,846 --> 00:15:14,675
‫نه . نه , این...

299
00:15:14,676 --> 00:15:17,306
‫نمیتونه واقعی باشه . واقعی نیستش . این واقعی نیستش

300
00:15:19,766 --> 00:15:21,136
‫دوباره "تب" هستش

301
00:15:25,386 --> 00:15:27,425
‫یادمه اونجا بازی میکردم

302
00:15:27,426 --> 00:15:30,765
‫و این شکاف رو وقتی دنبال

303
00:15:30,766 --> 00:15:33,845
‫خاله "استرا" بودم و افتادم درست کردم

304
00:15:33,846 --> 00:15:37,965
‫با اینحال , حتی بعد از اینکه افتادی , دوباره بلند شدی

305
00:15:37,966 --> 00:15:39,766
‫هیچی نمیتونه تو رو پایین نگه داره

306
00:15:43,506 --> 00:15:44,806
‫این کارو شما سر من درآوردید!

307
00:15:45,506 --> 00:15:47,505
‫- شما , این کارو کردید!
‫- کارا" , بس کن"!

308
00:15:47,506 --> 00:15:48,715
‫- بس کن
‫- نه! حالا میفهمم

309
00:15:48,716 --> 00:15:49,965
‫شما و "نان" پُشت این قضیه هستی

310
00:15:49,966 --> 00:15:53,265
‫نان"؟ ولی اون که سال ها پیش به منطقه ی "فنتوم" تبعید شد"

311
00:15:53,266 --> 00:15:56,676
‫نه , من باهاتون چند روز قبل جنگیدم توی...

312
00:16:01,006 --> 00:16:02,215
‫چرا یادم نمیاد؟

313
00:16:02,216 --> 00:16:04,305
‫همه ی کابوس ها وقتی بیدار بشیم تموم میشن

314
00:16:04,306 --> 00:16:06,215
‫نه , صبر کنین  ... من هنوز ... حسش میکنم

315
00:16:06,216 --> 00:16:07,766
‫من یه چیزی....

316
00:16:09,716 --> 00:16:12,465
‫- از پرواز کردن حس میکنم
‫- "ما فقط در رؤیاهامون پرواز میکنیم , "کارا

317
00:16:12,466 --> 00:16:15,306
‫من دوستایی دارم که بهم نیاز دارن

318
00:16:16,266 --> 00:16:17,505
‫خانواده...

319
00:16:17,506 --> 00:16:18,596
‫"کارا"

320
00:16:21,966 --> 00:16:23,096
‫"کال-ال"

321
00:16:26,556 --> 00:16:28,506
‫طریقه ی باز کردنش رو یادته؟

322
00:16:38,966 --> 00:16:40,465
‫"ببین , "کارا

323
00:16:40,466 --> 00:16:42,265
‫اونجا "کریپتون" هستش

324
00:16:42,266 --> 00:16:43,556
‫زیبا نیستش؟

325
00:16:44,676 --> 00:16:46,006
‫خیلی زیبایه

326
00:17:04,006 --> 00:17:07,135
‫من برای کمک به "کارا" اومدم , نه جنگیدن

327
00:17:10,466 --> 00:17:12,805
‫قبلا سعی کردی بکشیش.
‫چرا الان باید بهت اعتماد کنم؟

328
00:17:12,806 --> 00:17:15,965
‫کارا" از یه مرگ بدون شرف نجاتم داد"

329
00:17:15,966 --> 00:17:18,526
‫بعنوان یه سرباز , انتظار دارم اینو بفهمی

330
00:17:21,346 --> 00:17:22,885
‫کارا" توسط یه پارازیت انتقال فکری"

331
00:17:22,886 --> 00:17:25,505
‫به اسم "بلک مرسی" مورد حمله قرار گرفته

332
00:17:25,506 --> 00:17:26,965
‫باعث شده اون توی یه نوع کما فرو بره

333
00:17:26,966 --> 00:17:29,805
‫امواج مغزیش هنوز فعال هست . مثل اینکه بیداره

334
00:17:29,806 --> 00:17:33,385
‫بلک مرسی" اونو توی یه توهم زندگی مانندی گیر انداخته"

335
00:17:33,386 --> 00:17:35,265
‫زندگی عالی که در ذهنش داره

336
00:17:35,266 --> 00:17:37,965
‫زندگی که در هر لحظه واقعی تر میشه

337
00:17:37,966 --> 00:17:39,385
‫چطوری بیدارش کنم؟

338
00:17:39,386 --> 00:17:41,135
‫کارا" خودش باید اون زندگی رو رد کنه"

339
00:17:41,136 --> 00:17:43,716
‫ولی اگه ندونه که واقعی نیستش , چطوری میتونه رد کنش؟

340
00:17:44,266 --> 00:17:46,056
‫میتونم بهت بگم چطوری کمکش کنی

341
00:17:48,466 --> 00:17:49,765
‫ولی باید بهم اعتماد کنی

342
00:17:49,766 --> 00:17:52,886
‫دفعه ی آخری که بهت اعتماد کردم , شش سرباز کُشته شد

343
00:18:00,306 --> 00:18:02,466
‫میدونستم که بین تو و دختر خواهرم رابطه ی بیشتری هستش

344
00:18:03,846 --> 00:18:04,966
‫اون خواهرمه

345
00:18:06,386 --> 00:18:09,505
‫, اگه اون خواهرته و من خاله ـش

346
00:18:09,506 --> 00:18:11,425
‫پس رابطه ی ما چی میشه؟

347
00:18:11,426 --> 00:18:12,426
‫هیچی

348
00:18:14,056 --> 00:18:16,556
‫تنفرت نسبت به من نذار که جلوی دیدتو بگیره

349
00:18:17,806 --> 00:18:19,635
‫آماده ی گوش دادنی؟

350
00:18:19,636 --> 00:18:20,676
‫یا نه

351
00:18:24,241 --> 00:18:26,360
‫خوب , پس ... شما جای اون بودید؟

352
00:18:26,361 --> 00:18:28,030
‫من فرصت توضیح دادن ندارم

353
00:18:28,031 --> 00:18:30,030
‫اصلا نباید اینکارو بکنی . خیلی خطرناک هستش

354
00:18:30,031 --> 00:18:33,190
‫تنها راهی هست که میشه جلوی "بلک مرسی" رو گرفت

355
00:18:33,191 --> 00:18:35,240
‫میتونیم فناوری حیقیت مجازی ـمون رو تغییر بدیم

356
00:18:35,241 --> 00:18:37,150
‫تا من بتونم وارد ذهن "کارا" بشم

357
00:18:37,151 --> 00:18:39,320
‫و متقاعدش کنم تا توهم رو رد بکنه

358
00:18:39,321 --> 00:18:40,440
‫مگراینکه "استرا" داره سرکارت میزاره

359
00:18:40,441 --> 00:18:43,860
‫هیچکدمتون به این فکر کردید که اگه اینکارو بکنید
‫چه اتفاقی برای "کارا" میفته؟

360
00:18:43,861 --> 00:18:46,150
‫عملا داری از بهشت درش میارید

361
00:18:46,151 --> 00:18:47,650
‫میگم , یه خورده ضربه ی روحی بهش وارد میشه

362
00:18:47,651 --> 00:18:49,110
‫, مأمور "دنورس" بهش فکر کرده

363
00:18:49,111 --> 00:18:50,821
‫برای همین به اینجا اومدش

364
00:18:51,361 --> 00:18:54,940
‫کارا" به "جیمز" و "وین" وقتی بهوش بیاد نیاز داره"

365
00:18:54,941 --> 00:18:56,690
‫- میدونم مسائل امنیتی...
‫- ببرشون

366
00:18:56,691 --> 00:18:57,861
‫ببرشون

367
00:18:58,401 --> 00:19:00,240
‫فک کردم بحث سخت تری دربارش باید میکردم

368
00:19:00,241 --> 00:19:02,481
‫دارم میفهمم که چرا اینقدر اونا براش مهمن

369
00:19:04,821 --> 00:19:08,191
‫بعد از اینکه با "کت" کارم تموم شد , به "ب.ع.غ" برمیگردم

370
00:19:11,861 --> 00:19:14,611
‫خانم "گرنت" ... اجازه هست؟

371
00:19:15,611 --> 00:19:19,191
‫مشخصه که باعث درد احساسی زیادی براتون شدم

372
00:19:19,941 --> 00:19:22,150
‫و میخوام بدونید که برای منم خیلی سخته

373
00:19:22,151 --> 00:19:24,071
‫چیه , مگه میخوای از کنگره استعفا بدی؟

374
00:19:25,941 --> 00:19:28,480
‫, فقط فکر میکنم با توجه به مشکلات شخصی ـمون

375
00:19:28,481 --> 00:19:30,480
‫بهتره که من امروز مرخصی یگیرم و...

376
00:19:30,481 --> 00:19:31,980
‫وایسا

377
00:19:31,981 --> 00:19:33,150
‫وایسا , میخوام اینو ضبطش کنم

378
00:19:33,151 --> 00:19:38,821
‫خیلی شبیه اینه که بعد از سه ساعت تأخیر درخواست مرخصی هم داری

379
00:19:47,531 --> 00:19:50,150
‫حقیقت اینه...

380
00:19:50,151 --> 00:19:53,530
‫"من خیلی خیلی متأسفم , خانم "گرنت

381
00:19:53,531 --> 00:19:55,940
‫چون خیلی براتون احترام قائلم

382
00:19:55,941 --> 00:19:57,820
‫و اصلا قصد آسیب زدن به شما رو نداشتم

383
00:19:57,821 --> 00:19:59,241
‫"یا "آدام

384
00:20:01,071 --> 00:20:02,281
‫معلومه که نه

385
00:20:03,151 --> 00:20:04,441
‫اون...

386
00:20:05,611 --> 00:20:07,530
‫فقط نمیدونم چی جوری شدم

387
00:20:07,531 --> 00:20:12,361
‫کیرا" , مهم ترین چیزی که وقتی استخدامت کردم بهت گفتم چی بودش؟"

388
00:20:12,981 --> 00:20:16,530
‫- توی قهوه شیر خالص باچربی نباشه؟
‫- سر کار گریه کردن نباشه

389
00:20:16,531 --> 00:20:20,320
‫هرگز . مخصوصا اشکهای زیاد تمساحی

390
00:20:20,321 --> 00:20:22,150
‫واقعا فک میکنی که میتونی به دفترم بیای

391
00:20:22,151 --> 00:20:25,980
‫و با این ادا و اطفار هات منو گول بزنی؟

392
00:20:25,981 --> 00:20:27,241
‫نه

393
00:20:28,151 --> 00:20:31,150
‫خواهش میکنم امروز رو مرخصی برو

394
00:20:31,151 --> 00:20:33,821
‫چون دیگه تحمل دیدنت رو ندارم

395
00:20:38,901 --> 00:20:40,400
‫"هِی , "کارا

396
00:20:40,401 --> 00:20:41,781
‫بیدار شو

397
00:20:50,781 --> 00:20:52,280
‫با "کت گرنت" چطوری پیش رفت؟

398
00:20:52,281 --> 00:20:54,900
‫هر مصیبتی جای خودش

399
00:20:54,901 --> 00:20:57,110
‫آزمایشگاه تونستن حقیقت مجازی رو تغییر بدن؟

400
00:20:57,111 --> 00:20:58,480
‫"حس آگاهی منو با "کارا

401
00:20:58,481 --> 00:21:00,570
‫یکی کردن فراتر از هر کاری که تا حالا کردن هستش

402
00:21:00,571 --> 00:21:02,150
‫چندین روز وقت لازم دارن

403
00:21:02,151 --> 00:21:03,650
‫کارا" وقت نداره"

404
00:21:03,651 --> 00:21:04,980
‫شاید یه مشکل دیگه هم داشته باشیم

405
00:21:04,981 --> 00:21:08,030
‫فناوری "کریپتونی"ها قادر به پیشبینی این طوفان های خورشیدی هستش

406
00:21:08,031 --> 00:21:10,361
‫زمان بندی ـش با حمله به "کارا" اتفاقی نمیتونه باشه

407
00:21:11,861 --> 00:21:14,461
‫دارن از طوفان برای مخفی کردن حرکت بعدیشون استفاده میکنن

408
00:21:15,241 --> 00:21:16,741
‫الان نیاز به معجزه داریم

409
00:21:17,691 --> 00:21:20,171
‫برای همین منو بالا آوردید , مأمور "دنورس"؟

410
00:21:21,531 --> 00:21:23,151
‫خواهرم به کمکت نیاز داره

411
00:21:24,281 --> 00:21:26,780
‫شاید بهش کنم , اگه بهم کمک کنی

412
00:21:26,781 --> 00:21:29,320
‫«یه چیزی مثل , «آزادی زودتر از موقع بخاطر رفتار هوشمندانه؟

413
00:21:29,321 --> 00:21:30,441
‫چنین گزینه ای نداریم

414
00:21:31,191 --> 00:21:32,780
‫پس یه شیشه نوشیدنی

415
00:21:32,781 --> 00:21:33,980
‫با دسترسی به سرویس پخش آنلاین ـم چطوره؟

416
00:21:33,981 --> 00:21:38,650
‫همون بیگانه هایی که به آزمایشگاهت حمله کردن
‫برای چیزای بیشتر دارن برمیگردن

417
00:21:38,651 --> 00:21:40,441
‫دشمن , دشمن تو,» درسته؟»
‫*دوستته*

418
00:21:44,401 --> 00:21:45,651
‫لازمه چکاری بکنم؟

419
00:21:47,361 --> 00:21:50,240
‫ما همزمان به شش هدف حمله میکنیم

420
00:21:50,241 --> 00:21:51,690
‫زمان بندی خیلی مهمه

421
00:21:51,691 --> 00:21:53,150
‫بسته ها باید قبل از اینکه

422
00:21:53,151 --> 00:21:55,980
‫انسان ها فرصت کشف کردن نقشمون رو داشته باشن قرار بگیره

423
00:21:55,981 --> 00:21:59,321
‫این چیزی هست که ما در "کریپتون" سخت براش جنگیدیم

424
00:22:00,321 --> 00:22:03,320
‫حالا این فرصت رو داریم که کارو تموم کنیم

425
00:22:03,321 --> 00:22:04,321
‫افرادت رو آماده کن

426
00:22:12,981 --> 00:22:15,321
‫ساعتی پیش کجا بودی؟

427
00:22:16,321 --> 00:22:17,360
‫جرأت کردی از من سؤال میپرسی؟

428
00:22:17,361 --> 00:22:21,150
‫ما در آستانه ی آغاز حمله ـمون علیه انسان ها هستیم

429
00:22:21,151 --> 00:22:23,030
‫و تو بدون توضیح غیبت زده

430
00:22:23,031 --> 00:22:25,981
‫پس آره , جرأت کردم ازت سؤال پرسیدم

431
00:22:27,741 --> 00:22:29,191
‫پس بپرس

432
00:22:30,861 --> 00:22:32,861
‫قلبا با این جنگ موافق و همراهی؟

433
00:22:34,651 --> 00:22:36,610
‫, وقتی "میریاد" کامل بشه

434
00:22:36,611 --> 00:22:39,980
‫, بشریت به زانو خواهند افتاد

435
00:22:39,981 --> 00:22:41,821
‫و این سیاره نجات پیدا میکنه

436
00:22:46,281 --> 00:22:48,070
‫ترسیده بودم بخاطر کاری که با

437
00:22:48,071 --> 00:22:49,741
‫دختر خواهرت کردم پیش انسان ها رفته باشی

438
00:22:51,481 --> 00:22:53,941
‫بابت زیر سؤال بردن وفاداریت منو ببخش

439
00:23:01,481 --> 00:23:03,480
‫"جیمز"

440
00:23:03,481 --> 00:23:05,030
‫یه لطفی میخوام بکنی

441
00:23:05,031 --> 00:23:06,191
‫بگو

442
00:23:07,361 --> 00:23:08,611
‫من رئیس "هنشاو" رو میشناسم

443
00:23:09,571 --> 00:23:11,440
‫, اگه فک کنه وقتی به اون چیز وصلم در خطرم

444
00:23:11,441 --> 00:23:15,030
‫منو ازش چه "کارا" رو نجات داده باشم یا نه بیرون میکشه

445
00:23:15,031 --> 00:23:17,150
‫میخوام جلوشو بگیری

446
00:23:17,151 --> 00:23:18,650
‫, یا من با خواهرم برمیگردم

447
00:23:18,651 --> 00:23:19,981
‫یا کلا بر نمیگردم

448
00:23:28,741 --> 00:23:31,360
‫کلاه فورا تو رو به حس آگاهی "سوپرگرل" متصل میکنه

449
00:23:31,361 --> 00:23:33,320
‫اینطئری بهت اجازه میده تا هر چیزی که در ذهن

450
00:23:33,321 --> 00:23:35,150
‫سوپرگرل" میگذره رو بفهمی"

451
00:23:35,151 --> 00:23:36,320
‫خیلی هوشمندانس

452
00:23:36,321 --> 00:23:39,651
‫یاد باشه , باید کاری کنی که "سوپرگرل" خودش خیالشو رد کنه

453
00:23:45,441 --> 00:23:46,821
‫"پیش ما برگرد , "کارا

454
00:23:48,321 --> 00:23:49,481
‫بهت نیاز داریم

455
00:23:50,151 --> 00:23:51,690
‫جواب میده؟

456
00:23:51,691 --> 00:23:52,861
‫نمیدونم

457
00:23:56,981 --> 00:23:58,901
‫خوابای خوش ببینی

458
00:24:05,691 --> 00:24:07,481
‫"کارا"!

459
00:24:16,821 --> 00:24:19,070
‫وای خدا

460
00:24:19,071 --> 00:24:20,361
‫من توی "کریپتون"ـم

461
00:24:25,405 --> 00:24:28,034
‫قربان , طوفان ماهواره رو از کار انداخته . چیزی دیگه نمیتونیم ببینیم

462
00:24:28,035 --> 00:24:29,744
‫لازمه که به کار بیفتن اگه هر گونه اُمیدی برای

463
00:24:29,745 --> 00:24:31,404
‫فهمیدن حرکت بعدی "نان" میخوایم داشته باشیم

464
00:24:31,405 --> 00:24:34,364
‫, "تا حالا فکر کردین حرکت بعدی "نان

465
00:24:34,365 --> 00:24:36,825
‫شامل از کار افتادن ماهواره باشه؟

466
00:24:37,325 --> 00:24:40,614
‫میگم , شاید داره از فناوری خودمون علیه ـمون استفاده میکنه

467
00:24:40,615 --> 00:24:42,405
‫"نظر جالبی هستش , آقای "شات

468
00:24:43,205 --> 00:24:44,664
‫میشه با تیم مطرحش کنید؟

469
00:24:44,665 --> 00:24:46,784
‫نه , لازمه من پیش "کارا" باشم

470
00:24:46,785 --> 00:24:48,114
‫بهترین کاری که میتونی برای "سوپرگرل" بکنی

471
00:24:48,115 --> 00:24:50,994
‫اینه که دنیا رو سرپا نگه داری تا اون برگرده و ازش دفاع کنه

472
00:24:50,995 --> 00:24:53,205
‫- یه کامپیوتر بهم نشون بدید
‫- بریم

473
00:25:03,495 --> 00:25:05,404
‫کارا" خیلی امروز توی دادگاه خوب بودش"

474
00:25:05,405 --> 00:25:07,164
‫کال-ال" , خیلی به دختر عموت افتخار میکردی"

475
00:25:07,165 --> 00:25:10,784
‫متوجه شدم که مادرت و من تنها نفرایی نبودیم که
‫برای تماشات اومده بودن

476
00:25:10,785 --> 00:25:13,074
‫دل-اُر" بنظر مرد جوان خوبی میاد"

477
00:25:13,075 --> 00:25:14,244
‫پسر

478
00:25:14,245 --> 00:25:15,904
‫و بله , من ازش خیلی خوشم میاد

479
00:25:15,905 --> 00:25:17,204
‫مشخصا , "کارا" هم همینطوره

480
00:25:17,205 --> 00:25:19,864
‫وگرنه اینقدر از وقت آزادشو باهاش سپری نمیکرد

481
00:25:19,865 --> 00:25:21,904
‫پدر!

482
00:25:21,905 --> 00:25:22,905
‫"کارا"

483
00:25:23,455 --> 00:25:24,535
‫"کارا"...

484
00:25:28,165 --> 00:25:31,164
‫- شما کی هستی؟
‫- منم

485
00:25:31,165 --> 00:25:32,205
‫"الکس"

486
00:25:34,035 --> 00:25:35,905
‫- خواهرت
‫- من خواهر ندارم

487
00:25:36,825 --> 00:25:40,284
‫کارا" , داره از تأثیرات موجودی به اسم "بلک مرسی" رنج میبری"

488
00:25:40,285 --> 00:25:43,324
‫این توهم رو ایجاد کرده تا تو رو در زمین از پا بندازه

489
00:25:43,325 --> 00:25:44,045
‫زمین؟

490
00:25:44,070 --> 00:25:46,229
‫جایی که دوازده سال گذشته درش بودی

491
00:25:47,035 --> 00:25:48,245
‫اومدم ببرمت خونه

492
00:25:48,955 --> 00:25:50,035
‫من خونه هستم

493
00:25:58,405 --> 00:25:59,865
‫داریم از دستش میدیم . الان بکشش بیرون!

494
00:26:00,495 --> 00:26:02,824
‫شرمنده , "سوپرگرل" . فک کنم امروز شانس همراه نبوده

495
00:26:02,825 --> 00:26:04,704
‫- نمیتونم بزارم اینکارو بکنید
‫- "اولسن"

496
00:26:04,705 --> 00:26:07,285
‫- از سر راهش برو کنار
‫- اگه درش بیاریم , "کارا" رو از دست میدیم!

497
00:26:10,325 --> 00:26:12,615
‫ما در امنیت هستیم , "کال" . من اینجام

498
00:26:15,455 --> 00:26:16,864
‫کسی پاپ کورن داره؟!

499
00:26:16,865 --> 00:26:19,494
‫, رئیس "هنشاو" , میدونم درباره ی "الکس" نگرانید

500
00:26:19,495 --> 00:26:21,325
‫ولی التماس میکنم , بهش وقت بدید!

501
00:26:24,245 --> 00:26:26,954
‫من مسئولیت امنیت و سلامتش هستم

502
00:26:26,955 --> 00:26:28,615
‫"به عهده ی من هستش , "اولسن

503
00:26:31,285 --> 00:26:34,034
‫- خوب , از من خواست تا جلوتون رو بگیرم
‫- چی؟

504
00:26:34,035 --> 00:26:36,244
‫میدونست که اگه اوضاع بد بشه اینطوری رفتار میکنید

505
00:26:36,245 --> 00:26:38,904
‫برای همین پیش من اومد چون اون میخواد "کارا" رو نجات بده

506
00:26:38,905 --> 00:26:40,204
‫فکر میکنی من اینو نمیخوام

507
00:26:40,205 --> 00:26:41,535
‫هر دوشون رو میخوام

508
00:26:43,745 --> 00:26:45,664
‫- بیشتر از هر چیزی
‫- میدونم

509
00:26:45,665 --> 00:26:47,404
‫"و همچنین درک میکنم که "الکس

510
00:26:47,405 --> 00:26:49,904
‫براتون فقط یه مأمور نیستش

511
00:26:49,905 --> 00:26:51,034
‫خانوادس

512
00:26:51,035 --> 00:26:52,994
‫و میخواید به هر قیمتی شده ازش محافظت کنید

513
00:26:52,995 --> 00:26:54,244
‫میفهمم

514
00:26:54,245 --> 00:26:56,994
‫, ولی اگه قبل از اینکه فرصت نجات خواهرشو داشته باشه بیرون بیارنش

515
00:26:56,995 --> 00:26:58,744
‫دیگه هرگز مثل قبل بهتون نگاه نمیکنه

516
00:26:58,745 --> 00:26:59,785
‫اینو میدونید

517
00:27:01,995 --> 00:27:03,245
‫نمیتونم از دستش بدم

518
00:27:03,825 --> 00:27:04,825
‫از دست نمیدید

519
00:27:07,745 --> 00:27:10,665
‫چون "الکس" خیلی شبیه "سوپرگرل" هست

520
00:27:12,535 --> 00:27:13,955
‫همیشه یه راهی پیدا میکنه

521
00:27:14,665 --> 00:27:16,075
‫فقط باید بهش اعتماد کنید

522
00:27:24,865 --> 00:27:27,865
‫شورای عالی حکم بیگانه ی جاسوس رو اعلام کرده

523
00:27:29,035 --> 00:27:31,204
‫ما بیشترین مجازات رو اعمال میکنیم

524
00:27:31,205 --> 00:27:32,905
‫"تبعید شدن به منطقه ی "فنتوم

525
00:27:33,365 --> 00:27:37,164
‫کارا" , اگه منو ببرن , من و تو تا زمانی که"

526
00:27:37,165 --> 00:27:38,664
‫بلک مرسی" بکشمون اینجا گیر افتادیم"

527
00:27:38,665 --> 00:27:39,904
‫بهش گوش نده

528
00:27:39,905 --> 00:27:41,954
‫وقتی اون بره , همه ـمون خوشحال میشیم

529
00:27:41,955 --> 00:27:43,454
‫مثل قبل از اینکه بیاد

530
00:27:43,455 --> 00:27:45,204
‫فکر میکنی برای چی منو ساکت میکنن؟

531
00:27:45,205 --> 00:27:47,324
‫چون از حرفایی که میخوام بزنم میترسن!

532
00:27:47,325 --> 00:27:49,114
‫اون داره سعی میکنه تو رو با دروغ هاش گیجت کنه

533
00:27:49,115 --> 00:27:51,744
‫نه! من دارم سعی میکنم حقیقتو بیادت بیارم

534
00:27:51,745 --> 00:27:53,205
‫زندگی عالی و بی نقص نیستش

535
00:27:54,035 --> 00:27:56,704
‫میدونم میتونه سخت و تنها باشه

536
00:27:56,705 --> 00:27:58,325
‫مخصوصا برای تو

537
00:27:58,865 --> 00:28:00,534
‫تو چیزهای خیلی زیادی رو قربانی

538
00:28:00,535 --> 00:28:02,204
‫و از دست دادی

539
00:28:02,205 --> 00:28:04,824
‫ای کاش میتونستی با خانوادت زندگی ای میداشتی

540
00:28:04,825 --> 00:28:07,745
‫ولی اگرم داشتی , "کارا" , این نمیبود

541
00:28:08,535 --> 00:28:10,995
‫چون این واقعی نیستش

542
00:28:12,165 --> 00:28:14,880
‫و ته قلبت , "کارا" , ته قلبت , اینو میدونی

543
00:28:17,285 --> 00:28:19,534
‫نمیتونم بهت زندگی بدون درد و از دست دادن قول بدم

544
00:28:19,535 --> 00:28:21,864
‫چون درد جزئی از زندگی هستش

545
00:28:21,865 --> 00:28:24,614
‫باعث کسی که هستیم میشه

546
00:28:24,615 --> 00:28:26,995
‫همین باعث قهرمان بودن تو میشه

547
00:28:40,365 --> 00:28:45,284
‫تو هر روز میجنگی تا مردم مشکلاتو تو رو نداشته باشن

548
00:28:45,285 --> 00:28:46,785
‫میدونم که بخاطر میاری , لطفا...

549
00:28:47,325 --> 00:28:50,905
‫"اگه تلاش کنی , خواهش میکنم ... لطفا تلاش کن , "کارا

550
00:28:51,245 --> 00:28:53,705
‫چون زمین به "سوپرگرل" نیاز داره

551
00:28:56,165 --> 00:28:57,205
‫"سوپرگرل"

552
00:28:57,705 --> 00:28:59,614
‫آره , اون زندگی رو یادته

553
00:28:59,615 --> 00:29:02,114
‫"با "جیمز" و "وین" و "هنک

554
00:29:02,115 --> 00:29:03,705
‫دوستات بهت نیاز دارن

555
00:29:04,615 --> 00:29:06,165
‫و منم به خواهرم نیاز دارم!

556
00:29:08,905 --> 00:29:12,364
‫کارا" , نمیتونم اینو برات انتخاب کنم"

557
00:29:12,365 --> 00:29:14,035
‫باید خودت انتخاب کنی

558
00:29:21,705 --> 00:29:23,495
‫لطفا پیش ما برگرد , "کارا" . خواهش میکنم

559
00:29:31,785 --> 00:29:33,165
‫ای کاش...

560
00:29:38,205 --> 00:29:40,865
‫خیلی دلم میخواد که همه ی اینا واقعی باشه

561
00:29:44,115 --> 00:29:45,615
‫تا اینجا پیش شما بمونم

562
00:29:50,665 --> 00:29:52,364
‫ولی این واقعی نیستش

563
00:29:52,365 --> 00:29:53,825
‫نه . نه!

564
00:29:59,825 --> 00:30:01,705
‫بهم یاد دادید که قوی باشم

565
00:30:03,035 --> 00:30:04,205
‫و هستم

566
00:30:09,165 --> 00:30:11,115
‫کریپتوم" تا همیشه در قلبم هست"

567
00:30:12,285 --> 00:30:13,534
‫ولی حق با "الکس"ـه...

568
00:30:13,535 --> 00:30:15,665
‫خواهرم درست میگه

569
00:30:18,165 --> 00:30:19,205
‫باید برم

570
00:30:22,905 --> 00:30:24,365
‫- دوست دارم
‫- "کارا"...

571
00:30:26,865 --> 00:30:28,535
‫ما هرگز نمیذاریم بری

572
00:30:34,535 --> 00:30:37,535
‫- "الکس"
‫- میگیرمت!

573
00:30:41,245 --> 00:30:43,244
‫الکس" , خدا رو شکر"

574
00:30:49,405 --> 00:30:50,535
‫تو منو کشیدی بیرون؟

575
00:30:52,455 --> 00:30:53,994
‫چطوری تونستی؟

576
00:30:53,995 --> 00:30:55,904
‫بهت گفتم جلوشو بگیری!

577
00:30:55,905 --> 00:30:57,824
‫- گرفتم
‫- داشت ما رو انتخاب میکرد!

578
00:30:57,825 --> 00:30:59,994
‫- میخواست بیاد خونه!
‫- "الکس"...

579
00:30:59,995 --> 00:31:01,824
‫- چرا منو کشیدی بیرون؟
‫- "الکس"!

580
00:31:01,825 --> 00:31:03,864
‫- چرا؟
‫- نکشیدم!

581
00:31:03,865 --> 00:31:05,284
‫پس چطوری برگشتم؟

582
00:31:05,285 --> 00:31:07,704
‫چون تو انجامش دادی . موفق شدی . انجامش دادی

583
00:31:07,705 --> 00:31:08,784
‫متقاعدش کردی

584
00:31:08,785 --> 00:31:09,785
‫هِی

585
00:31:18,205 --> 00:31:19,324
‫هِی

586
00:31:19,325 --> 00:31:20,744
‫"هِی . "کارا

587
00:31:20,745 --> 00:31:21,824
‫چیزی نیست , صبرکن , صبرکن . چیزی نیست

588
00:31:21,825 --> 00:31:23,745
‫هِی , هِی , ما اینجاییم . ما اینجاییم

589
00:31:24,205 --> 00:31:26,405
‫هِی , ما اینجاییم . ما اینجاییم . گرفتمت

590
00:31:29,115 --> 00:31:30,115
‫خوبی؟

591
00:31:32,365 --> 00:31:34,495
‫بد چیزی بودش

592
00:31:39,285 --> 00:31:40,455
‫کارا" , خوبی؟"

593
00:32:03,325 --> 00:32:04,455
‫کی این بلا رو سر من درآوردش؟

594
00:32:06,115 --> 00:32:07,285
‫"نان"

595
00:32:07,865 --> 00:32:08,865
‫کجاست؟

596
00:32:13,975 --> 00:32:15,474
‫"کریپتونی"ها از "بلک مرسی"

597
00:32:15,475 --> 00:32:18,554
‫و طوفان خورشیدی استفاده کردن تا حواس ما رو از حرکت بعدیشون پرت کنن

598
00:32:18,555 --> 00:32:21,174
‫مأمور "وسکز" بهم گفت که نظری در مورد اینکه چی هستش داری

599
00:32:21,175 --> 00:32:22,474
‫, همونطور که قبلا گفتم

600
00:32:22,475 --> 00:32:24,844
‫فکر کردم که مربوط به ماهواره ها باشه

601
00:32:24,845 --> 00:32:27,924
‫, و از اونجایی که اکثر روز به سیگنال های ماهواره نگاه میکردم

602
00:32:27,925 --> 00:32:29,714
‫تصمیم گرفتم با کامپیوتر هاتون بررسی شون کنم

603
00:32:29,715 --> 00:32:32,844
‫, که , بگم , اگه هر وقت خواستید , بفروشیدشون

604
00:32:32,845 --> 00:32:34,555
‫بهم خبر بدید!

605
00:32:37,675 --> 00:32:41,844
‫بگذریم , من چند تا انتقال مخابره مخفی در بخش طیف "سی بند" پیدا کردم

606
00:32:41,845 --> 00:32:44,135
‫- ربطش چیه؟
‫- خوب , جالبه پرسیدید

607
00:32:45,805 --> 00:32:47,474
‫, همه ـشون از سرور های "فناوری لرد" استفاده میکنن

608
00:32:47,475 --> 00:32:50,474
‫که مرکزشون آزمایشگاهی هست که سربازهای "نان" بهش حمله کردن

609
00:32:50,475 --> 00:32:51,974
‫حالا میدونید که چرا به تسهیلات من حمله کرده

610
00:32:51,975 --> 00:32:54,265
‫اون از فناوری شما برای برتری یافتن بر شبکه ی غیرنظامی ها استفاده میکنه

611
00:32:55,135 --> 00:32:57,475
‫نان" هیچی نبرده , یه چیزی جا گذاشته"

612
00:32:58,135 --> 00:32:59,594
‫یه ویروس

613
00:32:59,595 --> 00:33:01,134
‫- یه ویروس که چیکار میکنه؟
‫- نمیدونم

614
00:33:01,135 --> 00:33:02,264
‫ولی نمیخوام صبر کنم تا بفهمم

615
00:33:02,265 --> 00:33:03,304
‫چطوری پیداشون کنیم؟

616
00:33:03,305 --> 00:33:06,134
‫شرکت من شش ایستگاه ماهواره ای دیگه در محدوده ی شهر داره

617
00:33:06,135 --> 00:33:07,214
‫حتما اونا هدف بعدیشون هستش

618
00:33:07,215 --> 00:33:08,804
‫تیم هامون رو بین هر مکان پخش کن

619
00:33:08,805 --> 00:33:10,475
‫نان" مال منه"

620
00:33:40,885 --> 00:33:43,305
‫اصلا میدونی چیکاری با من کردی؟

621
00:33:44,345 --> 00:33:46,885
‫باعث شدی دوباره از دستشون بدم!

622
00:33:47,805 --> 00:33:52,055
‫والدینم! تمام دنیامو!

623
00:33:55,475 --> 00:33:57,134
‫و فکر میکنی

624
00:33:57,135 --> 00:34:00,924
‫که میزارم این دنیا رو هم ازم بگیری؟

625
00:34:00,925 --> 00:34:03,714
‫فکر میکنی میزارم بهشون آسیب بزنی همونطوری که به من آسیب زدی؟

626
00:34:03,715 --> 00:34:04,805
‫هرگر!

627
00:34:13,715 --> 00:34:14,715
‫عقب وایسا!

628
00:34:28,595 --> 00:34:30,134
‫"نمیخوام باهات بجنگم , "آسترا

629
00:34:30,135 --> 00:34:34,384
‫من از سر وظیفه به نجات دادن دختر خواهرم کمک کردم , که شامل تو نمیشه

630
00:34:34,385 --> 00:34:36,304
‫برای این کمکش نکردی

631
00:34:36,305 --> 00:34:37,674
‫تو دوسش داری

632
00:34:37,675 --> 00:34:39,835
‫برای همین دیگه با این جنگ موافق نیستی

633
00:34:41,635 --> 00:34:42,924
‫تو هیچی از من نمیدونی

634
00:34:42,925 --> 00:34:46,344
‫میدونم که چندین فرصت برای کُشتن من

635
00:34:46,345 --> 00:34:47,765
‫و "کارا" داشتی

636
00:34:48,595 --> 00:34:49,765
‫ولی نکشتی

637
00:34:50,805 --> 00:34:52,095
‫چون نمیخوای

638
00:34:52,635 --> 00:34:55,345
‫"اونا رو ول کن , "آسترا

639
00:34:56,975 --> 00:34:58,135
‫به ما کمک کن

640
00:35:02,675 --> 00:35:03,675
‫"کارا"...

641
00:35:05,805 --> 00:35:07,265
‫فکر میکردم همه ی گونه ـتون مُردن

642
00:35:07,555 --> 00:35:09,054
‫من آخرینشون هستم

643
00:35:09,055 --> 00:35:10,714
‫زمین الان خونه منه

644
00:35:10,715 --> 00:35:12,595
‫و نمیزارم ازم بگیریش

645
00:35:21,175 --> 00:35:23,514
‫دختر احمق

646
00:35:23,515 --> 00:35:25,384
‫اصلا میدونی چیکار میکنی؟

647
00:35:25,385 --> 00:35:27,135
‫آره , جلوی تو رو میگیرم

648
00:35:27,635 --> 00:35:31,305
‫مادرت باور داشت که میتونه , ولی شکست خورد

649
00:35:32,095 --> 00:35:33,214
‫من شکست نمیخورم

650
00:35:36,675 --> 00:35:38,844
‫چون من درد رو میشناسم

651
00:35:38,845 --> 00:35:40,634
‫ولی عشق رو هم میشناسم

652
00:35:40,635 --> 00:35:42,884
‫و آدم های اینجا خانواده ی من هستن

653
00:35:42,885 --> 00:35:45,474
‫من روی "کریپتون" بدنیا اومدم , ولی زمین رو انتخاب کردم

654
00:35:45,475 --> 00:35:48,424
‫و تا نفس آخرم ازش محافظت میکنم

655
00:35:52,715 --> 00:35:56,924
‫, تو غرور و گستاخی خاندان بزرگ "ال" رو داری

656
00:35:56,925 --> 00:35:59,135
‫که باعث میشه حقیقت رو نبینی

657
00:36:00,475 --> 00:36:02,674
‫بشریت یه بیماری هستش

658
00:36:02,675 --> 00:36:04,595
‫میریاد" علاجش هست"

659
00:36:30,175 --> 00:36:31,804
‫نترس , مریخی

660
00:36:31,805 --> 00:36:33,215
‫مثل یه سرباز میمیری

661
00:36:57,215 --> 00:37:00,554
‫"داری بهتر میشی , "کارا زور-ال

662
00:37:00,555 --> 00:37:02,475
‫ولی من امروز نمیمیرم

663
00:37:19,765 --> 00:37:21,764
‫کارا" , سریع بیا اینجا"

664
00:37:21,765 --> 00:37:22,885
‫آسترا" کاریش شده"

665
00:37:29,175 --> 00:37:30,175
‫چی شدش؟

666
00:37:33,765 --> 00:37:34,845
‫یه جنگی بود

667
00:37:37,635 --> 00:37:38,635
‫من کُشتمش

668
00:37:39,635 --> 00:37:41,305
‫متأسفم , ولی چاره ی دیگه ای نداشتم

669
00:37:45,765 --> 00:37:47,055
‫کارا" , اون داره میمیره"

670
00:37:50,975 --> 00:37:52,135
‫سلام , کوچولو

671
00:37:53,345 --> 00:37:55,884
‫خیلی از دیدنت خوشحالم

672
00:37:55,885 --> 00:37:57,424
‫خواهرت

673
00:37:57,425 --> 00:37:58,805
‫تونست تو رو برگردونه

674
00:38:01,975 --> 00:38:04,264
‫, آسترا" , باید بهت بگم"

675
00:38:04,265 --> 00:38:06,475
‫,وقتی من تحت تأثیر "بلک مرسی" بودم

676
00:38:08,305 --> 00:38:09,475
‫تو هم اونجا بودی

677
00:38:10,305 --> 00:38:11,675
‫بعنوان دشمنت

678
00:38:14,635 --> 00:38:15,975
‫بعنوان خانوادم

679
00:38:17,595 --> 00:38:18,595
‫"کارا"...

680
00:38:20,385 --> 00:38:22,214
‫کارا" , بهم گوش کن"

681
00:38:22,215 --> 00:38:24,135
‫نان" رو نمیشه جلوشو گرفت"

682
00:38:26,135 --> 00:38:28,344
‫, اگه در برابرش قرار بگیری

683
00:38:28,345 --> 00:38:30,844
‫اون تو رو و کسایی که دوست داری رو

684
00:38:30,845 --> 00:38:31,924
‫میکشه

685
00:38:31,925 --> 00:38:34,305
‫یه چیزایی درباره ی , "میریاد" گفتش

686
00:38:35,715 --> 00:38:39,014
‫بهم بگو , بهم بگو قبل از اینکه دیر نشده , لطفا

687
00:38:39,015 --> 00:38:41,674
‫, الانشم دیر شده

688
00:38:41,675 --> 00:38:42,675
‫کوچولو

689
00:38:58,715 --> 00:38:59,715
‫"کارا"...

690
00:39:00,595 --> 00:39:01,715
‫کارا" , باید بریم"

691
00:39:02,635 --> 00:39:04,515
‫- الان . الان!
‫- بر!.

692
00:39:30,135 --> 00:39:32,474
‫بهتون قول میدم

693
00:39:32,475 --> 00:39:34,015
‫مثل یه قهرمان مُرد

694
00:39:34,595 --> 00:39:36,174
‫و "میریاد" قابل استفاده هستش

695
00:39:36,175 --> 00:39:37,805
‫ژنرال ـمون بیهوده نمرده

696
00:39:41,765 --> 00:39:42,845
‫"به لطف و همکاری "سوپرگرل

697
00:39:44,135 --> 00:39:45,594
‫اینو به آزمایشگاه ببرش

698
00:39:45,595 --> 00:39:47,635
‫میخوام همه چیز دربارش بدونم

699
00:39:59,015 --> 00:40:02,014
‫گروه "بتا و دلتا" گزارش ندادن

700
00:40:02,015 --> 00:40:04,974
‫فکر کنم بعد از اتفاقی که برای "آسترا" افتادش , دیگه هرگز ندن

701
00:40:04,975 --> 00:40:06,844
‫"تقصیر تو نیستش , "الکس

702
00:40:06,845 --> 00:40:08,304
‫استرا" قتلش درست بود"

703
00:40:08,305 --> 00:40:09,674
‫باعث نمیشه که قضیه بهتر بشه

704
00:40:09,675 --> 00:40:11,635
‫تو تصمیم سختی گرفتی . این کاریه که سرباز ها میکنن

705
00:40:13,055 --> 00:40:14,255
‫حال خواهرت چطوره؟

706
00:40:14,975 --> 00:40:17,634
‫, آسترا" شاید در زمین جنگ دشمن "کارا" بوده"

707
00:40:17,635 --> 00:40:19,845
‫ولی اونم خانواده ـش بوده

708
00:40:20,595 --> 00:40:22,805
‫- براش سخته
‫- آره , میدونم که هستش

709
00:40:23,925 --> 00:40:26,634
‫هیچوقت از اعتقادش بر اینکه "استرا" رو میشه نجات داد بر نداشت

710
00:40:26,635 --> 00:40:28,675
‫این تفاوت بین سربازها و قهرمان ها هستش

711
00:40:30,385 --> 00:40:31,385
‫قربان

712
00:40:34,215 --> 00:40:35,805
‫چرا به "کارا" دروغ گفتید؟

713
00:40:43,595 --> 00:40:45,305
‫چون تو قهرمان "سوپرگرل" هستی

714
00:40:46,805 --> 00:40:47,974
‫و نمیخوام که اون تو رو چیزی

715
00:40:47,975 --> 00:40:49,595
‫به جز این ببینه

716
00:41:07,345 --> 00:41:10,634
‫بچه ها , راضی به زحمت نبودم

717
00:41:10,635 --> 00:41:11,804
‫جدا , لازم نبودش؟

718
00:41:11,805 --> 00:41:13,304
‫فک میکردم که اجباری هستش

719
00:41:16,055 --> 00:41:17,265
‫هِی...

720
00:41:18,765 --> 00:41:20,974
‫لازمه در مورد اون

721
00:41:20,975 --> 00:41:22,674
‫دنیای عالی ذهنی" که توش بودم صحبت کنیم"...

722
00:41:22,675 --> 00:41:23,764
‫کارا" , لازم نیست صحبت کنیم"...

723
00:41:23,765 --> 00:41:27,305
‫میخوام بهتون بگم چرا خودمو توی "کریپتون" تصور کردم

724
00:41:30,055 --> 00:41:31,884
‫بخاطر این نیست که از اینجا متنفرم

725
00:41:31,885 --> 00:41:34,175
‫بخاطر این هست که در چند هفته ی گذشته

726
00:41:34,975 --> 00:41:36,925
‫احساس گمشدگی میکردم و...

727
00:41:38,055 --> 00:41:41,424
‫مثل اول اینکه به زمین اومده بودم

728
00:41:41,425 --> 00:41:44,425
‫پس درباره ی همون چیزایی که قبلا خیالبافی میکردم الانم کردم

729
00:41:46,975 --> 00:41:49,805
‫من تصمیم گرفتم که برگردم چون فهمیدم

730
00:41:51,425 --> 00:41:53,265
‫من به اینجا پیش شماها تعلق دارم

731
00:41:54,175 --> 00:41:55,425
‫خانواده ی من

732
00:41:56,635 --> 00:41:58,384
‫فک کنم درسته

733
00:41:58,385 --> 00:42:00,174
‫هیچ جا خونه ی آدم نمیشه

734
00:42:01,635 --> 00:42:03,155
‫درسته . الان از یه فیلم نقل قول کردی

735
00:42:03,515 --> 00:42:06,595
‫دنورس" , الان یه سطح جدید از دوستی رسیدیم"

736
00:42:10,265 --> 00:42:11,675
‫چون ما دوستیم

737
00:42:12,385 --> 00:42:13,885
‫آره . آره , بهترین

738
00:42:14,385 --> 00:42:16,054
‫بزن قدش!

739
00:42:16,055 --> 00:42:18,594
‫خوب , نمیدوستم که شب "پات استیکر" خوردن هستش یا...

740
00:42:20,555 --> 00:42:23,304
‫شب بستنی خوردن

741
00:42:23,305 --> 00:42:26,384
‫پس حدس بزن چیکار کردم ؟ هر دوشون رو گرفتم

742
00:42:26,385 --> 00:42:28,555
‫- اینا مورد علاقه های منن!
‫- میدونم . میدونم چی دوست داری

743
00:42:31,215 --> 00:42:32,805
‫کارا" , یه چیزی هست"...

744
00:42:33,925 --> 00:42:35,805
‫چیزی هست که بهتره بدونی

745
00:42:36,635 --> 00:42:37,925
‫آره , باشه . چیه؟

746
00:42:42,515 --> 00:42:46,304
‫هنک" وقتی نبودی بجات سر کار رفته بود"

747
00:42:48,305 --> 00:42:50,635
‫حدس میزنم خوب پیش نرفته

748
00:42:51,425 --> 00:42:52,674
‫خوب , حدس خوبی زدی

749
00:42:52,675 --> 00:42:54,924
‫نه . به هیچ صورتی خوب نبوده .نه

750
00:42:54,925 --> 00:42:57,764
‫بزارید صحبت کار برای فردا باشه

751
00:42:57,765 --> 00:43:00,474
‫خیلی خوب؟ الان وقت غذا خوردن هستش . و بعلاوه....

752
00:43:00,475 --> 00:43:01,943
‫یکم از این ها بخوریم

753
00:43:02,459 --> 00:43:03,212
‫آره!

754
00:43:03,237 --> 00:43:05,304
‫حال نمیده . چون میدونی من مَست نمیشم!

755
00:43:05,305 --> 00:43:07,634
‫- حال میده چون ما میتونیم
‫- و ما میشیم!

756
00:43:13,014 --> 00:43:16,248
‫<font color="#DE۲۵۰۴">Ali HunteR</font>
‫<font color=yellow>Ali-hunteR.blogfa.com</font>
‫<font color=#۰۰FF۰۰>facebook.com/Hunter.bazrgaR</font>

757
00:43:16,514 --> 00:43:19,248
‫<font color="#۶۴ad۲f">خبرگزاری آریافیلم به روزترین اخبار دنیای فیلم و سریال</font>
‫<font color="#ffffff">www.ariamovie.ir</font>
‫<font color="#bb۱e۱e"> www.warez-ir.asia با همکاری</font>

