1
00:00:01,500 --> 00:00:04,830
‫وقتی من بچه بودم , سیاره ی من "کریپتون" در حال نابودی بود

2
00:00:05,280 --> 00:00:07,770
‫من به زمین فرستاده شدم تا از پسر عموم محافظت کنم

3
00:00:08,700 --> 00:00:10,510
‫ولی محفظه ی من از مسیر خارج شد

4
00:00:10,560 --> 00:00:11,900
‫و زمانی که من به زمین رسیدم,

5
00:00:11,910 --> 00:00:16,090
‫سر عموم بزرگ شده بود و "سوپرمن" شده بود

6
00:00:16,260 --> 00:00:17,930
‫و منم قدرت هامو مخفی کردم

7
00:00:17,930 --> 00:00:19,610
‫تا اخیرا که یه حادثه

8
00:00:19,620 --> 00:00:22,210
‫مجبورم کرد که خودمو به دنیا آشکار کنم

9
00:00:23,170 --> 00:00:26,430
‫برای آدم های زمین من یه دستیار توی رسانه ی جهانی"کت کو" هستم

10
00:00:26,490 --> 00:00:30,020
‫ولی مخفیانه , من با خواهر خودندم برای "ب.ع.غ" کار میکنیم
‫*بخش.عملیات.غیر معمولی*

11
00:00:30,020 --> 00:00:31,970
‫تا شهرمو از زندگی بیگانه ها

12
00:00:31,970 --> 00:00:34,450
‫و هرکسی که بخواد باعث صدمه زدن بهش بشه محافظت کنیم

13
00:00:35,720 --> 00:00:38,300
‫من "سوپرگرل" هستم

14
00:00:38,590 --> 00:00:40,200
‫آنچه در "سوپرگرل" گذشت

15
00:00:40,200 --> 00:00:41,990
‫,بی تجربگی "سوپرگرل" مهم نیست

16
00:00:41,990 --> 00:00:43,470
‫حرف من درباره ی مشکلاتی که با خودش بهمراه میاره هستش

17
00:00:43,480 --> 00:00:46,320
‫نشنال سیتی" مشکلات "متروپولیس" رو لازم نداره"

18
00:00:46,320 --> 00:00:48,130
‫- حرفای این یارو برای کی مهمه؟
‫- برای تو

19
00:00:48,130 --> 00:00:49,470
‫مکسول لرد" مگه قهرمان تو نیستش؟"

20
00:00:49,470 --> 00:00:51,950
‫این قطار برای "نشنال سیتی" یه نعمته

21
00:00:51,950 --> 00:00:54,910
‫چی میشه اگه مردم بفهمن کی هستی؟

22
00:00:54,910 --> 00:00:56,180
‫خطرناکه

23
00:00:56,180 --> 00:00:58,910
‫"سوپرگرل" بهتره که از تو یاد بگیره , "کارا"

24
00:00:58,910 --> 00:01:01,260
‫اون خیلی سریع , داره خیلی کار میکنه

25
00:01:01,260 --> 00:01:03,010
‫,تو از "جیمی اولسن" خوشت میاد

26
00:01:03,010 --> 00:01:07,180
‫کسی که از همه ی کسایی که دیدم بیشتر میخندونت

27
00:01:07,760 --> 00:01:09,600
‫کارا" , ایشون "لوسی لین" هستن"

28
00:01:09,600 --> 00:01:11,210
‫لوئیز" خواهر بزرگمه"

29
00:01:11,630 --> 00:01:13,570
‫جیمی" , من راه طولانی برای دیدنت اومدم"

30
00:01:13,570 --> 00:01:14,490
‫و برای چی اومدی؟

31
00:01:14,490 --> 00:01:16,400
‫از جوری که رابطمون تموم شد خوشم نیومده

32
00:01:20,720 --> 00:01:23,870
‫زمانی بود که احساس قدرت و سرزدگی نمیکردم

33
00:01:24,360 --> 00:01:27,110
‫,ولی از زمانی که تونستم به دنیا نشون بدم که چکارهایی میتونم بکنم

34
00:01:27,110 --> 00:01:29,240
‫حس میکنم که همه چیز امکان پذیره

35
00:01:29,600 --> 00:01:33,760
‫و برای اولین بار تو زندگیم , بلاخره میتونم همشو داشته باشم

36
00:01:34,590 --> 00:01:36,120
‫,ولی یه چیز بطور حتم میدونم

37
00:01:36,130 --> 00:01:38,220
‫هیچ چیزی نمیتونه حال منو امروز خراب کنه

38
00:02:07,240 --> 00:02:08,720
‫فک کردم که اینو بهت برگردونم

39
00:02:09,400 --> 00:02:11,480
‫فک میکردم که باهم رفیق شدیم

40
00:02:11,930 --> 00:02:12,980
‫خوب...

41
00:02:13,110 --> 00:02:15,590
‫آدمایی که باهم رفیقن جاسوسی همو نمیکن!

42
00:02:15,790 --> 00:02:16,950
‫دوست ندارم تعقیب بشم

43
00:02:16,950 --> 00:02:17,900
‫,اگه من داشتم تعقیبت میکردم

44
00:02:17,910 --> 00:02:19,830
‫خانم "دنورس" , هیچوقت متوجه نمیشدین

45
00:02:20,420 --> 00:02:22,940
‫این ... مال ما نیستش

46
00:02:22,940 --> 00:02:23,990
‫پس مال کیه؟

47
00:02:25,920 --> 00:02:27,270
‫هیچ علامتی نداره

48
00:02:28,650 --> 00:02:30,390
‫تا حالا چنین فناوری ندیدم

49
00:02:30,390 --> 00:02:32,790
‫"منشاء بیگانه ها؟ میتونه خالت باشه , "استرا

50
00:02:32,800 --> 00:02:34,230
‫نه , قطعا ساخت زمینه

51
00:02:34,230 --> 00:02:36,150
‫ولی بطور خارق العاده ای پیشرفتس

52
00:02:36,150 --> 00:02:36,930
‫آره , معلومه

53
00:02:36,940 --> 00:02:39,330
‫این چیزه مثل این بود که میخواست یه مگس رو
‫توی طوفان با مگس کُش بزنه

54
00:02:39,330 --> 00:02:40,740
‫,اگه کسی دارایی های من رو هدف قرار داده

55
00:02:40,740 --> 00:02:41,880
‫میخوام بدونم که کی هستش

56
00:02:41,880 --> 00:02:42,840
‫به ما بسپارینش

57
00:02:46,270 --> 00:02:47,670
‫"میتونی بهش اعتماد کنی , "کارا

58
00:02:47,880 --> 00:02:49,020
‫امیدوارم حق با تو باشه

59
00:02:50,180 --> 00:02:52,490
‫لطفا سر من داد نزنید , این کار من نیستش

60
00:02:55,310 --> 00:02:56,670
‫دفتر "کت گرنت" , من "کارا" هستم

61
00:02:56,670 --> 00:02:59,410
‫لطفا , دیگه منو مجبور نکن که جواب تلفن هاتو بدم

62
00:02:59,410 --> 00:03:02,090
‫برنده شده؟ عالیه! آره

63
00:03:02,090 --> 00:03:04,390
‫بله . بله , باهاتون تماس میگیرم

64
00:03:05,080 --> 00:03:07,890
‫خانم "گرنت" جایزه "سیگل" برای زن در رسانه ها رو برده
‫*جایزه دانشگاه ماساچوست برای بهترین مقاله علمی و فناوری*

65
00:03:07,890 --> 00:03:09,080
‫آره , الانشم میدونه

66
00:03:09,080 --> 00:03:10,850
‫نمیدونستم که میتونه بخنده...

67
00:03:10,850 --> 00:03:13,050
‫اگه بر اساس ظلم به بقیه نباشه

68
00:03:13,060 --> 00:03:15,300
‫مراسم فردا شب توی "متروپولیس" هستش

69
00:03:15,310 --> 00:03:17,360
‫بهتره که یه بلیت هواپیما الان رزو کنم

70
00:03:17,740 --> 00:03:18,860
‫بهتون نگفتم

71
00:03:18,860 --> 00:03:20,800
‫چون میدونستم که همچنین عکس العملی خواهید داشت

72
00:03:20,930 --> 00:03:22,570
‫,میدونم که فک میکنید این یه جایزه ی احمقانه ـس , مادر

73
00:03:22,570 --> 00:03:23,970
‫ولی من برنده شدمش

74
00:03:24,890 --> 00:03:27,190
‫درخواست زیادی نکردم

75
00:03:27,400 --> 00:03:28,840
‫ببخشید

76
00:03:28,840 --> 00:03:32,030
‫پی نبرده بودم که مادر بزرگ بودن چه کار سختی هستش

77
00:03:34,340 --> 00:03:35,410
‫"کیرا"!

78
00:03:36,080 --> 00:03:38,380
‫- بله
‫- نهار برام سالاد بگیر

79
00:03:38,380 --> 00:03:41,340
‫اگه چیزبرگر روش داره برام مهم نیست که چه مدل سالادی باشه

80
00:03:41,340 --> 00:03:44,650
‫و , خانم "گرنت" , میشه بهتون , تبریک بگم!

81
00:03:44,650 --> 00:03:46,490
‫جایزه ی "سیگل" , خیلی بزرگه

82
00:03:46,490 --> 00:03:49,250
‫امیدوارم خود جایزه ـش بزرگ نباشه , با توجه به اینکه
‫باید برام پُستش کنن

83
00:03:49,250 --> 00:03:51,180
‫در مراسمش شرکت نمیکنم

84
00:03:51,180 --> 00:03:53,190
‫ولی این اولین سالی که "لوئیز لین" رو شکست دادید
‫*خواهر لوسی که در روزنامه ی دیلی پلنت متروپولیس خبرنگار هست*

85
00:03:53,190 --> 00:03:55,970
‫و هر چقدر هم که دوست دارم به صورت

86
00:03:55,970 --> 00:03:57,250
‫, کک و مکی و آزار دهندش بکشم

87
00:03:57,250 --> 00:03:59,280
‫کسی رو ندارم که مراقبت "کارتر" باشه

88
00:03:59,310 --> 00:04:01,410
‫- یه پرستار دیگه رو هم اخراج کردید؟
‫- نه

89
00:04:02,730 --> 00:04:04,910
‫الا" در حال انبار کردن کفش های تابستونیم پاشو شکسته"

90
00:04:04,910 --> 00:04:05,610
‫و مامانتون؟

91
00:04:05,610 --> 00:04:09,040
‫اون انتظارات منو با در اولیت قرار دادن شغل خودش در برابر من

92
00:04:09,040 --> 00:04:10,640
‫برآورده نمیکنه

93
00:04:10,940 --> 00:04:13,290
‫اصلا مادرتو به شغلت اهمیت میده؟

94
00:04:13,290 --> 00:04:15,850
‫خوب , زیادی دور و برم نیستش

95
00:04:15,850 --> 00:04:18,930
‫سالاد , برگر , بدو برو

96
00:04:23,690 --> 00:04:26,580
‫اگه بخواین من میتونم مراقب "کارتر" باشم

97
00:04:29,300 --> 00:04:30,540
‫چی میخوای؟

98
00:04:31,550 --> 00:04:34,790
‫میدونید که بعضی موقع ها آدما فقط میخوان به بقیه کمک کنن؟

99
00:04:34,790 --> 00:04:35,950
‫متوجه شدم

100
00:04:36,390 --> 00:04:38,550
‫,پس , تو فک میکنی که اگه این لطفو در حق من بکنی

101
00:04:38,550 --> 00:04:41,340
‫بعدش من مدیونت میشم

102
00:04:41,340 --> 00:04:42,040
‫خوب , این اولین باری هستش

103
00:04:42,040 --> 00:04:44,220
‫"که همچین خاصیتی رو توی تو میبینم , "کیرا

104
00:04:45,160 --> 00:04:46,140
‫عاشقشم

105
00:04:47,450 --> 00:04:49,140
‫نمیدونستم که از این کارا هم بلدی

106
00:04:49,780 --> 00:04:51,310
‫این جایزه برای شما مهمه

107
00:04:51,320 --> 00:04:52,370
‫پس , برای منم مهمه

108
00:04:52,370 --> 00:04:55,020
‫شاید یه روزی اون ترفیع رو بدست بیاری

109
00:04:57,510 --> 00:04:59,450
‫"پسرم , "کارتر...

110
00:05:00,040 --> 00:05:03,830
‫اون , خوب , خدا رو شکر , پسر معمولیه نیستش

111
00:05:03,830 --> 00:05:06,190
‫,اون باهوش و کنجکاو هستش

112
00:05:06,190 --> 00:05:09,710
‫و مثل اکثر بچه های بااستعداد , اون میتونه...

113
00:05:10,530 --> 00:05:12,800
‫خجالتی و تودار باشه

114
00:05:12,800 --> 00:05:14,870
‫به توجه خاصی نیاز داره

115
00:05:14,870 --> 00:05:16,810
‫"نگران نباشید , خانم "گرنت

116
00:05:16,810 --> 00:05:18,650
‫پیش "سوپرگرل" جاش امن تر نیستش

117
00:05:19,790 --> 00:05:21,330
‫الان , دیگه آزار دهنده شدی

118
00:05:26,350 --> 00:05:29,640
‫من از پرونده های ترک خدمت متنفرم , و پیگر سه تاشونم

119
00:05:29,640 --> 00:05:31,640
‫, من عضو دادگاه نظامی شدم چون قانون جنگ برام مهمه

120
00:05:31,640 --> 00:05:33,470
‫نه اینکه سربازها رو تنبیه کنم!

121
00:05:33,470 --> 00:05:34,520
‫لوسی" , اینجا چیکار میکنی؟"

122
00:05:34,520 --> 00:05:36,870
‫بهت گفتم , دارم سوگند نامه ها رو برای دادگاه نظامی بازبینی میکنم

123
00:05:36,870 --> 00:05:39,550
‫که میتونستن برات به "متروپولیس" ایمیل کنن , پس...

124
00:05:39,550 --> 00:05:40,520
‫ولی اونطوری نمیتونستیم

125
00:05:40,530 --> 00:05:42,710
‫این چیز شکلاتی رو باهم بخوریم

126
00:05:45,570 --> 00:05:46,390
‫"لوسی"...

127
00:05:50,790 --> 00:05:53,750
‫خوب , همچنین دلم برات تنگ شده بود

128
00:05:54,220 --> 00:05:55,790
‫اجازه ندارم دلم واست تنگ بشه؟

129
00:05:57,880 --> 00:06:00,600
‫, باید ... باید برم

130
00:06:00,600 --> 00:06:02,740
‫, رئیسم داره از شهر میره

131
00:06:02,740 --> 00:06:05,390
‫, و منو مسئول کارای بازاریابی دیجیتال کرده

132
00:06:05,710 --> 00:06:07,720
‫خوب , تو همیشه مسئولیت بیشتر میخواستی

133
00:06:09,120 --> 00:06:10,570
‫"من خیلی چیزا میخوام ,"لوسی

134
00:06:11,920 --> 00:06:14,160
‫جیمی" , حق با تو بود"

135
00:06:14,390 --> 00:06:16,190
‫من واسه پرونده نیومدم

136
00:06:16,440 --> 00:06:17,790
‫بخاطر تو اومدم

137
00:06:20,910 --> 00:06:22,920
‫خوب , باشه , یه زنگ بهت میزنم

138
00:06:22,920 --> 00:06:24,640
‫اگه سر کار خیلی سرم شلوغ نبودش

139
00:06:30,380 --> 00:06:32,860
‫بنظر مثل یه زنی بود که میدونه چی میخوادش

140
00:06:33,820 --> 00:06:36,980
‫از شنوایی معمولیم استفاده کردم

141
00:06:38,330 --> 00:06:40,140
‫تنها چیزی که میخواد اینه که تو همه چیز برنده بشه

142
00:06:40,850 --> 00:06:43,420
‫توی هر پرونده , استدلال , برنده بشه

143
00:06:43,420 --> 00:06:44,780
‫و حالا هم میخواد منو برنده بشه

144
00:06:44,820 --> 00:06:46,950
‫چون تو باهاش بهم زدی؟

145
00:06:49,180 --> 00:06:51,280
‫من کنار کشیدم

146
00:06:52,450 --> 00:06:53,670
‫بعد از اینکه باهام بهم زد

147
00:06:53,810 --> 00:06:54,810
‫چطوری...

148
00:06:55,350 --> 00:06:56,830
‫این ممکنه؟

149
00:06:57,680 --> 00:06:59,380
‫اون عاشق کارشه

150
00:06:59,970 --> 00:07:02,120
‫و منم یه حواس پرتی بودم

151
00:07:03,980 --> 00:07:07,270
‫خوب , تو ... تو که اصلا مایه ی حواس پرتی نیستی

152
00:07:17,690 --> 00:07:19,330
‫- زلزله ـس؟
‫- نه , یه بمبه

153
00:08:20,120 --> 00:08:22,120
‫<font color="#DE۲۵۰۴">Ali HunteR Proudly Presents :</font>
‫<font color=yellow>www.Ariamovie.iR</font>
‫<font color="#۸۰۰۰ff">Ali-hunteR.blogfa.com</font>

154
00:08:22,121 --> 00:08:24,121
‫<font color=#۰۰FF۰۰>facebook.com/Hunter.bazrgaR </font>
‫<font color=yellow>Episode ۵ (۴)</font>
‫<font color="#DE۲۵۰۴">۰۳/۹/۹۴</font>

155
00:08:22,120 --> 00:08:24,950
‫,تو داشتی وزنی بالغ بر ۱۲۰ پوند فوت مربع رو تحمل میکردی

156
00:08:24,950 --> 00:08:26,870
‫ضربدر پنج طبقه

157
00:08:26,870 --> 00:08:27,620
‫بدک نیست

158
00:08:27,730 --> 00:08:30,040
‫چرا یکی توی اون ساختمون بمب باید بزاره؟

159
00:08:30,410 --> 00:08:31,210
‫چی توشه؟

160
00:08:31,210 --> 00:08:33,490
‫یه آزمایشگاه توسعه , یه باطری جدید و غیر لیتونیمی

161
00:08:33,490 --> 00:08:34,360
‫فناوری پیشرفته

162
00:08:34,680 --> 00:08:36,330
‫میتونسته جاسوسی صنعتی باشه

163
00:08:36,330 --> 00:08:38,270
‫این یکی رو شاید پلیس فدرال باید رسیدگی کنه

164
00:08:38,580 --> 00:08:40,360
‫فک نکنم که بخوایم که اونا اینکارو بکنن , قربان

165
00:08:41,280 --> 00:08:42,840
‫اینا قطعات باقی مانده از بمب هستش

166
00:08:42,850 --> 00:08:44,670
‫دقیقا همون فناوری که

167
00:08:44,670 --> 00:08:46,530
‫توی پهبادی که "کارا" دیروز آورد رو توش پیدا کردم

168
00:08:46,530 --> 00:08:48,900
‫پس هر کسی که داشته جاسوسیمون رو میکرده
‫مسئول بمب گذاری هم هستش؟

169
00:08:48,900 --> 00:08:49,620
‫درسته

170
00:08:49,830 --> 00:08:51,350
‫و فک کنم که یه سرنخی داشته باشم

171
00:08:57,540 --> 00:08:59,640
‫- مکسول لرد"؟"
‫- آره

172
00:08:59,640 --> 00:09:01,130
‫هم بمب و هم پهباد

173
00:09:01,130 --> 00:09:03,490
‫از سیستم پیشرفته ی تقویت کننده ی فیبر نوری استفاده کردن

174
00:09:03,490 --> 00:09:04,710
‫هنوز توی بازار هم نیومده

175
00:09:04,710 --> 00:09:07,240
‫و توسط شرکت فناوری "لرد" توسعه یافتن

176
00:09:07,790 --> 00:09:09,710
‫پس یه سر به "مکسول لرد" بزنیم

177
00:09:09,800 --> 00:09:13,130
‫چطوری؟نمیتونی که بعنوان مأمور "ب.ع.غ" بری

178
00:09:13,950 --> 00:09:14,490
‫نمیریم

179
00:09:20,120 --> 00:09:21,010
‫خیلی خوب...

180
00:09:21,110 --> 00:09:22,280
‫خیلی باحاله

181
00:09:22,760 --> 00:09:24,220
‫باید سرکار برگردم

182
00:09:24,270 --> 00:09:26,450
‫- و , منظورت از «کار» , "جیمی"ـه؟
‫- نه

183
00:09:26,450 --> 00:09:29,510
‫مخصوصا الان نه . دوست دختر سابقش پیداش شده

184
00:09:29,670 --> 00:09:30,770
‫"لوسی لین"

185
00:09:31,240 --> 00:09:33,540
‫- نسبتی با "لوئیز لین" داره؟
‫- خواهرشه

186
00:09:34,060 --> 00:09:37,710
‫خوشگله , باهوشه ... بوی خوبی میده

187
00:09:37,710 --> 00:09:39,580
‫اصلا , من میخوام باهاش قرار بزارم

188
00:09:39,580 --> 00:09:41,360
‫خوب , اون مشغول نجات دادن دنیا بوده؟

189
00:09:41,360 --> 00:09:43,980
‫اون یه وکیل برای ارتش هستش , پس , آره

190
00:09:43,990 --> 00:09:46,220
‫خوب , میتونه پرواز کنه؟

191
00:09:46,270 --> 00:09:48,490
‫اگه بکنه تعجب نمیکنم

192
00:09:48,810 --> 00:09:50,430
‫ولی اگه "جیمز" باهاش بهم زده

193
00:09:50,560 --> 00:09:52,230
‫, و بعدش این همه راه رو به "نشنال سیتی" اومده

194
00:09:52,230 --> 00:09:53,690
‫پس برای چی "جیمز" بخواد که باهاش دوباره باشه؟

195
00:09:53,690 --> 00:09:56,110
‫- بهم گفت که اون باهاش بهم زده
‫- نه

196
00:09:56,110 --> 00:09:58,410
‫نه , نه , درباره ی اون با "جیمز" صحبت نکن

197
00:09:58,430 --> 00:10:01,110
‫اینطوری قشنگ مستقیم وارد منطقه ی دوست بودن میشی

198
00:10:01,110 --> 00:10:03,560
‫من توی منطقه ی دوستی نیستم
‫اصطلاحی که وقتی یه کسی رو دوست داری ولی در سطح*
‫*دوستی ساده باهاش قرار میگیری و نه عاشقانه

199
00:10:03,560 --> 00:10:07,080
‫تو بیشتر از اینکه توی منطقه ی "فنتوم" بودی توی منطقه ی دوستی بودی
‫*منطقه ای در فضا که زمان درش نمیگذره*

200
00:10:07,150 --> 00:10:08,260
‫خوب؟ تو همون دختره ایه

201
00:10:08,260 --> 00:10:10,200
‫همیشه میخوای کمک کنی , پس تو...

202
00:10:10,200 --> 00:10:11,590
‫, به مشکلات دوست دختریشون گوش میدی

203
00:10:11,590 --> 00:10:14,900
‫بجای اینکه دوست دخترش باشی . درسته

204
00:10:14,930 --> 00:10:16,600
‫کارا" , تو مجبور بودی که"

205
00:10:16,600 --> 00:10:19,180
‫بیشتر زندگیتو تظاهر کنی که یکی دیگه بودی

206
00:10:19,180 --> 00:10:20,920
‫ولی با "جیمز" لازم نیست مخفی کنی

207
00:10:20,920 --> 00:10:23,990
‫اون رازتو میدونه و ازت خوشت میاد

208
00:10:24,350 --> 00:10:25,780
‫جدا از این , چه نوع احمقی

209
00:10:25,790 --> 00:10:28,220
‫لوسی لین" رو به "سوپرگرل" ترجیح میده؟"

210
00:10:28,770 --> 00:10:29,560
‫الو؟

211
00:10:29,620 --> 00:10:31,040
‫"اوه! سلام , خانم "گرنت

212
00:10:31,040 --> 00:10:34,080
‫کارتر" چطوره؟دلش واسه مامانش تنگ شده؟"

213
00:10:35,050 --> 00:10:36,120
‫"وای خدا جون! "کارتر!

214
00:10:36,120 --> 00:10:37,480
‫قرار بوده که برم دنبالش!

215
00:10:38,370 --> 00:10:41,560
‫, باید توی منطقه ی سبز پارک کنی و بعدش پیاده بری

216
00:10:41,570 --> 00:10:43,320
‫یا لازمه که توی منطقه ی زرد منتظر بمونی

217
00:10:43,320 --> 00:10:45,040
‫و پلاکارد رو جای....

218
00:10:46,590 --> 00:10:47,780
‫صدای چیه؟

219
00:10:48,210 --> 00:10:49,660
‫پنجره ها رو باز کردم!

220
00:10:50,200 --> 00:10:52,550
‫وایسا , داری سعی میکنی بهم بگی که اونجا نیستی؟

221
00:10:52,680 --> 00:10:54,020
‫الان وایمیسدم

222
00:10:54,370 --> 00:10:56,870
‫صدای بازی بچه ها رو نمیشنوم

223
00:10:56,880 --> 00:10:58,730
‫فقط ... خیلی باد هستش!

224
00:10:58,730 --> 00:10:59,580
‫باید برم!

225
00:11:07,990 --> 00:11:11,240
‫سلام ! خانم "گرنت" اسم منو توی لیست گذاشته

226
00:11:11,300 --> 00:11:12,190
‫"کارا دنورس"

227
00:11:12,190 --> 00:11:13,660
‫بله , اینجا رو امضا کنید

228
00:11:13,730 --> 00:11:14,560
‫باشه

229
00:11:15,770 --> 00:11:18,080
‫ممنون , "کارتر" , مال شماس , خوش بگذره

230
00:11:19,640 --> 00:11:21,650
‫سلام , من "کارا"ـم

231
00:11:22,170 --> 00:11:24,060
‫منو از سرکار مامانت یادته؟

232
00:11:27,060 --> 00:11:28,940
‫از زمانی که دیدمت بزرگ شدی؟

233
00:11:31,920 --> 00:11:33,280
‫خوب , مدرسه چطور بود؟

234
00:11:35,120 --> 00:11:36,450
‫واقعا این مدرسه ی خیلی خوبیه

235
00:11:36,450 --> 00:11:39,470
‫تعجب میکنم که هنوز بهتون یاد ندادن که بلند صحبت کنید

236
00:11:39,810 --> 00:11:41,520
‫من راستش از مدرسه خوشم میومد

237
00:11:41,960 --> 00:11:44,160
‫همش درباره ی این سیاره جدید یاد میگرفتم...

238
00:11:45,000 --> 00:11:47,870
‫که همچنین ازش هستم

239
00:11:48,830 --> 00:11:50,470
‫نه اینکه خرخونی چیزی باشم

240
00:11:52,510 --> 00:11:54,690
‫مامانم میگه اشکال نداره که خرخون باشی

241
00:11:54,920 --> 00:11:56,500
‫میگه اگه بتونی با ترس هات روبرو بشی

242
00:11:56,510 --> 00:11:58,260
‫و از پوسته ی خودت بیای بیرون , پس...

243
00:11:59,350 --> 00:12:01,040
‫در آخرش خرخون ها برنده میشن

244
00:12:05,950 --> 00:12:07,210
‫خدا , امیدوارم

245
00:12:08,890 --> 00:12:10,670
‫بله , این فناوری منه

246
00:12:10,670 --> 00:12:11,990
‫میشه بگید از کجا پیداش کردید؟

247
00:12:11,990 --> 00:12:14,520
‫داخل یه بمب که یه آزمایشگاه رو دیروز نابود کرده

248
00:12:15,550 --> 00:12:17,510
‫بنظر میرسه که نگرانش نیستید

249
00:12:18,040 --> 00:12:20,230
‫,اتفاقا خیلی نگرانم که چطوری فناوری من داخل یه سلاح بوده

250
00:12:20,230 --> 00:12:21,280
‫, از اونجایی که من سلاح نمیسازم

251
00:12:21,300 --> 00:12:23,150
‫پس مظنون شما هم نمیشم

252
00:12:23,700 --> 00:12:24,620
‫و از چه بابت؟

253
00:12:24,620 --> 00:12:26,290
‫چون آزمایشگاه من بوده که نابود شده

254
00:12:26,300 --> 00:12:27,840
‫یه تابعی از یکی از شرکت های من بوده

255
00:12:27,840 --> 00:12:29,110
‫نه اینکه عموم ازش اطلاع داشتن

256
00:12:29,110 --> 00:12:31,310
‫و فکر نکردید که این اطلاعات رو با ما به اشتراک بزارید؟

257
00:12:31,310 --> 00:12:34,030
‫من ترجیح میدم که به دولت برای حل مشکلاتم تکیه نکنم

258
00:12:34,290 --> 00:12:36,210
‫نمیدونید که چه کسی هدف قرارتون داده؟

259
00:12:36,880 --> 00:12:38,840
‫"من دارم سعی میکنم که دنیا رو تغییر بدم , مأمور "دنورس

260
00:12:38,840 --> 00:12:40,640
‫پس هر کسی که نمیخواد اینکارو من بکنم

261
00:12:40,640 --> 00:12:42,160
‫میتونه منو هدف قرار بده

262
00:12:42,160 --> 00:12:44,420
‫اینطوری عده ای زیادی مظنون میشن

263
00:12:44,510 --> 00:12:45,600
‫خیلی خوب , بیاین محدودشون کنیم

264
00:12:45,600 --> 00:12:47,560
‫,به کارمند های سابق با دسترسی به آزمایشگاه

265
00:12:47,560 --> 00:12:49,140
‫,که میدونن چطوری فناوری رو اصلاح و تغییر بدن

266
00:12:49,140 --> 00:12:51,360
‫و خصومت شخصی باهاتون دارن

267
00:12:52,150 --> 00:12:54,360
‫حالا میدونیم که کی مغز عملیاته

268
00:12:54,720 --> 00:12:55,570
‫خوب , خوشحال میشید بفهمید که

269
00:12:55,570 --> 00:12:57,210
‫من میرم تا ایشون ازش شما محافظت کنه

270
00:13:00,020 --> 00:13:02,850
‫امشب , "مکسول لرد" از سوپر قطار خودش

271
00:13:03,030 --> 00:13:05,530
‫بر روی راه مخصوص خودش رونمایی میکنه...

272
00:13:06,060 --> 00:13:08,830
‫میدونی , من تا ۱۶ سالگی تلفن همراه نداشتم

273
00:13:09,610 --> 00:13:10,730
‫داستان واقعیه

274
00:13:13,040 --> 00:13:15,160
‫مطمئنی که چیزی نمیخوای برات بیارم؟

275
00:13:15,460 --> 00:13:18,240
‫خوردنی؟ نوشیدنی؟

276
00:13:18,350 --> 00:13:20,340
‫چیزی که تو رو خوشحال بکنه...

277
00:13:20,790 --> 00:13:21,740
‫"سوپرگرل"!

278
00:13:23,130 --> 00:13:24,990
‫هیچکی نمیتونه "سوپرگرل" رو شکست بده

279
00:13:25,810 --> 00:13:27,730
‫اوه , تو از "سوپرگرل" خوشت میاد؟

280
00:13:27,730 --> 00:13:29,120
‫خیلی باحاله

281
00:13:29,290 --> 00:13:31,040
‫هفته ی پیش , جلوی "ری اکتران" رو گرفت

282
00:13:31,040 --> 00:13:32,590
‫سوپرمن" هیچوقت نتونست اونکارو بکنه"

283
00:13:32,700 --> 00:13:35,320
‫و اخیرا یه ساختمان کامل رو با دستاش گرفت

284
00:13:35,400 --> 00:13:37,080
‫و میتونه از چشاش اشعه ی لیزر شلیک کنه

285
00:13:37,080 --> 00:13:39,420
‫عجب , واقعا بنظر قشنگ باحال میاد

286
00:13:39,760 --> 00:13:41,330
‫من که نگفتم خوشگله

287
00:13:41,380 --> 00:13:43,800
‫من نگفتم تو گفتی که اون خوشگله

288
00:13:45,390 --> 00:13:47,530
‫چرا؟ تو فک میکنی که اون خوشگله؟

289
00:13:47,990 --> 00:13:49,150
‫خوب , فک کنم

290
00:13:49,160 --> 00:13:50,100
‫نمیدونم

291
00:13:50,690 --> 00:13:53,840
‫کارتر" , تو احیانا نسبت به "سوپرگرل" علاقه ی خاصی نداری؟"!

292
00:13:54,030 --> 00:13:55,470
‫سلیقه ی خوبی داری , بچه!

293
00:13:55,890 --> 00:13:57,170
‫این دوست من "وین"ـه

294
00:13:57,210 --> 00:13:59,530
‫طرفدار "سوپرگرل"ـی؟

295
00:14:00,210 --> 00:14:02,980
‫میدونی ... من میشناسمش

296
00:14:02,980 --> 00:14:05,320
‫- نه , نمیشناسی
‫- نخیر , نمیشناسیش!

297
00:14:06,980 --> 00:14:10,060
‫میگم , مثل ... اینکه حس میکنم که میشناسمش

298
00:14:10,290 --> 00:14:11,860
‫چون همیشه برای نجات مردم هستش

299
00:14:11,990 --> 00:14:13,410
‫میدونی , کمک میکنه

300
00:14:13,450 --> 00:14:15,680
‫- اونایی که نیاز به نجات دارن رو نجات میده
‫- آره

301
00:14:17,620 --> 00:14:21,790
‫مخصوصا اونایی که , گیره کاغذ تموم کردن

302
00:14:24,010 --> 00:14:25,670
‫گرفتمش

303
00:14:25,670 --> 00:14:27,270
‫منگنه دشمن ما نیستش

304
00:14:27,280 --> 00:14:29,630
‫بخش طراحی رونوشتی که من دو ساعت پیش فرستادم رو نمیتونن پیدا کنن

305
00:14:29,630 --> 00:14:33,060
‫چون ... من فراموش کردم که بفرستمش , شرمنده

306
00:14:33,060 --> 00:14:35,280
‫و ... الانم منگنه رو شکستم!

307
00:14:35,290 --> 00:14:36,890
‫بعلاوه , بخش دیجیتال هم بخاطر

308
00:14:36,890 --> 00:14:38,170
‫, خبر بمبگذاری اشباع شده

309
00:14:39,760 --> 00:14:40,770
‫چطوری "کت" اینکارو میکنه؟

310
00:14:40,940 --> 00:14:42,490
‫اون خانم "گرنت"ـه

311
00:14:43,340 --> 00:14:44,410
‫و اونم تو رو داره

312
00:14:44,490 --> 00:14:45,730
‫خوب , همینطورم تو

313
00:14:55,130 --> 00:14:57,820
‫- لوسی"ـه"
‫- بهش محل نده

314
00:14:58,300 --> 00:14:59,590
‫- مطمئنی؟
‫- آره

315
00:14:59,590 --> 00:15:00,460
‫میگم , یه زمانی بود

316
00:15:00,460 --> 00:15:01,500
‫, که هر کاری برای اون زن میکردم

317
00:15:01,500 --> 00:15:02,780
‫ولی اون باهام بهم زد

318
00:15:02,900 --> 00:15:05,070
‫اون فقط نمیتونه اینکه من فراموشش کردم رو تحمل کنه

319
00:15:05,080 --> 00:15:06,960
‫, پس , حالا اونطرف کشور دنبالم افتاده

320
00:15:07,140 --> 00:15:09,440
‫جیمز" , میدونم که احساس میکنی که داری با"
‫خیلی مشکلات دست و پنجه نرم میکنی

321
00:15:09,450 --> 00:15:12,220
‫, و اینکه , باور کن , کاملا حسّتو درک میکنم

322
00:15:12,220 --> 00:15:14,540
‫ولی شاید , الان , بهتره که روی کار تمرکز کنیم

323
00:15:16,310 --> 00:15:17,040
‫آره

324
00:15:19,660 --> 00:15:22,140
‫پس , با بخش دیجیتال هماهنگ میکنم

325
00:15:22,210 --> 00:15:24,150
‫و بخش مالی رو هم در جریان میزارم

326
00:15:24,150 --> 00:15:25,370
‫حق باتوئه , ببخشید

327
00:15:26,680 --> 00:15:28,410
‫اینم از این , منطقه ی دوستی!

328
00:15:29,850 --> 00:15:31,080
‫از قطار ها خوشتون میاد , مأمور "دنورس"؟

329
00:15:32,180 --> 00:15:33,960
‫نه , از فیزیک

330
00:15:34,580 --> 00:15:36,850
‫از نیروی محرکه ی مغناطیسی برق استفاده میکنید

331
00:15:37,320 --> 00:15:38,200
‫نبود اصطکاک بهمون اجازه میده که

332
00:15:38,200 --> 00:15:40,220
‫به سرعت ۵۰۰ کیلومتر در ساعت برسیم

333
00:15:40,930 --> 00:15:42,800
‫پس چطوری از زیاد داغ شدن سیم فنر های مغناطیسی جلوگیری میکنید؟

334
00:15:42,800 --> 00:15:45,200
‫- هلیوم مایع" هستش؟"
‫- آره

335
00:15:45,490 --> 00:15:46,860
‫محصول پر خطری نیستش

336
00:15:48,380 --> 00:15:50,020
‫بهم بگید , مأمور "دنورس" , چرا اون مغز رو بخاطر

337
00:15:50,020 --> 00:15:51,410
‫دولت برای بازرسی هاشون تلف میکنید؟

338
00:15:51,410 --> 00:15:53,420
‫چرا اینقدر شما نسبت به دولت بی اعتماد هستید؟

339
00:15:55,110 --> 00:15:57,630
‫با سؤال جواب دادن , درباره ی موضوع صحبت کردن

340
00:15:57,840 --> 00:15:59,540
‫روند اصلی مأموران میدانی

341
00:16:00,190 --> 00:16:02,160
‫و حالا منو بگو که فکر میکردم ارتباط خاصی باهم داریم

342
00:16:03,610 --> 00:16:04,970
‫خیلی خوب , باشه

343
00:16:05,610 --> 00:16:07,600
‫من برای دولت کار میکنم , چون اعتقاد دارم

344
00:16:07,600 --> 00:16:09,960
‫هیچ وظیفه ای بالاتر از کمک به مردم نیستش

345
00:16:12,820 --> 00:16:13,930
‫منم همینطوری فک میکنم

346
00:16:15,350 --> 00:16:16,600
‫فقط من بدون یه سلاح انجامش میدم

347
00:16:17,940 --> 00:16:19,340
‫دنیا به نوع جدیدی از قهرمان نیاز داره

348
00:16:19,350 --> 00:16:20,790
‫فک میکردم که بدست آوردیم

349
00:16:21,470 --> 00:16:23,600
‫سوپرگرل" فقط یه مأمور آتش نشانی مجلل هستش"

350
00:16:23,810 --> 00:16:25,670
‫اون مشکلات اساسی که در واقع

351
00:16:25,670 --> 00:16:26,870
‫دارن سیاره رو نابود میکنن رو حل نمیکنه

352
00:16:26,870 --> 00:16:28,280
‫به هیچکی اعتماد ندارید , مگه نه؟

353
00:16:28,280 --> 00:16:29,780
‫هنوز کسی که ارزش اعتماد کردن داشته باشه رو ندیدم

354
00:16:29,780 --> 00:16:31,580
‫خوب , این که روش خیلی تنها گونه ای برای زندگی هستش

355
00:16:33,050 --> 00:16:34,220
‫هیچی ـشو نمیدونی

356
00:16:36,410 --> 00:16:37,400
‫آقای "لرد"؟

357
00:16:40,030 --> 00:16:40,810
‫بله , "پائولینا"؟

358
00:16:40,810 --> 00:16:42,740
‫میشه به طبقه ی سوم بیاین؟

359
00:16:43,070 --> 00:16:45,440
‫بخش حفاظت در طول تمیز کردن زمین پیداش کردن

360
00:16:49,210 --> 00:16:50,240
‫ساختمان رو خالی کنید

361
00:16:51,400 --> 00:16:53,400
‫تکونش ندید , احتمال داره منفجر بشه!

362
00:16:53,410 --> 00:16:55,840
‫این اتفاق برای وزن پایه ی یه هسته ی "هلیوم" هرگز نمیفته

363
00:16:55,840 --> 00:16:57,200
‫باید ساختمان رو تخلیه کنیم

364
00:16:57,200 --> 00:16:58,950
‫اینجا یه عالمه آدم دارن توی آزمایشگاه کار میکنن

365
00:16:58,950 --> 00:17:00,810
‫میخوام که جلوشو از منفجر شدن بگیرم

366
00:17:01,840 --> 00:17:02,790
‫پس , برید کنار

367
00:17:02,790 --> 00:17:05,160
‫نمیزارم که ادعای قدرتتون جفتتمون رو منفجر بکنه

368
00:17:07,200 --> 00:17:09,580
‫روانی میخواد منو با فناوری خودم بکشه

369
00:17:09,580 --> 00:17:10,520
‫, در حالیکه تز طعنه کارش خوشم میاد

370
00:17:10,530 --> 00:17:12,450
‫ولی قصد ندارم که خوشحالش بکنم

371
00:17:12,740 --> 00:17:14,550
‫بهم اعتماد کن , میدونم کدوم سیم رو قطع کنم

372
00:17:15,770 --> 00:17:17,250
‫مشکلی نداره

373
00:17:25,470 --> 00:17:26,730
‫شاید یه مشکل داشته باشیم

374
00:17:31,920 --> 00:17:33,210
‫کارا" , آمار پخش زنده"...

375
00:17:33,210 --> 00:17:36,040
‫پخش زنده , بعلاوه ی هفت روز

376
00:17:36,040 --> 00:17:38,170
‫بیننده های ایستگاه های ماهواره ای غرب مرکزی

377
00:17:38,170 --> 00:17:39,440
‫- بفرما
‫- ممنون

378
00:17:39,510 --> 00:17:42,150
‫در چه حالی؟
‫- یه کاریش میکنم

379
00:17:42,450 --> 00:17:44,530
‫بخش دیجیتال زنگ زد , بنظر میرسه که تو هم داری یه کاریش میکنی

380
00:17:47,980 --> 00:17:50,370
‫- اون یارو "سوپرمن" رو میشناسه , درسته؟
‫- آره , میشناسه

381
00:17:50,380 --> 00:17:51,990
‫"فک میکنی میتونه از طریق "سوپرمن

382
00:17:51,990 --> 00:17:53,410
‫منو به "سوپرگرل" معرفی کنه؟!

383
00:17:54,040 --> 00:17:56,640
‫الحق که به مادرت رفتی!

384
00:17:59,030 --> 00:17:59,750
‫چه خبر؟

385
00:17:59,750 --> 00:18:02,350
‫من توی شرکت "فناوری لرد"ـم , یه بمب هست
‫که تا یه دقیقه دیگه منفجر میشه

386
00:18:02,350 --> 00:18:03,140
‫دارم میام

387
00:18:04,140 --> 00:18:04,950
‫"کارتر"...

388
00:18:05,380 --> 00:18:07,560
‫یه کار ضروری هست که باید انجام بدم

389
00:18:09,510 --> 00:18:10,990
‫میخوام که مراقب پسر خانم "گرنت" باشی

390
00:18:10,990 --> 00:18:14,450
‫چی , واقعا؟ چون من اصلا رابطم با بچه ها خوب نیست

391
00:18:14,450 --> 00:18:17,090
‫تو صبحونه غلات میخوری , و میزت هم پُر از اسباب بازیه

392
00:18:17,090 --> 00:18:18,510
‫اونا اسباب بازی نیستن

393
00:18:18,510 --> 00:18:20,080
‫اونا کلکسیون بزرگسال ها هستن

394
00:18:21,960 --> 00:18:23,350
‫آره , باشه , گرفتم

395
00:18:27,690 --> 00:18:29,080
‫باید از اینجا بریم!

396
00:18:29,090 --> 00:18:31,040
‫میتونم انفجارشو با منجمد کردن مداراتش به تأخیر بندازم

397
00:18:31,040 --> 00:18:32,230
‫وقت نیست!

398
00:18:34,200 --> 00:18:35,770
‫سوپرگرل". خدا رو شکر که اینجایی"

399
00:18:35,770 --> 00:18:37,280
‫مشکلی نیست . وقت زیاده

400
00:18:37,280 --> 00:18:38,720
‫این بمب مثل یه "دیزی کاتر" فوق پیشرفته ـس
‫*نوعی بمب*

401
00:18:38,720 --> 00:18:40,060
‫اگه منفجر بشه , فشار زیادیه

402
00:18:40,060 --> 00:18:41,530
‫به وسعت ۲۰۰۰ هزار پوند بر اینچ مربع رو تولید میکنه

403
00:18:41,530 --> 00:18:42,830
‫به اندازه ی ۳۰ بلوک مربع میشه

404
00:18:42,830 --> 00:18:44,250
‫باید از شهر خارجش کنی

405
00:18:52,190 --> 00:18:54,590
‫اون داره نزدیک اقیانوس میشه . داره نزدیک به "ماک" دو میشه
‫*ماک یک سرعت صوت هست و هر چه عدد بیشتر یعنی چند برابرش*

406
00:18:54,590 --> 00:18:56,580
‫هنوز به اندازه ی کافی از شهر دور نشده

407
00:18:57,090 --> 00:18:58,380
‫سوپرگرل" , مسیرتو عوض کن"

408
00:18:58,380 --> 00:18:59,920
‫- کدوم طرف؟
‫- بالا!

409
00:19:02,320 --> 00:19:04,050
‫- بمب رو پرت کن!
‫- هنوز نه!

410
00:19:04,050 --> 00:19:05,320
‫باید بالاتر برم!

411
00:19:06,380 --> 00:19:08,850
‫وقتت تمومه . پرتش کن! الان!

412
00:19:41,680 --> 00:19:43,500
‫عجب سقوطی کردی

413
00:19:45,200 --> 00:19:47,040
‫آروم باش . تو توی "ب.ع.غ" هستی

414
00:19:47,510 --> 00:19:49,190
‫تیم نجات از اقیانوس درت آوردن

415
00:19:51,050 --> 00:19:53,470
‫,متمرکز کردن موج های خورشیدی مانند خورشید زرد زمین عمل میکنه

416
00:19:53,470 --> 00:19:55,620
‫و سلول های "کریپتونی" تو رو دوباره شارژ میکنه

417
00:19:56,310 --> 00:19:57,200
‫کارا"؟"

418
00:19:57,800 --> 00:19:59,320
‫خیلی ترسیده بودم

419
00:20:01,260 --> 00:20:02,210
‫خوبی؟

420
00:20:03,390 --> 00:20:04,590
‫به لطف رئیس

421
00:20:04,700 --> 00:20:07,230
‫اگه میزاشتم که غرق بشی , دیگه تا ابد یه بند دربارش صحبت میکرد

422
00:20:14,290 --> 00:20:15,160
‫یه عکسی از بمب گذار

423
00:20:15,160 --> 00:20:16,960
‫از دوربین های امنیتی آزمایشگاه "مکس" بدست آوردیم

424
00:20:16,960 --> 00:20:18,750
‫تشخیص چهره با یه نفر مطابقت داشته

425
00:20:19,510 --> 00:20:20,940
‫اسمش "اتان ناکس"ـه

426
00:20:20,940 --> 00:20:22,820
‫توی آزمایشگاه اولی که مورد حمله قرار گرفت کار میکرده

427
00:20:22,820 --> 00:20:25,350
‫شش ماه پیش وقتی کارش نامنظم شد اخراج شدش

428
00:20:25,540 --> 00:20:27,370
‫خانوادش گزارش گم شدنش رو دو هفته پیش دادن

429
00:20:27,370 --> 00:20:28,530
‫خوب , چطوری پیداش کنیم؟

430
00:20:29,060 --> 00:20:30,890
‫ما»؟ نه»

431
00:20:30,990 --> 00:20:33,900
‫یه سقوط از اون ارتفاع تمرکز پسر عموتو میتونه بهم بریزه

432
00:20:33,900 --> 00:20:35,260
‫تو توی خونه میمونی

433
00:20:35,280 --> 00:20:37,770
‫یه بمب گذار دیوونه اون بیرون هستش!

434
00:20:37,800 --> 00:20:39,270
‫و من باید به سر کار برگردم

435
00:20:39,400 --> 00:20:41,350
‫"وای خدا , پسر خانم "گرنت...

436
00:20:41,360 --> 00:20:42,600
‫باید به دفتر برگردم

437
00:20:42,600 --> 00:20:43,520
‫قرار بوده که ازش مراقبت کنم!

438
00:20:43,520 --> 00:20:46,340
‫کارا" , شاید تو داری خیلی کار همزمان باهم میکنی"
‫و به هیچکدمشون هم نمیرسی

439
00:20:46,550 --> 00:20:49,910
‫داری سعی میکنی که "سوپرگرل" و دستیار "کت" باشی

440
00:20:49,920 --> 00:20:52,430
‫و روی همشون مأمور "ب.ع.غ" هم باشی

441
00:20:52,430 --> 00:20:56,100
‫در یه موقعی , حتی دختر پولادین هم شاید بشکنه

442
00:20:59,590 --> 00:21:01,800
‫نمیدونستم که دفتر کار مامان اینقدر باحال باشه!

443
00:21:01,800 --> 00:21:04,690
‫پسر , من همیشه اینکارو ... هیچوقت!

444
00:21:04,690 --> 00:21:06,860
‫نه , من ... هیچوقت اینکارو نکردم

445
00:21:07,540 --> 00:21:09,490
‫- "کارا"!
‫- کارتر" , حالت خوبه؟"

446
00:21:09,740 --> 00:21:11,110
‫ببخشید که رفتم

447
00:21:11,340 --> 00:21:12,190
‫- ما خوبیم
‫- ما خوبیم

448
00:21:12,970 --> 00:21:14,580
‫میخوای یکم غذا واقعی بخوری؟

449
00:21:16,220 --> 00:21:17,480
‫میرم نهار بگیرم

450
00:21:18,560 --> 00:21:20,410
‫ممنون که مراقبش بودی

451
00:21:20,410 --> 00:21:22,250
‫نمیدونم که بدون تو چیکار میکردم

452
00:21:23,610 --> 00:21:25,110
‫وین" , داری کُشته میشی"!

453
00:21:26,910 --> 00:21:28,330
‫هر روز , بچه جون!

454
00:21:30,290 --> 00:21:31,710
‫کارا" , درسته؟"

455
00:21:32,250 --> 00:21:34,590
‫- بله , سلام!
‫- "لوسی لین"

456
00:21:34,600 --> 00:21:36,460
‫بله , شمایید

457
00:21:36,960 --> 00:21:38,950
‫حتما غذای اینجا رو خیلی دوست دارید

458
00:21:38,950 --> 00:21:40,710
‫خوب , من دیروز تلفن همراهمو اینجا جا گذاشتم

459
00:21:40,710 --> 00:21:42,110
‫یه خورده خسته بودم

460
00:21:42,110 --> 00:21:43,040
‫شما؟

461
00:21:43,350 --> 00:21:47,750
‫بنظر نمیرسه که از اون آدمایی که خسته میشن باشید

462
00:21:47,790 --> 00:21:49,960
‫, چون ظاهرم یه طوری هستش

463
00:21:49,960 --> 00:21:52,690
‫همه فکر میکنن که در داخلم همینطوری هستم

464
00:21:53,250 --> 00:21:54,650
‫آره , متوجه میشم

465
00:21:55,540 --> 00:21:56,900
‫ای کاش "جیمی" متوجه میشد

466
00:21:57,350 --> 00:21:58,250
‫درسته

467
00:21:58,390 --> 00:21:59,360
‫درسته

468
00:21:59,800 --> 00:22:02,710
‫, خوب , میلک شیک های من دارن شیری تر میشن

469
00:22:02,800 --> 00:22:04,730
‫بهتره که برم

470
00:22:07,380 --> 00:22:09,850
‫هِی , "کارا" , میشه یه سؤال ازت بپرسم؟

471
00:22:10,110 --> 00:22:13,740
‫سؤال ضایعی هستش و یه جورایی جوابشو نمیخوام بدونم , ولی...

472
00:22:14,690 --> 00:22:16,110
‫جیمی" با کسی قرار میزاره؟"

473
00:22:16,110 --> 00:22:16,870
‫چی؟

474
00:22:18,220 --> 00:22:18,990
‫نه

475
00:22:19,270 --> 00:22:20,870
‫نه , تازه به اینجا اومده

476
00:22:22,470 --> 00:22:24,390
‫پس "سوپرگرل" چی؟

477
00:22:25,180 --> 00:22:28,070
‫- سوپرگرل"؟"
‫- اخبار رو دیدم

478
00:22:28,070 --> 00:22:30,520
‫جیمی" کنارش بوده . با "ری اکتران" میجنگیدن"

479
00:22:31,710 --> 00:22:35,500
‫فقط نگرانم که اون "سوپرگرل" رو  ... خواستنی ببینش

480
00:22:38,680 --> 00:22:39,380
‫نه

481
00:22:40,460 --> 00:22:41,360
‫واقعا؟

482
00:22:41,920 --> 00:22:44,880
‫جیمی" فک میکنه که کارم بین رابطمون اومدش , ولی اشتباه میکنه"

483
00:22:44,880 --> 00:22:46,820
‫, شاید بهتر بود که بیشتر قدرشئ میدونستم

484
00:22:46,820 --> 00:22:51,140
‫ولی دلیل اینکه من کار رو ترجیح میدادم , بخاطر اینه که اون هم اون رو...

485
00:22:51,200 --> 00:22:52,060
‫ترجیح میده

486
00:22:52,770 --> 00:22:53,420
‫"سوپرمن"

487
00:22:53,420 --> 00:22:55,410
‫, مهم نبود که کجا بودیم یا چیکار میکردیم

488
00:22:55,410 --> 00:22:57,820
‫لحظه ای که "سوپرمن" زنگ میزد "جیمی" میرفتش

489
00:22:58,160 --> 00:22:59,350
‫, و نمیتونستم که شکایتی بکنم

490
00:22:59,350 --> 00:23:02,230
‫چون مشخصا مشغول نجات دادن جون مردم بودن

491
00:23:03,100 --> 00:23:06,730
‫اون میگه که من ترکش کردم , ولی ... اون اول مارو ول کرد

492
00:23:06,810 --> 00:23:08,730
‫لوسی" , متأسفم"

493
00:23:09,110 --> 00:23:11,020
‫و این قهرمان دامن هم میپوشه

494
00:23:11,020 --> 00:23:12,600
‫چطوری میخوام باهاش رقابت بکنم؟

495
00:23:20,560 --> 00:23:22,880
‫شما "اتان ناکس" رو شش ماه پیش اخراج کردید

496
00:23:23,250 --> 00:23:26,350
‫زنش طلاقش داد , حضانت تنهایی بچه ـشون رو گرفت

497
00:23:26,690 --> 00:23:27,980
‫,وقتی دخترش مریض شد

498
00:23:27,990 --> 00:23:29,950
‫قاطی کرد و لازم داشت تا یکی رو مقصر بدونه

499
00:23:29,950 --> 00:23:31,920
‫پس , بنظر , شما رو انتخاب کرده

500
00:23:32,690 --> 00:23:34,710
‫ناکس" رویداد امشب رو مورد حمله قرار میده"

501
00:23:34,710 --> 00:23:36,310
‫باید لغوش کنید

502
00:23:36,330 --> 00:23:38,040
‫من توسط یه تروریست ترسیده نمیشم

503
00:23:38,040 --> 00:23:40,040
‫چرا با من دعوا داری؟

504
00:23:40,040 --> 00:23:41,730
‫دارم سعی میکنم از قطارتون محافظت کنم

505
00:23:41,730 --> 00:23:44,200
‫خیلی اعتقادی به محافظت دولت ندارم

506
00:23:44,200 --> 00:23:45,260
‫پروندتون رو خوندم

507
00:23:46,530 --> 00:23:47,840
‫والدینتون دکترایی بودن

508
00:23:47,840 --> 00:23:50,180
‫که واکسن ضد سلاح های زیستی رو ایجاد کردن

509
00:23:50,210 --> 00:23:52,010
‫اونا برای دولت کار میکردن

510
00:23:52,290 --> 00:23:53,850
‫بعنوان دشمن نمیدیدنشون

511
00:23:55,130 --> 00:23:56,140
‫نه , نمیدیدن

512
00:23:58,320 --> 00:24:00,650
‫,پس وقتی که نگرانی هاشون درباره ی امنیت آزمایشگاهشون زیاد شد

513
00:24:00,950 --> 00:24:02,890
‫به یافته های دولت اعتماد کردن

514
00:24:04,060 --> 00:24:06,090
‫«درجات قابل قبول خطر»

515
00:24:07,640 --> 00:24:10,010
‫دو ماه بعد , یه سیستم هوا بد عمل کردش

516
00:24:10,210 --> 00:24:12,610
‫یه ویروس وارد لباس کارشون شد

517
00:24:13,690 --> 00:24:15,150
‫اعضای داخلی بدنشون ذوب شد

518
00:24:17,450 --> 00:24:19,310
‫وقت ماجرا تموم شد , دیگه چیزی برای دفن نمونده بود

519
00:24:21,210 --> 00:24:22,100
‫متأسفم

520
00:24:23,850 --> 00:24:25,940
‫اولین باری هست که دولت ازم معذرت خواهی کرده

521
00:24:27,110 --> 00:24:30,090
‫- لاپوشانیش کردن
‫- نمیتونی تعجب بکنی

522
00:24:32,360 --> 00:24:34,730
‫اتفاقی که براتون افتاده یه فاجعه بوده

523
00:24:36,230 --> 00:24:38,000
‫من دارم سعی میکنم از یک فاجعه ی دیگه جلوگیری کنم

524
00:24:39,310 --> 00:24:42,080
‫کمک ما رو رد کردن عاقلانه نیستش

525
00:24:42,410 --> 00:24:45,010
‫"تو مرد منطقی ای هستی , "مکس

526
00:24:45,220 --> 00:24:46,480
‫من یه یتیم هم هستم

527
00:24:46,980 --> 00:24:48,350
‫ما از اتفاقات به سادگی نمیگذریم

528
00:24:48,650 --> 00:24:52,270
‫حالا , اگه منو ببخشید , باید به قطارم برسم

529
00:24:56,660 --> 00:24:57,510
‫"سلام , "کارا

530
00:24:57,660 --> 00:24:59,600
‫من یه دوربین پخش زنده در ایستگاه قطار دارم

531
00:24:59,640 --> 00:25:01,750
‫و فقط میخواستم که تأیید کنی که همه ی گزارشگر هامون

532
00:25:01,800 --> 00:25:03,440
‫اعتبارتامه ی خبری درستی رو دارن

533
00:25:03,490 --> 00:25:05,700
‫درسته , میخواستم دوباره بررسیشون بکنم و میکنم بعد از اینکه...

534
00:25:05,760 --> 00:25:07,410
‫نهار "کارتر" رو بدم

535
00:25:07,590 --> 00:25:09,340
‫نه , نه , اشکالی نداره . دستات پُره

536
00:25:09,350 --> 00:25:10,250
‫خودم بهشون رسیدگی میکنم

537
00:25:11,680 --> 00:25:15,310
‫گوش کن , خیلی شرمندم که جلوی حرفاتو وقتی
‫داشتی درباره ی "لوسی" حرف میزدی گرفتم

538
00:25:15,540 --> 00:25:17,770
‫نه . نه , حق باتوئه

539
00:25:17,890 --> 00:25:20,800
‫,و , میدونی , و بعضی موقع ها خیلی راحت میشه باهات حرف زد

540
00:25:20,800 --> 00:25:21,750
‫سخته که حرف نزد

541
00:25:24,240 --> 00:25:26,400
‫ظاهرا , "لوسی" هم همین حس رو داره

542
00:25:28,300 --> 00:25:30,260
‫توی رستوران همو دیدیم

543
00:25:32,660 --> 00:25:34,230
‫و درباره ی من با تو صحبت کرد؟

544
00:25:36,890 --> 00:25:37,760
‫اون هنوز عاشقته

545
00:25:37,810 --> 00:25:39,070
‫نه , نیستش , اون رابطمون رو تموم کرد

546
00:25:39,070 --> 00:25:41,760
‫چون حس کرد که تو "سوپرمن" رو بر اون ترجیح دادی

547
00:25:42,020 --> 00:25:43,580
‫از نفر دوم بودن خسته شده بوده

548
00:25:45,780 --> 00:25:48,650
‫ببین , من هیچی درباره ی عشق و عاشقی نمیدونم

549
00:25:48,740 --> 00:25:51,240
‫خیلی فرصتی نداشتم

550
00:25:52,130 --> 00:25:55,670
‫, ولی اگه واقعا میداشتم

551
00:25:56,440 --> 00:25:57,800
‫فک میکنم که براش میجنگیدم

552
00:25:59,530 --> 00:26:01,240
‫"من اونو فراموشش کردم , "کارا

553
00:26:02,660 --> 00:26:04,060
‫نمیخوام که دوباره بیادش بیارم

554
00:26:05,870 --> 00:26:07,850
‫نمیخوام که اونکارو بکنم

555
00:26:08,330 --> 00:26:09,260
‫کی میخواد؟

556
00:26:10,570 --> 00:26:13,430
‫ولی , میگم , واقعا آماده ای که ازش بگذری؟

557
00:26:13,510 --> 00:26:15,990
‫چون اگه نیستی , اونطوری عادلانه نمیشه

558
00:26:18,180 --> 00:26:19,170
‫برای کی؟

559
00:26:21,070 --> 00:26:22,100
‫برای...

560
00:26:22,880 --> 00:26:24,820
‫هر کسی که نفر بعدی باشه

561
00:26:29,160 --> 00:26:31,170
‫"داره سرد میشه . نهار "کارتر

562
00:26:31,190 --> 00:26:33,690
‫برای راه اندازی قطار اعتبارنامه ها رو بررسی میکنم

563
00:26:39,810 --> 00:26:41,630
‫مأمورها در پیرامون منطقه قرار گرفتن

564
00:26:41,660 --> 00:26:44,120
‫, دوربین های ایستگاه رو به خدمت خودمون در آوردم

565
00:26:44,200 --> 00:26:45,680
‫ولی اثری از "ناکس" نیست

566
00:26:45,710 --> 00:26:47,090
‫بنظر میرسه که به کمک نیاز دارید

567
00:26:48,180 --> 00:26:49,340
‫مطمئنی که آماده ای؟

568
00:26:49,440 --> 00:26:51,170
‫یکی باید از اون قطار محافظت کنه

569
00:26:51,540 --> 00:26:52,710
‫, و وقتی که حرکت کنه

570
00:26:52,720 --> 00:26:54,840
‫حتی "ب.ع.غ" هم نمیتونه ازش باخبر بمونه

571
00:26:55,080 --> 00:26:56,070
‫مراقب باش

572
00:27:03,900 --> 00:27:05,770
‫من با هواپیما به "متروپولیس" برمیگردم

573
00:27:06,640 --> 00:27:07,600
‫پروندت تموم شد؟

574
00:27:07,600 --> 00:27:09,720
‫نه . بهت گفتم , که اون فقط یه بهانه بوده

575
00:27:09,720 --> 00:27:11,780
‫, خوب , پس , تو قلب منو میشکونی

576
00:27:11,780 --> 00:27:13,730
‫و داری از "سوپرمن" بعنوان یه بهانه استفاده میکنی؟

577
00:27:13,730 --> 00:27:15,460
‫درست مثل اینکه تو از شغل من استفاده کردی

578
00:27:15,660 --> 00:27:18,010
‫راستشو بگو , اصلا دلت نمیخواستش

579
00:27:18,140 --> 00:27:20,700
‫, ما دیدگاه های کامل مختلف از اتفاق هایی که افتاده داریم

580
00:27:20,700 --> 00:27:21,860
‫و جای تعجب هم نداره

581
00:27:21,970 --> 00:27:24,370
‫ولی من به اینجا اومدم . سعیمو کردم

582
00:27:24,690 --> 00:27:25,620
‫"نمیدونم , "لوسی

583
00:27:25,850 --> 00:27:28,300
‫میدونی , شاید بهتره که آدمای دیگه ای رو پیدا کنیم

584
00:27:32,150 --> 00:27:33,830
‫این زندگی جدید بهت ساخته

585
00:27:34,170 --> 00:27:35,610
‫دوستای جدید داری

586
00:27:36,520 --> 00:27:38,450
‫کارا" , که خیلی ازش خوشم میاد"

587
00:27:41,600 --> 00:27:43,140
‫میدونی , من بهترین چیزا رو برات میخوام

588
00:27:50,020 --> 00:27:51,380
‫و منم بهترین چیزا رو برای تو میخوام

589
00:28:06,300 --> 00:28:08,160
‫هیچ اثری از "ناکس" نیستش . تو میبینیش؟

590
00:28:08,390 --> 00:28:09,650
‫منم نمیبینمش

591
00:28:10,830 --> 00:28:13,550
‫"سوپر قطار جدید "مکسول لرد...

592
00:28:13,550 --> 00:28:14,240
‫هِی , حالت خوبه؟

593
00:28:17,780 --> 00:28:18,620
‫مشکل با دخترا

594
00:28:19,820 --> 00:28:21,510
‫مشکل با دخترا؟ تو؟

595
00:28:22,940 --> 00:28:23,950
‫کارتر" کجاس؟"

596
00:28:26,070 --> 00:28:26,950
‫"جیمز اولسن"

597
00:28:27,070 --> 00:28:30,330
‫بله , نه , من ... من افزایش بودجه ی هنر رو تأیید میکنم...

598
00:28:31,580 --> 00:28:33,030
‫"آیا شما انتظار اینکه "سوپرگرل

599
00:28:33,060 --> 00:28:35,390
‫با در نظر گرفتن بمب گذاری ها به اینجا بیاد رو دارید؟

600
00:28:36,320 --> 00:28:38,310
‫, ما اینجا هستیم که درباره ی آینده سیاره صحبت کنیم

601
00:28:38,370 --> 00:28:39,630
‫نه لیست مهمون ها

602
00:28:40,310 --> 00:28:40,940
‫نه , نه , نه

603
00:28:41,040 --> 00:28:43,350
‫لطفا بهم بگید که اون به اونجا نرفته که "سوپرگرل" رو ببینه

604
00:28:53,760 --> 00:28:56,760
‫سوپر خط آهن آماده ی مسافر ها هستش

605
00:29:03,550 --> 00:29:05,850
‫قطار رو بررسی میکنم . بمب رو نمیبینم

606
00:29:06,540 --> 00:29:08,270
‫مأمور "هنشاو" , گزارش تازه رسیدش

607
00:29:08,290 --> 00:29:09,430
‫بمب در فرودگاه پیدا شده

608
00:29:09,830 --> 00:29:11,420
‫ولی قطار چیز مورد علاقه ی "مکس" هستش

609
00:29:11,500 --> 00:29:12,540
‫به اون باید "ناکس" حمله بکنه

610
00:29:12,590 --> 00:29:14,800
‫شاید یه طعمه هستش تا ما رو از بمب اصلی دور کنه

611
00:29:15,120 --> 00:29:17,160
‫سوپرگرل" , یه بمب در فرودگاه هستش"

612
00:29:17,170 --> 00:29:18,070
‫میرم!

613
00:29:20,900 --> 00:29:23,990
‫ما باید همه ی گزارشگر هامون رو به فرودگاه بفرستیم

614
00:29:24,030 --> 00:29:26,090
‫- برای چی؟
‫- پلیس "نشنال سیتی" یه بمب پیدا کرده

615
00:29:31,590 --> 00:29:33,660
‫یالا , "لوسی" , بردار , بردار , بردار ! "لوسی" , یالا...

616
00:29:36,440 --> 00:29:38,090
‫شما به تلفن همراه "لوسی لین" زنگ زدید

617
00:29:38,200 --> 00:29:39,310
‫لطفا پیغام بزارید

618
00:29:43,080 --> 00:29:44,610
‫سلام . بلیت داری؟

619
00:29:46,460 --> 00:29:47,460
‫والدینتو گم کردی؟

620
00:29:49,100 --> 00:29:51,200
‫- آره
‫- اونا قبلا سوار شدن؟

621
00:29:52,890 --> 00:29:54,020
‫پس بیا بریم پیداشون کنیم . اشکالی نداره

622
00:30:02,100 --> 00:30:02,980
‫من باید سوار اون قطار بشم!

623
00:30:03,060 --> 00:30:03,950
‫پس بلیتتون رو بدید

624
00:30:04,090 --> 00:30:06,270
‫متوجه نیستی . باید سوار اون قطار بشم

625
00:30:09,210 --> 00:30:10,740
‫به آینده خوش اومدی . بچه جون

626
00:30:43,980 --> 00:30:45,020
‫کارا" , کجایی؟"

627
00:30:45,030 --> 00:30:46,640
‫نمیتونم صحبت کنم , یه بمب توی فرودگاهه

628
00:30:46,660 --> 00:30:49,320
‫نه , نه , اشتباهه , من بمبگذار رو توی قطار الان دیدم

629
00:30:49,610 --> 00:30:51,010
‫پس یعنی دو تا بمب هستش؟

630
00:30:51,010 --> 00:30:53,800
‫بدتر از اون ... "کارتر" سوار قطاره

631
00:30:55,470 --> 00:30:57,250
‫- الکس" , حرفا رو شنیدی؟"
‫- شنیدیم

632
00:30:57,590 --> 00:30:58,390
‫میوای چیکار کنی؟

633
00:30:58,420 --> 00:31:00,360
‫نمیتونم که همزمان در دو جا باشم!

634
00:31:00,360 --> 00:31:01,900
‫ما تأییدیه تصویری توی فرودگاه داریم

635
00:31:01,970 --> 00:31:04,100
‫نمیتونیم مطمئن باشیم چیزی که دوستت دیده درست هست یا نه

636
00:31:04,440 --> 00:31:07,120
‫من به دوستم مثل تو اعتماد دارم

637
00:31:07,930 --> 00:31:10,560
‫نقشه ی جدید . شماها به فرودگاه برید , من قرار رو دارم

638
00:31:26,160 --> 00:31:27,160
‫والدینتو میبینی؟

639
00:31:32,830 --> 00:31:34,370
‫دارم فک میکنم که نسبت به من علاقه داری

640
00:31:34,460 --> 00:31:35,830
‫ایتان ناکس" سوار قطاره"

641
00:31:36,070 --> 00:31:37,480
‫نه , امکان نداره...

642
00:31:37,500 --> 00:31:38,760
‫باید این قطار رو متوقف کنی

643
00:31:39,210 --> 00:31:40,010
‫نمیتونم

644
00:31:40,560 --> 00:31:41,550
‫خودکاره

645
00:31:42,170 --> 00:31:43,720
‫یه مشکلی هست , مگه نه؟

646
00:31:45,210 --> 00:31:48,200
‫یه مشکلی هست , ولی برای درست کردنش اینجام

647
00:31:49,000 --> 00:31:52,350
‫تو بنظر شجاع و قوی هستی , میتونی بهم کمک کنی؟

648
00:31:53,900 --> 00:31:54,640
‫خوبه

649
00:31:55,020 --> 00:31:57,720
‫میخوام تو و آقای "لرد" همه ی این مسافرها رو

650
00:31:57,720 --> 00:31:59,130
‫به آخر قطار ببرید

651
00:32:00,310 --> 00:32:01,480
‫آماده ای که یه قهرمان باشی؟

652
00:32:02,760 --> 00:32:03,630
‫آره

653
00:32:04,960 --> 00:32:05,910
‫بریم

654
00:32:30,360 --> 00:32:31,990
‫تیم رو به داخل ببرید تا به تخلیه کردن کمک کنن

655
00:32:31,990 --> 00:32:33,300
‫خیلی خوب , جای بمب میبینمت

656
00:32:33,690 --> 00:32:35,210
‫- سوپرگرل" کجاست؟"
‫- نمیادش

657
00:32:40,530 --> 00:32:41,300
‫"لوسی"!

658
00:32:41,950 --> 00:32:42,630
‫"جیمز"!

659
00:32:42,720 --> 00:32:44,450
‫خوبی؟ شنیدم چه اتفاقی افتاده

660
00:32:44,850 --> 00:32:46,580
‫چرا به سمت بمب اومدی؟

661
00:32:47,640 --> 00:32:48,880
‫چون تو اینجایی

662
00:32:50,950 --> 00:32:51,910
‫یالا!

663
00:32:55,370 --> 00:32:57,240
‫اتاق رو خالی کنید! برین , یالا!

664
00:32:57,340 --> 00:32:58,680
‫کارشناس های بمب هنوز اینجا نیستن

665
00:33:00,040 --> 00:33:01,250
‫سیگنال قفل کرده

666
00:33:01,780 --> 00:33:04,160
‫نمیتونم داخلش رو ببینم . نمیشه خنثی ـش کرد

667
00:33:05,680 --> 00:33:06,500
‫برو به یه جای امن

668
00:33:07,210 --> 00:33:08,520
‫من ؟ شما میخواین چیکار کنین؟

669
00:33:10,110 --> 00:33:12,370
‫- هنک" , نه"
‫- بهت دستور دادم

670
00:33:13,810 --> 00:33:14,830
‫گفتم...

671
00:33:15,360 --> 00:33:16,190
‫برو!

672
00:33:40,030 --> 00:33:41,550
‫این بمب مجهز به ارتفاع سنج هستش

673
00:33:42,000 --> 00:33:44,410
‫بخوای سعی کنی منو از قطار ببری بیرون , بلافاصله منفجر میشه

674
00:33:44,410 --> 00:33:45,940
‫ایتان" , میخوام بهت کمک کنم"

675
00:33:46,000 --> 00:33:47,950
‫ولی باید اول اونو غیرفعال کنی

676
00:33:48,050 --> 00:33:50,320
‫- دیگه راهی واسه من نمونده
‫- همیشه جای امید هست

677
00:33:51,440 --> 00:33:54,790
‫میدونم که عصبانی هستی , ولی به دخترت فک کن

678
00:34:23,690 --> 00:34:25,840
‫- موفق نمیشه , مگه نه ؟
‫- مخفی بشو

679
00:34:39,570 --> 00:34:40,970
‫- چطوری...
‫- (منفجر نشده بودش (خراب

680
00:34:41,000 --> 00:34:43,320
‫فقط یه طعمه بودش که ما رو از بمب اصلی دور کنه

681
00:34:47,710 --> 00:34:50,110
‫اتان" , اینکارو نکن"

682
00:34:50,110 --> 00:34:51,570
‫درک نمیکنی . نمیتونی

683
00:34:51,610 --> 00:34:54,430
‫اینکه احساس سراسیمه شدن بکنی رو درک میکنم

684
00:34:54,490 --> 00:34:56,810
‫ولی تو تنها نیستی . میتونم بهت کمک کنم

685
00:34:56,810 --> 00:34:58,780
‫- عقب وایسا!
‫- میدونم که دخترت مریضه

686
00:34:59,300 --> 00:35:02,180
‫بهت نیاز داره . نمیخوای بهش کمک کنی؟

687
00:35:02,420 --> 00:35:04,380
‫همه ی اینا بخاطر همونه

688
00:35:04,720 --> 00:35:06,200
‫اینکار تنها اومیدشه

689
00:35:06,420 --> 00:35:08,910
‫- منظورت چیه؟
‫- دیگه مهم نیست

690
00:35:09,260 --> 00:35:10,620
‫, قرار نبود که کسی بفهمه کار من بوده

691
00:35:10,660 --> 00:35:11,640
‫, و حالا که میدونن

692
00:35:12,970 --> 00:35:14,990
‫دیگه نمیتونم صورت دختر کوچولومو ببینم

693
00:35:15,190 --> 00:35:16,080
‫"ایتان"...

694
00:35:16,960 --> 00:35:20,770
‫خواهش میکنم , این آدما رو نکش

695
00:35:28,680 --> 00:35:29,700
‫نمیکشم

696
00:35:31,430 --> 00:35:32,650
‫تو نجاتشون میدی

697
00:35:36,920 --> 00:35:39,780
‫ولی باید عجله کنی , ۳۰ ثانیه وقت داری

698
00:36:44,630 --> 00:36:46,390
‫هِی , میشه اون آچار شش سو رو بدی؟

699
00:36:49,000 --> 00:36:50,040
‫اینم میشه

700
00:36:51,540 --> 00:36:52,740
‫خوب , عجیبه

701
00:36:53,870 --> 00:36:55,670
‫هنک" گفتش که منفجر نشده بوده"

702
00:36:55,750 --> 00:36:58,690
‫, یه طعمه که ما رو از بمب اصلی دور کنه

703
00:36:58,700 --> 00:37:02,330
‫ولی یه خاموش کننده ی اضطراری درش استفاده شده
‫تا از راه دور غیرفعالش کنه

704
00:37:02,360 --> 00:37:06,010
‫برای چی باید از یه "محافظدار" روی یه بمب الکی استفاده کنن؟
‫*برای مواردی که اگه درست کار نکرد صدمه به کسی یا چیزی نزنه*

705
00:37:06,070 --> 00:37:08,080
‫آره , اون تنها چیزی نیست که امروز با عقل جور نمیاد

706
00:37:08,470 --> 00:37:11,480
‫ناکس" هم خودشو کُشت با عقل جور در نمیاد"

707
00:37:12,370 --> 00:37:14,350
‫خوب , آدمای دیوونه قاطی میکنن , دیوونه تر میشن؟

708
00:37:14,360 --> 00:37:17,090
‫خوب , اون دیوونه بنظر نیومد , بنظر غمگین میومد

709
00:37:17,800 --> 00:37:20,160
‫, گفتش که دخترشو دوست داره , داره بخاطر اون اینکارو میکنه

710
00:37:20,230 --> 00:37:22,590
‫ولی چطوری این بمبگذاری به یه دختر مریض کمک میکنه؟

711
00:37:23,360 --> 00:37:26,500
‫کی میدونه؟ والدین وقتی که موضوع بچه ـشون باشه دیوونه میشن

712
00:37:29,090 --> 00:37:30,850
‫فک میکنی یه مادر یا پدر چه حسی بهشون دست میده

713
00:37:30,900 --> 00:37:32,360
‫, اگه بچشون توی اون قطار

714
00:37:32,440 --> 00:37:34,970
‫با یه بمب داخلش , خودش میرفت؟

715
00:37:35,020 --> 00:37:36,800
‫کارا" , خیلی شرمندم"

716
00:37:36,840 --> 00:37:37,880
‫قطعا اخراجم!

717
00:37:38,880 --> 00:37:39,730
‫مامان!

718
00:37:41,450 --> 00:37:44,870
‫عزیزم ! خدای من ! خدای من ! خیلی نگران بودم . خوبی؟

719
00:37:45,480 --> 00:37:48,000
‫حالت خوبه؟ ترسیده بودی؟ صدمه دیدی؟

720
00:37:48,000 --> 00:37:49,370
‫من "سوپرگرل" رو دیدم

721
00:37:50,100 --> 00:37:52,850
‫اون عالیه . و از نزدیک هم خیلی خوشگلتره

722
00:37:54,750 --> 00:37:55,350
‫خوب...

723
00:37:55,640 --> 00:37:58,690
‫از ویژگی های دیگه ـشم چیزی متوجه شدی؟

724
00:38:01,090 --> 00:38:02,280
‫خیلی قویه...

725
00:38:02,380 --> 00:38:05,550
‫و باهوش و شجاع و مهربون و همتون رو نجات داد

726
00:38:06,390 --> 00:38:10,360
‫بهم بگو , فک میکنی چه چیزی اونو یه قهرمان میکنه؟

727
00:38:12,350 --> 00:38:15,140
‫میگم پاهاش . قطعا پاهاش

728
00:38:16,920 --> 00:38:18,180
‫قلبش , مامان

729
00:38:19,230 --> 00:38:21,370
‫اوه ! اون یه جُک بودش . اون یه جُک بودش

730
00:38:21,370 --> 00:38:23,600
‫کارتر" , تو یه جُک درست کردی .تا حالا جُک نگفته بودی"

731
00:38:24,000 --> 00:38:25,750
‫مدرسه! مدرسه , باید بری مدرسه

732
00:38:25,810 --> 00:38:27,880
‫دیرت میشه . ماشین پایین منتظرته

733
00:38:28,000 --> 00:38:28,940
‫دندان هاتو مسواک زدی؟

734
00:38:28,980 --> 00:38:31,150
‫خدافظ , رفیق ! با تو بودن خوش گذشت

735
00:38:31,230 --> 00:38:32,090
‫"خدافظ , "کارا

736
00:38:34,960 --> 00:38:38,270
‫- مامان , من و "کارا" یه جنگ خفن با تفنگ های پلاستیکی داشتیم
‫- آره , داشتیم

737
00:38:38,270 --> 00:38:40,480
‫و بازی "مقیم کاتان" رو تقریبا به اندازه ی شما

738
00:38:40,680 --> 00:38:41,950
‫خوب بلده

739
00:38:43,060 --> 00:38:44,350
‫میشه دوباره مواظبم باشه؟

740
00:38:45,400 --> 00:38:48,620
‫فک میکنم که باید همون خاطرات خوش رو نگه داریشون , عزیز دلم

741
00:38:49,500 --> 00:38:50,460
‫دوست دارم

742
00:38:51,310 --> 00:38:52,600
‫مدرسه خوش بگذره

743
00:38:52,640 --> 00:38:53,790
‫- برو
‫- خدافظ!

744
00:38:59,880 --> 00:39:03,010
‫خانم "گرنت" , خیلی , خیلی متأسفم

745
00:39:03,060 --> 00:39:05,690
‫یهویی , سرمو بالا آوردم و اون , اون رفته بودش

746
00:39:07,030 --> 00:39:09,260
‫از همون اولش هم نباید میزاشتم مراقبش باشی

747
00:39:09,370 --> 00:39:11,910
‫خیلی سخت بود . واقعا , خیلی سخت بود

748
00:39:11,950 --> 00:39:13,550
‫, کار بود , و مراقبت از "کارتر" بود

749
00:39:13,550 --> 00:39:15,780
‫و بعدش همه ی اتفاق های دیوونه کننده در شهر بودش...

750
00:39:16,260 --> 00:39:16,880
‫من...

751
00:39:17,140 --> 00:39:19,360
‫"نمیدونم که چطوری اینکارو میکنید , خانم "گرنت

752
00:39:19,610 --> 00:39:21,600
‫نمیدونم که چطوری همه ی اینکارو انجام میدید

753
00:39:22,080 --> 00:39:23,070
‫"کیرا"

754
00:39:23,360 --> 00:39:24,830
‫تو الان آزار دهنده ترین

755
00:39:24,830 --> 00:39:26,770
‫, سؤال قرن رو پرسیدی

756
00:39:26,810 --> 00:39:29,640
‫و اینقدر جوونی که متوجه ـش نمیشی

757
00:39:29,990 --> 00:39:32,740
‫چطوری همه ی اینکارو میکنی؟

758
00:39:33,030 --> 00:39:35,170
‫یاد میگیری , اینطوری

759
00:39:35,370 --> 00:39:38,100
‫اول با یه کار شروع میکنی قبل از اینکه یکی دیگه بهش اضافه کنی

760
00:39:38,380 --> 00:39:40,480
‫اولش یاد گرفتم که چطوری توی کارم موفق باشم

761
00:39:40,480 --> 00:39:42,890
‫و بعدش مادر موفق بودن رو هم بهش اضافه کردم

762
00:39:43,210 --> 00:39:45,140
‫خیلی زن ها در تلاش برای انجام دادن

763
00:39:45,490 --> 00:39:47,160
‫خیلی کار ها قبل از اینکه آماده بشن از خستگی از پای در اومدن

764
00:39:47,170 --> 00:39:49,210
‫- تا بتونی همه چی تموم باشی؟
‫- البته

765
00:39:49,440 --> 00:39:51,800
‫فقط همش در یه موقع نه , و بلافصله سریع هم نه

766
00:39:52,750 --> 00:39:54,100
‫و با اون مو هم نمیشه

767
00:39:54,650 --> 00:39:56,580
‫محض رضای خدا , از حالت دهنده استفاده کن

768
00:40:12,500 --> 00:40:15,500
‫و برای شما پاسخ "مکسول لرد" به حادثه رو پخش میکنیم

769
00:40:15,500 --> 00:40:18,120
‫, بله , بمبگذار برای شرکت ما کار میکرده , و ما هم اخراجش کردیم

770
00:40:18,180 --> 00:40:20,490
‫ولی اصلا انتطار اینکه چنین واکنشی رو نشون میده رو نداشتیم

771
00:40:21,850 --> 00:40:24,700
‫من سعی کردم که در هر شرایطی یه محافظ دار درست کنم

772
00:40:24,780 --> 00:40:25,460
‫محافظ دار؟

773
00:40:25,680 --> 00:40:27,490
‫ولی در آخر , نمیشه مردم رو کنترل کرد

774
00:40:29,100 --> 00:40:32,410
‫و من ... مسئولیت کاملشو بعهده میگیرم

775
00:40:33,190 --> 00:40:34,740
‫چرا اون این همه احساساتی شده

776
00:40:34,740 --> 00:40:36,850
‫بخاطر یه روانی که سعی داشته بکشدش؟

777
00:40:36,870 --> 00:40:38,850
‫چون فک نمیکنم که ما داستان کاملشو بدونیم

778
00:40:40,650 --> 00:40:42,410
‫میشه سایت بیمارستان رو هک کنی؟

779
00:40:43,130 --> 00:40:44,930
‫خیلی راحت , و مثل آب خوردن...

780
00:40:46,820 --> 00:40:49,790
‫چیزیه که یه مرد نباید بگه

781
00:40:59,990 --> 00:41:00,950
‫چی میتونم برات بیارم؟

782
00:41:02,210 --> 00:41:04,830
‫یا نمیتونی در حالت مستی پرواز کنی؟ قوانینشو نمیدونم

783
00:41:05,410 --> 00:41:07,040
‫گفتگوی خبری ـتو دیدم

784
00:41:07,820 --> 00:41:10,370
‫تعجب کردم , بطور معمول چرب زبون تر صحبت میکنی

785
00:41:10,440 --> 00:41:11,650
‫چیزی نبود که دربارش چرب زبونی بکنم

786
00:41:11,960 --> 00:41:13,470
‫یه دختر مریض پدرشو از دست داده

787
00:41:13,520 --> 00:41:15,580
‫اون دختر کوچولو توسط دکتری که

788
00:41:15,650 --> 00:41:18,000
‫کمک هزینه ی مادام العمری از شرکتتون گرفته درمان میشه

789
00:41:18,880 --> 00:41:21,620
‫امشب گفتی , همیشه یه محافظ دار درست میکنی

790
00:41:21,680 --> 00:41:23,690
‫مثل اون خاموش کردن اضطراری توی بمب ها

791
00:41:24,280 --> 00:41:25,620
‫یه چیزی بهم میگه که

792
00:41:25,920 --> 00:41:28,460
‫توی بمب "ناکس" هم محافظ دار بوده

793
00:41:28,730 --> 00:41:30,800
‫یکی که میتونسته از راه دور فعال بشه

794
00:41:30,800 --> 00:41:32,220
‫اگه بموقع نجاتت نمیدادم

795
00:41:32,970 --> 00:41:35,740
‫تو "ناکس" رو مجبور کردی که اون بمب ها رو بزاره در عوض اینکه

796
00:41:35,740 --> 00:41:37,130
‫زندگی دخترشو نجات بدی

797
00:41:37,130 --> 00:41:38,840
‫من هیچوقت زندگی یه بچه رو به معامله نمیزارم

798
00:41:39,400 --> 00:41:41,170
‫درباره ی اهداف "ناکس" هم نمیتونم چیزی بگم

799
00:41:41,200 --> 00:41:42,040
‫مشخصا دیوونه شده بوده

800
00:41:42,120 --> 00:41:44,280
‫, شاید تو انتظار اینکه "ناکس" خودشو بکشه رو نداشتی

801
00:41:44,310 --> 00:41:46,200
‫ولی میدونم که همه این ها یه حیله و نیرنگ بوده

802
00:41:47,350 --> 00:41:49,200
‫فقط نمیتونم بفهمم که چرا اینکارو کردی

803
00:41:49,910 --> 00:41:51,180
‫نظریه ی جالبیه

804
00:41:51,700 --> 00:41:52,760
‫, ثابت شدنی نیستش

805
00:41:53,750 --> 00:41:55,070
‫ولی ارزش کاوش کردن داره

806
00:41:56,020 --> 00:41:59,160
‫حدس میزنم هر کسی که عامل اون حمله ها بوده

807
00:42:00,050 --> 00:42:01,880
‫"شاید در مورد تو هم کنجکاو باشه , "سوپرگرل

808
00:42:03,180 --> 00:42:04,320
‫از چه چیزی ساخته شده؟

809
00:42:05,270 --> 00:42:07,210
‫چطوری اینکارا رو میکنه؟

810
00:42:10,440 --> 00:42:11,760
‫تو داشتی منو آزمایش میکردی

811
00:42:12,790 --> 00:42:14,490
‫و این آزمایش ها بهمون چی نشون دادن؟

812
00:42:15,040 --> 00:42:17,230
‫پهباد برای اینکه چابکی ـتو رو بسنجه

813
00:42:18,050 --> 00:42:20,010
‫انفجار ساختمون , قدرتتو

814
00:42:20,820 --> 00:42:22,410
‫بمب بعدی سرعتتو نشون میده

815
00:42:22,440 --> 00:42:25,470
‫در حالیکه مشخص میکنه که تو در واقع شکست ناپذیر نیستی

816
00:42:27,310 --> 00:42:32,200
‫ولی نتایج آزمایش آخری از همه جالبتره

817
00:42:33,800 --> 00:42:35,670
‫,تو انتخاب کردی که جون صد نفر توی قطار رو نجات بدی

818
00:42:36,220 --> 00:42:37,730
‫بجای هزاران نفر توی فرودگاه

819
00:42:38,620 --> 00:42:39,830
‫نتیجه میگیریم که

820
00:42:39,830 --> 00:42:42,390
‫یه نفری در اون قطار بوده که تو بهش اهمیت میدادی

821
00:42:42,440 --> 00:42:43,710
‫و پیدا کردن اون نفر

822
00:42:43,770 --> 00:42:47,770
‫کلید آشکار کردن فرد واقعی ای که هستی...

823
00:42:49,150 --> 00:42:51,710
‫وقتی که با اون لباس و کلمه ی "اس"ـش در حال پرواز نیستی هستش

824
00:42:52,600 --> 00:42:55,310
‫محض اطلاع , همه برام مهم ـن

825
00:42:56,200 --> 00:42:59,240
‫شاید شهر رو گول زده باشی , ولی من میدونم که تو پُشت این ماجرایی

826
00:42:59,260 --> 00:43:00,560
‫و حواسم بهت هست

827
00:43:01,330 --> 00:43:02,360
‫این قضیه تموم نشده

828
00:43:02,830 --> 00:43:04,600
‫بلاخره , یه چیزی که درش توافق داریم

829
00:43:09,600 --> 00:43:11,140
‫تازه هنوز جالب شده

830
00:43:12,500 --> 00:43:14,540
‫<font color="#DE۲۵۰۴">Ali HunteR</font>
‫<font color=yellow>Ali-hunteR.blogfa.com</font>
‫<font color=#۰۰FF۰۰>facebook.com/Hunter.bazrgaR</font>

831
00:43:15,000 --> 00:43:19,140
‫<font color="#۶۴ad۲f">خبرگزاری آریافیلم به روزترین اخبار دنیای فیلم و سریال</font>
‫<font color="#ffffff">www.ariamovie.ir</font>
‫<font color="#bb۱e۱e"> www.warez-ir.asia با همکاری</font>

