1
00:00:01,779 --> 00:00:05,063
‫وقتی من بچه بودم , سیاره ی من "کریپتون" در حال نابودی بود

2
00:00:05,064 --> 00:00:08,332
‫من به زمین فرستاده شدم تا از پسر عموم محافظت کنم

3
00:00:09,066 --> 00:00:10,601
‫ولی محفظه ی من از مسیر خارج شد

4
00:00:10,602 --> 00:00:12,069
‫,و زمانی که من به زمین رسیدم

5
00:00:12,070 --> 00:00:16,206
‫پسر عموم بزرگ شده بود و "سوپرمن" شده بود

6
00:00:16,641 --> 00:00:18,142
‫و منم قدرت هامو مخفی کردم

7
00:00:18,143 --> 00:00:22,445
‫تا اخیرا که یه حادثه مجبورم کرد که خودمو به دنیا آشکار کنم

8
00:00:23,198 --> 00:00:26,516
‫برای آدم های زمین من یه دستیار توی رسانه ی جهانی"کت کو" هستم

9
00:00:26,673 --> 00:00:30,286
‫ولی مخفیانه , من با خواهر خودندم برای "ب.ع.غ" کار میکنیم
‫*بخش.عملیات.غیر معمولی*

10
00:00:30,287 --> 00:00:32,254
‫تا شهرمو از زندگی بیگانه ها

11
00:00:32,255 --> 00:00:35,556
‫و هرکسی که بخواد باعث صدمه زدن بهش بشه محافظت کنیم

12
00:00:36,258 --> 00:00:38,694
‫من "سوپرگرل" هستم

13
00:00:38,195 --> 00:00:40,562
‫آنچه در "سوپرگرل" گذشت

14
00:00:41,264 --> 00:00:42,698
‫, از وقتی که به سرپرستی قبول شدم

15
00:00:42,699 --> 00:00:44,666
‫, احساس میکردم که باید به مردم کمک کنم

16
00:00:44,901 --> 00:00:46,569
‫و امشب فرصتشو بدست آوردم

17
00:00:46,570 --> 00:00:49,971
‫میدونم که من مامانت نیستم , عزیزم . ولی اینجا جات امنه

18
00:00:50,297 --> 00:00:52,742
‫وقتی که ازم خواستید که به "ب.ع.غ" بپیوندم , تأمل نکردم

19
00:00:52,743 --> 00:00:55,544
‫چون بهم گفتید که با همدیگه میخوایم دنیا رو نجات بدیم

20
00:00:55,545 --> 00:00:58,480
‫ولی نجات دادن شامل همه میشه

21
00:01:29,378 --> 00:01:30,978
‫برین , برین , برین

22
00:01:33,549 --> 00:01:34,749
‫سریع برین!

23
00:01:44,593 --> 00:01:45,828
‫کجایی؟

24
00:01:45,829 --> 00:01:47,128
‫سرم شلوغه

25
00:01:53,970 --> 00:01:55,690
‫قول دادی که به اینجا میای

26
00:02:02,611 --> 00:02:04,012
‫و میام

27
00:02:04,013 --> 00:02:06,747
‫فقط دارم با یه زندانی بیگانه که آزاد شده سر و کله میزنم

28
00:02:26,401 --> 00:02:27,868
‫مَرد سر سختی بود

29
00:02:28,003 --> 00:02:29,070
‫زن بود

30
00:02:29,071 --> 00:02:30,504
‫اوه

31
00:02:30,705 --> 00:02:31,839
‫ایول

32
00:02:32,941 --> 00:02:35,342
‫احتمالش هست که بقیه ی روز رو استراحت بکنم؟

33
00:02:38,780 --> 00:02:40,415
‫- هِی!
‫- اوه , بلاخره!

34
00:02:40,416 --> 00:02:41,850
‫از دیدن تو هم خوشحالم

35
00:02:41,851 --> 00:02:45,053
‫ببین , یه خراب کار , زن-هیولا فرار کرده بود

36
00:02:45,054 --> 00:02:46,488
‫برای بهترین آدما پیش میاد

37
00:02:46,489 --> 00:02:49,090
‫ببخشید . فقط ... دارم قاطی میکنم

38
00:02:49,091 --> 00:02:53,027
‫الکس" , من دیدم که تو یه حشره ی هم قد انسان رو"
‫بدون سلاح کُشتی

39
00:02:53,028 --> 00:02:54,896
‫اینکه دیگه مشکلی نیست

40
00:02:54,897 --> 00:02:58,499
‫سال پیش , از دست من عصبانی بود که چرا تو
‫به اندازه ی کافی قرار نمیزاری

41
00:02:58,500 --> 00:03:02,770
‫خیلی خوب , اصلا نمیتونم تصور کنم که برای اینکه
‫تو بعنوان "سوپرگرل" خودتو معرفی کرده با من چیکار میکنه

42
00:03:02,771 --> 00:03:04,551
‫پُشت تلفن که خوب بنظر میومد

43
00:03:05,239 --> 00:03:07,207
‫- حداقل داره شرینی پای درست میکنه

44
00:03:07,409 --> 00:03:08,843
‫مطئنم که مورد علاقته

45
00:03:08,844 --> 00:03:10,778
‫شرینی پای شکلات گردویی بهتر دسر کهکشانه

46
00:03:10,779 --> 00:03:14,415
‫و برای کسی که به دوازده سیاره مختلف رفته , به معنای واقعی کلمه میگمش

47
00:03:15,517 --> 00:03:17,084
‫خدا

48
00:03:17,085 --> 00:03:19,905
‫- نه , لازمه که لباستو عوض کنی
‫- اشکالی نداره . اشکالی نداره

49
00:03:20,755 --> 00:03:22,990
‫- "الایزا"!
‫- دخترام!

50
00:03:22,991 --> 00:03:26,494
‫اوه , دخترای , بهترین , مورد علاقه و عالی من!

51
00:03:26,495 --> 00:03:27,595
‫اوه

52
00:03:27,596 --> 00:03:28,929
‫الکس" بیا بغلم"

53
00:03:28,930 --> 00:03:31,232
‫خیلی خوشحالم که اینجام

54
00:03:31,233 --> 00:03:33,399
‫جفتتون خیلی خوشگل هستید

55
00:03:34,068 --> 00:03:36,737
‫لباس آبی هم همیشه به تو میومده

56
00:03:36,738 --> 00:03:39,540
‫و تو هم عزیزم خسته بنظر میای

57
00:03:39,541 --> 00:03:42,075
‫- آزمایشگاه سرتو شلوغ نگه داشته؟
‫- آره

58
00:03:42,810 --> 00:03:44,111
‫- پروازت چطور بود؟
‫- خوب بود

59
00:03:44,112 --> 00:03:46,113
‫یه خورده تکون میخورد

60
00:03:46,114 --> 00:03:47,615
‫واقعا از تکون خوردناش متنفرم

61
00:03:47,616 --> 00:03:50,417
‫یه چند تا کیسه هوایی بهم خوردش وقتی که داشتم بر میگشتم...

62
00:03:50,418 --> 00:03:51,585
‫از...

63
00:03:51,586 --> 00:03:53,353
‫جایی که بودم

64
00:03:53,888 --> 00:03:55,188
‫"واقعا کارت عالیه , "کارا

65
00:03:56,023 --> 00:03:57,843
‫واقعا اینطوری فک میکنه , مامان؟

66
00:03:57,958 --> 00:03:59,058
‫معلومه

67
00:04:03,230 --> 00:04:06,300
‫من "لزلی ویلیس" هستم , و بطور زنده

68
00:04:06,301 --> 00:04:08,836
‫از برج از "کت کو" براتون مخابره میکنم

69
00:04:08,837 --> 00:04:12,205
‫این هفته ی عید شکر گزاریه , و یعنی...

70
00:04:13,407 --> 00:04:17,444
‫وقت لیست سالانه ی من از چیزایی که
‫, شکر گزارشون نیستم هستش

71
00:04:17,445 --> 00:04:21,580
‫, و لیست امسال فقط یه نفر درش هست

72
00:04:22,583 --> 00:04:23,883
‫"سوپرگرل"

73
00:04:24,618 --> 00:04:27,120
‫دندون پوسیده و ورم کرده ی قرمز و آبی ـه

74
00:04:27,121 --> 00:04:30,890
‫"در لبخند موقتی شهر "نشنال سیتی!

75
00:04:31,558 --> 00:04:33,994
‫, چقدر ازش بدم , یعنی متنفرم

76
00:04:33,995 --> 00:04:37,363
‫کُل ظاهر «منو ببینید , چقدر مسخره و احمق هستم»ـش

77
00:04:37,831 --> 00:04:39,399
‫, و اون لباس زننده ای که

78
00:04:39,400 --> 00:04:42,936
‫مثل اینکه از اسکیت روی یخ المپیک رد شده ای که میپوشه؟

79
00:04:42,937 --> 00:04:46,972
‫میگم , یه دامن و لباس تنگ زیرش؟ بیخیال

80
00:04:47,226 --> 00:04:51,311
‫بنظر زیاده روی هستش , مخصوصا که کسی هم نمیخواد که باهاش باشه

81
00:04:51,312 --> 00:04:53,045
‫و کی میخواد با اون باشه؟

82
00:04:53,379 --> 00:04:57,641
‫میگم , کی اینقدر مَرد هست که پاکدامنی کمربند پولادین رو از بین ببره؟

83
00:04:58,351 --> 00:05:00,053
‫و یا شایدم یه تأثیر لطیف دار لازم داره؟

84
00:05:00,054 --> 00:05:03,356
‫, میگم , چون یه جورایی حس همجنسگرایی رو منتقل میکنه

85
00:05:03,357 --> 00:05:06,459
‫با اون حرف "اس" روی سینه ی مرد نماش

86
00:05:06,460 --> 00:05:08,328
‫میگم , وضعیت بیگانه های چطوریه؟

87
00:05:08,329 --> 00:05:09,963
‫, یعنی , همه چیزای زیرشون مثل آدما هستش

88
00:05:09,964 --> 00:05:11,765
‫یا کارمون با شاخک و از این چیزایه؟

89
00:05:11,766 --> 00:05:14,366
‫شاید وقتشه که یه وقفه ای داشته اشه

90
00:05:14,901 --> 00:05:16,468
‫یا شایدم تغییر مد

91
00:05:18,571 --> 00:05:20,073
‫خوب , صبحانه ـت با مامانت چطور بود؟

92
00:05:20,074 --> 00:05:23,742
‫مادر خونده . و عالی بود . خیلی زن خوبیه

93
00:05:24,777 --> 00:05:28,047
‫ولی "الکس" منتظر اینه که اون یه جورایی مثل بُمب منفجر بشه

94
00:05:28,048 --> 00:05:30,550
‫و شاید من بی توجه و فراموشکارم , ولی...

95
00:05:30,551 --> 00:05:32,285
‫چیه؟

96
00:05:32,286 --> 00:05:35,300
‫فقط ... خیلی خوبه که برای یه بارم شده درباره ی بُمب
‫بصورت اصطلاحی استفاده میکنیم

97
00:05:35,301 --> 00:05:38,256
‫خوب , درباره ی اینکه میخوای توی عید شکرگزاری چیکار کنی فکر کردی؟

98
00:05:38,291 --> 00:05:40,264
‫آره , عید شکرگزاری یتیمی

99
00:05:40,265 --> 00:05:43,196
‫به معنای واقعی کلمه میگم , غذای تایلندی و
‫تماشای سریال "یتیم سیاه" بطور کامل

100
00:05:43,197 --> 00:05:44,796
‫تنها؟

101
00:05:45,264 --> 00:05:46,431
‫خانوادت چی؟

102
00:05:47,233 --> 00:05:48,668
‫"زخم اصلیمه , "کارا
‫مشکل اصلی هر طرف , مثل  این مورد که*
‫*مورد لطف و محبت قرار نگرفتن از طرف والدینه

103
00:05:48,669 --> 00:05:50,135
‫دوستات؟

104
00:05:51,904 --> 00:05:53,206
‫- "وین"!
‫- چیه؟

105
00:05:53,207 --> 00:05:54,307
‫- نه!
‫- آره!

106
00:05:54,308 --> 00:05:56,509
‫نه , دیوونگیه ! تو هم جای ما میای

107
00:05:56,510 --> 00:05:57,810
‫ما یه عید دوستی خواهیم داشت

108
00:05:57,811 --> 00:05:58,945
‫مجبور نیستی

109
00:05:58,946 --> 00:06:00,478
‫خوب , جدا خودم میخوام

110
00:06:00,826 --> 00:06:03,367
‫میتونی یه میانگیری بین "الکس" و "الایزا" باشی
‫*که بینشون دعوا نشه*

111
00:06:03,482 --> 00:06:05,462
‫و بعدش میتونیم سریال "یتیم سیاه" رو ببینیم

112
00:06:05,954 --> 00:06:09,387
‫لزلی ویلس" توی دفتر "کت" چیکار میکنه؟"

113
00:06:10,222 --> 00:06:12,458
‫تو که سوپر شنوایی داری

114
00:06:15,361 --> 00:06:17,596
‫, پخش دیروزت رو شنیدم

115
00:06:17,597 --> 00:06:20,060
‫درباره ی اینکه در مورد "سوپرگرل" حرف بدی بزنی بهت هشدار داده بودم

116
00:06:20,061 --> 00:06:22,600
‫همیشه در مورد یه چیزی بهم هشدار میدی . کارمون اینطوریه

117
00:06:22,672 --> 00:06:24,370
‫تو بهم میگی که من یه خط قرمزی رو رد کردم

118
00:06:24,371 --> 00:06:26,305
‫هفته ی بعدش , یه خط جدیدی برای رد شدن ازش هست

119
00:06:26,306 --> 00:06:29,675
‫من تو رو از یه ایستگاه رادیویی کوچیک پیدات کردم

120
00:06:29,676 --> 00:06:31,810
‫به بهترین قابلیت های خودم آموزشت دادم

121
00:06:31,811 --> 00:06:34,312
‫و برای اغلب قسمت هاش , بهش افتخار میکنم

122
00:06:35,347 --> 00:06:37,349
‫, ولی در مورد یه دختر جوان حرف بد زدن

123
00:06:37,350 --> 00:06:38,684
‫, به بدنش توهین بکنی

124
00:06:38,685 --> 00:06:40,686
‫چطوری لباس میپوشه , تمایلات جنسیش...

125
00:06:40,687 --> 00:06:42,720
‫نبود تمایلات جنسی

126
00:06:42,812 --> 00:06:45,924
‫, و از جایی که یادمه , تا وقتی که شنونده و ریتینگ داشته باشم

127
00:06:45,925 --> 00:06:48,826
‫برات مهم نبود که درباره ی چه چیز خاصی حرف میزنم

128
00:06:49,328 --> 00:06:51,062
‫پس چیه این دختره فرق میکنه؟

129
00:06:54,266 --> 00:06:56,468
‫"من نامگذاریش کردم , "لزلی

130
00:06:56,469 --> 00:06:59,970
‫دارم هر کاری که میتونم میکنم تا رابطه ی

131
00:07:00,639 --> 00:07:03,207
‫بین "سوپرگرل" و "کت کو" رو ترویج بدم

132
00:07:03,376 --> 00:07:05,743
‫, اگه بطور قانونی میتونستم به سرپرستی بگیرمش

133
00:07:05,944 --> 00:07:07,011
‫میگرفتم

134
00:07:08,046 --> 00:07:10,381
‫"من مقالتو خوندم , "کت

135
00:07:11,149 --> 00:07:12,517
‫تو هم به اندازه من دربارش حرف بد زدی

136
00:07:12,518 --> 00:07:14,486
‫سوپرگرل" از موضوعات خارج کن"

137
00:07:14,487 --> 00:07:16,554
‫فورا عملیش میکنی

138
00:07:17,789 --> 00:07:20,125
‫چی , حالا تو داری محتوای منو بهم دستور میدی؟

139
00:07:20,126 --> 00:07:21,725
‫آره

140
00:07:22,861 --> 00:07:25,997
‫سوپرگرل" داره اوضاع "نشنال سیتی" رو عوض میکنه"

141
00:07:25,998 --> 00:07:28,533
‫"مردم دیگه حرفای منفی تو رو نمیخوان , "لزلی

142
00:07:28,534 --> 00:07:30,802
‫اونا خوش بینی , امید , مثبت اندیشی میخوان

143
00:07:30,803 --> 00:07:32,503
‫"تو یه دورویی , "کت

144
00:07:33,071 --> 00:07:34,972
‫"و کار تو هم تمومه , "لزلی

145
00:07:36,174 --> 00:07:38,475
‫هنوز دو سال دیگه قرارداد دارم

146
00:07:38,662 --> 00:07:41,112
‫تو خیلی مغرور , و خیلی پستی که منو بازخرید کنی

147
00:07:41,446 --> 00:07:42,846
‫درسته

148
00:07:43,201 --> 00:07:44,582
‫, بهرحال , من اخراجت نمیکنم

149
00:07:44,583 --> 00:07:47,318
‫من تو رو به هلی کوپتر گزارش ترافیک منتقل میکنم

150
00:07:47,319 --> 00:07:50,455
‫تو بیشترین دستمزد برای یه گزارشگر ترافیک در "نشنال سیتی" میگیری

151
00:07:50,456 --> 00:07:52,891
‫اینکارو بکنی , پشیمون میشی

152
00:07:52,892 --> 00:07:54,492
‫ساعت شلوغی ۴:۳۰ شروع میشه

153
00:07:54,493 --> 00:07:56,261
‫, اگه وقتی هلیکوپتر "کت کو" پرواز کنه و تو توش نباشی

154
00:07:56,262 --> 00:07:57,829
‫از طرف وکیلم به دادگاه فراخونده میشه

155
00:07:57,830 --> 00:08:00,398
‫, و بهتره که فرص "درامِمین" هم بخوری
‫*ضد استرس و تهوع*

156
00:08:00,399 --> 00:08:03,200
‫بنظر یه پرواز پر تکونی خواهد بود

157
00:08:13,478 --> 00:08:16,346
‫"سلام . غذا برای بردن مال "دنورس

158
00:08:22,186 --> 00:08:26,157
‫اگه آب و هوا حالتو گرفته , نگران نباش , طولی نمیکشه

159
00:08:26,158 --> 00:08:28,759
‫هِی . نه . راستش , نه , دلم تنگ واسش تنگ شده بود

160
00:08:28,760 --> 00:08:30,860
‫یه جورایی منو یاد هوای "متروپولیس" میندازه

161
00:08:31,762 --> 00:08:34,832
‫, هِی , اگه برای تعطیلات به خونه نمیری

162
00:08:34,833 --> 00:08:37,068
‫نظرت درباره ی جشن دوستی توی خونه ی من چیه؟

163
00:08:37,069 --> 00:08:38,803
‫, خیلی خوبه . ممنون

164
00:08:38,804 --> 00:08:42,740
‫ولی "لوسی" و من در واقع میخوایم برای تعطیلات به "اوهای" بریم
‫*شهری در کالیفرنیا*

165
00:08:42,741 --> 00:08:44,073
‫دو تایی؟

166
00:08:44,775 --> 00:08:46,009
‫خیلی عاشقانه ـس

167
00:08:46,377 --> 00:08:47,844
‫آره

168
00:08:47,948 --> 00:08:51,081
‫میدونی , تصمیم گرفتیم امسال خانواده ها رو ول کنیم

169
00:08:51,082 --> 00:08:53,217
‫, ولی "اوهای" با اینجا فقط چند ساعت فاصله داره

170
00:08:53,218 --> 00:08:56,954
‫پس , اگه , "سوپرگرل" به چیزی نیاز داشت , بهم خبر بده

171
00:08:56,955 --> 00:09:01,391
‫راستش , من این آخر هفته بیشتر نگران خانوادم هستم

172
00:09:01,759 --> 00:09:02,779
‫منظورت چیه؟

173
00:09:02,870 --> 00:09:05,029
‫الکس" نگرانه که مادر خوندم برای اینکه"

174
00:09:05,030 --> 00:09:07,931
‫خودمو بعنوان "سوپرگرل" معرفی کردم سرش غُر بزنه

175
00:09:07,932 --> 00:09:09,667
‫- اصلا با عقل جور در نمیاد
‫- آره

176
00:09:09,668 --> 00:09:12,702
‫و با اینحال , این آخر هفته ی عشق هامونه

177
00:09:13,637 --> 00:09:15,171
‫اینم عشق تو

178
00:09:15,973 --> 00:09:17,474
‫- خوش بگذره
‫- "ممنون , "کارا

179
00:09:17,475 --> 00:09:19,108
‫- "سلام , "کارا
‫- سلام

180
00:09:19,343 --> 00:09:20,576
‫سلام , عزیزم

181
00:09:20,978 --> 00:09:22,312
‫- خوبی؟
‫- آره

182
00:09:22,313 --> 00:09:24,414
‫آره . فقط ... فک کنم حالم بخاطر آب و هوایه

183
00:09:24,415 --> 00:09:26,290
‫خوب , پس , بیا از شهر بزنیم بیرون

184
00:09:26,291 --> 00:09:28,150
‫- باشه
‫- بریم

185
00:09:30,187 --> 00:09:31,255
‫سلام

186
00:09:31,256 --> 00:09:33,222
‫خوب . فهمیدم

187
00:09:33,573 --> 00:09:35,225
‫, مامان از اینکه خودتو معلوم کردم عصبانیه

188
00:09:35,226 --> 00:09:36,893
‫ولی تظاهر میکنه که نیستش

189
00:09:36,894 --> 00:09:38,194
‫ممنون

190
00:09:39,629 --> 00:09:44,200
‫تا حالا متوجه شدی که "الایزا" واقعا عصبانی نیستش؟

191
00:09:44,743 --> 00:09:46,870
‫اینطوری نیستش که ما هنوز بچه ایم و اونم باید نگرانمون باشه

192
00:09:46,871 --> 00:09:49,606
‫اون همیشه بهم سخت میگیره که چرا ازت محافظت نمیکنم

193
00:09:49,607 --> 00:09:52,074
‫پس شاید تو هم باید خودتو معلوم بکنی

194
00:09:52,609 --> 00:09:53,877
‫بهش بگی که واقعا کی هستی

195
00:09:53,878 --> 00:09:55,378
‫واقعا چیکار میکنی

196
00:09:55,379 --> 00:09:56,580
‫, خوب , وایسا

197
00:09:56,581 --> 00:10:00,115
‫میخوای بهش بگم که من مأمور "ب.ع.غ" هستم؟

198
00:10:00,750 --> 00:10:02,419
‫اصلا . نمیتونم

199
00:10:02,420 --> 00:10:04,821
‫رسما , ما اصلا وجود خارجی نداریم

200
00:10:04,822 --> 00:10:08,058
‫ببین , اگه اون از تو ناراحته

201
00:10:08,059 --> 00:10:10,794
‫, چون فک میکنه که تو مراقب من نیستی

202
00:10:10,795 --> 00:10:13,495
‫پس بهش حقیقتو بگو

203
00:10:13,926 --> 00:10:18,101
‫,اینکه تمام دوره ی کاریت , همه ی کارهایی که در زندگیت کردی

204
00:10:18,102 --> 00:10:20,302
‫همه ـش برای محافظت از من بوده

205
00:10:21,638 --> 00:10:23,458
‫باید یه فرصتی بهش بدی

206
00:10:25,408 --> 00:10:28,243
‫محافظت از تو که شغل اصلیم نیستش

207
00:10:29,012 --> 00:10:31,032
‫آره , ولی وقتی هست که بیشتر بهت خوش میگذره

208
00:10:32,683 --> 00:10:35,084
‫خیلی هوا خرابه . من به زمین برمیگردم

209
00:10:35,085 --> 00:10:36,586
‫غلط کردی

210
00:10:36,587 --> 00:10:40,455
‫خانم "کت" میخواد ترافیک رو پوشش بدیم , ترافیک رو پوشش میدیم

211
00:10:48,731 --> 00:10:49,799
‫"کارا"

212
00:10:49,800 --> 00:10:51,266
‫پیاده رو رو خالی کن

213
00:10:51,767 --> 00:10:53,169
‫همگی , از خیابون برید!

214
00:10:53,170 --> 00:10:55,070
‫پیاده رو خالی کنید . برید داخل

215
00:11:07,650 --> 00:11:09,417
‫نه . نه , نه , نه

216
00:11:27,570 --> 00:11:29,003
‫چی شد؟

217
00:11:31,373 --> 00:11:32,508
‫تو!

218
00:11:32,509 --> 00:11:33,808
‫دستمو بگیر

219
00:11:43,090 --> 00:11:46,364
‫<font color="#DE۲۵۰۴">Ali HunteR Proudly Presents :</font>
‫<font color=yellow>www.Ariamovie.iR</font>
‫<font color="#۸۰۰۰ff">Ali-hunteR.blogfa.com</font>

220
00:11:46,490 --> 00:11:48,564
‫<font color=#۰۰FF۰۰>facebook.com/Hunter.bazrgaR </font>
‫<font color=yellow>Episode ۴</font>
‫<font color="#DE۲۵۰۴">۲۶/۸/۹۴</font>

221
00:11:49,486 --> 00:11:52,063
‫من واقعا از بیمارستان ها متنفرم

222
00:11:52,064 --> 00:11:55,192
‫چقدر دیگه مونده تا رفتن ما از اینجا مناسب باشه؟

223
00:11:55,193 --> 00:11:57,427
‫- واقعا که نمیخوای بری
‫- آره میخوام

224
00:11:57,428 --> 00:11:59,461
‫من بشدت ترس از میکروب دارم

225
00:11:59,573 --> 00:12:03,266
‫و اصلا هم بابت قیافه ی جدید "لزلی" دیوونه نشدم . خیلی شبیه "کیتی پری" هستش

226
00:12:03,267 --> 00:12:04,601
‫,اگه "لزلی" برات مهم نبود

227
00:12:04,602 --> 00:12:06,869
‫پول این اتاق بیمارستان رو نمیدادی

228
00:12:07,604 --> 00:12:09,422
‫خانواده ای نداره؟

229
00:12:09,423 --> 00:12:11,041
‫به من که چیزی نگفته

230
00:12:11,042 --> 00:12:14,044
‫- خوب , پس , اینا از طرف کیا هستش؟
‫- طرفداراش

231
00:12:14,045 --> 00:12:17,047
‫ظاهرا , یه جای مقدس جلوی "کت کو" درست کردن

232
00:12:17,048 --> 00:12:20,183
‫مطمئنم که وقته بخوام برم باید از روش رد بشم

233
00:12:20,184 --> 00:12:22,651
‫سوپرگرل" حتما احساس خیلی بدی داره"

234
00:12:23,119 --> 00:12:24,419
‫برای چی؟

235
00:12:24,821 --> 00:12:25,945
‫, اون خلبان رو نجات داده

236
00:12:25,946 --> 00:12:28,691
‫, از سقوط هلی کوپتر "کت کو" جلوگیری کرده

237
00:12:28,692 --> 00:12:30,759
‫و "لزلی" هم هنوز زندس

238
00:12:31,561 --> 00:12:33,062
‫من بهش گفتم توی اون هلی کوپتر بره

239
00:12:33,063 --> 00:12:35,964
‫اگه کسی باید احساس گناه بکنه , اون منم

240
00:12:36,232 --> 00:12:37,899
‫نه اینکه احساس گناه میکنم

241
00:12:39,502 --> 00:12:41,037
‫باشه , دیگه به اندازه ی کافی وایسادیم

242
00:12:41,038 --> 00:12:43,473
‫ما احتراممون رو گذاشتیم , و منم یه شرکت برای اداره کردن دارم

243
00:12:43,474 --> 00:12:45,307
‫اول شما

244
00:12:52,782 --> 00:12:55,317
‫"از جات بلند شو , "ویلس

245
00:12:55,385 --> 00:12:59,321
‫من و تو جفتمون میدونیم که تو از یه برخورد صاعقه قویتری

246
00:12:59,322 --> 00:13:00,622
‫یالا

247
00:13:14,503 --> 00:13:16,439
‫, "حالا برای آخرین آخبار از "لزلی ویلس

248
00:13:16,440 --> 00:13:19,041
‫گوینده ای که مردم دوست داشتن ازش متنفر باشن

249
00:13:19,042 --> 00:13:22,077
‫,ویلس" در حاضر در بیمارستان مرکزی "نشنال سیتی" در کما هستش"

250
00:13:22,078 --> 00:13:24,180
‫اگرچه سرنوشتش میتونست شوم تر باشه

251
00:13:24,181 --> 00:13:26,048
‫اگه بخاطر حضور بموقع

252
00:13:26,049 --> 00:13:27,449
‫سوپرگرل" نمیبودش"

253
00:13:27,450 --> 00:13:28,817
‫خاموشش کن

254
00:13:28,818 --> 00:13:30,285
‫- دارم نگاه میکنم
‫- خاموش!

255
00:13:32,755 --> 00:13:34,122
‫میدونستم

256
00:13:34,757 --> 00:13:36,524
‫عصبانی هستید

257
00:13:36,661 --> 00:13:39,026
‫خوب , ادامه بدید و بگیدش

258
00:13:39,928 --> 00:13:42,464
‫نمیدونم که چطوری همچین اجازه ای دادی

259
00:13:42,465 --> 00:13:44,700
‫گذاشتی خواهر اون شنل رو بپوشه

260
00:13:44,701 --> 00:13:47,836
‫اون کارهای فوق العاده ای کرده

261
00:13:47,837 --> 00:13:50,172
‫میدونم و بهش هم افتخار میکنم

262
00:13:50,173 --> 00:13:52,141
‫ولی همچنین خودشو در معرض خطر قرار میده

263
00:13:52,142 --> 00:13:53,674
‫اون یه آدم بالغه

264
00:13:53,924 --> 00:13:56,578
‫کارهایی میخواد بکنه که خوشتون نیاد

265
00:13:56,579 --> 00:13:57,946
‫این تقصیر من نیستش

266
00:13:57,947 --> 00:14:00,782
‫اون ۱۲ ساله که اینجایه , و هنوزم در ته قلبش فک میکنه

267
00:14:00,783 --> 00:14:02,517
‫که همه به خوبی خودش هستن

268
00:14:02,518 --> 00:14:04,353
‫تو که بهتر میدونی . باید جلوشو میگرفتی

269
00:14:04,354 --> 00:14:05,554
‫من...

270
00:14:05,555 --> 00:14:08,390
‫فکر میکردم میتونم برای محافظت از اون روی تو حساب کنم

271
00:14:08,391 --> 00:14:10,458
‫من آدما رو بهتر میشناسم

272
00:14:10,826 --> 00:14:11,992
‫ای کاش نمیدونستم

273
00:14:12,394 --> 00:14:13,694
‫میدونی ... نه , من...

274
00:14:14,696 --> 00:14:17,396
‫الان یادم اومد که یه کاری باید سر کارم بکنم

275
00:14:27,008 --> 00:14:28,909
‫دخترا خوابیدن

276
00:14:31,079 --> 00:14:32,113
‫کی فکرشو میکرد؟

277
00:14:32,114 --> 00:14:33,782
‫, دو تا دختر نوجوون توی یه اتاق خواب باشن

278
00:14:33,783 --> 00:14:34,950
‫و هیچکی هنوز نمرده

279
00:14:36,428 --> 00:14:39,219
‫"ستاره ها جایی نمیرن , دکتر "دنورس

280
00:14:39,514 --> 00:14:43,123
‫بیا در حالیکه من روی رساله ـم کار میکنم کنارم باش

281
00:14:43,325 --> 00:14:44,626
‫با خوشحالی میام

282
00:14:44,627 --> 00:14:46,460
‫"دکتر "دنورس

283
00:14:56,971 --> 00:14:58,239
‫"وایسا , "کارا

284
00:14:58,240 --> 00:14:59,573
‫اشکالی نداره

285
00:15:00,308 --> 00:15:02,242
‫فک نکنم این ایده ی خوبی باشه

286
00:15:03,545 --> 00:15:04,779
‫"نباید اینکارو بکنی , "کارا

287
00:15:04,780 --> 00:15:06,446
‫"بیا بریم , "الکس

288
00:15:07,415 --> 00:15:09,249
‫خیلی خوش میگذره

289
00:15:22,063 --> 00:15:23,464
‫خیلی عالیه!

290
00:15:23,465 --> 00:15:24,998
‫میدونم , مگه نه؟

291
00:15:25,633 --> 00:15:26,973
‫بیا ببینیم چقدر میتونیم نزدیک بشیم

292
00:15:47,888 --> 00:15:49,355
‫این چیه؟

293
00:15:50,224 --> 00:15:51,459
‫چی...

294
00:15:51,460 --> 00:15:53,593
‫بنظر امشب شب شانسمه

295
00:15:54,094 --> 00:15:56,262
‫, هالووین ماه پیش بود

296
00:15:57,131 --> 00:16:00,501
‫, ولی با بدنی مثل تو , تنها چیزی که میتونم بگم اینه که

297
00:16:00,502 --> 00:16:01,901
‫روز بوقلمون به من مبارک باشه!
‫*اسم مستعار جشن شکر گزاری*

298
00:16:02,236 --> 00:16:03,803
‫بکش کنار , بد بخت

299
00:16:06,407 --> 00:16:08,467
‫- میتونیم خوش بگذرونیم...
‫- از من دور شو!

300
00:16:16,116 --> 00:16:18,117
‫عجب سرعت حمله ای

301
00:16:34,350 --> 00:16:36,452
‫کارا" , اجاقت بهترین نیستش"

302
00:16:36,453 --> 00:16:39,055
‫میشه یه حرارت پنج ثانیه ای بهش بدی؟

303
00:16:44,060 --> 00:16:45,540
‫بدرد این موقع ها میخوره

304
00:16:45,541 --> 00:16:48,231
‫باید اعتراف کنم , اولین باری که اینکارو کرد یه خورده نگران بودم

305
00:16:48,232 --> 00:16:50,633
‫چی میشه اگه هممون بوقلمون رادیو اکتیوی بخوریم؟

306
00:16:51,835 --> 00:16:53,769
‫از مایکروو که بدتر نیستش

307
00:16:53,770 --> 00:16:55,036
‫هممون زنده میمونیم

308
00:16:57,406 --> 00:16:59,475
‫"داری خیلی خوش میگذرونی , "الکس

309
00:16:59,476 --> 00:17:01,177
‫یکم غذا هم بخور

310
00:17:01,178 --> 00:17:02,712
‫آره . همه چیز بنظر عالی میاد

311
00:17:02,713 --> 00:17:04,179
‫مخصوصا شیرینی پای

312
00:17:05,047 --> 00:17:07,749
‫آره . بهترین شیرینی پای در کهکشان هستش

313
00:17:08,117 --> 00:17:09,118
‫یا اینطوری بهم گفتن

314
00:17:09,119 --> 00:17:10,586
‫, خوب , قبل از اینکه خوردن رو شروع کنیم

315
00:17:10,587 --> 00:17:14,123
‫فک کردم که هممون به نوبت

316
00:17:14,124 --> 00:17:16,725
‫درباره ی چیزایی که براشون شکرگزار هستیم بگیم

317
00:17:16,726 --> 00:17:22,997
‫,یا احساسات دیگه ای که شاید بخواین با خانواده و دوستان به اشتراک بزارین

318
00:17:23,365 --> 00:17:25,033
‫پس شروع کنیم

319
00:17:27,736 --> 00:17:29,437
‫,خوب , من اول میگم

320
00:17:30,139 --> 00:17:32,273
‫من بابت همه ی اینایی که اینجا هستن شکرگزارم

321
00:17:32,975 --> 00:17:34,677
‫, بهترین دوستم در تمامی دنیا

322
00:17:34,678 --> 00:17:37,745
‫, خواهرم که همیشه هوامو داشته

323
00:17:38,747 --> 00:17:42,016
‫و زنی که همیشه با من مثل دخترش رفتار کردش

324
00:17:42,418 --> 00:17:43,478
‫ممنون , عزیزم

325
00:17:44,787 --> 00:17:45,988
‫الکس" , میخوای نفر بعدی بگی؟"

326
00:17:45,989 --> 00:17:47,255
‫نخیر

327
00:17:48,157 --> 00:17:49,491
‫وین" , تو بگو؟"

328
00:17:49,492 --> 00:17:51,160
‫آره . خوب , آسونه

329
00:17:52,262 --> 00:17:54,122
‫شرمنده , خاموشش میکنم

330
00:17:54,730 --> 00:17:56,197
‫جیمز"ـه"

331
00:17:56,999 --> 00:17:58,939
‫ببخشید , ببخشید . سریع تمومش میکنم

332
00:18:01,236 --> 00:18:03,337
‫تماس برای عید شکرگذاری؟ خیلی خوبه

333
00:18:04,873 --> 00:18:08,644
‫خیلی واقعا به فکر هستش

334
00:18:08,645 --> 00:18:11,145
‫جیمز" , سلام . همه چیز مرتبه؟"

335
00:18:11,430 --> 00:18:13,048
‫میخواستم همین سؤال رو بپرسم

336
00:18:13,049 --> 00:18:16,418
‫,خوب , "سوپرگرل" , "لزلی ویلس" رو به کمک فرستادش

337
00:18:16,419 --> 00:18:18,520
‫ولی بجز این مورد اضطراری دیگه نیستش

338
00:18:18,521 --> 00:18:20,288
‫بخاطر "سوپرگرل" زنگ نزده بودم

339
00:18:20,289 --> 00:18:22,057
‫- زنگ زده بودی؟
‫- نخیر

340
00:18:22,058 --> 00:18:23,391
‫بخاطر دوستم "کارا" زنگ زده بودم

341
00:18:23,392 --> 00:18:26,794
‫باید بین خواهرش و مادر خوندش داور باشه

342
00:18:27,296 --> 00:18:30,331
‫پس , فک کردم که شاید بخواد یه صدای آشنا بشنوه

343
00:18:30,832 --> 00:18:32,566
‫صدای تو؟همیشه

344
00:18:32,834 --> 00:18:34,035
‫حالت چطوره؟

345
00:18:34,036 --> 00:18:36,737
‫میدونی , نازپرورده

346
00:18:36,994 --> 00:18:39,007
‫تا خرخره پُر از غذا . یه خورده حوصلم سر رفته

347
00:18:39,008 --> 00:18:41,409
‫خیلی متأسفم که آدمای خیلی بد توی "اوهای" نیستش

348
00:18:41,410 --> 00:18:42,677
‫آره

349
00:18:42,678 --> 00:18:44,011
‫آرزو بر جوانان عیب نیست , مگه نه؟

350
00:18:45,547 --> 00:18:50,051
‫, گوش کن , خوب , اگه کسی توی "نشنال سیتی" پیداش شد
‫,و منو لازم داشتی

351
00:18:50,052 --> 00:18:51,752
‫بهم زنگ بزن

352
00:18:51,986 --> 00:18:53,153
‫ممنون

353
00:18:54,389 --> 00:18:57,057
‫با "لوسی" بهت خوش بگذره

354
00:18:57,625 --> 00:18:59,493
‫"عید شکرگزاری مبارک , "کارا

355
00:19:03,932 --> 00:19:06,868
‫خوب , "الایزا" , شما دانشمند هستید؟

356
00:19:06,869 --> 00:19:08,169
‫خیلی باحاله

357
00:19:08,170 --> 00:19:10,104
‫عزیزم , دانشمند یه اصطلاح عمومیه

358
00:19:10,105 --> 00:19:12,005
‫من مهندس زیست شناسی هستم

359
00:19:12,507 --> 00:19:14,008
‫الکس" هم در همین رشته ـس"

360
00:19:14,009 --> 00:19:16,277
‫میدونی , فک کنم موش آزمایشگاهی بودن , توی خانواده ارثیه

361
00:19:16,278 --> 00:19:18,679
‫یه چیزی باید بهتون بگم

362
00:19:18,680 --> 00:19:19,881
‫باشه

363
00:19:19,882 --> 00:19:21,516
‫همه چیز روبراهه؟

364
00:19:21,517 --> 00:19:24,785
‫وقتی من توی دانشگاه "استنفورد" بودم , داشتم
‫در مورد مهندسی ژنتیک تحقیق میکردم

365
00:19:24,786 --> 00:19:28,656
‫, "و کارم و رابطه ـم با "کارا

366
00:19:28,657 --> 00:19:30,524
‫مورد بررسی و تحقیق قرار گرفت

367
00:19:30,525 --> 00:19:33,660
‫و توسط دولت به استخدام در اومدم

368
00:19:34,462 --> 00:19:36,162
‫من فقط یه دکتر ساده نیستم

369
00:19:36,698 --> 00:19:39,833
‫من یه مأمور برای سازمانی به اسم "ب.ع.غ" هستم

370
00:19:41,769 --> 00:19:44,804
‫ما بر زندگی بیگانه ها در زمین نظارت میکنیم

371
00:19:45,339 --> 00:19:47,742
‫من با "کارا" در میدان کار میکنم

372
00:19:47,743 --> 00:19:51,579
‫یعنی , این شغلمه , مامان , من مواظبش هستم

373
00:19:51,580 --> 00:19:53,681
‫"خوشحال میشم اینو ببرمش ,"الایزا

374
00:19:53,682 --> 00:19:55,382
‫عقلتو از دست دادی؟

375
00:19:55,383 --> 00:19:56,817
‫شروع شد

376
00:19:56,818 --> 00:19:59,719
‫- کی لوبیا سبز میخواد؟
‫- چطوری تونستی اینکارو بکنی , "الکساندرا"؟

377
00:19:59,974 --> 00:20:02,789
‫بهش گفت "الکساندرا" , وضعیت ناجور میشه

378
00:20:02,790 --> 00:20:04,391
‫چطور تونستم چیکارو بکنم؟

379
00:20:04,392 --> 00:20:08,062
‫کُل زندگیمو وقف محافظت ازت "کارا" بکنم؟

380
00:20:08,063 --> 00:20:10,664
‫خوب , نمیدونم , شاید بخاطر اینکه این چیزی هست که بهم گفتید بکنم

381
00:20:10,665 --> 00:20:12,533
‫از وقتی که ۱۴ سالم بودش

382
00:20:12,534 --> 00:20:14,601
‫چندین ساله که بهم دروغ میگفتی

383
00:20:14,602 --> 00:20:15,769
‫از همه ی حرفام

384
00:20:15,770 --> 00:20:17,336
‫همینو برداشت میکنی؟

385
00:20:17,611 --> 00:20:21,442
‫,خوب , "کارا" زندگیشو بخطر میندازه تا از بقیه آدما محافظت کنه

386
00:20:21,443 --> 00:20:22,808
‫و یه قهرمان هستش

387
00:20:23,710 --> 00:20:27,713
‫و در حالیکه , منم همون کارو میکنم , و من دچار دردسر میشم؟

388
00:20:28,115 --> 00:20:30,216
‫خیلی ... عالیه

389
00:20:30,378 --> 00:20:32,352
‫فک میکنی پدرت به اینکار افتخار میکنه؟

390
00:20:32,353 --> 00:20:34,353
‫هیچوقت در گفتگویی شما کَم نمیارید

391
00:20:37,959 --> 00:20:39,026
‫آره , من بهتره که برم

392
00:20:39,027 --> 00:20:40,160
‫هِی , ممنون

393
00:20:40,161 --> 00:20:41,701
‫- ببخشید
‫- اشکالی نداره

394
00:20:49,736 --> 00:20:52,339
‫نمیفهمم که چرا اینطوری واکنش نشون میدید

395
00:20:52,340 --> 00:20:53,939
‫نه , "کارا" , نمیفهمی

396
00:20:54,073 --> 00:20:58,177
‫, الکس" گفتش که بخاطر تصمیم من که به دنیا گفتم کی هستم"
‫از دستش عصبانی شدید

397
00:20:58,178 --> 00:20:59,713
‫تقصیر اون نیست

398
00:20:59,714 --> 00:21:02,247
‫که من تصمیم گرفتم که "سوپرگرل" بشم

399
00:21:02,649 --> 00:21:04,017
‫تصمیم خودم بود

400
00:21:04,018 --> 00:21:05,484
‫میدونم

401
00:21:06,386 --> 00:21:08,521
‫همیشه با اون سخت تر از من رفتار میکردید

402
00:21:08,522 --> 00:21:09,855
‫برای چی؟

403
00:21:13,394 --> 00:21:15,328
‫خانم "گرنت" یه مورد اضطراری توی ذفترش داره

404
00:21:15,329 --> 00:21:16,728
‫میرم بهش رسیدگی کنم

405
00:21:26,172 --> 00:21:29,374
‫جفتتون توی دردسر های زیادی میفتید

406
00:21:32,445 --> 00:21:34,113
‫میدونید که چقدر خوش شانس هستید؟

407
00:21:34,114 --> 00:21:36,314
‫هرکسی میتونسته شما ها رو ببینه

408
00:21:36,529 --> 00:21:38,718
‫کارا" , قانون های در مورد استفاده از قدرت هات"

409
00:21:38,719 --> 00:21:40,552
‫بخاطرت محافظت از خودت هستن

410
00:21:42,422 --> 00:21:44,590
‫"خیلی ازت نااُمید شدم ,"الکس

411
00:21:44,591 --> 00:21:47,193
‫نظر اون نبودش . من مجبورش کردم

412
00:21:47,194 --> 00:21:48,561
‫"موضوع این نیستش , "کارا

413
00:21:48,562 --> 00:21:50,996
‫تو تازه به زمین اومدی , هنوز داری یاد میگیری

414
00:21:51,564 --> 00:21:52,965
‫ولی تو الان خواهر بزرگش هستی

415
00:21:52,966 --> 00:21:55,835
‫وظیفته که مطمئن بشی که اون خودشو توی خطر نندازه

416
00:21:59,805 --> 00:22:01,339
‫شرمندم , مامان

417
00:22:02,575 --> 00:22:04,175
‫دخترا , برید بالا

418
00:22:04,377 --> 00:22:05,744
‫الان!

419
00:22:07,380 --> 00:22:09,482
‫کارا" , جرأت نداری که از سوپر شنواییت استفاده کنی"

420
00:22:09,483 --> 00:22:11,483
‫- "الکس"!
‫- نمیکنه , مامان

421
00:22:15,921 --> 00:22:17,289
‫,"دکتر "دنورس

422
00:22:17,290 --> 00:22:19,858
‫دوست دارم که با شما و شوهرتون صحبت بکنم

423
00:22:22,461 --> 00:22:23,629
‫مورد اضطراری چیه؟

424
00:22:23,630 --> 00:22:26,398
‫مصاحبه ی دقیقه ی نودی با "لندن" و "پکن" دارم

425
00:22:26,399 --> 00:22:27,766
‫و هیچی کار نمیکنه

426
00:22:27,767 --> 00:22:29,635
‫نه کامپیوترم , نه تلفنم

427
00:22:29,636 --> 00:22:31,135
‫نه تلفن پشتیبانم

428
00:22:31,309 --> 00:22:34,607
‫اون پیام رو بهت دادم و بعدش , بوم!

429
00:22:34,608 --> 00:22:36,008
‫همه چیز از خاموش شد

430
00:22:36,009 --> 00:22:38,010
‫شاید این یه نشانه ای هست که نباید توی عید شکرگزاری کار بکنید

431
00:22:38,011 --> 00:22:40,779
‫من همیشه توی عیدهای شکرگزاری کار میکنم , ممنون از نصحیتت

432
00:22:40,780 --> 00:22:42,548
‫,میدونم احتمالا بنظر ناراحتت کننده میاد

433
00:22:42,549 --> 00:22:43,981
‫ولی دوست دارم

434
00:22:44,550 --> 00:22:46,685
‫, کارتر" پیش باباشه"

435
00:22:46,686 --> 00:22:48,620
‫, مادرم هم یه پرنده ای که نمیتونه پرواز کنه رو هم نمیخوره

436
00:22:48,621 --> 00:22:51,657
‫و منم به چهارصد جهت مختلف

437
00:22:51,658 --> 00:22:54,125
‫توسط کارکنانی که دائما به مواظبت من نیاز دارن کشیده نمیشم

438
00:22:54,226 --> 00:22:55,894
‫فک کنم به کمک "وین" نیاز داریم

439
00:22:55,895 --> 00:22:57,415
‫وین" چیه؟"!

440
00:22:58,463 --> 00:23:00,865
‫اون ... مسئول فناوری اطلاعاته

441
00:23:01,366 --> 00:23:02,900
‫دقیقا روبروی من میشینه

442
00:23:06,538 --> 00:23:09,273
‫این دیگه چه وضعشه؟

443
00:23:09,540 --> 00:23:12,109
‫گابل" , "گابل" . دلت ... واسم تنگ شده بود؟"
‫*صدای بوقلمون*

444
00:23:12,311 --> 00:23:13,411
‫لزلی"؟"

445
00:23:15,347 --> 00:23:16,248
‫نه

446
00:23:16,249 --> 00:23:18,549
‫لزلی ویلس" مُرده"

447
00:23:18,850 --> 00:23:20,885
‫م-ر-د-ه . مُرده

448
00:23:21,686 --> 00:23:24,054
‫توی یکی از هلی کوپتر های شرکتت مُردش

449
00:23:25,257 --> 00:23:28,025
‫این "لزلی" نسخه ی شماره ۲ هستش

450
00:23:29,694 --> 00:23:31,261
‫"لایو وایر"
‫*سیم برق دار*

451
00:23:31,830 --> 00:23:33,831
‫و تو و من...

452
00:23:34,933 --> 00:23:36,434
‫باهمدیگه چند کلمه حرف داریم

453
00:23:36,435 --> 00:23:38,235
‫"خدای من , "لزلی

454
00:23:48,780 --> 00:23:50,520
‫بخوابید , بخوابید

455
00:23:51,082 --> 00:23:52,250
‫توی کُما بودش

456
00:23:52,251 --> 00:23:54,319
‫آره . مشخصا , بهوش اومده

457
00:23:54,320 --> 00:23:56,654
‫خانم "گرنت" , باید کمک بگیریم

458
00:23:56,655 --> 00:23:58,189
‫آره . آره . حفاظت

459
00:23:58,190 --> 00:23:59,958
‫حفاظت ۲۰ طبقه پایین هستش

460
00:23:59,959 --> 00:24:01,459
‫برو , برو . من سرشو گرم نگه میدارم

461
00:24:01,460 --> 00:24:04,128
‫- ولی
‫- نه , ۲۰ طبقه پایین

462
00:24:04,129 --> 00:24:05,495
‫برو , برو

463
00:24:11,369 --> 00:24:14,371
‫بیا اینجا , پیشی , پیشی , پیشی

464
00:24:38,996 --> 00:24:40,698
‫چه اتفاقی سرت افتاده , "لزلی"؟

465
00:24:40,699 --> 00:24:42,465
‫من برتری یافتم

466
00:24:42,680 --> 00:24:44,268
‫واقعا برات مهمه که چرا و چگونه ـش مهمه؟

467
00:24:44,269 --> 00:24:45,668
‫نه مشخصا

468
00:24:51,709 --> 00:24:53,510
‫مجبور نیستی که اینکارو بکنی

469
00:24:54,111 --> 00:24:55,513
‫بزار کمکت کنم

470
00:24:55,514 --> 00:24:57,213
‫همینطوری خوبم

471
00:25:03,587 --> 00:25:05,522
‫لازمه که از اینجا برید , برو!

472
00:25:05,523 --> 00:25:07,590
‫- لعنتی
‫- دستت درد نکنه

473
00:25:08,259 --> 00:25:10,393
‫یکم احساس خالی شدن میکردم

474
00:25:27,778 --> 00:25:28,846
‫خدا

475
00:25:28,847 --> 00:25:30,481
‫"سوپرگرل"...

476
00:25:30,482 --> 00:25:32,683
‫کت" بیچاره توی آسانسور در حال سقوط گیر افتاده"

477
00:25:37,321 --> 00:25:39,255
‫خدا , اوه , خدا

478
00:25:51,134 --> 00:25:52,801
‫"الان در امانید , خانم "گرنت

479
00:25:53,270 --> 00:25:54,670
‫ممنون

480
00:26:00,134 --> 00:26:03,589
‫خیلی از خانواده های "نشنال سیتی" دارن عید شکرگزاری رو

481
00:26:03,590 --> 00:26:04,990
‫,بدون برق جشن میگیرن

482
00:26:04,991 --> 00:26:07,960
‫,بخاطر اینکه یه سری از خاموشی های غیر قابل توضیح شهر رو فلج کرده

483
00:26:07,961 --> 00:26:11,663
‫مردم رو بدون برق و نیرو و با یه حس ترس در حال زیاد شدن گذاشته

484
00:26:11,664 --> 00:26:13,565
‫مطمئنی که "لزلی ویلس" بودش؟

485
00:26:13,566 --> 00:26:15,900
‫الان بخودش "لایو وایر" میگه

486
00:26:16,535 --> 00:26:17,669
‫ولی چطوری این اتفاق سرش افتاده؟

487
00:26:17,670 --> 00:26:19,704
‫فقط بخاطر اینکه مورد عصابت آذرخش بوده؟

488
00:26:19,807 --> 00:26:22,259
‫بخاطر عصابت آذرخش نبوده

489
00:26:22,474 --> 00:26:23,874
‫بخاطر تو بوده

490
00:26:24,810 --> 00:26:26,444
‫تو عاملش بودی

491
00:26:26,982 --> 00:26:31,149
‫تخلیه ی برق ساکن معمولی از طریق دی ان ای
‫,کریپتون"ـی تو شدت پیدا کرده"

492
00:26:31,150 --> 00:26:32,618
‫خاصیت های ناشناسی رو ازش برداشته

493
00:26:32,619 --> 00:26:34,086
‫همونا اونو ساختن

494
00:26:34,087 --> 00:26:36,154
‫پس تقصیر منه که اون اینجوریه؟

495
00:26:36,155 --> 00:26:38,290
‫درباره ی قدرت هاش بهم بگو.
‫انرژی رو جذب میکنه؟

496
00:26:38,291 --> 00:26:40,258
‫دید-حرارتی منو که جذب کردش

497
00:26:40,259 --> 00:26:42,127
‫مثل اینه که اون خود انرژی هستش

498
00:26:42,128 --> 00:26:43,729
‫تبدیل به انرژی میشه

499
00:26:43,730 --> 00:26:46,512
‫ولی وقتی انرژی نیستش , یه شکل فیزیکی داره
‫که میتونی بهش مُشت بزنی؟

500
00:26:46,513 --> 00:26:48,400
‫- آره
‫- "پس میتونیم باهاش بجنگیم , خانم "دنورس

501
00:26:48,401 --> 00:26:50,401
‫- چطوری؟
‫- ببخشید؟

502
00:26:50,802 --> 00:26:54,238
‫مأمور "مولدر" , هستید ؟

503
00:26:54,606 --> 00:26:55,907
‫"مونرو" , خانم "گرنت"

504
00:26:55,908 --> 00:26:59,077
‫خوب , مأمورهای شما که بیشتر از "لزلی" دارن ساختمون منو خراب میکنن

505
00:26:59,078 --> 00:27:02,747
‫فرض میکنم که پلیس فدرال بابت خساراتی که
‫دارن میزنن بازپرداخت میکنند؟

506
00:27:02,748 --> 00:27:05,317
‫ما هیچ خساراتی نمیزنیم اگه شما اجازه بدید که ما

507
00:27:05,318 --> 00:27:06,785
‫شما رو به یه جای امنتر ببریم

508
00:27:06,786 --> 00:27:10,120
‫من با فرار و مخفی شدن از جنگ به اینجایی که هستم نرسیدم

509
00:27:10,171 --> 00:27:14,097
‫فردا "جمعه ی سیاه" , و "کت کو" برای فعالیت بازه
‫*روزی که همه ی فروشگاه ها تخفیف زیادی برای خرید کریسمس میدن*

510
00:27:17,996 --> 00:27:19,197
‫بریم بچه ها

511
00:27:19,198 --> 00:27:20,363
‫بیرون میبینمتون

512
00:27:20,364 --> 00:27:22,667
‫من یه چیزی توی "ب.ع.غ" دارم که شاید کمک کنه

513
00:27:22,668 --> 00:27:24,802
‫یکی از زندانی هامون "زِزارولات"هستش

514
00:27:24,803 --> 00:27:26,435
‫مثل...

515
00:27:26,436 --> 00:27:27,233
‫اونایی....

516
00:27:27,234 --> 00:27:29,340
‫زِزارولات" یه نسل از بیگانه ها بین بعدی"

517
00:27:29,341 --> 00:27:31,242
‫شامل از انرژی خالص و احساسی هستش

518
00:27:31,243 --> 00:27:32,543
‫آره . منم میخواستم همینو بگم

519
00:27:32,544 --> 00:27:34,946
‫شاید تله ای که براش گذاشتیم رو برای استفاده
‫روی "لایو وایر" تغییرش بدیم

520
00:27:34,947 --> 00:27:36,080
‫میتونم کمک کنم؟

521
00:27:36,081 --> 00:27:38,081
‫"کارا"

522
00:27:38,950 --> 00:27:40,970
‫مثل اینکه همینجا سرت شلوغ هستش

523
00:27:43,955 --> 00:27:45,289
‫چیزی لازم دارید , خانم "گرنت"؟

524
00:27:45,290 --> 00:27:46,957
‫آره

525
00:27:47,425 --> 00:27:48,825
‫زندگیمو پَس میخوام

526
00:27:49,193 --> 00:27:51,829
‫بجز این , دیگه دلیلی برای موندن در اینجا نداری

527
00:27:51,830 --> 00:27:54,298
‫دلیلی نداره که جفتمون بدبخت باشیم

528
00:27:54,299 --> 00:27:54,908
‫نه , اشکالی نداره

529
00:27:54,909 --> 00:27:57,068
‫و منم واقعا احساس راحتی نمیکنم

530
00:27:57,069 --> 00:27:58,836
‫که شما رو با "لایو وایر" که آزاده ول کنم

531
00:27:58,837 --> 00:28:00,104
‫تو؟

532
00:28:00,105 --> 00:28:01,439
‫تو که بدرد نخوری

533
00:28:01,440 --> 00:28:03,740
‫مطمئنم که مشتاقی که پیش خانوادت برگردی

534
00:28:04,108 --> 00:28:05,276
‫نه دقیقا

535
00:28:06,912 --> 00:28:11,347
‫من و خواهرم و مادر خوندم یه دعوای بزرگی قبلا کردیم

536
00:28:12,383 --> 00:28:15,385
‫تو یه مادر خونده داری؟
‫یه خورده ای جالبه

537
00:28:15,886 --> 00:28:17,754
‫آره , خوب...

538
00:28:18,923 --> 00:28:23,660
‫والدینم وقتی که سیزده سالم بود در آتش سوزی فوت کردند

539
00:28:26,764 --> 00:28:28,064
‫من...

540
00:28:28,532 --> 00:28:29,733
‫متأسفم

541
00:28:29,734 --> 00:28:31,234
‫نه . اشکالی نداره

542
00:28:32,202 --> 00:28:34,370
‫یعنی , آزارم میده

543
00:28:35,572 --> 00:28:37,607
‫ولی همچنان باهاشون احساس نزدیکی میکنم

544
00:28:38,220 --> 00:28:42,345
‫"و مادرخوندم , "الایزا" , با من رفتارش خیلی خوبه. فقط اون و "الکس...

545
00:28:42,413 --> 00:28:47,316
‫خوب , مادر ها و دخترها هستند , دیگه ...سخته

546
00:28:48,218 --> 00:28:50,987
‫والدین شما باید بهتون خیلی افتخار بکنن

547
00:28:51,636 --> 00:28:55,002
‫خوب , اگرم هست , در سطحی پنهانی هستش

548
00:28:55,759 --> 00:28:59,762
‫در ذهنش , من هیچوقت از تمامی استعداد هام استفاده نکردم

549
00:29:00,330 --> 00:29:02,032
‫شما ملکه ی همه ی رسانه ها هستید

550
00:29:02,033 --> 00:29:03,899
‫آره

551
00:29:03,935 --> 00:29:07,037
‫یه موفقیتی که اصلا براش مهم نبوده

552
00:29:07,038 --> 00:29:10,874
‫اشتباه برداشت نکنی . من کاملا سپاسگذارشم

553
00:29:10,875 --> 00:29:13,410
‫, همه چیزی که هستم , همه چیزی که دارم

554
00:29:13,411 --> 00:29:17,780
‫همش بخاطر بیا بهش بگیم , "فشار" های مستمر اون بوده

555
00:29:19,049 --> 00:29:20,750
‫, اون هیچوقت ازم قانع نشد

556
00:29:20,751 --> 00:29:23,619
‫و منم هیچوقت از خودم قانع نشدم

557
00:29:24,287 --> 00:29:28,058
‫برای همین هست که منم فشار وارد میکنم

558
00:29:28,059 --> 00:29:30,693
‫به خودم , و به همه ی آدم هایی که برام مهم هستند

559
00:29:31,061 --> 00:29:32,561
‫"فشار آوردن به "سوپرگرل

560
00:29:33,296 --> 00:29:35,130
‫باید به "لزلی" هم فشار میاوردم

561
00:29:35,665 --> 00:29:37,033
‫استاندارد های بالاتری براش میزاشتم

562
00:29:37,034 --> 00:29:39,768
‫هر چقدر که بدتر میبود , من بیشتر بهش پاداش میدادم

563
00:29:40,837 --> 00:29:44,439
‫تبدیل شدن "لزلی" به "لایو وایر" , خیلی وقت پیش شروع شد

564
00:29:46,843 --> 00:29:48,710
‫تقصیر منه

565
00:29:49,646 --> 00:29:51,980
‫من تبدیل به یه هیولایی کردمش

566
00:29:53,283 --> 00:29:55,385
‫باید این وضع رو درستش کنم . لازمه که با "سوپرگرل" صحبت کنم

567
00:29:55,386 --> 00:29:57,854
‫مطمئنا پلیس فدرال باهاش ارتباط مستقیم داره

568
00:29:57,855 --> 00:29:59,422
‫من ازشون میپرسم . من ازشون میپرسم

569
00:29:59,423 --> 00:30:02,190
‫و همچنین...

570
00:30:03,092 --> 00:30:05,061
‫فک کنم به خونه برم

571
00:30:20,042 --> 00:30:23,079
‫, سرتاسر شهر خاموشیه

572
00:30:23,080 --> 00:30:25,948
‫فقط اومد که مطمئن بشم حالتون خوبه

573
00:30:25,949 --> 00:30:27,481
‫از پَس یه خاموشی برمیام

574
00:30:27,482 --> 00:30:30,118
‫- تو , در صورت دیگه...
‫- مامان

575
00:30:30,953 --> 00:30:32,420
‫خواهش میکنم

576
00:30:33,089 --> 00:30:35,056
‫دیگه نمیتونم امشب جنگ و دعوا بکنم

577
00:30:37,493 --> 00:30:39,495
‫لطفا بیا . بیا اینجا

578
00:30:39,496 --> 00:30:41,329
‫برای یه دقیقه فقط بشین

579
00:30:54,743 --> 00:30:57,246
‫بابت حرفایی که نسبت پدرت زدم خیلی متأسفم

580
00:30:57,247 --> 00:30:59,114
‫عادلانه نبود

581
00:30:59,115 --> 00:31:01,349
‫تو همیشه انتخاب های سخت رو میکنی

582
00:31:02,251 --> 00:31:04,820
‫قبل از خودت دنبال کمک به بقیه هستی

583
00:31:04,821 --> 00:31:06,788
‫اینکارو شما بهم یاد دادید

584
00:31:08,991 --> 00:31:14,195
‫پس چرا تا حالا کافی نبوده؟

585
00:31:15,597 --> 00:31:16,965
‫اگه منظورت...

586
00:31:16,966 --> 00:31:19,433
‫اگه منظورت اینه که چرا باهات سخت رفتار میکردم...

587
00:31:20,770 --> 00:31:23,405
‫کارا" یه دختر کوچولویی از یه سیاره ی دیگه بودش"

588
00:31:23,406 --> 00:31:25,706
‫همه چیزشو از دست داده بود

589
00:31:26,451 --> 00:31:29,610
‫نمیدونستم که چه کاری جز قبول کردنش بکنم

590
00:31:30,913 --> 00:31:33,180
‫"تو , تو دختر منی ,"الکس

591
00:31:33,949 --> 00:31:36,751
‫میخواستم که از من بهتر باشی

592
00:31:37,819 --> 00:31:40,187
‫ولی اصلا به این معنی نیست که دوست نداشتم

593
00:31:42,090 --> 00:31:44,625
‫تو همیشه "سوپرگرل" من بودی

594
00:31:52,100 --> 00:31:54,001
‫منم متأسفم

595
00:31:55,303 --> 00:31:57,538
‫برای اینکه چیزا رو ازتون مخفی نگه داشتم

596
00:32:03,011 --> 00:32:04,613
‫یه چیزی هست که باید بهتون بگم

597
00:32:04,614 --> 00:32:06,414
‫باید به جفتتون بگم

598
00:32:12,087 --> 00:32:13,387
‫دنورس"ـم"

599
00:32:15,557 --> 00:32:16,958
‫بیست دقیقه میام

600
00:32:16,959 --> 00:32:19,493
‫باید برم

601
00:32:21,629 --> 00:32:22,930
‫درباره ی "کارا" هستش؟

602
00:32:23,832 --> 00:32:25,600
‫نمیتونم دربارش صحبت کنم

603
00:32:25,601 --> 00:32:28,201
‫- ببخشید
‫- مواظب خواهرت باش

604
00:32:29,871 --> 00:32:31,805
‫مواظب خودت باش

605
00:32:33,074 --> 00:32:34,741
‫حتما

606
00:32:49,090 --> 00:32:50,624
‫"سلام , خانم "گرنت

607
00:32:52,260 --> 00:32:54,428
‫, میدونی , اگه شماره موبایلت رو بهم بدی

608
00:32:54,429 --> 00:32:56,797
‫دیگه لازم نیست که واسطه باهات ارتباط برقرار کنم

609
00:32:56,798 --> 00:32:59,700
‫, حالا , تو میخوای "لایو وایر" رو بگیری

610
00:32:59,701 --> 00:33:01,368
‫منم همینطور

611
00:33:01,462 --> 00:33:05,106
‫من میتونم بیرون بیارمش , ولی بعدش باید باهم کار کنیم

612
00:33:05,107 --> 00:33:06,740
‫نظرت چیه؟

613
00:33:07,241 --> 00:33:08,541
‫همکاری کنیم؟

614
00:33:14,285 --> 00:33:15,920
‫آذرخش در یه بطری

615
00:33:15,921 --> 00:33:18,895
‫یا , بطور فنی , آذرخش در یه ذخیره کننده ی برق صنعتی قابل حمل

616
00:33:18,896 --> 00:33:20,764
‫زیرش قرار بده  , بازش کن و ببندش

617
00:33:20,765 --> 00:33:22,766
‫برق جاری درونش به داخل کشیده میشه

618
00:33:22,767 --> 00:33:24,901
‫, در سطح ذره ای بطور موقت شکسته میشه

619
00:33:24,902 --> 00:33:27,070
‫حداقل تا زمانی که ما بتونیم بطور دائمی محدودش کنیم

620
00:33:27,071 --> 00:33:29,271
‫عالیه , مثل فیلم شکارچی های روح
‫*فیلم سال ۱۹۸۴ که چهار مرد روح ها رو شکار میکردن*

621
00:33:30,106 --> 00:33:31,207
‫بنظر که خوبه

622
00:33:31,208 --> 00:33:32,442
‫بهمون میگید که کجا میخواین برین؟

623
00:33:32,443 --> 00:33:34,678
‫این قضیه بین من , خانم "گرنت" و "لایو وایر" هستش

624
00:33:34,679 --> 00:33:36,413
‫, بر اساس مقدار قدرتی که مصرف میکنه

625
00:33:36,414 --> 00:33:39,749
‫یه احتمال واقعی خیلی زیادی هست که اون اینقدر قدرتمند بشه که

626
00:33:39,750 --> 00:33:41,683
‫- میتونه بهم آسیب بزنه . میدونم
‫- "کارا"

627
00:33:42,052 --> 00:33:43,418
‫میتونه تو رو بکشه

628
00:33:44,587 --> 00:33:46,154
‫بزودی میبینمتون

629
00:33:48,658 --> 00:33:50,860
‫, شهروندای "نشنال سیتی" , من "کت گرنت" هستم

630
00:33:50,861 --> 00:33:53,863
‫, از برج "کت کو" بطور زنده پخش میکنم

631
00:33:53,864 --> 00:33:56,266
‫, با وجود حملات شرورانه ی دیروز

632
00:33:56,267 --> 00:33:58,001
‫هنوز برای فعالیت باز هستش

633
00:33:58,002 --> 00:34:01,537
‫این پیام برای فرد مسئول حمله هستش

634
00:34:01,538 --> 00:34:03,573
‫,لزلی" , اگه اینو میشنوی"

635
00:34:03,574 --> 00:34:06,175
‫,"تو با من کینه داری , نه با "نشنال سیتی

636
00:34:06,176 --> 00:34:10,011
‫پس بزار که به توافق برسیم

637
00:34:10,313 --> 00:34:12,214
‫بیا جایی که...

638
00:34:12,882 --> 00:34:15,818
‫بقول معروف , همه چیز شروع شد همو ببینیم

639
00:34:15,819 --> 00:34:20,589
‫من اصولا به گذشته نگاه نمیکنم , ولی این دفعه احساس درستی بهم میده

640
00:34:34,971 --> 00:34:36,871
‫"بجنب , "لزلی

641
00:34:42,078 --> 00:34:43,746
‫محافظ شخصیت کجاست؟

642
00:34:43,747 --> 00:34:45,915
‫فک نکردم که لازم باشه

643
00:34:45,916 --> 00:34:47,382
‫بد شد

644
00:34:47,783 --> 00:34:50,252
‫واقعا دلم میخواست یکی ـتون مُردن دیگری رو ببینه

645
00:34:50,253 --> 00:34:51,854
‫لزلی" , من و تو"

646
00:34:51,855 --> 00:34:54,290
‫حمایت نکردن تو از "هیلاری کلینتون" برای
‫انتخابات سال ۲۰۰۸ رو پشت سر گذروندیم

647
00:34:54,291 --> 00:34:55,690
‫میتونیم این رو هم پشت سر بذاریم

648
00:34:56,225 --> 00:34:58,060
‫فقط شرایطتو بهم بگو

649
00:34:58,061 --> 00:35:01,896
‫تنها چیزی که تو داری و من میخوام پوستت هست

650
00:35:02,598 --> 00:35:05,401
‫و روش های خیلی زیادی برای پوست کردن یه...

651
00:35:05,902 --> 00:35:07,169
‫گربه" هستش , آره"
‫*کَت =گربه*

652
00:35:07,170 --> 00:35:09,838
‫مبارک باشه , شوخ طبعیت مثل یه نظر توی سایت "یوتیوب" هستش

653
00:35:09,839 --> 00:35:12,006
‫میخوای صحبت کنیم یا نه؟

654
00:35:12,140 --> 00:35:13,307
‫نه

655
00:35:18,213 --> 00:35:19,780
‫"لزلی"!

656
00:35:21,683 --> 00:35:23,952
‫, وقتت معروفیتت تموم شده

657
00:35:23,953 --> 00:35:26,420
‫تو خسته کننده ی , ضعیفی...

658
00:35:26,955 --> 00:35:29,156
‫خفه شو , دختره ی بد جنس

659
00:36:14,468 --> 00:36:16,036
‫تلاش خوبی بود

660
00:36:18,123 --> 00:36:21,042
‫برام سؤاله که به اندازه ی قدرت دارم تا قلبتو از کار بندازم

661
00:36:21,043 --> 00:36:22,342
‫"لزلی"!

662
00:36:22,777 --> 00:36:24,077
‫لزلی" , اینکارو نکن"!

663
00:36:31,685 --> 00:36:33,620
‫تو بهتر از اینی

664
00:36:34,822 --> 00:36:37,023
‫تو "لزلی ویلس" هستی

665
00:36:37,196 --> 00:36:40,761
‫اگه احساس بهتری بهت میده همیشه من تو رو
‫مسئول شروع کارم میدونم

666
00:36:40,762 --> 00:36:42,395
‫و پایان کارت

667
00:36:56,377 --> 00:36:59,679
‫آب و برق , هیچوقت باهم جور درنمیان

668
00:37:01,515 --> 00:37:02,949
‫بابت کمکت ممنون

669
00:37:03,517 --> 00:37:04,884
‫"خواهش میکنم , "سوپرگرل

670
00:37:16,597 --> 00:37:18,999
‫, "خوب . بوقلمون , با سُس "کرن بری

671
00:37:19,000 --> 00:37:22,201
‫سیب زمینی شیرین , و سه تیکه شیرینی پای

672
00:37:22,883 --> 00:37:25,438
‫کاملا برای اینکه با خانواده ی دیوونه من سَر کردی جبران کردم

673
00:37:26,306 --> 00:37:27,374
‫ممنون

674
00:37:29,010 --> 00:37:30,309
‫آره

675
00:37:32,312 --> 00:37:33,913
‫هِی...

676
00:37:34,132 --> 00:37:37,484
‫خوب , من نتونستم بهت بگم که شکرگزار چی هستم

677
00:37:37,485 --> 00:37:39,986
‫خوب , تو در وسط یه منطقه ی جنگی بودی

678
00:37:39,987 --> 00:37:41,620
‫پدر من توی زندانه

679
00:37:42,589 --> 00:37:44,925
‫- وین" , خیلی متأسفم"
‫- نمیخواد متأسف باشی

680
00:37:44,926 --> 00:37:48,227
‫آدم کاملا بدی هستش و حقشه که اون تو باشه

681
00:37:49,296 --> 00:37:52,698
‫خلاصه , خانواده ی من زیاد تو کار عید و تعطیلات نیستن

682
00:37:53,667 --> 00:37:55,868
‫, پس , میگم , حتی با همه ی دیوانگی های خانواده ی تو

683
00:37:56,703 --> 00:37:58,904
‫سپاسگزارم که جزئی از جمعتون بودم

684
00:38:00,073 --> 00:38:04,276
‫چیزی بابتش شکرگزارم تو هستی

685
00:38:10,383 --> 00:38:11,683
‫تو هم همینطور

686
00:38:13,052 --> 00:38:14,787
‫سلام بچه ها

687
00:38:14,788 --> 00:38:16,422
‫منطقه ی شراب چطور بود؟
‫شمال ایالت کالیفرنیا که در جهان بعنوان منطقه ی شراب بخاطر*
‫*زمین هاش معروفه

688
00:38:16,423 --> 00:38:17,457
‫خیلی عالی بود

689
00:38:17,458 --> 00:38:19,659
‫"چهار روز تنها با "جیمز

690
00:38:19,660 --> 00:38:21,027
‫تمام چیزی که یه دختر میتونه درخواست بکنه

691
00:38:23,262 --> 00:38:24,497
‫به سخت کار کردن برگشتیم

692
00:38:24,498 --> 00:38:26,131
‫- خدافظ , عزیزم . بعدا میبینمت
‫- خدافظ

693
00:38:26,566 --> 00:38:28,300
‫- "خدافظ "کارا
‫- خدافظ

694
00:38:29,335 --> 00:38:30,470
‫تو خوبی؟

695
00:38:30,471 --> 00:38:32,138
‫- اون "لایو وایر" رو دیدم
‫- آره

696
00:38:32,139 --> 00:38:33,939
‫سوپرگرل" بهش رسیدگی کرد"

697
00:38:34,173 --> 00:38:35,608
‫معلومه

698
00:38:35,609 --> 00:38:37,243
‫ولی "کارا" چی؟

699
00:38:37,244 --> 00:38:38,710
‫اون چطوره؟

700
00:38:39,579 --> 00:38:41,313
‫خوشحاله که برگشتی

701
00:38:47,086 --> 00:38:49,721
‫بخش عکس تماس میگرفتن

702
00:38:50,656 --> 00:38:52,558
‫درباره ی عکس هایی در طول هفته که

703
00:38:52,559 --> 00:38:54,894
‫, از ستاره جوان توسط عکاس ها گرفته شده

704
00:38:54,895 --> 00:38:58,397
‫که در وضعیت های تحقیر آمیز مختلفی بودن

705
00:38:58,398 --> 00:39:00,131
‫رسم صبح دو شنبه ها

706
00:39:02,402 --> 00:39:04,003
‫کدوم رو تو انتخاب میکنی؟

707
00:39:04,004 --> 00:39:07,339
‫خواننده ی بیست ساله ای که با صورت جلوی باشگاه خورده زمین

708
00:39:07,340 --> 00:39:09,642
‫چون خیلی مشروب خورده بوده؟

709
00:39:09,643 --> 00:39:13,179
‫یا نوجوان جذاب همجنسگرای مخفی که

710
00:39:13,180 --> 00:39:17,482
‫که دیده شده از مشروب فروشی همجنسگرا قایمگی بیرون میومده؟

711
00:39:18,183 --> 00:39:19,963
‫- وایسین , کی...
‫- بیا انتخاب کنیم...

712
00:39:20,954 --> 00:39:22,253
‫هیچکدوم

713
00:39:24,523 --> 00:39:27,526
‫, دنیا بر از سر و صدا و طعنه و کنایه شده

714
00:39:27,527 --> 00:39:29,328
‫بیشترشو خودمون تولید کردیم

715
00:39:29,329 --> 00:39:33,832
‫امروز , چرا ما سطح مباحثه های این شهر رو بالا نبریم

716
00:39:33,833 --> 00:39:36,869
‫بجاش یه مقاله تصویری از همه ی آدمایی که تعطیلاتشون صرف

717
00:39:36,870 --> 00:39:39,738
‫داوطلب شدن در آشپزخونه های سوپ یا پناهگاه ها کردن بزاریم

718
00:39:39,739 --> 00:39:43,975
‫بیا ببینیم میتونیم یکم توجه به اون سازمان برسونیم

719
00:39:44,576 --> 00:39:46,445
‫فک میکنم که نظر عالی ایه

720
00:39:46,446 --> 00:39:48,846
‫خوب , معلومه که هست , چون من گفتم

721
00:39:49,248 --> 00:39:50,315
‫فروش عید شکرگزاری

722
00:39:50,316 --> 00:39:52,484
‫, جبهه ی آزادی خواهها دوست دارن که احساس گناه کنن

723
00:39:52,485 --> 00:39:55,953
‫پس بیا هر چقدر میتونیم از این قضیه ی بوقلمون ها منفعت دربیاریم

724
00:39:57,622 --> 00:39:59,290
‫"و "کارا...

725
00:40:01,693 --> 00:40:06,297
‫چیزی که درباره ی فوت والدینت بهم گفتی...

726
00:40:09,267 --> 00:40:11,769
‫چیزای زیادی هست که دربارت نمیدونم

727
00:40:12,737 --> 00:40:14,673
‫و بهتره که این روند تغییر کنه

728
00:40:14,674 --> 00:40:16,374
‫"اشکالی نداره , خانم "گرنت

729
00:40:16,375 --> 00:40:19,377
‫تو به اندازه ی کافی درباره ی من میدونی که من
‫, به سه چیز با حرف"ال"ـم نیاز دارم

730
00:40:19,378 --> 00:40:24,281
‫, قهوه ی "لاته"ـم داغ باشه , "کاهو"ـم بطور موجدار پیچیده بشه
‫و قرص "لکساپرو"ـم , سریع بیار

731
00:40:25,183 --> 00:40:27,243
‫و لازم نیست به همون ترتیب بیاری . سریع باش

732
00:40:38,496 --> 00:40:41,431
‫حتی منم این محکم بغل کردن رو احساساتی میدونم

733
00:40:43,001 --> 00:40:44,502
‫خیلی بهت افتخار میکنم

734
00:40:44,503 --> 00:40:45,737
‫ممنون

735
00:40:45,738 --> 00:40:47,939
‫خیلی قشنگه

736
00:40:47,940 --> 00:40:50,608
‫, "به تو هم افتخار میکنم , "سوپرگرل

737
00:40:50,609 --> 00:40:53,544
‫ولی از چیزایی که توی اخبار میبینم , هنوز جا برای پیشرفت هست

738
00:40:53,545 --> 00:40:54,746
‫عجب!

739
00:40:54,747 --> 00:40:58,081
‫یه تعریف کامل بود , که...

740
00:40:58,883 --> 00:41:01,152
‫برای ما پیشرفت هستش , ولی برای من نه

741
00:41:01,153 --> 00:41:03,454
‫خوب , این بهترین روز زندگیمه

742
00:41:03,455 --> 00:41:06,289
‫خیلی عادلانه رفتار نکردم

743
00:41:06,958 --> 00:41:08,359
‫به شما دو تا خیلی کار دادم

744
00:41:08,360 --> 00:41:10,495
‫ولی یه چیزی هست که باید بهتون بگم

745
00:41:10,496 --> 00:41:12,663
‫, چیزی که به پدرت قول دادم نگم

746
00:41:12,664 --> 00:41:15,564
‫ولی اگه میخوای برای "ب.ع.غ" کار کنی باید بدونی

747
00:41:16,300 --> 00:41:19,503
‫پدرت هم یه دکتر ساده نبودش

748
00:41:19,504 --> 00:41:21,739
‫و توی یه سقوط هواپیما هم نمردش

749
00:41:21,740 --> 00:41:24,875
‫این چیزی هست که بهم گفتن , ولی من بهشون اعتماد ندارم

750
00:41:24,876 --> 00:41:26,696
‫مامان , درباره ی چی صحبت میکنی؟

751
00:41:27,511 --> 00:41:30,513
‫من درباره ی "ب.ع.غ" برای مدت زیادی هست که میدونم

752
00:41:30,915 --> 00:41:32,382
‫میدونم که چیکار میکنن

753
00:41:33,884 --> 00:41:35,719
‫نه , اونو نمیبرینش

754
00:41:35,720 --> 00:41:39,123
‫با احترام , دکتر "دنورس" , شما در مقامی نیستید که مذاکره کنید

755
00:41:39,124 --> 00:41:41,225
‫اون یه دارایی باارزش نیست . یه دختر ۱۳ ساله هستش

756
00:41:41,226 --> 00:41:44,093
‫- به خانواده نیاز داره . به...
‫- امنیت نیازه داره

757
00:41:44,562 --> 00:41:45,863
‫نسبت به اطرافیانش

758
00:41:45,864 --> 00:41:48,098
‫,و در حالیکه "سوپرمن" از همکاری با تحقیقات ما خودداری میکنه

759
00:41:48,099 --> 00:41:49,967
‫کمک "کارا" وسیع خواهد بود

760
00:41:49,968 --> 00:41:51,601
‫بهش دست نمیزنید

761
00:41:52,836 --> 00:41:54,805
‫من چیزی که حتی بیشتر میخواین بهتون میدم

762
00:41:54,806 --> 00:41:56,586
‫واقعا؟ چی هست؟

763
00:41:56,907 --> 00:41:58,408
‫من

764
00:41:58,776 --> 00:42:00,443
‫"جرمایا"...

765
00:42:01,545 --> 00:42:03,112
‫من براتون کار میکنم

766
00:42:04,548 --> 00:42:08,117
‫من همه چیز در مورد "سوپرمن" هست رو میدونم

767
00:42:08,852 --> 00:42:12,154
‫تحقیقاتم , کارم , همش مال شما

768
00:42:13,090 --> 00:42:15,758
‫ولی "کارا" اینجا میمونه

769
00:42:17,127 --> 00:42:19,929
‫"به "ب.ع.غ" خوش اومدید , دکتر "دنورس

770
00:42:26,837 --> 00:42:29,705
‫جرمایا" در حال کار کردن برای "ب.ع.غ" مُرد"

771
00:42:30,874 --> 00:42:34,477
‫اون در حالیکه برای مردی به اسم "هنک هرنشاو" کار میکرد مُرد

772
00:42:43,787 --> 00:42:45,922
‫"کارت با "لایو وایر" خوب بود , "سوپرگرل

773
00:42:45,923 --> 00:42:49,091
‫ب.ع.غ" اولین زندانی غیر بیگانه ـشو بدست آورد"

774
00:42:50,093 --> 00:42:52,067
‫, و حالا تعطیلات تموم شدش و تو هم تفریحاتتو کردی

775
00:42:52,068 --> 00:42:53,797
‫شاید بتونی به وظیفه ی اصلیت برگردی

776
00:42:53,798 --> 00:42:55,097
‫گرفتن بیگانه ها

777
00:42:55,332 --> 00:42:56,632
‫چشم , قربان

778
00:42:57,133 --> 00:42:58,273
‫همین؟ جواب زیرکانه ای نداری؟

779
00:42:58,668 --> 00:43:00,536
‫نه , قربان, آماده کار هستم

780
00:43:02,572 --> 00:43:03,906
‫خیلی خوب

781
00:43:06,810 --> 00:43:09,045
‫باید درباره ی اتفاقی که برای بابام افتاد بفهمیم

782
00:43:09,046 --> 00:43:10,679
‫قطعا

783
00:43:12,000 --> 00:43:15,825
‫<font color="#DE۲۵۰۴">Ali HunteR</font>
‫<font color=yellow>Ali-hunteR.blogfa.com</font>
‫<font color=#۰۰FF۰۰>facebook.com/Hunter.bazrgaR</font>

784
00:43:16,000 --> 00:43:18,825
‫<font color="#۶۴ad۲f">خبرگزاری آریافیلم به روزترین اخبار دنیای فیلم و سریال</font>
‫<font color="#ffffff">www.ariamovie.ir</font>
‫<font color="#bb۱e۱e"> www.warez-ir.asia با همکاری</font>

