1
00:00:01,568 --> 00:00:04,757
‫وقتی من بچه بودم , سیاره ی من "کریپتون" در حال نابودی بود

2
00:00:05,325 --> 00:00:07,702
‫من به زمین فرستاده شدم تا از پسر عموم محافظت کنم

3
00:00:08,707 --> 00:00:11,941
‫ولی محفظه ی من از مسیر خارج شد
‫,و زمانی که من به زمین رسیدم

4
00:00:11,941 --> 00:00:15,977
‫پسر عموم بزرگ شده بود و تبدیل به "سوپرمن" شده بود

5
00:00:16,512 --> 00:00:17,979
‫و منم قدرت هامو مخفی کردم

6
00:00:17,981 --> 00:00:22,617
‫تا اخیرا که یه حادثه مجبورم کرد که خودمو به دنیا آشکار کنم

7
00:00:23,952 --> 00:00:26,454
‫برای آدم های زمین من یه دستیار توی رسانه ی جهانی"کت کو" هستم

8
00:00:27,623 --> 00:00:29,890
‫ولی مخفیانه , من با خواهر خودندم برای "ب.ع.غ" کار میکنیم
‫*بخش.عملیات.غیر معمولی*

9
00:00:29,892 --> 00:00:31,826
‫تا شهرمو از زندگی بیگانه ها

10
00:00:31,828 --> 00:00:34,495
‫و هرکسی که بخواد باعث صدمه زدن بهش بشه محافظت کنیم

11
00:00:35,797 --> 00:00:38,199
‫من "سوپرگرل" هستم

12
00:00:38,537 --> 00:00:39,837
‫آنچه در "سوپرگرل" گذشت

13
00:00:40,232 --> 00:00:41,859
‫, بی تجربگی "سوپرگرل" مهم نیست

14
00:00:41,959 --> 00:00:44,693
‫نشنال سیتی" مشکلات رو لازم نداره"

15
00:00:44,695 --> 00:00:46,462
‫- حرفای این یارو برای کی مهمه؟
‫- برای تو

16
00:00:46,464 --> 00:00:47,830
‫مکسول لرد" مگه قهرمان تو نیستش؟"

17
00:00:47,832 --> 00:00:49,331
‫واقعا به هیچکی اعتماد نمیکنی , مگه نه؟

18
00:00:49,333 --> 00:00:50,666
‫هیچی نمیدونی

19
00:00:51,034 --> 00:00:51,967
‫و مامانتون؟

20
00:00:51,969 --> 00:00:53,936
‫اون ازم انتظار بیشتری داره

21
00:00:53,938 --> 00:00:56,638
‫و شغل خودشو بر من ارجحیت میده

22
00:00:56,640 --> 00:00:58,774
‫- تو از "جیمی اولسن" خوشت میاد؟
‫- بس کن

23
00:00:58,776 --> 00:01:00,742
‫جیمز" , یه دقیقه وقت داری؟ میخواستم ازت"...

24
00:01:01,845 --> 00:01:03,946
‫- نمیدونستم که...
‫- کارا" , ایشون "لوسی لین" هستن"

25
00:01:03,948 --> 00:01:07,483
‫پدرت در حالیکه برای مردی به اسم "هنک هرنشاو" کار میکرد مُرد

26
00:01:07,485 --> 00:01:09,718
‫باید بفهمیم که چه اتفاقی برای پدرم افتادش

27
00:01:09,720 --> 00:01:10,919
‫قطعا

28
00:01:17,554 --> 00:01:19,122
‫کارا"؟"

29
00:01:19,327 --> 00:01:21,128
‫چی شده؟ رادار نشون میده که بالای شهر هستی؟

30
00:01:21,304 --> 00:01:22,369
‫همه چیز روبراهه؟

31
00:01:22,646 --> 00:01:24,947
‫چیزی نیست , اومدم هوایی تازه کنم

32
00:01:25,548 --> 00:01:27,282
‫این بالا آرامش بخشه

33
00:01:27,617 --> 00:01:28,984
‫اعصاب آدمو راحت میکنه

34
00:01:30,720 --> 00:01:32,754
‫- تو جلوی منو گرفتی , رفیق!
‫- خفه شو!

35
00:01:32,756 --> 00:01:34,523
‫اوه , شوخیتون گرفته

36
00:01:34,857 --> 00:01:36,124
‫باید برم!

37
00:01:42,465 --> 00:01:44,232
‫هِی ! کی بهت رانندگی یاد داده؟

38
00:01:44,234 --> 00:01:45,801
‫برو به جهنم , مرتیکه ی...

39
00:01:50,106 --> 00:01:51,239
‫چی هستی , دیوونه ای؟

40
00:01:51,241 --> 00:01:53,775
‫- روانی!
‫- تازه ماشینو خریدم!

41
00:02:09,492 --> 00:02:10,725
‫دماغمو شکستی!

42
00:02:10,727 --> 00:02:12,627
‫دفعه بعد نگاه کن کجا داری میری

43
00:02:13,262 --> 00:02:14,429
‫ماشین لعنتیمو داغون کردی!

44
00:02:14,431 --> 00:02:16,731
‫قبل از اینکه بزنی همه ی این بچه ها رو داغون بکنی!

45
00:02:16,733 --> 00:02:18,867
‫بهتره که از جلوی صورتم دور شی , عوضی...

46
00:02:20,936 --> 00:02:22,237
‫داری بهم آسیب میرسونی!

47
00:02:29,278 --> 00:02:30,545
‫سوپرگرل" بچه های کوچک رو توی"

48
00:02:30,547 --> 00:02:33,448
‫مدرسه ی محلی ترسونده . دعوای بین راننده ها و ابرقدرت ها...

49
00:02:33,450 --> 00:02:34,949
‫دعوای بین راننده ها!

50
00:02:35,951 --> 00:02:37,185
‫با خودت چی فکر میکردی؟

51
00:02:37,187 --> 00:02:39,754
‫داشتن یه تیم فوتبال کامل رو زیر میگرفتن

52
00:02:40,689 --> 00:02:42,657
‫همیشه مرد ها هستن که پشت فرمون دیوونه میشن!

53
00:02:42,659 --> 00:02:44,659
‫نمیتونی اینطوری کنترلتو از دست بدی!

54
00:02:44,661 --> 00:02:46,561
‫,اون دو تا احمق تقریبا آدم داشتن میکشتن

55
00:02:46,563 --> 00:02:47,662
‫و از من عصبانی دارید میشید؟

56
00:02:47,664 --> 00:02:49,530
‫قضیه ی همینه خانم "دنورس" , من عصبانی نیستم

57
00:02:49,532 --> 00:02:51,933
‫من دارم خشممو کنترل میکنم

58
00:02:52,734 --> 00:02:53,935
‫توصیه میکنم شما هم همینکارو بکنید

59
00:02:56,004 --> 00:02:57,772
‫, میدونی , یه بار بهت گفتم

60
00:02:57,774 --> 00:03:00,007
‫آدمایی اون بیرون هستن که از پسرعموت میترسن

61
00:03:00,009 --> 00:03:02,410
‫بخاطر اینکه قدرت های مثل خدا داشت نبودش

62
00:03:03,845 --> 00:03:05,713
‫بخاطر این بود که اگه عصبانی میشد چه کار هایی
‫میتونست باهاشون بکنه بودش

63
00:03:09,885 --> 00:03:11,218
‫خانم؟

64
00:03:12,654 --> 00:03:14,355
‫شاید بخواین به اینا نگاه کنید

65
00:03:14,357 --> 00:03:16,457
‫,من فقط خوشحالم که این دو تا مرد فقط کارشون به بیمارستان کشیده

66
00:03:16,459 --> 00:03:17,725
‫و نه سردخونه

67
00:03:17,727 --> 00:03:20,361
‫, ما هممون بابت خشونت پلیس نگران هستیم

68
00:03:20,363 --> 00:03:23,530
‫شاید حواسمون به "سوپرگرل" هم باید باشه

69
00:03:29,070 --> 00:03:31,639
‫نه و نیم شدش . باید به سر کار برم

70
00:03:32,440 --> 00:03:35,142
‫بهرحال , بابام توی شهره

71
00:03:36,745 --> 00:03:38,445
‫برای کار اومده

72
00:03:38,447 --> 00:03:41,281
‫بعلاوه , دوست داره که با ما شام بخوره

73
00:03:43,518 --> 00:03:44,551
‫, میدونم که فک میکنی ازت خوشش نمیاد

74
00:03:44,553 --> 00:03:46,820
‫ولی تو هم هیچوقت فرصتشو بهش ندادی

75
00:03:47,689 --> 00:03:49,022
‫نظرت چیه؟ بهت جواب آره بدم؟

76
00:03:49,824 --> 00:03:51,158
‫نظرم مثبته

77
00:03:51,593 --> 00:03:52,659
‫ممنون , عزیزم

78
00:03:52,661 --> 00:03:54,261
‫سلام . برای بردن , لطفا

79
00:03:54,996 --> 00:03:57,397
‫تا بعد

80
00:03:57,765 --> 00:03:58,899
‫"اوه , سلام , "کارا!

81
00:03:58,901 --> 00:04:00,901
‫بابت دعوت خیلی ممنونم

82
00:04:00,903 --> 00:04:02,636
‫واقعا مشتاق دیدارم

83
00:04:03,137 --> 00:04:04,705
‫خواهش میکنم , آره . منم همینطور...

84
00:04:04,707 --> 00:04:06,840
‫میبینمت . خدافظ

85
00:04:16,350 --> 00:04:17,384
‫همه چیز روبراهه؟

86
00:04:17,386 --> 00:04:19,519
‫آره...

87
00:04:20,188 --> 00:04:22,122
‫بابای "لوسی" توی شهره

88
00:04:22,757 --> 00:04:23,990
‫, توی ارتشه , مثل خودش ولی

89
00:04:23,992 --> 00:04:25,458
‫من و باباش خیلی باهم سازگار نیستیم

90
00:04:25,760 --> 00:04:27,060
‫برای چی؟

91
00:04:27,795 --> 00:04:29,396
‫چون من با بیگانه ها همنشینی میکنم

92
00:04:30,931 --> 00:04:33,933
‫اون یه جوری فک میکنه که "سوپرمن" تهدیدی برای امنیت ملی هستش

93
00:04:35,003 --> 00:04:36,670
‫آره , واقعا بعضی موقع ها ناراحتم میکنه

94
00:04:36,672 --> 00:04:38,738
‫ولی بابای "لوسی"ـه , پس...

95
00:04:39,840 --> 00:04:43,510
‫حرف از "لوسی"ـه , گفتش که مشتاقه...

96
00:04:43,512 --> 00:04:47,213
‫آره! میخواستم بگم . حالا که "لوسی" توی شهره...

97
00:04:47,215 --> 00:04:48,848
‫امیدوارم مشکلی باهاش نداشته باشی

98
00:04:48,850 --> 00:04:50,383
‫به ... شب بازی کردن دعوتش کردم

99
00:04:50,385 --> 00:04:53,419
‫حتما , آره!

100
00:04:54,054 --> 00:04:55,288
‫- هر چه بیشتر بهتر
‫- باشه

101
00:04:55,290 --> 00:04:57,090
‫و کی دوست نداره که بهتر باشه؟

102
00:04:58,493 --> 00:05:01,227
‫خلاصه , باید برگردم.
‫بعدا میبینمت

103
00:05:01,562 --> 00:05:02,595
‫خیلی خوب

104
00:05:04,698 --> 00:05:06,733
‫این همه تلویزیون

105
00:05:06,735 --> 00:05:08,735
‫چطوری میتونی کاری از پیش ببری

106
00:05:08,737 --> 00:05:11,003
‫با وجود این همه سر و صدای تصویری؟

107
00:05:11,005 --> 00:05:14,474
‫اون سر و صدای تصویری کار منه , مادر

108
00:05:15,509 --> 00:05:16,409
‫درسته , دخترم , چی صدات میزنن؟

109
00:05:16,411 --> 00:05:19,045
‫شاهزاده ی کارگرها

110
00:05:19,913 --> 00:05:21,747
‫ملکه ی همه ی رسانه ها , مادر

111
00:05:22,616 --> 00:05:24,951
‫خوب برای چی به "نشنال سیتی" اومدید؟

112
00:05:24,953 --> 00:05:26,052
‫تبلیغ کتاب

113
00:05:26,054 --> 00:05:29,422
‫من جدیدترین رمان "پجت ویلوبی" رو ویرایش کردم

114
00:05:29,424 --> 00:05:30,923
‫خوب , خوش بحالتون

115
00:05:30,925 --> 00:05:32,091
‫شاید بهش وقتی که

116
00:05:32,093 --> 00:05:34,493
‫صورت صوتی اومد گوش بکنی

117
00:05:36,063 --> 00:05:38,397
‫مطمئنم که "کارتر" خیلی دوست داره تا وقتی که
‫اینجا هستید ببینتون

118
00:05:38,399 --> 00:05:40,166
‫فک نکنم وقشو داشته باشم , عزیزم

119
00:05:40,168 --> 00:05:43,636
‫سپرده ی بانکی که برای تولدش براش فرستادم رو گرفت؟

120
00:05:46,072 --> 00:05:48,374
‫آره , اینقدر خوشحال بود که به همه ی دوستاش نشون داد

121
00:05:49,042 --> 00:05:50,976
‫سوپرگرل"؟"

122
00:05:50,978 --> 00:05:53,245
‫بهتر نیست بهش بگن "سوپر وُمِن"؟
‫*ابر زن*

123
00:05:54,080 --> 00:05:56,148
‫مقاله ای که من نوشتم رو نخوندید؟

124
00:05:56,150 --> 00:05:57,616
‫فرصت نکردم

125
00:05:57,618 --> 00:06:01,120
‫ولی مرد جوانی که توی هواپیما کنار من نشسته بود یه نسخه ـشو داشت

126
00:06:01,122 --> 00:06:02,921
‫بنظر میرسید که اون یکمیشو خونده بود

127
00:06:03,823 --> 00:06:06,258
‫خیلی جالبه , مگه نه؟ یه قهرمان زن

128
00:06:07,160 --> 00:06:10,129
‫من هنوز توی "متروپولیس" احساس امنیت بیشتری میکنم

129
00:06:11,264 --> 00:06:14,433
‫بهتری قدیمی بگو ولی هنوز من دکترهای مرد رو ترجیح میدم

130
00:06:21,774 --> 00:06:23,442
‫الکس" , اینجا چیکار میکنی؟"

131
00:06:24,444 --> 00:06:26,545
‫باید درباره ی بابام صجبت کنم

132
00:06:27,847 --> 00:06:28,780
‫درباره ی اینکه چه اتفاقی برای بابات افتاده همه چیزشو میفهمیم
‫قول میدم

133
00:06:28,782 --> 00:06:30,916
‫ولی , همونطور که میبینی...

134
00:06:31,751 --> 00:06:34,419
‫امروز , دقیقا همین الان...

135
00:06:34,421 --> 00:06:36,188
‫فقط , وقت خوبی نیستش

136
00:06:36,956 --> 00:06:38,223
‫راستش , اومدم که با "وین" صحبت کنم

137
00:06:39,158 --> 00:06:41,660
‫اصلا و ابدا ! عقلتون رو از دست دادید؟

138
00:06:42,228 --> 00:06:44,096
‫وین" , به کمکت نیاز داریم"

139
00:06:44,864 --> 00:06:46,364
‫تا پردازنده ی مرکزی "ب.ع.غ" رو هک کنم؟

140
00:06:46,366 --> 00:06:49,234
‫اون کمک نیستش , خیانته

141
00:06:49,735 --> 00:06:52,237
‫- "وین"...
‫- نه! نه

142
00:06:53,206 --> 00:06:56,274
‫"نه , خوب . شرمنده . حتی برای تو هم نمیشه ,"کارا

143
00:06:56,276 --> 00:06:58,476
‫برای کسی که هرکاری میکنم...

144
00:06:58,478 --> 00:06:59,811
‫من...

145
00:06:59,813 --> 00:07:02,047
‫نه ! اینکارو نمیکنم

146
00:07:02,848 --> 00:07:05,083
‫درباره ی باباشه

147
00:07:06,585 --> 00:07:09,087
‫"کلک زدید , "دنورس
‫میدونید من مشکل پدری دارم

148
00:07:09,089 --> 00:07:11,222
‫اسمش "جرمایا دنورس" بوده

149
00:07:12,425 --> 00:07:16,060
‫ب.ع.غ" بلافاصله بعد از اینکه "کارا" روی زمین"
‫فرود اومدش دربارش فهمیدن

150
00:07:17,496 --> 00:07:19,631
‫اون تهدید کردن که اگه پدرم براشون کار نکنه اونو برای خودشون میبرن

151
00:07:19,633 --> 00:07:22,800
‫اون براشون کار کرد . یه سال بعدش مُرد

152
00:07:22,802 --> 00:07:24,903
‫میخوام بفهمم که واقعا چه اتفاقی براش افتاده

153
00:07:24,905 --> 00:07:26,070
‫,اگه "ب.ع.غ" درباره ی بابات میدونن

154
00:07:26,072 --> 00:07:27,505
‫چرا نمیری همینطوری ازشون بپرسی؟

155
00:07:27,507 --> 00:07:29,140
‫, چون اگه میخواستن حقیقتو بهم بگن

156
00:07:29,142 --> 00:07:30,642
‫تا الان بهم گفته بودن

157
00:07:31,343 --> 00:07:32,610
‫خواهش میکنم

158
00:07:32,612 --> 00:07:34,846
‫تو تنها نفری هستی که میتونی کمکمون کنی

159
00:07:39,618 --> 00:07:42,220
‫باشه ! خیلی خوب , هستم

160
00:07:45,591 --> 00:07:46,724
‫هنشاو" داره زنگ میزنه"...

161
00:07:46,726 --> 00:07:48,059
‫آره , به منم همینطور

162
00:08:09,915 --> 00:08:11,882
‫"رئیس "هنشاو

163
00:08:11,884 --> 00:08:14,585
‫ژنرال "لین" . چه کاری میتونم برای اطلاعات ارتش بکنم؟

164
00:08:14,587 --> 00:08:16,854
‫لازم دارم که یه انتقال سریع رو تأیید بکنی

165
00:08:16,856 --> 00:08:19,056
‫یه نفر از اعضای واحدتو به فرمان من

166
00:08:19,058 --> 00:08:20,558
‫واقعا . و اون نفر کی هستش؟

167
00:08:20,992 --> 00:08:22,193
‫خانم قرمز پوش

168
00:08:22,195 --> 00:08:24,695
‫از نظر فنی , "سوپرگرل" برای سازمان کار نمیکنه

169
00:08:25,330 --> 00:08:27,031
‫اگه میتونستم , هیچکی کار نمیکرد

170
00:08:28,533 --> 00:08:31,769
‫عملیات های مخفی شما میتونه بطور مؤثری با نیروهای ویژه ی من

171
00:08:31,771 --> 00:08:34,338
‫و بدون کمک خارجی انجام بشه

172
00:08:34,839 --> 00:08:36,073
‫برای چی به من نیاز دارید؟

173
00:08:36,075 --> 00:08:37,508
‫ما یه چیزی رو توسعه میدادیم

174
00:08:37,510 --> 00:08:39,910
‫یه دستگاه مبارز ضد شورشی

175
00:08:39,912 --> 00:08:43,213
‫رمز پروژه , "آر تی" هستش . لازم دارم که برام آزمایشش کنه

176
00:08:43,215 --> 00:08:44,481
‫چاره ای نداره

177
00:08:45,517 --> 00:08:47,551
‫ما یه دستور اجرایی داریم که به اطاعت مجبورتون میکنه

178
00:08:47,553 --> 00:08:51,455
‫"وابسته ی قانونی و دخترم , سرگرد "لین

179
00:08:52,590 --> 00:08:54,658
‫توسط رئیس جمهور امضا شده

180
00:08:54,660 --> 00:08:56,860
‫اگه دوست داری میتونی قبولش کنی

181
00:08:56,862 --> 00:08:58,829
‫مگر اینکه فکر میکنی که نمیتونی انجامش بدی

182
00:08:59,230 --> 00:09:00,631
‫انجامش میدم

183
00:09:01,266 --> 00:09:01,932
‫سوپرگرل" , مجبور نیستی"

184
00:09:01,934 --> 00:09:03,533
‫با مأمور "دنورس" موافقم

185
00:09:03,535 --> 00:09:04,968
‫میخواین چیکار کنم؟

186
00:09:05,403 --> 00:09:06,803
‫با ربات من بجنگی

187
00:09:06,805 --> 00:09:08,438
‫این ربات نیستش

188
00:09:10,908 --> 00:09:14,811
‫یه وجود ساختگی شبیه انسان با قابلیت های مبارزه کردن داره

189
00:09:15,680 --> 00:09:17,681
‫قبول میکنم که اشتباه گفتم , دکتر

190
00:09:24,522 --> 00:09:26,923
‫بهش "رد ترنیدو" میگم
‫*گرد باد قرمز*

191
00:09:42,855 --> 00:09:45,223
‫خوب , ظاهرا با یه ربات فردا میجنگم

192
00:09:45,225 --> 00:09:46,458
‫"ربات"

193
00:09:46,460 --> 00:09:48,660
‫وایسا , چه نوع رباتی داری میگی , مثلا مثل "سی ۳ پی او"؟
‫*ربات فیلم جنگ ستارگان*

194
00:09:48,662 --> 00:09:49,928
‫ترمیناتور"؟ "رومبا"؟"
‫*ربات مخصوص تمیز کردن*

195
00:09:49,930 --> 00:09:51,330
‫ب.ع.غ" یه اسباب بازی جدید داره آزمایش میکنه؟"

196
00:09:51,332 --> 00:09:52,798
‫در واقع , نظامی...

197
00:09:53,599 --> 00:09:55,000
‫ژنرال "لین" درخواست کمک منو کردش

198
00:09:55,002 --> 00:09:56,334
‫حتی "لوسی" هم اونجا بودش

199
00:09:57,236 --> 00:09:59,304
‫تو رو که نشناخت , مگه نه؟

200
00:09:59,306 --> 00:10:00,505
‫نخیر! نه

201
00:10:00,507 --> 00:10:03,542
‫پس پدرش برای اینکار واقعا اینجایه؟

202
00:10:04,177 --> 00:10:05,577
‫کارا" , میتونی جواب نه بدی"

203
00:10:05,579 --> 00:10:07,712
‫نمیتونم .باید به "لوسی" نشون بدم...

204
00:10:07,714 --> 00:10:10,982
‫به باباش , که میتونم تیمی کار کنم

205
00:10:10,984 --> 00:10:13,184
‫اینکه به پسر عموم و من میشه اعتماد کرد

206
00:10:13,186 --> 00:10:16,288
‫وایسا , جنگ با ربات باعث میشه که شب بازی لغو بشه؟

207
00:10:16,290 --> 00:10:17,555
‫نه! نه!

208
00:10:17,557 --> 00:10:21,726
‫شب بازی تنها چیزی عادی هستش که در بین

209
00:10:21,728 --> 00:10:25,130
‫جلوگیری از جرم , شکار بیگانه ها , هک کردن "ب.ع.غ" باقی مونده

210
00:10:25,865 --> 00:10:27,966
‫شب بازی باقی میمونه . باید بمونه

211
00:10:28,801 --> 00:10:30,935
‫باشه , "لوسی" و من میبینمت

212
00:10:35,808 --> 00:10:38,743
‫تو , "لوسی" رو دعوت کردی؟

213
00:10:38,745 --> 00:10:40,278
‫جیمی" درخواست کرد"

214
00:10:40,913 --> 00:10:42,847
‫خوش میگذره

215
00:10:45,384 --> 00:10:46,918
‫خوش نمیگذره

216
00:10:47,920 --> 00:10:49,754
‫شام با مادرتون برای ساعت ۸ تأیید شده

217
00:10:49,756 --> 00:10:51,656
‫یه میز درست روی ساحل براتون رزرو کردم

218
00:10:51,658 --> 00:10:53,558
‫عالیه , شاید خروش اقیانوس

219
00:10:53,560 --> 00:10:55,226
‫تُن صداشو پایین بیاره

220
00:10:55,228 --> 00:10:57,695
‫یا شایدم خودشو غرق کنه . یا منو

221
00:10:58,330 --> 00:10:59,864
‫- کیتی" , عزیزم"
‫- مادر

222
00:10:59,866 --> 00:11:00,965
‫نمیخواد جوگیر بشیم

223
00:11:00,967 --> 00:11:02,967
‫الانشم یه بار امروز همه دیدیم

224
00:11:04,069 --> 00:11:07,438
‫زود اومدید , مادر
‫شام ساعت ۸ هستش

225
00:11:08,440 --> 00:11:11,509
‫گوش کن , عزیزم , یه تغییر برنامه ای پیش اومده

226
00:11:11,511 --> 00:11:14,345
‫معلوم شده که , "تونی موریسون" توی شهره
‫*رمان نویس معروف آمریکایی*

227
00:11:14,347 --> 00:11:15,546
‫باور میکنی؟

228
00:11:15,548 --> 00:11:17,581
‫عملا دارم میلرزم

229
00:11:17,583 --> 00:11:20,318
‫"خلاصه , "تونی" یه مهمانی کوچیک شام "بالبداهه

230
00:11:20,320 --> 00:11:22,353
‫توی خونه ای که توی "مونتسیتو" اجاره کرده داره
‫*منطقه ی در بخش سانتا باربرا کالیفرنیا*

231
00:11:22,355 --> 00:11:24,288
‫فقط تعدادی دوست قدیمی هستیم

232
00:11:24,290 --> 00:11:26,290
‫, مادر , حداقل تا اونجا دو ساعت راهه

233
00:11:26,292 --> 00:11:28,526
‫باید همین الان راه بیافتیم

234
00:11:28,528 --> 00:11:30,060
‫عزیزم

235
00:11:30,062 --> 00:11:35,599
‫تونی" میخواست که این جمعی صمیمی از دوستای نزدیک باشه"

236
00:11:35,901 --> 00:11:37,201
‫اوه...

237
00:11:37,836 --> 00:11:40,271
‫من برنامه ی عصرمو براتون خالی کردم

238
00:11:41,239 --> 00:11:45,042
‫کیتی" , چه صحبتی تو میتونی با"

239
00:11:45,044 --> 00:11:49,313
‫دو تا برنده ی جایزه ی "نوبل" و "مارگرت آتوود" داشته باشی؟
‫*شاعر آمریکایی*

240
00:11:50,749 --> 00:11:52,516
‫از شامت لذت ببر , مادر

241
00:12:08,132 --> 00:12:09,633
‫"خانم "گرنت...

242
00:12:09,635 --> 00:12:12,102
‫نمونه عکس های مدل و طراحی برای چاپ کجایه؟

243
00:12:12,104 --> 00:12:14,571
‫اینجا دارمشون

244
00:12:15,039 --> 00:12:16,573
‫خوب , دستت درد نکنه

245
00:12:17,909 --> 00:12:20,277
‫و نه! نه!

246
00:12:20,878 --> 00:12:22,779
‫و نه! فیلتر نداره که

247
00:12:22,781 --> 00:12:24,481
‫این مدل بد بخت بیچاره که مثل موش آب کشیده میمونه

248
00:12:24,483 --> 00:12:27,184
‫دوباره به ویراستن برشون گردون ,. باید از اول دوباره درست بشه

249
00:12:27,186 --> 00:12:29,052
‫و تا وقتی که تموم بشه اونجا بمون

250
00:12:31,122 --> 00:12:33,757
‫ببخشید . برنامه ای داشتید؟

251
00:12:34,759 --> 00:12:39,029
‫فقط این , شب بازی کار هستش که میکنیم

252
00:12:39,031 --> 00:12:42,165
‫شب بازی کار؟ "کرا" , واقعا؟

253
00:12:44,035 --> 00:12:46,670
‫فک نمیکنی که تا الانشم خودتو بخاطر

254
00:12:46,672 --> 00:12:49,372
‫جیمز اولسن" مسخره نکردی؟"

255
00:12:49,374 --> 00:12:52,075
‫همه متوجه شدم که چطوی خودتو به اون میچسبونی

256
00:12:53,210 --> 00:12:54,978
‫بهتره که سعی کنی یکم حرفه ای عمل کنی

257
00:12:56,414 --> 00:12:58,314
‫اینا رو فورا به ویراستن میبرم

258
00:13:00,151 --> 00:13:03,553
‫خیلی خوب ! از حس این چیز در دهنم کاملا متنفرم

259
00:13:03,555 --> 00:13:05,054
‫- بادنجان!
‫- آره!

260
00:13:06,023 --> 00:13:08,825
‫ما همیشه میخواستیم به این مکان بریم؟

261
00:13:08,827 --> 00:13:10,994
‫ماچو پیچو"! آره"!
‫- آره

262
00:13:11,929 --> 00:13:13,696
‫«تنفگ رو بذار کنار . شیرینی رو بردار»

263
00:13:13,698 --> 00:13:16,266
‫- فیلم "پدر خوانده" . آره!
‫- آره

264
00:13:16,268 --> 00:13:19,469
‫ما چهار ساعت عالی توی اینجایه در "کابو" داشتیم...
‫*شهری در مکزیک*

265
00:13:19,471 --> 00:13:20,570
‫وقت ! وقت تمومه

266
00:13:22,806 --> 00:13:24,007
‫یازده مورد

267
00:13:25,243 --> 00:13:28,478
‫عجب , شماها تیم خیلی خوبی هستین

268
00:13:28,480 --> 00:13:31,080
‫وقتی واقعا یارتو بشناسی کمک میکنه

269
00:13:34,184 --> 00:13:35,318
‫وین" , بگو"!

270
00:13:35,320 --> 00:13:36,619
‫آره

271
00:13:39,756 --> 00:13:42,859
‫خیلی خوب , این...

272
00:13:42,861 --> 00:13:45,428
‫این یه موجودی هستش که....

273
00:13:45,430 --> 00:13:47,330
‫چیزایی روی دستش داره...

274
00:13:47,332 --> 00:13:49,532
‫- نمیدونم چیه...
‫- بعدی

275
00:13:51,069 --> 00:13:52,902
‫خیلی خوب , وایسا...

276
00:13:52,904 --> 00:13:56,105
‫- نه , وجدانا نمیدونم چی یا کی هستش...
‫- بگو , بگو

277
00:13:56,373 --> 00:13:57,440
‫بعدی

278
00:13:57,442 --> 00:14:00,376
‫آره , این یکی آسونه ! پسر عموت

279
00:14:01,411 --> 00:14:05,481
‫راجر" ... "سلطان"..."فاس".... از این طرف خیلی خوششون میاد"

280
00:14:05,483 --> 00:14:07,016
‫- بعدی
‫- وقت تمومه

281
00:14:07,018 --> 00:14:09,018
‫خیلی خوب , میخوام بدونم چی بودش

282
00:14:09,020 --> 00:14:11,287
‫- اوه , نه...
‫- اوه! "سوپرمن"؟

283
00:14:11,289 --> 00:14:14,156
‫میتونستی فقط بگی دوس پسر مخصوص "جیمی اولسن"؟

284
00:14:17,294 --> 00:14:19,628
‫من دختر عموی کوچیکش رو امروز دیدم
‫"سوپرگرل"

285
00:14:19,630 --> 00:14:20,863
‫عج

286
00:14:20,865 --> 00:14:22,197
‫- تو ... دیدیش؟
‫- آره

287
00:14:22,199 --> 00:14:23,632
‫خیلی تحت تأثیر قرار نگرفتم

288
00:14:25,135 --> 00:14:27,669
‫مثل اینه که وقتی یه ستاره ی سینما رو شخصل از نزدیک
‫میبینی ش و میگی , «همینه»؟

289
00:14:28,304 --> 00:14:29,638
‫فک کنم همینه

290
00:14:31,674 --> 00:14:33,575
‫بعلاوه , اصلا بهت نمیخوره

291
00:14:40,783 --> 00:14:44,052
‫اینو خیلی وقتا نمیگم , ولی الان خیلی دلم یه دعوای خوب میخواد

292
00:14:44,921 --> 00:14:47,189
‫ولی خونسردیتو حفظ کن . تو میتونی

293
00:14:59,602 --> 00:15:01,570
‫من ۲۰ دلار روی ربات شرط میبندم

294
00:15:01,572 --> 00:15:03,238
‫من ۴۰ دلار روی بیگانه

295
00:15:03,240 --> 00:15:05,974
‫, اگه در هر موقعی چیزی که ببینم رو دوست نداشته باشم
‫اینو متوقف میکنم

296
00:15:05,976 --> 00:15:10,011
‫کاملا متوجه میشدم , اگه هیچ قدرتی نسبت به من میداشتید

297
00:15:10,713 --> 00:15:12,948
‫دکتر "مارو" . میتونید شروع کنید

298
00:15:13,549 --> 00:15:14,783
‫ممنون , ژنرال

299
00:15:36,906 --> 00:15:39,073
‫شاید این رو جدی حساب نمیکنه

300
00:16:17,479 --> 00:16:19,380
‫سیستم دچار آسیب دیدگی شده

301
00:16:19,382 --> 00:16:21,949
‫آزمایش تمومه . الان متوقفش کنید

302
00:16:21,951 --> 00:16:23,551
‫سوپرگرل" . برنده شدی"

303
00:16:29,224 --> 00:16:31,158
‫سوپرگرل" , کافیه . تمومش کن"

304
00:16:43,072 --> 00:16:44,705
‫- صدمه دیدی؟
‫- نه

305
00:16:46,107 --> 00:16:48,676
‫اون حتما عملکرد اضطراری حفظ جانشو به راه انداخته

306
00:16:49,110 --> 00:16:50,177
‫نمیتونم ببینمش

307
00:16:50,179 --> 00:16:54,014
‫اون در حالت مخفی هستش , باعث میشه که
‫صد در صد غیر قابل تشخیص بشه

308
00:16:54,516 --> 00:16:56,250
‫این کار تقصیر تو هستش

309
00:16:56,252 --> 00:16:57,618
‫شما ازم خواستید که باهاش بجنگم

310
00:16:57,620 --> 00:16:59,987
‫و بی دقتی تو حالا یه

311
00:16:59,989 --> 00:17:03,824
‫ماشین کشتار غیر قابل کنترل رو بر روی "نشنال سیتی" آزاد کرده

312
00:17:15,267 --> 00:17:19,871
‫, یک میلیارد دلار سرمایه گذاری , یازده سال تحقیق و توسعه

313
00:17:20,345 --> 00:17:22,776
‫و چی حالا داریم؟ یه وزنه ی کاغذ

314
00:17:23,860 --> 00:17:26,128
‫میخوام که این چیز پیدا و نابود بشه

315
00:17:26,130 --> 00:17:29,264
‫قبل از اینکه "نشنال سیتی" رو تبدیل به منطقه ی جنگی بکنه

316
00:17:29,631 --> 00:17:30,932
‫نابودش کنید؟

317
00:17:30,934 --> 00:17:32,633
‫نمیتونید اینکارو بکنید

318
00:17:32,635 --> 00:17:36,104
‫آخرین چیزی که ارتش لازم داره یه مُشت غیر نظامی
‫زخمی شده توی خبر ساعت نُه هستش

319
00:17:36,106 --> 00:17:39,207
‫من وقت و تلاش زیادی روی این گذاشتم...

320
00:17:39,209 --> 00:17:42,009
‫روی چی , "مارو"؟

321
00:17:44,179 --> 00:17:46,781
‫رد ترنیدو" ناموفق بود"

322
00:17:46,783 --> 00:17:49,317
‫و همینطور تو . تو اخراجی

323
00:17:57,926 --> 00:17:59,226
‫"کیرا"!

324
00:18:01,129 --> 00:18:02,530
‫"کیرا"!

325
00:18:06,201 --> 00:18:07,635
‫"کیرا"!

326
00:18:07,637 --> 00:18:09,136
‫بله , بله , من اینجام!

327
00:18:09,138 --> 00:18:10,404
‫بلاخره!

328
00:18:11,540 --> 00:18:13,707
‫اسمتو یک دقیقه و نیمه که دارم

329
00:18:13,709 --> 00:18:15,376
‫پشت سرهم جیغ میزنم

330
00:18:15,378 --> 00:18:18,545
‫نود ثانیه ای که من توی دفترم داشتم زنده جوش میخوردم

331
00:18:20,015 --> 00:18:22,449
‫نود ثانیه ای , که هر کدومشون , اگه روی درآمد من
‫, اثر مخربی داشته باشه

332
00:18:22,451 --> 00:18:24,752
‫بیشتر از حقوق سالیانه ی تو هستش

333
00:18:25,787 --> 00:18:28,022
‫یه ثانیه از وقت من نود بار با ارزش تر

334
00:18:28,024 --> 00:18:29,923
‫از زمان بی هدف , غمناک , رقت انگیز...

335
00:18:29,925 --> 00:18:32,126
‫لطفا با من اینطوری حرف نزنید!

336
00:18:32,894 --> 00:18:35,963
‫من خیلی سخت براتون کار میکنم!

337
00:18:35,965 --> 00:18:37,798
‫,هیچ سؤالی نمیپرسم , شکایتی نمیکنم

338
00:18:37,800 --> 00:18:40,400
‫و تنها کاری که میکنید سرم داد میزنید و بهم میگید که
‫به اندازه ی کافی خوب نیستم

339
00:18:40,402 --> 00:18:41,535
‫و بد جنسانه هستش!

340
00:18:41,537 --> 00:18:43,604
‫برای چی اینقدر بد جنس هستید؟

341
00:18:51,112 --> 00:18:53,780
‫وای خدا جون! من...

342
00:18:54,415 --> 00:18:55,916
‫خیلی شرمندم

343
00:18:56,517 --> 00:18:58,285
‫منظوری نداشتم

344
00:18:58,287 --> 00:19:00,353
‫نمیدونم چی شدش
‫یهو قاطی کردم

345
00:19:03,925 --> 00:19:05,692
‫تماس ها رو ارسال کن

346
00:19:07,895 --> 00:19:09,296
‫ما داریم میریم

347
00:19:10,298 --> 00:19:11,698
‫کجا میریم؟

348
00:19:12,633 --> 00:19:13,900
‫سریع باش

349
00:19:22,043 --> 00:19:23,944
‫"از دیدنت خوشحالم , مأمور "دنورس

350
00:19:24,945 --> 00:19:26,713
‫برای پلیس فدرال چیکار میتونم بکنم؟

351
00:19:26,716 --> 00:19:29,383
‫امیدوارم که دوباره کسی سعی بر کشتن من نداشته باشه

352
00:19:30,518 --> 00:19:32,118
‫دفعه پیش هم مطمئن نیستم که کسی سعی به کشتن شما داشتش

353
00:19:32,120 --> 00:19:34,521
‫با "سوپرگرل" صحبت کردید

354
00:19:35,523 --> 00:19:37,690
‫بیچاره . فک کنم حقایق رو متوجه نشده

355
00:19:38,225 --> 00:19:39,692
‫من آدم بده نیستم

356
00:19:41,128 --> 00:19:42,529
‫پس ثابتش کن

357
00:19:49,136 --> 00:19:50,803
‫عاشق رنگشم

358
00:19:51,438 --> 00:19:52,705
‫اجازه هست؟

359
00:19:58,012 --> 00:19:59,879
‫لبه ی از هم باز شده شکننده هستش...

360
00:20:01,448 --> 00:20:04,617
‫نوعی شکستگی هستش که وقتی سطحش به
‫دمای صفر مطلق میرسه رخ میده

361
00:20:05,719 --> 00:20:08,688
‫مثل بعد از اینکه در معرض نفس منجمد کننده ی "سوپرگرل" قرار بگیره

362
00:20:11,592 --> 00:20:14,260
‫نمیدونستم که بانوی قدرتمند برای پلیس فدرال کار میکنه

363
00:20:14,262 --> 00:20:15,928
‫این از یه ربات ارتش هستش

364
00:20:16,831 --> 00:20:18,732
‫, رباته سرکش شده

365
00:20:18,733 --> 00:20:20,299
‫و به کمک برای پیدا کردنش نیاز دارم

366
00:20:20,968 --> 00:20:21,767
‫چی باعث میشه که فک کنی من میتونم بکنم؟

367
00:20:23,503 --> 00:20:26,672
‫میدونم که به دولت بعد از اتفاقی که برای
‫والدینت افتاده اعتماد نمیکنی

368
00:20:27,708 --> 00:20:29,442
‫ولی این چیز خطرناکه

369
00:20:29,444 --> 00:20:31,977
‫,و اگه میخوای به من ثابت کنی که آدم بده نیستی

370
00:20:32,879 --> 00:20:34,814
‫پس بهم کمک کن تا آدم بد واقعی رو پیدا کنم

371
00:20:38,618 --> 00:20:42,888
‫"دیدن دوبارت خوب بود , مأمور "دنورس

372
00:20:45,125 --> 00:20:46,859
‫ولی من اینجا سرم شلوغه

373
00:21:00,640 --> 00:21:02,674
‫- مشروب اسکاتلندی ناب
‫- همین

374
00:21:03,376 --> 00:21:04,843
‫من یه نوشابه میخوام . ممنون

375
00:21:04,845 --> 00:21:07,346
‫هیچوقت به مردی که مشروب نمیخوره اعتماد نکن»

376
00:21:08,314 --> 00:21:10,449
‫,چون احتمالا بظاهر مذهبی هستش

377
00:21:10,451 --> 00:21:14,019
‫«مردی که همیشه فک میکنه درست رو از غلط میدونه

378
00:21:14,654 --> 00:21:16,054
‫""هیچ نفری مورد نظر نبودش , "جیمی

379
00:21:16,057 --> 00:21:18,825
‫فقط به یاد یک نقل قول از یکی از نویسنده ی مورد علاقم افتادم

380
00:21:19,392 --> 00:21:20,726
‫جین آستین"؟"
‫*رمان نویس عاشقانه ای انگلیسی*

381
00:21:20,728 --> 00:21:22,060
‫"جیمز کروملی"
‫*نویسنده ی رمان های جنایی*

382
00:21:25,865 --> 00:21:27,933
‫من میرم به سرویس های بهداشتی

383
00:21:30,536 --> 00:21:32,037
‫دوست باشید

384
00:21:36,142 --> 00:21:38,243
‫تعحب کردم که شنیدم

385
00:21:38,245 --> 00:21:40,178
‫تو و "لوسی" پیش هم برگشتید

386
00:21:40,780 --> 00:21:42,581
‫تعجب یا مأیوس؟

387
00:21:43,850 --> 00:21:46,184
‫ژنرال , من میدونم که واقعا توی "نشنال سیتی" چیکار میکنید

388
00:21:46,552 --> 00:21:47,919
‫"رد ترنیدو"

389
00:21:49,188 --> 00:21:50,989
‫دخترم هرگز اطلاعات

390
00:21:50,991 --> 00:21:53,391
‫,محرمانه ی نظامی رو به یه غیر نظامی فاش نمیکنه

391
00:21:53,393 --> 00:21:55,093
‫نه حتی دوست پسرش

392
00:21:55,095 --> 00:21:58,063
‫بدین معنیه که تو با "سوپرگرل" در ارتباطی

393
00:21:58,066 --> 00:21:59,298
‫اول از همه , ازم خوشتون نمیاد

394
00:21:59,299 --> 00:22:01,232
‫, چون با "سوپرمن" دوستم

395
00:22:01,234 --> 00:22:02,834
‫و حالا بخاطر اینکه "سوپرگرل" رو میشناسم؟

396
00:22:02,836 --> 00:22:05,770
‫دلیل اینکه نمیخواد با "لوسی" قرار بزاری این نیستش

397
00:22:05,772 --> 00:22:07,205
‫پس چی هستش؟

398
00:22:07,208 --> 00:22:09,275
‫تو به اندازه ی کافی براش خوب نیستی

399
00:22:11,677 --> 00:22:12,977
‫ببخشید؟

400
00:22:12,979 --> 00:22:15,180
‫جیمی" , من عاشق دخترمم"

401
00:22:15,681 --> 00:22:17,248
‫,اون دختر کوچولوی منه

402
00:22:17,250 --> 00:22:19,384
‫و من همیشه مراقبش خواهم بود

403
00:22:19,386 --> 00:22:21,152
‫آینده ی روشنی داره

404
00:22:21,154 --> 00:22:22,720
‫و نمیخوام که ببینم اون

405
00:22:22,722 --> 00:22:24,889
‫عظمت عالی که میتونه بهش برسه رو از دست بده

406
00:22:24,891 --> 00:22:27,892
‫بخاطر اینکه خیلی وقت و انرژی صرف

407
00:22:27,894 --> 00:22:29,994
‫یه عکاس تجلیل یافته کرده

408
00:22:31,030 --> 00:22:34,632
‫تو با کسایی که فک میکنی خاص هستن متحد میشی

409
00:22:35,435 --> 00:22:37,136
‫ولی این باعث نمیشه که تو خاص بشی

410
00:22:38,003 --> 00:22:39,904
‫و فک کنم اینو بدونی؟

411
00:22:44,376 --> 00:22:46,811
‫- همه چیز روبراهه؟
‫- بیایم سفارش بدیم

412
00:23:02,194 --> 00:23:04,628
‫, "قضیه اینه , "کارا

413
00:23:04,630 --> 00:23:07,264
‫همه عصبانی میشن . همه

414
00:23:08,633 --> 00:23:11,235
‫و هیچ قرص و دوایی وجود نداره که این حس خاص رو ریشه کن کنه

415
00:23:11,237 --> 00:23:14,638
‫اینو میدونم چون اگه همچنین قرصی وجود داشت

416
00:23:14,640 --> 00:23:16,507
‫اونا مثل شکلات میخوردم

417
00:23:16,976 --> 00:23:18,543
‫"خانم "گرنت...

418
00:23:18,544 --> 00:23:20,010
‫خیلی شرمندم . من...

419
00:23:20,012 --> 00:23:22,413
‫- خیلی شرمندم بابت...
‫- ,تو زیادی عذرخواهی میکنی

420
00:23:22,415 --> 00:23:26,183
‫که مشکل جداگانه ای , اگرچه مرتبطی هستش

421
00:23:26,185 --> 00:23:28,419
‫نه , بابت کار هستش

422
00:23:29,254 --> 00:23:30,854
‫و خشم

423
00:23:31,289 --> 00:23:32,589
‫, هر کاری میکنی

424
00:23:32,591 --> 00:23:35,793
‫نمیتونی سر کار عصبانی بشی

425
00:23:36,828 --> 00:23:39,263
‫مخصوصا وقتی یه دختر هستی

426
00:23:40,498 --> 00:23:42,065
‫ممنون . هنوز دارم اولی رو میخورم

427
00:23:42,067 --> 00:23:44,001
‫یکی دیگه میخواستی؟

428
00:23:49,007 --> 00:23:51,508
‫,وقتی من توی "دیلی پلنت" کار میکردم

429
00:23:51,510 --> 00:23:54,578
‫,پری وایت" یه صندلی بلند کرد و از پنجره به بیرون پرتش کرد"
‫*رئیس بخش ویراستاری روزنامه*

430
00:23:55,380 --> 00:23:56,613
‫چون یه نفری کارشو بموقع تحویل نداده بود

431
00:23:56,615 --> 00:23:58,815
‫و اولش هم پنجره رو باز نکرد

432
00:23:59,651 --> 00:24:02,052
‫, اگه من یه صندلی پرت میکرد , یا , خدای من

433
00:24:02,054 --> 00:24:04,654
‫, اگه یه دستمال من پرت میکردم

434
00:24:04,656 --> 00:24:06,022
‫توی همه ی روزنامه ها میبودش

435
00:24:06,024 --> 00:24:09,226
‫یه خودکشی حرفه و اجتماعی برام میبودش

436
00:24:10,461 --> 00:24:12,996
‫- پس چیکار میکنید؟
‫- خوب , باید یه کاری پیدا کنی تا خودتو خالی کنی

437
00:24:13,364 --> 00:24:14,498
‫لازمه که...

438
00:24:15,766 --> 00:24:17,634
‫تمرین بوکس بکنی یا سر خدمتکار خونتون جیغ بزنی

439
00:24:17,636 --> 00:24:19,402
‫,"ولی کلید اصلی "کارا

440
00:24:19,404 --> 00:24:22,105
‫اینه که باید بفهمی که چه چیزی واقعا آزارت میده

441
00:24:22,107 --> 00:24:26,309
‫بطور مثال , من از دست مادرم عصبانی ام , پس سر تو خالی میکنم

442
00:24:26,311 --> 00:24:30,680
‫,و تو از دست من عصبانی هستی , ولی ... این بخش مهمشه

443
00:24:32,783 --> 00:24:35,118
‫تو واقعا از دست من عصبانی نبودی

444
00:24:37,288 --> 00:24:39,089
‫راستش , یه جورایی بودم

445
00:24:39,091 --> 00:24:40,290
‫نه

446
00:24:41,693 --> 00:24:45,128
‫تو واقعا , از یه چیز دیگه عصبانی بودی

447
00:24:45,930 --> 00:24:48,665
‫, لازمه که , اون عصبانیت

448
00:24:48,667 --> 00:24:50,967
‫پُشت عصبانیت رو پیدا کنی

449
00:24:52,236 --> 00:24:55,104
‫و باید بفهمی که واقعا چی تو رو عصبانی میکنه

450
00:25:00,177 --> 00:25:02,111
‫بابت شام ممنون , بابا

451
00:25:02,113 --> 00:25:03,713
‫خواهش میکنم

452
00:25:27,304 --> 00:25:28,337
‫"لوسی"!

453
00:25:29,106 --> 00:25:32,375
‫من دستور میدم که عقب نشینی کنی

454
00:25:39,249 --> 00:25:41,450
‫نمیزارم که بهشون آسیب بزنی!

455
00:27:11,286 --> 00:27:12,786
‫خوب , هیچی نشکسته

456
00:27:12,788 --> 00:27:14,454
‫شانس آورده

457
00:27:15,356 --> 00:27:17,424
‫زندگیمو نجات دادی . ممنون

458
00:27:17,426 --> 00:27:20,727
‫- خواهش میکنم
‫- تو گذاشتی که اون چیز فرار کنه

459
00:27:21,429 --> 00:27:23,063
‫فک میکردم که طرف ما هستی

460
00:27:24,499 --> 00:27:25,899
‫سعی کردم

461
00:27:26,701 --> 00:27:29,002
‫این دفعه سخت تر , سریعتر مبارزه کرد

462
00:27:30,104 --> 00:27:31,805
‫مثل اینکه از دفعه ی قبل یه چیزایی یاد گرفته بود

463
00:27:31,807 --> 00:27:34,674
‫مثل اینکه میدونست تو نجات دادن اون آدما رو انتخاب میکنی

464
00:27:34,676 --> 00:27:37,144
‫گردباد فقط یه کاری برای منحرف کردن بود تا فرار کنه

465
00:27:37,146 --> 00:27:39,346
‫اون انسانیتتو علیه ـت استفاده کرد

466
00:27:39,348 --> 00:27:42,682
‫و حالا انسان های بیگناه بیشتری در خطر هستن

467
00:27:42,684 --> 00:27:45,919
‫"اگه اتفاق دیگه ای بیفته , تو و "ب.ع.غ

468
00:27:45,921 --> 00:27:47,454
‫هر دو تاتون مسئول و جوابگو هستید

469
00:27:47,456 --> 00:27:49,823
‫کافیه , ژنرال

470
00:27:53,628 --> 00:27:56,596
‫تیم من پوشش پوستی "رد ترنیدو" رو بررسی کردن

471
00:27:56,598 --> 00:28:00,233
‫از پولیمر زیست آمایی ساخته شده که حاوی مقدار ناچیزی سرب هستش

472
00:28:00,235 --> 00:28:02,635
‫برای اینکه مانع دید و بینایی "اکس ری" بشه , درسته؟

473
00:28:02,637 --> 00:28:04,337
‫ربات برای مبارزه با شورشی ها ساخته نشده بوده

474
00:28:04,339 --> 00:28:06,606
‫طراحی شده تا "کریپتونی"ها رو بکشه

475
00:28:06,608 --> 00:28:10,877
‫تو بیگانه های "فورت راز" رو پایین اینجا زندانی کردی

476
00:28:11,445 --> 00:28:13,613
‫هیولاها . پلیدی ها

477
00:28:14,181 --> 00:28:16,349
‫بعضی هاشون بال دارن

478
00:28:17,117 --> 00:28:18,718
‫بعضی هاشون شاخ دارن

479
00:28:18,720 --> 00:28:21,387
‫و بقیه ی "اسید" به بیرون پرت میکنن

480
00:28:22,423 --> 00:28:24,824
‫تفاوت بین اونا و "سوپرگرل" رو میدونی؟

481
00:28:25,492 --> 00:28:26,859
‫موهاش طلاییه!

482
00:28:27,795 --> 00:28:29,362
‫اون جون تو و دخترت رو امشب نجات داد

483
00:28:29,364 --> 00:28:30,863
‫به اون ترس و اهانت میدون نیستی

484
00:28:30,865 --> 00:28:32,331
‫یه تشکر بهش مدیونی

485
00:28:48,215 --> 00:28:49,582
‫مکسول لرد" زنگ زد"

486
00:28:49,584 --> 00:28:52,418
‫گفتش که توی اخبار دیده که با "رد ترنیدو" میجنگیدی

487
00:28:52,420 --> 00:28:54,220
‫میخواد با من صحبت کنه

488
00:28:57,391 --> 00:28:58,924
‫"مأمور "دنورس

489
00:28:59,493 --> 00:29:01,227
‫بنظر زیبا میاین

490
00:29:02,295 --> 00:29:04,697
‫کمک منو میخوای؟ میخوام بدونم که با کی کار میکنم

491
00:29:05,265 --> 00:29:06,465
‫بفرمایید

492
00:29:12,439 --> 00:29:15,574
‫من فقط یه نفری ام که داره سعی میکنه بهت کمک کنه

493
00:29:16,509 --> 00:29:18,043
‫در این مورد باهم مشترک هستیم

494
00:29:18,045 --> 00:29:20,813
‫تو بنظر میرسه که به آدمایی کمک میکنی که اگه بهت کمک بکنن

495
00:29:21,615 --> 00:29:23,315
‫دیدم که چه اتفاقی سر آدمایی از خودگذشته میفته

496
00:29:24,684 --> 00:29:27,586
‫- والدینت؟
‫- باعث از دست دادن جونشون شد

497
00:29:30,924 --> 00:29:32,991
‫پدر من سر کار مردش

498
00:29:35,562 --> 00:29:37,496
‫نمیدونم که چرا اینو بهت گفتم

499
00:29:39,165 --> 00:29:41,066
‫تسلیت عرض میکنم

500
00:29:42,068 --> 00:29:43,368
‫کارش چی بود؟

501
00:29:45,638 --> 00:29:46,839
‫کار من

502
00:29:47,273 --> 00:29:48,507
‫چطوری مُرد؟

503
00:29:50,009 --> 00:29:51,610
‫نمیدونم

504
00:29:52,845 --> 00:29:54,446
‫دارم سعی میکنم که بفهمم

505
00:29:57,216 --> 00:29:59,251
‫اون ربات به تنهایی کار نمیکنه

506
00:30:00,787 --> 00:30:02,120
‫چی؟

507
00:30:02,855 --> 00:30:04,623
‫بازویی که دیروز نشونم دادی

508
00:30:04,625 --> 00:30:07,058
‫, زیبایه ولی حس تشخیص ناقص و اولیه ای داره

509
00:30:07,060 --> 00:30:08,460
‫یه پهباده

510
00:30:09,362 --> 00:30:10,862
‫با یه سیستم مکان یاب بطور خارق العاده پیشرفته

511
00:30:11,364 --> 00:30:13,064
‫منظورت چیه؟

512
00:30:14,000 --> 00:30:15,867
‫شما دنبال هیولای "فرانکشتاین" هستید

513
00:30:15,869 --> 00:30:18,503
‫باید به دنبال دکتر "فرانکشتاین" هم باشید

514
00:30:20,973 --> 00:30:22,407
‫مارو" هنوز داره کنترلش میکنه"

515
00:30:25,678 --> 00:30:27,545
‫- ممنون
‫- خواهش میکنم

516
00:30:28,547 --> 00:30:29,714
‫"الکس"

517
00:30:40,459 --> 00:30:41,659
‫عجب!

518
00:30:42,895 --> 00:30:45,029
‫فک میکردم "راکی بالبوا" روی گاوهای مُرده تمرین میکرد باحاله
‫*شخصیت مجموعه فیلم های اکشن راکی*

519
00:30:46,031 --> 00:30:48,032
‫خوب , من دقیقا که نمیتونم کلاس بوکس برم

520
00:30:49,436 --> 00:30:51,603
‫"میدونی , من هیچوقت متوجه اینکه "کلارک

521
00:30:51,605 --> 00:30:54,472
‫- بخواد عصبانیتشو خالی کنه نشدم
‫- چون اون یه مَرده

522
00:30:55,574 --> 00:30:56,841
‫به دخترها یاد داده شده که لبخند بزنن و
‫خشمشون رو در داخل نگه دارن

523
00:30:58,243 --> 00:31:00,011
‫خوب , اینطوری نیست که مردای سیاه پوست تشویق شدن
‫که در ملاء عام خشمگین باشن

524
00:31:00,013 --> 00:31:02,613
‫خوب , پس این برای هر دومون خوبه

525
00:31:07,753 --> 00:31:09,454
‫خوب . پس...

526
00:31:10,656 --> 00:31:13,991
‫هر چیزی که ازش عصبانی هستی رو نام ببر و بعد مُشت رو رها کن

527
00:31:14,793 --> 00:31:15,960
‫خیلی خوب

528
00:31:21,700 --> 00:31:24,302
‫من بابای "لوسی" رو نمیتونم تحمل کنم

529
00:31:24,903 --> 00:31:26,237
‫منم نمیتونم تحملش کنم

530
00:31:26,239 --> 00:31:29,373
‫از اینکه در رابطمون دخالت میکنه متنفرم

531
00:31:29,375 --> 00:31:31,909
‫و من جلوی "لوسی" رو برای موفقیت نگرفتم

532
00:31:32,677 --> 00:31:33,944
‫من جوری که "کت" باهام رفتار میکنه رو نمیتونم تحمل کنم

533
00:31:36,381 --> 00:31:38,349
‫و واقعا طوری که درباره ی پسر عموت
‫صحبت میکنه رو نمیتونم تحمل کنم!

534
00:31:39,217 --> 00:31:41,519
‫از اینکه احساساتم باعث خراب شدنم میشه متنفرم

535
00:31:42,888 --> 00:31:46,156
‫و از اینکه خواهرم نمیدونه که چه اتفاقی برای پدرش افتاده متنفرم

536
00:31:47,459 --> 00:31:50,694
‫و از اینکه هیچوقت نمیتونم یه زندگی معمولی
‫داشته باشم هم متنفرم!

537
00:31:57,736 --> 00:31:58,902
‫"کارا"...

538
00:31:58,904 --> 00:32:00,237
‫وای خدا

539
00:32:01,039 --> 00:32:02,806
‫حق با "کت" بود

540
00:32:03,575 --> 00:32:05,609
‫یه عصبانیت پُشت عصبانیت هستش

541
00:32:07,512 --> 00:32:10,347
‫توی "کریپتون" احساسات اضافی هست که من خبر ندارم؟

542
00:32:10,349 --> 00:32:12,416
‫نه , نه , من فکر کردم....

543
00:32:13,485 --> 00:32:15,786
‫فک میکردم که عصبانی هستم که تو...

544
00:32:21,192 --> 00:32:22,726
‫تو و "لوسی" رو دیدن به این فکر منو انداخت

545
00:32:22,728 --> 00:32:25,362
‫که من هیچوقت چیزی که شما دو تا دارین رو نخواهم داشت

546
00:32:26,664 --> 00:32:29,199
‫یه نفری که همه چیز درباره ی من بدونه

547
00:32:31,402 --> 00:32:33,970
‫یار عالی من برای شب بازی

548
00:32:34,605 --> 00:32:35,539
‫کارا" , تو یکی رو پیدا میکنی"...

549
00:32:35,541 --> 00:32:38,442
‫روی زمین بزرگ شدن , هیچوقت احساس معمولی بودن نکردم

550
00:32:38,444 --> 00:32:41,011
‫,و همیشه فکر میکردم که اگه شروع ه استفاده از قدرت هام بکنم

551
00:32:41,013 --> 00:32:42,979
‫زندگیم با معنی میشه

552
00:32:42,981 --> 00:32:45,048
‫ولی دارم میفهمم که...

553
00:32:46,050 --> 00:32:47,918
‫خودم بودن باعث نمیشه که احساس معمولی بودن بیشتری بکنم

554
00:32:49,554 --> 00:32:50,954
‫و هیچوقت هم نمیکنه

555
00:32:50,956 --> 00:32:52,923
‫, چون زندگی معمولی من

556
00:32:53,991 --> 00:32:56,626
‫لحظه ای که والدینم منو توی اون سفینه گذاشتن تموم شد

557
00:32:56,628 --> 00:32:57,861
‫و همین باعث میشه که...

558
00:32:58,863 --> 00:33:00,063
‫خیلی...

559
00:33:00,831 --> 00:33:02,032
‫عصبانی بشم

560
00:33:16,046 --> 00:33:16,905
‫سلام!

561
00:33:16,930 --> 00:33:19,506
‫"یه چیزی پیدا کردم , بیا جای "ب.ع.غ

562
00:33:20,985 --> 00:33:22,151
‫باشه

563
00:33:22,886 --> 00:33:24,120
‫باید برم

564
00:33:34,719 --> 00:33:36,119
‫,"به لطف "مکسول لرد

565
00:33:36,121 --> 00:33:38,413
‫میدونیم که دکتر "مارو" هنوز داره "رد ترنیدو" رو کنترل میکنه

566
00:33:38,414 --> 00:33:40,280
‫برای همینه که ژنرال "لین" رو هدف قرار داده

567
00:33:40,282 --> 00:33:43,083
‫مارو" از "لین" بخاطر لغو کردن پروژه ـش انتقام میخواد بگیره"

568
00:33:43,085 --> 00:33:45,852
‫پس , اگه ما دکتر "مارو" رو بکشیم , "رد ترنیدو" هم کارش تمومه

569
00:33:46,587 --> 00:33:48,855
‫خوب , چطوری "مارو" رو پیدا کنیم؟

570
00:33:49,424 --> 00:33:51,024
‫ربات بیرون میارمش

571
00:33:51,026 --> 00:33:55,128
‫بعدش سیگنال بازپخشی که دکتر "مارو" برای کنترلش
‫استفاده میکنه رو به خودش تعقیب میکنیم

572
00:33:56,397 --> 00:33:58,732
‫کارا" , تا زمانی که بتونم از کار بندازمش "رد ترنیدو" رو سرگرم نگه دار"

573
00:34:00,835 --> 00:34:02,335
‫فک میکنی که بتونی این دفعه خونسردیتو حفظ کنی؟

574
00:34:02,337 --> 00:34:04,471
‫دیگه از خشمم نمیترسم

575
00:34:04,473 --> 00:34:05,639
‫میتونم ازش استفاده کنم

576
00:34:06,574 --> 00:34:08,241
‫ازش برای کار خودم استفاده کنم , نه بر علیه خودم

577
00:34:09,844 --> 00:34:11,311
‫"ژنرال "لین

578
00:34:12,647 --> 00:34:15,849
‫فک کنم یه راه حلی برای برطرف کردن خراب کاریتون داشته باشیم

579
00:34:15,851 --> 00:34:17,117
‫ولی به کمکتون نیاز دادم...

580
00:34:19,854 --> 00:34:21,254
‫سینگال دریافت شد

581
00:34:21,256 --> 00:34:22,956
‫من موقعیت "مارو" رو دارم

582
00:35:05,398 --> 00:35:07,065
‫چطوری تونستی یه

583
00:35:07,068 --> 00:35:10,036
‫تصویر سه بعدی حرارتی دقیقی از من در

584
00:35:10,038 --> 00:35:11,704
‫فاصله ی ۱۱۰ کیلومتری پخش کنی؟

585
00:35:11,706 --> 00:35:14,540
‫فناوری "کریپتونی"هایی که اینقدر ازشون میترسید

586
00:35:27,854 --> 00:35:29,522
‫فک کنم توجه ـشو جلب کردم

587
00:35:38,064 --> 00:35:39,999
‫با اون کاری نمیتونی بکنی

588
00:35:41,268 --> 00:35:44,537
‫از راه فاصل دور هم اندیشی بازپخش میکنه , تا ماتریس مغزیشو کنترل کنه

589
00:35:46,239 --> 00:35:47,840
‫اگه میخوای جلوشو بگیری , باید همه ی

590
00:35:47,842 --> 00:35:50,175
‫تابع های عصبی رو از سازندش جدا کنی

591
00:35:51,144 --> 00:35:52,578
‫باید منو بُکشی

592
00:35:53,480 --> 00:35:54,413
‫لازم نیست که زندگی به هدر بدی...

593
00:35:55,048 --> 00:35:56,915
‫رد ترنیدو" زندگی منه"

594
00:37:08,820 --> 00:37:10,020
‫موفق شدی

595
00:37:14,193 --> 00:37:15,393
‫هنوز کار میکنه

596
00:37:16,061 --> 00:37:16,828
‫هنوز کار میکنه

597
00:37:17,196 --> 00:37:18,296
‫"مأمور "دنورس

598
00:37:19,732 --> 00:37:21,866
‫هیچ دستوری به ربات فرستاده نمیشه

599
00:37:22,901 --> 00:37:24,602
‫کارا" , اون با ادراک و احساسات شده"

600
00:38:23,795 --> 00:38:26,163
‫سوپرگرل" , حالت خوبه؟"

601
00:38:30,935 --> 00:38:32,536
‫هستم . من...

602
00:38:33,304 --> 00:38:34,838
‫خوبم...

603
00:38:35,740 --> 00:38:37,274
‫تموم شد

604
00:38:48,820 --> 00:38:51,288
‫"من یه ماشین دارم که منتظرمون هست تا به فرودگاه برسونمون , "لوسی

605
00:38:51,290 --> 00:38:54,558
‫ما یه پرواز در ساعت ۱۹ به "متروپولیس" داریم

606
00:38:55,059 --> 00:38:55,959
‫دیگه دستور بسه , بابا

607
00:38:56,661 --> 00:38:57,961
‫من باهاتون نمیام

608
00:38:58,796 --> 00:38:59,696
‫و براتون هم دیگه کار نمیکنم

609
00:39:00,330 --> 00:39:01,731
‫من استعفا میدم

610
00:39:04,602 --> 00:39:08,738
‫میدونم که فک میکنید "جیمز" یه جورایی جلوی موفقیت من رو گرفته

611
00:39:08,740 --> 00:39:10,340
‫ولی درست نیستش

612
00:39:10,342 --> 00:39:12,576
‫اون برای همون چیزی که من میجنگم , میجنگه

613
00:39:12,578 --> 00:39:14,711
‫ما توی یه تیم هستیم

614
00:39:15,313 --> 00:39:16,913
‫برای همینه که من میمونم

615
00:39:21,752 --> 00:39:25,088
‫امیدوارم روزی که متوجه بشی که

616
00:39:25,090 --> 00:39:27,257
‫, چه اشتباه بسیار بدی کردی

617
00:39:28,659 --> 00:39:30,093
‫خیلی دور نباشه

618
00:39:42,306 --> 00:39:43,873
‫توی قهرمان منی

619
00:39:44,775 --> 00:39:46,276
‫سعی میکنم که وارد ذهنم نشه

620
00:39:54,184 --> 00:39:55,418
‫سلام

621
00:39:57,721 --> 00:39:58,921
‫چه خبره؟

622
00:39:59,490 --> 00:40:00,490
‫چیزی فهمیدی؟

623
00:40:01,358 --> 00:40:02,759
‫الکس" , بهتره که بشینی"

624
00:40:05,896 --> 00:40:07,096
‫وین" , بهش بگو"

625
00:40:08,098 --> 00:40:11,067
‫, آره , یکم جستجو لازم داشت

626
00:40:11,068 --> 00:40:14,603
‫ولی , من , یه پرونده درباره ی مرگ پدرت پیدا کردم

627
00:40:15,172 --> 00:40:17,006
‫بیشتر تدوین و پاک شده بودن

628
00:40:18,041 --> 00:40:20,076
‫اساسا اون و یه مأمور دیگه به آمریکای جنوبی رفتن

629
00:40:20,077 --> 00:40:22,777
‫تا یه بیگانه ی دشمن رو دستگیر کنن

630
00:40:22,780 --> 00:40:24,981
‫این ... خیلی خوب پیش نرفت

631
00:40:24,983 --> 00:40:27,950
‫هم پدرت و هم مأمور دیگه غیبشون زد

632
00:40:27,952 --> 00:40:30,786
‫,منظورم اینه که جفتشون مُرده حساب شدن

633
00:40:30,788 --> 00:40:32,021
‫تا...

634
00:40:32,255 --> 00:40:33,289
‫تا؟

635
00:40:34,591 --> 00:40:38,828
‫یه ماه بعدش که مأمور دیگه بطور مرموزانه ای پیداش میشه

636
00:40:38,830 --> 00:40:40,396
‫هیچ زخمی روش نبوده

637
00:40:41,464 --> 00:40:43,332
‫ادعا میکنه که هیچی از اتفاق هایی که افتاده بیاد نداره

638
00:40:47,070 --> 00:40:48,771
‫الکس" , اون "هنک" بوده"

639
00:40:49,906 --> 00:40:51,907
‫این پرونده های تدوین شده امضای دیجیتالیشو دارن

640
00:40:51,909 --> 00:40:54,476
‫اون کسی بوده که پاکشون کرده

641
00:40:55,278 --> 00:40:57,413
‫برای باید پاکشون کنه؟

642
00:41:00,784 --> 00:41:02,951
‫چون داره یه چیزی رو مخفی میکنه

643
00:41:04,154 --> 00:41:06,422
‫چون شاید مردی که من باهاش برای

644
00:41:06,424 --> 00:41:09,024
‫دو سال کار میکنم پدرمو کُشته

645
00:41:09,026 --> 00:41:12,327
‫"همه چیزی که میدونیم اینه که "هنک هرنشاو

646
00:41:12,329 --> 00:41:15,030
‫آخرین نفری بوده که پدرتو زنده دیده

647
00:41:28,878 --> 00:41:30,112
‫اینجایه!

648
00:41:30,114 --> 00:41:32,514
‫ماشینم قرار بود نیم ساعت پیش اینجا باشه

649
00:41:32,516 --> 00:41:35,317
‫نمیدونستم که قراره که یکی هم برای شما بگیرم

650
00:41:36,219 --> 00:41:37,886
‫پس چطوری میخوام به فرودگاه برم؟

651
00:41:39,355 --> 00:41:42,591
‫خداییش , "کیتی" , این جانور تو از این کارآموز های بی حقوق هستش؟

652
00:41:42,593 --> 00:41:45,994
‫چطوری حقوق دادن به این سخص غیرقابل اطمینان رو توجیه میکنی؟

653
00:41:50,166 --> 00:41:54,469
‫اول از همه , خیلی بهش حقوق نمیدم

654
00:41:54,471 --> 00:41:57,806
‫و دما , حق نداری باهاش اونطوری صحبت کنی

655
00:41:57,808 --> 00:41:59,708
‫- جانم؟
‫- , درک میکنم , مادر

656
00:41:59,710 --> 00:42:01,443
‫که همیشه توسط موفقیت من

657
00:42:01,445 --> 00:42:05,146
‫تهدید شدید و سعی میکنید که با بد نام کرد من خودتون رو بالا ببرید

658
00:42:05,148 --> 00:42:08,116
‫که اشکالی نداره . ولی حق ندارید که همین کار رو برای دستیارم هم بکنید

659
00:42:08,118 --> 00:42:11,052
‫کسی که , باید بگم , در کارش عالیه

660
00:42:15,357 --> 00:42:17,258
‫فک کنم...

661
00:42:17,260 --> 00:42:19,394
‫قبل از اینکه برم یه سر به سرویس های بهداشتی بزنم

662
00:42:28,003 --> 00:42:31,639
‫ممنون که گفتید من توی کارم عالی هستم

663
00:42:32,674 --> 00:42:36,177
‫- باعث شد احساس معمولی بودن بکنم
‫- فقط برای تأثیرش بود

664
00:42:36,179 --> 00:42:37,345
‫برام قرص سر درد بیار

665
00:42:38,580 --> 00:42:39,747
‫بفرمایید

666
00:42:41,884 --> 00:42:43,117
‫ممنون

667
00:42:44,285 --> 00:42:47,521
‫میخواید برای مادرتون ماشین زنگ بزنم؟

668
00:42:47,524 --> 00:42:49,257
‫میتونه با جاروی جادوگریش بره

669
00:42:57,333 --> 00:42:59,700
‫- شرمنده , تقصیر من بود
‫- مراقب باش , شاید دستتو ببری

670
00:42:59,702 --> 00:43:01,235
‫خوبم , خوبم

671
00:43:02,471 --> 00:43:05,072
‫گفتم که مراقب باش

672
00:43:09,010 --> 00:43:10,678
‫حالت خوبه؟

673
00:43:13,815 --> 00:43:15,482
‫دارم خونریزی میکنم

674
00:43:16,240 --> 00:43:20,497
‫<font color="#DE۲۵۰۴">Ali HunteR</font>
‫<font color=yellow>Ali-hunteR.blogfa.com</font>
‫<font color=#۰۰FF۰۰>facebook.com/Hunter.bazrgaR</font>

675
00:43:20,540 --> 00:43:24,497
‫<font color="#۶۴ad۲f">خبرگزاری آریافیلم به روزترین اخبار دنیای فیلم و سریال</font>
‫<font color="#ffffff">www.ariamovie.ir</font>
‫<font color="#bb۱e۱e"> www.warez-ir.asia با همکاری</font>

