1
00:00:01,860 --> 00:00:05,200
‫وقتی من بچه بودم , سیاره ی من "کریپتون" در حال نابودی بود

2
00:00:05,640 --> 00:00:08,140
‫من به زمین فرستاده شدم تا از پسر عموم محافظت کنم

3
00:00:09,070 --> 00:00:10,870
‫ولی محفظه ی من از مسیر خارج شد

4
00:00:10,930 --> 00:00:12,270
‫,و زمانی که من به زمین رسیدم

5
00:00:12,280 --> 00:00:16,460
‫پسر عموم بزرگ شده بود و تبدیل به "سوپرمن" شده بود

6
00:00:16,630 --> 00:00:18,300
‫و منم قدرت هامو مخفی کردم

7
00:00:18,300 --> 00:00:19,980
‫تا اخیرا که یه حادثه مجبورم کرد

8
00:00:19,980 --> 00:00:22,570
‫که خودمو به دنیا آشکار کنم

9
00:00:23,540 --> 00:00:26,790
‫برای آدم های زمین من یه دستیار توی رسانه ی جهانی"کت کو" هستم

10
00:00:26,860 --> 00:00:30,390
‫ولی مخفیانه , من با خواهر خودندم برای "ب.ع.غ" کار میکنیم
‫*بخش.عملیات.غیر معمولی*

11
00:00:30,390 --> 00:00:32,340
‫تا شهرمو از زندگی بیگانه ها

12
00:00:32,340 --> 00:00:34,820
‫و هرکسی که بخواد باعث صدمه زدن بهش بشه محافظت کنیم

13
00:00:36,090 --> 00:00:38,670
‫من "سوپرگرل" هستم

14
00:00:38,940 --> 00:00:40,520
‫آنچه در "سوپرگرل" گذشت

15
00:00:40,520 --> 00:00:43,900
‫هنک هرنشاو" آخرین نفری بوده که پدرتو زنده دیده"

16
00:00:43,900 --> 00:00:45,920
‫شاید مردی که من برای دو سال

17
00:00:45,920 --> 00:00:48,540
‫باهاش کار میکنم پدرمو کُشته

18
00:00:48,710 --> 00:00:51,250
‫هیچکی اجازه نداره که دربرابرمون قرار بگیره

19
00:00:51,250 --> 00:00:52,630
‫نه حتی خواهر زادم

20
00:00:52,790 --> 00:00:54,290
‫"بهش میگم "رد ترنیدو

21
00:00:54,290 --> 00:00:56,200
‫ربات برای مبارزه با شورشی ها ساخته نشده بوده

22
00:00:56,200 --> 00:00:58,080
‫برای کشتن "کریپتونی"ها طراحی شده

23
00:01:03,190 --> 00:01:04,550
‫سوپرگرل" , حالت خوبه؟"

24
00:01:05,730 --> 00:01:07,870
‫مراقب باش , شاید دستتو ببری

25
00:01:08,270 --> 00:01:09,420
‫حالت خوبه؟

26
00:01:09,870 --> 00:01:12,610
‫نه . دارم خونریزی میکنم

27
00:01:15,590 --> 00:01:18,440
‫از دست دادن قدرت بطور حتم دلخراش و تکان دهنده هستش

28
00:01:18,650 --> 00:01:20,070
‫, شاید احساس سردگمی بکنی

29
00:01:20,110 --> 00:01:22,220
‫یا از اینکه برای همیشه از دست رفتن بترسی

30
00:01:22,320 --> 00:01:23,790
‫مبارزه ـت با رباته

31
00:01:23,790 --> 00:01:26,720
‫سلول های "کریپتونی" از انرژی خورشیدی ـتو خالی کرده

32
00:01:27,060 --> 00:01:30,390
‫, هم اکنون مانند همه ی انسان ها آسیب پذیر هستی

33
00:01:30,390 --> 00:01:33,510
‫در معرض درد , مریضی , مرگ

34
00:01:34,430 --> 00:01:35,790
‫"ولی ایمان داشته باش , "کارا

35
00:01:36,020 --> 00:01:37,670
‫وقتی که سلول های توی دوباره

36
00:01:37,670 --> 00:01:40,340
‫, تشعشات کافی از خورشید زرد زمین رو جذب بکنه

37
00:01:40,450 --> 00:01:41,990
‫قدرتت بازخواهد خواهد گشت

38
00:01:42,730 --> 00:01:43,980
‫نترس

39
00:01:44,260 --> 00:01:46,140
‫, و تا زمانی که کاملا بهبود نیافتی

40
00:01:46,190 --> 00:01:47,810
‫به اونایی که اعتماد داری تکیه کن

41
00:01:48,690 --> 00:01:49,970
‫عمیقا متأسفم که

42
00:01:49,970 --> 00:01:52,770
‫دختر عزیزم , نمیتونم به شخصه با تو باشم

43
00:01:53,510 --> 00:01:56,740
‫مثل همیشه , اطلاعات من برای بررسی های بعدی

44
00:01:56,740 --> 00:01:58,010
‫در اختیار تو هستش

45
00:01:58,400 --> 00:01:59,450
‫ممنون

46
00:02:01,230 --> 00:02:01,910
‫مامان

47
00:02:04,040 --> 00:02:05,650
‫, این اتفاق برای "سوپرمن" هم افتاده

48
00:02:05,650 --> 00:02:07,770
‫جایی که اون قدرتشو برای چندین روز از دست داده , درسته؟

49
00:02:07,770 --> 00:02:10,630
‫آره , ولی دو روز گذشته , و من احساس تغییری نمیکنم

50
00:02:10,630 --> 00:02:13,150
‫تو فقط بخاطر اینکه "ب.ع.غ" همه ی آخر هفته روت

51
00:02:13,150 --> 00:02:14,960
‫آزمایش میکرده و داخل زندانی بودی دیوونه شدی

52
00:02:14,970 --> 00:02:16,560
‫حالا میتونی به دنیای واقعی بری

53
00:02:16,560 --> 00:02:18,640
‫و ببینی که برای یه روز انسان بودن چطوره

54
00:02:18,640 --> 00:02:21,180
‫شاید یه دو تا چیز درباره ی اینکه چه حسی برای بقیه ـمون داره هم بفهمی

55
00:02:22,330 --> 00:02:23,710
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم

56
00:02:24,240 --> 00:02:27,590
‫فک کنم .... اگه خوب بودن همچین حسی داره

57
00:02:28,040 --> 00:02:30,450
‫کارا" داره میره سر کارش . داشتم تا دم در باهاش میرفتم"

58
00:02:31,630 --> 00:02:33,280
‫منم میرم خدمت یه مهمان سرکش برسم

59
00:02:33,280 --> 00:02:34,710
‫شاید به کمک وقتی کارت تموم شد نیاز داشته باشم

60
00:02:34,710 --> 00:02:35,690
‫خوشحال میشم , قربان

61
00:02:41,180 --> 00:02:41,930
‫خوبه

62
00:02:42,510 --> 00:02:44,490
‫فک نمیکردم که اونو مشکوک به چیزی بدونی

63
00:02:44,490 --> 00:02:46,340
‫باید تا زمانی که بفهمم در جریان مرگ پدرم

64
00:02:46,340 --> 00:02:47,890
‫نقش داشته یا نه این رفتارو داشته باشم

65
00:02:47,890 --> 00:02:49,430
‫واقعا فک میکنی که اون نقش داشته؟

66
00:02:49,710 --> 00:02:51,370
‫سال هاس برای "هنک" کار میکنی

67
00:02:51,370 --> 00:02:52,350
‫, و در تمام این مدت

68
00:02:52,410 --> 00:02:54,980
‫اون هیچوقت نگفت که پدرم در اینجا مأمور بوده

69
00:02:54,980 --> 00:02:57,050
‫یا وقتی که پدرم مُردش باهم بودن

70
00:02:57,050 --> 00:02:57,930
‫هر...

71
00:02:59,510 --> 00:03:02,530
‫هر چیزی که "هنک" بهم گفته یه دروغ بوده

72
00:03:03,260 --> 00:03:06,050
‫دیگه نمیتونم بهش اعتماد کنم , "کارا" . من...

73
00:03:06,210 --> 00:03:07,910
‫میدونم که اون یه چیزی رو داره مخفی میکنه

74
00:03:12,910 --> 00:03:13,760
‫ببخشید

75
00:03:16,100 --> 00:03:18,490
‫سلام , "کارا" . چه اتفاقی داره میافته؟

76
00:03:18,490 --> 00:03:21,800
‫یه بچه ی ده ساله با دماغ آویزون توی اتوبوس بودش

77
00:03:21,830 --> 00:03:24,030
‫خوب , دیر کردی , با اتوبوس اومدی

78
00:03:24,110 --> 00:03:26,000
‫و , چی , تو ... سرما خوردی؟

79
00:03:26,000 --> 00:03:28,440
‫با مبارزه کردن با اون رباته قدرتم خالی شده

80
00:03:28,940 --> 00:03:30,210
‫چی؟ تا کی؟

81
00:03:30,210 --> 00:03:32,240
‫رد ترنیدو" احمق"

82
00:03:32,240 --> 00:03:33,450
‫خوب , بهت کمک میکنم که مشکلتو حل کنی

83
00:03:33,450 --> 00:03:34,670
‫من هنوز...

84
00:03:34,670 --> 00:03:37,340
‫پرونده ی "الکس" از "ب.ع.غ" در مورد زیست-بررسی "کریپتونی"ها رو دارم

85
00:03:38,240 --> 00:03:39,780
‫آره , باید چند تا جواب پیدا کنیم

86
00:03:39,780 --> 00:03:42,930
‫یکی عطسه زدش؟

87
00:03:45,320 --> 00:03:46,160
‫کی بودش؟

88
00:03:47,260 --> 00:03:49,410
‫چه کسی در بین شماها در دفتر کار من

89
00:03:49,410 --> 00:03:51,240
‫میلیون ها کشنده ی ذره بینی پخش کرد؟

90
00:03:51,250 --> 00:03:54,620
‫الانشم دارم حس میکنم که گلوم داره تنگ میشه

91
00:03:56,270 --> 00:03:58,330
‫تو , "کیرا"؟

92
00:03:59,530 --> 00:04:02,010
‫تو که هیچوقت مریض نمیشدی . بهترین ویژگیت همین بودش

93
00:04:02,010 --> 00:04:04,230
‫- این بهترین ویژگیمه؟
‫- , اگه من مریض بشم

94
00:04:04,230 --> 00:04:06,270
‫,به اندازه ی کافی خوب کار نمیکنم . اگه به اندازه ی کافی خوب کار نکنم

95
00:04:06,270 --> 00:04:07,810
‫, قیمت سهاممون سقوط میکنه

96
00:04:07,810 --> 00:04:09,450
‫, هزاران نفر شغلشون رو از دست میدن

97
00:04:09,450 --> 00:04:11,100
‫اس و پی" ضربه میخوره"
‫*شاخص اقتصادی در بورس*

98
00:04:11,100 --> 00:04:13,660
‫و تو بشخصه باعث شروع بحران اقتصادی بعدی میشی!

99
00:04:13,660 --> 00:04:15,900
‫تو میخوای که "برادران لیمن" بعدی باشه؟
‫*شرکت اقتصادی که در سال ۲۰۰۸ ورشکست شد*

100
00:04:15,900 --> 00:04:17,010
‫فک کنم برم خونه

101
00:04:20,770 --> 00:04:23,230
‫داری میری بیرون بازدم نکنی!

102
00:04:36,840 --> 00:04:38,370
‫هنوز خسته نشدی؟

103
00:04:38,370 --> 00:04:40,910
‫وقتی نزدیک من میشی سرتو خم کن!

104
00:04:41,470 --> 00:04:43,210
‫, من "جِم" هستم

105
00:04:43,320 --> 00:04:45,370
‫ارباب شکارچی های بی چهره!

106
00:04:45,370 --> 00:04:47,250
‫- فاتحِ...
‫- دوازده دنیا

107
00:04:47,260 --> 00:04:49,150
‫آره , همون ۱۰ بار اول شنیدم

108
00:04:49,610 --> 00:04:51,290
‫بیشتر تحت تأثیر قرار نمیگیرم

109
00:04:54,100 --> 00:04:56,180
‫داری سعی میکنی که از قدرت ذهنیت استفاده کنی , مگه نه؟

110
00:04:57,040 --> 00:04:59,620
‫کنترل ذهن منو در دست بگیری , مجورم کنی که آزادت کنم؟

111
00:04:59,940 --> 00:05:00,730
‫,"از اینکه بهت بگم متنفرم , "جم

112
00:05:00,730 --> 00:05:02,690
‫ولی سلول تو محافظ عصبی هستش

113
00:05:03,040 --> 00:05:04,520
‫قدرت های تو بی استفاده ـس

114
00:05:05,360 --> 00:05:07,030
‫پس غیر فعالشون کن

115
00:05:07,450 --> 00:05:13,630
‫تا من بتونم هویت واقعی تو بعنوان یه بزدل آشکار کنم

116
00:05:13,810 --> 00:05:17,490
‫همه ی کسایی که دوست داری رو نابود میکنم

117
00:05:20,360 --> 00:05:22,170
‫کسی برای نابود کردن نمونده

118
00:05:28,270 --> 00:05:30,660
‫سلول "جم" نیار به پاکسازی ماهانه داره

119
00:05:30,850 --> 00:05:32,370
‫اطاعت . انجامش میدم

120
00:05:48,530 --> 00:05:50,040
‫سلام! کجا میری؟

121
00:05:50,110 --> 00:05:52,320
‫یه خونه اجاره ای رو ببینم

122
00:05:52,400 --> 00:05:54,420
‫راستش من و "لوسی" داریم یه خونه میگیریم

123
00:05:55,500 --> 00:05:58,300
‫واقعا ... عالیه

124
00:06:01,310 --> 00:06:02,680
‫قدرت هاتو از دست دادی

125
00:06:03,420 --> 00:06:04,650
‫زبانه ی خورشیدی

126
00:06:04,700 --> 00:06:06,860
‫نمیدونستم که همچین چیزی صداش میزنیم

127
00:06:06,860 --> 00:06:08,220
‫خوب , اون میکنه

128
00:06:08,220 --> 00:06:10,630
‫خوب , "سوپرمن" دوست داره اسم براشون بزاره.
‫, "میدونی , "دید گرمایی

129
00:06:10,910 --> 00:06:13,050
‫- "نفس منجمد"...
‫- خیلی مثل بچه خرخون ها هستش

130
00:06:14,680 --> 00:06:18,140
‫نمیدونم , امروز , کمتر مثل "دختر پولادین"ـم و بیشتر شبیه
‫دختری گَچی" هستم"

131
00:06:18,680 --> 00:06:19,720
‫خوب میشی

132
00:06:20,140 --> 00:06:21,180
‫فقط زیاد آفتابی نشو

133
00:06:21,840 --> 00:06:23,580
‫و از تعطیلیت لذت ببر

134
00:06:23,580 --> 00:06:24,380
‫آره . راست میگی

135
00:06:24,380 --> 00:06:27,020
‫دنیا میتونه یه روز رو بسلامتی بدون "سوپرگرل" بگذرونه

136
00:06:29,730 --> 00:06:30,480
‫"کارا"!

137
00:06:50,610 --> 00:06:52,520
‫هوابتد زندانی رو بکار بندازید

138
00:06:58,510 --> 00:07:00,690
‫برق رفت ! به حالت اضطراری تغییر میدیم!

139
00:07:01,130 --> 00:07:02,340
‫باید زندانی رو ببینیم!

140
00:07:02,340 --> 00:07:03,910
‫سیستم داره دوباره راه اندازی میشه

141
00:07:09,920 --> 00:07:11,800
‫دشمن آزاد شده . پایگاه رو ببندید

142
00:07:13,650 --> 00:07:15,060
‫گفتن پایگاه رو ببندید!

143
00:07:22,130 --> 00:07:22,900
‫خوبی؟

144
00:07:23,330 --> 00:07:24,060
‫نه

145
00:07:24,780 --> 00:07:25,790
‫شاید شکسته

146
00:07:27,830 --> 00:07:28,690
‫خدا

147
00:07:34,070 --> 00:07:36,880
‫خوب , خیلی خوب. بیا .. اینجا

148
00:07:46,300 --> 00:07:47,280
‫وای خدا

149
00:07:51,005 --> 00:07:53,005
‫<font color="#DE۲۵۰۴">Ali HunteR Proudly Presents :</font>
‫<font color=yellow>www.Ariamovie.iR</font>
‫<font color="#۸۰۰۰ff">Ali-hunteR.blogfa.com</font>

150
00:07:53,006 --> 00:07:55,006
‫<font color=#۰۰FF۰۰>facebook.com/Hunter.bazrgaR</font>
‫<font color=yellow>Episode ۷</font>
‫<font color="#DE۲۵۰۴">۱۷/۹/۹۴</font>

151
00:08:04,040 --> 00:08:05,660
‫باید خیلی مراقب باشی

152
00:08:05,660 --> 00:08:06,970
‫چرا نمیزاری که ببرمت به بیمارستان

153
00:08:06,970 --> 00:08:07,780
‫تا بازوتو معاینه کنن؟

154
00:08:07,780 --> 00:08:09,990
‫نه , وقتی قدرت هام برگرده خودش خوب میشه

155
00:08:10,190 --> 00:08:11,020
‫خوبی؟

156
00:08:12,180 --> 00:08:13,000
‫آره

157
00:08:13,710 --> 00:08:15,710
‫- الکس" . خوبی؟"
‫- خوبم

158
00:08:16,040 --> 00:08:16,880
‫دروغگو

159
00:08:17,160 --> 00:08:18,780
‫- مثل خودت
‫- بازوم شکسته

160
00:08:18,780 --> 00:08:20,120
‫, بهرحال

161
00:08:20,390 --> 00:08:23,160
‫اگه هشدار بهم میدادی که اینقدر درد میکنه خیلی خوب میشد

162
00:08:23,510 --> 00:08:24,920
‫خوب , بهم بگو اونجا چه مشکلیه

163
00:08:26,550 --> 00:08:27,340
‫ما زندانی شدیم

164
00:08:27,350 --> 00:08:29,870
‫وایسا , تو با "هنک" اونجا حبس شدی؟

165
00:08:29,870 --> 00:08:32,460
‫یه رویه ی معمول در حالیکه اقدامات امنیتی رو انجام میدن هستش

166
00:08:32,460 --> 00:08:35,680
‫نگران نباش . فقط تا زمانی که قدرت هات برگردن
‫خودتو سالم نگهدار

167
00:08:36,130 --> 00:08:38,700
‫و اگه برگشتن , بهم زنگ بزن

168
00:08:39,380 --> 00:08:41,050
‫- دوست دارم
‫- دوست دارم

169
00:08:42,490 --> 00:08:46,590
‫خوب , پس , همه حالشون خوبه؟ کسی آسیب ندیده؟

170
00:08:47,470 --> 00:08:50,350
‫خوبه . بعضی وقت ها باید یه شوک و لرزشی باشه

171
00:08:50,350 --> 00:08:51,850
‫تا بفهمی که چه چیزی واقعا ارزش داره

172
00:08:51,850 --> 00:08:55,210
‫پس , اگه کسی لازمه که بره , میخواد بره , بره

173
00:08:55,280 --> 00:08:57,040
‫برید پیش خانواده هاتون

174
00:08:59,730 --> 00:09:01,640
‫و تو . تو , وایمیستی؟

175
00:09:01,990 --> 00:09:02,880
‫بله . بله خانم

176
00:09:02,880 --> 00:09:04,890
‫خوب , لازمه که ایستگاه من دوباره آنلاین بشه

177
00:09:04,890 --> 00:09:06,780
‫, مردم ترسیدن , دنبال اطلاعتن

178
00:09:06,790 --> 00:09:08,520
‫و وظیفه ی ما هستش که بهشون کمک کنیم

179
00:09:08,520 --> 00:09:09,790
‫"داریم روش کار میکنیم , خانم "گرنت

180
00:09:09,790 --> 00:09:12,540
‫- بهترین تخمین برای چهار ساعت دیگه ـس
‫- قابل قبول نیست

181
00:09:12,930 --> 00:09:15,440
‫خلاقانه فکر کنید و منو رو آنتن ببرید

182
00:09:18,580 --> 00:09:20,670
‫وضعیتی که باهاش مواجه شدی وخیمه

183
00:09:21,270 --> 00:09:23,440
‫جم" یکی از بی رحمترین جنایتکارایی"

184
00:09:23,450 --> 00:09:25,280
‫هست که به "منطقه ی فنتوم" تبعید شده هستش

185
00:09:25,290 --> 00:09:28,560
‫,قابلیت های ذهنیش از همه ی گونه های زنده بالاتره

186
00:09:28,560 --> 00:09:31,520
‫قادر هست که ذهنشون رو بر خلاف میلشون بخونه و کنترل کنه

187
00:09:32,430 --> 00:09:35,620
‫"تنها شانس شما برای زنده ماندن دختر من هستش , "کارا

188
00:09:35,680 --> 00:09:37,250
‫- انسان ها نمیتونن...
‫- خاموشش کن

189
00:09:37,250 --> 00:09:38,650
‫اولین اولیت و دستور اینه که مطمئن بشید که

190
00:09:38,650 --> 00:09:40,980
‫جم" ذهن ما رو توی میدان مبارزه نخونه"

191
00:09:41,310 --> 00:09:42,960
‫, بخش تحقیق و توسعه اینا رو تولید کردن

192
00:09:43,640 --> 00:09:45,040
‫مخلل های عصبی

193
00:09:45,560 --> 00:09:47,290
‫نسخه ی همراه از محافظ انرژی که

194
00:09:47,290 --> 00:09:49,290
‫ما ازش وقتی که "جم" در سلولش بود برای قدرت هاش استفاده کردیم

195
00:09:49,290 --> 00:09:50,700
‫, فقط سه مخلل برامون مونده پس

196
00:09:50,700 --> 00:09:52,180
‫سانگ" و "رینلودز" , مسلح شید"

197
00:09:52,780 --> 00:09:53,830
‫بجنبید , بریم!

198
00:09:54,210 --> 00:09:56,730
‫قربان , تجربه ی میدانی من از

199
00:09:56,730 --> 00:09:58,350
‫سانگ" و "رینلودز" با همدیگه بیشتره"

200
00:09:58,350 --> 00:10:00,520
‫برای همین میخوام که عقب وایسی تا از بقیه محافظت کنی

201
00:10:00,520 --> 00:10:02,860
‫باید بدونم که این آدم ها رو پیش کسی میزارم که بتونم بهش اعتماد کنم

202
00:10:04,540 --> 00:10:06,250
‫مگر اینکه اشاره میکنی که من و تو مشکل داریم

203
00:10:07,340 --> 00:10:09,810
‫- نه , قربان
‫- خوبه . خوشحالم که میشنوم

204
00:10:13,470 --> 00:10:15,410
‫هِی , هِی . میخوای شعبده بازی ببینی؟

205
00:10:18,930 --> 00:10:21,940
‫وین" , این ... خدای من . ببین"

206
00:10:25,080 --> 00:10:28,060
‫, خوب , اگه با فاصله ی شخصی مشکل نمیداشتم

207
00:10:28,060 --> 00:10:29,460
‫بغلت میکردم

208
00:10:29,630 --> 00:10:31,200
‫- من نبودم
‫- کار "وین" بوده

209
00:10:32,040 --> 00:10:32,910
‫- کی؟
‫- من

210
00:10:32,910 --> 00:10:34,530
‫از طرف شرکت ماهواره ای هستی؟

211
00:10:34,530 --> 00:10:36,530
‫نه , اون از اون طرف میز منه

212
00:10:37,030 --> 00:10:40,600
‫که هر روز از کنارش رد میشید و به دفترتون میرید

213
00:10:40,760 --> 00:10:42,880
‫مردم الان به کمک نیاز دارن

214
00:10:43,060 --> 00:10:44,490
‫شهر در وضعیت خطرناکی هستش

215
00:10:44,590 --> 00:10:46,270
‫نمیتونیم وایسیم تا دولت نجاتمون بده

216
00:10:46,270 --> 00:10:47,810
‫"یا "سوپرگرل

217
00:10:48,040 --> 00:10:49,450
‫,درست وقتی که شهر از همیشه بیشتر بهش نیاز داره

218
00:10:49,450 --> 00:10:50,410
‫اونم آب شده رفته زمین

219
00:10:50,950 --> 00:10:53,540
‫غیر قابل اعتماد ترین ابرقهرمان دنیا

220
00:10:53,580 --> 00:10:55,070
‫این یه درس برای هممون باشه

221
00:10:55,270 --> 00:10:57,850
‫باید به خودمون تکیه کنیم , نه به بیگانه هایی که شنل میپوشن

222
00:10:57,850 --> 00:10:59,030
‫مکس" رو ببین"

223
00:10:59,280 --> 00:11:01,850
‫از زمین لرزه بعنوان فرصتی برای بد نام کردن استفاده میکنه

224
00:11:01,850 --> 00:11:03,640
‫خیلی شدید "سوپرگرل" رو کوبید

225
00:11:03,640 --> 00:11:06,140
‫خوب , نمیزارم که اون پرحرف خودشیفته

226
00:11:06,140 --> 00:11:09,280
‫ساخته ی منو خراب کنه تا خودشو بالا ببره

227
00:11:09,520 --> 00:11:10,340
‫"ویت"

228
00:11:12,680 --> 00:11:13,710
‫اسممو نزدیک گفتش

229
00:11:13,710 --> 00:11:16,390
‫تو خودتو لایق نشون دادی

230
00:11:16,490 --> 00:11:18,280
‫بیا یه پخش زنده توی دفترم راه بندازیم

231
00:11:18,280 --> 00:11:21,850
‫جواب پیام "مکس" درباره ی دخترمو میدیم

232
00:11:22,020 --> 00:11:24,700
‫, اگه تا نیم ساعت دیگه برنگشتم

233
00:11:25,320 --> 00:11:26,440
‫بفرستین ... کمک بفرستین

234
00:11:26,450 --> 00:11:29,530
‫مکس" داره وحشت پخش میکنه . مردم الانشم ترسیدن"

235
00:11:30,000 --> 00:11:32,060
‫- میخوای چیکار کنی؟
‫- برم پایین و جلوشو بگیرم

236
00:11:32,200 --> 00:11:34,630
‫نمیتونی طبق معمول همینطوری پرواز کنی و جاش بری

237
00:11:34,630 --> 00:11:36,380
‫میگم , طرف سیستم امنیتی قوی داره

238
00:11:36,380 --> 00:11:39,850
‫آره , ولی اون یه تبلیغات چی که عاشق
‫نشون دادن خودش به خبرنگار هایه

239
00:11:39,950 --> 00:11:41,300
‫,"و از شانس "سوپرگرل

240
00:11:41,600 --> 00:11:45,420
‫اون با "جیمی اولسن" عکاس برنده ی جایزه ی "پولتزر" دوسته

241
00:11:47,350 --> 00:11:48,790
‫به بخش ۱۲ وارد میشیم

242
00:12:01,780 --> 00:12:04,090
‫- دنورس" , چیزی میبینی؟"
‫- هیچی

243
00:12:04,120 --> 00:12:05,930
‫دوربین ها هیچی نشون نمیدن . حسگر گرمایی هم , منفی هستش

244
00:12:05,930 --> 00:12:08,450
‫آره , ما داریم یه جور تداخل دریافت میکنیم

245
00:12:08,530 --> 00:12:10,400
‫زمین لرزه شاید مدارات برق رو آسیب زده باشه

246
00:12:11,530 --> 00:12:12,370
‫پشت سر من بیاین

247
00:12:23,130 --> 00:12:24,070
‫روشنایی رو از دست دادیم

248
00:12:25,170 --> 00:12:26,050
‫چراغ های سر روشن کنید!

249
00:12:29,160 --> 00:12:30,450
‫هنشاو" , اونجایی؟"

250
00:12:31,900 --> 00:12:33,980
‫- فقط دو نفر میبینیم
‫- رئیس "هنشاو" کجایه؟

251
00:12:33,980 --> 00:12:36,110
‫نمیبینمش ! نیستش از دست رفته!

252
00:12:39,460 --> 00:12:41,170
‫مراقب باشید . ما تصاویر رو از دست دادیم

253
00:12:42,040 --> 00:12:43,470
‫دشمن در بخش مایه!

254
00:12:43,810 --> 00:12:44,980
‫اونجا چیکار میکنه؟

255
00:12:45,780 --> 00:12:47,120
‫مثل اینه که کاملا دوره مایه!

256
00:12:51,400 --> 00:12:52,580
‫دو مأمور مُردن

257
00:12:54,950 --> 00:12:56,630
‫چه اتفاقی برای رئیس "هنشاو" افتادش؟

258
00:13:04,650 --> 00:13:05,610
‫"جیمی اولسن"

259
00:13:05,650 --> 00:13:06,710
‫ممنون که از کمک و امداد های ما عکس برداری میکنی

260
00:13:06,710 --> 00:13:08,810
‫- خواهش میکنم
‫- شنیده بودم که عکس برداری رو کنار گذاشتی

261
00:13:09,290 --> 00:13:11,780
‫خوب , وقتی لازم باشه کار میکنم

262
00:13:12,770 --> 00:13:14,410
‫- بنظر آشنا میای
‫- همو دیدیم

263
00:13:14,530 --> 00:13:17,330
‫"من دستیار "کت گرنت" هستم , "کارا

264
00:13:18,620 --> 00:13:22,370
‫باید ... بگم که , فک میکنم کاری که امروز میکنید فوق العادس

265
00:13:22,370 --> 00:13:25,340
‫ولی , حرفایی که توی تلویزیون زدید

266
00:13:26,760 --> 00:13:28,470
‫- تعجب آور بود
‫- منظورت درباره ی "سوپرگرل" هستش؟

267
00:13:28,920 --> 00:13:30,290
‫اگه منو میشناختی , تعجب نمیکردی

268
00:13:30,290 --> 00:13:31,690
‫میشناسمتون

269
00:13:32,390 --> 00:13:34,130
‫ولی ... فک نمیکنید که...

270
00:13:34,130 --> 00:13:36,480
‫الان مردم به پیام های مثبت بیشتر نیاز دارن؟

271
00:13:36,480 --> 00:13:38,050
‫امید بجای ترس؟

272
00:13:38,850 --> 00:13:41,180
‫, فک میکنم که اگه "سوپرگرل" میتونست امروز اینجا باشه

273
00:13:41,180 --> 00:13:43,190
‫- همین الان , میومد
‫- چرا؟

274
00:13:43,310 --> 00:13:44,860
‫چون "کت گرنت" گفته؟

275
00:13:45,150 --> 00:13:47,040
‫اون شاید نماینده ی وجهه ی مردمی "سوپرگرل" هم باشه

276
00:13:47,040 --> 00:13:49,180
‫اون کلمه ی "اس" رو به هر چیزی میزنه تا صرفا پول دربیاره

277
00:13:49,740 --> 00:13:50,800
‫شما چیکار میکنید؟

278
00:13:50,800 --> 00:13:53,360
‫,میخوام همه بدونن که چه کسی در موقع نیاز بهشون کمک میکنه

279
00:13:54,210 --> 00:13:55,160
‫یه انسان

280
00:13:56,230 --> 00:13:58,050
‫سوپرگرل" باعث شد که احساس بیخیالی بکنیم"

281
00:13:58,050 --> 00:13:59,500
‫ما رو گول زد که فک کنیم اون ما رو نجات میده

282
00:13:59,500 --> 00:14:01,950
‫و ما رو از نجات دادن خودمون ناتوان کردش

283
00:14:01,950 --> 00:14:04,250
‫"مثل "هروئین" , یا "بهزیستی اجتماعی
‫*کشوری که در اون مردم کار نمیکنن و دولت همه چیز رو براشون فراهم میکنه*

284
00:14:04,250 --> 00:14:06,620
‫- بد بینانه ـس
‫- واقع بینانه ـس

285
00:14:07,110 --> 00:14:09,250
‫اگه هیچی نباشه , "سوپرگرل" باید بخاطر چیزایی که
‫نمیگم ازم تشکر کنه

286
00:14:09,250 --> 00:14:11,600
‫- که چی هست؟
‫- اون قدرتشو از دست داده

287
00:14:12,130 --> 00:14:13,660
‫برای همینه که آب شده رفته زمین

288
00:14:13,660 --> 00:14:16,020
‫فک میکنم که اون توانایی های قدرت نوری ـشو

289
00:14:16,020 --> 00:14:17,540
‫با جنگیدن با اون ربات نظامی تموم کرده

290
00:14:17,810 --> 00:14:19,270
‫الان دیگه هیچ نیرویی نداره

291
00:14:19,950 --> 00:14:21,150
‫نمیتونی مطمئن باشی

292
00:14:21,210 --> 00:14:24,340
‫من روی "سوپرمن" تحقیق کردم . ۴۸ ساعت طول میکشه
‫تا دوباره قدرت هاشو بدست بیاره

293
00:14:24,680 --> 00:14:25,800
‫ما از اون بازه ی زمانی خیلی وقته گذشتیم

294
00:14:26,180 --> 00:14:28,020
‫,اگه "سوپرگرل" تا الان قدرت هاشو بدست نیاورده

295
00:14:28,020 --> 00:14:29,380
‫شانس زیادی هست که هیچوقت بدست نیاره

296
00:14:29,570 --> 00:14:30,510
‫و این یعنی

297
00:14:31,310 --> 00:14:33,630
‫- خودمون تنهاییم
‫- کمک!

298
00:14:34,010 --> 00:14:36,350
‫خواهش میکنم ! بابام اونطرف به کمک نیاز داره!

299
00:14:39,310 --> 00:14:42,120
‫نمیتونیم بریم . رئیس "هنشاو" بهمون دستور داد تا بمونه

300
00:14:42,120 --> 00:14:44,260
‫"ما اصلا نمیدونیم که زنده ـس یا نه , "دانون

301
00:14:44,260 --> 00:14:45,870
‫این مردم به ما تکیه کردن

302
00:14:46,020 --> 00:14:47,510
‫ما میریم . خیلی خوب

303
00:14:47,850 --> 00:14:49,100
‫این درو تا وقتی که

304
00:14:49,100 --> 00:14:51,410
‫من گفتم همه چیز امنه باز نکن. و فقط هم من

305
00:14:54,490 --> 00:14:56,150
‫میشه اسلحه ـتو پایین بیاری؟

306
00:14:58,760 --> 00:15:01,180
‫چه اتفاقی افتاد؟ ما تصاویر رو از دست دادیم

307
00:15:01,410 --> 00:15:03,690
‫اون تداخلی از طرف قدرت ذهنی "جم"بودش

308
00:15:04,630 --> 00:15:05,720
‫از طریق کمین کردن بهمون حمله کرد

309
00:15:07,200 --> 00:15:08,410
‫, "سانگ" و "رینلودز"

310
00:15:10,000 --> 00:15:10,900
‫اونا از دست رفتن

311
00:15:11,870 --> 00:15:13,770
‫من مسلحم . آماده ی رفتن

312
00:15:13,820 --> 00:15:15,710
‫نمیتونی بیای . فقط یه مخلل باقی مونده

313
00:15:15,980 --> 00:15:17,170
‫جم" بقیشو نابود کرد"

314
00:15:17,170 --> 00:15:18,590
‫دانون" , به پُستت برگرد"

315
00:15:18,770 --> 00:15:20,690
‫,ببین , میخوام که کاری که میگم رو بکنی

316
00:15:20,690 --> 00:15:22,620
‫چون وضعیتمون خیلی بدتر شده

317
00:15:23,420 --> 00:15:24,820
‫من آثار سوختگی روی جمجمه ی "رینولدز" پیدا کردم

318
00:15:24,820 --> 00:15:26,230
‫اونا بخاطر بررسی ذهنی هستن

319
00:15:26,800 --> 00:15:27,620
‫جم" ذهنشو خونده"

320
00:15:27,620 --> 00:15:29,130
‫و حالا همه چیزهایی که "رینلودز"میدونسته رو میدونه

321
00:15:29,130 --> 00:15:30,170
‫رینلودز" رئیس بخش حفاظت بودش"

322
00:15:30,180 --> 00:15:32,160
‫برای همین "جم" میدونه که چطوری همه ی سلول های زندان رو باز کنه

323
00:15:32,160 --> 00:15:33,270
‫اون میتونه از قدرت های ترکیبی ـه

324
00:15:33,270 --> 00:15:35,280
‫زندانی ها استفاده کنه تا از در های محافظتی عبور کنه

325
00:15:35,280 --> 00:15:36,190
‫من بخش سلول ها رو پوشش میدم

326
00:15:36,190 --> 00:15:37,340
‫ولی نمیتونم تو رو جلوی راهم داشته باشم

327
00:15:37,340 --> 00:15:38,910
‫پس , بهت دستور میدم اینجا بمونی

328
00:15:40,320 --> 00:15:42,110
‫الکس" , باید بهم اعتماد کنی"

329
00:15:52,620 --> 00:15:53,670
‫اینطرف . کمک

330
00:15:53,670 --> 00:15:55,240
‫لطفا , خواهش میکنم , اون اینجاس

331
00:15:58,880 --> 00:15:59,580
‫نه

332
00:16:00,910 --> 00:16:02,700
‫اون بحران تنفسی داره

333
00:16:03,060 --> 00:16:04,990
‫- تو دکتری؟
‫- یه سال دانشکده پزشکی رفتم

334
00:16:05,000 --> 00:16:05,890
‫لازمه که به بیمارستان بره

335
00:16:05,900 --> 00:16:07,650
‫به اورژانس زنگ زدم ولی هنوز نیومده

336
00:16:07,650 --> 00:16:08,900
‫بهیار ها زیادی سرشون شلوغه

337
00:16:09,280 --> 00:16:11,730
‫من یبار توی اخبار یه ویدئو از "سوپرگرل" دیدم

338
00:16:11,730 --> 00:16:13,850
‫یکی رو از اونجا با پرواز کردن به بیمارستان بردش

339
00:16:13,850 --> 00:16:16,280
‫مگر اینکه بدونی که کجا هستش , وگرنه ما تنها امید پدرتیم

340
00:16:21,660 --> 00:16:23,380
‫- لعنتی . خون سیاهرگی هستش
‫- چی؟

341
00:16:23,410 --> 00:16:24,670
‫حتما یکی دیگه از رگ هاشم پاره شده

342
00:16:24,670 --> 00:16:26,970
‫پس ما ... رگ رو پیدا میکنیم , جلوی خونریزی رو میگیریم , درسته؟

343
00:16:26,970 --> 00:16:28,280
‫اون ۱۰۰ هزار مایل رگ داره

344
00:16:28,280 --> 00:16:29,640
‫هیچوقت نمیتونیم دقیقا همونو پیدا کنیم

345
00:16:30,630 --> 00:16:31,990
‫مگر اینکه دستگاه "اشعه ایکس" داشته باشیم

346
00:16:32,460 --> 00:16:34,390
‫لطفا . خواهش میکنم!

347
00:16:34,400 --> 00:16:36,150
‫داره به سینه ـش خونریزی وارد میشه

348
00:16:37,200 --> 00:16:37,800
‫, اون خونریزی میکنه

349
00:16:37,800 --> 00:16:39,530
‫و شک بهش وارد میشه و در چند دقیقه میمیرخ

350
00:16:44,970 --> 00:16:46,210
‫نه . نه

351
00:16:46,210 --> 00:16:48,110
‫لطفا یه کاری بکنید . نه

352
00:16:48,110 --> 00:16:50,040
‫یالا . یالا . یالا

353
00:16:51,060 --> 00:16:54,490
‫لطفا . لطفا . یالا , یالا . یالا!

354
00:16:56,530 --> 00:16:57,520
‫"کارا"

355
00:16:57,600 --> 00:17:00,780
‫- نه , نه , نه , نه
‫- کارا" , ببین"

356
00:17:01,400 --> 00:17:03,530
‫کارا" . لطفا بس کن"

357
00:17:15,800 --> 00:17:16,750
‫فقط..

358
00:17:16,790 --> 00:17:18,590
‫یه کاری بکن ! یالا!

359
00:17:18,590 --> 00:17:20,000
‫اینطوری نباید باشه!

360
00:17:20,150 --> 00:17:21,470
‫- ما نمیتونیم نجاتش بدیم
‫- نه!

361
00:17:21,470 --> 00:17:23,310
‫- متأسفم
‫- نه

362
00:17:23,450 --> 00:17:25,160
‫- لعنتی!
‫- نه , نه ,نه

363
00:17:25,170 --> 00:17:27,280
‫اشکالی نداره , اشکالی نداره . همه چیز خوب میشه

364
00:17:27,420 --> 00:17:29,490
‫دیر و زود "جم" ما رو اینجا پیدا میکنه

365
00:17:29,500 --> 00:17:31,320
‫فک نمیکنی که رئیس "هنشاو" به کمکمون بیاد؟

366
00:17:31,320 --> 00:17:34,040
‫فک نمیکنم که تکیه کردن به اون خیلی به نعفمون باشه

367
00:17:34,230 --> 00:17:35,880
‫- بهش اعتماد نداری؟
‫- این دفعه ی اولی نیست که

368
00:17:35,890 --> 00:17:38,620
‫اون تنها بازمانده ی یه عملیات شکست خورده هستش

369
00:17:39,050 --> 00:17:42,030
‫و جزئیات اون داستان هم مثل این ناقص و سطحی هستش

370
00:17:42,990 --> 00:17:44,480
‫- پس چیکار کنیم؟
‫- از اینجا میریم

371
00:17:45,690 --> 00:17:48,930
‫ولی ما هیچ بازدارنده ی عصبی برامون باقی نمونده
‫تا ازمون دربرابر "جم" محافظت کنه

372
00:17:50,400 --> 00:17:51,220
‫هستم

373
00:17:52,460 --> 00:17:53,320
‫باشه

374
00:17:53,410 --> 00:17:55,460
‫برای همینه که با آدما مهربون نیستم

375
00:17:55,550 --> 00:17:57,910
‫یه تعریف کردم , و حالا خوب کار نمیکنی

376
00:17:57,910 --> 00:17:59,300
‫چرا اینقدر طول کشید؟

377
00:17:59,310 --> 00:18:01,700
‫هِی , میدونید من مسئول فناوری اطلاعاتم

378
00:18:01,700 --> 00:18:04,550
‫فقط ... دفعه ی قبلی که پخش زنده درست کردم

379
00:18:04,550 --> 00:18:06,490
‫برای انجمن سمعی بصری بودش , خیلی خوب؟

380
00:18:06,490 --> 00:18:08,680
‫خوب , دفعه ی قبلی که من پخش زنده اجرا کردم

381
00:18:08,680 --> 00:18:10,910
‫برای پایان دادن به برنامه گفتگویی که برنده جایزه هم شدش بوده

382
00:18:10,910 --> 00:18:13,110
‫پس , من و تو دوباره به کارهای اولیمون برمیگردیم

383
00:18:15,600 --> 00:18:18,520
‫"یه چیزی رو شکستم . شرمنده , خانم "گرنت

384
00:18:18,530 --> 00:18:20,360
‫اینطوری نمیشه کار کرد . من...

385
00:18:20,360 --> 00:18:21,910
‫بطور معمول , اخراجت میکردم و

386
00:18:21,910 --> 00:18:24,810
‫سریعا جایگزینت میکردم , ولی ما کارمند کم داریم

387
00:18:24,810 --> 00:18:27,610
‫پس بجاش بهت انگیزه میدم

388
00:18:28,970 --> 00:18:32,190
‫حتی من یه زمانی مثل تو بودم

389
00:18:32,240 --> 00:18:35,850
‫قبل از همه ی اینا , اونطوری بودم , خوب...

390
00:18:35,850 --> 00:18:39,330
‫من یه , کارشناس رسانه ای که همه دنبالش بودن

391
00:18:39,330 --> 00:18:40,970
‫و یه ویراستار تجلیل شده بودم

392
00:18:40,970 --> 00:18:44,390
‫- ولی...
‫- که مثل من هستش چون...

393
00:18:44,390 --> 00:18:46,050
‫, چون قبل از اون

394
00:18:46,720 --> 00:18:48,270
‫من یه خبرنگار فروتن تقلید کار بودم

395
00:18:48,270 --> 00:18:50,450
‫که قلبی مانند یه خبرنگار واقعی داشت

396
00:18:50,460 --> 00:18:54,050
‫- حالا , بیرون داستان های واقعی هستش...
‫- این حرفا کمکی نمیکنه

397
00:18:54,060 --> 00:18:54,950
‫و گزارش داده نمیشن

398
00:18:54,950 --> 00:18:59,140
‫چون "مکسول لرد" همه ی شبکه ها رو با منفی گراییش پُر کرده

399
00:18:59,160 --> 00:19:01,460
‫و "سوپرگرل" هم اینجا نیست که روحیه ی همه رو بالا ببره

400
00:19:01,480 --> 00:19:02,640
‫پس من اینکارو میکنم

401
00:19:03,120 --> 00:19:04,470
‫, و تو , آدم فناوری اطلاعات فروتن

402
00:19:04,470 --> 00:19:07,140
‫از فرصت استفاده میکنی و بهم کمک میکنی تا این شهر رو نجات بدم

403
00:19:08,840 --> 00:19:10,510
‫موفق شدم ! موفق شدم!

404
00:19:12,820 --> 00:19:13,920
‫میبینی , "ویک"؟

405
00:19:14,420 --> 00:19:15,650
‫داستان همینه

406
00:19:16,110 --> 00:19:17,590
‫, آدم های عادی ای مثل تو

407
00:19:17,590 --> 00:19:19,900
‫, قبلا کارهای دنیوی و کوچیک میکردم

408
00:19:19,900 --> 00:19:21,270
‫خودشون رو در وسط یه

409
00:19:21,760 --> 00:19:24,920
‫بحران در حال انجام دادن کارهای خارق العاده پیدا میکردن

410
00:19:26,150 --> 00:19:27,260
‫قهرمان ها

411
00:19:28,900 --> 00:19:31,180
‫حالا , برو یکی رو پیدا کن تا منو آرایش بکنه

412
00:19:31,510 --> 00:19:32,430
‫سریع باش

413
00:19:32,670 --> 00:19:34,480
‫برای ... گرفتم . آره , باشه

414
00:19:41,430 --> 00:19:42,330
‫"کارا"

415
00:19:51,990 --> 00:19:53,190
‫نتونستم نجاتش بدم

416
00:19:57,600 --> 00:20:00,470
‫- همه کاری که میتونستی کردی
‫- "بعنوان "کارا دنورس

417
00:20:03,060 --> 00:20:04,970
‫ولی "سوپرگرل" میتونست کارهای بیشتری بکنه

418
00:20:07,360 --> 00:20:10,050
‫این چند هفته ی اخیر بهترین هفته های زندگیم بودن

419
00:20:11,300 --> 00:20:13,190
‫من شروع کرده بودم تا تغییری ایجاد کنم

420
00:20:13,190 --> 00:20:17,120
‫داشتم مردم رو جوری که همیشه میخواستم کمک میکردم

421
00:20:17,130 --> 00:20:19,540
‫میدونی که همه ش از دستت بره چطوریه؟

422
00:20:20,310 --> 00:20:22,550
‫نمیتونم بگم که میدونم . ولی ... میدونم

423
00:20:23,890 --> 00:20:25,990
‫که همون دختری هستی که قبلا بودی

424
00:20:27,860 --> 00:20:29,710
‫از دست دادن قدرتت تغییری درش ایجاد نکرده

425
00:20:29,710 --> 00:20:33,240
‫همه چیز رو تغییر داده . احساس...

426
00:20:35,190 --> 00:20:37,050
‫احساس درماندگی میکنم

427
00:20:37,050 --> 00:20:38,040
‫احساسی که داری انسانی هستش

428
00:20:38,040 --> 00:20:40,460
‫چی میشه اگه "مکس لرد" ... حرفایی که زد درست باشه؟

429
00:20:40,460 --> 00:20:42,140
‫چی میشه اگه قدرت هام برنگردن؟

430
00:20:42,890 --> 00:20:45,470
‫و چه نوع قهرمانی میشم اگه قدرت نداشته باشم؟

431
00:20:47,630 --> 00:20:49,540
‫من نتونستم حتی یه نفر رو نجات بدم

432
00:20:49,540 --> 00:20:53,000
‫"هیچ قهرمانی نمیتونه همه رو نجات بده . نه حتی "سوپرمن

433
00:20:54,440 --> 00:20:56,830
‫ولی قهرمان واقعی هیچوقت دست از تلاش کردن بر نمیداره

434
00:21:02,570 --> 00:21:04,770
‫- چی؟ نه , نه . هِی ! چیکار میکنی؟

435
00:21:04,770 --> 00:21:06,390
‫همونطور که گفتی , نمیتونم دست از تلاش کردن بردارم

436
00:21:06,390 --> 00:21:08,480
‫آره , وقتی که قدرت هاتو برگشتن

437
00:21:08,690 --> 00:21:09,400
‫ولی اون یه صحنه ی دزدی هستش

438
00:21:09,400 --> 00:21:11,140
‫احتمال داره تفنگ داشته باشه . شاید تیر بخوری

439
00:21:11,140 --> 00:21:12,250
‫نمیتونم هیچکاری نکنم

440
00:21:12,250 --> 00:21:14,690
‫کُشتن شدن تو به هیچکی کمک نمیکنه

441
00:21:14,860 --> 00:21:16,020
‫مجبورم

442
00:21:17,050 --> 00:21:20,270
‫کارا" , این دفعه گلوله ها ازش جهش پیدا نمیکنن"

443
00:21:20,270 --> 00:21:22,240
‫- اونا که نمیدونن
‫- "کارا"!

444
00:21:28,860 --> 00:21:29,730
‫امنه

445
00:21:46,470 --> 00:21:48,160
‫این بازدارنده ی عصبی هنوز کار میکنه

446
00:21:48,170 --> 00:21:49,620
‫هنشاو" گفتش که توی مبارزه از بین رفتن"

447
00:21:49,620 --> 00:21:50,710
‫دروغ گفته

448
00:21:51,280 --> 00:21:52,620
‫اون "رینولدز" رو بررسی کن

449
00:21:58,350 --> 00:21:59,520
‫اینم کار میکنه

450
00:22:01,470 --> 00:22:02,730
‫خوب نیستش , مگه نه؟

451
00:22:02,730 --> 00:22:04,530
‫نه . نه , نیستش

452
00:22:06,160 --> 00:22:07,610
‫اون بازدارنده رو الان سرت کن

453
00:22:12,550 --> 00:22:13,510
‫"دانون"!

454
00:22:13,870 --> 00:22:15,370
‫باید بریم , الان

455
00:22:16,020 --> 00:22:17,880
‫دانون" , هنوز ذهنت با منه؟"

456
00:22:17,880 --> 00:22:19,800
‫دانون" , هنوز ذهنت با منه؟"

457
00:22:27,310 --> 00:22:28,670
‫اون توی ذهنمه

458
00:22:32,570 --> 00:22:37,720
‫نمیدونم که چقدر میتونم باهاش مقابله کنم

459
00:22:39,550 --> 00:22:40,430
‫برو!

460
00:22:42,010 --> 00:22:43,000
‫برو!

461
00:22:46,320 --> 00:22:47,020
‫برو پشت پیشخوان!

462
00:22:47,020 --> 00:22:48,670
‫با مغازه ی من اینکارو نکن!

463
00:22:48,670 --> 00:22:49,960
‫خفه شو ! کاری نکن بهت شلیک کنم

464
00:22:49,960 --> 00:22:52,000
‫- نه , نه , نه
‫- اگه جای تو بودم اینکارو نمیکردم

465
00:22:52,000 --> 00:22:53,400
‫اسحله ـت روی من جواب نمیده

466
00:22:53,400 --> 00:22:54,450
‫برو عقب

467
00:22:55,110 --> 00:22:56,310
‫جلوتر نیا

468
00:22:56,550 --> 00:22:59,170
‫تو که نمیخوای به این مردم آسیب بزنی

469
00:23:00,100 --> 00:23:01,690
‫"مردم "نشنال سیتی

470
00:23:01,860 --> 00:23:04,710
‫من "کت گرنت" هستم , و از برج "کت کو" صدامو میشنوید

471
00:23:04,950 --> 00:23:09,090
‫همین دقایقی پیش پخش رو دوباره از سر گرفتیم

472
00:23:14,420 --> 00:23:15,380
‫ببینید

473
00:23:16,160 --> 00:23:19,040
‫هممون داریم یه فاجعه ی عظیم رو پشت سر میگذرونیم

474
00:23:19,080 --> 00:23:22,450
‫حالا , میتونید به این بحران با کوته فکری

475
00:23:22,520 --> 00:23:25,800
‫و تفرقه اندازی یا مردم رو به وحشت انداختن عکس العمل نشون بدیم

476
00:23:26,390 --> 00:23:30,150
‫و بلاخره , این کار انسان هست که خودخواه باشه

477
00:23:30,340 --> 00:23:32,000
‫ولی مگه کار انسان نیست که

478
00:23:32,000 --> 00:23:34,590
‫با ضعف هامون روبرو بشیم و بر اونا غلبه بکنیم؟

479
00:23:34,770 --> 00:23:37,150
‫مثل یه ابرقهرمان رفتار کنیم , حتی اگه ابرقهرمان نیستیم؟

480
00:23:37,150 --> 00:23:38,430
‫میدونم که ترسیدی

481
00:23:39,840 --> 00:23:40,840
‫هممون ترسیدیم

482
00:23:40,980 --> 00:23:43,790
‫تو میخوای که خودتو , خانوادتو نجات بدی

483
00:23:45,690 --> 00:23:48,890
‫ولی نمیبینی که ما هممون در این قضیه باهمیم؟

484
00:23:48,890 --> 00:23:52,120
‫درسته . "سوپرگرل" هنوز پیدا نشده

485
00:23:52,120 --> 00:23:53,560
‫ولی روحیه ـش

486
00:23:53,600 --> 00:23:57,680
‫, باهامون باقی میمونه , پافشاریش بر اینکه خوبی مردمو ببینیم

487
00:23:57,830 --> 00:24:00,260
‫یه ندایی برای ما تا به فرشته های بهترمون اعتنایی بکنیم

488
00:24:00,260 --> 00:24:02,720
‫ده ها راه هست که میتونم الان جلوتو بگیرم

489
00:24:04,200 --> 00:24:05,380
‫ولی فک میکنم که لازم نیست

490
00:24:05,380 --> 00:24:07,100
‫سوپرگرل" به ما ایمان داره"

491
00:24:07,100 --> 00:24:08,700
‫چون این تو نیستی

492
00:24:11,270 --> 00:24:12,080
‫اصلا تو اینطوری نیستی

493
00:24:12,080 --> 00:24:15,460
‫پس بیایم یه ذره بهش ایمان داشته باشیم

494
00:24:16,640 --> 00:24:19,930
‫سوپرگرل" در زمانی که بیشتر از همه بهش نیاز داریم بر میگرده"

495
00:24:20,370 --> 00:24:22,680
‫تا اون زمان , لازمه که بهم کمک کنیم

496
00:24:22,680 --> 00:24:25,420
‫باور دارم که ما بهتر از ایناییم

497
00:24:25,420 --> 00:24:28,820
‫بهمون زنگ بزنین , داستان های قهرمانیتون رو به اشتراک بزارید

498
00:24:29,490 --> 00:24:31,950
‫بیاین به دنیا نشون بدیم که چطور آدمایی هستیم

499
00:24:32,370 --> 00:24:35,620
‫و , نه , ما نمیتونیم کاری که "سوپرگرل" میکنه رو بکنیم , ولی...

500
00:24:35,620 --> 00:24:37,000
‫ما انتخاب میکنیم که چه کسی میخوایم باشیم

501
00:24:37,000 --> 00:24:39,160
‫باید انتخاب کنیم که کارایی که میتونیم بکنیم رو انجام بدیم

502
00:24:39,170 --> 00:24:40,160
‫و میدونم

503
00:24:40,380 --> 00:24:42,340
‫تو انتخاب میکنی که یه مرد بهتری باشی

504
00:25:43,800 --> 00:25:45,010
‫اینجا چیکار میکنی؟

505
00:25:45,830 --> 00:25:47,490
‫دانون" و "من" دنبالتون بودیم"

506
00:25:47,530 --> 00:25:48,240
‫اون الان کجاس؟

507
00:25:50,260 --> 00:25:51,080
‫از دستش دادی

508
00:25:51,280 --> 00:25:53,480
‫لعنتی , برای همین گفتم پیش بقیه بمونی!

509
00:25:53,690 --> 00:25:56,970
‫همچنین گفتید که بازدارنده ها نابود شدن . بهم دروغ گفتید

510
00:25:56,970 --> 00:26:00,100
‫چون نمیخواستم که کاری به احمقی این بکنی!

511
00:26:00,380 --> 00:26:01,580
‫مأمور "دنورس" , جواب بده

512
00:26:02,800 --> 00:26:04,750
‫بله , "دانون" . وضعیتت چطوره؟

513
00:26:04,800 --> 00:26:07,120
‫من خوبم . ولی من اینجا تنهام . تو کدوم گوری هستی؟

514
00:26:07,250 --> 00:26:08,250
‫فک کردم از دست دادمت

515
00:26:08,400 --> 00:26:09,670
‫به این آسونی ها از دستم خلاص نمیشی

516
00:26:10,150 --> 00:26:11,900
‫- خیلی . بیا جای قراری که...
‫- نگو

517
00:26:13,100 --> 00:26:14,540
‫نگو . اون دیگه "دانون" نیستن

518
00:26:15,280 --> 00:26:16,550
‫جم" , میدونم که تو هستی"

519
00:26:19,490 --> 00:26:21,470
‫تو فقط کار حتمی رو به تأخیر میندازی

520
00:26:27,850 --> 00:26:31,040
‫من زندانی ها رو آزاد و به سطح زمین میرسونم

521
00:26:31,740 --> 00:26:33,460
‫هیچ راه فراری نداری

522
00:26:37,150 --> 00:26:40,010
‫باید به مکانی امنتر قبل از این "جم" به پایین برسه بریم

523
00:26:41,060 --> 00:26:42,280
‫از در دور شو

524
00:26:43,590 --> 00:26:44,440
‫سلاحتو بنداز

525
00:26:44,500 --> 00:26:46,070
‫- "الکس"
‫- الان!

526
00:26:56,350 --> 00:26:57,320
‫الکس" , داری چیکار میکنی؟"

527
00:26:57,810 --> 00:26:59,070
‫من دشمن تو نیستم

528
00:26:59,080 --> 00:27:01,010
‫پس , برای همین درباره ی پدرم بهم نگفتی؟

529
00:27:01,320 --> 00:27:03,010
‫فهمیدم که اون توی "ب.ع.غ" کار میکرده

530
00:27:03,280 --> 00:27:06,490
‫و تو اونو با تهدید به خدمت درآوردی

531
00:27:06,620 --> 00:27:09,260
‫پدرت بهم اعتقاد داشت . مرد خوبی...

532
00:27:09,290 --> 00:27:10,940
‫حق نداری دربارش حرف بزنی!

533
00:27:16,210 --> 00:27:17,410
‫خودتو ببند!

534
00:27:17,810 --> 00:27:19,590
‫- به میله های اون جا
‫- بیخیال

535
00:27:19,590 --> 00:27:20,250
‫الان!

536
00:27:26,090 --> 00:27:28,550
‫جم" , من مأمور "دنورس"ـم"

537
00:27:28,690 --> 00:27:30,780
‫میدونم که میخوای اون درها محافظتی رو باز کنی

538
00:27:32,450 --> 00:27:34,510
‫لازم نیست که زندانی ها رو آزاد کنی تا اون کار رو بکنی

539
00:27:34,750 --> 00:27:35,950
‫تنها چیزی که لازم داری منم

540
00:27:36,600 --> 00:27:38,120
‫من رمز دسترسی رو دارم

541
00:27:38,280 --> 00:27:40,860
‫من توی اتاق کنترل منتظرتم

542
00:27:41,760 --> 00:27:43,380
‫, چون به هر صورت

543
00:27:44,250 --> 00:27:45,910
‫این قضیه الان تموم میشه

544
00:27:46,780 --> 00:27:49,100
‫"الکس" ! "الکس"!

545
00:27:51,410 --> 00:27:54,110
‫مَرد . این کار بهتر از پرواز کردن بودش

546
00:27:54,370 --> 00:27:56,380
‫اون کار ... بهتر یه هواپیما رو گرفتن بود

547
00:27:56,570 --> 00:27:58,300
‫میدونی چیه , اونکار از اون زمانی که

548
00:27:58,300 --> 00:27:59,960
‫جلوی یه دزدی توی پیتزا فروشی رو گرفتم

549
00:27:59,960 --> 00:28:01,290
‫و بعدش صاحبش بهم ۱۲ پیتزا داد هم بهتر بود

550
00:28:01,300 --> 00:28:03,260
‫- پیتزاهای خوبی بود
‫- آره

551
00:28:05,350 --> 00:28:07,840
‫, میدونی , من عکس های زیادی از خودم اخیرا دیدم

552
00:28:07,840 --> 00:28:11,520
‫یه جورایی از خودم دلزده شدم . ولی این یکی احساس متفاوتی داره

553
00:28:12,600 --> 00:28:14,660
‫خوب , میگن بهترین عکس ها

554
00:28:14,820 --> 00:28:17,140
‫اینکه چه حسی درباره چیزی که عکاسی میکنی رو بیان میکنن

555
00:28:18,310 --> 00:28:19,320
‫و من تو رو میشناسم

556
00:28:20,800 --> 00:28:22,660
‫اولین عکسی که گرفتی چی بوده؟

557
00:28:22,880 --> 00:28:23,770
‫از پدرم

558
00:28:26,360 --> 00:28:28,140
‫اون بهم یه دوربین

559
00:28:29,510 --> 00:28:31,330
‫درست قبل از اینکه به جنگ خلیج بره دادش

560
00:28:31,670 --> 00:28:34,330
‫, بهتر از چیزی که خانوادم تواناییشو داشت بودش

561
00:28:34,390 --> 00:28:36,350
‫ولی , بازم دوربین خیلی خوبی نبود

562
00:28:41,400 --> 00:28:42,800
‫و بعدش دیگه به خونه برنگشت

563
00:28:45,510 --> 00:28:48,510
‫و منم فقط ... دیگه اون دوربین رو کنار نذاشتم

564
00:28:54,390 --> 00:28:55,540
‫تو شبیه ـشی

565
00:29:01,460 --> 00:29:02,250
‫آره

566
00:29:03,730 --> 00:29:05,550
‫, وقتی تو از کسی عکس میگیری

567
00:29:08,060 --> 00:29:09,340
‫دائمی هستش

568
00:29:09,660 --> 00:29:13,000
‫, و حقیقتشون رو در اون لحظه ثبت کردی

569
00:29:13,150 --> 00:29:15,630
‫و اون رو میتونی برای همیشه نگه داری

570
00:29:18,270 --> 00:29:21,610
‫و ... حقیقت این لحظه

571
00:29:26,080 --> 00:29:30,620
‫اینه که تو حتی لازم نیست قدرت داشته باشی تا قهرمان باشی

572
00:29:34,460 --> 00:29:35,610
‫دوسش دارم

573
00:29:54,040 --> 00:29:56,440
‫من ... به پرونده ی "سوپرمن" توی "ب.ع.غ" دسترسی پیدا کردم...

574
00:29:56,800 --> 00:30:01,240
‫, و بررسی های تشخیص دهنده انجام دادم

575
00:30:01,630 --> 00:30:04,420
‫اینکه در چه درصدی میتونی تشعشعات خورشیدی رو دگرگون کنی

576
00:30:04,450 --> 00:30:06,090
‫- "وین"...
‫- میدونی , خلاصه مخلص کلام اینه که

577
00:30:06,100 --> 00:30:08,380
‫اساسا تو قدرت هاتو میتونی برگردونی

578
00:30:08,710 --> 00:30:11,590
‫اگه , اگه اونا توسط

579
00:30:11,590 --> 00:30:14,810
‫نسخه ی "کرپیتونی" آدرنالین مفرط انرژی داده بشن

580
00:30:16,830 --> 00:30:17,390
‫فقط...

581
00:30:21,000 --> 00:30:22,840
‫وین". وایسا"

582
00:30:22,880 --> 00:30:24,840
‫میدونم که فکر میکنی چی دیدی , ولی...

583
00:30:24,840 --> 00:30:26,200
‫- ندیدم ... هیچی ندیدم
‫- باشه

584
00:30:26,850 --> 00:30:28,820
‫میدونی که اون دوست دختر داره , درسته؟

585
00:30:28,840 --> 00:30:30,660
‫- چی؟
‫- لوسی" بر میگرده"

586
00:30:30,900 --> 00:30:33,250
‫خوب , و همینطور قدرت های تو . تو هیچوقت نمیتونی

587
00:30:33,310 --> 00:30:35,240
‫پسره دختره رو میبینه معمولی رو داشته باشی

588
00:30:36,130 --> 00:30:39,120
‫خیلی خوب , ابرقهرمانه هیچوقت پسره رو بدست نمیاره

589
00:30:42,330 --> 00:30:44,800
‫,واقعا درباره ی آینده ی عشقی من فکر کردی

590
00:30:44,800 --> 00:30:46,820
‫یا نبودش

591
00:30:47,390 --> 00:30:48,280
‫ببین , هِی

592
00:30:49,210 --> 00:30:51,150
‫متأسفم , ولی بعد از امروز , تو...

593
00:30:52,410 --> 00:30:55,200
‫تو ... دیگه انسان نیستی

594
00:30:55,200 --> 00:30:56,470
‫قدرت هاتو خواهی داشت

595
00:30:56,950 --> 00:31:00,370
‫تو ... جوری دیگه ای از بقیه ـمون زندگی میکنی

596
00:31:06,600 --> 00:31:09,090
‫- همه خوبن؟
‫- آره , آره , خوبیم

597
00:31:11,510 --> 00:31:13,500
‫اون پس لرزه نبود , یه انفجار بود

598
00:31:13,500 --> 00:31:15,440
‫- حتما لوله گاز بود
‫- من پله ها رو بررسی میکنم

599
00:31:15,820 --> 00:31:17,340
‫خواهش میکنم اون بالا کسی نباشه

600
00:31:17,540 --> 00:31:19,020
‫- بله . سلام
‫- معلومه که یکی بالاس

601
00:31:19,020 --> 00:31:21,360
‫سلام ,سلام , بله . ما چند طبقه پایین شماییم

602
00:31:21,430 --> 00:31:22,320
‫کمک در راهه

603
00:31:23,740 --> 00:31:26,020
‫من الان به یه طبقه کامل از آدمای گیر افتاده در یه
‫ساختمان در حال سوختن دروغ گفتم

604
00:31:26,020 --> 00:31:27,110
‫کار بعدی چیه؟

605
00:31:27,150 --> 00:31:28,420
‫نردبان در حال بالا رفتن مسدود شد

606
00:31:28,440 --> 00:31:30,960
‫حداقل باید آدمای این طبقه رو به طبقه های پایین ببریم

607
00:31:30,960 --> 00:31:32,250
‫پس , آدمای طبقه ی بالا چی؟

608
00:31:32,310 --> 00:31:34,490
‫طبقه ی بالای شماییم . نمیتونیم بیایم بیرون

609
00:31:34,490 --> 00:31:35,400
‫میله ی آسانسور

610
00:31:54,010 --> 00:31:56,410
‫خودتو نشون بده

611
00:31:57,690 --> 00:32:01,130
‫بزار ببینیم تو با افتخار بیشتری نسبت به

612
00:32:01,610 --> 00:32:03,890
‫دوستای مُردت میمیری

613
00:32:32,120 --> 00:32:35,660
‫بیشتر از اونا برای کُشتن من لازمه , انسان

614
00:33:18,510 --> 00:33:19,780
‫"بهت گفتم , "الکس

615
00:33:21,250 --> 00:33:22,780
‫من دشمن نیستم

616
00:33:29,530 --> 00:33:30,990
‫آره , آره . برو به آسانسور

617
00:33:31,070 --> 00:33:33,130
‫- من...
‫- بسپار به من

618
00:33:37,220 --> 00:33:38,680
‫- کجان؟
‫- اینجا , اینجا

619
00:33:40,890 --> 00:33:42,060
‫خدا . چرا اینکارو کردم؟

620
00:33:42,990 --> 00:33:45,130
‫مشکل . اونا نمیتونن در آسانسورشون رو باز کنن

621
00:33:45,150 --> 00:33:46,250
‫خیلی خوب , من مجبورم تا بالا برم و

622
00:33:46,250 --> 00:33:47,740
‫از اینطرف بازش کنم

623
00:33:47,740 --> 00:33:49,320
‫جیمز" , نه , ما طبقه ی ۲۳ هستیم"

624
00:33:49,320 --> 00:33:50,840
‫نگفتم که مشتاق این کارم , خیلی خوب؟

625
00:33:51,250 --> 00:33:53,740
‫- "جیمز"
‫- برمیگردم . قول میدم

626
00:33:55,320 --> 00:33:56,810
‫- بهشون بگو دارم میام
‫- داره میاد

627
00:34:19,900 --> 00:34:20,730
‫بیرونمون بیار!

628
00:34:20,790 --> 00:34:21,650
‫خیلی خوب . خیلی خوب

629
00:34:23,070 --> 00:34:26,530
‫نردبون رو بگیر .برو . مراقب باش

630
00:34:26,720 --> 00:34:28,900
‫دیوار رو بگیر . کَس دیگه ای نیست؟

631
00:34:29,130 --> 00:34:30,600
‫- مراقب باش
‫- بیاین

632
00:34:30,790 --> 00:34:32,110
‫بیاین . رسیدید . رسیدید

633
00:34:33,190 --> 00:34:34,020
‫گرفتمت

634
00:34:34,170 --> 00:34:34,860
‫یالا

635
00:34:40,990 --> 00:34:42,030
‫"جیمز"!

636
00:34:48,300 --> 00:34:49,350
‫"جیمز"

637
00:34:51,580 --> 00:34:54,570
‫برو ! برو کمک بیار ! برو ! یالا!

638
00:34:54,890 --> 00:34:57,370
‫خدا ! من فکر میکردم تحت فشار وحشت میکنم

639
00:35:03,060 --> 00:35:05,140
‫جیمز" ! نردبون رو بگیر"!

640
00:35:10,040 --> 00:35:11,020
‫بگیر!

641
00:35:39,060 --> 00:35:40,700
‫تقریبا باعث شدی سکته ی قلبی بکنم

642
00:35:41,920 --> 00:35:43,220
‫خوب , فک کنم , همینو نیاز داشتی

643
00:35:43,320 --> 00:35:44,740
‫یه شهری هست که واقعا بهت نیاز داره

644
00:35:44,770 --> 00:35:45,810
‫"برو نجاتشون بده , "سوپرگرل

645
00:36:31,480 --> 00:36:33,220
‫کارا" , منم"

646
00:36:33,310 --> 00:36:36,630
‫میبینم که سرت شلوغه . خوب , خوبه

647
00:36:37,890 --> 00:36:39,980
‫فقط خواستم خبردارت کنم که ما همه اینجا خوبیم

648
00:36:41,230 --> 00:36:42,190
‫بزودی حرف میزنیم

649
00:36:55,910 --> 00:36:58,990
‫برات سؤاله که چطوری از یه جفت دستبند قفل شده آزاد شدم؟

650
00:36:59,900 --> 00:37:01,100
‫برای شروع

651
00:37:01,380 --> 00:37:03,980
‫فقط یه نفر زنده ی دیگه هست که حقیقتو میدونه

652
00:37:03,980 --> 00:37:05,340
‫مطمئنی میخوای اینو بشنوی؟

653
00:37:06,550 --> 00:37:09,520
‫نباید به هیچکس دیگه ای اینو بگی , حتی "کارا" . میتونی اینکارو بکنی؟

654
00:37:09,730 --> 00:37:11,780
‫خودتون بهم یاد دادید تا از "کارا" رازها رو مخفی نگه دارم

655
00:37:15,630 --> 00:37:18,920
‫من "هنک هرنشاو" نیستم

656
00:37:20,150 --> 00:37:21,270
‫اون مُردش

657
00:37:21,940 --> 00:37:23,630
‫همون شبی که پدرت مُرد

658
00:37:25,230 --> 00:37:28,790
‫ب.ع.غ" برای چندین ماه یه بیگانه رو داشت تعقیب میکرد"

659
00:37:30,060 --> 00:37:32,580
‫از زندانی های "فورت راز" نبودش , ولی..

660
00:37:34,040 --> 00:37:36,680
‫یکی از بیگناهاش که توی این سیاره گیر افتاده بود

661
00:37:38,220 --> 00:37:39,410
‫, با کمک پدرت

662
00:37:39,410 --> 00:37:43,500
‫ب.ع.غ" اون رو  توی یه جای دور افتاده توی "پرو" پیدا کرده بودش"

663
00:37:45,110 --> 00:37:47,140
‫هنشاو" گروهی که برای نابودی اون فرستاده بودن"

664
00:37:48,790 --> 00:37:49,610
‫رو رهبری کرده بود

665
00:37:49,660 --> 00:37:52,150
‫پدرم هرگز توی چنین مأموریتی شرکت نمیکرده

666
00:37:52,150 --> 00:37:52,780
‫حق باتوئه

667
00:37:53,580 --> 00:37:56,810
‫جرمیاه دنورس" مرد خوبی بودش"

668
00:37:57,530 --> 00:37:59,570
‫اون فهمید که بیگانه ای که در تعقیبش هستن

669
00:38:00,000 --> 00:38:00,970
‫تهدیدی نیستش

670
00:38:03,550 --> 00:38:06,720
‫اون یه مهاجر پناهنده بودش , مثل خواهرت

671
00:38:08,440 --> 00:38:10,760
‫تنها بازمانده ی دنیایی گمشده

672
00:38:12,460 --> 00:38:16,640
‫"پدرت سعی کردش که جلوی مأموریت رو بگیره , ولی "هنشاو

673
00:38:17,830 --> 00:38:19,020
‫ذهنش درگیر اون بود

674
00:38:20,480 --> 00:38:24,840
‫اون بلاخره بیگانه ای که برای مدت زیادی دنبالش بودن رو به تله انداختن

675
00:38:29,370 --> 00:38:30,690
‫"بنابراین , "جرمیاه

676
00:38:33,040 --> 00:38:34,810
‫از خودگذشتگی نهایی رو کرد

677
00:38:38,140 --> 00:38:41,340
‫زندگی خودشو داد تا اون بیگانه رو نجات بده

678
00:38:49,300 --> 00:38:50,810
‫پدرت بعنوان یه قهرمان مرد

679
00:38:52,730 --> 00:38:53,800
‫اون بیگانه...

680
00:38:58,270 --> 00:38:59,170
‫تو هستی؟

681
00:39:04,170 --> 00:39:06,530
‫ولی تو چطوری اونی؟

682
00:39:08,990 --> 00:39:10,810
‫من یه تغییر شکل دهندم

683
00:39:11,440 --> 00:39:15,960
‫وقتی "هنک هنشاو" مُرد , من هویت اونو به خود گرفتم
‫تا "ب.ع.غ" رو اصلاح و بهسازیش کنم

684
00:39:17,030 --> 00:39:19,630
‫, ولی همچنین یه قولی هم به پدرت دادم

685
00:39:21,750 --> 00:39:24,700
‫که از دخترش مراقبت کنم

686
00:39:25,780 --> 00:39:27,110
‫من تو رو به خدمت درآوردم

687
00:39:27,870 --> 00:39:29,810
‫تا بتونم اون قول رو بعمل بیارم

688
00:39:30,300 --> 00:39:31,620
‫و ازت جوری محافظت کنم

689
00:39:32,780 --> 00:39:34,870
‫که انگار بچه ی خودمی

690
00:39:35,230 --> 00:39:36,880
‫, اگه تو "هنک هنشاو" نیستی

691
00:39:39,430 --> 00:39:40,600
‫پس کی هستی؟

692
00:39:46,680 --> 00:39:49,380
‫من تنها بازمانده ی سیاره ـم هستم

693
00:39:50,830 --> 00:39:52,900
‫آخرین مولود مریخ

694
00:40:01,400 --> 00:40:02,600
‫اسم من

695
00:40:03,910 --> 00:40:06,160
‫جان جونز" هستش"

696
00:40:12,760 --> 00:40:14,130
‫- "وین"
‫- امروز کارت خوب بود

697
00:40:15,200 --> 00:40:16,880
‫, هِی , میخوای بیای خونه من و

698
00:40:16,900 --> 00:40:18,960
‫بهم کمک کنی همه ی غذاهای یخچال رو قبل از اینکه

699
00:40:18,960 --> 00:40:20,940
‫فاسد بشن بخوری؟ هنوز برق نیومده

700
00:40:20,970 --> 00:40:23,080
‫گرسنه نیستم . ولی , میدونی , ممنون

701
00:40:23,290 --> 00:40:24,150
‫لطفا

702
00:40:27,520 --> 00:40:30,700
‫میدونم که بخاطر قضیه "جیمز" ازم نااُمید شدی , و متأسفم

703
00:40:31,380 --> 00:40:33,210
‫سوپرگرل" بهتره که بهتر از این ها باشه"

704
00:40:33,770 --> 00:40:35,610
‫من هیچوقت از "سوپرگرل" نااُمید نشدم

705
00:40:36,650 --> 00:40:38,140
‫من از تو نااُمید شدم

706
00:41:31,390 --> 00:41:33,610
‫پخش فوق العادتو امروز شنیدم

707
00:41:35,230 --> 00:41:38,060
‫- ممنون
‫- ممنون واسه تعریفت

708
00:41:38,230 --> 00:41:39,960
‫حالا , کدوم گوری بودی؟!

709
00:41:39,990 --> 00:41:40,950
‫چطور تونستی که

710
00:41:40,950 --> 00:41:43,590
‫در وسط بدترین فاجعه ی دهه های گذشته بزاری و بری؟

711
00:41:43,610 --> 00:41:47,690
‫- نمیخواستم که بترسونمت
‫- نه . منو نترسوندی

712
00:41:48,360 --> 00:41:51,230
‫ولی آدمای معمولی , اونا دارن بهت وابسته میشن

713
00:41:51,340 --> 00:41:53,540
‫براشون آسونه که احساس رها شدن بکنن

714
00:41:53,660 --> 00:41:55,500
‫باید بفهمی که

715
00:41:55,950 --> 00:41:58,260
‫اغلب مردم بیشتر زندگیشون

716
00:41:58,480 --> 00:42:01,560
‫رو با احساس تنهایی و منزوی بودن میگذرونن

717
00:42:01,600 --> 00:42:03,350
‫, و وقتی یه فاجعه ای رخ میده

718
00:42:03,360 --> 00:42:04,040
‫نگاهشون به قهرمان هاشونه

719
00:42:04,040 --> 00:42:07,860
‫نه تنها برای نجات , بلکه برای تسلی خاطر و انسجام فکر

720
00:42:07,860 --> 00:42:09,820
‫برای همینه که خوشحال تو رو داشتن

721
00:42:11,310 --> 00:42:12,980
‫امروز بهشون امید دادی

722
00:42:14,280 --> 00:42:16,310
‫, میدونم که بهشون انگیزه دادی

723
00:42:16,310 --> 00:42:19,500
‫چون به من انگیزه دادی

724
00:42:47,630 --> 00:42:48,580
‫کی هستید؟

725
00:42:50,960 --> 00:42:53,270
‫- اونا با منن
‫- "آسترا"

726
00:42:53,910 --> 00:42:55,520
‫دختر خواهر عزیزم

727
00:42:56,170 --> 00:42:58,340
‫واقعا فک کردی قضیه بینمون تموم شده؟

728
00:42:59,340 --> 00:43:02,397
‫<font color="#DE۲۵۰۴">Ali HunteR</font>
‫<font color=yellow>Ali-hunteR.blogfa.com</font>
‫<font color=#۰۰FF۰۰>facebook.com/Hunter.bazrgaR</font>

729
00:43:03,040 --> 00:43:05,997
‫<font color="#۶۴ad۲f">خبرگزاری آریافیلم به روزترین اخبار دنیای فیلم و سریال</font>
‫<font color="#ffffff">www.ariamovie.ir</font>
‫<font color="#bb۱e۱e"> www.warez-ir.asia با همکاری</font>

