1
00:00:02,500 --> 00:00:05,830
‫وقتی من بچه بودم , سیاره ی من "کریپتون" در حال نابودی بود

2
00:00:06,280 --> 00:00:08,780
‫من به زمین فرستاده شدم تا از پسر عموم محافظت کنم

3
00:00:09,710 --> 00:00:11,510
‫ولی محفظه ی من از مسیر خارج شد

4
00:00:11,570 --> 00:00:12,910
‫,و زمانی که من به زمین رسیدم

5
00:00:12,920 --> 00:00:17,100
‫پسر عموم بزرگ شده بود و تبدیل به "سوپرمن" شده بود

6
00:00:17,260 --> 00:00:18,940
‫و منم قدرت هامو مخفی کردم

7
00:00:18,940 --> 00:00:20,620
‫تا اخیرا که یه حادثه مجبورم کرد

8
00:00:20,620 --> 00:00:23,210
‫که خودمو به دنیا آشکار کنم

9
00:00:24,170 --> 00:00:27,430
‫برای آدم های زمین من یه دستیار توی رسانه ی جهانی"کت کو" هستم

10
00:00:27,500 --> 00:00:31,030
‫ولی مخفیانه , من با خواهر خودندم برای "ب.ع.غ" کار میکنیم
‫*بخش.عملیات.غیر معمولی*

11
00:00:31,030 --> 00:00:32,980
‫تا شهرمو از زندگی بیگانه ها

12
00:00:32,980 --> 00:00:35,460
‫و هرکسی که بخواد باعث صدمه زدن بهش بشه محافظت کنیم

13
00:00:36,730 --> 00:00:39,310
‫من "سوپرگرل" هستم

14
00:00:38,580 --> 00:00:40,180
‫آنچه در "سوپرگرل" گذشت

15
00:00:40,180 --> 00:00:41,550
‫, تو ممکن قدرت هایی داشته باشی

16
00:00:41,550 --> 00:00:43,470
‫ولی اغلب بیگانه های "فورت راز" هم دارن

17
00:00:43,480 --> 00:00:46,180
‫اونا همچنین وقت داشتن تا بر قدرت هاشون چیره بشن

18
00:00:46,350 --> 00:00:47,780
‫خاله "آسترا" . شما که مُردید

19
00:00:47,780 --> 00:00:49,470
‫من یه زندانی در "فورت راز" بودم

20
00:00:49,480 --> 00:00:51,160
‫, به پدرت یه قول دادم

21
00:00:51,160 --> 00:00:53,810
‫که  از دخترش مراقب کنم

22
00:00:53,820 --> 00:00:57,000
‫اسم من "جان جانز" هستش

23
00:01:07,480 --> 00:01:08,330
‫"آسترا"

24
00:01:08,610 --> 00:01:10,170
‫دختر خواهر عزیزم

25
00:01:16,350 --> 00:01:18,310
‫واقعا فکر کردی قضیه بین ما تموم شده؟

26
00:01:33,260 --> 00:01:34,540
‫چرا "کریپتونایت" بهت آسیبی نمیرسونه؟

27
00:01:34,540 --> 00:01:35,690
‫کریپتونایت"؟"

28
00:01:36,390 --> 00:01:37,720
‫به این اسم شماها صداش میزنید؟

29
00:01:37,960 --> 00:01:40,440
‫درست مثل بقیه ی عناصر خطرناک هستش

30
00:01:42,230 --> 00:01:45,450
‫با مواد درستی خودتو محافظت کن و بی خطر میشه

31
00:01:45,630 --> 00:01:48,010
‫از جنگ برابر میترسی؟

32
00:01:48,530 --> 00:01:50,300
‫"من نمیخوام باهات بجنگم , "کارا

33
00:01:51,780 --> 00:01:54,230
‫من تو رو مقصر چیزایی که خیلی وقت پیش اتفاق افتاده...

34
00:01:54,230 --> 00:01:55,400
‫بهم دست نزن!

35
00:01:58,400 --> 00:02:00,890
‫مادرت همیشه میگفت تو قلب یه قهرمان رو داری

36
00:02:02,130 --> 00:02:04,360
‫"لازم دارم که تو قهرمان باشی , "کارا

37
00:02:05,450 --> 00:02:06,950
‫وقتشه که دوباره خانواده بشیم

38
00:02:06,950 --> 00:02:08,750
‫تو خانواده ی من نیستی

39
00:02:09,130 --> 00:02:11,110
‫- میدونم که از من متنفری
‫- خوبه

40
00:02:12,060 --> 00:02:13,620
‫همدیگه رو درک میکنیم

41
00:02:22,580 --> 00:02:23,730
‫رفتش , ژنرال

42
00:02:28,610 --> 00:02:30,990
‫آسترا" برگشته و نقشه ای تو سرش داره"

43
00:02:31,440 --> 00:02:33,190
‫و چاقوی "کریپتونایت" شما رو هم داره

44
00:02:33,680 --> 00:02:35,370
‫اتفاقا که پسش نگرفتی؟

45
00:02:36,820 --> 00:02:37,679
‫واقعا از اون چاقو خوشم میومد

46
00:02:37,691 --> 00:02:38,240
‫یه دقیقه وایسا

47
00:02:38,240 --> 00:02:40,290
‫پس "کریپتونایت" روش اثر نمیزاره؟

48
00:02:40,290 --> 00:02:41,214
‫چطوری امکان داره؟

49
00:02:41,226 --> 00:02:42,890
‫اون خبر عالی تری هستش

50
00:02:42,890 --> 00:02:46,110
‫اون یه لباسی برای خودش درست کرده که در برابرش آسیب ناپذیرش میکنه

51
00:02:46,110 --> 00:02:47,310
‫این اوضاع رو تغییر میده

52
00:02:47,760 --> 00:02:49,330
‫چرا الان بهت حمله کرده , بعد از این همه مدت؟

53
00:02:49,330 --> 00:02:52,450
‫منو برای قصد دیوانگیش , حالا هر چی که هست , میخواد بخدمت بگیره

54
00:02:53,140 --> 00:02:55,600
‫گفتش زمین به هر دو نفرمون نیاز داره

55
00:02:55,740 --> 00:02:57,570
‫, ولی بر اساس هوش مصنوعیِ مادرم

56
00:02:57,570 --> 00:02:59,280
‫"برنامه "آسترا" برای کمک کردن به مردم "کریپتون

57
00:02:59,280 --> 00:03:01,670
‫منفجر کردن ساختمان های دولتی بوده , تا...

58
00:03:01,940 --> 00:03:03,550
‫میخواد بهشون ملحق بشی

59
00:03:04,130 --> 00:03:05,690
‫این میتونه آغاز چیزی باشه که ما از زمانی که

60
00:03:05,700 --> 00:03:07,870
‫,فورت راز " به زمین سقوط کرد میترسیدیم"

61
00:03:07,870 --> 00:03:09,320
‫حمله ای به وسعت شهر

62
00:03:09,670 --> 00:03:10,680
‫نمیدونم

63
00:03:10,680 --> 00:03:11,710
‫نه , یه دقیقه وایسا

64
00:03:12,110 --> 00:03:14,770
‫تو حداقل یه چند ساعتی برای بهبود یافتن لازم داری

65
00:03:14,770 --> 00:03:17,660
‫الان وقتش نیست که مثل خواهر بزرگتر ها ازم مراقبت کنی , باشه؟

66
00:03:17,660 --> 00:03:19,360
‫اگه ضعیف بری بیرون به درد هیچکی نمیخوری

67
00:03:19,360 --> 00:03:20,430
‫و اونم تو رو میکشه

68
00:03:20,710 --> 00:03:22,960
‫برو خونه . بخواب . یه روز دیگه دهنشو سرویس کن

69
00:03:22,960 --> 00:03:24,850
‫میشه اینقدر منو کنترل نکنید؟

70
00:03:25,340 --> 00:03:27,294
‫وظیفه ی منه که جلوشو بگیرم...

71
00:03:27,306 --> 00:03:28,430
‫نه . نیستش

72
00:03:28,750 --> 00:03:29,870
‫وظیفه ی "هنک"ـه

73
00:03:30,730 --> 00:03:33,280
‫فردا . بیا و با هم مبارزه میکنیم

74
00:03:33,290 --> 00:03:35,130
‫تا مطمئن بشیم که آماده ای , باشه؟

75
00:03:41,180 --> 00:03:43,020
‫خیلی صمیمی شدید

76
00:03:43,450 --> 00:03:44,710
‫ما درباره ی "هنک" اشتباه فکر میکردیم

77
00:03:44,710 --> 00:03:46,510
‫اون هیچ ارتباطی به مرگ پدرم نداره

78
00:03:46,510 --> 00:03:47,758
‫از کجا میدونی؟

79
00:03:47,770 --> 00:03:49,590
‫فقط ... میدونم . بهم اعتماد کن

80
00:03:50,080 --> 00:03:50,910
‫باشه

81
00:03:51,500 --> 00:03:55,090
‫امیدوارم که فردا روز خلوتی در سرکار باشه

82
00:03:55,090 --> 00:03:59,480
‫, "در چیزی که بعنوان حمله ی شرورانه ی اینترنتی  توصیف میشه , "کت گرنت

83
00:03:59,480 --> 00:04:04,040
‫مؤسس . مدیر عامل رسانه ی جهانی "کت کو" , مورد هک قرار گرفته

84
00:04:04,040 --> 00:04:07,390
‫کت گرنت" تا اکنون نظری در موردش نداده , ولی چقدر طول میکشه"...

85
00:04:07,390 --> 00:04:10,680
‫تاکنون , هیچکسی هیچ درخواستی نکرده , که همین باعث میشه فک کنیم

86
00:04:10,680 --> 00:04:13,620
‫هر کسی که اینکارو کرده مشخصا میخواسته که شرمسارتون بکنه

87
00:04:15,190 --> 00:04:16,240
‫خوب...

88
00:04:18,050 --> 00:04:20,560
‫عملیاتشون موفقیت آمیز بوده

89
00:04:20,930 --> 00:04:22,260
‫, فقط در همین یه ساعت گذشته

90
00:04:22,260 --> 00:04:25,800
‫, روزنامه ی "دیلی پلنت" سن واقعی منو منتشر کرده

91
00:04:25,800 --> 00:04:29,240
‫حقیقت اینکه من سه خریدار گوش بزنگ در فروشگاه "بارنی" دارم

92
00:04:29,240 --> 00:04:33,220
‫و اینکه من از "ادریس البا" درخواست قرار گذاشتن کردم و جواب رد داده
‫*بازیگر معروف آمریکایی*

93
00:04:34,210 --> 00:04:35,260
‫خودش ضرر کرد

94
00:04:35,870 --> 00:04:38,400
‫خوب , شماها وکیل های من هستید

95
00:04:38,430 --> 00:04:41,680
‫نمیتونیم از هر روزنامه ای که این ایمیل ها رو
‫منتشر میکنه شکایت بکنیم؟

96
00:04:41,880 --> 00:04:44,310
‫سعی میتونیم بکنیم , ولی یه پروسه ی طولانی داره

97
00:04:44,620 --> 00:04:46,180
‫تصور کنید اگه یکی همه ی

98
00:04:46,180 --> 00:04:48,550
‫, ایمیل های شخصی "لوئیس لین" رو بهتون بده

99
00:04:48,730 --> 00:04:49,810
‫شما منتشرشون نمیکنید؟

100
00:04:49,810 --> 00:04:52,180
‫اگه بخوام که مردم از شدت خستگی بمیرن

101
00:04:52,180 --> 00:04:53,760
‫, "با کمال احترام , خانم "گرنت

102
00:04:54,100 --> 00:04:56,220
‫شما چهره و نمایه ی "کت کو" هستید

103
00:04:56,220 --> 00:04:58,570
‫تمامی شرکت بابت این حادثه شرمسار شده

104
00:04:58,570 --> 00:04:59,730
‫بدترش نکنید

105
00:05:09,100 --> 00:05:12,260
‫"مطمئنم که همه ی اینا از بین میره , خانم "گرنت

106
00:05:12,260 --> 00:05:13,760
‫مگه از کدوم سیاره اومدی؟

107
00:05:13,760 --> 00:05:16,350
‫همین جا

108
00:05:16,520 --> 00:05:20,050
‫قضیه هایی مثل این از بین نمیرن . بزرگتر میشن

109
00:05:20,050 --> 00:05:22,370
‫پس باید باهاش مبارزه کنید

110
00:05:22,700 --> 00:05:24,320
‫مهم نیست که وکیل ها چی میگن

111
00:05:24,320 --> 00:05:26,110
‫میکردم , ولی نمیدونم که با کی دارم مبارزه میکنم

112
00:05:26,120 --> 00:05:27,620
‫من باید توی این قضیه موفق بشم

113
00:05:27,630 --> 00:05:29,000
‫یه جلسه با هیئت مدیره بزار

114
00:05:29,000 --> 00:05:31,540
‫و همچنین تک تک ایمیل هامو بخون

115
00:05:31,540 --> 00:05:33,960
‫و اونایی که میشه علیه من ازشون استفاده کرد رو  مشخص کن

116
00:05:33,960 --> 00:05:35,360
‫, اگه چیز بدی وجود داره

117
00:05:35,360 --> 00:05:37,510
‫میخوام که قبل از اینکه دنیا بفهمه خودم بفهمم

118
00:05:37,510 --> 00:05:40,120
‫همه ی ایمیل هاتون؟ یعنی از اول؟

119
00:05:41,510 --> 00:05:43,060
‫شاید ... کمک لازم داشته باشم

120
00:05:43,300 --> 00:05:45,860
‫باشه . برو . وایسا

121
00:05:46,990 --> 00:05:48,800
‫تنها ادمایی که میتونی در این مورد بهشون اعتماد کنی

122
00:05:48,800 --> 00:05:52,380
‫جیمز اولسن" و اون آدم کوچولوی خوشگل که"

123
00:05:52,380 --> 00:05:54,370
‫بیشتر از تو ژاکت پشمی داره

124
00:06:03,450 --> 00:06:07,110
‫اینا ایمیل های خانم "گرنت" هستش که از سرور چاپشون کردم

125
00:06:07,110 --> 00:06:09,950
‫توی یه مشت کاغذ چقدر حرف های بد هستش

126
00:06:10,450 --> 00:06:13,030
‫روزنامه ی "پلنت" یه تعدادی دیگه از ایمیل ها رو منتشر کرده

127
00:06:13,250 --> 00:06:16,840
‫وای , پسر , ببین چقدر ماهیانه "کت" هزینه ی موهاش میکنه

128
00:06:17,790 --> 00:06:19,040
‫بیشتر از اجاره خونه ی منه

129
00:06:19,040 --> 00:06:20,700
‫و از جت شرکت استفاده میکنه...

130
00:06:20,700 --> 00:06:21,690
‫که مال خودشه!

131
00:06:21,690 --> 00:06:23,070
‫تا سال پیش به جشنواره ی "برنینگ من" پرواز کنه
‫*جشنواره ی سرگرمی تفریحی در صحرای ایالت نوادا آمریکا*

132
00:06:23,070 --> 00:06:24,760
‫حال بهم زنه . میدونم که اونجا چه اتفاقاتی میفته

133
00:06:24,760 --> 00:06:26,870
‫خوب , پس "جیمز" و من ایمیل ها رو میخونیم

134
00:06:26,870 --> 00:06:28,780
‫و , "وین" , میشه هک رو ردیابی کنی؟

135
00:06:28,780 --> 00:06:30,810
‫هیچکی سیستم کامپیوتر رو بهتر از تو نمیشناسه

136
00:06:30,810 --> 00:06:32,340
‫"حقیقت رو میگی , "دنورس

137
00:06:32,400 --> 00:06:36,070
‫, ولی , واقعا , بهتر نیست , تمرکزمون روی قضیه ی

138
00:06:36,160 --> 00:06:38,770
‫خاله ی "آسترا"ـیه روانی برای دور دوم به شهر برگشته باشه؟

139
00:06:39,570 --> 00:06:40,570
‫راست میگه؟

140
00:06:41,550 --> 00:06:42,690
‫چرا به من نگفتی؟

141
00:06:43,470 --> 00:06:45,720
‫اوه , من یه چیزی رو قبل تو میدونم

142
00:06:45,720 --> 00:06:46,960
‫ب.ع.غ" داره بهش رسیدگی میکنه"

143
00:06:46,960 --> 00:06:48,620
‫ما داریم خانم "گرنت" رو نجات میدیم

144
00:06:48,650 --> 00:06:51,130
‫خوب . من , یکم جستجو میکنم

145
00:06:51,450 --> 00:06:52,420
‫سر راهم وایسادی

146
00:06:54,600 --> 00:06:56,170
‫منظورم این بود , که ببخشید برید کنار

147
00:07:01,850 --> 00:07:03,800
‫- عجیب رفتار میکنه
‫- مثل همیشه ـشه

148
00:07:04,570 --> 00:07:05,990
‫از زمانی که دیده ما همو بغل کردیم...

149
00:07:05,990 --> 00:07:08,050
‫که فقط یه بغل خالی بودش

150
00:07:08,310 --> 00:07:10,590
‫یه بغل کردن دوستانه . ما دوستایی هستیم که بغل میکنیم

151
00:07:11,080 --> 00:07:13,200
‫- چیز دیگه ای هم نیستش
‫- چیز دیگه نیستش؟

152
00:07:13,200 --> 00:07:14,479
‫چون تو با "لوسی" هستی

153
00:07:14,491 --> 00:07:15,590
‫آره , من با "لوسی"ـم

154
00:07:21,460 --> 00:07:22,660
‫تو اونو نکُشتی

155
00:07:24,070 --> 00:07:25,420
‫"بهم قسم خوردی که دختر "آلورا

156
00:07:25,420 --> 00:07:27,820
‫به قصدمون میپونده یا میمیره

157
00:07:28,880 --> 00:07:31,290
‫تو همیشه سر قولت میموندی

158
00:07:31,310 --> 00:07:34,420
‫بهت گفتم , اون از چیزی که فکر میکردیم قوی تره

159
00:07:34,420 --> 00:07:37,630
‫قدرت اون بود یا ضعف تو؟

160
00:07:37,960 --> 00:07:41,430
‫تو نسبت به "آلورا" هیچ دینی نداری , که مسلما
‫جون دخترش هم جزئی ازش باشه

161
00:07:41,430 --> 00:07:42,970
‫آلورا" مادرش نیست"

162
00:07:44,230 --> 00:07:45,470
‫میتونیم اونو متقاعد کنیم

163
00:07:45,470 --> 00:07:48,230
‫بعضی موقع ها برام سؤاله که اصلا میشه یکی از
‫زن های خانواده ی شما رو متقاعد کرد

164
00:07:48,230 --> 00:07:50,180
‫خودتو گم کردی , ستوان

165
00:07:51,630 --> 00:07:53,090
‫من ژنرال تو هستم

166
00:07:53,380 --> 00:07:56,640
‫من به هر روش ممکن قسم وفاداری بهت خوردم

167
00:07:57,940 --> 00:08:00,330
‫من تسلیم دستورات و قلب تو میشم

168
00:08:00,780 --> 00:08:02,260
‫, اگه نمیتونی خودت اونو بکشی

169
00:08:02,260 --> 00:08:04,560
‫هیچ شرمی درش نیست و منم قضاوتی نمیکنم

170
00:08:06,370 --> 00:08:08,770
‫ولی بزار من بکشمش و قضیه ی رو تموم کنم

171
00:08:08,770 --> 00:08:10,500
‫"تصمیم من رو مورد سؤال قرار نده , "نان

172
00:08:11,220 --> 00:08:12,530
‫من کاملا اینو متوجه هستم

173
00:08:14,320 --> 00:08:15,560
‫من خواهد مُرد قبل از اینکه بزارم

174
00:08:15,560 --> 00:08:17,780
‫یه دنیای دیگه هم وقتی که من میتونستم نجاتش بدم نابود بشه

175
00:08:18,390 --> 00:08:21,670
‫اگه تو بمیری , اونم میمیره

176
00:08:23,010 --> 00:08:26,300
‫و منم همیشه سر قولم میمونم , زن

177
00:08:27,000 --> 00:08:29,000
‫<font color="#DE۲۵۰۴">Ali HunteR Proudly Presents :</font>
‫<font color=yellow>www.Ariamovie.iR</font>
‫<font color="#۸۰۰۰ff">Ali-hunteR.blogfa.com</font>

178
00:08:29,001 --> 00:08:31,010
‫<font color=#۰۰FF۰۰>facebook.com/Hunter.bazrgaR</font>
‫<font color=yellow>Episode ۸</font>
‫<font color="#DE۲۵۰۴">۲۴/۹/۹۴</font>

179
00:08:38,730 --> 00:08:39,530
‫دوباره

180
00:08:53,310 --> 00:08:54,250
‫دوباره

181
00:09:24,820 --> 00:09:25,510
‫دوباره

182
00:09:25,520 --> 00:09:26,940
‫چقدر تأمل کردی؟

183
00:09:27,260 --> 00:09:28,310
‫ما فقط داریم تمرین میکنیم

184
00:09:29,050 --> 00:09:30,160
‫و تو خواهرمی

185
00:09:30,450 --> 00:09:31,690
‫چی میشه اگه نبودم؟

186
00:09:37,020 --> 00:09:38,320
‫تو چت شده؟

187
00:09:38,500 --> 00:09:40,470
‫هیچی . نمیخوام دربارش صحبت کنم

188
00:09:40,470 --> 00:09:41,780
‫فک میکنم بهتره بزاری ما به این رسیدگی کنیم

189
00:09:41,780 --> 00:09:44,310
‫نمیخواد حرفی که برای چندین ماه گذشته بهم میزدی رو بگی

190
00:09:44,310 --> 00:09:46,080
‫این بخاطر آماده بودن تو نیستش

191
00:09:47,010 --> 00:09:48,880
‫استرا" خانواده ی تو هستش"

192
00:09:49,840 --> 00:09:53,370
‫, و فک میکنم , در اعماق وجودت , چه حالا بخوای اعتراف کنی یا نه

193
00:09:53,910 --> 00:09:55,090
‫تو هنوز اون برات مهمه

194
00:09:55,090 --> 00:09:59,240
‫- مهم نیست
‫- کارا , این جنگه"

195
00:09:59,440 --> 00:10:02,930
‫و برای پیروز شدن در جنگ , بعضی موقع ها دشمن باید بمیره

196
00:10:03,300 --> 00:10:04,370
‫حالا , میتونی تو چشمای من نگاه کنی

197
00:10:04,370 --> 00:10:06,360
‫و بهم بگی که آماده ی کُشتن هستی؟

198
00:10:08,050 --> 00:10:09,530
‫سوپرمن" که نمیکشه"

199
00:10:10,840 --> 00:10:12,690
‫اگه این جوابته , پس بهتره که باهاش نجنگی

200
00:10:12,690 --> 00:10:13,780
‫کار به کُشتن نمیرسه

201
00:10:13,780 --> 00:10:17,150
‫اون نشون داده که آماده ی کُشتن تو هستش

202
00:10:18,020 --> 00:10:20,010
‫تو هم باید آماده باشی تا همین کارو بکنی

203
00:10:25,190 --> 00:10:26,940
‫از خاله ـت چی به یاد داری؟

204
00:10:27,380 --> 00:10:28,740
‫چه چیزی جلوی تو رو گرفته؟

205
00:10:28,740 --> 00:10:31,090
‫هیچی . از بین رفته

206
00:10:41,490 --> 00:10:45,270
‫- "کارا"
‫- خاله "استرا" ! پیاممو دریافت کردید!

207
00:10:45,270 --> 00:10:47,980
‫من هیچوقت راهنمای جاسوسیمو گُم نمیکنم

208
00:10:52,110 --> 00:10:53,170
‫تا حالا کجا بودید؟

209
00:10:53,600 --> 00:10:55,850
‫مادر گفت که دیگه هیچوقت برنمیگردید

210
00:10:56,700 --> 00:10:57,870
‫مشکلی براتون پیش اومده؟

211
00:10:58,360 --> 00:10:59,970
‫برای هممون مشکل پبش اومده , کوچولو

212
00:11:00,240 --> 00:11:02,330
‫چرا؟ بهم بگید

213
00:11:02,950 --> 00:11:04,240
‫هیچکس دیگه ای بهم نمیگه

214
00:11:04,240 --> 00:11:05,670
‫کریپتون" در حال نابودی هستش"

215
00:11:06,570 --> 00:11:08,040
‫هسته ی ما ناپایدار شده

216
00:11:08,040 --> 00:11:09,660
‫برای مدت زمان زیادی

217
00:11:09,900 --> 00:11:12,100
‫بخاطر مقدار انرژی که ازش دریافت کردید همینطور بوده

218
00:11:12,190 --> 00:11:13,490
‫ما حریص شدیم

219
00:11:14,110 --> 00:11:17,010
‫و حالا اقیانوس ها تغییر کردن و همچنین آب و هوا

220
00:11:17,010 --> 00:11:19,180
‫من دارم سعی میکنم تا جلوی مردم رو بگیرم

221
00:11:19,590 --> 00:11:21,160
‫, و متوجه کاری که دارن میکنن بشن

222
00:11:21,700 --> 00:11:25,960
‫و در این حال , باید کارهای دشواری بکنم

223
00:11:25,960 --> 00:11:28,310
‫برای همین دیگه مادر اسمتون رو نمیبره؟

224
00:11:32,300 --> 00:11:34,300
‫من همه کار برای نجاتمون میکنم

225
00:11:35,000 --> 00:11:36,520
‫"برای نجات تو , "کارا

226
00:11:37,420 --> 00:11:40,410
‫ولی اینجا برای من دیگه امن نیست . باید دوباره برم

227
00:11:40,410 --> 00:11:43,340
‫ولی نمیخواستم که بدون خداحافظی برم

228
00:11:43,360 --> 00:11:45,000
‫لطفا نرید

229
00:11:49,090 --> 00:11:50,360
‫دختری رو نمیتونستم بیشتر از تو عاشقش باشم

230
00:11:50,360 --> 00:11:53,000
‫اگه "رائو" یه بچه ای از خودم بهم عطا میکرد
‫*آخرین خدای کریپتون , خدای نور و زندگی*

231
00:12:06,300 --> 00:12:07,680
‫کارا" , ما رو تنها بزار"

232
00:12:07,920 --> 00:12:09,510
‫- مادر...
‫- "الان , "کارا

233
00:12:18,330 --> 00:12:19,820
‫هِی , همه چیز روبراهه؟

234
00:12:19,820 --> 00:12:22,010
‫خوبم . چیزی از ردیابی هک دستگیرت شد؟

235
00:12:22,010 --> 00:12:23,750
‫هنوز نه

236
00:12:23,750 --> 00:12:25,340
‫,من به ساخت دیواره های آتش سیستم های "کت کو" کمک کردم

237
00:12:25,340 --> 00:12:25,910
‫و تا الان , هیچ اثری از

238
00:12:25,910 --> 00:12:28,820
‫هرگونه بدافزار یا تحت کنترل قرار گرفتن نیستش , همه چیز سر جاشه

239
00:12:28,830 --> 00:12:30,860
‫باشه , و درباره ی ایمیل های خانم "گرنت" چی؟

240
00:12:30,860 --> 00:12:33,050
‫- نامنظم و همه چیز توش هستش
‫- چقدر بده؟

241
00:12:33,280 --> 00:12:35,330
‫میگم , من دارم یه لیست نهایی درست میکنم

242
00:12:35,330 --> 00:12:36,740
‫ولی همیشه این چیزای عجیب

243
00:12:36,750 --> 00:12:37,870
‫و غریبی مثل حقیقت

244
00:12:37,870 --> 00:12:40,730
‫اینکه "کت" در تئاتر موسیقی دار "جکیل و هاید" سرمایه گذاری کرده

245
00:12:42,570 --> 00:12:45,150
‫هنوزم مدعی هستم که کار خیلی خوبی بوده

246
00:12:45,960 --> 00:12:49,730
‫اینکه یه فیلم تمرینی برای شرکت در برنامه ی "رئیس مخفی" فرستاده؟

247
00:12:51,110 --> 00:12:54,290
‫سال ها پیش بوده , و فقط هم بخاطر اینکه
‫اندرسون کوپر" منو به جرأت طلبیده بود"
‫*مجری شبکه ی خبری سی ان ان*

248
00:12:55,180 --> 00:13:00,380
‫و توی ۳۱۷ ایمیل "لوئیس لین" رو خطاب کرده بعنوان...

249
00:13:00,440 --> 00:13:03,760
‫بیخیال . من اینو و همچنین بدترشو به صورتش میگم

250
00:13:04,540 --> 00:13:06,860
‫- همینه؟
‫- برای الان

251
00:13:07,010 --> 00:13:08,290
‫خوب , اگه این بدترین چیزی هست که مردم

252
00:13:08,290 --> 00:13:10,530
‫احتمال داره دربارم بخونن , پس خیلی هم خوبم

253
00:13:10,630 --> 00:13:12,650
‫این اطلاعات غیر مهم خیلی هم نسبت به من مهربون هستن

254
00:13:13,400 --> 00:13:16,690
‫هیدت مدیره باید درک کنه که آدما هک میشن

255
00:13:16,880 --> 00:13:17,740
‫اتفاق میفته

256
00:13:17,740 --> 00:13:20,740
‫در بعضی محفل ها , نشان افتخار هستش

257
00:13:20,740 --> 00:13:23,410
‫, بلاخره باید سر یکی ما اتفاق میفتاد

258
00:13:23,410 --> 00:13:27,000
‫و از یه جهتی , خدا رو شکر که من بودم

259
00:13:27,000 --> 00:13:30,880
‫"این هک چهره ای نسبتا ناخوشایند از تو ترسیم میکنه , "کت

260
00:13:30,880 --> 00:13:33,400
‫نمیتونی یه شرکت مثل "کت کو" رو با گوشه گیر بودن

261
00:13:33,400 --> 00:13:36,110
‫یا نظر و عقیده خاصی نداشتن بسازی

262
00:13:36,110 --> 00:13:38,330
‫درسته , ولی برای داشتن نظر مخالف...

263
00:13:38,330 --> 00:13:41,740
‫من , من با "کت" موافقم

264
00:13:41,740 --> 00:13:43,990
‫فک میکنم که ما باید در اینباره دنباله رو اون باشیم

265
00:13:44,300 --> 00:13:46,100
‫"ممنون , "دیرک

266
00:13:47,000 --> 00:13:50,640
‫و , درباره ی یه ایمیل...

267
00:13:50,650 --> 00:13:51,840
‫اونی بود که گفته بودی

268
00:13:51,840 --> 00:13:56,060
‫من تجسم شخصیتی متحرک از حق ویژه ی مرد های سفید پوست هستم , هستش؟

269
00:13:57,990 --> 00:14:01,200
‫خوب , مشخصا تو بیشتر از اینکه فکر میکردم هم پیمان منی

270
00:14:01,620 --> 00:14:03,900
‫شاید بتونی یه مرخصی بگیری

271
00:14:03,900 --> 00:14:06,210
‫یه کم فاصله بین خودت و شرکت بندازی؟

272
00:14:06,210 --> 00:14:08,400
‫شرکت خودم , منظورته؟

273
00:14:08,400 --> 00:14:11,270
‫فک نمیکنم , در این موقع , لازم باشه

274
00:14:11,560 --> 00:14:15,190
‫میگم , اگه چیز بد و مورد داری وجود داره , رسانه ها هنوز پیداش نکردن

275
00:14:15,530 --> 00:14:16,610
‫شایدم اصلا پیداش نکنن

276
00:14:16,610 --> 00:14:19,780
‫نه , من , به قضاوت "کت" اعتماد میکنم

277
00:14:19,780 --> 00:14:23,050
‫, بعلاوه , اگه , خوب , اوضاع خیلی خراب شد

278
00:14:23,050 --> 00:14:26,780
‫مطمئنم که اولین نفر تو کناره گیری میکنی . درسته , "کت"؟

279
00:14:26,780 --> 00:14:28,150
‫قطعا

280
00:14:34,410 --> 00:14:36,390
‫خانم "گرنت"؟ خوب پیش رفت؟

281
00:14:36,390 --> 00:14:38,050
‫همه شون یه فرصت برای موفقیت خودشون دیدن

282
00:14:38,050 --> 00:14:40,860
‫همینطوری ایمیل های منو بررسی کنید . همه چیز رو حل و حذف کنید

283
00:14:40,860 --> 00:14:42,280
‫, هر چیزی که رسانه ها منتشر کنن

284
00:14:42,290 --> 00:14:44,330
‫دیرک آرمسترانگ" ازشون برای منافع خودش سوء استفاده میکنه"

285
00:14:44,330 --> 00:14:46,350
‫اون خیلی دو رو هستش

286
00:14:53,060 --> 00:14:55,170
‫ما راه رو باز کردیم

287
00:14:55,980 --> 00:14:57,340
‫و حالا رسانه ها بقیه ی کار رو انجام میدن

288
00:14:57,340 --> 00:14:59,620
‫فک میکنم تا آخر هفته کنار بکشه

289
00:15:00,000 --> 00:15:02,640
‫- وای خدا
‫- چیه؟

290
00:15:04,080 --> 00:15:07,150
‫من ... فراموش کردم که نهارتون رو سفارش بدم!

291
00:15:07,530 --> 00:15:08,890
‫سالاد "کاب" خوبه؟

292
00:15:09,370 --> 00:15:10,610
‫خوشمزش

293
00:15:18,340 --> 00:15:20,030
‫کار "دیرک آرمسترانگ", رئیس هیئت مدیره بوده

294
00:15:20,030 --> 00:15:22,340
‫اون یکی رو استخدام کرده تا خانم "گرنت" رو هک کنه

295
00:15:22,410 --> 00:15:23,105
‫از کجا میدونی؟

296
00:15:23,117 --> 00:15:24,440
‫,بعد از جلسه ی هیئت مدیره به گوشم خورد

297
00:15:24,440 --> 00:15:26,510
‫درباره ی اینکه خانم "گرنت" رو سرنگون کنن برنامه چیدن

298
00:15:27,190 --> 00:15:28,440
‫به گوشِت خورد؟

299
00:15:28,970 --> 00:15:32,390
‫آره , به ... به گوش های بیگانه ایم

300
00:15:32,390 --> 00:15:36,380
‫,خوب , اگه دستور هک توسط کسی که داخل "کت کو"هستش داده شده

301
00:15:36,530 --> 00:15:38,290
‫اینطوری ردیابی کردنش خیلی سخت تر میشه

302
00:15:38,290 --> 00:15:39,350
‫پس باید ما مدرک پیدا کنیم

303
00:15:39,350 --> 00:15:41,170
‫بهتره که با وکیل های "کت کو" صحبت کنیم

304
00:15:41,170 --> 00:15:42,380
‫اگه تو واقعا به "آرمسترانگ" مشکوکی

305
00:15:42,380 --> 00:15:45,100
‫نه , نمیتونیم بهشون اعتماد کنیم , احتمال داره که
‫با "آرمسترانگ" همدست باشن

306
00:15:45,480 --> 00:15:49,780
‫ولی ما یه کسی رو میشناسیم که پیشینه ی حقوقی داره

307
00:15:49,790 --> 00:15:51,820
‫که احتمال داره بتونه بهمون کمک کنه

308
00:15:52,730 --> 00:15:53,940
‫مگه نه , "جیمز"؟

309
00:15:58,190 --> 00:16:01,350
‫و این یه وضعیت کاملا فرضی هستش؟

310
00:16:01,430 --> 00:16:03,450
‫درسته , چون , میدونی , اگه ما واقعا قصد داشتیم که

311
00:16:03,460 --> 00:16:06,210
‫درباره ی رئیس هیئت مدیره

312
00:16:06,210 --> 00:16:07,770
‫, شرکتی که هممون توش کار میکنیم تحقیق و بررسی بکنیم

313
00:16:07,770 --> 00:16:10,110
‫کارمون دیوونگی محض میشه

314
00:16:10,110 --> 00:16:12,050
‫دیوونگی که باعث اخراج شدنمون میشه

315
00:16:12,070 --> 00:16:14,680
‫نمیشه یه حکمی برای بررسی دفتر آقای "آرمسترانگ" بگیریم؟

316
00:16:14,890 --> 00:16:17,280
‫شما به یه سری از مدارک لازم دارید

317
00:16:17,280 --> 00:16:20,810
‫که در اونا مستقیما اشاره شده باشه
‫که "آرمسترانگ" علیه "کت" توطئه چینی کرده

318
00:16:21,330 --> 00:16:23,530
‫حالا , فرض کن ما مدرک رو هم پیدا کردیم

319
00:16:23,530 --> 00:16:25,360
‫میتونیم جلوشو بگیریم؟ میتونیم باعث شیم اخراج بشه؟

320
00:16:25,370 --> 00:16:29,130
‫اگه بتونید ثابت کنید که "آرمسترانگ" علیه
‫,کت" , مدیر عاملش توطئه چینی کرده"

321
00:16:29,130 --> 00:16:31,690
‫بعدش اون وقت خطاکاری حقوقی میشه

322
00:16:31,890 --> 00:16:34,060
‫بیخیال اخراج شدن شو , میتونید باعث شید دستگیر بشه

323
00:16:35,830 --> 00:16:36,820
‫"ممنون , "لوسی

324
00:16:36,820 --> 00:16:39,110
‫, ولی تحقیق و بررسی درباره ی "آرمسترانگ" بدون مدرک قوی

325
00:16:39,110 --> 00:16:41,300
‫, و این توصیه ی کارشناسی حقوقی منه

326
00:16:41,330 --> 00:16:43,860
‫میتونید اوضاع رو برای رئیستون خیلی بدتر کنید

327
00:16:43,940 --> 00:16:47,170
‫, یه زن ناشناس بر روی برج "کت کو" بطور شناور ایستاده

328
00:16:47,170 --> 00:16:50,280
‫قدرتی که به نظر مانند "سوپرگرل" هستش

329
00:16:50,540 --> 00:16:53,590
‫آیا اون قصد صدمه زدن به ما رو داره؟
‫باید ما نگران بشیم؟

330
00:16:53,590 --> 00:16:56,570
‫تو , تو اون کار رو داری , "کارا" , ازم خواستی که بهت یادآوری کنم

331
00:16:56,570 --> 00:16:57,910
‫- آره
‫- نگران ما نباش

332
00:16:57,920 --> 00:16:59,710
‫ما همچنان روش کار میکنیم

333
00:17:01,730 --> 00:17:02,380
‫دیدمش

334
00:17:02,380 --> 00:17:05,240
‫داره تو رو به بیرون فرا میخونه , "کارا" , مجبور نیستی که بری

335
00:17:05,240 --> 00:17:06,450
‫میدونی که هستم

336
00:17:12,540 --> 00:17:13,560
‫"استرا"!

337
00:17:15,490 --> 00:17:17,930
‫- بدون محافظ شخصی؟
‫- بدون چاقو

338
00:17:18,170 --> 00:17:20,410
‫بدون زره . هیچکسی به جز من و تو

339
00:17:20,830 --> 00:17:22,160
‫الان با من صحبت میکنی؟

340
00:17:24,060 --> 00:17:25,570
‫نمیتونی بگی که عادلانه نیست

341
00:17:25,850 --> 00:17:27,250
‫دیگه کارمون از عادلانه رفتار کردن گذشته

342
00:18:16,660 --> 00:18:17,510
‫دوباره

343
00:18:18,080 --> 00:18:19,110
‫"درست مثل "آلورا

344
00:18:19,110 --> 00:18:21,180
‫اون زن خیلی بهتری از تو بودش

345
00:18:21,180 --> 00:18:23,130
‫- اون یه قاتل بودش
‫- دروغگو

346
00:18:23,130 --> 00:18:26,580
‫اونم بهم دروغگو گفتش , مجبور بود

347
00:18:26,810 --> 00:18:29,600
‫مجبور بود که کَس دیگه ای رو مسئول اغفالش بکنه

348
00:18:29,800 --> 00:18:31,810
‫و ظلمش . و ضعفش

349
00:18:31,820 --> 00:18:34,100
‫تنها ضعفش این بود که گذاشت تو زنده بمونی!

350
00:19:13,450 --> 00:19:15,430
‫- اینجا
‫- الان زندانیش کنید

351
00:19:15,480 --> 00:19:16,780
‫وقتی بهوش اومد بهت زنگ میزنیم

352
00:19:16,780 --> 00:19:19,460
‫نزن . میتونه همینجا بپوسه

353
00:19:24,120 --> 00:19:26,630
‫اول از همه , خیلی خوشحالم که خاله ـت تو رو نکشتت

354
00:19:26,630 --> 00:19:27,650
‫"ممنون , "وین

355
00:19:27,650 --> 00:19:29,100
‫, و دوما

356
00:19:31,290 --> 00:19:32,670
‫یه نقشه برای "آرمسترانگ" دارم

357
00:19:32,670 --> 00:19:33,560
‫راستش , از این آسونتر نمیشد

358
00:19:33,560 --> 00:19:36,340
‫تنها کاری که لازمه بکنید اینه که این دستگاه کوچولو

359
00:19:36,340 --> 00:19:37,540
‫, رو به کامپیوتر "آرمسترانگ" وصل کنی

360
00:19:37,540 --> 00:19:40,920
‫و من بعدش میتونم از راه دور و مخفیانه , به همه ی فایل هاش

361
00:19:41,630 --> 00:19:42,710
‫دسترسی پیدا کنم

362
00:19:42,710 --> 00:19:44,920
‫خوب ... خوب چطوری به کامپیوترش وصلش کنیم؟

363
00:19:46,010 --> 00:19:47,590
‫خوب , ... یکی از ماها

364
00:19:47,590 --> 00:19:49,530
‫مجبوره که بره اونطرف و انجامش بده

365
00:19:49,530 --> 00:19:51,950
‫من ... من ... من که باید جای صفحه کلید کامپیوترم باشم

366
00:19:51,950 --> 00:19:54,250
‫و , خوب , فک کردم "کارا" بهتره که مراقبت و دیدبانی بکنه

367
00:19:54,250 --> 00:19:55,640
‫اون بینش اشعه ی ایکس داره

368
00:19:58,280 --> 00:20:01,420
‫اوه ! پس من اونی ام که اگه نقشه جواب نداد دستگیر میشه

369
00:20:01,420 --> 00:20:02,899
‫جیمز" مجبور نیستی"

370
00:20:02,911 --> 00:20:04,070
‫نه . اشکالی نداره

371
00:20:04,660 --> 00:20:06,650
‫خیلی خوب . چطوری اینکارو بکنم؟

372
00:20:06,650 --> 00:20:08,900
‫, آره . خوب , وقتی که وارد اتاق "دیرک" شدیم

373
00:20:08,900 --> 00:20:10,300
‫به یه حواس پرتی نیاز داریم

374
00:20:10,430 --> 00:20:11,830
‫"دفتر "دیرک آرمسترانگ

375
00:20:12,130 --> 00:20:16,930
‫آره , ماشین "مازراتی" آقای "آرمسترانگ" آتیش گرفته

376
00:20:24,890 --> 00:20:25,870
‫آرمسترانگ" در حال حرکته"

377
00:20:27,330 --> 00:20:28,570
‫مازراتی" نه"

378
00:20:28,680 --> 00:20:29,890
‫مازراتی" نه"

379
00:20:29,960 --> 00:20:32,940
‫یالا , یالا

380
00:20:37,700 --> 00:20:39,840
‫جیمز" , تو تقریبا ۹۰ ثانیه فرصت داری"

381
00:20:39,840 --> 00:20:41,770
‫تا داخل بشی و قبل از اینکه "آرمسترانگ" برگرده خارج بشی

382
00:20:44,200 --> 00:20:44,980
‫خیلی خوب , داخل شدم

383
00:20:51,920 --> 00:20:53,130
‫بچه ها , یه مشکل داریم

384
00:20:53,170 --> 00:20:54,280
‫جنس کامپیوتر پلاستیکه

385
00:20:54,400 --> 00:20:55,170
‫رفیق , اشکال نداره

386
00:20:55,170 --> 00:20:57,070
‫فقط تو , با دقت محفظه ی خنک کننده ـشو باز کن

387
00:20:57,070 --> 00:20:58,600
‫و به سیم کشی داخل متصلش کن

388
00:21:05,490 --> 00:21:07,080
‫چه فایده ای داره که اون همه عضله داشته باشی

389
00:21:07,080 --> 00:21:09,140
‫اگه نمیتونی یه جعبه ی پلاستیکی کوچیک رو باز کنی؟!

390
00:21:09,140 --> 00:21:09,750
‫"وین"

391
00:21:19,650 --> 00:21:20,420
‫باز شد

392
00:21:20,680 --> 00:21:22,290
‫و داره بارگذاری میشه

393
00:21:22,850 --> 00:21:23,700
‫آره!

394
00:21:25,530 --> 00:21:28,340
‫خدا , دارم از جاسوسی حقوقی , یه خورده زیادی لذت میبرم

395
00:21:32,250 --> 00:21:34,200
‫جیمز" , عجله کن , "آرمسترانگ" نزدیکه"

396
00:21:35,750 --> 00:21:38,170
‫, من با بینش حرارتی آب پاش ها رو حساس میکنم
‫و زنگ خطر آتش سوزی رو فعال میکنم

397
00:21:38,460 --> 00:21:40,820
‫یا ... یا از پنجره بپر پایین و من میگیرمت

398
00:21:40,890 --> 00:21:42,220
‫نه . نه . میتونم

399
00:21:42,960 --> 00:21:44,270
‫ولی تو رو میبینه

400
00:21:47,980 --> 00:21:48,970
‫آقای "اولسن"؟

401
00:21:49,960 --> 00:21:51,070
‫کنجکاوم

402
00:21:51,270 --> 00:21:52,840
‫"رئیس بخش هنری "کت کو

403
00:21:52,840 --> 00:21:56,130
‫, بدون خبر به دفتر رئیس هیئت مدیره ـش اومده

404
00:21:56,130 --> 00:21:59,540
‫در روزی که بی شک , بدترین روز "کت کو" هستش؟

405
00:21:59,620 --> 00:22:03,070
‫من بدترین روز "کت کو" نمیگمش

406
00:22:04,340 --> 00:22:05,640
‫بدترین روز "کت گرنت" میگم

407
00:22:05,640 --> 00:22:08,760
‫شاید سخت باشه که تشخیص داده بشه

408
00:22:09,920 --> 00:22:10,810
‫, موافقم

409
00:22:11,790 --> 00:22:15,390
‫, جز این حقیقت که "کت کو" بزرگتر از یه نفر هستش

410
00:22:15,390 --> 00:22:16,480
‫"حتی بزرگتر از "کت گرنت

411
00:22:17,280 --> 00:22:23,460
‫,و اگه اون از بین بره و هیئت مدیره باید یه چند تا تغییرات انجام بده

412
00:22:24,390 --> 00:22:26,560
‫میخواستم بدونید که , شما حمایت کامل من رو دارید

413
00:22:26,630 --> 00:22:28,710
‫معلومه که , هیچکدممون نمیخواد که این اتفاق بیفته

414
00:22:28,710 --> 00:22:29,600
‫نه , معلومه که نه

415
00:22:29,600 --> 00:22:31,570
‫, ولی , اگه اجتناب ناپذیر شدش

416
00:22:32,670 --> 00:22:34,900
‫هیئت مدیره از بودن شما در کنارشون قدردانی میکنه

417
00:22:46,000 --> 00:22:46,960
‫همه چیز خوبه؟

418
00:22:47,750 --> 00:22:48,850
‫استرا" بیدار شده"

419
00:22:48,880 --> 00:22:49,950
‫بهت گفتم برام مهم نیست

420
00:22:50,100 --> 00:22:51,730
‫گفتش که فقط با تو صحبت میکنه

421
00:22:59,140 --> 00:23:00,360
‫خوشحالم که اینجایی

422
00:23:00,480 --> 00:23:02,090
‫منم خوشحالم که تو دوباره به سلول برگشتی

423
00:23:02,590 --> 00:23:03,630
‫خوب جنگیدی

424
00:23:04,810 --> 00:23:06,110
‫دو دقیقه وقت داری

425
00:23:13,350 --> 00:23:14,400
‫هنوز داریش؟

426
00:23:15,290 --> 00:23:17,220
‫"وقتشه که همه چیز رو بدونی , "کارا

427
00:23:25,290 --> 00:23:27,140
‫وقتی که من فرار کردم , اینو با خودم بردم

428
00:23:28,440 --> 00:23:31,040
‫اینو تو دستام میگرفتم تا به خودم یادآوری کنم چرا

429
00:23:31,040 --> 00:23:32,770
‫, پشتمو به خانوادم

430
00:23:33,770 --> 00:23:35,640
‫و به شورای عالی خیانت میکردم

431
00:23:36,820 --> 00:23:38,930
‫همش ارزششو میداشت اگه تو زنده میموندی

432
00:23:39,120 --> 00:23:40,590
‫چون من برات مهم بودم؟

433
00:23:41,720 --> 00:23:44,500
‫به اون آدمایی که تو و شوهر دیوانه ـت کُشتید هم اهمیت میدادی؟

434
00:23:44,540 --> 00:23:45,870
‫ما کاری که مجبور بودیم رو کردیم

435
00:23:47,160 --> 00:23:49,290
‫اونی که مقصره "آلورا" هستش

436
00:23:49,300 --> 00:23:51,970
‫مادر من بهترین زن دنیا بودش

437
00:23:53,890 --> 00:23:56,920
‫اینو به مایی که توی اون زندان کابوس بار بودیم بگو

438
00:23:56,930 --> 00:23:59,030
‫فک میکنم که توی "فورت راز" دیوونه شدی

439
00:24:00,520 --> 00:24:02,930
‫فک میکنم به کیلومتر ها تاریکی در فضا خیره شدی

440
00:24:03,100 --> 00:24:05,280
‫تا زمانی که همه ی خوبی های درونت از بین رفتن

441
00:24:06,040 --> 00:24:07,400
‫میخوای بدونی چطوری منو دستگیر کرد؟

442
00:24:08,990 --> 00:24:10,430
‫اون روز توی اتاقت

443
00:24:11,330 --> 00:24:14,580
‫, نظر تو بود که با اون هدایتگر جاسوسی پیام بدی

444
00:24:15,960 --> 00:24:17,510
‫یا نظر "آلورا" بودش؟

445
00:24:21,290 --> 00:24:22,630
‫چطوری تونستی اینکارو بکنی؟

446
00:24:23,620 --> 00:24:26,070
‫تو در برابر همه چیزهایی که مردممون عزیز میدونن وایسادی

447
00:24:26,130 --> 00:24:28,310
‫مردممون تا یه سال دیگه میمیرن

448
00:24:28,310 --> 00:24:29,320
‫اگه همینطوری با دنیامون

449
00:24:29,320 --> 00:24:31,790
‫مثل اینکه یه زمین بازی پایان ناپذیر هستش رفتار کنن

450
00:24:31,920 --> 00:24:34,020
‫- تو یه محافظ رو کُشتی
‫- کار "نان" بودش

451
00:24:34,650 --> 00:24:37,700
‫یه ضرورت تأسف بار بودش

452
00:24:37,700 --> 00:24:40,080
‫"با من به خونه بیا , "آسترا

453
00:24:40,750 --> 00:24:43,450
‫میتونم در برابر شورای عالی مدافعه ـت بکنم

454
00:24:43,780 --> 00:24:45,510
‫, نان" به حبس ابد میره"

455
00:24:45,510 --> 00:24:46,900
‫ولی حکم تو رو میشه تخفیف بهش داد

456
00:24:46,900 --> 00:24:49,560
‫زندان برای چی باید برام مهم باشه؟
‫"ما داریم نابود میشیم , "آلورا!

457
00:24:49,990 --> 00:24:51,110
‫هممون!

458
00:24:51,650 --> 00:24:54,750
‫کارا" داره میمیره . من نمیزارم این اتفاق بیفته"

459
00:24:54,960 --> 00:24:56,920
‫اینکه چند تا قانون مجبور باشم بشکنم برام مهم نیست

460
00:24:58,950 --> 00:25:01,150
‫ما همیشه طرف هم بودیم , خواهر

461
00:25:02,600 --> 00:25:03,920
‫میتونیم دوباره هم باشیم

462
00:25:04,410 --> 00:25:06,580
‫من نمیتونم جزئی از نقشه های تو باشم

463
00:25:07,750 --> 00:25:09,010
‫پس متأسفم

464
00:25:09,860 --> 00:25:11,390
‫به اندازه ی من متأسف نیستی

465
00:25:14,390 --> 00:25:16,870
‫نه . اینکارو نکن

466
00:25:17,230 --> 00:25:18,270
‫مجبورم

467
00:25:19,210 --> 00:25:20,710
‫نمیتونم بزارم به کسی صدمه بزنی

468
00:25:28,350 --> 00:25:29,880
‫اینو یادم نیست

469
00:25:30,290 --> 00:25:32,810
‫مادرت حکم مرگ تمام نسلمون رو امضا کرد

470
00:25:32,810 --> 00:25:34,070
‫و برای کارش از تو استفاده کرد

471
00:25:34,140 --> 00:25:35,640
‫- باورت نمیکنم
‫- آره , میکنی

472
00:25:36,060 --> 00:25:37,130
‫, "مثل "کریپتون

473
00:25:37,130 --> 00:25:40,020
‫این سیاره هم در آستانه ی نابودی زیست محیطی هستش

474
00:25:40,140 --> 00:25:41,540
‫من میتونم جلوشو بگیرم

475
00:25:42,430 --> 00:25:44,200
‫ولی انسان ها از روش هام خوششون نخواهد اومد

476
00:25:44,200 --> 00:25:46,480
‫برای همین تو رو لازم دارم . اونا به تو اعتماد دارن

477
00:25:46,670 --> 00:25:48,150
‫با همدیگه میتونیم نجاتشون بدیم

478
00:25:48,270 --> 00:25:50,070
‫تو هرگز از این سلول خارج نمیشی

479
00:25:50,100 --> 00:25:52,430
‫التماستو میکنم

480
00:25:55,860 --> 00:25:57,150
‫لطفا کمکم کن

481
00:25:58,580 --> 00:25:59,440
‫"کارا"!

482
00:26:01,710 --> 00:26:02,680
‫دوست دارم

483
00:26:04,770 --> 00:26:05,416
‫وایسا

484
00:26:05,428 --> 00:26:07,400
‫از من برای دستگیر کردن "استرا" استفاده کردید؟

485
00:26:07,600 --> 00:26:08,294
‫"سلام , "کارا

486
00:26:08,306 --> 00:26:09,870
‫الان اسم منو نبرید

487
00:26:09,910 --> 00:26:13,580
‫از من برای بیرون آوردن "استرا" از مخفی شدنش استفاده کردید؟

488
00:26:13,630 --> 00:26:14,430
‫بله

489
00:26:17,350 --> 00:26:19,100
‫چطوری تونستید اینکارو بکنید؟

490
00:26:19,230 --> 00:26:20,770
‫استرا" قانون رو شکسته بود"

491
00:26:21,430 --> 00:26:24,140
‫تو تنها نفری بودی که اون به اندازه ی کافی بهش
‫اعتماد داشت که به ملاقاتش بیاد

492
00:26:24,310 --> 00:26:25,190
‫لازم بود

493
00:26:25,190 --> 00:26:26,440
‫اون میتونست ما رو نجات بده؟

494
00:26:26,460 --> 00:26:28,430
‫- اون یه مجرم بود
‫- ولی اون راست میگفت؟

495
00:26:28,600 --> 00:26:30,420
‫من برای دادن چنین اطلاعاتی بهت برنامه ریزی نشدم

496
00:26:30,420 --> 00:26:31,500
‫بهم بگو!

497
00:26:31,720 --> 00:26:34,590
‫متأسفم , من برای دادن چنین اطلاعاتی بهت برنامه ریزی نشدم

498
00:26:34,600 --> 00:26:37,530
‫تو گذاشتی که همه کسایی که دوست داشتم بمیرن!

499
00:26:38,130 --> 00:26:41,270
‫منو ترک کردی ! منو تنها گذاشتی!

500
00:26:41,290 --> 00:26:43,660
‫منو فرستادی برم ! چطور تونستی همچین کاری بکنی؟

501
00:26:43,660 --> 00:26:45,410
‫من برای دادن چنین اطلاعاتی....

502
00:26:53,990 --> 00:26:55,420
‫اون که واقعا خودش نیست

503
00:26:55,480 --> 00:26:56,800
‫اون بهم دروغ گفتش

504
00:26:57,460 --> 00:26:59,330
‫کارا" , اون که مامانت نبودش"

505
00:27:00,140 --> 00:27:01,840
‫نمیدونی که اون زمان چه اتفاقی افتاده

506
00:27:02,430 --> 00:27:04,540
‫تنها چیزایی که "استرا" داره بهت میگه

507
00:27:04,560 --> 00:27:05,990
‫میدونم که "استرا" و من هر دومون

508
00:27:05,990 --> 00:27:07,920
‫توسط مادرم حکم حبس ابد بهمون داده شده بوده

509
00:27:08,690 --> 00:27:10,220
‫ما حق انتخابی نداشتیم

510
00:27:10,840 --> 00:27:11,670
‫"کارا"...

511
00:27:26,260 --> 00:27:27,317
‫چه اتفاقی افتاده؟ چه...

512
00:27:27,329 --> 00:27:28,710
‫حالت خوبه؟ چی کار کردش؟

513
00:27:28,710 --> 00:27:30,100
‫- استرا" بودش؟"
‫- همه چیز روبراهه؟

514
00:27:30,100 --> 00:27:32,080
‫لطفا . من .. نمیخوام درباره ـش صحبت کنم

515
00:27:33,120 --> 00:27:33,900
‫میشه فقط...

516
00:27:34,970 --> 00:27:35,870
‫آره , باشه

517
00:27:37,150 --> 00:27:40,450
‫, حساب های کاربری ایمیل "دیرک آرمسترانگ" , و چند تایی هم هستن

518
00:27:41,150 --> 00:27:43,210
‫,تقریبا , هک کردنشون سخت تر از "کت کو" هستش

519
00:27:43,210 --> 00:27:45,940
‫- خوب الان واردشون شدم
‫- خوب

520
00:27:46,180 --> 00:27:48,250
‫چیز دیگه ای از ایمیل های خانم "گرنت" پیدا نشد؟

521
00:27:49,620 --> 00:27:50,540
‫همون چیزاس

522
00:27:51,430 --> 00:27:55,070
‫, خوب , نه , راستش , یه ایمیل از بانک بودش

523
00:27:55,990 --> 00:27:57,770
‫درخواست امضای دیجیتالی "کت" رو کرده بودن

524
00:27:58,070 --> 00:27:59,240
‫تا بتونن یه واریز اینترنتی به حسابی

525
00:27:59,240 --> 00:28:02,560
‫به نام "آدام فاستر" رو تأیید کنن

526
00:28:02,860 --> 00:28:04,550
‫آدام فاستر" کیه؟"

527
00:28:04,600 --> 00:28:07,480
‫, بر اساس تحقیق های اینترنتی , اون ۲۴ سالشه

528
00:28:07,530 --> 00:28:08,790
‫توی شهر "اوپل سیتی" زندگی میکنه

529
00:28:09,440 --> 00:28:14,500
‫کت" به حساب شخصیش ماهانه واریز میکنه"

530
00:28:14,610 --> 00:28:19,350
‫آره , تقریبا مثل اینکه "کت" , میدونی , کنارش نگه میداره

531
00:28:20,290 --> 00:28:25,200
‫, وایسا . پس تو فکر میکنی که من یه , چی
‫پسر اجاره ای" رو حمایت مالی میکنم؟"

532
00:28:26,850 --> 00:28:27,446
‫نه

533
00:28:27,458 --> 00:28:29,280
‫اگه میخواستم با یه نفر از گروه موسیقی "پسرای ساحل" سکس بکنم

534
00:28:29,280 --> 00:28:31,100
‫هنوزم با "جان استیموس" رابطه میداشتم
‫*بازیگر ۵۲ ساله ی آمریکایی*

535
00:28:31,100 --> 00:28:32,990
‫واقعا فک میکنی که من لازمه بابتش پول بدم؟

536
00:28:33,080 --> 00:28:36,900
‫نه , معلومه که اینطوری فک نمیکنم . پسرا اینطوری فک میکنن ... میکردن

537
00:28:37,750 --> 00:28:38,730
‫من بهتر میدونم

538
00:28:40,340 --> 00:28:42,080
‫پس اگه یه محافظ مرد نیستش...

539
00:28:42,100 --> 00:28:43,810
‫من ... نمیدونم

540
00:28:45,050 --> 00:28:47,970
‫, ولی ... ولی وقتی که "وین" به "اوپال سیتی" اشاره کرد

541
00:28:48,000 --> 00:28:50,990
‫, زمانی که کارت های کریسمتون رو فرستادم رو یادم اومد

542
00:28:50,990 --> 00:28:53,820
‫یکی به آدرس "آ.فاستر" در "اوپال سیتی" بودش

543
00:28:59,150 --> 00:29:00,050
‫لعنتی

544
00:29:00,280 --> 00:29:02,800
‫خانم "گرنت" , "آ.فاستر" کی هستش؟

545
00:29:03,090 --> 00:29:05,600
‫آدام فاستر" پسر منه"

546
00:29:07,790 --> 00:29:09,000
‫بزرگترین پسرم

547
00:29:10,160 --> 00:29:13,500
‫پدرش کسی که خیلی وقت پیش باهاش قرار میذاشتم

548
00:29:13,500 --> 00:29:16,300
‫خوب نمیشناسمش . پدر "کارتر" نیستش

549
00:29:17,690 --> 00:29:20,170
‫آدام" یکی از اون چیزایی هست"

550
00:29:20,170 --> 00:29:22,670
‫که وقتی داشتم "کت کو" رو میساختم در برنامه ـم نبودش

551
00:29:23,770 --> 00:29:26,300
‫, همسر قبلیم بهم میگفت که به پسرم اهمیتی نمیدم

552
00:29:26,300 --> 00:29:27,940
‫, اینکه فقط به شغلم اهمیت میدم

553
00:29:27,940 --> 00:29:30,120
‫و برای چی باید یکیشون بمونه؟

554
00:29:30,210 --> 00:29:32,360
‫- حقیقت داشت؟
‫- نمیدونم

555
00:29:34,730 --> 00:29:36,570
‫من درخواست حضانت دادم

556
00:29:36,570 --> 00:29:38,300
‫من یه وکیل مدافع قدرتمند گرفتم

557
00:29:38,320 --> 00:29:40,330
‫, و همه چیزمو به پاش ریختم

558
00:29:42,400 --> 00:29:43,800
‫ولی شکست خوردم

559
00:29:44,340 --> 00:29:47,410
‫شما سعی کردید . بعضی موقع ها تنها کاری که
‫میتونی بکنی سعی کردنه

560
00:29:48,390 --> 00:29:50,270
‫من نباختم

561
00:29:51,510 --> 00:29:52,670
‫انصراف دادم

562
00:29:53,340 --> 00:29:54,860
‫شکایت رو پس گرفتم

563
00:29:55,070 --> 00:29:57,310
‫من توی "کت کو" شبانه روز و هفت روز هفته کار میکردم

564
00:29:58,190 --> 00:29:59,980
‫و , خوب , واقعا باور داشتم

565
00:30:00,150 --> 00:30:02,300
‫که در زندگی همدیگه خواهیم بود

566
00:30:03,150 --> 00:30:04,870
‫چه اتفاقی افتاد؟ شما اونو همینطوری...

567
00:30:06,580 --> 00:30:08,200
‫فرستادید بره؟

568
00:30:08,300 --> 00:30:11,640
‫نه . همینطوری نفرستادمش بره

569
00:30:13,940 --> 00:30:16,610
‫, اصلا نمیدونی که اون لحظه چطوری هستش

570
00:30:18,300 --> 00:30:20,200
‫, وقتی باید به خودت بگی

571
00:30:20,240 --> 00:30:24,000
‫«شاید بچم زندگیش بدون من بهتر باشه»

572
00:30:27,770 --> 00:30:29,110
‫من فقط میدونم که چه حسی داره که

573
00:30:29,110 --> 00:30:31,750
‫درباره ی انتخاب های یه مادر برات سؤال باشه

574
00:30:32,540 --> 00:30:35,330
‫اگه به اون زمان برگردید تصمیم دیگه ای میگیرید؟

575
00:30:35,680 --> 00:30:38,890
‫چندین سال پیش جلوی پرسیدن این سؤال رو از خودم گرفتم

576
00:30:40,440 --> 00:30:43,790
‫پیش "آدام" نبودن بزرگترین پشیمانی منه

577
00:30:43,790 --> 00:30:45,440
‫, و الان , هممون میدونیم

578
00:30:45,440 --> 00:30:47,660
‫یه نفری میخواد به همه ی دنیا پخشش کنه

579
00:30:48,800 --> 00:30:50,120
‫شاید بتونید باهاش صحبت کنید

580
00:30:51,590 --> 00:30:54,430
‫سعی کنید تا اونو متوجه کارتون بکنید

581
00:30:54,490 --> 00:30:58,180
‫نه . بعد از اینکه برای مدت زمان زیادی باهاش
‫صحبت نکردم , حق ندارم که اینکارو بکنم

582
00:30:59,030 --> 00:31:00,560
‫اون آسیب میبینه

583
00:31:01,240 --> 00:31:03,270
‫دوباره . توسط من

584
00:31:06,120 --> 00:31:10,450
‫ولی نمیزارم که در بین یه

585
00:31:10,450 --> 00:31:13,400
‫طوفان رسانه ای قرار بگیره

586
00:31:13,660 --> 00:31:14,360
‫چی؟

587
00:31:14,980 --> 00:31:16,430
‫میخواید چیکار کنید؟

588
00:31:17,030 --> 00:31:21,210
‫برای یه خروج پر منفعت و برازنده مذاکره میکنم

589
00:31:22,800 --> 00:31:25,360
‫و از "کت کو" کناره گیری میکنم

590
00:31:30,830 --> 00:31:34,220
‫"بنظر میرسه که سکوت "کت گرنت" در مورد هک شدن "کت کو

591
00:31:34,220 --> 00:31:36,020
‫قراره که شکسته بشه

592
00:31:36,070 --> 00:31:39,550
‫, ولی آیا نشست خبری امروز براش موفقیت آمیز خواهد بود

593
00:31:39,590 --> 00:31:41,380
‫یا یه سقوط و شکست ناگهانی؟

594
00:31:41,550 --> 00:31:42,990
‫مطمئنید که میخواید اینکارو بکنید؟

595
00:31:43,740 --> 00:31:46,690
‫, "خوب , مثل "مالیات" , "پیر شدن

596
00:31:46,830 --> 00:31:49,820
‫, "و شرکت کردن در مراسم سالانه ی "بابا نوئل مخفی" , "مارثا استوارت
‫آشپز آمریکایی /مراسمی که در اون هر کسی جایزه ی مشخصی *
‫*برای فرد بطور مخفیانه میگیره

597
00:31:49,840 --> 00:31:51,350
‫این کاریه که باید انجامش بدم

598
00:31:52,010 --> 00:31:54,280
‫نمیدونم که بعد از این کار چه کاری میخوام بکنم

599
00:31:54,300 --> 00:31:56,860
‫نمیدونم که کاری هست که من بتونم بکنم

600
00:31:56,950 --> 00:32:00,040
‫"مطمئنم که همه کار میتونید بکنید , خانم "گرنت

601
00:32:03,470 --> 00:32:04,490
‫"کرا"

602
00:32:05,550 --> 00:32:07,200
‫, هر کاری که بعدا بکنم

603
00:32:07,640 --> 00:32:09,100
‫, اگه ارزشی حرفم برات داره

604
00:32:10,050 --> 00:32:12,890
‫تو همیشه پیش من اگه بخوای شغلی داری

605
00:32:14,130 --> 00:32:15,080
‫بریم؟

606
00:32:20,150 --> 00:32:21,430
‫شماها اینجا چیکار میکنید؟

607
00:32:21,460 --> 00:32:22,360
‫اوضاع رو نجات بدیم!

608
00:32:23,080 --> 00:32:24,040
‫اینو یه نگاهی بندازید

609
00:32:26,660 --> 00:32:28,000
‫از کجا اینو گرفتی؟

610
00:32:28,560 --> 00:32:29,240
‫خوب...

611
00:32:29,370 --> 00:32:33,010
‫"میدونید , بهتره که بهتون نگیم , خانم "گرنت

612
00:32:33,060 --> 00:32:34,460
‫از دیدگاه قانونی میگیم

613
00:32:34,550 --> 00:32:36,760
‫سه تا از چهار تاتون میشناسم

614
00:32:37,380 --> 00:32:39,100
‫ایشون دوست دختر منن

615
00:32:40,260 --> 00:32:41,390
‫"لوسی لین"

616
00:32:42,760 --> 00:32:45,770
‫- خواهر کوچک "لوئیس لین"؟
‫- آره

617
00:32:46,240 --> 00:32:49,160
‫خوب , مبارکه , بینتون خوشگلی به تو رسیده

618
00:32:50,120 --> 00:32:53,820
‫به چه دلیلی این تحقیق روی "دیرک" رو شروع کردی؟

619
00:32:53,820 --> 00:32:56,710
‫چون من ... من اتفاقی شنیدم حرفی که بعد از جلسه هیئت مدیره...

620
00:32:57,980 --> 00:33:01,330
‫, راستش , بخاطر حرف خودتون

621
00:33:01,590 --> 00:33:05,550
‫دربارش , فرصت طلبی

622
00:33:07,880 --> 00:33:10,830
‫کرا" , نشست خبری رو لغو کن"

623
00:33:10,890 --> 00:33:14,350
‫و به اون تجسم شخصیت از حق ویژه ی مردای سفید پوست

624
00:33:14,370 --> 00:33:16,370
‫بگو تا به اتاق من بیاد

625
00:33:20,220 --> 00:33:21,140
‫"کت"

626
00:33:22,060 --> 00:33:23,120
‫"دیرک"

627
00:33:23,760 --> 00:33:28,220
‫فرض میکنم که بخاطر ایمیل هاته؟

628
00:33:28,370 --> 00:33:29,260
‫"بیخیال , "دیرک

629
00:33:29,260 --> 00:33:30,570
‫من میدونم که تو پُشت هک هستی

630
00:33:30,600 --> 00:33:32,770
‫میدونم که میخواستی "کت کو" رو بدست بیاری

631
00:33:33,140 --> 00:33:34,150
‫و...

632
00:33:35,250 --> 00:33:36,490
‫من مدرکم دارم

633
00:33:37,890 --> 00:33:40,090
‫آره , کُل نقشه رو توضیح دادی

634
00:33:40,090 --> 00:33:41,630
‫, هک و شرمسار کردن من

635
00:33:42,180 --> 00:33:45,150
‫باعث بشی من مرخصی بگیرم , و با رأی اکثریت هیئت مدیره
‫شرکت رو صاحب بشی

636
00:33:45,190 --> 00:33:47,140
‫حتی نقطه گذاری هم کرده بودی

637
00:33:47,140 --> 00:33:49,450
‫- توی عوضیه...
‫- باشه , خیلی خوب

638
00:33:49,770 --> 00:33:53,240
‫پس مدرکت علیه هک کردن تو , هک کردن من هستش؟

639
00:33:54,970 --> 00:33:57,650
‫وکیل هام یه روز حسابی با این قضیه خواهند داشت

640
00:33:57,730 --> 00:33:58,710
‫آره

641
00:33:58,880 --> 00:34:00,370
‫بجز اینکه , این ایمیل ها

642
00:34:00,370 --> 00:34:03,170
‫با کامپیوتری نوشته شده که توسط "کت کو" خریداری شده بوده

643
00:34:03,450 --> 00:34:05,640
‫با استفاده از حساب کاربری ایمیلی فرستاده شده که

644
00:34:06,210 --> 00:34:09,360
‫به "کت کو" وابسته هست و در مورد کارهای "کت کو" بوده

645
00:34:09,400 --> 00:34:13,110
‫پس بدین معناس , از لحاظ فنی , ایمیل های تو متعلق به "کت کو" هستش

646
00:34:13,360 --> 00:34:16,240
‫از لحاظ قانونی , اونا به من تعلق دارن

647
00:34:17,600 --> 00:34:21,390
‫و فقط برای اینکه بدونی الان که داریم صحبت میکنیم چه اتفاقی داره میفته

648
00:34:21,430 --> 00:34:24,710
‫, "حفاظت "کت کو" , به همراه پلیس "نشنال سیتی

649
00:34:24,710 --> 00:34:28,290
‫دارن کامپیوتر هات , "آی پد"هات , و دستگاه ی موبایلت رو مصادره میکنن

650
00:34:28,320 --> 00:34:29,510
‫و از بابت تو هم...

651
00:34:29,960 --> 00:34:30,950
‫آقایون؟

652
00:34:31,830 --> 00:34:35,910
‫مطمئن بشید که رسانه ها به اندازه کافی
‫در حال بیرون بردن ازش عکس بگیرن

653
00:34:47,330 --> 00:34:49,740
‫- موفق شدی
‫- هممون موفق شدیم

654
00:34:55,340 --> 00:34:58,740
‫وین" , واقعا بابت گذشته متأسفم"

655
00:34:58,950 --> 00:35:01,650
‫کاملا ... کاملا متوجه نشده بودم

656
00:35:01,760 --> 00:35:02,580
‫چی رو؟

657
00:35:05,890 --> 00:35:07,210
‫اینکه چقدر از "کارا" خوشت میاد

658
00:35:11,060 --> 00:35:13,880
‫اینطوری نیست .. من...

659
00:35:13,950 --> 00:35:15,960
‫, میگم ... آره , معلومه که ازش خوشم میاد

660
00:35:16,020 --> 00:35:17,930
‫,مثل , یه دوست , و همکار

661
00:35:17,930 --> 00:35:20,970
‫و , میدونی , محبوبترین ابرقهرمانم

662
00:35:21,390 --> 00:35:25,710
‫وین" , ببین , رفیق , قبلا در اشتباه بودی . من سر راهت نیستم"

663
00:35:26,830 --> 00:35:28,960
‫اگه نسبت به "کارا" احساساتی داری , بهتره که بهش بگی

664
00:35:29,050 --> 00:35:30,620
‫آره , ولی مرد , اون...

665
00:35:33,490 --> 00:35:37,690
‫اون اونه , میدونی , منم ... منم

666
00:35:39,960 --> 00:35:41,150
‫اینقدر آسون نیستش

667
00:35:41,170 --> 00:35:43,350
‫نه , میگم , چی میشه اگه اون ... فقط من..

668
00:35:43,740 --> 00:35:46,830
‫تو و عضله های شکمت متوجه نمیشید!

669
00:35:47,640 --> 00:35:51,780
‫متوجه هستم که "کارا" خاص هستش . و نه فقط بخاطر شنلش

670
00:35:54,460 --> 00:35:56,650
‫اون از اون دختراس که ارزش داره همه چیز رو براش به خطر بندازی

671
00:35:57,640 --> 00:36:01,270
‫هِی , مَرد . اگه من بجای تو بودم , به خطر مینداختم

672
00:36:09,730 --> 00:36:10,890
‫خواهرت در چه حاله؟

673
00:36:11,500 --> 00:36:12,480
‫قلبش شکسته

674
00:36:13,210 --> 00:36:14,960
‫اون نمیتونه الان اینطوری باشه

675
00:36:15,420 --> 00:36:17,000
‫یه چیزی جور در نمیاد

676
00:36:17,560 --> 00:36:20,610
‫میدونم . حتی یه بیگانه هم دنبال "استرا" نیومده

677
00:36:20,670 --> 00:36:24,880
‫,نه , نه , نه , در مبارزه . "استرا" , "کارا" رو دوباره میزنه و میبره

678
00:36:25,020 --> 00:36:27,080
‫و بعدش بطور غیر عادی ای شکست میخوره

679
00:36:29,190 --> 00:36:30,570
‫یه جای کار اشکال داره

680
00:36:31,480 --> 00:36:34,100
‫و منم نمیتونم ذهن "استرا" رو بخونم تا بفهم چی هستش

681
00:36:36,300 --> 00:36:38,450
‫, ارتباط فکری من نسبت به "کریپتونی"ها تأثیر ناپذیره

682
00:36:38,450 --> 00:36:40,110
‫که "سوپرمن" فک میکنه مضحکه

683
00:36:40,490 --> 00:36:41,860
‫ذهن ها رو میتونید بخونید؟

684
00:36:43,630 --> 00:36:45,280
‫"باشه واسه یه روز دیگه , "الکس

685
00:36:48,960 --> 00:36:49,999
‫یه دقیقه وایسین . ببین

686
00:36:50,011 --> 00:36:51,300
‫باید چی رو ببینم؟

687
00:36:51,390 --> 00:36:53,210
‫استرا" بالای "کارا" قرار میگیره"

688
00:36:53,270 --> 00:36:56,810
‫این ضعیف ترین حالتی هست که میتونی وایسی

689
00:36:57,620 --> 00:37:00,230
‫استرا" یه جنگجو هستش . اینو میدونه"

690
00:37:02,260 --> 00:37:03,750
‫خودش میخواسته ببازه

691
00:37:12,270 --> 00:37:14,120
‫تو گذاشتی "سوپرگرل" شکستت بده

692
00:37:14,140 --> 00:37:15,880
‫افرادت هم دنبالت نیومدن

693
00:37:16,070 --> 00:37:18,570
‫فقط یه دلیل براش هست . اونا دستورای خودشون نیستش

694
00:37:18,590 --> 00:37:19,440
‫تو میخواستی که حواس ما رو پرت کنی

695
00:37:19,440 --> 00:37:21,490
‫در حالیکه اونا نقشه ی اصلی رو اجرا کنن . چی هستش؟

696
00:37:21,490 --> 00:37:23,250
‫بزار یه چیزی رو مشخص کنم

697
00:37:23,990 --> 00:37:27,520
‫اگه مجبور باشم که بیام اون تو و با زور ازت حرف بکشم , میام

698
00:37:27,730 --> 00:37:29,880
‫تو کسی هستی که "هلگرامایت" رو شکست داد

699
00:37:33,750 --> 00:37:34,910
‫ازت خوشم میاد

700
00:37:36,490 --> 00:37:38,840
‫- ولی خیلی دیر شده
‫- برای چی؟

701
00:37:38,990 --> 00:37:41,180
‫تا جلوی چیزی که داره اتفاق میفته رو بگیری

702
00:38:01,260 --> 00:38:02,540
‫"کرا"

703
00:38:03,340 --> 00:38:06,460
‫, هفته ی دیگه و بحران دیگه ای دفع شد

704
00:38:06,460 --> 00:38:08,250
‫به لطف تو

705
00:38:11,030 --> 00:38:14,150
‫سلاح مخفی من , فرشته ی محافظم

706
00:38:15,060 --> 00:38:16,260
‫کاری نبودش

707
00:38:17,350 --> 00:38:19,090
‫نه . خیلی هم کار بزرگی بود

708
00:38:19,550 --> 00:38:21,570
‫کار خارق العاده ای بودش

709
00:38:21,730 --> 00:38:25,850
‫تو منو از یه وضعیت احتمالی خیلی شرمسار با "آدام" نجات دادی

710
00:38:26,820 --> 00:38:27,970
‫, میدونی , من داشتم فکر میکردم

711
00:38:28,210 --> 00:38:31,500
‫درباره ی اینکه چطوری حرف "دیرک" بعد از
‫جلسه ی هیئت مدیره اتفاقی به گوشت خورده

712
00:38:32,640 --> 00:38:34,240
‫من دقیقا کنارت وایساده بودم

713
00:38:34,240 --> 00:38:36,780
‫و اصلا هم اون در فاصله ای که بشه حرفاشو شنید نبودش

714
00:38:37,640 --> 00:38:39,390
‫و بعدش درباره ی زلزله فکر میکردم

715
00:38:39,390 --> 00:38:42,590
‫و اینکه چطوری برای اولین بار از زمانی میشناسمت مریض شدی

716
00:38:43,020 --> 00:38:50,720
‫و تو آرنجت رو شکوندی , و "سوپرگرل" بطور مرموزانه ای غیبش زد

717
00:38:50,980 --> 00:38:53,570
‫و بعدش اون برگشت , و مریضی تو هم از بین رفته بود

718
00:38:53,800 --> 00:38:55,480
‫اینا اتفاقی هستش

719
00:38:55,560 --> 00:38:57,560
‫من همچنین درباره ی "لایو وایر" فک میکردم

720
00:38:58,390 --> 00:39:02,370
‫درباره ی اینکه چطوری وقتی که اون بهمون حمله کرد , تو به سمت نردبان فرار کردی

721
00:39:02,900 --> 00:39:04,330
‫چون شما ازم خواستید

722
00:39:06,490 --> 00:39:07,860
‫آره

723
00:39:08,130 --> 00:39:11,430
‫ولی دو ثانیه بیشتر نگذشت , "سوپرگرل" پیداش شد

724
00:39:12,580 --> 00:39:14,080
‫یه اتفاقی دیگه؟

725
00:39:15,760 --> 00:39:17,700
‫و اینو فراموش نکنیم که وقتی

726
00:39:17,700 --> 00:39:19,700
‫من اسمشو «سوپرگرل» گذاشتم بخودت گرفتی و ناراحت شدی

727
00:39:20,280 --> 00:39:21,330
‫درسته , برای...

728
00:39:23,470 --> 00:39:25,140
‫برای دلایل سیاسی

729
00:39:25,230 --> 00:39:27,450
‫یه لطفی بکن و عینکتو بردار

730
00:39:28,690 --> 00:39:29,980
‫عینک....

731
00:39:30,480 --> 00:39:31,240
‫من...

732
00:39:33,180 --> 00:39:35,500
‫من ... بدونشون کور میشم

733
00:39:36,430 --> 00:39:37,560
‫شک دارم

734
00:39:39,240 --> 00:39:41,780
‫اگه تو اونی که فک میکنم نیستی , پس چه فرقی برات میکنه؟

735
00:39:41,780 --> 00:39:42,950
‫خانم "گرنت" . من....

736
00:39:43,040 --> 00:39:45,550
‫عینک , یا بعنوان تصدیق حرفم حسابش میکنم

737
00:40:00,650 --> 00:40:01,520
‫خوب...

738
00:40:05,330 --> 00:40:07,630
‫بزار با گفتن اینکه

739
00:40:07,660 --> 00:40:10,280
‫,بابت همه ی کمک هایی که کردی ازت تشکر میکنم شروع کنم

740
00:40:11,940 --> 00:40:13,240
‫"سوپرگرل"

741
00:40:20,890 --> 00:40:23,190
‫ببخشید , باید...

742
00:40:23,430 --> 00:40:25,480
‫نه , مطمئنم که کار مهمی هست. بهتره بری

743
00:40:28,400 --> 00:40:30,150
‫الکس" , ما یه مشکل بزرگ داریم"

744
00:40:30,200 --> 00:40:32,080
‫شرکت فناوری "لرد" مورد حمله قرار گرفته

745
00:40:52,340 --> 00:40:52,960
‫چی میدونی؟

746
00:40:54,800 --> 00:40:55,700
‫جواب میده

747
00:40:55,770 --> 00:40:57,870
‫شما قهرمان این دنیا هستید؟

748
00:40:57,900 --> 00:40:59,310
‫لحظات خودمو داشتم

749
00:41:04,130 --> 00:41:05,940
‫آخرین لحظه ـتو داشتی

750
00:41:06,000 --> 00:41:07,430
‫ایست ! همونجایی که هستید بایستید!

751
00:41:09,460 --> 00:41:10,730
‫همشون رو بکشید

752
00:42:12,250 --> 00:42:13,850
‫تو مثل یه انسان مبارزه نمیکنی

753
00:42:14,250 --> 00:42:15,690
‫چون انسان نیستم

754
00:42:56,210 --> 00:42:58,970
‫منو یادته , دختر کوچولو؟

755
00:42:59,150 --> 00:43:00,150
‫تو "نان" هستی

756
00:43:00,310 --> 00:43:01,820
‫"شوهر "استرا

757
00:43:01,910 --> 00:43:02,780
‫اینطور فک کن که تو

758
00:43:02,780 --> 00:43:05,190
‫آخرین دختر از خاندان یه زمانی بزرگ "ال" هستی

759
00:43:05,270 --> 00:43:07,380
‫آرزو میکنی که ای کاش منم با بقیشون میمردم!

760
00:43:09,581 --> 00:43:14,381
‫<font color="#DE۲۵۰۴">Ali HunteR</font>
‫<font color=yellow>Ali-hunteR.blogfa.com</font>
‫<font color=#۰۰FF۰۰>facebook.com/Hunter.bazrgaR</font>

761
00:43:14,540 --> 00:43:19,997
‫<font color="#۶۴ad۲f">خبرگزاری آریافیلم به روزترین اخبار دنیای فیلم و سریال</font>
‫<font color="#ffffff">www.ariamovie.ir</font>
‫<font color="#bb۱e۱e"> www.warez-ir.asia با همکاری</font>

