1
00:00:01,999 --> 00:00:04,999
‫وقتی من بچه بودم , سیاره ی من "کریپتون" در حال نابودی بود

2
00:00:05,803 --> 00:00:07,803
‫من به زمین فرستاده شدم تا از پسر عموم محافظت کنم

3
00:00:08,999 --> 00:00:10,998
‫ولی محفظه ی من از مسیر خارج شد

4
00:00:10,999 --> 00:00:11,999
‫, و زمانی که من به زمین رسیدم

5
00:00:12,000 --> 00:00:15,999
‫پسر عموم بزرگ شده بود و تبدیل به "سوپرمن" شده بود

6
00:00:16,599 --> 00:00:17,999
‫و منم قدرت هامو مخفی کردم

7
00:00:18,000 --> 00:00:22,000
‫تا اخیرا که یه حادثه مجبورم کرد که خودمو به دنیا آشکار کنم

8
00:00:22,999 --> 00:00:25,999
‫برای آدم های زمین من یه دستیار توی رسانه ی جهانی"کت کو" هستم

9
00:00:26,999 --> 00:00:30,166
‫ولی مخفیانه , من با خواهر خوندم برای "ب.ع.غ" کار میکنیم
‫*بخش.عملیات.غیر معمولی*

10
00:00:30,167 --> 00:00:31,998
‫تا شهرمو از زندگی بیگانه ها

11
00:00:31,999 --> 00:00:33,999
‫و هرکسی که بخواد باعث صدمه زدن بهش بشه محافظت کنیم

12
00:00:35,999 --> 00:00:37,999
‫من "سوپرگرل" هستم

13
00:00:38,599 --> 00:00:39,999
‫آنچه در "سوپرگرل" گذشت

14
00:00:40,000 --> 00:00:42,998
‫ما باید به خودمون متکی باشیم نه بیگانه های شنل پوش

15
00:00:42,999 --> 00:00:45,000
‫ژنرال "لین" . چه کاری برای اطلاعات ارتش میتونم بکنم؟

16
00:00:45,599 --> 00:00:46,999
‫, من به پدرت یه قولی دادم

17
00:00:47,000 --> 00:00:49,998
‫که از دخترش مراقبت کنم

18
00:00:49,999 --> 00:00:52,999
‫اسم من "جان جونز"ـه

19
00:00:54,999 --> 00:00:56,399
‫ممنون , سوپرگرل

20
00:00:56,599 --> 00:00:57,999
‫خواهرزاده ی عزیزم

21
00:00:58,000 --> 00:00:59,998
‫واقعا فکر کردی قضیه بینمون تموم شده؟

22
00:00:59,999 --> 00:01:01,333
‫استرا" خانواده ی توئه"

23
00:01:01,334 --> 00:01:03,875
‫و فکر میکنم که اون هنوز برات مهم هستش

24
00:01:03,876 --> 00:01:05,998
‫مادرت حکم مرگ همه ی نسلمون رو امضا کردش

25
00:01:05,999 --> 00:01:06,999
‫باورت نمیکنم

26
00:01:07,000 --> 00:01:08,999
‫فناوری "لرد" تحت حمله قرار گرفته

27
00:01:09,599 --> 00:01:10,999
‫تو "نان" هستی

28
00:01:11,000 --> 00:01:12,400
‫"شوهر "استرا

29
00:01:50,999 --> 00:01:52,998
‫استرا" دربارت اشتباه فکر میکرد"

30
00:01:52,999 --> 00:01:54,999
‫تو هم مثل همه ی انسان ها ضعیف هستی

31
00:02:01,999 --> 00:02:03,399
‫ولش کن!

32
00:02:15,999 --> 00:02:17,999
‫شرمنده نتونستم جلوشو بگیرم

33
00:02:18,999 --> 00:02:20,399
‫اون بالا نزدیک نشو

34
00:02:21,999 --> 00:02:23,399
‫,"مکس"

35
00:02:23,599 --> 00:02:24,999
‫ما باید فضا رو ایمن کنیم

36
00:02:25,000 --> 00:02:26,501
‫اینجا یه صحنه ی جرم هستش

37
00:02:26,999 --> 00:02:29,709
‫نه , اینجا ملک من هستش

38
00:02:30,000 --> 00:02:32,998
‫این حمله به هممون ضربه ی روحی وارد کرده

39
00:02:32,999 --> 00:02:34,998
‫اونا فرمانده ی منو دزدیدن

40
00:02:34,999 --> 00:02:37,999
‫"فک کنم دوران همکاری ما تموم شده , مأمور "دنورس

41
00:02:39,999 --> 00:02:42,999
‫حداقل بگین بیگانه ها دنبال چی بودن

42
00:02:43,999 --> 00:02:45,998
‫اینطوری حداقل کمکی برای پیدا کردن فردمون میشه

43
00:02:45,999 --> 00:02:47,399
‫چرا از بیگانه ی دست آموزتون نمیپرسید؟

44
00:02:47,999 --> 00:02:50,999
‫در مورد منم , در آینده از خودم محافظت میکنم

45
00:02:51,167 --> 00:02:53,999
‫حالا , از ملک من برید بیرون

46
00:03:07,876 --> 00:03:09,998
‫- الان کی مسئول هستش؟
‫- نمیدونم

47
00:03:09,999 --> 00:03:11,999
‫جانشنین ها توسط "هنک" سرّی شدن

48
00:03:12,000 --> 00:03:13,999
‫الانم دارن پروتکل اضطراری رو اجرا میکنن

49
00:03:15,167 --> 00:03:17,999
‫مأمور "دنورس" . ببین

50
00:03:18,890 --> 00:03:20,000
‫«"رئیس مسئول اضطراری :"الکس دنورس»

51
00:03:21,876 --> 00:03:23,709
‫شما دوتا مثل اینکه واقعا مشکلاتتون رو حل کردید , مگه نه؟

52
00:03:23,999 --> 00:03:25,999
‫من میخوام همه ی ماهواره ها به سمت این شهر باشن

53
00:03:26,599 --> 00:03:27,999
‫خیابون به خیابون بررسی کنید

54
00:03:28,000 --> 00:03:29,999
‫و هر ده دقیقه هم بروزرسانی وضعیت میخوام

55
00:03:30,999 --> 00:03:32,999
‫"چشم , رئیس "دنورس

56
00:03:38,999 --> 00:03:40,399
‫,"الکس"

57
00:03:40,999 --> 00:03:43,167
‫حتما بابت از دست دادن "هنک" خیلی ناراحت هستی

58
00:03:43,999 --> 00:03:45,399
‫اون از عهده خودش برمیاد

59
00:03:45,999 --> 00:03:48,999
‫مگه اینکه اون ابرقدرت هایی داره که به من نمیگی , باید کمکش کنیم

60
00:03:50,334 --> 00:03:52,999
‫شاید بتونم از "استرا" بفهمم که چرا "نان" اون رو دزدیده

61
00:03:53,999 --> 00:03:55,399
‫تو نظر بهتری داری؟

62
00:03:55,999 --> 00:03:57,399
‫مطمئنی که میخوای اینکارو بکنی؟

63
00:03:57,999 --> 00:03:59,998
‫دیروز دیدم که چطوری "استرا"روت تأثیر گذاشت

64
00:03:59,999 --> 00:04:01,999
‫چاره ی دیگه ای داریم؟

65
00:04:07,999 --> 00:04:09,399
‫مراقب باش , کوچولو

66
00:04:09,999 --> 00:04:12,999
‫این انسان ها شیفته ی بازیجه های "کریپتونی"ـشون هستن

67
00:04:13,999 --> 00:04:15,999
‫نان" , "هنشاو" رو کجا برده؟"

68
00:04:16,999 --> 00:04:18,998
‫من سال ها توی زندان "فورت راز" بودم

69
00:04:18,999 --> 00:04:20,999
‫بیشتر از یه صدای محکم و عصبانی لازمه تا منو بترسونه

70
00:04:21,876 --> 00:04:23,500
‫شاید بگم پسرعموم بیاد پایین

71
00:04:23,501 --> 00:04:25,167
‫و دوتایی مجبور به حرف زدنت بکنیم

72
00:04:25,999 --> 00:04:27,998
‫کال-ال" جربزشو نداره"

73
00:04:27,999 --> 00:04:29,999
‫اون روی زمین بزرگ شده . اونم شاید انسان باشه

74
00:04:30,999 --> 00:04:33,999
‫تو وارث حقیقی خاندان "اِل" هستی

75
00:04:35,167 --> 00:04:37,999
‫اگه بهم کمک کنی , شاید منم بتونم کمکت کنم

76
00:04:38,709 --> 00:04:40,999
‫تو داری سعی میکنی که احساسات منو دستکاری کنی

77
00:04:42,999 --> 00:04:44,998
‫ولی تو بخاطر ترست از درون خراب هستی

78
00:04:44,999 --> 00:04:46,876
‫من ازت نمیترسم

79
00:04:46,999 --> 00:04:50,167
‫از من نه . از حقیقتی که در اختیار دارم...

80
00:04:51,999 --> 00:04:53,399
‫در مورد مادرت

81
00:04:57,999 --> 00:04:59,399
‫این قضیه ی هیچ ربطی به اون نداره

82
00:04:59,999 --> 00:05:01,999
‫این جریان بخاطر نجات زندگی یه آدم هستش

83
00:05:02,999 --> 00:05:04,998
‫, شاید مادرم اون چیزی که فکرشو میکردم نبوده

84
00:05:04,999 --> 00:05:06,998
‫ولی میدونم که تو و "نان" چطور آدم هایی هستین

85
00:05:06,999 --> 00:05:08,399
‫در این مورد خیلی مطمئنی؟

86
00:05:09,000 --> 00:05:11,999
‫آیا "نان" امروز که فرصتشو داشت تو رو کُشت؟

87
00:05:13,999 --> 00:05:15,999
‫من بهش دستور دادم که کاری بهت نداشته باشه

88
00:05:16,999 --> 00:05:18,999
‫چون رابطه ی خونی همه ـمون رو بهم وابسته میکنه

89
00:05:19,999 --> 00:05:21,998
‫اونا حرفای پوچی هستن که از دهانت خارج میشن

90
00:05:21,999 --> 00:05:24,999
‫اگه پوچ بودن ,تو زنده نمیبودی

91
00:05:26,999 --> 00:05:29,998
‫, اگه رابطه ی خونی همه ی ـمون رو بهم وابسته میکنه
‫پس چرا بهم نمیگی که "هنشاو" کجا هستش؟

92
00:05:29,999 --> 00:05:31,998
‫چون ما رابطه ی خونی با اون نداریم که وابسته ـش باشیم

93
00:05:31,999 --> 00:05:33,399
‫کاملا مخالف هستم

94
00:05:33,999 --> 00:05:35,998
‫همه ی زندگی ها با رابطه ی خونی بهم وابسته هستن

95
00:05:35,999 --> 00:05:37,998
‫تو از خانواده ی انسانیت حرف میزنی

96
00:05:37,999 --> 00:05:39,399
‫اونایی که منو اینجا زندانی کردن

97
00:05:39,876 --> 00:05:41,999
‫خودت باعثش شدی

98
00:05:44,999 --> 00:05:46,501
‫پس تو طرفتو انتخاب کردی

99
00:06:04,342 --> 00:06:06,932
‫«"سیاره ی "کریپتون»
‫«یک سال قبل از نابودی»

100
00:06:07,167 --> 00:06:08,999
‫«رابطه ی خونی همه ـمون رو بهم وابسته میکنه»

101
00:06:09,999 --> 00:06:11,998
‫این ضرب المثل قدیمی از زمانی هست که "کریپتون" یه

102
00:06:11,999 --> 00:06:14,999
‫چیزی بیشتر از یه برهوتی از قبایل در حال جنگ بوده

103
00:06:15,999 --> 00:06:18,998
‫,و اگرچه رابطه ی خونی یه پیوند قدرتمندی هست که میتونه ما رو متحد کنه

104
00:06:18,999 --> 00:06:21,998
‫همینطور میتونه ما رو از دیدن حقیقت کور کنه

105
00:06:21,999 --> 00:06:24,334
‫مردم "کریپتون" انتخاب کردن که حقیقت رو نبینن

106
00:06:24,999 --> 00:06:28,334
‫نقشه ی هیولایی تو میتونست مردم رو از آزادی ـشون محروم بکنه

107
00:06:28,999 --> 00:06:30,876
‫تو فریب خوردی , خواهر

108
00:06:30,999 --> 00:06:34,998
‫تو به باور اینکه مردم همشون ذاتا خوب هستن پایدار موندی . ولی اونا ضعیف هستن

109
00:06:34,999 --> 00:06:36,999
‫من فقط بر این هستم که بهشون جرأت بدم

110
00:06:37,876 --> 00:06:39,709
‫شجاعت اینکه خودشون رو نجات بدن

111
00:06:39,999 --> 00:06:41,399
‫داری وقتتو هدر میدی

112
00:06:41,999 --> 00:06:43,998
‫اون به ما برچسب تروریست میزنه

113
00:06:43,999 --> 00:06:45,999
‫در حالیکه خودش هیچکاری

114
00:06:46,999 --> 00:06:48,998
‫حالا که جهانمون داره نابود میشه برای کمک نمیکنه

115
00:06:48,999 --> 00:06:51,998
‫, "غضب های اخلاقیت بمراتب بیشتر قانع کننده میبود , "نان

116
00:06:51,999 --> 00:06:56,501
‫اگه این همه نفر در نتیجه ی رفتارهای بی ملاحظه , توهمی تو نمیمردن

117
00:07:07,999 --> 00:07:12,999
‫هیچ چاره ای برام نذاشتی جز اینکه حداکثر مجازات رو برات در نظر بگیرم

118
00:07:13,999 --> 00:07:15,999
‫"حبس ابد در زندان "فورت راز

119
00:07:16,999 --> 00:07:20,999
‫خیلی زود , "آلورا" , متوجه میشی که ما رو محکوم نکردی

120
00:07:21,999 --> 00:07:25,334
‫,"پسرها و دخترهای "کرپیتون

121
00:07:25,999 --> 00:07:27,999
‫از جمله مال خودت رو محکوم کردی

122
00:07:28,999 --> 00:07:30,999
‫میشنوی چی میگم, "آلورا"؟

123
00:07:31,501 --> 00:07:33,166
‫تو دخترتو کُشتی!

124
00:07:41,000 --> 00:07:43,998
‫دوست دارم که در مورد شایعه هایی که در مورد حادثه ای که در
‫فناوری "لرد" اتفاق افتاد سخن بگم

125
00:07:43,999 --> 00:07:45,998
‫اوه , اوضاع بی ریخت میشه

126
00:07:45,999 --> 00:07:47,999
‫ما مورد حمله ی جاسوسی صنعتی بودیم

127
00:07:48,599 --> 00:07:49,999
‫خوش بختانه , تلفاتی نداشته

128
00:07:50,000 --> 00:07:51,998
‫و اونایی که مسئولش بودن هم دستگیر شدن

129
00:07:51,999 --> 00:07:53,999
‫- ممنون
‫- داره حمله رو لاپوشانی میکنه

130
00:07:54,999 --> 00:07:56,399
‫چی نقشه ای داره؟

131
00:07:56,999 --> 00:07:58,998
‫خوب , بزار ببینم چی میتونم بفهمم

132
00:07:58,999 --> 00:08:00,998
‫اصلا . نه!

133
00:08:00,999 --> 00:08:02,998
‫مکس لُرد" خیلی خطرناکه"

134
00:08:02,999 --> 00:08:04,998
‫هِی , از اعتبارنامه ی مطبوعاتیم که خیلی وقته استفاده نکردم , استفاده میکنم

135
00:08:04,999 --> 00:08:06,999
‫بزار برم باهاش صحبت کنم , ببینم چی میتونم بفهمم

136
00:08:09,999 --> 00:08:11,998
‫من مشکل رفتاری ندارم

137
00:08:11,999 --> 00:08:13,399
‫تو مشکل درک کردن داری

138
00:08:13,999 --> 00:08:15,998
‫, خانم "گرنت" داره میاد بالا . خوب

139
00:08:15,999 --> 00:08:20,998
‫امروز , باید خیلی , خیلی , معمولی بنظر بیایم

140
00:08:20,999 --> 00:08:22,998
‫, یعنی , نه فقط معمولی-معمولی

141
00:08:22,999 --> 00:08:24,708
‫بلکه سوپر معمولی . فقط , نه...

142
00:08:24,709 --> 00:08:26,166
‫- سوپر نه
‫- حمله عصبی بهت دست داده؟

143
00:08:26,167 --> 00:08:27,999
‫حمله عصبی این شکلی هستش؟

144
00:08:29,999 --> 00:08:31,998
‫خانم "گرنت" فک میکنه من "سوپرگرل"ـم

145
00:08:31,999 --> 00:08:33,500
‫- چی؟
‫- چی؟

146
00:08:33,501 --> 00:08:34,998
‫خودم حلش میکنم

147
00:08:34,999 --> 00:08:37,998
‫ولی اگه ببینه که ما عجیب غریب رفتار میکنیم , همه چیز خراب میشه

148
00:08:37,999 --> 00:08:39,998
‫فقط الان لازمه قهوه ـشو داغ کنم...

149
00:08:39,999 --> 00:08:41,399
‫شاید روی اون نکنی

150
00:08:43,167 --> 00:08:44,998
‫- حالا چیکار کنیم؟
‫- همه جا پخش شد

151
00:08:44,999 --> 00:08:46,166
‫خیلی خوب , خیلی خوب.
‫دور دوم , دور دوم...

152
00:08:46,167 --> 00:08:47,999
‫نظر خوبیه . عجله کن

153
00:08:48,598 --> 00:08:49,998
‫- باید عجله کنم
‫- باشه

154
00:08:52,999 --> 00:08:54,999
‫این...

155
00:08:56,999 --> 00:08:58,399
‫آره , کارش ساخته ـس

156
00:09:00,999 --> 00:09:02,999
‫وای خدا جون , مرسی!

157
00:09:09,999 --> 00:09:13,999
‫خانم "گرنت" , "لاته" تموم کرده بودن , برای همین بفرمایید قهوه

158
00:09:15,709 --> 00:09:20,998
‫و میبینم اینجایی , داری مثل یه آدم معمولی , خسته کننده بهم تحویلش میدی

159
00:09:20,999 --> 00:09:22,998
‫خوب , من همین ـم دیگه

160
00:09:22,999 --> 00:09:26,998
‫خیلی خسته کننده و واقعا معمولی ام

161
00:09:26,999 --> 00:09:30,999
‫پس , از جلو چشمتون میرم

162
00:09:31,999 --> 00:09:33,399
‫چرا؟

163
00:09:33,999 --> 00:09:35,999
‫یه ساختمان هست که میخوای از بپری؟
‫*اصطلاحا به معنای انجام دادن کار سخت هست ولی اینجا این معنی میده*

164
00:09:39,999 --> 00:09:42,999
‫پس , هنوز اون شوخی رو داریم ادامه میدیم؟

165
00:09:43,999 --> 00:09:46,999
‫که عالی هستش چون خیلی خنده داره

166
00:09:47,999 --> 00:09:50,998
‫کیرا" , موضوعات زیادی هست که"

167
00:09:50,999 --> 00:09:53,998
‫بنظرم مناسب شوخی کردن هستش

168
00:09:53,999 --> 00:09:57,998
‫,غذا انگلیسی , رژ لب مشکی

169
00:09:57,999 --> 00:09:59,998
‫ولی درباره ی یه داستان خوب شوخی نمیکنم

170
00:09:59,999 --> 00:10:01,999
‫, خانم "گرنت" , ببخشید اون چیزی که شما دربارش فکر میکنید

171
00:10:02,000 --> 00:10:05,333
‫ولی حقیقت نداره

172
00:10:05,334 --> 00:10:06,998
‫من "سوپرگرل" نیستم

173
00:10:06,999 --> 00:10:08,998
‫یه باری توی یه جشنی , "پل مک کارتنی" بهم قسم خورد که
‫*خواننده انگلیسی*

174
00:10:08,999 --> 00:10:11,999
‫اون و "یوکو" خیلی باهم صمیمی بودن.
‫*یوکو اونو هنرمند ژاپنی که زن جان لنون هم گروهی پُل در گروه بیتلز بوده*

175
00:10:12,501 --> 00:10:13,999
‫حرف اون بیشتر قانع کننده بود

176
00:10:15,709 --> 00:10:18,998
‫فقط .. نمیخوام که وقتی بفهمید که چقدر در اشتباه هستید شرمنده بشید

177
00:10:18,999 --> 00:10:21,998
‫باشه . پس این بازی معمای احمقانه رو ادامه ـش میدیم

178
00:10:21,999 --> 00:10:22,999
‫"میتونی بری , "کیرا

179
00:10:23,000 --> 00:10:25,999
‫مطئنم که یه تلفن هست که باید جواب بدی

180
00:10:26,233 --> 00:10:29,693
‫یا یه هواپیما که لازمه بگیریش!

181
00:10:36,167 --> 00:10:37,567
‫سلام

182
00:10:37,999 --> 00:10:39,998
‫,میدونم که وقتی اضطراب داری فراموش میکنی که غذا بخوری

183
00:10:39,999 --> 00:10:41,998
‫برای همین جای ماشین غذایی که دوست داری وایسادم و برات گرفتم

184
00:10:41,999 --> 00:10:43,876
‫اون یکی توی شهر "شیکاگو"؟

185
00:10:44,116 --> 00:10:45,516
‫تو شخص مورد علاقمی

186
00:10:47,999 --> 00:10:49,999
‫من ستوان "نان" از "کریپتون" هستم

187
00:10:50,999 --> 00:10:53,998
‫هر کدممون کسی رو در اختیار داریم که برای دیگری ارزشمند هستش

188
00:10:53,999 --> 00:10:55,399
‫من پیشنهاد مبادله میکنم

189
00:10:55,501 --> 00:10:57,998
‫من رئیس موقت "الکس دنورس" هستم

190
00:10:57,999 --> 00:10:59,876
‫عذرخواهم که حرفتون رو به تنهایی قبول نمیکنم

191
00:10:59,999 --> 00:11:02,999
‫من اثبات زنده بودن میخوام . میخوام از خود "هنشاو" بشنوم

192
00:11:05,999 --> 00:11:07,998
‫"رئیس "دنورس

193
00:11:07,999 --> 00:11:09,399
‫بخاطر ترفیع ـتون تبریک میگم

194
00:11:09,999 --> 00:11:11,709
‫قربان , شما رو به سلامت برمیگردونم

195
00:11:12,999 --> 00:11:15,999
‫که فقط در صورتی که دقیقا هر چیزی که من بگم اتفاق بیفته امکان پذیره

196
00:11:16,876 --> 00:11:18,998
‫من "هنشاو" رو بدون آسیب دیدن بر میگردونم

197
00:11:18,999 --> 00:11:21,876
‫اگه شما هم ژنرال "استرا" رو سالم بهم برگردونید

198
00:11:21,999 --> 00:11:24,999
‫شما ۴۸ ساعت وقت داری وگرنه فردتون میمیره

199
00:11:33,758 --> 00:11:35,258
‫<font color="#DE۲۵۰۴">Ali HunteR Proudly Presents :</font>
‫<font color=yellow>www.Ariamovie.iR</font>
‫<font color="#۸۰۰۰ff">Ali-hunteR.blogfa.com</font>

200
00:11:36,547 --> 00:11:38,379
‫حالا میدونیم چرا "نان" , "هنک" رو دزدیده

201
00:11:38,380 --> 00:11:40,378
‫خوب , چیکار میخوای بکنی؟

202
00:11:40,379 --> 00:11:42,255
‫اگه پیشنهاد رو رد کنم , "نان" , "هنک" رو میکشه

203
00:11:42,256 --> 00:11:45,378
‫اگه قبول کنم , یه جنایتکاری که قدرتی به اندازه ی تو داره رو آزاد میکنم

204
00:11:48,379 --> 00:11:49,779
‫"ژنرال "لین...

205
00:11:50,836 --> 00:11:53,379
‫"خوب , خوشحالم که دوباره میبینمتون , مأمور "دنورس

206
00:11:53,688 --> 00:11:57,186
‫ای کاش ما هم میتونستیم همین رو بگیم , و رئیس "دنورس" هستن

207
00:11:57,187 --> 00:11:58,187
‫دیگه نیستن

208
00:11:58,188 --> 00:12:02,688
‫از سمت رئیس جمهور به من قدرت اداره ی "ب.ع.غ" رو دادن

209
00:12:03,688 --> 00:12:05,185
‫این کار احساس یه کودتا رو میده

210
00:12:05,186 --> 00:12:06,586
‫هیچ چیز شنیع و بدی نیست

211
00:12:07,186 --> 00:12:10,185
‫با توجه به شرایط , "واشینگتن" یه فرمانده در مکان میخواد
‫*پایتخت آمریکا*

212
00:12:10,186 --> 00:12:12,186
‫که هیچگونه وابستگی شخصی به گروگان نداشته باشه

213
00:12:12,896 --> 00:12:15,520
‫دستورات من اینه که محل پادگان بیگانه ها رو پیدا کنیم

214
00:12:15,521 --> 00:12:19,186
‫و رئیس "هنشاو" رو بسلامت به شغلش برگردونیم

215
00:12:21,063 --> 00:12:22,463
‫پایگاه در اختیار شماس , قربان

216
00:12:23,186 --> 00:12:26,688
‫حالا , منو ببخشید , خانم ها

217
00:12:37,186 --> 00:12:40,063
‫من اجازه ی دوربین در اطراف تسهیلات تحقیقاتیم نمیدم

218
00:12:42,186 --> 00:12:43,586
‫من که باور نکردم

219
00:12:44,186 --> 00:12:45,688
‫یه مرد باید از خودش محافظت کنه

220
00:12:46,186 --> 00:12:47,586
‫آره

221
00:12:48,186 --> 00:12:50,186
‫, گفتید که حمله بخاطر «جاسوس های حقوقی» بوده

222
00:12:50,896 --> 00:12:54,185
‫ولی , تا حالا ندیدم که کسی همچین سوراخ بزرگی در روی زمین بزاره

223
00:12:54,186 --> 00:12:56,520
‫اینجا اومدی تا بفهمی که چرا من گفتم جاسوسی صنعتی بوده

224
00:12:56,521 --> 00:12:58,185
‫در حالیکه میدونی که نبوده

225
00:13:01,186 --> 00:13:02,586
‫میدونم که دوستات کیا هستن

226
00:13:03,521 --> 00:13:06,185
‫و همکاریت با اونا رو ترجیحا مشکل ساز میدونم

227
00:13:06,186 --> 00:13:09,186
‫مخصوصا با توجه به نقش برجسته ای که در رسانه دارید

228
00:13:09,896 --> 00:13:13,186
‫"خوب , رسانه بوجود اومده تا آدمایی مثل تو احساس راحتی نکنن , "مکس

229
00:13:14,186 --> 00:13:16,185
‫وظیفه ی ما اینه که حقیقت رو گزارش بدیم

230
00:13:16,186 --> 00:13:19,186
‫چه وظیفه ی شایسته ای رو همتون تا حالا انجام میدادید

231
00:13:20,186 --> 00:13:24,185
‫گاز ارزان قیمت "چمپیون" , تا ما همچنان به
‫استفاده از سوخت فسیلی ادامه بدیم

232
00:13:24,186 --> 00:13:27,186
‫تو ستاره های معروف رو تجلیل میکنی در حالیکه
‫سیاستمدار های فاسد رو نادیده میگیری

233
00:13:28,186 --> 00:13:30,687
‫, و مو طلایی های خوشگل که ناگهان قهرمان میشن رو تغییر میدی

234
00:13:30,688 --> 00:13:32,186
‫که تهدیدی که هستن رو پوشانده میشه

235
00:13:34,186 --> 00:13:36,063
‫ولی تاحالا قربانی ـشون نبودی

236
00:13:37,186 --> 00:13:38,586
‫دیدتو عوض میکنه

237
00:13:40,063 --> 00:13:41,463
‫چه نقشه ای برای انجام دادن داری؟

238
00:13:41,521 --> 00:13:44,185
‫کارایی لازمه که باید انجام بشه

239
00:13:44,186 --> 00:13:46,521
‫همکارام شما رو تا جای ماشینتون همراهی میکنن

240
00:13:48,186 --> 00:13:50,063
‫اشکالی نداره , خودم راهو بلدم

241
00:13:55,186 --> 00:13:58,186
‫"اون اجازه های رسانه ای که خواستین رو آوردم , خانم "گرنت

242
00:13:58,521 --> 00:14:01,186
‫عالیه , "کارا" . عالیه!

243
00:14:03,186 --> 00:14:07,354
‫چرا یه دقیقه با من نمیشینی؟

244
00:14:10,063 --> 00:14:13,185
‫"واقعا بهتره که جای میزم برگردم , خانم "گرنت

245
00:14:13,186 --> 00:14:14,186
‫اصرار میکنم

246
00:14:14,187 --> 00:14:15,587
‫باشه

247
00:14:16,688 --> 00:14:19,185
‫کاری میتونم براتون بکنم؟

248
00:14:19,186 --> 00:14:22,185
‫خوب , من داشتم یه کوچولو

249
00:14:22,186 --> 00:14:25,185
‫, درباره ی گذشته ـت تحقیق میکردم

250
00:14:25,186 --> 00:14:27,520
‫و فقط یکم شفاف سازی در

251
00:14:27,521 --> 00:14:30,186
‫چندین مورد میخواستم

252
00:14:30,785 --> 00:14:32,185
‫بشین , بشین

253
00:14:33,786 --> 00:14:35,186
‫تو ۲۴ سالته؟

254
00:14:35,187 --> 00:14:37,185
‫"میدونید که هستم , خانم "گرنت

255
00:14:38,187 --> 00:14:41,185
‫"که یعنی وقتی فیلم "تایتانیک

256
00:14:41,186 --> 00:14:44,185
‫در سال ۱۹۹۷ اومد چند سالت بوده؟

257
00:14:44,186 --> 00:14:46,062
‫آه , ۶ سال!

258
00:14:46,063 --> 00:14:49,185
‫که همون سنی هست که کلاس چندم رو شروع کردی؟

259
00:14:49,186 --> 00:14:50,186
‫اول

260
00:14:50,187 --> 00:14:53,186
‫- و اسم معلمت چی بود؟
‫- "آقای "زارزیکی

261
00:14:54,786 --> 00:14:56,186
‫بر اساس این کارنامه تحصیلی...

262
00:14:56,187 --> 00:14:58,185
‫شما کارنامه ی کلاس اولمو دارید؟

263
00:14:58,186 --> 00:15:00,185
‫اسمش خانم "روث مارشان" بوده

264
00:15:00,186 --> 00:15:02,185
‫خانم "مارشان" توی شهر "میدول" هنر درس میداد

265
00:15:02,186 --> 00:15:05,187
‫و اونم یه سؤال گول زننده بود , چون من تا کلاس هشتم به اونجا منتقل نشدم

266
00:15:09,063 --> 00:15:10,896
‫حالا , تونستم متقاعدتون بکنم , خانم "گرنت"؟

267
00:15:11,186 --> 00:15:13,186
‫بدون هیچ شک و شبهه ای

268
00:15:16,186 --> 00:15:19,185
‫تو سوپرگرل هستی

269
00:15:19,186 --> 00:15:21,185
‫ولی ... من...

270
00:15:21,186 --> 00:15:24,520
‫جواب همه ی سؤال های دیوانگیتون رو که میدونستم

271
00:15:24,521 --> 00:15:27,185
‫دقیقا! تنها فردی که قصد داره دروغ بگه

272
00:15:27,186 --> 00:15:29,185
‫میتونه جواب همه ی سؤال های پرسیده شده رو بده

273
00:15:29,186 --> 00:15:31,186
‫فک میکنی چطوری تونستم مچ "لنس آرمسترانگ" رو بگیرم؟
‫دوچرخه سوار قهرمان آمریکایی که بعد از معلوم شدن دوپینگ کردنش*
‫*مقام هاش ازش گرفته شد

274
00:15:33,063 --> 00:15:36,353
‫, ببین , "کیرا" , تو و من هر دومون برای حقیقت و عدالت

275
00:15:36,354 --> 00:15:38,185
‫و روش آمریکایی میجنگیم

276
00:15:38,186 --> 00:15:40,186
‫فقط حالا شده که روش های من بهتر از کار دراومده

277
00:15:40,688 --> 00:15:42,186
‫و جالب تر هم هست

278
00:15:42,688 --> 00:15:44,186
‫, الان دیگه کاری ندارم باهات

279
00:15:45,186 --> 00:15:46,896
‫سوپرگرل

280
00:15:50,186 --> 00:15:52,185
‫شرمنده , الان تماس ناموفقت رو دیدم

281
00:15:52,186 --> 00:15:54,186
‫باید الان بیای اینجا

282
00:16:00,186 --> 00:16:03,186
‫متوجه نمیشم . نمیتونم ذهنشو بخونم

283
00:16:04,186 --> 00:16:07,185
‫فکر میکردم نسلتون برای همین کار معروفید

284
00:16:07,186 --> 00:16:09,687
‫"شاید داره سرکارت میزاره , "نان.
‫کار سختی هم نیستش

285
00:16:09,688 --> 00:16:11,185
‫من هیچوقت چنین کاری باهاتون نمیکنم!

286
00:16:11,186 --> 00:16:14,687
‫این انسان حتما یه نوع فناوری توسعه داده که مانع من میشه

287
00:16:14,688 --> 00:16:16,895
‫چیه که اینقدر دنبالشی که میخوای بفهمی؟

288
00:16:16,896 --> 00:16:18,296
‫محل "ب.ع.غ"؟

289
00:16:19,186 --> 00:16:21,185
‫در فکر حمله ی پیش دستانه هستی؟

290
00:16:21,186 --> 00:16:24,186
‫شاید بهتره من پیش دستانه گردنتو بشکنم

291
00:16:24,786 --> 00:16:26,186
‫منو بکشی , زنتو کشتی

292
00:16:26,187 --> 00:16:28,186
‫تو هیچی جز یه سگ در زنجیر پارس کن نیستی

293
00:16:29,186 --> 00:16:30,586
‫هیچ تهدیدی نیستی

294
00:16:36,186 --> 00:16:39,186
‫حالا میبینم که چقدرنسبت به ما وحشی ها بیشتر پیشرفته ترین

295
00:16:49,186 --> 00:16:52,896
‫من ژنرال "ساموئل لین" از ارتش ایالات متحده هستم

296
00:16:53,186 --> 00:16:56,185
‫برام سؤاله که چقدر از انسان های هم نوع ـتو مجبور بودی بکشی

297
00:16:56,186 --> 00:16:58,186
‫تا چنین مقامی رو بدست بیاری

298
00:16:59,186 --> 00:17:00,586
‫و با اینحال من رو تهدید خطاب میکنید

299
00:17:03,186 --> 00:17:04,586
‫, وقتی من یه پسر بچه کوچولو بودم

300
00:17:05,186 --> 00:17:09,063
‫بابام همیشه منو و خواهرم رو به سینما میبرد

301
00:17:09,896 --> 00:17:13,521
‫"یه فیلم دیدم به اسم "روزی که زمین متوقف شد و ایستاد

302
00:17:14,186 --> 00:17:17,186
‫, درباره ی یه بیگانه بود , مثل خودت

303
00:17:18,186 --> 00:17:22,185
‫که به زمین اومد و تهدید به نابود کردنش کرد

304
00:17:22,186 --> 00:17:25,186
‫اگه انسان ها روش شرورانه ی خودشون رو تغییر ندن

305
00:17:25,354 --> 00:17:28,186
‫تا چندین ماه کابوس میدیدم

306
00:17:29,186 --> 00:17:32,896
‫, و میدونی که هنوزم , امروز

307
00:17:33,186 --> 00:17:35,185
‫, وقتی به تو نگاه میکنم

308
00:17:35,186 --> 00:17:39,186
‫دوباره حس میکنم توی همون سینمای قدیمی هستم

309
00:17:40,186 --> 00:17:41,586
‫ترسیده

310
00:17:42,186 --> 00:17:45,185
‫در "کریپتون" , یه نمایشی از قدرت هستش

311
00:17:45,186 --> 00:17:48,185
‫که ترستو به دشمنت اعتراف کنی

312
00:17:48,186 --> 00:17:50,185
‫برای همین بهت گفتم

313
00:17:50,186 --> 00:17:54,688
‫, میخواستم بدونی که , طبق استاندارد های دنیای تو
‫من مرد شرافتمندی هستم

314
00:17:56,186 --> 00:18:00,186
‫و از اتفاقاتی که قراره بیفته هیچ لذتی نخواهم برد

315
00:18:15,186 --> 00:18:20,185
‫حالا , تو محل پایگاهتون رو بهم میگی

316
00:18:20,186 --> 00:18:24,187
‫تنها سؤالی که میمونه اینه که قبل از اینکه شروع کنیم میگی یا بعدش

317
00:18:25,896 --> 00:18:28,185
‫داری چیکار میکنید؟

318
00:18:28,186 --> 00:18:31,185
‫نمیتونی همینطوری وارد اینجا بشی

319
00:18:31,186 --> 00:18:33,185
‫راست میگه . چراغ ها , "کریپتونایت" تو رو تضعیف میکنه

320
00:18:33,186 --> 00:18:34,895
‫تصمیم گرفتی طرف اینا باشی؟

321
00:18:34,896 --> 00:18:36,521
‫در برابر هم نوع خودت؟

322
00:18:37,186 --> 00:18:38,687
‫خانواده ی خودت؟

323
00:18:38,688 --> 00:18:40,185
‫بس کنید , دارید بهش صدمه میزنید!

324
00:18:40,186 --> 00:18:44,185
‫ببخشید , وقتی که تو با مهربانی پرسیدی بیشتر آماده ی گفتن بود؟

325
00:18:44,186 --> 00:18:45,895
‫راه دیگه ای برای نجات "هنک" وجود داره

326
00:18:45,896 --> 00:18:48,688
‫ما مبارزی به این سطح تهدید رو آزاد نمیکنیم

327
00:18:50,186 --> 00:18:51,687
‫ژنرال , ما بهتر از اینا هستیم!

328
00:18:51,688 --> 00:18:55,062
‫ما هسیم . اونا نیستن . از اینجا ببرینش!

329
00:18:55,063 --> 00:18:56,688
‫نه , نکنید! نکنید!

330
00:18:57,186 --> 00:18:58,586
‫لطفا , لطفا!

331
00:18:58,786 --> 00:19:00,186
‫لطفا , نه!

332
00:19:07,061 --> 00:19:08,461
‫, میگم , اگه "الکس" دخالت و میانجیگری نمیکرد

333
00:19:08,462 --> 00:19:10,338
‫نمیدونم که چه کاری میکردم

334
00:19:10,555 --> 00:19:13,057
‫میدونم "استرا" تصمیمات بدی گرفته , ولی...

335
00:19:13,058 --> 00:19:14,554
‫اون هنوز جزئی از خانواده ـس

336
00:19:14,555 --> 00:19:16,554
‫درسته . مشکل من همینه

337
00:19:16,555 --> 00:19:19,554
‫بهرحال , از صحبت هات با "مکس" چیزی تونستی بفهمی؟

338
00:19:19,555 --> 00:19:22,554
‫نه , به جایی نرسید

339
00:19:22,555 --> 00:19:24,554
‫میگم , واقعیتش چیزی اونجا نیستش

340
00:19:26,057 --> 00:19:27,554
‫خوب , حداقل چند تا خبر خوب هستش

341
00:19:27,555 --> 00:19:28,955
‫"کیرا"

342
00:19:29,687 --> 00:19:31,087
‫باید برم

343
00:19:35,155 --> 00:19:36,555
‫آره

344
00:19:36,556 --> 00:19:39,554
‫, کارا" خیلی بهت اعتماد داره که بفهمه داری دروغ میگی"

345
00:19:39,555 --> 00:19:40,555
‫ولی من قطعا ندارم

346
00:19:40,556 --> 00:19:43,554
‫راستشو بگو چی درباره ی "مکس" فهمیدی؟

347
00:19:43,555 --> 00:19:44,955
‫در رو ببند

348
00:19:48,555 --> 00:19:50,555
‫داره نقشه یه تلافی علیه "کریپتونی"ها میکشه

349
00:19:50,890 --> 00:19:52,554
‫"از جمله "کارا

350
00:19:52,555 --> 00:19:54,554
‫آره , و منم نمیخوام بهش فرصتی بدم که بهش صدمه بزنه

351
00:19:54,555 --> 00:19:56,554
‫پس , لازمه که سریع بفهمیم که چه نقشه ای داره

352
00:19:56,555 --> 00:19:57,955
‫برای همین هست که

353
00:19:58,555 --> 00:20:00,554
‫وقتی رفتم جاش فقط باهاش صحبت نکردم که

354
00:20:00,555 --> 00:20:05,432
‫عکس های نظارتی گرفتم , تا تو بتونی بهم کمک کنی یه راهی به داخلش پیدا کنم

355
00:20:05,555 --> 00:20:09,057
‫ببخشید , تو میخوای , به داخل تسهیلات "مکس لرد" وارد بشی؟

356
00:20:11,555 --> 00:20:13,554
‫میدونستم که دوربین به دست گرفتن دوباره ی تو نظر بدی بودش

357
00:20:13,555 --> 00:20:16,555
‫تو مثل یکی از اون خبرنگار های دیوونه ی جنگی هستی که
‫نمیتونم توی خونه ـشون بمونن!

358
00:20:17,555 --> 00:20:22,555
‫خوب . واقعا میخوای "کارا" بفهمه که گذاشتی همه کارا رو من خودم به تنهایی بکنم؟

359
00:20:23,555 --> 00:20:26,555
‫باشه , باشه! یه راه ورود برات پیدا میکنم

360
00:20:27,057 --> 00:20:28,554
‫بله , خانم "گرنت"؟

361
00:20:28,555 --> 00:20:29,955
‫بشین

362
00:20:38,555 --> 00:20:41,432
‫تو چشمام نگاه کن , "کیرا" چی میبینی؟

363
00:20:41,555 --> 00:20:43,555
‫- آم...
‫- بادکردگی

364
00:20:44,555 --> 00:20:48,554
‫من تا صبح بیدار موندم و پوشش های خبری سوپرگرل رو میدیدم

365
00:20:48,555 --> 00:20:51,555
‫, همه ی دخالت هایی که در دزدی ها بوده , و تصادف های ماشینی که جلوشون گرفته شده بوده

366
00:20:51,556 --> 00:20:54,554
‫و هر چی بیشتر نگاه میکنم , بیشتر درباره ی

367
00:20:54,555 --> 00:20:56,555
‫اتفاقات بدی که میافته وقتی تو اینجا سرکاری فکر میکنم

368
00:20:57,265 --> 00:20:59,554
‫فکر نمیکنید که همین مورد ثابت میکنه که من اون نیستم؟

369
00:20:59,555 --> 00:21:01,554
‫من اینجام در حالیکه اون بیرونه

370
00:21:01,555 --> 00:21:03,554
‫لطفا بیخیال . جفتمون میدونیم که سوپرگرل از

371
00:21:03,555 --> 00:21:05,554
‫عهده ی چنین کلک هایی برمیاد

372
00:21:05,555 --> 00:21:08,555
‫چیزی که واقعا به من ثابت میکنه اینه که چقدر این شغل برای تو کم ارزش هستش

373
00:21:09,555 --> 00:21:11,554
‫نه . درست نیست . من عاشق شغلمم

374
00:21:11,555 --> 00:21:15,264
‫هر دقیقه ای که تو وقتتو بابت بازی کردن نقش یه دستیار تو اینجا تلف میکنی

375
00:21:15,265 --> 00:21:17,555
‫دقیقه ای که یکی اون بیرون نجات پیدا نمیکنه هسش

376
00:21:18,890 --> 00:21:20,554
‫خانم "گرنت" , منظورتون چیه؟

377
00:21:20,555 --> 00:21:23,555
‫دارم میگم که دیگه من در این حیله و نیرنگت مشارکت نمیکنم

378
00:21:24,555 --> 00:21:27,554
‫,پس , یا بهم ثابت میکنی که تو سوپرگرل نیستی

379
00:21:27,555 --> 00:21:31,555
‫یا فردا وسایلت رو جمع میکنی

380
00:21:39,154 --> 00:21:40,554
‫اوضاعمون چطوره , "وین"؟

381
00:21:40,555 --> 00:21:42,432
‫احساس بی حفاظی این بیرون میکنم

382
00:21:43,555 --> 00:21:45,554
‫خیلی خوب , باشه . هشدارها غیرفعال شدن

383
00:21:45,555 --> 00:21:48,555
‫ولی یکم وقت بیشتر برای این قفل میخوام , رفیق

384
00:21:49,155 --> 00:21:50,555
‫درباره ی هشدارها مطمئنی؟

385
00:21:50,556 --> 00:21:52,556
‫آره , معلومه که مطمئنم . برای چی؟

386
00:21:55,555 --> 00:21:56,955
‫هیچی

387
00:21:59,555 --> 00:22:01,555
‫باشه . باشه

388
00:22:04,555 --> 00:22:07,265
‫عجب . یه مشکل احتمالی اینجا داریم

389
00:22:10,432 --> 00:22:12,555
‫نمیتونی به لیزر ها لگد بزنی , مگه نه؟

390
00:22:12,723 --> 00:22:14,554
‫بیخیال , "وین" . کمکم کن

391
00:22:14,555 --> 00:22:17,555
‫باشه , باشه . فقط چون مؤدبانه پرسیدی

392
00:22:22,723 --> 00:22:25,555
‫باید بگم , "وین", تحت تأثیر قرار گرفتم

393
00:22:35,555 --> 00:22:37,555
‫صبر کن , صبر کن . وایسا , صبر کن . همونجا وایسا

394
00:22:37,890 --> 00:22:40,554
‫اون جالبه

395
00:22:40,555 --> 00:22:41,555
‫چی جالبه؟

396
00:22:41,556 --> 00:22:44,554
‫خوب , همه ی قفل های دیگه ی تسهیلات "مکس" از
‫,سیستم صفحه کلید استفاده شده

397
00:22:44,555 --> 00:22:47,554
‫ولی این یکی زیست-تشخیصی هستش

398
00:22:47,555 --> 00:22:48,955
‫چی...

399
00:22:49,155 --> 00:22:50,555
‫میتونی هکش کنی؟

400
00:22:50,556 --> 00:22:53,554
‫نه , نه , "جیمز" . این , مثلا , کل قضیه ی همینه دیگه

401
00:22:53,555 --> 00:22:55,722
‫این بهتر از یه تشخیص اثر انگشت , تشخیص صدا , تشخیص شبکیه چشم...

402
00:22:59,555 --> 00:23:00,955
‫جیمز" , هنوز اونجایی؟"

403
00:23:07,555 --> 00:23:09,554
‫استرا" جای "نان" رو لو داد"

404
00:23:09,555 --> 00:23:11,264
‫ما داریم تجهیز میشیم الان تا "هنک" رو بگیریم

405
00:23:11,265 --> 00:23:14,554
‫استرا" هرگز به سرباز هاش یا شوهرش خیانت نمیکنه"

406
00:23:14,555 --> 00:23:17,554
‫اگه یه فرصتی برای نجات "هنک" وجود داره , باید ازش استفاده کنم

407
00:23:17,555 --> 00:23:18,955
‫پس منم باهات میام

408
00:23:34,555 --> 00:23:38,555
‫تیم "اکو" , شما برای درگیری بدون سلاح آزاد هستید

409
00:23:50,155 --> 00:23:51,555
‫ژنرال , سوپرگرل در محل هست!

410
00:23:51,556 --> 00:23:53,554
‫اونجا چه غلطی میکنه؟!

411
00:23:53,555 --> 00:23:56,264
‫این یه مأموریت استرداد انسانی هستش

412
00:23:56,265 --> 00:23:57,665
‫من بهش زنگ زدم

413
00:24:02,555 --> 00:24:05,555
‫محفظه ها حاوی سُرب هستن . نمیتونم داخلشون رو ببینم

414
00:24:07,555 --> 00:24:10,555
‫درسته , تیم "اکو" .اون محفظه ها رو بررسی کنید و حواستون به پشت سرتون باشه

415
00:24:27,555 --> 00:24:29,555
‫دارن نزدیک میشن , قربان

416
00:24:34,555 --> 00:24:36,265
‫"هنک"!

417
00:24:43,556 --> 00:24:44,955
‫بمب!

418
00:25:08,555 --> 00:25:10,555
‫نه

419
00:25:19,555 --> 00:25:20,955
‫افرادم...

420
00:25:21,555 --> 00:25:22,955
‫یه تله بودش

421
00:25:23,555 --> 00:25:24,955
‫استرا" گولمون زدش"

422
00:25:37,859 --> 00:25:40,891
‫جیمی اولسن" , عکاس شجاع"

423
00:25:41,719 --> 00:25:43,119
‫فقط نمیدونستم که چقدر شجاع هستی

424
00:25:43,719 --> 00:25:47,719
‫سیستم امنیتی من حالتی از هنر نیستن , خود هنر هستن

425
00:25:49,430 --> 00:25:52,430
‫چه کسی بهت کمک کرد که وارد بشی؟

426
00:25:53,430 --> 00:25:54,830
‫همم؟

427
00:25:55,430 --> 00:25:59,307
‫خوب , همونطور که گفتی , من شجاعم

428
00:26:01,132 --> 00:26:02,532
‫باشه

429
00:26:03,307 --> 00:26:04,707
‫بیا یه جور دیگه انجامش بدیم

430
00:26:07,109 --> 00:26:08,509
‫میدونی , تو....

431
00:26:09,119 --> 00:26:11,617
‫تو واقعا آدم قوی هستی که پُشت افرادت مخفی شدی

432
00:26:12,625 --> 00:26:15,625
‫چرا مثل یه مرد اعتراف نمیکنی که اینجا داری چیکار میکنی , "مکس"؟

433
00:26:15,793 --> 00:26:19,625
‫فک میکنی به غرور من توهین کنی باعث میشه که بهت همه چیز
‫رو مثل یه آدم بده ی فیلم "جیمزباند"بگم؟

434
00:26:20,625 --> 00:26:22,025
‫"روی من جواب نمیده , "جیمی

435
00:26:22,625 --> 00:26:25,624
‫ولی از نظرت درباره ی اینکه مثل مرد حلش کنیم خوشم اومد

436
00:26:33,625 --> 00:26:37,625
‫انسان , بیگانه , سوپر

437
00:26:41,625 --> 00:26:44,624
‫اگه در برابر من قرار بگیری , میبازی

438
00:26:52,502 --> 00:26:53,902
‫دفعه بعد...

439
00:26:55,625 --> 00:26:57,625
‫فقط به دوربین بسنده نمیکنم

440
00:27:06,625 --> 00:27:08,334
‫میتونم باهاتون صحبت کنم , خانم "گرنت"؟

441
00:27:08,335 --> 00:27:09,735
‫خوب , بستگی داره

442
00:27:10,625 --> 00:27:12,624
‫شنل تو بهم نشون بده

443
00:27:14,625 --> 00:27:18,624
‫, میدونم که میخواین بهتون بگم که من سوپرگرل هستم
‫ولی نمیتونم اینکارو بکنم

444
00:27:20,502 --> 00:27:24,625
‫, چیزی که میتونم بهتون بگم اینه که این شغل , این مکان

445
00:27:25,625 --> 00:27:28,625
‫بیشتر از چیزی که شما فکر میکنید برام مهمه

446
00:27:32,625 --> 00:27:36,625
‫, هر وقتی که سردرگم هستم یا دست پاچه ـم

447
00:27:37,625 --> 00:27:40,625
‫میام به اتاقتون و شما حسش میکنید

448
00:27:41,625 --> 00:27:43,025
‫مثل ابرقدرتتون هستش

449
00:27:43,625 --> 00:27:46,624
‫, میدونم که تا آخر زندگیم قرار نیست که دستیار شما باشم

450
00:27:46,625 --> 00:27:49,624
‫ولی میدونم هرکاری که بعدش بکنم آسونتر خواهد بود

451
00:27:49,625 --> 00:27:51,625
‫بخاطر همه ی چیزهایی که بهم یاد دادید

452
00:27:52,625 --> 00:27:56,625
‫حقیقت اینه , من الان بیشتر از همیشه بهتون نیاز دارم

453
00:27:59,625 --> 00:28:03,625
‫خوب , پس میدونی که باید چکاری بکنی

454
00:28:11,625 --> 00:28:14,335
‫پس هیچ چاره ای برام نمیزارید

455
00:28:16,625 --> 00:28:18,025
‫استعفا میدم

456
00:28:20,625 --> 00:28:23,625
‫حداقل میتونی امروز رو تموم کنی

457
00:28:39,625 --> 00:28:43,624
‫جیمز"! چی بلایی سرت اومده؟"

458
00:28:43,625 --> 00:28:44,625
‫از چیزی که بنظر میاد بدتره

459
00:28:44,626 --> 00:28:45,626
‫اینو نپرسیدم

460
00:28:45,627 --> 00:28:47,334
‫نمیخوام که ناراحت بشی

461
00:28:47,335 --> 00:28:48,624
‫برای همین همون اولش هم بهت نگفتم

462
00:28:48,625 --> 00:28:50,625
‫مکس لرد" این بلا رو سرت آورده"

463
00:28:54,625 --> 00:28:56,025
‫تو هم توی این قضیه باهاش بودی؟

464
00:28:56,625 --> 00:28:58,126
‫جفتتون بهم دروغ گفتید؟

465
00:28:58,127 --> 00:28:59,624
‫هِی , ما سعی داشتیم که بهت کمک کنیم

466
00:28:59,625 --> 00:29:02,126
‫خودتون تنهایی میخواستید اونو شکست بدید؟

467
00:29:05,625 --> 00:29:08,625
‫مکس لرد" خبیثه"

468
00:29:09,127 --> 00:29:12,624
‫الان متوجه میشم , و همه کار میکنم تا جلوشو بگیرم

469
00:29:12,625 --> 00:29:15,624
‫وایسا . "کارا" , الان بطور خیلی بدی شبیه "استرا" حرف میزنی

470
00:29:15,625 --> 00:29:17,624
‫آره , شاید اون خیلی هم اشتباه نمیگه؟

471
00:29:17,625 --> 00:29:19,625
‫- هِی , "کارا" , اینکارو نکن . بیخیال!
‫- نمیتونی جلوی منو بگیری!

472
00:29:21,225 --> 00:29:22,625
‫از سر راهم برو کنار

473
00:29:22,626 --> 00:29:26,625
‫, اگه اینطوری سراغ "مکسول لرد" بری

474
00:29:27,625 --> 00:29:29,126
‫بعدش میدونی چی میشه , فقط حرف اون رو ثابت میکنی

475
00:29:29,127 --> 00:29:31,624
‫که تو با "استرا" یا "نان" فرقی نداری

476
00:29:31,625 --> 00:29:33,624
‫شایدم خیلی تفاوتی نداشته باشیم؟

477
00:29:33,625 --> 00:29:36,127
‫"باید تفاوت داشته باشی , "کارا

478
00:29:37,625 --> 00:29:40,625
‫چون اگه نداشته باشی , پس ما شکست میخوریم

479
00:29:41,335 --> 00:29:46,127
‫نه , تو متوجه نیستی , "وین" . حس میکنم که همه چیز رو از دست دادم

480
00:29:47,625 --> 00:29:49,127
‫نمیتونم جلوی "مکس" رو بگیرم

481
00:29:49,225 --> 00:29:50,625
‫یا  بتونم "استرا" رو متوجه کارش کنم

482
00:29:50,626 --> 00:29:54,625
‫نمیتونم "هنک" رو نجات بدم یا خودمو از مخمصه ی که با "کت" دارم بیرون بیارم

483
00:29:55,625 --> 00:29:57,624
‫, حتی خاطرات مادر خودم

484
00:29:57,625 --> 00:30:01,625
‫, تنها چیزی که همیشه میتونستم روش حساب کنم

485
00:30:03,625 --> 00:30:05,025
‫از بین رفته

486
00:30:12,625 --> 00:30:14,025
‫هیچی برام نمونده

487
00:30:16,625 --> 00:30:18,335
‫نمیدونم دیگه چیکار کنم

488
00:30:18,625 --> 00:30:22,625
‫همه ی این قدرت ها رو دارم , ولی تا حالا اینقدر
‫احساس ناتوانی نکرده بودم

489
00:30:24,625 --> 00:30:26,025
‫هِی

490
00:30:26,625 --> 00:30:29,625
‫کارا" , اوضاع خوب میشه"

491
00:30:30,625 --> 00:30:32,625
‫, حتی وقتی اوضاع بنظر بدون هیچ امیدی میاد

492
00:30:34,625 --> 00:30:36,625
‫قهرمان ها یه راهی پیدا میکنن

493
00:30:54,335 --> 00:30:55,735
‫اونا فرستادنت تا دوباره تلاش کنی

494
00:30:56,625 --> 00:30:58,624
‫برای چی فک میکنی این دفعه فرق خواهد کرد؟

495
00:30:58,625 --> 00:31:00,626
‫چون الان , من آمادم هر حرفی که داری رو گوش کنم

496
00:31:01,625 --> 00:31:03,025
‫قبلا میترسیدم گوش کنم

497
00:31:05,625 --> 00:31:09,625
‫, ولی امروز , انقدر عصبانی شدم

498
00:31:10,625 --> 00:31:12,025
‫نمیتونستم فکر کنم

499
00:31:12,625 --> 00:31:15,625
‫نمیخواستم کارو بکنم . فقط میخواستم به یکی آسیب برسونم

500
00:31:16,625 --> 00:31:19,960
‫چون میترسیدم همه ی چیزایی که برام مهم هستن رو از دست بدم

501
00:31:21,335 --> 00:31:22,735
‫مثل احساسی که حتما قبلا در خونه داشتید

502
00:31:26,625 --> 00:31:29,624
‫, ولی اگه ما هرگونه امیدی برای آینده داریم

503
00:31:29,625 --> 00:31:32,126
‫نمیتونیم بزاریم ترسمون مارو کنترل کنه

504
00:31:32,127 --> 00:31:33,625
‫باید بهتر باشیم

505
00:31:35,625 --> 00:31:37,625
‫خیلی بهم ارزش میدی

506
00:31:38,625 --> 00:31:40,625
‫چون شخصیت واقعی ـتو میشناسم

507
00:31:42,960 --> 00:31:45,625
‫زنی که میشناختی در "کریپتون" مُرد

508
00:31:46,625 --> 00:31:48,625
‫من هنوز ایمان دارم که درون تو خوبی هست

509
00:31:51,127 --> 00:31:52,960
‫من ارزش ایمان تو رو ندارم

510
00:31:53,625 --> 00:31:57,625
‫همه لایق ایمان هستن , "استرا" . حتی تو

511
00:31:58,625 --> 00:32:00,625
‫حالا , بهم بگو چه اتفاقی در "کریپتون" افتاد

512
00:32:01,960 --> 00:32:03,625
‫حقیقتش رو

513
00:32:05,625 --> 00:32:08,625
‫استرا" , لطفا بهم نگاه کن"

514
00:32:10,625 --> 00:32:12,625
‫من باورت دارم

515
00:32:13,625 --> 00:32:16,625
‫من باور دارم که "کریپتون" با نابودی روبرو هستش

516
00:32:16,960 --> 00:32:19,624
‫و دیر یا زود همه در اینجا بهش اعتراف خواهند کرد

517
00:32:19,625 --> 00:32:21,624
‫پس چرا محکومم میکنی؟

518
00:32:21,625 --> 00:32:23,625
‫"چون تو مردم رو کُشتی , "استرا

519
00:32:24,625 --> 00:32:26,624
‫, مهم نیست که چه هدف شرافتمندانه ای در پُشتش داشتی

520
00:32:26,625 --> 00:32:28,624
‫هیچ چیزی این حقیقت رو عوض نمیکنه

521
00:32:28,625 --> 00:32:31,625
‫و من در این دادگاه با چیزی بیشتر از رابطه ی خوبی وابسته هستم

522
00:32:33,625 --> 00:32:36,502
‫,ولی بهت قول میدم , من برای هدف تو میجنگم

523
00:32:37,625 --> 00:32:40,624
‫, نه از طریق ترس و گول زدن

524
00:32:40,625 --> 00:32:43,625
‫بلکه از طریق دلسوزی و استدلال

525
00:32:44,626 --> 00:32:47,625
‫این تنها امیدی برای نجات دنیامون هست

526
00:32:58,625 --> 00:33:00,025
‫"عاشقتم , "استرا

527
00:33:06,625 --> 00:33:08,625
‫مادرت دست از باور داشتن به من برنداشت

528
00:33:10,625 --> 00:33:13,127
‫"تو هم خیلی شبیه ـش هستی , "کارا

529
00:33:22,625 --> 00:33:24,625
‫"هنوز خیلی دیر نشده , "استرا

530
00:33:26,625 --> 00:33:28,624
‫لطفا بهم بگو "هنشاو" کجا هستش

531
00:33:28,625 --> 00:33:31,625
‫تنها روشی که میشه نجاتش داد اینه که مبادله رو انجام بدید

532
00:33:31,793 --> 00:33:34,127
‫انسان ها هرگز باهاش موافقت نمیکنن

533
00:33:37,625 --> 00:33:39,025
‫پس خوبه که من انسان نیستم

534
00:33:53,078 --> 00:33:55,078
‫فکر میکنی داری چیکار میکنی؟

535
00:33:55,079 --> 00:33:57,077
‫تبادل زندانی ها

536
00:33:57,078 --> 00:33:59,078
‫غلط کردی

537
00:34:01,537 --> 00:34:02,937
‫بزارید بریم , ژنرال

538
00:34:02,938 --> 00:34:05,937
‫"اون بیگانه دشمن هستش , مأمور "دنورس

539
00:34:05,938 --> 00:34:08,937
‫دستورات شما این بودن که رئیس "هنشاو" رو برگردونیم

540
00:34:08,938 --> 00:34:10,937
‫منم دارم همین کارو میکنم

541
00:34:10,938 --> 00:34:15,938
‫یه قدم دیگه بردار و افرادم زمینت میزنن

542
00:34:16,106 --> 00:34:17,938
‫من بودم از این بابت خیلی مطمئن نمیبودم

543
00:34:25,938 --> 00:34:27,938
‫اون زندگی منو نجات دادش , قربان

544
00:34:42,106 --> 00:34:45,937
‫چطور میدونی که "نان" و ارتشش بهت خیانت نمیکنن؟

545
00:34:45,938 --> 00:34:48,815
‫نمیدونم . ولی ایمان دارم

546
00:35:05,938 --> 00:35:08,938
‫باوجود دلیری دروغین قبلت , مشخصا در مورد این معامله
‫خیلی راضی بنظر نمیرسی

547
00:35:09,938 --> 00:35:12,648
‫اگه دست من بود , میذاشتم توی همون سلول بپوسی

548
00:35:13,440 --> 00:35:16,272
‫ولی من میخوام که مردمت ببینن که ما بهتر از ژنرال "لین" هستیم

549
00:35:16,273 --> 00:35:19,937
‫چون شاید بعدش یه راهی برای پایان دادن به این جنگ پیدا کنیم

550
00:35:19,938 --> 00:35:21,937
‫کاملا شبیه خواهر زادم حرف میزنی

551
00:35:21,938 --> 00:35:23,938
‫اون تأثیر زیادی روی آدم ها میزاره

552
00:35:27,273 --> 00:35:28,938
‫اونا اینجان

553
00:35:45,938 --> 00:35:47,338
‫برو

554
00:35:52,938 --> 00:35:54,338
‫از دیدنتون خوشحالم , قربان

555
00:35:56,938 --> 00:35:58,937
‫وقتی از اینجا بیرون برم , بهت در مورد

556
00:35:58,938 --> 00:36:00,937
‫سیاستمون درباره ی مذاکره کردن با تروریست ها یادآوری میکنم

557
00:36:00,938 --> 00:36:03,937
‫تا اون موقع , فقط میگم ممنون

558
00:36:06,938 --> 00:36:08,938
‫یه جای کار اشتباهه

559
00:36:22,537 --> 00:36:23,937
‫ما محاصره شدیم

560
00:36:23,938 --> 00:36:25,338
‫باید تغییر شکل بدی

561
00:36:26,938 --> 00:36:28,338
‫آماده ی حمله بشید!

562
00:36:39,938 --> 00:36:41,338
‫دست نگه دارید!

563
00:36:41,815 --> 00:36:43,215
‫عقب نشینی کنید!

564
00:36:46,938 --> 00:36:48,937
‫باید الان حمله کنیم , ژنرال

565
00:36:48,938 --> 00:36:49,938
‫کاملا تحت اختیارشون داریم

566
00:36:49,939 --> 00:36:51,938
‫"به توافق احترام بزار , "نان

567
00:36:52,938 --> 00:36:54,938
‫امروز دیگه جنگی نخواهد بود

568
00:37:07,938 --> 00:37:09,338
‫عقب نشینی کنید!

569
00:37:19,938 --> 00:37:22,106
‫دلسوزی منو به عنوان ضعف اشتباه نگیری

570
00:37:22,938 --> 00:37:24,938
‫این یه آتش بس نیستش

571
00:37:24,939 --> 00:37:26,938
‫پس بیاین بهش یه شروع بگیم

572
00:37:34,938 --> 00:37:36,937
‫فقط چیز حتمی رو به تأخیر انداختید

573
00:37:36,938 --> 00:37:39,937
‫با این دشمن نمیشه منطقی رفتار کرد

574
00:37:39,938 --> 00:37:43,938
‫ما رفتار با ملاحظه تری رو اینجا در "ب.ع.غ" ترجیح میدیم.
‫که به یادم میندازه...

575
00:37:44,815 --> 00:37:46,215
‫حضور شما در اینجا دیگه لازم نیستش

576
00:37:46,938 --> 00:37:49,937
‫میتونید از مأمورهای من بخاطر تموم کردن مأموریتتون تشکر کنید

577
00:37:49,938 --> 00:37:52,937
‫آرمان گرایی ـشون باعث نابودی این سیاره میشه

578
00:37:52,938 --> 00:37:54,105
‫نه

579
00:37:54,106 --> 00:37:55,938
‫اون چیزی که ما نجاتش میدیم

580
00:38:06,939 --> 00:38:08,938
‫خوب...

581
00:38:09,106 --> 00:38:12,440
‫وقتی "الکس" گفت که باید "تغییر شکل بدی" منظورش چی بود؟

582
00:38:12,938 --> 00:38:14,938
‫یا شاید فراموش کردی که سوپر-شنوایی دارم؟

583
00:38:21,938 --> 00:38:23,937
‫شما از سیاره ی مریخ هستید؟

584
00:38:23,938 --> 00:38:25,338
‫شما هم از سیاره ی "کریپتون" هستید

585
00:38:25,938 --> 00:38:27,937
‫ولی چرا مخفی موندید؟

586
00:38:27,938 --> 00:38:31,938
‫من دارم سعی میکنم که دنیا رو برای همه مکانی امن بکنم . انسان و بیگانه ها

587
00:38:32,815 --> 00:38:35,937
‫قبل از اینکه هویت "هنک هنشاو" رو بخود بگیرم  در برابر پدر "الکس" موفق نبودم

588
00:38:35,938 --> 00:38:36,938
‫دوباره شکست نمیخورم

589
00:38:36,939 --> 00:38:39,937
‫و "ب.ع.غ" رو هم تحت فرماندهی ژنرال "لین" دیدی

590
00:38:39,938 --> 00:38:43,938
‫پس , ما به "هنک" , "جان" , در رأس نیاز داریم

591
00:38:45,440 --> 00:38:47,814
‫میدونید , میتونستید به منم بگید

592
00:38:47,815 --> 00:38:48,937
‫میتونم یه رازی رو نگه دارم

593
00:38:48,938 --> 00:38:50,338
‫نه , نمیتونی

594
00:39:00,938 --> 00:39:02,338
‫"...کار"

595
00:39:08,938 --> 00:39:11,938
‫و تا حالا متوجه نشده بودم که چقدر توی اون لباس مسخره بنظر میای

596
00:39:12,938 --> 00:39:14,937
‫آبی , زرد , و قرمز

597
00:39:14,938 --> 00:39:16,938
‫مثل این میمونه که یه چرخ رنگ بالا آورده

598
00:39:17,106 --> 00:39:19,937
‫"شرمنده مزاحم شدم , خانم "گرنت

599
00:39:19,938 --> 00:39:21,937
‫ولی "جیمز اولسن" گفتش که میخواید منو ببینید

600
00:39:21,938 --> 00:39:24,937
‫یه چیزی درباره ی اینکه فکر میکنید من دستیارتون هستم؟

601
00:39:24,938 --> 00:39:27,938
‫محض رضای خدا ! , میخوایم این بازی خسته کننده رو هِی ادامه ـش بدیم؟

602
00:39:28,938 --> 00:39:30,938
‫"بهتون گفتم که بازی نیستش , خانم "گرنت

603
00:39:31,538 --> 00:39:32,938
‫متأسفانه نمیتونم بیشتر بمونم

604
00:39:32,939 --> 00:39:34,937
‫یه عالمه آدم اون بیرون هست که نیاز به کمک دارن

605
00:39:34,938 --> 00:39:36,338
‫همونطور که میدونید

606
00:39:36,538 --> 00:39:37,938
‫راستی از دیدنت خوشحال شدم

607
00:39:37,939 --> 00:39:40,106
‫منم از دیدنت خوشحال شدم . واقعا از لباست خوشم میاد

608
00:39:40,938 --> 00:39:42,937
‫- منم از عینک هات خوشم میاد
‫- ممنون

609
00:39:42,938 --> 00:39:44,938
‫کارمون اینجا تمومه

610
00:39:45,815 --> 00:39:48,937
‫کیرا" , با سوپرگرل طوری رفتار نکن که انگار دستیار شخصی ـت هستش"

611
00:39:48,938 --> 00:39:50,815
‫اون کارهای مهمی داره که باید انجام بده

612
00:39:50,938 --> 00:39:52,338
‫همینطور تو

613
00:39:52,938 --> 00:39:55,938
‫این بطری خودش پر نمیشه

614
00:39:56,938 --> 00:39:58,938
‫"شب خوش , خانم "گرنت" . "کارا

615
00:40:02,648 --> 00:40:04,105
‫, "و "کیرا

616
00:40:04,106 --> 00:40:05,938
‫اگه دوست داری میتونی شغلت رو پس بگیری

617
00:40:07,273 --> 00:40:09,938
‫تا وقتی که به کسی نگی من فکر کردم تو...

618
00:40:11,537 --> 00:40:12,937
‫میدونی

619
00:40:12,938 --> 00:40:15,938
‫"فکر میکنم به نفع هردومون باشه , خانم "گرنت

620
00:40:15,939 --> 00:40:17,938
‫و "کیرا" , من دربارت اشتباه فکر کردم

621
00:40:18,939 --> 00:40:22,938
‫حالا که جفتتون رو توی یه اتاق دیدم , تو اصلا هم شبیه ـش نیستی!

622
00:40:44,938 --> 00:40:46,338
‫ممنون

623
00:40:47,440 --> 00:40:48,938
‫خواهش میکنم

624
00:40:51,938 --> 00:40:56,938
‫ولی , میدونی , اگه بطور کامل میومدی به "ب.ع.غ" هم بد نمیبود

625
00:40:58,106 --> 00:41:00,106
‫نمیتونم اینجا رو ترک کنم

626
00:41:02,938 --> 00:41:04,939
‫فقط یه هویت مخفی برای من نیستش

627
00:41:08,938 --> 00:41:11,939
‫من تقریبا امروز یه کاری کردم که برای بقیه ی زندگیم پیشمون میشدم

628
00:41:12,938 --> 00:41:14,648
‫چی جلوتو گرفت؟

629
00:41:15,648 --> 00:41:17,048
‫دوستام

630
00:41:17,938 --> 00:41:20,105
‫ب.ع.غ" شما رو انسان نگه میداره"

631
00:41:20,106 --> 00:41:21,938
‫اینا هم اینکارو برای من میکنن

632
00:41:58,938 --> 00:42:01,937
‫هِی , اوضاع جای "کت" چطوره؟

633
00:42:01,938 --> 00:42:04,938
‫به عقل اومد

634
00:42:07,938 --> 00:42:09,938
‫منم همینطور

635
00:42:10,273 --> 00:42:12,815
‫ممنون که قبلا جلومو گرفتین

636
00:42:12,938 --> 00:42:14,939
‫هِی , برای همین هست که ما رو دور خودت نگه داشتی , درسته؟

637
00:42:16,440 --> 00:42:18,937
‫خوب , نقشه چیه؟

638
00:42:18,938 --> 00:42:23,106
‫ما "مکسول لرد" و هر کاری که میخواد بکنه رو آشکار میکنیم و
‫برای همیشه از شرش خلاص میشیم

639
00:42:29,939 --> 00:42:31,937
‫الان آوردنش

640
00:42:31,938 --> 00:42:33,937
‫مطابق همه ی نیازمندی های شما هستش

641
00:42:33,938 --> 00:42:35,938
‫نه خانواده ای داره . نه هیچ رابطه ای به هیچگونه

642
00:42:35,939 --> 00:42:37,937
‫ترتیب دادنش آسون نبود

643
00:42:37,938 --> 00:42:39,937
‫منم فکر نمیکردم آسون باشه

644
00:42:39,938 --> 00:42:41,338
‫بفرمایید

645
00:43:06,938 --> 00:43:08,938
‫اسم من "مکسول لرد" هستش

646
00:43:09,938 --> 00:43:11,939
‫و من قراره بهت کمک کنم

647
00:43:17,075 --> 00:43:20,688
‫<font color="#DE۲۵۰۴">Ali HunteR</font>
‫<font color=yellow>Ali-hunteR.blogfa.com</font>
‫<font color=#۰۰FF۰۰>facebook.com/Hunter.bazrgaR</font>

648
00:43:20,875 --> 00:43:23,688
‫<font color="#۶۴ad۲f">خبرگزاری آریافیلم به روزترین اخبار دنیای فیلم و سریال</font>
‫<font color="#ffffff">www.ariamovie.ir</font>
‫<font color="#bb۱e۱e"> www.warez-ir.asia با همکاری</font>

