‫﻿۱
00:00:02,252 --> 00:00:04,868
‫وقتی من بچه بودم ، دنیای من نابود شد

2
00:00:06,315 --> 00:00:07,747
‫ولی من نجات پیدا کردم

3
00:00:07,749 --> 00:00:10,550
‫به زمین فرستاده شدم تا از پسرعموی
‫کوچیکم کال-ال محافظت کنم

4
00:00:11,752 --> 00:00:13,986
‫ولی نابودی کریپتون باعث ایجاد یه موج شوک شد

5
00:00:13,988 --> 00:00:15,988
‫که سفینه منو از خط خارج کرد

6
00:00:15,991 --> 00:00:17,690
‫و بردش به منطقه فانتوم (اشباح)

7
00:00:18,693 --> 00:00:20,593
‫به طریقی ، سفینه من رها شد

8
00:00:20,596 --> 00:00:23,162
‫و من در این سفر طولانی به زمین رسیدم

9
00:00:23,164 --> 00:00:25,030
‫اگرچه وقتی من رسیدم هنوز یه بچه بودم

10
00:00:25,032 --> 00:00:27,465
‫پسرعموم اونقدری بزرگ شده بود که بشه

11
00:00:27,468 --> 00:00:28,701
‫سـوپـرمـن

12
00:00:30,036 --> 00:00:32,504
‫من شخصیت واقعی خودمو پنهان کردم تا وقتی که یه روز

13
00:00:32,506 --> 00:00:35,006
‫خواهر ناتنی ـم "الکس" در خطر بود

14
00:00:35,009 --> 00:00:38,277
‫و من هم مجبور شدم که خودمو به دنیا نشون بدم

15
00:00:38,279 --> 00:00:42,479
‫از اون روز به بعد ، من شدم سـوپـرگـرل

16
00:00:42,482 --> 00:00:45,683
‫حالا ، من مخفیانه به همراه خواهرم در ب.ع.غ برای مبارزه
‫*بخش عملیات غیرمعمول*

17
00:00:45,685 --> 00:00:48,118
‫با پدیده های فضایی که زمین رو تهدید می کنن و اونایی

18
00:00:48,121 --> 00:00:50,487
‫که باعث آسیب دیدن شهر من میشن ، تلاش می کنیم

19
00:00:50,490 --> 00:00:52,789
‫من دوستانی دارم

20
00:00:52,792 --> 00:00:54,659
‫و همینطور متحدانی

21
00:00:54,661 --> 00:00:56,193
‫من یه خانواده دارم

22
00:00:56,196 --> 00:00:58,962
‫بعد از اون همه سال گمگشتگی

23
00:00:58,964 --> 00:01:00,563
‫بالاخره جایی هستم که باید باشم

24
00:01:01,900 --> 00:01:04,268
‫سه ، دو ، یک

25
00:01:09,240 --> 00:01:11,140
‫- سلامتی سوپرگرل
‫- نه ، نه ، وایستا ، وایستا

26
00:01:12,210 --> 00:01:14,777
‫سلامتی خانواده . عشق بین همه ـمون جاری ـه

27
00:01:16,313 --> 00:01:17,647
‫سلامتی خانواده

28
00:01:20,451 --> 00:01:21,983
‫- اون دیگه چی بود؟
‫- چه چیزا !؟

29
00:01:24,721 --> 00:01:25,854
‫چیز خوبی نیست

30
00:01:33,864 --> 00:01:36,298
‫باید متوقفش کنیم ، وگرنه تلفات بزرگی به بار خواهدآورد

31
00:01:36,300 --> 00:01:37,332
‫من ترتیبشو میدم

32
00:01:41,237 --> 00:01:43,438
‫دیگه چیزی نمونده

33
00:01:43,441 --> 00:01:47,739
‫<font color=Green>تیم ترجمه آریـافـیـلم با افتخار تـقـدیم میـکند</font>
‫<font color=White>AriaMovie.iR</font>
‫<font color=Red>به روزترین اخبار فیلم و سریال</font>

34
00:01:48,145 --> 00:01:49,543
‫اون با من. سوپرگرل تو برو

35
00:02:12,368 --> 00:02:13,906
‫اون سفینه...

36
00:02:13,368 --> 00:02:15,034
‫مثل ِمال ِمن ـه

37
00:02:15,037 --> 00:02:16,136
‫از کریپتون ـه

38
00:02:19,206 --> 00:02:20,406
‫سوپرگرل ، مراقب باش

39
00:02:22,476 --> 00:02:23,675
‫نمی دونی اون داخل چی هست

40
00:02:23,678 --> 00:02:32,675
‫<font color=#۰۰FF۰۰>SuperGirl - Season ۲ Episode ۱ </font>
‫<font color=yellow>مــاجــراهــای ســوپــرگــرل</font>
‫<font color="#DE۲۵۰۴">۹۵/۰۷/۲۰</font>

41
00:02:32,685 --> 00:02:33,719
‫وای ، خدای من

42
00:02:33,677 --> 00:02:46,675
‫<font color="#bb۱e۱e">: ترجمه و زیرنویس</font>
‫<font color="#۶۴ad۲f">H۱tman۰۰۷ امیر ستارزاده</font>

43
00:02:47,699 --> 00:02:48,733
‫ما کجایی؟

44
00:02:50,536 --> 00:02:52,703
‫بخش عملیات های غیر معمول

45
00:02:52,705 --> 00:02:54,237
‫وایستا ، وایستا ، وایستا

46
00:02:54,240 --> 00:02:56,841
‫این همیشه اینجا بوده؟ همراه این شیشه و

47
00:02:56,843 --> 00:02:58,408
‫این منظره عالی و...

48
00:02:58,411 --> 00:03:00,444
‫و تو هر روز منو مجبور می کردی به اون غار پرواز کنم!

49
00:03:00,447 --> 00:03:02,113
‫ب.ع.غ چندین ساختمان و شعبه داره ، کارا

50
00:03:02,115 --> 00:03:03,981
‫تو اون قبلی ، یه خفاش منو گاز گرفت

51
00:03:03,983 --> 00:03:05,014
‫نق نقو

52
00:03:07,685 --> 00:03:08,785
‫سلام ، خواهر

53
00:03:08,788 --> 00:03:10,554
‫تو هم درمورد اینجا می دونستی؟

54
00:03:10,556 --> 00:03:12,856
‫آره ، تقریبا یه بلوک با آپارتمان من فاصله داره

55
00:03:12,859 --> 00:03:15,425
‫یه جورایی شبیه ساختمان قبلی ـه
‫شاید یکم بهتر

56
00:03:15,427 --> 00:03:17,160
‫خب ، اون مردی که به زمین اومد کجاست؟

57
00:03:20,131 --> 00:03:22,064
‫اون حتما باید اهل کریپتون باشه

58
00:03:22,067 --> 00:03:23,832
‫اون حتما قبل اینکه سیاره منفجر بشه فرار کرده

59
00:03:23,835 --> 00:03:25,168
‫مثل من و کلارک

60
00:03:25,170 --> 00:03:26,535
‫اون تو کماست

61
00:03:26,538 --> 00:03:28,405
‫علائم حیاتی ـش پایدار هستن
‫نفس کشیدنش عادی ـه

62
00:03:28,407 --> 00:03:31,274
‫چیز دیگه ای ازش نیست که بخوایم سر در بیاریم

63
00:03:31,276 --> 00:03:32,975
‫این ثابت می کنه اون اهل کریپتون ـه

64
00:03:32,977 --> 00:03:34,410
‫این فقط ثابت می کنه که اون انسان نیست

65
00:03:34,413 --> 00:03:36,211
‫که این یعنی ، ممکنه خطرناک باشه

66
00:03:36,213 --> 00:03:39,714
‫"قربان ، درخواست می کنم که "وین
‫برای این مساله بیاد کمک

67
00:03:39,717 --> 00:03:41,950
‫به کسی نیاز داریم که سفینه رو دورسنجی کنه
‫*مشخص کنه از چه فاصله ای اومده اینجا*

68
00:03:41,952 --> 00:03:43,419
‫و وین می تونه زبان کریپتونی رو بخونه

69
00:03:43,421 --> 00:03:46,054
‫حوصله ام سر رفت ، گفتم یه زبان جدید یاد بگیرم

70
00:03:46,056 --> 00:03:47,355
‫زبان فضایی

71
00:03:47,357 --> 00:03:49,757
‫می خوای ارزشت رو ثابت کنی ، آقای شات؟

72
00:03:49,760 --> 00:03:50,992
‫چیزی رو پیدا کن که تیم ِ

73
00:03:50,995 --> 00:03:53,294
‫فوق آموزش دیده فضایی ِمن نمی تونن پیداش کنن

74
00:03:54,363 --> 00:03:56,297
‫چالش مورد قبول واقع شد

75
00:03:56,300 --> 00:03:57,498
‫بیاید بریم

76
00:03:57,501 --> 00:03:59,100
‫ازش سر در میاریم ، کارا. قول میدم

77
00:04:00,903 --> 00:04:02,870
‫رو تماشا کنی؟ Venture قراره امشب پرتاب موشک ِ

78
00:04:02,872 --> 00:04:04,404
‫نه ، راستش

79
00:04:04,407 --> 00:04:06,573
‫من و جیمز برای اولین قرارمون میریم بیرون

80
00:04:06,576 --> 00:04:07,675
‫قراره خوش بگذره

81
00:04:07,677 --> 00:04:10,744
‫بالاخره ما هردومون آزاد و بیکاریم که فقط بشینیم گپ بزنیم

82
00:04:10,746 --> 00:04:13,346
‫هیچ بیگانه ای سعی در نابود کردن زمین نداره

83
00:04:13,349 --> 00:04:18,084
‫فقط من و اون ، با همدیگه مثل آدم های
‫عادی ، و قرارهای کاملا عادی

84
00:04:18,086 --> 00:04:19,752
‫خیلی خب

85
00:04:19,755 --> 00:04:21,755
‫- چیه؟
‫- چی چیه؟

86
00:04:21,757 --> 00:04:23,189
‫وقتی میگی "خیلی خب" اینکارو میکنی

87
00:04:23,191 --> 00:04:24,657
‫ولی واقعا خوب نیستی

88
00:04:24,660 --> 00:04:26,126
‫چون تو موقعی که صورتت اونطوری میشه

89
00:04:26,128 --> 00:04:28,662
‫که بیش از حد مشتاق باشی ، معنیش اینه که واقعا نیستی

90
00:04:28,664 --> 00:04:30,896
‫ولی داری خودتو قانع می کنی که هستی

91
00:04:30,898 --> 00:04:32,497
‫من صورتمو اونطوری نمی کنم

92
00:04:32,500 --> 00:04:34,600
‫اونطوری میشه ... چون هیجان زده ام

93
00:04:34,602 --> 00:04:36,201
‫این حالت هیجان زده من ـه

94
00:04:36,204 --> 00:04:37,970
‫اوهوم

95
00:04:37,972 --> 00:04:40,505
‫و اینم خانوم گرنت ـه که بهم پیامک زد

96
00:04:40,508 --> 00:04:41,874
‫من دیگه دستیارش نیستم

97
00:04:42,976 --> 00:04:44,008
‫باید برم

98
00:04:46,012 --> 00:04:48,713
‫ما فقط چند ساعت با پرتاب "ونچر" فاصله داریم

99
00:04:48,716 --> 00:04:50,048
‫اولین فضاپیمای تجاری که

100
00:04:50,050 --> 00:04:52,183
‫برای حمل و نقل زیر مدار زمین طراحی شده

101
00:04:55,087 --> 00:04:56,454
‫می خواستید منو ببینید ، خانوم گرنت؟

102
00:04:57,690 --> 00:04:59,389
‫اونا یه صندلی توی ونچر بهم پیشنهاد دادن

103
00:04:59,392 --> 00:05:00,524
‫ولی من ردش کردم

104
00:05:00,527 --> 00:05:02,026
‫یعنی چه وجه مشترکی بین من و یه مشت آدم خرپول

105
00:05:02,028 --> 00:05:04,629
‫که سوار یه موشک شدن و دنبال پاسخ وجودی

106
00:05:04,631 --> 00:05:08,265
‫برای زندگی بی معنی ـشون می گردن ، هست؟

107
00:05:08,267 --> 00:05:11,134
‫صحبتش شد ، جوابت چیه؟

108
00:05:11,137 --> 00:05:12,803
‫چـ...

109
00:05:12,805 --> 00:05:16,038
‫- سوال چیه؟
‫- سِمَت ـِت. چی میخوای؟

110
00:05:16,041 --> 00:05:17,940
‫آهان ، مظورتون اینه چه شغلی رو می خوام؟

111
00:05:17,943 --> 00:05:20,344
‫آآ ... خب

112
00:05:20,346 --> 00:05:22,512
‫نمی دونم. هنوز واقعا تصمیم نگرفتم

113
00:05:22,514 --> 00:05:23,913
‫چرا نگرفتی؟

114
00:05:23,916 --> 00:05:25,982
‫خب ، چون فقط دوازده ساعت از

115
00:05:25,984 --> 00:05:27,817
‫وقتی که ازم خواستین سِمَت ِجدید انتخاب کنم گذشته

116
00:05:27,819 --> 00:05:30,485
‫و بیشتر اون ساعت ها رو من خواب بودم

117
00:05:30,488 --> 00:05:31,620
‫واقعا؟

118
00:05:31,623 --> 00:05:33,856
‫من کلید های قلمرو پادشاهی رو بهت پیشنهاد میدم

119
00:05:33,858 --> 00:05:36,258
‫و تو هم همینطوری میری می خوابی!؟

120
00:05:36,261 --> 00:05:37,459
‫موقع ِشب بود

121
00:05:37,462 --> 00:05:40,062
‫فکر می کنی من دیشب چند ساعت خوابیدم ، کیرا؟

122
00:05:40,064 --> 00:05:41,898
‫دو

123
00:05:41,900 --> 00:05:44,266
‫چون من برای ساختن و استفاده کردن از بیشتر ِزندگیم اهمیت قائلم

124
00:05:44,269 --> 00:05:47,435
‫هر روز تمام تلاشم رو می کنم

125
00:05:48,805 --> 00:05:51,071
‫- خوابیدن برای تنبل هاست
‫- درسته

126
00:05:51,074 --> 00:05:54,141
‫خب ، من اون آزمون آنلاین رو انجام دادم

127
00:05:54,144 --> 00:05:55,944
‫که همه توانایی ها تو لیست می کنی

128
00:05:55,946 --> 00:05:58,345
‫و بعد اون ، از یه نوع الگوریتم استفاده میکنه

129
00:05:58,348 --> 00:06:00,415
‫تا شغل ایده آل ـت رو برات معلوم کنه

130
00:06:00,417 --> 00:06:04,151
‫و نتیجه ِمال ، بازاریابی بود

131
00:06:05,522 --> 00:06:07,722
‫و مطابق وبسایت کت کو

132
00:06:08,891 --> 00:06:11,425
‫بازاریابی از نظر درآمد رتبه بالایی داره

133
00:06:11,427 --> 00:06:14,361
‫رشد آینده کاری و ، به قدر کافی مهیج هم هست

134
00:06:14,363 --> 00:06:15,895
‫زندگی و کار در تعادل ـه که...

135
00:06:18,667 --> 00:06:19,700
‫نظرتون چیه؟

136
00:06:21,670 --> 00:06:25,806
‫فکر می کنم که این رِقّت انگیز ترین چیزیه که تابحال شنیدم

137
00:06:27,875 --> 00:06:28,975
‫آهان ، باشه

138
00:06:28,977 --> 00:06:31,810
‫نمیشه که شغل رو توی اینترنت سرچ کرد ، کیرا

139
00:06:31,813 --> 00:06:34,714
‫شغل چیزیه که استعدادش در داخلت ـه

140
00:06:34,716 --> 00:06:36,583
‫فکر می کنی سوپرگرل یه قهرمانه

141
00:06:36,585 --> 00:06:39,151
‫چون پرواز کردن یکی از مهارت هاش ـه؟ نه

142
00:06:39,153 --> 00:06:41,653
‫اون یه قهرمانه چون الزام داره

143
00:06:41,656 --> 00:06:44,022
‫الزام داره که به مردم کمک کنه ، که از سیاره حفاظت کنه

144
00:06:44,025 --> 00:06:45,791
‫به درونت نگاه کن

145
00:06:45,793 --> 00:06:50,596
‫و مشخص کن که باید کارا دنورز چه کاری در زندگیش انجام بده

146
00:06:50,598 --> 00:06:53,565
‫من دو روز دیگه بهت وقت میدم ، ۴۸ ساعت

147
00:06:53,567 --> 00:06:55,099
‫و هرکاری که میکنی ، فقط با

148
00:06:55,102 --> 00:06:57,734
‫نتایج تست "رورشاخ" برنگرد اینجا!
‫*یک نوع تست روانشناختی*

149
00:06:58,638 --> 00:07:00,371
‫خــانوم تسماکـــر!

150
00:07:02,775 --> 00:07:04,141
‫بله ، خانوم گرنت

151
00:07:04,143 --> 00:07:07,744
‫انگار رو این غذا سس ریخته؟

152
00:07:07,747 --> 00:07:09,679
‫- بله
‫- نه

153
00:07:09,682 --> 00:07:11,349
‫نه ، ظرف غذا داره غرق میشه (پر از سس ـه)

154
00:07:11,351 --> 00:07:13,283
‫توی یه مزرعه کاهو شناور ـه

155
00:07:13,286 --> 00:07:15,452
‫مثل "کیت وینسلت" کوچولو توی تایتانیک
‫*بازیگر نقش رُز در فیلم تایتانیک*

156
00:07:15,454 --> 00:07:16,653
‫از جلوی چشمم دورش کن

157
00:07:20,091 --> 00:07:22,826
‫بهترین جایگزینی که می تونستی برای خودت

158
00:07:22,829 --> 00:07:24,027
‫پیدا کنی ، همین بود؟

159
00:07:24,030 --> 00:07:25,762
‫فقط بهش یه فرصت بدید ، لطفا

160
00:07:25,764 --> 00:07:28,331
‫اون خیلی باهوش و مهربون ـه

161
00:07:28,333 --> 00:07:29,465
‫اون به داشگاه ییل رفته
‫*یکی از دانشگاه های معتبر*

162
00:07:29,468 --> 00:07:31,301
‫جورج بوش هم رفته بود!!

163
00:07:32,871 --> 00:07:35,471
‫حالا برو بیرون و حسابی درونت رو نگاه کن

164
00:08:04,801 --> 00:08:05,932
‫سلام

165
00:08:05,935 --> 00:08:08,102
‫سلام

166
00:08:08,104 --> 00:08:09,904
‫اون لباس فوق العاده است

167
00:08:09,906 --> 00:08:11,872
‫این لباس ؟

168
00:08:13,241 --> 00:08:14,774
‫کل روز همینو پوشیده بودم

169
00:08:17,712 --> 00:08:19,311
‫می خوای...

170
00:08:19,314 --> 00:08:22,149
‫نمی دونستم می خوای خونه بمونی یا بیای بیرون ، پس من...

171
00:08:23,818 --> 00:08:25,351
‫: گزینه ها

172
00:08:25,354 --> 00:08:27,687
‫پیتزا و پات استیکر
‫*یک نوع غذای چینی*

173
00:08:27,690 --> 00:08:30,156
‫پیتزا و پات استیکر وعده غذایی مورد علاقه من ـه

174
00:08:30,159 --> 00:08:31,224
‫که درموردش می دوستم

175
00:08:32,960 --> 00:08:35,094
‫تعجب می کنم که در حال تماشای پرتاب "ونچر" نیستی

176
00:08:35,096 --> 00:08:36,862
‫می دونم که عاشق برنامه های مربوط به فضا هستی

177
00:08:36,865 --> 00:08:38,230
‫نه اونقدرام مهم نیست

178
00:08:39,299 --> 00:08:41,766
‫کارا ، می تونی روشنش کنی ، مشکلی نیست

179
00:08:43,070 --> 00:08:45,970
‫خب ، شاید بهتر باشه بدون صدا نگاهش کنیم

180
00:09:29,347 --> 00:09:31,080
‫آره ، متوجهم آقای وایت

181
00:09:32,549 --> 00:09:33,583
‫نه ، آقای وایت

182
00:09:34,852 --> 00:09:36,818
‫بله ،آقای وایت

183
00:09:36,821 --> 00:09:39,822
‫بله ، به سرعت مقاله ـمو بهتون تحویل میدم

184
00:09:41,792 --> 00:09:45,694
‫"بله ، قربان میدونم که دیگه کسی نمیگه "به سرعت

185
00:09:45,696 --> 00:09:48,729
‫اگرچه ، شما هنوز هم میگی
‫"روح ِسزار ِبزرگ"

186
00:09:48,732 --> 00:09:50,766
‫که خودش یکمی رجعت هستش
‫*یعنی از کلمات قدیمی استفاده کردن*

187
00:09:52,502 --> 00:09:55,236
‫بله قربان ، کاملا مطلع هستم که درباره شما حرف نمی زنیم

188
00:09:56,439 --> 00:09:58,306
‫بله قربان ، بله . اون رو بهتون میدم

189
00:09:58,308 --> 00:09:59,907
‫الو؟

190
00:09:59,910 --> 00:10:02,144
‫صبر کنید ، گفته میشه که یه انفجار

191
00:10:02,146 --> 00:10:03,344
‫درون ونچر رخ داده

192
00:10:05,314 --> 00:10:06,847
‫تا الان اینقدر اطلاعات داریم که

193
00:10:06,849 --> 00:10:09,582
‫بیش از دویست نفر سوار فضاپیما هستن

194
00:10:09,585 --> 00:10:11,285
‫فعلا جزئیات بیشتری در دسترس نیست

195
00:10:11,288 --> 00:10:13,387
‫ولی کانال رو عوض نکنید ، هر
‫خبری بشه فورا اعلام می کنیم

196
00:10:14,923 --> 00:10:17,424
‫فقط می تونیم امیدوار باشیم که اون درحال تماشای این برنامه باشه
‫*اشاره به سوپرمن*

197
00:10:30,271 --> 00:10:32,271
‫دعا میکنم که اون درحال تماشای این برنامه باشه

198
00:10:32,274 --> 00:10:33,306
‫هست

199
00:10:42,116 --> 00:10:43,216
‫وضعیت اضطراری ، وضعیت اضطراری

200
00:10:43,218 --> 00:10:44,650
‫یه شکاف و نقص در بدنه

201
00:10:44,652 --> 00:10:46,385
‫و همچنین موتور فضاپیما به شدت آسیب دیده

202
00:11:01,801 --> 00:11:02,835
‫سوپرگرل!

203
00:11:09,274 --> 00:11:11,008
‫- کمک میخوای؟
‫- سلام ، پسرعمو

204
00:11:11,011 --> 00:11:12,910
‫خوشحالم می بینمت

205
00:11:12,913 --> 00:11:14,946
‫انگار اینکارو باید دوتایی باهم انجام بدیم

206
00:11:14,948 --> 00:11:15,947
‫قطعا

207
00:11:49,679 --> 00:11:51,447
‫عالی بود!

208
00:11:51,449 --> 00:11:52,915
‫یعنی ، افتضاح بود!

209
00:11:52,918 --> 00:11:54,417
‫ولی کار ِما عالی بود

210
00:11:54,419 --> 00:11:55,885
‫تابحال هرگز باهم دیگه چیزی رو نجات نداده بودیم

211
00:11:55,887 --> 00:11:56,986
‫می دونم

212
00:11:56,988 --> 00:11:59,054
‫خواب این لحظه رو دیده بودم

213
00:11:59,056 --> 00:12:00,555
‫دوتامون یه تیم شدن

214
00:12:00,557 --> 00:12:02,056
‫منم همینطور

215
00:12:05,262 --> 00:12:07,729
‫- معمولا میگم سلام
‫- منم همینطور

216
00:12:10,065 --> 00:12:12,065
‫ایول ، سوپرگرل

217
00:12:12,068 --> 00:12:13,468
‫این سوپرمن ـه

218
00:12:13,470 --> 00:12:14,936
‫قبلا من پوشک ـش رو عوض می کردم

219
00:12:14,938 --> 00:12:16,603
‫محاله

220
00:12:16,606 --> 00:12:18,740
‫مطمئن نیستم مجبور بوده باشی اینو بهشون بگی

221
00:12:18,742 --> 00:12:20,741
‫- نه ، فکر کنم باید می گفتم
‫- خیلی خب

222
00:12:26,909 --> 00:12:28,128
‫<font color="#bb۱e۱e">: ترجمه و زیرنویس</font>
‫<font color="#۶۴ad۲f">H۱tman۰۰۷ امیر ستارزاده</font>

223
00:12:29,603 --> 00:12:31,536
‫سلام به همگی ، من برگشتم

224
00:12:31,539 --> 00:12:32,605
‫گوش کنید

225
00:12:45,590 --> 00:12:48,324
‫این پسرعموی من ـه ، سوپــ...

226
00:12:48,327 --> 00:12:50,635
‫گمون کنم خودتون می دونید!

227
00:12:51,996 --> 00:12:53,864
‫سلام

228
00:12:53,866 --> 00:12:55,064
‫سلام

229
00:12:55,324 --> 00:12:56,989
‫خوشحالم می بینمتون

230
00:12:56,992 --> 00:12:59,358
‫- باعث افتخارـه قربان
‫- همچنین

231
00:12:59,361 --> 00:13:01,228
‫فقط می خواستم به خاطر تلاش مضاعف ـتون برای محافظت از زمین

232
00:13:01,230 --> 00:13:02,996
‫تشکر کنم

233
00:13:02,998 --> 00:13:04,830
‫وای ، برادر

234
00:13:04,832 --> 00:13:06,299
‫تو می دونستی اون داره سوپرمن رو میاره اینجا؟

235
00:13:06,301 --> 00:13:08,401
‫نه

236
00:13:08,404 --> 00:13:09,435
‫مشکلی داره؟

237
00:13:10,504 --> 00:13:12,404
‫وااای ، اون یه راست داره میاد سمت من

238
00:13:12,407 --> 00:13:15,240
‫وین ، این پسرعمو ـمه ، سوپرمن

239
00:13:15,243 --> 00:13:17,142
‫سلام

240
00:13:17,145 --> 00:13:19,110
‫من یه عـالـمه سوال دارم

241
00:13:19,112 --> 00:13:20,612
‫خیلی خب...

242
00:13:20,614 --> 00:13:23,048
‫وقتی لکس لوثر تو کالیفرنیا زلزله به راه انداخت

243
00:13:23,051 --> 00:13:25,350
‫عمق کانونی زلزله رو با بینایی ایکس-ری ـِت دیدی؟

244
00:13:25,353 --> 00:13:26,551
‫وین

245
00:13:26,554 --> 00:13:27,552
‫نفس بکش

246
00:13:29,990 --> 00:13:31,823
‫الکس

247
00:13:31,825 --> 00:13:33,791
‫- خوشحالم می بینمت
‫- همچنین

248
00:13:33,793 --> 00:13:36,059
‫کارا بهم گفت که احتمالا جرمایه زنده باشه

249
00:13:36,062 --> 00:13:38,662
‫و می دونی که پدرت ارزش خاصی برای من داره ، پس

250
00:13:38,665 --> 00:13:39,830
‫اگه کاری بود که از من بر بیاد

251
00:13:39,832 --> 00:13:40,898
‫ممنون کلارک

252
00:13:43,102 --> 00:13:45,836
‫- ژان
‫- سوپرمن

253
00:13:45,839 --> 00:13:47,004
‫خوشحالم که بازم می بینمت

254
00:13:47,006 --> 00:13:48,505
‫نگران نباش ، زیاد نمی مونم

255
00:13:50,442 --> 00:13:53,943
‫من سوپرمن رو دعوت کردم تا مهمون مرموزمون رو ملاقات کنه

256
00:13:53,946 --> 00:13:54,944
‫بیاید دنبالم

257
00:13:58,550 --> 00:14:00,116
‫- جریان این دوتا چیه؟
‫- منم می خواستم همینو بگم

258
00:14:01,586 --> 00:14:03,019
‫پسرعموت بوی ِفوق العاده ای میده

259
00:14:03,021 --> 00:14:04,053
‫کافیه

260
00:14:06,958 --> 00:14:09,692
‫اون دیشب با یه سفینه کریپتونی روی زمین فرود اومد

261
00:14:09,694 --> 00:14:11,126
‫نمی دونیم کیه

262
00:14:11,129 --> 00:14:13,162
‫از اسکن کوانتومی برای مشخص کردن سن و سالش استفاده کردید؟

263
00:14:13,164 --> 00:14:14,329
‫اولین کارمون همین بود

264
00:14:14,332 --> 00:14:16,131
‫و با بینایی ایکس-ری بهش نگاه کردی ببینی اشیای خارجی داره یا نه

265
00:14:16,133 --> 00:14:17,966
‫مثل یه مرکز داده سایبرنتیک؟

266
00:14:17,968 --> 00:14:19,468
‫البته

267
00:14:20,704 --> 00:14:22,070
‫- شاید بهتر باشه بری اینکارو بکنی
‫- اوهوم

268
00:14:24,607 --> 00:14:27,042
‫نه ، مرکز داده ای نیست

269
00:14:27,044 --> 00:14:28,476
‫مترجم به درد بخور ِمن

270
00:14:28,479 --> 00:14:30,879
‫همین الان کدگشایی داده های ورودی سفینه رو تموم کرد

271
00:14:30,881 --> 00:14:34,081
‫به نظر میاد زیبای خفته در سفرش از کریپتون به اینجا

272
00:14:34,084 --> 00:14:37,151
‫از جایی به نام "سگارا بیال" رد شده

273
00:14:37,154 --> 00:14:38,853
‫انبوه ِستاره ها

274
00:14:38,855 --> 00:14:41,121
‫پدرم یه بار منو اونجا برد

275
00:14:41,124 --> 00:14:42,189
‫زمان از اونجا عبور نمی کنه
‫(گذر زمان اثر نمیکنه)

276
00:14:42,191 --> 00:14:43,924
‫پس به همین دلیله که اون هنوز اینقدر جوون ـه

277
00:14:44,994 --> 00:14:46,526
‫آهان ، هی ، صحبت از سن و سال شد
‫دلم می خواست بپرسم

278
00:14:46,529 --> 00:14:49,596
‫سوپرمن ، تو دوازده سال از کارا بزرگ تری درسته؟

279
00:14:49,599 --> 00:14:51,065
‫چون به نظر نمیاد کوچیکتر باشی

280
00:14:51,067 --> 00:14:53,900
‫سن و سال کریپتونی خیلی آهسته تر از سن و سال زمینی ـه

281
00:14:53,902 --> 00:14:54,968
‫فوق العاده به نظر میای

282
00:14:54,970 --> 00:14:56,069
‫وقتی صحبت ـتون تموم شد

283
00:14:56,072 --> 00:14:57,438
‫مساله مهم تری هست که باید راجع بهش حرف بزنیم

284
00:14:57,440 --> 00:14:59,639
‫- چی؟
‫- ونچر

285
00:15:01,376 --> 00:15:03,376
‫کمپانی سازنده ونچر گفته که انفجار وقتی رخ داده

286
00:15:03,378 --> 00:15:05,545
‫که سفینه به الحاق مدار پایینی رسیده

287
00:15:05,547 --> 00:15:06,612
‫که چی؟

288
00:15:06,615 --> 00:15:07,814
‫خب ، اگه توی سفینه ای مثل اون ، قرار بود اشتباهی رخ بده

289
00:15:07,816 --> 00:15:08,914
‫باید زودتر و موقع پرواز رخ میداد

290
00:15:08,917 --> 00:15:10,082
‫دقیقا

291
00:15:10,084 --> 00:15:12,350
‫ونچر ، اینجا توی نشنال سیتی ساخته شده

292
00:15:12,353 --> 00:15:15,254
‫فکر میکنم بهتر باشه اول اینو بررسی کنیم

293
00:15:15,257 --> 00:15:17,857
‫شاید بهتر باشه یه خبرنگار مشهور موقعی که توی نشنال سیتی هستش

294
00:15:17,859 --> 00:15:19,158
‫این بررسی ها رو انجام بده

295
00:15:19,160 --> 00:15:21,125
‫راستش ، می خواستم به تیمم بگم یه نگاه بهش بندازن

296
00:15:21,128 --> 00:15:22,794
‫خب ، حالا که سوپرمن اینجاست باید اونم دخالت بدیم

297
00:15:22,797 --> 00:15:24,096
‫می تونی از طریق کت-کو کار کنی

298
00:15:24,098 --> 00:15:25,531
‫فقط از خانوم گرنت دور بمون

299
00:15:25,534 --> 00:15:26,799
‫یه مدته بداخلاق شده

300
00:15:26,801 --> 00:15:30,001
‫نگران نباش ، حرف هایی برای گفتن به کت گرنت دارم

301
00:15:31,603 --> 00:15:33,304
‫خوب ، بین تو و سوپرمن چه اتفاقی افتاده؟

302
00:15:34,941 --> 00:15:36,974
‫هیچی

303
00:15:36,976 --> 00:15:39,276
‫کاملا مشخصه

304
00:15:39,279 --> 00:15:41,145
‫این مکالمه تمومه

305
00:15:47,152 --> 00:15:49,052
‫ببخشید

306
00:15:49,055 --> 00:15:51,021
‫خیلی ببخشید کاملا تقصیر من بود

307
00:15:51,024 --> 00:15:53,590
‫واقعا همه چی از دستت میوفته ، مگه نه؟

308
00:15:53,592 --> 00:15:55,625
‫آره . نه . راستش اون واقعی بود

309
00:15:57,596 --> 00:15:59,363
‫- کلارک
‫- ایناهاشش

310
00:15:59,365 --> 00:16:01,664
‫- چه خبر رفیق؟
‫- جیمی

311
00:16:01,667 --> 00:16:02,733
‫خوشحالم می بینمت رفیق

312
00:16:02,735 --> 00:16:04,633
‫منم همینطور داداش

313
00:16:04,636 --> 00:16:06,436
‫خب ، همه تو روزنامه "دیلی پلنت" دلشون برات تنگ شده

314
00:16:06,438 --> 00:16:08,404
‫- لویس ، آقای وایت
‫- منم همینطور

315
00:16:08,407 --> 00:16:10,506
‫ولی واقعا از زندگی در اینجا لذت می برم

316
00:16:10,508 --> 00:16:11,607
‫خوبه

317
00:16:15,212 --> 00:16:16,545
‫ببخشید

318
00:16:17,881 --> 00:16:20,215
‫خانوم گرنت؟ شما حالتون خوبه؟

319
00:16:20,218 --> 00:16:22,585
‫بهم نگفته بودی که کلارک کنت رو می شناسی

320
00:16:22,587 --> 00:16:24,319
‫وای خدا ، تو هم شروع نکن

321
00:16:24,322 --> 00:16:25,520
‫- چی؟
‫- هیچی

322
00:16:25,523 --> 00:16:27,556
‫بله ، میشناسمش

323
00:16:27,558 --> 00:16:29,557
‫اون و جیمی سال ها با هم رفیق بودن

324
00:16:29,560 --> 00:16:31,226
‫چیزی لای دندونم هست؟

325
00:16:31,229 --> 00:16:32,294
‫نه

326
00:16:36,767 --> 00:16:39,134
‫کلارک کنت ، گذرت به اینجا افتاد

327
00:16:39,137 --> 00:16:45,002
‫خب ،شبیه کابوی های جذاب غرب وحشی نیستی؟
‫*دوران وسترن*

328
00:16:45,142 --> 00:16:46,474
‫خانوم گرنت ، ملاقات ـتون باعث خوشحالی ـه

329
00:16:46,476 --> 00:16:49,410
‫- مدت زیادی گذشته
‫- تقصیر از من نیست

330
00:16:49,412 --> 00:16:52,512
‫خوب ، هنوزم لویس لین رو میبینی یا

331
00:16:52,515 --> 00:16:54,281
‫همونطور شد که من پیش بینی کرده بودم؟

332
00:16:54,284 --> 00:16:56,583
‫هیچ کدوم ـتون ۲۰ دلار ِمنو نداد

333
00:16:56,585 --> 00:16:58,317
‫من و لویس خیلی خوب هستیم

334
00:16:58,320 --> 00:16:59,653
‫هنوز داریم ... قوی پیش میریم

335
00:16:59,655 --> 00:17:02,623
‫آهان ، پس دیگه اون با سوپرمن نمی پره؟

336
00:17:02,625 --> 00:17:05,691
‫می دونی ، اینطور بگم که اون

337
00:17:05,694 --> 00:17:07,959
‫توی زندگیش برای هردومون جا داره

338
00:17:07,962 --> 00:17:11,531
‫خب ، این دیگه خیلی امروزی ـه

339
00:17:11,534 --> 00:17:13,332
‫نه

340
00:17:13,334 --> 00:17:16,001
‫خوب ، دلت می خواد یه گشتی این اطراف بزنی؟

341
00:17:16,004 --> 00:17:18,471
‫پری وایت یه احمق بوده که اجازه داده ازش دور شی

342
00:17:18,473 --> 00:17:20,572
‫ممکنه من بهت تجاوز کنم

343
00:17:22,309 --> 00:17:24,409
‫رقص

344
00:17:24,412 --> 00:17:26,512
‫به نظرت خانوم گرنت یکم عجیب نبود؟

345
00:17:26,514 --> 00:17:28,779
‫اون همیشه با کلارک اینطوره
‫شیفته اون ـه

346
00:17:28,782 --> 00:17:32,050
‫راستش یه بار وقتی مست بود بهت پیامک فرستاد

347
00:17:32,053 --> 00:17:33,718
‫- عاشقانه بود
‫- نه !؟

348
00:17:33,720 --> 00:17:35,887
‫آآی . حال به زن ـه

349
00:17:35,889 --> 00:17:37,855
‫راستی ، کاری که کردی رو توی تلوزیون دیدم

350
00:17:37,858 --> 00:17:39,156
‫- خوب نجاتشون دادی
‫- ممنون

351
00:17:39,159 --> 00:17:41,159
‫متاسفم که اون کار مزاحم قرارمون شد

352
00:17:41,161 --> 00:17:42,660
‫- نه ، طوری نیست
‫- نه ، طوری هست

353
00:17:42,662 --> 00:17:44,829
‫طوری هست

354
00:17:44,832 --> 00:17:46,665
‫یه قدم مهم برای ما بود

355
00:17:46,667 --> 00:17:48,232
‫و قول میدم برات جبران کنم

356
00:17:48,235 --> 00:17:51,101
‫یه برنامه می ریزیم و اجراش می کنیم

357
00:17:51,103 --> 00:17:52,770
‫به طور کامل

358
00:17:52,773 --> 00:17:54,905
‫به نظر رومانتیک میاد

359
00:17:56,209 --> 00:17:59,743
‫خودت می دونیم منظورم چیه . فقط
‫فقط می خوام این رابطه به جایی برسه

360
00:17:59,745 --> 00:18:01,612
‫منم همینطور

361
00:18:03,782 --> 00:18:05,949
‫- الکس ـه
‫- آره ، جواب بده

362
00:18:05,952 --> 00:18:07,116
‫چه خبر؟

363
00:18:08,954 --> 00:18:10,553
‫آره آره ، فکر کنم کلارک یه چیزایی

364
00:18:10,556 --> 00:18:12,522
‫در مورد اون اسم بدونه

365
00:18:12,524 --> 00:18:14,122
‫- کلارک
‫- بله

366
00:18:14,125 --> 00:18:15,558
‫الکس کمی تحقیقات انجام داده

367
00:18:15,560 --> 00:18:17,125
‫- چطور شده؟
‫- یه مسافر هست که

368
00:18:17,128 --> 00:18:18,494
‫توی ونچر صندلی رزرو کرده بوده

369
00:18:18,497 --> 00:18:20,463
‫ولی به طور مرموزی تا آخر پیداش نمیشه

370
00:18:20,465 --> 00:18:21,930
‫لینا لوثر

371
00:18:21,932 --> 00:18:23,632
‫- خواهر لکس
‫- آره
‫*یکی از کاراکتر های دنیای دیسی و دشمن سوپرمن*

372
00:18:23,635 --> 00:18:26,168
‫ولی امکان نداره لکس در این ماجرا دخیل باشه
‫اون توی زندان ـه

373
00:18:26,170 --> 00:18:28,170
‫- راستی ، تبریک میگم
‫- آره ، ممنون

374
00:18:28,173 --> 00:18:29,271
‫- خب ، لکس شاید تو زندان باشه

375
00:18:29,273 --> 00:18:31,073
‫ولی خواهرش "لوثر کورپ" رو اداره می کنه
‫*شرکتی فوق پیشرفته که لکس صاحب آن بوده*

376
00:18:31,075 --> 00:18:33,175
‫آره ، اون به تازگی به نشنال سیتی نقل مکان کرده

377
00:18:37,447 --> 00:18:39,747
‫هواپیمای بدون سرنشین تاکتیکی سنگین

378
00:18:39,750 --> 00:18:42,683
‫با برد ۱۶۰ کیلومتر

379
00:18:42,685 --> 00:18:44,118
‫اگه دنبال آسیب رسوندن به کسی هستین

380
00:18:44,121 --> 00:18:46,821
‫قطعا راهش همینه

381
00:18:46,823 --> 00:18:49,689
‫- نحوه کنترل کردنش؟
‫- همه اش از اتاق فرمان

382
00:18:49,692 --> 00:18:51,559
‫دقیقا انگار داری یه جـِت رو هدایت می کنی

383
00:18:53,362 --> 00:18:55,795
‫چطوری سیستم نشانه گیری رو فعال کنم؟

384
00:18:57,033 --> 00:18:58,732
‫اون دکمه که اونجاست

385
00:18:58,735 --> 00:19:01,669
‫اون روی هدف قفل میکنه
‫بعدش دودش میکنه هوا

386
00:19:11,747 --> 00:19:13,680
‫بابت تمام کارایی که کردین ممنون

387
00:19:19,352 --> 00:19:20,452
‫کوربن

388
00:19:20,454 --> 00:19:23,289
‫آره ، سفینه منفجر نشد

389
00:19:23,292 --> 00:19:25,491
‫سوپرمن و سوپرگرل نجاتش دادن

390
00:19:25,493 --> 00:19:26,959
‫میرم سراغ نقشه دوم

391
00:19:28,061 --> 00:19:29,627
‫تابحال شده لوثر ها رو نا امید کنم؟؟

392
00:19:34,272 --> 00:19:36,140
‫یه توضیح کاملا منطقی برای نبودنم

393
00:19:36,142 --> 00:19:38,275
‫دیروز در ونچر وجود داره

394
00:19:38,277 --> 00:19:39,375
‫خب ، به همین دلیل ما اینجاییم

395
00:19:39,377 --> 00:19:40,643
‫یه مساله اضطراری در رابطه با

396
00:19:40,646 --> 00:19:43,813
‫برنامه مراسمی که فردا قراره برگزار کنم پیش اومد

397
00:19:43,816 --> 00:19:46,282
‫دارم اسم شرکت خانوادگی ـمونو عوض می کنم و مجبور شدم لغوش کنم

398
00:19:46,284 --> 00:19:47,416
‫خوش شانس هستید

399
00:19:47,419 --> 00:19:50,620
‫خوش شانس سوپرمن ـه که نجاتشون داد

400
00:19:50,623 --> 00:19:52,388
‫چیزی نیست که کسی انتظار داشته باشه یه لوثر بگه

401
00:19:52,390 --> 00:19:53,922
‫درسته. و سوپرگرل هم اونجا بود

402
00:19:56,427 --> 00:19:57,993
‫و دقیقا تو کی هستی؟

403
00:19:57,996 --> 00:19:59,261
‫آآ

404
00:19:59,264 --> 00:20:01,263
‫من کارا دنورز هستم . برای دیلی پلنت کار نمی کنم

405
00:20:01,265 --> 00:20:03,832
‫من با مجله کت-کو کار میکنم. یه جورایی

406
00:20:03,835 --> 00:20:07,035
‫اون نشریه به افشاگری شهرت نداره

407
00:20:07,037 --> 00:20:09,538
‫"بیشتر شبیه " شلوارجین بلند ، آره یا نه؟

408
00:20:09,540 --> 00:20:12,640
‫- امروز خیلی مزاحم شدم
‫- درسته

409
00:20:12,643 --> 00:20:14,842
‫میشه سرعت این مصاحبه رو بالاتر ببریم؟

410
00:20:14,844 --> 00:20:17,211
‫چیزی رو که می خواستین بپرسین راحت بپرسین ، اقای کنت

411
00:20:17,214 --> 00:20:18,946
‫آیا من ربطی به انفجار ونچر داشتم؟

412
00:20:20,283 --> 00:20:22,450
‫داشتید؟

413
00:20:22,452 --> 00:20:24,784
‫اگه نام خانوادگی ـم اسمیت بود این سوالو ازم نمی کردی

414
00:20:24,787 --> 00:20:27,622
‫خب ، ولی نیستش . لوثرـه

415
00:20:27,625 --> 00:20:30,324
‫پشت اون چهره خوش تیپ زیرکی هم هست

416
00:20:32,060 --> 00:20:34,027
‫همیشه لوثر نبوده

417
00:20:34,030 --> 00:20:35,496
‫وقتی چهار سالم بود به فرزندخوندگی گرفته شدم

418
00:20:37,131 --> 00:20:39,832
‫و شخصی که باعث شد توی خانواده بیشتر جا بگیرم لکس بود

419
00:20:40,836 --> 00:20:43,937
‫اون باعث شد به لوثر بودنم افتخار کنم

420
00:20:43,939 --> 00:20:46,972
‫و بعدش هم اون دوره خونین و وحشتناک رو در متروپولیس رقم زد

421
00:20:46,975 --> 00:20:49,241
‫علیه سوپرمن اعلام جنگ کرد

422
00:20:49,244 --> 00:20:50,976
‫جرم های بسیار بدی رو مرتکب شد

423
00:20:53,114 --> 00:20:54,413
‫وقتی سوپرمن لکس رو به زندان انداخت

424
00:20:54,416 --> 00:20:56,616
‫من عهد بستم که شرکت خانوادگی ـمون رو پس بگیرم

425
00:20:56,618 --> 00:20:58,418
‫تا اسمش رو به " ال - کورپ " تغییر بدم

426
00:20:58,420 --> 00:20:59,718
‫برای همیشه تبدیلش کنم به یه قدرت

427
00:21:01,788 --> 00:21:05,391
‫من فقط یه زن هستم که سعی داره خارج از خانواده اش برای خودش اسم و رسم بسازه

428
00:21:05,394 --> 00:21:07,526
‫متوجه میشید؟

429
00:21:07,528 --> 00:21:08,726
‫آره

430
00:21:10,063 --> 00:21:11,096
‫می دونم چرا اینجا هستید

431
00:21:12,098 --> 00:21:13,398
‫به خاطر اینکه یکی از زیرشاخه های شرکت من

432
00:21:13,400 --> 00:21:17,135
‫اون قسمت از ونچر رو که منفجر شده بود ساخته

433
00:21:17,137 --> 00:21:20,637
‫این درایو حاوی تمامی اطلاعاتی ـه که ما از نوسان ساز داریم

434
00:21:20,640 --> 00:21:22,273
‫امیدوارم به تحقیقات ـتون کمک کنه

435
00:21:24,843 --> 00:21:25,910
‫ممنون

436
00:21:25,912 --> 00:21:27,745
‫یه فرصت بهم بدید اقای کنت

437
00:21:27,747 --> 00:21:29,579
‫من برای یه شروع مجدد اومدم اینجا
‫بزارید اینکارو بکنم

438
00:21:31,050 --> 00:21:33,316
‫روز خوش ، خانوم لوثر

439
00:21:33,319 --> 00:21:34,584
‫روز خوش

440
00:21:40,725 --> 00:21:42,658
‫وقتی اتاق رو با دید ِایکس-ری بررسی کردم چیزی ندیدم

441
00:21:42,661 --> 00:21:44,193
‫آره ، منم همینطور

442
00:21:44,196 --> 00:21:45,929
‫چی فکر میکنی؟

443
00:21:45,931 --> 00:21:47,563
‫من از راه سخت و فیزیکی یاد گرفتم که

444
00:21:47,566 --> 00:21:49,999
‫هیچ کدوم از حرفای یه لوثر رو باور نکنم

445
00:21:50,001 --> 00:21:51,867
‫آره ، میدونم که من خبرنگار اینا نیستم

446
00:21:51,869 --> 00:21:54,437
‫ولی یه جورایی حرفشو باور کردم

447
00:21:56,941 --> 00:21:58,574
‫سلام عزیزم

448
00:21:58,577 --> 00:21:59,975
‫آره ، من همراه کارا هستم

449
00:21:59,977 --> 00:22:02,745
‫بله ، مواظب خودم هم هستم

450
00:22:02,748 --> 00:22:05,948
‫منم دلم برات تنگ شده. دوست دارم . بای

451
00:22:05,950 --> 00:22:07,750
‫کشته مرده اینم با اینکه سوپرمن هستی بازم نگرانت میشه

452
00:22:07,752 --> 00:22:09,851
‫آره منم همینطور

453
00:22:09,854 --> 00:22:12,520
‫چطور همه اینکارا رو میکنی کلارک؟

454
00:22:12,523 --> 00:22:15,190
‫تو یه خبرنگار فوق العاده هستی
‫یه دوست پسر عالی

455
00:22:15,193 --> 00:22:17,525
‫و سوپرمن

456
00:22:18,562 --> 00:22:20,062
‫منظورم اینه که ، من عاشق سوپرگرل بودنم هستم

457
00:22:20,064 --> 00:22:21,429
‫اون قسمت زندگیم کاملا مشخصه

458
00:22:21,431 --> 00:22:25,166
‫ولی بقیه اش...

459
00:22:25,168 --> 00:22:26,400
‫منظورت جیمی ـه؟

460
00:22:27,703 --> 00:22:30,939
‫- تو از کجا فهمیدی؟
‫- تلپاتی بین "سوپر" هاست

461
00:22:30,941 --> 00:22:32,440
‫یه قدرتیه که یه روزی به دستش میاری

462
00:22:32,442 --> 00:22:34,541
‫- واقعا؟
‫- نه

463
00:22:34,543 --> 00:22:36,376
‫جیمی و من دوست هستیم ، حرف هم میزنیم

464
00:22:39,681 --> 00:22:42,116
‫برای مدت زیادی سرمو پایین انداختک

465
00:22:42,118 --> 00:22:43,349
‫و فقط پیش رفتم

466
00:22:43,352 --> 00:22:45,451
‫و زندگی ساده بود

467
00:22:45,454 --> 00:22:47,787
‫و حالا من همه اون گزینه ها رو دارم

468
00:22:47,789 --> 00:22:52,125
‫یه مرد فوق العاده و هرشغلی که بخوام و...

469
00:22:53,427 --> 00:22:55,426
‫من گیر کردم و سردرگم هستم

470
00:22:55,964 --> 00:22:57,630
‫جایی که هستی قبلا بودم

471
00:22:57,632 --> 00:23:00,166
‫میدونی ، تلاش برای فهمیدن اینکه چطور هم کلارک باشم هم سوپرمن

472
00:23:00,169 --> 00:23:01,734
‫آره ، ولی طوری واکنش نشون دادی که انگار خیلی آسون بوده

473
00:23:01,736 --> 00:23:03,101
‫خب ، نبود

474
00:23:03,104 --> 00:23:04,403
‫هنوزم هم نیست

475
00:23:05,672 --> 00:23:08,006
‫ببین ، همه چیزی که میدونم اینه که

476
00:23:08,009 --> 00:23:10,075
‫کارا بودن هم درست به اندازه سوپرگرل بودن مهمه

477
00:23:12,812 --> 00:23:15,714
‫- بیا اینجا
‫- خیلی عالی ـه

478
00:23:15,716 --> 00:23:17,883
‫به خودت اعتماد داشته باش کارا

479
00:23:17,886 --> 00:23:18,950
‫به قلبت گوش کن

480
00:23:18,952 --> 00:23:21,252
‫اگه رابطه ات با جیمز اوکی باشه ، خودت متوجهش میشی

481
00:23:26,526 --> 00:23:29,360
‫چی تو ذهنته مامور دنورس؟

482
00:23:29,362 --> 00:23:31,862
‫می دونم چرا تو و سوپرمن صمیمی نیستید

483
00:23:34,399 --> 00:23:35,833
‫عملیات ِامرالد (زمرد)

484
00:23:37,335 --> 00:23:39,036
‫تو چطور اینو فهمیدی؟

485
00:23:39,039 --> 00:23:42,640
‫پرونده شخصی تو و سوپرمن رو ارجاع متقابل دادم

486
00:23:42,642 --> 00:23:44,574
‫قبلا وقتی که تازه رییس ب.ع.غ شده بودم

487
00:23:46,278 --> 00:23:48,879
‫یه گزارش از برخورد یه شهاب سنگ داخل صحرا دریافت کردیم

488
00:23:48,881 --> 00:23:50,146
‫اون موقع سوپرمن با ما کار میکرد

489
00:23:50,148 --> 00:23:51,948
‫پس هردومون رفتیم برای بررسی رفتیم اونجا

490
00:23:53,150 --> 00:23:55,285
‫رسیدیم اونجا ، تاریک بود و...

491
00:23:55,288 --> 00:23:57,687
‫اما می تونستم پایین دهانه یه چیزی ببینم

492
00:23:57,689 --> 00:23:59,354
‫سبز ، درخشان مثل یه زمرد

493
00:24:00,625 --> 00:24:03,026
‫به من اثر نکرد ولی سوپرمن رفت اون پایین

494
00:24:03,028 --> 00:24:05,027
‫اون شروع کرد به تورم و باد کردن

495
00:24:05,030 --> 00:24:06,361
‫بیهوش شد

496
00:24:06,363 --> 00:24:09,731
‫- اون کریپتونیت بوده
‫- من این اسم رو روش گذاشتم

497
00:24:09,733 --> 00:24:11,666
‫سوپرمن می خواست همه شو نابود کنه

498
00:24:11,669 --> 00:24:13,402
‫ولی تو نگهش داشتی

499
00:24:13,405 --> 00:24:15,971
‫اون تنها کریپتونی نبود که وجود داشت ، الکس

500
00:24:15,973 --> 00:24:17,673
‫قدرتشون نامحدود ـه

501
00:24:17,675 --> 00:24:19,607
‫حالا ما راهی برای حفاظت از خودمون نسبت به اونا داریم

502
00:24:19,610 --> 00:24:21,410
‫جز اینکه "اونا" شامل خواهرم هم میشه

503
00:24:22,512 --> 00:24:23,979
‫گمون کنم یه مشکل داریم

504
00:24:23,981 --> 00:24:25,814
‫من داشتم داده های لوثر کورپ رو بررسی میکردم

505
00:24:25,816 --> 00:24:28,282
‫اون نوسان ساز که توی ونچر منفجر شد

506
00:24:28,284 --> 00:24:31,318
‫مکانش زیر کابین اصلی مسافران بوده ، درسته؟

507
00:24:31,321 --> 00:24:34,522
‫قرار داشته B۲۳ در واقع ، دقیقا زیر صندلی

508
00:24:34,525 --> 00:24:36,324
‫ربطش چیه ، آقای شات؟

509
00:24:36,326 --> 00:24:37,658
‫براساس لیست مسافران

510
00:24:37,660 --> 00:24:41,094
‫حدس بزنید کی قرار بوده اونجا بشینه؟

511
00:24:42,798 --> 00:24:44,064
‫لینا لوثر

512
00:24:44,066 --> 00:24:47,367
‫لینا لوثر عامل این انفجار نبوده

513
00:24:47,370 --> 00:24:48,702
‫اون هدف انفجار بوده

514
00:24:55,344 --> 00:24:57,811
‫باید پرواز آرومی باشه ، خانوم لوثر

515
00:24:57,813 --> 00:24:59,378
‫از پرواز کردن متنفرم

516
00:24:59,381 --> 00:25:00,513
‫میدونم که از نظر آماری

517
00:25:00,515 --> 00:25:02,749
‫، امن ترین راه ِمسافرته ولی بازم

518
00:25:11,258 --> 00:25:12,423
‫چه غلطا !؟

519
00:25:41,868 --> 00:25:43,536
‫فکرشو می کردم شما دو تا پیداتون میشه

520
00:25:43,539 --> 00:25:45,237
‫همه کیف ـشو خراب کردید

521
00:25:45,239 --> 00:25:46,572
‫میدونی ، اگه انتظار حضور ما رو داشتی

522
00:25:46,575 --> 00:25:47,773
‫واقعا باید یه چیزی میاوردی

523
00:25:47,776 --> 00:25:49,475
‫که یکم قوی تر باشه

524
00:25:49,477 --> 00:25:51,243
‫اینکارو کردم . عقل و هوشم رو به همراه آوردم

525
00:25:51,246 --> 00:25:52,945
‫من پهبادهایی دارم که سرتاسر شهر مستقر شدن

526
00:25:52,947 --> 00:25:55,481
‫و الان که داریم حرف می زنیم غیرنظامی ها رو هدف قرار میدن

527
00:25:57,484 --> 00:25:59,318
‫انتخابش با شما ، فضایی ها

528
00:25:59,320 --> 00:26:01,720
‫شهروندان بیگناه یا بالگرد؟

529
00:26:01,723 --> 00:26:03,621
‫برو . من حواسم به بالگرد هست

530
00:26:46,964 --> 00:26:48,598
‫خارق العاده بود

531
00:26:51,502 --> 00:26:53,068
‫برمی گردیم گاتهام
‫*یکی از شهرهای دنیای دیسی و شهر بتمن*

532
00:27:08,418 --> 00:27:09,551
‫الان در امان هستید

533
00:27:09,554 --> 00:27:11,355
‫اون دیگه چه کوفتی بود؟

534
00:27:11,357 --> 00:27:12,724
‫یکی سعی داره شما رو بکشه

535
00:27:19,737 --> 00:27:21,839
‫هی ، داشتم دنبالت می گشتم

536
00:27:21,842 --> 00:27:24,311
‫گوش کن ، میدونم که تمام این مدت داشتم

537
00:27:24,313 --> 00:27:26,514
‫با حملات پهباد ها و سفینه ها سر و کله می زدم

538
00:27:26,516 --> 00:27:27,750
‫دو تا سفینه

539
00:27:27,753 --> 00:27:29,486
‫ولی اجازه نمیدم که این مساله مانع داشتن

540
00:27:29,488 --> 00:27:31,022
‫قرار بی نقص ـمون بشه

541
00:27:31,025 --> 00:27:32,391
‫داشتم به غذای ایتالیایی فکر می کردم

542
00:27:32,394 --> 00:27:36,032
‫- می تونم پرواز کنم اونجا
‫- مساله ای نیست . من

543
00:27:36,034 --> 00:27:38,435
‫فقط اعتراف کن . یه چیزی برات تغییر کرده

544
00:27:38,438 --> 00:27:40,338
‫- جیمز
‫- و بهم نگو که دارم اشتباه می کنم

545
00:27:40,341 --> 00:27:42,910
‫یا اینکه اینا فقط تصورات ـه ، چون می شناسمت

546
00:27:45,182 --> 00:27:47,418
‫فکر می کردم این چیزیه که می خوای

547
00:27:47,420 --> 00:27:48,619
‫می خواستم

548
00:27:51,793 --> 00:27:53,761
‫و حالا؟

549
00:27:53,764 --> 00:27:54,930
‫من..

550
00:27:56,368 --> 00:27:57,835
‫نمیدونم

551
00:28:00,375 --> 00:28:02,578
‫خب ، اقلاً صداقت داری

552
00:28:10,325 --> 00:28:12,728
‫خـانوم ِ تـشمــاکـــر!!

553
00:28:16,303 --> 00:28:19,006
‫اون بیشتر از "هلی بری" توی مراسم اهدای جوایز گریه می کنه

554
00:28:19,008 --> 00:28:21,376
‫خب ، اگه اینقدر ازش متنفر هستید چرا اخراجش نمی کنید؟

555
00:28:21,379 --> 00:28:22,679
‫در حالت عادی ، روز بعد اینکه یه دستیار

556
00:28:22,682 --> 00:28:25,083
‫قهوه لاته درجه یک براتون میاره اخراجش می کنید
‫(کت از لاته متنفرـه)

557
00:28:25,085 --> 00:28:26,385
‫کیرا

558
00:28:27,389 --> 00:28:31,427
‫من حتی دیگه نمیدونم عادی چی هست

559
00:28:31,430 --> 00:28:33,731
‫خانوم گرنت ، چه مشکلی پیش اومده؟

560
00:28:33,733 --> 00:28:35,234
‫چه مشکلی می تونه وجود داشته باشه؟

561
00:28:35,236 --> 00:28:36,903
‫به همه خواسته هام رسیدم

562
00:28:36,906 --> 00:28:39,141
‫به همه چیزایی که همیشه می خواستم رسیدم

563
00:28:39,143 --> 00:28:41,579
‫و توی کارم هم بهترین هستم

564
00:28:41,582 --> 00:28:43,883
‫سوال اینه ، کیرا

565
00:28:43,886 --> 00:28:46,788
‫تو چه مرگته؟

566
00:28:46,790 --> 00:28:49,526
‫تو جوونی ، باهوشی و دنیا رو زیر پاهات داری

567
00:28:49,529 --> 00:28:50,996
‫مردی که براش غش و ضعف می رفتی رو داری

568
00:28:50,998 --> 00:28:52,432
‫هر شغلی که بخوای می تونی داشته باشی

569
00:28:52,434 --> 00:28:55,903
‫و اونجا وایستادی و داری مثل یه گوزن ماده پلک میزنی

570
00:28:55,906 --> 00:28:57,306
‫بی حرکت

571
00:28:57,308 --> 00:28:58,307
‫من...

572
00:29:00,579 --> 00:29:02,615
‫آره ، میدونید چیه؟

573
00:29:02,618 --> 00:29:04,885
‫حق با شماست خانوم گرنت

574
00:29:04,888 --> 00:29:07,323
‫کاملا حق با شماست ، در بعضی از حوزه های زندگیم

575
00:29:07,326 --> 00:29:10,796
‫احساس قوی بودن و اعتماد بنفس دارم

576
00:29:10,798 --> 00:29:13,701
‫ولی در بقیه حوزه ها

577
00:29:13,704 --> 00:29:16,106
‫شغل ، عشق ، من...

578
00:29:16,108 --> 00:29:17,575
‫نمیدونم چیکار کنم

579
00:29:17,577 --> 00:29:19,411
‫به عمق بزن

580
00:29:19,414 --> 00:29:23,285
‫منظورتون چیه ... مثلا توی یه دریاچه؟

581
00:29:23,287 --> 00:29:25,054
‫تو لب ساحل ایستادی

582
00:29:25,057 --> 00:29:26,758
‫می ترسی که وارد آب های تازه بشی

583
00:29:26,760 --> 00:29:29,362
‫و ترسیدی و نمی خوای با کارا دنورز ِکاربلد

584
00:29:29,364 --> 00:29:32,833
‫و مودب و عاشق دلخسته خداحافظی کنی

585
00:29:32,836 --> 00:29:35,406
‫دستیار ِمهربون و وظیفه شناس ِ کت گرنت

586
00:29:35,408 --> 00:29:36,708
‫اونجا ایستادی و

587
00:29:36,711 --> 00:29:38,611
‫داری به گزینه هات نگاه می کنی

588
00:29:38,614 --> 00:29:41,282
‫آب سرد یخ زده آبی رنگ
‫رودخانه ای که جریان آبش خیلی سریعه

589
00:29:41,285 --> 00:29:42,551
‫و دریای متلاطم

590
00:29:42,553 --> 00:29:44,554
‫و همه اونا به نظرت جذاب میان

591
00:29:44,557 --> 00:29:46,224
‫چون تو خیلی دلت می خواد شنا کنی

592
00:29:46,227 --> 00:29:48,629
‫ولی میدونی که اون آب قراره خیلی سرد باشه

593
00:29:48,631 --> 00:29:50,565
‫و سفری که در پیش داری سخت خواهد بود

594
00:29:50,568 --> 00:29:52,402
‫و وقتی رسیدی اون طرف

595
00:29:52,404 --> 00:29:54,671
‫به یک شخص جدید تبدیل خواهی شد

596
00:29:54,674 --> 00:29:59,414
‫و تو می ترسی که اون نسخه از خودت رو ببینی

597
00:29:59,417 --> 00:30:04,690
‫ما همه مون به شخصیت دلخواه مون عادت می کنیم

598
00:30:04,692 --> 00:30:07,027
‫و برای محدوده ای که راحتیم ازش استفاده می کنیم

599
00:30:07,030 --> 00:30:09,365
‫ولی ، بهم اعتماد کن

600
00:30:11,269 --> 00:30:15,241
‫برای زندگی کردن ، باید همیشه شجاع بود

601
00:30:15,244 --> 00:30:17,713
‫به شنا کردن ادامه بدهه

602
00:30:17,715 --> 00:30:18,748
‫آره

603
00:30:20,686 --> 00:30:22,554
‫ممنونم خانوم گرنت

604
00:30:23,625 --> 00:30:28,197
‫تو ۱۲ ساعت و ۱۳ دقیقه و ۴ ثانیه وقت داری

605
00:30:28,200 --> 00:30:29,968
‫- زمان داره می گذره
‫- درسته

606
00:30:36,081 --> 00:30:39,752
‫این چیزه مثل ِ خود ِخود ِهنرـه

607
00:30:39,755 --> 00:30:43,758
‫یه جورایی انگار بابای من توی یکی از اون
‫لحظاتی که به قتل فکر می کرده اینو ساخته

608
00:30:43,795 --> 00:30:46,665
‫ما تونستیم از خرابه هاش یه اثر انگشت گیر بیاریم

609
00:30:46,668 --> 00:30:47,734
‫جان کوربن

610
00:30:47,736 --> 00:30:49,436
‫یه قاتل بین المللی که می تونی استخدامش کنی

611
00:30:49,438 --> 00:30:51,740
‫اون با اینترگنگ و تروریست های کازنیا ارتباط داره

612
00:30:51,743 --> 00:30:54,144
‫و همینطور نسل کشی ِکورتو مالتیز

613
00:30:54,147 --> 00:30:55,713
‫اگه بخوای یه آدم معروف کشته بشه

614
00:30:55,716 --> 00:30:56,816
‫باید این یارو رو استخدام کنی

615
00:30:56,818 --> 00:30:58,586
‫ولی کی دلش می خواد لینا بمیره؟

616
00:30:58,588 --> 00:31:00,154
‫کارا کجاست؟

617
00:31:00,157 --> 00:31:02,993
‫داره سعی می کنه لینا رو از برگزاری مراسم تغییر نام منصرف کنه

618
00:31:02,996 --> 00:31:04,964
‫انگار اونم درست مثل برادرش کله شق ـه

619
00:31:04,966 --> 00:31:06,433
‫من مامور دنورز رو جانشین خودم قرار میدم

620
00:31:06,435 --> 00:31:07,734
‫این کوربن ظاهرا اهمیتی نمیده که

621
00:31:07,737 --> 00:31:09,405
‫کی آسیب ببینه و فقط کشتن هدفش براش مهمه

622
00:31:09,408 --> 00:31:11,041
‫من و کارا هم اونجا خواهیم بود

623
00:31:11,043 --> 00:31:12,777
‫فکر نمی کنید شما دوتا باید حرف بزنید؟

624
00:31:13,814 --> 00:31:15,249
‫ظاهرا تو اینطور فکر میکنی

625
00:31:19,557 --> 00:31:21,859
‫مردم فکر میکنن که ما باید باهم حرف بزنیم

626
00:31:21,862 --> 00:31:23,429
‫چی واسه حرف زدن هست؟

627
00:31:23,431 --> 00:31:25,265
‫تو کریپتونایت رو اینجا نگه می داری ،ژان

628
00:31:25,268 --> 00:31:26,401
‫می تونه من و کارا رو بکشه

629
00:31:26,403 --> 00:31:28,004
‫هرگز اجازه نمیدم اینطوری ازش استفاده بشه

630
00:31:28,006 --> 00:31:29,440
‫می دونم اینکارو نمی کنی

631
00:31:29,443 --> 00:31:31,777
‫ولی وقتی رییس نباشی چه اتفاقی میوفته؟

632
00:31:31,779 --> 00:31:33,647
‫وقتی از یه مقام بالا دستور بگیری چی؟

633
00:31:33,649 --> 00:31:35,083
‫شخص رییس جمهور
‫(رییس جمهور زن ـه)

634
00:31:36,653 --> 00:31:37,754
‫تا موقعی که اینجا کریپتونایت داری

635
00:31:37,757 --> 00:31:39,290
‫نمی تونم بخشی از کاری که می کنی باشم

636
00:31:47,172 --> 00:31:50,844
‫به برادرم ۳۲ طول عمر حبس متوالی خورده

637
00:31:50,846 --> 00:31:52,045
‫گمون کنم نباید از اینکه مشارکت

638
00:31:52,048 --> 00:31:53,415
‫چندان زیاد نیست تعجب می کردم

639
00:31:53,417 --> 00:31:55,016
‫داری یه ریسک خطرناک می کنی

640
00:31:55,019 --> 00:31:58,156
‫درحالی داری مراسم تغییر نام رو برگزار میکنی که زندگیت در خطره

641
00:31:58,159 --> 00:32:01,796
‫اگه نتونم این شرکت رو به یه چیز مثبت تبدیل کنم زندگی ای نخواهم داشت

642
00:32:01,798 --> 00:32:03,933
‫همه چیزی که در یاد ها خواهد ماند جنون ِ لکس ـه

643
00:32:09,143 --> 00:32:11,478
‫می خوام از همه شما به خاطر اومدنتون تشکر کنم

644
00:32:11,481 --> 00:32:13,315
‫من توی برج اصلی هستم

645
00:32:13,317 --> 00:32:15,153
‫اثری از کوربن نیست

646
00:32:15,156 --> 00:32:18,392
‫برادرم به افراد خوب و بیگناه زیادی آسیب زد

647
00:32:18,394 --> 00:32:20,094
‫خانواده من دِیـنـی بدهکار هستن

648
00:32:20,097 --> 00:32:22,833
‫نه فقط به متروپلیس ، به همه

649
00:32:22,835 --> 00:32:24,468
‫من قصد دارم که این دِین رو پرداخت کنم

650
00:32:24,471 --> 00:32:26,872
‫با تغییر نام شرکتم به ال-کورپ

651
00:32:26,875 --> 00:32:30,379
‫ما دوره جدیدی از همکاری و اتحاد رو به ارمغان خواهیم آورد

652
00:32:30,381 --> 00:32:32,583
‫باهمدیگر ، دنیایی روشن تر رسم خواهیم کرد

653
00:32:55,390 --> 00:32:56,390
‫برید!

654
00:33:04,173 --> 00:33:05,840
‫تو دیر کردی

655
00:33:05,842 --> 00:33:06,909
‫ترافیک خیلی سنگینی بود

656
00:33:13,054 --> 00:33:14,388
‫کوربن در دیدرس من قرار داره

657
00:33:14,391 --> 00:33:15,958
‫سرکار ، خداروشکر رسیدید

658
00:33:22,471 --> 00:33:23,804
‫وین!

659
00:33:23,807 --> 00:33:25,909
‫کارا ، کوربن ستون نگه دارنده جنوب غربی رو هدف قرار داده

660
00:33:25,911 --> 00:33:27,978
‫اساساً ، اون تنها نقطه ضعف ساختمان رو هدف قرار داده

661
00:33:27,981 --> 00:33:29,515
‫درست مثل یه جایگیری مناسب

662
00:33:29,518 --> 00:33:31,151
‫"برای برای زدن ِ "دِث استار

663
00:33:31,153 --> 00:33:32,352
‫الان نیاز به مرجع گویی جنگ ستارگان ندارم

664
00:33:32,355 --> 00:33:33,989
‫وین ، الان نیاز به نقشه دارم

665
00:33:33,992 --> 00:33:37,028
‫اگه ستون رو تعمیر کنید ، ساختمان پایدار میشه

666
00:33:37,031 --> 00:33:38,831
‫با چی تعمیرش کنیم؟

667
00:33:41,804 --> 00:33:42,905
‫من این ساختمون رو درست میکنم

668
00:33:42,907 --> 00:33:44,341
‫برو برو . من حواسم به این هست

669
00:34:34,630 --> 00:34:35,698
‫اون موفق شد

670
00:34:47,619 --> 00:34:49,789
‫- بزار اون بره
‫- شما میزارید من از اینجا برم

671
00:34:49,791 --> 00:34:51,892
‫لکس لوثر تو رو استخدام کرد که خواهرش رو بکشی ، مگه نه؟

672
00:34:51,895 --> 00:34:53,929
‫لوثر هنوز هم منابع و دسترسی داره

673
00:34:53,931 --> 00:34:56,166
‫حتی وقتی توی یه زندان فوق امنیتی می پوسه

674
00:34:56,169 --> 00:34:57,436
‫حالا من دارم میرم

675
00:34:57,438 --> 00:34:59,004
‫و شما نمی تونید هیچ کاری...

676
00:35:03,447 --> 00:35:05,014
‫گلوله ازش رد شده

677
00:35:05,017 --> 00:35:06,885
‫نیاز به بیمارستان داره

678
00:35:06,887 --> 00:35:08,554
‫کارت عالی بود سوپرگرل

679
00:35:08,557 --> 00:35:09,924
‫کمک داشتم

680
00:35:21,271 --> 00:35:22,906
‫ممنون ، آقای کنت

681
00:35:22,909 --> 00:35:24,376
‫این دقیقا همون نوع تیتری ـه که

682
00:35:24,378 --> 00:35:26,713
‫شرکت من بعد از حمله دیروز نیاز داره

683
00:35:26,716 --> 00:35:30,319
‫و ممنون که اون بخش ِ شلیک کردن ِمن به طرف رو هم آوردید

684
00:35:30,321 --> 00:35:31,989
‫اینکار باعث میشه لکس دیگه سر به سر من نزاره

685
00:35:32,584 --> 00:35:34,259
‫اون قراره بعد از خوندن روزنامه توی سلول شماره ایکس مضحکه بشه

686
00:35:34,262 --> 00:35:35,762
‫خب ، دقیقا به اون دلیل ننوشتمش

687
00:35:35,764 --> 00:35:37,498
‫نوشتمش چون حقیقت همونه

688
00:35:37,500 --> 00:35:39,468
‫من راجع بهتون اشتباه می کردم خانوم ِ لوثر

689
00:35:39,471 --> 00:35:41,739
‫متاسفم

690
00:35:41,742 --> 00:35:43,443
‫خب ، اگه تونسته باشم کلارک کنت رو معتقد کنم

691
00:35:43,445 --> 00:35:44,711
‫یعنی هنوز امیدی هست

692
00:35:45,949 --> 00:35:48,587
‫شما چطور خانوم دنورز؟

693
00:35:48,589 --> 00:35:50,122
‫اسم شما رو توی سرخط روزنامه ندیدم

694
00:35:51,126 --> 00:35:52,359
‫آآ

695
00:35:52,362 --> 00:35:54,363
‫خب همونطور که گفتم من خبرنگار نیستم

696
00:35:54,366 --> 00:35:55,700
‫ولی اگه بودی خوب گولم میزدی

697
00:35:58,574 --> 00:36:00,174
‫امیدوارم این آخرین باری نباشه که حرف می زنیم

698
00:36:01,278 --> 00:36:02,646
‫منم همینطور

699
00:36:06,389 --> 00:36:07,523
‫خیلی خب

700
00:36:09,027 --> 00:36:10,062
‫من تصمیم ـمو گرفتم

701
00:36:13,102 --> 00:36:15,104
‫۴۳دقیقه قبل از اینکه مهلتت تموم شه

702
00:36:15,107 --> 00:36:16,875
‫بهتره که خوب باشه

703
00:36:18,580 --> 00:36:20,015
‫دلم می خواد یه خبرنگار بشم

704
00:36:21,618 --> 00:36:23,921
‫باورم نمیشه که قبلا نتونستم تصورش کنم

705
00:36:23,924 --> 00:36:27,094
‫خبرنگار بودن یعنی با مردم در ارتباط بودن

706
00:36:27,097 --> 00:36:31,236
‫یعنی پیدا کردن حقیقت پنهان شده و به اشتراک گذاشتنش با بقیه دنیا

707
00:36:31,238 --> 00:36:33,641
‫یعنی خدمت کردن

708
00:36:33,644 --> 00:36:35,912
‫و گفتن روایت هایی که باید گفته بشن

709
00:36:35,915 --> 00:36:37,549
‫به منظور بهتر کردن دنیا

710
00:36:37,551 --> 00:36:39,518
‫یه جای قابل درک تر

711
00:36:39,521 --> 00:36:42,189
‫این شغل قراره منو به بهترین نسخه خودم تبدیل کنه

712
00:36:42,192 --> 00:36:43,860
‫چون قطعا اینکار

713
00:36:43,863 --> 00:36:46,265
‫باعث میشه از نقطه آسیب پذیرم بیرون بیام

714
00:36:46,267 --> 00:36:49,638
‫این همونیه که می خواستم. این شغل منه

715
00:36:51,343 --> 00:36:52,578
‫بازش کن

716
00:36:55,184 --> 00:36:56,652
‫این رزومه منه؟

717
00:36:58,157 --> 00:37:00,626
‫همون لحظه ای که برای مصاحبه به عنوان دستیار اومدی توی دفترم

718
00:37:00,628 --> 00:37:02,295
‫در موردت یه حسی داشتم

719
00:37:02,298 --> 00:37:05,469
‫بنابراین روی رزومه ات نوشتم خبرنگار

720
00:37:05,471 --> 00:37:07,974
‫و گذاشتمش درست توی همین کشو

721
00:37:07,977 --> 00:37:10,779
‫و با کمال میل استخدامت کردم

722
00:37:10,781 --> 00:37:12,984
‫- شما از همون موقع می دونستید؟
‫- اوهوم

723
00:37:14,488 --> 00:37:16,591
‫- چطور؟
‫- غرایز

724
00:37:16,593 --> 00:37:19,763
‫و گمون کنم یکم از خودم رو هم درونت دیدم

725
00:37:19,766 --> 00:37:24,139
‫مشخصه که لباس هات رو از مراکز بزرگ خرید نمیکنی

726
00:37:24,141 --> 00:37:26,543
‫و احتمالا تو یه روز بیشتر از

727
00:37:26,546 --> 00:37:28,814
‫کل روز های زندگی تو من رو نفرین می کنن

728
00:37:28,817 --> 00:37:31,119
‫ولی تو صداقت اینو داری

729
00:37:31,122 --> 00:37:34,225
‫که درست و غلط رو تشخیص بدی و عدالت رو به جا بیاری

730
00:37:35,996 --> 00:37:37,699
‫تو به من روحیه میدی کارا

731
00:37:39,269 --> 00:37:41,305
‫میتونم قهرمان ِدرونت رو ببینم

732
00:37:43,879 --> 00:37:46,181
‫حالا برو بیرون و منو سر افراز کن

733
00:37:48,587 --> 00:37:51,191
‫ممنون ، خانوم گرنت

734
00:37:51,193 --> 00:37:56,101
‫می دونید ، درمورد بقیه مردم واقعا غریزه خوبی دارید

735
00:37:56,104 --> 00:37:59,374
‫همین که بهشون میگید چطور به بهترین روش زندگی کنن

736
00:37:59,376 --> 00:38:02,513
‫لطف داری . فقط خوشحالم که تصمیم گرفتی شیرجه رو بزنی

737
00:38:03,851 --> 00:38:07,656
‫راستش برای همه ـمون نصیحت خوبیه

738
00:38:10,464 --> 00:38:12,266
‫مطمئنی حالت خوبه؟

739
00:38:12,268 --> 00:38:14,403
‫آآ ... خوب میشم

740
00:38:18,812 --> 00:38:20,781
‫خانوم تسماکر

741
00:38:20,784 --> 00:38:23,320
‫ازت می خوام که بیای این داخل ، لطفا ...من

742
00:38:23,322 --> 00:38:25,124
‫من باید چندتا تماس بگیرم

743
00:38:28,632 --> 00:38:30,334
‫میدونی چی خنده داره

744
00:38:30,337 --> 00:38:32,939
‫روی کریپتون ، با این سنی که من دارم

745
00:38:32,941 --> 00:38:34,474
‫می شدم یه دختر ترشیده

746
00:38:38,986 --> 00:38:40,520
‫میدونم که ظاهرا باید تا الان همه چیز رو

747
00:38:40,523 --> 00:38:43,025
‫متوجه میشدم ولی نشدم

748
00:38:45,064 --> 00:38:48,636
‫سال قبل همه اش این بود که بفهمم چطور سوپرگرل بشم و حالا

749
00:38:51,143 --> 00:38:53,879
‫حالا وقتشه که بفهمم چطور باید کارا باشم

750
00:38:57,889 --> 00:39:00,793
‫حق با تو بود جیمز

751
00:39:00,795 --> 00:39:02,997
‫یه چیزی برای من تغییر کرده

752
00:39:04,569 --> 00:39:06,904
‫اینکه من و تو با هم باشیم
‫این همه خواسته ام بود

753
00:39:06,907 --> 00:39:08,474
‫ولی الان که به قلبم گوش میدم

754
00:39:09,712 --> 00:39:12,650
‫می دونم که وقتی دوست هستیم بهترین ـیم

755
00:39:16,826 --> 00:39:18,862
‫و ما همیشه با هم دوست خواهیم بود

756
00:39:22,470 --> 00:39:24,272
‫می خواستم برم کلارک رو ببینم ، میخوای بیای؟

757
00:39:25,276 --> 00:39:27,946
‫نه . از طرف من بهش سلام برسون

758
00:39:28,949 --> 00:39:29,950
‫باشه

759
00:39:36,264 --> 00:39:37,899
‫به ب.ع.غ خوش اومدید آقای شات

760
00:39:37,901 --> 00:39:39,801
‫ممنون ، هنک ، یا رییس هنشاو

761
00:39:39,804 --> 00:39:41,739
‫یا ژان بود یا شکارچی ِمریخی؟

762
00:39:41,742 --> 00:39:43,977
‫- دستورالعمل اینجا چیه؟
‫- تنها "قربان" کفایت میکنه

763
00:39:43,979 --> 00:39:46,815
‫بله قربان ، هنک ، ژان...

764
00:39:46,818 --> 00:39:48,887
‫تبریک میگم وین

765
00:39:48,889 --> 00:39:50,723
‫خوشحالم که رسماً تو رو هم توی ِتیم داریم

766
00:39:50,725 --> 00:39:51,959
‫من فقط برام سوال بود که

767
00:39:51,962 --> 00:39:53,963
‫اینی که میگم هرچی که باشه قرارمون رو بهم نزنه

768
00:39:53,966 --> 00:39:56,301
‫ولی من یه حساب بازنشستگی خیلی تپل توی کت-کو داشتم

769
00:39:56,304 --> 00:39:58,004
‫میشه اونو انتقال دادش اینجا؟

770
00:39:58,006 --> 00:39:59,340
‫یا...

771
00:40:01,880 --> 00:40:03,983
‫اینکه بیشتر اعتبار این اتفاق رو من کسب کردم ناراحتت نمیکنه؟

772
00:40:03,985 --> 00:40:06,253
‫مگه نه؟ حتی یه ذره هم نه؟

773
00:40:06,256 --> 00:40:08,058
‫صادقانه بگم ، تابحال اینقدر بهم توهین نشده بود

774
00:40:08,060 --> 00:40:09,592
‫واقعا ، همین الان پرواز می کنم خونه

775
00:40:11,332 --> 00:40:14,102
‫نه ، من خیلی افتخار می کنم که همراهت کار میکنم

776
00:40:14,104 --> 00:40:17,575
‫در واقع ، داشتم فکر می کردم که یه مدت این اطراف باشم

777
00:40:17,578 --> 00:40:18,844
‫- واقعا؟
‫- بله

778
00:40:18,847 --> 00:40:20,281
‫متوجه نبودم که چقدر خوبه کخ

779
00:40:20,283 --> 00:40:21,450
‫دور و بر ِیکی مثل من باشی

780
00:40:21,453 --> 00:40:23,655
‫میدونی ، با خانواده بودن

781
00:40:23,657 --> 00:40:25,391
‫منم همینطور

782
00:40:25,394 --> 00:40:28,597
‫و من هرچیزی که که درمورد کریپتون هست رو از

783
00:40:28,599 --> 00:40:30,634
‫آرشیو های "فورترس" میدونم

784
00:40:30,637 --> 00:40:35,478
‫ولی وقتی داستان هایی راجع به خونه بهم میگی خیلی دوست دارم

785
00:40:35,480 --> 00:40:37,348
‫باعث میشی واقعی به نظر بیان

786
00:40:37,350 --> 00:40:40,553
‫پس شاید تا وقتی که اینجام

787
00:40:40,555 --> 00:40:42,057
‫بتونی یکم بیشتر راجع به والدینم بهم بگی

788
00:40:42,059 --> 00:40:44,494
‫البته . چی از این بهتر

789
00:40:44,497 --> 00:40:45,697
‫خوبه

790
00:40:45,700 --> 00:40:47,701
‫هی ، مطمئن نیستم علاقه ای داشته باشید

791
00:40:47,704 --> 00:40:50,774
‫ولی از یه ماشین زرهی داره دزدی میشه تقاطع خیابان ششم و استگ

792
00:40:52,412 --> 00:40:53,746
‫- هستی؟
‫- قطعا

793
00:41:07,174 --> 00:41:09,509
‫تو توی بیمارستان نیستی آقای کوربن

794
00:41:09,512 --> 00:41:10,980
‫همینه که هست

795
00:41:10,982 --> 00:41:13,684
‫همه کاری که می تونستن بکنن این بود که مردنت رو تماشا کنن

796
00:41:13,687 --> 00:41:14,887
‫درحالی که اینجا با من

797
00:41:14,890 --> 00:41:16,991
‫یه فرصت برای ادامه زندگی داری

798
00:41:17,994 --> 00:41:19,329
‫اگه من دکمه قرمز رو فشار بدم

799
00:41:19,332 --> 00:41:21,333
‫تنظیم کننده های علائم حیاتی ـت خاموش میشن

800
00:41:21,336 --> 00:41:23,170
‫دردت تموم میشه و رهسپار

801
00:41:23,172 --> 00:41:25,776
‫زندگی بعد از مرگ میشی که نمیدونم بهش اعتقاد داری یا نه

802
00:41:26,846 --> 00:41:29,148
‫ولی اگه دکمه سبز رو فشار بدم

803
00:41:29,151 --> 00:41:31,419
‫می تونم زنده موندنت رو قول بدم

804
00:41:31,422 --> 00:41:33,723
‫اگه می خوای زنده بمونی یه بار پلک بزن

805
00:41:35,796 --> 00:41:38,733
‫انتخاب خوبی بود . به کدمس خوش اومدی
‫*جایی که بعدا معلوم شد پدر الکس هم اونجاست*

806
00:41:46,483 --> 00:41:48,752
‫امروز جان کوربن می میره

807
00:41:50,091 --> 00:41:52,828
‫زنده باد متالو
‫*یکی از دشمنان سوپرمن و سوپرگرل*

808
00:41:53,714 --> 00:42:01,564
‫<font color="#bb۱e۱e">: ترجمه و زیرنویس</font>
‫<font color="#۶۴ad۲f">H۱tman۰۰۷ امیر ستارزاده</font>
‫@H۱tman۰۰۷

809
00:42:01,743 --> 00:42:18,625
‫کاری از تیم ترجمه آریا فیلم
‫AriaMovie.iR

810
00:42:18,649 --> 00:42:20,649
‫:هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫<font color=#FF۸۰۰۰>www.IranFilm.Net</font>

