‫﻿۱
00:00:02,336 --> 00:00:04,425
‫آنچه گذشت...

2
00:00:04,425 --> 00:00:07,694
‫خون من داره تو رو به یه مریخی سفید تبدیل می‌کنه

3
00:00:07,756 --> 00:00:10,475
‫تو «هنک هنشاو» هستی. هنک هنشاو واقعی.

4
00:00:10,475 --> 00:00:12,455
‫هنک هنشاو مرده.

5
00:00:12,455 --> 00:00:14,824
‫من «سایبورگ سوپرمن» هستم.

6
00:00:15,174 --> 00:00:17,903
‫- باهات چیکار کردن؟
‫- خونم رو گرفتن

7
00:00:18,995 --> 00:00:20,434
‫سلام، کارا زور-ال

8
00:00:20,445 --> 00:00:22,024
‫چطور می‌تونم بهتون کمک کنم؟

9
00:00:22,024 --> 00:00:26,263
‫هرچیزی که راجع به پروژه‌ای که
‫بهش میگید مدوسا بهم بگو.

10
00:00:26,265 --> 00:00:30,224
‫<font color="#ff۳۳ff"> تـی وـی ورلـد» با افـتـخـار تـقـدیـم مـی‌کـنـد» </font>
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[ TvWorld.info ]</font>

11
00:00:30,265 --> 00:00:33,224
‫<font color=#۰۰FF۰۰>SuperGirl - Season ۲ Episode ۸ </font>
‫<font color=yellow>" مدوسا "</font>
‫<font color="#cc۳۳۹۹">۹۵ / ۰۹ / ۰۹</font>

12
00:00:33,233 --> 00:00:36,823
‫هیچوقت از نگاه کردنت موقع انجام
‫این کارها، خسته نمیشم

13
00:00:36,824 --> 00:00:38,303
‫- میخوام بهش بگم
‫- فقط...

14
00:00:38,303 --> 00:00:39,562
‫بزار من شروع کنم، باشه؟

15
00:00:39,563 --> 00:00:42,153
‫می‌خوای یهویی بحث لباستو
‫بکشم وسط، که چقدر خفنه

16
00:00:42,163 --> 00:00:43,572
‫- خدای من
‫- آره، آره، مثل...

17
00:00:43,573 --> 00:00:45,032
‫وایی خیلی خوبه!

18
00:00:45,032 --> 00:00:46,571
‫مثل اینه که یکی از «ب.ع.غ» اونو ساخته باشه

19
00:00:46,572 --> 00:00:48,632
‫دیگه حرف زدن در مورد لباس رو تموم
‫کن، همین حالا هم می‌دونیم خیلی خفنه

20
00:00:48,633 --> 00:00:50,002
‫ولی کسی که لباس خفنه رو میپوشه، منم

21
00:00:50,003 --> 00:00:51,292
‫پس من باید بهش بگم

22
00:00:51,292 --> 00:00:52,872
‫- آره
‫- به کی، چی بگین؟

23
00:00:53,332 --> 00:00:54,071
‫آلکس...

24
00:00:54,072 --> 00:00:56,232
‫خیلی‌خب، در مورد حرفات فکر کردیم...

25
00:00:56,232 --> 00:00:57,082
‫«در مورد «کارا

26
00:00:57,082 --> 00:00:59,971
‫درسته، در مورد اینکه ازش چیزی رو مخفی نکنیم

27
00:00:59,972 --> 00:01:02,192
‫در موردش حرف زدیم، و...

28
00:01:02,751 --> 00:01:04,810
‫قراره من بهش بگم که، من همون «گاردین» هستم

29
00:01:04,811 --> 00:01:07,090
‫- نه، نه، نه، نه، اینکار رو نمی‌کنی
‫- آره

30
00:01:07,091 --> 00:01:10,081
‫نه، چون یه مورد مهم دیگه هست که خودم میخوام بهش بگم

31
00:01:10,081 --> 00:01:13,269
‫و عمرا بزارم امشب رو ازم بگیرین!

32
00:01:13,270 --> 00:01:16,390
‫اونم با اون کارای پارتیزانی‌تون

33
00:01:16,390 --> 00:01:18,990
‫شرمنده، دیشب حتی یه لحظه هم چشامو رو هم نذاشتم

34
00:01:18,991 --> 00:01:21,090
‫- نه، دیگه نمیتونم صبر کنم
‫- به چه مناسبت نمیتونی صبر کنی؟

35
00:01:23,000 --> 00:01:26,329
‫«واسه هویجای سرخ کرده‌ی «الیزا

36
00:01:26,330 --> 00:01:27,799
‫آره والا

37
00:01:27,819 --> 00:01:28,959
‫درسته پسر

38
00:01:28,960 --> 00:01:32,319
‫وین از عید شکرگزاری قبلی تو کف‌شون بوده

39
00:01:32,319 --> 00:01:33,908
‫سنت‌های خانوادگی!

40
00:01:33,909 --> 00:01:35,249
‫الان میارم واست

41
00:01:38,749 --> 00:01:41,088
‫- عید شکرگزاری‌تون شاد باد!
‫- ممنون!

42
00:01:41,089 --> 00:01:42,828
‫"ممنونم ولی باید بگی "عید شکرگزاری‌تون مبارک

43
00:01:42,838 --> 00:01:45,177
‫- همینی که گفتی، مبارک...
‫- این چیه ؟

44
00:01:45,178 --> 00:01:46,438
‫این؟  پارچه میخواستی

45
00:01:46,438 --> 00:01:48,797
‫منم تُشکم رو پاره کردم و یکم آوردم واست

46
00:01:48,798 --> 00:01:51,908
‫صحیح، فکر نکنم منظورم دقیقا این بوده باشه

47
00:01:51,908 --> 00:01:55,117
‫کارا، این همون دوست «دکسامی» ت که بهم گفته بودی؟

48
00:01:55,118 --> 00:01:56,097
‫آره همونه!

49
00:01:56,098 --> 00:01:58,147
‫- ایشون مادر خونده‌ی من...
‫- دکتر دنورز!

50
00:01:58,147 --> 00:01:59,576
‫ملاقاتتون باعث افتخار و خوشحالیمه!

51
00:01:59,577 --> 00:02:01,926
‫- لطفا "الیزا" صدام کن
‫- الیزا

52
00:02:01,927 --> 00:02:04,647
‫خب، کارا بهم گفته که یه دانشمند فوق العاده هستین

53
00:02:04,787 --> 00:02:06,716
‫این فرصتیه که از دستش نمیدم

54
00:02:06,717 --> 00:02:10,147
‫دوست دارم در مورد «علم» بدونم
‫علم چیه اصلا ؟

55
00:02:12,907 --> 00:02:14,766
‫- حالت خوبه ؟
‫- آره

56
00:02:15,626 --> 00:02:16,656
‫- چته پس ؟
‫آره

57
00:02:17,137 --> 00:02:19,356
‫احساس میکنم «مون-ال» میخواد مخ «الیزا» رو بزنه

58
00:02:19,356 --> 00:02:21,106
‫امکان نداره

59
00:02:21,106 --> 00:02:23,975
‫و خب ... پارچه هم آورده مثلا

60
00:02:23,976 --> 00:02:25,116
‫وایی پسر

61
00:02:25,346 --> 00:02:26,855
‫تو رو خدا نه

62
00:02:32,685 --> 00:02:33,814
‫خب...

63
00:02:34,175 --> 00:02:36,405
‫فکر کنم از مون-ال خوشت اومده

64
00:02:36,774 --> 00:02:40,254
‫کارا، داشت باهام گپ میزد چون مادر توئم

65
00:02:40,255 --> 00:02:42,234
‫- چی؟
‫- ازت خوشش میاد!

66
00:02:42,455 --> 00:02:44,854
‫- نه، نه!
‫- آره

67
00:02:44,855 --> 00:02:47,254
‫داشت پیش من خودشو نشون میداد که تو رو تحت تاثیر بزاره

68
00:02:47,254 --> 00:02:48,433
‫امکان نداره

69
00:02:48,434 --> 00:02:50,564
‫باور کن، مادرا همه چی رو میدونن

70
00:02:58,183 --> 00:03:00,233
‫کارا افتخارش رو بهمون میدی ؟

71
00:03:00,234 --> 00:03:02,443
‫آهان باشه، خیلی‌خب، باشه

72
00:03:02,533 --> 00:03:06,712
‫خب این یکی از سنت های خانواده‌ی
‫دنورزـه که قبل از خوردن غذا

73
00:03:06,722 --> 00:03:09,991
‫به نوبت شروع می‌کنیم و میگیم
‫که واسه چی سپاسگزاریم، پس...

74
00:03:09,992 --> 00:03:11,451
‫خوشم اومد

75
00:03:11,452 --> 00:03:13,162
‫هر کی که میخواد شروع کنه...

76
00:03:13,762 --> 00:03:16,041
‫- خیلی‌خب
‫- من شروع میکنم

77
00:03:17,412 --> 00:03:19,371
‫کارا، میخواستم بگم که...

78
00:03:19,372 --> 00:03:22,581
‫که چقدر شکرگزارم که دوست فهیمی مثل تو دارم

79
00:03:22,581 --> 00:03:25,081
‫آره راست میگه، خیلی خوب همه چی رو درک میکنی
‫- آره همینطوری

80
00:03:25,082 --> 00:03:27,231
‫- نه اینطور نیست
‫- معلومه که همینطوره

81
00:03:27,231 --> 00:03:28,921
‫نه اینطور نیست

82
00:03:33,921 --> 00:03:37,021
‫آره، منم میخواستم... میخواستم یه چیزایی بگم

83
00:03:37,710 --> 00:03:40,240
‫منم بخاطر بودن تو شکرگزارم

84
00:03:41,091 --> 00:03:43,860
‫نه فقط بخاطر درک بالات، بلکه
‫همینطور بخاطر بخشندگی‌ت

85
00:03:44,940 --> 00:03:47,379
‫ممکن بود هرکس دیگه ای منو از اون سفینه بکشه بیرون

86
00:03:47,380 --> 00:03:50,129
‫ولی خوش شانس ترین مرد دنیام، که تو پیدام کردی

87
00:03:50,359 --> 00:03:51,819
‫میخوام بپرم وسط و بگم که...

88
00:03:51,820 --> 00:03:54,809
‫چیزای خیلی زیادی هستن که بخاطرشون سپاسگزارم

89
00:03:54,919 --> 00:03:55,988
‫و راستشو بخواین...

90
00:03:55,989 --> 00:04:00,779
‫هرگز این موضوع رو مثل الان متوجه نشده بودم

91
00:04:00,779 --> 00:04:03,168
‫و خب اینم یه دلیلی داره

92
00:04:03,179 --> 00:04:06,088
‫و اون دلیل...

93
00:04:07,349 --> 00:04:09,348
‫خب اون دلیل...

94
00:04:17,298 --> 00:04:19,677
‫این اتفاق تو "عید شکرگزاری" عادیه ؟

95
00:04:19,698 --> 00:04:23,768
‫<font color=#۳۳cccc>تـرجـمـه از : امــیــر و آتــریــن</font>
‫<font color=Green>H۱tman۰۰۷</font>
‫<font color=Red>Atrin۰۲۱</font>

96
00:04:23,848 --> 00:04:26,108
‫" خب دیشب، یه " حفره چهار بعدی...

97
00:04:26,118 --> 00:04:28,187
‫یهویی وسط آپارتمانت اومد و رفت

98
00:04:28,187 --> 00:04:32,006
‫که همین باعث شد نسبت به عید
‫پارسال سختی کمتری داشته باشه

99
00:04:32,007 --> 00:04:33,747
‫میدونی چی باعث‌ش شده ؟

100
00:04:33,747 --> 00:04:35,836
‫خب شاید یه سری بعدهای زیادی...

101
00:04:35,836 --> 00:04:39,376
‫واسه اون غذاهای باحال مامانت ضعف کرده بودن

102
00:04:39,376 --> 00:04:40,475
‫آره

103
00:04:40,476 --> 00:04:43,255
‫خیلی‌خب، دیگه وقته اسکن کردن "تاکیون" هاست
‫(ماده‌ای که در سریال فلش با آن آشنا شدیم)

104
00:04:43,256 --> 00:04:45,346
‫و همینطور ماهیت واقعی ریز ذرات

105
00:04:45,346 --> 00:04:47,895
‫خیلی‌خب بچه ها، روز تعطیلمون تموم
‫شد، دیگه وقتشه برگردیم سر کار

106
00:04:47,896 --> 00:04:50,956
‫حالا، مهم ترین سوال روز، اینه که کدمس
‫چی از جون سوپرگرل می‌خواست ؟

107
00:04:50,956 --> 00:04:53,265
‫و چرا "لیلیان لوثر" خون‌ت رو گرفت ؟

108
00:04:53,266 --> 00:04:54,455
‫منظورم اینه که چرا نکشتت ؟

109
00:04:54,455 --> 00:04:58,515
‫فکر کنم نقشه ای که تو سرشه بدتر از اینا باشه

110
00:04:58,515 --> 00:05:01,864
‫آره، اون لوثرها بدجوری از
‫نقشه‌ی جنایتکارانه خوششون میاد

111
00:05:01,865 --> 00:05:04,764
‫باید بفهمم که "لینا" چی میدونه

112
00:05:04,764 --> 00:05:07,093
‫می‌فهمیم، همه‌ی تلفن ها رو شنود میکنم

113
00:05:07,094 --> 00:05:08,664
‫هر کامپیوتری رو هک میکنم

114
00:05:08,665 --> 00:05:10,204
‫نه، خودم انجامش میدم

115
00:05:10,204 --> 00:05:11,113
‫منظورم اینه که، میدونم چجور آدمیه

116
00:05:11,124 --> 00:05:13,783
‫باهاتون شرط میبیندم که میتونم بفهمم چیا میدونه

117
00:05:13,784 --> 00:05:16,284
‫- چطوری ؟
‫- مهارت خبرنگاری

118
00:05:16,924 --> 00:05:20,113
‫و همینطور راه سنتی و قدیمی

119
00:05:20,954 --> 00:05:23,194
‫- نقشه ی خوبیه، مشکلی نیست
‫- آره کاملا همینطوره

120
00:05:23,194 --> 00:05:26,783
‫شماه که میدونین وقتی که می‌خوام
‫می‌تونم خیلی آب زیر کاه باشم

121
00:05:27,523 --> 00:05:28,343
‫دقیقا

122
00:05:28,344 --> 00:05:29,813
‫انگار یه نقشه داریم

123
00:05:33,083 --> 00:05:35,821
‫- در هر صورت لینا رو هک کن
‫- حتما

124
00:05:39,233 --> 00:05:41,272
‫خب، دقیقا این مصاحبه به چه مناسبتی‌ـه ؟

125
00:05:41,272 --> 00:05:42,751
‫چیز مهمی نیست

126
00:05:42,752 --> 00:05:46,061
‫" زنای قدرتمند و مادرایی که بزرگشون کردن "

127
00:05:46,272 --> 00:05:48,681
‫خب البته خوشحال میشم که کمکت کنم، کارا

128
00:05:48,682 --> 00:05:51,161
‫فقط متوجه نمیشم که کجای من و مادرم انقدر جالبه

129
00:05:51,161 --> 00:05:53,620
‫مطمئنم که مادر دلربایی داری

130
00:05:54,881 --> 00:05:57,210
‫گوش کن کارا، هرچی که دوست داری بنویس

131
00:05:57,211 --> 00:05:59,080
‫ولی واقعیت اینه که...

132
00:05:59,371 --> 00:06:02,570
‫به عنوان یه دختر، همیشه در حال سقوط بودم

133
00:06:03,281 --> 00:06:05,310
‫هرگز نتونستیم سر چیزی به توافق برسیم

134
00:06:05,660 --> 00:06:07,939
‫سر چه چیزایی به توافق نرسیدین ؟

135
00:06:09,070 --> 00:06:10,889
‫در مورد کار یا...

136
00:06:10,890 --> 00:06:13,560
‫نه، مادرم کوچکترین اهمیتی به "ال کورپ" نمیده

137
00:06:13,560 --> 00:06:16,119
‫خب "لوثر کورپ" چی ؟

138
00:06:16,499 --> 00:06:20,598
‫وقتی ماهیت شرکتت رو عوض کردی، چه احساسی داشت؟

139
00:06:20,599 --> 00:06:21,748
‫منظورت وقتیه که...

140
00:06:21,749 --> 00:06:24,839
‫از یه "مرکز آدمکشی جهانی" به یه چیز دیگه تبدیلش کردم؟

141
00:06:26,019 --> 00:06:27,968
‫دقیقا همین منظورم بود

142
00:06:29,289 --> 00:06:31,178
‫یه بار بهم گفتی که...

143
00:06:31,179 --> 00:06:34,328
‫میخوای "ال کورپ" از قدرتش
‫در راه‌های درست استفاده کنه

144
00:06:34,929 --> 00:06:36,778
‫باید به این طرز فکرت افتخار کنه

145
00:06:37,719 --> 00:06:39,238
‫آره، امیدوارم همینطور باشه

146
00:06:41,828 --> 00:06:43,608
‫ببین کارا، میدونی من یه احمق به تمام معنام

147
00:06:43,608 --> 00:06:45,127
‫یادم رفت که جلسه دارم

148
00:06:45,137 --> 00:06:47,857
‫- بهت اعتماد دارم که چیزای خوبی مینویسی
‫- آره

149
00:06:48,847 --> 00:06:50,207
‫از دیدنت خوشحال شدم

150
00:07:00,437 --> 00:07:01,476
‫مامان ؟

151
00:07:02,486 --> 00:07:03,826
‫باید حرف بزنیم

152
00:07:15,936 --> 00:07:17,315
‫چیزی میخوای بیارم واست ؟

153
00:07:17,885 --> 00:07:19,195
‫نه

154
00:07:19,195 --> 00:07:20,505
‫هر جور راحتی

155
00:07:26,475 --> 00:07:29,324
‫وای، انگاری همیشه این دور و برایی

156
00:07:36,954 --> 00:07:38,674
‫پس دنبال یه هم صحبت نیستی؟

157
00:07:39,054 --> 00:07:40,744
‫یه هم صحبت خوب هستم

158
00:07:40,754 --> 00:07:42,434
‫آره، مطمئنم همینطوره

159
00:07:42,734 --> 00:07:46,073
‫و منم در واقع دنبال هم صحبتم، ولی با یکی دیگه

160
00:07:50,643 --> 00:07:52,003
‫شرمنده، عذر میخوام

161
00:08:01,992 --> 00:08:03,001
‫جان!

162
00:08:53,499 --> 00:08:56,519
‫- هی، چی شده ؟
‫- همشون مردن! همه‌ی فضایی ها مردن!

163
00:09:10,268 --> 00:09:11,618
‫واقعا لازمه ؟

164
00:09:11,618 --> 00:09:15,117
‫حالم خوبه ها، میتونم یه دستی ۱۰۰۰ کیلو رو بلند کنم

165
00:09:15,117 --> 00:09:17,227
‫خب اینکه خیلی قابل تحسینه

166
00:09:17,227 --> 00:09:19,716
‫نمیتونیم ریسک کنیم و بزاریم چیزی که...

167
00:09:19,717 --> 00:09:21,307
‫توی «بار» پخش شده بود رو اینجا هم پخش کنی

168
00:09:21,307 --> 00:09:22,326
‫که همچنین این سوال رو پیش آورده که...

169
00:09:22,327 --> 00:09:23,886
‫اون چی بود که پخشش کرده ؟

170
00:09:23,887 --> 00:09:25,097
‫یه بار دیگه بگو چه اتفاقی افتاد

171
00:09:25,097 --> 00:09:26,976
‫قبلا که بهتون گفتم بچه ها

172
00:09:30,667 --> 00:09:33,445
‫تو رو دیدم، ولی خودت نبودی

173
00:09:33,446 --> 00:09:35,836
‫اون واقعیه بود، "هنک هنشاو" اصلی

174
00:09:37,086 --> 00:09:41,036
‫تا بیرون دنبالش رفتم، با هم مبارزه کردیم و من باختم

175
00:09:42,066 --> 00:09:43,955
‫و بعدشم جیغ زدن‌هاشون رو شنیدم

176
00:09:47,535 --> 00:09:49,814
‫اگه دنبالش نرفته بودم، می‌تونستم
‫جلوی اون اتفاق رو بگیرم

177
00:09:49,815 --> 00:09:51,505
‫تنها دلیلی که هنوزم زنده‌ای

178
00:09:51,505 --> 00:09:54,444
‫اینه که "هنشاو" رو تا بیرون تعقیب کردی

179
00:09:54,954 --> 00:09:57,924
‫تا حالا در مورد همچین سلاحی نشنیده
‫بودم، چه شیمیایی و چه غیر شیمیایی

180
00:09:57,925 --> 00:10:00,434
‫که بتونه فقط فضایی ها رو تحت تاثیر قرار بده

181
00:10:00,434 --> 00:10:02,674
‫و اون سلاح، همه رو...

182
00:10:02,674 --> 00:10:04,673
‫بجز انسان ها، کشت

183
00:10:05,174 --> 00:10:07,844
‫میخوام مادرم رو بیارم که صحنه‌ی جرم رو بررسی کنه

184
00:10:07,844 --> 00:10:11,023
‫اون متخصص " زیست شناسی اختری " ـه
‫میتونه کمکمون کنه

185
00:10:11,024 --> 00:10:11,893
‫فکر خوبیه

186
00:10:11,903 --> 00:10:14,973
‫- عالیه، برو بریم
‫- نه، نه، نه، نه، نه، نه

187
00:10:15,204 --> 00:10:17,423
‫من و تو همینجا تو "ب.ع.غ" می‌مونیم

188
00:10:17,423 --> 00:10:20,292
‫تا دقیقا بفهمیم با چجور سمی سر و کار داریم

189
00:10:20,293 --> 00:10:22,172
‫جان، این کار " کدمس " ـه

190
00:10:22,212 --> 00:10:24,202
‫می‌دونم دارن یه چیزی رو برنامه ریزی میکنن

191
00:10:24,213 --> 00:10:26,582
‫خواهر فضایی من قرار نیست از اینجا بره بیرون

192
00:10:26,583 --> 00:10:30,742
‫تا وقتی بفهمیم که کدمس چطوری
‫فقط فضایی‌ها رو هدف قرار میده

193
00:10:30,753 --> 00:10:32,442
‫بهتر جات امن باشه تا بعدش افسوس بخورم

194
00:10:43,521 --> 00:10:45,291
‫منظره‌ی ناراحت کننده ایه

195
00:10:45,291 --> 00:10:48,610
‫قبلا هم تعطیلاتم رو پشت همین میز می‌گذروندم
‫اونم تنهایی

196
00:10:48,911 --> 00:10:50,601
‫زیادی کار کردن تو خانوادمون ارثیه

197
00:10:50,601 --> 00:10:52,990
‫حالا دیگه میدونم تو تعطیلات چطوری هستی

198
00:10:53,191 --> 00:10:55,790
‫اینجور افکار، معمولا بعدش تبدیل
‫میشه به از پشت خنجر زدن

199
00:10:55,790 --> 00:10:58,149
‫اونم در مورد اینکه من یه لوثر واقعی نیستم

200
00:11:00,860 --> 00:11:03,229
‫هرگز نذاشتی فراموش کنم که به فرزندی قبولم کردین

201
00:11:03,830 --> 00:11:07,049
‫وقتی بحث سر بچه‌هات باشه لکس
‫همیشه بچه ی مورد علاقته

202
00:11:09,300 --> 00:11:11,100
‫و تو هم سوگلی بابات بودی

203
00:11:11,110 --> 00:11:12,639
‫انگار حسودیت میشه

204
00:11:12,639 --> 00:11:14,879
‫نباید زیاد قضیه رو به خودت بچسبونی

205
00:11:15,189 --> 00:11:17,639
‫هیچ پدر و مادری بچه هاشونو یکسان دوست ندارن

206
00:11:17,639 --> 00:11:21,548
‫و فکر کنم، بله " لکس " رو بیشتر دوست دارم

207
00:11:21,549 --> 00:11:23,359
‫ولی تو رو هم دوست دارم لینا

208
00:11:23,829 --> 00:11:25,208
‫البته به روش خودم

209
00:11:25,268 --> 00:11:26,567
‫خب...

210
00:11:27,187 --> 00:11:29,786
‫حالا که تعارفات رو کنار گذاشتیم

211
00:11:29,786 --> 00:11:33,724
‫بزار بپرسم که، داری چه غلطی میکنی ؟

212
00:11:33,725 --> 00:11:36,304
‫بعد از محاکمه ی " لکس " زیاد حرف نزدیم

213
00:11:36,314 --> 00:11:40,082
‫فکر کردم بهم زنگ زدی بیام که این مسائل رو حل کنیم

214
00:11:40,083 --> 00:11:42,201
‫مثلا " عید شکرگزاری " ـه

215
00:11:43,441 --> 00:11:45,289
‫ولی ظاهرا اشتباه می‌کردم

216
00:11:46,270 --> 00:11:48,278
‫یه خبرنگار سراغ کارات رو می‌گرفت

217
00:11:49,978 --> 00:11:51,178
‫خیلی هم باهوشه

218
00:11:53,157 --> 00:11:54,966
‫یه چیزایی در موردت میدونه

219
00:11:56,526 --> 00:11:57,635
‫چی میدونه ؟

220
00:11:57,715 --> 00:11:59,384
‫اصلا نمی‌دونم

221
00:11:59,384 --> 00:12:00,753
‫ببین، میدونم داری دروغ میگی

222
00:12:00,754 --> 00:12:02,873
‫و اینو از کجا میدونی ؟

223
00:12:03,233 --> 00:12:05,042
‫چون گفتی دوسم داری

224
00:12:06,432 --> 00:12:08,571
‫و هر دومون می‌دونیم که حقیقت نداره

225
00:12:10,820 --> 00:12:12,648
‫ممنون که بهم سر زدی مامان

226
00:12:15,678 --> 00:12:16,787
‫لعنتی

227
00:12:16,788 --> 00:12:18,696
‫شانس نداری

228
00:12:19,866 --> 00:12:21,055
‫نوبت منه

229
00:12:21,436 --> 00:12:23,245
‫منظورم اینه که، لطفا...

230
00:12:24,015 --> 00:12:27,003
‫و تو هم افتادی تو زندون

231
00:12:27,003 --> 00:12:28,472
‫کاملا مناسب وضعیت حال بود

232
00:12:29,542 --> 00:12:31,551
‫زودی میای بیرون

233
00:12:31,882 --> 00:12:34,690
‫هردوتامون میریم بیرون، پس لب و لوچه تو جمع کن

234
00:12:36,059 --> 00:12:39,138
‫هی، تو که... تو که از من خوشت نمیاد، میاد؟

235
00:12:39,768 --> 00:12:41,067
‫معلومه که ازت خوشم میاد

236
00:12:41,067 --> 00:12:44,465
‫نه منظورم از اون مدل خوش اومدن‌هاست؟؟

237
00:12:44,466 --> 00:12:46,015
‫از اون مدل خوش اومدن‌ها؟

238
00:12:46,326 --> 00:12:49,114
‫شرمنده، انگلیسی زبان دوم منه

239
00:12:49,125 --> 00:12:53,123
‫مامانم الیزا، اون ... اون فکر میکنه که...

240
00:12:53,123 --> 00:12:55,292
‫تو عید زیادی باهاش خوب بودی...

241
00:12:55,462 --> 00:12:58,360
‫مثل کارایی هستش که اینجا پسرا انجام میدن...

242
00:12:59,000 --> 00:13:03,918
‫که خودشون رو پیش مادر دختری
‫که دوسش دارن، شیرین کنن

243
00:13:03,918 --> 00:13:05,127
‫شیرین کنن ؟

244
00:13:05,597 --> 00:13:07,995
‫شرمنده، نمی‌گیرم چی میگی

245
00:13:07,996 --> 00:13:10,195
‫نمیخوای که باهام ازدواج کنی، میخوای ؟

246
00:13:14,004 --> 00:13:17,832
‫منظورم اینه، زنایی که جذبم میشن رو دیدی

247
00:13:17,832 --> 00:13:21,120
‫همه‌شون زمینی بودن و حالا به هرحال، از
‫وقتی که به این سیاره اومدم وضع همین بوده

248
00:13:21,721 --> 00:13:24,860
‫آهان، ممنون که موضوع رو روشن کردی

249
00:13:27,229 --> 00:13:28,338
‫مون-ال!

250
00:13:32,916 --> 00:13:35,814
‫- وای مون-ال!
‫- هشدار! قرنطینه شکسته شد!

251
00:13:36,135 --> 00:13:37,774
‫هشدار! قرنطینه شکسته شد!

252
00:13:37,784 --> 00:13:40,802
‫- بمون باهام! بمون باهام!
‫- هشدار! قرنطینه شکسته شد!

253
00:13:40,813 --> 00:13:42,352
‫کمک!

254
00:13:46,251 --> 00:13:48,619
‫- فعلا وضعیت پایدار داره
‫- خدا رو شکر

255
00:13:48,620 --> 00:13:50,459
‫ولی آلوده شده

256
00:13:50,880 --> 00:13:52,428
‫به کارا هم منتقلش کرده؟

257
00:13:52,428 --> 00:13:55,417
‫ویروس قابل انتقال از اندام به اندام نیست.

258
00:13:55,418 --> 00:13:57,896
‫برای مبتلا شدن باید با مایع یا گاز مسلح شده

259
00:13:57,896 --> 00:13:59,275
‫تماس داشته باشی.

260
00:13:59,276 --> 00:14:00,674
‫خب، اینم تا حدودی خبر خوبیه.

261
00:14:00,675 --> 00:14:01,964
‫یه مساله دیگه هم هست.

262
00:14:01,974 --> 00:14:05,413
‫من یه رشته از ویروس رو از خون مون-ال جدا کردم.

263
00:14:05,414 --> 00:14:06,713
‫،بر اساس ساختار پروتئینی‌ش

264
00:14:06,713 --> 00:14:09,241
‫کاملا مطمئنم که ویروس از کریپتون‌ـه.

265
00:14:09,591 --> 00:14:11,290
‫یه ویروس کریپتونی؟

266
00:14:11,751 --> 00:14:13,890
‫کدمس چطور تونسته همچین چیزی رو بدست بیاره؟

267
00:14:13,890 --> 00:14:14,798
‫خون من

268
00:14:16,289 --> 00:14:18,567
‫به همین دلیل نیازش داشتن. تا وارد بشن.

269
00:14:18,568 --> 00:14:19,607
‫وارد چی بشن؟

270
00:14:20,287 --> 00:14:21,776
‫« قلعه‌ی تنهایی »

271
00:14:49,855 --> 00:14:52,623
‫کیلکس، اینجا چه اتفاقی افتاد؟

272
00:14:52,644 --> 00:14:55,593
‫کارا زور-ال، یه مزاحم داخل قلعه بود.

273
00:14:55,753 --> 00:14:58,442
‫کجا؟ کیه؟

274
00:14:58,572 --> 00:15:01,131
‫تو. تو اون مزاحم هستی.

275
00:15:01,231 --> 00:15:02,840
‫و تو نابود خواهی شد!

276
00:15:42,284 --> 00:15:44,372
‫اینجا دنبال چی بودی، هنشاو؟

277
00:15:52,779 --> 00:15:54,268
‫" ...پروژه‌ی مدوسا "

278
00:16:01,616 --> 00:16:02,436
‫پدر

279
00:16:03,026 --> 00:16:03,985
‫سلام، کارا

280
00:16:05,265 --> 00:16:06,554
‫دلت می‌خواد چی بدونی؟

281
00:16:12,912 --> 00:16:15,450
‫پروژه‌ی مدوسا چیه؟

282
00:16:15,671 --> 00:16:18,819
‫مدوسا، یه ویروس مسلح شده که

283
00:16:18,819 --> 00:16:21,898
‫من برای دفاع از سیاره‌ی کریپتون ساختم.

284
00:16:21,908 --> 00:16:25,476
‫وایستا، یه... یه ویروس که تو ساختیش؟

285
00:16:25,476 --> 00:16:29,854
‫این یه اقدام مشترک بین دانشمندان و نیروهای نظامی بود.

286
00:16:30,004 --> 00:16:34,122
‫ما ویروس رو مهندسی معکوس ژنتیکی کردیم
‫تا به موجودات غیر کریپتونی حمله کنه.

287
00:16:34,562 --> 00:16:36,312
‫،در صورتی که حمله‌ی رخ بده

288
00:16:36,631 --> 00:16:40,250
‫میشه از مدوسا برای کشتن سربازان دشمن استفاده کرد

289
00:16:40,251 --> 00:16:44,518
‫درحالی که شهروندان و زیرساخت‌های
‫ما از صدمه در امان هستند.

290
00:16:45,748 --> 00:16:49,475
‫از وقتی بچه بودم، بهم گفتی که
‫کارت نجات زندگی بقیه است.

291
00:16:49,657 --> 00:16:52,715
‫من داشتم زندگی کریپتونی‌ها رو نجات می‌دادم.

292
00:16:53,375 --> 00:16:55,154
‫اون اسلحه‌ی بی‌نقصی بود.

293
00:16:56,554 --> 00:16:59,882
‫خب، حالا اسلحه‌ی بی‌نقصت افتاده دست دشمن من.

294
00:17:03,930 --> 00:17:07,288
‫،هنشاو فرمول ویروس رو از «قلعه‌ی تنهایی» دزدیده

295
00:17:07,289 --> 00:17:11,187
‫که این یعنی، کدمس می‌تونه هرچقدر
‫که بخواد از اون ویروس تهیه کنه.

296
00:17:11,247 --> 00:17:15,266
‫یه اسلحه‌ی زیستی غیرقابل توقف که هر
‫فضایی‌ای به جز کریپتونی‌ها رو می‌کشه.

297
00:17:15,266 --> 00:17:16,664
‫اوضاع داره بهتر و بهتر میشه.

298
00:17:16,665 --> 00:17:18,634
‫خب، این توجیه می‌کنه که چرا مون-ال هنوز زنده است.

299
00:17:18,635 --> 00:17:20,953
‫مشابه دارن  DNA کریپتونی‌ها و دکسامی‌ها.

300
00:17:20,954 --> 00:17:22,153
‫پس حالش خوب میشه؟

301
00:17:22,413 --> 00:17:25,741
‫سیستم ایمنی‌ش داره با ویروس مقابله می‌کنه
‫و اون داره سخت مبارزه می‌کنه.

302
00:17:25,872 --> 00:17:29,649
‫ولی بدون یه دارو، ویروس برنده خواهد شد.

303
00:17:29,930 --> 00:17:32,998
‫خب، این همه‌ی چیزی‌ـه که از
‫قلعه درمورد ویروس پیدا کردم.

304
00:17:32,998 --> 00:17:34,778
‫من و مامان همین الان میریم روش کار کنیم.

305
00:17:34,798 --> 00:17:36,196
‫یه راهی برای مقابله باهاش پیدا می‌کنیم.

306
00:17:37,347 --> 00:17:38,217
‫تو حالت خوبه؟

307
00:17:38,916 --> 00:17:41,395
‫آره آره. مشکلی برام پیش نمیاد.

308
00:17:59,727 --> 00:18:01,136
‫(خب، چیه؟ (جریان چیه؟

309
00:18:01,567 --> 00:18:03,055
‫پردازنده‌ی مرکزی رو برای

310
00:18:03,056 --> 00:18:05,665
‫شکافت ویروس در سطح مولکولی تنظیم کردم.

311
00:18:05,665 --> 00:18:09,053
‫نه، یعنی، می‌دونم که این اواخر
‫سعی داشتی یه چیزی بهم بگی.

312
00:18:11,743 --> 00:18:12,672
‫نه

313
00:18:14,062 --> 00:18:14,942
‫نه؟

314
00:18:19,430 --> 00:18:20,249
‫چطور؟

315
00:18:22,369 --> 00:18:25,177
‫راز نگه داشتن به تو نمی‌خوره، عزیزم.

316
00:18:27,277 --> 00:18:28,655
‫اینطوری نیست، مامان

317
00:18:28,916 --> 00:18:32,394
‫ربطی به مگی داره؟

318
00:18:32,544 --> 00:18:34,243
‫خیلی اسمش رو می‌بری

319
00:18:35,534 --> 00:18:37,713
‫الکساندرای زیبای من

320
00:18:37,713 --> 00:18:40,631
‫چرا اینقدر برات سخته که بهم بگی؟

321
00:18:41,480 --> 00:18:42,660
‫حس می‌کنم انگار...

322
00:18:43,729 --> 00:18:46,728
‫دارم یه جورایی ناامیدت می‌کنم...

323
00:18:48,298 --> 00:18:51,346
‫چطور ممکنه همجنسباز بودنت باعث ناامیدی من بشه؟

324
00:18:52,066 --> 00:18:55,035
‫تو همیشه می‌خواستی که من زندگی عادی داشته باشم.

325
00:18:55,345 --> 00:18:59,023
‫الکس، ببین خانواده‌مون چه زندگی‌ای داشته.

326
00:18:59,054 --> 00:19:01,293
‫منو نگاه کن، خواهرت رو نگاه کن.

327
00:19:02,703 --> 00:19:04,052
‫فکر نکنم باور داشته باشی که

328
00:19:04,052 --> 00:19:06,651
‫من اصلا انتظار داشته باشم که زندگی عادی داشته باشی.

329
00:19:08,729 --> 00:19:10,988
‫تو همیشه متفاوت خواهی بود، الکس.

330
00:19:11,339 --> 00:19:13,227
‫چون تو همیشه استثنایی هستی.

331
00:19:13,227 --> 00:19:16,796
‫و من هرطوری که باشی دوست دارم.

332
00:19:18,826 --> 00:19:19,794
‫بیا اینجا

333
00:19:27,922 --> 00:19:29,441
‫از این منظره خیلی بیشتر از

334
00:19:29,442 --> 00:19:31,540
‫قندیل‌های دفتر قبلی‌مون خوشم میاد.
‫( قندیل‌های غار در دفتر قبلی )

335
00:19:33,330 --> 00:19:36,597
‫اینجا، ما مسئول حفاظت از زندگی هر کسی
‫هستیم که از اینجا دیده میشه.

336
00:19:37,798 --> 00:19:40,436
‫یه جورایی منو یاد منظره‌ی اتاقم در کریپتون می‌اندازه.

337
00:19:42,006 --> 00:19:44,304
‫از اون پنجره می‌تونستم کل شهر رو ببینم.

338
00:19:45,705 --> 00:19:49,463
‫چراغ‌ها، سفینه‌هایی که رد میشدن...

339
00:19:53,331 --> 00:19:54,581
‫ولی بازم

340
00:19:55,251 --> 00:19:57,599
‫گمونم واقعا چیزی نمی‌دیدم.

341
00:19:59,569 --> 00:20:03,656
‫تمام زندگیم فکر می‌کردم که پدر و مادرم آدم خوبا هستن.

342
00:20:05,257 --> 00:20:06,806
‫،و حالا هرچقدر بیشتر آگاهی پیدا می‌کنم

343
00:20:07,606 --> 00:20:10,884
‫بیشتر تصویر واقعی چیزها رو می‌بینم.

344
00:20:13,723 --> 00:20:16,731
‫و بیشتر خجالت زده میشم که دختر اونها هستم.

345
00:20:17,082 --> 00:20:19,521
‫کارا، پدر و مادرت سعی کردن از سیاره حفاظت کنن.

346
00:20:20,010 --> 00:20:21,599
‫سعی کردن زندگی بقیه رو نجات بدن

347
00:20:21,600 --> 00:20:22,989
‫مطمئنم لکس و لیلیان لوثر هم

348
00:20:22,990 --> 00:20:24,928
‫فکر می‌کنن نیت و قصدشون خیرـه.

349
00:20:30,066 --> 00:20:31,575
‫این میراث اونهاست؟

350
00:20:33,575 --> 00:20:37,003
‫مرگ و نابود در سراسر کائنات؟

351
00:20:37,004 --> 00:20:37,973
‫میراث والدینت

352
00:20:37,974 --> 00:20:40,412
‫مرگ و نابود نیست، کارا زور-ال

353
00:20:42,062 --> 00:20:43,011
‫تو هستی

354
00:20:45,151 --> 00:20:47,709
‫جان! جان!

355
00:20:51,268 --> 00:20:54,386
‫چه اتفاقی داره برات می‌افته؟

356
00:20:58,205 --> 00:21:02,593
‫انتقال خون از مگان جونم رو نجات داد، ولی...

357
00:21:04,853 --> 00:21:06,362
‫همچنین منو مسموم کرد.

358
00:21:11,020 --> 00:21:12,050
‫من...

359
00:21:14,042 --> 00:21:15,983
‫من دارم تبدیل میشم به یه مریخی سفید.

360
00:21:16,304 --> 00:21:17,495
‫وای خدای من.

361
00:21:18,877 --> 00:21:21,328
‫،ولی الکس و الیزا، اونا می‌تونن یه درمان پیدا کنن

362
00:21:21,328 --> 00:21:22,278
‫می‌تونیم این مشکل رو حل کنیم.

363
00:21:22,279 --> 00:21:24,210
‫اولیوت با مدوسا ـست.

364
00:21:24,421 --> 00:21:25,491
‫نمی‌خوام حواس اونا یا هر کس دیگه‌ای

365
00:21:25,492 --> 00:21:27,274
‫از ماموریت اولیه پرت بشه.

366
00:21:27,274 --> 00:21:29,835
‫ما باید کدمس رو متوقف کنیم.

367
00:21:31,417 --> 00:21:34,089
‫ما فهمیدیم کدمس چطور می‌خواد مدوسا رو مسلح کنه.

368
00:21:34,089 --> 00:21:36,881
‫،اونا به یه عامل انتشار نیاز دارن
‫چیزی که تو سیاره ما نیست

369
00:21:36,882 --> 00:21:39,924
‫ولی یه عنصر مشابه‌ش هست، ایزوتوپ ۴۵۴

370
00:21:39,924 --> 00:21:43,067
‫که به شدت کمیاب‌ـه چون انحصاری
‫توسط «ال-کورپ» تهیه میشه.

371
00:21:43,077 --> 00:21:44,398
‫،اکه دست کدمس بهش برسه

372
00:21:44,399 --> 00:21:46,700
‫قادر خواهد بود ویروس رو در سرتاسر شهر منتشر کنن.

373
00:21:46,700 --> 00:21:48,872
‫هیچ کاری نیست که بتونیم برای
‫متوقف کردن‌شون انجام بدیم.

374
00:21:52,745 --> 00:21:53,506
‫مگی؟

375
00:21:53,807 --> 00:21:56,769
‫«هر واحدی که در دسترس که داری ببر به «ال-کورپ.

376
00:22:01,644 --> 00:22:03,244
‫کلیدا، کمربند، و هر چیز فلزی...

377
00:22:04,135 --> 00:22:04,956
‫هی، وایستا!

378
00:22:06,287 --> 00:22:07,127
‫صبر کن!

379
00:22:24,452 --> 00:22:26,584
‫باید می‌دونستم پیدات میشه.

380
00:23:03,416 --> 00:23:04,317
‫از اینجا برو بیرون.

381
00:23:09,000 --> 00:23:10,772
‫برید عقب! برید عقب!

382
00:23:10,772 --> 00:23:12,433
‫بخوابید رو زمین! بخوابید رو زمین!

383
00:23:13,114 --> 00:23:15,405
‫همه این مدت که سعی داشتی دنیا رو نجات بدی...

384
00:23:15,717 --> 00:23:17,578
‫کی میاد برای نجات خودت؟

385
00:23:17,919 --> 00:23:19,920
‫هیچ کس برای نجات تو نمیاد!

386
00:23:36,264 --> 00:23:37,094
‫مگی!

387
00:23:40,407 --> 00:23:43,079
‫فقط برو اون حروم‌زاده رو بگیر!

388
00:23:44,191 --> 00:23:45,051
‫اون رفته

389
00:23:49,105 --> 00:23:51,256
‫ایزوتوپی که ال-کورپ تولید می‌کرد رو محفوظ کردید؟

390
00:23:51,256 --> 00:23:54,508
‫نه. نه. ولی هنشاو هم نتونست به دستش بیاره.

391
00:23:54,930 --> 00:23:55,960
‫مون-ال چطوره؟

392
00:23:56,191 --> 00:23:57,652
‫حالش بهتر نمیشه، عزیزم.

393
00:23:57,652 --> 00:23:59,343
‫و ما نتونستیم قدمی برای پیدا کردن درمان برداریم.

394
00:23:59,344 --> 00:24:00,915
‫باید یه چیزی تو اون کریستالی

395
00:24:00,915 --> 00:24:03,497
‫که از قلعه آوردم باشه، که بهمون کمک کنه.

396
00:24:03,607 --> 00:24:05,148
‫تا اینجا که فقط توضیحات داده

397
00:24:05,149 --> 00:24:07,771
‫چطور ویروس رو کشت کنیم و منتشرش کنیم.

398
00:24:07,781 --> 00:24:11,804
‫ولی... من فکر نمی‌کنم که اصلا اونا
‫واسش درمانی ساخته باشن.

399
00:24:11,804 --> 00:24:14,135
‫- لینا لوثر چی؟
‫- اون چی؟

400
00:24:14,307 --> 00:24:16,488
‫مادر لینا ویروس کریپتونی رو برداشته

401
00:24:16,488 --> 00:24:18,700
‫و در زمین کشت‌ش کرده.

402
00:24:18,750 --> 00:24:20,281
‫اگه لینا داره با اون کار می‌کنه...

403
00:24:20,282 --> 00:24:21,863
‫لینا از دیدن هنشاو شوک زده بود.

404
00:24:21,863 --> 00:24:23,094
‫هنشاو اون رو هم می‌کشت.

405
00:24:23,094 --> 00:24:25,004
‫لوثرها بازیگرای خوبی هستن

406
00:24:25,005 --> 00:24:26,086
‫یا هم، روانی‌های خوبی هستن.

407
00:24:26,177 --> 00:24:27,918
‫در هر صورت، خوب می‌دونن چطور بقیه رو گول بزنن.

408
00:24:27,918 --> 00:24:29,960
‫نه نه. من به چشمای لینا نگاه کردم.

409
00:24:29,960 --> 00:24:32,232
‫اون هیچی از کدمس و مادرش نمی‌دونه.

410
00:24:32,232 --> 00:24:33,242
‫مطمئنم

411
00:24:33,433 --> 00:24:35,154
‫حاضری زندگی مون-ال رو به سر این مساله به خطر بندازی؟

412
00:24:44,833 --> 00:24:47,194
‫می‌دونی راستش اون در برای ورود و خروج نیست.

413
00:24:48,185 --> 00:24:51,207
‫آره، راستش، می‌خواستم به خاطر
‫کاری که کردی تشکر کنم.

414
00:24:51,207 --> 00:24:52,949
‫نه تنها زندگی تعداد زیادی

415
00:24:52,950 --> 00:24:54,110
‫،از کارمندام رو نجات دادی

416
00:24:54,110 --> 00:24:55,011
‫بلکه زندگی من رو هم نجات دادی.

417
00:24:55,011 --> 00:24:57,392
‫- حالا به کمکت نیاز دارم.
‫- هرچی که بخوای

418
00:24:57,573 --> 00:24:59,164
‫برای پیدا کردن مادرت به کمک نیاز دارم.

419
00:24:59,325 --> 00:25:00,355
‫مادرم؟

420
00:25:01,507 --> 00:25:05,269
‫مادرت پشت سر کدمس‌ـه.

421
00:25:05,530 --> 00:25:06,731
‫اون رهبرشون‌ـه.

422
00:25:12,416 --> 00:25:14,257
‫- داری دروغ میگی
‫- نه نمیگم

423
00:25:15,058 --> 00:25:16,139
‫اون منو دزدید

424
00:25:16,140 --> 00:25:18,391
‫و حالا ویروسی رو در اختیار داره که می‌تونه باهاش

425
00:25:18,391 --> 00:25:21,094
‫تمام فضایی‌های نشنال سیتی رو نابود کنه.

426
00:25:21,424 --> 00:25:23,855
‫،ازت می‌خوام کمکم کنی پیداش کنم

427
00:25:23,856 --> 00:25:26,058
‫تا دیگه نتونه به افراد بیگناه بیشتری صدمه بزنه.

428
00:25:28,290 --> 00:25:29,800
‫می‌دونی، فکر می‌کردم تو فرق داری.

429
00:25:32,163 --> 00:25:33,593
‫اون نمادی که به سینه زدی

430
00:25:33,594 --> 00:25:35,115
‫و همه فکر می‌کنن تو خوب هستی.

431
00:25:37,027 --> 00:25:37,858
‫چند دفعه پسرعموت

432
00:25:37,858 --> 00:25:40,030
‫اون لباس ویژه و فوق العاده رو پوشید

433
00:25:40,030 --> 00:25:41,381
‫و اومد سر وقت لکس؟

434
00:25:44,383 --> 00:25:46,434
‫،مادر من قدیس نیست

435
00:25:46,665 --> 00:25:50,047
‫ولی اینکه تو میای اینجا و متهم‌ش می‌کنی که خود شیطانه؟

436
00:25:51,249 --> 00:25:52,960
‫چقدر بعدش میای سر وقت من؟

437
00:25:53,951 --> 00:25:57,104
‫خوب می‌دونم چه حسی داره وقتی
‫شخصیت واقعی پدر و مادرت رو می‌بینی.

438
00:25:59,036 --> 00:26:01,097
‫ولی من خوب بلدم شخصیت بقیه رو قضاوت کنم.

439
00:26:01,989 --> 00:26:04,070
‫ولی تو اصلا شکل مادرت نیستی.

440
00:26:05,602 --> 00:26:07,913
‫اون سرد و خطرناکه.

441
00:26:07,914 --> 00:26:11,967
‫و تو خیلی خوب و باهوش‌تر از اونی هستی
‫که دنباله روی اون باشی.

442
00:26:14,259 --> 00:26:16,031
‫خودت قهرمان خودت باش.

443
00:26:21,525 --> 00:26:23,416
‫از همون دری که اومدی برو بیرون.

444
00:26:38,169 --> 00:26:40,020
‫شرمنده. تو خوبی؟

445
00:26:40,021 --> 00:26:41,121
‫من خوبم

446
00:26:41,522 --> 00:26:43,453
‫فقط یکم عصبی هستم، خیلی تو این کار ماهر نیستی.

447
00:26:43,454 --> 00:26:47,147
‫،خب، مشخصه که داروها اثر کردن

448
00:26:47,147 --> 00:26:51,420
‫چون کارت تمومه.

449
00:26:52,972 --> 00:26:53,803
‫ممنون

450
00:26:54,533 --> 00:26:55,313
‫نه

451
00:26:56,895 --> 00:26:57,746
‫من ازت ممنونم

452
00:26:58,737 --> 00:26:59,638
‫به چه علت؟

453
00:27:02,139 --> 00:27:03,240
‫به مامانم هم گفتم

454
00:27:04,011 --> 00:27:05,702
‫جدی؟ چطور برخورد کرد؟

455
00:27:05,903 --> 00:27:07,134
‫بهتر از خودم

456
00:27:08,545 --> 00:27:12,918
‫وقتی اولین بار گفتی که

457
00:27:13,340 --> 00:27:15,180
‫،ممکن من همجنسباز باشم...

458
00:27:15,541 --> 00:27:16,722
‫من انکارش کردم.

459
00:27:16,963 --> 00:27:20,235
‫و بعدش فکر کردم که احساسم فقط نسبت به توـه.

460
00:27:20,236 --> 00:27:22,767
‫یعنی، چطور میشه از تو خوشم نیاد؟

461
00:27:23,127 --> 00:27:26,570
‫ولی، می‌دونی، در عمق وجودم، هنوزم راحت نبودم

462
00:27:27,482 --> 00:27:29,843
‫که این شخصیت جدید عادی من ـه

463
00:27:32,506 --> 00:27:35,228
‫ولی این شخصیت عادی جدید من ـه.

464
00:27:36,238 --> 00:27:38,050
‫و خوشحالم که اینطورـه.

465
00:27:38,661 --> 00:27:39,791
‫چون...

466
00:27:40,983 --> 00:27:44,956
‫من... نمی‌دونم، بالاخره... خودمو درک می‌کنم.

467
00:27:45,736 --> 00:27:48,799
‫،و حالا می‌فهمم که همه‌ی ماجرا تو نبودی

468
00:27:49,351 --> 00:27:54,184
‫بلکه نحوه‌ی زندگی کردنم هم بود.

469
00:27:55,095 --> 00:27:57,937
‫پس، ممنون.

470
00:27:59,018 --> 00:28:00,058
‫قابلی نداشت.

471
00:28:15,202 --> 00:28:18,185
‫قدرت جدیدی بدست آوردی که می‌تونی خودت رو تکثیر کنی؟

472
00:28:19,166 --> 00:28:21,597
‫- چون دارم تو رو دو تا می‌بینم، خیلی باحاله
‫- نه

473
00:28:21,598 --> 00:28:24,700
‫نه شرمنده. قدرت جدیدی نیست. فقط...

474
00:28:25,521 --> 00:28:27,602
‫فکر کنم علت دو تا دیدن از خودت باشه.

475
00:28:27,612 --> 00:28:29,734
‫- پس من قدرت‌های جدید بدست آوردم؟
‫- آره

476
00:28:31,906 --> 00:28:34,468
‫مامان زمینی‌ت الیزا، فکر می‌کنه دارم می‌میرم.

477
00:28:37,130 --> 00:28:40,382
‫،شاید قدرت شنوایی تو رو نداشته باشم
‫ولی مال خودم هم قوی‌ـه

478
00:28:40,383 --> 00:28:42,054
‫اون یه درمان پیدا می‌کنه.

479
00:28:43,516 --> 00:28:44,446
‫مشکلی نیست

480
00:28:47,000 --> 00:28:47,830
‫من...

481
00:28:48,220 --> 00:28:50,141
‫من بیشتر از هر شخص دیگه‌ای مرگ رو دور زدم.

482
00:28:50,152 --> 00:28:52,544
‫مشکل هست، تو نباید بمیری.

483
00:28:52,544 --> 00:28:55,226
‫تنها دلیلی که داری می‌میری به خاطر خانواده‌ی من ـه

484
00:28:55,227 --> 00:28:57,608
‫- الیزا هرکاری می‌تونست کرد
‫- نه اون نه

485
00:29:00,101 --> 00:29:03,883
‫پدر واقعیم، مدوسا رو ساخته.

486
00:29:05,765 --> 00:29:08,136
‫،اون عامل درد کشیدن تو ـه

487
00:29:08,137 --> 00:29:10,849
‫اون عامل اینه که من هیچ کاری نمی‌تونم بکنم.

488
00:29:20,068 --> 00:29:23,090
‫،می‌دونی، تو زیبا به نظر می‌رسی

489
00:29:25,092 --> 00:29:27,264
‫وقتی که سنگینی همه‌ی دنیا رو شونه‌هات باشه.

490
00:29:27,264 --> 00:29:29,184
‫مجبور نیستی کاری کنی حالم بهتر بشه.

491
00:29:44,639 --> 00:29:45,449
‫آره

492
00:29:47,150 --> 00:29:48,621
‫کاملا زیبا هستی.

493
00:29:59,601 --> 00:30:00,852
‫تو یه روز دو بار!

494
00:30:00,852 --> 00:30:03,624
‫تقریبا انگار ما رابطه‌ی مادری-دختری داریم.

495
00:30:05,316 --> 00:30:06,647
‫ویروس مدوسا

496
00:30:07,458 --> 00:30:09,059
‫به همون دلیل آدمکش‌ت رو فرستادی اینجا.

497
00:30:10,040 --> 00:30:12,101
‫برای ایزوتوپ ۴۵۴

498
00:30:14,714 --> 00:30:16,015
‫تو سر کرده‌ی کدمس هستی.

499
00:30:16,015 --> 00:30:17,856
‫،این همون بخشی‌ـه که برام سخنرانی می‌کنی

500
00:30:17,907 --> 00:30:19,528
‫همونطور که برای لکس سخنرانی کردی؟

501
00:30:23,071 --> 00:30:23,941
‫نه

502
00:30:27,192 --> 00:30:28,401
‫چیزی که قبلا گفتی

503
00:30:30,382 --> 00:30:31,771
‫یه مقدارش هم حقیقت بود.

504
00:30:34,593 --> 00:30:36,962
‫ازم کمک بخواه تا من هم بهت کمک کنم.

505
00:30:38,453 --> 00:30:39,783
‫به همین سادگی؟

506
00:30:40,914 --> 00:30:42,224
‫به همین سادگی

507
00:30:48,735 --> 00:30:50,795
‫فکر نمی‌کردم تو به هدفمون باور داشته باشی.

508
00:30:51,015 --> 00:30:51,775
‫پس شاید وقت‌ـشه که

509
00:30:51,785 --> 00:30:53,875
‫یکم دخترت رو بهتر بشناسی.

510
00:30:59,086 --> 00:30:59,916
‫چی شده؟

511
00:30:59,916 --> 00:31:01,415
‫هشدار تشعشاتی

512
00:31:01,926 --> 00:31:04,066
‫ایزوتوپ ۴۵۴ یه علامت رادیواکتیوی داره.

513
00:31:04,066 --> 00:31:05,526
‫پس منم یه برنامه نوشتم که اگه از

514
00:31:05,527 --> 00:31:08,326
‫انبار ال-کورپ جا به جا شد بهمون هشدار بده، و...

515
00:31:08,327 --> 00:31:09,417
‫بزار حدس بزنم

516
00:31:09,417 --> 00:31:10,356
‫در حال حرکت ـه.

517
00:31:10,568 --> 00:31:11,537
‫و چطور؟

518
00:31:12,087 --> 00:31:14,157
‫ظاهرا کدمس داره اماده میشه که ویروس رو در

519
00:31:14,158 --> 00:31:16,258
‫بندر نشنال سیتی آزاد کنه.

520
00:31:16,258 --> 00:31:17,088
‫ولی چرا؟

521
00:31:17,088 --> 00:31:19,377
‫بندر که ذخیره‌ی آب آشامیدنی نداره.

522
00:31:19,378 --> 00:31:21,628
‫اونجا بهترین مکان برای آزاد کردن ویروس در هواست.

523
00:31:22,098 --> 00:31:24,518
‫دقیقا بالای نشنال سیتی پخش میشه.

524
00:31:24,519 --> 00:31:26,338
‫امشب، کابوس‌های ما تمام میشود.

525
00:31:26,339 --> 00:31:28,158
‫امشب، هر فضایی‌ای که به سیاره‌ی ما اومده

526
00:31:28,159 --> 00:31:29,960
‫خواهد مرد.

527
00:31:29,970 --> 00:31:32,140
‫چون زمین متعلق به انسان‌هاست.

528
00:31:32,140 --> 00:31:34,519
‫آینده متعلق به انسان‌هاست

529
00:31:34,661 --> 00:31:36,451
‫ما کدمس هستیم.

530
00:31:36,891 --> 00:31:38,591
‫ما باید حرکت کنیم. همین حالا

531
00:31:38,641 --> 00:31:39,590
‫به الکس زنگ بزن

532
00:31:39,591 --> 00:31:41,381
‫و یه تیم ضربت بفرست به بندر منم میرم اونجا.

533
00:31:41,381 --> 00:31:43,511
‫زمان زیادی نیست، سوپرگرل، فقط من و تو هستیم.

534
00:31:43,521 --> 00:31:45,321
‫جان، تو نمی‌تونی بری اون بیرون

535
00:31:45,542 --> 00:31:46,511
‫اگه ویروس پخش بشه...

536
00:31:46,512 --> 00:31:47,692
‫می‌میرم، می‌دونم.

537
00:31:47,692 --> 00:31:48,992
‫ولی این سرنوشتی‌ـه که حاضرم قبول کنم.

538
00:31:48,992 --> 00:31:51,452
‫نه. اجازه نمیدم اینکارو بکنی.

539
00:31:51,992 --> 00:31:53,772
‫می‌دونم به خاطر اتفاقی که داره برات می‌افته ناراحتی

540
00:31:53,773 --> 00:31:56,283
‫ولی قرار نیست بهت اجازه بدم به یه
‫ماموریت «کامیکازی» بری
‫( خلبان از خود گذشته‌ی ژاپنی )

541
00:31:56,283 --> 00:31:57,222
‫کارا، اگه من بمیرم

542
00:31:57,223 --> 00:31:58,783
‫می‌خوام خودم باشم و بمیرم

543
00:31:58,784 --> 00:32:00,444
‫برای چیزی بجنگم که بهش باور دارم.

544
00:32:00,474 --> 00:32:02,373
‫نه به عنوان یه موجود تغییرپذیر ترسناک.

545
00:32:03,624 --> 00:32:06,353
‫،بزار با سرنوشت برادران و خواهران فضایی‌م شریک بشم

546
00:32:06,505 --> 00:32:07,564
‫که ممکنه سرشون بیاد.

547
00:32:22,367 --> 00:32:25,296
‫بعضی مادرها گردن‌بندهایی دور گردن‌شون می‌اندازن
‫که عکس بچه‌شون داخلش هست.

548
00:32:25,296 --> 00:32:27,396
‫تو کلیدای یه اسلحه‌ی خطرناک رو دور گردنت می‌اندازی.

549
00:32:28,617 --> 00:32:30,077
‫این یه پرتاب کننده‌ی موشک ـه

550
00:32:31,517 --> 00:32:33,957
‫و برای توـه

551
00:32:34,928 --> 00:32:35,768
‫بگیرش

552
00:32:36,618 --> 00:32:37,918
‫ثابت کن که با من هستی

553
00:32:38,279 --> 00:32:39,089
‫مدوسا رو آزاد کن

554
00:32:39,089 --> 00:32:41,908
‫و تهدید فضایی‌ها رو یک بار برای همیشه تمومش کن.

555
00:32:54,690 --> 00:32:56,780
‫- اینکارو نکن، لینا
‫- چرا نه؟

556
00:32:57,311 --> 00:32:58,441
‫من یه لوثر هستم.

557
00:33:07,772 --> 00:33:08,912
‫برو، من حواسم به این هست

558
00:33:11,733 --> 00:33:12,912
‫شما دو تا کارتون تمومه

559
00:33:12,982 --> 00:33:14,512
‫در این مورد اشتباه می‌کنی

560
00:33:42,036 --> 00:33:43,366
‫تو یه هیولا هستی

561
00:33:43,527 --> 00:33:46,036
‫و من هم قراره بگردونمت به جهنم.

562
00:34:04,439 --> 00:34:06,258
‫بالاخره حق با توـه، هنشاو

563
00:34:08,299 --> 00:34:09,949
‫من یه هیولا هستم.

564
00:34:41,013 --> 00:34:41,793
‫گرفتمت!

565
00:35:04,666 --> 00:35:05,567
‫وای خدای من

566
00:35:11,208 --> 00:35:12,637
‫شاید یه فضایی باشی

567
00:35:12,638 --> 00:35:15,128
‫ولی من «سایبورگ سوپرمن» هستم!

568
00:35:21,339 --> 00:35:22,879
‫شاید یه سایبورگ باشی
‫( نصف روبات نصف انسان )

569
00:35:23,339 --> 00:35:25,399
‫ولی سوپرمن نیستی.

570
00:35:37,201 --> 00:35:38,711
‫«دارم میام ، «مایراه

571
00:36:02,604 --> 00:36:03,644
‫باید مرده باشن.

572
00:36:04,704 --> 00:36:06,714
‫همه‌ی فضایی‌ها باید مرده باشن.

573
00:36:11,306 --> 00:36:12,105
‫تو

574
00:36:13,175 --> 00:36:14,865
‫تو ایزوتوپ رو عوض کردی

575
00:36:15,125 --> 00:36:16,906
‫تو ویروس رو ساکن و بی اثر کردی.

576
00:36:16,956 --> 00:36:17,846
‫همینطوره

577
00:36:20,086 --> 00:36:21,736
‫و به پلیس هم زنگ زدم.

578
00:36:32,757 --> 00:36:33,717
‫تو حالت خوبه

579
00:36:35,028 --> 00:36:35,977
‫همه‌مون هستیم

580
00:36:42,229 --> 00:36:43,078
‫اون رفته

581
00:37:00,821 --> 00:37:01,850
‫سروران من

582
00:37:02,181 --> 00:37:03,761
‫ما به «ول آف استارز» رسیدیم
‫(چشمه‌ی ستاره‌ها)

583
00:37:03,902 --> 00:37:04,762
‫و؟

584
00:37:04,772 --> 00:37:06,701
‫اثری از سفینه‌ی کریپتونی نیست.

585
00:37:06,872 --> 00:37:07,772
‫پیداش کن

586
00:37:08,372 --> 00:37:10,173
‫یون دنباله دار محو شده.

587
00:37:10,173 --> 00:37:11,562
‫حتی نمی‌دونم کجا رو بگردم.

588
00:37:12,242 --> 00:37:13,142
‫پیداش کن

589
00:37:14,043 --> 00:37:17,193
‫برام مهم نیست چقدر مسافت باید طی کنیم

590
00:37:17,203 --> 00:37:18,913
‫چند نفر بمیرن

591
00:37:18,914 --> 00:37:21,104
‫یا چندتا خورشید بسوزونیم.

592
00:37:21,104 --> 00:37:24,384
‫مون-ال از دکسام پیدا خواهد شد.

593
00:37:29,195 --> 00:37:30,194
‫من مردم؟

594
00:37:30,435 --> 00:37:31,494
‫اینجا بهشته؟

595
00:37:32,116 --> 00:37:33,025
‫نه

596
00:37:33,265 --> 00:37:35,275
‫ما موفق شدیم یه پادزهر رو از...

597
00:37:35,276 --> 00:37:37,726
‫نمونه‌ی زنده‌ی ویروس مهندسی معکوس کنیم.

598
00:37:37,726 --> 00:37:41,015
‫و وقتی مادرم میگه "ما" واقعا منظورش خودشه.

599
00:37:41,016 --> 00:37:43,386
‫ولی من و وین با شوق و ذوق تماشا کردیم.

600
00:37:43,387 --> 00:37:45,847
‫خب این خبر خوبیه، حتی بهتر هم میشه.

601
00:37:45,857 --> 00:37:48,216
‫ویروس مدوسا خیلی راحت مسلح شده بود

602
00:37:48,217 --> 00:37:50,707
‫،من موفق شدم علیه یه دشمن مشترک تبدیلش کنم

603
00:37:50,708 --> 00:37:52,987
‫گلبول‌های خونی مریخی سفید جان.

604
00:37:53,998 --> 00:37:54,937
‫جان!

605
00:37:55,279 --> 00:37:56,718
‫تو عالی به نظر میای!

606
00:37:56,718 --> 00:37:57,858
‫حالم هم عالی ـه

607
00:37:58,218 --> 00:37:59,569
‫ممنون الیزا

608
00:38:01,729 --> 00:38:02,728
‫باعث افتخارمه

609
00:38:04,979 --> 00:38:06,489
‫خیلی خوشحالم حالت خوبه

610
00:38:06,490 --> 00:38:07,380
‫آره منم همینطور

611
00:38:07,470 --> 00:38:09,150
‫نمی‌دونم بدون من چیکار می‌کردی.

612
00:38:11,560 --> 00:38:12,880
‫خب، قرار هست...

613
00:38:13,620 --> 00:38:16,000
‫درمورد اتفاقی که افتاد حرف بزنیم؟

614
00:38:16,541 --> 00:38:17,391
‫بله

615
00:38:17,631 --> 00:38:20,140
‫بله، دلم می‌خواد همه چی رو راجع به
‫موشکی که تعقیب کردی بهم بگی.

616
00:38:21,711 --> 00:38:24,551
‫نه، یعنی، قرار هست راجع به...

617
00:38:25,362 --> 00:38:27,082
‫اتفاقی که بین‌مون افتاد

618
00:38:27,212 --> 00:38:28,502
‫درحالی که داشتی می‌مردی، حرف بزنیم؟

619
00:38:28,612 --> 00:38:30,882
‫من... چی؟ چی شد؟ چیکار کردم؟

620
00:38:35,433 --> 00:38:36,603
‫بالا آوردی

621
00:38:37,424 --> 00:38:38,653
‫من ... نه

622
00:38:38,913 --> 00:38:41,713
‫کاملا روی خودت بالا آوردی

623
00:38:42,274 --> 00:38:43,394
‫این خیلی بدـه

624
00:38:44,695 --> 00:38:46,885
‫ولی، ولی.... همه‌اش همین بود؟

625
00:38:46,895 --> 00:38:47,974
‫آره، همین بود.

626
00:38:48,355 --> 00:38:49,225
‫باشه

627
00:38:49,995 --> 00:38:51,064
‫خب، یکم استراحت کن.

628
00:39:18,488 --> 00:39:19,288
‫گرسنه هستی؟

629
00:39:19,509 --> 00:39:20,268
‫بله

630
00:39:20,529 --> 00:39:23,369
‫لطفا بیا داخل. به بیژامه‌ی من هم نگاه نکن.

631
00:39:23,370 --> 00:39:24,809
‫نه ، بامزه هم هست.

632
00:39:25,359 --> 00:39:26,169
‫تو...

633
00:39:26,840 --> 00:39:28,960
‫دیر وقت ـه، پرونده‌ای چیزی داری؟

634
00:39:28,970 --> 00:39:30,099
‫وای خدا. واقعا دلم می‌خواد

635
00:39:30,110 --> 00:39:32,390
‫یه پرونده‌ی قتل حسابی ببینم.

636
00:39:33,220 --> 00:39:35,320
‫راستش به خاطر مسائل کاری نیومدم اینجا.

637
00:39:35,320 --> 00:39:40,261
‫فقط... می‌خواستم که ببینمت و باهات حرف بزنم.

638
00:39:41,201 --> 00:39:42,580
‫همه چیز مرتبه؟

639
00:39:44,562 --> 00:39:46,411
‫خب، مساله اینه که، من...

640
00:39:47,542 --> 00:39:48,551
‫من تقریبا مُردم.

641
00:39:48,672 --> 00:39:50,592
‫آره، نه. من اجازه نمی‌دادم همچین اتفاقی بیوفته.

642
00:39:50,603 --> 00:39:52,303
‫وایستا. اینو می‌دونم ولی...

643
00:39:54,033 --> 00:39:56,852
‫باعث شد به این فکر کنم که من...

644
00:39:57,904 --> 00:39:59,303
‫من خیلی احمق بودم

645
00:39:59,303 --> 00:40:01,183
‫من فکر کردم که...

646
00:40:01,184 --> 00:40:03,593
‫،و گمونم یه جورایی حق با من بود

647
00:40:03,594 --> 00:40:05,544
‫که تو به خاطر من شخصیتت رو نشون دادی.

648
00:40:06,405 --> 00:40:09,425
‫و این منو ترسوند.

649
00:40:12,535 --> 00:40:13,543
‫ولی...

650
00:40:16,380 --> 00:40:17,688
‫زندگی خیلی کوتاه ـه

651
00:40:19,665 --> 00:40:23,479
‫و ما باید کسی باشیم که هستیم

652
00:40:25,108 --> 00:40:27,653
‫و باید دختری رو که دوست داریم ببوسیم

653
00:40:30,749 --> 00:40:31,967
‫و من فقط واقعا...

654
00:40:33,774 --> 00:40:36,060
‫من... من‌ می‌خوام تو رو ببوسم.

655
00:40:49,801 --> 00:40:51,698
‫پس داری میگی، که از من خوشت میاد.

656
00:40:51,699 --> 00:40:52,567
‫این...

657
00:40:52,808 --> 00:40:53,875
‫من که اینو فهمیدم

658
00:40:54,555 --> 00:40:57,430
‫البته. تو که قرار نیست از دستم عصبانی بشی، مگه نه؟

659
00:40:57,430 --> 00:41:00,165
‫احتمالا. آره.

660
00:41:15,145 --> 00:41:17,411
‫- خدا کنه جای درستی اومده باشیم
‫- اومدیم

661
00:41:17,691 --> 00:41:19,548
‫چون اگه اینجا همونجا نباشه

662
00:41:19,908 --> 00:41:22,194
‫یعنی یکی بدجور سردرگم شده.

663
00:41:26,638 --> 00:41:28,145
‫- بری
‫- سلام

664
00:41:28,516 --> 00:41:29,553
‫می‌دونستم!

665
00:41:29,644 --> 00:41:31,231
‫می‌دونستم تو بودی

666
00:41:31,232 --> 00:41:34,616
‫می‌دونستم توی اون مدخل فضایی عجیب تو هستی!

667
00:41:34,616 --> 00:41:36,823
‫شرمنده. چند بار طول کشید تا برسیم اینجا.

668
00:41:36,823 --> 00:41:38,270
‫این دوست من ـه، سیسکو

669
00:41:38,271 --> 00:41:40,228
‫خب، دوست عبارت بی‌ربطی ـه. ما با هم کار می‌کنیم.

670
00:41:40,229 --> 00:41:41,587
‫- سلام. سیسکو هستم
‫- سلام

671
00:41:41,587 --> 00:41:42,325
‫،باید بگم

672
00:41:42,335 --> 00:41:45,001
‫دنیای قشنگی دارید اینجا.

673
00:41:45,001 --> 00:41:46,099
‫ممنون

674
00:41:46,120 --> 00:41:48,905
‫خب، یادت میاد سال قبل من بهت کمک کردم

675
00:41:48,906 --> 00:41:51,093
‫و تو هم قول داری همینکارو برام بکنی؟

676
00:41:51,342 --> 00:41:52,530
‫با چی طرف هستیم؟

677
00:41:52,532 --> 00:41:54,928
‫<font color="#ff۳۳ff">ادامه‌ی ماجرا در قسمت ۸ سریال فلش </font>

678
00:41:54,930 --> 00:41:59,922
‫<font color=#۳۳cccc>تـرجـمـه از : امــیــر و آتــریــن</font>
‫<font color=Green>H۱tman۰۰۷</font>
‫<font color=Red>Atrin۰۲۱</font>

679
00:41:59,924 --> 00:42:04,915
‫<font color="#ff۳۳ff"> «ارائه‌ای از «تـی وـی ورلـد </font>
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[ TvWorld.info ]</font>

680
00:42:04,939 --> 00:42:06,939
‫:هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫<font color=#FF۸۰۰۰>www.IranFilm.Net</font>

