﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:02,027
‫اسم من کارا زور اله.

2
00:00:02,028 --> 00:00:03,261
‫من از سیاره کریپتون هستم.

3
00:00:03,295 --> 00:00:05,363
‫من یه پناهنده روی این سیاره هستم.

4
00:00:05,365 --> 00:00:07,899
‫من به زمین فرستاده شدم
‫تا از پسرعموم محافظت کنم.

5
00:00:07,901 --> 00:00:09,834
‫اما سفینه من از مدار خارج شد.

6
00:00:09,836 --> 00:00:11,469
‫و زمانی که من به اینجا رسیدم،

7
00:00:11,471 --> 00:00:15,306
‫پسر عموی من رشد کرده بود و سوپرمن شده بود.

8
00:00:16,108 --> 00:00:18,843
‫من هویت واقعیم رو مخفی کردم تا یک روز

9
00:00:18,845 --> 00:00:22,347
‫یه تصادف منو مجبور کرد که
‫خودم رو به دنیا نشون بدم.

10
00:00:22,349 --> 00:00:26,184
‫برای اکثر مردم من یه خبرنگار
‫توی شرکت رسانه ای کت کو هستم.

11
00:00:26,186 --> 00:00:29,020
‫اما در خفا، من با خواهر خوندم کار میکنم

12
00:00:29,022 --> 00:00:30,855
‫که از این سیاره که به
‫اون خانه میگم محافظت کنم

13
00:00:30,857 --> 00:00:33,091
‫از هر کسی که میخواد به اون صدمه بزنه.

14
00:00:34,827 --> 00:00:36,928
‫من سوپرگرل هستم.

15
00:00:38,264 --> 00:00:39,931
‫آنچه گذشت...

16
00:00:39,933 --> 00:00:41,399
‫من با دادستان صحبت کردم جیمز.

17
00:00:41,401 --> 00:00:43,201
‫من به اون اطلاعات دادم و اون
‫از محکوم کردن تو صرف نظر کرد.

18
00:00:43,203 --> 00:00:44,602
‫تو به من دروغ گفتی.

19
00:00:44,604 --> 00:00:47,038
‫افرادی که حس میکنن ضعیف ترن به
‫این گروه های تنفر ملحق میشن،

20
00:00:47,040 --> 00:00:48,740
‫ما میتونیم قدرت ها رو برابر کنیم.

21
00:00:48,742 --> 00:00:50,942
‫- هارون ال این کارو کرد.
‫- قلب رو ضدضربه کرد.

22
00:00:50,944 --> 00:00:53,912
‫خانواده من از یه سیاره به اسم نالتور هستن.

23
00:00:53,914 --> 00:00:55,580
‫یک بار در هر نسل،

24
00:00:55,582 --> 00:00:58,149
‫بعضی از زنای ما قدرت اینو
‫دارن که آینده رو ببینن.

25
00:00:58,151 --> 00:00:59,451
‫ما باید هویت مخفی تو رو بدونیم.

26
00:00:59,453 --> 00:01:01,619
‫متاسفم قربان، نمیتونم به
‫شما چیزی که میخواید رو بدم.

27
00:01:01,621 --> 00:01:03,421
‫پس، بخاطر خدماتت ازت تشکر میکنم،

28
00:01:03,423 --> 00:01:05,490
‫اما تو فورا اخراج میشی.

29
00:01:36,522 --> 00:01:38,794
‫میشه کنترلش کرد؟
‫(زبان روسی)

30
00:01:39,488 --> 00:01:40,953
‫دوستمون داره روش کار میکنه.

31
00:01:41,476 --> 00:01:42,878
‫خیلی جالبه.

32
00:01:42,879 --> 00:01:45,268
‫اما اون با تانک ها نمیجنگه.

33
00:01:45,666 --> 00:01:47,244
‫اونو سخت تر آموزش بده.

34
00:01:55,074 --> 00:01:56,841
‫به خودتون فشار بیارید!

35
00:01:56,843 --> 00:02:00,478
‫و سه، دو، یک...

36
00:02:01,280 --> 00:02:03,147
‫بازیابی.

37
00:02:05,418 --> 00:02:07,318
‫ورزش خوبیه مگه نه؟

38
00:02:08,120 --> 00:02:10,054
‫اوه!  آره.

39
00:02:10,056 --> 00:02:13,358
‫خیلی خوبه. من چربی سوزی رو حس میکنم.

40
00:02:17,229 --> 00:02:18,830
‫من به این نیاز داشتم.

41
00:02:18,832 --> 00:02:20,732
‫خیلی وقت بود با هم وقت نگذرونده بودیم.

42
00:02:20,734 --> 00:02:24,402
‫- آره، میدونم سرت خیلی شلوغ بوده.
‫- آره، میدونم، من...

43
00:02:24,404 --> 00:02:26,805
‫وقتی تنها کار میکنم خیلی
‫توی این پروژه ها تمرکز میکنم،

44
00:02:26,807 --> 00:02:28,773
‫بدون این که کسی حمایت کنه.

45
00:02:29,809 --> 00:02:33,578
‫آره، تنها کار کردن میتونه سخت باشه.
‫اما هیجان انگیزم هست.

46
00:02:33,580 --> 00:02:35,413
‫پسر عموی من برای سالها تنها کار کرد،

47
00:02:35,415 --> 00:02:37,282
‫و اون چند روز پیش در موردش به من گفت.

48
00:02:37,284 --> 00:02:39,217
‫واقعا الهام بخش بود.

49
00:02:39,219 --> 00:02:41,019
‫و تو جیمز رو داری که باهاش
‫در مورد همه چیز حرف بزنی.

50
00:02:41,021 --> 00:02:42,353
‫مطمئنم این خوبه.

51
00:02:42,355 --> 00:02:43,888
‫خب، همه چیز نه.

52
00:02:45,357 --> 00:02:47,392
‫میدونی که جیمز چطوریه.

53
00:02:47,394 --> 00:02:49,314
‫از عید شکرگذاری شماها با هم آشتی نکردین؟

54
00:02:49,995 --> 00:02:51,863
‫باید باهاش حرف بزنی.

55
00:02:51,865 --> 00:02:54,232
‫اون ممکنه از چیزی که انتظار
‫داری فکر بازتری داشته باشه.

56
00:02:54,234 --> 00:02:55,733
‫و اگه اینطور نبود؟

57
00:02:55,735 --> 00:02:57,035
‫من میام کمکت.

58
00:02:58,772 --> 00:03:01,139
‫کمک. کمک. من مک آلیستر هستم.
‫نیاز به پشتیبانی دارم!

59
00:03:03,577 --> 00:03:05,477
‫کارا، خوبی؟

60
00:03:05,479 --> 00:03:07,879
‫عضلم گرفت. خیلی بده.

61
00:03:07,881 --> 00:03:10,615
‫میرم یخ بزارم روش.

62
00:03:11,717 --> 00:03:12,984
‫باشه.

63
00:03:39,745 --> 00:03:41,112
‫وای نه.

64
00:03:44,350 --> 00:03:46,050
‫قربان؟

65
00:03:46,052 --> 00:03:47,485
‫قربان؟

66
00:03:49,054 --> 00:03:51,055
‫سرهنگ مک آلیستر؟

67
00:03:55,760 --> 00:04:00,793
<font color="#f03c3c">.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::.
..::.. 30NAMA.com ..::..</font>

68
00:04:01,776 --> 00:04:06,784
<font color="#00ff80">آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال
در تلگرام و اینستاگرام ما
.:. @OfficialCinama .:.</font>

69
00:04:07,108 --> 00:04:12,142
‫<font color="#bdd2df">«:: مــتـرجـمـیـن: مــیثـم موسـویـان ، میکـائـیـل ::»</font>
<font color="#0080ff">|^| #MK , Meysam UnicorN |^|</font>

70
00:04:12,144 --> 00:04:15,259
‫اون ضربه مغزی شده و دو
‫تا از دنده هاش شکسته،

71
00:04:15,260 --> 00:04:16,793
‫اما خونریزی داخلی نداره.

72
00:04:16,795 --> 00:04:18,962
‫غافلگیر شدم که تو رو اینجا دیدم سوپرگرل.

73
00:04:18,964 --> 00:04:20,330
‫من فکر کردم رئیس جمهور منظورش رو کامل رسوند

74
00:04:20,332 --> 00:04:22,032
‫وقتی که تو رو از دی ای او اخراج کرد.

75
00:04:22,034 --> 00:04:24,501
‫سرهنگ، من بخاطر دی ای او نیومدم اینجا.

76
00:04:24,503 --> 00:04:27,303
‫من اومدم اینجا چون این
‫آدما نیاز به کمک داشتن.

77
00:04:27,305 --> 00:04:29,305
‫اگه سوپرگرل اولین کسیه
‫که توی صحنه جرم بوده،

78
00:04:29,307 --> 00:04:31,408
‫پس شاید بتونه بفهمه کار کی بوده.

79
00:04:31,410 --> 00:04:36,079
‫یه جنازه دیگه اونجا بود، سرهنگ مک آلیستر،

80
00:04:36,081 --> 00:04:38,948
‫اما اون برده شد توسط یه بیگانه.

81
00:04:39,917 --> 00:04:41,351
‫چه نوع بیگانه ای؟

82
00:04:41,353 --> 00:04:44,421
‫یه موجود منعکس دهنده نور بود.

83
00:04:44,423 --> 00:04:46,856
‫پس تنها کمکی که میتونی بکنی
‫اینه که اون یه موجود نورانی بود؟

84
00:04:48,092 --> 00:04:49,292
‫اگه بخوایم منصف باشیم سرهنگ،

85
00:04:49,294 --> 00:04:51,895
‫این اطلاعات از چیزی که
‫میتونستیم داشته باشیم بیشتره.

86
00:04:51,897 --> 00:04:53,396
‫مطمئنم که میتونم در مورد مدارک کمک کنم،

87
00:04:53,398 --> 00:04:55,465
‫فرصت اینو نداشتم که اینجا رو بررسی کنم.

88
00:04:55,467 --> 00:04:58,034
‫ممنونم، اما اینجا صحنه جرم دی ای او هست.

89
00:04:58,836 --> 00:05:00,837
‫به اندازه کافی بهمش زدی.

90
00:05:00,839 --> 00:05:03,440
‫اگه من نبودم، صحنه جرمی نبود.

91
00:05:03,442 --> 00:05:04,808
‫اگه اینجا نبودم،

92
00:05:04,810 --> 00:05:06,843
‫یه بمب این کشتی رو تیکه پاره میکرد،

93
00:05:06,845 --> 00:05:08,344
‫و همه نیروها میمردن.

94
00:05:08,346 --> 00:05:10,680
‫وقت بحث با تو رو ندارم.

95
00:05:10,682 --> 00:05:13,349
‫باید اون بیگانه قاتلی که
‫گذاشتی فرار کنه رو شناسایی کنم.

96
00:05:13,351 --> 00:05:14,551
‫پس برو کنار.

97
00:05:16,487 --> 00:05:18,788
‫این یه دستوره.

98
00:05:18,790 --> 00:05:20,690
‫فقط بخاطر این که من دیگه
‫برای دی ای او کار نمیکنم،

99
00:05:20,692 --> 00:05:22,459
‫به این معنی نیست که دیگه قهرمان نباشم.

100
00:05:22,461 --> 00:05:23,793
‫مهم نیست تو چی بگی.

101
00:05:37,775 --> 00:05:39,576
‫ببخشید، هنوز باز نکردیم...

102
00:05:39,578 --> 00:05:40,777
‫برینی.

103
00:05:40,779 --> 00:05:42,178
‫سلام، ژان.

104
00:05:42,980 --> 00:05:45,148
‫آه  بله.

105
00:05:45,150 --> 00:05:49,419
‫پس این کسب و کار جدیدته.

106
00:05:49,421 --> 00:05:53,523
‫بعضیا ممکنه بگن باز کردن یه
‫دفتر محقق خصوصی یکم قدیمیه.

107
00:05:55,092 --> 00:05:57,727
‫اما به هر حال تو هم خیلی پیری.

108
00:06:01,032 --> 00:06:02,532
‫میدونی برینی، توی چند ماه گذشته،

109
00:06:02,534 --> 00:06:03,967
‫من فرصت این رو داشتم که به مردم کمک کنم،

110
00:06:03,969 --> 00:06:06,836
‫انسان ها و بیگانه هایی
‫که نمیتونن برن پیش پلیس.

111
00:06:06,838 --> 00:06:09,518
‫من از وقتی دی ای او رو ترک کردم
‫سعی کردم برای خودم یه مسیر درست کنم،

112
00:06:10,808 --> 00:06:12,308
‫و این به نظرم درست میاد.

113
00:06:12,310 --> 00:06:14,244
‫حالا که صحبت ترک دی ای او شد،

114
00:06:14,246 --> 00:06:16,479
‫من اینجا هستم که در مورد سوپرگرل حرف بزنم.

115
00:06:16,481 --> 00:06:21,751
‫اون نیاز داره به پشتیبانی،
‫منابع، یه منشی...

116
00:06:21,753 --> 00:06:26,055
‫و به نظرم توی یه منشی
‫خوب برای این کار هستی.

117
00:06:27,091 --> 00:06:28,725
‫میتونم به تو پول نقد پیش پرداخت کنم.

118
00:06:28,727 --> 00:06:30,426
‫نمیتونم پولت رو برای این کار بگیرم.

119
00:06:30,428 --> 00:06:31,794
‫چرا که نه؟

120
00:06:32,596 --> 00:06:35,899
‫بیشتری میخوای؟ من بیشتر دارم.

121
00:06:35,901 --> 00:06:38,067
‫نه برینی. من نمیتونم پول
‫تو رو برای این کار بگیرم.

122
00:06:38,869 --> 00:06:40,670
‫لطفا بزارش جیبت.

123
00:06:40,672 --> 00:06:43,373
‫ببین، اگه سوپرگرل به کمک من نیاز
‫داره فقط نیاز داره که بپرسه.

124
00:06:43,375 --> 00:06:45,175
‫اما از اونجایی که تو گفتی،

125
00:06:45,177 --> 00:06:47,377
‫بهش میگم که من میتونم کمکش کنم.

126
00:06:47,379 --> 00:06:49,179
‫ممنون ژان.

127
00:06:50,916 --> 00:06:52,582
‫قابلی نداره.

128
00:06:52,584 --> 00:06:56,319
‫برینی، تو یه چیزی جا گذاشتی.

129
00:06:56,321 --> 00:06:58,488
‫- نه، اون اونجا بود...
‫- نه، تو انداختیش.

130
00:06:59,290 --> 00:07:00,623
‫

131
00:07:02,960 --> 00:07:04,827
‫پس برام صورت حساب رو بفرست.

132
00:07:04,829 --> 00:07:06,629
‫امیدوار بودم که بعد از اخراجش،

133
00:07:06,631 --> 00:07:09,899
‫سوپرگرل کارای قهرمانانش رو محدود
‫کنه به متوقف کردن قطارهای ترمز بریده

134
00:07:09,901 --> 00:07:12,135
‫و نجات گربه های روی درخت.

135
00:07:12,137 --> 00:07:14,270
‫این ساده لوحانه بود.

136
00:07:14,272 --> 00:07:16,639
‫قدرتمندترین بیگانه تو دنیا اون بیرونه،

137
00:07:16,641 --> 00:07:19,776
‫و اون مشخصه که قصد داره
‫زندگی ما رو سخت تر کنه.

138
00:07:20,678 --> 00:07:23,213
‫رئیس جمهور نباید اونو اخراج میکرد

139
00:07:23,215 --> 00:07:25,415
‫بدون یه نقشه جایگزین.

140
00:07:25,417 --> 00:07:27,917
‫تا حالا در مورد یه بیگانه
‫نورانی نشنیدم، تو شنیدی؟

141
00:07:28,719 --> 00:07:29,852
‫نه. اما،

142
00:07:29,854 --> 00:07:33,022
‫من با همه انواع بیگانه ها آشنا نیستم.

143
00:07:34,325 --> 00:07:37,327
‫اولویت اول تو شناسایی و خنثی کردن موجودیه

144
00:07:37,329 --> 00:07:38,661
‫که مسبب حمله شده.

145
00:07:38,663 --> 00:07:41,231
‫در همین حال من از مامور ولف بازجویی میکنم.

146
00:07:41,233 --> 00:07:43,366
‫چرا از مامور ولف بازجویی میکنی؟

147
00:07:44,501 --> 00:07:46,336
‫میخوام اشتباه رئیس جمهور رو درست کنم

148
00:07:46,338 --> 00:07:49,138
‫و مطمئن بشم که از این به
‫بعد سوپرگرل به ما گوش میده.

149
00:07:49,140 --> 00:07:51,040
‫چطور میخوای این کارو بکنی؟

150
00:07:51,042 --> 00:07:55,245
‫سوپرگرل خیلی مزاحمت زیادی ایجاد
‫میکنه، اما اون نابغه نیست.

151
00:07:55,247 --> 00:07:56,512
‫تو زمانی توی وقتی که اینجا بوده،

152
00:07:56,514 --> 00:07:58,448
‫کسی باید یه چیزی دیده باشه

153
00:07:58,450 --> 00:08:00,350
‫که ما رو به هویت مخفی اون برسونه.

154
00:08:00,352 --> 00:08:03,152
‫و تنها چیزی که نیاز دارم یه سرنخه،

155
00:08:03,154 --> 00:08:04,821
‫و من از این معما رازگشایی میکنم.

156
00:08:15,743 --> 00:08:17,229
‫من سریع حرفمو میزنم.

157
00:08:17,253 --> 00:08:20,488
‫شماها تنها مامورایی هستید که
‫هویت مخفی سوپرگرل رو میدونید،

158
00:08:20,490 --> 00:08:23,091
‫و سرهنگ هیلی الان فقط
‫روی یک چیز تمرکز کرده،

159
00:08:23,093 --> 00:08:24,325
‫و اون پیدا کردن هویت سوپرگرله.

160
00:08:24,327 --> 00:08:26,661
‫زمانی که اون هویت سوپرگرل رو داشته باشه،

161
00:08:26,663 --> 00:08:31,132
‫اون فکر میکنه میتونه کنترل
‫سوپرگرل رو به دست بگیره.

162
00:08:31,134 --> 00:08:33,134
‫حفظ این اطلاعات به این معناست که

163
00:08:33,136 --> 00:08:35,470
‫اگه هیلی جلوی شما رو گرفت،

164
00:08:35,472 --> 00:08:37,639
‫شما به یه افسر مافوقتون دروغ بگید.

165
00:08:37,641 --> 00:08:40,942
‫هیچ کدوم از ما نمیخوایم که سوپرگرل
‫یا شما رو به خطر بندازیم رئیس دنورز.

166
00:08:40,944 --> 00:08:43,878
‫نمیتونم از شما بخوایم کاری
‫علیه اخلاقیاتتون انجام بدید.

167
00:08:43,880 --> 00:08:46,514
‫اما من میخوام که کاملا

168
00:08:46,516 --> 00:08:48,416
‫شرایطی که داخلش هستیم رو در نظر بگیرید.

169
00:08:51,387 --> 00:08:53,921
‫من هر کاری بتونم میکنم
‫تا از سوپرگرل محافظت کنم.

170
00:08:55,257 --> 00:08:56,858
‫منم همینطور.

171
00:08:59,995 --> 00:09:02,597
‫اگه جلومون رو گرفت میتونیم از
‫تمرینات ضدبازجوییمون استفاده کنیم.

172
00:09:02,599 --> 00:09:04,198
‫اگه جواب نداد،

173
00:09:05,734 --> 00:09:07,502
‫ما قسم میخوریم چیزی نگیم.

174
00:09:09,171 --> 00:09:11,139
‫ممنون.

175
00:09:11,141 --> 00:09:12,740
‫مدیردنورز.

176
00:09:14,143 --> 00:09:15,376
‫سرهنگ هیلی.

177
00:09:15,378 --> 00:09:17,738
‫تو و این مامورا رو چیز خاصی کار میکنید؟

178
00:09:18,480 --> 00:09:20,581
‫گزارش در مورد حمله صبح.

179
00:09:21,684 --> 00:09:23,885
‫مکان جالبی رو برای گزارش انتخاب کردی.

180
00:09:25,020 --> 00:09:26,688
‫مامور لاورنس باید با تو صحبت کنم.

181
00:09:26,690 --> 00:09:28,156
‫بقیه مرخص هستند.

182
00:09:34,697 --> 00:09:36,164
‫خب، نزدیک بود.

183
00:09:36,166 --> 00:09:38,099
‫تمرین ضد بازجویی چیه؟

184
00:09:38,101 --> 00:09:40,568
‫مقاومت در برابر بازجویی.

185
00:09:41,370 --> 00:09:42,704
‫من به این نیازی ندارم.

186
00:09:42,706 --> 00:09:44,739
‫من اخیرا شبکه عصبیم رو تغییر دادم

187
00:09:44,741 --> 00:09:46,207
‫که بخش های خیلی کوچیکی رو تشکیل بدن

188
00:09:46,209 --> 00:09:48,376
‫برای ذخیره اطلاعات حساس.

189
00:09:48,378 --> 00:09:49,911
‫غافلگیر نشدم.

190
00:09:49,913 --> 00:09:51,412
‫اگه بخوام،

191
00:09:51,414 --> 00:09:53,648
‫میتونم همه دسترسی ها به یک یا چند بخش رو

192
00:09:53,650 --> 00:09:55,416
‫برای مدت زمان مشخصی قطع کنم.

193
00:09:55,418 --> 00:09:58,419
‫متاسفم که هیچ کدوم از
‫شما چنین قابلیتی ندارید.

194
00:09:58,421 --> 00:10:00,981
‫البته من هرکاری میکنم که
‫سوپرگرل امنیت داشته باشه.

195
00:10:01,690 --> 00:10:02,957
‫میدونم همینطوره برینی.

196
00:10:04,593 --> 00:10:06,594
‫حس میکنم اون نیاز به پشتیبانی بیشتری داره.

197
00:10:06,596 --> 00:10:09,564
‫با وجود هیلی هنوز من و کارا همکار هستیم.

198
00:10:09,566 --> 00:10:12,567
‫در حقیقت، اون الان پیام داد که

199
00:10:12,569 --> 00:10:15,603
‫گارد ساحلی هیچ سندی از اون محموله نداره.

200
00:10:15,605 --> 00:10:17,038
‫یعنی ما باید با

201
00:10:17,040 --> 00:10:19,540
‫اون افسر نیروی دریایی به محض
‫این که به هوش اومد صحبت کنیم.

202
00:10:19,542 --> 00:10:21,509
‫خب، در مورد این.

203
00:10:21,511 --> 00:10:25,179
‫اون افسر از دسترس دی ای او خارج شده و...

204
00:10:25,181 --> 00:10:27,048
‫چطور بگم؟

205
00:10:27,050 --> 00:10:28,950
‫ناپدید شده.

206
00:10:28,952 --> 00:10:30,251
‫منظورت چیه ناپدید شده؟

207
00:10:30,253 --> 00:10:32,220
‫هیچ مدرکی مبنی بر به کجا منتقل شده

208
00:10:32,222 --> 00:10:33,821
‫و تحت نظر کجاست نیست.

209
00:10:35,024 --> 00:10:36,457
‫عجیبه.

210
00:10:36,459 --> 00:10:39,556
‫خب، ما در مورد مک آلیستر تحقیق
‫میکنیم، پیدا میکنیم که اون...

211
00:10:39,557 --> 00:10:41,257
‫من نتونستم سرهنگ مک آلیستر رو

212
00:10:41,259 --> 00:10:44,360
‫توی بانک اطلاعاتی دولت و
‫یا نیروهای ویژه پیدا کنم.

213
00:10:45,829 --> 00:10:48,097
‫خب، پس هیچ محموله ای نیست،

214
00:10:48,099 --> 00:10:49,798
‫تنها شاهدمون ناپدید شده،

215
00:10:49,800 --> 00:10:52,072
‫و هیچ مدرکی مبنی بر وجود مک آلیستر نیست،

216
00:10:52,097 --> 00:10:54,470
‫که ما میدونیم توی اون کشتی کشته شده.

217
00:10:54,472 --> 00:10:56,172
‫به نظر شبیه یه لاپوشونی میاد.

218
00:10:56,174 --> 00:10:58,407
‫هیچ مدرکی از هیچی نیست.

219
00:10:58,409 --> 00:11:00,176
‫پس شاید اونا میخواستن
‫از اون بمب استفاده کنند

220
00:11:00,178 --> 00:11:02,911
‫تا همه مدارک فیزیکی رو نابود کنند.

221
00:11:03,780 --> 00:11:05,681
‫چرا مردم چیزا رو قایم میکنن؟

222
00:11:05,683 --> 00:11:08,550
‫باید بدونن که ما بلاخره میفهمیم.

223
00:11:09,653 --> 00:11:13,689
‫آره، حالا که حرفش پیش اومد...

224
00:11:13,691 --> 00:11:17,893
‫نمیخواستم اینو پیش بکشم چون نمیخواستم
‫تو رو بیشتر از این ناراحت کنم،

225
00:11:17,895 --> 00:11:22,331
‫اما هیلی میخواد بفهمه که سوپرگرل کیه.

226
00:11:25,302 --> 00:11:27,703
‫کافی نیست که من اخراج شدم؟

227
00:11:28,805 --> 00:11:30,706
‫خب، اون میخواد هویتت رو بدونه،

228
00:11:30,708 --> 00:11:32,942
‫که ازش استفاده کنه تا تو رو کنترل کنه.

229
00:11:32,944 --> 00:11:35,811
‫پس خواهش میکنم، ازش دوری کن.

230
00:11:35,813 --> 00:11:38,080
‫باشه.

231
00:11:38,082 --> 00:11:41,283
‫پس به هر حال، سرنخ ناپدید شد.

232
00:11:41,285 --> 00:11:42,651
‫نه کاملا.

233
00:11:42,653 --> 00:11:45,221
‫تو تنها کسی هستی که دیدی
‫اون بیگانه چه شکلیه.

234
00:11:45,223 --> 00:11:47,690
‫آره، نورانی.

235
00:11:47,692 --> 00:11:51,460
‫اما هیچ کسی توی دی ای او در مورد
‫چنین بیگانه ای نشنیده درسته؟

236
00:11:51,462 --> 00:11:53,062
‫شاید وقتشه با کسی صحبت کنیم که

237
00:11:53,064 --> 00:11:55,264
‫قبل ما توی دی ای او بوده.

238
00:11:58,702 --> 00:12:00,035
‫تق تق.

239
00:12:01,104 --> 00:12:02,271
‫سلام، لینا.

240
00:12:02,273 --> 00:12:06,242
‫میدونم که میخواستی با من ارتباط برقرار کنی،

241
00:12:06,244 --> 00:12:08,377
‫اما من درون خودم گیر افتاده بودم.

242
00:12:08,379 --> 00:12:11,780
‫نه عیبی نداره. میفهمم تو همیشه کار میکنی.

243
00:12:12,582 --> 00:12:13,949
‫آره.

244
00:12:15,051 --> 00:12:18,687
‫اما من غایب بودم، و من اینجام
‫که این مساله رو عوض کنم.

245
00:12:18,689 --> 00:12:22,958
‫پس به من بگو چی توی ذهنته.

246
00:12:26,596 --> 00:12:29,298
‫وقتی به من گفتی که ...

247
00:12:29,300 --> 00:12:31,867
‫چطور توی اون قضیه به من کمک کردی،

248
00:12:34,271 --> 00:12:36,071
‫من بخاطر خصوصیات اخلاقیم ناراحت شدم

249
00:12:36,073 --> 00:12:38,073
‫و از کوره در رفتم،

250
00:12:38,075 --> 00:12:40,342
‫و حس کردم حق دارم که عصبانی باشم.

251
00:12:40,344 --> 00:12:42,911
‫اما بعد از همه چیزی که با
‫فرزندان آزادی پشت سر گذاشتم،

252
00:12:42,913 --> 00:12:45,013
‫باید در مورد بعضی مسائل بازنگری میکردم.

253
00:12:48,551 --> 00:12:49,952
‫مقالت رو خوندم.

254
00:12:50,820 --> 00:12:52,521
‫درک میکنم چه شرایطی رو پشت سر گذاشتی.

255
00:12:52,523 --> 00:12:54,423
‫من یه چیزایی رو نادیده گرفته بودم.

256
00:12:54,425 --> 00:12:58,394
‫مثل این که چطور زنی که عاشقشم رو محکوم کردم

257
00:12:58,396 --> 00:13:01,764
‫چون اخلاقیات رو ول کرده، یا این
‫که من فکر کردم این کارو کرده،

258
00:13:01,766 --> 00:13:04,166
‫اما زمانی که خودم توی
‫همون موقعیت قرار گرفتم،

259
00:13:05,468 --> 00:13:06,735
‫همون کارو کردم.

260
00:13:06,737 --> 00:13:09,004
‫هیچکس تو رو بخاطر این سرزنش نمیکنه.
‫حداقل من نمیکنم.

261
00:13:09,006 --> 00:13:10,606
‫فقط سرزنش نیست...

262
00:13:12,309 --> 00:13:13,942
‫وقتی که مامور آزادی
‫خواست من قانون رو بشکنم،

263
00:13:13,944 --> 00:13:15,784
‫وقتی که از من خواست که اون
‫بنای تاریخی رو منفجر کنم،

264
00:13:17,080 --> 00:13:18,480
‫من میخواستم این کارو انجام بدم.

265
00:13:18,482 --> 00:13:20,282
‫چون میخواستی یه نفر رو نجات بدی.

266
00:13:20,284 --> 00:13:21,984
‫همونطوری که تو منو نجات دادی.

267
00:13:22,786 --> 00:13:24,453
‫درک میکنم.

268
00:13:24,455 --> 00:13:28,023
‫بعضی وقتا هدف، وسیله رو توجیه میکنه.

269
00:13:31,428 --> 00:13:33,061
‫میخوام یه چیزی رو بدونی.

270
00:13:35,765 --> 00:13:38,801
‫میفهمم انتخاب های سخت یعنی چی،

271
00:13:38,803 --> 00:13:41,537
‫و من اشتباه کردم.

272
00:13:41,539 --> 00:13:44,206
‫نمیدونی چقدر برام ارزش داره اینی که گفتی.

273
00:13:45,575 --> 00:13:47,443
‫نه نمیدونم. چقدر ارزش داره؟

274
00:13:47,445 --> 00:13:48,710
‫اوم...

275
00:13:49,512 --> 00:13:52,047
‫- اینقدر.
‫- باشه.

276
00:13:55,485 --> 00:13:57,052
‫- نیا نال.
‫- نیا نال.

277
00:13:57,054 --> 00:13:58,721
‫- برینی؟
‫- خودم هستم.

278
00:13:58,723 --> 00:14:00,989
‫چه خوب غافلگیرم کردی. چطوری؟

279
00:14:00,991 --> 00:14:05,594
‫من در مورد غذا و علاقه تو به اون زنگ زدم.

280
00:14:05,596 --> 00:14:08,263
‫من قطعا به غذا علاقه دارم.

281
00:14:08,265 --> 00:14:10,265
‫دوست داری مقداری غذا بخوری؟

282
00:14:10,267 --> 00:14:13,135
‫حالا؟ پشت تلفن با تو؟

283
00:14:13,137 --> 00:14:15,871
‫چی؟  نه، حضوری.

284
00:14:15,873 --> 00:14:18,006
‫و من فکر میکنم توی یه مکان عمومی

285
00:14:18,008 --> 00:14:21,643
‫که به بقیه افرادی که غذا رو
‫دوست دارن سرویس داده میشه.

286
00:14:22,445 --> 00:14:24,079
‫منظورت یه رستورانه.

287
00:14:25,915 --> 00:14:27,716
‫برینی، از من میخوای بیام سر قرار؟

288
00:14:27,718 --> 00:14:29,952
‫بله.

289
00:14:29,954 --> 00:14:32,821
‫- جوابم بله هست.
‫- عالیه. به زودی میبینمت.

290
00:14:39,896 --> 00:14:41,330
‫الو؟

291
00:14:41,332 --> 00:14:42,931
‫قبل این که برنامه ریزی کنی قطع کردی.

292
00:14:42,933 --> 00:14:45,334
‫فکر نمیکنی ما باید زمان
‫و مکان رو مشخص کنیم؟

293
00:14:45,336 --> 00:14:47,436
‫- بله البته.
‫- مامور داکس.

294
00:14:49,239 --> 00:14:52,441
‫من چند دقیقه دیگه در
‫موردش فکر میکنم نیا نال.

295
00:14:52,443 --> 00:14:54,009
‫صبر کن ...

296
00:14:54,011 --> 00:14:55,210
‫برینی؟

297
00:14:55,212 --> 00:14:56,612
‫بله، سرهنگ هیلی؟

298
00:14:56,614 --> 00:14:59,381
‫من باید با تو در مورد سوپرگرل صحبت کنم.
‫بیا دنبالم.

299
00:15:03,787 --> 00:15:05,921
‫وای.

300
00:15:05,923 --> 00:15:07,723
‫ژان این عالیه.

301
00:15:07,725 --> 00:15:08,957
‫ممنون کارا.

302
00:15:08,959 --> 00:15:10,926
‫احساس خیلی خوبی در مورد اینجا دارم.

303
00:15:12,329 --> 00:15:15,898
‫این تنها چیزیه که بهش نیاز داری.

304
00:15:17,368 --> 00:15:21,270
‫خب، بیگانه های درخشنده و
‫محموله ای که وجود نداره.

305
00:15:21,272 --> 00:15:23,038
‫به نظر شبیه یه داستان جاسوسی میاد.

306
00:15:23,040 --> 00:15:24,907
‫آره. نظری داری؟

307
00:15:24,909 --> 00:15:26,975
‫نه، اما خوشبختانه برای تو،

308
00:15:26,977 --> 00:15:30,879
‫من پرونده ها رو از زمان
‫مسئولیتم توی دی ای او نگه داشتم.

309
00:15:30,881 --> 00:15:33,916
‫فکر کنم پیش بینی میکردم که بدرد میخورن.

310
00:15:33,918 --> 00:15:35,450
‫اسناد زیادی رو نگه داشتی.

311
00:15:37,587 --> 00:15:39,087
‫

312
00:15:39,089 --> 00:15:42,157
‫این بررسی پیشینه الکسه وقتی که
‫شروع به کار توی دی ای او کرد.

313
00:15:44,461 --> 00:15:46,895
‫و این همه جریمه پارک.

314
00:15:46,897 --> 00:15:49,431
‫اون خیلی مواظب من بوده.

315
00:15:49,433 --> 00:15:52,301
‫فکر میکردم از دی ای او
‫بیام بیرون خلاص میشه،

316
00:15:52,303 --> 00:15:55,137
‫اما هنوز از من در مقابل
‫هیلی محافظت میکنه.

317
00:15:55,139 --> 00:15:57,673
‫محافظت توی خونشه.

318
00:15:57,675 --> 00:16:00,909
‫این یه فرم انتقالی برای بیگانه
‫هاییه که اصلیتشون ناشناخته هست.

319
00:16:00,911 --> 00:16:03,245
‫بیگانه هایی که بهش موری میگن.

320
00:16:03,247 --> 00:16:05,781
‫موری؟ قبلا اسمشون رو نشنیدم.

321
00:16:05,783 --> 00:16:08,817
‫موری ها قابلیت ذاتی برای مخفی شدن دارند

322
00:16:08,819 --> 00:16:10,786
‫که برای حمله های ناگهانی قابل استفاده هست.

323
00:16:11,654 --> 00:16:13,155
‫

324
00:16:13,157 --> 00:16:18,460
‫نوشته اونا نامرئی هستن،
‫اما من یه چیز نورانی دیدم.

325
00:16:19,929 --> 00:16:22,164
‫شاید اونا برای همه غیر تو نامرئی هستن

326
00:16:22,166 --> 00:16:23,732
‫چون تو بینایی با اشعه ایکس داری.

327
00:16:24,934 --> 00:16:26,201
‫کی این گزارش رو نوشته؟

328
00:16:26,203 --> 00:16:29,238
‫ژنرال آلفونسو تن.

329
00:16:29,240 --> 00:16:31,006
‫فکر کنم اون اسمو قبلا دیدم...

330
00:16:31,941 --> 00:16:33,408
‫کجا...

331
00:16:36,179 --> 00:16:37,646
‫ایناهاش.

332
00:16:39,649 --> 00:16:42,985
‫ژنرال آلفونسو تن، افسر ارشد پروژه موری،

333
00:16:42,987 --> 00:16:45,921
‫کنترل رو در سال 2012 به...

334
00:16:47,156 --> 00:16:49,224
‫سرهنگ رندال مک آلیستر داد.

335
00:16:49,226 --> 00:16:53,195
‫این کسیه که توی کشتی مرد. پس وجود داره.

336
00:16:53,197 --> 00:16:55,364
‫این ثابت میکنه که لاپوشونی بوده.

337
00:16:55,366 --> 00:16:57,533
‫سوال اینه که چرا اونا دارن این کارو میکنن؟

338
00:16:57,535 --> 00:17:01,436
‫نمیدونم. این یه برنامه فوق
‫محرمانه بوده، بیشترش ویرایش شده.

339
00:17:01,438 --> 00:17:04,372
‫ما باید با ژنرال تن صحبت کنیم.
‫اون ممکنه بتونه توضیح بده.

340
00:17:06,376 --> 00:17:07,743
‫یک لحظه صبر کن.

341
00:17:07,745 --> 00:17:11,880
‫ژنرال تن و مک آلیستر تنها
‫افراد این پروژه نبودن.

342
00:17:12,849 --> 00:17:14,549
‫یه اسم دیگه هست...

343
00:17:15,552 --> 00:17:17,119
‫سرهنگ لورن هیلی.

344
00:17:22,994 --> 00:17:24,427
‫برینی، حالت خوبه؟

345
00:17:24,429 --> 00:17:27,430
‫من یه بار 18 روز پشت سر هم بازجویی شدم

346
00:17:27,432 --> 00:17:30,066
‫توی سیاره ونگر توسط ایکلفریورک،

347
00:17:30,068 --> 00:17:31,668
‫خون آشام زمردین.

348
00:17:31,670 --> 00:17:34,838
‫و بزار بهت بگم که سرهنگ هیلی

349
00:17:34,840 --> 00:17:38,041
‫اون جونور ده چشم رو فراری میده.

350
00:17:38,043 --> 00:17:39,803
‫اما تو چیزی نگفتی بهش درسته؟

351
00:17:40,478 --> 00:17:42,412
‫خب چیزی برای گفتن نبود.

352
00:17:42,414 --> 00:17:44,881
‫اون همش در مورد هویت سوپرگرل میپرسید.

353
00:17:44,883 --> 00:17:48,017
‫پس تو با مغزت همه چیز کارا رو جدا کردی.

354
00:17:48,953 --> 00:17:51,154
‫کارا چه ربطی به این قضیه داره؟

355
00:17:51,156 --> 00:17:52,889
‫این دائمیه

356
00:17:52,891 --> 00:17:56,326
‫یا قراره یادت بیاد به زودی که اون سوپرگرله؟

357
00:17:56,328 --> 00:17:58,428
‫کارا؟

358
00:17:58,430 --> 00:18:02,265
‫خواهر عینکیت؟

359
00:18:03,067 --> 00:18:04,501
‫شوخی خوبی بود رئیس.

360
00:18:04,503 --> 00:18:06,603
‫اونا اصلا شبیه... اوه.

361
00:18:07,672 --> 00:18:10,941
‫آره، جدا سازی من تایمر داشت.

362
00:18:10,943 --> 00:18:13,310
‫باشه.

363
00:18:13,312 --> 00:18:15,078
‫کارا  هی  چه خبر؟

364
00:18:17,081 --> 00:18:21,651
‫من باید برم. تو راحت باش میخوای بشین.

365
00:18:31,295 --> 00:18:32,862
‫هیلی دید که داری میری؟

366
00:18:32,864 --> 00:18:35,599
‫نه، اون مشغول بازجویی از مامورا بود.

367
00:18:35,601 --> 00:18:37,801
‫اون همیشه حق به جانبه،

368
00:18:37,803 --> 00:18:39,970
‫اما اگه بفهمیم که اون
‫توی این قضیه دخیل بوده،

369
00:18:39,972 --> 00:18:42,172
‫ممکنه که دیگه لازم نباشه
‫بیشتر باهاش کار کنم.

370
00:18:42,174 --> 00:18:44,494
‫بزار امیدوار باشیم که تن
‫جواب سوالامون رو داشته باشه.

371
00:18:44,675 --> 00:18:46,176
‫دنبالم بیاید.

372
00:18:48,980 --> 00:18:50,547
‫تن. چکار میکنی؟

373
00:18:50,549 --> 00:18:53,249
‫هنشاو؟ سوپرگرل؟ شما باید برید.

374
00:18:53,251 --> 00:18:54,551
‫من رئیس دنورز هستم از دی ای او.

375
00:18:54,553 --> 00:18:56,152
‫ما ازت سوال داریم.

376
00:18:56,154 --> 00:18:58,021
‫من سوالی رو جواب نمیدم.

377
00:18:59,523 --> 00:19:01,825
‫پروژه مورای چیه،

378
00:19:01,827 --> 00:19:04,160
‫و چرا تو و هیلی روی مرگ
‫مک آلیستر سرپوش میزارید؟

379
00:19:04,162 --> 00:19:05,261
‫این فوق محرمانست هنشاو.

380
00:19:05,263 --> 00:19:07,230
‫یعنی ربطی به تو نداره. از سر راهم برو کنار.

381
00:19:07,232 --> 00:19:09,799
‫تا به ما چیزی که میدونی
‫نگفتی جایی نمیری.

382
00:19:09,801 --> 00:19:10,967
‫اگه میخوای ازینجا بری،

383
00:19:10,969 --> 00:19:13,009
‫پس به ما حقیقت رو باید بگی.

384
00:19:16,907 --> 00:19:19,976
‫باشه، ما مورای ها رو
‫وقتی بچه بودن پیدا کردیم.

385
00:19:19,978 --> 00:19:23,513
‫قابلیت مخفی شدنشون بالاتر از
‫هر فناوری بود که ما دیده بودیم،

386
00:19:23,515 --> 00:19:25,248
‫ما اونا رو گرفتیم و آموزش دادیم.

387
00:19:25,250 --> 00:19:26,850
‫برای چی آموزش دادید؟

388
00:19:26,852 --> 00:19:29,219
‫برای محافظت از ملت مون،
‫اونا دارایی های امنیتی هستن.

389
00:19:29,221 --> 00:19:30,854
‫منظورت قاتله؟

390
00:19:30,856 --> 00:19:34,758
‫شما بچه های بیگانه ها رو
‫آموزش دادید که قاتل بشن؟

391
00:19:34,760 --> 00:19:36,259
‫و اونا فوق العاده بودن.

392
00:19:36,261 --> 00:19:39,863
‫چنین چیزی رو ندیده بودم. همه
‫ماموریتاشون موفقیت آمیز بود.

393
00:19:39,865 --> 00:19:41,531
‫و حالا اونا اومدن سراغ من.

394
00:19:41,533 --> 00:19:43,933
‫- چرا اونا علیه ما شدن؟
‫- چون ما سعی کردیم بکشیمشون.

395
00:19:43,935 --> 00:19:47,604
‫رئیس جمهور دستور داد که با همه
‫نیروهای بیگانه ارتباط رو قطع کنیم.

396
00:19:47,606 --> 00:19:50,473
‫برای همین من به مک آلیستر
‫دستور دادم که اونا رو از بین ببره.

397
00:19:51,275 --> 00:19:52,876
‫اون کشتی محموله یه کمین بود.

398
00:19:52,878 --> 00:19:55,245
‫آره، اما مورای ها فهمیدن.

399
00:19:55,247 --> 00:19:58,748
‫برای همین اونا مبارزه کردن،
‫تیم رو کشتن و فرار کردن.

400
00:19:58,750 --> 00:20:01,785
‫اما اونا سرباز بودن. اونا متحدتون بودن.

401
00:20:01,787 --> 00:20:04,354
‫اونا ماشین نیستن. اونا ماشین کشتار هستن.

402
00:20:04,356 --> 00:20:07,691
‫و اونا رو نمیشه کنترل کرد.

403
00:20:07,693 --> 00:20:10,453
چیزی می‌بینی؟ -
.دوتاشون دارن میان -

404
00:20:10,928 --> 00:20:12,362
.همینجا بمون

405
00:20:21,372 --> 00:20:23,940
.تن» ، ما می‌تونیم ازت محافظت کنیم ، فرار نکن»

406
00:20:27,045 --> 00:20:28,778
.الکس» ، کنارم بمون»

407
00:20:29,780 --> 00:20:32,182
چیزی می‌بینی؟ -
.فقط یه لحظه بهم وقت بده -

408
00:20:46,198 --> 00:20:47,997
خیلی‌خب ، من چیزی نمی‌بینم ، تو می‌بینی؟

409
00:20:47,999 --> 00:20:50,466
.نه ، حتی یه نور ضعیفم نمی‌بینم

410
00:21:00,979 --> 00:21:02,245
.تن» ، ماشینو نگه دار»

411
00:21:30,374 --> 00:21:31,975
تن»؟»

412
00:21:42,219 --> 00:21:43,820
.ما نیومدیم بهت صدمه بزنیم

413
00:21:45,956 --> 00:21:47,223
.‌منم یه فضائی‌ام

414
00:21:47,225 --> 00:21:50,193
،منم برای دولت کار می‌کردم
.و اون‌ها هم با من بدرفتاری کردن

415
00:21:50,195 --> 00:21:52,695
ولی کشتنِ افرادی که بهت
.صدمه می‌زنن فایده‌ای نداره

416
00:21:53,497 --> 00:21:55,832
.«بیا برش‌گردونیم «دی‌ای‌او

417
00:21:56,967 --> 00:21:59,068
.نه ، نه ، نه ، ما نمی‌خوایم بهت صدمه بزنیم

418
00:21:59,870 --> 00:22:02,338
.دی‌ای‌او» ، نه»

419
00:22:02,340 --> 00:22:05,108
.هیلی» ، نه»

420
00:22:05,110 --> 00:22:07,110
.نه

421
00:22:12,945 --> 00:22:15,680
.ژنرال «تن» مرده -
چی؟ -

422
00:22:15,682 --> 00:22:18,983
،تن» مرده»
،و اگر تو بهم دروغ نمی‌گفتی

423
00:22:18,985 --> 00:22:20,451
.می‌تونستیم جونشو نجات بدیم

424
00:22:21,253 --> 00:22:22,553
راجع به چی حرف می‌زنی؟

425
00:22:22,555 --> 00:22:24,122
.«پروژه‌ی «مورای

426
00:22:24,124 --> 00:22:27,225
،مورای» ، «مک‌آلستر» رو کشت»
.و بعدشم «تن» رو

427
00:22:27,227 --> 00:22:29,093
چرا داری روی این سرپوش میذاری؟

428
00:22:30,429 --> 00:22:33,765
.«من روی هیچی سرپوش نمی‌ذارم ، «دنورز

429
00:22:33,767 --> 00:22:36,434
،من سال‌ها هیچ دخلی
.با نژاد «مورای» نداشتم

430
00:22:36,436 --> 00:22:38,136
انتظار داری باور کنم؟

431
00:22:38,138 --> 00:22:41,172
فکر می‌کنی من عمداً
مانع بررسی می‌شم؟

432
00:22:41,974 --> 00:22:43,908
من هیچوقت با سرهنگی به‌نام
مک‌آلستر» ، کار نکردم»

433
00:22:43,910 --> 00:22:46,277
و وقتی «سوپرگرل» فضائی‌ها
،طوری توصیف کرد که سوسو می‌زنن

434
00:22:46,279 --> 00:22:47,845
.ازش قول گرفتم که راست میگه

435
00:22:47,847 --> 00:22:50,515
،بخاطر دیدِ اشعه‌ی ایکس
،سوپرگرل» ، نورهای براق رو می‌بینه»

436
00:22:50,517 --> 00:22:52,583
.وقتی که بقیه‌ی ما هیچی نمی‌بینیم

437
00:22:54,086 --> 00:22:56,754
پس «مورای» الأن داره آزادانه راست‌راست میچرخه؟ -
.آره -

438
00:22:56,756 --> 00:22:59,424
تن» دستور داد تا دست‌نگهدارن»
.ولی اون‌ها مقابله کردن

439
00:22:59,426 --> 00:23:01,259
.و پا به فرار گذاشتن

440
00:23:01,261 --> 00:23:03,694
،تقریباً یکی رو گیر انداختیم

441
00:23:03,696 --> 00:23:05,830
،ولی وقتی بحثش شد که

442
00:23:05,832 --> 00:23:07,999
برش می‌گردونیم تحت بازداشت تو
.خودشو کشت

443
00:23:10,202 --> 00:23:11,903
باهاش چی‌کار کردی؟

444
00:23:11,905 --> 00:23:14,572
تشریفاتِ متناسب
.با فضائی‌های بی‌تجربه

445
00:23:14,574 --> 00:23:18,042
استفاده از ضربه‌ی روحی به‌عنوان
.روشی برای رعایت نظم و فرمان برداری‌ـه

446
00:23:18,044 --> 00:23:21,512
،ما می‌دونستیم که اگر از ما بترسن
.از ما اطاعت می‌کنن و همینطور هم شد

447
00:23:21,514 --> 00:23:22,647
چه‌جور ضربه‌ی روحی‌ای؟

448
00:23:22,649 --> 00:23:25,483
حس اهانت‌ـت
.«نابجاست ، «دنورز

449
00:23:26,285 --> 00:23:27,518
.اون‌ها انسان نیستن

450
00:23:27,520 --> 00:23:29,821
،ولی اون‌ها هم موجوداتِ با ادراکی‌ان
مگه نه؟

451
00:23:29,823 --> 00:23:34,225
یعنی ، اون‌ها «مک‌آلستر» و «تن» رو بخاطر
.انتقام کشتن

452
00:23:34,227 --> 00:23:37,495
یعنی ، هرکاری که کردی باعث نشد
به فکرت بزنه که در اشتباهی؟

453
00:23:37,497 --> 00:23:40,898
فکر می‌کنی این کشور
رو چطوری امن نگه می‌داریم؟

454
00:23:40,900 --> 00:23:44,402
هر سربازی در هر جنگی مجبور
.به انجام کارهائی شده که زننده‌ست

455
00:23:45,437 --> 00:23:47,405
.این واقعیت‌ـه

456
00:23:47,407 --> 00:23:49,006
،گاهی اوقات واقعیت زننده

457
00:23:49,008 --> 00:23:52,143
.و زشت و ناخوشایند ـه

458
00:23:52,145 --> 00:23:54,712
و به انجام کارهائی ختم می‌شه
.که گمون می‌کردی هیچوقت انجام نمیدی

459
00:23:54,714 --> 00:23:57,782
،اگر چیزی که بهم میگی حقیقت داشته باشه

460
00:23:57,784 --> 00:24:01,452
،دو «مورای» باقی مونده
.می‌خوان در وهله‌ی بعد بیان سراغ من

461
00:24:02,254 --> 00:24:04,655
دی‌ای‌او» ، رو برای دفاع»
.درمقابل یک حمله آماده کنید

462
00:24:08,460 --> 00:24:12,129
حالا ، بذار یه‌راست برم
.سر اصلِ مطلب این جلسه

463
00:24:12,998 --> 00:24:14,198
جلسه؟

464
00:24:15,000 --> 00:24:16,467
.فکر می‌کردم سر قراریم

465
00:24:17,269 --> 00:24:20,071
قرار؟
.این که قرار نیست

466
00:24:20,073 --> 00:24:22,106
،اگر سر قرار بودیم
.یه کار باحال می‌کردیم

467
00:24:22,108 --> 00:24:25,243
.مثل پینتبال ، یا معمای اتاق فرار

468
00:24:25,245 --> 00:24:27,745
.خب ، حالا من حس می‌کنم آدم احمقی‌ام

469
00:24:28,547 --> 00:24:30,448
.من فقط گیج شدم

470
00:24:30,450 --> 00:24:32,917
هیچوقت فکر نمی‌کردم
،کسی به زیبائی تو

471
00:24:32,919 --> 00:24:35,019
به کسی مثل من
.علاقه‌مند می‌شه

472
00:24:35,021 --> 00:24:39,523
خب ، بعید می‌دونم
.که بهت علاقه‌مند شده باشم

473
00:24:40,492 --> 00:24:42,793
.مشخصاً ، یه‌چیزهائی رو به گند کشیدم

474
00:24:43,595 --> 00:24:45,229
.منظورم افکارم نیستا

475
00:24:45,231 --> 00:24:50,668
ولی مسئله‌ای که به خاطرش
.امروز اومدم اینجا تا بهت بگم مهم‌ـه

476
00:24:50,670 --> 00:24:52,303
بگم یا نه؟

477
00:24:52,305 --> 00:24:54,305
...آره ، آره ، خب کنجکاو شدم

478
00:24:54,307 --> 00:24:56,440
.قضیه «سوپرگرل»ـه

479
00:24:56,442 --> 00:24:58,476
از جهتی که الأن
،از توانائی‌های خواب دیدنت استفاده می‌کنی

480
00:24:58,478 --> 00:25:00,978
فکر کردم که شاید
،برای همراهی کردنِ اون

481
00:25:00,980 --> 00:25:02,680
،در مبارزه با جرائم گسترده‌اش

482
00:25:02,682 --> 00:25:04,715
،و یا ماجراهای نجات سیاره‌اش علاقه‌مند باشی

483
00:25:04,717 --> 00:25:06,217
.یه عنوان یه‌جور دوست

484
00:25:06,219 --> 00:25:08,119
.یک دوستِ فوق‌العاده

485
00:25:08,121 --> 00:25:11,155


486
00:25:11,157 --> 00:25:13,824
برینی» ، اتفاقی که توی»
...کالین‌وود» افتاد»

487
00:25:14,726 --> 00:25:17,195
فکر کنم بیشتر مثل
.یه اتفاق یک‌دفعه‌ای بود

488
00:25:17,197 --> 00:25:18,863
.ولی خیلی خوب انجامش دادی

489
00:25:18,865 --> 00:25:22,433
من حتی واقعاً برای
.حرف زدن راجع بهش آماده نیستم

490
00:25:25,170 --> 00:25:27,371
.من در مسیر تاریکی بودم

491
00:25:28,607 --> 00:25:31,175
،دستگیر شده بودم

492
00:25:31,177 --> 00:25:34,078
،و انتخابی به‌منظور تحول بهم داده شده بود

493
00:25:34,080 --> 00:25:38,282
و تا هوشم رو در جهت
،کمک در اعمال خوب به‌کار بگیرم

494
00:25:41,119 --> 00:25:43,954
،در ابتدا نمی‌خواستم ، عهده‌ها

495
00:25:44,756 --> 00:25:46,957
و بارهای مسئولیتِ یک ابرقهرمان
.رو به دوش بکشم

496
00:25:48,560 --> 00:25:50,961
.ولی انتخاب کردم

497
00:25:52,898 --> 00:25:54,665
.و ازش پشیمون نشدم

498
00:25:54,667 --> 00:25:59,804
.تو یه قهرمانی ، اینو می‌دونم

499
00:26:06,211 --> 00:26:07,778
.باید برم

500
00:26:11,750 --> 00:26:17,054
این کلاسور شامل
،ایده‌هائی از طرح لباس

501
00:26:17,056 --> 00:26:20,257
.و برخی گزینه‌های احتمالی برای انتخاب لقب‌ـت می‌شه

502
00:26:21,460 --> 00:26:25,596
.لطفاً راجع به چیزی که گفتم فکر کن

503
00:26:31,370 --> 00:26:33,070
باورم نمی‌شه سعی داری
.سوفله» درست کنی»

504
00:26:33,072 --> 00:26:35,139


505
00:26:35,141 --> 00:26:36,540
کی سعی داره؟

506
00:26:36,542 --> 00:26:37,842
،در جریان می‌ذارمت که

507
00:26:37,844 --> 00:26:42,246
که من توی کالج در انجمن
تائو پای کاپا» ، در رقابت کیک‌پزی برنده شدم ، خب؟»

508
00:26:42,248 --> 00:26:43,848
انجمن تو رقابت کیک‌پزی داشتن؟

509
00:26:43,850 --> 00:26:45,583
خب ، ما پول زیادی رو برای
.خیریه جمع کرده بودیم

510
00:26:45,585 --> 00:26:47,918
.و از لحاظ فنی یه انجمن بود ، درسته

511
00:26:47,920 --> 00:26:49,720
.مختلط بود ، اونم از نوع سیارِش

512
00:26:49,722 --> 00:26:51,622
.خدایا ، عجب آدم رومُخی هستی

513
00:26:51,624 --> 00:26:53,424
،قبول دارم ولی یکی

514
00:26:53,426 --> 00:26:55,159
،مشغول یه آزمایش علمی‌ـه

515
00:26:55,161 --> 00:26:57,681
اونم وقتی که قراره یه شام
عاشقونه واسه آشتی‌کنون بخوریم

516
00:26:59,931 --> 00:27:02,333
خب ، حالا چی هست که انقدر مهم‌ـه؟

517
00:27:04,102 --> 00:27:05,603
،خیلی‌خب ، پس یادته که گفتی چطور

518
00:27:05,605 --> 00:27:07,038
،می‌خوای درمورد کارهائی که

519
00:27:07,040 --> 00:27:09,674
گاهی‌اوقات می‌کنم با دید گسترده تر نگاه کنی؟

520
00:27:09,676 --> 00:27:12,176
.آره و جدی گفتمش

521
00:27:13,578 --> 00:27:16,080
خیلی‌خب ، من داشتم
،از یه تفنگ ژنی استفاده می‌کردم

522
00:27:16,082 --> 00:27:20,351
،برای اینکه دی‌ان‌اِی رو بازسازی کنم
...تا می‌تونستم سرطان رو درمان کنم ، اسکلروز جانبی

523
00:27:20,353 --> 00:27:21,986
.اساساً ، تمام بیماری‌ها

524
00:27:21,988 --> 00:27:25,322
که یک دفعه بعد از کلی تلاش
،شانس در خونه‌امُ زد

525
00:27:26,124 --> 00:27:27,425
.یعنی خوش‌شانسی آوردم

526
00:27:27,427 --> 00:27:29,327
اولش فکر کردم
،فقط یه عارضه‌ی جانبی بود ـه

527
00:27:29,329 --> 00:27:31,262
که باعث شدیم
،قلب مصون بشه

528
00:27:31,264 --> 00:27:33,364
ولی بعدش فهمیدم
،که می‌تونم از تنفگ ژنی

529
00:27:33,366 --> 00:27:35,566
.به‌منظور بالا بردن قدرت‌های انسان استفاده کنم

530
00:27:37,736 --> 00:27:39,336
منظورت از  «بالا بردن» چی ـه؟

531
00:27:40,906 --> 00:27:43,541
اون بحث‌ِ گمانی که سر روز
شکرگزاری داشتیم رو یادت ـه؟

532
00:27:43,543 --> 00:27:46,010
آره ، درمورد اینکه به انسان‌ها
ابرقدرت بدیم؟

533
00:27:46,012 --> 00:27:48,012
...قدرت ، سرعت ، مصونیت

534
00:27:48,014 --> 00:27:50,881
.ولی این غیر ممکنه -
.آره ، منم فکرشُ کردم -

535
00:27:52,918 --> 00:27:55,119
.تا وقتی که با چشم‌های خودم دیدمش

536
00:27:55,121 --> 00:27:58,789
وایسا ببینم ، داری بهم
میگی به این دست پیدا کردی؟

537
00:27:58,791 --> 00:28:01,425
.بهش نزدیکم

538
00:28:01,427 --> 00:28:03,994
خیلی‌خب ، و می‌دونم قراره
،سؤال‌هائی درمورد این برنامه‌ها داشته باشم

539
00:28:03,996 --> 00:28:05,863
،برای همین داشتم می‌مردم که بهت بگم

540
00:28:05,865 --> 00:28:07,231
چون بهت نیاز دارم ، «جیمز» باشه؟

541
00:28:07,233 --> 00:28:08,933
،می‌خوام که راهنمام باشی

542
00:28:08,935 --> 00:28:11,068
تا بتونم مسیر درست
.رو تعیین کنم

543
00:28:13,372 --> 00:28:15,139


544
00:28:15,141 --> 00:28:17,107
ازم حمایت می‌کنی؟

545
00:28:22,047 --> 00:28:23,681
.آره

546
00:28:28,120 --> 00:28:30,121
.ساختمون کاملاً نفوذ ناپذیر ـه

547
00:28:30,123 --> 00:28:32,056
.آژیرهای محدوده فعالن

548
00:28:32,058 --> 00:28:35,359
،اگر «مورای» وارد بشه
.متوجه می‌شیم

549
00:28:35,361 --> 00:28:37,762
وقتی وارد بشن چی می‌شه؟

550
00:28:37,764 --> 00:28:39,730
اینکه چطور می‌تونیم نامرئی رو ببینیم؟

551
00:28:39,732 --> 00:28:43,768
خب ، توانائی استتار ذاتی «مورای» باعثِ
.پدیدار شدن‌ـشون در نور نمی‌شه

552
00:28:43,770 --> 00:28:47,271
هرچند ، سالن رو مملوء
.از مِه می‌کنه

553
00:28:47,273 --> 00:28:50,141
و با فعال کردنِ یک شبکه
،از تشدید نور

554
00:28:50,143 --> 00:28:52,076
.توسطِ گسل تحریکی از انرژی تابشی

555
00:28:52,878 --> 00:28:53,944
پرتوهای لیزری؟

556
00:28:53,946 --> 00:28:55,546
خوبه ، تو با این
تکنولوژی آشنائی

557
00:28:55,548 --> 00:28:57,715
،وقتی «مورای» لیزرها رو منقطع کنه

558
00:28:57,717 --> 00:29:01,051
.با این وروجک بهشون شلیک میکنم

559
00:29:01,053 --> 00:29:02,920
اون یه تفنگ پینتبال‌ـه؟

560
00:29:02,922 --> 00:29:07,525
بله ، که با این ساچمه‌های
درخشان پر می‌شه

561
00:29:07,527 --> 00:29:09,226
...وقتی نشون شدن

562
00:29:09,228 --> 00:29:12,396
مورای» رو هدف‌های راحتی می‌کنه»
.ایده‌ی خوبی‌ـه

563
00:29:12,398 --> 00:29:13,664
.خب ، مشخصاً

564
00:29:14,466 --> 00:29:16,467
،و البته اگر تمام نقشه‌های دیگه شکست بخوره

565
00:29:17,269 --> 00:29:19,303
.هست «S» همیشه نقشه‌ی
[ اومدنِ سوپرگرل ]

566
00:29:21,406 --> 00:29:24,241
خیلی‌خب ، همگی اسلحه‌های بیهوشی‌تون
.رو روی سطح 4 تنظیم کنید

567
00:29:24,243 --> 00:29:26,744
،صدمه زدن بهشون کافیه
.تا بتونیم پدیدارشون کنیم

568
00:29:26,746 --> 00:29:29,413
.ما اسلحه‌های بیهوشی به‌کار نبریم
.از اسلحه‌های واقعی استفاده میکنیم

569
00:29:29,415 --> 00:29:32,149
،استفاده از سلاح مرگبار

570
00:29:32,151 --> 00:29:34,051
.خلافِ سیاست‌های «دی‌ای‌او»ـه

571
00:29:34,053 --> 00:29:36,573
متأسفم رئیس ، ولی این‌
.دستور سرهنگ «هیلی»ـه

572
00:29:38,657 --> 00:29:41,692
بعد از تمام اتفاق‌هائی
،که امروز عصر سر «تن» افتاد

573
00:29:41,694 --> 00:29:43,994
،آماده بودم که برم

574
00:29:43,996 --> 00:29:46,630
.ولی درصورتی که وظیفه‌ام نبود ، موندم

575
00:29:46,632 --> 00:29:49,834
.تا از اون و اینجا محافظت کنم

576
00:29:49,836 --> 00:29:52,736
ولی ببین من دیگه نمی‌تونم
.«باهاش کار کنم «کارا

577
00:29:52,738 --> 00:29:53,838
.متوجهم

578
00:29:53,840 --> 00:29:56,740
ببین ، عقاید ما کاملاً
.باهم متفاوته

579
00:29:56,742 --> 00:29:59,443
.من نسبت به روش‌هاش متعهد نیستم

580
00:29:59,445 --> 00:30:02,346
من جونمو برای
.حفظ این کشور میدم

581
00:30:02,348 --> 00:30:03,414
.خودت اینو میدونی

582
00:30:03,416 --> 00:30:07,184
،ولی نمی‌تونم عضوی از «دی‌ای‌او»ـئی باشم

583
00:30:07,186 --> 00:30:09,787
.که یکی مثل «هیلی» رئیسش‌ـه

584
00:30:09,789 --> 00:30:11,722
.اون از اخلاقیات بوئی نبرده

585
00:30:11,724 --> 00:30:13,323
.دیگه هیچ حد و مرزی براش وجود نداره

586
00:30:14,125 --> 00:30:15,626
.«من استعفا میدم «کارا

587
00:30:15,628 --> 00:30:17,928
.ببین «الکس» تو نمی‌تونی «دی‌ای‌او» رو ترک کنی

588
00:30:17,930 --> 00:30:19,663
.نمی‌تونم اینجا بمونم

589
00:30:19,665 --> 00:30:21,565
.تو معلم اخلاق اونجائی

590
00:30:22,367 --> 00:30:23,868
.مأمورها نیازت دارن

591
00:30:23,870 --> 00:30:24,969
.کشورت نیازت داره

592
00:30:24,971 --> 00:30:27,838
بدونِ تو ، «هیلی» آدمِ
.افسار گسیخته‌ای می‌شه

593
00:30:29,074 --> 00:30:32,710
هر دفعه می‌بینمش
.دلم می‌خواد سرش قاطی کنم

594
00:30:32,712 --> 00:30:34,478
اگر این‌کارو می‌کردی
.بدجور کار می‌دادی دستش

595
00:30:34,480 --> 00:30:37,548
،بعدشم دادگاهی نظامی میشدم
.و اون پیروز می‌شد

596
00:30:39,551 --> 00:30:40,985
.نمی‌ذارم پیروز بشه

597
00:30:40,987 --> 00:30:42,987
،الکس» تو نترس ترین»

598
00:30:42,989 --> 00:30:45,089
.و مصمم ترین شخصی هستی که می‌شناسم

599
00:30:45,091 --> 00:30:47,825
متأسفم که نمی‌تونم
.برای کمک کردنت اونجا باشم

600
00:30:47,827 --> 00:30:50,527
،حتی اگر اینجا هم نباشی
.می‌دونم که همیشه هوامُ داری

601
00:30:51,363 --> 00:30:53,430
؟«S» نقشه‌ی
.همیشه پابرجاست

602
00:30:54,232 --> 00:30:56,033
.همیشه

603
00:31:10,482 --> 00:31:11,749
.«سرهنگ «هیلی

604
00:31:13,318 --> 00:31:15,853
.«خیلی متأسفم رئیس «دنورز

605
00:31:15,855 --> 00:31:17,922
.« تو منو فریب داده بودی ،  « دنورز

606
00:31:17,924 --> 00:31:20,357
.فکر می‌کردم یه سرباز بودی

607
00:31:20,359 --> 00:31:21,959
.ولی بعدش اینو فهمیدم

608
00:31:23,895 --> 00:31:26,263
.تمام دروغ‌هائی که حتماً به‌زبون آورده بودی

609
00:31:28,266 --> 00:31:31,168
،تو هرچیزی که ما بخاطرش

610
00:31:31,170 --> 00:31:33,170
،دفاع می‌کنیم رو تضعیف کردی

611
00:31:33,172 --> 00:31:36,607
.همه‌اش بخاطر محافظت از خواهرت

612
00:31:38,410 --> 00:31:39,810
.«سوپرگرل»

613
00:31:48,887 --> 00:31:50,187
.اومدن

614
00:31:54,376 --> 00:31:56,309
.خیلی‌خب ، همگی گوش بدید

615
00:31:56,815 --> 00:31:59,617
.همگی ، سلاح‌هاشون آماده باشه

616
00:31:59,619 --> 00:32:02,019
.این موجودات ، شکارچی‌ان

617
00:32:02,021 --> 00:32:04,055
و برای کشتن یکایک‌ـتون
.درنگ نمی‌کنن

618
00:32:04,057 --> 00:32:06,257
لحظه‌ای که قطع شدن
،لیزری رو دیدید

619
00:32:06,259 --> 00:32:07,492
.شلیک کنید

620
00:32:07,494 --> 00:32:09,627
.خیلی‌خب ، بریم ، بریم

621
00:32:17,870 --> 00:32:20,371
یادتون باشه ، دو «مورای» در ساختمون هست

622
00:32:23,442 --> 00:32:25,510
.همگی آروم باشید

623
00:32:25,512 --> 00:32:27,678
هنوزم باید توی مِه
.بتونیم ببینیمشون

624
00:32:27,680 --> 00:32:29,447
،اگر پشتِ هم باشیم

625
00:32:29,449 --> 00:32:30,915
.موفق می‌شیم

626
00:32:30,917 --> 00:32:32,850
.اگر می‌تونید زنده بگیریدشون

627
00:32:36,622 --> 00:32:38,022
!آتش

628
00:32:39,958 --> 00:32:41,292
.شلیک نکنید

629
00:32:42,427 --> 00:32:44,028
گیرش انداختیم؟

630
00:32:47,266 --> 00:32:49,200
.«وایسا ، «دنورز

631
00:32:49,202 --> 00:32:50,568
.ریف» تو برو»

632
00:33:10,656 --> 00:33:11,889
.پیداش کردم

633
00:33:15,494 --> 00:33:16,727
.اینجاست

634
00:33:23,202 --> 00:33:24,902
.یکی‌ـشون کشته شد

635
00:33:26,806 --> 00:33:28,105
.گاوم زائید

636
00:33:33,846 --> 00:33:34,979
.«مأمور «داکس

637
00:33:34,981 --> 00:33:36,181
.نه

638
00:33:37,382 --> 00:33:38,616
!اونجاست

639
00:33:43,222 --> 00:33:46,123
.همگی بسیج بشید
.کمک کنید «داکس» رو ببرید عقب

640
00:33:46,125 --> 00:33:47,291
.برید. برید

641
00:33:47,293 --> 00:33:48,793
!عقب نشینی کنید

642
00:33:49,895 --> 00:33:51,462
می‌بینیش؟

643
00:33:51,464 --> 00:33:52,664
.پیداش نمی‌کنم

644
00:33:53,866 --> 00:33:55,099
!پشت سرمونه

645
00:34:05,010 --> 00:34:07,878
.برو ، برو ، برو
.به مأمورها رسیدگی کن ، برو

646
00:35:00,933 --> 00:35:02,199
.تو نجاتم دادی

647
00:35:07,773 --> 00:35:09,707
.می‌دونم تو کی هستی

648
00:35:10,943 --> 00:35:15,212
از الأن به بعد ، دقیقاً
.طوری که بهت دستور میدم عمل میکنی

649
00:35:15,214 --> 00:35:16,547
.دقیقاً همون زمانی که میگم

650
00:35:17,549 --> 00:35:18,916
.اون تازه جونتو نجات داد

651
00:35:18,918 --> 00:35:21,519
من بهت اجازه‌ی حرف زدن
دادم «دنورز»؟

652
00:35:21,521 --> 00:35:23,721
خوش‌شانسی که بخاطر زیر پا گذاشتن
،ماده‌ی 90ام

653
00:35:23,723 --> 00:35:26,824
مجموعه قوانین عدالت نظامی
.دستبند به دست نیستی

654
00:35:26,826 --> 00:35:28,492
.یگانِ تو حالا از آنِ من‌ـه

655
00:35:30,295 --> 00:35:32,897
.زندگی «کارا دنورز» دیگه تموم‌ـه

656
00:35:32,899 --> 00:35:37,335
عضوی از مطبوعات سر از یه پایگاهِ
.نظامی مخفی در میاره

657
00:35:37,337 --> 00:35:39,303
،می‌خوام به رئیس جمهور توصیه کنم که

658
00:35:39,305 --> 00:35:41,605
تا فوراً تو رو به‌عنوان
.سرباز وظیفه به خدمت برگردونیم

659
00:35:41,607 --> 00:35:43,541
،و اگر ذره‌ای ملاحظه در اطاعت امر داشته باشی

660
00:35:43,543 --> 00:35:44,608
،به اونش فکر می‌کنی که اگر

661
00:35:44,610 --> 00:35:46,610
.دشمنانت به هویتت پی ببرن چه اتفاقی رخ میده

662
00:35:46,612 --> 00:35:48,312
،دوست‌هات ، خانواده‌ات

663
00:35:48,314 --> 00:35:50,795
هرکسی که بهش اهمیت میدی
.ممکنه اون موقع یک هدف به شمار بیان

664
00:35:53,118 --> 00:35:54,885
.باید میزدمش

665
00:36:00,240 --> 00:36:02,140
.اون فهمید -
چی رو فهمید؟ -

666
00:36:02,942 --> 00:36:04,709
.می‌دونه که من «سوپرگرل»ـم

667
00:36:07,080 --> 00:36:08,580
شما دوتا حالتون خوبه؟ -
.آره خوبیم -

668
00:36:09,382 --> 00:36:11,083
.من بی هوشش کردم

669
00:36:11,918 --> 00:36:14,619
به کسی هم گفته بود؟ -
.نه -

670
00:36:15,955 --> 00:36:17,256
...ژان» ، ما گفتیم که بیای اینجا چون»

671
00:36:17,258 --> 00:36:19,491
.ازم می‌خوای ذهنش رو محو کنم

672
00:36:19,493 --> 00:36:22,060
آره ، همه‌چیزهائی که راجع به سوپرگرل
.می‌دونه رو محو کنی

673
00:36:24,497 --> 00:36:26,798
نفوذ به ذهن دیگران
.نوعی تخطی‌ـه

674
00:36:26,800 --> 00:36:29,534
،سر «منچستر» انجامش دادم
.و واقعاً نباید انجامش میدادم

675
00:36:29,536 --> 00:36:31,296
.یه راه دیگه پیدا می‌کنیم

676
00:36:33,673 --> 00:36:35,173
.انجامش میدم

677
00:36:35,175 --> 00:36:37,876
.البته که انجامش میدم

678
00:36:46,185 --> 00:36:49,154
نمی‌دونستم که دقیقاً چه مدت
.قراره اون رنگِ پاشیده شده اونجا اثرش بمونه

679
00:36:49,156 --> 00:36:52,124
خب ، این تنها آسیب موندگار
،از حمله‌ی دیروز ـه

680
00:36:52,126 --> 00:36:53,191
،پس باهاش کنار میام

681
00:36:53,193 --> 00:36:55,928
این از این ، اونم از دنبالچه‌ام
...که وقتی از ایوان افتادم

682
00:36:55,930 --> 00:36:57,996
.و نقش زمین شدم ناجور کبود شد

683
00:36:57,998 --> 00:37:00,032
پس واسه همین اینطوری راه میری؟

684
00:37:00,034 --> 00:37:01,466
.نخند -
بخاطر کبودی‌ـه؟ -

685
00:37:01,468 --> 00:37:03,702
.از یک تا ده به دردی که می‌کشم هفت میدم -
.شرمنده -

686
00:37:04,504 --> 00:37:05,704
.شرمنده

687
00:37:07,307 --> 00:37:08,507
چی‌شده؟

688
00:37:11,010 --> 00:37:14,212
.نمی‌دونستم اون‌ها رو روی زمین دارن

689
00:37:14,214 --> 00:37:15,847
.توی بانک داده‌ها نبود

690
00:37:15,849 --> 00:37:17,115
اون چی‌ـه؟

691
00:37:18,451 --> 00:37:21,319
.اون موجود از نژاد «ورچولار»ـه

692
00:37:25,058 --> 00:37:27,859
.یک «حقیقت جو»ـه

693
00:37:27,861 --> 00:37:30,696
خب ، حالا که جوش و خروشِ و نگرانی دیروزمون
...به‌پایان رسیده

694
00:37:30,698 --> 00:37:32,297
،می‌تونیم در بررسی هویتِ سوپرگرل

695
00:37:32,299 --> 00:37:33,632
.کارو ادامه بدیم

696
00:37:34,534 --> 00:37:38,069
.در انتهای روز ، می‌گیریمش

697
00:37:44,243 --> 00:37:46,511
هیچ راهی برای فریب دادنِ
.یک «حقیقت جو» نیست

698
00:37:46,513 --> 00:37:49,114
.فقط یک مأموریت داره ، اینکه دروغ‌ها رو برملا کنه

699
00:37:49,116 --> 00:37:51,316
هرکسی که از هویتِ مخفی
...سوپرگرل» ، باخبر ـه»

700
00:37:51,318 --> 00:37:52,718
.در خطرِ بزرگی ـه

701
00:37:52,720 --> 00:37:55,087
،ژان» نمی‌تونه مقصود «هیلی» رو»

702
00:37:55,089 --> 00:37:57,389
.برای پیدا کردنِ هویتی که دنبالشه محو کنه

703
00:37:57,391 --> 00:38:00,826
چیزی که ما می‌تونیم کنترل کنیم
.دسترسی اون به اطلاعات ـه

704
00:38:00,828 --> 00:38:03,028
پس ، ذهن هرکسی توی
...دی‌ای‌او» که می‌دونه»

705
00:38:03,030 --> 00:38:04,229
.من «سوپرگرل»ـم رو محو می‌کنیم

706
00:38:04,231 --> 00:38:05,797
،درست مثل کاری که با «هیلی» کردیم

707
00:38:05,799 --> 00:38:07,833
میرم داخل و هر حافظه‌ای که

708
00:38:07,835 --> 00:38:09,301
.‌کارا» رو به «سوپرگرل» مرتبط می‌کنه محو می‌کنم»

709
00:38:09,303 --> 00:38:11,470
با این کار مشکلی نداری؟

710
00:38:11,472 --> 00:38:13,939
.اون‌ها رضایتشونو دادن
.می‌خوان ازت محافظت کنن

711
00:38:15,341 --> 00:38:16,975
.خیلی خب

712
00:38:20,146 --> 00:38:21,847
.ذهن منم باید پاک بشه

713
00:38:21,849 --> 00:38:23,615
چی؟

714
00:38:23,617 --> 00:38:25,017
.نه ، باید این‌کارو بکنم

715
00:38:25,019 --> 00:38:26,318
.نه ، اجازه‌ی این‌کارو نداری

716
00:38:26,320 --> 00:38:28,220
ببین ، اگر من بتونم
،حقیقت‌جو رو شکست بدم

717
00:38:28,222 --> 00:38:30,555
بازم امکانش هست
،که اشتباه کنم

718
00:38:30,557 --> 00:38:34,292
می‌دونی با یه متن
،یا فقط به اشتراک گذاشتن اطلاعات

719
00:38:34,294 --> 00:38:36,161
یا راحت حقیقتی که
،تو خواهر منی

720
00:38:36,163 --> 00:38:37,262
.و دوست‌ـت دارم رو بگم

721
00:38:37,264 --> 00:38:38,964
پس ، باهوش تر عمل میکنی
.و محتاطانه تر

722
00:38:38,966 --> 00:38:41,266
،اگر ذهن «الکس» پاک نشه

723
00:38:41,268 --> 00:38:44,002
،به‌طور قطع

724
00:38:44,004 --> 00:38:47,339
هیلی» بازم به هویتِ»
.مخفی تو پی می‌بره

725
00:38:54,614 --> 00:38:56,181
،من تازه از جهانی برگشتم

726
00:38:56,183 --> 00:38:57,282
.که تو نمی‌دونستی من کی بودم

727
00:38:57,284 --> 00:38:59,084
.دوباره چنین کاری نمی‌کنم

728
00:38:59,086 --> 00:39:01,019
.چاره‌ی دیگه‌ای نیست -
.چرا هست -

729
00:39:01,021 --> 00:39:03,555
می‌تونی استعفا بدی ، فقط بری
.از اونجا بری بیرون

730
00:39:03,557 --> 00:39:04,856
...«کارا» -
...وقتی دیگه اونجا کار نمیکنی -

731
00:39:04,858 --> 00:39:07,526
.هیلی» خطری برات محسوب نمیشه» -
.نمی‌تونم استعفا بدم -

732
00:39:07,528 --> 00:39:08,960
.قبلاً خودتم گفتی

733
00:39:08,962 --> 00:39:12,631
باید بمونم و باید
.از درونِ این سازمان به‌مقابله ادامه بدم

734
00:39:21,774 --> 00:39:24,009
بدونِ تو من کی‌ام آخه؟

735
00:39:26,946 --> 00:39:30,148
کلِ دلیلی که بخاطرش
...سوپرگرل» شدم فقط»

736
00:39:32,518 --> 00:39:34,886
.بخاطر نجاتِ تو بود

737
00:39:37,056 --> 00:39:39,090
.و من همچنان اون دلیل باقی می‌مونم

738
00:39:40,760 --> 00:39:42,861
.همچنان قراره خودم باشم

739
00:39:44,197 --> 00:39:47,532
و تو هم همچنان قراره
.کارا» باشی ، خواهر من»

740
00:39:48,334 --> 00:39:49,534
...فقط

741
00:39:50,470 --> 00:39:52,937
.دیگه نمی‌دونم که تو «سوپرگرل»ـیی

742
00:39:53,806 --> 00:39:55,507
.باید هر روز خدا بهت دروغ بگم

743
00:39:55,509 --> 00:39:57,609
...این دروغ گفتن نیست

744
00:39:58,411 --> 00:39:59,844
.راز نگهداری‌ـه

745
00:40:02,515 --> 00:40:04,215
.و من اجازه‌اش رو بهت میدم

746
00:40:07,386 --> 00:40:09,587
.حالا بذار این دفعه نجات‌ـت بدم

747
00:40:25,972 --> 00:40:27,839
سلام «میو» ، چه خبر؟

748
00:40:29,175 --> 00:40:32,944
آره ، آره می‌تونم
.راجع به تولد مامان حرف بزنم

749
00:40:34,247 --> 00:40:36,481
.نه ، چیز مهمی نبود

750
00:41:13,953 --> 00:41:16,855
آماده‌ای؟

751
00:41:18,091 --> 00:41:20,358
.همه‌چیز روبه‌راه می‌شه

752
00:41:22,261 --> 00:41:23,461
.نمی‌تونم

753
00:41:24,270 --> 00:41:29,270
‫<font color="#bdd2df">«:: مــتـرجـمـیـن: مــیثـم موسـویـان ، میکـائـیـل ::»</font>
<font color="#0080ff">|^| #MK , Meysam UnicorN |^|</font>

754
00:41:29,942 --> 00:41:34,942
<font color="#f03c3c">.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::.
..::.. 30NAMA.com ..::..</font>

755
00:41:40,572 --> 00:41:46,204
<font color="#00ff80">آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال
در تلگرام و اینستاگرام ما
.:. @OfficialCinama .:.</font>

