1
00:00:15,849 --> 00:00:19,060
‫قوی‌ترین مهره تیـم «گاردیـنز»، تامی جپرد

2
00:00:19,144 --> 00:00:22,355
‫تا لحظاتی دیگر، قبل از این‌که برای همیشه

3
00:00:22,439 --> 00:00:24,983
‫بازی رو بذاره کنار، وارد آخرین مسابقه خودش می‌شه.

4
00:00:25,066 --> 00:00:27,527
‫امشب قراره چه عملکردی از
‫خودش نشون بده؟ نمی‌دونم.

5
00:00:28,069 --> 00:00:30,655
‫به عنوان یه بازیکن بازنشسته؛ توی همچین سنی

6
00:00:30,739 --> 00:00:33,116
‫من‌که اینقدر فعالیت داشتم

7
00:00:33,199 --> 00:00:35,493
‫واقعاً نمی‌دونم اون الان چقدر توانایی داره

8
00:00:35,577 --> 00:00:37,203
‫مامانم همیشه بهم می‌گفت:

9
00:00:37,287 --> 00:00:40,290
‫سخت‌ترین بخش هرکاری، همیشه آخرین بخش‌شـه.

10
00:00:41,124 --> 00:00:45,003
‫وقتی می‌رسی به خونه آخر،
‫کند می‌شی.

11
00:00:45,086 --> 00:00:46,796
‫چون می‌دونی پایانت نزدیکه.

12
00:00:48,590 --> 00:00:51,301
‫اما این دقیقاً همون موقع‌ایه که
‫باید بگردی دنبال یه چیز خاص!

13
00:00:52,177 --> 00:00:55,013
‫چیزی که همیشه درونت بوده
‫و تو خبر نداشتی

14
00:00:55,680 --> 00:00:58,266
‫یعنی پیدا کردن همون چیزی که

15
00:00:58,349 --> 00:01:01,561
‫در قدم اول، باعث شد هدفت رو مشخص کنی

16
00:01:02,228 --> 00:01:05,982
‫بلاخره وقتش رسید.
‫تاریخی‌ترین پـایان یک لیگ.

17
00:01:06,566 --> 00:01:08,735
‫واقعاً نمی‌دونیم امشب قراره
‫چه عملکردی از خودش نشون بده

18
00:01:08,818 --> 00:01:11,154
‫با این همـه تجربه و بازی،

19
00:01:11,237 --> 00:01:13,077
‫واقعاً نمی‌دونم اصلاً از سلامت
‫جسمی مناسب برخورداره یا نه

20
00:01:13,114 --> 00:01:14,866
‫حالا چه برسه به فوتبال بازی کردن.

21
00:01:14,949 --> 00:01:16,367
‫یعنی خب بهتره صادق باشیم...

22
00:01:19,997 --> 00:01:27,530
‫ترجمه از «آیــــدا»
‫<font color="#ffb23a">::. Ayda.NDR .::</font>

23
00:01:38,973 --> 00:01:41,476
‫خداروشکر مامانم این حرف رو هم بهم زد:

24
00:01:42,519 --> 00:01:46,397
‫زندگی انسان چیزی جز هیچ و پوچ نیست

25
00:01:46,481 --> 00:01:48,817
‫مگه این‌که هدفی داشته باشی!

26
00:02:23,893 --> 00:02:25,061
‫مـرد گُنده!

27
00:02:42,495 --> 00:02:44,080
‫چطوری پیـدام کردی؟

28
00:02:44,164 --> 00:02:47,458
‫نـوکا راه درست رو بهم نشون داد.

29
00:02:47,542 --> 00:02:48,542
‫بفرما.

30
00:02:49,085 --> 00:02:50,086
‫ممنون.

31
00:02:54,340 --> 00:02:55,383
‫یه‌لحظه وایسا ببینم!

32
00:02:58,261 --> 00:02:59,261
‫جـپ،

33
00:03:00,096 --> 00:03:01,764
‫بذار مامانم رو بهت معرفی کنم.

34
00:03:02,348 --> 00:03:03,933
‫شما باید...

35
00:03:06,019 --> 00:03:07,312
‫مـن بردی‌ام!

36
00:03:07,854 --> 00:03:09,606
‫بله؛ من شما رو خیلی خوب....

37
00:03:09,689 --> 00:03:11,065
‫شما رو کاملاً می‌شناسم.

38
00:03:11,149 --> 00:03:12,567
‫شما هم مرد گُنده هستید.

39
00:03:12,650 --> 00:03:15,486
‫و...گـاس ازتون بـرام تعریف کرده.

40
00:03:16,654 --> 00:03:17,654
‫واقعاً ممنونم.

41
00:03:20,742 --> 00:03:21,742
‫بابت چـی؟

42
00:03:23,453 --> 00:03:24,495
‫همه‌چی!

43
00:03:29,959 --> 00:03:32,587
‫گـاس، سینگ آدمِ ژانـگه!

44
00:03:33,338 --> 00:03:36,549
‫اون مـا رو فروخت بچه‌‍جـون؛
‫یعنی تو رو فروخت.

45
00:03:37,300 --> 00:03:38,927
‫دوتـاشون دربه‌در دنبالـتن!

46
00:03:39,427 --> 00:03:41,054
‫عالیه؛ ما که داشتیم می‌رفتیم.

47
00:03:41,930 --> 00:03:42,847
‫داریم می‌ریم غـار.

48
00:03:42,931 --> 00:03:45,725
‫غـار این‌جاست جپ، توی دره.

49
00:03:47,352 --> 00:03:48,603
‫الان دیگه می‌دونیم کجاست.

50
00:03:51,814 --> 00:03:53,316
‫حوصـله یه‌ سفر دیگه رو هم داری؟

51
00:04:07,372 --> 00:04:09,123
‫بیـوفت جلـو شیرینی‌خور!

52
00:04:49,205 --> 00:04:50,999
هدف‌مون فقط برگردونن خونه‌مون نیست

53
00:04:51,082 --> 00:04:53,209
هدف اصلی‌مون اینه که
جلوی اون دیو رو بگیریم

54
00:04:53,293 --> 00:04:54,669
و همینطور تضمین کردن آینده‌مون

55
00:04:54,752 --> 00:04:57,463
اگه همینطوری از منبع برق‌مون
استفاده کنن،

56
00:04:57,547 --> 00:04:58,798
‫کارمـون ساخته‌ست.

57
00:04:58,881 --> 00:05:00,216
‫توی زمستون به مشکل می‌خوریم.

58
00:05:00,300 --> 00:05:01,551
‫خب برنامه‌مون چیـه؟

59
00:05:03,344 --> 00:05:06,848
‫نوکا یواشکی از دریچه‌های
‫تهویه هـوا می‌ره داخل.

60
00:05:08,057 --> 00:05:10,768
‫وقتی رفت داخل؛ می‌ره سمت در تا

61
00:05:10,852 --> 00:05:13,021
‫تا برای من و بکی و وندی بازش کنه.

62
00:05:13,104 --> 00:05:14,355
‫وقتی اوضاع امـن و امان بود؛

63
00:05:14,439 --> 00:05:16,524
‫بقیه‌تون از سالن غذاخوری وارد می‌شین

64
00:05:16,607 --> 00:05:17,608
‫و بعد...

65
00:05:19,819 --> 00:05:21,029
‫حسابی غافل‌گیـرشون می‌کنیم.

66
00:05:21,112 --> 00:05:24,115
‫دقیقاً با چی؟ ما که هیچ سلاحی نداریم.

67
00:05:24,824 --> 00:05:28,619
‫فکر اون‌جا رو هم کردیم. یه‌انـبار خفن
‫هست که دست‌مون رو می‌گیره!

68
00:05:28,703 --> 00:05:32,081
‫وقتی مسلح شدید، هدف‌تون رو مشخص
‫می‌کنین و دست جمعی حمله می‌کنید.

69
00:05:32,165 --> 00:05:34,417
‫- ظاهراً قبلاً هم از این کارها کردی.
‫- آره.

70
00:05:35,209 --> 00:05:36,711
‫می‌افتاده دنبالِ «آخرین مردان» و
‫دخل‌شون رو می‌آورده.

71
00:05:39,464 --> 00:05:42,967
‫اون گرگ‌مرگ‌ها چی؟ اگه اون‌جا باشن
‫و ما رو ببینن...

72
00:05:43,051 --> 00:05:44,051
‫اون‌ها رو بسپارید به ما.

73
00:05:45,636 --> 00:05:48,276
‫دختر ژانگ یه ریـموت‌کنترل داره
‫که با اون هرکاری بگی انجام می‌دن.

74
00:05:48,348 --> 00:05:50,641
‫تا شماها سر موقعیت‌هاتون مستقر می‌شین،
‫ما هم می‌ریم سراغ اون.

75
00:05:50,725 --> 00:05:52,245
‫و به‌شون دستورات خودمون رو
‫برای اجـرا می‌دیم.

76
00:05:52,310 --> 00:05:55,396
‫وقتی همه‌شون رو یه‌جا
‫زندانی کردیم، شما باید دست‌به‌کار بشید.

77
00:05:56,731 --> 00:05:58,149
‫وقت زیادی نداریم.

78
00:05:58,232 --> 00:06:00,026
‫همین الان که داریم صحبت می‌کنیم
‫دارن برق رو تخلیه می‌کنن.

79
00:06:00,109 --> 00:06:02,362
‫و برای خلق کردن اون دیو به
‫تمام  اون برق نیاز دارن.

80
00:06:02,445 --> 00:06:04,280
‫همین الانـش هم والت رو از دست دادیم.

81
00:06:06,574 --> 00:06:08,451
‫دیگه نمی‌خوام کس دیگه‌ای آسیب ببینه.

82
00:06:08,534 --> 00:06:11,871
‫اما حقیقت اینه که ممکنه بعضی‌هامون
‫جون سالم به‌در نبریم.

83
00:06:11,954 --> 00:06:14,165
‫- می‌دونیم.
‫- عمراً پا پس بکشیم.

84
00:06:14,248 --> 00:06:16,584
‫ما تا آخرش باهاتـیم سـی.

85
00:06:19,587 --> 00:06:21,172
‫- به‌خاطر گـاس
‫- به‌خاطر والـت

86
00:06:22,673 --> 00:06:23,591
‫به‌خاطر هـمه!

87
00:06:23,674 --> 00:06:24,675
‫به‌خاطر هـمه!

88
00:07:41,127 --> 00:07:43,707
« مخزن استخراج »

89
00:07:57,435 --> 00:07:59,729
‫درصـد برق باقی مانده، 30 درصد

90
00:08:00,521 --> 00:08:01,647
‫چی شده؟

91
00:08:02,148 --> 00:08:03,148
‫بچه لگد زد.

92
00:08:05,610 --> 00:08:08,029
‫نمی‌خواد نگران من باشی.

93
00:08:08,112 --> 00:08:09,363
‫جناب‌عالی این‌جا چیکار می‌کنی؟

94
00:08:10,072 --> 00:08:12,700
‫- اومدم ببینم جیـنجر حالش چطوره!
‫- بهت اجازه داده بودم؟

95
00:08:14,368 --> 00:08:17,205
‫ببین، اگه می‌خوای بیای این‌جا
‫و واسه بچه‌ت پدری کنی

96
00:08:17,288 --> 00:08:18,539
‫کاری که گفتم رو انجام بده.

97
00:08:18,623 --> 00:08:20,750
‫هرموقع مادرم زنگ زد دیـو رو آماده کن.

98
00:08:26,088 --> 00:08:27,840
‫نباید اینطوری باهاش صحبت کنی!

99
00:08:27,924 --> 00:08:28,924
‫چطوری؟

100
00:08:29,800 --> 00:08:30,927
‫مثل مامان.

101
00:08:32,053 --> 00:08:33,179
‫فکرکنم یـادت رفته اما

102
00:08:33,971 --> 00:08:37,341
‫مامان من رو به عنوان مسئولِ اجرای نقشه‌اش
‫به بهترین نـحو انتخاب کرد!

103
00:08:37,642 --> 00:08:38,684
‫مشکلی داری با این قضیه؟

104
00:08:40,311 --> 00:08:42,188
‫قبلاً اصلاً اینطوری نبودی...

105
00:08:44,106 --> 00:08:45,691
‫زمانی که بابا هنوز زنده بود.

106
00:08:49,111 --> 00:08:51,030
‫آخرین باری که دیدیش رو یادته؟

107
00:08:52,698 --> 00:08:53,699
‫خیلی وقت پیش بود.

108
00:08:54,784 --> 00:08:55,993
‫اما یادت میـاد یا نه؟

109
00:09:02,250 --> 00:09:03,501
‫حامله بودم.

110
00:09:05,670 --> 00:09:07,213
‫هنوز به مامان نگفته بودم.

111
00:09:07,838 --> 00:09:09,507
‫می‌ترسیدم دعـوام کنه اما...

112
00:09:11,676 --> 00:09:12,677
‫تا وقتی که

113
00:09:13,761 --> 00:09:15,846
‫بابا تنها بشه صبر کردم

114
00:09:18,599 --> 00:09:19,976
‫و همه‌چی رو بهش گفتم

115
00:09:23,187 --> 00:09:24,730
‫فکر می‌کردم اون درکم می‌کنه

116
00:09:26,065 --> 00:09:28,025
‫این‌که می‌دونه باید چیکار کنیم اما...

117
00:09:30,361 --> 00:09:31,571
‫فقط بهم زل زد.

118
00:09:33,948 --> 00:09:35,366
‫خیلی ناراحت شد.

119
00:09:38,995 --> 00:09:42,665
‫گفت اگه بچه‌ها رو نندازم

120
00:09:45,293 --> 00:09:46,294
خانواده‌مون نابود می‌شه

121
00:09:51,382 --> 00:09:52,758
به حرفش گوش ندادم

122
00:09:57,179 --> 00:09:59,849
بهش گفتم به اون ربطی نداره

123
00:10:03,352 --> 00:10:04,729
‫و همین عصبانی‌اش کرد.

124
00:10:06,063 --> 00:10:07,732
‫هیچوقت اونقدر عصبانی ندیده بودمش.

125
00:10:16,157 --> 00:10:17,199
‫و بعد رفتم.

126
00:10:21,621 --> 00:10:23,164
‫و دیگه هیچوقت ندیدمش.

127
00:10:26,834 --> 00:10:28,252
‫من از این ماجراها خبر نداشتم...

128
00:10:32,173 --> 00:10:34,050
‫دیگه مهم نیست.

129
00:10:36,636 --> 00:10:37,678
‫الان مُرده.

130
00:10:39,597 --> 00:10:41,265
‫و مامان جـاش رو گرفته.

131
00:10:43,893 --> 00:10:45,519
‫چرا برگشتی؟

132
00:10:47,063 --> 00:10:49,732
‫تمام این مدت راحت بودی.

133
00:10:52,860 --> 00:10:54,028
‫دلت برای آزادی‌ات تنگ نمی‌شه؟

134
00:11:01,285 --> 00:11:03,829
‫چیزهایی وجود دارن که
‫از آزادی مهم‌تـرن جینجر.

135
00:11:06,666 --> 00:11:09,627
‫من آزادی‌ام رو دادم رفت
‫تا جـونم در امان باشه.

136
00:11:16,092 --> 00:11:17,677
‫شایدم این کـارت اشتباه بوده...

137
00:11:33,401 --> 00:11:35,820
‫<i>فـاز اول استخراج با موفقیت به اتمام رسید</i>

138
00:11:37,488 --> 00:11:39,281
‫<i>شـروع فـاز دوم</i>

139
00:11:51,210 --> 00:11:53,212
‫طبق نقشه، کم کم باید برسیم

140
00:11:53,879 --> 00:11:55,089
‫خب پس کجاست؟

141
00:11:56,424 --> 00:11:59,009
باید قبل از این‌که پیدامون کنن
‫غار رو پیدا کنیم.

142
00:11:59,093 --> 00:12:00,845
‫اگه نریم داخل و اون‌جا...

143
00:12:00,928 --> 00:12:03,848
‫آهای! مامانت گفت نزدیکیم دیگه!

144
00:12:05,057 --> 00:12:06,058
‫پس همین نزدیکی‌هاست.

145
00:12:07,685 --> 00:12:09,895
‫همیشه بهم می‌گی
‫«بهم اعتماد کن»

146
00:12:10,646 --> 00:12:13,023
‫الان هم شاید وقتشه
‫خودت به مامانت اعتماد کنی!

147
00:12:14,608 --> 00:12:15,608
‫باشه؟

148
00:12:18,028 --> 00:12:19,029
‫باشه.

149
00:12:22,366 --> 00:12:24,493
‫یـادته اون اوایل چطوری تمام
‫مشکلات رو پشت سر گذاشتیم؟

150
00:12:25,077 --> 00:12:27,329
‫توی پایگاه، بهت گفتم

151
00:12:27,413 --> 00:12:28,414
‫«به ندای قلـبت گوش کن»

152
00:12:28,497 --> 00:12:31,208
‫آره. الان هم اصلاً نگران آدم بدها نباش.

153
00:12:33,127 --> 00:12:34,587
‫برای همین الان پیـشتم دیگه!

154
00:12:35,588 --> 00:12:37,715
‫تو چرا اینجایی؟

155
00:12:40,426 --> 00:12:41,552
‫تـا کارای عجیبِ گوزنی انجام بدم

156
00:12:43,763 --> 00:12:44,763
‫شوخی می‌کنم

157
00:12:45,931 --> 00:12:46,931
‫همه‌چی درست می‌شه

158
00:12:58,861 --> 00:13:00,654
‫آخ آخ!

159
00:13:01,155 --> 00:13:03,324
‫حالت خـوبه؟ بدنـت یکم سرده!

160
00:13:03,407 --> 00:13:05,659
‫- بذار ببینم چی شده!
‫- نه خوبم.

161
00:13:06,660 --> 00:13:08,329
‫بدتر از این‌هاش رو پشت سر گذاشتم.

162
00:13:08,829 --> 00:13:11,332
‫تازه‌ش، اون بچه بهم انگیزه می‌ده.

163
00:13:12,124 --> 00:13:13,542
‫تو واقعاً باهاش مهربونی!

164
00:13:15,377 --> 00:13:16,377
‫جدی می‌گم

165
00:13:18,798 --> 00:13:22,468
‫می‌بینم چقدر گـاس برات مهمه و
‫تو هم براش مهمی!

166
00:13:23,886 --> 00:13:25,596
الان می‌بینم چه چیزهایی
رو از دست دادم

167
00:13:26,096 --> 00:13:29,225
‫خب؛ شما مشغول نجات دادن دنیا بودی

168
00:13:29,308 --> 00:13:32,436
‫و الانم که دوتامون پیشش هستیم.

169
00:13:33,938 --> 00:13:35,356
‫- پشیمونی‌ای نباید در کار باشه
‫- آره

170
00:13:36,524 --> 00:13:37,524
‫پشیمونی نداریم.

171
00:13:41,028 --> 00:13:42,029
‫می‌گم

172
00:13:43,072 --> 00:13:45,407
‫وقتی برسـیم توی غـار،

173
00:13:48,077 --> 00:13:49,495
‫اون‌جا چه چیزی در انتظارمونه؟

174
00:13:55,543 --> 00:13:56,544
‫نمی‌دونم.

175
00:13:58,003 --> 00:14:01,340
‫اما کارهایی که ثکر اون داخل
‫انجام داده؛ باعث ایجاد بیماری شده.

176
00:14:02,675 --> 00:14:06,136
‫اما ما قراره هرچی که هست
‫رو از بین ببریم و همه‌چی رو درست کنیم باشه؟

177
00:14:07,096 --> 00:14:11,475
‫اما این یعنی...نسل دورگه‌ها هم
‫متوقف می‌شه

178
00:14:13,936 --> 00:14:15,771
‫دیگه دورگه‌ای به دنیا نمیاد.

179
00:14:17,857 --> 00:14:19,108
‫خب دقیقاً باید چیکار کنیم؟

180
00:14:19,191 --> 00:14:21,545
‫توی فورت‌اسمیت روح‌مون خبر نداشت
‫داریم چه غلطی می‌کنیم...

181
00:14:21,569 --> 00:14:24,321
‫نمی‌دونستیم قراره همچین
‫چیزی رو خلق کنیم.

182
00:14:25,030 --> 00:14:26,030
‫کُلی آدم مُردن.

183
00:14:26,532 --> 00:14:28,909
‫میلیاردها آدم به‌خاطر ما مردن

184
00:14:28,993 --> 00:14:30,160
‫به‌خاطر مـن.

185
00:14:32,580 --> 00:14:36,208
‫تمام این مدت سعی کردم
‫درستش کنم

186
00:14:36,709 --> 00:14:39,169
‫اما همیشه یه حسی می‌گفت
‫واقعاً می‌خوای جـلوی دورگه‌ها رو بگیری؟

187
00:14:44,675 --> 00:14:48,095
‫شاید این دنیا بر خلاف تصور ما
‫اصلاً از هم نپاشیده...

188
00:15:04,069 --> 00:15:06,614
‫باید به ندای قلبم گوش کنم.
‫به ندای قلبم.

189
00:15:06,697 --> 00:15:09,867
‫بردی رو پیدا کردی!
‫غـارم پیدا می‌کنی.

190
00:16:10,010 --> 00:16:11,345
‫بچه‌ها!

191
00:16:11,929 --> 00:16:13,973
‫- شیرینی‌خـور؟
‫- کجایی؟

192
00:16:28,487 --> 00:16:31,073
‫گـاس، کجایی؟

193
00:16:45,379 --> 00:16:46,588
‫بچه‌‌ها!

194
00:16:54,471 --> 00:16:55,514
‫خدای من.

195
00:17:03,772 --> 00:17:05,482
‫دقیقاً همونیه که
‫توی خواب می‌دیدم!

196
00:17:10,362 --> 00:17:11,362
‫زودباشین.

197
00:17:11,947 --> 00:17:12,948
‫بریم داخل.

198
00:17:17,953 --> 00:17:18,954
‫آماده‌ای؟

199
00:17:20,831 --> 00:17:21,832
‫اول شما.

200
00:17:58,160 --> 00:18:01,538
‫زودباشین. زودباشین.
‫باید سریع درست‌ش کنیم و دست‌به‌کار بشیم.

201
00:18:25,354 --> 00:18:26,772
‫دیو کجـاست؟

202
00:18:26,855 --> 00:18:29,316
‫توی گاراژ؛ دقیقاً پشت‌شون.

203
00:18:29,399 --> 00:18:32,277
‫«تغییر مسیر برق به محل نگه‌داری دستگاه»

204
00:18:33,946 --> 00:18:36,949
‫باید رِزی رو پیدا کنیم.
‫ریـموت حتماً نزدیک اونه.

205
00:18:37,032 --> 00:18:38,117
‫منظورتون ایـنه؟

206
00:18:39,910 --> 00:18:41,078
‫پشمام!

207
00:18:42,538 --> 00:18:43,413
‫وقتشه دست‌به‌کار شین.

208
00:18:43,497 --> 00:18:46,250
‫درِ اتاق نشیمن طبقه بالا
‫بالا یه سیستم امنیتی داره.

209
00:18:46,333 --> 00:18:47,918
‫برید اون‌جا و آدم‌های رُزی رو
‫از اون‌جا کنترل کنین.

210
00:18:48,001 --> 00:18:49,753
‫باشه. منتظر خبرمون باشید.

211
00:18:49,837 --> 00:18:50,963
‫موفق باشین.

212
00:19:07,563 --> 00:19:08,897
‫خیلی‌خب.

213
00:19:10,399 --> 00:19:11,399
‫بریم.

214
00:19:19,324 --> 00:19:20,200
‫بریم تو کـارش.

215
00:19:37,301 --> 00:19:38,135
‫سلام!

216
00:19:50,981 --> 00:19:53,442
‫درصد برق باقی مانده؛ 20 درصد

217
00:19:53,525 --> 00:19:55,694
‫- لعنتی!
‫- استخراج برق در شرایطِ حساس قرار دارد.

218
00:19:55,777 --> 00:19:57,988
‫باید دست به‌جنبونیم. آخراشه!

219
00:20:08,457 --> 00:20:09,291
‫وقت انتقامه!

220
00:20:10,334 --> 00:20:13,378
<i>هشدار! آمادگی برای
خاموشی فرآیند استخراج برق</i>

221
00:20:20,677 --> 00:20:21,678
‫لعنتی!

222
00:20:26,642 --> 00:20:28,894
‫اینم شانس من‌که ترس از فضای تنگ دارم!

223
00:20:40,739 --> 00:20:41,740
‫وای!

224
00:20:44,243 --> 00:20:45,744
‫هی! گاس! نـه.

225
00:20:46,286 --> 00:20:47,537
‫نترس. یـخه دیگه!

226
00:20:47,621 --> 00:20:51,833
‫آب یخ زده؛ اگه بیفتی داخلش کمتر از 30 ثانیه
‫کارت ساخته‌ست!

227
00:20:51,917 --> 00:20:53,961
‫خب...بیاین اول یه امتحانی کنیم.

228
00:20:55,087 --> 00:21:00,767
«دیــ.جی‌مــ.وویــ.ز»

229
00:21:09,059 --> 00:21:10,352
‫حدس می‌زنم من باید اول برم

230
00:21:14,648 --> 00:21:15,648
‫تو حدس نزن!

231
00:21:18,610 --> 00:21:20,404
‫باید یه‌راه دیگه هم باشه!

232
00:21:22,948 --> 00:21:23,949
‫اون‌جا.

233
00:21:25,200 --> 00:21:26,201
‫می‌پریم رو اون‌ها

234
00:21:28,161 --> 00:21:28,996
‫آره.

235
00:21:29,079 --> 00:21:32,124
‫وقتی توی یـلواسـتون بودم
‫اینطوری از رودخونه رد می‌شدم

236
00:21:33,458 --> 00:21:34,376
‫هـی!

237
00:21:34,459 --> 00:21:35,669
‫من اول می‌رم.

238
00:21:35,752 --> 00:21:36,962
‫- اما...
‫- گاس!

239
00:21:39,131 --> 00:21:40,507
‫به حرف مامانت گوش بده!

240
00:22:00,902 --> 00:22:02,738
‫اه.

241
00:22:04,406 --> 00:22:06,116
‫- مامان!
‫- چیزی نیست

242
00:22:16,752 --> 00:22:18,712
‫خیلی‌خب؛ نوبت منـه

243
00:22:20,547 --> 00:22:22,799
‫گاس مراقب باش.

244
00:22:54,164 --> 00:22:55,207
‫گـاس!

245
00:23:03,298 --> 00:23:04,841
‫- عجله کـن!
‫- بـرو!

246
00:23:07,594 --> 00:23:08,594
‫زودباش!

247
00:23:10,931 --> 00:23:12,140
‫یـالا!

248
00:23:24,194 --> 00:23:26,446
‫- نزدیک بودها!
‫- خیلی نزدیک.

249
00:23:26,530 --> 00:23:28,448
شما همیشه با این چیزها سر و کار دارین؟

250
00:23:28,532 --> 00:23:29,908
‫- آره
‫- خیلی زیاد

251
00:24:07,904 --> 00:24:09,614
‫زودباشید، زودباشید.

252
00:24:55,202 --> 00:24:56,203
‫آهای!

253
00:24:58,288 --> 00:25:02,000
‫دیـو آماده‌ست؛، استخراج برق هم آخراشه.

254
00:25:02,083 --> 00:25:03,585
‫مطمئنی می‌تونی؟

255
00:25:05,253 --> 00:25:06,087
‫معلومه که آره.

256
00:25:06,171 --> 00:25:09,174
‫قبل از فروپاشی بابام همه‌ش با این چیزها
‫سر و کـار داشت.

257
00:25:09,257 --> 00:25:10,258
‫کاری نداره.

258
00:25:10,342 --> 00:25:13,345
‫خب باید مستقیم مثل آدم
‫حواست رو جمع کنی و ببریش توی غـار.

259
00:25:13,428 --> 00:25:15,388
‫اصلاً وسط راه ایست نمی‌کنی؛
‫سرعتت رو کم نمی‌کنی

260
00:25:15,972 --> 00:25:17,641
‫و گند نمی‌زنی.

261
00:25:18,767 --> 00:25:19,767
‫فهمیدی؟

262
00:25:19,809 --> 00:25:21,186
‫بله فهمیدم.

263
00:25:29,361 --> 00:25:31,780
‫درصد برق باقی مانده؛ 15 درصد

264
00:25:31,863 --> 00:25:33,949
‫نباید اجازه بدیم از این‌جا ببرنش بیرون!

265
00:25:42,582 --> 00:25:44,709
‫هی! یه جعبه ابزار اون‌جاست برام بیار.

266
00:25:44,793 --> 00:25:46,169
‫به روی چشم.

267
00:25:47,671 --> 00:25:48,672
‫لعنتی!

268
00:26:37,262 --> 00:26:38,930
‫مرد گـنده حالت خـوبه؟

269
00:26:39,014 --> 00:26:40,974
‫آره بچه‌جون خوبم. خوبم.

270
00:26:57,866 --> 00:26:58,908
‫بچه‌ها...

271
00:26:59,618 --> 00:27:01,244
‫- گل‌های بنفش
‫- برید عقب!

272
00:27:01,328 --> 00:27:04,205
‫باید می‌دونستم ممکنه این‌جا باشن؛
‫بیماری دقیقاً از همینجا شروع شد.

273
00:27:04,289 --> 00:27:05,790
شروع این فاجعه از همین جاست

274
00:27:06,583 --> 00:27:07,584
‫وایسا ببینم.

275
00:27:10,795 --> 00:27:11,963
‫چرا دارن برق می‌زنن؟

276
00:27:19,763 --> 00:27:20,763
‫یخ زدن.

277
00:27:24,267 --> 00:27:25,185
‫یخ زدن.

278
00:27:25,268 --> 00:27:27,020
‫این یعنی هیچ خطری ندارن درسته؟

279
00:27:27,103 --> 00:27:28,983
‫- یعنی اگه از بغل‌شون رد بشیم چیزی نمی‌شه؟
‫- آره

280
00:27:29,022 --> 00:27:31,775
‫اما اگه یکی‌شون سر از یخ بیرون بیاره؛
‫به فنا می‌ریم!

281
00:27:31,858 --> 00:27:33,234
‫چاره دیگه‌ای نداریم.

282
00:27:33,318 --> 00:27:35,570
‫هرچیزی که دنبالشیم اون‌ سمته!

283
00:27:36,905 --> 00:27:38,073
‫منشا تمام این اتفاقات اونجاست.

284
00:27:39,741 --> 00:27:40,784
‫آخرین قدم.

285
00:27:43,161 --> 00:27:44,412
‫پس بیاین تمومش کنیم!

286
00:27:48,041 --> 00:27:49,709
‫باید آروم و بادقت حرکت کنیم.

287
00:27:54,673 --> 00:27:55,590
‫دست از پا خطا نکنید.

288
00:28:07,602 --> 00:28:08,603
‫باشه.

289
00:28:13,066 --> 00:28:14,192
‫مراقب باشین.

290
00:28:46,766 --> 00:28:47,976
‫اون کیـه؟

291
00:28:50,103 --> 00:28:51,271
‫فورت اسمیت.

292
00:28:51,938 --> 00:28:54,149
‫گروه جیلیان از چیزی که
‫فکر می‌کرد فراتـر رفتن.

293
00:29:17,464 --> 00:29:19,215
‫نمی‌تونم.

294
00:29:19,299 --> 00:29:20,800
‫نمی‌تونم...نمی‌تونم.

295
00:29:25,346 --> 00:29:26,222
‫مرد گُنده!

296
00:29:26,306 --> 00:29:27,557
‫نمی‌تونم!

297
00:29:27,640 --> 00:29:29,851
‫هی؛ نه. نه. نه. چیزی نیست.

298
00:29:29,934 --> 00:29:31,519
‫نه؛ نه. هی.

299
00:29:33,188 --> 00:29:35,023
‫آروم باش. نفس بکش . نفش بکش.

300
00:29:35,106 --> 00:29:36,649
‫خیلی‌خب...

301
00:29:36,733 --> 00:29:38,109
‫- آم...
‫- نمی‌تونم.

302
00:29:41,154 --> 00:29:44,991
‫♪ تـو اسمم رو صدا بزن ♪

303
00:29:45,074 --> 00:29:48,578
‫- چه غلطی می‌کنی؟
‫- نمی‌دونم. می‌خوام آرومت کنم.

304
00:29:48,661 --> 00:29:49,662
‫♪ تو می‌دونی که... ♪

305
00:29:49,746 --> 00:29:52,373
‫♪ همراه من بخون. ♪
‫♪ من هرجا باشم ♪

306
00:29:52,457 --> 00:29:54,501
‫♪ می‌دووم میام تـا ♪

307
00:29:55,335 --> 00:29:56,795
‫♪ دوباره تو رو ببینم ♪

308
00:29:56,878 --> 00:29:58,338
‫- ثکرار کن
‫- باشه

309
00:29:58,421 --> 00:30:04,010
‫♪ فرقی نمی‌کنه؛ زمستون، بهار ♪
‫♪ تابستون یا پاییز ♪

310
00:30:04,928 --> 00:30:08,515
‫♪ - فقط بهم بگو ♪
‫♪ - بهم بگو ♪

311
00:30:09,265 --> 00:30:11,643
‫♪ و من سریع میام پیشت ♪

312
00:30:11,726 --> 00:30:13,269
‫واقعاً احمقانه بود.

313
00:30:15,271 --> 00:30:16,439
‫اما کار کرد.

314
00:30:18,233 --> 00:30:19,484
‫این آهنگ رو قبلاً شنیدم

315
00:30:19,984 --> 00:30:22,862
‫بابایی همه‌ش این آهنگ رو زمزمه می‌کرد
‫و فکر می‌کرد من نمی‌شنوم

316
00:30:26,407 --> 00:30:27,450
‫واقعاً؟

317
00:30:42,173 --> 00:30:44,467
‫یخ! داره آب می‌شه

318
00:30:45,468 --> 00:30:47,428
‫به‌خاطر منـوره! داره یخ‌ها رو آب می‌کنه

319
00:30:47,512 --> 00:30:49,347
‫خاموشش کن. خاموشش کن.

320
00:30:50,181 --> 00:30:52,350
‫کمک!

321
00:30:54,978 --> 00:30:55,978
‫خاموش نمی‌شه

322
00:30:59,399 --> 00:31:00,483
‫پس فرار کنید!

323
00:31:00,567 --> 00:31:02,735
‫فرار کنید! بـرید

324
00:31:03,695 --> 00:31:04,696
‫فرار کنید

325
00:31:14,873 --> 00:31:15,873
‫جپ...

326
00:31:17,458 --> 00:31:18,459
‫حدس بزن چی؟

327
00:31:33,016 --> 00:31:34,225
‫همین‌جاست...

328
00:31:36,477 --> 00:31:38,438
‫جایی که این ماجرا شروع شد

329
00:31:40,523 --> 00:31:41,858
‫دورگه‌ها و بیماری.

330
00:32:00,835 --> 00:32:04,672
‫تـکر توی خاطرات‌ش این‌جا رو با عنوان
‫«خون زمین» توصیف کرده بود.

331
00:32:07,050 --> 00:32:08,051
‫چـرا؟

332
00:32:21,522 --> 00:32:22,941
‫همه‌چی از تو جـون می‌گیره!

333
00:32:28,738 --> 00:32:30,865
‫خـون زمین توی این درخته!

334
00:32:30,949 --> 00:32:32,951
‫پشمام!

335
00:32:41,125 --> 00:32:42,125
‫اون...

336
00:32:42,460 --> 00:32:43,544
‫مال ثکرـه!

337
00:32:45,046 --> 00:32:48,049
‫پوست درخت رو کند تا شیره‌اش رو بگیره

338
00:32:48,883 --> 00:32:51,511
‫حتماً طی این سال‌ها شیره‌ش
‫قاطی یخ‌ها شده

339
00:32:51,594 --> 00:32:52,595
‫و بعد هم ما...

340
00:32:54,013 --> 00:32:55,515
‫بردیمش پیش فورت اسمیت.

341
00:32:55,598 --> 00:32:57,475
‫از اون موقع زخمی بوده
‫و داشته از بین می‌رفته

342
00:32:58,351 --> 00:32:59,894
‫وایسا...چیکار می‌کنی؟

343
00:32:59,978 --> 00:33:03,147
‫- اگه برش داریم شاید خوب بشه!
‫- نه. نه. نه

344
00:33:04,565 --> 00:33:05,441
‫منظورت چیـه؟

345
00:33:05,525 --> 00:33:07,986
‫مگه برای همین نیومدیم این‌جا؟
‫تا همه‌چی رو درست کنیم؟

346
00:33:08,069 --> 00:33:11,114
‫ما که نمی‌دونیم اگه اون رو دربیاریم
‫چه اتفاقی میفته!

347
00:33:12,991 --> 00:33:16,285
‫باید اشتباهی که ثکر کرد رو درست کنیم.
‫درخت رو خوب کنیم و جلوی بیماری رو بگیریم.

348
00:33:16,369 --> 00:33:18,371
‫اما با این‌کار آینده‌ت به خطر میفته...

349
00:33:19,622 --> 00:33:21,791
‫با این‌کار تو آخرین موجود
‫نسل خودت می‌شی.

350
00:33:21,874 --> 00:33:24,627
‫تو و  بقیه بچه‌های شبیه تـو.

351
00:33:26,004 --> 00:33:27,005
‫نمی‌فهمم...

352
00:33:27,088 --> 00:33:29,215
‫هرکاری یه عواقبی داره. یادت رفته؟

353
00:33:30,466 --> 00:33:31,718
‫وقتی تـکر با تبر به درخت ضربه زد،

354
00:33:31,801 --> 00:33:35,555
‫بیماری‌ای شیوع پیدا کرد
‫خیلی‌ها مُردن

355
00:33:36,139 --> 00:33:39,517
‫اما یه گـونه جدید هم این وسط خلق شد

356
00:33:40,393 --> 00:33:41,686
‫دورگه‌ها، گاس.

357
00:33:42,270 --> 00:33:43,270
‫تـو.

358
00:33:50,028 --> 00:33:51,154
‫اگه یدونه‌شون رو از بین ببریم؛

359
00:33:52,113 --> 00:33:53,573
‫ممکنه بقیه هم از بین برن.

360
00:33:56,159 --> 00:33:57,493
‫خب الان چیکار کنیم؟

361
00:33:59,287 --> 00:34:00,663
‫باید برگردیم.

362
00:34:02,165 --> 00:34:05,501
‫ورودی غار رو مسدود کنیم تا
‫هیچکس دیگه‌ای پیداش نکنه

363
00:34:06,252 --> 00:34:10,506
‫اگه این‌کار رو نکنیم، آدم‌ها جلوی این
‫چرخه و ساز و کار رو می‌گیرن.

364
00:34:12,759 --> 00:34:14,761
‫یعنی اجازه می‌دیم طبیعت
‫کار خودش رو بکنه؟

365
00:34:19,766 --> 00:34:22,060
‫اما این‌طوری که شما می‌میرید!
‫دوتاتون!

366
00:34:22,143 --> 00:34:24,771
‫بیماری همین روزها تمام آدم‌های
‫باقی مونده رو هم از بین می‌بره.

367
00:34:24,854 --> 00:34:26,898
‫ما لایقِ زنده موندن نیستیم.

368
00:34:28,066 --> 00:34:29,817
‫همین الانشم هم اضافه زنده‌ موندیم.

369
00:34:32,070 --> 00:34:32,904
‫جـپ؟

370
00:34:35,323 --> 00:34:36,324
‫آه...

371
00:34:37,325 --> 00:34:42,830
‫من...همیشه می‌دونستم این دنیا
‫واسه من حکم یه سفر کوتاه‌مدت رو داره

372
00:34:44,957 --> 00:34:45,957
‫نه.

373
00:34:46,959 --> 00:34:48,461
‫گوش کن مرد کوچولو.

374
00:34:50,838 --> 00:34:52,215
‫ما مامانت رو پیدا کردیم.

375
00:34:53,216 --> 00:34:55,009
‫غیرممکن ترین کار ممکن.

376
00:34:59,222 --> 00:35:00,223
‫دوران ما به آخر خط رسیده.

377
00:35:02,391 --> 00:35:03,392
‫حق با هوناک بود.

378
00:35:05,061 --> 00:35:06,729
‫انسان‌ها، بیماری اصلی ان.

379
00:35:07,355 --> 00:35:08,940
‫و بیماری‌ای که شیوع پیدا کرده،
‫راه درمان جهان.

380
00:35:10,817 --> 00:35:11,817
‫الان دیگه نوبت شماست...

381
00:35:11,859 --> 00:35:12,735
‫نـه!

382
00:35:12,819 --> 00:35:15,446
‫باید یه راهی باشه که بشه
‫همه رو نجات داد! باید باشه.

383
00:35:19,659 --> 00:35:24,122
‫ببخشید که این چندسال پیـشت نبودم.

384
00:35:25,373 --> 00:35:30,795
‫اما الان می‌تونم کاری کنم که
‫فرصت بزرگ شدن و زندگی کردن داشته باشی

385
00:35:36,217 --> 00:35:37,217
‫دیگه خیلی دیـره!

386
00:35:37,969 --> 00:35:39,720
‫ممنون که راه رو به‌مون نشون دادید

387
00:35:41,347 --> 00:35:42,849
‫اما تو درست می‌گی گاس!

388
00:35:44,016 --> 00:35:45,476
‫می‌تونیم جلوی بیماری رو بگیریم.

389
00:35:46,894 --> 00:35:47,812
‫با کمک خودت.

390
00:35:52,692 --> 00:35:56,070
‫درصد برق باقی مانده؛ 5 درصد
‫آخرین هشدار

391
00:35:56,154 --> 00:35:59,115
‫خاموشی استخراج برق تا 3 دقیقه دیگر

392
00:36:00,616 --> 00:36:03,244
‫بکی! گرگ‌ها که هنوز اینجـان
‫چیکار می‌کنین؟

393
00:36:03,327 --> 00:36:04,620
‫آخراشه.

394
00:36:13,337 --> 00:36:14,337
‫خوبه.

395
00:36:15,631 --> 00:36:17,633
‫این دکمه رو که بزنم؛
‫همه‌شون میان این‌جا

396
00:36:17,717 --> 00:36:20,469
‫به محض اینکه از در اول رد شدن
‫می‌بندیش و زندانی‌شون می‌کنیم

397
00:36:20,553 --> 00:36:22,513
‫فقط یه بار فرصت داریم.

398
00:36:22,597 --> 00:36:23,806
‫- آماده‌ای؟
‫- آماده ام.

399
00:36:38,362 --> 00:36:41,240
‫تلاش خوبی بود. اما اون‌ها از هرکسی
‫اطاعت نمی‌کنن

400
00:36:43,576 --> 00:36:45,620
‫قبلاً اسم پسرم رو پرسیده بودی.

401
00:36:46,204 --> 00:36:47,496
‫اسمش برونو بود.

402
00:36:48,164 --> 00:36:49,790
‫و این‌ها، برادر برونو ان.

403
00:36:49,874 --> 00:36:53,127
‫خیلی مشتاق بودن کسی که برادرشون
‫کشته رو ببینن.

404
00:36:53,211 --> 00:36:54,879
‫نیازی به این کار نیست رُزی.

405
00:36:57,465 --> 00:36:59,675
‫چرا. هست.

406
00:36:59,759 --> 00:37:01,677
‫مامانت داره ازت سواستفاده می‌کنه!

407
00:37:02,428 --> 00:37:04,805
‫فکرکردی اگه به خواسته‌هاش
‫برسه چه اتفاقی میفته؟

408
00:37:05,306 --> 00:37:08,559
‫اون می‌خواد انسان‌ها دوباره متولد
بشن! میدونی چه بلایی سر بچه‌هات میاد؟

409
00:37:11,812 --> 00:37:12,939
‫برو.

410
00:37:38,923 --> 00:37:39,923
‫آخ.

411
00:37:41,259 --> 00:37:42,176
‫حالا.

412
00:37:56,857 --> 00:37:58,234
‫اون بـالان.

413
00:38:02,571 --> 00:38:03,571
‫برید. برید.

414
00:38:12,415 --> 00:38:13,958
‫برید سراغ دیو؛ همین الان.

415
00:38:20,673 --> 00:38:23,467
‫سـینگ! می‌کشمت!

416
00:38:23,551 --> 00:38:25,511
‫آخه چرا می‌خوای ما رو بکشی؟

417
00:38:25,594 --> 00:38:28,556
‫ما می‌خوایم بیماری رو از بین ببریم
‫و جون‌تون رو نجات بدیم.

418
00:38:28,639 --> 00:38:29,639
‫نمی‌تونین!

419
00:38:29,682 --> 00:38:33,602
‫دکتر میلر. طی این 10 سال گذشته این
‫همه گند بالا آوردی کافی نبود؟

420
00:38:34,228 --> 00:38:37,148
‫بذار یه نصیحت مادرانه بهت بکنم؛
‫کاسه کوزه‌ت رو جمع کن

421
00:38:50,494 --> 00:38:52,079
‫حق با ما بود عزیزم.

422
00:38:52,747 --> 00:38:53,748
‫حق با ما بود.

423
00:38:55,958 --> 00:38:57,168
‫پیداش کردیم

424
00:38:58,210 --> 00:38:59,462
‫دیو رو بیارید.

425
00:39:00,129 --> 00:39:01,339
‫دکتر؟

426
00:39:09,221 --> 00:39:12,183
‫اما دکتر سینگ. مگه ما با هم دیگه
‫قرار نذاشته بودیم؟

427
00:39:12,266 --> 00:39:14,560
‫قرار گذاشتیم همه‌چی رو درست کنیم.

428
00:39:14,643 --> 00:39:15,770
‫ببخشید گاس.

429
00:39:17,938 --> 00:39:20,232
‫سرنوشت ما رو سر راه هم قرار داد،

430
00:39:20,316 --> 00:39:23,110
‫اما یه‌چیزی رو بهت نگفتم.

431
00:39:26,489 --> 00:39:27,907
‫رویای من اینطوری تموم می‌شه!

432
00:39:32,286 --> 00:39:34,830
‫سرنوشت اینطوری کار می‌کنه گاس.

433
00:39:37,083 --> 00:39:38,292
‫نمی‌تونی ازش فرار کنی!

434
00:39:42,463 --> 00:39:45,091
‫لعنتی! دارن ورودی گاراژ رو مسدود می کنن.

435
00:39:45,174 --> 00:39:47,385
‫لعنتی.

436
00:39:47,468 --> 00:39:49,929
‫خاموشی استخراج برق تا یک دقیقه دیگر

437
00:39:50,012 --> 00:39:51,972
‫من تسلیمم! محاصره‌مون کردن.

438
00:40:06,695 --> 00:40:07,947
‫میلتون.

439
00:40:09,365 --> 00:40:11,784
‫ژانگ آماده‌ست. بیاید دیو رو راه بندازیم.

440
00:40:15,996 --> 00:40:17,915
‫فرآیند استخراج برق در شرایط حساس قرار دارد

441
00:40:17,998 --> 00:40:20,376
‫فرآیند استخراج برق تا 30 ثانیه دیگر به اتمام می رسد

442
00:40:20,459 --> 00:40:22,687
‫- یا حالا یا هیچوقت
‫- نمی‌تونیم بریم توی گاراژ

443
00:40:22,711 --> 00:40:23,712
‫دور تا دورش آدم گذاشتن

444
00:40:25,548 --> 00:40:26,924
‫یه چیز موثر نیاز داریم.

445
00:40:30,094 --> 00:40:31,846
‫برق؛ چطوری باید خاموشش کنیم؟

446
00:40:33,681 --> 00:40:35,057
‫سمت گلخونه.

447
00:40:35,141 --> 00:40:38,269
‫اگه بتونم برم اون بالا می‌تونم خاموشش کنم

448
00:40:41,689 --> 00:40:42,606
‫الان می‌تونی

449
00:41:12,511 --> 00:41:13,596
‫پشمام

450
00:41:34,033 --> 00:41:35,034
‫دمت گرم

451
00:41:35,534 --> 00:41:36,744
‫دیگه هیچوقت همچین کاری نکن

452
00:41:39,079 --> 00:41:41,207
‫شکست شبکه برق! هشدار...

453
00:41:41,290 --> 00:41:44,668
‫هشدار. شکست شبکه برق...

454
00:41:49,798 --> 00:41:50,633
‫دیو!

455
00:41:50,716 --> 00:41:52,134
‫روشنش کردن.

456
00:41:55,763 --> 00:41:57,348
‫نه. نه.

457
00:41:57,431 --> 00:41:59,183
‫نه؛ نه؛ نه

458
00:41:59,266 --> 00:42:00,559
‫آهای خانم خرسی!

459
00:42:01,852 --> 00:42:02,852
‫من برنده می‌شم

460
00:42:34,802 --> 00:42:36,887
‫سینگ؛ باید یه راه دیگه هم باشه

461
00:42:39,974 --> 00:42:41,141
‫هیچ راه دیگه ای نیست

462
00:42:42,101 --> 00:42:45,312
‫بهت که گفتم...همه‌مون یه روز
مجبور می‌شیم فداکاری کنیم

463
00:42:46,230 --> 00:42:50,067
‫وقتی که این خـون از وجود
‫این غار پاک بشه

464
00:42:53,320 --> 00:42:56,782
‫بلاخره این مریضی کوفتی از بین می‌ره

465
00:42:58,492 --> 00:43:00,244
‫نه! نه!

466
00:43:06,542 --> 00:43:08,586
‫«همونطور که مامانم همیشه می‌گفت»

467
00:43:08,669 --> 00:43:10,462
‫زندگی انسان چیزی جز هیچ و پوچ نیست

468
00:43:12,256 --> 00:43:14,300
‫مگه این‌که هدفی داشته باشی!

469
00:43:33,944 --> 00:43:34,987
‫دکتر میلر.

470
00:43:49,376 --> 00:43:51,879
‫نه. نه.

471
00:43:51,962 --> 00:43:54,590
‫نه. نمی‌تونی بری! نـرو خواهش می کنم

472
00:43:54,673 --> 00:43:55,799
‫خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم.

473
00:43:55,883 --> 00:43:57,926
‫دوباره تونستم ببینمت گاس.

474
00:43:58,010 --> 00:44:00,596
‫نه. نـرو. خواهش می‌کنم.

475
00:44:01,138 --> 00:44:02,806
‫همین یه دنیا برام ارزش داره.

476
00:44:02,890 --> 00:44:03,891
‫مامان. مامان.

477
00:44:03,974 --> 00:44:06,018
‫نرو. توروخدا نـرو.

478
00:44:07,478 --> 00:44:10,147
‫مامان بمون. مامان خواهش می کنم.

479
00:44:10,230 --> 00:44:11,607
‫خواهش می‌کنم

480
00:44:12,775 --> 00:44:14,985
‫- پشیمونی‌ای ندارم
‫- نه

481
00:44:18,530 --> 00:44:19,657
‫بمون.

482
00:44:20,240 --> 00:44:21,283
‫مامان؟

483
00:44:21,909 --> 00:44:29,242
‫ترجمه از «آیــــدا»
‫<font color="#ffb23a">::. Ayda.NDR .::</font>

