‫﻿۱
00:00:09,530 --> 00:00:11,097
‫در حال حاضر، شاهد...

2
00:00:11,141 --> 00:00:13,578
‫اقدام محیط زیست در راستای احیای خویش...

3
00:00:13,621 --> 00:00:16,711
‫در مبدأ جغرافیایی کنونیمون هستیم.

4
00:00:16,755 --> 00:00:20,324
‫در این ناحیه که با ترانشه‌ای مصنوع...

5
00:00:20,367 --> 00:00:25,416
‫به عمق دوازده متر، عرض دویست متر
‫و طول چندین کیلومتری مرزبندی شده،

6
00:00:25,459 --> 00:00:29,333
‫مجددا تنوع حیاتی در حد...

7
00:00:29,376 --> 00:00:33,946
‫متنوع‌ترین اکوسیستم‌های
‫دوره هولوسن مشاهده می‌شه.

8
00:00:33,989 --> 00:00:36,122
‫دلیل اصلی وقوع این تجدید حیات،

9
00:00:36,166 --> 00:00:39,560
‫یکی از شکارچیان رأس هرم غذایی در دنیاست.

10
00:00:39,604 --> 00:00:44,478
‫این شکارچی به شدت توانمند بوده
‫و می‌تونه تنهایی یا به کمک گله شکار کنه.

11
00:00:44,522 --> 00:00:47,916
‫تسلیم‌ناپذیریش در حدیه
‫که اصلا نمی‌خوابه.

12
00:00:47,960 --> 00:00:52,051
‫این‌قدر مرگباره که انسان‌های اولیه
‫از دسته‌هاشون فرار می‌کردن...

13
00:00:52,095 --> 00:00:56,142
‫و تو این حیات وحش متروکه
‫به نام «ناحیه مرگبار»...

14
00:00:56,186 --> 00:00:58,057
‫رهاشون کردن.

15
00:00:59,928 --> 00:01:02,670
‫گونه‌زایی انسان‌های خردمند...

16
00:01:02,714 --> 00:01:05,108
‫موجب شد انسان‌ها
‫به شکار بدل گشته...

17
00:01:05,151 --> 00:01:07,110
‫و بدین ترتیب مردگان خردمند...

18
00:01:07,153 --> 00:01:09,155
‫که خودم چنین نامی براشون گذاشتم،

19
00:01:09,199 --> 00:01:11,157
‫در رأس هرم غذایی قرار گرفتن.

20
00:01:11,201 --> 00:01:14,204
‫من سال‌ها مشغول بررسی و درک...

21
00:01:14,247 --> 00:01:17,903
‫الگوی پیچیده مهاجرت انسان‌های مرده بودم...

22
00:01:17,946 --> 00:01:20,775
‫که به شدت تحت تأثیر صدا قرار داره...

23
00:01:20,819 --> 00:01:23,300
‫و بدین شکل حضور شکارشون رو حس می‌کنن.

24
00:01:23,343 --> 00:01:25,824
‫این یکی گونه آفتابگردانه.

25
00:01:25,867 --> 00:01:28,827
‫ظاهرا حس شنوایی قدرتمندی داره...

26
00:01:28,870 --> 00:01:32,613
‫و همیشه زودتر از بقیه
‫به اختلالات واکنش نشون می‌ده.

27
00:01:32,657 --> 00:01:36,617
‫گونه گاما از اولین گونه‌های اصلیم بود.

28
00:01:36,661 --> 00:01:39,185
‫تونسته از حملات متعددی
‫از جانب انسان‌ها...

29
00:01:39,229 --> 00:01:42,275
‫و دیگر حیوانات شکارچی
‫جون سالم به در ببره.

30
00:01:42,319 --> 00:01:44,321
‫این هم گونه شماره بیست و یکه.

31
00:01:44,364 --> 00:01:47,019
‫هیچ گونه‌ای بیش از این گونه...

32
00:01:47,062 --> 00:01:50,153
‫درکم رو نسبت به مردگان خردمند
‫افزایش نداده.

33
00:01:50,196 --> 00:01:54,026
‫به خاطر همین گونه است
‫که می‌تونم این‌قدر به گله‌شون نزدیک باشم.

34
00:01:54,069 --> 00:01:56,159
‫از قدیم گفتن هر چی بیشتر، بهتر،

35
00:01:56,202 --> 00:01:58,770
‫این مثل راجع به مردگان خردمند به شدت صادقه،

36
00:01:58,813 --> 00:02:00,946
‫آخه با گله‌های بزرگی که گاهی...

37
00:02:00,989 --> 00:02:05,124
‫تعدادشون به چند هزار تن می‌رسه،
‫سفر می‌کنن.

38
00:02:05,168 --> 00:02:08,214
‫زنجیره غذایی طبیعت
‫گاهی اوقات حتی...

39
00:02:08,258 --> 00:02:09,911
‫به نوزادها هم رحم نمی‌کنه.

40
00:02:09,955 --> 00:02:13,045
‫ولی زیبایی محیط زیست ناب همینه دیگه.

41
00:02:13,088 --> 00:02:14,655
‫درست و غلطی در کار نیست.

42
00:02:14,699 --> 00:02:18,659
‫صرفا روند مشقت‌بار حیات در جریانه.

43
00:02:33,500 --> 00:02:35,154
‫گندش بزنن.

44
00:02:37,800 --> 00:02:44,800
‫ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
‫:: DigiMoviez.Com ::..

45
00:02:45,000 --> 00:02:52,000
‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید: DigiMoviez@

46
00:02:55,305 --> 00:03:00,005
‫شکارچیان جمجمه بزرگ‌ترین خطر
‫حیات مردگان خردمند محسوب می‌شن.

47
00:03:00,048 --> 00:03:03,356
‫به این ناحیه نفوذ می‌کنن
‫تا سرشون رو به غنیمت ببرن.

48
00:03:03,400 --> 00:03:04,923
‫اون سمت ترانشه...

49
00:03:04,966 --> 00:03:09,536
‫با جمجمه مردگان پروپاگاندا
‫راه می‌اندازن و ملت رو می‌ترسونن.

50
00:03:09,580 --> 00:03:14,106
‫کارشون به شدت زننده و وحشیانه است.

51
00:03:14,149 --> 00:03:17,718
‫تباهی انسان‌ها اصلا تمومی نداره.

52
00:03:40,000 --> 00:03:55,000
‫مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و آیـــدا»
‫در تلگرام: realKiarashNg@ و AydaNaderiSubT@

53
00:04:02,633 --> 00:04:04,243
‫آهای!

54
00:04:04,287 --> 00:04:05,810
‫آهای، کسی اونجاست؟

55
00:04:05,853 --> 00:04:07,159
‫کمک کنین!

56
00:04:07,202 --> 00:04:08,160
‫کمک کنین!

57
00:04:09,596 --> 00:04:11,990
‫وای خدا! آخ!

58
00:04:12,033 --> 00:04:13,513
‫کمک کنین!

59
00:04:13,557 --> 00:04:15,385
‫آخ!

60
00:04:15,428 --> 00:04:17,430
‫آخ! وای!

61
00:04:17,474 --> 00:04:19,171
‫ای خدا.

62
00:04:26,787 --> 00:04:28,789
‫خواهش می‌کنم کمک کنین!

63
00:05:26,600 --> 00:05:30,600
‫«قــــصه‌های مــردگان مــتحرک»
‫[فصل اول/قسمت چهارم]

64
00:05:54,484 --> 00:05:57,443
‫آخ!

65
00:06:18,333 --> 00:06:20,335
‫چطوری چنین کاری کردی؟

66
00:06:30,824 --> 00:06:32,260
‫ممنون.

67
00:06:32,304 --> 00:06:34,262
‫من ایمی هستم.

68
00:06:34,306 --> 00:06:37,048
‫نباید می‌اومدی اینجا.

69
00:06:37,091 --> 00:06:38,876
‫عه، کجا می‌ری؟

70
00:06:38,919 --> 00:06:41,444
‫می‌شه کمکم کنی؟
‫گم شدم.

71
00:06:41,487 --> 00:06:44,882
‫قاچاقچی هستی؟

72
00:06:46,449 --> 00:06:48,538
‫بهمون حمله کردن.
‫از گروهم جدا افتادم.

73
00:06:48,581 --> 00:06:50,888
‫مطمئن نیستم چند روزه،
‫ولی احتمالا سه تا پنج روزه...

74
00:06:50,931 --> 00:06:52,890
‫که تک و تنهام.

75
00:06:54,544 --> 00:06:55,936
‫حالم خیلی بده.

76
00:06:55,980 --> 00:06:57,590
‫سر تا پام درد می‌کنه.

77
00:06:57,634 --> 00:07:01,333
‫دستم درد می‌کنه، سردرد دارم،
‫وای خدا، انگار یکی...

78
00:07:01,376 --> 00:07:04,118
‫داره از تو شکمم بهم مشت می‌زنه.

79
00:07:04,162 --> 00:07:05,685
‫خودم می‌دونم چه فکری به ذهنت رسید.

80
00:07:05,729 --> 00:07:08,340
‫اصلا گازم نگرفتن.

81
00:07:08,383 --> 00:07:10,821
‫آخ.

82
00:07:13,214 --> 00:07:15,608
‫ای خدا، احیانا ضد درد نداری؟

83
00:07:15,652 --> 00:07:17,392
‫هر چی داشته باشی می‌خورم.

84
00:07:20,961 --> 00:07:22,528
‫آهای!

85
00:07:25,270 --> 00:07:28,621
‫نشنیدی چی گفتم؟

86
00:07:28,665 --> 00:07:30,405
‫من که دزد نیستم.

87
00:07:30,449 --> 00:07:31,711
‫اگه از همین می‌ترسی،

88
00:07:31,755 --> 00:07:33,365
‫قرار نیست ازت دزدی کنم.

89
00:07:36,455 --> 00:07:39,327
‫من با انسان‌ها همکاری نمی‌کنم.

90
00:07:39,371 --> 00:07:40,894
‫ای آشغال عوضی.

91
00:09:33,572 --> 00:09:36,706
‫خودم می‌دونم اون بالایی.

92
00:09:36,749 --> 00:09:39,317
‫کافیه دو دقیقه باهام صحبت کنی.

93
00:09:39,360 --> 00:09:41,493
‫صرفا می‌خوام بدونم چطوری برم...

94
00:09:45,279 --> 00:09:47,151
‫خواهش می‌کنم باهام صحبت کن.

95
00:09:52,852 --> 00:09:55,159
‫بذار بیام بالا!

96
00:09:57,335 --> 00:09:58,858
‫بذار بیام بالا!

97
00:10:00,904 --> 00:10:03,210
‫عه، واقعا می‌خوای من رو
‫این پایین ول کنی، ها؟

98
00:10:08,172 --> 00:10:09,695
‫آخ!

99
00:10:47,777 --> 00:10:51,084
‫ظاهرا دیگه فقط خودم و خودتیم رفیق.

100
00:10:51,128 --> 00:10:53,217
‫ببین، درک می‌کنم که نمی‌خوای کمکم کنی،

101
00:10:53,260 --> 00:10:56,394
‫ولی اگه خودم جای تو بودم،
‫کمک می‌کردم.

102
00:10:56,437 --> 00:10:58,004
‫اگه بخوای من رو اینجا طعمه کنی،

103
00:10:58,048 --> 00:11:01,312
‫واسه چی اون همه زحمت کشیدی
‫که جونم رو نجات بدی، ها؟

104
00:11:08,275 --> 00:11:10,756
‫دارم معده‌درد می‌میرم.

105
00:11:10,800 --> 00:11:12,671
‫حالم خیلی بده.

106
00:11:12,715 --> 00:11:14,368
‫راستش، شاید همین‌جا آخر خط باشه.

107
00:11:14,412 --> 00:11:16,806
‫شاید دم در خونه‌ات بمیرم.

108
00:11:16,849 --> 00:11:19,156
‫در اون صورت، موقع باز کردن در مراقب باش،

109
00:11:19,199 --> 00:11:22,376
‫آخه احتمالا تا اون موقع تبدیل شده باشم.

110
00:11:22,420 --> 00:11:25,336
‫اگه گوشت گردنت رو کندم،
‫شرمنده‌ام.

111
00:11:25,379 --> 00:11:28,121
‫از الان عذر می‌خوام.

112
00:11:44,485 --> 00:11:46,879
‫بیدار شو.

113
00:11:46,923 --> 00:11:48,968
‫بیدار شو.

114
00:11:49,012 --> 00:11:51,754
‫باید این رو بخوری.

115
00:11:51,797 --> 00:11:53,320
‫این چیه؟

116
00:11:53,364 --> 00:11:56,454
‫آب ذغال، اسپیره،
‫زنجبیل، زردچوبه...

117
00:11:56,497 --> 00:11:59,413
‫و روغن صمغ کندره.

118
00:11:59,457 --> 00:12:02,634
‫آها، حتما بالا میارمش.

119
00:12:07,073 --> 00:12:09,032
‫عه، چیکار می‌کنی؟

120
00:12:12,731 --> 00:12:14,646
‫آها.

121
00:12:14,689 --> 00:12:16,604
‫شابیزکه.

122
00:12:16,648 --> 00:12:18,911
‫اگه خوب نرسیده باشه، سمیه.

123
00:12:18,955 --> 00:12:21,740
‫داشتی طی چند روز اخیر
‫مرگ تدریجی خودت رو رقم می‌زدی،

124
00:12:21,784 --> 00:12:25,091
‫پس یا باید بخوریش، یا بمیری.

125
00:12:25,135 --> 00:12:26,440
‫تصمیمش با خودته.

126
00:12:30,793 --> 00:12:33,839
‫بیست و چهار ساعت آینده
‫واسه جفتمون...

127
00:12:33,883 --> 00:12:36,276
‫خیلی ناخوش‌آیند می‌شه.

128
00:12:36,320 --> 00:12:37,930
‫ولی ناخوش‌آیندیش واسه تو بیشتره.

129
00:14:40,661 --> 00:14:42,489
‫معده‌ام خیلی بهتر شده.

130
00:14:42,533 --> 00:14:45,971
‫سردردم هم رفع شده.
‫مرسی.

131
00:14:46,015 --> 00:14:48,626
‫اگه نذاشتم تا صبح بخوابی، عذر می‌خوام.

132
00:14:48,669 --> 00:14:50,933
‫کلی خواب بد عجیب و غریب دیدم...

133
00:14:50,976 --> 00:14:53,457
‫و وقتی بلند شدم، دیدم نیستی.

134
00:14:53,500 --> 00:14:55,459
‫کجا رفته بودی؟

135
00:14:57,374 --> 00:14:59,506
‫کار داشتم.

136
00:14:59,550 --> 00:15:01,204
‫آها.

137
00:15:04,816 --> 00:15:06,470
‫راستش، درست می‌گفتی.

138
00:15:06,513 --> 00:15:08,428
‫دیشب خیلی سخت گذشت.

139
00:15:10,343 --> 00:15:12,824
‫استفراغم اون‌قدر شدیدی بود
‫که انگار کونم از مریم...

140
00:15:12,867 --> 00:15:16,219
‫بالا اومده بود و داشتم برعکس...

141
00:15:16,262 --> 00:15:18,525
‫از دهنم می‌ریدم.

142
00:15:18,569 --> 00:15:20,832
‫طرز کار دستگاه گوارش این شکلی نیست.

143
00:15:20,875 --> 00:15:22,703
‫آره، واسه همین گفتم:

144
00:15:22,747 --> 00:15:26,838
‫«انگار کونم از مریم بالا اومده بود.»

145
00:15:26,881 --> 00:15:28,448
‫اون چیه؟

146
00:15:28,492 --> 00:15:30,711
‫آنتن دورسنجیه.

147
00:15:30,755 --> 00:15:32,844
‫به چه دردی می‌خوره؟

148
00:15:32,887 --> 00:15:34,933
‫باید تکمیلش کنم.

149
00:15:42,288 --> 00:15:44,160
‫جمجمه انسان راست‌قامته، مگه نه؟

150
00:15:44,203 --> 00:15:45,552
‫از کجا بلد بودی؟

151
00:15:45,596 --> 00:15:48,120
‫در حین جست و جوی آذوقه،
‫مدرسه‌ای قدیمی پیدا کرده بودیم...

152
00:15:48,164 --> 00:15:51,950
‫و یه سری کتاب زیست‌شناسی،
‫شیمی و جبر و احتمال برداشتیم.

153
00:15:51,994 --> 00:15:56,172
‫از بخش پرندگان کتاب زیست‌شناسی
‫بیشتر از همه خوشم میاد.

154
00:15:56,215 --> 00:15:57,912
‫آره.

155
00:15:57,956 --> 00:16:00,437
‫پرندگان رو خیلی دوست دارم.

156
00:16:00,480 --> 00:16:03,092
‫عاشق کشت و کشتار واکرهایی، مگه نه؟

157
00:16:03,135 --> 00:16:04,397
‫واکرها؟

158
00:16:04,441 --> 00:16:06,312
‫آها.
‫آره، ما واکر خطابشون می‌کنیم.

159
00:16:06,356 --> 00:16:09,489
‫من یه کپه جسد مردگان خردمند
‫پیدا کردم که سرشون رو بریده بودن.

160
00:16:09,533 --> 00:16:10,621
‫مردگان خردمند؟

161
00:16:10,664 --> 00:16:12,579
‫تو این‌جوری خطابشون می‌کـ...

162
00:16:12,623 --> 00:16:14,016
‫شکارچی جمجمه‌ای؟

163
00:16:14,059 --> 00:16:16,366
‫نه، من اهل این کارها نیستم.
‫جمجمه جمع نمی‌کنم.

164
00:16:16,409 --> 00:16:18,063
‫- خیلی‌خب.
‫- قسم می‌خورم.

165
00:16:18,107 --> 00:16:19,673
‫پس واسه چی اومدی اینجا؟

166
00:16:19,717 --> 00:16:22,633
‫اِم، عضو گروهی‌ام که سعی داریم
‫مجددا تو «ناحیه مرگبار» ساکن بشیم.

167
00:16:22,676 --> 00:16:25,418
‫شکارچیان جمجمه کمکمون می‌کنن
‫از ترانشه عبور کنیم.

168
00:16:25,462 --> 00:16:27,377
‫اینجا جای انسان‌ها نیست.

169
00:16:27,420 --> 00:16:29,031
‫واسه همین ترانشه حفر کردن دیگه.

170
00:16:29,074 --> 00:16:30,684
‫تا حالا نرفتی اون طرفش؟

171
00:16:30,728 --> 00:16:33,948
‫تا حالا ندیدی اوضاع اون طرف چقدر خرابه؟

172
00:16:33,992 --> 00:16:37,691
‫آره، واقعا باورم نمی‌شه این همه
‫محیط زیست در اختیارشون گذاشتیم.

173
00:16:37,735 --> 00:16:39,476
‫مشکل انسان‌های خردمند همینه.

174
00:16:39,519 --> 00:16:42,000
‫این‌قدر همه‌چی رو تصاحب می‌کنن
‫که دیگه چیزی باقی نمونه،

175
00:16:42,044 --> 00:16:44,524
‫وقتی هم طبیعت خساراتمون رو جبران می‌کنه،

176
00:16:44,568 --> 00:16:46,396
‫باز هم همون رفتارمون رو تکرار می‌کنیم.

177
00:16:46,439 --> 00:16:50,226
‫گیج شدم. داری از واکرها دفاع می‌کنی
‫یا از طبیعت؟

178
00:16:50,269 --> 00:16:51,836
‫الان دیگه جفتشون یکسانن.

179
00:16:51,879 --> 00:16:55,970
‫ای خدا، وای، خیلی وقته اینجا تک و تنهایی.

180
00:16:56,014 --> 00:16:57,581
‫به نظرم وقتشه از اینجا بری.

181
00:16:57,624 --> 00:16:59,713
‫خب، من که مسیرم رو بلد نیستم.

182
00:16:59,757 --> 00:17:01,237
‫گم شدم.
‫بلد نیستم برگردم.

183
00:17:01,280 --> 00:17:03,587
‫باشه، خب، دفعه بعدی
‫با خودت نقشه بیار.

184
00:17:25,130 --> 00:17:28,264
‫از گونه شماره بیست و یک
‫خیلی عکس گرفتی.

185
00:17:28,307 --> 00:17:29,482
‫می‌شناسیش؟

186
00:17:29,526 --> 00:17:31,136
‫خواهش می‌کنم برو.

187
00:17:31,180 --> 00:17:33,225
‫یعنی دوستته؟
‫واسه همین اینجایی؟

188
00:17:33,269 --> 00:17:35,097
‫آخه در غیر این صورت،
‫کمی غیرعادیه...

189
00:17:35,140 --> 00:17:37,490
‫که این شکلی واکرهای مختلف رو بپای.

190
00:17:37,534 --> 00:17:40,189
‫من دارم مردگان خردمند رو بررسی می‌کنم.

191
00:17:40,232 --> 00:17:42,539
‫از رفتارگراییشون گرفته...

192
00:17:42,582 --> 00:17:44,715
‫تا الگوی مهاجرتشون رو بررسی می‌کنم.

193
00:17:44,758 --> 00:17:47,152
‫گونه شماره بیست و یک
‫از نمونه‌های آزمایشیمه.

194
00:17:47,196 --> 00:17:50,024
‫- همین و بس.
‫- رفتارگرایی کجا بود؟

195
00:17:50,068 --> 00:17:51,635
‫اون‌ها که صرفا ول می‌چرخن...

196
00:17:51,678 --> 00:17:53,637
‫و سعی می‌کنن ما رو بکشن.
‫بفرما، تحقیقاتت تکمیل شد.

197
00:17:53,680 --> 00:17:55,595
‫راستش، آدم صرفا با مشاهده کردن،

198
00:17:55,639 --> 00:17:57,815
‫اطلاعات زیادی کسب می‌کنه.

199
00:17:57,858 --> 00:18:02,733
‫مثلا من شاهد بودم
‫گونه شماره بیست و یک سگی وحشی رو بکشه،

200
00:18:02,776 --> 00:18:05,692
‫ولی جای این که خودش سگه رو بخوره،

201
00:18:05,736 --> 00:18:08,042
‫ولش کرد که باقی گله
‫پشت سرش بخورنش.

202
00:18:08,086 --> 00:18:11,829
‫به نظرم چنین اعمالی نشونه
‫از خود گذشتگی و سخاوته.

203
00:18:11,872 --> 00:18:14,788
‫آره، شاید هم حضور
‫شکار دیگه‌ای رو حس کرده بود.

204
00:18:14,832 --> 00:18:16,877
‫باز هم داری ساده‌سازی می‌کنی.

205
00:18:16,921 --> 00:18:18,444
‫دو بار متوالیه که چنین کاری می‌کنه،

206
00:18:18,488 --> 00:18:21,360
‫ذهن من هم دنبال تجزیه و تحلیل
‫و دلیل این کارشه.

207
00:18:21,404 --> 00:18:23,710
‫غریزه‌اش حمایت کردنه...

208
00:18:23,754 --> 00:18:26,496
‫و از امنیت باقی اعضای گله‌اش
‫اطمینان حاصل می‌کنه.

209
00:18:31,979 --> 00:18:34,068
‫آها، به نظرم قبلا آشنات بوده.

210
00:18:34,112 --> 00:18:35,592
‫رو مسئله اشتباهی تمرکز کردی.

211
00:18:35,635 --> 00:18:37,246
‫من دنبال علمم.

212
00:18:37,289 --> 00:18:39,944
‫بقا یا عدم بقامون به علم وابسته است.

213
00:18:39,987 --> 00:18:42,947
‫پایه و اساس حیات رو این سیاره علمه.

214
00:18:42,990 --> 00:18:44,427
‫هیچی به پای علم نمی‌رسه.

215
00:18:44,470 --> 00:18:46,298
‫باشه، به نظر من که دنبال علم نیستی.

216
00:18:46,342 --> 00:18:48,605
‫به نظرم پژوهشی شخصی
‫و غیرعادی رو در پیش گرفتی.

217
00:18:48,648 --> 00:18:51,956
‫برداشت تو از اعمالم مهم نیست.

218
00:18:51,999 --> 00:18:53,349
‫خب، نقشه‌ات از چه قراره؟

219
00:18:53,392 --> 00:18:55,525
‫قراره تا ابد تعقیبش کنی؟

220
00:18:55,568 --> 00:18:57,440
‫دیروز، بعد از این که
‫فرستنده‌اش رو...

221
00:18:57,483 --> 00:19:00,530
‫خراب کردی، گمش کردم.

222
00:19:00,573 --> 00:19:02,271
‫عه.

223
00:19:02,314 --> 00:19:03,533
‫عذر می‌خوام.

224
00:19:03,576 --> 00:19:06,100
‫باید پیداش کنم،
‫مجددا بهش فرستنده وصل کنم...

225
00:19:06,144 --> 00:19:08,842
‫و تا بلایی سرش نیومده،
‫به گله‌اش برسونمش.

226
00:19:08,886 --> 00:19:10,931
‫پس یعنی دیروز که نجاتم داده بودی،

227
00:19:10,975 --> 00:19:13,064
‫در واقع داشتی اون رو نجات می‌دی؟

228
00:19:13,107 --> 00:19:15,022
‫آخه واقعا ذهنت خیلی خرابه.

229
00:19:15,066 --> 00:19:16,502
‫وقتشه بریم.

230
00:19:30,864 --> 00:19:32,126
‫می‌شه حداقل بهم بگی...

231
00:19:32,170 --> 00:19:33,389
‫چاتاهوچی از کدوم طرفه؟

232
00:19:33,432 --> 00:19:35,260
‫داشتن می‌رفتن شرق همون‌جا.

233
00:19:39,133 --> 00:19:40,918
‫ای خدا، مرسی.

234
00:19:40,961 --> 00:19:43,877
‫بهتره بدونی
‫که اقدام برای سکونت...

235
00:19:43,921 --> 00:19:46,140
‫تو این ناحیه وقت تلف کردنه.

236
00:19:49,361 --> 00:19:51,276
‫امیدوارم تا طبیعت...

237
00:19:51,320 --> 00:19:56,150
‫حکمش رو اجرا نکرده،
‫متوجه اشتباهت بشی.

238
00:19:56,194 --> 00:19:58,327
‫خداحافظ.
‫برنگردی‌ها.

239
00:22:19,293 --> 00:22:21,644
‫سلام.

240
00:22:21,687 --> 00:22:25,299
‫امروز بعد از ظهر پیش رفیقت بودم.
‫آدم خوبیه.

241
00:22:25,343 --> 00:22:26,910
‫واسه چی اومدی اینجا؟

242
00:22:26,953 --> 00:22:28,302
‫نه، شوخی نکردم.

243
00:22:28,346 --> 00:22:29,565
‫واقعا رفیق شماره بیست و یکت رو پیدا کردم.

244
00:22:29,608 --> 00:22:31,610
‫کجاست؟ سالمه؟

245
00:22:31,654 --> 00:22:33,351
‫هوم.

246
00:22:33,395 --> 00:22:35,397
‫آره، تا جایی که می‌دونم، در امانه.

247
00:22:35,440 --> 00:22:37,268
‫کجاست؟

248
00:22:37,311 --> 00:22:41,359
‫خب، می‌تونم بهت بگم،
‫ولی به نظرم اگه کمک کنی...

249
00:22:41,403 --> 00:22:43,274
‫گروهم رو پیدا کنم،
‫قشنگ‌تر می‌شه.

250
00:22:46,146 --> 00:22:47,931
‫نه بابا، اشکالی نداره.

251
00:22:47,974 --> 00:22:49,411
‫اشکالی نداره. آره بابا.

252
00:22:49,454 --> 00:22:51,630
‫نه، راحت باش.
‫اشکالی نداره.

253
00:22:51,674 --> 00:22:53,893
‫وایستا، وایستا.

254
00:22:53,937 --> 00:22:55,721
‫به حرفم فکر نکردی؟

255
00:22:55,765 --> 00:22:58,376
‫هوم، به کدوم حرفت؟

256
00:22:58,420 --> 00:23:00,683
‫به نفعته اینجا ساکن نشی.

257
00:23:00,726 --> 00:23:02,467
‫اینجا خطرناکه.

258
00:23:02,511 --> 00:23:05,296
‫خب، همه‌جا خطرناکه دیگه.

259
00:23:05,339 --> 00:23:06,993
‫احتمال مرگم تو این ناحیه...

260
00:23:07,037 --> 00:23:10,780
‫با اون طرف ترانشه فرقی نداره.

261
00:23:10,823 --> 00:23:12,956
‫اعضای گروه من مهربونن، خب؟

262
00:23:12,999 --> 00:23:14,871
‫سعی نداریم بلایی
‫سر کسی بیاریم.

263
00:23:14,914 --> 00:23:16,699
‫هوای همدیگه رو داریم و در کل...

264
00:23:16,742 --> 00:23:18,004
‫دنبال جایی هستیم...

265
00:23:18,048 --> 00:23:20,354
‫که بتونیم ساکنش بشیم
‫و زندگیمون رو پیش ببریم.

266
00:23:20,398 --> 00:23:22,269
‫خودم می‌دونم خیلی وقته
‫که اینجا...

267
00:23:22,313 --> 00:23:26,752
‫تک و تنهایی، واسه همین
‫احتمالا درک نکنی، ولی...

268
00:23:26,796 --> 00:23:28,798
‫گروه من دار و ندارمه.

269
00:23:33,280 --> 00:23:35,457
‫سپیده‌دم حرکت می‌کنیم.

270
00:23:39,722 --> 00:23:41,419
‫آها.

271
00:23:52,169 --> 00:23:53,910
‫درخت‌ها رو علامت زده بودم...

272
00:23:53,953 --> 00:23:55,520
‫و تا تونستم ردشون رو گرفتم.

273
00:23:55,564 --> 00:23:58,044
‫- باورم نمی‌شه این‌قدر دوراندیشی کردی.
‫- آها، من که احمق نیستم.

274
00:23:58,088 --> 00:24:01,004
‫- من هم نگفتم احمقی.
‫- ولی از لحنت چنین برداشتی کردم.

275
00:24:01,004 --> 00:24:02,484
‫ببخشید...

276
00:24:02,528 --> 00:24:04,878
‫می‌بخشم!

277
00:24:04,921 --> 00:24:06,967
‫می‌شه یه سوالی بپرسم؟

278
00:24:07,010 --> 00:24:08,316
‫هدفت از این همه تحقیقات چیه؟

279
00:24:08,359 --> 00:24:10,449
‫چه سودی برات داره؟

280
00:24:11,580 --> 00:24:13,234
‫بذار یه‌چیزی نشونت بدم.

281
00:24:19,849 --> 00:24:22,069
‫وای!

282
00:24:22,112 --> 00:24:23,723
‫انگار یه دنیای دیگه‌ست.

283
00:24:23,766 --> 00:24:27,944
‫حیواناتی که از باغ‌وحش‌ها فرار کردن،
‫اونجا تشکیل زندگی دادن.

284
00:24:29,511 --> 00:24:31,165
‫خیلی باهوشن!

285
00:24:31,208 --> 00:24:32,993
‫شنیدم فلامینگو های نر و ماده...

286
00:24:33,036 --> 00:24:34,908
‫یه مایع شیر مانند عجیب
‫ توی گلوشون درست می‌کنن

287
00:24:34,951 --> 00:24:37,867
‫و بچه‌هاشون از اون مایع تغذیه می‌کنن.

288
00:24:37,911 --> 00:24:40,566
‫خب اولاً که خیلی حال‌بهم‌زنه، اما...

289
00:24:40,609 --> 00:24:42,481
‫چطوری این کار رو می‌کنن؟

290
00:24:42,524 --> 00:24:45,179
‫«مُعجزه طبیعت»

291
00:24:45,222 --> 00:24:47,964
‫خیلی باشکوهه، اینطور نیست؟

292
00:24:48,008 --> 00:24:50,706
‫چرا، خارق‌العاده‌ست.

293
00:24:50,750 --> 00:24:52,186
‫و...همه گونه‌ها هستن دیگه؟

294
00:24:52,229 --> 00:24:53,840
‫اره.

295
00:24:53,883 --> 00:24:59,367
‫حتی بعضی‌هاشون نزدیک ۵ یا ۱۰
‫درصد بزرگ‌تر از اندازه قبلاً شدن!

296
00:24:59,410 --> 00:25:02,022
‫چـرا؟

297
00:25:02,065 --> 00:25:04,198
‫چون دیگه آدم‌ها مزاحم‌شون نیستن.

298
00:25:08,942 --> 00:25:11,988
‫من عضوِ یه گروه تحقیقاتی بودم که
‫از زمان فروپاشی تا الان...

299
00:25:12,032 --> 00:25:13,642
‫روی محیط زیست مطالعه می‌کردیم.

300
00:25:13,686 --> 00:25:17,124
‫متاسفانه یه‌سری اختلافات پیش اومد
‫و از هم جدا شدیم.

301
00:25:17,167 --> 00:25:19,561
‫ما از زندگی‌مون برای موفقیت
‫این تحقیق زده بودیم.

302
00:25:19,605 --> 00:25:22,477
‫باید احترامش رو حفظ کنم.

303
00:25:22,521 --> 00:25:24,218
‫خیلی چیزها برای یادگیری وجود داره.

304
00:25:24,261 --> 00:25:27,351
‫پس یه‌جورایی داری این کار رو به‌خاطر
‫جامعه خودت انجام می‌دی!

305
00:25:27,395 --> 00:25:29,615
‫دیدگاهِ تو نسبت به این موضوعات...

306
00:25:29,658 --> 00:25:31,312
‫خیلی محدود و کوتاهه.

307
00:25:31,355 --> 00:25:33,401
‫من و تیمم کشف کردیم که...

308
00:25:33,444 --> 00:25:36,273
‫مردگان خردمند بخشی از طبیعت هستند.

309
00:25:36,317 --> 00:25:38,624
‫مثل شماره ۲۱ و اون واکرهایی که دور تا دورشون
‫نوار احتیاط بود؟

310
00:25:38,667 --> 00:25:40,190
‫قضیه اون‌ها چیه؟

311
00:25:40,234 --> 00:25:42,802
‫خب می‌دونی؟ اون خیلی خاصه.

312
00:25:42,845 --> 00:25:46,370
‫هفت ساله که تحت نظرش دارم.

313
00:25:46,414 --> 00:25:49,243
‫شغلِ من مشاهده، جمع‌آوری...

314
00:25:49,286 --> 00:25:51,854
‫تجزیه و تحلیل اطلاعات و هرگز
‫دخالت نکردن توی کار طبیعته.

315
00:25:51,898 --> 00:25:53,639
‫هرگز.

316
00:25:53,682 --> 00:25:55,858
‫وقتی که تقریباً داشتم واکرت رو به کشتن می‌دادم،
‫دخالت کردی!

317
00:25:55,902 --> 00:25:57,730
‫اره خب برای اینکه از تحقیقاتم محافظت کنم
‫چاره دیگه ای نداشتم.

318
00:25:57,773 --> 00:25:59,383
‫تصمیم خیلی سختی بود،

319
00:25:59,427 --> 00:26:01,472
‫تو فکر می‌کنی خیلی آدم
‫واقع‌گرا و مغروری هستی...

320
00:26:01,516 --> 00:26:03,257
‫اما اینقدر احساساتی‌ای که خدا می‌دونه!

321
00:26:03,300 --> 00:26:05,302
‫خب، احساسات گند می‌زنه به همه‌چی.

322
00:26:05,346 --> 00:26:08,741
‫می‌دونی، آدم‌های زیادی رو توی زندگیم
‫از دست دادم.

323
00:26:08,784 --> 00:26:11,312
‫شب‌ها تا صبح توی فکرشونم و گریه می‌کنم

324
00:26:11,356 --> 00:26:12,832
‫اما خاطراتی که ساختیم...

325
00:26:12,875 --> 00:26:14,094
‫فقط اونا باقی موندن.

326
00:26:14,137 --> 00:26:15,530
‫اگه به‌خاطر وجودِ اون خاطرات نبود،

327
00:26:15,574 --> 00:26:17,314
‫مدت‌ها پیش تسلیم شده بودم.

328
00:26:17,358 --> 00:26:18,751
‫ارتباطات انسانی دار و ندار ماست!

329
00:26:18,794 --> 00:26:20,274
‫واقعاً؟

330
00:26:20,317 --> 00:26:24,626
‫خب از نظر من باید اون سمت خندق واسه
‫خودت دوست پیدا کنی، نه اینجا.

331
00:26:24,670 --> 00:26:26,672
‫می‌دونی این چیه؟

332
00:26:26,715 --> 00:26:29,631
‫یه ژاکت که از پوست خرس درست شده؟

333
00:26:29,675 --> 00:26:32,155
‫اون دوستم که همیشه با هم تحقیق می‌کردیم
‫این رو بهم داد.

334
00:26:32,199 --> 00:26:34,767
‫اوه! به‌نظر که خیلی از تو خوشش نمی‌اومده!

335
00:26:34,810 --> 00:26:36,856
‫اره از پوست مردگان خردمند ساخته شده!

336
00:26:36,899 --> 00:26:40,120
‫واسه همین می‌تونم راحتِ نزدیک‌شون بشم
‫و کاری باهام نداشته باشن.

337
00:26:40,163 --> 00:26:42,949
‫تا وقتی که حواسم جمع باشه؛
‫هیچ طوری‌ام نمیشه.

338
00:26:42,992 --> 00:26:45,647
‫پس واسه همین نیوفتادن دنبال‌مون؟

339
00:26:45,691 --> 00:26:47,388
‫دقیقاً.

340
00:26:47,431 --> 00:26:50,086
‫یه‌روز یه‌ شعر درمورد اینکه آدم‌ها
‫چطوری باید ماسک بزنن خوندم

341
00:26:50,130 --> 00:26:52,132
‫ژاکتت من رو یاد اون شعر انداخت.

342
00:26:52,175 --> 00:26:53,916
‫- شعر دوست داری؟
‫- اره

343
00:26:53,960 --> 00:26:56,092
‫باورت می‌شه؟

344
00:26:56,136 --> 00:26:58,747
‫منم اهل خوندن‌ام...

345
00:26:58,791 --> 00:27:00,183
‫البته فقط یدونه کتاب شعر دارم که...

346
00:27:00,227 --> 00:27:02,098
‫ اونم حدود ۱ میلیون بار خوندمش.

347
00:27:02,142 --> 00:27:03,578
‫من کُلی کتاب مختلف دارم،

348
00:27:03,622 --> 00:27:07,582
‫اگه دوست داشتی می‌تونی
‫چندتاشون رو برداری برای خودت

349
00:27:08,844 --> 00:27:11,978
‫خب، اگه همه‌ آدم‌ها بمیرن واکرها چی می‌شن؟

350
00:27:12,021 --> 00:27:14,328
‫یعنی اونا که نمی‌تونن تولید مثل کنن،

351
00:27:14,371 --> 00:27:16,852
‫و این بیرون برای خودشون می‌چرخن و می‌پوسن

352
00:27:16,896 --> 00:27:19,028
‫اصلاً وضعیت خوبی برای
‫یه گونه زیست محیطی نیست.

353
00:27:19,072 --> 00:27:21,640
‫چشم بسته غیب گفتی‌ها!

354
00:27:21,683 --> 00:27:23,859
‫مشخصاً این وضعیت یه پارادوکسه.

355
00:27:23,903 --> 00:27:25,818
‫یعنی خب من اینطور فکر می‌کنم.

356
00:27:25,861 --> 00:27:29,604
‫مردگان خردمند تا زمانی که آدم‌ها زنده باشن،
‫وجود دارن

357
00:27:29,648 --> 00:27:31,693
‫که بقای ما انسان‌ها رو زیر سوال می‌بره

358
00:27:31,737 --> 00:27:33,608
‫اره...می‌فهمم منظورت چیه!

359
00:27:33,652 --> 00:27:36,742
‫فقط فکر نمی‌کنم که...

360
00:27:41,921 --> 00:27:43,531
‫چیه؟

361
00:27:47,100 --> 00:27:50,538
‫این یه کبوترتاج ویکتوریاست!

362
00:27:50,581 --> 00:27:53,193
‫توی کتابم نوشته بود اون‌ها در خطر انقراض‌ان.

363
00:27:56,065 --> 00:27:59,329
‫سلام، چقدر خوشگلی شما...

364
00:28:00,766 --> 00:28:02,593
‫سلام!

365
00:28:02,637 --> 00:28:04,857
‫تو منقرض نشدی!

366
00:28:04,900 --> 00:28:06,293
‫همین جایی...

367
00:28:07,773 --> 00:28:10,427
‫نه! نه...

368
00:28:10,471 --> 00:28:12,386
‫نه، نه.

369
00:28:18,392 --> 00:28:19,959
‫شاید هرگز به توافق نرسیم،

370
00:28:20,002 --> 00:28:22,526
‫اما باید بگم تو واقعاً طبیعت رو دوست ‌داری!

371
00:28:22,570 --> 00:28:25,225
‫دوست نداری بهم کمک بدی؟

372
00:28:25,268 --> 00:28:26,661
‫توی چی؟

373
00:28:26,705 --> 00:28:29,359
‫یه دستیار که توی تحقیقات بهم کمک بکنه مثلاً.

374
00:28:29,403 --> 00:28:30,926
‫منکه تا ابد زنده نیستم،

375
00:28:30,970 --> 00:28:32,972
‫وقتی من مُردم تو راهم رو ادامه می‌دی.

376
00:28:33,015 --> 00:28:34,756
‫اره بعدشم تک و تنها به
‫زندگی ادامه بدم.

377
00:28:34,800 --> 00:28:38,064
‫ واسه خودت تو این فضای امن و بکر زندگی می‌کنی.

378
00:28:38,107 --> 00:28:40,370
‫بهشت شخصی خودت!

379
00:28:40,414 --> 00:28:43,765
‫بد نیست، اما نظرت چیه بیای
‫ و با مردم من زندگی کنی؟

380
00:28:43,809 --> 00:28:46,028
‫و دوباره توی نابودی طبیعت دست داشته باشم؟

381
00:28:46,072 --> 00:28:47,900
‫نه، لازم نیست اونطوری باشه.

382
00:28:47,943 --> 00:28:49,466
‫اشتباهات گذشته رو تکرار نمی‌کنیم

383
00:28:49,510 --> 00:28:50,903
‫یه جای جدید کمپ می‌زنیم.

384
00:28:50,946 --> 00:28:52,600
‫- من دیگه به آدم‌ها امیدی ندارم
‫- نه بابا؟

385
00:28:52,643 --> 00:28:54,471
‫ولی من فکر می‌کنم می‌ترسی!

386
00:28:54,515 --> 00:28:56,865
‫می‌ترسم؟ از چی؟

387
00:28:56,909 --> 00:28:59,999
‫اینکه دائم می‌رینی به آدم‌ها
‫یه بهونه‌ست تا هیچ‌کاری براشون انجام ندی!

388
00:29:00,042 --> 00:29:02,915
‫می‌خوای به اوضاع سر و سامون بدی؟
‫با گروه من شروع کن!

389
00:29:02,958 --> 00:29:05,178
‫قول می‌دم هرچی بگی می‌گیم چشم!

390
00:29:05,221 --> 00:29:08,007
‫- اونقدرها آسون نیست.
‫- چرا؟

391
00:29:08,050 --> 00:29:10,183
‫خب گیریم که گروهت گفتن چشم
‫و اوضاع درست شد،

392
00:29:10,226 --> 00:29:12,663
‫نسل‌های بعدی چی؟

393
00:29:12,707 --> 00:29:15,623
‫یه اما و اگر گرفتی دستت
‫با همه‌چی مخالفت می‌کنی!

394
00:29:15,666 --> 00:29:17,016
‫هم به تحقیقات ادامه می‌دیم

395
00:29:17,059 --> 00:29:18,887
‫و هم مردم با خیال راحت زندگی می‌کنن.

396
00:29:18,931 --> 00:29:21,890
‫علم و زندگی بدون هم بی‌معنی‌ان!

397
00:29:21,934 --> 00:29:23,762
‫پس توروخدا  هی نگو فقط علم مهم و ارزشمنده،

398
00:29:23,805 --> 00:29:26,286
‫چون دیگه تکراری شده.

399
00:29:34,337 --> 00:29:38,428
‫تو فکر می‌کنی من بی‌احساسم و
‫جون مردم برام مهم نیست.

400
00:29:38,472 --> 00:29:40,909
‫اما اینطور نیست.

401
00:29:40,953 --> 00:29:43,869
‫نه‌بابا؟ چیزی که من شنیدم فقط ریدن به آدم‌ها

402
00:29:43,912 --> 00:29:45,522
‫و اینکه ما بدترین موجوداتیم بود.

403
00:29:45,566 --> 00:29:48,656
‫بعد از اینکه تیم‌مون از هم پاشید،
‫دوسال سرگردون بودم

404
00:29:48,699 --> 00:29:50,876
‫تا اینکه پایگاه رو پیدا کردم.

405
00:29:50,919 --> 00:29:54,836
‫رفتم بالا، در زدم و در باز شد...

406
00:29:54,880 --> 00:29:57,708
‫وقتی دیدم کی اونجاست، احساساتی
‫در من برانگیخته شد که

407
00:29:57,752 --> 00:29:59,928
‫هرگز نمی‌دونستم در من وجود دارن یا نه.

408
00:29:59,972 --> 00:30:01,451
‫حالا کی بود؟

409
00:30:01,495 --> 00:30:04,498
‫هـمکار سابق‌ام توی دانشگاه، دکتر موزلی!

410
00:30:04,541 --> 00:30:06,674
‫وقتی تیم از هم پاشید،

411
00:30:06,717 --> 00:30:09,503
‫اون اولین کسی بود که دلش رو زد به دریا.

412
00:30:09,546 --> 00:30:12,680
‫فکرمی‌کردم حتماً کارش ساخته شده
‫اما اونجا بود،

413
00:30:12,723 --> 00:30:14,334
‫به مطالعاتش ادامه می‌داد.

414
00:30:14,377 --> 00:30:15,683
‫من کاملاً نا اُمید شده بودم؛

415
00:30:15,726 --> 00:30:17,467
‫هر لحظه منتظر مرگ‌ام بودم.

416
00:30:17,511 --> 00:30:20,688
‫پیدا کردن اون برای من
‫تولدی دوباره بود.

417
00:30:20,731 --> 00:30:22,516
‫اما چند ماه که گذشت،

418
00:30:22,559 --> 00:30:25,606
‫متوجه تغییراتی توی دکتر موزلی شدم،

419
00:30:25,649 --> 00:30:28,130
‫ضعیف‌تر شده بود

420
00:30:28,174 --> 00:30:31,133
‫زود خسته می‌شد،

421
00:30:31,177 --> 00:30:32,656
‫لاغر شده بود،

422
00:30:32,700 --> 00:30:35,050
‫وقتی که بلاخره ازش پرسیدم
‫چه مشکلی پیش اومده؟

423
00:30:35,094 --> 00:30:37,879
‫گفت سرطان داره.

424
00:30:37,923 --> 00:30:43,015
‫ازم قول گرفت تا نکشمش و روش مطالعه کنم.

425
00:30:43,058 --> 00:30:45,452
‫دکتر موزلی شماره ۲۱‌ــه.

426
00:30:48,411 --> 00:30:51,284
‫خب پس می‌شناسیش،
‫چرا گفتی نمی‌شناسیش؟

427
00:30:51,327 --> 00:30:54,548
‫توی مطالعه و تحقیق خیلی مهمه که...

428
00:30:54,591 --> 00:30:56,855
‫هیچ دیدگاه خاصی نداشته باشی.

429
00:30:59,640 --> 00:31:01,207
‫اینا رُفقای تو هستن؟

430
00:31:01,250 --> 00:31:02,991
‫اره.

431
00:31:03,035 --> 00:31:05,907
‫این دیگه چیه؟

432
00:31:05,951 --> 00:31:07,039
‫ببین ببین می‌تونم توضیح بدم

433
00:31:07,082 --> 00:31:08,562
‫- دروغ‌ گفتی!
‫- نه! نه

434
00:31:08,605 --> 00:31:10,872
‫ببین، شکارچیان جمجمه به این شرط
‫ما رو از خندق رد کردن

435
00:31:10,916 --> 00:31:13,048
‫که براشون جمجمه جمع کنیم.

436
00:31:14,350 --> 00:31:15,874
‫صدای هاناست!

437
00:31:26,536 --> 00:31:29,931
‫هــانا! پَت!

438
00:31:29,975 --> 00:31:31,977
‫نه! نباید دخالت کنی...

439
00:31:32,020 --> 00:31:33,804
‫بذار طبیعت کار خودش رو بکنه.

440
00:31:33,848 --> 00:31:35,937
‫الان دیگه ما بخشی از
‫زنجیره غذایی هستیم!

441
00:31:35,981 --> 00:31:37,896
‫نه! زده به سرت؟

442
00:31:37,939 --> 00:31:39,723
‫به علم هیچ ربطی نداره.

443
00:31:39,767 --> 00:31:41,334
‫ولش کن!

444
00:31:41,377 --> 00:31:43,205
‫واکرها، مــن! من اینجــام.

445
00:31:51,518 --> 00:31:54,216
‫نـه!

446
00:32:09,928 --> 00:32:12,191
‫اون شماره ۲۱ــه.

447
00:32:27,119 --> 00:32:30,557
‫امی، توروخدا کمکم کن!

448
00:32:30,600 --> 00:32:32,951
‫افتاده توی آب، کمکم کن بیاریمش بیرون!

449
00:32:32,994 --> 00:32:35,127
‫نذاشتی به دوست‌هام کمک کنم.

450
00:32:37,129 --> 00:32:40,480
‫ببخشید، می‌دونم خیلی خودخواهم.

451
00:32:40,871 --> 00:32:43,787
‫لطفاً کمکم کن، کمکم کن نجاتش بدم.

452
00:32:43,831 --> 00:32:45,528
‫هرکاری بگی می‌کنم، میام پیش گروهت.

453
00:32:45,572 --> 00:32:47,487
‫توی جامعه‌تون زندگی می‌کنم.

454
00:32:47,530 --> 00:32:50,794
‫نه بابا؟
‫ پس " نباید تو کار طبیعت دخالت کنیم " چی شد؟

455
00:33:08,725 --> 00:33:10,640
‫چه غلطی می‌کنی؟

456
00:33:10,684 --> 00:33:11,946
‫باید برم بیارمش.

457
00:33:11,990 --> 00:33:13,469
‫نه! نمی‌تونی که بری توی آب.

458
00:33:13,513 --> 00:33:14,905
‫- از سرما یخ می‌زنی!
‫- اون بهم احتیاج داره

459
00:33:14,949 --> 00:33:16,733
‫- اگه بری می‌میری!
‫- بهم احتیاج داره

460
00:33:16,777 --> 00:33:19,606
‫خدای من.

461
00:33:19,649 --> 00:33:22,130
‫زده به سرت؟

462
00:33:22,174 --> 00:33:27,353
‫فقط....فقط....بذار
‫با طناب می‌کشمش اینجا، باشه؟

463
00:33:33,794 --> 00:33:35,665
‫لعنتی!

464
00:33:43,891 --> 00:33:46,154
‫گرفتمش! گرفتمش! گرفتمش...

465
00:33:46,198 --> 00:33:48,896
‫بیا، بیا بکش
‫تو هم بکش لطفاً.

466
00:33:51,029 --> 00:33:53,292
‫آروم، آروم...

467
00:33:53,335 --> 00:33:54,989
‫یواش!

468
00:33:57,948 --> 00:34:00,516
‫زودباش، داره از هم می‌پاشه.

469
00:34:00,560 --> 00:34:02,997
‫چیزی نشده، الان درست می‌شه
‫درست می‌شه.

470
00:34:03,041 --> 00:34:05,173
‫هیچ مشکلی پیش نمیاد، خب؟

471
00:34:07,958 --> 00:34:09,134
‫خـدای من!

472
00:34:13,486 --> 00:34:14,965
‫- نه نه!
‫- ولش کن!

473
00:34:15,009 --> 00:34:17,751
‫- نه! نه...
‫- ولش کن! ولش کن...

474
00:34:24,540 --> 00:34:27,195
‫نــه!

475
00:34:29,676 --> 00:34:32,157
‫نه، نه

476
00:34:33,636 --> 00:34:36,117
‫مردیکه عوضی.

477
00:34:36,161 --> 00:34:37,597
‫دوست‌هام به‌خاطر تو جون‌شون رو از دست دادن

478
00:34:37,640 --> 00:34:39,120
‫نزدیک بود دوتامون هم به کشتن بدی!

479
00:34:39,164 --> 00:34:40,774
‫اونم فقط واسه‌ی نجات دادن یه واکر به‌دردنخور؟

480
00:34:40,817 --> 00:34:43,994
‫- اون واکر نی‌ــ...
‫- خفه‌شو بابا.

481
00:34:44,038 --> 00:34:47,128
‫فقط خفه‌شو!

482
00:34:47,911 --> 00:34:50,523
‫هیچ خدایی رو بنده نیستی!

483
00:34:50,566 --> 00:34:52,568
‫واسه ثابت کردن موفقیت کارهای خودت
‫هی کسشعر می‌بافی،

484
00:34:52,612 --> 00:34:54,483
‫ولی تا الان هیچ گوهی نخوردی!

485
00:34:54,527 --> 00:34:56,877
‫فقط گاز گرفته شدن ما رو تماشا کردی.

486
00:34:56,920 --> 00:34:58,357
‫هیچ گوهی نخوردم...

487
00:34:58,400 --> 00:35:00,315
‫چون دوست‌هات همه‌شون مُردن!

488
00:35:00,359 --> 00:35:03,971
‫- همه‌تون مُردید.
‫- چی می‌گی؟

489
00:35:04,014 --> 00:35:06,191
‫اون‌ها بوی اجساد رو حس می‌کنن.

490
00:35:06,234 --> 00:35:07,670
‫اجساد مُرده رو می‌خورن.

491
00:35:07,714 --> 00:35:09,672
‫نه، هانا! هانا، هانا.

492
00:35:09,716 --> 00:35:10,673
‫هــانا! داره برمی‌گرده.

493
00:35:10,717 --> 00:35:12,153
‫نه، نه! وایسا، وایسا.

494
00:35:12,197 --> 00:35:15,548
‫مردگان خردمند به گُله‌های بزرگ‌تر می‌پیوندن

495
00:35:15,591 --> 00:35:19,639
‫بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شن و یه گَله عظیم تشکیل می‌دن.

496
00:35:19,682 --> 00:35:21,554
‫اونی که تو کشتی و شماره ۲۱،

497
00:35:21,597 --> 00:35:23,773
‫داشتن می‌رفتن به اون گله بپیوندن...

498
00:35:23,817 --> 00:35:27,168
‫که گیر دوستای جناب‌عالی افتادن.

499
00:35:27,212 --> 00:35:29,562
‫کَمپ شما درست وسط

500
00:35:29,605 --> 00:35:31,520
‫مسیر اون‌ها قرار داره.

501
00:35:31,564 --> 00:35:33,305
‫هیچ‌کدوم از دوست‌هات جون سالم به در نمیبرن.

502
00:35:33,348 --> 00:35:36,264
‫خب، خب پس باید بهشون خبر بدیم.

503
00:35:36,308 --> 00:35:38,179
‫خیلی دیره، دیگه خیلی دیره!

504
00:35:38,223 --> 00:35:41,008
‫اگه بری اونجا می‌میری!

505
00:35:50,452 --> 00:35:52,506
‫تمام این مدت می‌دونستی مردم من قراره بمیرن

506
00:35:52,550 --> 00:35:53,760
‫و هیچ حرفی نزدی.

507
00:35:53,803 --> 00:35:55,544
‫چرا زدم!

508
00:35:55,588 --> 00:35:57,981
‫بهت گفتم اینجا امن نیست.

509
00:35:58,025 --> 00:35:59,766
‫خودت گوش ندادی!

510
00:35:59,809 --> 00:36:01,115
‫پس می‌خوای بذاری همه‌شون بمیرن؟

511
00:36:01,159 --> 00:36:03,509
‫دست من نیست، دستِ طبیعته!

512
00:36:03,552 --> 00:36:05,075
‫بیا با هم برگردیم پایگاه.

513
00:36:05,119 --> 00:36:06,773
‫تو باهوشی، هوشت به کارمون میاد.

514
00:36:06,816 --> 00:36:08,905
‫هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری وجود داره!

515
00:36:08,949 --> 00:36:11,212
‫اگه برگردی و بخوای نجات‌شون بدی...

516
00:36:11,256 --> 00:36:14,128
‫سرنوشتت رو با دستای خودت رقم زدی.

517
00:36:14,172 --> 00:36:17,523
‫خب، ترجیح می‌دم بمیرم تا مثل تو زندگی کنم.

518
00:36:17,566 --> 00:36:20,482
‫نه!

519
00:37:02,375 --> 00:37:09,559
‫مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و آیـــدا»
‫<font color="#ff۸a۳۵">در تلگرام: realKiarashNg@ و AydaNaderiSubT@</font>

520
00:37:49,310 --> 00:37:53,923
‫ویدیو شماره ۴۳۰۶، مشاهده و بررسی:

521
00:37:56,709 --> 00:37:58,363
‫دراز کشیده بودم که...

522
00:37:58,406 --> 00:38:01,409
‫این شعر از «امیلی دیکنسون» ناخوداگاه
‫به ذهنم خطور کرد.

523
00:38:03,368 --> 00:38:05,631
‫بارها و بارها...

524
00:38:19,122 --> 00:38:22,822
‫«طبیعت چیزی است که ما می‌بینیم»

525
00:38:26,565 --> 00:38:28,610
‫«این تَپه...»

526
00:38:33,311 --> 00:38:35,313
‫«این بعدازظهر...»

527
00:38:38,403 --> 00:38:40,274
‫«سنجاب»

528
00:38:41,449 --> 00:38:43,321
‫«کسـوف»

529
00:38:44,191 --> 00:38:45,975
‫«زنبور عسل»

530
00:38:52,025 --> 00:38:54,593
‫«طبیعت بهشت است»

531
00:39:10,217 --> 00:39:13,133
‫«طبیعت آن چیزی‌ست که می‌شنویم»

532
00:39:18,747 --> 00:39:20,706
‫«صدای گنجشک»

533
00:39:24,449 --> 00:39:26,364
‫«دریــا»

534
00:39:28,540 --> 00:39:30,672
‫«صدای شلیک تفنگ»

535
00:39:36,330 --> 00:39:38,158
‫«نــــه...»

536
00:39:38,201 --> 00:39:40,334
‫«طبیعت تـوازن است»

537
00:39:52,433 --> 00:39:54,740
‫«طبیعت همان چیزی‌ست که ما می‌شناسیم»

538
00:39:59,005 --> 00:40:03,401
‫«چیزی که هنوز هنر بیان کردن آن را نداریم»

539
00:40:55,292 --> 00:41:02,748
‫ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
‫:: DigiMoviez.Com ::..

540
00:41:04,331 --> 00:41:07,116
‫«و عقل ما در بیان آن....

541
00:41:19,607 --> 00:41:22,305
‫ناتوان است»

542
00:41:30,375 --> 00:41:32,308
‫[آنچه در قسمت بعد خواهید دید]

543
00:41:32,838 --> 00:41:34,535
‫- قاتل!
‫- قاتل اونجاست!

544
00:41:34,579 --> 00:41:37,451
‫- چی؟
‫- پیدات می‌کنیم!

545
00:41:37,495 --> 00:41:39,888
‫چه‌خبر شده؟

546
00:41:41,673 --> 00:41:43,892
‫اینجا جای تو یا بقیه آدم‌ها نیست.

547
00:41:43,936 --> 00:41:46,504
‫چطور دلت اومد؟

548
00:41:46,547 --> 00:41:47,548
‫چیکار می‌کنید؟

549
00:41:47,592 --> 00:41:49,332
‫هیچی یادم نمیاد،

550
00:41:49,376 --> 00:41:51,378
‫اما من قاتل نیستم.

551
00:41:51,421 --> 00:41:53,249
‫شیطان! باید تقاص کاری که با پسرم کردی رو بدی!

552
00:41:53,293 --> 00:41:54,337
‫صبرکنید!

553
00:41:54,381 --> 00:41:56,731
‫گاهی، کشتن نیز نوعی رحمت است.

