﻿1
00:00:05,850 --> 00:00:07,980
‫وقتی توی والپورگیس شرکت کردم،

2
00:00:08,270 --> 00:00:11,980
‫کلی‌من رو شکست دادم و به‌عنوان
‫یه ارباب شیاطین شناخته شدم،

3
00:00:12,420 --> 00:00:15,900
‫و عضوی از اوکتاگرام، یعنی
‫اربابان شیاطین هشت ستاره شدم.

4
00:00:25,740 --> 00:00:28,590
‫کار دیگه‌ای ندارم. برمی‌گردم.

5
00:00:29,210 --> 00:00:34,120
‫همین که جلسه تموم شد، لئون و ولنتاین رفتن.

6
00:00:34,720 --> 00:00:38,720
‫بعد از اون، گی برای کسایی که
‫مونده بودن یه مهمونی گرفت...

7
00:00:39,100 --> 00:00:41,720
‫این گوشت بخارپز شده‌ی ببر خز سیاهه.

8
00:00:44,480 --> 00:00:45,240
‫چه خوبه!

9
00:00:45,240 --> 00:00:48,610
‫گوشت روی زبونم تیکه تیکه می‌شه،
‫و سسی که روشو پوشونده هم...

10
00:00:48,610 --> 00:00:49,950
‫رافائل-سنسه!

11
00:00:49,950 --> 00:00:52,600
‫بله. درحال تحلیل دستورپخت.

12
00:00:53,500 --> 00:00:56,280
‫انگار آداب و اینا مهم نیست.

13
00:00:57,270 --> 00:00:59,350
‫هوی میلیم! اون الکله ها!

14
00:00:59,940 --> 00:01:01,770
‫خب مشکلش؟

15
00:01:01,770 --> 00:01:04,410
‫جایزه‌ی اینه که تظاهر کردم دارم
‫کنترل می‌شم!

16
00:01:04,740 --> 00:01:08,410
‫نمی‌شد زودتر بیخیال تظاهر کردن بشی؟

17
00:01:08,410 --> 00:01:11,540
‫آخرشم کلی‌من راجع به مغزمتفکرشون
‫دهنشو باز نکرد.

18
00:01:11,540 --> 00:01:15,680
‫درسته! ولی خب یه شانس عالی برای
‫مبارزه با ریمورو بود!

19
00:01:15,680 --> 00:01:16,300
‫هوی!

20
00:01:16,300 --> 00:01:18,040
‫برات زوده!

21
00:01:18,040 --> 00:01:20,280
‫بدجنس!

22
00:01:20,280 --> 00:01:23,460
‫بر خلاف ظاهرم من بزرگ‌ترین ارباب شیاطینم!

23
00:01:21,880 --> 00:01:24,110
‫براندی خوبیه.

24
00:01:23,460 --> 00:01:27,030
‫مهم نیست الکله یا چی! بده‌ش ببینم!

25
00:01:24,600 --> 00:01:27,020
‫از انگورای یورازانیا درست شده؟

26
00:01:27,020 --> 00:01:28,660
‫خوب فهمیدی.

27
00:01:28,660 --> 00:01:32,520
‫به لطف واردات میوه می‌تونیم به‌شکل
‫مداوم تولیدش کنیم.

28
00:01:32,850 --> 00:01:35,510
‫خب پس بازم می‌ریزم!

29
00:01:36,190 --> 00:01:38,410
‫یاد بگیر خودداری کنی!

30
00:01:38,410 --> 00:01:40,410
‫اه، چقد قویه...

31
00:01:40,770 --> 00:01:43,680
‫چقد ضایع! خوب ببین!

32
00:01:44,920 --> 00:01:49,920
‫حیف شد. مطمئنم ولنتاینم خوشش می‌اومد.

33
00:01:47,680 --> 00:01:49,240
‫بازم می‌خوام!

34
00:01:50,100 --> 00:01:51,880
‫ولنتاین، ها؟

35
00:01:51,880 --> 00:01:54,560
‫سوالات زیادی ازش داشتم...

36
00:01:54,560 --> 00:01:55,800
‫خب هرچی.

37
00:01:55,800 --> 00:01:56,570
‫توجه.

38
00:01:55,920 --> 00:01:56,340
‫توجه

39
00:01:56,570 --> 00:01:58,480
‫تحلیل انجام شد.

40
00:01:56,760 --> 00:01:58,680
‫تحلیل انجام شد

41
00:01:58,480 --> 00:02:01,270
‫امکان بازآفرینی تمام غذاها می‌باشد.

42
00:02:01,270 --> 00:02:04,800
‫یه‌سری از بهترین دستورات پخت 
‫دنیا هم گیرم اومد،

43
00:02:04,800 --> 00:02:07,090
‫و به سلامتی والپورگیس هم تموم کردم.

44
00:02:05,350 --> 00:02:06,580
‫رامیریس-ساما...

45
00:02:06,580 --> 00:02:08,690
‫باید راجع به اون بهشون بگیم...

46
00:02:09,930 --> 00:02:13,040
‫و حالا، به تمپست برگشتم.

47
00:02:29,380 --> 00:02:32,470


48
00:02:29,380 --> 00:02:32,470
‫HADAD

49
00:02:29,380 --> 00:02:32,470
‫&

50
00:02:29,380 --> 00:02:32,470
‫&

51
00:02:29,380 --> 00:02:32,470
‫&

52
00:02:29,380 --> 00:02:32,470
‫&

53
00:02:29,380 --> 00:02:32,470
‫&

54
00:02:29,380 --> 00:02:32,470
‫&

55
00:02:29,380 --> 00:02:32,470
‫&

56
00:02:29,380 --> 00:02:32,470
‫&

57
00:02:29,380 --> 00:02:32,470
‫&

58
00:02:29,380 --> 00:02:32,470
‫&

59
00:02:29,380 --> 00:02:32,470
‫&

60
00:02:29,380 --> 00:02:32,470
‫&

61
00:02:29,380 --> 00:02:32,470
‫&

62
00:02:29,380 --> 00:02:32,470
‫Tenshi Hunter

63
00:03:44,450 --> 00:03:49,950
‫قسمت ۴۹

64
00:03:44,790 --> 00:03:49,950
‫شیاطین و حیله‌ها

65
00:03:46,500 --> 00:03:48,500
‫امروز بازیم!

66
00:03:51,200 --> 00:03:52,990
‫صبر کن!

67
00:03:59,630 --> 00:04:00,670
‫عه؟

68
00:04:03,700 --> 00:04:05,640
‫چه‌خبره؟

69
00:04:06,560 --> 00:04:09,350
‫کِی برای این تمرین کردین؟

70
00:04:09,350 --> 00:04:11,960
‫ریمورو-ساما!

71
00:04:13,190 --> 00:04:15,440
‫خوش برگشتید، ریمورو-ساما!

72
00:04:15,790 --> 00:04:20,460
‫بابت عضویت در اوکتاگرام،
‫ از‫صمیم قلب تبریک عرض می‌کنم.

73
00:04:20,460 --> 00:04:22,210
‫عا... ممنون.

74
00:04:22,210 --> 00:04:25,690
‫بیش از همه‌چیز، به‌شدت خوشحالم به سلامت برگشتید.

75
00:04:25,910 --> 00:04:29,030
‫راستی دیابلو، چرا اینجایی؟

76
00:04:29,200 --> 00:04:32,250
‫خب خب. حتماً خیلی خسته‌اید.

77
00:04:32,250 --> 00:04:35,540
‫فعلاً زمان‌تون رو صرف بازیابی انرژی‌تون کنید.

78
00:04:40,930 --> 00:04:41,970
‫بیا تو.

79
00:04:41,970 --> 00:04:43,220
‫با اجازه.

80
00:04:49,560 --> 00:04:52,300
‫اوهو، پودینگ ماچائه؟

81
00:04:52,300 --> 00:04:53,340
‫بله.

82
00:04:53,340 --> 00:04:55,440
‫به خوبی شونا-ساما نیستم،

83
00:04:55,440 --> 00:04:57,440
‫ولی آشپزی منم بهتر شده.

84
00:04:57,440 --> 00:05:00,780
‫هه؟ می‌بینم سهم منم آوردی، نه؟

85
00:05:00,780 --> 00:05:03,080
‫البته، ولدورا-ساما.

86
00:05:03,890 --> 00:05:05,340
‫ولدورا-ساما.

87
00:05:05,730 --> 00:05:09,040
‫اینم سهمی که قول دادم. اولیشه.

88
00:05:11,070 --> 00:05:14,800
‫دیابلو، انگار آدم وظیفه‌شناسی هستی.

89
00:05:14,800 --> 00:05:17,790
‫دیابلو، خودت نمی‌خوری؟

90
00:05:17,790 --> 00:05:21,130
‫این بهاء اطلاعاتیه که بهم دادن.

91
00:05:21,130 --> 00:05:23,160
‫نیازی به نگرانی نیست.

92
00:05:23,520 --> 00:05:25,000
‫اطلاعات؟

93
00:05:26,780 --> 00:05:29,000
‫هوا چه خوبه...

94
00:05:29,000 --> 00:05:33,760
‫گفتم چطوری دیابلو راجع به
‫والپورگیس خبر داره.

95
00:05:33,760 --> 00:05:35,440
‫به چندتا دسر اطلاعاتو فروختی؟

96
00:05:35,740 --> 00:05:38,500
‫یکی؟ دوتا؟ سه‌تا؟

97
00:05:38,500 --> 00:05:39,360
‫پس سه‌تا.

98
00:05:39,760 --> 00:05:43,980
‫ولی ولدورا تو که نیازی به خوردن نداری. نه؟

99
00:05:43,980 --> 00:05:46,690
‫مـ ـ مسخره‌بازی در نیار، ریمورو!

100
00:05:46,690 --> 00:05:49,940
‫بحث این نیست که نیاز به خوردن دارم یا نه!

101
00:05:49,940 --> 00:05:52,280
‫چون دلم می‌خواد می‌خورم!

102
00:05:52,280 --> 00:05:55,970
‫بعدشم، خودتم که نیاز نداری، داری؟!

103
00:06:00,610 --> 00:06:03,800
‫به‌خوبی ریمورو-ساما رو همراهی کردی دیگه؟

104
00:06:03,800 --> 00:06:05,300
‫البته.

105
00:06:05,300 --> 00:06:09,200
‫ثابت کردم با وجود من نیازی به تو نیست.

106
00:06:09,560 --> 00:06:10,680
‫ولی گذشته از اون،

107
00:06:10,680 --> 00:06:14,340
‫کاری که ریمورو-ساما بهت دادن چی شد؟

108
00:06:16,370 --> 00:06:18,350
‫البته به‌شکل بی‌نقصی انجام شد.

109
00:06:18,350 --> 00:06:21,850
‫ولی نمی‌فهمم چطوری انقدر 
‫به‌موقع برگشتی.

110
00:06:22,040 --> 00:06:24,160
‫داشتم به یه‌سری مسائل رسیدگی می‌کردم،

111
00:06:24,160 --> 00:06:27,360
‫ولی ولدورا-ساما بهم خبر دادن
‫که بهتره برگردم.

112
00:06:28,320 --> 00:06:31,540
‫ر ـ راستی من یه کاری دارم...

113
00:06:32,850 --> 00:06:35,680
‫خب خب، بشین سر جات، ولدورا-کون.

114
00:06:35,680 --> 00:06:38,100
‫صـ ـ صبر کن... اگه توضیح بدم، درک می‌کنی...

115
00:06:38,100 --> 00:06:41,040
‫عمراً درک کنم! مزاحم کار ملت نشو!

116
00:06:41,380 --> 00:06:42,670
‫حق خوردن پودینگ نداری!

117
00:06:42,900 --> 00:06:46,170
‫هارونا-سان، یه‌مدت به ولدورا خوراکی نده.

118
00:06:46,170 --> 00:06:49,920
‫چی؟! خیلی بدی! خیلی بدجنسی، ریمورو!

119
00:06:50,170 --> 00:06:51,930
‫حس هیچ‌کار نیست.

120
00:06:52,250 --> 00:06:55,930
‫بگذریم، مشکلی نداره اینجا وقت تلف کنی؟

121
00:06:55,930 --> 00:06:58,050
‫اوضاع فالموث چطوره؟

122
00:06:58,050 --> 00:06:59,120
‫هه!

123
00:06:59,120 --> 00:07:02,100
‫یه چای‌ریز باید همون چای بریزه.

124
00:07:02,320 --> 00:07:04,980
‫بذارید من به این مسئله رسیدگی کنم.

125
00:07:05,200 --> 00:07:07,640
‫نیازی نیست.

126
00:07:07,640 --> 00:07:12,410
‫با وجود خبرچین من، همه‌چی 
‫طبق نقشه پیش می‌ره.

127
00:07:13,340 --> 00:07:14,400
‫واقعاً؟

128
00:07:14,400 --> 00:07:15,420
‫بله.

129
00:07:15,420 --> 00:07:19,290
‫اول، اونا رو به شکل اصلی‌شون برگردوندم.

130
00:07:19,740 --> 00:07:22,530
‫اگه می‌ذاشتم همونجوری یه توده‌ی گوشتی
‫بمونن، خوب نبود.

131
00:07:22,530 --> 00:07:23,930
‫توده‌ی گوشتی؟

132
00:07:23,930 --> 00:07:26,540
‫عـا، اونو می‌گی.

133
00:07:26,960 --> 00:07:28,400
‫ای بابا.

134
00:07:28,400 --> 00:07:31,210
‫شیون-دونو هم عجب مشکل‌تراشی هستن.

135
00:07:33,960 --> 00:07:35,500
‫چه دردسری.

136
00:07:36,850 --> 00:07:40,440
‫جادوی شفابخش حتی تأثیرم نداره.

137
00:07:40,440 --> 00:07:45,850
‫کدوم مهارتی تا این حد قوانین
‫رو دستکاری می‌کنه؟

138
00:07:47,690 --> 00:07:51,360
‫باید به اقدامات شدیدتری رو بیارم.
‫سعی کن تحملش کنی.

139
00:07:56,720 --> 00:08:01,290
‫به‌نظرتون سه‌تایی که تو اون
‫کالسکه‌ان سالم به فالموث می‌رسن؟

140
00:08:01,290 --> 00:08:04,000
‫فکر نکنم الانشم سالم باشن.

141
00:08:06,050 --> 00:08:07,260
‫ممنونم!

142
00:08:07,260 --> 00:08:10,050
‫ازتون ممنونم، دیابلو-دونو.

143
00:08:10,050 --> 00:08:11,760
‫خفه بمیر آشغال.

144
00:08:12,040 --> 00:08:14,130
‫خب، بعدی کیه؟

145
00:08:15,610 --> 00:08:18,140
‫قبل از من پادشاه رو بهبود بدید...

146
00:08:18,140 --> 00:08:20,350
‫به شکل اصلی‌شون برشون گردون.

147
00:08:20,350 --> 00:08:24,590
‫اوه. یادم نبود یکی از زندانیا تویی.

148
00:08:24,590 --> 00:08:27,850
‫اسمت هم رامن... عا نه، رازن بود، درسته؟

149
00:08:28,240 --> 00:08:30,760
‫البته، می‌فهمی که،

150
00:08:30,760 --> 00:08:35,480
‫درخواست کردن از من بهای سنگینی داره؟

151
00:08:35,480 --> 00:08:37,870
‫درسته... این مرد...

152
00:08:38,250 --> 00:08:42,240
‫اون یکی از هفت شیطان کهن؛ نوآر‌ـه.

153
00:08:42,790 --> 00:08:44,920
‫ولی چیزی که واقعاً منو می‌ترسونه...

154
00:08:44,920 --> 00:08:49,050
‫اینه که این شیطان به یه‌نفر خدمت می‌کنه!

155
00:08:49,770 --> 00:08:52,040
‫شیون، زیاده‌روی نکنی ها.

156
00:08:52,840 --> 00:08:57,760
‫یه ارباب شیاطین که با وجود ظاهر ضعیف،
‫قدرت مخفی‌ای داره که از تصور خارجه.

157
00:08:57,760 --> 00:08:59,810
‫تو اون لحظه متوجه شدم

158
00:08:59,810 --> 00:09:04,120
‫که پادشاهی فالموث پا روی دُم شیر گذاشته.

159
00:09:08,620 --> 00:09:10,900
‫منو... نه.

160
00:09:11,080 --> 00:09:15,200
‫لطفاً بنده رو به‌عنوان خدمتگزار حقیرتون بپذیرید.

161
00:09:15,450 --> 00:09:19,050
‫تمام وجود و زندگیم رو وقف شما خواهم کرد.

162
00:09:19,050 --> 00:09:22,770
‫پس خواهش می‌کنم، به پادشاه ادماریس رحم کنید!

163
00:09:24,340 --> 00:09:25,840
‫باشه پس.

164
00:09:26,140 --> 00:09:30,760
‫هرچند، بیشتر از این هیچ توهینی به 
‫ریمورو-ساما رو چشم‌پوشی نمی‌کنم.

165
00:09:31,040 --> 00:09:35,140
‫اگه کینه‌ای ازت حس کنم، 
‫فقط پادشاه نیست که می‌میره،

166
00:09:35,140 --> 00:09:39,510
‫می‌تونی انتظار داشته باشی تا 
‫هر زندگی‌ای از سرزمین فالموث پاک بشه.

167
00:09:39,510 --> 00:09:43,760
‫متوجه هستم. وفاداری من تنها به شخص شماست.

168
00:09:43,760 --> 00:09:45,730
‫مـ ـ منم همینطور!

169
00:09:46,220 --> 00:09:49,320
‫بنده کشیش اعظم کلیسای مقدس غربی هستم!

170
00:09:49,320 --> 00:09:51,360
‫بدون شک براتون مفید واقع می‌شم!

171
00:09:53,150 --> 00:09:56,690
‫یه جادوگر سلطنتی که برای مدت‌ها 
‫به خانواده سلطنتی خدمت کرده

172
00:09:56,690 --> 00:10:00,370
‫در نهایت به پادشاهی فالموث پشت کرد.

173
00:10:01,470 --> 00:10:06,870
‫دستای زیبای ریمورو-ساما رو
‫ با خون انسانی‌ت آلوده کردی!

174
00:10:07,670 --> 00:10:11,330
‫این سرنوشتیه که تو و من باید به‌دوش بکشیم.

175
00:10:11,960 --> 00:10:16,840
‫مطمئنم تصمیم رازن، کار درستی بوده.

176
00:10:17,980 --> 00:10:22,090
‫به‌عنوان آخرین پادشاه فالموث...

177
00:10:22,560 --> 00:10:31,080
‫قسم می‌خورم به هر نحوی که مایل باشید
‫ باهاتون همکاری کنم، دیابلو-دونو.

178
00:10:32,100 --> 00:10:33,830
‫نگران نباشید.

179
00:10:33,830 --> 00:10:37,610
‫تا وقتی ازم اطاعت کنین،
‫ باهاتون خوب رفتار می‌شه.

180
00:10:41,630 --> 00:10:45,360
‫با مهارت ویژه «فریبنده» که دارم،

181
00:10:43,740 --> 00:10:45,370
‫فریبنده

182
00:10:45,360 --> 00:10:48,370
‫جلوگیری از خیانت، کار سختی نیست.

183
00:10:50,090 --> 00:10:52,460
‫هی، دیبالو-سان!

184
00:10:52,460 --> 00:10:54,670
‫زندانی‌ها هنوز زنده‌ان، نه؟

185
00:10:54,670 --> 00:10:56,960
‫نگران نباشید، یوم-دونو.

186
00:10:57,270 --> 00:10:59,480
‫به‌زودی به پایتخت فالموث می‌رسیم.

187
00:10:59,480 --> 00:11:01,130
‫تصرف یک کشور امر بی‌اهمیتیه.

188
00:11:01,130 --> 00:11:03,430
‫بیاید سریع‌تر فیصله‌ش بدیم.

189
00:11:03,430 --> 00:11:04,680
‫بـ ـ باشه.

190
00:11:13,440 --> 00:11:15,600
‫مهم نیست از چه جادویی استفاده کنیم،

191
00:11:15,600 --> 00:11:17,980
‫به شکل عادی برنمی‌گرده...

192
00:11:17,980 --> 00:11:21,380
‫شوگو، معنی این چیه؟

193
00:11:21,380 --> 00:11:25,370
‫اون دوتای دیگه کجان؟
‫چه بلایی سر ارتش سلطنتی اومد؟

194
00:11:25,370 --> 00:11:28,200
‫آروم باشید. من رازن هستم.

195
00:11:28,200 --> 00:11:32,620
‫برای محافظت از پادشاه،
‫ با قهرمان همکاری کردم تا فرار کنم.

196
00:11:32,620 --> 00:11:37,000
‫چی؟ پس داری می‌گی تو شوگو نیستی؟

197
00:11:37,000 --> 00:11:40,000
‫و می‌گی ارتش فالموث شکست خورده؟

198
00:11:40,000 --> 00:11:42,260
‫پس یعنی نتونستین هیولاها رو مطیع کنین،

199
00:11:42,260 --> 00:11:45,040
‫و الان سرافکنده به خونه فرار کردی؟

200
00:11:45,040 --> 00:11:45,680
‫چی؟!

201
00:11:45,680 --> 00:11:46,930
‫امکان نداره!

202
00:11:46,930 --> 00:11:47,930
‫معنی این حرفا چیه؟!

203
00:11:47,930 --> 00:11:50,360
‫آروم باشید، آقایون.

204
00:11:50,360 --> 00:11:53,750
‫اول اجازه بدید به سخنان رازن-دونو گوش بدیم.

205
00:11:57,640 --> 00:12:00,720
‫همه‌شون گم شدن؟ حقیقت داره؟

206
00:12:00,720 --> 00:12:01,830
‫درسته.

207
00:12:02,280 --> 00:12:04,910
‫نبرد ارتش‌مون با هیولاها...

208
00:12:04,910 --> 00:12:07,910
‫باعث بیدار شدن اژدهایی شد
‫ که تو این سرزمین خفته بود.

209
00:12:08,200 --> 00:12:12,910
‫ولی کلیسای مقدس غربی گفت اژدها نابود شده!

210
00:12:12,910 --> 00:12:15,350
‫واقعاً نابود شده بود،

211
00:12:15,350 --> 00:12:17,970
‫ولی ذات یه اژدها نمی‌میره.

212
00:12:17,970 --> 00:12:20,920
‫اژدها صرفاً در جای دیگه‌ای از دنیا 
‫دوباره متولد می‌شه.

213
00:12:21,570 --> 00:12:24,600
‫صرفاً انتظار نداشتیم به این سرعت برگرده،

214
00:12:24,600 --> 00:12:28,180
‫یا فاصله کمی با اون مکان داشته باشه.

215
00:12:28,180 --> 00:12:30,210
‫با بازگشت ولدورا،

216
00:12:30,210 --> 00:12:33,440
‫تمام شوالیه‌ها و هیولاهای منطقه ناپدید شدن.

217
00:12:33,840 --> 00:12:35,810
‫ما تنها بازمونده‌ها بودیم.

218
00:12:35,810 --> 00:12:36,710
‫غیرممکنه!

219
00:12:36,710 --> 00:12:37,720
‫آخه چطور...

220
00:12:40,860 --> 00:12:42,660
‫شرمنده دیر کردم.

221
00:12:45,920 --> 00:12:49,360
‫بالأخره تونستیم شخص شخیص‌شونو قانع کنیم.

222
00:12:52,200 --> 00:12:53,770
‫شماها دیگه کی هستین؟!

223
00:12:53,770 --> 00:12:55,670
‫یه‌مشت رعیت به چه جرئت وارد اینجا شدن؟!

224
00:12:55,670 --> 00:12:57,830
‫لطفاً صبر کنید، لرد کارلوس.

225
00:12:57,830 --> 00:13:00,840
‫اونا کسایی هستن که ما رو نجات دادن.

226
00:13:00,840 --> 00:13:03,880
‫اونا شما رو نجات دادن؟

227
00:13:03,880 --> 00:13:06,080
‫منظورتون از این چیه؟

228
00:13:06,080 --> 00:13:09,090
‫اجازه بدید من پاسخ این مورد رو بدم.

229
00:13:09,340 --> 00:13:10,930
‫ریهیم-دونو!

230
00:13:14,050 --> 00:13:16,730
‫وقتی هردو ارتش در میدون نبرد باهم درگیر شدن،

231
00:13:16,730 --> 00:13:19,440
‫جنگ همه‌جانبه‌ای در بر گرفت.

232
00:13:19,600 --> 00:13:22,480
‫از نظر تعداد برتری داشتیم،

233
00:13:22,480 --> 00:13:25,000
‫ولی مقابل دانش هیولاها از منطقه بی‌اثر بود،

234
00:13:25,000 --> 00:13:27,200
‫و افراد زیادی رو از دست دادیم.

235
00:13:28,360 --> 00:13:32,730
‫حتماً هرج‌ومرجی که به وقوع پیوست،
‫کلید احیاش بوده.

236
00:13:32,730 --> 00:13:35,250
‫با ورود ناگهانی ولدورا،

237
00:13:35,250 --> 00:13:36,960
‫چه دوست‌ها و دشمنان،

238
00:13:37,380 --> 00:13:41,960
‫همه در نهایت در حضور اژدهای طوفان
‫ جان به جان آفرین تسلیم کردن.

239
00:13:41,960 --> 00:13:43,550
‫ولی بعد از اون،

240
00:13:43,550 --> 00:13:46,000
‫فردی در میان ما و اژدها ایستاد!

241
00:13:47,410 --> 00:13:51,960
‫اون کسی نبود جز ریمورو-ساما، 
‫رهبر تمام هیولاها.

242
00:13:51,960 --> 00:13:55,520
‫ریهیم-دونو و من هردو آماده مرگ بودیم.

243
00:13:55,520 --> 00:14:00,520
‫ولی ریمورو-ساما، ولدورا رو 
‫قانع کرد تا بهمون رحم کنه.

244
00:14:02,270 --> 00:14:04,110
‫ یعنی واقعاً با یه هیولا حرف زد؟!

245
00:14:04,110 --> 00:14:07,810
‫ولی فقط بودن در نزدیکی
‫ جادوی قدرتمندِ اژدهای خبیث

246
00:14:07,810 --> 00:14:10,390
‫به معنی مرگ آنی برای تمام موجودات زنده‌ست!

247
00:14:10,390 --> 00:14:12,240
‫پس چطوری...

248
00:14:12,640 --> 00:14:14,970
‫مطمئنم تمام حضار ازش مطلع هستید،

249
00:14:14,970 --> 00:14:20,000
‫که رهبر هیولاها، ریمورو-ساما،
‫حاکم جنگل بزرگ جورا هم هستن.

250
00:14:20,310 --> 00:14:23,370
‫مگه این فقط ادعای خودش نبود؟

251
00:14:24,840 --> 00:14:27,140
‫قطعاً ادعای بی‌اساس نیست!

252
00:14:27,140 --> 00:14:29,410
‫شخصاً شاهد شهر هیولاها بودم،

253
00:14:29,410 --> 00:14:32,760
‫و به‌راستی که شایسته‌ی
‫ قلمداد شدن به‌عنوان پایتخت یک کشوره.

254
00:14:33,030 --> 00:14:38,600
‫حتی محافظین جنگل بزرگ جورا؛
‫درایدها هم به ایشون خدمت می‌کردن!

255
00:14:38,950 --> 00:14:44,110
‫ریمورو-ساما از طریق همکاری با درایدها، 
‫با ولدورا مذاکره کرده.

256
00:14:44,370 --> 00:14:45,920
‫درایدها؟

257
00:14:45,920 --> 00:14:49,440
‫همون هیولاهای قدرتمندی که از منطقه‌ای که
‫ ولدورا توش خوابیده بود محافظت می‌کردن.

258
00:14:49,440 --> 00:14:51,860
‫حتی به همچین موجودات قدرتمندی هم فرمان می‌ده؟

259
00:14:52,210 --> 00:14:55,360
‫اگه قدرت اینو داره که با اژدهای خبیث مذاکره کنه،

260
00:14:55,360 --> 00:15:00,130
‫قطعاً دشمنی باهاش عاقبت خوبی نداره.

261
00:15:01,690 --> 00:15:05,120
‫آروم، دوستان، 
‫در این مورد نیازی به نگرانی نیست.

262
00:15:05,430 --> 00:15:10,790
‫من وقتی اورک لرد رو کشتم،
‫با ریمورو-سان همکاری می‌کردم.

263
00:15:11,250 --> 00:15:13,320
‫در واقع مهربون‌تر از چیزیه که فکر می‌کنین،

264
00:15:13,320 --> 00:15:15,840
‫و دلش می‌خواد با انسان‌ها همزیستی کنه.

265
00:15:16,110 --> 00:15:21,500
‫اوه، پس باید ازمون حمایت کنی
‫ و درمورد خواسته‌هامون بهش بگی.

266
00:15:21,500 --> 00:15:24,340
‫یه زمان دیگه همه رو بهت می‌گم،

267
00:15:24,340 --> 00:15:25,860
‫فعلاً تو یه اتاق دیگه منتظر بمون.

268
00:15:26,500 --> 00:15:28,480
‫نه، یه‌لحظه دندون رو جیگر بذار.

269
00:15:28,480 --> 00:15:32,520
‫در شرایط عادی مهربونه، 
‫ولی الان قضیه‌ش فرق داره.

270
00:15:32,520 --> 00:15:35,360
‫مطمئنم همه‌تون خوب می‌دونین چرا.

271
00:15:35,570 --> 00:15:36,870
‫چی گفتی؟!

272
00:15:36,870 --> 00:15:41,140
‫شما علیه کشورِ ریمورو-سان اعلان جنگ کردید، نه؟

273
00:15:41,140 --> 00:15:42,620
‫این حرکت اشتباهی بود.

274
00:15:43,120 --> 00:15:46,370
‫یه‌سری از دوست‌های ریمورو-سان
‫ در طی اون جنگ کشته شدن.

275
00:15:46,370 --> 00:15:48,680
‫بدون اغراق می‌شه گفت عصبانیه.

276
00:15:49,300 --> 00:15:51,640
‫حرف دهنتو بفهم، رعیت ناچیز!

277
00:15:51,640 --> 00:15:54,640
‫اگه رابطه‌ت با ریمورو خوبه،
‫به‌دردمون می‌خوری!

278
00:15:54,640 --> 00:15:57,080
‫وظیفه قهرمانه که برامون میانجی‌گری کنه.

279
00:15:57,080 --> 00:15:58,270
‫یه‌کاری کن!

280
00:15:59,020 --> 00:16:00,890
‫لرد کارلوس، مراقب حرفاتون باشید!

281
00:16:00,890 --> 00:16:04,400
‫خیلی‌خب، قبل از هرچیز به حرفام گوش بدین.

282
00:16:04,400 --> 00:16:07,600
‫بدون اینکه اطلاعی بدین یا اعلان جنگ کنین

283
00:16:07,600 --> 00:16:10,520
‫دیگرجهانی‌ها رو فرستادین تا 
‫تو کشورش آشوب به‌پا کنن، درسته؟

284
00:16:10,950 --> 00:16:13,520
‫من رفتم اونجا تا صلح برقرار کنم،

285
00:16:13,520 --> 00:16:16,320
‫ولی وقتی درباره این شنیدم، بدجوری شوکه شدم.

286
00:16:16,730 --> 00:16:20,630
‫و بازم، منم اینجا تو پادشاهی فالموث به‌دنیا اومدم.

287
00:16:20,630 --> 00:16:23,280
‫نمی‌خواستم ببینم زادگاهم با خاک یکسان شه،

288
00:16:23,280 --> 00:16:26,330
‫پس ازش خواهش کردم که یه توافقی انجام بدیم.

289
00:16:26,590 --> 00:16:30,670
‫یه رعیت ناچیز حق نداره 
‫درباره مسائل پادشاهی‌مون اظهارنظر کنه!

290
00:16:30,670 --> 00:16:32,400
‫گوش کن چی می‌گم! امکان نداره بذارم-

291
00:16:32,400 --> 00:16:33,800
‫می‌گم مراقب حرفات باش!

292
00:16:33,800 --> 00:16:36,040
‫احمق کودن!

293
00:16:37,550 --> 00:16:40,430
‫روحتم خبر نداره چه‌خبر شده،
‫پس دخالت نکن!

294
00:16:45,480 --> 00:16:49,610
‫همه گوش‌تونو بدین اینجا.
‫حرفای یوم-دونو همش حقیقته.

295
00:16:50,000 --> 00:16:52,010
‫ما شکست خوردیم.

296
00:16:52,010 --> 00:16:54,610
‫تنها بازموندگان، من و ریهیم-دونو بودیم،

297
00:16:54,610 --> 00:16:57,320
‫و کسی که بعد برخورد با جادوی اژدهای طوفان،

298
00:16:57,320 --> 00:17:01,120
‫به این شکل در اومده، پادشاه ادماریس‌ـه.

299
00:17:01,290 --> 00:17:02,960
‫ما همه زندانی شدیم،

300
00:17:02,960 --> 00:17:06,960
‫و این یوم-دونو بود که خواستار آزادی ما شد.

301
00:17:07,280 --> 00:17:11,560
‫پادشاهی کبیر فالموث
‫ توسط یه کشور هیولا شکست خورد؟

302
00:17:11,960 --> 00:17:14,100
‫با این‌حال چاره دیگه‌ای نداریم.

303
00:17:14,100 --> 00:17:17,050
‫قصد داری اژدهای طوفان رو
‫ به یکی از دشمن‌هامون تبدیل کنی؟

304
00:17:17,050 --> 00:17:19,090
‫نه، خب من...

305
00:17:19,430 --> 00:17:24,000
‫به‌نظرم بهتره پیشنهادشو بپذیریم. درست نمی‌گم، آقایون؟

306
00:17:28,560 --> 00:17:30,740
‫تصمیم عاقلانه‌ایه.

307
00:17:30,740 --> 00:17:35,780
‫خب حالا، طبق قولم، پادشاه این کشور رو آزاد می‌کنم.

308
00:17:35,780 --> 00:17:36,630
‫تو کی هستی؟!

309
00:17:36,630 --> 00:17:38,110
‫تو کِی تونستی-

310
00:17:38,850 --> 00:17:42,080
‫خیلی عذر می‌خوام، ولی دیدم راحت می‌شه رد شد.

311
00:17:43,040 --> 00:17:45,200
‫اسم بنده دیابلو هستش.

312
00:17:45,200 --> 00:17:50,630
‫بنده خادم وفادار پادشاه، ریموروی کبیر هستم.

313
00:17:53,370 --> 00:17:54,380
‫اعلی‌حضرت!

314
00:17:54,380 --> 00:17:55,880
‫این دارو چیه؟

315
00:17:56,990 --> 00:18:00,320
‫دارویی ویژه‌ از کشور ما، معجون کامل.

316
00:18:00,320 --> 00:18:02,800
‫بهترین دوای درمانی موجوده.

317
00:18:04,270 --> 00:18:06,500
‫حال شما خوبه؟

318
00:18:08,810 --> 00:18:11,560
‫نجاتم دادی. ممنونتم.

319
00:18:11,760 --> 00:18:13,960
‫خب، پادشاه فالموث،

320
00:18:13,960 --> 00:18:18,070
‫پیغامی از طرف پادشاه بنده، ریمورو-ساما برای شما.

321
00:18:18,830 --> 00:18:22,570
‫می‌شنوم، ای پیغام‌رسانِ پادشاهی هیولاها.

322
00:18:23,070 --> 00:18:25,540
‫بسیار خب. با اجازه شما.

323
00:18:25,830 --> 00:18:27,560
‫«تا یک هفته دیگر،

324
00:18:27,560 --> 00:18:31,550
‫نمایندگان هردو کشورمان برای مذارکات صلح
‫ در این سرزمین دیدار خواهند کرد.

325
00:18:31,840 --> 00:18:34,540
‫گزینه‌هایی پیش پای شما خواهم گذاشت.»

326
00:18:34,540 --> 00:18:36,300
‫گزینه؟

327
00:18:36,300 --> 00:18:40,950
‫«گزینه اول: پادشاه شما از تاج‌وتخت کناره‌گیری کرده 
‫و به ما غرامت پرداخت می‌کنید.

328
00:18:40,950 --> 00:18:45,300
‫گزینه دوم: تسلیم کشورمان شده
‫و تبدیل به ایالت تبعه می‌شوید.

329
00:18:45,630 --> 00:18:48,640
‫گزینه سوم: ادامه جنگ.»

330
00:18:49,540 --> 00:18:51,060
‫امکان نداره...

331
00:18:51,060 --> 00:18:52,980
‫«این گزینه‌های شما بود.

332
00:18:52,980 --> 00:18:57,120
‫لطفاً در زمان یک‌هفته پاسخی برامون حاضر کنید.»

333
00:18:58,070 --> 00:19:00,780
‫یه‌لحظه صبر کنین! این زمان خیلی برامون کمـ ـ

334
00:19:00,780 --> 00:19:02,150
‫حرف نباشه.

335
00:19:02,150 --> 00:19:04,530
‫بنده زود عصبی می‌شم.

336
00:19:04,530 --> 00:19:07,630
‫ولی برای گردآوری 
‫اشراف‌های منطقه هم به زمان نیاز داریم...

337
00:19:08,590 --> 00:19:10,540
‫گفتم حرف نباشه.

338
00:19:11,920 --> 00:19:15,830
‫امور عملیاتی‌تون برای ریمورو-ساما ارزشی ندارن.

339
00:19:15,830 --> 00:19:17,040
‫متوجه شدید؟

340
00:19:17,040 --> 00:19:20,560
‫پیشنهاد می‌دم حقه‌های بچگانه‌تونو 
‫پیش خودتون نگه دارید.

341
00:19:20,900 --> 00:19:23,880
‫هیچ تأخیری در پاسخ‌دهی مجاز نخواهد بود.

342
00:19:24,670 --> 00:19:26,950
‫اگر بعد از یک‌هفته پاسخی دریافت نکنیم،

343
00:19:26,950 --> 00:19:29,640
‫بر این فرض می‌گیریم که خواستار ادامه جنگ هستید.

344
00:19:29,640 --> 00:19:31,020
‫متوجهید دیگه؟

345
00:19:31,290 --> 00:19:35,520
‫خب دیگه، امیدوارم درمورد پاسختون خوب فکر کنید.

346
00:19:40,450 --> 00:19:43,580
‫و به همین راحتی تحت‌فشارشون گذاشتم.

347
00:19:43,580 --> 00:19:45,370
‫اونو نشونشون دادی؟

348
00:19:45,370 --> 00:19:46,080
‫بله.

349
00:19:46,260 --> 00:19:49,830
‫به این نتیجه رسیدم بهترین راه برای به ترس انداختنشونه.

350
00:19:50,640 --> 00:19:53,080
‫نه، از تو تعریف نمی‌کردا، شیون.

351
00:19:53,420 --> 00:19:56,090
‫و در رابطه با شرایط عهدنامه صلح...

352
00:19:56,090 --> 00:20:00,130
‫ده‌هزار سکه طلای ستاره به‌عنوان طلب کردم.

353
00:20:01,130 --> 00:20:02,850
‫ای خدا، فایده نداره...

354
00:20:01,130 --> 00:20:02,850
‫ده‌هزار سکه طلای ستاره؟!

355
00:20:02,850 --> 00:20:04,880
‫دیگه امید و رؤیایی واسم نمونده...

356
00:20:02,850 --> 00:20:04,880
‫این یعنی، امم...

357
00:20:04,930 --> 00:20:09,140
‫100 میلیون × 10 ردیف × 100 لایه

358
00:20:05,160 --> 00:20:07,030
‫با درنظر گرفتن ین ژاپنی،

359
00:20:07,030 --> 00:20:09,150
‫ارزش تقریبی معادل یک‌تریلیون می‌باشد.

360
00:20:09,150 --> 00:20:10,120
‫ها؟!

361
00:20:10,120 --> 00:20:12,560
‫این به‌نظرت یه‌کم غیرمعقول نیست؟

362
00:20:12,810 --> 00:20:14,540
‫مشکلی وجود نداره.

363
00:20:14,540 --> 00:20:16,790
‫بهشون یه گزینه دادم،

364
00:20:16,790 --> 00:20:18,900
‫ولی فقط یه جواب صحیح وجود داشت.

365
00:20:18,900 --> 00:20:31,910
‫تسلیم‌شدن به تمپست
‫و تبدیل به ایالت تبعه

366
00:20:18,900 --> 00:20:31,910
‫کناره‌گیری پادشاه و
‫پرداخت غرامت

367
00:20:18,900 --> 00:20:31,910
‫ادامه جنگ

368
00:20:19,230 --> 00:20:23,720
‫با توجه به وضعیت الان ارتش‌شون،
‫ادامه‌دادن جنگ غیرممکنه.

369
00:20:23,720 --> 00:20:28,320
‫و مشخصاً اشراف‌ها قبول نمی‌کنن که
‫ جزو ایالت تبعه باشن.

370
00:20:28,320 --> 00:20:31,910
‫بدین ترتیب گزینه اول، غرامت رو انتخاب می‌کنن،

371
00:20:31,910 --> 00:20:35,410
‫و تمام تلاششون رو برای مذاکره می‌کنن.

372
00:20:35,630 --> 00:20:39,920
‫مثل درخواست پایین‌آوردن قیمت 
‫یا درخواست بازپرداخت ده‌ساله؟

373
00:20:40,150 --> 00:20:42,080
‫ما به‌هیچ‌عنوان قیمت رو پایین نمیاریم.

374
00:20:42,080 --> 00:20:45,290
‫پادشاهی فالموث هم
‫ چاره‌ای جز موافقت با شروطمون نداشت.

375
00:20:45,290 --> 00:20:51,290
‫به احتمال بالا تمام مسئولیت‌ها رو
‫ تحمیل شخص ثالثی می‌کنن.

376
00:20:51,290 --> 00:20:53,310
‫و اگه این بشه چی؟

377
00:20:53,310 --> 00:20:54,960
‫طبق نقشه‌ی بنده پیش می‌ره.

378
00:20:54,960 --> 00:20:58,940
‫حداقل باید بتونیم 
‫ده‌هزار سکه طلای ستاره جمع‌آوری کنیم.

379
00:20:58,940 --> 00:21:00,410
‫اینو از کجا می‌دونی؟

380
00:21:00,410 --> 00:21:01,900
‫ساده‌ست.

381
00:21:02,270 --> 00:21:05,830
‫سکه‌های طلای ستاره به‌قدری ارزشمندن 
‫که به‌سختی استفاده می‌شن.

382
00:21:05,830 --> 00:21:08,400
‫احتمالش کمه کسی این نوع پرداخت رو قبول کنه.

383
00:21:08,400 --> 00:21:09,680
‫که اینطور.

384
00:21:09,680 --> 00:21:12,740
‫راهی برای استفاده‌شون نداریم،
‫برای همینم باید انبارشون کنیم.

385
00:21:12,740 --> 00:21:15,490
‫خب، چی نقشه دیگه‌ای تو سرت داری؟

386
00:21:17,230 --> 00:21:23,080
‫انتخاب گزینه اول به‌معنای
‫ پرداخت غرامت و کناره‌گیری پادشاه‌شونه.

387
00:21:23,080 --> 00:21:26,270
‫بعد کناره‌گیری، ادماریس زمینه نفوذشو از دست می‌ده،

388
00:21:26,510 --> 00:21:30,810
‫و اینطوری وادار به قبول مسئولیت می‌شه.

389
00:21:30,810 --> 00:21:36,020
‫پس اون شخص ثالثی می‌شه که
‫ اشراف‌ها مسئولیتو بهش تحمیل می‌کنن.

390
00:21:36,020 --> 00:21:38,140
‫حالا که شوالیه‌های سلطنتی از بین رفتن،

391
00:21:38,680 --> 00:21:43,670
‫سرپیچی از اشراف‌ها به‌معنای مرگ پادشاه ادماریس‌ـه.

392
00:21:43,670 --> 00:21:45,950
‫چاره‌ای جز انجام دستوراتشون نداره.

393
00:21:46,230 --> 00:21:50,600
‫گرچه این تنها در ظاهر امره.
‫در پشت‌پرده ممکنه...

394
00:21:50,600 --> 00:21:54,340
‫بدون هیچ ارتشی، جبهه پادشاهی، 
‫جبهه اشراف رو از دست می‌ده.

395
00:21:54,340 --> 00:21:55,960
‫و برای جلوگیری از این...

396
00:21:56,200 --> 00:21:57,030
‫پاسخ.

397
00:21:57,030 --> 00:21:59,720
‫روش بهینه جذب‌کردن جبهه‌ی یوم

398
00:21:59,720 --> 00:22:02,400
‫و حفظ همکاری مشارکتی باهاشه.

399
00:22:02,400 --> 00:22:03,710
‫با انجام این کار...

400
00:22:03,710 --> 00:22:05,910
‫پادشاه ادماریس به‌دنبال متحد کردن یوم می‌ره...

401
00:22:05,910 --> 00:22:09,340
‫یا به عبارتی، یکی از متحدین ما.

402
00:22:09,680 --> 00:22:12,190
‫دقیقاً. واقعاً تحسین‌برانگیزه.

403
00:22:12,190 --> 00:22:15,680
‫پس فقط باید یه‌ذره به یوم کمک کنیم دیگه،‌ درسته؟

404
00:22:15,910 --> 00:22:16,800
‫بله.

405
00:22:16,800 --> 00:22:20,200
‫انتظار دارم رازن به‌زودی باهام ارتباط بگیره.

406
00:22:20,410 --> 00:22:22,440
‫این برای برنده شدنمون کافیه؟

407
00:22:22,440 --> 00:22:26,460
‫اصلاً الان چه‌جور قیافه‌ای باید به خودم بگیرم؟

408
00:22:22,760 --> 00:22:25,160
‫پادشاه بعدی‌شون با کشورهای همسایه

409
00:22:25,160 --> 00:22:27,440
‫نمی‌خواد اتحادی انجام بده؟

410
00:22:27,440 --> 00:22:31,450
‫فیوز-دونو و پادشاه گازل، که همسایه‌شون هستن
از اعتبارشون برای

411
00:22:31,450 --> 00:22:33,440
‫تحت‌فشار گذاشتن بقیه همسایه‌ها استفاده می‌کنن.

412
00:22:33,440 --> 00:22:37,240
‫به همین دلیل این احتمال بسیار ناچیزه.

413
00:22:38,210 --> 00:22:42,180
‫اما اگه اتفاق بیفته،
‫بنده شخصاً پیگیری می‌کنم.

414
00:22:42,180 --> 00:22:43,720
‫لازم نیست نگرانش باشید.

415
00:22:43,720 --> 00:22:45,670
‫خیلی‌خب، می‌سپارمش به خودت.

416
00:22:45,670 --> 00:22:47,720
‫اگه چیزی شد بهم خبر بده.

417
00:22:47,720 --> 00:22:51,720
‫البته. لطفاً همه‌چیزو به دست بنده بسپارید، سرور من.

418
00:24:25,300 --> 00:24:28,320
‫قسمت بعد: «مقاصد راهب»

419
00:24:26,110 --> 00:24:30,070
‫مقاصد

420
00:24:26,400 --> 00:24:30,070
‫راهب

