﻿1
00:00:02,000 --> 00:00:05,000
{\be3}‫Tenshi

2
00:00:13,660 --> 00:00:15,480
‫باورش سخته.

3
00:00:15,480 --> 00:00:18,080
‫کی فکرشو می‌کرد اون اسلایم تو همچین
‫مدت کمی که ارباب شیاطین شده

4
00:00:18,080 --> 00:00:20,080
‫بتونه هیناتای قدیس رو شکست بده.

5
00:00:20,320 --> 00:00:21,860
‫گستاخ نباش، وان.

6
00:00:22,280 --> 00:00:25,820
‫ولی واقعاً انتظار داری این گزارشو باور کنم؟

7
00:00:26,390 --> 00:00:27,700
‫شکی درش نیست.

8
00:00:28,330 --> 00:00:30,840
‫بیش از صد جنگجوی صلیبی به‌طور قاطع شکست خوردن،

9
00:00:31,120 --> 00:00:34,520
‫و ریمورو-ساما هم در مبارزه‌ی یک به یک
‫با هیناتای قدیس برنده شدن.

10
00:00:35,160 --> 00:00:39,680
‫در نتیجه، لوبلیوس برای احداث روابط سیاسی با
‫تمپست وارد عمل شده.

11
00:00:40,880 --> 00:00:43,510
‫خب انقدر عصبانی نباش، آنریتا.

12
00:00:43,790 --> 00:00:45,730
‫منم به‌اندازه‌ی خودت شوکه شدم.

13
00:00:46,160 --> 00:00:49,020
‫مطمئنم وانم داره سعی می‌کنه خنده‌ش نگیره.

14
00:00:49,490 --> 00:00:52,120
‫نمی‌شه کاری جز خندیدن کرد.

15
00:00:53,480 --> 00:00:59,120
‫پادشاه گازل، ممکنه ارباب شیاطین ریمورو از
‫شما هم قوی‌تر شده باشه.

16
00:00:59,710 --> 00:01:01,400
‫اونطوری تبدیل به یه تهدید می‌شه.

17
00:01:02,490 --> 00:01:03,880
‫جین-دونو!

18
00:01:03,880 --> 00:01:06,780
‫درسته تکاملش به ارباب شیاطین تهدیده،

19
00:01:06,960 --> 00:01:09,460
‫ولی خوب می‌دونم ریمورو چه‌جور کسیه.

20
00:01:09,720 --> 00:01:12,540
‫شک دارم بهم خیانت کنه.

21
00:01:23,250 --> 00:01:24,680
‫می‌خواید چیکار کنید؟

22
00:01:27,830 --> 00:01:30,610
‫شروع کارش به‌عنوان یه ارباب‌شیاطین جدید؟

23
00:01:31,340 --> 00:01:35,450
‫ریمورو چه فکری تو سرش داره؟

24
00:02:39,560 --> 00:02:44,190


25
00:02:39,560 --> 00:02:44,190
‫HADAD

26
00:02:39,560 --> 00:02:44,190
‫&

27
00:02:39,560 --> 00:02:44,190
‫&

28
00:02:39,560 --> 00:02:44,190
‫&

29
00:02:39,560 --> 00:02:44,190
‫&

30
00:02:39,560 --> 00:02:44,190
‫&

31
00:02:39,560 --> 00:02:44,190
‫&

32
00:02:39,560 --> 00:02:44,190
‫&

33
00:02:39,560 --> 00:02:44,190
‫&

34
00:02:39,560 --> 00:02:44,190
‫&

35
00:02:39,560 --> 00:02:44,190
‫&

36
00:02:39,560 --> 00:02:44,190
‫&

37
00:02:39,560 --> 00:02:44,190
‫&

38
00:02:39,560 --> 00:02:44,190
‫&

39
00:02:39,560 --> 00:02:44,190
‫Tenshi Hunter

40
00:03:06,200 --> 00:03:10,960
‫قسمت ۶۱

41
00:03:06,920 --> 00:03:10,960
‫دعوتنامه برای کشورها

42
00:03:11,280 --> 00:03:12,640
‫مشکلی هست؟

43
00:03:12,920 --> 00:03:15,480
‫داشتم فکر می‌کردم یه‌چی بیشتر از جشنواره نیازه.

44
00:03:15,480 --> 00:03:18,040
‫باید انقدر خوب باشه که

45
00:03:18,040 --> 00:03:20,960
‫مردم هی بخوان بیان اینجا.

46
00:03:22,400 --> 00:03:25,560
‫از میول‌مایل خواستم به مسابقه‌ی
‫هنرای رزمی رسیدگی کنه؛

47
00:03:25,560 --> 00:03:28,610
‫ولی فکر نکنم بیشتر از سالی یکی دوبار بشه انجامش داد.

48
00:03:28,990 --> 00:03:34,000
‫یه‌چیز نیاز داریم که روزانه بیننده جذب کنه.

49
00:03:34,000 --> 00:03:35,360
‫صحیح.

50
00:03:36,270 --> 00:03:38,440
‫چرا انقد خری؟!

51
00:03:37,920 --> 00:03:39,620
‫سروصدا شده.

52
00:03:38,440 --> 00:03:41,480
‫تف بهش! مشکلت چیه؟!

53
00:03:39,920 --> 00:03:41,480
‫اونجا خبریه؟

54
00:03:42,150 --> 00:03:46,990
‫دارم می‌گم همین الانشم اینجا رو گرفتیم!

55
00:03:46,990 --> 00:03:48,860
‫نمی‌دونم چی باید بگم.

56
00:03:48,860 --> 00:03:51,750
‫ولی نمی‌تونیم تاییدش کنیم.

57
00:03:52,320 --> 00:03:53,690
‫این گوبوکیوـه.

58
00:03:53,960 --> 00:03:56,440
‫شاگرد میردـه، و یه معمار حسابی ماهره.

59
00:03:56,840 --> 00:03:58,980
‫از ریمورو-ساما می‌پرسم.

60
00:03:58,980 --> 00:04:02,000
‫همینجا بمون و کاری که اجازه‌شو نداری نکن.

61
00:04:02,000 --> 00:04:02,770
‫نمی‌خوام!

62
00:04:02,770 --> 00:04:06,520
‫هزارتوی قبلی‌مونو ول کردیم که بیایم اینجا!

63
00:04:07,560 --> 00:04:13,760
‫تو حاضری ما بیچاره‌هایی که جایی برای
‫برگشت نداریمو بندازی بیرون؟

64
00:04:14,560 --> 00:04:18,430
‫هرچی می‌خوای بگو، ولی اینجا قلمروی ریمورو-ساماست.

65
00:04:19,190 --> 00:04:21,240
‫می‌بینیم با اشک گول نمی‌خوری.

66
00:04:21,240 --> 00:04:24,040
‫پس خودتو آماده کن که می‌خوام از زورم استفاده کنم!

67
00:04:24,600 --> 00:04:28,040
‫اگه انقد الکی گیر بدی،

68
00:04:28,270 --> 00:04:30,500
‫برتا جونم که اینجاستم ساکت نمی‌مو-

69
00:04:30,500 --> 00:04:32,080
‫تو داری چیکار می‌کنی؟

70
00:04:35,080 --> 00:04:37,990
‫سـ ـ سـ ـ سام‌علیک ریمورو! دماغت چاقه!؟

71
00:04:39,160 --> 00:04:40,380
‫رامیریس-ساما.

72
00:04:40,650 --> 00:04:43,080
‫یه‌مقدار چوب تازه آوردم.

73
00:04:43,480 --> 00:04:46,280
‫ترینی-سان، چیکار می‌کنی؟

74
00:04:46,920 --> 00:04:50,140
‫عـ ـ عه‌وا ریمورو-ساما! امیدوارم روزی خوبی داشته باشید.

75
00:04:50,140 --> 00:04:50,740
‫عاه.

76
00:04:50,740 --> 00:04:53,140
‫ترینی-سان، جریان چیه؟

77
00:04:53,140 --> 00:04:56,280
‫چـ ـ چیزه، این جریان داره.

78
00:04:56,280 --> 00:04:59,770
‫رامـ ـ رامیریس-ساما کار غلطی نکردن... من، چیز...

79
00:05:00,320 --> 00:05:01,880
‫برتا، توضیح بده.

80
00:05:02,140 --> 00:05:04,200
‫عاه... آخرشم افتاد گردن من؟

81
00:05:05,800 --> 00:05:07,290
‫خب، چند وقت پیش...

82
00:05:09,460 --> 00:05:11,530
‫با این وضع نمی‌شه ادامه داد.

83
00:05:11,960 --> 00:05:14,410
‫باید اثاث‌کشی کنیم!

84
00:05:14,410 --> 00:05:16,360
‫رامیریس-ساما، الحق خیلی خردمندید!

85
00:05:16,360 --> 00:05:18,180
‫عجب ایده‌ی شاهکاری!

86
00:05:18,180 --> 00:05:19,540
‫مگه نه؟!

87
00:05:19,900 --> 00:05:20,870
‫لطفاً صبر کنید.

88
00:05:21,830 --> 00:05:25,160
‫اینکه ایده‌ی شاهکاریه یا نه به کنار،

89
00:05:25,160 --> 00:05:27,710
‫باید کجا بریم؟

90
00:05:27,970 --> 00:05:30,390
‫و می‌شه دلیلشو بپرسم؟

91
00:05:30,720 --> 00:05:32,480
‫خوشحالم پرسیدی!

92
00:05:33,010 --> 00:05:35,220
‫برتا-چان، حس نمی‌کنی اینجا آدم از بی‌حوصلگی سقط می‌شه؟

93
00:05:35,220 --> 00:05:36,640
‫کسی نیست باهاش بازی کنیم،

94
00:05:36,640 --> 00:05:39,840
‫و تنها خوش‌‌گذرونی ساخت گولمه.

95
00:05:39,840 --> 00:05:41,630
‫سگم که پاشو اینجا نمی‌ذاره خب.

96
00:05:42,230 --> 00:05:45,650
‫ولی تمپست کلی چیز میز داره!

97
00:05:45,650 --> 00:05:50,240
‫برای همین به‌نظرم باید اونجا زندگی کنیم!

98
00:05:51,450 --> 00:05:56,290
‫ولی رامیریس-ساما، ریمورو-ساما درخواستتونو رد نکردن؟

99
00:05:56,520 --> 00:05:59,760
‫برتا، داری زیادی پیچیده‌ش می‌کنی.

100
00:06:00,090 --> 00:06:02,070
‫ریمورو-ساما خیلی مهربونن.

101
00:06:02,380 --> 00:06:07,290
‫عمراً بطور کامل درخواست رامیریس-سامای عزیز رو رد کنن.

102
00:06:08,920 --> 00:06:10,350
‫این همکارم...

103
00:06:10,560 --> 00:06:13,660
‫کارش تو مسائلی که مربوط به رامیریس-ساما
‫نیست عالیه، ولی...

104
00:06:14,720 --> 00:06:16,390
‫و داستان این بود.

105
00:06:16,390 --> 00:06:18,320
‫برتای خائن!

106
00:06:18,770 --> 00:06:22,420
‫و همونطور که رامیریس-ساما گفتن،

107
00:06:22,420 --> 00:06:26,450
‫قبل از اومدن، درِ هزارتوی قبلی‌مونو
‫مهروموم کردیم.

108
00:06:26,650 --> 00:06:27,920
‫و جریان اینه!

109
00:06:27,920 --> 00:06:32,840
‫و ریمورو، اگه پرتم کنی بیرون، جایی ندارم برم!

110
00:06:32,840 --> 00:06:34,950
‫رامیریس-سامای بیچاره!

111
00:06:34,010 --> 00:06:34,940
‫گناه دارم!

112
00:06:34,940 --> 00:06:37,840
‫ترینی-سان، انقدر لوسش نکن!

113
00:06:38,400 --> 00:06:40,920
‫بگذریم، فهمیدم چه‌خبره.

114
00:06:41,780 --> 00:06:43,750
‫گوبوکیو، جدی بهت سخت گذشت.

115
00:06:43,750 --> 00:06:46,420
‫نه، برام مهم نیست، ولی...

116
00:06:46,880 --> 00:06:49,550
‫نگهبانا یکم اذیت شدن.

117
00:06:49,550 --> 00:06:50,380
‫هوی!

118
00:06:51,320 --> 00:06:54,050
‫خـ ـ خب چیزه، یکم هیجان‌زده شدم...

119
00:06:54,200 --> 00:06:56,330
‫رامیریس-ساما مقصر نیستن!

120
00:06:56,330 --> 00:06:59,480
‫اون سربازا بهشون حرفای بد زدن،

121
00:06:59,480 --> 00:07:02,570
‫برای همین یکم با جادوم خوابوندم‌شون.

122
00:07:03,040 --> 00:07:04,040
‫پس یعنی...

123
00:07:04,640 --> 00:07:08,470
‫سعی کردی یه کلبه بسازی،
‫نگهبانا جلوتو گرفتن.

124
00:07:08,470 --> 00:07:12,570
‫و خوشت نیومد، برای همین به ترینی-سان
‫گفتی بخوابونتشون،

125
00:07:12,570 --> 00:07:14,820
‫ولی گوبوکیو اومد و پیداتون کرد.

126
00:07:15,070 --> 00:07:16,570
‫درست گفتم؟

127
00:07:16,840 --> 00:07:18,300
‫خب چیز...

128
00:07:18,300 --> 00:07:20,130
‫نخیر!

129
00:07:20,130 --> 00:07:23,510
‫یا حداقل شاید... شایدم آره...

130
00:07:23,510 --> 00:07:24,260
‫فک کنم؟

131
00:07:24,670 --> 00:07:26,520
‫از دست تو...

132
00:07:34,480 --> 00:07:35,500
‫یه در...

133
00:07:37,860 --> 00:07:40,270
‫یه در به هزارتو، ها؟

134
00:07:41,400 --> 00:07:42,880
‫این‌یکی شاید کار بده.

135
00:07:45,810 --> 00:07:50,280


136
00:07:45,810 --> 00:07:50,280
‫سلسه جادوگری ثالیون

137
00:08:05,240 --> 00:08:06,040
‫اعلی‌حضرت،

138
00:08:06,340 --> 00:08:10,570
‫از پادشاهی هیولاها دعوت‌نامه‌ای به‌دستمون رسیده.

139
00:08:12,200 --> 00:08:15,700
‫فکرشو نمی‌کردم جدی به‌عنوان 
‫یه ارباب شیاطین به رسمیت بشناسنش...

140
00:08:16,000 --> 00:08:18,130
‫ولی اون هیچ،

141
00:08:18,880 --> 00:08:22,760
‫این‌بار دیگه نمی‌تونم بانو رو بپیچونم.

142
00:08:28,520 --> 00:08:30,080
‫اوهو؟

143
00:08:31,220 --> 00:08:32,080
‫علیاحضرت؟

144
00:08:32,340 --> 00:08:36,510
‫تنها رفتی همچین جای باحالی؟

145
00:08:36,510 --> 00:08:40,580
‫خوشا به‌حالت. حتماً حسابی حال کردی.

146
00:08:40,880 --> 00:08:41,570
‫عا...

147
00:08:41,820 --> 00:08:44,280
‫تازه خودتو به‌عنوان نماینده‌م معرفی کردی

148
00:08:44,280 --> 00:08:46,500
‫و باهاشون روابط سیاسی برقرار کردی.

149
00:08:46,500 --> 00:08:51,340
‫دلم می‌خواست خودم برای همچین مسئله‌ی
‫مهمی حضور داشته باشم.

150
00:08:51,340 --> 00:08:55,480
‫و ـ ولی اعلی‌حضرت، اونجا بدون شک 
‫کشور هیولاهاست!

151
00:08:55,480 --> 00:08:59,100
‫نمی‌تونم بدون اطمینان از امنیت شما، 
‫همچین جایی ببرمتون!

152
00:08:59,390 --> 00:09:01,860
‫اگه چنین موجودات فوق‌العاده‌ای
‫ واقعاً وجود داشته باشن،

153
00:09:01,860 --> 00:09:03,740
‫می‌خوام با چشمای خودم ببینمشون.

154
00:09:04,330 --> 00:09:08,040
‫درضمن، این فرصتی برای تبریک
‫ به ارباب شیاطین تازه منصوب‌شده‌ست...

155
00:09:08,040 --> 00:09:11,760
‫حتی منم با این‌همه عمرم،
‫ تا حالا همچین فرد جالبی رو ندیدم.

156
00:09:12,560 --> 00:09:15,580
‫با اصلاح «پیش‌دستی کردن» آشنا هستی؟

157
00:09:17,110 --> 00:09:19,840
‫باورم نمی‌شه یکی از اعضای خانواده‌م
‫ اینطوری منو تهدید کنه!

158
00:09:19,840 --> 00:09:23,080
‫من عجب ملکه‌ی حقیر و بدبختی هستم!

159
00:09:23,370 --> 00:09:27,930
‫چقدر حسادت‌انگیز... نه، چقدر توهین‌آمیزه!

160
00:09:28,350 --> 00:09:33,090
‫اصلاٌ نمی‌دونی چه لذت‌هایی—
‫نه، چه خطرناکی در انتظارته،

161
00:09:33,090 --> 00:09:35,090
‫و با این‌حال کار خودتو کردی!

162
00:09:37,800 --> 00:09:39,440
‫این کارت نابخشودنیه!

163
00:09:43,400 --> 00:09:45,940
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟

164
00:09:45,940 --> 00:09:46,460
‫ها؟

165
00:09:47,220 --> 00:09:49,870
‫منظورتون... چیه؟

166
00:09:50,090 --> 00:09:52,640
‫آه، می‌خوای از زیرش در بری، ها؟

167
00:09:53,220 --> 00:09:54,640
‫راستی، ارالد،

168
00:09:55,070 --> 00:09:58,060
‫در رابطه با شیرینی‌هایی که 
‫از مغازه‌ی آقای یوشیدا سفارش دادم...

169
00:09:58,280 --> 00:10:01,730
‫اخیراً کیفیت‌شون به‌شدت افزایش پیدا کرده.

170
00:10:02,240 --> 00:10:03,970
‫دلیلشو می‌دونی؟

171
00:10:04,580 --> 00:10:05,970
‫آقای یوشیدا...

172
00:10:06,320 --> 00:10:11,510
‫منظورتون همون شیرینی‌پزی هست که 
‫توی انگراشیا مغازه باز کرده؟

173
00:10:11,510 --> 00:10:12,660
‫فرد قابل توجهی هستش؟

174
00:10:12,880 --> 00:10:14,790
‫به‌عنوان رزم‌آرایی به شهرت تو،

175
00:10:14,790 --> 00:10:16,690
‫اطلاعات کمی از جهان داری.

176
00:10:16,690 --> 00:10:17,940
‫چه ناامیدکننده.

177
00:10:17,940 --> 00:10:19,760
‫واقعاً متأسفم.

178
00:10:20,400 --> 00:10:25,520
‫این آقای یوشیدا چه ربطی به دعوت‌نامه‌ی ریمورو-دونو داره؟

179
00:10:25,700 --> 00:10:28,510
‫عجب، واقعاً نمی‌دونی؟

180
00:10:28,840 --> 00:10:32,840
‫یه‌بار اریون-چان چندتا از شیرینی‌هاش رو
‫ به‌عنوان سوغاتی برام خرید.

181
00:10:33,330 --> 00:10:35,520
‫پس احتمال می‌دم چیزی بهت نرسیده، نه؟

182
00:10:35,520 --> 00:10:38,530
‫جانــــــم؟!

183
00:10:41,050 --> 00:10:43,280
‫خیلی‌خب، در جریان می‌ذارمت.

184
00:10:43,800 --> 00:10:48,140
‫به‌نظر میاد آقای یوشیدا داره مواد اولیه‌ش رو
‫ از شخص خاصی تهیه می‌کنه،

185
00:10:48,430 --> 00:10:51,100
‫و این‌کار باعث افزایش چشمگیری 
‫توی کیفیت محصولاتش شده.

186
00:10:51,480 --> 00:10:56,080
‫سوغاتی‌ای که اریون-چان برام خرید، 
‫کیک به‌شدت خوشمزه‌ای بود.

187
00:10:56,460 --> 00:10:57,510
‫کیک؟

188
00:10:58,290 --> 00:11:01,550
‫چرا هیچی برای بابات نیاوردی، ارن-چان؟

189
00:11:01,720 --> 00:11:06,690
‫پس ازش دعوت کردم تا تأمین‌کننده انحصاری
‫ شیرینی‌های این امپراتوری بشه،

190
00:11:07,040 --> 00:11:08,640
‫ولی درخواستمو رد کرد.

191
00:11:09,040 --> 00:11:13,360
‫مهم نبود چقدر پول پیشنهاد بدم،
‫آقای یوشیدا قبول نمی‌کرد اینجا بیاد.

192
00:11:13,620 --> 00:11:16,980
‫چرا وقت خودتونو روی
‫ همچین مسائلی می‌ذارید، بانوی من؟

193
00:11:19,660 --> 00:11:24,760
‫ولی ظاهراً آقای یوشیدا درمورد 
‫بستن مغازه‌ش حرف می‌زده.

194
00:11:24,760 --> 00:11:28,360
‫نمی‌دونم می‌خواد شعبه جدیدی باز کنه یا نقل‌مکان کنه...

195
00:11:29,200 --> 00:11:30,160
‫در هر حال،

196
00:11:30,160 --> 00:11:35,490
‫یعنی متوجه نیستی که نخوردن شیرینی‌هاش
‫ توی این مدت چقدر فاجعه‌باره؟

197
00:11:35,490 --> 00:11:38,000
‫خیر، متوجه نیستم. اصلاً چه اهمیتی داره؟

198
00:11:38,670 --> 00:11:42,690
‫اوه؟ پس جوابت اینه؟

199
00:11:43,090 --> 00:11:46,330
‫اریون-چان واقعاً عاشق شیرینی‌هاش بود،

200
00:11:46,330 --> 00:11:48,880
‫پس اگه می‌تونست اینجا به راحتی تهیه‌شون کنه،

201
00:11:48,880 --> 00:11:52,150
‫مطمئنم زود به زود برمی‌گشت خونه.

202
00:11:52,150 --> 00:11:52,970
‫آه!

203
00:11:53,400 --> 00:11:57,990
‫هرچی نباشه، گهگاهی به
‫ مهمونی چایی که برگزار می‌کنم میاد.

204
00:11:58,320 --> 00:11:59,110
‫چی؟!

205
00:11:59,920 --> 00:12:01,190
‫اون احمق‌ها!

206
00:12:01,190 --> 00:12:04,860
‫بهشون گفتم هروقت ارن-چان
‫ برمی‌گرده خونه بهم خبر بدن!

207
00:12:06,040 --> 00:12:08,360
‫این یه مسئله بسیار جدیه!

208
00:12:08,700 --> 00:12:09,560
‫دیدی؟

209
00:12:10,360 --> 00:12:13,840
‫ولی با استفاده از پول و اختیاراتم...

210
00:12:13,840 --> 00:12:16,370
‫تونستم اطلاعات جالبی کسب کنم.

211
00:12:18,160 --> 00:12:19,360
‫بفرمایید.

212
00:12:20,410 --> 00:12:22,020
‫برحسب تصادف،

213
00:12:22,020 --> 00:12:24,190
‫جایی که می‌خواد بهش نقل‌مکان کنه...

214
00:12:24,190 --> 00:12:26,870
‫تمپست، همون کشوریه که ازش بازدید کردی!

215
00:12:27,890 --> 00:12:31,800
‫وقتی اونجا رفتی چیکار کردی؟

216
00:12:37,200 --> 00:12:39,090
‫واقعاً خیلی باهوشی، شونا-چان!

217
00:12:39,780 --> 00:12:43,240
‫این یه بازسازی بی‌نقص از اون دستورپخت جدیده!

218
00:12:48,190 --> 00:12:53,240
‫آه.... منظورتون اینه که اون دستورپخت... 
‫برای آقای یوشیدا بوده؟

219
00:12:53,550 --> 00:12:56,540
‫واقعاً در حدی که ادعا می‌کنی زرنگ هستی؟

220
00:12:56,980 --> 00:12:58,710
‫واقعاً شرمنده‌ام.

221
00:12:59,050 --> 00:13:05,180
‫فکر کردم اونجا رفتی تا 
‫انحصار شیرینی‌هاش رو برای اریون-چان بگیری.

222
00:13:05,180 --> 00:13:07,720
‫ابداً همچین کاری نمی‌کردم، سرورم.

223
00:13:08,100 --> 00:13:11,310
‫واقعاً نمی‌کردی؟ هرچی نباشه، 
‫حاضری هرکاری برای دخترت بکنی.

224
00:13:13,830 --> 00:13:17,230
‫بگذریم، اعلی‌حضرت. اگه ممکنه برگردیم سر موضوع اصلی،

225
00:13:17,230 --> 00:13:19,840
‫قصد دارید چطوری جواب ریمورو-دونو رو بدید؟

226
00:13:20,420 --> 00:13:21,780
‫بذار ببینم...

227
00:13:22,930 --> 00:13:25,010
‫رفتن به کشور هیولاها شوخی نیست.

228
00:13:25,310 --> 00:13:29,160
‫معنیش اینه که به کسایی منتظر سرنگونیم هستن،

229
00:13:29,160 --> 00:13:32,400
‫یه بهونه خیلی خوب می‌دم.

230
00:13:32,760 --> 00:13:34,040
‫نه تنها این،

231
00:13:34,040 --> 00:13:38,100
‫بلکه از اینم اطمینان ندارم که 
‫هیچ‌کس قصد کشتن ملکه رو نداره.

232
00:13:38,740 --> 00:13:41,290
‫زیادی نگرانی، ارالد-چان.

233
00:13:43,280 --> 00:13:44,290
‫اعلی‌حضرت؟

234
00:13:45,310 --> 00:13:47,850
‫مهم نیست اون پسرها چه فکری توی سرشون باشه،

235
00:13:48,270 --> 00:13:51,130
‫امکان نداره منو دور بزنن.

236
00:13:53,710 --> 00:13:58,060
‫ارباب شیاطین ریمورو کسیه که باید مراقبش باشیم.

237
00:14:06,940 --> 00:14:09,950
‫منظورتون چیه؟

238
00:14:11,860 --> 00:14:16,450
‫ریمورو خیلی راحت موافقت کرد که 
‫جاده‌ی به سمت تالیون رو بسازه، مگه نه؟

239
00:14:16,700 --> 00:14:17,350
‫درسته.

240
00:14:17,800 --> 00:14:22,330
‫با اینکه حق دریافت عوارض رفت‌وآمد
‫ توی جاده رو درخواست کرد،

241
00:14:22,680 --> 00:14:25,320
‫توافق کرد که خودش تمام ساخت‌وساز رو انجام بده.

242
00:14:25,320 --> 00:14:26,200
‫همینو می‌گم.

243
00:14:27,050 --> 00:14:30,680
‫همون حق عوارض، ثروت هنگفتی براش به همراه داره.

244
00:14:31,160 --> 00:14:34,720
‫منظورمو متوجه می‌شی، ارالد-چان؟

245
00:14:35,270 --> 00:14:38,010
‫منظورتون حق امتیازهاست؟

246
00:14:38,680 --> 00:14:40,730
‫هنوز باید خیلی چیزا یاد بگیری.

247
00:14:41,160 --> 00:14:43,730
‫وقتی نژادهای طولانی‌عمری مثل ما نقشه‌ای می‌چینن،

248
00:14:43,730 --> 00:14:48,240
‫سود طولانی مدت همیشه از ضرورت‌هاست.

249
00:14:48,240 --> 00:14:49,770
‫بله، درست می‌فرمایید.

250
00:14:49,770 --> 00:14:55,130
‫نرخ عوارضی که ارباب شیاطین ریمورو 
‫برای استفاده از جاده می‌ذاره

251
00:14:55,130 --> 00:14:57,760
‫و هزینه احتمالی ساخت جاده از طرف خودمون...

252
00:14:58,240 --> 00:15:00,760
‫همه توی تصمیم نهایی درنظر گرفته شده.

253
00:15:00,760 --> 00:15:02,200
‫خیلی ساده‌ای.

254
00:15:02,600 --> 00:15:05,770
‫توسعه اون جنگل مسئله راحتی نیست.

255
00:15:05,770 --> 00:15:09,840
‫دلیلی که هیچ‌کس سعی نکرد،
‫ این بود که سودی توی انجامش نبود.

256
00:15:09,840 --> 00:15:14,720
‫اتحادیه جورا تمپست

257
00:15:09,840 --> 00:15:14,720
‫غار مهر شده

258
00:15:09,840 --> 00:15:14,720
‫کوه‌های کوشا

259
00:15:09,840 --> 00:15:14,720
‫کوه‌های کانات

260
00:15:09,840 --> 00:15:14,720
‫پادشاهی فالموث

261
00:15:09,840 --> 00:15:14,720
‫پادشاهی بلاموند

262
00:15:09,840 --> 00:15:14,720
‫سلسله جادوگری ثالیون

263
00:15:09,840 --> 00:15:20,350
‫پادشاهی حیوانی یورازانیا

264
00:15:09,840 --> 00:15:20,350
‫رودخانه آمند

265
00:15:09,840 --> 00:15:20,350
‫شهر اژدهای گمشده

266
00:15:09,840 --> 00:15:20,350
‫کشور عروسک دیستاو

267
00:15:10,610 --> 00:15:13,870
‫ولی الان قلمرو وسیع ارباب شیاطین توی جنوب

268
00:15:13,870 --> 00:15:16,350
‫تحت کنترل قدرت ارباب شیاطین میلیم افتاده.

269
00:15:16,760 --> 00:15:20,370
‫با حمایت قوی نظامی، موفق‌ترین منطقه می‌شه.

270
00:15:20,350 --> 00:15:23,190
‫ایالات غربی

271
00:15:20,350 --> 00:15:23,190
‫پادشاهی انگراشیا

272
00:15:20,350 --> 00:15:23,190
‫امپراتوری مقدس لوبلیوس

273
00:15:20,350 --> 00:15:23,190
‫سلسله جادوگری ثالیون

274
00:15:20,350 --> 00:15:23,190
‫پادشاهی فالموث

275
00:15:20,350 --> 00:15:23,190
‫پادشاهی بلوموند

276
00:15:20,900 --> 00:15:23,580
‫و توی غرب، ایالت‌های غربی...

277
00:15:23,190 --> 00:15:27,030
‫پادشاهی شیلتروزو

278
00:15:23,190 --> 00:15:27,030
‫کشور مسلح دوارگون

279
00:15:23,190 --> 00:15:27,030
‫لانه اژدها

280
00:15:23,190 --> 00:15:27,030
‫جنگل بزرگ جورا

281
00:15:23,190 --> 00:15:27,030
‫دشت‌های غربی

282
00:15:23,190 --> 00:15:27,030
‫امپراتوری غربی

283
00:15:23,580 --> 00:15:26,040
‫توی شمال، کشور مسلح دوارگون...

284
00:15:26,660 --> 00:15:29,470
‫کشوری که همه رو به‌هم متصل می‌کنه

285
00:15:29,470 --> 00:15:32,870
‫کشور تازه تأسیسِ تمپست‌ـه، درست نمی‌گم؟

286
00:15:32,870 --> 00:15:36,480
‫به عبارتی اگه جنگل بنا باشه توسعه پیدا کنه،

287
00:15:36,480 --> 00:15:40,110
‫بهتره با گرفتن عوارض عبور، سود دریافت-

288
00:15:40,300 --> 00:15:42,830
‫در حالت معمول تصمیم عالی‌ایه.

289
00:15:42,830 --> 00:15:46,670
‫ولی داریم درمورد نژادی با عمر زیاد— 
‫اونم یه ارباب شیاطین حرف می‌زنیم.

290
00:15:47,220 --> 00:15:50,140
‫اگه بنا بر این باشه که عهدنامه‌ای
‫ با سود بلندمدت اجرا کنیم،

291
00:15:50,140 --> 00:15:52,630
‫نیازه که بیشتر بهش فکر کنیم.

292
00:15:53,250 --> 00:15:54,880
‫خب تو هشتاد امتیاز می‌گیری.

293
00:15:56,610 --> 00:15:59,470
‫باید توی ساخت‌وساز همکاری می‌کردیم.

294
00:15:59,900 --> 00:16:02,960
‫اگه ثبت می‌شد که حتی یه‌مقدار کمک کردیم،

295
00:16:02,960 --> 00:16:06,400
‫راحت‌تر می‌شد برای عوارض مذاکره کرد.

296
00:16:08,560 --> 00:16:12,160
‫من چیکار کردم؟
‫نتونستم خوب آینده رو تجسم کنم!

297
00:16:12,520 --> 00:16:13,890
‫وضعیت تغییر می‌کنه.

298
00:16:14,240 --> 00:16:16,360
‫خوبه که متوجه شدی.

299
00:16:16,680 --> 00:16:19,400
‫ولی نباید با پیش‌داوری تصمیم اشتباه بگیری.

300
00:16:20,630 --> 00:16:24,120
‫به‌ هرصورت، جوابم به دعوتنامه رو می‌خواستی، نه؟

301
00:16:25,600 --> 00:16:27,940
‫هردو مسئله شیرینی‌پزی

302
00:16:27,940 --> 00:16:30,120
‫و انحصار جاده ثابتش می‌کنه.

303
00:16:30,680 --> 00:16:34,410
‫ارباب شیاطین ریمورو
‫ با جامعه انسانی آشنایی زیادی داره.

304
00:16:35,270 --> 00:16:39,200
‫شکی درش نیست که اون دراصل یه دیگرجهانی بوده.

305
00:16:39,200 --> 00:16:43,560
‫ولی قدرتی دریافت کرده که 
‫از دانش و تجربیاتش به‌طور کامل استفاده کنه.

306
00:16:44,120 --> 00:16:46,270
‫حتی با احتساب مقامش به‌عنوان ارباب شیاطین،

307
00:16:46,270 --> 00:16:48,190
‫قدرتیه که نباید نادیده‌ش گرفت.

308
00:16:48,820 --> 00:16:53,440
‫شاگردهای قهرمان شیزو ایزاوا؛
‫ گرندمستر یوکی کاگورازاکا

309
00:16:53,440 --> 00:16:56,250
‫و کاپیتان شوالیه‌های مقدس هیناتا ساکاگوچی،

310
00:16:56,250 --> 00:16:58,910
‫توی ایالات غربی افراد قدرتمندی‌ان.

311
00:16:58,920 --> 00:17:02,200
‫ولی درنهایت مقابل ارباب شیاطین ریمورو عددی نیستن...

312
00:17:02,670 --> 00:17:04,540
‫منظورتون اینه که...

313
00:17:05,970 --> 00:17:08,000
‫شرکت نکردن جزو گزینه‌ها نیست.

314
00:17:22,830 --> 00:17:27,400
‫ا ـ امم... می‌تونم بدونم چه بلایی سرمون میاد؟

315
00:17:27,960 --> 00:17:30,560
‫لازم نیست رسمی صحبت کنی.

316
00:17:30,560 --> 00:17:34,090
‫درواقع اون به‌زور مؤدبانه بود، چه برسه به رسمی.

317
00:17:35,710 --> 00:17:36,640
‫گوبوکیو،

318
00:17:36,640 --> 00:17:40,500
‫به فکر این بودم توی زیرزمین استادیوم
‫ یه پناهگاه بسازم.

319
00:17:40,500 --> 00:17:41,470
‫قابل انجام هست؟

320
00:17:42,810 --> 00:17:47,090
‫حتی اگه افسران بالارتبه‌تون همه‌چیزو دقیق محاسبه کنن...

321
00:17:47,090 --> 00:17:49,640
‫فکر نمی‌کنم امن باشه اگه درست زیر استادیوم بسازیمش.

322
00:17:50,240 --> 00:17:51,450
‫اگه فضای بزرگی اون زیر باشه،

323
00:17:51,450 --> 00:17:54,120
‫هرنوع بخورد جدی‌ای ممکنه باعث تخریب ساختمون بشه.

324
00:17:54,860 --> 00:17:57,800
‫ولی اگه دقیقاً زیرش نسازیم، نباید مشکلی باشه.

325
00:17:58,600 --> 00:17:59,810
‫حرفت منطقیه.

326
00:18:00,240 --> 00:18:02,800
‫می‌خوای یه در توی این پناهگاه زیرزمینی بذارم.

327
00:18:04,280 --> 00:18:05,560
‫یه در؟

328
00:18:05,790 --> 00:18:06,440
‫آره.

329
00:18:06,640 --> 00:18:10,910
‫یدونه از اون بزرگ و سنگین‌هاش باشه که 
‫یه تخته‌سنگ بزرگ روش جا بشه.

330
00:18:11,440 --> 00:18:15,560
‫و قراره پشت این در هم پناهگاه ‌بسازیم؟

331
00:18:15,560 --> 00:18:17,440
‫نه، نیازی بهش نیست.

332
00:18:17,640 --> 00:18:19,320
‫فقط همون در مهمه.

333
00:18:19,610 --> 00:18:21,070
‫مگه نه، رامیریس؟

334
00:18:21,380 --> 00:18:22,750
‫ر ـ ریمورو؟

335
00:18:22,750 --> 00:18:25,790
‫می‌گم، تو که احیانا، درباره...

336
00:18:26,060 --> 00:18:30,600
‫می‌خوام کمکم کنی
‫ یه هزارتوی زیرزمینی؛ یه دانجن بسازم.

337
00:18:36,460 --> 00:18:40,160
‫می‌ذاریم هیولاها اونجا پرسه بزنن 
‫و ماجراجوها رو می‌فرستیم داخل.

338
00:18:40,160 --> 00:18:44,300
‫این باید هرروز بازدیدکننده‌های بیشتری جذب کنه.

339
00:18:44,590 --> 00:18:47,910
‫یه هـ ـ هزارتو؟ زیر استادیوم؟

340
00:18:48,560 --> 00:18:52,730
‫توی خود استادیوم می‌تونیم
‫ ماجراجوهای تازه‌کار تمرین بدیم.

341
00:18:52,730 --> 00:18:55,320
‫برنامه دارم یه‌غرفه اونجا بذارم که معجون هم بفروشه.

342
00:18:55,600 --> 00:18:58,470
‫و اگه رامیریس دانجن رو بچرخونه،

343
00:18:58,470 --> 00:19:03,370
‫شرط می‌بندم مِیخونه‌ای که ماجراجوها بتونن
‫ توی راه خونه نوشیدنی بخورن، پرسود بشه.

344
00:19:03,370 --> 00:19:05,370
‫بچرخونمش؟ من؟!

345
00:19:05,610 --> 00:19:08,180
‫از ماجراجوها می‌تونیم سود به‌دست بیاریم،

346
00:19:08,180 --> 00:19:10,400
‫در عین حال تو و گروهت،
‫ خونه و کار نصیبتون می‌شه.

347
00:19:10,400 --> 00:19:13,880
‫تازشم یه‌مقدار پول از طرف من می‌گیرین.

348
00:19:14,070 --> 00:19:16,880
‫صـ ـ صبر کن... یعنی می‌گی که...

349
00:19:16,880 --> 00:19:20,560
‫نه تنها می‌تونم اینجا 
‫هزارتویی بسازم که توش زندگی کنم،

350
00:19:20,560 --> 00:19:23,760
‫بلکه یه کار آبرومند هم بهم می‌دی؟!

351
00:19:23,760 --> 00:19:26,890
‫اگه درخواستمو قبول کنی، آره.

352
00:19:27,700 --> 00:19:30,510
‫باشه پس... یعنی به عبارتی،
‫شاید، فقط شاید...

353
00:19:30,510 --> 00:19:34,030
‫دیگه قرار نیست یه علاف بیکار باشم؟

354
00:19:34,280 --> 00:19:37,040
‫چقدر فوق‌العاده، رامیریس-ساما.

355
00:19:39,260 --> 00:19:40,700
‫ا ـ امم...

356
00:19:40,700 --> 00:19:45,440
‫وقتی گفتی حتی بهم پول می‌دی،
‫حرفت جدی جدی بود، نه؟

357
00:19:45,710 --> 00:19:46,880
‫کاملاً جدی می‌گم.

358
00:19:46,880 --> 00:19:50,960
‫ولی خب تا اجراییش نکنیم 
‫نمی‌دونم چقدر قراره برامون سود داشته باشه.

359
00:19:51,230 --> 00:19:53,160
‫نظرت چیه بعد برداشتن هزینه‌های لازم

360
00:19:53,160 --> 00:19:56,160
‫بیست درصد از سود رو بهت بدم؟

361
00:19:56,160 --> 00:19:59,710
‫حـ ـ حدوداً تا چقدر داریم حرف می‌زنیم؟

362
00:20:00,010 --> 00:20:01,200
‫خب...

363
00:20:01,200 --> 00:20:04,230
‫اگه فرض بگیریم حدود هزار ماجراجو هرروز سر بزنن،

364
00:20:04,230 --> 00:20:07,720
‫سهمت یه‌چیزی دور و ور دو سکه طلا می‌شه.

365
00:20:07,860 --> 00:20:11,720
‫چی؟! یـ ـ یعنی انقدر بهم مزد می‌دی؟!

366
00:20:11,960 --> 00:20:15,830
‫ولی خب این فقط فرضیاته.
‫نمی‌دونیم موفقیت‌آمیزه یا نه.

367
00:20:15,830 --> 00:20:18,720
‫بالأخره اگه کسی پیداش نشه بی‌فایده‌ست.

368
00:20:19,070 --> 00:20:21,780
‫ولی اگه برنامه داشتی به‌هرحال اونجا زندگی کنی،

369
00:20:21,780 --> 00:20:24,030
‫من که می‌گم چیزی برای از دست دادن نداری.

370
00:20:26,530 --> 00:20:30,650
‫این یعنی می‌تونم خوشبختی واقعی رو به‌چشم ببینم!

371
00:20:30,650 --> 00:20:36,220
‫دیگه برای اینکه یه ارباب شیاطینِ
‫ فقیر و بیکارم مسخره‌م نمی‌کنن.

372
00:20:36,220 --> 00:20:38,840
‫حتماً خیلی سرش اذیتش کردن.

373
00:20:39,420 --> 00:20:40,320
‫هوی!

374
00:20:40,320 --> 00:20:43,070
‫اول باید تصمیم بگیریم کجا استادیوم رو بسازیم!

375
00:20:43,070 --> 00:20:44,790
‫برگرد اینجا!

376
00:20:48,160 --> 00:20:51,640
‫درنظر داشتم میدون شهر رو تا خارج از دوازه غربی؛

377
00:20:51,640 --> 00:20:54,140
‫تا جایی که جاده تموم می‌شه گسترش بدم و اونجا بسازم.

378
00:20:54,560 --> 00:20:57,890
‫چرا؟ مگه توی شهر فضای خالی نیست؟

379
00:20:57,890 --> 00:21:02,280
‫حیوان‌نماها می‌خوان از اون منطقه
‫ به‌عنوان پناهگاه استفاده کنن.

380
00:21:02,280 --> 00:21:04,530
‫اونجا الان کلی خونه‌سازی موقت داریم،

381
00:21:04,530 --> 00:21:07,400
‫سر همین بهترین جا برای استادیوم ساختن نیست.

382
00:21:07,800 --> 00:21:11,510
‫و همینطوری که نمی‌تونیم 
‫پناهنده‌های حیوان‌نما رو از شهر بیرون کنیم.

383
00:21:11,800 --> 00:21:13,690
‫فکر کنم توسعه‌ی اون منطقه

384
00:21:13,690 --> 00:21:16,920
‫باید تا وقتی گلد-ساما 
‫ساخت پایتخت جدید رو تموم کنه صبر کنه.

385
00:21:17,120 --> 00:21:21,570
‫خب چرا نمی‌ذاریم به هزارتو بیان؟

386
00:21:21,570 --> 00:21:26,010
‫می‌تونم همه‌شونو یه‌جا بردارم و جابه‌جاش کنم،
‫پس کار چندانی نداره.

387
00:21:26,410 --> 00:21:27,120
‫ها؟

388
00:21:29,480 --> 00:21:33,810
‫داری می‌گی می‌تونی کسایی که
‫ توش زندگی می‌کنن هم باهاش جابه‌جا کنی؟

389
00:21:34,120 --> 00:21:35,630
‫عا، خب...

390
00:21:35,630 --> 00:21:40,120
‫قبل انتقالشون به هزارتو باید ازشون اجازه بگیرم.

391
00:21:40,120 --> 00:21:43,890
‫ولی می‌تونم اشیاء رو بدون اجازه کسی راحت جابه‌جا کنم!

392
00:21:43,890 --> 00:21:45,230
‫خدایی؟!

393
00:21:45,500 --> 00:21:49,960
‫منظورت اینه که نه تنها می‌تونی به اختیارت
‫ حیوان‌نماها رو جابه‌جا کنی،

394
00:21:49,960 --> 00:21:52,900
‫بلکه می‌تونی خونه و
‫ اسباب اثاثیه‌هاشونم باهاشون ببری؟

395
00:21:52,900 --> 00:21:55,070
‫آره! دقیقاً درسته!

396
00:21:55,350 --> 00:21:56,960
‫فوق‌العاده‌ست.

397
00:21:56,960 --> 00:22:01,300
‫راستشو بگم، متقاعد شده بودم که 
‫هیچ مهارت به‌دردبخوری نداری.

398
00:22:01,920 --> 00:22:03,800
‫خـ ـ خیلی بدجنسی!

399
00:22:03,800 --> 00:22:07,140
‫جرئت داری اینو به موجود ترسناکی 
‫مثل قوی‌ترین ارباب شیاطین بگی؟!

400
00:22:07,140 --> 00:22:10,140
‫بیخیال، عصبانی نشو، رامیریس-چان.

401
00:22:10,140 --> 00:22:13,200
‫فقط بگو چه کارهای خفن دیگه‌ای بلدی!

402
00:22:17,100 --> 00:22:18,300
‫عالیه!

403
00:22:18,740 --> 00:22:22,220
‫حالا دیگه مسئله‌ی امنیت که
‫ بیشتر از همه نگرانش بودم حل شده!

404
00:22:22,220 --> 00:22:24,110
‫بی‌نظیری، رامیریس-کون!

405
00:22:24,360 --> 00:22:26,520
‫واقعاً؟ جدی داری می‌گی؟

406
00:22:27,020 --> 00:22:29,610
‫پس واقعاً شگفت‌انگیزم؟

407
00:22:29,770 --> 00:22:30,480
‫آره!

408
00:22:30,750 --> 00:22:33,990
‫حالا هدف‌مون کاملاً توی دیده!

409
00:22:34,680 --> 00:22:36,960
‫روت حساب می‌کنم، رامیریس-کون!

410
00:22:37,180 --> 00:22:39,840
‫باشه! بسپرش به خودم!

411
00:22:42,990 --> 00:22:45,960
‫حالا همه‌تون سوار قایق بزرگ من هستید!

412
00:22:49,040 --> 00:22:53,450
‫یه قایق بزرگ، ها؟ فقط امیدوارم گِلی نباشه...

413
00:24:25,260 --> 00:24:27,980
‫دفعه بعد: «هزارتو و اژدهای طوفان.»

414
00:24:26,110 --> 00:24:30,070
‫هزارتو

415
00:24:26,400 --> 00:24:30,070
‫و اژدهای طوفان

