﻿1
00:00:03,280 --> 00:00:04,990
‫وقتی گفتن تنگو،

2
00:00:04,990 --> 00:00:08,270
‫یه همچین چیزی تو ذهنم بود...

3
00:00:08,480 --> 00:00:15,490
{\an8}‫تنــگو

4
00:00:09,160 --> 00:00:15,490
{\an8}‫تنــگو

5
00:00:09,720 --> 00:00:11,640
‫تنگو با کانجی «بهشت» و «سگ» نوشته می‌شه.

6
00:00:11,640 --> 00:00:15,490
‫برای همین انگار یه نژاد دورگه‌ن که از
‫فرشته‌ها و گرگا متولد می‌شن.

7
00:00:15,950 --> 00:00:16,990
‫توجه.

8
00:00:15,950 --> 00:00:17,030
‫توجه

9
00:00:17,000 --> 00:00:19,480
‫اگر بخواهیم دقیق‌تر بگیم، نژاد دورگه نیستن.

10
00:00:17,330 --> 00:00:19,670
‫اگر بخواهیم دقیق‌تر بگیم، نژاد دورگه نیستن.

11
00:00:19,480 --> 00:00:23,000
‫تنگو، تناسخ یک فرشته در بدن یک گرگ می‌باشد.

12
00:00:23,290 --> 00:00:26,030
‫صحیح صحیح. یه نژاد تناسخی‌ان.

13
00:00:26,030 --> 00:00:29,130
‫توجه. دقیق‌تر بگیم، نژاد حساب نمی‌شن.

14
00:00:29,320 --> 00:00:32,870
‫فرشته‌ی خاصی، درون چندین شخص تناسخ پیدا می‌کند،

15
00:00:32,870 --> 00:00:35,130
‫مانند شخص رانگا.

16
00:00:35,560 --> 00:00:38,920
‫اینی که جلومه، دختر کدخدای تنگوها،

17
00:00:38,920 --> 00:00:41,280
‫کسیه که به‌عنوان خدای کوهستان پرستیده می‌شه.

18
00:00:41,600 --> 00:00:43,800
‫ارباب شیاطین ریمورو، خوشبختم.

19
00:00:44,160 --> 00:00:46,700
‫به‌عنوان نماینده‌ی کدخدای تنگوها تشریف‌فرما شدم.

20
00:00:46,700 --> 00:00:48,070
‫مومیجی هستم.

21
00:00:48,490 --> 00:00:50,520
‫آشنایی با شما باعث افتخاره.

22
00:01:56,640 --> 00:02:01,230


23
00:01:56,640 --> 00:02:01,230
‫HADAD

24
00:01:56,640 --> 00:02:01,230
‫&

25
00:01:56,640 --> 00:02:01,230
‫&

26
00:01:56,640 --> 00:02:01,230
‫&

27
00:01:56,640 --> 00:02:01,230
‫&

28
00:01:56,640 --> 00:02:01,230
‫&

29
00:01:56,640 --> 00:02:01,230
‫&

30
00:01:56,640 --> 00:02:01,230
‫&

31
00:01:56,640 --> 00:02:01,230
‫&

32
00:01:56,640 --> 00:02:01,230
‫&

33
00:01:56,640 --> 00:02:01,230
‫&

34
00:01:56,640 --> 00:02:01,230
‫&

35
00:01:56,640 --> 00:02:01,230
‫&

36
00:01:56,640 --> 00:02:01,230
‫&

37
00:01:56,640 --> 00:02:01,230
‫Tenshi Hunter

38
00:02:28,760 --> 00:02:31,500
‫بعد از اینکه با هیناتا اینا رابطه‌ی دوستانه برقرار کردیم،

39
00:02:31,500 --> 00:02:34,720
‫یه تیم به رهبری بنیمارو فرستادم به دهکدهی
‫تنگوها که تو رشته‌کوه کوشا قرار داره،

40
00:02:34,720 --> 00:02:39,290
‫تا اجازه‌شون برای ساخت جاده به سمت ثالیونو بگیریم.

41
00:02:36,590 --> 00:02:41,300
‫قسمت ۶۴

42
00:02:36,590 --> 00:02:41,300
‫آزمون بنیمارو

43
00:02:41,120 --> 00:02:42,040
‫حتماً همینه.

44
00:02:46,370 --> 00:02:48,290
‫به‌نظر می‌رسه یه حفاظ اطرافشه.

45
00:02:49,430 --> 00:02:50,300
‫توقف.

46
00:02:53,160 --> 00:02:54,980
‫تا حدودی دانش رزمی داره.

47
00:02:55,690 --> 00:02:58,590
‫از اینجا به بعد، دهکدهی مخفی ما تنگوها قرار داره.

48
00:02:58,590 --> 00:02:59,870
‫کارتو بگو.

49
00:03:00,120 --> 00:03:03,360
‫به‌عنوان نماینده‌ی ارباب‌شیاطین ریمورو، از تمپست اومدم.

50
00:03:05,640 --> 00:03:07,360
‫دوتاتون اجازه‌ی رد شدن دارید.

51
00:03:21,240 --> 00:03:22,360
‫عجب...

52
00:03:25,300 --> 00:03:27,710
‫پس دهکدهی مخفی تو یه بُعد دیگه بود؟

53
00:03:28,130 --> 00:03:29,720
‫برای همینم کسی پیداش نمی‌کرد.

54
00:03:30,110 --> 00:03:30,860
‫از این طرف.

55
00:03:35,940 --> 00:03:37,280
‫نباید بی‌دقتی کنیم.

56
00:03:37,780 --> 00:03:41,800
‫حداقلش، قدرتش با کاریون-دونو برابر، یا بیشتره.

57
00:03:42,740 --> 00:03:45,830
‫خب، جناب نماینده، چی کار دارید؟

58
00:03:46,290 --> 00:03:48,620
‫می‌خواید کنترل این سرزمین رو به‌دست بگیرید؟

59
00:03:50,200 --> 00:03:52,080
‫همچین قصدی نداریم.

60
00:03:52,080 --> 00:03:55,370
‫صرفاً می‌خوایم اجازه‌ی رفت‌وآمد از رشته‌کوه کوشا رو بگیریم.

61
00:03:55,670 --> 00:03:59,440
‫و اگه بشه، می‌خوایم از درون‌شون تونل بسازیم.

62
00:03:59,880 --> 00:04:00,470
‫هه.

63
00:04:00,850 --> 00:04:03,580
‫پس قصد قلمروگشایی ندارید؟

64
00:04:04,040 --> 00:04:06,380
‫اگه می‌خواید صرفاً ازش رد بشید، نیازی به اجازه نیست،

65
00:04:07,290 --> 00:04:08,890
‫ولی این «تونل» چی هست؟

66
00:04:09,360 --> 00:04:10,890
‫خودمم مطمئن نیستم،

67
00:04:10,890 --> 00:04:14,650
‫ولی بهم گفتن از اینور تا اونور کوه حفره ایجاد می‌شه.

68
00:04:15,480 --> 00:04:16,300
‫صبر کن.

69
00:04:16,670 --> 00:04:18,280
‫می‌خواین تو کوه حفاری کنین؟

70
00:04:18,280 --> 00:04:19,730
‫جدی می‌گی؟

71
00:04:19,980 --> 00:04:22,400
‫آره، طبق نقشه اینطوریه.

72
00:04:22,400 --> 00:04:25,200
‫ولی ربطی به مسیری این‌بارمون نداره.

73
00:04:25,200 --> 00:04:28,960
‫صرفاً می‌خواستیم مسیرهای آینده رو جور کنیم.

74
00:04:29,270 --> 00:04:31,040
‫اگه مخالفی، مشکلی نیست.

75
00:04:31,350 --> 00:04:33,560
‫تو کوهستان مقدس‌مون حفره ایجاد بشه؟

76
00:04:33,560 --> 00:04:35,280
‫همچین چیزی قابل قبوله؟

77
00:04:35,280 --> 00:04:37,150
‫ازت خوشم نمیاد.

78
00:04:37,150 --> 00:04:39,260
‫حتی اگه اون اسلایم هم ارباب شیاطین می‌شد،

79
00:04:39,260 --> 00:04:42,800
‫می‌خواستیم تا وقتی که کاری‌مون نداره،
‫به حال خودش بذاریمش.

80
00:04:42,800 --> 00:04:47,540
‫می‌خواستیم از اون زنیکه‌ی بوگندوی مارصفت هم چشم‌پوشی کنیم.

81
00:04:48,040 --> 00:04:52,730
‫ولی اجازه نمی‌دیم به کوهستان مقدسمون توهین کنین.

82
00:04:52,980 --> 00:04:55,640
‫منظورت از «زنیکه‌ی بوگندوی مارصفت»، منم؟

83
00:04:55,910 --> 00:04:56,940
‫هوی، بس کـ-

84
00:05:01,420 --> 00:05:03,030
‫حقه‌ی بی‌ارزشیه.

85
00:05:03,520 --> 00:05:08,080
‫تحمیل وضعیت هیچ تأثیری رو دختر کدخدای تنگوها نداره.

86
00:05:19,810 --> 00:05:21,010
‫تموم شد؟

87
00:05:21,400 --> 00:05:24,080
‫پس جدی سردسته حیوان‌نماها هم چیزی نیستن.

88
00:05:24,450 --> 00:05:27,630
‫بهتره دست‌کمم نگیری، دهاتی.

89
00:05:27,630 --> 00:05:30,420
‫به‌خاطر مذاکره بهت آسون گرفتم،

90
00:05:30,420 --> 00:05:32,720
‫ولی شاید به اینکار نیاز نیست؟

91
00:05:32,720 --> 00:05:35,520
‫آسون گرفتی؟ اینو من باید بگم.

92
00:05:35,520 --> 00:05:38,840
‫درواقع حواسم هست یه نماینده رو نکشم.

93
00:05:39,430 --> 00:05:41,600
‫عجب دردسری شد.

94
00:05:52,450 --> 00:05:53,770
‫کافیه.

95
00:05:54,320 --> 00:05:56,960
‫بابت ناراحتی‌ای که ایجاد کردم معذرت می‌خوام،

96
00:05:57,360 --> 00:05:59,620
‫ولی نمی‌تونم بذارم همراهم کشته بشه.

97
00:05:59,620 --> 00:06:03,030
‫بـ ـ بنیمارو-ساما؟ می‌گید من می‌باختم؟!

98
00:06:03,030 --> 00:06:03,720
‫آره.

99
00:06:04,120 --> 00:06:06,880
‫اگه جلوشو نمی‌گرفتم، نصف شده بودی.

100
00:06:06,880 --> 00:06:09,590
‫د - دروغ نگو! داشتم خودداری می‌کردم!

101
00:06:09,590 --> 00:06:12,260
‫نه، هنوز نمی‌تونی کامل هاله‌ت رو کنترل کنی.

102
00:06:12,680 --> 00:06:14,520
‫زیادی قدرت پشت حمله‌ت گذاشته بودی.

103
00:06:14,520 --> 00:06:16,720
‫بـ ـ بیخیال...

104
00:06:16,720 --> 00:06:19,040
‫مـ ـ می‌باختم...؟

105
00:06:19,560 --> 00:06:21,040
‫دختر احمق!

106
00:06:21,880 --> 00:06:24,020
‫مـ ـ مادر؟!

107
00:06:24,780 --> 00:06:27,110
‫بنده کائده هستم.

108
00:06:27,750 --> 00:06:30,080
‫خوشبختم، بنیمارو-دونو.

109
00:06:33,560 --> 00:06:35,840
‫کدخدا، نیاز نیست به خودتون فشار بیارید.

110
00:06:35,840 --> 00:06:37,360
‫فقط اومدیم ادای احترام کنیم.

111
00:06:38,940 --> 00:06:40,760
‫نگران نباش، جوون.

112
00:06:41,220 --> 00:06:44,370
‫اون به کنار، شمشیرزنیت، بی‌نظیر بود.

113
00:06:44,820 --> 00:06:45,880
‫سبک مِه بود؟

114
00:06:46,170 --> 00:06:46,990
‫چطوری...

115
00:06:47,620 --> 00:06:49,660
‫نه، حدسشو می‌زدم.

116
00:06:50,000 --> 00:06:53,150
‫حرکات مومیجی-دونو، شبیه حرکات سبک من بود.

117
00:06:53,600 --> 00:06:54,400
‫ممکنه که...

118
00:06:54,840 --> 00:06:55,780
‫درسته.

119
00:06:56,040 --> 00:06:58,640
‫منم سبک مِه رو فرا گرفتم...

120
00:06:58,640 --> 00:07:01,650
‫از استادم، بیاکویا آراکی.

121
00:07:04,640 --> 00:07:06,680
‫یکم بیش از ۳۰۰ سال پیش بود،

122
00:07:07,280 --> 00:07:12,020
‫برای بهتر کردن مهارت شمشیرزنیم، تو
‫دهکدهی اوگرها ساکن شده بودم.

123
00:07:12,790 --> 00:07:15,370
‫استادم، بیاکویا، یه نوه داشتن؛

124
00:07:16,160 --> 00:07:18,420
‫و ارشدم حساب می‌شد.

125
00:07:24,500 --> 00:07:27,910
‫بچه‌ی شمشیرزنی بود که فقط می‌شد با «نابغه» توصیفش کرد.

126
00:07:34,210 --> 00:07:38,360
‫«چیزی بیش از اینکه نمی‌تونم بهت اسم ببخشم اذیتم نمی‌کنه.»

127
00:07:38,780 --> 00:07:40,680
‫این جمله‌ای بود که استادم معمولاً می‌گفتن.

128
00:07:42,210 --> 00:07:44,480
‫ولی بیاکویا آراکی یه انسان بود.

129
00:07:45,000 --> 00:07:47,170
‫اگه همینطوری به یه هیولا اسم می‌دادن،

130
00:07:47,170 --> 00:07:49,510
‫ممکن بود جونشون رو از دست بدن.

131
00:07:50,750 --> 00:07:53,370
‫در آخر، بیاکویا از سن زیاد در گذشت،

132
00:07:53,370 --> 00:07:57,440
‫و نوه‌ای که به جا گذاشته بود، به اسم «دانای شمشیر» شناخته شد.

133
00:07:58,130 --> 00:07:58,960
‫دانای شمشیر؟

134
00:08:02,040 --> 00:08:04,760
‫منم عاشق اون هنر شمشیرزنیش شده بودم.

135
00:08:16,960 --> 00:08:18,920
‫یه لحظه صبر کنید.

136
00:08:18,920 --> 00:08:20,840
‫هاکورو رو می‌گید؟

137
00:08:21,220 --> 00:08:23,670
‫اوه؟ هاکورو؟

138
00:08:24,150 --> 00:08:24,960
‫که اینطور.

139
00:08:25,280 --> 00:08:27,600
‫پس جناب دانای شمشیر بالأخره اسم به‌دست آورد.

140
00:08:28,450 --> 00:08:30,020
‫نه، بیشتر تعجب کردم...

141
00:08:31,080 --> 00:08:33,980
‫هنوزم زنده‌ست.

142
00:08:39,120 --> 00:08:42,720
‫صـ ـ صبر کن بابا! هاکورو راجع به اینا خبر داره؟

143
00:08:45,640 --> 00:08:47,970
‫ولی خیالم راحت شد.

144
00:08:48,750 --> 00:08:51,670
‫چون همچین مرد شایسته‌ای که هاکورو-دونو بزرگ کرده،

145
00:08:51,670 --> 00:08:54,180
‫قراره همسر دخترم بشه.

146
00:08:55,680 --> 00:08:57,560
‫مـ ـ مادر، وایسا ببینم!

147
00:08:57,870 --> 00:08:59,730
‫خب، بنیمارو-دونو...

148
00:08:59,730 --> 00:09:02,750
‫تمام شرایط و پیشنهاداتتون رو قبول می‌کنم.

149
00:09:03,000 --> 00:09:07,310
‫به‌اضافه، مایلیم با ارباب شیاطین ریمورو ارتباط برقرار کنیم.

150
00:09:07,800 --> 00:09:12,400
‫ولی فقط درصورتی که قبول کنی با دخترم ازدواج کنی.

151
00:09:13,320 --> 00:09:14,350
‫صبر کن!

152
00:09:14,350 --> 00:09:17,320
‫می‌دونم که قبولشون داری،

153
00:09:17,320 --> 00:09:19,660
‫ولی من هنوز قبولشون ندارم!

154
00:09:19,660 --> 00:09:20,450
‫اوه؟

155
00:09:22,100 --> 00:09:25,250
‫درسته، انگار از من قوی‌ترن...

156
00:09:25,740 --> 00:09:27,240
‫ولی بازم،

157
00:09:27,240 --> 00:09:29,800
‫نمی‌خوام چون تو مجبورش کردی باهام ازدواج کنه.

158
00:09:29,800 --> 00:09:32,270
‫دلم می‌خواد خودش عاشقم بشه!

159
00:09:33,550 --> 00:09:36,270
‫یه زن خوب کسیه که نگاه مرد رو به خودش جلب کنه!

160
00:09:36,520 --> 00:09:38,270
‫این چیزیه که خودت همیشه می‌گی، نه؟

161
00:09:47,050 --> 00:09:48,860
‫شرمنده که نمی‌تونم جواب آنی‌ای بدم.

162
00:09:49,220 --> 00:09:52,600
‫لطفاً اجازه بدید به خونه برگردم 
‫و به درخواست فکر کنم.

163
00:09:52,600 --> 00:09:55,430
‫حتماً، هرچقدر نیاز داری بهش فکر کن.

164
00:09:55,880 --> 00:09:58,940
‫هرچی نباشه، فقط پونزده سالشه.

165
00:09:59,320 --> 00:10:00,990
‫توی این مدت، دلم می‌خواد رابطه‌ی

166
00:10:00,990 --> 00:10:05,120
‫بین ارباب شیاطین ریمورو و تنگو، رابطه مطلوبی باشه.

167
00:10:06,040 --> 00:10:10,370
‫برخلاف طوری که به‌نظر میام،
‫ تنها کاری که ازم ساخته‌ست انتظار برای مرگه.

168
00:10:15,380 --> 00:10:18,240
‫متوجه نبودم کائده-دونو به این شدت بیمار بودن

169
00:10:18,880 --> 00:10:21,130
‫قطعاً از نظر ظاهری به‌نظر نمی‌رسید.

170
00:10:21,450 --> 00:10:23,070
‫فکر نمی‌کنم بیماری باشه.

171
00:10:24,510 --> 00:10:27,360
‫برای مدت زیادی مومیجی-دونو رو توی رحمش حمل کرده،

172
00:10:27,360 --> 00:10:29,030
‫و بیشتر قدرت خودشو بهش داده.

173
00:10:29,660 --> 00:10:32,400
‫پونزده سال پیش به‌دنیاش آورده و براش اسم گذاشته.

174
00:10:32,720 --> 00:10:36,000
‫بعد از تمام اینا، احتمالاً تمام اون ذرات جادویی که موجب لقب

175
00:10:36,000 --> 00:10:37,650
‫«خدای کوهستان» شده رو از دست داده.

176
00:10:38,020 --> 00:10:39,130
‫که اینطور...

177
00:10:42,840 --> 00:10:44,070
‫عزیزم...

178
00:10:44,920 --> 00:10:49,520
‫این پسر جوون آخرین پرتو امیدیه که بهم دادی.

179
00:10:50,270 --> 00:10:54,720
‫امیدوارم بتونه از دختر کم‌تجربه‌م حمایت کنه،

180
00:10:55,320 --> 00:10:57,910
‫ولی اگه ردش کنه، مشکلی نیست.

181
00:10:58,480 --> 00:11:02,460
‫تو الان پیش ارباب شیاطین ریمورو هستی، مگه نه؟

182
00:11:03,740 --> 00:11:07,030
‫قبلاً فکر می‌کردم قبل از من از دنیا بری.

183
00:11:07,900 --> 00:11:09,730
‫واقعاً خوشحالم که اشتباه می‌کردم.

184
00:11:14,250 --> 00:11:15,920
‫وقتی بهش نگاه کنی،

185
00:11:15,920 --> 00:11:19,610
‫تو هم یادآور اون روزها می‌شی؟

186
00:11:21,650 --> 00:11:23,560
‫و اینطوری شد که به اینجا رسیدیم.

187
00:11:24,340 --> 00:11:26,980
‫من ریمورو هستم، و به تازگی یه ارباب شیاطین شدم.

188
00:11:26,980 --> 00:11:29,180
‫من عموماً صلح‌طلبم،

189
00:11:29,180 --> 00:11:31,500
‫پس اگه هر زمان مشکلی داشتین، 
‫می‌تونین بیاین پیش خودم.

190
00:11:31,800 --> 00:11:34,120
‫چنین ملاحظه‌ای غیرضروریه.

191
00:11:34,120 --> 00:11:36,860
‫ازتون انتظار دارم به‌عنوان حاکم این جنگل شناخته بشید،

192
00:11:36,860 --> 00:11:39,270
‫و همسایه خوبی برامون باشید.

193
00:11:39,720 --> 00:11:42,720
‫ولی بهتون اجازه نمی‌دیم 
‫در مسائل داخلی‌مون دخالت کنید.

194
00:11:43,740 --> 00:11:44,720
‫ای وای...

195
00:11:46,520 --> 00:11:48,940
‫وای! دست نگه دار! جدی می‌گم، نکن!

196
00:11:51,840 --> 00:11:54,620
‫آخیش. شیون یاد گرفته جلوی خودشو بگیره.

197
00:11:55,120 --> 00:11:56,870
‫البته یه‌ذره ترسناک به‌نظر میاد...

198
00:12:01,310 --> 00:12:04,440
‫و مثل اینکه به‌زور داره جلوی خودشو می‌گیره.

199
00:12:04,440 --> 00:12:07,550
‫وقتی یه رهبر بی‌تجربه دست‌کم گرفته بشه، کارش تمومه.

200
00:12:08,000 --> 00:12:10,380
‫می‌دونم این چه حسی داره.

201
00:12:11,000 --> 00:12:13,550
‫خیلی‌خب. جناح خودتونو مشخص کردین.

202
00:12:14,020 --> 00:12:15,160
‫فقط محض اطمینان،

203
00:12:15,160 --> 00:12:19,630
‫های اورکایی که قبلاً 
‫به کوهستان مهاجرت کردن هم درنظر گرفتین؟

204
00:12:19,630 --> 00:12:22,150
‫بله، مشکلی وجود نداره.

205
00:12:22,520 --> 00:12:25,600
‫ما هیچ ادعایی درمورد حق استفاده 
‫از نعمت‌های کوهستان نداریم،

206
00:12:25,600 --> 00:12:27,890
‫و می‌تونن با سنگ‌های معدنی‌ای 
‫که پیدا می‌کنن هرکاری بکنن.

207
00:12:28,620 --> 00:12:31,920
‫ما صرفاً از مداخله متنفریم. همین.

208
00:12:32,310 --> 00:12:35,320
‫خب پس از چی انقدر نگرانه؟

209
00:12:35,320 --> 00:12:39,640
‫می‌دونی، هیچ قصدی برای 
‫جنگ راه‌انداختن با شما نداریم.

210
00:12:39,640 --> 00:12:41,440
‫فکر می‌کنید اینو باور می‌کنم؟

211
00:12:41,750 --> 00:12:42,400
‫آره،

212
00:12:42,630 --> 00:12:47,360
‫دلیلی هست که فکر می‌کنی ما
‫ هدف قلمروگشایی داریم؟

213
00:12:48,160 --> 00:12:52,960
‫شما و افرادتون با اون
‫ زن پرنده‌ای مکار، فرِی صمیمی‌اید.

214
00:12:52,960 --> 00:12:56,320
‫این مدرک کافی‌ایه که مشخص می‌کنه
‫ شما دنبال سرزمین مایید.

215
00:12:56,320 --> 00:12:57,340
‫تایم اوت!

216
00:12:58,160 --> 00:12:59,300
‫منظورتون چیه؟

217
00:12:59,300 --> 00:13:02,000
‫یعنی یکم وقت بدین فکرامو بکنم!

218
00:13:04,520 --> 00:13:06,210
‫خب... چی فکر می‌کنی؟

219
00:13:06,210 --> 00:13:10,780
‫قلمرو ارباب شیاطین سابق، فری،
‫ به کوه‌های کوشا متصله.

220
00:13:11,170 --> 00:13:14,800
‫غافلگیرکننده نیست اگه
‫ اختلافی بین اون و تنگوها بوده باشه.

221
00:13:15,040 --> 00:13:16,240
‫حق با توئه.

222
00:13:16,240 --> 00:13:18,900
‫احتمالش هست بهشون حمله کرده باشه.

223
00:13:18,900 --> 00:13:21,480
‫ولی خب برای چی؟

224
00:13:21,730 --> 00:13:24,280
‫فرِی-ساما مکان‌های بلند رو ترجیح می‌دن.

225
00:13:24,280 --> 00:13:26,970
‫شاید برای همین دنبال مقر تنگوها بود؟

226
00:13:26,970 --> 00:13:30,900
‫نه، فقط برای همین بهشون حمله نمی‌کرد.

227
00:13:30,900 --> 00:13:33,800
‫دهکده مخفی‌شون به‌هرحال توی
‫ یه بُعد دیگه‌ست، مگه نه؟

228
00:13:33,800 --> 00:13:34,650
‫آره.

229
00:13:35,560 --> 00:13:39,000
‫عذر می‌خوام! می‌شه انقدر منو نادیده نگیرید؟!

230
00:13:39,880 --> 00:13:43,730
‫دارم می‌گم ارباب شیاطین فرِی
‫ دنبال سلسله جادوگری ثالیون بود!

231
00:13:44,120 --> 00:13:48,680
‫هدفش این بود با
‫ به فرماندهی گرفتنِ ما به اونجا برسه!

232
00:13:48,880 --> 00:13:49,300
‫ها؟!

233
00:13:49,540 --> 00:13:51,670
‫چرا فری-سان باید دنبال ثالیون باشه؟

234
00:13:52,270 --> 00:13:56,120
‫چون ثالیون محل یه‌شهر توی آسمون، 
‫بالای یه درخت بزرگه.

235
00:13:56,630 --> 00:14:00,940
‫به‌عنوان ملکه آسمان‌ها، فرِی در تلاش بود
‫ به‌عنوان پایگاه کسبش کنه.

236
00:14:01,310 --> 00:14:03,940
‫چی، پس گلد درست می‌گفت؟!

237
00:14:04,840 --> 00:14:08,300
‫ظاهراً ارباب شیاطین فرِی، ثالیون و دهکده تنگو

238
00:14:08,300 --> 00:14:11,300
‫دائما توی یه‌جور بلاتکلیفیِ سه‌طرفه بودن.

239
00:14:11,970 --> 00:14:15,570
‫و اینطوری نبرد بین من و کلی‌من رخ داد،

240
00:14:15,570 --> 00:14:20,650
‫و یهویی خبر رسید که کاریون و فری
‫ از زیردستای ارباب شیاطین میلیم شدن.

241
00:14:21,080 --> 00:14:23,180
‫موجب تولد موج جدیدی از قدرت‌ شد.

242
00:14:23,960 --> 00:14:27,260
‫امکان نداشت تنگو بتونه تنهایی مقابلش بجنگه،

243
00:14:27,260 --> 00:14:30,760
‫برای همین هرروز سر اینکه 
‫چطوری باید پیش برن بحث می‌کردن.

244
00:14:31,230 --> 00:14:33,980
‫این موقع بود که گروه بنیمارو به‌دادشون رسید.

245
00:14:34,730 --> 00:14:37,970
‫فکر بدی بود که آلبیس از سردسته حیوان‌نماها رو باهاش بفرستیم.

246
00:14:38,650 --> 00:14:43,100
‫مومیجی حتماً اینو به‌حساب
‫ فشار آودرن بی‌سروصدا گرفته.

247
00:14:43,770 --> 00:14:46,200
‫الان فری-سان در چه حاله؟

248
00:14:46,200 --> 00:14:52,440
‫خب، فرِی-ساما از برنامه‌هاتون
‫ برای شهر پایتخت جدید راضی بودن.

249
00:14:52,760 --> 00:14:54,060
‫که اینطور.

250
00:14:54,060 --> 00:14:58,400
‫پس احتمالاً دیگه علاقه‌شو به ثالیون
‫ و دهکده تنگو از دست داده.

251
00:14:58,400 --> 00:14:59,600
‫اینطور گمان می‌کنم.

252
00:14:59,880 --> 00:15:01,600
‫خب، اینم از این.

253
00:15:01,600 --> 00:15:04,300
‫حالا فهمیدی که اشتباه می‌کردی؟

254
00:15:05,280 --> 00:15:08,960
‫باورم نمی‌شه تمام این مدت
‫ درک دیگه‌ای از مسئله داشتم...

255
00:15:13,960 --> 00:15:15,840
‫از اونجا که سوءتفاهم برطرف شد،

256
00:15:15,840 --> 00:15:18,040
‫بحثمون زود به آخرش رسید.

257
00:15:18,370 --> 00:15:22,520
‫توافق کردیم اگه هر زمان
‫ یکی از ما نیازی داشت کمکش کنیم.

258
00:15:23,100 --> 00:15:25,640
‫خیلی‌خب، فکر کنم دیگه کاری اینجا نمونده.

259
00:15:25,640 --> 00:15:26,360
‫بله.

260
00:15:26,940 --> 00:15:32,110
‫ازتون ممنونیم که این مذاکره رو
‫ برامون سودمند کردید.

261
00:15:33,240 --> 00:15:36,920
‫همچنین این از طرف رهبرمون، کائده-ساماست.

262
00:15:37,230 --> 00:15:39,480
‫نامه‌ای به اعلی‌حضرت ریمورو.

263
00:15:43,680 --> 00:15:44,790
‫«درود،

264
00:15:44,790 --> 00:15:51,090
‫امیدوارم هوای خوب بهاری
‫ براتون سلامتی و رونق همراه داشته باشه.

265
00:15:51,400 --> 00:15:54,030
‫دیگه از مقدمه می‌گذرم.

266
00:15:54,030 --> 00:15:59,140
‫خوشحالم که می‌شنوم سالم و سلامت هستید.

267
00:16:01,530 --> 00:16:05,270
‫از اونجا که به بستر بیماری افتادم، 
‫سعادت دیدار شما رو ندارم،

268
00:16:05,270 --> 00:16:07,420
‫از همین جهت دخترم رو به‌جام فرستادم.

269
00:16:07,420 --> 00:16:11,320
‫به‌نظر می‌رسه با سوءتفاهمی که داشته
‫ اوضاع رو پیچیده کرده،

270
00:16:11,320 --> 00:16:13,590
‫ولی درخواست دارم باهاش مثبت رفتار کنید.»

271
00:16:13,590 --> 00:16:15,770
‫وایسا، این نامه واقعاً برای منه؟

272
00:16:15,770 --> 00:16:17,570
‫مطمئناً نیست دیگه، نه؟!

273
00:16:17,800 --> 00:16:23,800
‫«و همینطور  گفته کاری می‌کنه که
‫ چشم بنیمارو-دونو رو بگیره، تا اینطوری-»

274
00:16:23,800 --> 00:16:25,480
‫بیخیال ،مادر!

275
00:16:25,730 --> 00:16:27,840
‫می‌دونستم! دوتا نامه هست!

276
00:16:27,840 --> 00:16:30,970
‫واقعاً خیلی بی‌احتیاطی، مادر...

277
00:16:30,970 --> 00:16:36,070
‫آها، پس نامه‌ای که برای هاکورو داشت رو
‫ توی پاکت من گذاشته بود.

278
00:16:31,920 --> 00:16:32,830
‫بانوی من!

279
00:16:32,840 --> 00:16:35,060
‫طاقت بیارین! حالتون خوبه؟!

280
00:16:35,060 --> 00:16:36,030
‫بانوی من!

281
00:16:36,030 --> 00:16:36,950
‫بانوی من!

282
00:16:38,320 --> 00:16:40,040
‫واقعاً مثل خودشه.

283
00:16:41,480 --> 00:16:42,480
‫هاکورو!

284
00:16:43,280 --> 00:16:47,230
‫همین الان از پادشاهی فالموث برگشتم.

285
00:16:52,770 --> 00:16:54,990
‫که اینطور.

286
00:16:55,240 --> 00:16:58,640
‫«جدا از هرچیز، قدرتش محشره،

287
00:16:58,640 --> 00:17:00,750
‫ولی توی مهارت‌هاش همچنان کمبود داره.

288
00:17:00,750 --> 00:17:04,440
‫به‌عنوان ارشدم، و به‌عنوان پدرش،

289
00:17:04,440 --> 00:17:09,750
‫هاکورو، دانای شمشیر،
‫آموزش، راهنمایی و تمرینش بده.

290
00:17:10,490 --> 00:17:14,480
‫به شوهر عزیزم، از طرف کائده.» عجب...

291
00:17:15,270 --> 00:17:19,360
‫پس اون زن هنوز دوستم داره، اینطوریه؟

292
00:17:19,760 --> 00:17:22,750
‫و ازم می‌خواد دخترمو ببینم؟

293
00:17:23,960 --> 00:17:26,520
‫خوشحالم این‌همه زندگی کردم.

294
00:17:27,080 --> 00:17:31,110
‫تـ ـ تو... پدرمی؟

295
00:17:31,390 --> 00:17:32,760
‫درسته.

296
00:17:33,360 --> 00:17:37,030
‫من پدرتم، هاکورو.

297
00:17:40,280 --> 00:17:44,040
‫پـ ـ‌ پدر!

298
00:17:44,410 --> 00:17:48,200
‫مومیجی، تمریناتم نسبتاً سخته.

299
00:17:48,720 --> 00:17:49,650
‫چشم!

300
00:17:50,040 --> 00:17:53,090
‫ولی انتظار دارم بهشون غلبه کنی

301
00:17:53,090 --> 00:17:55,370
‫و قلب اربابمونو به‌دست بیاری.

302
00:17:55,370 --> 00:17:55,900
‫حتماً!

303
00:17:55,900 --> 00:17:57,550
‫چی؟!

304
00:17:57,800 --> 00:17:59,940
‫هی، هاکورو! یه‌لحظه وایسا!

305
00:17:59,940 --> 00:18:02,020
‫مقام خودمم اینجا باید درنظر بگیرم-

306
00:18:02,020 --> 00:18:03,170
‫چی شد؟

307
00:18:03,170 --> 00:18:06,160
‫شما دخترمو دوست ندارید، ارباب جوان؟

308
00:18:06,160 --> 00:18:08,310
‫منظورم این نیست!

309
00:18:08,310 --> 00:18:10,860
‫تو حتی نمی‌دونستی اون متولد شده!

310
00:18:10,860 --> 00:18:12,820
‫حالا چرا ادای باباها رو درمیاری؟!

311
00:18:12,820 --> 00:18:17,560
‫الان که دربارش می‌دونم، درموردش مسئولیت دارم.

312
00:18:17,560 --> 00:18:19,460
‫این قراره به کجا برسه؟

313
00:18:19,460 --> 00:18:21,410
‫خب، برای همینم...

314
00:18:22,240 --> 00:18:25,380
‫اونی-ساما، از آلبیس-ساما یه پیغام دارم.

315
00:18:25,380 --> 00:18:27,280
‫چـ ـ چیه؟

316
00:18:29,060 --> 00:18:32,740
‫«بنیمارو-ساما، تصمیمم رو گرفتم.

317
00:18:32,960 --> 00:18:37,140
‫قصد دارم میموجی-ساما رو کنار بزنم 
‫و نقش همسر قانونی‌تونو بپذیرم.

318
00:18:37,380 --> 00:18:41,370
‫یا اینکه، در بدترین حالت،
‫می‌تونم همیشه به‌عنوان صیغه کنارتون باشم.

319
00:18:41,870 --> 00:18:44,920
‫قرار نیست تسلیم بشم، پس خودتونو آماده کنید.»

320
00:18:45,250 --> 00:18:47,360
‫بنیمارو، قرار که نیست طوریت شه؟

321
00:18:48,970 --> 00:18:51,030
‫مـ ـ مرده!

322
00:18:51,320 --> 00:18:55,020
‫کی فکر می‌کرد بنیمارو-دونو
‫ همچین نقطه‌ضعفی داشته باشه؟

323
00:18:55,200 --> 00:18:59,070
‫پسر، قطعاً باید سخت باشه که همه‌ی زنا عاشقت باشن.

324
00:18:59,070 --> 00:19:01,940
‫ریمورو-ساما، دارید جدی می‌گید؟

325
00:19:02,260 --> 00:19:04,280
‫فکر نمی‌کنم توی جایگاه گفتنش باشین.

326
00:19:04,280 --> 00:19:04,990
‫ها؟

327
00:19:07,390 --> 00:19:09,900
‫من فقط چشمم برای ریمورو-ساماست.

328
00:19:09,900 --> 00:19:12,030
‫هیچ علاقه‌ای به عشق‌وعاشقی ندارم.

329
00:19:12,030 --> 00:19:13,750
‫آه، کسی از تو نپرسید.

330
00:19:13,750 --> 00:19:16,850
‫دقیقاً، بنیمارو-دونو شخص محبوبی هستن.

331
00:19:17,340 --> 00:19:20,700
‫یکی از زیردست‌های خواهرم هم چشمش دنبالشون بود.

332
00:19:20,700 --> 00:19:25,260
‫ولی خیلی براش سخته از 
‫مومیجی-دونو و آلبیس-دونو پیشی بگیره.

333
00:19:25,470 --> 00:19:26,710
‫منظورت توکاـه؟

334
00:19:26,960 --> 00:19:30,600
‫نه، فقط توکا نیست.
‫سایکا هم همینطوره.

335
00:19:30,810 --> 00:19:31,960
‫درست می‌گی!

336
00:19:31,960 --> 00:19:36,600
‫شنیدم به‌خاطر احترامی که به سوکا دارن بیخیالت شدن.

337
00:19:36,600 --> 00:19:38,170
‫مسخره نباش.

338
00:19:38,170 --> 00:19:39,960
‫نه، واقعیته!

339
00:19:39,960 --> 00:19:41,480
‫پس یه حارمه؟!

340
00:19:41,480 --> 00:19:41,870
‫دقیقاً.

341
00:19:42,610 --> 00:19:43,970
‫حالا که فکرشو می‌کنم...

342
00:19:44,680 --> 00:19:47,340
‫آلبیس-سان همون خواهر بزرگه‌ی خوشگل و مورداعتماده.

343
00:19:47,630 --> 00:19:50,970
‫مومیجی می‌شه خواهر کوچیکه آبزیرکاه ولی بانمکه.

344
00:19:51,350 --> 00:19:54,330
‫و تمام خانومای دیگه هم که دنبال بنیمارون...

345
00:19:54,550 --> 00:19:56,330
‫یعنی چی؟! حسودیم شد!

346
00:19:56,330 --> 00:19:59,490
‫حارم! واقعاً جای حسادت داره!

347
00:19:59,490 --> 00:20:01,320
‫همف. اونطوری هم نیست.

348
00:20:01,610 --> 00:20:03,890
‫شاید بهش نیاد،
‫ولی بنیمارو هنوز به بلوغ نرسیده.

349
00:20:03,890 --> 00:20:06,040
‫سروکله زدن با زنا توی حوزه تخصصش نیست.

350
00:20:06,040 --> 00:20:10,080
‫همیشه می‌خواد سرسخت‌ترین باشه،
‫ولی همیشه گیج می‌زنه.

351
00:20:10,080 --> 00:20:12,150
‫با اینکه بنیمارو-دونو چقدر مردونه رفتار می‌کنن،

352
00:20:12,150 --> 00:20:14,980
‫طبیعیه زن‌های شهر تحسینش کنن.

353
00:20:14,980 --> 00:20:17,230
‫هنوز خیلی چیزا می‌تونم ازشون یاد بگیرم.

354
00:20:17,230 --> 00:20:19,790
‫نه، نه، همینی که هستین خیلی خوبه!

355
00:20:19,790 --> 00:20:23,060
‫همونطور که قبلتر گفتم،
‫توکا و سایکا حتی بهم نگاه هم نمی‌کنن.

356
00:20:23,060 --> 00:20:26,120
‫پشت گابیرو-ساما خیلی قوی و مردونه به‌نظر میاد!

357
00:20:26,120 --> 00:20:28,580
‫همینطوره! از مردونه‌ترین مردهاست!

358
00:20:29,050 --> 00:20:31,480
‫همیشه پیرو شماییم، ژنرال!

359
00:20:31,480 --> 00:20:40,080
‫گابیرو! گابیرو! گاببرو!

360
00:20:33,910 --> 00:20:37,320
‫به دلایلی، تمام زیردست‌هایی که تحسینم می‌کنن، مرد هستن.

361
00:20:37,320 --> 00:20:40,240
‫صرفاً به این معنیه که نمی‌تونید
‫ با فرد جدیدی آشنا بشید.

362
00:20:40,240 --> 00:20:42,360
‫این حس رو می‌تونم درک کنم.

363
00:20:42,360 --> 00:20:43,360
‫ای وای، نه.

364
00:20:43,360 --> 00:20:47,160
‫جایی کار می‌کنم خانم دکترهای دورف هستن.

365
00:20:47,160 --> 00:20:49,100
‫پس دیگه نباید مشکلی داشته باشید.

366
00:20:49,100 --> 00:20:51,430
‫ اصلاً درمورد چی صحبت می‌کنن؟

367
00:20:50,100 --> 00:20:51,860
‫اتفاقاً مشکلات خیلی زیادی دارم.

368
00:20:51,860 --> 00:20:53,320
‫ همیشه بهم می‌گن،

369
00:20:53,320 --> 00:20:56,760
‫ «من نمی‌تونم با یه مارمولک باشم!
‫صرفاً از نظر بدنی غیرممکنه!»

370
00:20:56,760 --> 00:20:58,240
‫که اینطور...

371
00:20:58,240 --> 00:21:00,440
‫مانع نژادی واقعاً مسئله بزرگیه...

372
00:21:00,440 --> 00:21:04,260
‫ و با این‌حال نانسو و هوکوسو

373
00:21:04,260 --> 00:21:08,610
‫همه‌ش برای شام یا قرار
‫ به جنگل دعوت‌شون می‌کنن!

374
00:21:08,610 --> 00:21:10,210
‫اصلاً تحملشو ندارم!

375
00:21:10,210 --> 00:21:12,290
‫مانع نژادی از بین رفته!

376
00:21:12,290 --> 00:21:14,710
‫نمی‌دونم چی می‌شه درموردش گفت...

377
00:21:14,710 --> 00:21:15,630
‫مزخرفه.

378
00:21:15,630 --> 00:21:17,950
‫ مسئله اینه که خودت قدم اول رو برنمی‌داری.

379
00:21:17,950 --> 00:21:19,420
‫سوئی-کون، خودشه!

380
00:21:19,420 --> 00:21:21,660
‫آره، سوئی-سان راست می‌گه!

381
00:21:21,840 --> 00:21:25,580
‫ درضمن، تحت تأثیر قرار دادن زن‌ها 
‫از چیزی که فکر می‌کنی آسون‌تره.

382
00:21:25,580 --> 00:21:27,210
‫چی الان گفتی؟!

383
00:21:29,310 --> 00:21:31,360
‫مثل همون خانم شوالیه که این بار آخری دیدیم.

384
00:21:32,040 --> 00:21:33,600
‫چی، چی؟! این یعنی چی؟!

385
00:21:33,600 --> 00:21:35,220
‫این واقعاً آدمو کنجکاو می‌کنه!

386
00:21:35,220 --> 00:21:36,060
‫جزئیات!

387
00:21:36,060 --> 00:21:37,210
‫جزئیات!

388
00:21:37,210 --> 00:21:38,120
‫اهم!

389
00:21:38,120 --> 00:21:38,860
‫آه...

390
00:21:39,350 --> 00:21:41,880
‫ریمورو-ساما، شوخی دیگه بسه.

391
00:21:41,880 --> 00:21:44,720
‫الان داریم درمورد برادرم حرف می‌زنیم.

392
00:21:44,720 --> 00:21:45,600
‫درسته...

393
00:21:46,160 --> 00:21:49,610
‫بنیمارو، درمورد این قضایا تو چی فکر می‌کنی؟

394
00:21:49,880 --> 00:21:51,520
‫خب... راستشو بخواید،

395
00:21:51,860 --> 00:21:54,410
‫حس میکنم خیلی زوده که 
‫همچین تصميمی گرفته بشه،

396
00:21:54,410 --> 00:21:56,090
‫ولی اینو می‌تونم بگم:

397
00:21:56,630 --> 00:21:58,750
‫فقط یه‌دونه همسر نیاز دارم.

398
00:21:59,760 --> 00:22:02,080
‫پس گمونم حارم بی حارم.

399
00:22:02,400 --> 00:22:03,650
‫متوجه شدم!

400
00:22:03,650 --> 00:22:08,620
‫چالش آلبیس-سان رو قبول، و همسر شما می‌شم.

401
00:22:10,010 --> 00:22:10,880
‫شونا...

402
00:22:11,490 --> 00:22:13,970
‫ریمورو-ساما، باید چیکار کنم؟

403
00:22:13,970 --> 00:22:15,480
‫آخه، چرا که نه؟

404
00:22:15,480 --> 00:22:17,670
‫نمی‌تونم بذارم یه دوئل واقعی داشته باشن،

405
00:22:17,670 --> 00:22:21,150
‫ولی همینکه کاری کنن معشوقه‌شون
‫ به طرفشون نگاه کنه...

406
00:22:21,680 --> 00:22:24,910
‫متوجه شدم!  پس انجام می‌شه!

407
00:22:25,280 --> 00:22:28,040
‫وایسا، چی؟ حس بدی بهش دارم...

408
00:22:31,550 --> 00:22:33,910
‫قرار نیست ببازم، پرنسس شونا.

409
00:22:33,910 --> 00:22:36,790
‫دقیقاً همینو می‌خوام، شیون.

410
00:22:37,440 --> 00:22:41,210
‫نمی‌دونم دقیق چه‌خبره،
‫ ولی فکر کنم بهتره... فرار کنم!

411
00:22:42,580 --> 00:22:45,040
‫در رابطه با کشور هیولاها در اون روز،

412
00:22:45,040 --> 00:22:47,570
‫رسم عجیبی پیدا شد تا در تلاش باشن

413
00:22:47,570 --> 00:22:49,870
‫کسی که دوستش دارن بهشون نگاه کنه.

414
00:22:49,870 --> 00:22:53,000
‫به‌نام  «عشق و نبرد» شناخته شد.

415
00:24:25,240 --> 00:24:27,670
‫دفعه بعد:  «قهرمان برق‌آسا.»

416
00:24:25,900 --> 00:24:29,980
قهرمان

417
00:24:25,900 --> 00:24:29,980
برق‌آسا

