﻿1
00:00:00,680 --> 00:00:03,680
‫Tenshi

2
00:00:04,990 --> 00:00:06,860
‫عمراً ممکن باشه!

3
00:00:13,040 --> 00:00:15,560
‫ارتباطم با کلی‌من قطع شده.

4
00:00:16,130 --> 00:00:19,410
‫دیگه نمی‌تونم روح کسی که پسرم
‫صداش می‌زدم رو حس کنم.

5
00:00:19,770 --> 00:00:24,170
‫نمی‌خوام قبولش کنم، ولی مرگ حقیقیه.

6
00:00:27,290 --> 00:00:31,330
‫اشتباه از من بود. اربابان شیاطین رو 
‫دست‌کم گرفتم.

7
00:00:31,330 --> 00:00:34,420
‫باید محتاط‌‌تر می‌بودم

8
00:00:34,420 --> 00:00:36,370
‫اگه اینجوریه...

9
00:00:36,370 --> 00:00:38,190
‫پس کسی که پیشنهادشو داد من بودم.

10
00:00:38,400 --> 00:00:41,180
‫می‌دونی، فکرشم نمی‌کردم اینجوری بشه.

11
00:00:41,410 --> 00:00:45,120
‫و ـ ولی خوشحالم خودت سالمی، لاپلاس!

12
00:00:45,120 --> 00:00:48,680
‫ولنتاین همون ارباب شیاطینیه که
‫قبلاً قدرتش با رئیس برابر بود، نه؟

13
00:00:48,680 --> 00:00:50,320
‫خوب تونستی ببری!

14
00:00:50,320 --> 00:00:54,400
‫خب، شبِ ماه نو بود،
‫شبی که قدرت خون‌آشام‌ها کم می‌شه.

15
00:00:54,400 --> 00:00:56,310
‫شانس آوردم.

16
00:00:56,310 --> 00:00:57,570
‫تازه...

17
00:00:58,070 --> 00:01:01,040
‫من به احمقی کلی‌من نیستم.

18
00:01:01,640 --> 00:01:04,380
‫لاپلاس! همچین حرفی اضافه‌ست!

19
00:01:04,380 --> 00:01:05,900
‫حقیقته.

20
00:01:05,900 --> 00:01:10,880
‫با اینکه ضعیف بود، مغرور شد
‫و به هشدارامون توجهی نکرد. آخرشم مرد.

21
00:01:10,880 --> 00:01:12,410
‫لاپلاس!

22
00:01:14,510 --> 00:01:18,070
‫چته؟ تنت می‌خاره، فوت‌من؟

23
00:01:19,000 --> 00:01:21,020
‫باشه پس، دارم برات!

24
00:01:21,020 --> 00:01:22,620
‫دوتاتون تمومش کنید.

25
00:01:22,620 --> 00:01:24,480
‫همه‌مون به یه اندازه ناراحتیم.

26
00:01:24,720 --> 00:01:26,540
‫درسته، لاپلاس.

27
00:01:26,540 --> 00:01:30,180
‫از اونایی نبودی که بخواد تنهایی
‫آدم بده بشه.

28
00:01:30,180 --> 00:01:32,010
‫تازه، من بودم که استخدام‌تون کردم،

29
00:01:32,010 --> 00:01:35,240
‫ترجیح می‌دم اون عنوانم مال خودم بشه.

30
00:01:35,470 --> 00:01:37,580
‫واقعاً؟

31
00:01:37,580 --> 00:01:40,030
‫لاپلاس، معذرت می‌خوام.

32
00:01:40,030 --> 00:01:42,280
‫مهم نیست،

33
00:01:42,280 --> 00:01:44,860
‫ولی اگه لو بریم ضایع می‌شه.

34
00:01:45,280 --> 00:01:48,080
‫نمی‌دونم اونجا چی شد،

35
00:01:48,080 --> 00:01:51,100
‫اما با توجه به حرفای ارباب شیاطین ولنتاین،

36
00:01:51,100 --> 00:01:53,540
‫شکی نیست کلی‌من مرده.

37
00:01:53,760 --> 00:01:56,800
‫ایکاش می‌شد ازش جوابی بگیرم...

38
00:01:57,000 --> 00:01:58,130
‫نه.

39
00:01:58,130 --> 00:02:00,300
‫همین‌که خودت سالمی هم کافیه.

40
00:02:01,840 --> 00:02:04,800
‫عجب دردسری شده.

41
00:02:04,800 --> 00:02:06,040
‫حق.

42
00:02:06,280 --> 00:02:08,020
‫هرچیزی که به کلی‌من داده بودیم،

43
00:02:08,030 --> 00:02:12,780
‫مقرامون، ارتش‌مون، سرمایه‌مون،
‫حتی گنجا... همه‌شون از بین رفتن.

44
00:02:12,780 --> 00:02:14,070
‫ضرر بزرگیه.

45
00:02:14,070 --> 00:02:16,040
‫عه؟ یعنی چی؟

46
00:02:16,040 --> 00:02:19,730
‫حتی اگه اربابان شیاطین کلی‌من
‫رو کشته باشن هم،

47
00:02:19,730 --> 00:02:21,480
‫مقر که هنوز سر جاشه، نه؟

48
00:02:21,480 --> 00:02:24,010
‫درسته، ارتش هم نابود شد،

49
00:02:24,010 --> 00:02:26,390
‫اما هنوزم می‌شه برش گردوند، نه؟

50
00:02:26,390 --> 00:02:29,620
‫برای همین امروز اینجا جمع‌تون کردم.

51
00:02:29,620 --> 00:02:34,500
‫مقری که منم به کلی‌من دادم
‫تو یه شب نابود شد.

52
00:02:34,500 --> 00:02:35,540
‫چی؟!

53
00:02:35,540 --> 00:02:40,880
‫باورم نمی‌شه، اون اسلایم صرفاً
‫تعداد کمی از پیروهاش رو اعزام کرد.

54
00:02:40,880 --> 00:02:41,740
‫بیخیال!

55
00:02:41,740 --> 00:02:42,800
‫امکان نداره!

56
00:02:42,800 --> 00:02:46,720
‫پس یعنی اون ماجین‌هایی که تو
‫میدون جنگ دیدیم، کل قدرت نظامی‌شون نبود؟

57
00:02:46,720 --> 00:02:47,770
‫دقیقاً.

58
00:02:47,770 --> 00:02:50,360
‫اون اسلایمه از میدون جنگ به‌عنوان 
‫طعمه استفاده کرد.

59
00:02:50,360 --> 00:02:53,260
‫نقشه‌ی اصلیش حمله به پایگاه‌مون بود.

60
00:02:53,840 --> 00:02:58,730
‫برای همین می‌خوام راجع به نقشه‌های
‫آینده‌مون تجدید نظر کنیم.

61
00:02:58,730 --> 00:03:01,040
‫ممکنه فعلاً مجبور به صبوری باشیم.

62
00:03:01,040 --> 00:03:04,740
‫ اگه بخوایم به هدف‌مون، 
‫فتح‫ دنیا برسیم.

63
00:03:05,040 --> 00:03:06,600
‫موافقم.

64
00:03:06,600 --> 00:03:10,370
‫انگاری زیادی مغرور شدیم.

65
00:03:10,370 --> 00:03:11,920
‫درسته.

66
00:03:12,370 --> 00:03:13,080
‫آره.

67
00:03:13,080 --> 00:03:14,350
‫خوشم نمیاد بهش اعتراف کنم،

68
00:03:14,350 --> 00:03:17,520
‫ولی حس می‌کنم اگه الان کاری
‫کنیم، گند بزنیم.

69
00:03:17,520 --> 00:03:19,540
‫منم موافقم،

70
00:03:19,540 --> 00:03:21,840
‫شاید صبوری بهترین گزینه‌ست.

71
00:03:22,050 --> 00:03:25,620
‫ولی قرارم نیست همینجوری
‫شکست رو بپذیرم.

72
00:03:25,960 --> 00:03:29,520
‫باید اینکه اون اسلایمه همه‌چیِ کلی‌من رو گرفت،

73
00:03:29,520 --> 00:03:32,100
‫تلافیش رو سرش دربیاریم.

74
00:03:32,100 --> 00:03:35,740
‫ها؟ ولی خودت گفتی یه‌مدت نباید کاری کنیم...

75
00:03:35,740 --> 00:03:39,240
‫گفتم کاری نکنیم. نگفتم حرفی نزنیم.

76
00:03:39,240 --> 00:03:41,010
‫چه نقشه‌ای داری؟

77
00:03:41,010 --> 00:03:44,750
‫ای بابا. دوباره یه نقشه‌ی کثیف ریختی؟

78
00:03:45,460 --> 00:03:48,950
‫می‌خوام براش یه‌چی پهن کنم.

79
00:04:05,430 --> 00:04:08,520


80
00:04:05,430 --> 00:04:08,520
‫HADAD

81
00:04:05,430 --> 00:04:08,520
‫&

82
00:04:05,430 --> 00:04:08,520
‫&

83
00:04:05,430 --> 00:04:08,520
‫&

84
00:04:05,430 --> 00:04:08,520
‫&

85
00:04:05,430 --> 00:04:08,520
‫&

86
00:04:05,430 --> 00:04:08,520
‫&

87
00:04:05,430 --> 00:04:08,520
‫&

88
00:04:05,430 --> 00:04:08,520
‫&

89
00:04:05,430 --> 00:04:08,520
‫&

90
00:04:05,430 --> 00:04:08,520
‫&

91
00:04:05,430 --> 00:04:08,520
‫&

92
00:04:05,430 --> 00:04:08,520
‫&

93
00:04:05,430 --> 00:04:08,520
‫&

94
00:04:05,430 --> 00:04:08,520
‫Tenshi Hunter

95
00:05:20,750 --> 00:05:24,470


96
00:05:20,750 --> 00:05:24,470
‫امپرتوری مقدس لوبلیوس

97
00:05:25,140 --> 00:05:29,180
‫قسمت ۵۰

98
00:05:25,140 --> 00:05:29,180
‫مقاصد راهب

99
00:05:26,410 --> 00:05:28,830
‫امپراتوری مقدس لوبلیوس.

100
00:05:29,580 --> 00:05:32,770
‫این کشور اداره تمام آمورش رو به خدا سپرده،

101
00:05:32,770 --> 00:05:35,440
‫و برابری حقیقی رو به‌دست آورده.

102
00:05:36,520 --> 00:05:40,380
‫هویت حقیقی خداشون، لومینوس

103
00:05:40,380 --> 00:05:43,420
‫ارباب شیاطین، لومینوس ولنتاینه.

104
00:05:43,970 --> 00:05:46,530
‫تنها حریفی که مقابلش شکست خوردم.

105
00:05:47,270 --> 00:05:48,780
‫هرگاه در مسیرت گم شدی،

106
00:05:49,480 --> 00:05:51,410
‫می‌خوام بهم تکیه کنی.

107
00:05:52,260 --> 00:05:54,620
‫روش اون زیادی ملایم بود.

108
00:05:54,880 --> 00:05:56,040
‫و اینکه...

109
00:05:56,500 --> 00:05:58,850
‫بیش از این نمی‌تونم بهش تکیه کنم،

110
00:05:58,850 --> 00:06:00,420
‫وگرنه خودم به‌دردنخور می‌شم.

111
00:06:01,310 --> 00:06:04,610
‫تو این دنیا فقط و فقط به قدرت
‫خودم می‌تونم تکیه کنم.

112
00:06:05,160 --> 00:06:07,170
‫بالاخره هم پیداش کردم...

113
00:06:15,310 --> 00:06:17,770
‫مکانی که قوی‌ترم می‌کنه رو.

114
00:06:21,440 --> 00:06:23,600
‫عضو کلیسای مقدس غربی شدم،

115
00:06:24,070 --> 00:06:26,110
‫توی یک سال تبدیل به
‫شوالیه‌ی مقدس شدم.

116
00:06:26,390 --> 00:06:28,560
‫و توی دو سال هم به مقام فرماندگی رسیدم.

117
00:06:29,320 --> 00:06:32,120
‫اما هرچقدر مقامم بالاتر می‌ره،

118
00:06:32,120 --> 00:06:34,800
‫ماهیت حقیقی کلیسا رو بیشتر
‫و بیشتر درک می‌کنم.

119
00:06:35,520 --> 00:06:37,490
‫بعدش متوجه شدم...

120
00:06:38,540 --> 00:06:43,180
‫امپراتور مقدس لوبلیوس، درواقع
‫یه خون‌آشام به‌اسم لویی‌ـه،

121
00:06:43,180 --> 00:06:46,880
‫کسی که برادر دوقلوی بزرگ‌تر
‫ارباب شیاطین، روی ولنتاینه.

122
00:06:48,160 --> 00:06:50,080
‫که یعنی یه خون‌آشام به خودش اسم خدا رو داده،

123
00:06:50,080 --> 00:06:53,760
‫تا بتونه به انسان‌ها سلطه کنه.

124
00:07:16,450 --> 00:07:19,700
‫پـ ـ پس این... آخرشه؟

125
00:07:21,860 --> 00:07:26,500
‫ولی... موفق شدم یه پلیدی رو از بین ببرم.

126
00:07:30,920 --> 00:07:33,860
‫تا توی اتاق خوابمم صدات می‌اومد.

127
00:07:33,860 --> 00:07:36,010
‫داری چیکار می‌کنی؟

128
00:07:48,600 --> 00:07:53,510
‫عمراً بذارم دوتاتون بمیرید و تنهام بذارید.

129
00:08:06,290 --> 00:08:08,300
‫و انسان...

130
00:08:09,240 --> 00:08:12,550
‫حین چنگ زدن به تفکرات متکبرانه‌ت نمیر.

131
00:08:16,670 --> 00:08:20,970
‫عدالت چیه؟ نابودی پلیدی؟

132
00:08:21,560 --> 00:08:23,840
‫و اگه اینطوریه،

133
00:08:23,840 --> 00:08:26,720
‫چی باعث شده فکر کنی موجود
‫بی‌ارزشی مثل تو

134
00:08:26,720 --> 00:08:30,940
‫حق اینو داره که تصمیم بگیره
‫اعمال من شرورانه‌ان؟

135
00:08:31,230 --> 00:08:35,200
‫هیچ عدالتی وجود نداره که
‫بتونه تمام اراده‌های آزادانه رو راضی کنه.

136
00:08:35,440 --> 00:08:39,350
‫و اینکه فکر می‌کنی می‌تونی همچین
‫کاری کنی، صرفاً گستاخانه‌ست.

137
00:08:39,350 --> 00:08:40,830
‫اشتباه می‌کنم؟

138
00:08:42,740 --> 00:08:44,580
‫بهت یه هفته فرصت می‌دم.

139
00:08:44,960 --> 00:08:47,960
‫به‌عنوان کسی که توانایی شکست دادن
‫ملازم‌هام رو داری،

140
00:08:47,960 --> 00:08:50,460
‫مطمئنم می‌تونی از آزمون هفت خِبره هم رد بشی.

141
00:08:50,680 --> 00:08:52,170
‫فقط زمانی که این‌کارو کردی

142
00:08:52,170 --> 00:08:54,720
‫با جدّیت باهات روبرو می‌شم.

143
00:08:58,220 --> 00:09:02,470
‫آزمون رو پشت‌سر گذاشتم و
‫ دوباره لومینوس-ساما رو به چالش کشیدم...

144
00:09:03,060 --> 00:09:05,640
‫ولی شکست خوردم و تسلیمش شدم.

145
00:09:09,160 --> 00:09:14,240
‫لومینوس-ساما و بقیه‌ی خون‌آشام‌ها 
‫لزوماً برای زندگی‌کردن انسان‌ها رو نمی‌کشن.

146
00:09:15,070 --> 00:09:19,360
‫فقط مقداری خون می‌گیرن 
‫و از انرژی حیاتیِ درونشون تغذیه می‌کنن.

147
00:09:19,680 --> 00:09:24,240
‫خون‌آشام‌های رتبه‌بالا می‌تونن
‫ حتی بدون انجام این‌کار تا ابد زنده بمونن.

148
00:09:25,750 --> 00:09:30,710
‫هرچقدر یه انسان شادتر باشه،
‫طعم خون‌شون لذیذتره،

149
00:09:30,710 --> 00:09:32,990
‫ولی لومینوس-ساما، خون‌آشام‌ها رو

150
00:09:32,990 --> 00:09:35,630
‫از گرفتن حجم زیادی از انرژی حیاتی منع کرده.

151
00:09:36,250 --> 00:09:38,700
‫نظم و عدالت در این کشور

152
00:09:38,700 --> 00:09:42,130
‫تا حد بی‌نظیری نسبت به 
‫دیگر کشور‌های غربی ادامه داشته.

153
00:09:43,840 --> 00:09:48,040
‫و دقیقاً به همین دلیله که باید
‫ از لومینوس-ساما محافظت کنم.

154
00:09:48,590 --> 00:09:51,040
‫همش محض خاطر حفاظت از این جامعه آرمانی.

155
00:09:53,260 --> 00:09:56,310
‫برادرم شب گذشته از دنیا رفت.

156
00:09:56,310 --> 00:09:57,930
‫حتماً شوخیت گرفته.

157
00:09:57,930 --> 00:10:01,360
‫«روی» به‌عنوان ارباب شیاطین 
‫توی والپورگیس شرکت کرد، مگه نه؟

158
00:10:01,760 --> 00:10:04,230
‫حقیقتو می‌گم، هیناتا.

159
00:10:04,230 --> 00:10:07,620
‫خبر داری که دیشب یه‌نفر 
‫به اینجا نفوذ کرده بود، درسته؟

160
00:10:07,960 --> 00:10:13,630
‫اون نفوذی، روی، که تازه از والپورگیس
‫ برگشته بود رو به قتل رسوند و فرار کرد.

161
00:10:15,300 --> 00:10:16,300
‫که اینطور.

162
00:10:16,820 --> 00:10:18,950
‫روی به هیچ‌وجه مرد ضعیفی نبود.

163
00:10:18,950 --> 00:10:20,840
‫حتی اگه فقط یه لقب دروغین بوده،

164
00:10:20,840 --> 00:10:23,720
‫به‌قدری شایسته بود که ارباب شیاطین خطاب بشه.

165
00:10:24,400 --> 00:10:29,020
‫پس یعنی اون دلقک از
‫ یه ارباب شیاطین هم قوی‌تر بوده.

166
00:10:29,550 --> 00:10:30,940
‫خب، مهم نیست.

167
00:10:30,940 --> 00:10:34,200
‫تا وقتی لومینوس-ساما صحیح و سالم باشن،
‫مشکلی وجود نداره.

168
00:10:34,200 --> 00:10:36,200
‫ولی یه مشکل وجود داره.

169
00:10:36,200 --> 00:10:39,420
‫روی رو برای بررسی میزان
‫ تهدیدشون فرستادیم، و کشته شد.

170
00:10:39,420 --> 00:10:42,040
‫این ممکنه باعث از دست‌دادن ایمان پیروان‌مون بشه.

171
00:10:42,710 --> 00:10:44,030
‫ضمناً...

172
00:10:44,380 --> 00:10:47,600
‫شنیدم حتی با وجود برگشتن اژدهای طوفان ولدورا،

173
00:10:47,600 --> 00:10:50,660
‫جنگل بزرگ جورا همچنان به قوت خودش باقیه.

174
00:10:51,060 --> 00:10:52,160
‫درسته.

175
00:10:52,550 --> 00:10:54,680
‫قضیه‌ی اژدهای خبیث رو نمی‌دونم،

176
00:10:55,540 --> 00:11:01,300
‫ولی جنگل هنوز وجود داره، 
‫چون گذاشتم اون اسلایم به اسم ریمورو فرار کنه.

177
00:11:01,620 --> 00:11:06,360
‫ظاهراً حقیقت داره که 
‫ارتش پادشاهی فالموث نابود شده.

178
00:11:06,360 --> 00:11:08,560
‫حتماً حریف قدرتمندی بوده.

179
00:11:08,560 --> 00:11:12,350
‫زمانی که درون زمین مقدس گیرش انداختم،

180
00:11:12,350 --> 00:11:15,440
‫احتمالاً بهترین فرصتی بود 
‫که برای کشتنش داشتم.

181
00:11:15,680 --> 00:11:19,450
‫بعد از اینکه گفت جفت‌تون از یه‌جا اومدین
‫بهش آسون گرفتی؟

182
00:11:19,740 --> 00:11:21,100
‫معلومه که نه.

183
00:11:21,100 --> 00:11:25,030
‫اهدافِ لومینوس-ساما با 
‫اهداف اون اسلایم هم‌سو نیستن.

184
00:11:25,450 --> 00:11:29,960
‫پس سعی کردم با نادیده گرفتنش،
‫از شر اون شهر خلاص بشم، ولی بازم...

185
00:11:30,250 --> 00:11:33,200
‫پس فرشته‌ها  قراره حرکت‌شونو شروع کنن، ها؟

186
00:11:33,550 --> 00:11:34,470
‫بله.

187
00:11:34,750 --> 00:11:37,540
‫اگه بذاریم اون شهر با 
‫سرعت فعلی به رشدش ادامه بده،

188
00:11:37,540 --> 00:11:39,200
‫بدون شک وارد عمل می‌شن.

189
00:11:39,200 --> 00:11:40,720
‫اونطوری مشکل‌ساز می‌شه.

190
00:11:41,090 --> 00:11:45,560
‫هرچی نباشه، می‌خوایم تو جنگ بزرگ بعدی تنما، 
‫پیروزی تمام و کمالی داشته باشیم.

191
00:11:45,560 --> 00:11:49,970
‫درسته، و برای همین ایده خوبی نیست
‫ که خیلی عجول باشیم.

192
00:11:49,970 --> 00:11:51,670
‫اگه بهش فکر کنی،

193
00:11:51,670 --> 00:11:55,740
‫شاید اتفاق بهتری بود که ناموفق بودی.

194
00:11:56,050 --> 00:11:57,980
‫منظورت چیه؟

195
00:11:57,980 --> 00:12:00,980
‫احتمالش زیاده که کشور‌های غربی باهم متحد بشن

196
00:12:00,980 --> 00:12:05,020
‫تا با تهدید جدیدی که
‫ جنگل بزرگ جوراست مقابله کنن.

197
00:12:05,020 --> 00:12:06,780
‫حالا که روی کشته شده،

198
00:12:06,780 --> 00:12:11,080
‫به‌عنوان دشمن مشترک تمام بشریت
‫ به حساب میاد. موافق نیستی؟

199
00:12:11,080 --> 00:12:14,000
‫البته شک دارم انقدر بی‌دردسر پیش بره.

200
00:12:15,000 --> 00:12:18,310
‫پابرجایی جنگل بزرگ جورا چیز خوبیه،

201
00:12:18,310 --> 00:12:22,530
‫و شاید دقیقاً چیزیه که
‫ برای همزیستی با انسان‌ها نیاز دارن.

202
00:12:23,000 --> 00:12:23,700
‫ولی...

203
00:12:24,760 --> 00:12:28,320
‫تاجر شرقی که برام اطلاعات آورده بود...

204
00:12:28,320 --> 00:12:30,380
‫دیشب بهش قول دادم دوباره ببینمش.

205
00:12:30,380 --> 00:12:33,520
‫اوه؟ عجب زمان‌بندی مناسبی.

206
00:12:33,520 --> 00:12:37,860
‫بله. یعنی اون تاجر می‌خواسته ازم سوءاستفاده کنه؟

207
00:12:37,860 --> 00:12:42,920
‫اگه اینطور باشه، شاید خلاص نشدن
‫ از دست ریمورو کار درستی بوده.

208
00:12:42,920 --> 00:12:44,400
‫با اینکه از باختن متنفرم...

209
00:12:44,400 --> 00:12:47,120
‫تا وقتی آماده‌سازی‌هامون انجام بشه،

210
00:12:47,120 --> 00:12:51,920
‫فکر می‌کنم بهتره از اون منطقه
‫ به‌عنوان موج‌شکن مقابل شرق استفاده کنیم.

211
00:12:52,280 --> 00:12:58,040
‫البته اینا همش به این وابسته‌ست که ریمورو
‫ از والپورگیس جون سالم به‌در می‌بره یا نه.

212
00:12:58,040 --> 00:13:01,920
‫درسته. می‌تونه زنده ازش بیرون بیاد؟

213
00:13:01,920 --> 00:13:04,910
‫لومینوس-ساما به‌زودی برمی‌گردن.

214
00:13:04,910 --> 00:13:08,520
‫هول شدن فایده‌ای نداره.
‫در هر صورت خیلی زود جواب‌مونو می‌گیریم.

215
00:13:08,520 --> 00:13:12,670
‫البته ناراحت‌کننده‌ست که 
‫مرگ برادرت رو بهشون گزارش بدیم.

216
00:13:12,670 --> 00:13:14,200
‫مطمئنم آشفته می‌شه.

217
00:13:14,200 --> 00:13:17,680
‫آخه اون برخلاف من، خیلی مهربونه.

218
00:13:17,860 --> 00:13:18,920
‫هوم.

219
00:13:18,920 --> 00:13:22,140
‫در این صورت، 
‫نمی‌شه منم مهربون درنظر گرفت.

220
00:13:22,140 --> 00:13:26,450
‫برادر کوچکترم مرده، و حتی ناراحت هم نیستم.

221
00:13:33,180 --> 00:13:35,960
‫که اینطور... روی...

222
00:13:38,390 --> 00:13:39,960
‫عجب احمقی.

223
00:13:41,080 --> 00:13:43,710
‫و والپورگیس چطور گذشت؟

224
00:13:47,730 --> 00:13:50,680
‫این خلاصه‌ی اتفاقات دیشب بود.

225
00:13:50,680 --> 00:13:54,690
‫اون اژدهای خبیث لعنتی
‫ همیشه‌ی خدا سر راهم میاد.

226
00:13:55,560 --> 00:13:57,110
‫و روی هم که دیگه بدتر.

227
00:13:57,560 --> 00:14:02,140
‫اگه جلوی چشمم بود، می‌تونستم احیاش کنم.

228
00:14:02,990 --> 00:14:04,720
‫خیلی پوزش می‌خوام.

229
00:14:04,720 --> 00:14:07,360
‫همش به‌خاطر اینه که گذاشتم نفوذی فرار کنه.

230
00:14:07,680 --> 00:14:11,830
‫نه. تو فقط از دستوراتم پیروی کردی.

231
00:14:11,830 --> 00:14:14,120
‫خودمم که باید مسئولیتشو قبول کنم.

232
00:14:14,390 --> 00:14:19,530
‫نه، به این دلیل بود که برادرم نتونست
‫ در حد انتظاراتِ شما ظاهر بشه.

233
00:14:19,530 --> 00:14:21,750
‫لطفاً خودتونو مقصر ندونید.

234
00:14:22,410 --> 00:14:25,510
‫الان وقت برای عزاداری نداریم.

235
00:14:26,320 --> 00:14:31,190
‫اژدهای خبیث برگشته، و ارباب شیاطین جدیدی
‫ به اسم ریمورو پیداش شده.

236
00:14:31,190 --> 00:14:33,700
‫باید تصمیم بگیریم درموردش چیکار کنیم.

237
00:14:34,260 --> 00:14:34,950
‫بله.

238
00:14:34,950 --> 00:14:36,650
‫ازش مطلع هستیم.

239
00:14:37,220 --> 00:14:40,680
‫اجازه بدید برم ولدورا رو از بین ببرم.

240
00:14:42,040 --> 00:14:45,810
‫هیناتا، درسته که خیلی قوی‌تر شدی.

241
00:14:45,810 --> 00:14:50,200
‫ولی حتی با صرف‌نظر از ارباب شیاطین ریمورو،
‫قادر به شکست‌دادن ولدورا نیستی.

242
00:14:50,410 --> 00:14:52,420
‫درست می‌گن، هیناتا.

243
00:14:52,420 --> 00:14:55,700
‫اون اژدهای خبیث به‌قدر ترسناکی قدرتمنده.

244
00:14:56,300 --> 00:14:59,200
‫ولی توسط قهرمان مهروموم شده بود، درست نمی‌گم؟

245
00:14:59,200 --> 00:15:01,360
‫گوش کن چی می‌گم، هیناتا.

246
00:15:01,360 --> 00:15:04,460
‫اون تجسمی از انرژی طبیعیه.

247
00:15:04,860 --> 00:15:09,400
‫یه طوفان خروشان رو می‌شه با جادو کنترل کرد،

248
00:15:09,400 --> 00:15:12,480
‫ولی اژدهای خبیث از خودش اراده داره.

249
00:15:12,800 --> 00:15:15,340
‫هیچ شمشیر و افسونی روش اثر نداره.

250
00:15:15,340 --> 00:15:19,750
‫اگه بخواد وحشیگری کنه،
‫موج انفجارش می‌تونه کل دنیا رو به لرزه بندازه.

251
00:15:20,800 --> 00:15:22,720
‫اون جونور یه شیطان بود.

252
00:15:23,260 --> 00:15:28,730
‫حتی نایت رز زیبا رو هم
‫ به خرابه‌ای ویرانه تبدیل کرد.

253
00:15:29,030 --> 00:15:32,990
‫ولی بازم اگه چاره‌ای نباشه، می‌کشمش.

254
00:15:36,200 --> 00:15:40,220
‫هیناتا، نمی‌خوام تو هم از دست بدم.

255
00:15:40,220 --> 00:15:41,560
‫جلوی خودتو بگیر.

256
00:15:41,900 --> 00:15:42,660
‫چشم.

257
00:15:43,560 --> 00:15:48,130
‫شاید اشتباه کردم که با هیولا تلقی کردن ریمورو،
‫ تمام حرفاشو نادیده گرفتم.

258
00:15:48,960 --> 00:15:50,740
‫حتی اگه برای حفظ اعتقاداتم باشه،

259
00:15:50,740 --> 00:15:53,390
‫نمی‌خوام باور کنم که تصمیم نادرستی گرفتم.

260
00:15:53,960 --> 00:15:57,700
‫ولی حتی اگه اونم جزو
‫ نقشه‌ی تاجر شرقی بوده باشه چی؟

261
00:15:58,430 --> 00:16:02,480
‫چه آزاردهنده. نکنه یه خبرچین باشه؟

262
00:16:03,380 --> 00:16:06,910
‫و باید درمورد ارباب شیطاین جدید؛
‫ ریمورو چیکار کنیم؟

263
00:16:06,910 --> 00:16:09,220
‫آخه مگه چاره‌ای جز ول‌کردنش داریم؟

264
00:16:09,220 --> 00:16:13,070
‫خوشبختانه، به‌طور رسمی
‫ هیچ ارتباطی با کافرها برقرار نکرده.

265
00:16:13,580 --> 00:16:14,480
‫درسته، اما...

266
00:16:14,870 --> 00:16:16,740
‫مشکلی وجود داره؟

267
00:16:17,000 --> 00:16:20,230
‫شهر و جاده‌هایی که اون هیولاها می‌سازن

268
00:16:20,230 --> 00:16:23,000
‫ممکنه باعث پیشروی سریع‌تر فرشتگان بشه.

269
00:16:23,350 --> 00:16:26,000
‫اوه، آره، اونم هست.

270
00:16:27,510 --> 00:16:33,280
‫ولی بدتر می‌شه اگه با ارباب شیاطین ریمورو 
‫و اژدهای طوفان ولدورا دشمنی کنیم، مگه نه؟

271
00:16:33,280 --> 00:16:36,270
‫و اگه اونا توجه‌ها رو به خودشون جلب کنن،

272
00:16:36,270 --> 00:16:39,250
‫شاید حشره‌های پرنده
‫ درعوض اونا رو هدف بگیرن.

273
00:16:40,180 --> 00:16:42,560
‫الان دیگه فکر کردن بهش فایده‌ای نداره.

274
00:16:42,970 --> 00:16:47,090
‫آموزه‌های لومینسم که می‌گن 
‫هیولاها دشمن مشترک بشریت هستن،

275
00:16:47,090 --> 00:16:51,040
‫در نهایت به کلی توسط شهرشون نقض می‌شه.

276
00:16:51,040 --> 00:16:55,570
‫چطوره اونو به‌عنوان یه ارباب شیاطین پلید، 
‫شریک جرم خودمون کنیم؟

277
00:16:55,880 --> 00:16:57,070
‫امکان نداره.

278
00:16:57,070 --> 00:17:01,840
‫این ریمورو می‌گه قصد داره کشوری بسازه
‫ که بتونه از زندگیش لذت ببره.

279
00:17:01,840 --> 00:17:07,580
‫با سینه‌ای سپر اعلام کرد از انسان‌ها محافظت می‌کنه
‫ چون به همکاری‌شون نیاز داره.

280
00:17:07,900 --> 00:17:09,540
‫هرکس توش دخالت کنه،

281
00:17:09,840 --> 00:17:14,930
‫چه می‌خواد انسان، ارباب شیاطین،
‫یا کلیسای مقدس باشه، دشمن منه.

282
00:17:15,260 --> 00:17:16,380
‫اینطوری گفت.

283
00:17:17,010 --> 00:17:21,980
‫اگه به‌خاطر رابطه‌ش با انسان‌ها نبود،
‫می‌تونستیم از ایده‌ی لویی استفاده کنیم.

284
00:17:21,980 --> 00:17:25,140
‫پس الان فقط مجبوریم حواسمون به اوضاع باشه.

285
00:17:26,390 --> 00:17:27,710
‫همینطوره.

286
00:17:27,710 --> 00:17:30,880
‫نباید تصمیم عجولانه‌ای بگیریم 
‫و به‌طور معمول پیش بریم.

287
00:17:30,880 --> 00:17:33,690
‫حقیقت رو به پیروانمون منتقل کنید.

288
00:17:33,690 --> 00:17:36,900
‫بگید که اژدهای طوفان، ولدورا برگشته.

289
00:17:37,220 --> 00:17:40,400
‫درمورد ارباب شیاطین ریمورو چه اقدامی انجام بدیم؟

290
00:17:40,400 --> 00:17:42,350
‫سؤال خوبیه...

291
00:17:42,350 --> 00:17:46,120
‫ریمورو احتمالاً ارزش مذاکراتِ سیاسی داشته باشه.

292
00:17:46,120 --> 00:17:49,160
‫بهتره مسئله‌ی کشورهای غربی رو لاپوشونی کنیم.

293
00:17:49,390 --> 00:17:51,220
‫تو که باهاش مشکلی نداری، هیناتا؟

294
00:17:51,220 --> 00:17:52,800
‫متوجه شدم.

295
00:17:52,800 --> 00:17:54,820
‫این برات یه کینه طولانی‌مدت می‌شه؟

296
00:17:54,820 --> 00:17:58,800
‫یه‌مقدار. بالأخره سعی در کشتنش کردم.

297
00:17:59,130 --> 00:18:01,100
‫اینم درسته.

298
00:18:01,100 --> 00:18:06,180
‫ولی شک دارم ریمورو به‌قدری احمق باشه 
‫که منو به‌عنوان دشمنش ببینه.

299
00:18:07,180 --> 00:18:08,480
‫تمام تلاشم رو می‌کنم.

300
00:18:11,060 --> 00:18:15,070
‫پادشاهی فالموث با شرایط تمپست موافقت،

301
00:18:15,070 --> 00:18:17,600
‫و غرامت جنگ رو پرداخت می‌کنه.

302
00:18:17,600 --> 00:18:21,820
‫این هزینه، ده‌هزار سکه طلای ستاره‌ست.

303
00:18:21,820 --> 00:18:23,800
‫ده‌هزار سکه طلای ستاره؟!

304
00:18:23,800 --> 00:18:26,210
‫این برابره با یک‌میلیون سکه طلا!

305
00:18:26,210 --> 00:18:28,160
‫به‌هیچ‌وجه نمی‌تونیم زیر بارش بریم!

306
00:18:28,160 --> 00:18:32,090
‫حتی اگه بریم سراغ گنجینه ملی
‫بازم نمی‌تونیم این‌همه جور کنیم!

307
00:18:32,090 --> 00:18:33,250
‫درست می‌گه!

308
00:18:33,250 --> 00:18:36,090
‫تا حد امکان باید قاطعانه مخالفت کنیم!

309
00:18:36,090 --> 00:18:40,600
‫اگه پای ولدورا وسط باشه 
‫کلیسای مقدس غربی یه‌گوشه دست‌ رو دست نمی‌ذاره.

310
00:18:40,600 --> 00:18:43,600
‫اون شوالیه، هیناتا هم احتمالاً درگیر این ماجرا بشه.

311
00:18:43,600 --> 00:18:45,600
‫اون زن حقه‌باز، ها؟

312
00:18:45,600 --> 00:18:46,930
‫مگه همون قهرمان نیست؟

313
00:18:46,930 --> 00:18:50,600
‫اوه درسته! ماسایوکیِ «سرعت‌نور» از پادشاهی اینگراشیا!

314
00:18:50,600 --> 00:18:52,350
‫دقیقاً.

315
00:18:52,350 --> 00:18:55,620
‫همونی به‌عنوان برترین قهرمان تاریخ شناخته می‌شه،

316
00:18:55,620 --> 00:18:58,240
‫کسی که بدون جلب‌توجه دشمنانش شکستشون می‌داده.

317
00:18:58,470 --> 00:19:03,570
‫بذارید به ولدورا ثابت کنه که 
‫الکی «سرعت‌نور» خطابش نمی‌کنن.

318
00:19:03,570 --> 00:19:06,010
‫درسته، همین روحیه لازمه.

319
00:19:06,010 --> 00:19:08,250
‫بیاید اون هیولاها رو نابود کنیم!

320
00:19:08,250 --> 00:19:10,840
‫خانواده سلطنتی باید غرامت رو پرداخت کنه!

321
00:19:10,840 --> 00:19:13,880
‫ما به‌هیچ‌عنوان تسلیمِ درخواست هیولاها نمی‌شیم!

322
00:19:13,880 --> 00:19:17,260
‫اگه با تمام قوای فالموث نجنگیم به چه درد می‌خوریم؟!

323
00:19:17,770 --> 00:19:20,000
‫برادر... یعنی، سرور من.

324
00:19:20,350 --> 00:19:24,760
‫پادشاه دلیری مثل شما 
‫به همین سادگی تن به شکست می‌ده؟

325
00:19:25,430 --> 00:19:27,690
‫بهم گوش بده، ادوارد.

326
00:19:27,690 --> 00:19:30,680
‫ما با اژدهای طوفان، ولدورا طرفیم.

327
00:19:30,680 --> 00:19:35,270
‫غرور من درمقابل چنین شخص بی‌رحمی اهمیت نداره.

328
00:19:35,270 --> 00:19:38,280
‫پس قصد دارید به تنهایی پا به فرار بذارید؟

329
00:19:38,280 --> 00:19:40,880
‫جایی برای فرار وجود نداره.

330
00:19:40,880 --> 00:19:46,790
‫برای همینم هست که خوستار پرداخت غرامت
‫ و کناره‌گیری از حکومت هستم.

331
00:19:49,440 --> 00:19:51,740
‫اگه کناره‌گیری نکنم،

332
00:19:51,740 --> 00:19:55,310
‫تنها گزینه‌هامون تبدیل‌شدن
‫ به ایالت تبعه یا ادامه جنگه.

333
00:19:55,310 --> 00:19:58,050
‫متوجه هستی؟ کشور می‌تونه سقوط کنه.

334
00:19:58,050 --> 00:20:03,260
‫ا ـ اما تسلیم‌شدن به یه فرمانده هیولا
‫بدون حتی یه‌ذره مقاومت...

335
00:20:03,260 --> 00:20:05,020
‫اجازه هست؟

336
00:20:05,420 --> 00:20:09,300
‫این نامه صبح اول‌وقت به دست بنده رسید.

337
00:20:09,300 --> 00:20:11,900
‫به‌دلیل اهمیت محتوای داخلش

338
00:20:11,900 --> 00:20:14,680
‫می‌خواستم از این فرصت استفاده کنم
‫ و برای همه‌تون بخونمش.

339
00:20:16,450 --> 00:20:20,850
‫در رابطه با اعلان اخیرِ پادشاهی بلوموند.

340
00:20:21,490 --> 00:20:25,860
‫نوشته شده پادشاهی بلوموند از تمپست حمایت،

341
00:20:25,860 --> 00:20:28,870
‫و اعزام نیروها توسط پادشاهی فالموث رو محکوم می‌کنه.

342
00:20:28,870 --> 00:20:31,320
‫یه کشور ناچیز جرئت داره چنین جسارتی کنه؟!

343
00:20:31,320 --> 00:20:34,120
‫یعنی انقدر از شکست ما خوشحال شدن؟!

344
00:20:34,120 --> 00:20:36,300
‫اگه فقط بلوموند بود یه‌چیزی،

345
00:20:36,300 --> 00:20:39,260
‫ولی اگه کشور مسلحِ دوارگون هم 
‫کاری کنه، بد دردرسری می‌شه.

346
00:20:39,560 --> 00:20:43,550
‫یعنی پادشاه دورف گازل
‫ این جایگاه بی‌طرف رو نگه می‌داره؟

347
00:20:43,550 --> 00:20:47,030
‫نه، ما بیشتر باید نگران نفوذش باشیم.

348
00:20:47,030 --> 00:20:49,840
‫نمی‌خوایم پادشاه گازل رو خشمگین کنیم.

349
00:20:49,840 --> 00:20:52,520
‫اون یه شریک تجاری حیاتی برای پادشاهی‌مونه.

350
00:20:54,040 --> 00:20:55,640
‫عـ ـ عذر می‌خوام!

351
00:20:55,640 --> 00:20:58,310
‫یه پیغام مهم از طرف گیلد دارم!

352
00:20:58,310 --> 00:20:59,150
‫حرف بزن.

353
00:20:59,360 --> 00:21:02,720
‫ریمورو، هیولایی که بر جنگل بزرگ جورا حکومت می‌کنه،

354
00:21:02,720 --> 00:21:04,790
‫اعلام کرد قراره تبدیل به ارباب شیاطین بشه!

355
00:21:04,970 --> 00:21:06,010
‫چی؟!

356
00:21:06,010 --> 00:21:06,980
‫اینکه...

357
00:21:06,980 --> 00:21:09,120
‫نه، اتفاقاً برامون خوبه.

358
00:21:09,120 --> 00:21:11,510
‫اربابان شیاطین تحمل این جسارتو نمی‌کنن.

359
00:21:11,510 --> 00:21:16,750
‫این ریموروی تازه‌وارد قراره بفهمه
‫ اربابان شیاطین چقدر خوفناکن.

360
00:21:17,340 --> 00:21:21,750
‫حتی ممکنه برای نابودی ولدورا بهمون کمک کنن.

361
00:21:23,560 --> 00:21:27,550
‫شایعه شده ارباب شیاطین کلی‌من
‫ توسط ارباب شیاطین ریمورو کشته شده.

362
00:21:27,550 --> 00:21:28,470
‫ها؟!

363
00:21:28,470 --> 00:21:29,600
‫غیرممکنه...

364
00:21:29,600 --> 00:21:33,660
‫فقط هم این نیست، کاریون و فرِی هم 
‫مقام ارباب شیاطین خودشونو ترک کردن

365
00:21:33,660 --> 00:21:36,320
‫و به خدمت ارباب شیاطین میلیم دراومدن.

366
00:21:36,320 --> 00:21:40,680
‫درحال‌حاضر اربابان شیاطین
‫ خودشون رو «اوکتاگرام» خطاب می‌کنن.

367
00:21:43,320 --> 00:21:45,780
‫شنیدید، آقایون؟

368
00:21:45,780 --> 00:21:48,000
‫ولدورا تنها تهدیدی نیست که باهاش روبروییم.

369
00:21:48,000 --> 00:21:50,570
‫این هیولای ریمورو-نام حتی تهدید بزرگ‌تریه.

370
00:21:50,960 --> 00:21:54,830
‫بالأخره به‌قدری قدرتمند هست که 
‫به‌راحتی ارباب شیاطین کلی‌من رو شکست بده.

371
00:21:54,830 --> 00:21:56,860
‫این همش تقصیر من بوده.

372
00:21:56,860 --> 00:22:00,840
‫حتی اگه به صلاح پادشاهیم بوده باشه،
‫ طمع چشمم رو کور کرد.

373
00:22:01,080 --> 00:22:03,200
‫از تاج‌وتخت کناره‌گیری می‌کنم،

374
00:22:03,200 --> 00:22:06,840
‫و ادوارد رو به‌عنوان جانشینم پیشنهاد می‌کنم.

375
00:22:07,030 --> 00:22:08,130
‫برادر...

376
00:22:08,130 --> 00:22:09,380
‫چی؟!

377
00:22:09,380 --> 00:22:12,300
‫مگه شاهزاده ادگارد نباید تاج‌وتخت رو به ارث ببره؟

378
00:22:12,560 --> 00:22:15,800
‫دوران سختی پیش‌رومونه.

379
00:22:15,800 --> 00:22:18,080
‫ادگارد هنوز خیلی جوونه.

380
00:22:18,080 --> 00:22:20,820
‫براش دشواره که این سختی رو به‌دوش بکشه.

381
00:22:22,960 --> 00:22:27,160
‫سرورم، بنده هم فکر می‌کنم این بهترین اقدام ممکنه.

382
00:22:33,000 --> 00:22:37,200
‫و بدین ترتیب پادشاهیِ وسیع و تاریخی فالموث

383
00:22:37,200 --> 00:22:42,670
‫و اتحادیه جورا تمپست 
‫وارد توافقی برای پایان درگیری‌ها شدن.

384
00:22:43,450 --> 00:22:45,910
‫این بدین معنیه که، حداقل به‌طور رسمی،

385
00:22:45,910 --> 00:22:50,790
‫فالموث، تمپست رو به‌عنوان یک کشور
‫ به‌رسمیت می‌شناسه.

386
00:24:25,480 --> 00:24:28,100
‫دفعه بعد: «روزهای صلح‌آمیز.»

387
00:24:26,110 --> 00:24:30,070
‫روزهای

388
00:24:26,400 --> 00:24:30,070
‫صلح‌آمیز

