﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:00,570
{\be3}‫Tenshi

2
00:00:02,850 --> 00:00:07,610
‫گفتم که، اگه سکه‌ای جز سکه‌ی دورفی بخواین
‫می‌تونیم درجا پرداخت کنیم.

3
00:00:07,730 --> 00:00:09,740
‫خب خب، آقایون.

4
00:00:10,030 --> 00:00:12,120
‫مطمئنم حتی کشور هیولاها هم

5
00:00:12,120 --> 00:00:14,860
‫سعی نمی‌کنه بدهی‌شو بپیچونه.

6
00:00:15,730 --> 00:00:18,120
‫مگه نه، میول‌مایل؟

7
00:00:18,120 --> 00:00:21,620
‫بله، دوک میوز.

8
00:00:21,800 --> 00:00:25,790
‫پس همین‌الان خیال تاجرا رو راحت کن...

9
00:00:25,790 --> 00:00:28,750
‫و بهشون سکه‌ی طلای دورفی بده.

10
00:00:28,750 --> 00:00:30,590
‫و ـ ولی گفتم که...

11
00:00:40,080 --> 00:00:41,810
‫شرمنده معطل‌تون کردم.

12
00:00:45,280 --> 00:00:48,220
‫وقت بخیر، اعلی‌حضرت ریمورو.

13
00:00:48,520 --> 00:00:51,940
‫من میوز هستم، یه دوک از پادشاهی گاستون.

14
00:00:52,160 --> 00:00:54,560
‫اینجا خیلی شلوغ بودا.

15
00:00:54,560 --> 00:00:56,570
‫این تاجرها غرغرکنان اومدن سراغم،

16
00:00:54,950 --> 00:00:59,660
‫قسمت ۷۲

17
00:00:55,700 --> 00:00:59,660
‫بعد از جشنواره

18
00:00:56,570 --> 00:01:00,120
‫و گفتن قصد ندارید بدهی‌تون رو پرداخت کنید.

19
00:01:00,430 --> 00:01:03,000
‫ولی باید کلی بودجه داشته باشیم که...

20
00:01:03,000 --> 00:01:07,960
‫بله، اما گفتن فقط سکه‌ی طلای دورفی قبول می‌کنن.

21
00:01:08,120 --> 00:01:13,300
‫مطمئنم می‌دونی سکه‌ی طلای دورفی تنها
‫چیزیه که تاجرا بهش اعتماد دارن.

22
00:01:13,300 --> 00:01:15,460
‫بعدشم، اینجا کشور هیولاهاست.

23
00:01:15,460 --> 00:01:18,470
‫معلومه فقط واحدپولی رو قبول می‌کنیم
‫که بهش اعتماد داریم.

24
00:01:20,100 --> 00:01:23,180
‫اعلی‌حضرت ریمورو، اگه مشکلی دارید،

25
00:01:23,180 --> 00:01:26,390
‫خوشحال می‌شم کمکی کنم.

26
00:01:28,860 --> 00:01:30,150
‫میوز، خوب گوش بده.

27
00:01:30,640 --> 00:01:33,270
‫به ارباب شیاطین ریمورو نزدیک شو،

28
00:01:33,270 --> 00:01:36,100
‫به خودت مدیونش کن و اعتمادشو جلب کن.

29
00:01:36,100 --> 00:01:37,560
‫بسپریدش به خودم.

30
00:01:37,560 --> 00:01:40,500
‫به نام خاندان روتزو قسم می‌خورم که موفق بشم.

31
00:01:42,230 --> 00:01:43,920
‫الحق این هم کار سرنوشت بوده!

32
00:01:44,270 --> 00:01:47,720
‫براتون ترتیب مقداری سکه‌ی طلا-

33
00:01:46,280 --> 00:01:48,450
‫نیازی نیست. بیا تو.

34
00:01:52,580 --> 00:01:53,960
‫بسیار خب.

35
00:01:53,960 --> 00:01:56,960
‫پس با سکه‌ی دورفی پرداخت می‌کنم.

36
00:01:58,880 --> 00:02:02,220
‫صـ ـ صبر کنید! اونا واقعی‌ان؟!

37
00:02:02,450 --> 00:02:05,600
‫اوه؟ پس داری می‌گی تقلبی‌ان؟

38
00:02:07,600 --> 00:02:10,860
‫مـ ـ معذرت می‌خوام، اما...

39
00:02:11,080 --> 00:02:13,730
‫اگه باورت نمی‌شه می‌تونی بررسی‌شون کنی.

40
00:02:14,230 --> 00:02:15,070
‫خب پس...

41
00:02:15,480 --> 00:02:16,140
‫هوی!

42
00:02:16,140 --> 00:02:16,640
‫بله!

43
00:02:17,310 --> 00:02:18,430
‫ریمورو-ساما،

44
00:02:18,430 --> 00:02:22,490
‫خبرنگاران مایلن در رابطه با مذاکرات بنویسن.

45
00:02:22,720 --> 00:02:23,910
‫چه به‌موقع.

46
00:02:23,910 --> 00:02:26,060
‫اتفاقاً الان داشتیم اصل بودن سکه‌ها رو بررسی می‌کردیم.

47
00:02:26,060 --> 00:02:27,740
‫می‌ذاریم اونا هم شاهدش باشن.

48
00:02:35,360 --> 00:02:37,000
‫و ـ واقعی‌ان!

49
00:02:37,330 --> 00:02:40,150
‫شک ندارم! سکه‌های دورفی واقعی‌ان!

50
00:02:43,280 --> 00:02:45,010
‫خب پس هزینه رو پرداخت کنین.

51
00:02:50,440 --> 00:02:52,720
‫مـ ـ ممنونم.

52
00:02:53,160 --> 00:02:58,860
‫و به‌ این‌شکل، تمام هزینه‌های جشنواره پرداخت شدن.

53
00:03:00,050 --> 00:03:02,080
‫همین‌ انتظار هم از اعلی‌حضرت ریمورو می‌رفت!

54
00:03:02,080 --> 00:03:05,970
‫چطوری انقدر سکه به‌دست آوردید؟

55
00:03:05,970 --> 00:03:10,480
‫خب تا وقتی قوانین بین‌المللی رو رعایت کنن، حرفی نیست.

56
00:03:10,480 --> 00:03:13,360
‫امیدواریم در آینده باز هم همکاری کنیم.

57
00:03:13,690 --> 00:03:15,460
‫نه ممنون.

58
00:03:15,800 --> 00:03:19,210
‫کارم با همه‌ی شما تمومه. دفعه‌ی بعدی هم درکار نیست.

59
00:03:19,210 --> 00:03:21,260
‫یـ ـ یعنی چی؟!

60
00:03:21,260 --> 00:03:25,090
‫داریم می‌گیم تا وقتی پول بدید بهتون اعتماد می‌کنیم!

61
00:03:25,560 --> 00:03:27,930
‫نمی‌تونین به کشور هیولاها اعتماد کنین.

62
00:03:27,930 --> 00:03:30,280
‫مگه خودتون این حرفو نمی‌زدین؟

63
00:03:30,640 --> 00:03:34,360
‫ما هم فقط می‌خوایم با کسایی که می‌تونیم
‫بهشون اعتماد کنیم معامله انجام بدیم.

64
00:03:35,480 --> 00:03:40,620
‫برای همین هیچ‌کدوم‌تون اجازه ندارین
‫دوباره با این کشور معامله‌ای انجام بدین.

65
00:03:40,620 --> 00:03:43,670
‫هـ ـ همچین ظلمی قابل بخشش نیست!

66
00:03:43,670 --> 00:03:47,500
‫این افراد صرفاً تحت قانون بین‌المللی حق‌شون رو-

67
00:03:47,500 --> 00:03:49,490
‫انگار اشتباه فهمیدی.

68
00:03:49,490 --> 00:03:52,750
‫کشور من هنوز عضو اتحادیه نشده،

69
00:03:52,750 --> 00:03:55,310
‫و اگه نشیم هم مهم نیست.

70
00:03:55,990 --> 00:04:00,870
‫چون خودمون تنهایی، همینجا یه اقتصاد گنده می‌سازیم.

71
00:04:04,320 --> 00:04:06,700
‫نیازی نیست الکی زور بزنیم عضو اتحادیه بشیم.

72
00:04:06,700 --> 00:04:08,390
‫نـ ـ نمی‌شه!

73
00:04:08,390 --> 00:04:12,890
‫فهمیدم! می‌تونم بین شما و اتحادیه میانجی‌گری کنم!

74
00:04:13,120 --> 00:04:15,130
‫اینم قبول نمی‌کنم.

75
00:04:15,400 --> 00:04:17,890
‫درهرصورت، جایگاهتو قراره از دست بدی، درسته؟

76
00:04:18,470 --> 00:04:19,220
‫ها؟

77
00:04:19,770 --> 00:04:24,520
‫تمام این خبرنگارا قراره برگردن کشور خودشون
‫و یه مقاله بنویسن.

78
00:04:25,040 --> 00:04:28,290
‫تاجرینی که فقط سکه‌ی طلای دورفی قبول می‌کنن.

79
00:04:28,590 --> 00:04:32,790
‫و اشراف رتبه‌بالا که با اینکه بهش هیچ
‫ربطی نداره، سازماندهی‌شون می‌کنه.

80
00:04:33,200 --> 00:04:38,290
‫فک کردی مردمی که اینا رو می‌خونن
‫با خودشون چی می‌گن؟

81
00:04:38,680 --> 00:04:40,920
‫خـ ـ خب...

82
00:04:41,090 --> 00:04:44,040
‫بگذریم، بقیه‌ش گردن خودته، میول‌مایل-کون.

83
00:04:44,040 --> 00:04:45,550
‫بسپریدش به خودم.

84
00:04:45,550 --> 00:04:48,930
‫صـ ـ صبر کنید، اعلی‌حضرت ریمورو!

85
00:04:50,020 --> 00:04:53,360
‫در موعد مقرر تمام پرداخت‌ها انجام شدن.

86
00:04:53,360 --> 00:04:56,400
‫و الان ازتون درخواست می‌کنم تشریف ببرید.

87
00:05:02,040 --> 00:05:06,080
‫به‌لطف شما تونستیم تمام جریانات
‫معامله رو تموم کنیم، المشیا-دونو.

88
00:05:06,270 --> 00:05:08,700
‫خوشحالم کمک‌حال بودم.

89
00:05:08,960 --> 00:05:14,320
‫ولی ریمورو-ساما انتظار نداشتم
‫انقدر به تاجرا سخت بگیرید.

90
00:05:15,950 --> 00:05:20,080
‫همه‌ش نقشه‌شون بود.

91
00:05:20,270 --> 00:05:21,460
‫یعنی چی؟

92
00:05:21,460 --> 00:05:23,610
‫وقتی می‌خوای کسی بهت خدمت کنه،

93
00:05:23,610 --> 00:05:27,970
‫بهتره جای ترسوندن‌شون، با مهربونی به خودت مدیون‌شون کنی.

94
00:05:28,150 --> 00:05:31,220
‫و چون ریمورو-ساما انقدر تهدید‌شون کردن،

95
00:05:31,220 --> 00:05:34,480
‫وقتی من رفتم گفتم میانجی‌گری می‌کنم،

96
00:05:34,480 --> 00:05:39,240
‫عین چی اومدن طرف‌مون!

97
00:05:41,120 --> 00:05:43,860
‫الان باید ببینم مغزمتفکرشون پیداش می‌شه یا نه.

98
00:05:44,290 --> 00:05:46,240
‫مغزمتفکر؟

99
00:05:46,240 --> 00:05:49,480
‫اون یارو میوز، صرفاً یه پادو بود.

100
00:05:49,740 --> 00:05:54,040
‫الان که با رعایت قوانین‌شون درخواست دوک رو رد کردم،

101
00:05:54,040 --> 00:05:56,870
‫کله‌گنده‌شون ناچار می‌شه خودشو نشون بده.

102
00:05:58,500 --> 00:06:01,460
‫بگذریم، این مشکلم حل شد،

103
00:06:01,460 --> 00:06:03,980
‫می‌خوام یه جلسه برای شنیدن نظراتتون
‫راجع به جشنواره برگزار کنم.

104
00:06:04,300 --> 00:06:07,000
‫تعارف نکنین. هر حرفی هست بزنین.

105
00:06:07,260 --> 00:06:10,760
‫به‌عنوان پادشاه یه کشور متحد یه حرفی دارم.

106
00:06:11,130 --> 00:06:13,880
‫ریمورو، اون دیگه چی بود؟

107
00:06:13,880 --> 00:06:15,390
‫عه؟ کدومو می‌گی؟

108
00:06:15,390 --> 00:06:18,750
‫اون تصاویر گنده که تو آسمون ظاهر شدن.

109
00:06:18,750 --> 00:06:21,310
‫عا اونا! خیلی چیز حقی بودن، نه؟

110
00:06:21,310 --> 00:06:23,240
‫این که جواب نیست!

111
00:06:23,530 --> 00:06:27,180
‫به‌صورت یه تصویر پرجزئیات باعث
‫می‌شن اطلاعات از دور هم قابل دسترس باشه.

112
00:06:27,180 --> 00:06:29,110
‫از اکتشاف گرفته تا رزم‌آرایی،

113
00:06:29,110 --> 00:06:32,570
‫این می‌تونه کل جنگ رو عوض کنه!

114
00:06:32,570 --> 00:06:34,190
‫عه؟ جدی؟

115
00:06:34,410 --> 00:06:37,200
‫کاش زودتر می‌گفتی...

116
00:06:37,200 --> 00:06:38,600
‫اینو من باید بگم!

117
00:06:39,960 --> 00:06:43,580
‫تو این کشور خیلی چیز به‌دردبخور هست، نه؟

118
00:06:43,780 --> 00:06:47,710
‫می‌گم ال-چان، کلی چیز هست که دلم
‫می‌خواد تو کشورمون کار بذاری!

119
00:06:48,140 --> 00:06:50,070
‫باشه، ارن-چان.

120
00:06:50,070 --> 00:06:52,220
‫می‌تونیم بعداً حسابی صحبت کنیم.

121
00:06:52,220 --> 00:06:55,240
‫علیاحضرت! انقدر لوسش نکنید!

122
00:06:55,240 --> 00:06:58,850
‫و ارن-چان، نمی‌تونی بهشون بگی «ال-چان» که!

123
00:06:59,160 --> 00:07:01,160
‫ارالد، چقدر نق می‌زنی.

124
00:07:01,160 --> 00:07:03,400
‫بابا، همیشه جو می‌دی.

125
00:07:03,400 --> 00:07:05,020
‫مگه نه؟

126
00:07:05,660 --> 00:07:07,650
‫پس با درنظر گرفتن این...

127
00:07:07,890 --> 00:07:11,610
‫مایلیم یه‌سری از تکنولوژی‌هاتو به کشور خودمون ببریم.

128
00:07:12,090 --> 00:07:15,120
‫پس مشکل اصلی انتقال‌شون می‌شه.

129
00:07:15,120 --> 00:07:19,880
‫می‌خوام اون «قطار‌»ـه رو از تو کشورمون رد کنی.

130
00:07:20,180 --> 00:07:24,380
‫ولی این قطارجادوییِ اصلی هنوز کامل نشده.

131
00:07:24,710 --> 00:07:27,380
‫قطارجادویی اسمشه؟

132
00:07:27,380 --> 00:07:32,000
‫با هسته‌ی جادوی معنوی که سوختش ارواحه درستش می‌کنیم،

133
00:07:32,000 --> 00:07:35,300
‫و یه سیستم می‌سازیم که کنترل کامل نسبت بهش می‌ده.

134
00:07:35,300 --> 00:07:36,540
‫بی‌نقصه، نه؟

135
00:07:37,050 --> 00:07:39,320
‫همم. یه‌طور می‌گی انگار ساده‌ست.

136
00:07:39,680 --> 00:07:42,180
‫دقیقاً. اصلاً ساده نیست.

137
00:07:42,410 --> 00:07:47,700
‫برای همین اگه یکی از متخصصین جادوتون بیاد
‫کمک‌مون خیلی خوب می‌شه.

138
00:07:47,860 --> 00:07:51,360
‫باشه! هزینه‌شم می‌دیم!

139
00:07:51,580 --> 00:07:53,080
‫مگه نه، ارالد؟

140
00:07:53,590 --> 00:07:55,330
‫ترتیبشو می‌دم.

141
00:07:55,330 --> 00:07:59,570
‫انگار جدی قراره یه تحقیق مشترک شروع کنی.

142
00:07:59,570 --> 00:08:04,880
‫پس علم جادویی ثالیون، و مهندسی ارواح دوارگون...

143
00:08:04,880 --> 00:08:07,590
‫قراره تو تمپست با هم ترکیب بشن، نه؟

144
00:08:08,010 --> 00:08:10,340
‫امیدوارم زودی کامل بشه!

145
00:08:10,340 --> 00:08:13,460
‫خب پس اول ریل‌ها رو تا ثالیون می‌سازیم.

146
00:08:14,020 --> 00:08:16,240
‫اون و ساخت جاده می‌تونن هم‌زمان انجام بشن،

147
00:08:16,240 --> 00:08:18,450
‫و ساخت تونل هم کمی زمان‌بر-

148
00:08:17,650 --> 00:08:18,450
‫وایسا!

149
00:08:20,130 --> 00:08:24,350
‫می‌گی اون «تونل» آخر نیازمون می‌شه؟

150
00:08:24,550 --> 00:08:25,960
‫آره.

151
00:08:26,370 --> 00:08:28,720
‫باید نقشه‌ی ساخت ریل هم بکشیم.

152
00:08:29,080 --> 00:08:31,990
‫و برنامه‌ی حفره‌زدن از تو کوهستان...

153
00:08:31,990 --> 00:08:33,100
‫آره...

154
00:08:33,100 --> 00:08:36,880
‫ولی اگه راضی نیستین، مجبورتون نمی‌کنم.

155
00:08:39,350 --> 00:08:40,620
‫باشه.

156
00:08:41,270 --> 00:08:43,400
‫تا وقتی که کوهستان مقدسمون آسیبی نبینه،

157
00:08:43,400 --> 00:08:45,230
‫ساخت تونل رو تأیید می‌کنم.

158
00:08:45,230 --> 00:08:46,150
‫واقعاً؟!

159
00:08:46,480 --> 00:08:47,690
‫بله.

160
00:08:48,000 --> 00:08:50,130
‫ولی مسئول ساخت‌وساز باید...

161
00:08:51,030 --> 00:08:52,560
‫بنیمارو-ساما باشن.

162
00:08:52,560 --> 00:08:53,580
‫بنیمارو-کون!

163
00:08:53,580 --> 00:08:57,590
‫نمی‌تونم بابا! ساخت‌وساز هم سرم نمی‌شه!

164
00:08:57,590 --> 00:08:59,580
‫راست می‌گی...

165
00:08:59,580 --> 00:09:03,180
‫خوشم نمیاد رد کنم، ولی درهرصورت بنیمارو دست‌راست منه.

166
00:09:03,180 --> 00:09:05,350
‫نهایت بتونم هرچند وقت برای بازرسی بفرستمش.

167
00:09:05,350 --> 00:09:07,350
‫عا، همینم خوبه...

168
00:09:07,630 --> 00:09:10,980
‫البته تا وقتی که به روستامون هم سر بزنن.

169
00:09:11,450 --> 00:09:15,130
‫بنیمارو-کون، انگار از اول نقشه‌ش این بود.

170
00:09:15,480 --> 00:09:16,620
‫آها...

171
00:09:17,190 --> 00:09:19,710
‫جناب، چیزه... ریمورو-دونو.

172
00:09:20,040 --> 00:09:21,670
‫می‌شه منم یه‌چی بگم؟

173
00:09:21,670 --> 00:09:23,280
‫چی شده، یوم-دونو؟

174
00:09:24,060 --> 00:09:27,900
‫عا... می‌خوام توضیحش بدم، ولی دانششو ندارم.

175
00:09:28,280 --> 00:09:31,240
‫برای همین می‌خوام بذارم همسرم توضیحش بده.

176
00:09:31,240 --> 00:09:32,180
‫مشکلی نیست؟

177
00:09:32,630 --> 00:09:35,380
‫نه. بفرما، ملکه میور.

178
00:09:35,640 --> 00:09:37,770
‫ممنون، اعلی‌حضرت ریمورو.

179
00:09:38,390 --> 00:09:43,770
‫راجع به نقشه‌ی ساخت جاده‌ایه که از بلومند تا کشورمون 
‫رد می‌شه و در دوارگون به پایان می‌رسه.

180
00:09:44,100 --> 00:09:46,430
‫می‌شه اینطور درنظر بگیریمش...

181
00:09:46,430 --> 00:09:50,020
‫که بخشی از «حوزه‌ی رفاه مشترک انسان‌ها
‫و هیولاها»ـست که قصد ساختشو دارید؟

182
00:09:50,730 --> 00:09:53,240
‫حوزه‌ی رفاه مشترک انسان‌ها و هیولاها؟

183
00:10:07,140 --> 00:10:09,200
‫حوزه‌ی رفاه مشترک انسان‌ها و هیولاها، ها؟

184
00:10:09,970 --> 00:10:10,920
‫خوشم اومد.

185
00:10:11,140 --> 00:10:14,250
‫انگار ایده‌آلمون رو تبدیل به یه کلمه کردی.

186
00:10:14,250 --> 00:10:20,240
‫می‌خوایم با هرچی در توان داریم کمک کنیم
‫ایده‌آلتون به واقعیت بپیونده.

187
00:10:20,640 --> 00:10:23,640
‫پس می‌شه همونطور که قبلاً درخواست
‫کردم، با زراعت شروع کنیم؟

188
00:10:23,640 --> 00:10:27,300
‫همین‌الانش هم زراعت چیزهایی که مشخص
‫کردید رو شروع کردیم.

189
00:10:27,300 --> 00:10:29,640
‫پس کنترل کردن اشرافیا چی؟

190
00:10:29,640 --> 00:10:34,960
‫به‌لطف دیابلو-ساما، تمام اشراف‌زاده‌های
‫شورشی الان مایل به همکاری شدن.

191
00:10:35,580 --> 00:10:37,530
‫پس وضعیت نظم و قانون کشورتون چطوره؟

192
00:10:37,530 --> 00:10:41,020
‫به‌لطف بازسازی محفل شوالیه‌ها، اون هم به ثبات رسیده.

193
00:10:41,410 --> 00:10:45,160
‫و مردم‌مون هم تحت نام پادشاه یوم
‫دارن متحد می‌شن.

194
00:10:46,730 --> 00:10:51,000
‫پس می‌تونی تمام افرادی که بی‌کارن رو جمع کنی؟

195
00:10:51,230 --> 00:10:52,890
‫بی‌کارن؟

196
00:10:53,360 --> 00:10:55,920
‫حیوان‌نما‌هایی که پیش گلد داشتن درس می‌خوندن،

197
00:10:55,920 --> 00:10:58,260
‫کم‌ کم از پس نقشه‌برداری بر میان.

198
00:10:58,480 --> 00:11:01,240
‫می‌خوام مردم‌تون زیردست‌شون کار کنن.

199
00:11:01,680 --> 00:11:02,560
‫که اینطور.

200
00:11:02,820 --> 00:11:06,650
‫به چندین گروه تحت رهبری کسایی که خوندن
‫و نوشتن بلدن تقسیم‌شون می‌کنم.

201
00:11:07,450 --> 00:11:09,400
‫یه‌طورایی دارم هیجان‌زده می‌شم.

202
00:11:09,720 --> 00:11:11,880
‫سیستم انتقالی‌ای که قطارجادویی می‌سازه

203
00:11:11,880 --> 00:11:14,860
‫رگ حیاتی حوزه‌ی رفاهی مشترک می‌شه.

204
00:11:15,800 --> 00:11:16,530
‫آره.

205
00:11:16,840 --> 00:11:19,250
‫محصولی که قبلاً با کالسکه یک هفته
‫طول می‌کشید منتقل بشه،

206
00:11:19,250 --> 00:11:22,200
‫تو زیر ۳ ساعت به مقصدش می‌رسه.

207
00:11:22,200 --> 00:11:23,140
‫هــــــا؟!

208
00:11:23,430 --> 00:11:26,200
‫و تازه، چندصد برابر یه کالسکه هم جا داره!

209
00:11:27,790 --> 00:11:33,720
‫باید ازتون یاد بگیریم و آماده‌ی عصری بشیم
‫که به‌زودی از راه می‌رسه.

210
00:11:33,720 --> 00:11:38,330
‫مشکلی ندارین ما هم تو این یادگیری بهتون ملحق بشیم؟

211
00:11:38,640 --> 00:11:40,970
‫فیوز، چرا انقدر متواضعی؟

212
00:11:40,970 --> 00:11:45,220
‫نه خب، ببین کیا اینجان. هرکسی باشه استرس می‌گیره.

213
00:11:45,220 --> 00:11:47,720
‫ببخشید... خب؟

214
00:11:47,980 --> 00:11:52,320
‫دوست من هم مایله راجع به موضوع
‫یکم پیش حرفی بزنه.

215
00:11:52,680 --> 00:11:53,490
‫بریارد.

216
00:11:54,730 --> 00:11:58,240
‫بنده بریارد هستم، یکی از وزراء پادشاهی بلوموند.

217
00:11:58,240 --> 00:12:01,240
‫بابت این فرصت ازتون ممنونم، اعلی‌حضرت ریمورو.

218
00:12:01,240 --> 00:12:04,480
‫نیازی به این‌همه تشریفات نیست.

219
00:12:04,480 --> 00:12:05,110
‫درسته.

220
00:12:05,400 --> 00:12:07,010
‫خب، چی می‌خواستی بگی؟

221
00:12:07,950 --> 00:12:09,720
‫با کمال احترام...

222
00:12:10,610 --> 00:12:14,120
‫این قطار جادویی که توزیع کالاها رو متحول می‌کنه...

223
00:12:14,120 --> 00:12:17,810
‫اگه مرکزش رو داخل پادشاهی بلوموندِ ما بسازید،

224
00:12:14,120 --> 00:12:27,890
{\an8}‫امپراتوری مقدس لبلیوس

225
00:12:14,120 --> 00:12:27,890
{\an8}‫پادشاهی انگراشیا

226
00:12:14,120 --> 00:12:27,890
{\an8}‫ایالات غربی

227
00:12:14,120 --> 00:12:27,890
{\an8}‫پادشاهی فالمناس

228
00:12:14,120 --> 00:12:27,890
{\an8}‫پادشاهی بلوموند

229
00:12:14,120 --> 00:12:27,890
{\an8}‫کشور مسلح دوارگون

230
00:12:14,120 --> 00:12:27,890
{\an8}‫کوهستان کانات

231
00:12:14,120 --> 00:12:27,890
{\an8}‫دریاچه سیس

232
00:12:14,120 --> 00:12:27,890
{\an8}‫کوهستان کوشا

233
00:12:14,120 --> 00:12:27,890
{\an8}‫اتحادیه جورا تمپست

234
00:12:14,120 --> 00:12:27,890
{\an8}‫پادشاهی حیوانی یورازانیا

235
00:12:17,810 --> 00:12:21,270
‫همه نوع محموله به‌طور طبیعی به اونجا آورده می‌شن.

236
00:12:21,720 --> 00:12:23,640
‫ما باید اون محموله‌ها رو مدیریت کنیم،

237
00:12:23,640 --> 00:12:25,800
‫توجه داشته باشیم چه کشورهایی ازشون کمبود دارن،

238
00:12:25,800 --> 00:12:27,520
‫و هماهنگی‌های لازم رو انجام بدیم.

239
00:12:28,020 --> 00:12:33,920
‫این وظیفه‌ایه که دارید روی دوش ما می‌ذارید، درست نمی‌گم؟

240
00:12:34,270 --> 00:12:35,630
‫اوه، باهوشی ها.

241
00:12:36,200 --> 00:12:38,390
‫درسته. می‌تونید انجامش بدید؟

242
00:12:38,390 --> 00:12:41,020
‫اگه حد توانایی‌تون فقط ارائه‌ی مکانه، بازم مشکی نیست.

243
00:12:41,200 --> 00:12:42,510
‫لطفاً شوخی نکنید.

244
00:12:43,060 --> 00:12:47,910
‫ما سیستم حمل‌ونقلی شایسته‌ی یه قطب توزیع می‌سازیم.

245
00:12:47,910 --> 00:12:50,040
‫پس روتون حساب می‌کنم.

246
00:12:50,040 --> 00:12:50,600
‫البته.

247
00:12:51,710 --> 00:12:53,160
‫کسی نظر دیگه‌ای داره؟

248
00:12:53,450 --> 00:12:55,160
‫من هنوز نمی‌تونم قبولش کنم.

249
00:12:55,410 --> 00:12:57,160
‫امم، چی رو؟

250
00:12:57,160 --> 00:12:58,440
‫دانجن!

251
00:12:58,720 --> 00:13:01,040
‫صد طبقه کامل براش ساختیم،

252
00:13:01,040 --> 00:13:05,180
‫پس چرا همه انقدر طولش می‌دن تا به اونجا برسن؟!

253
00:13:05,180 --> 00:13:09,440
‫من حتی تمرین کردم تا آماده مواجهه با هر چالشگری باشم!

254
00:13:09,440 --> 00:13:10,940
‫آروم باش.

255
00:13:10,940 --> 00:13:15,120
‫افتتاحیه بزرگمون کارش که تبلیغ دانجن 
‫برای بقیه کشورها بود رو انجام داد.

256
00:13:15,120 --> 00:13:16,070
‫چی؟

257
00:13:16,070 --> 00:13:20,610
‫نمایش دادن اون تصویرها از دانجن 
‫علاقه‌ی بقیه کشورها رو جلب کرد.

258
00:13:20,610 --> 00:13:24,570
‫سلاح ویژه‌ای که توی یه صندوقچه گنج پیدا کردن
‫ نقش مهمی توش داشت.

259
00:13:25,560 --> 00:13:30,700
‫بعداً هم به فکر معرفی کردن جایزه نقدی هستم.

260
00:13:30,700 --> 00:13:32,200
‫جایزه نقدی؟

261
00:13:32,200 --> 00:13:37,090
‫«کسانی که تمام طبقات دانجن رو فتح کنند، 
‫جایزه چشمگیری دریافت خواهند نمود!»

262
00:13:37,090 --> 00:13:38,360
‫اگه اینو به مردم بگیم،

263
00:13:38,360 --> 00:13:43,460
‫ماجراجوهای قدرتمند که توسط اشرافی‌ها 
‫حمایت می‌شن مثل مور و ملخ میان!

264
00:13:43,600 --> 00:13:44,960
‫عـ ـ عجب!

265
00:13:44,960 --> 00:13:47,350
‫و اینکه، یوکی-دونو...

266
00:13:47,350 --> 00:13:52,600
‫می‌خوام گیلد به سیستم 
‫پاداش‌دهیِ دانجن نظارت داشته باشه.

267
00:13:52,750 --> 00:13:53,980
‫چرا ما؟

268
00:13:54,350 --> 00:13:57,890
‫اثر تبلیغاتی بزرگترین دلیلشه.

269
00:13:58,860 --> 00:14:00,400
‫و دلیل واقعیش؟

270
00:14:00,710 --> 00:14:02,950
‫می‌خوام از کارت ماجراجوها...

271
00:14:02,950 --> 00:14:06,160
‫برای مدیریت تمام چالشگرها استفاده کنم.

272
00:14:06,940 --> 00:14:09,070
‫پس می‌خوای هزینه‌ها رو کاهش بدی

273
00:14:09,070 --> 00:14:11,680
‫و از چیزایی که داری نهایت استفاده رو ببری؟

274
00:14:11,680 --> 00:14:13,160
‫اصلاً چطوری این به ذهنت رسید؟

275
00:14:13,460 --> 00:14:17,780
‫ولی این به نفع گیلد هم هست.

276
00:14:17,780 --> 00:14:19,780
‫اوه؟ چطور؟

277
00:14:19,780 --> 00:14:21,830
‫هیولاهای جنگل بزرگ جورا...

278
00:14:21,830 --> 00:14:24,920
‫به دستور ریمورو-ساما تحت نظارت هستن.

279
00:14:24,920 --> 00:14:29,000
‫احتمالاً به‌زودی مرزها هم تحت کنترل این کشور درمیاد.

280
00:14:29,000 --> 00:14:30,550
‫در این صورت...

281
00:14:30,970 --> 00:14:33,420
‫یعنی مأموریت‌های هیولاکُشی کمتر می‌شه؟

282
00:14:33,420 --> 00:14:34,880
‫دقیقاً.

283
00:14:34,880 --> 00:14:37,980
‫ولی با شکست دادن هیولاهای توی دانجن،

284
00:14:37,980 --> 00:14:42,310
‫می‌تونین موادهای مورد نیاز رو به‌طور منظم دریافت کنین.

285
00:14:42,850 --> 00:14:47,040
‫پس یه فرصت شغلی برای ماجراجوهایی می‌شه 
‫که قراره کارشونو از دست بدن.

286
00:14:47,400 --> 00:14:49,040
‫واقعاً هیچ‌وقت حریفت نمی‌شم.

287
00:14:49,560 --> 00:14:51,080
‫منم می‌تونم چیزی بگم؟

288
00:14:51,080 --> 00:14:52,950
‫بـ ـ بگو.

289
00:14:53,160 --> 00:14:56,790
‫دانجنِ اینجا واقعاً برای تقویت مهارت‌های فرد عالیه.

290
00:14:56,790 --> 00:15:00,200
‫ولی وقتی شخص به هیچ‌وقت نمردن عادت کنه،
‫آگاهی از خطر کاهش پیدا می‌کنه،

291
00:15:00,200 --> 00:15:03,640
‫و باعث بی‌دقت شدن فرد در زمان کار در بیرون دانجن می‌شه.

292
00:15:04,080 --> 00:15:06,340
‫آره، نکنه خوبیه.

293
00:15:06,560 --> 00:15:07,790
‫پس یه پیشنهاد دارم.

294
00:15:08,190 --> 00:15:11,690
‫به فکر اینم که یه کشیش از کلیسای مقدس غربی بیارم.

295
00:15:11,690 --> 00:15:12,960
‫یه کشیش رده‌بالا.

296
00:15:14,090 --> 00:15:16,470
‫جـ ـ جدی هستید، هیناتا-ساما؟!

297
00:15:16,640 --> 00:15:18,020
‫یه کشیش؟

298
00:15:18,020 --> 00:15:20,100
‫منظورت یه کاربر جادوی مقدسه، نه؟

299
00:15:20,100 --> 00:15:20,750
‫بله.

300
00:15:21,160 --> 00:15:25,920
‫کشیش‌های رده‌بالا می‌تونن از معجزات الهی
‫ حتی برای ترمیم دست‌وپاها استفاده کنن.

301
00:15:26,350 --> 00:15:27,360
‫با این‌حال...

302
00:15:27,560 --> 00:15:30,440
‫هیچ‌کس بدون تجربه و مطالعه نمی‌تونه پیشرفت کنه.

303
00:15:30,950 --> 00:15:32,010
‫با وضعیت فعلی،

304
00:15:32,010 --> 00:15:36,610
‫دانش ارثی و معجزات پنهان‌مون 
‫ممکنه به فراموشی سپرده بشن.

305
00:15:36,870 --> 00:15:40,990
‫پس می‌خوای اینجا بفرستیشون
‫ تا مهارت‌شونو قوی نگه دارن؟

306
00:15:41,520 --> 00:15:46,500
‫اگه قبول کنی، درمانگرهایی دریافت می‌کنی 
‫که جادوی مقدس در اختیار دارن.

307
00:15:47,910 --> 00:15:52,440
‫توجه. برای تکمیل «راز ایمان و فضلت» نیز

308
00:15:48,590 --> 00:15:51,260
‫راز ایمان و فضلت

309
00:15:51,260 --> 00:15:57,390
‫راز ایمان و فضلت

310
00:15:52,430 --> 00:15:57,390
‫هنر مخفی با استفاده از اصول آن

311
00:15:52,440 --> 00:15:57,390
‫تحلیل جادوی مقدس پنهان بسیار مؤثر خواهد بود.

312
00:15:54,090 --> 00:15:57,390
‫تحلیل

313
00:15:54,430 --> 00:15:57,390
‫بسیار مؤثر

314
00:15:57,730 --> 00:15:59,920
‫خب، دلیلی برای مخالفت نیست.

315
00:15:59,920 --> 00:16:02,280
‫از این لطفت ممنون می‌شم.

316
00:16:02,280 --> 00:16:07,510
‫و همچنین، مایلم شوالیه‌های مقدس رو 
‫به‌عنوان بخشی از تمرین‌شون برای فتح دانجن بیارم.

317
00:16:08,120 --> 00:16:09,020
‫واقعاً؟

318
00:16:09,020 --> 00:16:11,160
‫باهاش مشکلی ندارید، ولدورا-دونو؟

319
00:16:11,780 --> 00:16:14,280
‫یا شاید بهتره بگم... اسم مستعار-دونو؟

320
00:16:14,280 --> 00:16:15,200
‫وای!

321
00:16:15,200 --> 00:16:17,030
‫مـ ـ منظورت چی می‌تونه باشه؟

322
00:16:17,030 --> 00:16:19,770
‫من به هیچ عنوان چیزی مثل یاکی‌سوبا نمی‌پزم!

323
00:16:22,400 --> 00:16:24,780
‫شانس خودتونو در دانجن امتحان کنید، راهب‌ها!

324
00:16:24,780 --> 00:16:29,190
‫من با نفسی حبس‌شده در طبقه صدم در انتظار شما هستم!

325
00:16:32,620 --> 00:16:33,890
‫بدبخت شدیم...

326
00:16:35,440 --> 00:16:36,270
‫ریمورو-سان.

327
00:16:36,920 --> 00:16:39,980
‫مایلم پیشنهاد شما هم درنظر بگیرم.

328
00:16:40,280 --> 00:16:44,280
‫اگه تصمیم به افتتاح شعبه‌ای بگیریم، 
‫شما ساختمونی در اختیارمون می‌ذارید؟

329
00:16:44,560 --> 00:16:45,960
‫آره، معلومه.

330
00:16:46,440 --> 00:16:49,680
‫مثل اینکه دانجن قراره خیلی هیجان‌انگیزتر بشه!

331
00:16:53,600 --> 00:16:56,070
‫خب، درمورد هرچیزی که لازم بود حرف زدیم؟

332
00:16:57,010 --> 00:16:59,820
‫یه مورد دیگه هم بود که می‌خواستم باهاتون درمیون بذارم.

333
00:17:00,700 --> 00:17:02,580
‫درمورد تاجرهای شرقیه.

334
00:17:08,320 --> 00:17:09,170
‫تموم شد...

335
00:17:09,880 --> 00:17:11,700
‫کارم تمومه...

336
00:17:12,740 --> 00:17:14,340
‫ارباب شیاطین ریمورو...

337
00:17:14,530 --> 00:17:18,380
‫هیچ‌وقت حریفت نمی‌شدم!

338
00:17:20,200 --> 00:17:23,280
‫طبق انتظار، اون شکست خورد، پدربزرگ.

339
00:17:23,490 --> 00:17:25,190
‫درسته، ماریابل.

340
00:17:25,730 --> 00:17:29,850
‫همش به‌خاطر اینکه فکر می‌کردم
‫ نابود کردن اون کشور حیفه...

341
00:17:29,850 --> 00:17:32,230
‫اجتناب‌ناپذیر بود.

342
00:17:32,650 --> 00:17:36,870
‫منم دیدم، شنیدم، و حسش کردم-

343
00:17:37,140 --> 00:17:39,400
‫بوی خاطره‌انگیز فرهنگ.

344
00:17:40,400 --> 00:17:42,930
‫دقیقاً به همین دلیل باید نابودش می‌کردیم،

345
00:17:43,290 --> 00:17:45,240
‫قبل از اینکه گسترش پیدا کنه.

346
00:17:50,370 --> 00:17:54,020
‫نگران نباشید. من طمع هستم.

347
00:17:54,020 --> 00:17:57,760
‫همه‌چیزو می‌خوام، و همه‌چیزو به‌دست میارم.

348
00:17:58,130 --> 00:18:01,560
‫این دنیا متعلق به خاندان روتزو‌ـه.

349
00:18:02,010 --> 00:18:04,390
‫درسته، ماریابل.

350
00:18:05,670 --> 00:18:08,000
‫همه‌چیز رو به تو می‌سپارم.

351
00:18:09,640 --> 00:18:12,020
‫تاجرهای شرقی، ها؟

352
00:18:12,290 --> 00:18:15,480
‫دوارگون بهشون اجازه عبور آزاد رو داده،

353
00:18:15,480 --> 00:18:19,280
‫ولی تمام کسایی که اومدن و رفتن تحت نظر هستن.

354
00:18:19,500 --> 00:18:22,290
‫خیلی کم پیش میاد توی بلوموند ببینیمشون.

355
00:18:22,610 --> 00:18:24,490
‫با وجود قدرت کم کشور ما،

356
00:18:24,490 --> 00:18:27,410
‫احتمالاً فکر می‌کنن ارزش سروکله زدن رو نداریم.

357
00:18:27,410 --> 00:18:29,740
‫بعد وزیر این کشور باید همچین حرفی بزنه؟

358
00:18:31,430 --> 00:18:33,540
‫ولی کشور من که امنه، نه؟

359
00:18:33,540 --> 00:18:34,930
‫البته.

360
00:18:35,200 --> 00:18:37,970
‫تمام مقالات خارجی به‌طور دقیق بازرسی می‌شن،

361
00:18:37,970 --> 00:18:41,540
‫و سیزده خاندان سلطنتی توی نظارت نقشی ندارن.

362
00:18:42,220 --> 00:18:44,760
‫خطرناک‌ترین کشور احتمالاً مال من باشه.

363
00:18:45,170 --> 00:18:49,960
‫راستی، همونطور که دیابلو-سان دستور دادن،
‫رازن-سان دفترحساب‌ها رو چک کرد.

364
00:18:49,960 --> 00:18:54,760
‫می‌خواست ببینه نفوذشون تا چه حد 
‫پیش رفته و از ریشه قطعش کنه.

365
00:18:55,360 --> 00:18:56,160
‫هوم.

366
00:18:57,400 --> 00:18:58,400
‫و گیلد؟

367
00:18:58,600 --> 00:19:01,200
‫گمونم باید بذاریم هر شعبه تصمیم خودشو بگیره.

368
00:19:01,200 --> 00:19:03,780
‫بعضی‌هاشون هنوز به‌طور معمول کار رو پیش می‌برن.

369
00:19:04,030 --> 00:19:06,960
‫نمی‌تونم جلوی همه‌شونو بگیریم.

370
00:19:07,410 --> 00:19:09,000
‫آره ظاهراً...

371
00:19:09,000 --> 00:19:12,560
‫ولی به افرادم توی مقر
‫ چندتا راهنمایی غیرمستقیم می‌دم.

372
00:19:12,920 --> 00:19:16,420
‫کلیسای مقدس غربی—
‫یا بهتره بگم لوبلیوس...

373
00:19:16,420 --> 00:19:19,800
‫تمام مبادلاتش رو با تاجرهای شرقی متوقف کرده.

374
00:19:19,800 --> 00:19:21,370
‫چی؟ چرا؟

375
00:19:21,680 --> 00:19:23,840
‫چون حس می‌کردیم می‌خوان ازمون استفاده کنن.

376
00:19:24,230 --> 00:19:26,680
‫مخصوصاً کسی که خودشو دامرادا می‌نامید.

377
00:19:27,430 --> 00:19:31,110
‫در شب والپورگیس، یه‌نفر به لوبلیوس نفوذ کرد.

378
00:19:31,800 --> 00:19:34,480
‫تصادفاً اونجا بودم، پس دنبالش کردم،

379
00:19:34,760 --> 00:19:38,440
‫و اون روز قرار بود با دامرادا ملاقات کنم.

380
00:19:38,440 --> 00:19:41,410
‫خب، اونا احتمالاً به‌هم مربوطن.

381
00:19:41,410 --> 00:19:43,920
‫من این دامرادای نفوذی‌ـه.

382
00:19:45,890 --> 00:19:50,960
‫به‌نظر میاد باید یه شبکه هشدار علیه
‫ این تاجرهای شرقی ایجاد کنیم.

383
00:19:50,960 --> 00:19:54,960
‫منم نیروی اطلاعاتی کشورم رو
‫ برای بررسی حرکاتشون می‌فرستم.

384
00:19:54,960 --> 00:19:57,750
‫دلم می‌خواد تمام کشورها
‫ برای نحوه رسیدگی بهشون همفکری کنن.

385
00:19:58,460 --> 00:20:03,300
‫و اینطوری، جلسه‌مون...
‫ نه، جشنواره‌مون به پایان می‌رسه!

386
00:20:03,300 --> 00:20:05,480
‫همه امشب خوب استراحت کنید.

387
00:20:05,480 --> 00:20:08,140
‫اوه، نمی‌خوام برم خونه!

388
00:20:08,140 --> 00:20:10,220
‫پس بیا امشب کنار هم بخوابیم!

389
00:20:10,720 --> 00:20:12,590
‫ارن-چان! این چه حرفیه؟!

390
00:20:12,590 --> 00:20:13,980
‫موافقم!

391
00:20:13,980 --> 00:20:16,120
‫اعلی‌حضرت!

392
00:20:20,490 --> 00:20:22,230
‫پس دیگه شکی توش نیست.

393
00:20:23,280 --> 00:20:27,610
‫مردی که کلی‌من درموردش حرف می‌زد حتماً یوکی‌ـه.

394
00:20:29,390 --> 00:20:31,430
‫منم همینطور فکر می‌کنم.

395
00:20:31,430 --> 00:20:35,040
‫آدمای زیادی نیستن که درمورد شیزو-سان می‌دونن.

396
00:20:35,430 --> 00:20:38,800
‫هیناتا گفت تاجرهای شرقی
‫ می‌خواستن اونم از راه به‌در کنن.

397
00:20:39,340 --> 00:20:43,460
‫میور گفت هیچ‌وقت حتی 
‫درمورد اتحادیه دلقک‌های میانه‌رو نشنیده.

398
00:20:43,620 --> 00:20:46,460
‫کلی‌من ارباب شیاطین خیلی محتاطی بود.

399
00:20:46,820 --> 00:20:50,090
‫شک ندارم داشته وجود دلقک‌ها رو پنهان می‌کرده.

400
00:20:50,090 --> 00:20:54,290
‫ولی مثل اینکه داشته با تاجرهای شرقی
‫ به‌طور علنی کار می‌کرده.

401
00:20:54,290 --> 00:20:57,100
‫میور گفت بارها باهم دیده بودتشون.

402
00:20:57,330 --> 00:21:02,600
‫پس به‌نظرتون دلقک‌ها با تغییرقیافه به‌عنوان
‫ تاجرهای شرقی با کلی‌من ارتباط برقرار کردن؟

403
00:21:02,600 --> 00:21:03,580
‫آره.

404
00:21:03,580 --> 00:21:07,020
‫ظاهراً خودشونو به آدالمان هم نشون دادن.

405
00:21:07,480 --> 00:21:10,190
‫جای شک کمی وجود داره که اتحادیه دلقک‌های میانه‌رو

406
00:21:10,190 --> 00:21:12,990
‫و تاجرهای شرقی به هم مرتبط هستن.

407
00:21:13,200 --> 00:21:15,820
‫که یعنی کسی که ارباب شیاطین «روی» رو کشته...

408
00:21:15,820 --> 00:21:19,630
‫احتمالاً لاپلاس بوده که حین نبرد بزرگ پیداش شد.

409
00:21:20,560 --> 00:21:25,520
‫یوکی یه‌راست اومد اعتراف کرد که 
‫با تاجرهای شرقی ارتباط داشته.

410
00:21:25,520 --> 00:21:28,410
‫حدس می‌زنم کار دیگه‌ای نمی‌تونست بکنه.

411
00:21:28,410 --> 00:21:33,010
‫کاغذی که توی گیلد استفاده می‌کنن،
‫از امپراتوری شرقی وارد می‌شه.

412
00:21:33,420 --> 00:21:36,040
‫پس می‌خواست ریمورو-ساما و هیناتا رو جلوی هم بذاره،

413
00:21:36,040 --> 00:21:37,990
‫به امید اینکه همدیگه رو بکشن؟

414
00:21:38,430 --> 00:21:42,640
‫گمونم قدرت کلیسا داشت سد راه تاجرهای شرقی

415
00:21:42,640 --> 00:21:45,280
‫برای توسعه نفوذش توی ایالت‌های غربی می‌شد.

416
00:21:45,280 --> 00:21:50,140
‫و این گیلد بوده که توی گسترش اون قدرت کمکشون کرده؟

417
00:21:50,550 --> 00:21:52,780
‫بازجوییش بکنیم؟

418
00:21:53,230 --> 00:21:54,680
‫مدرک موثقی نداریم.

419
00:21:54,680 --> 00:21:56,990
‫اگه یوکی بفرستتمون دنبال نخود سیاه، کارمون تمومه.

420
00:21:57,460 --> 00:22:01,160
‫و درضمن، نمی‌تونم با اطمینان بگم که اشتباه نمی‌کنم.

421
00:22:01,290 --> 00:22:02,080
‫پاسخ.

422
00:22:02,080 --> 00:22:05,280
‫حدس می‌زنم احتمال این مورد به‌شدت پایین باشه.

423
00:22:05,770 --> 00:22:06,830
‫حدس می‌زنی...

424
00:22:07,980 --> 00:22:10,050
‫درسته. فقط حدس و گمانه...

425
00:22:10,520 --> 00:22:13,880
‫پس برای فعلاً، صرفاً باید در سکوت 
‫خودمونو آماده کنیم

426
00:22:13,880 --> 00:22:17,130
‫تا مقابل هرکسی که بخواد
‫ سد راه ایده‌آل‌هامون بیاد قرار بگیریم.

427
00:22:17,130 --> 00:22:19,310
‫یه حوزه رفاه مشترک انسان‌ها و هیولاها.

428
00:22:19,520 --> 00:22:20,290
‫چشم!

429
00:22:24,470 --> 00:22:27,520
‫و بدین ترتیب جشنواره افتتاحیه کشورمون به پایان رسید.

430
00:22:31,040 --> 00:22:33,200
‫بعضی‌ها با خوشحالی به خونه‌شون برمی‌گردن.

431
00:22:36,960 --> 00:22:38,860
‫بعضی‌ها توی تمپست موندن.

432
00:22:41,840 --> 00:22:43,000
‫و حالا...

433
00:22:43,570 --> 00:22:45,400
‫نبرد بعدی‌مون در شرف وقوعه.

434
00:22:47,840 --> 00:22:52,140
‫یک ماه بعد از اتفاقات، تمپست از طرف دادگاه غربی

435
00:22:52,140 --> 00:22:54,240
‫نامه‌ای دریافت کرد.

