﻿1
00:00:12,410 --> 00:00:15,410
‫Tenshi

2
00:00:15,410 --> 00:00:18,460
‫HADAD

3
00:00:15,410 --> 00:00:18,460
‫&

4
00:00:15,410 --> 00:00:18,460
‫&

5
00:00:15,410 --> 00:00:18,460
‫&

6
00:00:15,410 --> 00:00:18,460
‫&

7
00:00:15,410 --> 00:00:18,460
‫&

8
00:00:15,410 --> 00:00:18,460
‫&

9
00:00:15,410 --> 00:00:18,460
‫&

10
00:00:15,410 --> 00:00:18,460
‫&

11
00:00:15,410 --> 00:00:18,460
‫&

12
00:00:15,410 --> 00:00:18,460
‫&

13
00:00:15,410 --> 00:00:18,460
‫&

14
00:00:15,410 --> 00:00:18,460
‫&

15
00:00:15,410 --> 00:00:18,460
‫&

16
00:00:15,410 --> 00:00:18,460
‫Tenshi Hunter

17
00:01:30,310 --> 00:01:34,650
‫قسمت ۵۲

18
00:01:30,310 --> 00:01:34,650
‫همه نقشی برای بازی دارند

19
00:01:30,760 --> 00:01:34,650
‫خب، جریان جشنواره رو تا بعد فعلاً کنار می‌ذاریم.

20
00:01:34,650 --> 00:01:38,080
‫سوئی، بوم‏سازگان هیولاها تغییری کرده؟

21
00:01:38,340 --> 00:01:42,650
‫بله، برای بررسی بونشین‌هام رو همه‌جا گذاشتم،

22
00:01:42,650 --> 00:01:45,140
‫و چیز نگران کننده‌ای مشاهده نکردم.

23
00:01:45,140 --> 00:01:46,040
‫خوبه.

24
00:01:46,320 --> 00:01:47,670
‫البته...

25
00:01:51,920 --> 00:01:56,440
‫یه سورد گریزلی تو منطقه‌ی شمال غربی جنگل بود،

26
00:01:59,290 --> 00:02:00,890
‫برای همین نابودش کردم.

27
00:02:00,890 --> 00:02:03,400
‫هوم، مشکلی نیست.

28
00:02:03,700 --> 00:02:04,520
‫توجه.

29
00:02:04,010 --> 00:02:04,810
‫توجه

30
00:02:04,520 --> 00:02:07,570
‫سورد گریزلی مانند نایت اسپایدر،

31
00:02:04,770 --> 00:02:10,520
‫موجود جادویی: سورد گریزلی

32
00:02:06,060 --> 00:02:10,520
‫موجود جادویی: سورد گریزلی

33
00:02:07,350 --> 00:02:10,520
‫رنک پیشنهادی

34
00:02:07,570 --> 00:02:09,440
‫مناسب ماجراجوهای رنک A- می‌باشد.

35
00:02:09,440 --> 00:02:10,620
‫ها؟!

36
00:02:10,620 --> 00:02:14,750
‫صبر کن ببینم، اونجوری بیشتر ماجراجوها 
‫نمی‌تونن باهاش بجنگن!

37
00:02:14,750 --> 00:02:15,470
‫بله.

38
00:02:15,470 --> 00:02:16,840
‫واقعاً؟

39
00:02:16,840 --> 00:02:18,160
‫اگه چیزی به این قدرت اون بیرونه،

40
00:02:18,160 --> 00:02:20,640
‫بهتره تازه‌کارهامون رو نفرستیم اون سمت.

41
00:02:20,640 --> 00:02:21,920
‫مشکلی نیست.

42
00:02:21,920 --> 00:02:24,540
‫شاید زیادی داری بهشون راحت می‌گیری.

43
00:02:24,540 --> 00:02:28,000
‫از اون هیولاهاست که ماها نمی‌تونیم
‫راجع بهش بی‌خیال باشیم!

44
00:02:28,000 --> 00:02:31,580
‫پس نیازه تمرینات رو شدیدتر کنی.

45
00:02:31,580 --> 00:02:32,720
‫دقیقاً.

46
00:02:32,720 --> 00:02:33,880
‫شیاطین!

47
00:02:32,720 --> 00:02:36,260
‫اُنی توی ژاپن به نوعی از شیاطین گفته می‌شه.

48
00:02:34,660 --> 00:02:36,280
‫خب «اُنی» هم هستیم.

49
00:02:37,460 --> 00:02:38,550
‫شیطانی

50
00:02:37,600 --> 00:02:38,660
‫درسته.

51
00:02:38,660 --> 00:02:42,180
‫ولی قوی‌تر کردن گوبوتا اینا هم بد نیست.

52
00:02:42,180 --> 00:02:45,360
‫بگذریم، مشکل اصلی پیدا شدن هیولاهاست.

53
00:02:45,360 --> 00:02:47,550
‫اگه کسی آسیب ببینه دیگه دیر می‌شه.

54
00:02:47,550 --> 00:02:49,980
‫باید یه‌جوری باهاشون مقابله کنیم.

55
00:02:49,980 --> 00:02:54,060
‫پس چطوره حفاظ ضد جادو بذاریم؟

56
00:02:54,550 --> 00:02:56,130
‫حفاظ ضد جادو؟

57
00:02:56,480 --> 00:02:58,840
‫رئیس، تازه تمومش کردیم.

58
00:02:58,840 --> 00:03:03,700
‫یه نمونه‌ی اولیه‌ی کاملاً خودکار
‫جادوساز برای ساخت حفاظ.

59
00:03:03,940 --> 00:03:06,900
‫می‌دونستم دارین مخفیانه یه‌چی می‌سازین،

60
00:03:06,900 --> 00:03:09,440
‫ولی یه جادوساز کاملاً خودکار؟

61
00:03:09,440 --> 00:03:12,830
‫یه ابزار جادویی نوآورانه‌ست،

62
00:03:12,820 --> 00:03:15,090
‫هر جادویی که واردش می‌شه رو خودکار حفظ می‌کنه.

63
00:03:15,520 --> 00:03:17,970
‫پس مثل جادوی نوشتاریه؟

64
00:03:18,440 --> 00:03:22,800
‫بله، ولی به‌شدت میزان کارآمدی و
‫انطباق‌پذیریش رو گسترش دادیم.

65
00:03:22,800 --> 00:03:28,240
‫می‌دونید، تو جریان اون حفاظ کاملاً بی‌فایده بودیم.

66
00:03:28,240 --> 00:03:30,480
‫و خیلی رفت رو مخ‌مون.

67
00:03:30,480 --> 00:03:34,730
‫باورم نمی‌شه تو این زمان کم همچین نمونه‌ی اولیه‌ای ساختین...

68
00:03:34,730 --> 00:03:36,980
‫این پیریا سرشون به تن‌شون می‌ارزه!

69
00:03:37,300 --> 00:03:41,330
‫کوروبه-دونو و بنده هم کمی کمک کردیم!

70
00:03:41,330 --> 00:03:42,360
‫اوهوم.

71
00:03:42,530 --> 00:03:45,370
‫راستشم منم یکم کمک کردم.

72
00:03:45,370 --> 00:03:49,640
‫اوه! محصول کل تکنولوژی جادویی تمپسته!

73
00:03:51,540 --> 00:03:54,150
‫تمپست، به‌دلیل اینکه کشور هیولاهاست،

74
00:03:54,150 --> 00:03:56,950
‫تراکم غلیظی از ذرات جادویی داره.

75
00:03:56,950 --> 00:04:01,170
‫خیلی وقته دارم به روشی جهت
‫استفاده از این موضوع فکر می‌کنم.

76
00:04:01,370 --> 00:04:03,770
‫این جادوساز کاملاً خودکار جوری طراحی شده که

77
00:04:03,770 --> 00:04:08,060
‫از ذرات جادویی سرگردانی که توی جو هستن استفاده کنه.

78
00:04:08,060 --> 00:04:11,260
‫با این می‌شه حفاظ ضد جادو ساخت؟

79
00:04:11,260 --> 00:04:13,190
‫بله، ولی...

80
00:04:13,190 --> 00:04:15,810
‫تنها مزیتش این نیست.

81
00:04:16,800 --> 00:04:20,550
‫مگه بیرون نگه داشتن هیولاها با
‫حفاظ ضد جادو هدف‌مون نیست؟

82
00:04:20,550 --> 00:04:22,720
‫دیگه چه مزیتی داره؟

83
00:04:24,160 --> 00:04:26,200
‫رئیس، قراره حسابی غافلگیر شین.

84
00:04:26,550 --> 00:04:31,400
‫این یه دستگاه جمع‌آوری ذرات جادویی داخلش هست.

85
00:04:31,400 --> 00:04:37,520
‫اگه ازش استفاده کنیم، می‌تونیم تراکم
‫ذرات جادویی جو رو کم‌تر کنیم.

86
00:04:37,520 --> 00:04:42,060
‫هـه! دقیقاً راه‌حل مشکل‌مونه!

87
00:04:42,060 --> 00:04:44,970
‫دقیقاً ریمورو-ساما.

88
00:04:44,970 --> 00:04:48,280
‫هرچند این دستگاه هم مشکلاتی داره.

89
00:04:48,280 --> 00:04:53,080
‫اگه تراکم کم باشه، زیادی ناکارآمده
‫و به‌ هیچ دردی نمی‌خوره.

90
00:04:53,080 --> 00:04:57,000
‫البته تو این شهر مشکلی پیش نمیاد.

91
00:04:57,000 --> 00:04:58,560
‫تازه، کاملاً هم مناسبشه!

92
00:04:59,070 --> 00:05:03,760
‫پس این جادوساز کاملاً خودکار ذرات
‫جادویی رو از توی جو جمع می‌کنه

93
00:05:03,760 --> 00:05:06,880
‫تا تمام مدت حفاظ ضد جادو رو حفظ کنه؟

94
00:05:07,200 --> 00:05:09,830
‫اینم یه‌ روش برای استفاده ازشه،

95
00:05:09,830 --> 00:05:13,200
‫اما اگه ذرات جادوییش تموم بشه،
‫جادو هم از بین می‌ره.

96
00:05:13,200 --> 00:05:17,430
‫برای همین جوری طراحیش کردم تا
‫بتونه سوخت نگه داره.

97
00:05:17,430 --> 00:05:18,880
‫سوختش چیه؟

98
00:05:18,880 --> 00:05:21,590
‫یه کریستال که با جمع‌آوری ذرات جادویی تو جو ساخته شده.

99
00:05:21,590 --> 00:05:23,960
‫یا به عبارت دیگه، کریستال جادویی.

100
00:05:23,960 --> 00:05:24,900
‫ها؟

101
00:05:25,330 --> 00:05:27,140
‫حالا استفاده از سنگ جادویی باز منطقیه،

102
00:05:27,140 --> 00:05:31,470
‫ولی استفاده از کریستال جادویی به‌عنوان 
‫سوخت زیادی ناکارآمد نیست؟

103
00:05:31,470 --> 00:05:32,740
‫پاسخ.

104
00:05:31,760 --> 00:05:32,850
‫پاسخ

105
00:05:32,740 --> 00:05:37,730
‫هنگامی که یک کریستال جادویی به جادو
‫تبدیل می‌شود، حدود ۹۰٪ آن هدر می‌رود.

106
00:05:33,350 --> 00:05:37,730
{\an2}‫کریستال جادویی

107
00:05:37,730 --> 00:05:38,760
‫درسته.

108
00:05:38,760 --> 00:05:43,540
‫ولی هنوز جادوی نوشتاری‌ای که کشف کردین رو داریما.

109
00:05:43,540 --> 00:05:44,860
‫عـا!

110
00:05:44,860 --> 00:05:48,440
‫با وجود جادوی نوشتاری‌ای که میزان
‫هدر رفته رو به حداقل می‌رسونه،

111
00:05:48,440 --> 00:05:51,680
‫حتی ۱۰٪ هم برای اهداف‌مون خوب کار می‌کنه.

112
00:05:51,680 --> 00:05:56,060
‫اینجوری هم نیست ذرات هدر رفته
‫همینجوری ناپدید بشن.

113
00:05:56,060 --> 00:05:58,400
‫که یعنی می‌شه باز ازشون استفاده کرد!

114
00:05:58,680 --> 00:06:02,490
‫یعنی شاید بتونیم دستگاه‌های حرکتی دائم بسازیم!

115
00:06:03,180 --> 00:06:05,050
‫وقتی تراکم ذرات جادویی رقیق‌تر می‌شه،

116
00:06:05,050 --> 00:06:07,840
‫هیولاها و جانوران روحی هم کم‌تر پیدا می‌شن.

117
00:06:07,840 --> 00:06:12,970
‫و احتمال اینکه چیزی پیداش بشه که
‫گوبوتا اینا نتونن باهاش بجنگن هم کم‌تر می‌شه!

118
00:06:12,970 --> 00:06:15,090
‫واقعاً اختراع عالی‌ایه!

119
00:06:16,000 --> 00:06:18,810
‫مناسب ویژگی‌های منحصر به‌فرد این کشوره.

120
00:06:18,810 --> 00:06:19,590
‫بله.

121
00:06:19,590 --> 00:06:23,980
‫تازه تنها جادوی قابل استفاده هم حفاظ ضد جادو نیست.

122
00:06:25,730 --> 00:06:28,690
‫درسته جادوهایی که تحمل می‌کنه محدودن...

123
00:06:32,500 --> 00:06:33,730
‫کمک می‌کنم.

124
00:06:35,210 --> 00:06:39,240
‫عوض کردن این صفحه جادویی که روش
‫فرمول جادویی حک شده

125
00:06:39,240 --> 00:06:42,630
‫باعث می‌شه بتونیم هر نوع جادویی ایجاد کنیم.

126
00:06:44,220 --> 00:06:46,920
‫دقیقاً شبیه یه گرامافونه!

127
00:06:47,280 --> 00:06:52,080
‫باورم نمی‌شه طبق اون توضیحات مبهمی
‫که دادم همچین چیزی رو ساختن!

128
00:06:52,660 --> 00:06:54,360
‫اگه بشه نسخه‌ی کوچیک‌ترش رو بسازیم،

129
00:06:54,360 --> 00:06:57,400
‫ممکنه بشه پوشیدشون!

130
00:06:57,400 --> 00:06:59,110
‫یا می‌تونن گنده‌ش رو بسازن

131
00:06:59,110 --> 00:07:02,290
‫تا جادویی انقدر گنده بسازه که
‫می‌شه تو جنگ ازش استفاده کرد!

132
00:07:04,280 --> 00:07:09,520
‫خب، بذارید روش استفاده ازش رو توضیح بدم.

133
00:07:09,790 --> 00:07:12,460
‫اول توی جاده‌ای که درحال ساختشیم،

134
00:07:12,460 --> 00:07:16,000
‫جادوسازهای کاملاً خودکار رو با فاصله‌ی برابر قرار می‌دیم.

135
00:07:16,000 --> 00:07:18,480
‫و بعد حفاظ ضد جادو رو فعال می‌کنیم.

136
00:07:18,480 --> 00:07:20,120
‫تا وقتی که تراکم ذرات جادویی بالا باشه،

137
00:07:20,120 --> 00:07:23,290
‫نیازی به عوض کردن سوخت‌شون نیست.

138
00:07:23,760 --> 00:07:28,050
‫فقط نیازه به‌شکل روزانه گشت‌زنی انجام
‫بشه تا از عمل کردن‌شون مطمئن بشیم.

139
00:07:28,050 --> 00:07:31,240
‫عالیه. واقعاً روش فکر کردین.

140
00:07:31,240 --> 00:07:34,010
‫هم استفاد‌ه‌ش راحته، هم کلی کار می‌شه باهاش کرد!

141
00:07:34,260 --> 00:07:37,560
‫راستی فرمول حفاظ جادویی‌ای که روش حک کردی چیه؟

142
00:07:39,470 --> 00:07:42,060
‫دورد داره تکمیلش می‌کنه.

143
00:07:42,060 --> 00:07:45,440
‫و از کوروبه-سان خواستیم جادوسازها
‫رو تولید انبوه کنه.

144
00:07:45,440 --> 00:07:47,680
‫منتظر تاییدتون بودیم.

145
00:07:47,680 --> 00:07:49,040
‫بله.

146
00:07:49,040 --> 00:07:50,320
‫صحیح.

147
00:07:50,320 --> 00:07:53,630
‫پس وستا، می‌شه نظارتش رو بسپرم بهت؟

148
00:07:53,630 --> 00:07:55,960
‫الان کلاس‌هام کم‌ترم شدن،

149
00:07:55,960 --> 00:07:58,320
‫پس باعث افتخارمه.

150
00:07:58,950 --> 00:08:01,320
‫خوبه! اگه خواستی از فردا شروع کن!

151
00:08:01,320 --> 00:08:02,970
‫مفهوم شد.

152
00:08:03,290 --> 00:08:07,420
‫یکم وزن‌شون زیاده. بذار نصب کردن‌شون
‫رو من و افرادم انجام بدیم.

153
00:08:07,420 --> 00:08:10,090
‫گلد-دونو، خوشحال می‌شم.

154
00:08:12,750 --> 00:08:17,600
‫پس وقتی تموم شد، می‌تونم هرچقدر
‫دلم خواست هاله‌م رو بریزم بیرون، نه؟

155
00:08:19,240 --> 00:08:20,520
‫نخیر نمی‌شه!

156
00:08:20,520 --> 00:08:23,560
‫اگه از این غلطا کنی نصف مردم کشور می‌میرن!

157
00:08:25,280 --> 00:08:26,880
‫آره، ولی خب...

158
00:08:26,880 --> 00:08:29,370
‫خیلی وقته هاله‌م رو دارم می‌ریزم تو خودم.

159
00:08:29,370 --> 00:08:30,420
‫دیگه دارم خسته میـ ـ

160
00:08:30,420 --> 00:08:31,790
‫تحملش کن.

161
00:08:31,790 --> 00:08:32,590
‫اه.

162
00:08:33,190 --> 00:08:34,700
‫اصلاً ریمورو!

163
00:08:35,060 --> 00:08:36,760
‫چطوری خودت مشکلی نداری؟

164
00:08:36,760 --> 00:08:37,710
‫من؟

165
00:08:37,710 --> 00:08:40,580
‫همه‌ش رو می‌فرستم تو شکمم.

166
00:08:41,000 --> 00:08:44,750
‫از همون موقع که ریگورد بهم گفت.

167
00:08:45,160 --> 00:08:48,460
‫وقتی ارباب شیاطین شدم، میزان جادوم 
‫سر به فلک کشید،

168
00:08:48,460 --> 00:08:52,300
‫ولی همون موقع شکم‌پرست به
‫بلزباب تکامل پیدا کرد،

169
00:08:48,790 --> 00:08:50,090
‫موفقیت
‫آمیز

170
00:08:48,790 --> 00:08:50,090
‫موفقیت
‫آمیز

171
00:08:51,300 --> 00:08:52,470
‫تحلیل تکمیل شد

172
00:08:52,300 --> 00:08:55,520
‫برای همین ظرفیت شکمم هم به‌شدت بیشتر شد.

173
00:08:55,770 --> 00:09:00,550
‫پس به هیچ‌وجه قصد ندارم هاله‌مو آزاد کنم.

174
00:09:00,550 --> 00:09:01,960
‫ولی ریمورو-ساما...

175
00:09:02,640 --> 00:09:08,080
‫پنهان‌کردن کامل هاله، مثل طوری که
‫ ولدورا-ساما انجامش می‌دن بسیار دشواره.

176
00:09:08,540 --> 00:09:12,870
‫حتی بنیمارو-دونو و برادرهاشون هم 
‫کمی هاله درز می‌کنن.

177
00:09:12,870 --> 00:09:16,700
‫درسته! دیابلو، می‌بینم قشنگ حالیت می‌شه!

178
00:09:16,700 --> 00:09:21,090
‫همونطور که ولدورا-ساما با اختلاف، 
‫بیشترین میزان جادو رو بین همه دارن،

179
00:09:21,090 --> 00:09:24,170
‫قطعاً باید پنهان‌کردنش بسیار طاقت‌فرسا باشه.

180
00:09:24,170 --> 00:09:26,000
‫واقعاً اینطوره، ولدورا؟

181
00:09:26,000 --> 00:09:31,130
‫آره! برای همین دوست دارم
‫همه‌شو یکجا خالی کنم!

182
00:09:31,130 --> 00:09:33,640
‫اگه همینطوری یکجا خودشو خالی کنه،

183
00:09:33,640 --> 00:09:36,560
‫کل منطقه‌ی اطرفاش با خاک یکسان می‌شه.

184
00:09:36,560 --> 00:09:39,050
‫بعدش ممکنه یه‌عالمه هیولای خطرناک به‌وجود بیان،

185
00:09:39,050 --> 00:09:42,520
‫و حتی ممکنه بعضی‌هاشون
‫ هم‌سطح کاریبدیس باشن.

186
00:09:42,520 --> 00:09:44,640
‫بعد می‌شه اسمشو گذاشت فلاکت.

187
00:09:44,930 --> 00:09:47,520
‫فهمیدم. یه‌مقدار بهش فکر می‌کنم.

188
00:09:47,520 --> 00:09:49,130
‫یه‌ذره دیگه تو خودت بریزش.

189
00:09:49,130 --> 00:09:50,240
‫بسیار خب!

190
00:09:50,240 --> 00:09:53,730
‫یه‌مقدار دیگه می‌تونم تحمل کنم،
‫ولی سعی کن عجله کنی!

191
00:09:54,000 --> 00:09:55,170
‫ای خدا...

192
00:09:55,170 --> 00:09:58,420
‫درست وقتی فکر می‌کردم 
‫مشکل تراکم جادویی‌مونو حل کردیم،

193
00:09:58,420 --> 00:10:00,760
‫یه مشکل گنده‌تر جلوی پامون سبز شد.

194
00:10:00,760 --> 00:10:01,410
‫بفرمایید.

195
00:10:01,890 --> 00:10:03,290
‫نوش‌جان کنید.

196
00:10:03,290 --> 00:10:06,430
‫زندگی هیچ‌وقت باب میلت پیش نمی‌ره.

197
00:10:06,430 --> 00:10:08,890
‫یا بهتره بگم... «زندگی اسلایمی».

198
00:10:15,680 --> 00:10:18,840
‫خیلی‌خب، حالا که گزارش‌های همه‌تون رو شنیدم...

199
00:10:21,570 --> 00:10:22,360
‫بیا.

200
00:10:24,510 --> 00:10:26,100
‫ا ـ این چیه؟

201
00:10:26,280 --> 00:10:29,060
‫می‌خوام مسئولیت این ساخت‌وساز رو به تو بسپارم.

202
00:10:29,060 --> 00:10:33,110
‫یه قلعه برای میلیم و بقیه‌ست 
‫که توی اوقات فراقتم کشیدم.

203
00:10:33,250 --> 00:10:36,760
‫مطمئنم که می‌تونی چیز فوق‌العاده‌ای ازش دربیاری.

204
00:10:36,760 --> 00:10:38,780
‫نظرت چیه؟ درستش می‌کنی؟

205
00:10:39,380 --> 00:10:40,760
‫ریمورو-ساما...

206
00:10:41,290 --> 00:10:44,030
‫اوه... شاید بیش از حد روش فشار گذاشتم.

207
00:10:45,800 --> 00:10:47,710
‫بسپرش به خودمون، رئیس.

208
00:10:47,710 --> 00:10:50,420
‫خودم با گلد-سان می‌رم و کمکش می‌کنم.

209
00:10:50,940 --> 00:10:52,760
‫میلد هم با خودم می‌برم.

210
00:10:52,760 --> 00:10:57,180
‫می‌تونی رومون حساب کنی که
‫ هرطور بخوای می‌سازیمش.

211
00:10:57,180 --> 00:10:58,390
‫باشه.

212
00:10:58,390 --> 00:11:00,670
‫با وجود کایجین، می‌دونم تو دستای خوب کسیه.

213
00:11:00,670 --> 00:11:01,840
‫همینطوری خوبه.

214
00:11:02,500 --> 00:11:06,570
‫نگرانی‌های کوچیک می‌تونن 
‫با کارهای مهم بیشتر از بین برن.

215
00:11:07,510 --> 00:11:09,970
‫گلد، می‌دونم از پسش برمیای.

216
00:11:09,970 --> 00:11:12,700
‫البته که اگه با مشکلی مواجه شدی،
‫می‌تونی بیای پیش خودم.

217
00:11:12,700 --> 00:11:14,700
‫پس با خیال راحت انجامش بده، باشه؟

218
00:11:14,700 --> 00:11:17,760
‫و ـ ولی این کار خیلی بزرگیه.

219
00:11:17,760 --> 00:11:19,440
‫اگه وسطش خرابکاری کنم...

220
00:11:19,440 --> 00:11:21,240
‫مشکلی پیش نمیاد.

221
00:11:21,240 --> 00:11:24,830
‫حتی اگه خراب کنی، 
‫واسه خودتم تبدیل به تجربه می‌شه.

222
00:11:24,830 --> 00:11:28,290
‫و میزان ضرر هم فقط به‌انداز‌ه‌ی یه شهره، درسته؟

223
00:11:28,290 --> 00:11:29,700
‫همیشه می‌تونیم جبرانش کنیم.

224
00:11:29,700 --> 00:11:33,190
‫درسته! همین چند وقت پیش، حتی منم-

225
00:11:35,970 --> 00:11:37,840
‫همین چند وقت پیش چیکار کردی؟

226
00:11:37,840 --> 00:11:40,960
‫بعداً بیا دفترم و با جزئیات برام توضیح بده.

227
00:11:40,960 --> 00:11:43,590
‫هاه! یه تله‌ی فوق هوشمندانه بود؟

228
00:11:47,040 --> 00:11:49,170
‫واقعاً ازتون متشکرم، ریمورو-ساما.

229
00:11:49,170 --> 00:11:52,860
‫ظاهراً زیادی نگران مسائل کوچیک بودم.

230
00:11:53,440 --> 00:11:54,790
‫ازتون خواهش می‌کنم...

231
00:11:55,760 --> 00:11:57,780
‫مسئولیت این کار رو بهم بسپرید.

232
00:11:57,780 --> 00:11:59,360
‫باشه. روت حساب کردم.

233
00:12:01,240 --> 00:12:03,360
‫انصاف نیست همه کارها رو به گلد بدید!

234
00:12:03,490 --> 00:12:05,300
‫خب، گزینه مناسبی برای این کاره.

235
00:12:05,300 --> 00:12:07,490
‫خودتم یه وظیفه خیلی مهم داری، مگه نه؟

236
00:12:07,490 --> 00:12:08,630
‫حتماً منظورتون آشپزیه!

237
00:12:08,630 --> 00:12:09,630
‫ابداً!

238
00:12:09,710 --> 00:12:12,440
‫بـ ـ بگذریم، مطمئنم خیلی کارها هست،

239
00:12:12,440 --> 00:12:14,650
‫ولی آشپزی خیلی برات مناسب نیست.

240
00:12:14,650 --> 00:12:15,960
‫درست می‌گن، شیون.

241
00:12:16,180 --> 00:12:19,790
‫باید زمانی که من اینجا نیستم، 
‫از ریمورو-ساما محافظت کنی.

242
00:12:19,790 --> 00:12:20,850
‫صد البته!

243
00:12:21,010 --> 00:12:22,000
‫خب...

244
00:12:22,800 --> 00:12:25,390
‫گمونم برای امروز کافی باشه.

245
00:12:25,390 --> 00:12:27,540
‫اوه، نزدیک بود یادم بره!

246
00:12:27,540 --> 00:12:30,650
‫دیابلو، بیا درمورد میزان پیشروی نقشه‌ت بشنویم.

247
00:12:30,650 --> 00:12:33,140
‫چشم. اجازه بدید توضیح بدم.

248
00:12:33,850 --> 00:12:35,900
‫اول، در رابطه با یوم-دونو...

249
00:12:36,480 --> 00:12:40,130
‫معامله و چونه‌زنی با اشراف،
‫قطعاً براش کار دشواری خواهد بود.

250
00:12:40,450 --> 00:12:44,300
‫بنابراین ادماریس رو برای آموزشش فرستادم.

251
00:12:45,450 --> 00:12:47,450
‫به یوم-سان هم سخت می‌گذره، ها؟

252
00:12:47,840 --> 00:12:49,790
‫بسته به نحوه پیشروی اوضاع،

253
00:12:49,790 --> 00:12:53,570
‫شاید جالب بشه که ادماریس رو 
‫متحد خودمون بکنیم.

254
00:12:53,570 --> 00:12:55,550
‫می‌تونه ایده خوبی باشه.

255
00:12:55,550 --> 00:12:58,640
‫و در رابطه با برادرشون، پادشاه جدید؛ ادوارد...

256
00:12:58,640 --> 00:13:01,690
‫واقعاً به‌نظر میاد از پشت‌پرده نقشه‌ای داشته باشه.

257
00:13:01,990 --> 00:13:06,800
‫ولی مگه بازسازی و آماده‌کردن
‫ دوباره‌ی ارتش، ماه‌ها زمان نمی‌بره؟

258
00:13:08,100 --> 00:13:10,030
‫می‌خوام زودتر این کارها رو تموم کنم،

259
00:13:10,030 --> 00:13:12,350
‫پس اقداماتی انجام دادم تا به کارها سرعت ببخشه.

260
00:13:12,350 --> 00:13:15,600
‫ها؟ ولی اینطوری مگه آماده‌سازی‌های ما-

261
00:13:15,600 --> 00:13:17,000
‫مشکلی وجود نداره.

262
00:13:17,000 --> 00:13:20,610
‫تشکیل ارتش‌مونو به بنیمارو-دونو واگذار کردم.

263
00:13:20,610 --> 00:13:22,850
‫آره. همه‌چی آماده‌ست.

264
00:13:22,850 --> 00:13:24,590
‫نیروهایی رو برای کار در ملأعام،

265
00:13:24,590 --> 00:13:28,240
‫و نیروهایی هم برای کار به‌دور از انظار ترتیب دیدیم.

266
00:13:28,560 --> 00:13:31,920
‫درواقع داوطلب‌های زیادی داشتیم،
‫سر همین انتخاب نفرات سخت بود.

267
00:13:31,920 --> 00:13:33,500
‫آ ـ آهان...

268
00:13:33,500 --> 00:13:35,500
‫پیک‌نیک نمی‌ریم که.

269
00:13:35,500 --> 00:13:36,810
‫همچنین...

270
00:13:36,810 --> 00:13:39,310
‫نمی‌تونم مشکل محسوبش کنم، ولی...

271
00:13:39,310 --> 00:13:40,320
‫چیه؟

272
00:13:40,320 --> 00:13:43,000
‫ریهیم همچنان برنگشته.

273
00:13:43,280 --> 00:13:44,920
‫ریهیم؟

274
00:13:45,020 --> 00:13:47,550
‫پیاممو بهش رسوندی دیگه؟

275
00:13:47,550 --> 00:13:50,240
‫شاید اصلاً به‌دستش نرسیده؟

276
00:13:50,240 --> 00:13:50,930
‫خیر،

277
00:13:51,320 --> 00:13:53,430
‫به ریهیم گوی کریستالی رو دادم

278
00:13:53,780 --> 00:13:57,690
‫و زیردستم تا پایتخت اینگراشیا اسکورتش کرد.

279
00:13:58,190 --> 00:14:00,620
‫به‌دلیل حصار اطراف شهر

280
00:14:00,620 --> 00:14:03,000
‫زیردستم قادر به ورود به پایتخت نیست،

281
00:14:03,000 --> 00:14:07,060
‫اما تأیید کردم که ریهیم دست‌کم وارد شهر شده.

282
00:14:07,060 --> 00:14:08,570
‫اینگراشیا؟

283
00:14:08,910 --> 00:14:15,670
‫اینگراشیا و لوبلیوس توسط
‫ گذرگاهی جادویی به‌نام یه دروازه به‌هم متصل هستن.

284
00:14:15,670 --> 00:14:18,950
‫به ریهیم دستور دادم از اون استفاده کنه.

285
00:14:19,160 --> 00:14:19,970
‫توجه.

286
00:14:19,330 --> 00:14:20,010
‫توجه

287
00:14:19,970 --> 00:14:23,160
‫دروازه یک حلقه جادویی‌ست که سفر آنی

288
00:14:20,250 --> 00:14:26,970
‫دروازه

289
00:14:23,160 --> 00:14:26,830
‫میان دو نقطه مشخص را از طریق یک بُعد خاص فراهم می‌کند.

290
00:14:27,160 --> 00:14:30,960
‫زمانی که ریهیم بگرده باید گزارشی دریافت کنم.

291
00:14:30,960 --> 00:14:34,130
‫و از اونجا که اون گزارش هنوز به‌دستت نرسیده...

292
00:14:34,400 --> 00:14:37,180
‫فکر می‌کنی کشتنش تا ساکتش کنن؟

293
00:14:37,180 --> 00:14:40,530
‫خیر، درحال‌حاضر هنوز اثری از این اتفاق دیده نشده.

294
00:14:40,880 --> 00:14:43,630
‫مهارت ویژه‌ی من، فریبنده،

295
00:14:43,630 --> 00:14:47,860
‫اگه شخصی که کنترل می‌کنم بمیره، روحش رو می‌دزده.

296
00:14:47,860 --> 00:14:50,270
‫خب، اگه زنده باشه که خیلی خوبه.

297
00:14:50,270 --> 00:14:53,870
‫تا وقتی ساکت نشه و
‫ مارو به‌عنوان آدم‌بدا نبینن مشکلی نیست.

298
00:14:54,080 --> 00:14:55,940
‫ولی خب اوضاع خوبی هم نیست.

299
00:14:55,940 --> 00:14:59,640
‫اطلاعات کمی دستمه که وضعیت رو خوب بسنجم.

300
00:14:59,640 --> 00:15:01,090
‫پوزش می‌خوام.

301
00:15:01,380 --> 00:15:04,260
‫حس می‌کنم نفوذ به لوبلیوس بیش از حد خطرناک باشه.

302
00:15:04,260 --> 00:15:05,890
‫نه، نه، طوری نیست.

303
00:15:05,890 --> 00:15:08,200
‫بالأخره هیناتا هم توی لوبلیوس داریم.

304
00:15:08,200 --> 00:15:10,760
‫بی‌احتیاطی توی اونجا برامون عاقبت خوشی نداره.

305
00:15:11,610 --> 00:15:13,400
‫هیناتا ساکاگوچی...

306
00:15:13,820 --> 00:15:18,470
‫توی پیامی که فرستادم ذکر کردم
‫ می‌خوام بیخیال اتفاقات گذشته بشیم.

307
00:15:19,110 --> 00:15:23,050
‫وسطش یه‌ذره شوخی هم کردم،
‫ولی اونم واسه خودمونی کردنه.

308
00:15:23,860 --> 00:15:28,630
‫بهترین نتیجه اینه که همزیستی با ما رو انتخاب کنن
‫ و خصومت‌ها رو کنار بذارن.

309
00:15:29,150 --> 00:15:31,480
‫تا وقتی کلیسای مقدس غربی کاری ازش سر نزنه،

310
00:15:31,480 --> 00:15:34,700
‫فکر نمی‌کنم نقشه‌ی دیابلو شکست بخوره.

311
00:15:34,700 --> 00:15:38,650
‫شخصاً ترجیح می‌دم الان به قضیه فیصله بدیم.

312
00:15:39,020 --> 00:15:42,540
‫زمانی که ریمورو-ساما با هیناتای قدیس می‌جنگیدن،

313
00:15:42,540 --> 00:15:44,990
‫ما زیر حمله بودیم.

314
00:15:45,250 --> 00:15:47,400
‫هر دو اتفاق بی‌شک باهم مرتبط بودن،

315
00:15:47,400 --> 00:15:49,670
‫و حتماً‌ کسی هردوشون رو سازماندهی می‌کرده.

316
00:15:50,260 --> 00:15:55,480
‫و برای اثباتش هم، کلی‌من به
‫ مغزمتفکری توی پشت‌پرده اشاره کرد.

317
00:15:55,760 --> 00:15:57,600
‫همون «اون مرد» که ازش اسم می‌برد.

318
00:15:57,600 --> 00:15:58,940
‫درسته.

319
00:15:58,940 --> 00:16:02,890
‫نباید از احتمال اینکه «اون مرد»
‫ اقدامی انجام بده چشم‌پوشی کنیم.

320
00:16:02,890 --> 00:16:05,910
‫«اون مرد» دشمنیه که نباید ازش غفلت کنیم.

321
00:16:06,210 --> 00:16:07,470
‫حق با شماست.

322
00:16:08,130 --> 00:16:10,680
‫اگه این یارو هم نقشی توی این قضیه داشته باشه،

323
00:16:10,680 --> 00:16:13,120
‫هیناتا هم شاید حرکتی بزنه.

324
00:16:13,860 --> 00:16:16,320
‫ولی یه‌چی با عقل جور درنمیاد.

325
00:16:17,040 --> 00:16:19,840
‫حس می‌کنم یه‌چیزی رو جا انداختم...

326
00:16:21,240 --> 00:16:22,460
‫شما فکر می‌کنید هیناتا

327
00:16:22,750 --> 00:16:28,150
‫با اختیار خودش نبوده، و چون یکی
‫ ازش درخواست کرده یا بهش دستور داده بهم حمله کرده؟

328
00:16:29,280 --> 00:16:30,460
‫منظورتون چیه؟

329
00:16:30,670 --> 00:16:33,250
‫همم... خب، راستشو بخواید،

330
00:16:33,250 --> 00:16:37,300
‫نمی‌تونم تصور کنم هیناتا از کسی دستور بگیره.

331
00:16:37,960 --> 00:16:40,450
‫رئیس درست می‌گه.

332
00:16:40,450 --> 00:16:45,400
‫تنها شوالیه مقدسی که هیناتا ممکنه
‫ به حرفش گوش بده، خدا لومینوس‌ـه.

333
00:16:45,400 --> 00:16:47,080
‫خدا لومینوس...

334
00:16:47,080 --> 00:16:48,650
‫گفتی لومینوس؟

335
00:16:48,650 --> 00:16:52,410
‫اون زن حتی به امپراتور صومعه هم محل نمی‌ده.

336
00:16:52,410 --> 00:16:54,280
‫خیلی به این‌چیزا معروفه.

337
00:16:54,280 --> 00:16:56,990
‫همین دیگه. می‌گیرین چی می‌گم؟

338
00:16:56,990 --> 00:17:00,410
‫اون به یه‌کلمه از حرفام هم گوش نکرد.

339
00:17:00,610 --> 00:17:04,040
‫پس کسی نیست که به هیناتا دستور بده؟

340
00:17:04,400 --> 00:17:07,540
‫پس زمان اتفاقش کاملاً تصادفی بود؟

341
00:17:07,540 --> 00:17:10,170
‫احتمالش هست یکی تحریکش کرده باشه.

342
00:17:10,600 --> 00:17:11,420
‫ولی...

343
00:17:11,420 --> 00:17:16,100
‫اما بعیده «اون مرد» تونسته باشه
‫ بهش دستور بده. درسته؟

344
00:17:16,100 --> 00:17:17,520
‫دقیقاً.

345
00:17:18,000 --> 00:17:21,140
‫هرکس «اون مرد» بخواد باشه، 
‫به هر صورت پادشاهی فالموث رو به‌کار گرفت،

346
00:17:21,140 --> 00:17:25,320
‫ارباب شیاطین کلی‌من رو به کنترل کرد،
‫و سعی بر نابودی کشورمون داشته،

347
00:17:25,710 --> 00:17:30,190
‫اما با این‌حال قادر نیست
‫ خواسته‌شو به هیناتا تحمیل کنه.

348
00:17:30,360 --> 00:17:34,220
‫به عبارتی، کلیسای مقدس غربی این‌بار اقدامی نمی‌کنه.

349
00:17:34,220 --> 00:17:36,500
‫حدس شما اینه، ریمورو-ساما؟

350
00:17:36,500 --> 00:17:38,440
‫آره، موضوع همینه...

351
00:17:39,000 --> 00:17:43,270
‫تأیید کردم که نمی‌خوام
‫ رابطه خصومت‌آمیزی داشته باشم.

352
00:17:43,270 --> 00:17:48,050
‫بعد حرفایی که بهش زدم، هیناتا انقدر احمق نیست که
‫ با تمپست، جایی که من و ولدورا توشیم

353
00:17:48,050 --> 00:17:49,830
‫ دشمنی راه بندازه.

354
00:17:50,530 --> 00:17:53,210
‫هیناتا گفت ما سر راهشیم،

355
00:17:53,210 --> 00:17:57,080
‫چون کلیسای مقدس غربی—
‫یا همون تعالیم لومینیست...

356
00:17:57,080 --> 00:17:59,710
‫همزیستی با هیولاها رو به‌رسمیت نمی‌شناسه.

357
00:18:00,110 --> 00:18:02,970
‫ولی شاید این تمام قضیه نباشه.

358
00:18:03,020 --> 00:18:04,010
‫توجه.

359
00:18:03,220 --> 00:18:04,020
‫توجه

360
00:18:04,010 --> 00:18:07,650
‫شانس اینکه مقاصد مختلفی مطرح باشه، افزایش پیدا کرده.

361
00:18:04,140 --> 00:18:07,640
‫شانس اینکه مقاصد مختلفی مطرح باشه، افزایش پیدا کرده.

362
00:18:07,840 --> 00:18:10,750
‫تمام این اتفاقات به یکدیگر مرتبطند.

363
00:18:07,940 --> 00:18:10,650
{\an8}‫«اون مرد»

364
00:18:08,140 --> 00:18:10,560
‫سقوط تمپست

365
00:18:08,140 --> 00:18:10,690
‫تحریک انتقام                                      تحریک جنگ                                 تحریک دشمنان خدا                          دستور برای بیداری

366
00:18:08,140 --> 00:18:10,730
‫هیناتای قدیس                                      فالموث                                 کلیسای مقدس غربی                                 کلی‌من

367
00:18:08,520 --> 00:18:10,900
‫حمله به ریمورو             حمله به تمپست           تضعیف هیولاها            تحلیل ارتباطات

368
00:18:10,560 --> 00:18:12,190
‫سقوط تمپست

369
00:18:10,750 --> 00:18:12,980
‫هرچند، حدس من اینه که

370
00:18:12,190 --> 00:18:12,940
‫سقوط تمپست

371
00:18:12,520 --> 00:18:17,280
‫تغییر وضعیت بنا به بی‌ثباتی

372
00:18:12,980 --> 00:18:15,430
‫همگی حاصل یک اختیار مفرد نبودند.

373
00:18:13,020 --> 00:18:17,280
‫ارتش فالموث
‫مرگ تمام سربازان اعزام‌شده

374
00:18:13,070 --> 00:18:17,280
‫کلیسای مقدس غربی
‫از دست‌دادن پایگاه

375
00:18:13,610 --> 00:18:17,280
‫کلی‌من
‫کشته شد

376
00:18:13,900 --> 00:18:15,870
‫نقشه در اثر بیداری ریمورو شکست خورد

377
00:18:15,430 --> 00:18:17,180
‫خب، پس خلاصه اینه که...

378
00:18:15,870 --> 00:18:15,910
‫نقشه در اثر بیداری ریمورو شکست خورد

379
00:18:15,910 --> 00:18:15,950
‫نقشه در اثر بیداری ریمورو شکست خورد

380
00:18:15,950 --> 00:18:15,990
‫نقشه در اثر بیداری ریمورو شکست خورد

381
00:18:15,990 --> 00:18:16,030
‫نقشه در اثر بیداری ریمورو شکست خورد

382
00:18:16,030 --> 00:18:16,070
‫نقشه در اثر بیداری ریمورو شکست خورد

383
00:18:16,070 --> 00:18:17,280
‫نقشه در اثر بیداری ریمورو شکست خورد

384
00:18:17,180 --> 00:18:17,940
‫پاسخ.

385
00:18:17,450 --> 00:18:18,360
‫پاسخ

386
00:18:18,180 --> 00:18:22,500
‫دخالت همه کشورها، افراد، شرایط و سایر عوامل.

387
00:18:22,500 --> 00:18:25,650
‫در نگاه اول، شاید به‌نظر بیاد 
‫تمام منافع‌شون هم‌راستا هستن،

388
00:18:25,650 --> 00:18:27,260
‫ولی مغایرت‌هایی وجود داره.

389
00:18:27,260 --> 00:18:30,960
‫غیرطبیعیه که با تنها اراده‌ی یک مغزمتفکر متحد بشن.

390
00:18:31,010 --> 00:18:34,400
‫به عبارت دیگه، بیشتر از یک نفر 
‫پشت ماجرا وجود داره.

391
00:18:34,400 --> 00:18:37,510
‫درسته... وقتی اینطوری بهش نگاه می‌کنم، منطقیه.

392
00:18:38,010 --> 00:18:39,880
‫ما سد راه کلی‌من بودیم،

393
00:18:40,350 --> 00:18:43,340
‫ولی در عین حال، سعی کرد ازمون سوءاستفاده کنه.

394
00:18:43,340 --> 00:18:47,470
‫پس اگه هیناتا و من همدیگه رو نابود می‌کردیم،
‫از خوشحالی بال در میاورد.

395
00:18:48,160 --> 00:18:51,520
‫من به‌عنوان رهبر کشور،
‫سد راه پادشاهی فالموث بودم.

396
00:18:52,110 --> 00:18:54,880
‫احتمالاً امیدوار بودن هیناتا منو بکشه.

397
00:18:55,160 --> 00:18:58,190
‫با توجه به موضع هیناتا 
‫برای پاسداشت تعالیمش،

398
00:18:58,190 --> 00:19:01,260
‫امکان نداشت بتونه از هیولایی مثل من چشم‌پوشی کنه.

399
00:19:02,120 --> 00:19:04,480
‫اونجا بود که انگیزه‌های هر سه‌شون هم‌راستا شد

400
00:19:04,480 --> 00:19:06,010
‫و نقشه‌شون به جریان دراومد.

401
00:19:06,440 --> 00:19:09,510
‫در نهایت، من از دست هیناتا فرار کردم،

402
00:19:09,510 --> 00:19:12,920
‫فالموث شکست خورد، و کلی‌من کشته شد.

403
00:19:13,710 --> 00:19:15,730
‫«اون مرد» هرکی که هست،

404
00:19:15,730 --> 00:19:18,990
‫حتماً بعد از کم‌شدن ناگهانی نیروهاش، 
‫الان خیلی سرش شلوغه.

405
00:19:18,990 --> 00:19:22,560
‫یعنی با این وجود هم سعی می‌کنه 
‫مستقیم باهام بجنگه؟

406
00:19:23,130 --> 00:19:24,050
‫پاسخ.

407
00:19:23,470 --> 00:19:24,470
‫پاسخ

408
00:19:24,140 --> 00:19:26,610
‫بعید به‌نظر میاد که اقدامی کنه.

409
00:19:24,720 --> 00:19:26,890
‫بعید به‌نظر میاد که اقدامی کنه

410
00:19:25,510 --> 00:19:26,890
‫پیش‌بینی

411
00:19:26,610 --> 00:19:29,680
‫اگه قدرت مغزمتفکر، حتی از کلی‌من هم بیشتر بود،

412
00:19:29,680 --> 00:19:32,320
‫قطعاً در مراحل اولیه، مداخله می‌کرد.

413
00:19:32,320 --> 00:19:34,980
‫به عبارت دیگه، دلیلی نداره که بیاد سراغ من.

414
00:19:35,300 --> 00:19:39,610
‫کسی که تمام این مدت مخفی بوده،
‫الان یهویی اقدامی انجام نمی‌ده.

415
00:19:39,610 --> 00:19:40,650
‫توجه.

416
00:19:40,650 --> 00:19:42,320
‫نباید از این احتمال چشم‌پوشی کنید

417
00:19:42,320 --> 00:19:46,540
‫که افراد متعددی از سایه‌ها مشغول کار هستند.

418
00:19:46,540 --> 00:19:47,920
‫نکته خوبیه.

419
00:19:48,640 --> 00:19:50,680
‫و اگه مغزمتفکرهای دیگه‌ای هم باشن،

420
00:19:50,680 --> 00:19:54,660
‫دور از ذهن نیست که
‫ اوضاع باب میل هیناتا پیش نره.

421
00:19:55,630 --> 00:19:58,010
‫پس از اونجایی که منافع زیادی توش دخیله،

422
00:19:58,010 --> 00:20:01,630
‫باید فرض کنیم که خواسته‌ی هیناتا
‫ تنها معیار تصمیم‌گیرنده نیست.

423
00:20:01,980 --> 00:20:03,620
‫معنی اینا همینه؟

424
00:20:03,620 --> 00:20:05,520
‫مثل همیشه درکت بالاست، دیابلو.

425
00:20:06,220 --> 00:20:09,070
‫شاید ما اشتباه می‌کردیم.

426
00:20:09,070 --> 00:20:10,530
‫منظورتون چیه؟

427
00:20:10,530 --> 00:20:15,270
‫همونطور که دیابلو الان گفت، 
‫ممکنه مغزمتفکرهای بیشتری توش دخیل باشن.

428
00:20:15,270 --> 00:20:17,720
‫و چون منافع‌شون باهم هم‌راستا نیست،

429
00:20:17,720 --> 00:20:20,100
‫نمی‌تونن درست باهم کنار بیان.

430
00:20:20,100 --> 00:20:21,200
‫که اینطور.

431
00:20:21,200 --> 00:20:22,860
‫مثل همیشه نابغه‌اید، ریمورو-ساما!

432
00:20:23,100 --> 00:20:27,140
‫و فکر می‌کنید فردی که کلی‌من
‫ بهش اشاره کرد، با اونا همدسته؟

433
00:20:27,140 --> 00:20:28,620
‫درمورد اون مطمئن نیستم.

434
00:20:28,620 --> 00:20:32,620
‫ولی وقتی اطلاعات کمی داریم،
‫خطرناکه که براساس فرضیات عمل کنیم.

435
00:20:32,620 --> 00:20:36,950
‫اگه حساب کنیم هیناتا به‌جای دستورات، 
‫از روی یه‌سری تعهدات عمل کرده،

436
00:20:36,950 --> 00:20:38,010
‫بیشتر با عقل جور درمیاد.

437
00:20:38,010 --> 00:20:38,630
‫آره.

438
00:20:40,240 --> 00:20:44,260
‫پس من تحقیقات بیشتری انجام می‌دم.

439
00:20:44,260 --> 00:20:48,230
‫مطلع شدم کسایی که به ادماریس و بقیه 
‫اطلاعات رسوندن، تاجرها بودن،

440
00:20:48,230 --> 00:20:51,760
‫ولی الان که بهش فکر می‌کنم،
‫خیلی مشکوک به‌نظر میاد.

441
00:20:52,100 --> 00:20:54,270
‫وایسا ببینم... تاجرها؟

442
00:20:54,270 --> 00:20:56,120
‫موردی ذهنتونو درگیر کرده؟

443
00:20:56,120 --> 00:20:58,550
‫پول زیادی برای جنگ خرج می‌شه،

444
00:20:58,550 --> 00:21:00,780
‫و همه‌جا جنگ‌طلب پیدا می‌شه.

445
00:21:00,780 --> 00:21:04,260
‫پس فکر می‌کنم کاملاً امکان‌پذیره که اون تاجرها

446
00:21:04,260 --> 00:21:07,040
‫برای به‌دست آوردن سود بیشتر، از پشت‌پرده کار کنن.

447
00:21:07,040 --> 00:21:08,210
‫که اینطور.

448
00:21:13,170 --> 00:21:16,630
‫شونا، دفترهایی که از قلعه‌ی کلی‌من
‫ به‌دست آوردیم رو چک کن

449
00:21:16,630 --> 00:21:19,040
‫و سوابق تمام تاجرهایی که
‫ از اونجا بازدید کردن رو دربیار.

450
00:21:19,040 --> 00:21:20,250
‫اطاعت می‌شه.

451
00:21:20,700 --> 00:21:24,740
‫دیابلو، تمام تاجرهایی که
‫ با فالموث تجارت می‌کردن رو پیدا کنن.

452
00:21:24,740 --> 00:21:26,760
‫با افتخار، سرورم.

453
00:21:27,160 --> 00:21:29,960
‫بنیمارو، نیروهای کمکی‌مونو دوباره بررسی کن.

454
00:21:29,960 --> 00:21:32,360
‫مطمئن شو برای هرچیزی آماده باشن.

455
00:21:32,360 --> 00:21:34,140
‫چشم. بسپاریدش به من.

456
00:21:34,140 --> 00:21:39,240
‫ریگورد، قراره یه جشنواره بزرگ برگزار کنیم،
‫پس همه‌چیز رو براش حاضر کن.

457
00:21:39,240 --> 00:21:41,320
‫حتماً از جون مایه می‌ذارم!

458
00:21:41,320 --> 00:21:44,620
‫گلد، تمام توانتو برای کارت وسط بذار.

459
00:21:44,620 --> 00:21:45,610
‫البته.

460
00:21:45,710 --> 00:21:47,730
‫هاکورو، تو به‌عنوان مشاور بنیمارو عمل کن.

461
00:21:47,730 --> 00:21:48,450
‫بسیار خب.

462
00:21:48,450 --> 00:21:50,350
‫گابیرو، به ریگورد کمک کن.

463
00:21:50,350 --> 00:21:51,080
‫اطاعت!

464
00:21:51,080 --> 00:21:54,080
‫و ریگور، امنیت شهر رو بازبینی کن

465
00:21:54,080 --> 00:21:56,530
‫تا برای حضور تمام نژادها آماده باشیم.

466
00:21:56,530 --> 00:21:57,790
‫روم حساب کنید.

467
00:21:58,080 --> 00:21:59,420
‫و شیون...

468
00:22:01,180 --> 00:22:04,460
‫خب، شیون، آمم...

469
00:22:06,020 --> 00:22:09,720
‫فهمیدم! می‌تونی همراه رانگا منو همراهی کنی! آره!

470
00:22:09,720 --> 00:22:10,350
‫چشم!

471
00:22:10,350 --> 00:22:12,640
‫می‌تونید روم حساب کنید، ارباب!

472
00:22:13,560 --> 00:22:14,890
‫اینطوری خوبه.

473
00:22:14,890 --> 00:22:16,120
‫من چی؟

474
00:22:16,270 --> 00:22:18,030
‫آه... آها!

475
00:22:18,080 --> 00:22:20,400
‫ولدورا، توی کار بقیه دخالت نکن.

476
00:22:20,400 --> 00:22:21,870
‫رو تخم چشمام!

477
00:22:21,870 --> 00:22:22,820
‫البته بهش شک دارم...

478
00:22:23,560 --> 00:22:26,060
‫اوه، و گوبتا-کون...

479
00:22:26,060 --> 00:22:29,900
‫می‌دونم خسته‌ای،
‫ولی یادت باشه بعداً بیای دفترم.

480
00:22:32,510 --> 00:22:35,940
‫و بدین ترتیب، جلسه اجرایی‌مون
‫ مثل همیشه به پایان رسید،

481
00:22:35,940 --> 00:22:38,500
‫و تحت‌تأثیر تکاملم به ارباب شیاطین قرار نگرفت.

482
00:22:49,930 --> 00:22:51,270
‫ببخشید منتظرتون گذاشتم.

483
00:22:52,280 --> 00:22:54,200
‫حالا بیاید شروع کنیم.

484
00:24:25,530 --> 00:24:27,960
‫دفعه بعد: «ملاقات هر دو جناح.»

485
00:24:26,110 --> 00:24:30,070
‫ملاقات

486
00:24:26,400 --> 00:24:30,070
‫هر دو جناح

