1
00:00:00,100 --> 00:00:08,496
<font color=#FF8000>•°¯`•• تيم ترجمه مجله آفتابگردان، تقديم مي کند ••´¯°•</font>
<font color=#FF0000>www.sunflowermag.ir</font>
<font color=#FF8000>کانال و اينستاگرام مجله</font>
<font color=#FF0000>@sunflowermag</font>

2
00:00:14,259 --> 00:00:17,654
اون کسي که زندگيت رو نجات داد قراره خداي مرگت بشه

3
00:00:17,654 --> 00:00:19,005
يعني اينکه قراره بميري

4
00:00:19,005 --> 00:00:20,668
چي؟

5
00:00:34,276 --> 00:00:36,719
اوه ، سلام

6
00:00:36,719 --> 00:00:38,087
منظورش چيه؟

7
00:00:40,270 --> 00:00:41,626
چيزي نيست

8
00:00:41,626 --> 00:00:43,432
هنوز تموم نشده

9
00:00:45,041 --> 00:00:46,532
گفتم که اين پيچيدس

10
00:00:46,532 --> 00:00:49,142
...يوم مي -
دوست پسرت نيست -

11
00:00:51,459 --> 00:00:53,560
اولش منم فکر ميکردم که اون خداي آبه

12
00:00:53,560 --> 00:00:57,468
اما بعدش چهره اوني که کفش ورزشي پاش کرده بود رو ديدم

13
00:00:59,889 --> 00:01:01,914
يه مرد ميانسال بود

14
00:01:02,551 --> 00:01:03,797
ميانسال؟

15
00:01:03,797 --> 00:01:07,254
...آره ، خيالم راحت شد اون دوست پسرت نبود

16
00:01:07,900 --> 00:01:09,066
ها؟

17
00:01:11,469 --> 00:01:12,829
آين آدم

18
00:01:13,430 --> 00:01:14,694
همين آدم بود

19
00:01:22,037 --> 00:01:23,127
چي؟

20
00:01:25,746 --> 00:01:29,206
اين مرد کيه ؟
چرا اينجاست؟

21
00:01:30,606 --> 00:01:40,306
<i><font color=#800040>:مترجمان</font>
<font color=#FF8080>(Baharf)فرزانه | (Choi Soheila)سهيلا
(Zshkoo)زهرا  </font></i>

22
00:01:42,670 --> 00:01:45,692
<font color=#00FFFF><i>[عروس خداي آب]</i></font>

23
00:01:45,692 --> 00:01:49,361
<font color=#00FFFF><i>[قسمت آخـــــــر]</i></font>

24
00:01:52,478 --> 00:01:53,926
تو

25
00:01:54,918 --> 00:01:56,394
چيکار ميکني؟

26
00:01:56,394 --> 00:01:57,691
کجا بودي؟

27
00:01:57,691 --> 00:02:00,424
....فکر کردم ميتونم کارامو سريع تموم کنم ، اما

28
00:02:00,424 --> 00:02:01,528
چه کاري؟

29
00:02:09,727 --> 00:02:11,387
سلام

30
00:02:11,387 --> 00:02:12,962
نميخواد سلام و احوالپرسي کني

31
00:02:12,962 --> 00:02:16,413
تو ، جو يوم مي
دوست يون سو آه

32
00:02:17,097 --> 00:02:18,995
چطوره الان ديگه بري؟

33
00:02:18,995 --> 00:02:21,160
اين زن و من زمان زيادي نداريم

34
00:02:28,470 --> 00:02:30,245
اون کيه؟ -
فقط برو -

35
00:02:30,245 --> 00:02:32,141
کنجکاوي زياد سرتُ به باد ميده

36
00:02:32,141 --> 00:02:33,481
درمورد چيزي که بهت گفتم چي؟

37
00:02:33,481 --> 00:02:36,206
....پدرت به خاطر تو مرده -
بس کن اين حرفاي احمقانه رو -

38
00:02:36,206 --> 00:02:37,831
فقط يه خواب بد بوده

39
00:02:37,831 --> 00:02:40,270
هــي ، دارم بهت ميگم پدرتُ ديدم

40
00:02:40,270 --> 00:02:41,852
....همون مردي بود که تو عکسه ، اشتباه نميکنم

41
00:02:41,852 --> 00:02:44,053
حتما يه مشکلي وجود داره -
چي؟ -

42
00:02:44,053 --> 00:02:47,351
گفتي مردي که نجاتم داده بخاطر من مرده

43
00:02:48,208 --> 00:02:49,922
....اما بابام

44
00:02:49,922 --> 00:02:52,048
هيچوقت نجاتم نداد ، حتي يبار

45
00:02:55,797 --> 00:02:58,520
برو ، خواب بدي که ديدي رو هم فراموش کن

46
00:03:02,369 --> 00:03:03,863
برو

47
00:03:29,369 --> 00:03:30,733
...چرا اين

48
00:03:39,369 --> 00:03:41,960
چرا همچين کار بيهوده اي کرده ؟

49
00:03:41,960 --> 00:03:43,363
رفتي دنبال اون تاج بگردي؟

50
00:03:43,363 --> 00:03:45,869
خب ،دليلي وجود نداشت که برم اما حس خوبي بهش نداشتم

51
00:03:45,869 --> 00:03:47,482
بيشتر از چيزي که فکرشو ميکردم طول کشيد

52
00:03:47,482 --> 00:03:49,560
پيداش کردي؟ -
دقيقا نه -

53
00:03:49,560 --> 00:03:53,114
يه سرنخ هايي پيدا کردم ، بايد همشو کنار هم بذارم

54
00:03:53,114 --> 00:03:54,731
هر چي که هست ، برو خونه مو را انجامش بده

55
00:03:54,731 --> 00:03:56,064
سرم شلوغه ، اذيتم نکن

56
00:03:56,064 --> 00:03:57,874
پس دستور الهيُ دريافت کردي

57
00:03:58,547 --> 00:04:00,166
چقدر ديگه وقت داري؟

58
00:04:00,166 --> 00:04:01,601
6روز

59
00:04:01,601 --> 00:04:03,924
گفتي بعد از اينکه رفتي اونجا ، دوباره برگشتي

60
00:04:05,553 --> 00:04:07,722
تو که قصد نداري برنگردي ؟

61
00:04:07,722 --> 00:04:10,625
ميدوني که اين بدترين چيزيه که ميتوني انجامش بدي ، درسته؟

62
00:04:10,625 --> 00:04:11,853
آره ، به خوبي ميدونم

63
00:04:11,853 --> 00:04:14,738
اينجوري نيست که اگه برنگردم بتونم اينجا بمونم

64
00:04:14,738 --> 00:04:15,994
درسته

65
00:04:15,994 --> 00:04:18,343
قبل از اينکه برم بايد به صاحبخونه احترام بذارم

66
00:04:18,343 --> 00:04:19,852
هي

67
00:04:22,270 --> 00:04:23,432
اين طرف

68
00:05:07,369 --> 00:05:08,494
داره ميره

69
00:05:08,494 --> 00:05:10,136
خاحافظ

70
00:05:10,136 --> 00:05:12,925
حتي هيچکدومتون ازم نميخواد بمونم؟

71
00:05:14,895 --> 00:05:16,511
پدرته؟

72
00:05:16,511 --> 00:05:19,232
اوووم...آره

73
00:05:20,270 --> 00:05:23,326
اون باعث شده دخترش اين بار رو به دوش بکشه و بازم هيچ خبري ازش نيست

74
00:05:23,326 --> 00:05:24,802
هنوز خبري ازش نداري؟

75
00:05:24,802 --> 00:05:27,239
چي؟ -
ميخواي پيداش کني؟ -

76
00:05:30,369 --> 00:05:32,710
برو ، حرفاي بيخودم نزن

77
00:05:33,369 --> 00:05:35,424
زمان خوبي باهم داشته باشيد

78
00:05:36,949 --> 00:05:38,960
خيلي خب ، رفتم

79
00:05:38,960 --> 00:05:41,925
مطمئن شو که در جلويي رو ميبندي

80
00:06:07,670 --> 00:06:09,292
بذار اينجوري بمونه

81
00:06:09,943 --> 00:06:12,802
معلوم نيست بعد از اينکه من رفتم کي خودت اينکارو ميکردي

82
00:06:16,270 --> 00:06:19,069
گفتن اينکه فراموش کردم واقعا به اين معني نيست که فراموش کرده باشي

83
00:06:19,069 --> 00:06:22,297
و وقتي ميگي از يکي متنفري معنيش اينه متنفر نيستي

84
00:06:24,071 --> 00:06:26,771
قدرت تصميم گرفتنت به طور کامل از بين رفته

85
00:06:29,270 --> 00:06:31,523
و هميشه معلومه که داري دروغ ميگي

86
00:06:33,963 --> 00:06:35,482
اين چيزيه که هستي

87
00:06:49,770 --> 00:06:51,515
...آرزوت

88
00:06:52,016 --> 00:06:55,857
براي ديدن پدرت و گفتن حرفات بهش

89
00:06:55,857 --> 00:06:58,936
ببخشيد که نتونستم قبل از رفتنم برآوردش کنم

90
00:07:01,734 --> 00:07:03,652
...من يه خدام

91
00:07:05,182 --> 00:07:09,335
اما حتي قدرتي ندارم که اينکارو بکنم ، معذرت ميخوام

92
00:07:12,028 --> 00:07:14,030
....پس

93
00:07:15,369 --> 00:07:17,746
بعد از اينکه رفتم دنبالش بگرد

94
00:07:18,170 --> 00:07:20,386
تا جايي که ميتوني بگرد

95
00:07:21,170 --> 00:07:24,602
...حتي اگه قرار باشه بدترين پدر دنيا باشه

96
00:07:26,119 --> 00:07:27,520
به هر طريقي دنبالش بگرد

97
00:07:29,369 --> 00:07:32,460
همونطور که گفتي ، جوري بزرگ شدي که ميتوني همه چيزو تحمل کني

98
00:07:32,460 --> 00:07:33,657
پس ، دنبال بگرد

99
00:07:33,657 --> 00:07:37,458
پيداش کن و همه چيز رو براي خودت روشن کن

100
00:07:37,458 --> 00:07:39,977
و قلبتُ از زير بار اين مسئوليت خالي کن

101
00:07:41,025 --> 00:07:42,996
از تاريکي فرار کن

102
00:07:47,470 --> 00:07:49,098
...وقتي بهش فکر ميکنم

103
00:07:50,037 --> 00:07:53,915
....اينکه بعد از رفتنم تو اون تاريکي بموني

104
00:07:55,722 --> 00:07:57,355
ديوونم ميکنه

105
00:08:22,569 --> 00:08:24,165
يکاري بکن

106
00:08:24,165 --> 00:08:26,927
برو و ببين ميخواد بره يا نه

107
00:08:26,927 --> 00:08:28,117
مطمئنم ميره

108
00:08:28,826 --> 00:08:31,030
فقط حس خوبي ندارم -
اون حتما ميره -

109
00:08:31,030 --> 00:08:33,126
به خوبي ميدونه اگه نره چه اتفاقي ميوفته

110
00:08:33,126 --> 00:08:35,065
واقعا فکر ميکني کار احمقانه اي ميکنه؟

111
00:08:51,026 --> 00:08:52,461
جو دونگ اينجاست

112
00:08:58,103 --> 00:09:00,277
کجا رفته بودي؟
چرا هيچي بهمون نگفته بودي؟

113
00:09:00,277 --> 00:09:04,245
اگه برنميگشتي پيشمون رابطمون رو باهات قطع ميکرديم

114
00:09:05,275 --> 00:09:07,022
هابک منو انداخت بيرون

115
00:09:07,022 --> 00:09:08,096
هابکُ ديدي؟

116
00:09:10,687 --> 00:09:12,247
شنيدم دستور الهيُ گرفته

117
00:09:12,247 --> 00:09:14,286
بنظر نميرسيد که بخواد کار احمقانه اي بکنه؟

118
00:09:14,286 --> 00:09:15,349
نه ، نه اصلا

119
00:09:15,349 --> 00:09:17,445
رفتي بودي دنبال تاج بگردي؟

120
00:09:17,445 --> 00:09:21,235
آره ، فکر ميکردم يجايي همين اطراف گمش کرده باشم اما نبود

121
00:09:21,235 --> 00:09:24,370
فکر کردم شايد اصلا جايي گمش نکرده باشم

122
00:09:24,370 --> 00:09:27,194
بخاطر همون همه جاهايي که ميدونستم رو گشتم

123
00:09:27,194 --> 00:09:28,780
سر تا سر کشورُ

124
00:09:28,780 --> 00:09:31,120
بخاطر همين طول کشيد -
اما نتونستي پيداش کني -

125
00:09:31,120 --> 00:09:35,362
آره ، اما فکر کنم بدونم کي برش داشته

126
00:09:35,362 --> 00:09:38,612
کي؟ آدما که نميبيننش

127
00:09:39,996 --> 00:09:42,512
آدمايي هم هستن که ميتونن ببيننش

128
00:09:43,704 --> 00:09:46,214
بذاريد امشب اينجا بمونم ، باشه؟

129
00:09:46,214 --> 00:09:48,279
فردا ميرم چند جا ديگه رو هم ميگردم

130
00:09:48,279 --> 00:09:49,737
نه -
نه -

131
00:10:00,699 --> 00:10:04,237
عشق مشکلات داره

132
00:10:06,021 --> 00:10:07,443
نام سو ري

133
00:10:07,443 --> 00:10:10,183
<i>او ، ارباب جون دونگ ، کجاييد؟</i>

134
00:10:10,183 --> 00:10:11,853
تو خيابون

135
00:10:11,853 --> 00:10:13,992
<i>چرا؟ ارباب هابکُ ديديد؟</i>

136
00:10:14,848 --> 00:10:16,448
انداختم بيرون ، کجايي ؟

137
00:10:16,448 --> 00:10:18,396
منو ببر خونه ، ميبري؟

138
00:10:18,396 --> 00:10:19,650
الان سر کارم

139
00:10:19,650 --> 00:10:21,224
فکر نکنم بتونم امروز برم خونه

140
00:10:21,224 --> 00:10:24,269
وقتي داري ميري چرا انقدر سخت کار ميکني؟

141
00:10:24,269 --> 00:10:26,439
خب ، ارباب هابک بهم گفت کلي پول در بيارم

142
00:10:26,439 --> 00:10:27,650
خيلي خُب ، خدافظ

143
00:10:27,650 --> 00:10:30,794
پولم مشکلات داره

144
00:10:37,294 --> 00:10:38,375
اي خدا

145
00:10:38,375 --> 00:10:41,819
چرا اينجايي؟ -
اضطراريه -

146
00:10:41,819 --> 00:10:45,909
مرگ؟ خانوم نواده داره ميميره ؟

147
00:10:45,909 --> 00:10:47,365
دارم ميگم آره

148
00:10:48,413 --> 00:10:51,285
انقدر از خانوم نواده متنفري که بخواي بکشيش؟

149
00:10:51,285 --> 00:10:53,306
ميگن عميق ترين خواسته ها تو خواب خودشونُ نشون ميدن

150
00:10:53,306 --> 00:10:55,029
فکر ميکنم اون يه خواب پيشگويي بود

151
00:10:55,029 --> 00:10:57,442
اما قدرتاي پيشگوييم يکم ضعيف شدن

152
00:10:57,442 --> 00:10:59,144
....بخاطر همين براي تقويتش

153
00:10:59,921 --> 00:11:02,428
بيشتر از همه به کمک تو احتياج دارم ، نام سو ري

154
00:11:02,957 --> 00:11:04,824
و شنيدم که قراره به زودي بري

155
00:11:10,270 --> 00:11:11,449
چي؟

156
00:11:12,961 --> 00:11:14,247
سلام؟

157
00:11:14,247 --> 00:11:17,213
بله ، 50000وون براي سفارش مرغ؟ بله

158
00:11:36,141 --> 00:11:38,777
هيچوقت خوابش نميبرد ، چرا امروز؟

159
00:11:56,170 --> 00:11:58,481
منتظر بودم تا بياي بيدارم کني

160
00:11:58,481 --> 00:11:59,964
چرا؟

161
00:12:02,862 --> 00:12:04,353
همينجوري

162
00:12:10,069 --> 00:12:11,799
يه هديه واست دارم

163
00:12:16,745 --> 00:12:19,337
ميخواستم بهترينش رو واست بخرم

164
00:12:19,337 --> 00:12:23,243
اما فکر نکنم بهتر از چيزي باشه که مو را واست آماده کرده بود

165
00:12:23,913 --> 00:12:27,251
بخاطر همون چيزي رو که فکر ميکردم خيلي بهت مياد رو برداشتم

166
00:12:31,045 --> 00:12:34,728
هميشه بهت گفته بودم واست لباس ميخرم ، اما هيچوقت نگرفته بودم

167
00:12:35,670 --> 00:12:38,770
بپوشش و امروز بريم سر قرار

168
00:12:38,770 --> 00:12:40,449
قرار؟ -
آره -

169
00:12:40,449 --> 00:12:42,017
هموني که سري پيش برنامه ريزي کرديم

170
00:12:42,017 --> 00:12:45,860
خوردن چيزاي خوشمزه ، خوش گذروندن و خريد لباس

171
00:12:45,860 --> 00:12:48,794
بيا امروز ، فردا و روز بعدشم انجام بديم

172
00:12:48,794 --> 00:12:53,227
بيخيال ماشين بشيم و پياده بريم يا بجاش از وسيله نقليه عمومي استفاده کنيم

173
00:12:53,227 --> 00:12:55,458
همينجوري -
همينجوري -

174
00:13:21,370 --> 00:13:23,418
ســـنگ ، کـــاغذ ، قيچــــي

175
00:13:23,418 --> 00:13:24,910
خودشه

176
00:13:26,544 --> 00:13:29,187
ســـنگ ، کـــاغذ ، قيچــــي

177
00:13:35,113 --> 00:13:37,192
چرا حتي يبارم نميبري؟

178
00:13:41,793 --> 00:13:43,352
يه دور ديگه

179
00:13:43,352 --> 00:13:44,539
اتوبوس اومد

180
00:13:44,539 --> 00:13:46,669
شايدم نه ، اشتباه کردم

181
00:13:49,021 --> 00:13:50,443
بيرون بودن خوبه ؟

182
00:13:50,443 --> 00:13:52,354
بهترم هست وقتي باهمديگه بيرونيم؟

183
00:13:52,354 --> 00:13:53,474
آره

184
00:14:03,756 --> 00:14:05,854
اينجا مخصوص نودل سرده

185
00:14:05,854 --> 00:14:07,390
اما تو نميتوني چيزاي سرد بخوري

186
00:14:08,041 --> 00:14:09,323
ميخوام امتحانش کنم

187
00:14:09,323 --> 00:14:12,218
ميخوام حداقل يه چيزي رو حل کنم پس نبايد با ناراحتي برگردي

188
00:14:12,218 --> 00:14:14,368
هرکاري ميکنم تا کمتر نگران بشي

189
00:14:16,670 --> 00:14:19,798
خيلي خُب ، پس
اينو امتحانم ميکنم

190
00:14:43,830 --> 00:14:46,262
چيه ، انقدرام بد نبود

191
00:14:46,825 --> 00:14:49,038
نگاه کن اين همه وقت بخاطر هيچي ميترسيدم

192
00:14:49,969 --> 00:14:51,979
وقت تلف کردم

193
00:14:51,979 --> 00:14:54,208
چرا ميخندي؟

194
00:15:29,791 --> 00:15:31,319
هابک

195
00:15:33,270 --> 00:15:35,724
چيه ؟ بخاطر اينه که اسمتو صدا زدم ؟

196
00:15:36,867 --> 00:15:39,289
من با صدا کردن ديگران به اسمشون مشکلي ندارم

197
00:15:39,289 --> 00:15:43,020
اما هميشه جلو خودمو ميگرفتم با اسم صدات نکنم چون احساس ميکردم

198
00:15:43,020 --> 00:15:46,708
با صدا کردن اسمت احساساتم بهت نشون داده ميشه

199
00:15:46,708 --> 00:15:49,660
احساس ميکردم احساسات مخفيم خودشونُ نشون ميدن

200
00:15:53,584 --> 00:15:54,809
هابک

201
00:15:54,809 --> 00:15:57,517
امروز نودل خورديم

202
00:15:57,517 --> 00:15:59,555
ميدوني که سنگ ، کاغذ ، قيچي چجوريه، مگه نه ؟

203
00:15:59,555 --> 00:16:03,074
اون گفت ازت يه نقاشي ميکشه اگه سنگ ، کاغذ ، قيچي رو ازش ببري

204
00:16:03,074 --> 00:16:05,520
فقط اگه ببري ميکشما

205
00:16:06,020 --> 00:16:07,586
اگه ببازي ، خبري نيست

206
00:16:10,190 --> 00:16:12,650
خيلي خُب
سنگ ، کاغذ ، قيچي

207
00:16:13,630 --> 00:16:16,020
خُب ، يبار ديگه
سنگ ، کاغذ ، قيچي

208
00:16:16,020 --> 00:16:17,942
اونقدرام بد نيستي

209
00:16:17,942 --> 00:16:19,466
خُب ، سنگ ، کاغذ ، قيچي

210
00:16:19,466 --> 00:16:21,117
واو

211
00:16:21,117 --> 00:16:23,515
تو بُردي ، تو بُردي

212
00:16:24,040 --> 00:16:25,482
عالي بود

213
00:16:26,209 --> 00:16:27,651
يه لحظه صبر کنيد

214
00:16:32,399 --> 00:16:34,610
خيلي خُب ، بشين

215
00:16:35,077 --> 00:16:36,573
زود برميگردن

216
00:16:39,841 --> 00:16:42,453
تو سنگ،کاغذ،قيچي کارت خوبه ها

217
00:16:42,453 --> 00:16:43,738
تکنيکت چيه؟

218
00:16:43,738 --> 00:16:46,606
چيزي به بي ارزشي تکنيک وجود نداشت

219
00:16:46,606 --> 00:16:52,073
معمولا نميبازم ، پس قطعا فوق العاده اي

220
00:16:56,170 --> 00:16:59,895
فکر کنم عروست از همسرم درخواستي کرده

221
00:17:00,924 --> 00:17:02,041
عروس؟

222
00:17:03,870 --> 00:17:06,414
اوه ، اومد

223
00:18:11,010 --> 00:18:12,701
خوشگلم؟

224
00:18:15,370 --> 00:18:17,044
هابک

225
00:18:19,682 --> 00:18:21,198
خوشگلم؟

226
00:18:22,102 --> 00:18:23,239
آره

227
00:18:32,670 --> 00:18:37,493
اگه عکس بندازيم به مرور رنگاش پاک ميشه

228
00:18:39,052 --> 00:18:44,348
اما مداد هيچوقت پاک نميشه ، مهم نيست هر چقدرم زمان بگذره

229
00:18:45,964 --> 00:18:51,156
چهرت از هر عکس ديگه اي واضح تر ميمونه

230
00:18:52,370 --> 00:18:54,918
بخاطر همين فکر کردم يه نقاشي از جفتمون خوبه

231
00:18:54,918 --> 00:18:56,548
اينجوري رنگاش از بين نميره

232
00:19:02,494 --> 00:19:04,843
بايد اينورُ نگاه کنيد تا بتونم نقاشي بکشم

233
00:19:10,692 --> 00:19:12,285
داماد

234
00:19:18,816 --> 00:19:20,535
صبر کن

235
00:19:21,034 --> 00:19:23,581
اي خدا

236
00:19:24,432 --> 00:19:26,083
اينو يادم رفته بود

237
00:19:26,083 --> 00:19:29,779
شما دو تا دقيقا مثل نقاشي هستيد

238
00:19:37,969 --> 00:19:39,764
خيلي خُب

239
00:20:02,295 --> 00:20:04,264
خداي من

240
00:20:04,264 --> 00:20:07,451
اين واقعا عاليه

241
00:20:13,269 --> 00:20:15,215
خيلي نگران نباش

242
00:20:15,215 --> 00:20:17,817
هرچند بخاطر تو يکم اذيت شدم

243
00:20:17,817 --> 00:20:19,263
معذرت ميخوام

244
00:20:19,263 --> 00:20:21,506
زندگي همينجوريه ديگه ، نه ؟

245
00:20:21,506 --> 00:20:25,377
نگرانش نباش، اما چيزي هست که ميخوام بپرسم

246
00:20:25,377 --> 00:20:27,976
چيه؟ -
دنبال يکي ميگردم -

247
00:20:27,976 --> 00:20:31,823
و فکر ميکنم کسي باشه که تو بشناسيش

248
00:20:31,823 --> 00:20:33,227
دنبال کي ميگردي؟

249
00:20:33,227 --> 00:20:36,321
کسي که احتمالا نجاتت داده

250
00:20:36,321 --> 00:20:38,843
کسي که....نجاتم داده؟

251
00:20:39,931 --> 00:20:42,263
اون روز تاجم رو گم کردم

252
00:20:42,263 --> 00:20:46,346
چون مسيرم رو گم کرده بودم از اون رد پا رفتم

253
00:20:46,346 --> 00:20:48,881
بلاخره رسيدم به رد پاهاي تو

254
00:20:48,881 --> 00:20:52,007
<i>اينجوري بود که فهميدم مادرت شين مي جانگ</i>

255
00:20:52,007 --> 00:20:54,968
<i>وقتي که اطراف دروازه الهي سرگردون بودي اومد و بردت</i>

256
00:20:54,968 --> 00:20:57,843
<i>و يه نفر ديگم اونجا بود</i>

257
00:20:57,843 --> 00:20:59,766
بله ، درسته

258
00:20:59,766 --> 00:21:03,586
اونشب ، کلي بعد از اينکه تو رفتي

259
00:21:03,586 --> 00:21:05,491
يه مرد منو پيدا کرد

260
00:21:05,491 --> 00:21:07,739
منو رسوند بيمارستان و رفت

261
00:21:07,739 --> 00:21:11,248
از طريق سر نخ ها مشخصاتش رو پيدا کردم

262
00:21:11,248 --> 00:21:14,545
و اون همون کسي بود که تو اون روز ديديش

263
00:21:14,545 --> 00:21:17,545
خب چرا دنبالش ميگردي؟

264
00:21:18,013 --> 00:21:20,746
فکر ميکنم اون برش داشته

265
00:21:20,746 --> 00:21:23,912
اتفاقي نگفته بود که کجا ميره ؟

266
00:21:23,912 --> 00:21:26,499
گفت که ميخواد بره يکي رو ببينه

267
00:21:27,546 --> 00:21:30,643
وضعيت بحراني داشتم بخاطر همون و منو مادرم زودتر رفتيم

268
00:21:30,643 --> 00:21:35,960
اونطور که مادرم گفت اون تو راه قبر همسرش بود

269
00:21:35,960 --> 00:21:38,128
بعد از يک سال از خارج برگشته بود

270
00:21:38,128 --> 00:21:40,983
و خبر نداشت که همسرش فوت شده

271
00:21:40,983 --> 00:21:43,584
بعد از اون روز ديگه خبري ازش نداشتم

272
00:21:43,584 --> 00:21:46,646
مادرم هرکاري کرد که پيداش کنه اما فايده اي نداشت

273
00:21:46,646 --> 00:21:48,458
قبر همسرش

274
00:21:48,458 --> 00:21:51,708
اما....اون روز شنيدم که

275
00:21:51,708 --> 00:21:54,960
ميخواد بره يکي ديگه رو ببينه

276
00:21:54,960 --> 00:21:57,260
کي؟ -
دخترش -

277
00:21:57,260 --> 00:21:58,334
دخترش؟

278
00:21:59,690 --> 00:22:02,265
...اسم اون مرد يون بود

279
00:22:02,265 --> 00:22:03,403
آره

280
00:22:03,403 --> 00:22:05,488
مادرم گفته بود که اسمش يون سانگ جون ـه

281
00:22:06,727 --> 00:22:11,035
20ام دسامبر 2004 ، اونشب؟

282
00:22:11,035 --> 00:22:13,084
آره ، شب همون روز

283
00:22:13,084 --> 00:22:15,248
يادت نمياد کجا بودي؟

284
00:22:21,170 --> 00:22:23,584
آدما به سختي کاري که ديروزشون انجام دادنُ يادشون مياد

285
00:22:23,584 --> 00:22:25,345
چجوري ازش ميخواي همچين چيزي رو بعد اين همه وقت يادش باشه؟

286
00:22:25,345 --> 00:22:26,487
برو

287
00:22:26,487 --> 00:22:28,106
پس کجا بودي؟

288
00:22:28,106 --> 00:22:29,891
تو دفترخاطراتت يا همچين چيزي ننوشتي؟

289
00:22:29,891 --> 00:22:31,746
ميشه واسم دنبالش بگردي؟

290
00:22:37,032 --> 00:22:38,362
سعي داري چيکار کني؟

291
00:22:38,362 --> 00:22:40,429
گفتم برنگرد اينجا ، چرا اين چيزا رو ميپرسي؟

292
00:22:40,429 --> 00:22:42,576
همون روزيه که من گُم شدم

293
00:22:42,576 --> 00:22:45,433
اين چه ربطي به يون سو آه داره ؟

294
00:22:46,795 --> 00:22:50,567
احتمالا پدرش ، يون سانگ جون تاج منو برداشته

295
00:22:50,567 --> 00:22:51,567
چي؟

296
00:22:51,567 --> 00:22:55,323
تمام جاهايي که رفته بودم و گشتم و بعد چيزايي يادم اومد

297
00:22:55,323 --> 00:22:59,176
شماره تلفن مردي که منو برده بود بيمارستان

298
00:22:59,176 --> 00:23:02,583
افتادم دنبال شماره تلفنش ، اسم يون سانگ جون بود

299
00:23:02,583 --> 00:23:05,795
پدر خادممون ، يا به عبارتي ، خادمامون

300
00:23:12,870 --> 00:23:14,448
چخبره؟

301
00:23:16,326 --> 00:23:18,958
چرا اون مي خواست بدونه،من اون روز چکار کردم؟

302
00:23:28,070 --> 00:23:30,830
به همه سوال هام دراون لحظه جواب داده شد

303
00:23:30,830 --> 00:23:33,699
مطمئنم که اون ديدش،چون اون تاج خدمتگذاري بوده

304
00:23:33,699 --> 00:23:35,538
ادما شايد نتونن چيزهاي خدايي رو ببين

305
00:23:35,538 --> 00:23:38,477
اما يک خادم ميتونه تاج خدمتگذاري رو ببينه

306
00:23:38,477 --> 00:23:41,070
اون احتمالا براي اينکه فکر کرده اون براي منه برداشتش

307
00:23:41,070 --> 00:23:43,380
مطمئنم که اون قصد داشته به محض اينکه بهوش اومدم،اونو بهم برگردونه

308
00:23:43,380 --> 00:23:47,601
ولي ازاونجايي که من خودم اونو بهش ندادم،احتمالا اون از وجودش باخبر نبوده

309
00:23:47,601 --> 00:23:48,887
...اما

310
00:23:49,836 --> 00:23:52,300
اما تو چرا ميخواي بدوني،يون سوآه اون شب چکار کرده؟

311
00:23:52,300 --> 00:23:55,670
حتي اگه اونم متوجه نشده بوده،تاج خدمتگذاري حتما خادم رو شناخته

312
00:23:55,670 --> 00:23:57,349
ميفهمي چي ميگم؟

313
00:23:59,984 --> 00:24:05,316
اون شب،يون سونگ جون اون نيمه خدا رو قبل از اينکه من بشناسم،شناخته

314
00:24:05,316 --> 00:24:06,701
و اول اونو نجات داده

315
00:24:06,701 --> 00:24:12,652
و اون نيمه خدا گفت که يونگ سونگ جون گفته ميخواد بره دخترشو ببينه

316
00:24:14,359 --> 00:24:15,766
...تاج خدمتگذاري

317
00:24:16,810 --> 00:24:21,124
اين قدرت رو داره که مهم ترين ارزويِ خادم رو براورده کنه

318
00:24:21,124 --> 00:24:22,496
!دقيقا

319
00:24:22,496 --> 00:24:26,495
...مطمئنم که اون،در اون شب تاج رو با خلوص لمس کرده

320
00:24:26,495 --> 00:24:29,871
و تاجم ارزوشو براورده کرده و اونو برده پيش دخترش

321
00:24:29,871 --> 00:24:31,979
خيلي خوب پس

322
00:24:31,979 --> 00:24:33,938
اون شب،اون کجا بوده؟

323
00:24:38,170 --> 00:24:40,533
بابا،فقط يه بار به ديدم بيا

324
00:24:42,880 --> 00:24:45,025
اگه اين کارو بکني،من همه چيزو ميبخشم

325
00:24:57,670 --> 00:24:59,468
اقا خوش آمدين

326
00:25:01,054 --> 00:25:03,871
واو،به نظر ميرسه که اوضاعت بهتر شده

327
00:25:03,871 --> 00:25:05,942
خوب بگو ببينم چي شده؟

328
00:25:06,837 --> 00:25:10,181
تاجي که خدايان با خودشون حمل مي کنن دقيقا چيه؟

329
00:25:10,181 --> 00:25:13,225
اوه،منظورت تاج خدمتگذاريه

330
00:25:13,225 --> 00:25:15,208
چيزيه که براي بيدار کردن خادم خدايان استفاده ميشه

331
00:25:15,208 --> 00:25:17,315
و به اونا اطلاع ميده که خانواده اونها خادم خدا هستند

332
00:25:17,315 --> 00:25:21,506
اون يه چيز مخفيه و ادم هاي عادي قادر به ديدنش نيستن

333
00:25:21,506 --> 00:25:24,487
فقط اعضايِ خانواده خادمان خدا ميتونن اونو ببين

334
00:25:24,487 --> 00:25:26,021
اما چرا؟

335
00:25:26,670 --> 00:25:27,797
<font color=#FF80C0><i>دخترش</i></font>

336
00:25:27,797 --> 00:25:31,614
...اسم اون مرد يون-
بله-

337
00:25:31,614 --> 00:25:34,122
مادرم گفت اسم اون مرد يون سونگ جونه

338
00:25:44,969 --> 00:25:46,429
پس حق با من بود

339
00:25:46,429 --> 00:25:53,185
<font color=#FF80C0><i>[ممکنه اون با پدر ومادر اون ارتباط داشته باشه]</i></font>

340
00:25:56,370 --> 00:25:58,024
اينم از اين

341
00:26:08,468 --> 00:26:09,812
هابک

342
00:26:11,296 --> 00:26:12,788
پيداش کردم

343
00:26:26,073 --> 00:26:29,815
خوب اينم که انجام داديم...وشهربازي...اونم که رفتيم قبلا

344
00:26:29,815 --> 00:26:32,135
و بازي دستگاه شانسي...نه..نه..نه

345
00:26:32,135 --> 00:26:34,383
يونگ يونگ حسودي ميکنه اگه يه حيون ديگه بگيريم

346
00:26:34,383 --> 00:26:35,417
درسته؟

347
00:26:36,370 --> 00:26:39,768
و غذا خوردن از دکه هاي کنار خيابون

348
00:26:39,768 --> 00:26:41,939
غذا خوردن از دکه هاي کنار خيابون

349
00:26:42,685 --> 00:26:44,948
و استفاده از ماشين هاي کامپيوتري...اون خيلي اينو دوست داره

350
00:26:45,833 --> 00:26:48,762
اوه...و بايد ازش بخوام برام گل بخره

351
00:26:49,810 --> 00:26:53,591
مطمئنم که دوست داره و برام يکي ميخره ولي اگه دوست نداشت چي؟

352
00:26:54,036 --> 00:26:55,757
بستني يخي خوردن باهم

353
00:26:55,757 --> 00:26:57,506
چرت زدن کنار رودخانه هان

354
00:26:57,506 --> 00:26:59,368
بايد براي نشستن اونجا زيراندازم بردارم

355
00:26:59,368 --> 00:27:02,535
با يک هدفون گوش دادن به موسيقي

356
00:27:03,602 --> 00:27:06,246
واي،چقدر کارداريم که بايد انجام بديم

357
00:27:07,570 --> 00:27:09,351
کاش يکمشو زودتر انجام داده بوديم

358
00:27:10,787 --> 00:27:12,080
يون سو آه

359
00:27:12,080 --> 00:27:16,661
اوه،بيا عجله کنيم..کلي کار براي انجام داريم

360
00:27:16,661 --> 00:27:19,987
و اينکه حق با تو بود

361
00:27:19,987 --> 00:27:22,735
من ميخوام شروع کنم دنبال پدرم بگردم

362
00:27:23,564 --> 00:27:26,854
اينجوري نيست که من هجده سالم باشه و نابالغ باشم

363
00:27:27,882 --> 00:27:30,317
مطمئنم که ميتونم پيداش کنم و مجبورش ميکنم ازم معذرت بخواد

364
00:27:30,317 --> 00:27:32,432
از اين به بعد شجاع تر زندگي مي کنم

365
00:27:33,133 --> 00:27:34,285
يون سوآه

366
00:27:35,085 --> 00:27:36,959
من بايد يه مدت برم يه جايي

367
00:27:36,959 --> 00:27:38,099
چي؟

368
00:27:38,099 --> 00:27:40,046
قراره کجا بري؟

369
00:27:41,267 --> 00:27:42,871
ما خيلي وقت نداريم

370
00:27:43,479 --> 00:27:45,181
تا جايي که بشه سريع ميام

371
00:27:45,181 --> 00:27:48,468
خيلي خوب،منم تو اين مدت حسابي خودمُ خوشگل ميکنم

372
00:28:00,370 --> 00:28:02,312
بايد براي عشقم خوشگلتر بشم

373
00:28:03,070 --> 00:28:04,621
چک شد

374
00:28:07,268 --> 00:28:08,737
بايد اينو بي خيال بشم

375
00:28:11,268 --> 00:28:17,544
<font color=#FF80C0><i>اما اون شب من شنيدم که ميگفت بايد بره يه نفرو ببينه</i></font>

376
00:28:17,544 --> 00:28:18,852
<font color=#FF80C0><i>دخترش</i></font>

377
00:28:19,175 --> 00:28:23,207
بنا به دليلي نميتونم نظر پدرمو دراين مورد بدونم

378
00:28:23,207 --> 00:28:24,951
...و درمورد مادرم هم

379
00:28:27,086 --> 00:28:29,264
مادرم فوت کرده

380
00:28:29,264 --> 00:28:31,563
براي همين قطعا نميتونم نظرشو بپرسم

381
00:28:42,834 --> 00:28:45,666
<font color=#FF80C0><i>همينجوري ميپرسم</i></font>

382
00:28:45,666 --> 00:28:48,208
...اما حتي اگه فهميدي يون سونگ جون کيه

383
00:28:48,208 --> 00:28:50,201
هيچ کاري نکن

384
00:28:51,083 --> 00:28:54,285
يه نفر ديگه هست که مقدر شده اين کارو انجام بده

385
00:28:55,206 --> 00:28:59,034
در اين دوره زندگي چيزي براي تو اماده نشده

386
00:29:05,844 --> 00:29:07,043
يون سوآه

387
00:29:07,043 --> 00:29:08,583
بله رئيس شين؟

388
00:29:08,583 --> 00:29:10,573
ميخوام همين الان ببينمتون

389
00:29:10,573 --> 00:29:11,775
چي؟

390
00:29:11,775 --> 00:29:13,131
<font color=#FF80C0><i>خيلي طول نميکشه</i></font>

391
00:29:15,053 --> 00:29:16,583
اوه

392
00:29:16,583 --> 00:29:21,336
اونجا...يون سونگ جون اونجاست

393
00:29:22,523 --> 00:29:23,541
وتاج منم اونجاست

394
00:29:23,541 --> 00:29:26,834
تو گفتي که اون دختر پريده تو آب و زنده مونده،درسته؟

395
00:29:26,834 --> 00:29:29,216
احتمالا بخاطر پدرش بوده

396
00:29:30,371 --> 00:29:32,158
<i>تا حالا به اين فکر افتادي که دنبالش بگردي؟</i>

397
00:29:32,158 --> 00:29:33,677
نه

398
00:29:33,677 --> 00:29:36,848
اگه دنبالش بگردم و بفهمم تمام مدت تو کره بوده چي؟

399
00:29:38,581 --> 00:29:41,804
...تو کره بوده ولي نيومده منُ ببينه

400
00:29:43,660 --> 00:29:45,517
بعدش بايد چکار کنم؟

401
00:29:45,517 --> 00:29:46,814
حالا چي؟

402
00:29:49,958 --> 00:29:52,079
...اين واقعا ارزويِ توئه

403
00:29:52,079 --> 00:29:55,610
که پدرتُ ببيني و هرچي بخواي بهش بگي؟

404
00:30:01,523 --> 00:30:02,898
فکر کنم اره

405
00:30:10,468 --> 00:30:11,787
...من

406
00:30:13,134 --> 00:30:14,821
ميارمش بيرون

407
00:30:51,737 --> 00:30:53,648
براي چي ميخواستين منُ ببينيد؟

408
00:30:55,268 --> 00:30:57,216
...فکر ميکنم امروز اخرين روز

409
00:30:58,475 --> 00:31:00,348
جلسات درماني ما باشه

410
00:31:00,348 --> 00:31:01,348
چي؟

411
00:31:01,348 --> 00:31:05,008
...بعد ازاينکه من حقيقت رو درمورد گذشته ام به شما گفتم

412
00:31:07,268 --> 00:31:08,632
<font color=#FF80C0><i>...اون شب</i></font>

413
00:31:10,370 --> 00:31:12,687
<font color=#FF80C0><i>من يک نور ديدم و به سمتش دويدم</i></font>

414
00:31:25,994 --> 00:31:27,093
خوبي؟

415
00:31:36,538 --> 00:31:39,198
چيزي نيست...مشکلي نيست

416
00:31:40,233 --> 00:31:43,351
اروم باش...حالت خوب ميشه

417
00:31:43,351 --> 00:31:48,074
<font color=#FF80C0><i>اون موقع بود که فهميدم گرمايِ بدن يه انسان چه جوريه</i></font>

418
00:31:48,801 --> 00:31:51,445
و جمله"چيزي نيست"اون مرد

419
00:31:52,910 --> 00:31:55,275
قدرت زيادي داشت

420
00:31:57,420 --> 00:31:59,467
اون شب بود که من اولين بار اين جمله رو ياد گرفتم

421
00:32:00,727 --> 00:32:02,931
فکر ميکنم شانس اوردم

422
00:32:03,660 --> 00:32:07,686
...اگه اولين ادمي که اون شب ملاقات کردم اون مرد نبود

423
00:32:09,863 --> 00:32:13,237
اگه اون ادمي که ميديدم منُ بغل نمي کرد

424
00:32:13,237 --> 00:32:16,956
"و بهم نميگفت که"چيزي نيست

425
00:32:19,987 --> 00:32:21,791
نميدونم الان چه جوري ميشدم

426
00:32:26,773 --> 00:32:29,543
تا الان من سه تا ادم مثل اون ديدم

427
00:32:29,965 --> 00:32:33,843
...اون مرد،مادرم که منُ به فرزندي قبول کرد و

428
00:32:35,880 --> 00:32:37,333
تو،يون سوآه

429
00:32:39,468 --> 00:32:43,727
ميشه باهات دست بدم تا اينجوري قدردانيم رو نشون بدم؟

430
00:33:24,070 --> 00:33:25,601
برگشتي؟

431
00:33:25,601 --> 00:33:27,786
اينو زدم اينجا

432
00:33:28,516 --> 00:33:30,176
بيرون بارون مياد؟

433
00:33:37,670 --> 00:33:39,335
چي شده؟

434
00:33:39,335 --> 00:33:41,901
قيافت شبيه کسيه که ميخواد گريه کنه

435
00:33:46,560 --> 00:33:49,349
چي شده؟

436
00:33:52,146 --> 00:33:53,822
چي شده؟

437
00:33:53,822 --> 00:33:56,906
باز دوستات بهت گفتن که بهت پول نميدن؟

438
00:33:59,738 --> 00:34:01,781
من بهش احتياجي ندارم

439
00:34:06,056 --> 00:34:07,891
...من

440
00:34:09,195 --> 00:34:10,860
پدرتُ پيدا کردم

441
00:34:25,026 --> 00:34:26,833
...من

442
00:34:28,769 --> 00:34:30,863
پدرتُ پيدا کردم

443
00:34:34,269 --> 00:34:36,903
کجا؟اون الان کجاست؟

444
00:34:39,932 --> 00:34:41,128
ها؟

445
00:34:42,713 --> 00:34:44,155
اون کجاست؟

446
00:34:47,133 --> 00:34:48,988
...ته رودخانه اي

447
00:34:51,266 --> 00:34:53,934
که تو اون روز افتادي توش

448
00:34:55,999 --> 00:34:58,177
چي؟

449
00:35:01,320 --> 00:35:03,481
منظورت از اين حرفا چيه؟

450
00:35:03,481 --> 00:35:06,233
چي...چي داري ميگي؟

451
00:35:08,436 --> 00:35:09,976
...اون روز

452
00:35:11,070 --> 00:35:14,380
روزي بود که پدرت برگشته بود به کره

453
00:35:14,380 --> 00:35:18,104
داشت ميرفت سرخاک مادرت وقتي فهميد چه بلايي سرش اومده

454
00:35:18,104 --> 00:35:21,470
وقتي تاج جودونگ رو برداشت

455
00:35:21,470 --> 00:35:23,287
...يه تاج خدمتگذاري

456
00:35:24,863 --> 00:35:28,106
قدرت اينو داره که ارزويِ خادم رو براورده کنه

457
00:35:30,307 --> 00:35:32,729
...و اون شب احتمالا پدرت آرزو کرده

458
00:35:33,566 --> 00:35:36,095
که بياد تو رو ببينه

459
00:35:50,269 --> 00:35:51,867
...در اون شب

460
00:35:52,874 --> 00:35:56,208
...درست قبل از اينکه تو بخواي خودتُ بندازي تو رودخونه

461
00:35:58,637 --> 00:36:01,351
پدرت به خاطر قدرت تاج به اونجا کشيده شده

462
00:36:02,735 --> 00:36:04,405
و به اونجا منتقل شده

463
00:36:06,226 --> 00:36:08,070
نه

464
00:36:10,568 --> 00:36:11,979
...اون حتما ديده که تو

465
00:36:13,083 --> 00:36:15,474
پريدي تو آب

466
00:36:19,670 --> 00:36:21,289
نه

467
00:36:22,269 --> 00:36:23,537
نه

468
00:36:47,686 --> 00:36:50,610
سوآه،سوآه

469
00:36:52,901 --> 00:36:55,414
سوآه..نه

470
00:36:55,414 --> 00:36:57,070
!سوآه

471
00:36:57,070 --> 00:37:00,927
<font color=#FF80C0><i>[ممکنه رابطه اي با بچه يکي داشته باشه]</i></font>

472
00:37:01,423 --> 00:37:04,291
<font color=#FF80C0><i>[يا باپدرومادر يکي]</i></font>

473
00:39:42,869 --> 00:39:45,023
...پدرم

474
00:39:48,369 --> 00:39:50,378
نميتونست شنا کنه

475
00:39:55,769 --> 00:39:57,155
...اون نميتونسته شنا کنه ولي

476
00:40:06,005 --> 00:40:07,195
چرا؟

477
00:40:08,470 --> 00:40:09,963
چرا؟

478
00:40:09,963 --> 00:40:12,858
چرا اون اين کارو با من کرد؟چرا؟

479
00:40:14,180 --> 00:40:15,992
!بابا

480
00:40:17,032 --> 00:40:19,938
!بابا!بابا

481
00:40:21,400 --> 00:40:25,057
بابا..لطفا ازاونجا بيا بيرون..بابا

482
00:40:26,092 --> 00:40:27,903
!بابا

483
00:40:37,670 --> 00:40:39,432
خواهش مي کنم پدرمُ نجات بده

484
00:40:40,436 --> 00:40:43,195
!اصلا مگه همچين چيزي امکان داره

485
00:40:43,195 --> 00:40:44,617
...بابام

486
00:40:44,617 --> 00:40:47,816
بابام نبايد اينجوري بميره

487
00:40:53,626 --> 00:40:54,970
هابک

488
00:40:55,999 --> 00:40:57,396
نجاتش بده

489
00:40:58,137 --> 00:41:00,037
!تو به هرحال خدايي

490
00:41:01,546 --> 00:41:03,789
!لطفا،بابامُ نجات بده

491
00:41:05,970 --> 00:41:08,046
...من نميتونم

492
00:41:10,233 --> 00:41:11,876
مرده ها رو زنده کنم

493
00:41:12,769 --> 00:41:15,242
...من حتي نميدونستم اون چکار کرده

494
00:41:17,445 --> 00:41:19,996
و فکر ميکردم که خودم نجات پيدا کردم

495
00:41:21,936 --> 00:41:24,697
!خيلي براي پدرم متاسفم

496
00:41:28,747 --> 00:41:30,258
...بخاطر من،اون

497
00:41:30,851 --> 00:41:33,092
اينجوري نيست-
!همش تقصير منه-

498
00:41:34,483 --> 00:41:36,046
!همش تقصير منه

499
00:41:36,046 --> 00:41:37,670
...من

500
00:41:38,389 --> 00:41:41,644
بابامُ کشتم-
نه-

501
00:41:41,644 --> 00:41:44,385
!من کشتمش

502
00:41:44,385 --> 00:41:46,298
...بعد از اينکه اين کارو کردم

503
00:41:47,838 --> 00:41:52,829
ازش براي مدت طولاني عصباني و متنفر بودم

504
00:41:52,829 --> 00:41:56,005
من بابامُ کشتم...من اين کارو کردم

505
00:41:58,840 --> 00:42:00,298
نه،تو اين کارو نکردي

506
00:42:01,936 --> 00:42:04,122
براي همين اون هيچوقت نيومد

507
00:42:06,380 --> 00:42:08,313
اون نميخواست منُ ببينه

508
00:42:08,313 --> 00:42:11,305
نه،اينجوري نيست،يون سوآه

509
00:42:12,014 --> 00:42:13,568
اين حقيقت نداره

510
00:42:16,918 --> 00:42:18,709
من بايد برم

511
00:42:18,709 --> 00:42:21,162
بابا منتظرمه

512
00:42:21,162 --> 00:42:24,059
من برميگردونمش-
نميتوني-

513
00:42:24,059 --> 00:42:26,867
ولم کن...ميتونم اين کارو بکنم

514
00:42:26,867 --> 00:42:29,204
من قبلا شناگر خوبي بودم

515
00:42:29,204 --> 00:42:33,619
و بابام اينو ميدونست براي همين منتظر من بود

516
00:42:33,619 --> 00:42:36,769
نه-
...ولم کن-

517
00:42:38,126 --> 00:42:41,655
نه،نه،نه...خواهش ميکنم

518
00:43:02,842 --> 00:43:03,963
اون حرکت نميکنه؟

519
00:43:03,963 --> 00:43:07,358
اون تکون نميخوره...هرچي هابک تلاش کرد نشد

520
00:43:07,358 --> 00:43:10,427
اما اون تو خدايِ ابه،براي همين مشکلي براي بدن پيش نمياد

521
00:43:10,427 --> 00:43:13,932
اون ميترسيد اگه بخواد تاج رو جدا کنه،جسد از هم بپاشه براي همين دستش نزد

522
00:43:14,563 --> 00:43:16,642
پس خانم نواده چي ميشه؟

523
00:43:16,642 --> 00:43:19,238
اما چرا تکون نميخوره؟-
...هيچکس-

524
00:43:19,238 --> 00:43:21,499
اينو نميدونه

525
00:44:08,543 --> 00:44:11,057
<i>يه خدا چيه؟</i>

526
00:44:11,568 --> 00:44:15,943
اونها از همه برتر و والا ترند و ميتونن بزرگترين ارزويِ مارو برآورده کنن

527
00:44:18,798 --> 00:44:21,485
!اين خدايِ واقعيه

528
00:44:24,912 --> 00:44:26,398
<i>...آرزويِ تو</i>

529
00:44:26,925 --> 00:44:30,675
اينکه پدرتُ ببيني و هرچي ميخواي بهش بگي؟

530
00:44:31,420 --> 00:44:34,284
معذرت ميخوام که نتونستم قبل رفتنم آرزوتُ برآورده کنم

531
00:44:36,700 --> 00:44:38,548
...من يه خدام

532
00:44:40,838 --> 00:44:44,432
اما با اين وجود قدرت انجام اين کارو ندارم..معذرت ميخوام

533
00:46:30,675 --> 00:46:32,432
ارباب هابک

534
00:46:43,805 --> 00:46:46,905
يون سوآه خوبه؟-
نه واقعا-

535
00:46:46,905 --> 00:46:50,974
من و مورا هم سعي کرديم بريم داخل ولي نتونستيم

536
00:46:50,974 --> 00:46:55,912
پس بايد چکار کنيم؟خانم نواده منتظر پدرشه

537
00:46:55,912 --> 00:47:00,534
اون گفت..اون گفت که خودش ميخواد بره

538
00:47:02,793 --> 00:47:06,171
براي يون سوآه خيلي عميقه...نميشه

539
00:47:06,171 --> 00:47:09,095
اما نميتونيم همينجوري ولش کنيم-
چرا نشه؟-

540
00:47:12,833 --> 00:47:16,217
هيچ کاري نکن...هيچ کاري

541
00:47:16,217 --> 00:47:18,537
مثل قبل-
مورا-

542
00:47:18,537 --> 00:47:21,532
فکر ميکني نميدونم که ميخواي چه کار احمقانه اي بکني؟

543
00:47:21,532 --> 00:47:23,159
من مورام

544
00:47:23,159 --> 00:47:27,659
من،2800ساله که ميتونم بفهمم تو ذهنت چي ميگذره

545
00:47:27,659 --> 00:47:32,240
حتي ميتونم هرحرکتي که ميکني روحدس بزنم

546
00:47:32,240 --> 00:47:34,037
مورا-
چي داري ميگي؟-

547
00:47:34,037 --> 00:47:38,055
...قدرتي که براي برگشتن بهش احتياج داري...اون قدرت

548
00:47:39,086 --> 00:47:41,374
رو ميخواي براي اون زن استفاده کني

549
00:47:41,374 --> 00:47:43,322
اين تصميميه که گرفتي

550
00:47:45,914 --> 00:47:47,822
واقعا؟-
ارباب هابک-

551
00:47:47,822 --> 00:47:51,514
...اما...شما نميتونيد اين کارو بکنيد...اما

552
00:47:51,514 --> 00:47:55,298
اگه نتوني برگردي،نميتوني پادشاه بشي

553
00:47:56,298 --> 00:47:58,688
...و اگه نتوني پادشاه بشي

554
00:47:58,688 --> 00:48:00,644
...اگه نتوني پادشاه بشي

555
00:48:00,644 --> 00:48:02,141
!از بين ميره

556
00:48:03,722 --> 00:48:05,813
تو خودتم اينُ ميدوني

557
00:48:10,378 --> 00:48:13,476
حتي نميتونم بخاطر فکر کردن به اين موضوع هم تو رو ببخشم..حق نداري اين کارو بکني

558
00:48:13,476 --> 00:48:15,438
هابک..نه-
اين کارو نکنيد..ارباب هابک-

559
00:48:15,438 --> 00:48:16,963
نه،هابک

560
00:48:27,530 --> 00:48:30,568
من يه قول دادم-
مزخرف نگو-

561
00:48:30,568 --> 00:48:32,979
هرچي که باشه يعني مهم تر از زنده موندته؟

562
00:48:32,979 --> 00:48:35,947
گفتم که وظيفه يک خداست که از اون مراقبت کنه

563
00:48:40,860 --> 00:48:43,684
...حتي اگه نتونم يک زنُ نجات بدم

564
00:48:47,590 --> 00:48:49,427
چطور ميتونم به خودم بگم خدا؟

565
00:48:49,427 --> 00:48:53,501
همش چرته...تو واقعا فکر ميکني اون زن ميخواد که تو اين کارو بکني؟

566
00:48:54,151 --> 00:48:56,831
اگه نابود بشي از حافظه تمام ادما پاک ميشي

567
00:48:56,831 --> 00:48:59,327
اون زن حتي تو رو به يادم نمياره

568
00:48:59,327 --> 00:49:01,959
حتي نميفهمه که خدايي مثل تو وجود داشته

569
00:49:11,450 --> 00:49:15,130
چي داري ميگي؟

570
00:49:41,456 --> 00:49:42,528
گوش کن ببين چي ميگم

571
00:49:42,528 --> 00:49:45,717
نه گوش نميکنم

572
00:49:46,883 --> 00:49:48,943
هيچي نگو

573
00:49:50,376 --> 00:49:51,773
...چطور

574
00:49:52,813 --> 00:49:55,789
چطور ميتوني به همچين چيزي فکر کني؟

575
00:49:55,789 --> 00:49:58,876
چطور ميتوني همچين ايده بي رحمانه اي رو بدي؟

576
00:50:00,396 --> 00:50:02,164
قراره بميري؟

577
00:50:03,771 --> 00:50:07,193
قراره از خاطرات من ناپديد بشي؟

578
00:50:08,499 --> 00:50:11,418
من حتي تورو به يادم نميارم؟

579
00:50:13,253 --> 00:50:14,664
...اين

580
00:50:17,023 --> 00:50:18,521
گوش کن ببين چي ميگم

581
00:50:23,264 --> 00:50:25,302
اين بخاطر اينکه من کاري براي تو نکردم

582
00:50:26,162 --> 00:50:28,490
!من خدايِ توام

583
00:50:28,490 --> 00:50:32,988
تو بودي که ميگفتي،يه خدا بايد بتونه بزرگترين آرزويِ ادمو برآورده کنه

584
00:50:34,787 --> 00:50:37,617
پس به من اين فرصت رو بده

585
00:50:37,617 --> 00:50:40,003
من هيچوقت اينو نگفتم

586
00:50:42,554 --> 00:50:45,235
من هيچ آرزويي ندارم

587
00:50:48,869 --> 00:50:51,240
..و...و

588
00:50:52,356 --> 00:50:54,990
من گفتم که ازت محافظت ميکنم

589
00:50:55,795 --> 00:50:59,673
من هيچوقت ازت نخواستم که زندگيتو براي محافظت از من فدا کني

590
00:51:01,316 --> 00:51:04,459
چرا انقدر خودخواهي؟

591
00:51:15,700 --> 00:51:17,613
حالا بايد چکار کنيم؟

592
00:51:17,613 --> 00:51:19,842
چکار کنيم؟بيا بفرستيمش بره

593
00:51:19,842 --> 00:51:21,972
راهي هست که بشه بزور برش گردوند؟

594
00:51:22,686 --> 00:51:24,561
پس چکار کنيم؟

595
00:51:25,284 --> 00:51:27,385
اون ممکنه واقعا اين کارو بکنه

596
00:51:28,180 --> 00:51:30,608
!ببنديمش...بياين ببنديمش

597
00:51:30,608 --> 00:51:33,249
نه،ما نميتونيم اونو مجبور کنيم کاري بکنه

598
00:51:33,249 --> 00:51:37,072
پس از قدرت رويِ اون زن استفاده کن..به عنوان دوستش ازش محافظت کن

599
00:51:37,072 --> 00:51:40,802
...چرا يه جوري رفتار ميکني که انگار چيزي نميدوني..خودت بهتر ميدوني که

600
00:51:40,802 --> 00:51:44,070
ما قدرتي در اين مورد نداريم-
پس بايد چکارکنيم؟

601
00:51:45,459 --> 00:51:49,148
همش به خاطر توئه؛ چرا دخالت کردي؟

602
00:51:49,148 --> 00:51:52,695
اگه هابک بميره؛ با همين دستام ميکُشمت

603
00:52:06,026 --> 00:52:11,092
آخرين دفعه؛ مورا بهت گفت که اگه هابک پادشاه نشه؛ هيچي نيس

604
00:52:13,436 --> 00:52:17,651
هابک به عنوان پادشاه به دنيا اومده چون اين سرنوشتشه

605
00:52:17,651 --> 00:52:20,289
اگه هابک پادشاه نشه؛ دليلي براي وجودش نيس

606
00:52:20,289 --> 00:52:23,269
و اگه دليلي براي وجودش نباشه؛ نيست ميشه

607
00:52:23,269 --> 00:52:25,142
اين قانون طبيعته

608
00:52:26,458 --> 00:52:29,052
براي همين شماها نمي تونيد تموم خدايان رو به ياد بيارين

609
00:52:29,052 --> 00:52:32,340
که در گذشته وجود داشتن

610
00:52:32,340 --> 00:52:35,434
پس اين کارو براي هابک بکن

611
00:52:36,334 --> 00:52:38,039
.. بهش بگو

612
00:52:39,780 --> 00:52:41,925
که پدرت رو همين جا ميذاري

613
00:52:42,523 --> 00:52:44,608
که ديگه دنبالش نمي گردي

614
00:52:46,590 --> 00:52:50,691
اين طوري هردوتون مي تونيد زنده بمونيد

615
00:53:00,688 --> 00:53:05,914
<font color=#FF8080><i>بي ريوم گفت که خانم نواده تصميم گرفته بي خيال بشه</i></font>

616
00:53:39,409 --> 00:53:41,028
يون سو آه

617
00:53:53,628 --> 00:53:55,575
تو درست مي گفتي

618
00:53:55,575 --> 00:54:00,079
من فقط به خودم فکر مي کردم؛ چون مي ترسيدم تو رو از دست بدم

619
00:54:00,079 --> 00:54:04,461
بهت گفتم که اجازه ميدم بدون خاطراتم زندگي کني

620
00:54:06,209 --> 00:54:08,429
ولي فراموشش کردم

621
00:54:10,385 --> 00:54:11,952
... براي همين

622
00:54:13,300 --> 00:54:15,871
ازت مي خوام بهم قولي بدي

623
00:54:17,273 --> 00:54:19,421
.. که تو

624
00:54:20,450 --> 00:54:22,416
براي زندگيت ارزش قائل ميشي

625
00:54:26,847 --> 00:54:29,059
.. که اين کارو حتي

626
00:54:30,539 --> 00:54:32,503
بعد از رفتنم انجام ميدي

627
00:54:35,930 --> 00:54:38,396
.... پدرت

628
00:54:38,396 --> 00:54:40,934
پايين اينجا در آرامشه

629
00:54:43,349 --> 00:54:45,452
من مراقبش هستم

630
00:54:47,151 --> 00:54:48,708
... فراموش کردي

631
00:54:50,409 --> 00:54:55,487
که من خداي آبم و پادشاه کشور آب؟

632
00:55:11,988 --> 00:55:16,470
بيا بريم .. و پدرت رو ببين

633
00:55:29,231 --> 00:55:30,751
... متاسفم

634
00:55:31,880 --> 00:55:33,657
بابا

635
00:55:37,505 --> 00:55:39,231
متاسفم

636
00:55:45,220 --> 00:55:47,275
بابا ؛ متاسفم

637
00:55:51,398 --> 00:55:52,956
چي؟

638
00:56:06,963 --> 00:56:08,651
اونا کجا رفتن؟

639
00:56:09,601 --> 00:56:11,409
چرا اينجا اينقدر ساکته؟

640
00:56:19,188 --> 00:56:21,012
نگران هيچي نباش

641
00:56:26,670 --> 00:56:29,488
نگران هيچي نباش و برگرد

642
00:56:30,200 --> 00:56:32,780
در هر صورت اين از اول برنامه مون بود

643
00:56:33,615 --> 00:56:37,586
بيا کاري رو برنامه داشتيم انجام بديم؛ اول کجا بريم؟

644
00:56:54,193 --> 00:56:55,847
دوستت دارم

645
00:57:43,088 --> 00:57:45,188
تو الان چيکار کردي؟

646
00:57:45,188 --> 00:57:47,691
اين يه موهبت الهي ئه

647
00:57:47,691 --> 00:57:51,822
! نه -
تو بايد زندگي کني -

648
00:57:53,400 --> 00:57:56,208
ديگه هيچ بدشانسي رو تجربه نمي کني

649
00:57:57,461 --> 00:58:00,510
و زندگي با خير و برکتي خواهي داشت

650
00:58:01,258 --> 00:58:02,813
! نه

651
00:58:04,293 --> 00:58:05,959
.. پس

652
00:58:09,630 --> 00:58:12,113
... مردي رو ببين که عاشقت باشه

653
00:58:15,322 --> 00:58:17,836
و تا آخر عمرت با شادي زندگي کن

654
00:58:19,050 --> 00:58:20,550
خوشحال

655
00:58:22,166 --> 00:58:24,854
اين چيزي بود که بيشتر از همه مي خواستي

656
00:58:26,476 --> 00:58:28,809
... نه ؛ اين کارو نکن

657
00:58:30,845 --> 00:58:33,472
تموم مدت اين نقشه ات بود؟

658
00:58:34,798 --> 00:58:38,240
منو آوردي اينجا و بهم کلک زدي؟

659
00:58:39,865 --> 00:58:41,809
نمي تونم همين جوري اينجا رهات کنم

660
00:58:42,845 --> 00:58:45,561
مي خوام قبل از رفتنم مطمئن بشم

661
00:58:45,561 --> 00:58:48,193
که ميري و پدرت رو ملاقات مي کني

662
00:58:48,193 --> 00:58:50,534
چطور مي تونم با اين که مي دونم برم؟

663
00:58:51,385 --> 00:58:55,249
! مي تونم اين کارو بکنم! مي تونم

664
00:58:55,972 --> 00:58:58,249
اين چيه؟ حالا چيکار کنيم؟

665
00:58:58,249 --> 00:59:02,345
چطور يکي مي تونه اينقدر احمق باشه؟ چيکار کنيم؟

666
00:59:03,175 --> 00:59:05,197
حالا چيکار کنيم؟

667
00:59:05,197 --> 00:59:08,923
بذار بهت بگم که بايد الان چيکار کنيم
خودت رو جمع و جور کن

668
00:59:10,432 --> 00:59:13,363
برو و همين الان پدرت رو ببين

669
00:59:13,363 --> 00:59:15,938
نه ؛ نمي خوام

670
00:59:15,938 --> 00:59:20,063
زود باش برو؛ پدرت منتظرته

671
00:59:21,782 --> 00:59:23,066
عجله کن

672
00:59:24,662 --> 00:59:26,072
يون سو آه

673
00:59:27,414 --> 00:59:28,869
برو

674
00:59:30,447 --> 00:59:32,394
... بذار هر کاري از دستم برمياد انجام بدم

675
00:59:34,217 --> 00:59:36,601
وقتي که هنوز اينجام

676
00:59:51,186 --> 00:59:54,438
امکان نداره؛ امکان نداره

677
00:59:54,438 --> 00:59:56,646
هابک؛ چطور تونستي اين کارو با ما بکني؟

678
00:59:56,646 --> 00:59:57,916
هابک

679
01:00:03,383 --> 01:00:04,838
برو

680
01:00:05,880 --> 01:00:08,552
پدرت منتظرته -
! هابک -

681
01:00:09,443 --> 01:00:12,566
تنهاشون بذار که اونا بتونن کاري رو که به خاطرش اينجان انجام بدن

682
01:00:15,711 --> 01:00:17,159
چيکار کنيم؟

683
01:00:22,778 --> 01:00:24,155
برو

684
01:00:25,793 --> 01:00:27,485
پدرت منتظرته

685
01:01:44,059 --> 01:01:45,691
<font color=#FF8080><i>بابا</i></font>

686
01:02:00,387 --> 01:02:02,164
<font color=#FF8080><i>بابا</i></font>

687
01:02:03,115 --> 01:02:04,851
<font color=#FF8080><i>بابا</i></font>

688
01:02:08,441 --> 01:02:11,840
<font color=#FF8080><i>چرا اينجا تنهايي؟</i></font>

689
01:02:11,840 --> 01:02:14,005
<font color=#FF8080><i>چقدر بايد ترسيده باشي</i></font>

690
01:02:15,269 --> 01:02:19,847
<font color=#FF8080><i>حتما خيلي سردت بوده و ترسيدي</i></font>

691
01:02:21,845 --> 01:02:24,255
<font color=#FF8080><i>بايد زودتر از اين بهم خبر ميدادي</i></font>

692
01:02:39,003 --> 01:02:42,842
<font color=#FF8080><i>! بابا ؛ بيا بريم خونه</i></font>

693
01:02:45,115 --> 01:02:46,724
<font color=#FF8080><i>بيا بريم خونه</i></font>

694
01:03:56,389 --> 01:04:01,438
<font color=#008000><i>[يون سونگ جون- 1957 تا 2004 ]</i></font>

695
01:04:04,646 --> 01:04:07,184
بابا ؛ يکم ديگه صبر کن

696
01:04:07,789 --> 01:04:10,724
به زودي مامان رو هم ميارم اينجا

697
01:04:52,501 --> 01:04:54,327
... من

698
01:04:55,880 --> 01:04:58,260
هيچ وقت نمي بخشمت

699
01:04:58,260 --> 01:05:00,126
ميدونم

700
01:05:00,126 --> 01:05:05,534
ازت متنفرم ... و تحسينت مي کنم

701
01:05:07,653 --> 01:05:09,113
ميدونم

702
01:05:10,854 --> 01:05:12,932
... حسرت مي خورم

703
01:05:15,816 --> 01:05:18,164
که ملاقاتت کردم

704
01:05:19,793 --> 01:05:21,188
مي دونم

705
01:05:26,434 --> 01:05:28,450
... ولي قبل از اين اتفاقات

706
01:05:31,305 --> 01:05:33,445
مي خوام همه چي رو درست کنم

707
01:05:45,392 --> 01:05:46,825
... من

708
01:05:48,360 --> 01:05:51,247
مي خوام همه چي رو برگردونم به جاي اولش

709
01:05:51,889 --> 01:05:53,465
منظورت چيه؟

710
01:05:56,360 --> 01:05:58,333
فکر کردم که تعجب مي کني

711
01:05:59,110 --> 01:06:01,271
ولي فکر کردم به قدر کافي باهوش هستي که بفهمي

712
01:06:05,081 --> 01:06:08,588
ولي فکر نکن که من به خاطر داشتن اين فکر مي بخشمت

713
01:06:08,588 --> 01:06:09,909
اين چيه؟

714
01:06:09,909 --> 01:06:12,242
خانم نواده يه راه حلي پيدا کرده

715
01:06:12,242 --> 01:06:15,675
اون تاجي که توي کُت يون سانگ جون پيدا کرد

716
01:06:16,802 --> 01:06:22,276
اون تاج خادم ها توانايي برآورده کردن يه آرزو رو داره

717
01:06:23,209 --> 01:06:27,157
مي خوام اين کارو بکنم که تو بتوني برگردي

718
01:06:27,157 --> 01:06:29,097
يون سو آه -
زود باش -

719
01:06:29,097 --> 01:06:32,452
مي خوام جفت تون رو نابود کنم؛ ولي جلوي خودمو مي گيرم

720
01:06:32,452 --> 01:06:36,251
قبل از اين که مو را کاري بکنه عجله کن

721
01:06:46,796 --> 01:06:48,371
دستت؟

722
01:07:02,807 --> 01:07:04,342
... حالا

723
01:07:05,238 --> 01:07:08,965
همه چيز به حالت طبيعي برمي گرده

724
01:07:16,445 --> 01:07:20,217
... يه موهبت الهي -
! همگي اينجاييد -

725
01:07:22,990 --> 01:07:25,305
چ ... چي؟

726
01:07:25,305 --> 01:07:26,822
کاهن اعظم؟

727
01:07:29,800 --> 01:07:30,865
چي شما رو اينجا کشونده؟

728
01:07:30,865 --> 01:07:34,032
من اغلب اوقات به دنياي انسان ها ميام

729
01:07:34,032 --> 01:07:36,099
جو دونگ بهت نگفته بود؟

730
01:07:36,099 --> 01:07:38,769
درسته؛ فراموش کردم

731
01:07:39,825 --> 01:07:42,675
اومده بودم اينجا تا يه دردسر ساز رو بگيرم

732
01:07:42,675 --> 01:07:46,630
يکي بعد از درست کردن يه حادثه به اين دنيا فرار کرد

733
01:07:47,427 --> 01:07:49,800
و همين طور بايد يه سري رو مي ديدم

734
01:07:52,414 --> 01:07:54,809
... تو

735
01:07:54,809 --> 01:07:57,356
يه راننده ماهر رو ديدي

736
01:07:57,356 --> 01:08:00,677
پس زندگيت تغيير کرد-
ببخشيد؟ -

737
01:08:02,858 --> 01:08:04,151
.. پس ؛ تو

738
01:08:04,151 --> 01:08:06,704
شنيدم که هابک کار پاره وقت انجام داده

739
01:08:06,704 --> 01:08:09,546
ولي تو هيچ والديني نداري که براشون لباس زير قرمز بخري

740
01:08:09,546 --> 01:08:14,139
براي همين برام جاي سوال بود که از اولين دستمزدت کجا استفاده مي کني

741
01:08:14,139 --> 01:08:15,896
"يونگ؟"

742
01:08:15,896 --> 01:08:18,091
... کاهن اعظم ؛ شما

743
01:08:18,091 --> 01:08:21,328
يعني چي؟ چرا شما يهويي دارين دخالت مي کنيد؟

744
01:08:21,328 --> 01:08:23,538
زود باش -
... باشه؛ موهبت الهي -

745
01:08:23,538 --> 01:08:26,863
چيکار داري مي کني؟ -
خداي من؛ واقعا که -

746
01:08:26,863 --> 01:08:30,153
به دقت گوش بده؛ چون فقط يه بار اينو ميگم

747
01:08:30,153 --> 01:08:34,867
اين احمق از قدرتش روي اين زن استفاده کرده؛ براي همين نمي تونه برگرده

748
01:08:34,867 --> 01:08:36,627
صبر کن ؛ يه لحظه

749
01:08:36,627 --> 01:08:41,929
مي خواي از قدرت اون تاج با ارزش روي ارباب هابک استفاده کني؟

750
01:08:41,929 --> 01:08:45,448
چرا داري اين کار بي فايده رو مي کني؟

751
01:08:45,448 --> 01:08:47,650
کاهن اعظم؛ منظورت چيه؟

752
01:08:47,650 --> 01:08:51,038
اگه اون برنگرده؛ نيست ميشه -
چرا نمي تونه برگرده؟ -

753
01:08:51,038 --> 01:08:53,935
وظيفه اش رو کامل انجام داده

754
01:08:53,935 --> 01:08:56,819
اگه ماموريتش رو کامل کرده باشه؛ مي تونه برگرده

755
01:08:56,819 --> 01:08:58,533
براي همين اون يه احمقه

756
01:08:58,533 --> 01:09:01,904
چرا اون برگشت تا اين مشکل رو درست کنه؟

757
01:09:02,587 --> 01:09:04,149
يه لحظه صبر کن

758
01:09:08,882 --> 01:09:11,226
... وظيفه جديدي که براش برگشتم

759
01:09:12,435 --> 01:09:16,020
اين بود که بفهمم چرا سنگ هاي خدايي رو توي دنياي انسان ها گذاشتين

760
01:09:16,873 --> 01:09:18,663
! درسته

761
01:09:18,663 --> 01:09:22,755
بله؛ تو ديگه دليلش رو فهميدي

762
01:09:34,291 --> 01:09:35,717
.. اگه يه خدا

763
01:09:38,028 --> 01:09:40,797
نتونه حتي يه نفر رو نجات بده

764
01:09:43,609 --> 01:09:46,202
چطور مي تونه يه دنيا رو نجات بده؟

765
01:09:47,136 --> 01:09:50,206
چي؟ -
! مي دونستم -

766
01:09:50,206 --> 01:09:54,309
! انرژي اين جهان هميشه طرف هابکه

767
01:09:55,011 --> 01:09:56,831
يون سو آه

768
01:09:56,831 --> 01:10:01,391
لطفا از قدرت تاج استفاده کن و يه آرزوي ارزشمند بکن

769
01:10:02,819 --> 01:10:05,926
من مهمون دارم؛ پس بايد برم

770
01:10:05,926 --> 01:10:10,515
هابک؛ در هر شرايطي که باشه، بايد به کشور آب برگردي

771
01:10:14,502 --> 01:10:18,288
درسته؛ کاهن اعظم درست ميگه

772
01:10:18,288 --> 01:10:20,524
بيا چيزي رو که شروع کرديم؛ تموم کنيم

773
01:10:21,859 --> 01:10:23,818
بهترين چيز ممکن رو بخواه

774
01:10:24,422 --> 01:10:26,855
يه آرزويي که باعث ميشه با يه ذهن آروم برگردم

775
01:10:27,596 --> 01:10:30,730
ازش بخواه که پولدارتر از منصور بشي

776
01:10:34,632 --> 01:10:38,194
موهبت الهي که از تاج نشات مي گيره

777
01:10:43,243 --> 01:10:46,385
به عنوان آخرين خادم خانواده ات

778
01:10:46,385 --> 01:10:49,104
مهم ترين آرزوت رو بکن

779
01:10:50,939 --> 01:10:53,863
زود باش و آرزو کن

780
01:10:53,863 --> 01:10:57,926
اون چيزي که توي زندگي تو رو بي نهايت خوشحال ميکنه

781
01:11:05,037 --> 01:11:06,708
... آرزوي من

782
01:11:08,465 --> 01:11:13,038
.... آرزوي ... من

783
01:11:15,265 --> 01:11:16,832
... من

784
01:11:23,524 --> 01:11:25,171
... آرزوي من

785
01:11:28,882 --> 01:11:30,564
... از تو اينه

786
01:11:34,395 --> 01:11:36,582
که يکم ديگه برگردي

787
01:11:41,355 --> 01:11:43,609
.... لطفا کنارم بمون

788
01:11:46,555 --> 01:11:48,693
فقط تا وقتي که بميرم

789
01:11:53,090 --> 01:11:55,554
بيا تا اون موقع با هم زندگي کنيم

790
01:11:57,373 --> 01:11:59,542
... بعد از مُردنم

791
01:11:59,542 --> 01:12:02,832
برگرد و يه پادشاه خوب بشو

792
01:12:08,431 --> 01:12:10,502
بيا با هم زندگي کنيم

793
01:12:23,774 --> 01:12:27,185
دارم ميرم؛ بايد يکم استراحت کنم

794
01:12:35,788 --> 01:12:38,288
تو از اين که مثل منصور باشي منصرف شدي

795
01:12:38,989 --> 01:12:40,989
چه احمق

796
01:12:56,359 --> 01:12:57,965
دوستت دارم

797
01:12:58,672 --> 01:13:00,190
دوستت دارم

798
01:13:09,841 --> 01:13:13,596
از اونجايي که کار خوبي کردي؛ زندگي بعديت بي دردسر خواهد بود

799
01:13:13,596 --> 01:13:15,336
من هيچ کاري نکردم

800
01:13:15,336 --> 01:13:18,381
يون سو آه از قدرت تاج سوال کرد

801
01:13:18,381 --> 01:13:20,157
پس من هر چي که مي دونستم بهش گفتم

802
01:13:20,157 --> 01:13:24,261
ولي تو ريسک کردي و اسرار طبيعت رو براش افشا کردي

803
01:13:24,261 --> 01:13:27,605
اين قوي ترين قدرت توئه

804
01:13:28,275 --> 01:13:30,757
فراموش کردم خودم رو معرفي کنم

805
01:13:31,563 --> 01:13:36,024
از ديدن تون خوشبختم؛ من کاهن اعظمم

806
01:13:36,024 --> 01:13:38,779
من شين هو يه ام؛ خداي آتشم

807
01:13:38,779 --> 01:13:44,033
هو يه؛ ميشه لطفا بهم ياد بدي چطور از آتش استفاده کنم؟

808
01:13:44,033 --> 01:13:48,608
اگه اينو ياد بگيرم؛ مي تونم هر 5 حوزه رو کنترل کنم

809
01:13:48,608 --> 01:13:52,190
که شامل اب؛ آتش؛ هوا و انسان ها ميشه

810
01:13:52,190 --> 01:13:53,827
هر موقع وقتت آزاد بود بيا به ديدنم

811
01:14:05,894 --> 01:14:09,819
! هابک! وقت رفتنه

812
01:14:12,288 --> 01:14:16,748
کاهن اعظم تموم مدت همه چي رو مي دونست

813
01:14:20,373 --> 01:14:22,474
بايد برگردم به کشور آب

814
01:14:22,474 --> 01:14:26,935
ميرم و به شايستگي آرزوت رو برآورده ميکنم

815
01:14:26,935 --> 01:14:30,962
تو برمي گردي؛ مگه نه؟ -
من برمي گردم -

816
01:14:30,962 --> 01:14:32,864
زودي مياي نه؟

817
01:14:33,703 --> 01:14:35,211
درسته

818
01:14:43,359 --> 01:14:44,935
من برمي گردم

819
01:15:22,819 --> 01:15:24,556
اونا رو با مقاله سرو سامون دادم

820
01:15:24,556 --> 01:15:28,217
احتياجي بهش نيس؛ جواب رو پيدا کردم

821
01:15:28,217 --> 01:15:30,037
چطور تبديل به يه انسان شايسته بشيم

822
01:15:34,310 --> 01:15:38,988
همون طور که مي دوني؛ من شاگرد اول بودم

823
01:15:38,988 --> 01:15:42,398
بلاخره فهميدم منظورت چيه

824
01:15:44,149 --> 01:15:48,422
خوبه ؛ اين چيه؟ تو چطور مي توني دوباره يه انسان شايسته بشي؟

825
01:15:49,140 --> 01:15:53,190
نگاش کن. من به پدربزرگ خواهش کردم که بذاره اين برنامه انجام بشه

826
01:15:53,859 --> 01:15:57,787
اين واسه مادران مجرده و اين براي شهروندان قديمي

827
01:15:57,787 --> 01:16:01,314
و اين هم براي کودکان نان آورخانواده
"بزرگواري و سخاوتمندي"

828
01:16:01,314 --> 01:16:03,247
اين طوري ما مي تونيم آدم هاي شايسته بشيم

829
01:16:08,139 --> 01:16:10,145
ايده بدي نيس

830
01:16:10,864 --> 01:16:12,667
ولي قبل از اون

831
01:16:12,667 --> 01:16:16,626
با نوشتن ليستي از اسم هاشون شروع کن

832
01:16:16,626 --> 01:16:18,792
اون بايد بيشتر از " ببخشيد" ساده باشه

833
01:16:19,462 --> 01:16:22,467
اين چيه؟ -
فکر کن کي بايد از کي عذرخواهي کنه؛

834
01:16:22,467 --> 01:16:26,087
و از پدربزرگت هم شروع کن

835
01:16:26,087 --> 01:16:28,532
بعدش دوباره من برادر معنوي بزرگت ميشم

836
01:16:28,532 --> 01:16:31,203
چي؟ -
وقتي که بيشتر انسان بشي؛

837
01:16:31,203 --> 01:16:33,974
مي تونم فقط برادر بزرگت بشم -
چي؟ -

838
01:17:18,645 --> 01:17:22,636
<i>هي ؛ هي ؛ فکرش رو هم نکن</i>

839
01:17:23,390 --> 01:17:27,083
اگه بپري داخلش هابک برنمي گرده و نجاتت بده

840
01:17:27,083 --> 01:17:29,158
اصلا فکرش رو هم نمي کردم

841
01:17:30,929 --> 01:17:33,949
چرا وقتي که پدرت توي جنگله تو اينجايي؟

842
01:17:33,949 --> 01:17:37,511
داخلش نَپر و آب رو آلوده نکن

843
01:17:38,158 --> 01:17:40,407
و بذار بهت خبري بدم

844
01:17:41,859 --> 01:17:44,114
هابک نمي تونه برگرده

845
01:17:44,114 --> 01:17:46,510
منظورت چيه؟

846
01:17:46,510 --> 01:17:48,828
پيامي دريافت کردي؟

847
01:17:48,828 --> 01:17:51,640
وقتي که من يه الهه ام چه فايده اي داره؟

848
01:17:51,640 --> 01:17:53,230
اين فقط حسيه که دارم

849
01:17:54,560 --> 01:17:55,975
بيا بريم

850
01:18:00,417 --> 01:18:03,114
اگه که ما هيچي نشنيديم معنيش اين نيس که نمياد؟

851
01:18:03,114 --> 01:18:06,190
بيا ديگه در موردش نگران نباشيم و روي رابطه خودمون تمرکز کنيم

852
01:18:06,190 --> 01:18:08,225
حلقه اي هس که چشمت رو گرفته باشه؟

853
01:18:09,096 --> 01:18:11,346
مي بينمت -
خداحافظ -

854
01:18:16,601 --> 01:18:18,862
چي؟ چيزي مي خواي بگي؟ -
... من -

855
01:18:18,862 --> 01:18:21,337
زودتر از اينا مي خواستم بهت بگم

856
01:18:21,337 --> 01:18:23,091
... ولي

857
01:18:23,895 --> 01:18:26,136
فکر کنم بايد با هيونگ شيک ازدواج کنم -
چي؟ -

858
01:18:26,136 --> 01:18:29,560
.... فکر کنم اين جوري بهتره؛ عشق که چيز خاصي نيس

859
01:18:29,560 --> 01:18:32,123
... اين باعث ميشه که بخواي مراقب کسي باشي که عاشقشي

860
01:18:32,123 --> 01:18:34,618
اين واسه من کافيه

861
01:18:35,533 --> 01:18:40,507
هي ؛ منطقي فکر کن؛ دوستا با هم ازدواج نمي کنن

862
01:18:40,507 --> 01:18:43,667
ما خيلي وقت پيش همديگه رو ديديم و خيلي خوب همو مي شناسيم

863
01:18:43,667 --> 01:18:46,390
از هيونگ شيک متنفري؟ -
... نه ؛ اين طور نيس -

864
01:18:46,390 --> 01:18:47,940
هيونگ شيک اينجاس -
چي؟ -

865
01:18:47,940 --> 01:18:51,188
که ازت اجازه بگيره -
! هي ؛ هي ؛ هي -

866
01:18:51,188 --> 01:18:53,279
! هي ؛ هي -
! هيونگ شيک -

867
01:19:02,373 --> 01:19:04,162
مشتاق ديدار ؛ سو آه

868
01:19:04,162 --> 01:19:08,514
واقعا؛ چرا اين همه مدت به اينجا سر نزده بودي؟

869
01:19:08,514 --> 01:19:11,542
چون ... ازت مي ترسيدم

870
01:19:13,868 --> 01:19:15,957
مگه من چيکار کردم؟

871
01:19:17,136 --> 01:19:18,987
<font color=#FF80C0><i>يو سانگ يو داره ازدواج ميکنه؟</i></font>

872
01:19:18,987 --> 01:19:22,324
درسته؛ اون حتي يه خونه هم نداره

873
01:19:22,324 --> 01:19:26,614
مي خواستم وقتي ازدواج کرد پول سپرده خونه اش رو بدم

874
01:19:26,614 --> 01:19:28,377
ولي اين خيلي يهويي بود

875
01:19:28,377 --> 01:19:30,739
اي بابا؛ اون اصلا بهم گوش نميده

876
01:19:31,810 --> 01:19:35,935
شنيدم که اونا جز يه دست قاشق چنگال و يه قابلمه هيچي ندارن

877
01:19:35,935 --> 01:19:38,216
ولي خودتم مي دوني همه چي اين روزا مسخره شده

878
01:19:43,850 --> 01:19:46,479
<font color=#FF80C0><i>الو؟ دوباره قطع کردي؟</i></font>

879
01:19:46,479 --> 01:19:47,644
<font color=#FF80C0><i>لعنتي</i></font>

880
01:20:25,279 --> 01:20:26,738
من برگشتم

881
01:20:27,480 --> 01:20:29,667
بهت گفته بودم تا ديروقت بيرون نمون؛ ولي اصلا گوش نميدي

882
01:20:29,667 --> 01:20:31,015
چرا اينقدر دير کردي؟

883
01:20:31,015 --> 01:20:34,886
روندش خيلي پيچيده و حساس بود

884
01:20:34,886 --> 01:20:37,145
اونا هيچ انعطافي نداشتن

885
01:20:59,784 --> 01:21:01,984
بيا بريم داخل و يه چيزي بخوريم

886
01:21:01,984 --> 01:21:03,341
باشه

887
01:21:17,051 --> 01:21:20,112
بازم گرسنه ات ميشه؟ -
آره -

888
01:21:20,112 --> 01:21:22,024
شمشير گابلين رو با خودت آوردي؟

889
01:21:23,033 --> 01:21:24,395
نتونستم

890
01:21:24,395 --> 01:21:27,159
پس فقط گواهي نامه رانندگيت رو با خودت آوردي؟

891
01:21:27,159 --> 01:21:30,118
اونا بهم گفتن که فقط خودمو مي تونم ببرم -
اي بابا؛ باز که يه عالمه کار هس -

892
01:21:30,118 --> 01:21:31,846
نام سو ري چي؟

893
01:21:31,846 --> 01:21:35,689
گفتش که کاراي پاره وقت واقعا سخته و اون زن ديوونه هم ترسناکه

894
01:21:35,689 --> 01:21:39,081
<font color=#FF0080><i>[هابک]
[يون سو آه]</i></font>

895
01:21:56,426 --> 01:21:58,190
خيلي وقت که گذشته؛ مگه نه؟

896
01:22:01,886 --> 01:22:10,367
<font color=#FF8000><i>[ممنون از اين که اين سريال زيبا رو با ترجمه مجله گل آفتابگردان تماشا کردين"]</i></font>

897
01:22:12,324 --> 01:22:15,881
<font color=#0080FF><i>آدما بدون اين که قدرتي داشته باشن زندگي ميکنن</i></font>

898
01:22:15,881 --> 01:22:18,864
<font color=#0080FF><i>... و اگه اون قدرت عشق باشه</i></font>

899
01:22:18,864 --> 01:22:21,913
<font color=#0080FF><i>اگه اون عشق باشه؛ که خيلي بهتره</i></font>

900
01:22:21,913 --> 01:22:24,784
<font color=#FF0080><i>[يون سو آه]
[هابک]</i></font>

901
01:22:24,784 --> 01:22:31,670
<font color=#FF8040>مجله گل آفتابگردان؛ مجله اي براي با سليقه ها</font>
<font color=#FFFF00>www.sunflowermag.ir</font>

902
01:22:39,328 --> 01:22:42,015
<font color=#00FFFF><i>[عروس خداي آب]</i></font>

