1
00:00:00,205 --> 00:00:10,275
<font color=#FF8000>•°¯`•• تيم ترجمه مجله آفتابگردان، تقديم مي کند ••´¯°•</font>
<font color=#FF0000>www.sunflowermag.ir</font>
<font color=#FF8000>کانال و اينستاگرام مجله</font>
<font color=#FF0000>@sunflowermag</font>

2
00:00:15,061 --> 00:00:17,381
<font color=#00FFFF><i>[ عروس خداي آب]</i></font>

3
00:00:17,381 --> 00:00:26,391
<i><font color=#800040>:مترجمان</font>
<font color=#FF8080>(savsa)ساره | (Choi Soheila)سهيلا
(Zshkoo)زهرا | (Baharf)فرزانه</font></i>

4
00:01:21,842 --> 00:01:22,881
اون

5
00:01:23,868 --> 00:01:25,086
منم از اون ميخوام

6
00:01:25,086 --> 00:01:26,537
چي داره ميگه؟

7
00:01:26,537 --> 00:01:29,110
بيا ، بيا دنبالم ، بيا دنبالم

8
00:01:29,110 --> 00:01:31,880
اي بابا ، واسه چي بايد اينکارو بکنم؟

9
00:01:32,380 --> 00:01:36,169
چرا اون تو جونگ رو گير افتاد ، فقط بخاطر اينکه سعي ميکرد از رودخانه هان انتقام بگيره؟

10
00:01:36,169 --> 00:01:38,943
به عنوان يه خدا همينجوري حرف ميزنه

11
00:01:38,943 --> 00:01:41,776
منم  بخاطرش دوباره دارم چرت و پرت ميگم ، اوني که اينجا احمقه منم

12
00:01:41,776 --> 00:01:45,630
خادم ها گول مي خورن ، فکر کنم بخاطر همينه منم يه خادمم

13
00:02:00,969 --> 00:02:02,393
زود باش راهو نشون بده

14
00:02:03,883 --> 00:02:06,579
بله ، قربان. الانم دارم همون کارو ميکنم؟

15
00:02:37,269 --> 00:02:39,564
ميدونستم اينکارو ميکنه

16
00:02:39,564 --> 00:02:42,404
با شکستن ترمز ها کاري ميکنه که اون تصادف کنه

17
00:02:48,728 --> 00:02:52,589
<i> روي ترمز ها آب ريخت تا موقع استفاده کار نکنن</i>

18
00:02:52,589 --> 00:02:56,495
<i>و اون پيچ هايي که دست کاري کرد ، شُل و شُل تر ميشن</i>

19
00:02:56,495 --> 00:03:00,625
<i>و با توجه به شُل کردن چرخ هاي عقب ، ماشين تو يه جهت حرکت ميکنه</i>

20
00:03:00,625 --> 00:03:04,394
<i>و در نتيجه ، ماشين کنترلشو از دست ميده و سرعتش بالا ميره.</i>

21
00:03:05,769 --> 00:03:06,931
گوش کن ، زن

22
00:03:06,931 --> 00:03:09,904
اين از اون موقعيت هاييه که بايد به پليس گزاش بدي

23
00:03:34,669 --> 00:03:37,619
<font color=#00FFFF><i>[عروس خداي آب]</i></font>

24
00:03:37,619 --> 00:03:41,199
<font color=#80FF00><i>[ قسمت 5]</i></font>

25
00:03:41,199 --> 00:03:45,225
واووو

26
00:03:45,225 --> 00:03:46,796
چي گفتي؟

27
00:03:51,668 --> 00:03:52,790
هووم؟

28
00:03:52,790 --> 00:03:55,369
از چي متاسفي؟ -
از رويات بيدار شدي؟ -

29
00:03:55,369 --> 00:03:56,984
تشنمه ، بهم آب بده

30
00:04:00,469 --> 00:04:04,499
حتي الانم تشنه و گشنت ميشه

31
00:04:04,499 --> 00:04:05,940
الان ديگه چه احساسي داري؟

32
00:04:07,227 --> 00:04:09,090
اگه بدويي به نفس نفس ميوفتي؟

33
00:04:09,090 --> 00:04:11,698
اگه خيلي زياد راه بري پاها و کمرت درد ميگيرن؟

34
00:04:11,698 --> 00:04:12,816
چطور ميدوني؟

35
00:04:12,816 --> 00:04:15,600
همه اينا بعد از گرسنگيم شروع شدن

36
00:04:17,631 --> 00:04:19,155
اما اينو پيش خودت نگه دار ، فهميدي؟

37
00:04:20,927 --> 00:04:23,338
اينجوري نيست که بخوام به کسي بگم

38
00:04:27,456 --> 00:04:28,986
خوب و خنکـــه

39
00:04:28,986 --> 00:04:30,614
منو ياد کشور آب ميندازه

40
00:04:30,614 --> 00:04:32,136
آب از درختاي ميوه ساخته شده

41
00:04:32,136 --> 00:04:36,145
بايد به مو را و بي ريوم ميگفتم بطور خاصي حواسشون به اين درختا باشه

42
00:04:38,768 --> 00:04:40,352
نام سو ري

43
00:04:40,352 --> 00:04:41,566
نام سو ري

44
00:04:42,068 --> 00:04:43,431
بيا بريم

45
00:04:46,727 --> 00:04:49,080
مطمئنم شنيدم گفت متاسفم

46
00:04:50,285 --> 00:04:51,573
اشتباه گرفتم؟

47
00:04:51,573 --> 00:04:54,066
ولي احساس ميکنم واقعا شنيدمش

48
00:04:57,869 --> 00:04:59,568
يه لحظه کليد هاتو بده

49
00:05:00,419 --> 00:05:01,419
چرا؟

50
00:05:04,768 --> 00:05:07,724
صبر کن ، چيکار داري ميکني؟ گفته بودم که نميتوني رانندگي کني

51
00:05:07,724 --> 00:05:09,422
اون قانون انسان هاست

52
00:05:09,422 --> 00:05:10,667
اما من يه خدام

53
00:05:10,667 --> 00:05:11,713
سوار شو

54
00:05:13,633 --> 00:05:15,581
...صبرکن ، اما -
لطفا فقط سوار شيد -

55
00:05:56,049 --> 00:05:57,768
آرومتر برو

56
00:05:57,768 --> 00:06:00,283
حتي اگه گواهينامم نداري ولي بازم بايد قوانين رانندگي رو رعايت کني

57
00:06:00,283 --> 00:06:02,448
سرعت مجاز  70کيلو متــــــــره

58
00:06:02,448 --> 00:06:04,217
نميدونم داري در مورد چي حرف ميزني

59
00:06:17,768 --> 00:06:21,280
اوه ، اوه نه ، نه ، نه

60
00:06:41,140 --> 00:06:43,117
اگه ميخواي خودتُ به کشتن بدي ، تنهايي بمير

61
00:06:43,117 --> 00:06:44,592
آهان راستي تو يه خدايي؟

62
00:06:44,592 --> 00:06:46,729
خداها نميميرن، پس ميتونن همينجوري بي پروا زندگي کنن ؟

63
00:06:46,729 --> 00:06:48,749
خيلي بايد خوب باشه بتوني 1000 سال زندگي کنه

64
00:06:48,749 --> 00:06:51,323
چقدر رنجش آورده -
خيلي عاليه هرجا دلت ميخواد ميتوني بري -

65
00:06:51,323 --> 00:06:53,323
اين حتي عالي ترم ميشه وقتي يه پادشاه باشي

66
00:06:53,323 --> 00:06:55,681
اما متاسفانه ، انسانايي مثل من ميتونن بميرن

67
00:06:55,681 --> 00:06:58,237
و حتي اگه نميرمم دلم نميخواد با همچين سرعتي رانندگي کني

68
00:06:58,237 --> 00:07:00,040
خيلي خب فهميدم پس حالا ديگه ببند دهنتُ

69
00:07:00,040 --> 00:07:01,823
بخاطر تو سرعتمو کمتر ميکنم

70
00:07:06,845 --> 00:07:09,314
پس چرا سرعتتُ کم نميکني؟
بازم ميخواي غرغر کنم؟

71
00:07:09,314 --> 00:07:10,388
صبرکن

72
00:07:10,388 --> 00:07:13,635
همونطور که شک داشتم -
واووو ، باورم نميشه -

73
00:07:13,635 --> 00:07:15,385
از اونجايي که خدا هستي ممکنه اينو ندوني

74
00:07:15,385 --> 00:07:16,873
...اما کسايي که تصادف کردن ضربه روحي

75
00:07:16,873 --> 00:07:19,840
نه -
دقيقا ، پس سرعتتُ کمتر کن -

76
00:07:21,268 --> 00:07:23,342
ترمزا کار نميکنن -
چي؟ -

77
00:07:25,460 --> 00:07:27,162
چي داري ميگي؟

78
00:07:30,489 --> 00:07:33,900
شوخي نکنـــا ، اين اصلنم خنده دار نيست

79
00:07:34,468 --> 00:07:35,821
چي شده؟

80
00:07:37,744 --> 00:07:39,138
نــه

81
00:07:40,621 --> 00:07:42,316
اون...واقعا کار نميکنه؟

82
00:08:09,583 --> 00:08:12,998
اين تونل در حال ساخته ، جلوش بستس ، اين ديگه آخرشه

83
00:08:14,845 --> 00:08:16,412
سرورم -
نه -

84
00:08:16,412 --> 00:08:18,532
من...من واقعا نميخوام اينجوري بميرم

85
00:08:18,532 --> 00:08:22,479
<i>صبر داشته باش زن ، واقعا فکر کردي اجازه ميدم خادمم به اين راحتي بميره؟</i>

86
00:08:23,818 --> 00:08:25,025
<i>به ايست.</i>

87
00:08:25,669 --> 00:08:27,222
سرورم
<i>به ايســــت</i>

88
00:08:29,768 --> 00:08:32,354
خواهش ميکنم نجاتمون بده

89
00:08:32,354 --> 00:08:34,747
لطفا يه کاري بکن

90
00:08:37,584 --> 00:08:38,676
<i>به ايســــــت</i>

91
00:08:38,676 --> 00:08:40,168
تروخدا ، خواهش ميکنم

92
00:08:40,168 --> 00:08:41,600
<i>به ايـــست</i>

93
00:08:53,619 --> 00:08:54,950
سرورم

94
00:08:58,745 --> 00:08:59,882
سرورم

95
00:09:07,158 --> 00:09:08,984
چيکار...داري ميکني؟

96
00:09:13,720 --> 00:09:15,512
فرمونُ صاف نگه دار -
چي؟

97
00:09:18,523 --> 00:09:20,215
اول من ميرم بالا ، دنبالم بيا

98
00:09:20,215 --> 00:09:21,969
ميخواي چيکار کني؟

99
00:09:30,619 --> 00:09:31,822
عجله کن بيا بالا

100
00:09:32,420 --> 00:09:34,539
نميتونم ، نميتونم ، نميتونم

101
00:09:34,539 --> 00:09:35,994
نميتونم

102
00:09:38,090 --> 00:09:39,171
بهم اعتماد کن

103
00:10:10,705 --> 00:10:12,489
چيکار داري ميکني؟

104
00:10:12,489 --> 00:10:13,563
ميخوايم بپريم

105
00:10:14,782 --> 00:10:16,657
نام سو ري ، موقع بيرون اومدن مراقب خودت باش

106
00:10:16,657 --> 00:10:18,778
چي؟ چــي ؟

107
00:10:19,327 --> 00:10:21,292
نه ، نميتونيم

108
00:10:28,720 --> 00:10:30,046
نترس

109
00:10:30,046 --> 00:10:32,017
تو متعلق به خدايي

110
00:11:30,920 --> 00:11:32,250
حالت خوبه؟

111
00:11:38,076 --> 00:11:39,638
چه اتفاقي افتاد؟

112
00:11:59,519 --> 00:12:02,022
چيزي نيست ، همه چي مرتبه

113
00:12:10,519 --> 00:12:13,811
سرورم ، سرورم

114
00:12:18,986 --> 00:12:21,869
قدرتتون....برگشــــــت

115
00:12:21,869 --> 00:12:25,130
قدرتي که از دست داده بوديد دوباره برگشت

116
00:12:37,519 --> 00:12:39,874
فکر نميکنيد که دوباره از دستش داده باشيد ، نه ؟

117
00:12:39,874 --> 00:12:41,271
زودباشيد امتحان کنيد سرورم

118
00:12:45,519 --> 00:12:46,998
نميخواد

119
00:12:46,998 --> 00:12:48,637
دوباره قدرتمو از دست دادم

120
00:12:50,119 --> 00:12:51,867
بدون تلاش کردنم ، ميدونم

121
00:12:51,867 --> 00:12:53,619
واقعا؟

122
00:12:57,032 --> 00:12:59,135
چرا اين اتفاق افتاد؟

123
00:12:59,619 --> 00:13:01,147
چرا؟

124
00:13:06,720 --> 00:13:08,584
قدرت الهيم به زودي برميگرده

125
00:13:08,584 --> 00:13:09,691
يه احساسي دارم

126
00:13:09,691 --> 00:13:12,047
لازم نيست نگران چيزي باشي ،  بلند شو بريم گزارش بديم

127
00:13:12,047 --> 00:13:14,624
منظورت چيه گزارش ؟

128
00:13:16,782 --> 00:13:18,898
يه نفر ترمز هاتُ دست کاري کرد

129
00:13:18,898 --> 00:13:20,668
چيزي که تو فيلما اتفاق ميوفته

130
00:13:21,962 --> 00:13:23,124
گوش کن

131
00:13:23,124 --> 00:13:25,912
همونطور که گفتي همه جا دوربين هاي مداربسته هست

132
00:13:25,912 --> 00:13:28,688
فکر کردم گفته بودي اونا حتي از خدايانم باهوش ترن

133
00:13:33,720 --> 00:13:36,303
...آخه چرا اون

134
00:13:36,303 --> 00:13:39,465
فقط ميخواستم ازتون آدرس بپرسم ، چرا مثل يه منحرف باهام برخورد ميکنيد؟

135
00:13:39,465 --> 00:13:42,149
به خراب کردن ترمز هاتون اعتراف کرده

136
00:13:42,149 --> 00:13:45,624
خوشبختانه ، جايي که بوديد دوربين مدار بسته داشته

137
00:13:45,624 --> 00:13:47,348
بخاطر همين همه کارايي که کرده ضبط شده

138
00:13:47,348 --> 00:13:48,659
ميشناسيدش؟

139
00:13:48,659 --> 00:13:50,002
بله

140
00:13:50,599 --> 00:13:53,960
....يعني نه ، چند روز پيش اتفاقي

141
00:13:53,960 --> 00:13:56,185
اون يه بارم با سرعت از پشت بهتون زده بوده ، درسته؟

142
00:13:56,185 --> 00:13:58,603
خودشه مگه نه ؟ پارک سانگ چول

143
00:13:58,603 --> 00:13:59,763
چي؟

144
00:14:03,425 --> 00:14:05,926
خداي من

145
00:14:07,519 --> 00:14:09,090
اين ديگه چي بود؟

146
00:14:17,699 --> 00:14:19,379
واقعا که

147
00:14:23,119 --> 00:14:24,596
ببخشيد

148
00:14:25,807 --> 00:14:28,119
آخه چيکار کنم با اين يارو

149
00:14:28,619 --> 00:14:29,926
ببخشيد

150
00:14:38,320 --> 00:14:42,289
همون مرد اون سريه ؟
بله -

151
00:14:42,289 --> 00:14:45,885
قبلا باهاش مشکلي داشتيد که بخواد تلافي کنه؟

152
00:14:45,885 --> 00:14:50,490
نه ، از سمت شرکت بيمه مراقب همه چيز بودم

153
00:14:50,490 --> 00:14:52,868
و اينکه قبل از اون روزم اصلا نديده بودمش

154
00:14:52,868 --> 00:14:54,877
<font color=#FFFF00>اون يارو که ماه پيش از پشت بهت زد رو يادته ؟</font>

155
00:14:54,877 --> 00:14:57,118
<font color=#FFFF00>آقاي پارک سانگ چول ، دوباره زنگ زده</font>

156
00:14:57,118 --> 00:14:59,533
<font color=#FFFF00>و اينکه آقاي پارک سانگ چول دوباره تماس گرفت</font>

157
00:14:59,533 --> 00:15:00,594
<font color=#FFFF00>گفت دوباره اينکارو ميکنه</font>

158
00:15:00,594 --> 00:15:03,512
<font color=#FFFF00><i>آقاي پارک سانگ چول دوباره تماس گرفت و گفت اين ديگه آخرين باره</i></font>

159
00:15:03,512 --> 00:15:04,903
<font color=#FFFF00><i>و خيلي مصمم بود</i></font>

160
00:15:20,519 --> 00:15:22,527
اون واقعا ديوونس

161
00:15:22,527 --> 00:15:26,048
ميگه اون تصادفي که از پشت زده يه حادثه غيرقابل جبران تو زندگيشه

162
00:15:26,048 --> 00:15:27,091
چي؟

163
00:15:27,091 --> 00:15:29,587
تا الان بخاطر داشتن همچين زندگي خوبي به خودش افتخار ميکرده

164
00:15:29,587 --> 00:15:32,447
اما بعد از اون تصادف ، جريمه شده و توي گواهينامش امتياز منفي گرفته

165
00:15:32,447 --> 00:15:34,595
حالا همه تلاش هاش براي عالي شدن از بين رفته

166
00:15:34,595 --> 00:15:36,057
احساس ميکنه اين ناعادلانس

167
00:15:36,057 --> 00:15:38,692
فقط همش ميگه تقصير يون سو آهه

168
00:15:38,692 --> 00:15:39,840
چي؟

169
00:15:39,840 --> 00:15:42,550
اون امتيازاي منفي بيش از حد ناراحتش کرده

170
00:15:42,550 --> 00:15:44,870
درحالي که هيچ سابقه جنايي هم نداره ؟ معني ميده

171
00:15:44,870 --> 00:15:46,585
بهرحال ، اون تصادف اشتباه اون بوده

172
00:15:46,585 --> 00:15:48,056
چه عوضي ديوونه اي

173
00:15:48,056 --> 00:15:51,576
گفتش چند روز پيش خانوم يون رو از بالا پشت بوم هول داده

174
00:15:51,576 --> 00:15:54,551
اما اون هنوزم زندس ، بخاطر همين اصرار داره که اون انسان نيست

175
00:15:54,551 --> 00:15:57,965
و چون اون انسان نيست نميتونه به جرم قتل متهم بشه

176
00:15:57,965 --> 00:16:01,596
ميگه فقط ميخواسته اونو تحريکش کنه

177
00:16:02,831 --> 00:16:05,523
و اينکه اون آقام انسان نيست

178
00:16:06,110 --> 00:16:07,667
تو...انساني ، مگه نه؟

179
00:16:15,409 --> 00:16:16,697
ما مجرم رو گرفتيم

180
00:16:16,697 --> 00:16:19,513
و شمام از انگيزه اش با خبر شديد ، پس همه کارا انجام شده و تمومه

181
00:16:19,513 --> 00:16:22,627
از حالا به بعد بايد رو حمايت از من تمرکز کنيد

182
00:16:26,820 --> 00:16:30,355
حتما از اينکه دو بار زندگيتو نجات دادم خجالت زده شدي

183
00:16:31,720 --> 00:16:32,974
چي؟

184
00:16:44,119 --> 00:16:47,411
من...فقط ميتونم تقسيم بندي کنم

185
00:16:47,411 --> 00:16:50,081
ارباب هابک فقط عاشق حمام کردنه

186
00:16:51,519 --> 00:16:54,354
<i>در طول روز زماناي زيادي بود که ايشون حمام کنه</i>

187
00:16:54,354 --> 00:16:56,704
<i>اون واقعا يه زندگي پر برکت داشت</i>

188
00:17:00,871 --> 00:17:03,668
اين واسه يه مرد خوب نيست که انقدر بي حال و حوصله بشه

189
00:17:05,538 --> 00:17:08,289
موقعي که در حال يادگيري زبان انسان ها بودم چيزهايي ديدم

190
00:17:08,289 --> 00:17:10,243
.شنيدم يه چيزي به "اسم حمام" حباب وجود داره

191
00:17:10,243 --> 00:17:11,305
چي؟

192
00:17:11,305 --> 00:17:14,011
بعلاوه، واسم يه گوشي جديد بگير

193
00:17:14,720 --> 00:17:16,754
وقتي داشتم نجاتت ميدادم واسه خودم شکست

194
00:17:16,754 --> 00:17:18,854
يه چندتا لباس جديد هم واسم بخر

195
00:17:18,854 --> 00:17:21,264
!واسه غذا هم، يه چيز خوشمزه تر بهم پيشنهاد بده

196
00:17:21,264 --> 00:17:24,374
فکر کنم 12 وعده غذايي کافي و مناسبه واسم

197
00:17:37,519 --> 00:17:40,053
...من هنوز نميتونم واسه خودم گوشت بخرم، و هنوز

198
00:17:43,019 --> 00:17:45,720
اما خب، اون زندگيمو نجات داده

199
00:17:47,019 --> 00:17:48,349
بذار يه نگاه بکنم حالا

200
00:17:59,720 --> 00:18:03,470
خيلي ميترسيدم که اون بفهمه

201
00:18:03,470 --> 00:18:07,517
وقتي اون حرفارو بهم زدين به گوشام
.شک کردم، سرورم

202
00:18:08,519 --> 00:18:11,232
کي ترمزشو قطع کرده يعني؟ آخه چرا؟

203
00:18:11,232 --> 00:18:13,900
.مطمئنم يکي داره سعي ميکنه اون زن رو بکشه

204
00:18:13,900 --> 00:18:16,389
!پس نميتونيم همينطوري دست رو دست بذاريم
!خانم، نواده

205
00:18:16,920 --> 00:18:17,921
نه

206
00:18:17,921 --> 00:18:22,872
احساس ميکنم وقتي اون بهم التماس کرد که
نجاتش بدم، قدرت هاي الهيم برگشتن

207
00:18:23,920 --> 00:18:25,973
اين يه فرصت عاليه

208
00:18:25,973 --> 00:18:29,077
کي اهميت ميده که اونا برگشتن؟
وقتي دوباره ناپديد شدن

209
00:18:30,045 --> 00:18:32,613
اگر قدرتاتون ديگه برنگردن، ميخواين چيکار کنين؟

210
00:18:32,613 --> 00:18:35,545
!خانم نواده، اونجا تقريبا مرده بود

211
00:18:38,085 --> 00:18:39,229
من نجاتش دادم، مگه نه؟

212
00:18:39,229 --> 00:18:42,072
اما بازم، چطوري ميتونين يه خانم رو توي همچين
شرايط وحشتناکي قرار بدين؟

213
00:18:42,072 --> 00:18:43,899
چيزي که مهم در آخر نتيجه ي کارهاست

214
00:18:45,514 --> 00:18:47,533
و من همين الانم ازش معذرت خواهي
درست حسابي کردم

215
00:18:47,533 --> 00:18:48,693
معذرت خواهي کردي؟

216
00:18:50,190 --> 00:18:51,255
ها؟

217
00:18:51,255 --> 00:18:54,269
نودل ها رو با بقيه چيزا مخلوط ميکنيم

218
00:18:56,169 --> 00:18:58,158
بايد اينو سردش کنم

219
00:18:59,338 --> 00:19:00,812
اوه آره، همينطوري

220
00:19:00,812 --> 00:19:02,104
شروع کنيم به سرخ کردن

221
00:19:04,169 --> 00:19:06,214
فکر کنم دارم درست پيش ميرم

222
00:19:06,214 --> 00:19:07,735
آره، خب

223
00:19:09,669 --> 00:19:11,368
!خوشمزه است

224
00:19:12,534 --> 00:19:14,673
حسابي ترد و خوشمزه ميشه اين

225
00:19:17,633 --> 00:19:19,868
آه، بوي برنج تازه

226
00:19:19,868 --> 00:19:21,603
شرط ميبندم مزه اش عاليه

227
00:19:24,399 --> 00:19:26,798
!خيليم تو آشپزي بد نيستما

228
00:19:26,798 --> 00:19:28,390
آره، واقعا کارم عاليه

229
00:19:28,989 --> 00:19:30,125
!اوه، ماهي مرکب

230
00:19:33,544 --> 00:19:37,924
يه سري چيزا هست که آدما قطعا
يا ميتونن انجام بدن يا نميتونن

231
00:19:37,924 --> 00:19:42,258
و فکر نکنم سرو 12 وعده ي غذايي کاري باشه
که من بتونم انجامش بدم

232
00:19:43,468 --> 00:19:45,726
مشکلي نيست حالا-
من مشکل دارم-

233
00:20:06,268 --> 00:20:07,804
ببخشيد، آقاي خدا

234
00:20:07,804 --> 00:20:11,415
من بهت نشون ميدم که خداها واقعا ميتونن چيکار کنن

235
00:20:13,504 --> 00:20:17,549
<font color=#0000FF><i>!من ميخوام برگردم</i></font>

236
00:20:17,549 --> 00:20:19,325
<font color=#0000FF><i>حالا از سمت چپ مشت ميزنه</i></font>

237
00:20:19,325 --> 00:20:21,656
<font color=#0000FF><i>اين از آن دسته محصولاته</i></font>

238
00:20:21,656 --> 00:20:25,966
<font color=#0000FF><i>!در کره تعداد کمي از مردم هستن که قادر به همچين کاري ميباشن</i></font>

239
00:20:25,966 --> 00:20:28,048
<font color=#0000FF><i>!واي، چقدر خوشگله</i></font>

240
00:20:28,048 --> 00:20:30,243
<font color=#0000FF><i>!واي، اين خيلي عاليه-
آره-</i></font>

241
00:20:30,243 --> 00:20:32,063
<font color=#0000FF><i>!واي-
!خداي من-</i></font>

242
00:20:35,890 --> 00:20:38,188
<font color=#0000FF><i>لعنتي-</i></font>

243
00:20:38,856 --> 00:20:40,670
<font color=#0000FF><i>...و با گوشت باقي مونده</i></font>

244
00:20:40,670 --> 00:20:44,689
اين روزا، تو دنياي آدما همه مردايي
رو دوست دارن که ميتونن آشپزي کنن

245
00:20:45,669 --> 00:20:47,897
!اوه، اون مردِ
اون خيليي معروفه

246
00:20:47,897 --> 00:20:50,540
،فقط با پاشيدن نمک
قلب زنارو بدست مياره

247
00:20:50,540 --> 00:20:52,295
!اوه، اون واقعا فوق العاده است

248
00:20:55,068 --> 00:20:57,669
چقدر ديگه ميخواي اين حرکات احمقانه ات رو ادامه بدي؟

249
00:20:57,669 --> 00:20:59,169
خيلي زشت و زننده است

250
00:20:59,169 --> 00:21:00,343
چي؟

251
00:21:03,468 --> 00:21:05,797
<font color=#0000FF><i>سسي که سرآشپز گفتن بايد قبل از اين
...قسمت بخوبي</i></font>

252
00:21:22,868 --> 00:21:24,566
اين چيزا رو من جواب نميده

253
00:21:42,368 --> 00:21:44,390
لازم نبود همه چيز رو دقيق کپي کنه

254
00:21:44,968 --> 00:21:48,195
"شايد لازمه يه قسمت از "خانه ي آشپزي با سرآشپز باک
رو بهش نشون بدم بجاش؟

255
00:22:30,808 --> 00:22:31,854
!اوهااا

256
00:22:32,468 --> 00:22:33,890
!واااي

257
00:23:30,068 --> 00:23:31,068
خداي من

258
00:23:31,068 --> 00:23:33,864
من بايد يه قسمت از برنامه ي "من يه آدم طبيعي هستم"رو
نشون بدم بجاي بقيه چيزا

259
00:23:33,864 --> 00:23:35,395
بابت غذا ممنونم

260
00:23:35,395 --> 00:23:38,368
!واي، تو واقعا با استعدادي

261
00:23:38,368 --> 00:23:41,370
سطح خدايي من رو با کلماتي مثه "مهارت" پايين نيار خواهشا

262
00:23:41,370 --> 00:23:42,566
بله، حتما

263
00:23:42,566 --> 00:23:45,335
من تازه دارم همه چيز رو ياد ميگيرم
پس لطفا ببخشيد اگر حرف اشتباهي ميزنم

264
00:23:45,335 --> 00:23:47,258
من قبلا براي بچه ها شعر مينوشتم

265
00:23:47,258 --> 00:23:49,383
وقتي بچه بودم ولي خودم دماغمو بالا ميکشيدم
(کاراي خودمو انجام ميدادم)

266
00:23:49,383 --> 00:23:51,624
اما فکر ميکني چرا دکتر شدم؟

267
00:24:06,468 --> 00:24:08,110
چي...کار ميکني؟

268
00:24:13,268 --> 00:24:15,131
لازم نيست واسه من از اينکارا بکني

269
00:24:22,468 --> 00:24:24,531
اينو بعنوان معذرت خواهي ازم قبول کن

270
00:24:29,968 --> 00:24:33,492
مگه کاري کردي که ازم معذرت خواهي کني؟

271
00:24:37,087 --> 00:24:39,380
وايسا، چرا خودت دماغتو بالا ميکشيدي؟

272
00:24:58,120 --> 00:25:00,836
خيليم حرف خنده داري نبود
چرا من دارم انقدر ميخندم؟

273
00:25:00,836 --> 00:25:02,468
خيلي وقته که اينطوري نخنديده بودم

274
00:25:02,468 --> 00:25:05,331
،مطمئنم قبلا هم ميخواستين بخندين
ولي زندگي هي بهتون سيلي ميزده

275
00:25:13,368 --> 00:25:14,710
!واي خدا

276
00:25:17,868 --> 00:25:21,015
ولي من مطمئنم ديدم تاريخ انقضاي اون
گوشت امروز بود

277
00:25:21,015 --> 00:25:25,002
اشکال نداره. من قبلا گوشتي خوردم که
از تاريخ انقضاش 10 روز ميگذشته

278
00:25:25,002 --> 00:25:26,828
مزه ي آب دماغت خوب بود؟

279
00:25:26,828 --> 00:25:28,765
شور بود، خيلي شور

280
00:25:28,765 --> 00:25:30,520
من عاشق گوشتم

281
00:25:30,520 --> 00:25:33,547
تويه همچين لحظاتي احساس ميکنم در قلمروئه خدايان هستم

282
00:25:33,547 --> 00:25:36,075
<font color=#FF0080><i>[هابک]
[يون سو آه]</i></font>

283
00:25:52,368 --> 00:25:55,226
فکر ميکنم اين يه مورد اختلال و وسواس شديده

284
00:25:55,226 --> 00:25:57,685
احتمالا اون يه آدميه که شديدا
به جاه طلبي وسواس داره

285
00:25:57,685 --> 00:25:59,787
.و توهم آزارش ميده

286
00:26:00,768 --> 00:26:05,193
اون مرد، پارک سانگ چول هنوزم
ميخواد با من ملاقات کنه

287
00:26:09,064 --> 00:26:11,556
احتمالا آخرين تيرشه براي اينکه کسي بهش کمک کنه

288
00:26:14,868 --> 00:26:18,036
اين قبلا براي ما بونگ يول هم اتفاق افتاده
و حالا اينطوري داره پيش مياد

289
00:26:20,669 --> 00:26:25,137
...فکر ميکني همه ي اينا بخاطر اينکه من يه دکترم و

290
00:26:25,868 --> 00:26:29,116
بايد چيزايي رو ميديدم و نديدم، حرفايي رو گوش ميکردم و نکردم
داره اتفاق ميفته؟

291
00:26:29,116 --> 00:26:30,727
چطوري همچين چيزي رو بدونم؟

292
00:26:36,068 --> 00:26:38,399
نميخوام بهش فکر کنم

293
00:26:39,474 --> 00:26:44,124
نميخوام احساس مسئوليت يا شرمندگي
نسبت به اون چيزا داشته باشم

294
00:26:46,068 --> 00:26:47,981
نميخوام اونطوري زندگي کنم

295
00:26:48,669 --> 00:26:52,345
فقط ميخوام به خودم فکر کنم و زندگي خودم رو بکنم

296
00:26:54,008 --> 00:26:57,025
...من-
من واقعا نظري راجع به حرفايي که ميزني ندارم-

297
00:27:01,710 --> 00:27:03,173
خوبه

298
00:27:03,173 --> 00:27:04,584
اما از يه چيزي مطمئنم

299
00:27:07,468 --> 00:27:10,987
هيچوقت نميتوني اونطوري که خودت ميخواي
زندگي کني

300
00:27:14,669 --> 00:27:15,669
چرا نميشه؟

301
00:27:15,669 --> 00:27:18,672
چون اون مدل زندگي نيست که براي تو معني و مفهومي داشته باشه

302
00:27:21,868 --> 00:27:24,951
از اونجايي که من از چيزايي که چرخ دارن خوشم اومده
...يکم راجع بهشون تحقيق کردم

303
00:27:26,214 --> 00:27:28,732
و يه چيزي درمورد اين چيزايي که بهش ميگن دوچرخه هست که

304
00:27:28,732 --> 00:27:30,974
...تو بايد دوچرخه رو به سمتي هدايت کني که

305
00:27:30,974 --> 00:27:32,637
.بتوني جلوي سقوطش رو بگيري

306
00:27:33,977 --> 00:27:37,019
اين فقط تو نيستي
...تو تنها کسي نيستي که

307
00:27:37,669 --> 00:27:40,412
بي خبره از اينکه قبلش داره به کدوم جهت هدايت ميشه

308
00:27:40,922 --> 00:27:43,798
...اگر با زور بخواي مسيرت رو تغيير بدي

309
00:27:44,414 --> 00:27:46,438
سقوط ميکني، يه سقوط بد

310
00:28:45,468 --> 00:28:47,544
ممنونم

311
00:28:47,544 --> 00:28:49,097
براي چي؟

312
00:28:51,633 --> 00:28:52,881
...براي اينکه

313
00:28:53,517 --> 00:28:55,287
دوباره نجاتم دادي

314
00:28:56,169 --> 00:28:57,903
...و براي اينکه

315
00:28:59,669 --> 00:29:01,875
...کل امروز

316
00:29:05,768 --> 00:29:08,097
سرگرمم کردي

317
00:29:24,368 --> 00:29:25,879
<font color=#008000><i>[4.شوخي درمورد شوهر يکي از آنها]</i></font>

318
00:29:25,879 --> 00:29:28,526
<font color=#008000><i>[شگفت آور، هر دو زن پرسيدن اون چه کاري انجام داده؟]</i></font>

319
00:29:28,526 --> 00:29:30,276
<font color=#FF00FF><i>[مديرعامل، شي هو يه]</i></font>
<font color=#FF8080>ترجمه و زيرنويس: سهيلا، ساره، فرزانه، زهرا</font>

320
00:29:47,044 --> 00:29:49,243
<font color=#008000><i>جايزه ي کمديني که از گريه خنده ساخت]</i></font>

321
00:29:49,243 --> 00:29:50,977
<font color=#008000><i>[لطيفه هاي پدر]
[چرا انسان ها ميخندند؟]</i></font>

322
00:29:50,977 --> 00:29:52,566
<font color=#008000><i>[کمدي ساترا]</i></font>

323
00:30:05,669 --> 00:30:06,669
<font color=#008000><i>[لوح تقدير]</i></font>

324
00:30:06,669 --> 00:30:07,933
<font color=#008000><i>[جايزه ي بهترين مديرعامل کره در سال 2015]</i></font>

325
00:30:07,933 --> 00:30:10,146
<font color=#008000><i>[جايزه ي هتل درجه يک]
[جايزه ي بهترين سرويس دهي به مشتريان]</i></font>

326
00:30:11,301 --> 00:30:13,118
<font color=#008000><i>[هتل درجه يک و يتيم خانه ي سبز]</i></font>

327
00:30:14,268 --> 00:30:17,370
اگر بتونم يه شرکت تاسيس کنم فقط براي
...فهميدن دنياي کمدي و طنز

328
00:30:17,966 --> 00:30:19,952
عالي ميشه

329
00:30:21,368 --> 00:30:25,673
فکر نميکنم ما انقدر بهم نزديک باشيم
که بخوايم واسه هم جوک تعريف کنيم

330
00:30:26,285 --> 00:30:28,488
فکر ميکردم با طنز و لطيفه ميشه
دلشو بدست بيارم

331
00:30:37,368 --> 00:30:38,368
بله؟

332
00:30:38,368 --> 00:30:40,666
بهم نگيد که بجاي رفتن به خونه تا الان تو شرکت هستين
واسه مطالعه ي کمدي؟

333
00:30:40,666 --> 00:30:44,169
فکر کنم بايد در برابر نداشتن
حس شوخ طبعيم تسليم بشم

334
00:30:44,169 --> 00:30:46,991
فکر ميکنم اين اثرات جانبي اينه که
شما يه خانواده واسه خودتون ندارين

335
00:30:46,991 --> 00:30:48,008
چرا سعي نميکنين با يکي قرار بذارين؟

336
00:30:48,008 --> 00:30:50,531
مديرعامل جو از شرکت امنيتي داهان
ارشد منه تو کليسايي که من هستم

337
00:30:50,531 --> 00:30:52,575
و همشم داره تلاش ميکنه که دخترم سومش رو
بهم معرفي کنه

338
00:30:52,575 --> 00:30:55,287
ميخواين شما رو بهش معرفي کنم؟-
فقط بگو چرا بهم زنگ زدي؟-

339
00:30:55,287 --> 00:30:59,678
همون مديرعامل جويي که بهتون گفتم ميخواد
نيم ساعت ديرتر ملاقات ناهار انجام بشه

340
00:30:59,678 --> 00:31:00,828
حتما

341
00:31:00,828 --> 00:31:02,921
<i>همينطور، در رابطه با اتفاقي با
دستمالتون سري قبل پيش اومد</i>

342
00:31:02,921 --> 00:31:05,889
من با خانم شين جا يا فردا تماس ميگيرم
و کاراشو انجام ميدم

343
00:31:05,889 --> 00:31:07,574
دستمال گردن؟

344
00:31:08,088 --> 00:31:10,601
اوه، باشه

345
00:31:16,899 --> 00:31:18,470
اوه، خوشگلم واقعا

346
00:31:18,470 --> 00:31:20,310
من شبيه کيم که انقدر خوشگلم؟

347
00:31:20,310 --> 00:31:23,372
"يه زمان استراحت بين برنامه ي کاري پرمشغله ام"

348
00:31:23,372 --> 00:31:27,268
"زماني براي آرامش جا يا توسط همه ي شما"

349
00:31:27,768 --> 00:31:28,781
<font color=#000080><i>چت گروهي: 20 نفر اعضا
دعوت شده توسط جايا]</i></font>

350
00:31:28,781 --> 00:31:30,736
<font color=#000080><i>واي، اين واقعا جايائه؟-
سلام همگي-</i></font>

351
00:31:30,736 --> 00:31:32,410
<font color=#000080><i>واي، خداي من اين واقعا خود جا ياست</i></font>

352
00:31:32,410 --> 00:31:34,429
<font color=#000080><i>من کليپ جاجانگ ميونگتو ديدم خانم جا يا
عاشقش شدم</i></font>

353
00:31:34,429 --> 00:31:36,974
<font color=#000080><i>!تو واقعا خوشگلي جا يا
شبيه فرشته ها هستي</i></font>

354
00:31:36,974 --> 00:31:39,410
<font color=#000080><i>الان دقيقا داري چيکار ميکني؟-
امروز صبح سر فيلمبرداري بودم-</i></font>

355
00:31:39,410 --> 00:31:40,529
<font color=#000080><i>ايموجي گريه</i></font>

356
00:31:40,529 --> 00:31:44,441
<font color=#000080><i>فيلمبرداري تازه تموم شده و من تو راه
خونه رفتم تا يه قهوه بخورم</i></font>

357
00:31:44,441 --> 00:31:46,479
<font color=#000080><i>رازت براي اينکه همچين هيکل خوش فرمي داري چيه؟</i></font>

358
00:31:46,479 --> 00:31:48,832
<font color=#000080><i>!به ما هم ياد بده چطوري تبديل به همچين الهه اي شدي</i></font>

359
00:31:49,335 --> 00:31:50,508
اينکه منشي مين ه

360
00:31:50,508 --> 00:31:52,434
چرا اون مردک بايد بهم پيام بده؟
حالم رو گرفت

361
00:31:52,434 --> 00:31:54,082
<i>کي قراره شما اون دستمال رو برگردونين؟</i>

362
00:31:54,082 --> 00:31:56,127
چه دستمالي؟

363
00:31:57,298 --> 00:31:58,438
صورتتون رو پاک کنيد

364
00:31:58,438 --> 00:31:59,599
با اين همه، شما يه ستاره ايد

365
00:32:01,313 --> 00:32:03,444
چرا مديرعامل شين همچين درخواستي کرد؟

366
00:32:03,444 --> 00:32:06,983
!واي خدا، اون خيلييي خسيسه

367
00:32:06,983 --> 00:32:10,217
فقط بهش بگو از اونجايي که خيلي آدم
!پولداريه، بره يه دستمال ديگه واسه خودش بخره

368
00:32:10,217 --> 00:32:11,816
!چقدر شرم آوره

369
00:32:12,941 --> 00:32:14,012
<i>اون مال منه</i>

370
00:32:14,012 --> 00:32:16,987
<i>من اونو از دوست دختر سابقم هديه گرفتم
واسه همينم ميخوام که برش گردونين</i>

371
00:32:16,987 --> 00:32:18,085
مال اونه؟

372
00:32:18,575 --> 00:32:19,598
يه لحظه صبر کن

373
00:32:23,659 --> 00:32:25,180
!واي، چقدر مسخره است

374
00:32:33,050 --> 00:32:35,789
هي، من اون دستمال بعد از اينکه کارم
تموم شد انداختم بيرون

375
00:32:35,789 --> 00:32:37,221
و اينو به شين هو يه هم بگيد

376
00:32:37,221 --> 00:32:39,048
"تو دستمال يکي ديگه رو ميدي به کسي ديگه؟ چرا؟"

377
00:32:39,048 --> 00:32:40,500
چرا، چرا، چرا؟

378
00:32:40,500 --> 00:32:43,380
اوه، چون نميخواسته دستمال خودش رو به من بده؟

379
00:32:43,380 --> 00:32:46,272
خب، بهش بگو من خسته شدم از اينکه
احساساتم رو بخاطر اون هدر بدم

380
00:32:46,272 --> 00:32:48,991
بهتره اونم از جلويِ چشمم گورشو گم کنه

381
00:32:48,991 --> 00:32:52,852
و بهش بگو که اميدوارم يه بدبختي بزرگ نصيبش بشه

382
00:32:59,595 --> 00:33:02,919
چي؟چرا هيچ جواب نيست؟

383
00:33:02,919 --> 00:33:05,597
از چت روم رفته بيرون؟

384
00:33:05,597 --> 00:33:08,092
!عجب عوضي بي ادبيه

385
00:33:11,832 --> 00:33:16,025
نونا،چي شده؟-
اوني،عشق يه طرفه داري؟-

386
00:33:16,025 --> 00:33:19,797
داري باهاش قرار ميذاري؟-
منظورت شين هو يه از استراحتگاه درجه يکه؟-

387
00:33:19,797 --> 00:33:22,790
!اون همچين ادمي نيست که بخواد تو رو رد کنه

388
00:33:22,790 --> 00:33:25,368
جايا ميخواسته مخ مدير شين رو بزنه ولي نتونسته

389
00:33:25,368 --> 00:33:29,684
جايا کيه؟-
بعضي وقتا تو برنامه هاي تلوزيوني اجرا ميکنه-

390
00:33:30,489 --> 00:33:35,142
اين چيه؟چي شد؟من چه غلطي کردم؟

391
00:33:37,210 --> 00:33:39,684
الو؟-
رئيس شين تو رو رد کرده؟-

392
00:33:39,684 --> 00:33:42,129
لعنتي،از طرفدارا خواستي آرومت کنن؟

393
00:33:42,129 --> 00:33:44,361
مدير ميخواد همين الان ببينتت

394
00:33:52,882 --> 00:33:54,508
خودت يه جوري درستش کن-
چي شده؟-

395
00:33:54,508 --> 00:33:58,287
هرجوري شده با کنفراس مطبوعاتي يا با هرچيز ديگه فقط درستش کن

396
00:33:58,287 --> 00:34:00,387
همين الان حلش کن

397
00:34:07,245 --> 00:34:08,904
چي شده؟

398
00:34:08,904 --> 00:34:10,957
آبروشون رفته

399
00:34:14,384 --> 00:34:17,524
<font color=#0000A0>(ارتباط اون با رئيس،استراحتگاه درجه يک چيه؟)</font>

400
00:34:21,350 --> 00:34:25,462
شايعات فضايِ مجازي زود فراموش ميشه،خيلي نگران نباش

401
00:34:25,462 --> 00:34:29,122
اين چي ميگه؟-
رئيس شين گفت که اينو بهت بگم-

402
00:34:29,122 --> 00:34:30,453
!عجب ادميه

403
00:34:30,453 --> 00:34:32,582
<font color=#008040>(مدير جانگ)</font>

404
00:34:32,582 --> 00:34:36,067
چيه؟-
رئيس شين پسرعموته؟-

405
00:34:36,067 --> 00:34:39,689
چرا بهم نگفتي؟با پسرعموت دعوا نکن

406
00:34:39,689 --> 00:34:42,544
اون پسرعموم نيست

407
00:35:11,046 --> 00:35:12,352
!لعنتي

408
00:35:12,352 --> 00:35:15,776
!بهت گفتم نيا ولي تو اصلا گوش نميکني

409
00:35:16,558 --> 00:35:20,033
چه احوال پرسي عاليي اونم بعد از اين همه سال که همو نديديم

410
00:35:20,033 --> 00:35:22,325
هي!درش نيار

411
00:35:22,325 --> 00:35:25,446
!چون خيلي وقته همو نديدم خواهشا حالمو بهم نزن

412
00:35:27,401 --> 00:35:30,100
الهه ما يه ذره هم عوض نشده

413
00:35:30,100 --> 00:35:32,899
شايد مجبور بشي برگردي قلمرو خدايان و اون عوضي رو اونجا ببيني

414
00:35:32,899 --> 00:35:35,209
اون عوضي؟کي؟

415
00:35:35,209 --> 00:35:36,486
خودت ميدوني،همون عوضي ديگه

416
00:35:36,486 --> 00:35:39,821
هموني که کاهن اعظم وقتي کوچک بوديم درموردش برامون ميگفت

417
00:35:39,821 --> 00:35:42,564
هموني که قراره همه رو بکشه-
دوباره شروع نکن-

418
00:35:42,564 --> 00:35:45,236
براي همينه که به نظرم تو از هابک بچه تري

419
00:35:45,236 --> 00:35:48,312
هنوز چيزايي که تو بچگي شنيدي رو باور داري؟

420
00:35:53,448 --> 00:35:57,120
هنوز داستان خرسي که سير ميخورد باور داري؟

421
00:35:58,140 --> 00:36:00,841
داستان مردي که از تخم مرغ بيرون اومد جالبتر نبود؟

422
00:36:05,428 --> 00:36:08,605
حالا ميخواي چکار کني؟برنامه اي داري؟

423
00:36:09,176 --> 00:36:11,218
اگه خواستي اونو بدي بهش به منم بگو بدم بهش

424
00:36:11,218 --> 00:36:13,372
و اگه من خواستم اول اين کارو بکنم به تو ميگم

425
00:36:13,372 --> 00:36:15,901
تو الان به اين ميگي نقشه؟

426
00:36:15,901 --> 00:36:18,232
بيا يکم بيشتر زمان بخريم

427
00:36:18,232 --> 00:36:20,875
حالا اين دوست پسر خداي ابت کجا هست؟

428
00:36:20,875 --> 00:36:26,189
اون احمق براي اولين بار در تاريخ خدايان،از يه خادم کمک گرفته

429
00:36:26,861 --> 00:36:28,517
يه خادم خدا؟

430
00:36:29,127 --> 00:36:33,924
مدير،کلينيک روانپزشکي شاد

431
00:36:33,924 --> 00:36:35,524
يون سو آه؟

432
00:36:36,156 --> 00:36:39,587
يه زن؟-
اره،اصلا از قيافش خوشم نمياد-

433
00:36:39,587 --> 00:36:42,779
فکر نميکنم اون بدونه هابک خداست

434
00:36:42,779 --> 00:36:44,131
چرا؟

435
00:36:47,178 --> 00:36:49,613
هيچوقت دليلشو بهت نميگم

436
00:37:17,776 --> 00:37:19,808
من کجام؟

437
00:37:24,216 --> 00:37:27,098
ما کجاييم؟تو ميخواستي چکار کني؟

438
00:37:27,098 --> 00:37:30,105
يادت نمياد؟-
چي رو يادم نمياد؟-

439
00:37:30,105 --> 00:37:35,591
ديشب تو،توحال خوبي بودي براي همين شراب بعد غذايِ منو تموم کردي

440
00:37:36,770 --> 00:37:40,319
و بعد اصرار کردي که تو تخت نام سو ريم بخوابي

441
00:37:41,850 --> 00:37:43,526
من اين کارو کردم؟

442
00:37:44,283 --> 00:37:46,419
اينجا بخوابي،سرما ميخوري

443
00:37:46,419 --> 00:37:50,928
بعد تو بهش گفتي اگر بيرون بخوابه سرما ميخوره

444
00:37:52,388 --> 00:37:56,587
بعد تو چهاردست و پا

445
00:37:56,587 --> 00:37:58,727
!خزيدي تو اتاق من

446
00:38:14,180 --> 00:38:18,196
خوب فک کنم که من اشتباه کردم-
من تو اينترنت درموردش سرچ کردم-

447
00:38:19,107 --> 00:38:23,225
"بهش ميگن"علائم مستي شديد

448
00:38:23,924 --> 00:38:25,448
!نخير اينجوري نيست

449
00:38:45,267 --> 00:38:49,267
راستي،نام سو ري،نام سوري

450
00:38:49,267 --> 00:38:52,317
نام سوري..نام سوري

451
00:38:52,317 --> 00:38:54,194
چرا از اونجا،اومدي بيرون؟

452
00:39:02,098 --> 00:39:04,486
...يعني شما دو تا-
نه-

453
00:39:04,486 --> 00:39:06,089
!نه

454
00:39:14,462 --> 00:39:17,589
الو؟-
هابک گوشي نداره؟-

455
00:39:17,589 --> 00:39:19,136
...کي

456
00:39:21,714 --> 00:39:23,294
ارباب بي ريوم

457
00:39:25,832 --> 00:39:29,084
واقعا زده به سرم...ديوانه شدم

458
00:39:29,084 --> 00:39:32,658
واي،کمرم

459
00:39:32,658 --> 00:39:35,486
!چه خدايِ بي شخصيتي

460
00:39:35,486 --> 00:39:39,665
يه ملحفه اي وبالشتي بهم نداده

461
00:39:39,665 --> 00:39:41,788
!نميتونسته اين کارو هم بکنه

462
00:39:41,788 --> 00:39:45,337
بي ريوم،نام سو ري هستم-
هابک کجاست؟-

463
00:39:45,337 --> 00:39:48,062
اينجاست..الان گوشي رو ميدم بهش

464
00:39:48,062 --> 00:39:49,564
بله؟

465
00:39:50,823 --> 00:39:52,261
باشه

466
00:39:53,808 --> 00:39:56,703
چيه؟-
ميخواد تو خونه اش ببينتون-

467
00:39:56,703 --> 00:39:58,933
انگار مورا،بي ريوم رو پيدا کرده

468
00:39:58,933 --> 00:40:01,783
شما بدون قدرتاتون چطوري ميخواين برين اونجا؟

469
00:40:01,783 --> 00:40:04,564
نبايد خادم رو دوباره به خطر بندازيم

470
00:40:04,564 --> 00:40:07,984
هنوز بخاطر اينکه گولش زديم ناراحتم

471
00:40:07,984 --> 00:40:09,881
چي داري ميگي؟

472
00:40:19,272 --> 00:40:20,959
...شما

473
00:40:22,028 --> 00:40:23,835
از قصد ميخواستين منُ بکشين؟

474
00:40:23,835 --> 00:40:25,544
نه

475
00:40:25,544 --> 00:40:28,392
براي همين معذرت خواهي کردي؟

476
00:40:28,392 --> 00:40:30,591
چون داشتين منُ به کشتن ميدادين؟

477
00:40:31,790 --> 00:40:35,517
نه-
...براي همين گوشت رو برام تيکه کردي-

478
00:40:40,214 --> 00:40:43,044
بهم سيب دادي،تا بتوني منُ بکشي؟

479
00:40:43,044 --> 00:40:45,790
يه جورايي اخرين شام زندگيم بود؟-
گفتم که نه-

480
00:40:45,790 --> 00:40:49,834
منظورت چيه که نه؟تو همه چيزو ميدونستي بازم منُ گذاشتي تو اون ماشين

481
00:40:49,834 --> 00:40:52,450
تنها چيزي که ميخواستي اين بود که قدرت هاي بي ارزشتو به دست بياري؟

482
00:40:52,450 --> 00:40:54,669
بي ارزش؟-
اره-

483
00:40:54,669 --> 00:40:57,214
...من نميدونم اين قدرتا چقدر عالي اند

484
00:40:57,214 --> 00:41:00,100
اما يه خدا ميتونه جون يه انسانو براي رسيدن به خواسته هاي خودش به خطر بندازه؟

485
00:41:00,100 --> 00:41:02,346
چطور يه خدا ميتونه انقدر بدبخت باشه؟

486
00:41:09,837 --> 00:41:13,502
اون فکر ميکرد قدرتاش در اخرين لحظه برميگرده مثل
اون دفعه که نجاتت داد

487
00:41:15,192 --> 00:41:19,223
فکر ميکني اگه قدرتاش برنميگشت چي ميشد؟

488
00:41:19,223 --> 00:41:22,812
چه بلايي سرمن ميومد؟-
اون هرجوري بود شما رو نجات ميداد-

489
00:41:22,812 --> 00:41:26,017
اما اين حقيقت که اون جون منو به خطر انداخته تغييري نميکنه

490
00:41:26,017 --> 00:41:29,589
اما اين حقيقت که اون دو بار جون شما رو نجات داده-

491
00:41:29,589 --> 00:41:32,569
هم تغييري نميکنه-
نام سو ري-

492
00:41:35,448 --> 00:41:37,814
چرا انقدر داري باهاش بحث ميکني؟

493
00:41:37,814 --> 00:41:39,346
بيا بريم

494
00:41:40,515 --> 00:41:45,323
هرچي زودتر برگردين براي خودتون بهتره

495
00:42:08,991 --> 00:42:11,741
بهتره باهم بريم،منم يه کارهايي دارم

496
00:42:11,741 --> 00:42:14,553
چي؟-
اون پولي که تو خرج کردي-

497
00:42:15,444 --> 00:42:17,955
من همه رسيداشو جمع کردم

498
00:42:17,955 --> 00:42:20,810
پس من بهش ميگم که يا سنگُ بهت بده يا خودتو بجاش برداره

499
00:42:20,810 --> 00:42:23,522
بذار ببينم اين خدا چه شکليه

500
00:42:23,522 --> 00:42:26,314
ميتونيم بريم؟-
بله-

501
00:42:32,200 --> 00:42:36,390
يه ذره هم عوض نشده،تو سرزمين خدايانم همش دنبال بهترين جاها بود

502
00:42:36,390 --> 00:42:39,841
...اين ادما بايد خفا زندگي کنن ولي يکيشون ستاره معروفه

503
00:42:39,841 --> 00:42:43,988
واون يکي ام در پنت هاوس يکي از بزرگترين
ساختمان هاي کره زندگي ميکنه

504
00:42:46,283 --> 00:42:49,596
...يعني خدايان اين دنيا رو به اين حال و روز انداختن

505
00:42:49,596 --> 00:42:53,890
يا چون دنيا به اين حال وروز افتاده،خدايان هم بي خيال شدن؟

506
00:42:55,350 --> 00:42:57,890
تو هي داري بي ادب تر ميشي ها

507
00:42:57,890 --> 00:43:01,736
اين شرايط منُ ياد مردي انداخت که ميخواست باهام ازدواج کنه

508
00:43:01,736 --> 00:43:05,236
وقتي ميخواست بهم پيشنهاد بده يه انگشتر الماس بزرگ بهم داد

509
00:43:05,236 --> 00:43:07,160
اما من انداختمش دور

510
00:43:09,455 --> 00:43:11,754
يوم مي-
يون سو-

511
00:43:11,754 --> 00:43:14,167
چرا اومدي اينجا؟فکر ميکردم کار پاره وقت داري

512
00:43:14,167 --> 00:43:16,919
چرا اين روزا آن بينُ نميبينم؟-
آن بين؟-

513
00:43:16,919 --> 00:43:19,156
دانشگاه ول کرد و رفت رم-
چي؟-

514
00:43:19,156 --> 00:43:24,709
خيلي مسخره ست.اون شاگرد اول بود ولي به اين نتيجه رسيده که
پزشکي براش مناسب نيست

515
00:43:24,709 --> 00:43:26,866
فکر کنم براي وقت گذروني اومده بود دانشگاه

516
00:43:28,151 --> 00:43:29,636
اما چرا پرسيدي؟

517
00:43:30,841 --> 00:43:33,038
ميخواستم اينو بهش برگردونم

518
00:43:33,038 --> 00:43:37,520
بايد همون موقع باهاش ازدواج ميکردم.اون وارث يه شرکت بزرگ بود

519
00:43:39,647 --> 00:43:44,517
لعنتي،اونم اينجا زندگي ميکرد و همش پزشو ميداد

520
00:43:48,285 --> 00:43:51,406
مشتاق ديدار،بي ريوم-
مشتاق ديدار،يون سوآه-

521
00:44:14,381 --> 00:44:15,814
نام سو ري،مشتاق ديدار

522
00:44:15,814 --> 00:44:19,479
ارباب بي ريوم،حالتون چطوره؟

523
00:44:21,774 --> 00:44:24,575
باورم نميشه که دوستم يون سو آه،خادم خداست

524
00:44:25,319 --> 00:44:27,488
براي همين بود که جاذبه عجيبي نسبت بهش داشتم

525
00:44:41,321 --> 00:44:44,140
سنگ خدايان بخاطر از بين رفتن قدرت هاي تو،ناپديد نشده

526
00:44:44,140 --> 00:44:48,037
من هيچوقت قدرت هامو از دست نداده بودم براي همين ميخواستم بدونم چطوريه

527
00:44:59,057 --> 00:45:00,979
مشتاق ديدار يون سوآه

528
00:45:08,240 --> 00:45:10,285
اگه جايِ سنگ خدايي من امنه،پس بدش به من

529
00:45:10,285 --> 00:45:14,308
مطمئنم که خيلي خودتو براي اين روز اماده کرده بودي ولي
بهت نميدمش و خودتم دليلشو ميدوني

530
00:45:14,308 --> 00:45:18,408
اما اگه تونستي از مورا بگيريش،منم درموردش دوباره فکر ميکنم

531
00:45:18,408 --> 00:45:20,569
بي..بي ريوم

532
00:45:32,872 --> 00:45:34,731
خيلي وقته نديدمت،يون سوآه

533
00:45:44,111 --> 00:45:48,122
حقيقت داره؟شنيدم به مورا خيلي نزديکي

534
00:45:48,944 --> 00:45:51,825
اگه اون بهت ندادش،پس حتما يه مشکلي اين وسط وجود داره درسته؟

535
00:45:51,825 --> 00:45:54,683
براي همينه که ما داريم از سنگ هاي خدايان محافظت ميکنيم

536
00:45:55,383 --> 00:45:58,450
بي ريوم-
...راستي-

537
00:45:59,310 --> 00:46:04,102
شنيدم اين روزا خيلي گرسنه اي

538
00:46:05,290 --> 00:46:08,633
اره،من بويِ خيانت رو حس ميکنم

539
00:46:08,633 --> 00:46:10,433
و احساس گرسنگي ميکنم

540
00:46:10,433 --> 00:46:15,868
احساس ميکنم از ديروز و روزهاي قبلش شاه بهتري هستم

541
00:46:17,260 --> 00:46:21,433
چي؟-
دارم ياد ميگيرم که چطور پادشاه بهتري باشم-

542
00:46:25,294 --> 00:46:27,314
بريم،نام سو ري

543
00:46:31,573 --> 00:46:35,872
اينو بذار اينجا باشه،خيلي وقته نديدمش و کارهايِ زيادي باهاش دارم

544
00:46:48,091 --> 00:46:52,229
اگه مورا سنگُ بهتون نده،پس بي ريوم اصلا اين کارو نميکنه

545
00:47:08,328 --> 00:47:10,861
...ممکنه براي شما فقط يه سرگرمي باشه

546
00:47:10,861 --> 00:47:13,180
اما براي کارمندهاتون خيلي سخته

547
00:47:13,180 --> 00:47:16,948
بهشون بگو اگه نگران اين قضيه بشن،اخراجشون ميکنم

548
00:47:16,948 --> 00:47:20,365
تيم جديد برنامه ريزي درمورد يون سوآه سوال ميکنن

549
00:47:20,365 --> 00:47:24,656
فکر ميکنم خودتون بايد اين قضيه رو مديريت کنيد،رئيس شين

550
00:47:24,656 --> 00:47:28,147
فکر کنم اون هنوز داره فکر ميکنه-
فکر ميکردم سريع قرارداد رو امضا ميکنه-

551
00:47:28,147 --> 00:47:31,548
اون زمين خانوادگيشونه و حالا قراره که بفروشش

552
00:47:31,548 --> 00:47:33,950
حتما يکم به شک افتاده

553
00:47:33,950 --> 00:47:38,356
خودشو قوي نشون ميده ولي درواقع ادم حساسيه

554
00:47:38,356 --> 00:47:39,625
بله؟

555
00:47:41,359 --> 00:47:43,135
قلب مهربوني داره

556
00:47:43,135 --> 00:47:47,265
اما نميخواد کسي متوجه بشه براي همين مخالف قلبش عمل ميکنه

557
00:47:47,265 --> 00:47:51,479
و براي همينه که برنامه هاش هيچوقت عملي نميشه

558
00:47:53,029 --> 00:47:54,479
...اين سوال من نبود

559
00:47:54,479 --> 00:47:58,654
ديدن اون که داره سعي ميکنه بدجنس باشه جالب نيست؟

560
00:47:58,654 --> 00:48:01,883
اين جواب سوال تو نبود؟-
بله-

561
00:48:01,883 --> 00:48:04,421
...يون سوآه يه  روانشناسه ولي

562
00:48:04,421 --> 00:48:06,705
ميشه بهت يه رازي رو بگم

563
00:48:06,705 --> 00:48:09,359
من ميتونم احساسات ادمارو اناليز کنم

564
00:48:10,789 --> 00:48:13,995
!اين راز موفقيته منه

565
00:48:15,171 --> 00:48:19,578
با يون سو آه حرف ميزنم-
باشه-

566
00:48:58,310 --> 00:48:59,982
بيا با هم بريم

567
00:48:59,982 --> 00:49:01,760
مشتاق ديدار ؛ يون سو آه

568
00:49:03,437 --> 00:49:05,990
خدايا؛ واقعا

569
00:49:05,990 --> 00:49:08,832
اين ديگه چه جور رويايي بود؟

570
00:49:08,832 --> 00:49:12,627
چطور يه رويا تونسته با يه سري از حوادث اينقدر خوب مطابقت پيدا کنه؟

571
00:49:15,183 --> 00:49:17,202
خدايا؛ زبونم بند اومده

572
00:49:36,341 --> 00:49:38,808
اين آدما؛ واقعا که

573
00:49:38,808 --> 00:49:41,517
چطور جرئت ميکنين که اينجا ولو بشين؟

574
00:49:42,575 --> 00:49:47,379
شنيدم که اون انگشتر الماس ؛ حلقه خواستگاري نبوده

575
00:49:50,348 --> 00:49:52,075
يه حلقه دوستي بوده

576
00:49:53,100 --> 00:49:55,689
يه حلقه دوستي
آن بين ؛ اونو بهت داده بود؟

577
00:49:55,689 --> 00:49:59,252
فکر کردم بهت يه حلقه عشق ميده

578
00:49:59,252 --> 00:50:01,955
شنيدم 20 نفر اين حلقه رو گرفتن

579
00:50:02,787 --> 00:50:05,183
شنيدم اون اينو به بيش از 20 نفر داده

580
00:50:05,183 --> 00:50:08,500
و اون هيچ وقت قبلا دنبالت هم نبوده

581
00:50:09,848 --> 00:50:12,698
جنون خود بزرگ بيني داري؟

582
00:50:13,828 --> 00:50:16,939
چي؟ مي خواي کاري کني که که تصميمي بگيره؟

583
00:50:17,923 --> 00:50:20,336
حتي نتونستي يه کلمه حرف بزني

584
00:50:20,988 --> 00:50:22,868
! غش نکن

585
00:50:26,336 --> 00:50:28,629
هر زمان که در وضعيت بدي هستي
سعي مي کني غش کني

586
00:50:30,071 --> 00:50:34,205
<i>! امکان نداره! امکان نداره</i>

587
00:50:34,205 --> 00:50:36,785
<i>! امکان نداره</i>

588
00:50:36,785 --> 00:50:39,098
در هر صورت، مراقب بي ريوم باش

589
00:50:39,098 --> 00:50:41,961
همه خدايان يکسان نيستن

590
00:50:45,825 --> 00:50:49,999
اون احمق از طرف الهه عشق اومده

591
00:50:51,642 --> 00:50:53,327
! هي

592
00:50:53,327 --> 00:50:56,151
اون از طرف هيچ خدايي نيس جز الهه عشق

593
00:50:56,151 --> 00:50:59,736
... اون احمق از خيانت و شلوغ بازي لذت ميبره؛ براي همين

594
00:50:59,736 --> 00:51:03,531
نبايد باهاش صحبت کني -
آن بين يه خداس؟ -

595
00:51:04,912 --> 00:51:06,944
... آن بين

596
00:51:07,950 --> 00:51:10,363
آن بين يه خداس؟

597
00:51:10,363 --> 00:51:13,057
کاملا از دست رفت

598
00:51:15,414 --> 00:51:18,354
چطوره دوباره با مو را صحبت کنيم؟

599
00:51:19,189 --> 00:51:22,008
و جو دونگ کجا رفت؟

600
00:51:22,640 --> 00:51:24,281
.... آن بين

601
00:51:25,258 --> 00:51:27,674
.... آن بين

602
00:51:27,674 --> 00:51:31,111
آن .... آن بين؟

603
00:52:00,741 --> 00:52:04,328
چرا مي خواستي منو ببيني؟

604
00:52:07,013 --> 00:52:09,232
تو نبايد درباره قدرت هام به بي ريوم چيزي مي گفتي

605
00:52:09,232 --> 00:52:11,274
من ... هيچ انتخابي نداشتم

606
00:52:11,274 --> 00:52:14,765
اگه شما اونو بهش بدين؛
بي ريوم تجديد نظر ميکنه

607
00:52:14,765 --> 00:52:17,651
بدش به من ؛ بهم اعتماد کن

608
00:52:17,651 --> 00:52:20,272
قدرت هام بعد از اين که به اقليم خدايان برگردم؛ برمي گردن

609
00:52:20,272 --> 00:52:22,477
نه .... نه

610
00:52:22,477 --> 00:52:24,915
نمي تونم -
مو را -

611
00:52:24,915 --> 00:52:27,356
از بي ريوم بگير
بعدش من بهت ميدم

612
00:52:27,356 --> 00:52:30,345
مو را -
خودم نمي تونم تصميم بگيرم -

613
00:52:31,073 --> 00:52:32,919
! مو را

614
00:52:38,901 --> 00:52:42,703
متاسفم؛ ولي چاره ديگه اي ندارم

615
00:52:44,772 --> 00:52:46,859
چه هيجان انگيز

616
00:52:48,631 --> 00:52:50,865
مدت زيادي از زماني که عليه هابک همکاري کرديم؛ مي گذره

617
00:52:50,865 --> 00:52:53,562
چي داري ميگي؟
من توي گذشته با تو چيکار کردم؟

618
00:52:53,562 --> 00:52:57,039
يه خواستگاري؛ و تا امروز هم اعتبار داره

619
00:52:57,039 --> 00:52:59,693
... اگرچه اين باعث حسادت هابک؛ اون جور که انتظار داشتي نشد ولي

620
00:52:59,693 --> 00:53:02,356
! هي -
بيا بريم ؛ سرم شلوغه -

621
00:53:02,356 --> 00:53:05,419
بايد برم يکي از دوستام رو ببينم و يه عالمه هم کار دارم

622
00:53:11,861 --> 00:53:15,772
مدت زيادي گذشته ؛ يون سو آه
مدت زيادي گذشته ؛ يون سو آه

623
00:53:15,772 --> 00:53:18,477
با عقل جور در نمياد؛ با عقل جور در نمياد

624
00:53:18,477 --> 00:53:20,452
اين اصلا معني نداره

625
00:53:27,260 --> 00:53:31,774
<font color=#004080><i>تلفن مشترک مورد نظر خاموش مي باشد
... شما وصل مي شويد به</i></font>

626
00:53:34,024 --> 00:53:35,651
يوم مي

627
00:53:37,281 --> 00:53:39,477
... آن بين

628
00:53:40,847 --> 00:53:42,868
... آن بين

629
00:53:43,558 --> 00:53:45,357
کِي اومدي اينجا؟

630
00:53:46,881 --> 00:53:48,267
! دکتر يون

631
00:53:48,267 --> 00:53:52,540
مديرعامل شين چندين بار تماس گرفتن
و گفتن نمي تونن باهاتون تماس بگيرن

632
00:53:58,250 --> 00:54:01,115
به وقت نياز دارم که قرارداد رو ببينم

633
00:54:01,115 --> 00:54:05,270
از اين مهم تر چي هس؟ -
منم همين رو دارم ميگم -

634
00:54:13,678 --> 00:54:16,656
<i>الو؟ -</i>
سلام ؛ يون سو آه هستم -

635
00:54:16,656 --> 00:54:19,285
بلاخره بهتون دسترسي پيدا کردم -
<i>متاسفم -</i>

636
00:54:19,285 --> 00:54:21,455
تماس گرفتم چون هيچ صحبتي از قرارداد نشد

637
00:54:21,455 --> 00:54:25,165
اوه ؛ ببخشيد
هنوز نرسيدم قرارداد رو بازبيني کنم

638
00:54:25,165 --> 00:54:29,209
<i>من نزديک شما توي راهم که برم جلسه
ولي يکم وقت دارم</i>

639
00:54:29,209 --> 00:54:32,095
<i>اگه آماده ايد؛ مي تونم قبل از جلسه ام ببينمت</i>

640
00:54:32,095 --> 00:54:35,370
پس بيا کافه نزديک کلينيکم همديگه رو ببينيم

641
00:54:35,370 --> 00:54:37,687
بيا درست ادامه بديم

642
00:54:42,022 --> 00:54:44,098
چي قراره از خانم نواده بپرسين؟

643
00:54:44,098 --> 00:54:47,053
درباره مو را و بي ريوم ئه
در مورد چيزي کنجکاوم

644
00:54:47,053 --> 00:54:49,847
ببخشيد؟ اون نواده ممکنه از چي خبرداشته باشه؟

645
00:54:49,847 --> 00:54:54,010
بعد از اين که ياد گرفتم چطور بخونم؛
بررسي کردم که اون براي زندگي کردن چه ميکنه

646
00:54:54,010 --> 00:54:59,260
مي خوام يه چيزي رو درباره وضعيت روحي مو را و بي ريوم چک کنم

647
00:55:07,241 --> 00:55:10,825
خداي من ! اون چي بود؟

648
00:55:10,825 --> 00:55:12,703
تو چرا اينجايي؟

649
00:55:12,703 --> 00:55:15,185
ناراحت بودم که اون جوري رفتي

650
00:55:15,185 --> 00:55:20,028
بيا برگرديم عقب و درباره نواده خادم بودنت صحبت کنيم

651
00:55:20,669 --> 00:55:23,430
دوست دارم اينجا حرف بزنم؛
ولي يه کاري هم دارم که بايد انجام بدم

652
00:55:23,430 --> 00:55:25,607
بيا با يه تير دو نشون بزنيم

653
00:55:25,607 --> 00:55:29,087
! هي ؛ ولم کن ! هي

654
00:55:29,087 --> 00:55:30,837
! هي ! ولم کن

655
00:55:47,031 --> 00:55:49,334
.... اون بي ريوم نيس

656
00:55:58,732 --> 00:56:02,750
! هي ؛ ماشين رو نگه دار ! هي ؛ نگهش دار

657
00:56:02,750 --> 00:56:04,459
! هي

658
00:56:04,459 --> 00:56:06,261
! بي ريوم

659
00:56:08,283 --> 00:56:10,571
اين اصطلاح " مثل برق و باد بدو" رو ميدوني؟

660
00:56:10,571 --> 00:56:12,144
الان بهت نشون ميدم

661
00:56:12,144 --> 00:56:13,399
چي؟

662
00:56:55,629 --> 00:56:59,772
واقعا دارم ... گزارشت رو ميدم

663
00:57:03,470 --> 00:57:07,013
! هي -
نگران نباش! يه جديدش رو بهت ميدم -

664
00:57:07,013 --> 00:57:08,711
... نه

665
00:57:22,039 --> 00:57:27,004
<font color=#004080><i>... گوشي مشترک مورد نظر خاموش مي باشد؛ شما وصل مي شويد به</i></font>

666
00:57:27,004 --> 00:57:29,872
<font color=#FF00FF><i>[دکتر يون سو آه]</i></font>

667
00:57:52,765 --> 00:57:54,506
همين جا صبر کن

668
00:58:05,113 --> 00:58:08,604
اين يه تحوله
خيلي زوده که تاثيراتش رو نشون بده

669
00:58:08,604 --> 00:58:10,850
ولي الان؛ دقيقا وقت درستيه

670
00:58:10,850 --> 00:58:13,069
اين يه راه حل موقتيه

671
00:58:13,069 --> 00:58:17,039
... تو ... تو واقعا که

672
00:58:17,039 --> 00:58:18,957
مي تونم يه رازي رو بهت بگم؟

673
00:58:19,769 --> 00:58:21,999
ما قادر مطلق نيستيم

674
00:58:21,999 --> 00:58:25,765
براي مثال ؛ ما نمي تونيم يه عضو مُرده رو به زندگي برگردونيم

675
00:58:25,765 --> 00:58:30,269
اگه انسان ها به تحقير کردن ما ادامه بدن؛
شما همتون ميميريد

676
00:58:31,435 --> 00:58:33,439
.... ولي چقدر عجيب

677
00:58:33,439 --> 00:58:37,087
انسان هايي که از من حلقه گرفتن
کار و بار زندگي شون خيلي خوب شد

678
00:58:40,196 --> 00:58:42,761
چرا به اين وضع افتادي؟
حلقه رو انداختي دور؟

679
00:58:42,761 --> 00:58:44,906
چه غلطي داري ميکني؟

680
00:58:45,830 --> 00:58:49,158
از چيزي که يادم مياد؛ تو يه دانش آموز کاري و فقير بودي

681
00:58:49,158 --> 00:58:52,894
من از مدرسه رفتم براي همين تو تونستي بورسيه رو بگيري

682
00:58:52,894 --> 00:58:54,502
اين دروغه

683
00:58:55,995 --> 00:58:59,709
چرا رفتي سر روان پزشکي؟
راه هاي بهتري هم براي پول در آوردن بود

684
00:58:59,709 --> 00:59:03,129
عجله داشتي که يه کلينيک باز کني و هنوزم زير قرضي

685
00:59:03,129 --> 00:59:06,261
شنيدم اين روزا حتي نمي توني اجاره ات رو بدي

686
00:59:17,943 --> 00:59:19,779
اين بزرگ تر از اون اولي نيس؟

687
00:59:39,575 --> 00:59:41,993
ازت مي خوام که به عنوان خادم خدا
کاري انجام بدي

688
00:59:41,993 --> 00:59:44,332
اگه هابک اينو قورت بده
اين مال توئه

689
00:59:44,332 --> 00:59:45,414
چي؟

690
00:59:45,414 --> 00:59:47,142
اين باعث ميشه که موقتا قضيه سنگ هاي خدايي رو فراموش کنه

691
00:59:47,142 --> 00:59:49,785
در ضمن بايد کاري انجام بدم

692
00:59:49,785 --> 00:59:53,077
و البته تو هم پاداش مي گيري؛ بر اين اساس
اين حلقه فقط انعامت ميشه

693
00:59:53,077 --> 00:59:55,026
مي تونم آرزوت رو برآورده کنم

694
00:59:55,026 --> 00:59:58,979
به عنوان مثال؛ مي تونم خيلي پولدارت کنم

695
01:00:00,361 --> 01:00:03,124
واقعا مي توني پولدارم کني؟

696
01:00:20,537 --> 01:00:24,084
مراقبش باش
فقط يه دونه ازش توي دنيا وجود داره

697
01:00:34,977 --> 01:00:37,294
خودت بايد با مشکلاتت دست و پنجه نرم کني

698
01:00:37,294 --> 01:00:41,118
و آرزوم پولدار شدن نيس

699
01:00:41,970 --> 01:00:45,432
اولا؛ تو خادم هابک نيستي؛
بلکه خادم هر خدايي

700
01:00:45,432 --> 01:00:50,479
دوما؛ هابک که قدرت هاش رو از دست داده
نمي تونه برات کاري بکنه

701
01:00:51,912 --> 01:00:55,390
به عبارت ديگه؛ به خداي درست بچسب

702
01:00:56,026 --> 01:00:58,796
متاسفم؛ ولي اون قدرت هاش رو داره

703
01:00:58,796 --> 01:01:01,171
... اونا ميان و ميرن

704
01:01:01,171 --> 01:01:03,790
ولي اون هنوز يه خداس؛
حتي اگه قدرت هاش رو از دست داده باشه

705
01:01:03,790 --> 01:01:05,209
چي؟

706
01:01:07,265 --> 01:01:11,176
اگه صبر کنيم برمي گردن؛
اصلا چرا داريم تعقيب شون مي کنيم؟

707
01:01:11,807 --> 01:01:15,917
نمي تونم بهش اعتماد کنم -
تو هيچ وقت به کاري که کرده اهميت ندادي -

708
01:01:18,957 --> 01:01:22,698
امکان نداره ... که به خاطرش داري اين کارو ميکني

709
01:01:30,859 --> 01:01:33,955
تموم شد؟
امشب يه بيمار دارم

710
01:01:33,955 --> 01:01:38,676
اگه چيزي که گفتي درسته؛ مي خوام هابک رو ببينم

711
01:01:46,981 --> 01:01:49,466
چرا هر جا که ميري هياهو درست ميکني؟

712
01:01:49,466 --> 01:01:50,857
دوباره تويي

713
01:01:51,560 --> 01:01:52,930
بيا اينجا

714
01:02:01,383 --> 01:02:03,356
! هي ... هي

715
01:02:04,254 --> 01:02:06,529
! هي ! هي

716
01:02:11,508 --> 01:02:12,798
! هي

717
01:02:23,702 --> 01:02:26,493
معلوم هس داري چيکار مي کني؟ -
چيکار ميکني؟ -

718
01:02:26,493 --> 01:02:29,252
هابک به طور مطلق قدرتهاش رو از دست نداده -
چي؟ -

719
01:02:29,252 --> 01:02:33,035
يه فرصت بهت ميدم که اثباتش کني
اگه قدرتهات رو بهم نشون بدي

720
01:02:33,035 --> 01:02:35,756
درباره دادن سنگ خدايي تجديد نظر ميکنم

721
01:02:35,756 --> 01:02:37,968
اون الان چي داره ميگه؟

722
01:02:39,125 --> 01:02:42,693
! ..... هي ! هي ؛ هي

723
01:03:03,508 --> 01:03:04,850
! هي

724
01:03:07,789 --> 01:03:09,477
! هي ؛ اين کارو نکن ! اي احمق

725
01:03:09,477 --> 01:03:13,727
اگه يه قدم ديگه برداري؛ اون از بين ميره

726
01:03:17,539 --> 01:03:20,028
هي ؛ چه غلطي داري ميکني؟

727
01:03:24,383 --> 01:03:27,347
! سرورم بي ريوم؛ شما نمي تونيد به انسان ها زور بگيد

728
01:03:27,347 --> 01:03:32,053
خادمان خدايان استثنا هستن
... برکت ها، مجازات ها؛ افتخار؛ درد

729
01:03:32,053 --> 01:03:34,944
و قلب يه خدا -
! اين مسخره اس -

730
01:03:34,944 --> 01:03:37,894
هي ؛ منم ازش خوشم نمياد
! ولي اين درست نيس

731
01:03:37,894 --> 01:03:41,140
ولي اون گفت که هر وقت توي خطر قرار مي گيره
قدرت هاش برمي گرده

732
01:03:41,140 --> 01:03:44,709
جدي نميگي؟-
چي؟ -

733
01:03:45,606 --> 01:03:47,807
آماده ايد؟

734
01:03:47,807 --> 01:03:49,560
پس ؛ بيايين شروع کنيم

735
01:04:04,249 --> 01:04:06,629
اي بابا؛ چيکار کنيم؟

736
01:04:08,361 --> 01:04:11,167
ارباب بي ريوم؛ لطفا جلو اينو بگيريد

737
01:04:11,167 --> 01:04:13,046
چي ميشه اگه قدرت هاش برنگرده؟

738
01:04:13,046 --> 01:04:17,923
پس اين حتما سرنوشت اين بچه بوده

739
01:04:18,598 --> 01:04:22,033
حالا هابک؛ نوبت توئه

740
01:04:35,314 --> 01:04:37,531
تو سنگ هاي خداييت رو گم کردي؛ نه؟

741
01:04:42,680 --> 01:04:44,136
! هي

742
01:04:55,750 --> 01:05:00,102
چرا ... سنگ هاي خداييت رو گم کردي؟

743
01:05:01,638 --> 01:05:15,638
<font color=#FF8040>مجله گل آفتابگردان؛ مجله اي براي با سليقه ها</font>
<font color=#FF0000>www.sunflowermag.ir</font>

744
01:05:21,656 --> 01:05:23,852
<font color=#00FFFF><i>[عروس خداي آب]</i></font>

745
01:05:23,852 --> 01:05:26,792
<font color=#800080><i>حس مي کردم دارم يه فيلم عاشقانه و کمدي تماشا مي کنم
وقتي که دنبالت اومدم</i></font>

746
01:05:26,792 --> 01:05:30,769
<font color=#800080><i>من چه کار اشتباهي کردم که زندگيم و سرنوشتم بايد با تو گره بخوره؟</i></font>

747
01:05:30,769 --> 01:05:33,055
<font color=#800080><i>حتي اون دعوا و بهم زدن عالي بود</i></font>

748
01:05:33,055 --> 01:05:35,064
<font color=#800080><i>نمي خوام که دوباره عاشق يه انسان بشي</i></font>

749
01:05:35,064 --> 01:05:36,345
<font color=#800080><i>.... اگه به اين کارت ادامه بدي؛ من</i></font>

750
01:05:36,345 --> 01:05:39,211
<font color=#800080><i>اون آدم بديه -
در هر صورت داره ميره -</i></font>

751
01:05:39,211 --> 01:05:41,506
<font color=#800080><i>.... اون در هر صورت داره ميره -
اتفاقي افتاده؟ -</i></font>

752
01:05:41,506 --> 01:05:42,952
<font color=#800080><i>ولي تو عاشقش شدي</i></font>

753
01:05:42,952 --> 01:05:47,066
<font color=#800080><i>من بهاي رويايي که دارم و نمي تونم ازش دست بکشم رو ميدم</i></font>

754
01:05:47,066 --> 01:05:50,249
<font color=#800080><i>نمي خوام که درد رو به ياد بياري و از گذشته مايوس بشي</i></font>

755
01:05:50,249 --> 01:05:52,183
<font color=#800080><i>! يون سو آه</i></font>

